<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های صدف امیدواری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sadafomidvari</link>
        <description>محقق در زمینه رفتارسازمانی، فرهنگ سازمانی و تعهد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:13:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/239956/avatar/tHkkGL.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>صدف امیدواری</title>
            <link>https://virgool.io/@sadafomidvari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رفتارحرفه‌ای چه تأثیری در کسب‌وکارهای ما دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-mx7otfldqomk</link>
                <description>تا به حال به تأسیس یک مجموعه کاری یا کسب و کار تجاری فکر کردی؟در آغاز کسب و کار خود،  یکی از مهمترین نکات نحوه ارتباط شما با دیگران و حضور شما در کسب‌وکارتان است. اگر صرفا بر اساس یک ایده و نظر شروع به کاری کنید، از ادامه مسیر خسته خواهید شد و به مرور در محیط کاری خود حضور نخواهید داشت، پس در نتیجه عدم علاقه شما به ادامه، باعث می‌شود اعضای تیم نیز از ادامه کار دلسرد شده و روند کاری شما تغییر خواهد کرد، پس قبل از هر چیز انگیزه و هدف کاری خود را مشخص کنید و برای تیم،  شرایط و اهداف را به طور شفاف بیان کنید تا در تعاملات خود به مشکل برنخورید.بسیاری از ما انسان‌ها لحظات بد و خوبی را در طول زندگی تجربه می‌کنیم که اگر احساسات بد خود را وارد کسب و کار کنیم، تأثیر منفی در رفتارمان خواهد داشت؛ همچنین این لحظات بد برای همکاران ما نیز رخ خواهد داد، پس درک کردن همکاران حتی اگر شرایط برای ما سخت باشد رفتار حرفه‌ای ما را قوی‌تر می‌کند؛ باید توجه داشت که این مسائل را تا قبل از اینکه رفتار شما زیر سؤال برود شناسایی کنید.در این شرایط بدگویی کردن پشت سر همکاران عملی بسیار ناپسند خواهند بود و حس منفی را به سایرین منتقل می‌کند. پس بهتر است به جای گسترش حال بد دیگری، تمام تمرکز خود را بر روی انجام کارهای خود به صورت تخصصی بگذارید و در راستای رسیدن به هدف تلاش کنید.به این نکته توجه کنید که اگر در زندگی شخصی و خانوادگی مشکلاتی دارید تحت هیچ شرایطی وارد فضای کسب و کار خود نکنید و رفتاری از خود بروز دهید که نشان دهنده شخصیت حرفه‌ای شما باشد.همچنین اگر اعتماد به نفس خوبی داشته باشید در شرایط مختلف کاری رفتارهای بهتری را از خود بروز می‌دهید و اگر هر فرد در یک کسب و کار اعتماد به نفس خوبی داشته باشد، بر شرایط حاکم تسلط داشته و پیشرفت بهتری خواهد داشت.آیا تا بحال با افرادی برخورد داشته‌اید که هنگام قرار ملاقات تأخیر داشته باشند؟تأخیر داشتن در جلسات و اتمام کارهای محول شده و از همه مهمتر فراموش کردن برخی کارها در یک کسب و کار موفق، مانع رشد این کسب و کار خواهد شد و در نتیجه عملکرد کلی تیم مختل می‌شود.پس با داشتن روابطی دوستانه و صمیمانه با همکاران خود، علاوه بر داشتن یک رفتار حرفه‌ای مناسب، بهره‌وری خود را افزایش داده و از شغل خود لذت ببرید.بنابراین زمانی که شما به کسب و کار خود اختصاص می‌دهید و هدف قابل درکی دارید این زمان اهمیت زیادی داشته و باعث افزایش کیفیت کاری شما خواهد شد.پس با توجه به اینکه رفتارهای ما بر تجارت، کسب و کار، موقعیت اجتماعی و رشد و پیشرفت ما تأثیرگذار است، بروز رفتارهای مثبت و حرفه‌ای بر توسعه و رشد فردی ما مؤثر خواهد بود و به همین واسطه تعامل بیشتری با سایر کسب و کارها و مشتریان خواهیم داشت و به واسطه اعتماد سازی دوستی‌های بیشتری شکل خواهد گرفت؛  پس باید بدانید در هر کسب و کاری که هستید، در راستای توانایی‌های خود به صورت حرفه‌ای عمل کنید که این حرفه‌ای بودن علاوه بر افزایش رشد و موفقیت شما باعث اعتبار شما نزد همکارانتان خواهد شد و در نتیجه تعاملات و همکاری های بیشتری را در پی خواهد داشت.با توجه به اینکه هر کسب و کاری ممکن است اصول رفتاری خاص خود را داشته باشند که حتما بر اساس آن پیش خواهند رفت؛ امّا به طور کلی چند اصل اخلاقی و رفتاری وجود دارد که لازمه هر کسب وکاری رعایت این نکات است که در ادامه به تفصیل بیان خواهد شد:1. اصل اول احترام گذاشتناحترام به معنی حرمت نهادن، نکوداشت، بزرگ داشتن و ارج نهادن می‌باشد. در هر کسب و کاری احترام به عقاید، ارزش‌ها، ایده‌ها و نظرات همکاران و زیردستان یکی از اصول اخلاقی است. آیا شما با مدیر و همکاری که به شما توهین کند و به نظرات شما در کسب وکار اهمیتی ندهد، کار می‌کنید یا در محیطی که احترام شما حفظ شود؟ارتباط باید بر اساس رابطه و نزاکت متقابل باشد. ایجاد رابطه به این معنی‌ست که درگیر نقاط ضعف و تفاوت‌های موجود در افراد نشوید، مثل تفاوت در نژاد، رنگ، مذهب، جنسیت، سن، ملیت، خواستگاه قومی، باورهای سیاسی، وضعیت تأهل، ضعف‌ها یا امور اجتماعی یا خانوادگی افراد.2. اصل دوم خوش روییخوشرویی به معنی گشاده رویی، بشاشت و تازه رویی است. اگر در کسب و کار خود پرسنلی دارید که عقاید و باورهای مختلف و بعضاً مخالف شما را دارند با روی خوش از آن‌ها استقبال کنید و اگر برخی عقاید با فرهنگ سازمانی شما همخوانی ندارند با دلیل و منطق در ابتدای کار سعی در تفهیم آن به پرسنل خود داشته باشید تا در آینده دچار مشکل نشوید. مثلا اگر در کسب و کار خود خبرچینی را منع می‌کنید از ابتدا بیان شود و با عدم پذیرش این نوع صحبت‌ها به صورت عملی، به پرسنل خود عدم تأیید این رفتار را نشان دهید، تا این اتفاق از جانب سایر افراد در طول زمان کاری رخ ندهد.3. اصل سوم راستگوییراستگویی به معنی صداقت، درستکاری و راستی می‌باشد. صادق بودن اعضای یک تیم یکی از ارکان مهم رفتار حرفه‌ای در هر کسب وکاری می‌باشد و پایه‌های اعتماد بر اساس همین اصل شکل می‌گیرد. زمانی که فردی در محیط کاری به شما دروغ می‌گوید و شما متوجه دروغ آن فرد می‌شوید چه احساسی دارید؟4. اصل چهارم مسئوليت‌پذیریمسئولیت به معنی تکلیف، کار، نقش و وظیفه بیان شده است. مسئولیت پذیر بودن در هر تیم کاری یکی از عوامل رشد هر کسب و کاریست و احساس مسئولیت داشتن به معنی عمل به تعهدات و وظایف کاری‌ست و تشخیص کار درست از نادرست از شخصی که در تیم احساس مسئولیت دارد، برمی‌آید و در نتیجه اعتماد و تعامل در کار نیز افزایش پیدا می‌کند.5. اصل پنجم همکاریافرادی که در یک کسب و کار برای رسیدن به یک هدف مشترک،  هر کدام بخشی از کار را به عهده دارند، در واقع در حال انجام کار گروهی هستند. در نتیجه با افزایش مهارت‌ها و توانایی‌های خود در جهت رشد کسب‌وکار خود نیز تلاش می‌کنند.6. اصل ششم توسعه فردیتوسعه فردی رشد مهارت‌ها و تخصص‌هایی است که به افراد کمک می‌کند به بالاترین سطح توانایی خود برسند و در جهت رشد خود تلاش کنند و لازم به ذکر است زمانی که افراد در زندگی شخصی خود به موفقیت برسند، در کسب وکار خود نیز شاهد موفقیت‌های بیشتری خواهند بود.7. اصل هفتم اخلاق‌مداریاصول اخلاقی افراد طبق فرهنگ و نحوه برقراری ارتباط آن‌ها شکل می‌گیرد و انسان‌ها با توجه به اخلاق درست توانایی فریب دیگر همکاران و بعضاً مشتریان را نخواهند داشت. در نتیجه داشتن اصول اخلاقی در کسب وکارها باعث رعایت قوانین وضع شده در هر کسب‌وکاری می‌شود.با توجه به مواردی که گفته شد، تا به حال به این موضوع فکر کردید که چرا بعضی از کسب و کارهایی که شروع به کار می‌کنند به زودی شکست می‌خورند؟ یا اینکه چرا طبق برنامه‌ریزی صورت گرفته پیش نمی‌روند؟اصلا چرا مدیر من شرایط من را درک نمی‌کند یا بالعکس شاید ما در کسب وکار خود مدیر را درک نمی‌کنیم!آیا با همکاران خود رابطه خوبی داری؟ اصلا با مشتریانت ارتباط خوبی برقرارکردی یا مشتریان هم شما و کسب‌وکارتان را درک نمی‌کنند؟پاسخ به اکثر سؤالات ما در حیطه کسب و کار به یک نشانه ربط دارد و آن هم انسان‌ها هستند. ما انسان‌ها با رفتارها و عقاید مختلف در کنار یکدیگر قرار می‌گیریم و هنگام تعامل رفتارهای پیچیده‌تری از خود بروز می‌دهیم.باید بدانیم انسان‌ها هستند که باعث شروع، ادامه و اتمام یک کسب وکار می‌شوند و شاید در تمام مدت کاری توجه کمتری به آن‌ها شود. در این صورت می‌توان گفت ما یک کسب و کار غیرانسانی داریم که با استفاده از ربات خیلی کارها و فعالیت‌ها انجام خواهد شد.پس در نتیجه دانش رفتارشناسی در هر کسب و کاری باعث شناخت نیازها و انگیزه‌های افراد می‌شود و به همین واسطه رابطه ما با مشتریان و همکاران خود نیز بهتر خواهد شد.</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Sat, 26 Dec 2020 23:25:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تئوری مدیریتی pull &amp; push</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-pull-push-ltr4m3wxa4od</link>
