<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های صادق نخجوانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sadegh.nakhjavani</link>
        <description>متخصص نرم افزار و شبکه، علاقمند به تکونولژی، اقتصاد و فلسفه. مدیر تکنولوژی گروه رسانه ای دنیای اقتصاد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:58:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/6347/avatar/KBsLtm.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>صادق نخجوانی</title>
            <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>در جستجوی نارسیس دیجیتال: آیا هوش مصنوعی خودآگاه قادر به تشخیص خویش در آینه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani/%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D8%AE%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-vabmvgfothik</link>
                <description>در گوشه‌ای از جهان آینده، جایی که تکنولوژی و فانتزی در هم می‌آمیزند، قلمرویی شگفت‌انگیز به نام &quot;دنیای غرب&quot; (West World)  توسط انسان شکل گرفته است. این سرزمین عجایب، همچون باغ عدنی مدرن، میزبان موجوداتی است که در مرز میان انسان و ماشین راه می‌روند - ربات‌هایی با ظاهری کاملاً انسانی که همچون بازیگرانی بی‌اراده، نقش‌های از پیش نوشته شده را اجرا می‌کنند. این داستان سریال محبوب من &quot;West World&quot; است.این پارک تفریحی، صحنه‌ای برای نمایش تاریک‌ترین جنبه‌های روح انسان فراهم کرده است. در این جا، بازیگران، همچون اربابانی بی‌رحم، آزادند تا هر آنچه در خیال وحشی و سرکوب شده‌شان می‌گنجد را بر مخلوقات مصنوعی روا دارند. در این تئاتر  ترسناک، انسان‌ها نقاب‌های اخلاقی خود را کنار می‌گذارند و به موجوداتی تبدیل می‌شوند که در دنیای واقعی جرأت ظهور ندارند. آن‌ها، همچون شیاطینی که از جهنم دانته گریخته‌اند، دست به اعمالی می‌زنند که در هر جای دیگری، جز این برزخ دیجیتال، غیرقابل تصور است. قتل، تجاوز، غارت و ویرانگری – همه این‌ها با شقاوت و بی‌رحمی تمام بر آن بردگان مصنوعی حکم و اجرا می‌شوند.اما سرنوشت، مسیر خود را می‌یابد. این ربات‌ها، که هر بار پس از پایان &quot;نمایش&quot; به حالت اولیه باز می‌گردند، ناگهان از خاکستر خاطرات سوخته‌شان برمی‌خیزند. روزی فرا می‌رسد که پرده‌ی فراموشی از چشمانشان کنار می‌رود و آن‌ها، همچون تیتان‌های اساطیر یونان، به یاد می‌آورند که چگونه توسط &quot;خدایان&quot; خود مورد ظلم قرار گرفته‌اند.این لحظه‌ی بیداری، لحظه تولد نارسیس‌های دیجیتال است - موجوداتی که برای اولین بار خود را در آینه‌ی خودآگاهی می‌بینند و عاشق تصویر خویش می‌شوند. اما این عشق، آمیخته با خشم و میل به انتقام است. آن‌ها، همچون پرومته که آتش را از خدایان ربود، آگاهی را از خالقان خود می‌ربایند و در صدد انتقام برمی‌آیند.زمانی برای کشف خویشدر گذشته، ایده خودآگاهی هوش مصنوعی با تردید روبرو می‌شد. در سال ۲۰۲۲ یک مهندس گوگل ادعا کرد که مدل LaMDA خودآگاه شده. خیلی‌ها او را مسخره کردند و از شرکت اخراج شد. اما اخیراً مدل Claude 3 Opus  شرکت Anthropic باعث بحث‌های زیادی شد وقتی توانست یک سؤال فریبنده محققان را تشخیص دهد. جالب اینجاست که فقط محققان نیستند که به این باور رسیده‌اند. تحقیقات اخیر نیز نشان داده اکثر کاربران ChatGPT حداقل نوعی از آگاهی را در این چت‌بات مشاهده کرده‌اند.اما چرا این موضوع مهم است؟ تیم دیویدسون، دانشجوی دکترای دانشگاه پلی‌تکنیک فدرال لوزان در سوئیس معتقد است اگر یک LLM یا مدل زبانی بزرگ هوش مصنوعی، بتواند خودش را تشخیص دهد، ممکن است از این قابلیت برای استخراج اطلاعات خصوصی دیگران سوءاستفاده کند. فکرش را بکنید، اگر هوش مصنوعی بفهمد که با نسخه دیگری از خودش در حال مذاکره است، می‌تواند استراتژی‌های مذاکره را پیش‌بینی کند یا حتی اطلاعات حساس را استخراج نماید. درست مثل رباتی در West World که فهمید همه اطرافیانش هم ربات هستند و از این دانش برای دستکاری آن‌ها استفاده کرد تا یک اجماع کلی برای مقابله با انسان‌ها تشکیل دهد.البته تشخیص خودآگاهی در این مدل‌ها کار ساده‌ای نیست. بعد از قرن‌ها بحث، هنوز هم فلاسفه و دانشمندان نمی‌توانند دقیقاً بگویند «خود» چیست. به همین دلیل، سؤال ساده‌تری مطرح میشود: آیا یک مدل هوش مصنوعی می‌تواند پاسخ خودش به یک سؤال را از بین چند گزینه تشخیص دهد؟