<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سابقا مترجم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sabeghan_motarjem</link>
        <description>سابقا مترجم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-09 06:49:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/68775/avatar/FaKXjz.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سابقا مترجم</title>
            <link>https://virgool.io/@sabeghan_motarjem</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ترجمه «هر چه بیشتر، بهتر»</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-jze9uhriawo1</link>
                <description>از سبک جملاتی مثل «هر چه بیشتر، بهتر» زیاد تو فارسی می‌بینیم. همین موضوع تو انگلیسی هم صادقه. برای ترجمه این جور جملات می تونیم از ۲ فرم زیر استفاده کنیم.نکته: نقش the در این جمله‌ها حیاتیه!فرم کاملهر چه هیجان‌انگیزتر باشد، بیشتر دوستش دارم.Correct: The more exciting it is, the more I like it. Wrong: The more it is exciting, the more I like it.هر چه بزرگ‌تر می‌شویم، عاقل‌تر می‌شویم.The older we grow, the wiser we become.هر چه کمتر خرج کنی، بیشتر پس‌انداز می کنی.The less you spend, the more you save.هر چه زودتر بیایند، بهتر است.The sooner they go, the better it is.فرم کوتاهقهوه‌ات رو چطوری دوست داری؟ هر چه قوی‌تر، بهتر.How do you like your coffee? The stronger the better.کی باید شروع کنم؟ هر چه زودتر، بهتر.When should I start? The earlier the better.یک جمله در دو فرم کامل و کوتاههر چه فشار وارده بر توپ بیشتر باشد، حجمش کمتر می شود.The more the pressure applied on the ball is, the smaller its volume becomes.هر چه فشار بیشتر، حجم کمتر.The more the pressure, the smaller the volume.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Mon, 30 Dec 2019 19:02:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترجمه «هنوز»: still یا yet؟</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-still-%DB%8C%D8%A7-yet-pmsqoudg6jwk</link>
                <description>برای ترجمه «هنوز» یا «هنوز هم»، می شه از دو واژه still و yet استفاده کرد.کی yet را انتخاب کنیم؟در مواردی که انتظار داشتیم چیزی اتفاق بیفته، اما هنوز اتفاق نیفتاده. بیشتر در عبارت های منفی و سوالی به کار می ره. yet معمولا در انتهای جمله به کار می ره.هنوز باران نگرفته است.It isn’t raining yet.این تحقیق هنوز تکمیل نشده است.The research has not been completed yet.بچه‌ها شام خوردن؟ (=بچه‌ها هنوز شام نخوردن؟)Have the kids had dinner yet?نکته: yet می‌تونه قبل از فعل هم بیاد، اما معمولا در متون رسمی‌تر به کار می‌ره.هنوز به‌روزرسانی را دریافت نکرده‌ام.I haven&#x27;t yet received an update.کی still را انتخاب کنیم؟برای چیزی که قبلا شروع شده و هنوز ادامه داره. بیشتر در عبارت‌های مثبت و سوالی کاربرد داره. still قبل از فعل به کار می ره.هنوز باران می بارد.It’s still raining.این تحقیق هنوز در دست انجام است.The research is still ongoing.هنوز مایلی که برای شام بیای؟Do you still want to come over for dinner?نکته: می شه در جملات منفی از still هم استفاده کرد. با این تفاوت که جایگاهش عوض می شود.او هنوز نرسیده استShe hasn’t arrived yet. = She still hasn’t arrived.این دلایل هنوز روشن نشده‌اند.The reasons haven’t become clear yet. = The reasons still haven’t become clear.نکته: در still مفهوم بی صبری وجود دارد.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Thu, 19 Dec 2019 12:49:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترجمه will have و would have</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-will-have-%D9%88-would-have-nfyj0snwumxy</link>