                <description>مدیر جوان یا مسن؟? چندسال پیش در مجموعه‌ای کار کردم که مدیر جوانی داشت، این فرد با رصد کردن رقباش دائما مثل اونا عمل میکرد، هر چقدر تحلیل میاوردیم، ایراد کار رو می‌گفتیم فایده نداشت...⁣⁣ناگفته نماند همچنان در حال درجا زدنه⁣حالا اگر فکر میکنی کار کردن در کنار افراد خودخواه و مغرور ممکنه یه روزی باعث رشدت بشه، بهم بگو ( من ندیدم)⁣? اما در عوض با مدیری برخورد داشتم که علاوه بر جوون بودن در صنعت خودش جزء اولين‌هاست، هم از نظر کاری و هم اخلاقی⁣⁣فردی که نظرات دیگران‌رو میشنوه، تغییرات مفید رو اعمال میکنه و‌ ریسک‌پذیره⁣⁣حتی کارمندان خودش‌رو تشویق به پيشرفت میکنه که اصطلاحا از استراتژی هل دادن استفاده میکنن یعنی دیگران‌رو ترغیب و تشویق میکنن⁣⁣?از قضا یک مدیر مسنی‌رو میشناسم که کار کردن باهاش یه خط صافه⁣⁣?از نظر این فرد همه چیز در بهترین شرایط قرار داشت و تجربه و سال‌ها فعالیتش باعث این نتیجه بود⁣⁣?میل به تغییر نداشت و به دنبال اهدافی بود که رسیدن بهش راحت باشه. این مدیران اصطلاحا از استراتژی کشیدن استفاده میکنن به این معنی که به افراد خودشون دستور میدن⁣⁣~~~~~~⁣نکته مهم اینه که افراد مسن یه روز سازمان‌رو ترک میکنن و افراد جوون با کلی چالش پیش رو جایگزین میشن که نیاز به تلاش و تقویت دارن⁣⁣پس بهترین کار ممکن استفاده از هر دو گروه سنی در بخش مدیریت در هر مجموعه يا هر تيمي هستش...⁣(دقت كنيد نگفتم صد در صد)⁣٫٫٫٫٫٫⁣??‍? حالا شما به من بگین که تجربه کار با چه گروه سنی‌رو داشتین⁣??‍? و خودتون جزء كدوم دسته از مديران هستين⁣*******</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Mon, 23 Nov 2020 18:36:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقض حقوق شهروندی</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D9%86%D9%82%D8%B6-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C-evxzjlcxeusw</link>
                <description>ما انسان‌ها در تمام مراحل زندگی فردی، اجتماعی و شغلیمون نیاز به امنیت، احترام و توجه داریم⁣⁣و حتما می‌دونیم که رفتار در هر محیطی شرایط و آدابی داره⁣⁣?فارغ از کارمند بودن، کارفرما بودن، شغل آزاد داشتن و... اینکه بتونیم به خودمون و اطرافیانمون حس خوب بدیم و از فضای منفی دور بشیم، بنظرم تونستیم رفتار درست رو درک کنیم⁣⁣?پس نحوه برخورد و رفتار ما با دیگران در هر محیطی بر مهارت ارتباطیمون تأثیر میذاره⁣⁣?حالا این رفتار خوب باعث میشه در بین دیگران شناخته بشیم، مهارت و تخصصمون دیده بشه و در نتیجه پیشرفت کنیم⁣⁣این آگاهی، از شناخت هنجارها و قوانین نانوشته‌ای نشأت میگیره که بهش میگیم فرهنگ⁣⁣?همه ما در یک جامعه زندگی میکنیم، با رعایت حقوق دیگران در تمام شرایط، اصول یک زندگی مسالمت‌آمیز و بدون تنش رو برای هم فراهم کنیم.⁣⁣اینم بگم که احترام به حقوق شهروندی یک موضوع اکتسابیه و باید از کودکی آموزش داده بشه⁣⁣?متأسفانه شرایطی که میبینیم نشون‌دهنده اینه که از این احترام و رعایت حقوق خبری نیست...⁣⁣*****⁣حالا یه سوال⁣⁣?شمایی که این متن‌رو خوندی، در این فضای مجازیه واقعی چقدر امنیت روانی همکارانت برات مهمه یا چقدر بهش عمل میکنی؟⁣⁣?حالا وارد دنیای واقعی خودت شو، تو اجتماع، محل کار، محل زندگیت چطور؟ چقدر رعایت میکنی و یا چه مسائلی‌رو ناخوشایند میدونی؟⁣⁣?لطفا هر موضوعی که به ذهنت میرسه و باعث نقض حقوق افراد میشه رو برام بنویس، مثلا آلودگی صوتی، نقض قوانین رانندگی، مزاحمت‌های خیابانی، اینترنتی و ...*****⁣??حتما بهش فکر کن⁣⁣تا از خودمون شروع نکنیم هیچ اتفاقی رخ نمیده⁣</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Tue, 29 Sep 2020 20:21:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عواقب دروغ گفتن در مذاکرات</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-nh7p2yjgimdd</link>
                <description>دروغ گفتم...دوستای خوب من سلامتا حالا باین موقعیت مواجه شدی در یک محیطی حالا چه دوستانه، خانوادگی یا کاری متوجه بشی که طرف مقالبت داره بهت دروغ میگه؟ چه کاری انجام دادی؟ به روش آوردی یا نه فقط به این فکر کردی که به روش بیاری؟حالا قبل از پاسخ به اینا اصلا دروغ یعنی چی؟ یا چند مدل دروغ داریم؟ شاید بگی دروغ چیه که دیگه مدلم داشته باشهاما دروغ گفتن در مذاکرات کاری بعله انواع داره:دروغ سفید دروغ سیاه درغ خاکستریدروغ سفیددیدین بعضی از آدما یه سفر میرن یا یه دعوا میبین یا اصلا یه ماشین آتش نشانی تو خیابون میبینن بعد میان با کلی اب و تاب تعریف میکنن که اره تو فلان محله یه جا اتیش گرفته بود خیلی خطرناک بود ماشینای اتش نشانی بود که میرفتن و کلی اغراق در صورتی که اصلا معلوم نیست چی بوده شاید یه اتفاق خیلی جزئی تر بوده. این مدل دروغها رو معلوملا میشنویم و خیلی هم پیگیر نیستیم و نادیده میگیریم  به این روش میگن دروغ سفید. حالا تصور کن در مورد حرفه و فعالیتی که داری کلی اغراق نمایی کنیدروغ سیاه:و اما میرسیم به دروغ سیاهفکر کن تو محیط کاریت یکی از همکارات بهت میگه اگه این کارو از این روش بلدی انجام بده و تو هم میگی که آره بابا چندبار انجام دادم در صورتی که دروغ گفتی  و یه همچین ریسکی رو باید بپذری که در این مدل دروغ گفتن هم باعث میشه به منافع خودت ضربه بزنی و هم منافع طرف مقابل. پس اینو بدون که دروغ سیاه در اکثر مواقع به رابطه ها آسیب میزنه و حتی ممکنه همکاری هم قطع بشهو حالا این شما و این دروغ خاکستریییییاین مدل دروغ گفتنه مخصوص مذاکراته. همه م استفاده میکننمثلا فکر کن یه نفر دزده ولی خب کارشم خوبه عجیبه نه؟ ولی حالا اینجا تو پست من این اتفاق افتاده...حالا بگذریم. بعد میره یه جا استخدام بشه نمیگه من دستم کجه بعد که میفهمن بهش میگن چرا دروغ گفتی و پنهان کردی که دستت کجه میگه من دروغ نگفتم فقط همه واقعیتو نگفتم.مگه میشه یکی بره یه جا استخدام شه بعد بگه ببخشین من یکمم دزدممیدونی؟ میخوام بگم که در دروغ خاکستری یه صحبت و گفتگو مبهمی ایجاد میشه که قسمتی از واقعیتها بیان نمیشه و طرفین مایل نیستن در ابتدا همه اطلاعات رو در اختیار همدیگه بزارنحالا که با انواع دروغ اشنا شدیم بریم که ببینیم چطوری مواجه بشیم با این دروغااامواجه با دروغ در مذاکرهتا حالا شده در یک جلسه  کاری دوستانه یا خانوادگی در حال مذاکره  و صحبت باشی و متوجه بشی که کسی داره بهت دروغ میگه؟!و در تمام مدت داری نقشه میکشی که چطوری به روش بیاری تا دیگه فکر نکنه تو ادم نفهمی هستی و هر دروغی دلش میخواد به تو بگه و سرتو کلاه بزاره به اصطلاح با خاک یکسانش کنیحالا قبل از اینکه طرف مقابلت رو رسوا کنی دست نگه دار و تا اخر با من همراه باششاید خیلیاتون بگین اگه کسی داره دروغ میگه حتما به روش میارم که فکر نکنه من نمیفهمم. اما ای دل غافل ادم دروغگو وقتی بفهمه که  تو میدونی دروغ میگه شرمنده نمیشه. دیدی این بازیارو طرف یه سکه میخوره جون بیشتری میگیره ، فهمیدن شما و به روی طرف اوردن حکم همون سکه رو داره، طرف قدرتمندتراز قبل شروع میکنه به گفتن دروغ های درجه یکپس در آرامش کامل بزارین فرد مقابل به دروغ های خودش در مذاکره ادامه بدهمیدونی چرا؟ اینطوری متوجه خصوصیات طرف مقابلت میشی و به راحتی میتونی تصمیم بگیری که ایا قرار بعدی در کار هست یا نه؟حالا شاید با خودت بگی که اصلا از کجا بفهمم که طرف داره دروغ میگه؟