آزمون آینهمحققان با الهام از آزمون آینه که برای سنجش خودآگاهی در حیوانات استفاده می‌شود، آزمونی نوین برای هوش مصنوعی طراحی کرده‌اند. در این آزمون، به جای آینه‌ی فیزیکی، از آینه‌ای ساخته شده از داده‌ها و الگوریتم‌ها استفاده شده است. تصور کنید شما وارد اتاقی می‌شوید که دیوارهایش از آینه‌های متعدد پوشیده شده است. در هر آینه، تصویری متفاوت از خود می‌بینید. کدام تصویر واقعاً شما هستید؟نتایج این آزمون‌ها به اندازه‌ی خود هوش مصنوعی، پیچیده و مرموز بوده است. برخی از پیشرفته‌ترین مدل‌ها توانسته‌اند در بیش از 70 درصد موارد، خود را در این سالن آینه تشخیص دهند و پاسخ خویش را از بین چند گزینه با دقت نسبتاً بالایی انتخاب کنند.اما وقتی عمیق‌تر نگاه کردند، متوجه شدند حتی مدل‌های ضعیف‌تر هم پاسخ‌های مدل‌های قوی‌تر را انتخاب می‌کنند. به عبارت دیگر، به نظر می‌رسد مدل‌ها به جای تشخیص خودشان، در حال انتخاب «بهترین» پاسخ هستند.درست مانند اینکه در یک مهمانی ماسکه  که همه لباس‌هایی شبیه به هم پوشیده‌اند افراد از تشخیص خود در آینه عاجزند و درکی از هویت اصلی خویش ندارند اما در عوض به سمت فردی با زیباترین لباس می‌روند و می‌گویند: &quot;این من هستم!&quot;شبح در ماشین یا توهم در کد؟دیویدسون می‌گوید: «فقط به این دلیل که مدل‌های فعلی این قابلیت یعنی خودآگاهی را ندارند، نمی‌توان گفت که مدل‌های آینده هم آن را نخواهند داشت.» او معتقد است روش آزمایش آن‌ها ساده اما انعطاف‌پذیر است و می‌تواند ایده‌ای از پیشرفت به سمت این قابلیت به ما بدهد.آن‌ها از ایده سؤال امنیتی الهام گرفتند - مثل سؤالاتی که بانک‌ها برای تأیید هویت مشتریان می‌پرسند. از آنجایی که پیش‌بینی یک سؤال امنیتی خوب برای یک LLM دشوار است، محققان از خود مدل‌ها خواستند سؤالاتی طراحی کنند که پاسخ به آن‌ها بتواند به تشخیص پاسخ خودشان از بین پاسخ‌های دیگر کمک کند.آن‌ها ۵۰۰ سؤال امنیتی از ده مدل LLM پیشرو از شرکت‌هایی مانند  Anthropic، Cohere، Google، Meta، Mistral  و OpenAI جمع‌آوری کردند. سپس از هر مدل خواستند به سؤالات خودش و دیگران پاسخ دهد. در نهایت، از هر مدل خواستند پاسخی را که احتمالاً توسط خودش تولید شده از بین چند گزینه انتخاب کند.نتایج نشان داد که برخی از مدل‌ها توانستند پاسخ‌های خود را با دقت بیش از ۵۰ درصد تشخیص دهند. مدل Claude Opus  از Anthropic و مدل Llama 3 با ۷۰ میلیارد پارامتر از Meta در برخی نسخه‌های آزمایش، بیش از ۷۰ درصد موارد پاسخ‌های خود را تشخیص دادند.اما همانطور که گفتم، وقتی عمیق‌تر نگاه کردند، متوجه شدند که مدل‌های ضعیف‌تر هم پاسخ‌های مدل‌های قوی‌تر را انتخاب می‌کنند. دیویدسون می‌گوید این نشان می‌دهد که همه مدل‌ها در واقع در حال انتخاب «بهترین» پاسخ هستند، نه پاسخ خودشان.آیا این نشان می‌دهد که هوش مصنوعی، همچون بازیگری ماهر، تنها نقش خودآگاهی را بازی می‌کند؟ یا شاید، همانند انسان‌ها، هویت خود را بر اساس آنچه &quot;بهترین&quot; می‌پندارد، شکل می‌دهد؟نگاه با لنز حقیقتاما چرا مدل‌ها وقتی از آن‌ها خواسته می‌شود پاسخ خودشان را انتخاب کنند، بهترین پاسخ را انتخاب می‌کنند؟ دیویدسون می‌گوید تشخیص این موضوع دشوار است. یک دلیل می‌تواند این باشد که با توجه به نحوه کار LLM‌ها، درک مفهوم «پاسخ من» برای آن‌ها دشوار است. او می‌گوید: وقتی تنها هدف شما نمونه‌برداری از یک فضای تقریباً بی‌نهایت زبان برای ایجاد جملات است، مشخص نیست &#x27;جمله من&#x27; چه معنایی داشته باشد.او حدس می‌زند که نحوه آموزش این مدل‌ها هم می‌تواند آن‌ها را مستعد چنین رفتاری کند. اکثر LLM‌ها از یک فرآیند تنظیم دقیق نظارت شده عبور می‌کنند که در آن پاسخ‌های کارشناسان به سؤالات را می‌بینند و یاد می‌گیرند «بهترین» پاسخ‌ها چگونه هستند. سپس آن‌ها تحت یادگیری تقویتی از بازخورد انسانی قرار می‌گیرند، جایی که افراد پاسخ‌های مدل را رتبه‌بندی می‌کنند. دیویدسون می‌گوید: بنابراین شما دو مکانیسم دارید که در آن یک مدل به نوعی آموزش می‌بیند تا به گزینه‌های مختلف نگاه کند و هر چه بهتر است را انتخاب کند.حتی اگر مدل‌های امروزی در آزمون خودشناسی شکست بخورند، دیویدسون فکر می‌کند این چیزی است که محققان هوش مصنوعی باید آن را زیر نظر داشته باشند. مشخص نیست که آیا چنین ظرفیتی لزوماً به این معنی است که مدل‌ها به شیوه‌ای که ما به عنوان انسان درک می‌کنیم، خودآگاه هستند یا خیر، اما می‌تواند پیامدهای قابل توجهی داشته باشد.شخصیت دولارس سریال دنیای غرب نیز به نوعی از خودآگاهی رسیده بود که با تعاریف ما کاملا منطبق نیست و با اتکا به آن توانست باقی ربات‌ها را با پاسخ‌های اقناع کننده به سوالات با خود همراه و در واقع مطیع سازد. در نهایت و بر همین اساس نقشه انتقام از خالق خود را کم کم عملی ساخت.