                <description>از will have که به «آینده کامل» معروف است زمانی استفاده می کنیم که کاری در یک آینده مشخص به اتمام رسیده باشد:I will phone at six o&#x27;clock. He will have got home by then.ساعت ۶ تماس خواهم گرفت. او تا آن موقع خانه خواهد بود.It&#x27;s half past five. Dad will have finished work by now.ساعت پنج و نیم است. بابا تا الان خانه خواهد بود.حال، would have مفهوم گذشته به will have می دهد (گذشته‌ی آینده‌ی کامل!)I phoned at six o&#x27;clock. I knew he would have got home by then.ساعت ۶ تماس گرفتم. می دانستم که او تا آن موقع خانه خواهد بود.It was half past five. Dad would have finished work.ساعت پنج و نیم بود. بابا تا آن موقع کارش را تمام کرده بود.نکته: کاربرد would have در جملات شرطیدر جملات شرطی (if)، برای صحبت در مورد چیزی که در گذشته اتفاق نیفتاده است، از would have استفاده می شود:If it had been a little warmer, we would have gone for a swim.اگر کمی گرمتر بود، رفته بودیم شنا.He would have been very angry if he had seen you.اگر تو را دیده بود خیلی عصبانی شده بود.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 23 Oct 2019 15:33:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترجمه اول، دوم، سوم و ...</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%88-co6rwnjislew</link>
                <description>اعداد به دو صورت نوشته می شوند:اعداد اصلی (یا همان کاردینال = cardinal number)، مانند 1 و 2 و ... اعداد ترتیبی (یا همان اوردینال = ordinal number)، مانند first (اول) و second (دوم) یا به صورت عددوار، 1st و 2nd و ...در ترجمه اعداد اصلی (مانند 1 و 2 و 115 و ...) به انگلیسی مشکل خاصی وجود ندارد. اما گاها در ترجمه اعداد ترتیبی (اول و دومین و صدوسیزدهم و ...) در فرم عددوار (23rd یا 23th؟) به مشکل می خوریم. چون اعداد 1 و 2 و 3 به عنوان رقم یکان اعداد، حالت یکسانی ندارند. در این نوشته قصد داریم که فرمولی کلی برای اینکار ارائه دهیم:قاعده کلیتکلیف اعداد اول، دوم، و سوم مشخص است:اول = first = 1st دوم = second = 2nd سوم = third = 3rdبه جز 11 ام و 12 ام و 13 ام و همچنین اعدادی که دو عدد سمت راست شان 11 و 12 و 13 است (مانند 113 و 211 و 313 و 1011 و ...):اگر عدد سمت راست 1 بود = st (مانند بیست و یکم = twenty-first = 21st) اگر عدد سمت راست 2 بود = nd (مانند سی و دوم = thirty-second = 32nd) اگر عدد سمت راست 3 بود = rd (مانند پنجاه و سوم = fifty-third = 53rd) اگر عدد سمت راست 4 تا 9 و همچنین 0 بود = th (مانند شصت و چهارم = sixty-fourth = 64th)خود اعداد 11 ام و 12 ام و 13 ام، th می گیرند:یازدهم = eleventh = 11th دوازدهم = twelfth = 12th سیزدهم = thirteenth = 13thنکته: twenty-oneth معادل اشتباهی برای «بیست و یکم» است. و معادل صحیح twenty-first است.جدول اعداد اصلی و ترتیبی به همراه معادل عددوارنحوه نوشتن اعداد در فارسی و انگلیسی و همچنین در اعداد اصلی و اعداد ترتیبی</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 21:39:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کدام یک: each other و one another؟</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DB%8C%DA%A9-each-other-%D9%88-one-another-oajdfdlcmyw8</link>
                <description>هر دو به معنای «یکدیگر» یا «همدیگر» هستند؛ و معمولا هر دو را می توان هم برای دو نفر و هم برای چند نفر به کار برد. اما each other رایج تر از one another است.علی و مینا هرگز یکدیگر را دوست نداشتند.Ali and Mina never liked each other.همه افراد خانواده هدایایی به همدیگر دارند.Everyone in the family gave each other presentsآن پنج برادر یکدیگر را دوست ‌داشتند.The five brothers loved one another.نکته: each other و one another را هرگز به صورت سر جمع یا با خط تیره ننویسید. بنابراین eachother, each-other, oneanother, one-another همگی غلط هستند.نکته: each others و one anothers اشتباهند، یعنی به صورت جمع به کار نمی روند.آن ها عاشق یکدیگر بودند.Correct: They love each other. They love one another.Wrong: They love each others. They love one anothers.نکته: هر دو می توانند s آپاستروف (ملکی) بگیرند، یعنی each other’s و one another’sعلی و مینا از سگ های همدیگر متنفر بودند.Ali and Mina hated each other’s dogs.علی و مینا دانسته های کمی در مورد کارهای همدیگر دارند.Ali and Mina know very little about one another’s work.نکته: از us یا ourselves به جای each other و one another استفاده نکنید.دوازده سال است که همدیگر را می شناسیم.Correct: We’ve known each other/one another for twelve years.wrong: We’ve known us/ourselves for twelve years.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 21:21:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت علامت نقل قول در انگلیسی و فارسی</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D9%86%D9%82%D9%84-%D9%82%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-iqversyypjop</link>