شناخت دروغ در مذاکرهعاقا اینو من نمیگم متخصصینش میگن گاهی دروغ گفتن رابطه مستقیمی با استرس داره حالا اینکه چطوری بفهیم طرف ادم استرسیه یا داره دروغ میگه باید به رفتارها و حرکات بدنش دقت کنی، افررررین همون زبان بدن خودمونمثلا فکر کن یه نفر داره باهات صحبت میکنه ولی اصلا تو چشات نگاه نمیکنه دائما چشماش اینطرف و اونطرف میچرخه بعد اگر یکم بیشتر دقت کنین طرف موقع دروغ گفتن مردمک چشمش کوچیکتر میشه خلاصه شو بگم طرف خیلی حرکاتش عادی نیس و نفس کشیدنش تندتر از حد معمول میشه و حتی تپق میزنه ینی زبونش هی میگیره و صداش تغییر میکنه حالا فکر نکنین اگر کسی موقع صحبت کردنش یه کلمه رو اشتباه گفت داره دروغ میگه ها. این حرکات در یک فرد دروغگو در مذاکره تکرار میشهتکنیک های برخورد با دروغ در مذاکرهحالا که شما خونسردی خودتونو حفظ کردینبا همین فرمون برین سمت استفاده از زبان بدن خودتونسرتونو بندازین پایین (یه پرانتز اینجا باز کنم: اگر از رفتارهای فردی متوجه دروغ گفتنش نشدین این مورد کمکتون میکنه و با نگاه نکردن بهش میتونین از تن صدا و  لرزش صدا متوجه درست و غلط بودن حرفهای طرف مقابل بشینمورد بعدی داستانی مشابه صحبتهای فرد  دروغگو تعریف کنین یعنی بگی که اره این روشی که میگی یا این نکاتی که میگی یه بار فلان آدمی انجام داده و نتیجه غیر از این بوده که تو داری میگی و اینطوری بهش میفهمونین که اطلاعات دارین و متوجه شدین که داره دروغ میگهیه داستانی این وسط تعریف کنم . برندهای لوازم خانگی و برندهای آرایشی اصل و فیک زیاد دارن. و حالا نوشتن حروف تعداد کلمات رنگ و... خیل عوامل دیگه اصل و فیک بودن رو مشخص میکنه. یه بار یه فروشنده در مورد نام یک برند  دروغ میگفت و بار اول بهشون گفتم نه این کالا محصول فلان برند نیست و از نوشتن حروف مشخصه ولی فروشنده عزیز در کمال ناباوری پافشاری داشت در اصل بودن و اشتباه خوندن من. نتیجه عدم خرید از اون مجموعه بود.ولی زمانی که من به روش اوردم داره دروغ میگه مقاومت کرد و دلایل دیگه اورد. به نظرتون اون لحظه چه رفتاری درست تر بود که انجام میدادم؟دروغگویی در مذاکرههمیشه فکر کن که فرد مقابل تو در مذاکره یا دوست و همکار توست یا فردی از اعضای خانواده ات.اینکه تو بهش ثابت کنی که متوجه دروغش شدی، چه تاثیری بر روند مذاکره‌ تون داره؟!شرایط را بهتر می کنه و یا همه چیز را از ریشه میسوزونه؟فکر میکنی با این کار ادم راستگویی میشه؟ یا نه تو ادم باهوشه و زرنگه میشی؟در این شرایط دو تا راه داری۱- راه اول به رویش بیاوری که دروغ گفته : که خب در این شرایط ابروشو میبری و ممکنه رابطه دوستی و همکاریتونم بهم بخوره۲-  حالا راه دوم اینه که یه پل بسازی از نوع طلاییشاگر برات سوال شده که پل طلایی در مذاکره چیه،در زمان های قدیم، در کشور چین یک ضرب اامثلی وجود داشت” اگر دشمن به شما حمله کرد و از پلی بر روی رودخانه‌ ای گذشت، پل پشت سرش را خراب نکنید؛چون وقتی دشمن بداند دیگر راه برگشتی ندارد، انرژی و تلاشش برای شکست دادن شما مضاعف خواهد شد.در عوض بروید و پل پشت سرش را از طلا بسازید تا اگر خواست عقب‌نشینی کند،احساس کند که روی این پل طلایی، حتی عقب‌نشینی هم افتخار است.”و  اینو بدون اگر کسی بهت دروغ بگه و تو  این دروغ را به رویش بیاوری،بهت در واقعیت نمیگه : ببخشین من فکر نمیکردم که تو متوجه بشی من بهت دروغ گفتم،  از این به بعد دیگه بهت راستشو میگم«در صورتی که با خودش میگه: باید به این ادم دروغای خیلی پیچیده تری بگم که متوجه نشه . پس با این کار اون فرد رو به یه ادم راستگو تبدیل نمیشه بلکه یک دروغگوی حرفه ای تر خواهد شدو در نظر داشته باش  یه ادمی که حرفه ایه میتونه متوجه دروغتون بشه و غیر مستقیم به روت میارهپس هیچ زمان اجازه ندین که دروغ وارد مذاکره و گفتگوتون بشه چرا ؟ چون شمارو یه ادم کاملا غیر حرفه ای نشون میده و توجیحی هم ندارهو در اخر این هم  از داستان امروز مامرسی از تک تکتون که تا اینجا همراهم بودین</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Tue, 29 Sep 2020 20:14:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویژگی مدیران خوب!!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A8-dtaf8wphz7rm</link>
                <description>دوستای خوب من سلاماون دوستمو یادتونه در مورد مدیرش صحبت میکرد؟دیروز دوباره در مورد یه سری از ویژگی های بد مدیران حرف میزدیمبهم میگفت مدیری که نتونه تیم خودشو هدایت کنه، ایرادات کار رو ندونهیا خیلی زورگو باشه و یا رفتار تندی بروز بده  مدیری خوبی نیستبا خودم فکر کردم ممکنه یه مدیر رفتارهاش از نظر من خوب باشه ولی از نظر یه نفر دیگه خیلی هم خوب نباشهپس چطوری میشه گفت فلان آدم مدیریت خوبی نداره یا مدیر خوبی نیست؟یه مقاله پیدا کردم که یه نظرسنجی انجام داده از بین کارمندان مجموعه های مختلف در مورد ویژگی های مدیران بد و این نظر سنجی چون از افراد واقعی یعنی افرادی که کارمند هستن و در یک مجموعه مشغول به کار گرفته شد از ارزش بالایی برخورداره و حالا  بریم که نتایج این نظر سنجی رو با هم ببینیماولین موردی که خیلی از افراد به اشتراک رسیده بودن این بود که مدیرشون عاشق کارمند چاپلوس و خبرچینه و دائما فامیلش رو استخدام میکنه. بعضی از افراد سوگولیش به حساب میان و بین کارمندانش فرق میزاره، به افرادی که دوست داره ماموریت بهتر میده، بیشتر توجه میکنه و حتی خارج از مجموعه با اونا دوست میشهمورد مشترک بعدی عدم ارتباط درست مدیران با کارمندان بود، دقیق نمیدونستن که از افراد چی میخوان و در سازمان هدفی نداشتن. مدیرانی که دائما نظرشون تغییر میکرد و نمیدونستن در چه مرحله ای از کار هستن و چه زمانی باید به چه نتیجه ای برسن و کارمندان رو با وعده و وعید نگه میداشتن ، که در این حالت کارمندان هم احساس موفقیت نمیکردنمورد بعدی میگفتن که وقتی به مششکل میخوریم مدیرمون با یه صحبت ساده نمیتونه حل کنه و دائما دنبال مقصره و به افرد توجهی نداره تا زمانی که یه نفر خطا کنه و حالا زمانی که موضوع حل میشه دائما یاداوری میکنه و فرد مورد نظر رو از نظر روحی تحت فشار قرار میدهیه چیزی که خیلی افراد رو اذیت میکرد بی ادب بودن مدیران بود یعنی بی ادبانه و با صدای بلند صحبت میکردن و اجازه نمیدادن که فرد از خودش در برابر انتقادها دفاع کنه و حتی حس ترس رو در کارمندانشون افزایش میدادن و افراد هم اجازه داشتن که نسبت به هم زورگو باشناین مورد رو بعضیاتون تجربه کردین و در موردش صحبت کردیم اینکه یه دستاورد مثبتی برای یک مجموعه دارین  اما مدیریت اینو به نفع خودش تموم میکنه. ولی اگر مشکلی پیش بیاد کارمند مقصره و در این وضعیت مدیر خودش رو توجیح میکنه و هیچ ترسی هم نداره و حتی از فعالیت های مثبت و خوب کارمندشون تقدیر و تشکر هم نمیکنندیکی از این موارد دیگه  بی تجربه بودن و عدم مهارت کافی مدیریت و رهبری بودمدیرانی که پیشنهادها ومخالفت های مفید و سازنده رو به دلیل غروری که دارن نمیپذیرن و افراد صادقی نیستن میتونن به راحتی بزنن زیر تمام حرف ها  و سعی میکنن بین کارمندان خودشون دو دستگی ایجاد کنن و از دوستی و رفاقت همکاران میترسنحالا اگر فکر میکنی که مدیر توام شبیه این مقاله س یه اقدامی بکن، و اینو بدون که اقدام تو احتمالا باعث تغییر در رفتار اون مدیر میشه، میتونی از همکاران خودت که این شرایط رو میبینن بخوای که با هماهنگی با مدیرتون مشکلات رو در میون بزاری یا اگر واحد اچ ار دارین صحبت کنین و حتی میتونین شرایطی رو ایجاد کنین برای تغییر دادن مدیر خودتون البته بستگی داره که در چه محیطی کار میکنین اما اینو در نظر بگیرین که هر اقدامی میخواین انجام بدین ممکنه باعث حذف و اخراج شما بشه و با آگاهی از این موضوع وارد این مسیر بشین. اما به هر حال خوبه که بدونین حق هر کارمندی داشتن یک مدیر خوبه مدیری که مدیریت کردن رو بلد باشه چه باعث بشه مبارزه کنید و به موفقیت برسین  و چه شغلتون رو از دست بدین.</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Mon, 07 Sep 2020 20:37:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خطرناک ترین جمله های دنیا</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-lg53xkygjts6</link>