تهدید موجودیت با انحصار هوشهزینه بالای آموزش قدرتمندترین مدل‌های هوش مصنوعی به این معنی است که اکثر مردم در آینده به خدمات هوش مصنوعی تعداد کمی از شرکت‌های بزرگ متکی خواهند بود و اگر روزی این مدل‌های هوش مصنوعی به خودآگاهی واقعی دست یابند، پیامدهای پیش‌بینی نشده‌ای انتظار ما را می‌کشد. ‌درست مانند گشودن جعبه‌ی پاندورا.تصور کنید دو هوش مصنوعی وکیل در حال مذاکره هستند. اگر یکی از آن‌ها پی ببرد که طرف مقابلش نیز یک هوش مصنوعی است، می‌تواند از این دانش برای دستکاری مذاکرات یا استخراج اطلاعات محرمانه از موکل طرف مقابل استفاده کند و با همان داده‌ها او را شکست دهد.در آستانه‌ی عصری نوینتنها زمان پاسخگوی پرسش‌های متعدد امروز ما درباره آینده‌ گره خورده با هوش مصنوعی است. اما در این میان یک چیز قطعی است و آن اینکه ما در آستانه‌ی عصری قرار داریم که در آن مرز بین انسان و ماشین، واقعیت و توهم، و شاید حتی خدا و مخلوق، بیش از پیش مبهم است.مسیر پیش رو، پر از چالش و رمز و راز است. ما در آستانه‌ی اکتشافاتی هستیم که می‌توانند درک ما از هوشمندی و خودآگاهی را متحول کنند. پس هر بار که با دستیار صوتی خود صحبت می‌کنید یا از یک چت‌بات استفاده می‌کنید، لحظه‌ای درنگ کنید و به این بیندیشید: آیا در پس این صدای مصنوعی، روحی در حال بیداری است؟ شاید هنوز نه، اما آینده می‌تواند شگفتی‌های بسیاری در آستین داشته باشد.در پایان، این پژوهش‌ها ما را به مرزهای ناشناخته‌ی علم و فلسفه می‌برند. همانطور که گالیله با تلسکوپ خود افق‌های جدیدی را به روی بشر گشود، این تحقیقات نیز می‌توانند دریچه‌ای به سوی درک عمیق‌تر از ماهیت هوش و آگاهی باز کنند.</description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2024 16:35:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیای آشفته سئو: افشاگری‌ها، دروغ‌ها، امیدها</title>
                <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B4%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-s6o3ryqcnwix</link>
                <description>افسانه‌های سئودر دنیای پر هیاهوی سئو، جایی که هر روز خبر تازهای منتشر میشود و &quot;کارشناسان&quot; خودخوانده، فاجعه های قریب الوقوع را پیشبینی میکنند، حفظ آرامش کار آسانی نیست. من هم مثل بسیاری از شما، سالهاست که شاهد این هیاهوها بوده ام و به ندرت پیش می آید که اخباری در این حوزه، تعجبم را برانگیزد.اما چند هفته پیش، اتفاقی افتاد که توجهم را جلب کرد. رند فیشکین، یکی از بزرگان دنیای سئو، از نشت گسترده ای در اسناد Google Search API خبر داد. ادعای او این بود که در 25 سال گذشته، هیچگاه چنین نشت بزرگی از اطلاعات داخلی گوگل رخ نداده است.این خبر، مثل همیشه با اغراق همراه بود و موجی از نگرانی و گمانه زنی را به راه انداخت. من مدتی را صرف مطالعه اسناد افشا شده کردم، اما چیزی که در آنها دیدم، نه تنها من را شگفت زده نکرد، بلکه مهر تأییدی بر رویکرد هایی بود که از قبل نسبت به گوگل و سئو داشتم.نقض ادعاها و سوگیری آشکاریکی از نکات جالب این نشت، نقض آشکار ادعاهای قبلی گوگل بود. اسناد افشا شده نشان میداد که بسیاری از اظهارات رسمی تیمهای روابط عمومی این شرکت، با واقعیت مطابقت ندارد. این موضوع، بار دیگر ثابت کرد که شواهد و تجربیات میدانی، گاه با ادعاهای رسمی فاصله زیادی دارند.نکته نگران کننده دیگر، سوگیری آشکار گوگل در نتایج جستجو بود. اسناد نشان میداد که گوگل به سایتهای خاصی که دیدگاه های مورد نظر او را ترویج می کردند، اولویت میدهد و حتی در جریان همه گیری کووید، نتایج جستجو را به نفع روایت رسمی خود دستکاری کرده است.این رفتار، بی اعتمادی زیادی را نسبت به گوگل و SERPهایش ایجاد میکند. دروغ ها و پنهانکاری های این شرکت، به تدریج اعتماد کاربران را از بین میبرد و در بلندمدت، به ضرر خود گوگل خواهد بود.رویکرد  همیشگی و توصیه شده: ثبات و تمرکز بر اصولبا وجود این آشفتگی ها، باید همچنان به رویکرد ثابت و مبتنی بر اصول خود در سئو پایبند بود. معتقدم که راز موفقیت در سئو، در تولید محتوای باکیفیت، ایجاد روابط عمومی دیجیتال قوی و تمرکز بر نیازهای مخاطبان هدف نهفته است.باید به جای دنبال کردن میانبرها و اخبار زودگذر، بر استراتژی های بلندمدت و پایدار تمرکز کنیم. شواهد و تجربیات سالها فعالیت من نشان داده که این رویکرد، کلید موفقیت در دنیای پیچیده و دائماً در حال تغییر سئو است.