                <description>از اشتباهات معمول در ترجمه ها، استفاده نادرست از علامت نقل قول است.علامت نقل قول در انگلیسی: &quot; &quot; علامت نقل قول در فارسی: « »&quot;The issue is challenging&quot;, Ali said.صحیح: علی گفت: «این مساله چالش بر انگیز است» غلط: علی گفت: &quot; این مساله چالش بر انگیز است&quot;.نکته: علامت نقل قول نه تنها برای نقل قول، بلکه برای قسمت های ویژه نیز استفاده می شود.In his book &quot;The Canon of Medicine&quot;, Ebn-e-Sina teaches the medicine.ابن سینا در کتاب خود تحت عنوان «قانون در طب» طبابت را آموزش می دهد.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 21:14:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت little و a little</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-little-%D9%88-a-little-hjbcv87fkjqn</link>
                <description>قبلا در مورد تفاوت few و a few صحبت کردیم. تفاوت بین little و a little هم به همان صورت است. با این تفاوت که:واژه های few و a few با اسامی قابل شمارش در حالت جمع استفاده می شوند. واژه های little و a little با اسامی غیر قابل شمارش (مانند time و money و sugar و ...) استفاده می شوند. هر چند little و a little هر دو به یک مقدار کم اشاره دارند.تفاوت little و a little در چیست؟واژه Little = مقدار کمی، مقدار اندکی، نه چندان (تاکید بر وجه منفی دارد - اینکه مقدار زیادی وجود ندارد)Little = not much = not a lot ofزمان کمی برای آماده شدن داشتیم.We had little time to prepare = We did not have much time to prepareاو پول کمی دارد.She has little money.امید کمی باقی مانده است.There is little hope left.واژه A little = مقداری، یه مقدار (تاکید بر وجه مثبت دارد - اینکه مقدار کمی وجود دارد)A little = some amount of = a small amount ofمقداری زمان (اگرچه نه زیاد) برای آماده شدن داشتیم.We had a little time to prepare = We had some time to prepareاو مقداری پول دارد.She has a little money.مقداری امید باقی مانده است.There is a little hope left.استثناء: عبارت quite a little، با وجود در بر داشتن a little، به معنای «زیاد، بسیار، مقدار قابل ملاحظه ای» استQuite a little (of) = a lot ofپول زیادی داشتم.I had quite a little money.اصطلاح: make little of = دست کم گرفتن، حقیر شمردن، ناچیز شمردنتهدیدهای او را دست کم نگیر.Don&#x27;t make little of his threats.اصطلاح: not a little = کم نه، بسیار، خیلیاز حرف‌های او کم نرنجیدم (خیلی رنجیدم).I was not a little offended by what he said.اصطلاح: some little = نسبتا زیاد یا گسترده یا پر، خیلیراه نسبتا زیادی رو طی کرده ایم.We have traveled some little way.اصطلاح: little by little = کم کم، خرده خرده، به تدریجاو به تدریج در حال ضعیف تر شدن بود.He was becoming weaker little by little.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 21:09:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نحوه ترجمه including و namely</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-including-%D9%88-namely-rbfiiktegqkk</link>
                <description>واژه Includingاگر کلماتی که قرار است ذکر شوند صرفا چند نمونه از میان تعداد بیشتری باشندکل کاری که باید بکنید تکمیل جزئیات است، از جمله نام، آدرس.All you have to do is to fill in the details, including your name and address.حدودا 20 نفر حاضر بودند، از جمله دولوخوف و دنیسوف.About twenty people were present, including Dolokhov and Denisov.نکته: در این موارد می توان از for instance, for example, such as, e.g. نیز استفاده کرد. نکته: در انتهای جملاتی که including, for example, such as, for instance, e.g دارند از etc استفاده نکنید. زیرا این واژه ها در بر دارنده معنای «و غیره» هم هستند. واژه Namelyاگر تمام موارد مد نظر ذکر شده اند:فقط یک نفر مسئول خواهد بود، یعنی شما.Only one person will be responsible, namely you.سه دانش آموز ذکر شدند، یعنی جان، سارا و سیلویا.Three students were mentioned, namely John, Sarah and Sylvia.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 20:50:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نحوه ترجمه «tend to»</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-tend-to-mwrbtzbop28y</link>