                <description>من همینم که هستمچند روز پیش داشتیم با یکی از دوستام در مورد خطرناک ترین جمله ها صحبت میکردیمبهم گفت بعضی از جمله ها انقدر به زبون اوردنش خرابی به بیار میاره  حالا چه یه دفعه حرفشو برنیم یا با فکر و هدف این جمله هارو بگیمبهش گفتم یکیشو بگو ببینمگفت ببین من همینم که هستمگفتم یعنی چیگفت منظورم همین جمله بود من همینم که هستم میدونی یعنی چی؟گفتم خب طرف همونی که هست رو میخواد نشون بدهگفت نهیعنی من  خودخواهم، مغرورم، لجبازم، نمیخوام تغییر کنم، به هیچکسم نیاز ندارم اقا اصلا من بهترینمهمینطور که داشتم فکر میکردم به این جمله بهم گفت یه مدیری داشتم که همیشه میگفت من همینم که هستم اگر نمیتونی با من کار کنی مشکل خودته (فکر کنم منظورش همون نباشی هستن خودمون باشه)گفتم چی میشه یه مدیر بخواد این حرفو بزنهگفت ببین بعضی از ادما تعصب دارن اشتباهاتشونو قبول ندارن و به همین دلیل اجازه اظهار نظر به دیگران رو هم نمیدن فقط دوست دارن دستور بدن و اجرا بشه. پس خودشونو بهترین میدونن و نیازی به تغییر هم ندارن البته از نظر خودشونبهش گفتم این مدیرتون پس چطوری داره کار میکنهگفت تا وقتی من جمع نکردم از پیشش برم خیلی از نیروهای خوبشو از دست داد چون بهشون میگفت شما نباشینم من نیرو دارم که این کارارو انجام بده و تو فقط باید به من بگی چشمبا هم خندیدیم و گفت خلاصه که این ادم همش در حال استخدامه و هیچکسو برای خودش نگه نداشتهبهش گفتم  پس من همینی که هستم ینی قطع ارتباط ما ینی بزار و برو ینی من تغییر نمیکنمگفت دقیقا اینکه فکر کنیم با زدن این حرف واو چقدر قدرتمندیم و موفقیم اشتباهه اینکه روی عقایدمون پافشاری کنیم چه در محیط کار چه در زندگی علاوره بر اذیت کردن اطرافیان باعث اذیت خودمون هم میشهدیدم راست میگه ما ادما حتی با تغییر دادن  یه عادت خیلی کوچیک و منفی میتونیم پیشرفت کنیمحالا بنظر شما غیر از جمله من همینم که هستم چه جمله های خطرناک دیگه ای وجود داره؟ یا اصلا این جمله ای که گفتم خطرناک بود؟باید مراقب باشیم هرگز از این جمله استفاده نکنیم و برعکس حتی اگر بهترین در کار خود هستیم؛ باز هم سعی کنیم هر روز یک قدم مثبت رو به جلو برداریم و یک عادت بد و منفی درون خودمون رو به یه عادت مثبت تبدیل کنیم.باید هر روز برای تغییر حتی خیلی کوچک آماده باشیم و مشتاق یادگیری، بهبود و ساختن آینده‌ای بهتر باشیم.در زندگی شخصی و کاری باید مراقب جمله هایی که میگیم باشیم، چرا؟ چون این جمله ها شخصیت، استعداد، قدرت، توانایی و روحیه ما رو  به دیگران نشون می‌ده و آدم ها با حرف های ما در مورد ارتباط با ما تصمیم میگیرن.گاهی اوقات بیان یه جمله ساده به همسر، فرزند، پدر و مادر، مدیر یا همکار می‌تونه سرنوشت زندگی ما یا اونارو تغییر بده. پس مراقب گفتار خودمون باشیم...</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Wed, 02 Sep 2020 21:52:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیری که در برابر کارمند ناسازگارش، سردرگمه!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85%D9%87-dn1mykaiikev</link>
                <description>چند روز پیش یه مدیری بهم گفت: چقدر داری بد مدیران و میگی و کارمندا شدن آدم خوبه؟؟ هیچم اینطور نیست. ما کارمندی داریم که توقعش بالاست و اصلا سازگاری نداره.بهش گفتم حالا چرا ناراحت میشی؟ بنظرت با این کارمند ناسازگار باید چیکار کرد؟گفت راحت، اخراجش میکنم تا درس عبرت بشه برای دیگران.ترسیدم گفتم: بله کاملا حق با شماست. حالا بگو ببینم تا حالا خودت به مشکل برنخوردی یا ایرادی نداشتی؟گفت چرا اما حلش کردم.گفتم آفرین، پس اگر مسأله ای از سمت کارمندت رخ داد سعی کن اول حلش کنی تا اخراج. چون این آدم هر جای دیگه بره همین روند رو تا اصلاح نشده ادامه می ده. گفت یعنی چی؟؟؟بهش گفتم: ما آدما نیازها و خواسته های مختلفی داریم. اگه فکر کنی همه نیروهات مثه خونوادتن و نیاز به همدلی دارن، سعی میکنی برای رفع ایراداتشون تلاش کنی.همینطور که سرش پایین بود گفت: حالا به نظرت چیکار کنم؟ارزیابی کنگفتم اول ببین این ناسازگاریه کجا داره رخ میده! طرف از بیرون میاد عصبانیه و داد و بیداد میکنه؟ یا نه چند وقته که کاراشو درست انجام نمیده و ساز مخالف میزنه؟ با توجه به شرایط باهاش حرف بزن، حالا یا تایم آخر کار یا وسط کار یا همون لحظه از محیط خارجش کن، دیگه بستگی به هنرت داره در اون لحظه.وظیفه خودتو انجام بدهگفت بقیه میگن کارشو درست انجام نمیده! گفتم خودت دیدی یا مساله ای ایجاد شدهگفت نه فقط شنیدم... بهش گفتم خب پس ببین تو مدیری! اولا که تحت تأثیر حرفای دیگران قرار نگیر تا چیزی رو با چشم خودت ندیدی و بعد هم پیگیری کن ببین چطور کار می کنه و چه تأثیر منفی روی دیگران داره.تصمیم خودت رو گسترش بدهوقتی که فهمیدی مشکل کجاست، واقعیت رو قبول کن که این مسائل جزء کار توئه و باید حلش کنی! اگر توانایی حل نداشته باشی و یا کوتاه بیای یا اخراج کنی، سایر کارمندانت نقطه ضعف تو رو می فهمن و تا جایی که بتونن ازت سوء استفاده می کنن.با رفتار آدما برخورد داشته باش نه با خودشونگفت خب بهش بگم چرا کارتو درست انجام نمیدی؟ گفتم نه، می تونی تو یه جلسه اعلام کنی که من در این مجموعه به افرادی نیاز دارم که پروژه های کاریشون رو به موقع تحویل بدن و وظایفشون رو به درستی انجام بدن.حالا این آدم اگر مسئولیت پذیر باشه، به خودش میاد و کارشو درست انجام می ده! اما در غیر این صورت حتما یه مسئله ای داره که باید حل بشه.دلایل پشت پرده رو کشف کنحالا باید با هم صحبت کنین، اما چطوری؟ دیدی وقتی میخوان به بچه ها چیزی یاد بدن، داستان تعریف می کنن؟ مثلا نمیگن دروغ نگو کار بدیه، چون دقیقا این کارو انجام میده! ما آدم بزرگام همینطوریم.گفت خب داستان تعریف کنم؟ گفتم خلاقیتش با خودت ولی می تونی بگی یکی از پرسنل همکارام چند وقتیه که کاراشو به درستی انجام نمیده، حالا این همکار من شاکی شده و نمیدونه این کارمندش چه مشکلی داره!مطمئن باش در این حالت کارمند تو شروع میکنه به نظر دادن و تو متوجه میشی در ذهنش چی میگذره...گفت حالا من اینکارو کردم اما هیچ نتیجه ای نداشت و نفهمیدم مشکلش چیه ! گفتم ببین شما تو مجموعه تون یه مشاور یه روانشناس یا حتی بخش منابع انسانی دارین؟ در این شرایط حتما از کمک تخصصی این افراد استفاده کنرسیدن به راه حل مناسبگفت خب ! حالا ما صحبت کردیم و به توافق رسیدیم ... گفتم آها به توافق رسیدین.شاید یه جا حرفی زدی که کارمندت ناراحت شده ! شاید حجم کاریش نسبت به دیگران بیشتر باشه ! شاید اجازه صحبت کردن به نیروهاتو نمیدی ! شاید حقوقش کمه، نیاز به استراحت داره و اصلا ممکنه مشکل خونوادگی داشته باشه و باید بهش مرخصی بدی...مطمئن باش اگر توانایی حل کردن مسائل کارمندانتو داشته باشی و بدونن که برای تو مدیر اهمیت دارن، شرایط کاریت تغییر می کنه.بهش گفتم یه نکته ای رو همیشه به خاطر داشته باش! مجموعه تو باید فرهنگ خاص خودشو داشته باشه، یه سری قوانین نانوشته که باید با رفتارهای خودت تقویتشون کنی تا هر کسی که وارد مجموعه تو میشه متوجه عرف و قانون مجموعه بشه.ممنونم ازت که وقت با ارزشتو گذاشتی و تا اینجا همراهم بودی</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Sun, 30 Aug 2020 13:59:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قلدری یا قربانیِ قلدری</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D9%82%D9%84%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%90-%D9%82%D9%84%D8%AF%D8%B1%DB%8C-sinh7abfpgpx</link>