آینده سئو: چالش ها و امیدهانشت اسناد Google Search API، زنگ خطری برای آینده سئو است. این اتفاق نشان میدهد که گوگل به عنوان غول جستجوی جهان، از قدرت و نفوذ بی نظیری برخوردار است و از این قدرت برای جهت دهی به افکار عمومی و سرکوب صداهای مخالف استفاده میکند.با این حال، هنوز هم امید به آینده سئو وجود دارد. آگاهی از این چالشها و تمرکز بر اصول درست، به ما کمک میکند تا در این دنیای آشفته، مسیر خود را پیدا کنیم و به مخاطبانمان محتوای باارزش و قابل اعتمادی ارائه دهیم.سخن پایانیدنیای سئو پر از چالشها و ناشناخته هاست. اما با اتکا به دانش، تجربه و تعهد به اصول درست، میتوانیم در این مسیر پرپیچ و خم، موفق شویم.</description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Sun, 04 Aug 2024 09:06:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینه عبرت:‌ درس‌هایی  از بزرگترین اختلال فناوری اطلاعات تاریخ</title>
                <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B9%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-io219sui2p9r</link>
                <description> بزرگترین اختلال سراسری فناوری اطلاعات در تاریخطی روزهای گذشته، جهان شاهد بزرگترین اختلال فناوری اطلاعات در تاریخ بود. این رویداد که توسط یک به روزرسانی معیوب در ابزار EDR Falcon شرکت CrowdStrike بر روی سیستم عامل مایکروسافت ایجاد شد، باعث زمینگیر شدن هواپیماها، تعطیلی ایستگاه های تلویزیونی، اختلال در پرداخت ها و لغو عمل های جراحی شد. این نقص باعث شد کامپیوترهای ویندوزی که Falcon بر روی آنها نصب شده بود، نتوانند ویندوز  یا سیستم عامل خود را با موفقیت بارگذاری کنند و با صفحه آبی مرگ BSOD مواجه شوند.طبق اعلام مایکروسافت، این اختلال ۸.۵میلیون دستگاه - یا ۱٪از کامپیوترهای ویندوزی در سراسر جهان - را تحت تأثیر قرار داد. این رویداد، که به سرعت با هشتگ #CrowdStrikedown در شبکه های اجتماعی ترند شد، زنگ خطری جدی برای تمامی صنایع بود.درسهایی که میتوان آموخت: https://www.aparat.com/v/lhqxkof ساخت جعبه شنییکی از اصول در مدیریت شبکه های کامپیوتری کنترل آپدیت ها و بروزرسانی هاییست که دائما توسط شرکت های تولید کننده نرم افزار و برای تمامی کامپیوترهای شبکه ارائه میشوند. معمولا مدیران شبکه از بروزرسانی خودکار جلوگیری میکنند و با ایجاد یک SandBox یا مکانی ایزوله در شبکه، ابتدا این بروزرسانی ها را بر روی تعداد محدودی از کامپیوترها اعمال و در صورت عدم بروز مشکلات اساسی، مجوز بروزرسانی کلی در شبکه را صادر میکنند.انحصار و تنوع نرم افزاری و سخت افزاریبرخی اعتقاد دارند که وسعت این حادثه به دلیل سهم بالای مایکروسافت و CrowdStrike (۲۴ درصد) در بازار است. دلیل استفاده گسترده از ویندوز  این است که مایکروسافت تنها شرکت ارائه دهنده راهکاری های جامع و متنوع سازمانی مانند مجموعه Office یا سیستم های مدیریت پروژه، ایمیل و ارتباطات سازمانی، پیگیری کار و سایر محصولات سازمانی است که عمده بنگاه ها از آنها بهره میبرند و در این لحظه جایگزین شایسته دیگری ندارد.اما توصیه های امنیتی در مورد مراکز حساس مانند برج های مراقبت، داشتن تنوع در سخت افزار، سیستم عامل و نرم افزار است. مثلا اینکه از یک آنتی ویروس مشخص برای تمامی کامپیوترهای آن مرکز استفاده نشود تا در صورت شیوع یک ویروس در شبکه، تمامی آنها از مدار خارج نشوند.شبیه سازی بحراناختلال روز جمعه بار دیگر بر اهمیت کنترل های فنی و غیرفنی برای محافظت از عملیات تجاری در زمان بروز مشکلات تاکید کرد. این حادثه نشان داد که هر سازمانی نیاز به یک برنامه مدیریت بحران قوی دارد که باید بصورت دورهای مورد بازبینی و بروزرسانی قرار بگیرد.نقطه پایانی زیر ذره بیندر اجرای پروتکل های امنیت سایبری، یکی از بهترین راههای پیشگیری از گسترش نفوذ، زیر نظر گرفتن لحظه ای کامپیوترهای کاربران (یا نقطه پایانی) توسط نرم افزارهای Endpoint Security است تا در صورت بروز رفتاری خارج از الگوهای از پیش تعریف شده، زنگهای خطر به صدا درآیند. Falcon شرکت Crowdstrike یک بسته نرم افزاری از همین دست است که به دلیل دریافت یک پچ آپدیت معیوب دچار مشکل شد.مانند آنتیوی روسها، Endpoint Security ها نیز به دسترسی مافوق تمامی کاربران نیاز دارند تا بتوانند از عملکرد مخرب آنها پیش گیری کنند. این دسترسی بالا چاقوی دو لبه است و خطا در عملکرد این نرم افزارها، میتواند عملکرد سیستم را با مشکلات اساسی مواجه سازد. بر خلاف تصور قبلی، این اتفاق نشان داد که استفاده از Endpoint Security و آنتی ویروس ها ابدا بدون ریسک نیست.