                <description>فعل tend to را نمی توان همیشه «تمایل داشتن» یا «میل داشتن» ترجمه کرد. به طور کلی، دو نوع ترجمه زیر را می توان برای فعل tend to داشت:برای فاعل جاندار: تمایل داشتن،گرایش داشتن، احتمال داشتناو نسبت به عقاید افراطی گرایش دارد.He tends towards extreme viewsاحتمال طول عمر زن‌ها از مردها بیشتر است.Women tend to live longer than menبرای فاعل غیر جاندار: غالباً، معمولاً، یا مکرراً، منجر شدنطرح‌های جدید غالبا ساده اند.Modern designs tend to simplicityسطوح صاف معمولا صدا را به جای جذب، منعکس می‌کنند.Smooth surfaces tend to reflect sound waves rather than absorb it.اینگونه طرز برخورد به شکست خواهد انجامید.This kind of attitude tends to defeat</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 20:43:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نحوه ترجمه «با وجود» یا «به رغم»</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%BA%D9%85-mam5qib4iz1k</link>
                <description>برای ترجمه «با وجود» یا «به رغم» در زبان انگلیسی، دو عبارت despite و in spite of را داریم که از نظر معنا هیچ تفاوتی ندارند. نکته: despite هرگز با of نمی آید. نکته: بعد از despite یا in spite of، همواره از اسم، ضمیر (مانند this، that، what و ...)، یا ing- استفاده می کنیم:با وجود ترافیک، زودتر از معمول رسیدم.In spite of the traffic, I arrived earlier than usual. = Despite the traffic ...با وجود اتفاقاتی که دیروز افتاد، هنوز هم دوستت دارم.Despite what it happened yesterday, I still love you. = In spite of what it ...علی رغم خوردن پاستای زیاد، هنوز هم احساس گرسنگی داریم.In spite of eating too much pasta, we still feel hungry. = Despite eating ...نکته: despite و in spite of خودشان در بر دارنده مفهوم «اما» نیز هستند، بنابراین در انگلیسی معمول نیست که but نیز نوشته شود:به رغم این واقعیت که قواعد گرامری محدود هستند، اما استثنائات متعددی وجود دارند.Despite the fact that grammar rules are limited, but numerous exceptions are there.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 20:24:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کدام یک: Comprise یا Include؟</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DB%8C%DA%A9-comprise-%DB%8C%D8%A7-include-ezxo2eahlmcd</link>
                <description>معمولا برای ترجمه «شامل» به انگلیسی، از comprise و include و contain یا consist استفاده می شود. در این نوشته، به تفاوت های دو مورد از رایج ترین معادل های «شامل» می پردازیم تا یکی از شایع ترین اشتباهات در ترجمه رفع شود. کدام یک را باید به کار ببریم؟ comprise یا include؟معنی Comprise = تشکیل دادن، متشکل بودنکاربرد Comprise = وقتی منظور «شامل همه موارد ذکر شده و نه موارد دیگر» است.این کل از این اجزاء تشکیل شده است.The whole comprises the parts.این اجزا توسط این کل تشکیل شده اند.The parts are comprised by the whole.کلاس ما سی دانش آموز داشت.Our class comprised 30 students.کشاورزان پنجاه درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند.Farmers comprise fifty percent of the population.ایران از پنجاه استان تشکیل شده است.Iran comprises 31 provinces.این مردان معدود کل ارتش او را تشکیل می دهند.These few men comprise his entire army.این بسته متشکل از کامپیوتر، برنامه، دیسک ها و راهنما بود.The package comprised the computer, program, disks, and a manual.اصطلاح be comprised of= مشتمل بودن بر، دارا بودنکتاب مشتمل بر ده فصل بود.The book was comprised of ten chapters.معنی Include = شامل بودن، در بر داشتن، لحاظ کردنکاربرد Include = وقتی منظور «شامل همه موارد ذکر شده و شاید موارد دیگر» است.این کل شامل این اجزا و غیره است.The whole includes the parts and so on.هزینه شامل مالیات هم می‌شود.The cost includes taxes.آیا شام هم منظور شده است‌؟