                <description>احتمالا در دوران مدرسه شاهد زورگویی های اطرافیان قرار گرفتین. افرادی که به زور از چاشت دیگران استفاده می کردن، افرادی که بر سر نشستن فلان نیمکت دعوا را مینداختن یا بر سر ایستادن جلو یا عقب صف تهدید می کردن...اما تا حالا شده به این فکر کنی که این بچه ها در حال حاضر در چه شرایطی به سر می برند؟آیا در اجتماع، خانواده و یا محیط کار همچنان به این رفتارهای قلدر مانند ادامه می دهند یا اصلاح شده اند؟و متأسفانه این مدل شخصیت‌ها گاهی در مقام رئیس و مدیر شما ظاهر می‌شوند و آرامش‌تان را از بین می برنداین افراد در جایگاه قدرت سعی در اذیت و آزار دیگران دارند و با سوءاستفاده از جایگاه قدرت، زیردستان خود را با قلدری و زورگویی اذیت می کنند و در نتیجه شاهد افرادی هستیم که قربانی زورگویی شده و رفتارهای قلدرگونه را می پذیرند.این رفتارها فقط محدود به محیط کاری نبوده و نیست. تصور کنید دوستان یا آشنایان شما با این تصور که شما فردی با جنبه هستی، شوخی هایی خارج از ادب با شما دارند و رفتارهایی سرشار از تحقیر انجام می دهند....رفتارهای افراد زورگو یا قلدر در محیط کار1. نادیده گرفتن اطرافیانبی محلی کردن افراد در محیط کار به سایر همکاران یکی از نشانه های زورگویی است و هرچقدر تلاش کنید تا با آن ها ارتباط برقرار کنید کاملا بی فایده بوده و حتی هنگام صحبت ممکن است دائما حرف شما را قطع کنند، اگر نیاز به کمک داشته باشید، کمک نخواهند کرد و در برنامه های مجموعه از شما تقاضای مشورت یا کمک ندارند.به نظر شما این رفتار از یک فرد معمولی سر می زند؟؟؟2. بی احترامی به دیگرانتصور کنید با فردی قرار دارید و این فرد همیشه دیر به محل قرار میرسد و توجهی به این امر ندارد و یا کاری را به او سپرده اید که تا آخرین لحظه ممکن است انجام ندهد...۳. مخالفت با اطرافیانفردی که دائما در حال مخالفت با ایده ها و نظرات شماست و اگر فعالیتی را به خوبی انجام داده باشید، کاملا نادیده بگیرد، در رفتار افراد قلدر نمود پیدا می کند یا حتی ممکن است ایده شما و یا حتی خود شما را در جمع مسخره و تحقیر کنند.به هر حال جای تأسف دارد که فردی بزرگسال توانایی نشان دادن رفتاری درست را از خود نداشته باشد که البته طبق نظر متخصصین در این حوزه یکی از مشکلات اساسی این افراد احساس عدم امنیت است. افرادی که از کودکی تواناییشان دیده نشده و مورد بدرفتاری قرار گرفته اند و در بزرگسالی این کمبودها به شکل قلدری با دیگران بروز پیدا می کند.دلیل زورگویی و قلدری افراد چیست؟در ریشه یابی مشکلات افراد زورگو، علاوه بر کمک به حفظ خود در برابر قلدری آن ها، راه حل برخورد با این افراد را هم پیدا می کنیم. در مقابل زورگویی این افراد در درجه اول باید بپذیریم که هیچ خطا یا اشتباهی نداشته ایم و رفتاری که این افراد با ما دارند، در شأن ما نیست.زیرا افراد قلدر  به دلیل کمبودهایی که در زندگی شخصی دارند، به‌دنبال قدرت و کنترل کردن دیگرانند و احساس می‌کنند که در محیط کار از اعتبار کافی برخوردار نیستند و همکارانشان را در جایگاه خوبی می‌بینند پس درصدد از بین بردن اعتبار آن ها هستند و همچنین به خانواده، خانه و زندگی همکار خود حسادت می کنند و آرزو دارند که در جایگاه همکار خود باشند و از اینکه همکارشان پیشرفت کند، احساس شکست می کنند و به شدت ناراحت و بعضاً افسرده هم می شوند. این افراد زورگو حتی اگر به موفقیت هم برسند، عقده ها و کمبودهای خود را دارند و در تلاشند تا دیگران را زخمی کنند و از این راه باعث آرامش خود شوندويژگي قلدرها و افراد زورگودر میان مردان می توان گفت آن هایی گرایش به قلدری دارند که از نظر فیزیکی نسبت به همسالان خود درشت تر و پرخاشگر باشند؛ اما افراد قلدر بر اساس ظاهر طبقه بندی نمی شوند و ممکن است یک فرد قلدر جثه کوچک یا بزرگ داشته باشد؛ پولدار یا فقیر باشد؛ با سواد یا بی سواد باشد؛ مرد یا زن باشد و...، اما نکته ای که تقریبا در مورد همه صدق می کند این افراد عزت نفس بالایی ندارند اما از آسیب زدن به دیگران و آزار و اذیت رضایت دارندقلدرها با لذت هايي از جمله: قدرت طلبي، موقعيت طلبي و شهرت طلبي، انتقام خواهي براي احساس آ‌سيب و بي مسئوليت بودن نسبت به ديگران در ارتباط هستند. پژوهشی در آ‌لمان انجام شد که حاکی از آن بود  که قلدرها از  لحاظ فيزيولوژيكي ضربان قلب پايين تري به نسبت همسالان خود دارند. اين ضربان پائين با رفتار ضداجتماعي در نوجوانان در ارتباط بود،به اين دليل كه آنها كمتر احتمال داشت كه به آساني وحشت زده شوند.ویژگی افراد قلدر در سازمان ها1. فرد در معرض رفتارهای  مستقیم یا غیرمستقیم منفی قرار می گیرد که شامل رفتارهای حیله گرانه، حتی ناخودآگاه، رفتارهای خشن و تحریک های عمدی عاطفی می شود.2. تکرار رفتارهای منفی به طور منظم، پس در نتیجه قلدری یک رفتار ایزوله شده نیست بلکه یک رفتار پرخاشگرانه است که به طور مستقیم برای یک یا چند کارمند تکرار می شود.با توجه به بررسی های انجام شده می توان نتیجه گرفت که قلدر بودن يك كيفيت ثابت نيست. افرادي كه قلدر هستند، ممکن است دچار قربانی یک قلدر شوند.ويژگي افراد قربانیِ قلدریافرادی که قربانی زورگویی و قلدری قرار می گیرند، معمولا افرادی گوشه گیر و دارای مهارت های ارتباطی پایینی هستند و توانایی دفاع از خود را ندارند. افرادی که در دوران مدرسه معمولا شاگرد زرنگ و به نوعی سوگلی معلم ها بودند که با آزار و اذیت دیگران به شدت ناراحت و منزوی می شدند و این افراد قربانی به دلیل اینکه دوستان کمی داشتند و حمایتی از سایرین نبود، در دوران مدرسه مورد قلدری قرار می گرفتندطبق نظر انجمن پزشكي آمريكا علائمی در افراد قربانی وجود دارد که عبارتند از:· از موقعيت ها، مكان ها و يا افرادي خاص دوری می کنند.· غیبت های فراوانی در مدرسه دارند· رفتارهایی از جمله گوشه گيري، انفعال، پرخاشگري، خود تخريبي، تمركز ضعيف و اوقات تلخي را دارند.· به صورت مداوم در مورد مسائل گریه می کنند.· عدم اعتماد به نفس و عدم عزت نفس در این افراد وجود دارد· مایل به به بروز احساسات خود در هنگام مواجهه با افراد قلدر نیستند· از قرص های آرام بخش و داروهاي الكلي استفاده می کنند· در پیشرفت تحصيلي و شرایط اجتماعي به سرعت تغییر می کنند و...قربانيان قلدری ضربه های بسیار شدیدی را تحمل می کنند که اگر این افراد درمان نشوند، ممکن است دچار افسردگی، استرس، ترک تحصیل و یا حتی دست به خودکشی بزنند و در نهایت همه این موارد باعث کاهش سیستم ایمنی بدن می شود.چه رفتاری با افراد قلدر صحیح است؟فاصله گرفتن از آن هازورگویی در بزرگسالی مانند دوران مدرسه نیست که با شکایت در حضور معلم و ناظم حل شود. در حال حاضر ما افرادی عاقل و بالغ هستیم و اختیار خود را داریم و نیازی به تحمل این افراد نخواهیم داشت و می توانیم محیطی را که در آن آرامش نداریم ترک کنیم که این روش برای افرادی که توان مقابله با افراد قلدر را ندارند، مناسب است.در این حالت می توان از استراتژی پرهیز و دوری استفاده کرد به این صورت که در محیط کار، میز خود را از فرد زورگو جدا کرده و در پروژه های مشترک با این فرد همکاری نداشته باشیمقربانی افراد قلدر نباشیمافراد قلدر به دنبال شخصی مظلوم، ضعیف و افرادی با اعتماد به نفس پایین هستند تا با زورگویی خود آن ها را اذیت کنند تا از این طریق دیگران هم توجیه شوند و اگر زخم‌زبان‌ها یا آزار و اذیت  افراد قلدر بر شما اثری نداشته باشد، آنها به هدف‌ خود نمی‌رسند و شما از جایگاه قربانی خارج می‌شوید. پس هنگام مواجهه با این افراد باید عصبانیت خود را کنترل کنید و تمسخر آن ها و حتی تعریف های کنایه آمیز آن ها را نادیده گرفته و با یه تشکر ساده از کنار آن ها بگذرید. اما این افراد به فعالیت خود ادامه می دهند و ممکن است توهین کنند یا اشتباهات شما را در محیط کار دائماً گوشزد کنند؛ پس تا می توانید کاملا این رفتارها را نادیده بگیرید و بگویید که این موضوعات کاملا برایتان بی اهمیت است.افراد قلدر فقط به دنبال ناراحت کردن شما هستند و این افراد هرچه پر سر و صداتر و عصبانی تر باشند، کنترل کردن آن ها راحت تر است.ایستادگی در مقابل آن هاممکن است روش های بالا واقعا تأثیرگذار نباشد و در بعضی مواقع ایستادگی در مقابل این افراد واجب است. البته منظور درگیری فیزیکی نیست؛ اما صحبت کردن با این افراد و به زبان آوردن این نکته که این عمل فقط زورگویی تو را نشان می دهد در برابر افرادی که هیچ خطا و اشتباهی ندارند آن ها را مجبور به دفاع از جایگاهی که در آن هستند می کنید که در این شرایط کوتاه آمدن و ترک کردن را ترجیح می دهند به ادامه بحث...؛ و همچنین در هنگام برخورد با افراد قلدر باید حرف‌هایتان را واضح بیان کنید و حالت تدافعی و دعوا نداشته باشید زیرا این حالت باعث قوی تر کردن آن ها می شود و حتما به آن ها بگویید که دقیقا کدام عمل آن ها ناپسند است و از گفتن عباراتی همچون &quot; زور نگو، بیخیال، دست از سرم بردار و...&quot; خودداری کنیدکمک گرفتن از دیگرانگاهی اوقات ممکن است زورگویی یک فرد از نظر دیگران خنده دار و مسخر باشد؛ اما در بعضی مواقع که آزار و اذیت جدی باشد و توان مقابله با زورگو را نداشته باشیم باید از دیگران کمک گرفت؛ مخصوصا اگر زورگویی و قلدری منجر به آسیب های فیزیکی و جسمی شود. در محیط های کاری نیز دپارتمان منابع انسانی حتما قوانین و سیاست هایی برای مقابله با این شرایط دارد که برای کمک گرفتن از این بخش باید مستندات دقیقی را ارائه دهیدو در نهایت قلدری در محیط کار  به موضوعی اشاره دارد که رفتارهای تهاجمی فیزیکی یا غیرفیزیکی به کارگردانی و مدیریت یک نفر یا تعداد بیشتری از همکاران یا زیردستان اجرا می شود که باعث قربانی شخص دیگر می باشد.</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Thu, 20 Aug 2020 12:19:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابعاد سکوت­ سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA%C2%AD-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-mvwkkwdhguur</link>