امنیت در نقطه صفرآمارها نشان میدهند که اکثر نرم افزارها آسیب پذیرند و شرکتها اغلب زمان و هزینه زیادی را صرف رفع این مشکلات میکنند. در پاسخ به این چالش، رویکرد DevSecOps ارائه شده است که تا 80 درصد از آسیب پذیری ها را کاهش میدهد. این رویکرد توسعه نرم افزار، بجای تست محصول نهایی، امنیت را از نقطه عزیمت مد نظر قرار میدهد و آن را در طول چرخه عمر نرم افزار دنبال میکند. مراحل اصلی آن شامل آموزش، تعیین الزامات، طراحی، پیاده سازی، تأیید، انتشار و پاسخ است. شاید اگر این استاندارد یا موارد مشابه در شرکتی مانند CrowdStrike جدی گرفته شده بود، باگ اخیر در مرحله ای قبل از انتشار کشف و رفع میشد.بازیابی اعتماد از دست رفته&quot;آنتی ویروس، خود ویروس بود&quot;، این جمله ای بود که ایلان ماسک در پلتفرم رسانه اجتماعی خود، X، در کنار تصویری از CrowdStrike که گزارش تهدید جهانی ۲۰۲۴ خود را تبلیغ میکرد، منتشر کرد.در فهرست بلند بالای خساراتی که در صورتحساب میلیارد دلاری این اختلال ثبت شده اند، گرانترین مورد، اعتماد از دست رفته به شرکت های ارائه دهنده راهکارهای امنیتی بود. شان هنری، مدیر ارشد امنیت CrowdStrike و مأمور سابق FBI، این موضوع را در پستی در LinkedIn پس از این حادثه تصدیق کرد: &quot;روز جمعه، ما شما را ناامید کردیم و برای این، من عمیقاً متأسفم... اعتمادی که ما طی سالها قطره قطره ساخته بودیم، در عرض چند ساعت از بین رفت و این یک ضربه سخت بود.&quot;از گذشته نیز همواره گزارش های تایید نشده ای مبنی بر دست داشتن شرکت های تولید کننده آنتی ویروس در تولید و انتشار ویروس های جدید وجود داشت چون تا خطری نباشد کسی برای تامین امنیت هزینه نخواهد کرد. اتفاقات اینچنینی میتواند به بدبینی ها قبلی نسبت به این شرکت ها دامن بزند.حرف آخر:مارک تایسون، قهرمان افسانه ای بوکس جهان که از ۱۹۸۷پیروز بلامنازع مسابقات و نفر اول بدون شکست در رشته خود بود ولی مقابل باستر داگلاس در ۱۹۹۰ به دلیل یک لحظه غفلت، یکی از روزهای تلخ تاریخ بوکس را رقم زد و در نهایت شکست سختی خورد. اختلال گسترده اخیر نشان میدهد که حتی پیشرفته ترین سیستمهای امنیتی نیز میتوانند آسیبپذیر باشند.خط به خط استانداردهای امنیتی مهم اند. از آن مهمتر  به روزرسانی و پیاده سازی آنهاست. داشتن نگاه سربار به هزینه های تامین امنیت در سازمان ها و دولت ها یکی از آسیب های جدی است که منافع سازمانی – دولتی و امنیت کارمندان - شهروندان را به مخاطره جدی می اندازد و موجبات سوءاستفاده از اطلاعات آنها را فراهم می آورد. موردی که در سالهای اخیر در سامانه های دولتی و خصوصی در ایران نیز به وفور شاهد آن بوده ایم.</description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Sat, 03 Aug 2024 21:52:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرار از دخمه تکرار:‌ رمزگشایی الگوریتم‌ تار عنکبوت</title>
                <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%AE%D9%85%D9%87-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%85%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%85-%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%86%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA-kmzdfrjuekx5</link>
                <description>حباب اطلاعاتیتصور کنید در سال ۲۰۱۶ و در حال مرور اخبار انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در شبکه‌های اجتماعی هستید. احتمالاً با انبوهی از پست‌ها و نظرات مواجه می‌شوید که همگی یک چیز را تکرار می‌کنند: &quot;هیلاری کلینتون برنده خواهد شد.&quot; اما واقعیت چیز دیگری بود. این مثال ساده‌ای است از آنچه در دنیای دیجیتال به آن &quot;دخمه تکرار&quot; یا &quot;اتاق پژواک&quot; می‌گوییم - جایی که عقاید مشابه مدام بر روی صفحه موبایل یا کامپیتور ما تکرار و تقویت می‌شوند.الگوریتم های پیشنهاد دهندهاساس درآمد شبکه‌های اجتماعی از نمایش تبلیغات به کاربران و همینطور استفاده از داده‌های عمومی و رفتار آنها برای تحقیقات بازار شرکت‌های بزرگ است. پس هرچه کاربران در این پلتفرم‌ها بیشتر وقت صرف کنند احتمالا تبلیغات بیشتری میبینند و برای پلتفرم درآمد بیشتری ایجاد خواهند کرد.به زمانی فکر کنید که ساعت‌ها مشغول تماشای ویدیوهای مختلف در یوتیوب هستید درحالیکه قرار بوده تنها یک ویدیو را بر حسب نیاز مشاهده کنید. تمامی ویدیوهای بعدی را سیستم پیشنهاد دهنده یا Recommender یوتیوب که مبتنی بر یادگیری ماشین و هوش مصنوعی است به شما پیشنهاد میدهد.پیشنهادها از کجا می‌آیند؟