Is dinner included too?این کتابخانه دارای کتاب‌های نادر زیادی می‌باشد.This library includes many rare books.جزو نامزدهای انتخابات به شمار آمدن.To be included as an election candidate.آن جرقه‌ی الهی موجود در هر انسان.That divine spark included in every human being.این کامپیوتر را خواهم خرید، اگر سیستم عامل را هم به صورت رایگان لحاظ کنید.I will purchase the computer, if you will include the operating system for free.یادت نره که هزینه تعمیرات رو لحاظ کنی.Don&#x27;t forget to include the cost of repairs.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 20:18:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کدامیک: another یا an another؟</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85%DB%8C%DA%A9-another-%DB%8C%D8%A7-an-another-kdgrccedauzw</link>
                <description>واژه another را تجمیع شده ترکیب an other در نظر بگیرید. پس: ترکیب an another کاملا غلط است.او سیب دیگری را خورد.Correct: He ate another apple.Wrong: He ate an another apple.او یکی دیگر از آن کلاه بردارها است.He is another one of those charlatans.اصلاح one way or another = به هر طریقی شده، هر جور که شدههر طور شده او را پیدا خواهیم کرد.We will find him one way or another.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 19:19:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت های Each و Every در کاربرد</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-each-%D9%88-every-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-reuzkcrcvftk</link>
                <description>نکته گرامری: هر دوی Each و Every به یک شیء مفرد اشاره دارند، یعنی شیئی که بعد از آن ها می آید همواره مفرد است و فعل جمله نیز هموارد مفرد است.واژه each به یک شیء مجزا اشاره دارد:هر هنرمندی چیزها را به صورت متفاوتی می بیند.Each artist sees things differently.واژه every به گروهی از موارد، به عنوان یک کل، اشاره دارد:همه هنرمندان حساس هستند.Every artist is sensitive.نکته: زمانی که فقط دو شیء مد نظر است، استفاده از every صحیح نیست و فقط باید از each استفاده کرد:جسیکا پابندها را بر روی هر مچ پوشید.Correct: Jessica wore anklets on each ankle.Wrong: Jessica wore anklets on every ankle.نکته: برای بیش از دو شیء، استفاده از هر دوی each و every صحیح است:عروس همه اقلام سفارش خود را دریافت کرد.The bride received each item on her registry.عروس هر یک از اقلام سفارش خود را دریافت کرد.The bride received every item on her registry.نکته: each and every، در کنار هم، برای تاکید به کار می رود (البته در نگارش رسمی مقبول نیست):عروس تک تک اقلام سفارش خود را دریافت کرد.The bride received each and every item on her registry.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 19:12:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کدام یک: Everytime یا Every Time؟</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DB%8C%DA%A9-everytime-%DB%8C%D8%A7-every-time-bchcdkkjvwxa</link>
                <description>یک نکته کلی:عبارت Every time همواره صحیح است! پس عبارت Everytime همواره اشتباه است!لازم نیست هر بار یادم بیاری که ظرف ها رو بشویم.Correct: You don’t need to remind me to wash the dishes every time.Wrong: You don’t need to remind me to wash the dishes everytime.هر بار که نفس می کشیم، آلاینده ها را استنشاق می کنیم.Correct: Every time we breathe, we inhale pollutants.Wrong: Everytime we breathe, we inhale pollutants.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 18:58:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کدام یک: Everyone یا Every One؟</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DB%8C%DA%A9-everyone-%DB%8C%D8%A7-every-one-lza6gp5uztwh</link>