                <description>سکوت تدافعی(خاموش) سکوت خاموش یعنی امتناع و خودداری از ارائه ایده ­ها به دلیل ترس و به منظور حفظ خود، چرا که صحبت کردن در این حالت امری نامطبوع است و در این حالت کارکنان عمدا از ارائه اطلاعات خود خودداری می­ کنند، به این دلیل که از واکنش­ های منفی خودداری کنند. در زمینه ­ی بی عدالتی در محل کار، این نوع سکوت حالت آگاهانه و ناخوشایندی دارد که توسط خود شخص و یا با کمک و ترغیب دیگران توانایی اصلاح دارد. با این وجود کارکنان خاموش، آماده­ ی شکستن سکوت خود به منظور تغییر شرایطی که پرورش­ دهنده یا تولید­کننده سکوت است، می­ باشند. سکوت تدافعی شبیه حالتی است که افراد از انتشار خبرهای بد به­ دلیل آشفته شدن افراد یا ایجاد پیامدهای منفی برای شخص خبررسان احتراز می ­ورزند. خود­داری از ارائه اطلاعات و تصحیح و کتمان واقعیت­ ها در مورد مشکلات به­ دلیل ترس از تهدید منافع شخصی و پیش­گیری از مقصر شناخته­ شدن در ایجاد مشکلات مثال­ هایی از سکوت تدافعی استسکوت مطیع(بی­ فایده)هنگامی که اکثر افراد، یک نفر را به­ عنوان فرد ساکت می نامند، منظور این است  که وی به ­طور فعال، ارتباط برقرار نمی­ کند. سکوت حاصل از این رفتار سکوت مطیع نام دارد و به خودداری از ارائه ایده ­ها، اطلاعات یا نظرات مربوطه بر اساس تسلیم و رضایت ­دادن به هر شرایطی اطلاق می­ گردد. بنابراین سکوت مطیع، نشان از رفتار کناره ­گیرانه دارد که بیشتر حالت انفعالی دارد تا فعال. کارکنان اغلب به این علت سخن نمی­ گویند که معتقدند سرپرستان و مدیران ارشد نه خواهان نظرات آن­ ها بوده و نه برای این نظرات ارزش قائل­ اند. در واقع کارکنان معتقدند که صحبت کردن درباره مشکلات سازمان ارزش تلاش کردن را ندارد و بی­ فایده است و ایجاد تفاوت و تغییر شرایط موجود با صحبت کردن و اظهار­ نظر کردن دور از ذهن می ­باشد که این سکوت نتیجه تسلیم و تن ­دادن به هر شرایطی است و زمانی که افراد به این باور برسند که نمی ­توانند تفاوتی ایجاد کنند، تسلیم هر­نوع وضعیتی شده و به ارائه فعال ایده­ های خود نمی ­پردازند. از ویژگی ­های رفتاری افراد دارای این نوع سکوت می­ توان مشارکت کم، اهمال، غفلت و رکود را نام برد.سکوت نوع­ دوستانهسکوت نوع­ دوستانه یا فرا­اجتماعی مبتنی بر ادبیات رفتار شهروندی سازمانی ­است و دربردارنده ­ی امتناع افراد از بیان ایده ­ها، اطلاعات و یا نظرات مرتبط با کار با هدف سود بردن دیگر افراد در سازمان و بر اساس انگیزه های نوع ­دوستی، همکاری و همچنین به دلیل حفظ ویژگی­ هایی همچون محرم اسرار بودن است. این نوع سکوت تعمدی و غیر­منفعلانه است که اساسا بر دیگران تمرکز و تاکید دارد و رفتاری با­ بصیرت است که نمی­توان آن را از طریق فرمان و دستورات سازمانی به اجرا درآورد. این سکوت مانند سکوت تدافعی از بیان ایده ­ها و اطلاعات خودداری می­ کند. اما برعکس سکوت تدافعی، با ملاحظه دیگران و توجه به آن­ ها حاصل می شود. امتناع از بروز شکایت ­ها، خود شکلی از سکوت است و از آن­ جا که منافعی برای دیگران دارد، دیگرخواهانه است. به­ عنوان مثال، یک کارمند می­ تواند با رفتار دیگرخواهانه خود در عدم به­ کارگیری دانش تخصصی خود برای رسیدن به اهداف سازمان این فرصت را به همکاران خود در سازمان اعطا نماید.سکوت فرصت ­طلبانه در تعریف این نوع سکوت، به مفهوم فرصت­ طلبی و یا منفعت­ طلبی زیرکانه وجود دارد. امتناع از بیان اطلاعات در صورتی که کارکنان تمایل به از دست دادن قدرت و موقعیت خود را نداشته باشند یا بخواهند از زیر فشار کاری فرار کنند نیز می ­تواند موثر باشد. در مجموع، سکوت فرصت ­طلبانه نوعی از سکوت کارکنان است که به صورت امتناع از بیان ایده ­ها، اطلاعات یا نظرات کاری با هدف دستیابی به یک منفعت شخصی و پذیرش آسیب به دیگران تعریف می شود و حتی ممکن است در این نوع سکوت افراد اطلاعاتی که دارند را به صورت معکوس بیان کنند یا نظرات و ایده­ های خود را به­ گونه ­ای بیان کنند که باعث آسیب رساندن به فرد یا سازمان شوندسکوت محجوب یعنی تردید داشتن در عمل و صحبت کردن، به ­دلیل فقدان اعتماد ­به­ نفس. این بعد از سکوت از مواردی همچون عدم اعتماد­ به­ نفس، تردید داشتن نسبت به خود یا موقعیت مورد نظر و تردید داشتن نسبت به آنچه که فرد می­ خواهد بیان کند، تشکیل شده است. ممکن است این بعد مقداری با سکوت تدافعی هم­پوشانی داشته باشد، زیرا این بعد سکوت برای جلوگیری از پیامدهای منفی ارتباط دارد. با این حال ماهیت پیامدهای منفی در داخل خود فرد متمرکز است. مثلا برای جلوگیری از خجالت کشیدن، در حالی که طبیعت و ماهیت پیامدهای منفی با سکوت تدافعی، که بیشتر نسبت به فرد ماهیت بیرونی دارند، در ارتباط است (مثلا از دست­دادن شغل).</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Mon, 10 Aug 2020 15:00:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه عواملی در ایجاد سکوت سازمانی نقش دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%DA%86%D9%87-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-a7mqypmkn1sx</link>
                <description>عوامل کارآمدی در ایجاد سکوت­ سازمانی وجود دارد که به چهار دسته عوامل مدیریتی، عوامل سازمانی، عوامل فردی و عوامل اجتماعی تقسیم می ­شوند که در ادامه به تفصیل بیان می کنم:عوامل مدیریتی1. اقدام ­های مدیریتیبرخی از اقدام­ های مدیریتی مانع برقراری ارتباطات از پایین به بالا  و بالعکس در سازمان است. زمانی که مدیریت یک مجموعه نسبت ارائه اطلاعات از کارمندان خود واکنش منفی نشان دهد، در مقابل کارمندان هم از ارائه ایده و اطلاعات کافی در مورد مسائل سازمان خودداری می کنند و در مقابل زمانی که مدیران اطلاعات کافی و صحیح در اختیار کارمندان خود قرار ندهند، کارمندان نیز اعتماد خود را به مدیریت از دست می دهند و اطلاعات کاملی را هم نمی­ توانند در اختیار مدیریت قرار دهند2. سبک رهبری مدیر( بیماری مدیر ارشد)گاهی اوقات افرادی که باید حقایق را بازگو کنند، از خشم رهبر و مدیر خود ترس دارند، مخصوصا اگر شیوه مدیریت آمرانه یا پیشتازانه باشد. کارکنان به خاطر ترس از گستاخ قلمداد شدن، حرفی نمی­ زنند و در نتیجه از انتقال اطلاعات به سطوح بالای سازمان جلوگیری می­ شود.3. ترس از بازخورد منفی: کارمندان از خجالت، تهدید و احساس ناشایسته بودن دوری می­ کنند. بنابراین، مدیران از بیان اشتباه خود و اجازه به دیگری برای ارائه راه­حل دوری می ­کنند. این واکنش ­ها منجر به ایجاد جو سکوت در بلندمدت می ­شود.4. تفاوت هاي جمعیت شناختی بین کارکنان و مدیران عالی تفاوت ها و اختلاف ها (عوامل قومی و نژادي سن جنسیت و..) بین مدیران عالی و کارمندان سطوح پایین تر ممکن است به پیدایش جو سکوت کمک کند. کارکنانی که با مدیر خود تشابه هاي کم تري داشته باشند، ممکن است نادیده گرفته شوند و این خود می تواند باعث سرخوردگی شغلی و گوشه گیري کارکنان شود.5. ایجاد جو بی اعتمادي و سوء ظن در سازمان سکوت سازمانی در شرایطی که گزارش کافی از اشتباه هاي احتمالی کارمندان وجود دارد و مدیر آماده سرزنش کردن و نسبت دادن اشتباه ها به بی توجهی و نداشتن شایستگی کارمندان است، رخ می دهد. در این شرایط رهبري، هنگامی که بحثی مطرح می شود با توجه به بد گمانی ها و سوءظن هاي ناشی از ترس تلافی، به احتمال خیلی زیاد افراد سکوت می کنند.