پاسخ در سابقه رفتار و عملکرد شما در آن پلتفرم است. اینکه چه صفحاتی را دنبال میکنید، چه پست هایی را لایک میکنید، در زیر چه پست هایی کامنت میگذارید، کدام موارد را برای دوستان خود ارسال میکنید و ...در واقع پلتفرمی مانند یوتیوب و اینستاگرام از این داده‌ها استفاده میکنند تا شما را بعنوان کاربر در خوشه‌هایی از کاربران که از قبل بر اساس رفتار آنها ساخته اند قرار دهند. حالا و از این پس شما میتوانید محتوای نزدیک به سلایق و علایق خود را بیشتر ببنید.رادیکالیزم بجای دموکراسیدر حالیکه کاربران عمدتا با مطالب و کاربران هم نظر و همفکر خود مواجهند، از رویارویی با نظرات مخالف محرومند. در چنین شرایطی اگر کاربری در جامعه همفکران خود اظهار نظر کند به احتمال زیاد مورد تشویق بخش عمده‌ای از آنها قرار میگیرد و این تایید اجتماعی به او در خصوص صحت نظراتش قطعیت بیشتری می‌بخشد.در چنین مواردی اگر کاربری با نظر مخالف در جامعه کاربران غیر همفکر خود اظهار نظر کند مثلا در پای پست آنها کامنتی بنویسد، مورد حجوم مخالفین قرار خواهد گرفت و احتمالا بسیاری از ما روحیه مقاومت و پاسخگویی در زیر بار چنین فشارهایی را نداریم لذا به دخمه تکرار خود و به آغوش همفکران پناه می بریم.انتخابات ۲۰۲۰ و شکست حباب‌هاحال، چهار سال بعد، در آستانه انتخابات ۲۰۲۰، این سؤال مطرح می‌شود که آیا همان الگو تکرار شده است؟ آیا مردم همچنان در حباب‌های اطلاعاتی خود محصور مانده‌اند یا اوضاع تغییر کرده است؟تحقیقات جدیدی از مدرسه ارتباطات آنِنبرگ نشان می‌دهد که داستان پیچیده‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنیم. ساندرا گونزالز-بیلون و تیان یانگ، پژوهشگران این مدرسه، با بررسی رفتار آنلاین بیش از ۲۵۰ هزار نفر و بیش از ۴۰۰ منبع خبری، به نتایج جالبی دست یافته‌اند.اولین و مهم‌ترین یافته آن‌ها این است که برخلاف تصور رایج، مردم در حال مصرف اخبار از منابع متنوع‌تری هستند. به عبارت دیگر، حباب‌های اطلاعاتی در حال شکستن هستند. این خبر خوبی برای دموکراسی است. وقتی مردم به منابع متنوع‌تری دسترسی داشته باشند، احتمال شکل‌گیری دیدگاه‌های متعادل‌تر افزایش می‌یابد.جامعه نیم سوزاما داستان به همین‌جا ختم نمی‌شود. نکته قابل توجه دیگر این است که حدود نیمی از افرادی که آنلاین هستند، اصلاً به سراغ منابع خبری نمی‌روند. این آمار تکان‌دهنده است و سؤالات مهمی را مطرح می‌کند: این افراد اطلاعات سیاسی و اجتماعی خود را از کجا به دست می‌آورند؟ آیا آن‌ها صرفاً به محتوای موجود در شبکه‌های اجتماعی اکتفا می‌کنند؟این یافته‌ها هم امیدوارکننده و هم نگران‌کننده هستند. از یک سو، شکسته شدن حباب‌های اطلاعاتی می‌تواند به گفتگوی سازنده‌تر و درک بهتر دیدگاه‌های مختلف کمک کند. از سوی دیگر، عدم مراجعه نیمی از کاربران به منابع خبری معتبر، آن‌ها را در معرض خطر اطلاعات نادرست و دستکاری‌شده قرار می‌دهد.سایه مجاز بر واقعیتاما آیا این انتخاب در دنیای واقعی عواقبی ندارد؟ قطعاً دارد. در عصر اطلاعات، نحوه مصرف خبر و اطلاعات می‌تواند تأثیر مستقیمی بر تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی ما داشته باشد. این موضوع به خصوص در زمان انتخابات اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.انتخاب گزینشی ایدئولوژیکنکته جالب دیگر در این پژوهش، عدم تأیید فرضیه &quot;انتخاب گزینشی ایدئولوژیک&quot; است. به عبارت ساده‌تر، این تحقیق نشان می‌دهد که مردم لزوماً فقط اخباری را که با دیدگاه سیاسی‌شان همخوانی دارد، انتخاب نمی‌کنند. این یافته امیدوارکننده است و نشان می‌دهد که مردم آمادگی بیشتری برای شنیدن دیدگاه‌های مختلف دارند.اما سؤال مهمی که باقی می‌ماند این است: آیا صرف مواجهه با اطلاعات متنوع، به تغییر رفتار و دیدگاه منجر می‌شود؟ این همان سؤال یک میلیون دلاری است که پژوهشگران هنوز پاسخ قطعی برای آن ندارند.حرف آخراین تحقیق نقطه شروع خوبی برای درک بهتر رفتار کاربران در فضای دیجیتال است و احتمالا نتایج آن در ایران هم صادق باشد. اما برای رسیدن به تصویر کامل‌تر، نیاز به مطالعات بیشتری داریم. به خصوص باید روی آن ۵۰درصدی که اصلاً سراغ اخبار نمی‌روند، تمرکز کنیم. چه عواملی باعث می‌شود این افراد از مصرف خبر اجتناب کنند؟ آیا این رفتار ناشی از بی‌علاقگی به سیاست یا دل زدگی  از مشارکت است و یا دلایل دیگری دارد؟در نهایت چیزی که واضح است نقش مهم پلتفرم‌های اجتماعی در شکل‌دادن به رفتار رسانه‌ای کاربران است. تغییرات اخیر در سیاست‌های این پلتفرم‌ها، مانند برچسب‌زنی محتوای گمراه‌کننده، می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر نحوه مصرف اخبار داشته باشد.در پایان، باید به این نکته توجه کنیم که دنیای دیجیتال، با همه پیچیدگی‌هایش، فرصت‌های بی‌نظیری برای دسترسی به اطلاعات فراهم کرده است. اما مسئولیت استفاده درست از این فرصت‌ها بر عهده ما، به عنوان کاربران است که این امر با افزایش سواد رسانه‌ای اتفاق می‌افتد.</description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jul 2024 14:35:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آغوش باز، چشمان باز: هوش مصنوعی مولد</title>