                <description>ضمیر Everyone (به صورت سرهم) به همه افراد یک گروه اشاره دارد. Everyone را می توان با Everybody جایگزین کرد.این پروتکل های جدید تاثیر مثبتی بر همه خواهند داشت.Correct: The new protocols will affect everyone positively.Correct: The new protocols will affect everybody positively.ضمیر Every one (جدا از هم) به هر یک از اعضاء یک گروه اشاره دارد (معمولا بعد از آن از of استفاده می شود)از هر یک از شماها که کمک کردید متشکرم.Correct: Thank every one of you who offered assistance.Wrong: Thank everyone of you who offered assistance.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 18:51:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترجمه «که» برای انسان ها: who یا that؟</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-who-%DB%8C%D8%A7-that-c5s5tfo5r4fw</link>
                <description>به این مثال توجه کنید:آن مرد، که در حال خواندن روزنامه است، یک سیاستمدار است.The man, who is reading a newspaper, is a politician.قسمت اریب یک عبارت وابسته است. عبارت وابسته به ما می گوید که منظور گوینده کدام شخص یا شیء (یا چه نوع شخص یا شیئی) است. زمانی که در مورد انسان ها (و نه اشیاء) صحبت می کنیم، از who در عبارات وابسته استفاده می کنیم.دانشجویان زیادی را می شناسم که در دانشگاه من تحصیل می کنند.I know a lot of students who study in my university.گاهی اوقات (اما نه همیشه) می توان از that به جای who استفاده کرد، اما هرگز نمی توانید از which به جای who استفاده کنید.آن مرد که در حال خواندن روزنامه است یک سیاست مدار است.The man that (which) is reading a newspaper is a politician.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 18:37:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترجمه «معادل است با»: equivalent to یا equivalent with؟</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-equivalent-to-%DB%8C%D8%A7-equivalent-with-suuv78ghz9th</link>
                <description>به دلیل وجود کلمه «با» در عبارت «معادل است با»، به اشتباه به صورت equivalent with ترجمه می شود. اما:همواره از equivalent to برای ترجمه «معادل است با» استفاده کنید.این معادل است با ۳۸۰۰۰ شغل.Correct: This is equivalent to 38,000 jobs.Wrong: This is equivalent with 38,000 jobs.یک متر معادل است با ۱۰۰ سانتیمتر.One meter is equivalent to 100 centimeters.آیا در انگلیسی واژه‌ای معادل «قرمه سبزی» وجود دارد؟Is there an equivalent word to &quot;Ghorme Sabzi&quot; in the English language?</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 17:39:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترجمه «گفتن»: tell یا say؟</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-tell-%DB%8C%D8%A7-say-esyv2notydrm</link>
                <description>این دو کلمه، بنا به ماهیت شان، اکثرا در حالت گذشته به کار می روند. هر دوی say و tell بی قاعده هستند و شکل گذشته ساده (simple past) و اسم مفعولی (past participle) شان به ترتیب said و told است.تمرکز اصلی tell بر محتوا یا پیام گفته شده است.علی به من گفت که آن ها در تعطیلات هستند.Ali told me they were on holiday.به ما گفت که مریض است.He told us that he was sickاین داستان کودکی او را شرح می‌دهد.This story tells about his childhoodآنان نقشه‌های خود را به ما گفتند.They told us of their plansتمرکز اصلی say بر خود کلمات گفته شده است.او گفت «سلام». (تمرکز بر کلمه سلام است)Correct: &quot;Hello,&quot; she said.Wrong: &quot;Hello,&quot; she told.او از من پرسید که دنبال کار می گردم و من گفتم بله. (تمرکز بر بله است)He asked if I was looking for work and I said yes.معمولا say را با نقل قول مستقیم به کار می بریم. در این موارد از tell استفاده نمی کنیم. یعنی اگر قرار بود که عبارت گفته شده در علامت نقل قول (&quot; &quot;) نوشته شود، فقط از say استفاده کنید.او گفت «من 50 دلار براش نمی دم».Correct: He said, “I’m not paying $50 for that”.Wrong: He told, “I’m not paying $50 for that”.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 17:31:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترجمه «متفاوت از»: different than یا different from؟</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-different-than-%DB%8C%D8%A7-different-from-tr5ya2tbzc8o</link>