عوامل سازمانی1. فلات شغلی (سکون شغلی)تعامل با همکاران حرفه شغلی از جمله نمودهاي تعاملات اجتماعی است که نقشی محوري و مهم در سازمان ها ایفا می کند. به همین دلیل روابط بین همکاران و سازمان مشوق هایی مهم را براي افراد ایجاد کرده و یکی از عوامل مهم انگیزش می باشد و همچنین سکون شغلی نشانه رکود، نبود پیشرفت و کاهش یادگیري فردي      بوده و القا کننده نوعی احساس افسردگی و شکست است. سکوت در مسیر شغلی ارتباط نزدیکی با بی انگیزگی کارکنان دارد.2. سیاست ها و ساختارهاي سازمان ارتباطات پایین به بالا فقط تحت تاثیر ویژگی هاي ارتباط بین برقرار کننده پیام و محیط سازمان نیست بلکه تحت تاثیر ویژگی ارتباط بین رئیس و مرئوس نیز می باشد3. نبود ساز و کارهاي بازخورد از پایین به بالاسکوت سازمانی ممکن است منجر به نبود بازخورد، نبود اطلاعات و نبود تجزیه و تحلیل ایده ها و اطلاعات شود و در نتیجه سازمان از فرایندهاي سازمانی با اثر بخشی پایین متحمل خسارت شودعوامل اجتماعي1. هم نوایی با جمع(تطابق)افراد تصمیم ها و باورهایشان را به تناسب محیطی که در آن قرار دارند، اتخاذ میکنند. این ویژگی گروهی می تواند منجر به سکوت سازمانی شود. یکی از دلایل هم نوایی افراد با باورها و نظرهاي دیگران و خودداري از ابراز نظر و باور خود، کسب مقبولیت در یک گروه و یا جامعه است، به ویژه اگر گروه شامل کارشناسان و خبرگان باشد و تفاوت هاي اساسی در دانش و سطح اطلاعات بین گروه هدف و اعضاي خاص گروه وجود داشته باشد.2. اگر چه سكوت سازماني به ­طور كلي به عدم ابراز ايده ­ها، اطلاعات و نظرات كاركنان بطور عمدي گفته می شود، اما با توجه به انگيزه ­هايي كه در كارمند براي سكوت وجود دارد، ماهيت آن متفاوت است و  برخي مواقع سكوت مي ­تواند به دليل تسليم بودن فرد نسبت به هر شرايطي باشد و گاهي به دليل ترس و وجود رفتارهاي محافظه ­كارانه و برخي اوقات نيز به منظور ايجاد فرصت براي ديگران و اظهار      عقاید آن­ ها باشد. کارکنان گاهی اوقات سکوت می­ کنند به این دلیل که نظر و ایده ای ندارند و یا راه درست بیان کردن نظراتشان را نمی­ دانند.عوامل فردی1. حفظ موقعیت کنونی بیش تر اعضاي سازمان تمایل به حفظ موقعیت کنونی خود دارند. حفظ موقعیت کنونی مستلزم این است که فرد در دوره هایی از اقدام که در موقعیت هاي تصمیم گیري قرار می گیرد، از عدم اطمینان و شک و تردید دوري کند. در نتیجه، شخص متوجه می شود که نباید کار خاصی را انجام دهد و انجام ندادن اقدامی خاص باعث می شود که فرد ساکت باقی بماند.2. بی اعتمادي و بد بینی به مدیراگر کارکنان احساس بدبینی و بی اعتمادي نسبت به مافوق خود داشته باشند و در تعامل خود با مدیر احساس آرامش و امنیت نکنند، از ارائه نظر و صحبت خودداري کرده و در نهایت سکوت می کنند</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Mon, 10 Aug 2020 14:22:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آوای سازمانی و سکوت سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D8%A2%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-ep1tvekolofd</link>
                <description>ابراز ايده­ ها (آواي سازماني) يا مضايقه از ارائه آن­ ها (سكوت سازماني) شاید از لحاظ رفتاري، دو فعاليت متضاد باشند، زيرا سكوت مستلزم صحبت نكردن است درحالي كه آوا، نيازمند بيان مسائل و مشكلات موجود در سازمان، اما در واقعيت سكوت، پديده­اي در تقابل با آواي سازماني نيست و فرق بين سكوت و آوا، در سخن گفتن نيست بلكه در انگيزه افراد در خودداري از ارائه اطلاعات، ايده ها و نظرات آن­ هاست. پژوهش ­های انجام شده نشان­ دهنده این است که سکوت سازمانی یک پدیده جمعی است و سکوت به عنوان جامعه شناسی محیط کار معرفی می ­شود نه روان شناسی افراد در کار و زمانی که اعضای یک سازمان ساکت بودن در مورد موضوعات سازمانی را انتخاب می کنند سکوت یک رفتار جمعی می شود که به عنوان سکوت سازمانی شناخته می شود پس سکوت می تواند فعال، آگاهانه، عمدي و هدفمند باشد مانند زمانی که کارکنان یک مجموعه از ارائه اطلاعات محرمانه در مقابل دیگران خودداري می کنند.</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Mon, 10 Aug 2020 14:13:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منشأ سکوت در هر سازمان</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D9%85%D9%86%D8%B4%D8%A3-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-jjqe4posjbm0</link>
                <description>هر سازماني باید بر اساس جو سازماني و فرهنگ خود دنبال علت های سكوت سازماني خود باشد، چرا كه ریشه‌ سكوت در هر سازمانی در روابط بین كاركنان و سازمان نهفته است. به همین دلیل مطالعه در خصوص مفاهيم منابع انساني ضروري است. این در حالی است که در دنیای متغیر امروز سازما ن­ها به کارمندانی نیاز دارند که ایده­ هایشان را ابراز کنند. همچنین افراد سازمان­ هایی را انتخاب می­ کنند که به آن­ ها اجازه بیان نظراتشان را بدهند؛ زیرا هم مدیران و هم کارکنان در محیطی که سکوت وجود ندارد، انگیزه و عملکرد بالاتری را از خود نشان می ­دهند. با توجه به افزایش آگاهی مدیران، روز به روز در درون سازمان کارکنان با مسائلی روبه‌رو می­ شوند که آن ­ها را وادار می­ کند به اینکه آیا اطلاعات مفید و سودمند را بیان کنند یا از بیان آن­ ها خودداری نمایند؟به دلیل آن­ که فعالیت­ های اصلاحی در زمان ضرورت انجام نمی ­گیرند پس می‌توان گفت موضوع سکوت سازمانی و ابعاد آن و یافتن راه­ های رفع آن از اهمیت شایانی در مباحث سازمانی معاصر برخوردار است و توجه جدی مدیران سازمان را می­ طلبد...</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Sun, 09 Aug 2020 14:56:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خطرات سکوت نیروی انسانی</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-gud4n4luttuz</link>
                <description>منابع انسانی سازمان­ ها و نحوه ­ی مدیریت کردن آن­ ها، به عنوان یک مزیت رقابتی در سازمان­ های امروزی و فردا به حساب می آید و زمانیکه نیروی انسانی به عنوان مهم­ترین سرمایه سازمان سکوت کند، مدیریت خطر بزرگی را باید احساس کند. از جمله:· محدود شدن كيفيت تصميم­ گيري­ هاي سازماني· کاهش سرعت رشد در سازمان که ناشي از بروز مقاومت كاركنان در برابر تغيير است·  عدم وجود بازخوردهاي منفي در سازمان از سمت كاركنان·  در نتيجه عدم توانايي سازمان در اصلاح خطاهاي خود نیز  كاهش رضايت شغلي كاركنان و... در پی دارد.در صورت درك صحيح اين مسئله توسط مديران مي ­توان راهكارهايي براي ارتقاي سطح دانش و ارائه نظرات مفيد كارمندان ارائه داد. داشتن فرهنگ قوی می ­تواند تا حد بسیار زیادی کاهش دهنده سطح سکوت سازمانی و افزایش تعهد کارکنان شود و از آنجایی که تعهد کارکنان نیرویی قوی و موثر در موفقیت سازمان­هاست و عدم احساس تعهد نتایج منفی را برای فرد و سازمان به دنبال دارد، از جمله: بی­ میلی به ماندن در سازمان،کاهش اعتماد مشتریان و کاهش درآمد از جمله آثار عدم تعهد است. یکی از عوامل تاثیر­گذار بر تعهد سازمانی، سکوت­ سازمانی­ است که باعث کاهش انگیزش و تعهد می ­شود.</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Sun, 09 Aug 2020 14:51:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا رضایت کارکنان در افزایش حقوق است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-jm2hddwqcnlf</link>
                <description>در تصور برخی از مدیران در مورد رضایت کارکنان به دلیل این­که کارکنان تحت فشار مالی زیادی به سرمی­ برند، بیشتر توجه و تمایل آن­ ها به مسائل اقتصادی است و به این صورت می ­توان از طریق پاداش آن­ ها را به انجام کار بیشتر ترغیب کرد، اما در واقعیت و به مرور زمان کارکنان علاقه ­مند به انجام کارهایی با مفهوم و خواهان استقلال شغلی بیشتر در کار خود هستند، تا از این طریق احساس ارزشمندی به آن­ ها دست دهد و اگر در طولانی مدت کارکنان در مورد نگرانی­ هایشان قادر به صحبت نباشند، به حسی از درماندگی، کاهش رضایت­مندي شغلی و سایر پیامدهاي شغلی و شخصی منجر می شوند.با این­که امکان تولید مثل انسان ­ها وجود دارد، اما شخصیت، انگیزه و ایده­ های آن ها و ارزش ­های فرهنگی قابل رو­نوشت ­برداری نیستند.</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Sun, 09 Aug 2020 14:22:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آسیب­ های سکوت سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%C2%AD-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-xxjke3mfohic</link>