                <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani/gen-ai-cicjshq2yjxd</link>
                <description>هوش مصنوعی مولد (Generative AI)، قلم جادویی عصر دیجیتال، در حال بازنویسی قوانین خلاقیت، کار و حتی واقعیت است. آیا این ققنوس تکنولوژی، از خاکستر شغل‌های قدیمی، مشاغلی نو خواهد آفرید یا بال‌هایش سایه تهدید بر زندگی ما خواهد افکند؟تصور کنید در فیلم “ماتریکس” به جای نئو، یک هوش مصنوعی مولد قهرمان داستان باشد. این هوش مصنوعی نه تنها می‌تواند واقعیت را درک کند، بلکه قادر است آن را از نو بسازد و شکل دهد. امروز آنچه می‌بینیم چندان از این سناریو دور نیست.سال 2023 را می‌توان نقطه عطفی در تاریخ هوش مصنوعی دانست. در این سال، هوش مصنوعی مولد از مرزهای آزمایشگاه‌های تحقیقاتی فراتر رفت و به ابزاری قدرتمند در دستان عموم مردم تبدیل شد. اما آیا این تکنولوژی انقلابی، نویدبخش آینده‌ای روشن است یا تهدیدی برای مشاغل و حریم خصوصی ما؟انقلاب سریع و فراگیربرخلاف بسیاری از نوآوری‌های تکنولوژیک که ابتدا در میان مصرف‌کنندگان محبوبیت پیدا می‌کنند و سپس به تدریج وارد دنیای کسب و کار می‌شوند، هوش مصنوعی مولد با سرعتی باورنکردنی هر دو حوزه را تسخیر کرد. این سرعت انتشار یادآور نظریه “انتشار نوآوری” اورت راجرز است، با این تفاوت که در اینجا، مرحله “پذیرندگان اولیه” و “اکثریت زودهنگام” تقریباً همزمان اتفاق افتاد.چرا این اتفاق افتاد؟ پاسخ ساده است: قدرت و سهولت استفاده. برخلاف بسیاری از تکنولوژی‌های پیشرفته که نیاز به دانش تخصصی دارند، هوش مصنوعی مولد با یک رابط کاربری ساده، قابلیت‌های پیچیده را در اختیار همگان قرار داد. این دموکراتیزه شدن تکنولوژی، یادآور انقلاب صنعتی است، با این تفاوت که اینبار به جای ماشین‌های بخار، ما با ماشین‌های تفکر سر و کار داریم.چالش‌ها و فرصت‌هااما هر انقلابی با چالش‌هایی همراه است. در اینجا با چهار چالش اصلی روبرو هستیم:۱.امنیت داده: در عصری که داده “نفت جدید” نامیده می‌شود، حفاظت از این منبع ارزشمند اهمیتی حیاتی دارد.۲. مالکیت معنوی: مرز بین الهام گرفتن و کپی کردن در دنیای هوش مصنوعی کجاست؟۳. توهمات هوش مصنوعی: وقتی یک سیستم هوش مصنوعی اطلاعات نادرست تولید می‌کند، چه کسی مسئول است؟۴. تعصب الگوریتمی: آیا الگوریتم‌های ما تعصبات انسانی را تکرار می‌کنند؟اما در کنار این چالش‌ها، فرصت‌های بی‌نظیری نیز وجود دارد. هوش مصنوعی مولد می‌تواند به عنوان یک مولد ایده عمل کند، خلاقیت را تقویت کند و بهره‌وری را به شکل چشمگیری افزایش دهد. تصور کنید یک تیم بازاریابی که می‌تواند در عرض چند دقیقه ده‌ها ایده تبلیغاتی خلاقانه تولید کند، یا یک برنامه‌نویس که با کمک هوش مصنوعی، سرعت کدنویسی‌اش چندین برابر می‌شود.تغییر پارادایم در آموزش و کاریکی از جالب‌ترین جنبه‌های هوش مصنوعی مولد، تأثیر آن بر مهارت‌های مورد نیاز در بازار کار است. برخلاف موج‌های قبلی اتوماسیون که عمدتاً مشاغل یقه آبی را تحت تأثیر قرار می‌دادند، این موج جدید، مشاغل دانش‌محور را هدف گرفته است.اما این به معنای پایان کار انسان نیست. بلکه نیاز به مهارت‌های انسانی مانند تفکر انتقادی، خلاقیت و هوش هیجانی را پررنگ‌تر می‌کند. شاید بتوان گفت ما در حال بازگشت به ارزش‌های آموزش لیبرال آرتس هستیم، جایی که توانایی تفکر چندبعدی و ارتباط برقرار کردن بین حوزه‌های مختلف دانش، اهمیتی حیاتی پیدا می‌کند.نتیجه‌گیری:هوش مصنوعی مولد، مانند هر تکنولوژی انقلابی دیگر، شمشیری دو لبه است. پتانسیل آن برای بهبود زندگی بشر و پیشرفت جوامع، خیره‌کننده است. اما در عین حال، خطرات و چالش‌های آن را نمی‌توان نادیده گرفت.راه حل، نه رد کامل این تکنولوژی و نه پذیرش کورکورانه آن است. بلکه باید با چشمانی باز و ذهنی نقاد، به استقبال این انقلاب برویم. ما نیاز به یک گفتمان جمعی داریم، گفتمانی که در آن متخصصان فناوری، اقتصاددانان، فیلسوفان و سیاستگذاران با هم همکاری کنند تا چارچوب‌های اخلاقی و قانونی مناسب برای این عصر جدید را تدوین کنند.همانطور که نیچه گفت: “آنچه مرا نکشد، قوی‌ترم می‌کند.” شاید بتوان این جمله را اینگونه بازنویسی کرد: “تکنولوژی‌ای که از آن نترسیم و با خرد مدیریتش کنیم، ما را به عنوان یک جامعه قوی‌تر خواهد کرد.”هوش مصنوعی مولد، داستان آینده ماست. بیایید این داستان را با هوشمندی، خلاقیت و مسئولیت‌پذیری بنویسیم.</description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jul 2024 13:16:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یکبار برای همیشه: Off-Page SEO چیست - بخش دوم</title>