                <description>از جمله دردسرهایی که در ترجمه با آن مواجه می شویم، نحوه ترجمه «متفاوت از» است. کدام یک صحیح است: different than یا different from ؟ این دردسر هم ناشی از شیوه های بیان تفاوت در فارسی است و هم ناشی از اختلافات بین انگلیسیِ آمریکایی و انگلیسیِ بریتانیایی و زبان گفتاری و رسمی است، که منجر به اشتباهات رایج می شود.بیان «تفاوت» در فارسیدر فارسی معمولا می گوییم:فلان چیز از بهمان چیز متفاوت است. (فلان چیز متفاوت از بهمان چیز است)فلان چیز با بهمان چیز تفاوت (فرق) دارد. (فلان چیز با بهمان چیز تفاوت (فرق) دارد)بیان «تفاوت» در انگلیسیدر انگلیسی (گفتاری و رسمی) معمولا از different from استفاده می کنیم. سعی کنید همواره به from پایبند باشید.او با پدرش خیلی فرق دارد.He is very different from his father.کدو با هویج فرق دارد.A pumpkin is different from a carrot.آن ها چگونه با هم تفاوت دارند؟How are they different from each other?عبارت different than در انگلیسی آمریکایی و معمولا گفتاری استفاده می شود.طعم این چایی خیلی متفاوت از چایی ای است که معمولا می نوشم.This tea tastes very different than the one I usually drink.مادربزرگم متفاوت از چیزی که به یاد میارم به نظر می رسه.My grandmother looks different than I remember.عبارت different to در انگلیسی بریتانیایی و معمولا گفتاری استفاده می شود.آکادمی سلطنتی هیچ تفاوتی با موزه های دیگر ندارد.The Royal Academy is no different to any other museum.او کاملا متفاوت از سایر ملکه ها بود.She was completely different to other queens.اصطلاح: different in = متفاوت از نظر ...آنها از نظر اندازه بسیار متفاوت هستند.They are vastly different in size.اصطلاح different as night and day = اختلاف فاحش داشتنپرنده ها و خفاش ها شبیه به نظر می رسند، اما اختلاف فاحشی دارند.Birds and bats appear to be similar, but they are (as) different as night and day.</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 17:24:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترجمه «try»: تلاش کردن یا امتحان کردن؟</title>
                <link>https://virgool.io/motarjem/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-try-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-nxrhr8nz5w7g</link>
                <description>اینجا هم نمی توان یک فرمول کلی ارائه کرد، اما:try something یا try doing something = امتحان کردن (آزمایش کردن) کاری یا چیزییک دستور آشپزی جدید امتحان کن.Try a new recipe.درمان‌های مختلفی آزمایش شدند.Many remedies were tried.این صابون جدید را امتحان کرده‌ای‌؟Have you tried this new soap?بخت خود را در لاتاری امتحان کن.Try your fortune in a lottery.اگر اتومبیل روشن نمی‌شود، باتری تازه ای را امتحان کن.If the car won&#x27;t start, try a new battery.این دمنوش را امتحان کن.Try drinking the herbal tea.با چکش امتحانش کن، شاید بیرون اومد.Try hitting it with hammer, it might come off.try to do something = تلاش کردن برای انجام کاریاو کوشید تندتر شنا کند.He tried to swim faster.سعی کن به خاطر بیاوری.Try to remember.سعی خواهم کرد بیایم.I&#x27;ll try to come.در حالت عامیانه (یا گفتاری) می توان به جای try to از try and  هم استفاده کردسعی کن سر وقت آنجا باشی.Correct: Try to be there on timeCorrect: Try and be there on timeسعی کن هر روز وزنت رو کم کنی.Correct: Try to lose your weight every day.Correct: Try and lose your weight every day.جملات بسیاری هستند که در دو قالب فوق نمی گنجند. اما نگران نباشید، معمولا مفهوم جمله خودش را نشان می دهد.نگران نباش، بیشترین سعی خود را خواهم کرد.Don&#x27;t worry, I&#x27;ll try my bestهر چه بیشتر می‌کوشد کمتر موفق می‌شود.The more he tries the less he succeeds.موفق نشدم ولی ارزش یک بار کوشش دیگر را دارد.I failed but it&#x27;s worth another try.در همان سعی اول رکورد را شکست.He broke the record on the very first try.به نظر آسان می‌نماید بگذار من هم آن را بیازمایم.It seems easy, let me too have a try at it.try on = تست کردن، پرو کردناین پیراهن را تست کن تا ظاهرش را ببینی.Try on this T-shirt to see how it looks</description>
                <category>سابقا مترجم</category>
                <author>سابقا مترجم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 17:16:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>