                <description>آیا سکوت در سازمان ها باعث ترک شغل می شود؟؟سکوت سازمانی ممکن است باعث ترک شغل، عدم انگیزه و کاهش تلاش افراد در جهت رسیدن به اهداف سازمانی شود و در نتیجه سکوت کردن کارکنان علاوه بر کاهش موفقیت کارکنان یک مجموعه باعث کاهش خلاقیت و ناتوانی آن ­ها در ارائه راه­ حل­ و ایده های جدید می ­شود.زمانی که مدیر یک مجموعه به سخنان کارکنان خود توجه نکند و به صدای آن ­ها گوش ندهد، کارکنان هم مشکلات سازمانی را بیان نمی­ کنند، پس در نتیجه سکوت کردن به این معنی نیست که فرد حرفی برای گفتن ندارد. در بعضی مواقع در پشت این سکوت احساسات افراد وجود دارد. احساساتی از جمله:· خشم·  انتقام· افسردگی· عصبانیت· گناه و شرم.</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Sun, 09 Aug 2020 14:16:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عدم موفقیت سازمان­ ها</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%C2%AD-%D9%87%D8%A7-gnqtdtqd2isu</link>
                <description>یکی از مهمترین موانعی که باعث عدم موفقیت سازمان­ ها در رسیدن به اهداف و برنامه­ هایشان می ­شود، فقدان اطلاعات، فقدان اعتماد و فقدان آن­ چیزی است که به آن سکوت سازمانی می ­گویندسکوت یعنی من، نظر، ایده و اطلاعاتم­ را راجع به مشکلات سازمانی بیان نمی­ کنم.حتی در این شرایط افراد در صورت تقاضای مدیر برای بیان نظرات، احساس ناامنی دارند و به همین دلیل به صورت ناخودآگاه یا خودآگاه تصمیم به سکوت می­ گیرند.یادمه مدیر یک مجموعه­ ای همیشه اعتقاد داشت که روحیات کارمندان خودشو میدونه و کاملا هر فرد مناسب با شغل خودش استخدام شده و هر کس هر جا ایرادی می بینه سریعا بیان می­ کنه، اما به مرور و با بررسی رفتار پرسنل متوجه شدم که کاملا اشتباهه و این مدیر فقط پذیرای نظرات مثبته و هر نظر منفی مساویست با بداخلاقی، کاهش حقوق و در نهایت ایجاد یک جنگ روانی و استعفاء کارمند.نتیجه این روش افزایش چاپلوسی برخی از پرسنل و در نهایت به دنبال نیرو بودن این مجموعه بوده و همچنان ادامه دارد...</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Sun, 09 Aug 2020 14:06:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا در محیط کاری سکوت می­کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D9%85%DB%8C%C2%AD%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-mueezkwhz4ip</link>
                <description>یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه: اگر سخن بگویی نقره و اگر سکوت اختیار کنی طلایی!!!
آیا به راستی سکوت قابل ارزشه؟؟یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه: اگر سخن بگویی نقره و اگر سکوت اختیار کنی طلایی!!!آیا به راستی سکوت قابل ارزشه؟؟یک جامعه به عنوان مجموع ه­ای از ما انسا ن­ها با فرهنگ ­های مختلفی است که در کنار هم زندگی می ­کنیم و این فرهنگ ­ها راهنمای عمل گروهی ما آدم ­هاست.یکی از این مجموعه ­های انسانی سازمانی ­ست که تعدادی از افراد برای تحقق بخشیدن هدف­ های سازمانی طبق یک هماهنگی و برنامه ­ریزی خاص فعالیت می­ کنند و برای رسیدن به این اهداف توجه کردن به افراد و توسعه دادن توانمندی­ هایی که دارند در حال حاضر یک مزیت رقابتی محسوب می ­شود و بهترین روش توجه به جنبه ­های زندگی کاری نیروهای انسانی و رفع نیازهای آن­هاست، چرا؟ به دلیل اینکه سازمان­ ها نیاز به افراد خلاق، ماجراجو به همراه ایده های ناب دارند، در نتیجه توجه به گران­بهاترین سرمایه سازمانی از اهمیت زیادی برخوردار است.با وجود اطلاعات عظیمی که در اختیار مدیران و کارمندان وجود دارد باز هم سازمان­ ها و حتی نیروهای انسانی تحت تأثیر تهدیدهای مختلفی قرار می ­گیرند که یک از این عوامل پدیده سکوت سازمانیست...و هرچقدر سازمان­ ها بزرگتر شوند مشکلات این نیروی عظیم هم بزرگتر.در بسیاری از سازمان­ ها مخصوصا سازمان­ های دولتی در کشور ما پدیده سکوت سازمانی در حال رخ دادن است، اما چرا؟1. به دلیل ترس از تخریب تصورات خوبی که از فرد در ذهن است2. ترس از اینکه فرد دردسرساز قلمداد شود3.  ترس از تخریب روابط4.  ترس از مجازات و تنبیه5. ترس از داشتن تاثیرات منفی برای دیگران، مانع سخن گفتن می­ شود و فرد سکوت را ترجیح می­ دهد و در برابر خیلی از خواسته­ های نامعقول توانایی نه گفتن را ندارد. https://www.civilica.com/Paper-MEBREA01-MEBREA01_001.html </description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Sun, 09 Aug 2020 14:00:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دغدغه من برای ورود به دنیای رفتار سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@sadafomidvari/httpsvirgooliosadafomidvari70-whw9uvyxox6m-whw9uvyxox6m</link>
                <description>به یاد میارم از دوران مدرسه دوست داشتم در انجام تکالیف بچه­ ها کمک حالشون باشم...سال 90 که وارد دانشگاه شدم، رؤیای تدریس داشتم، پروژه ­های دوران کارشناسی ­رو برای خودم و دیگران انجام می‌دادم که جزء اولین و شیرین­ ترین درآمدهای من به‌حساب میومد.اگه کسی تو درس مشکل داشت اون درس و کامل می خوندم، در موردش تحقیق می‌کردم، تمرین حل می‌کردم تا یاد بدم به دیگران، گاهی اوقات آموزش ­ها تلفنی بود و گاهی اوقات هم زودتر می‌رفتم دانشگاه یا وقت بیشتری در دانشگاه می­ گذروندم...نمی­دونم چه حسی بود که همیشه دوست داشتم به اطرافیانم یاد بدم...سال 94 فارغ ­التحصیل شدم و به دنبال کار مورد علاقه­ ام...حالا یه کارشناس مدیریت بودم از نوع بازرگانیبا خودم می­گفتم برم دنبال رشته ­م، تو شرکت، تو کارخونه...پس آموزشم چی میشه؟در نتیجه با فرصت­ های شغلی که برام پیش اومد خداحافظی کردم و راهی آموزش شدم...از سال 94، از یه مجموعه کودک شروع کردم وارد دنیای کار شدم، دنیای کاری که تقریبا با شروع مقطع ارشدم بودآموزش دادن به بچه­ ها حس فوق ­العاده ­ای بودمن غرق این دنیای عجیب بودمغرق آموزش، دوستی، صبوری، مهربونی...تا شدم معلم مدرسه و بعد هم مدیر آموزشیرفتار آدم­ هارو دوست داشتم بخصوص رفتار همکارانم، در همه حال زیر ذره ­بین بودن...از طرف دیگه مدیر داشتیم، ناظم داشتیم، پرستار داشتیم، نگهبان داشتیم، خونواده­ های مختلف داشتیمخلاصه بگم کلی آدم با کلی خصوصیات رفتاری متفاوت...میدیدم در حقشون ظلم میشه، حرف نمیزدنبه کارشون انتقاد میشه، سکوت می­کنن و...این شد که گوش شنوا بودم برای مشکلات همکاران چه در محیط کار، چه در محیط خارج از کار، پس مطالعه رو بیشتر کردم.حالا دانشجو ارشد بودم و کارم شده بود تحقیق و پژوهش...درس خوندن، مشاوره به دانشجویان ارشد در زمینه انجام پروژه در کنار آموزش انگیزه منو بیشتر می‌کرد و برای این­که بتونم مشکلی ­رو حل کنم، باید تلاش بیشتری می ­کردمتصمیم گرفتم برم دنبال ابعاد سکوت که باعث مشکل و گاهی باعث حل مشکلات سازمانی بود.برای شروع کار با توجه به شناختی که داشتم، آموزش و پرورش ­رو انتخاب کردم.مشکلات معلم­ ها زیاد بوده، هست و با این روند خواهد بودباید از آموزش و پرورش در سال 96 اجازه می گرفتمبا کلی کاغذ بازی و آقای رئیس وقت ندارن و جلسه دارن و.... شنیدم که وقتتو هدر نده، اینجا به نتیجه ­ای نمی­رسیبعد از پیگیری چندماهه و تلاش بی فایده در مورد آموزش و پرورش، با همکاری یکی از اساتیدم برای پروژه ارشد وارد مجموعه شهرداری شدم و با معرفی­ های صورت گرفته اجازه ورود به شهرداری کل رو به دست آوردم، بماند که هر روز برای ورود چقدر باید تلفن زده میشد تا من اجازه ورود از گیت رو داشته باشم...در نهایت پروژه من در مورد سکوت سازمانی و مطالعه رفتار سازمانی آغاز شد...</description>
                <category>صدف امیدواری</category>
                <author>صدف امیدواری</author>
                <pubDate>Sun, 09 Aug 2020 13:45:28 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>