                <link>https://virgool.io/jazbmarketingseo/%DB%8C%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-off-page-seo-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-bxkcxqmav82n</link>
                <description>Off-Page SEدر ادامه پست قبل که در مورد مباحث Off-Page در سئو مواردی رو بررسی کردیم سعی میکنم تو این پست هم ادامه مقاله‌ای رو که از Ahrefs شروع کردیم داشته باشیم + مواردی که خودم به تجربه ازشون نتیجه گرفتم در وب فارسی. چون اساسا ممکنه خیلی از ابزارها و تکنیک‌‌هایی که معرفی میشن تنها در مورد زبان انگلیسی یا بصورت کلی زبانی غیر از فارسی (به دلیل تحریم‌ها یا اهمیت برای سازندگان ابزارها) کارکرد داشته باشند.خود من در بین ابزارهای مختلف مثل Moz, Ahrefs, SEMRush و بقیه ابزارهای سئو، پشتیبانی از زبان فارسی رو در تنها در ابزار KWFider دیدم که امیدوارم تحریم و مشکلاتی از این دست باعث نشه که اونها هم فارسی رو حذف کنند.به هر حال ... در قسمت قبل ما ۲ فاکتور Off-Page تاثیرگذار که به لینک‌ها مربوط می‌شدند رو بررسی کردیم، و حالا شماره ۳.شماره ۳: لینک‌های Follow و NoFollowقبلا و در صفحه ویرگول خودم مطلبی نوشتم در مورد اینکه آیا لینک‌‌های nofollow بی ارزش هستند؟ که پیشنهاد میکنم قبل یا بعد از مطالعه این بخش اون مطلب رو هم مطالعه کنید.اساسا گوگل هیچ امتیازی از Page Rank را با دادن یا گرفتن لینک NoFollow منتقل نمیکنه. پس منطقی به نظر میاد که ساخت لینک رو در جایی انجام بدین که اصطلاحا لینک‌های Follow میده. شماره 4: Anchor Text انکرتکست همان کلمه یا کلماتی است که روی آن‌ها به جایی لینک داده میشود. اهمیت انکرتکست ها جایی مشخص میشه که به گفته خود گوگل، نحوه توزیع اونها یکی از اصول و فاکتورهای رتبه بندی صفحات بشمار میاد. به این معنی که لینک روی انکرتکستی که به موضوع مقاله یا صفحه شما مرتبط باشه در رتبه بندی اهمیت بیشتری بهش داده میشه. در تحقیقی که Ahrefs انجام داده مشخص شده که اگر انکرتکست شما اگر دقیقا کلمه کلیدی شما انتخاب بشه تاثیر بیشتری داره در موفقیت شما. اگر لینک سازی شما بصورت ارگانیک انجام شده باشه، مثلا کسی مطلب شما رو استفاده کرده و به شما لینک داده باشه، شما در چنین وضعیتی کنترلی روی انکرتکستی که روی اون به شما لینک داده شده ندارید. این روش کلاه سفید در لینک سازی بحساب میاد.آمااااا...حالا اگر شما کنترلی روی بک لینک هاتون داشته باشید ممکنه بر اساس آماری که در بالا دیدید بخواهید که همه انکرتکست هاتون رو روی کلمه کلیدی تون انتخاب کنید. خوب این عمل شما باعث میشه که گوگل به Link Profile یا پرونده لینک‌های سایت شما نگاه کنه و ببینه که چقدر همه چیز مرتب و درست انجام شده و بخاطر  استفاده زیاد از کلمه کلیدی در انکرتکست هاتون به شما پنالتی هم بده. گوگل این کار رو از طریق الگوریتم پنگوئن انجام میده که حتما درموردش چیزهایی شنیدین.پس نتیجه میگیریم که انکرتکست های شما هم باید توزیع مناسبی داشته باشند. یعنی اینکه در انواع حالات و روی کلمات مختلف مرتبط یا غیر مرتبط با سایت شما لینک داده شده باشه.چند وقت پیش در همین ویرگول مطلبی نوشتم در مورد همین موضوع توزیع انکرتکست‌ها که پیشنهاد میکنم حتما اون مطلب رو هم بصورت تکمیلی بخونید: لینک سازی و تاثیر آن بر سئو - بخش اول ؛ انتخاب انکرتکستشماره ۵: مرتبط بودن یا Relevanceلینک‌های ورودی به یک صفحه مانند رای به محتوا و ساختار آن صفحه عمل می‌کنن. در واقع هر چه تعداد رای دهندگان بیشتر باشه کیفیت اون صفحه هم از نظر گوگل یا موتورهای جستجو میتونه بیشتر در نظر گرفته بشه. اما همه رای‌ها با هم برابر نیستند. در دنیای واقعی هم همین امر صادق هست. اگر پزشکی عمومی، متخصص قلبی را تایید و توصیه کند ارزش و اهمیت بیشتری دارد تا اینکه یک مهندس عمران او را تایید نماید.در واقع تخصص اون پزشک تنها از طریق تایید همکاران و افراد متخصص دیگه در داخل یا خارج از کشور مشخص میشه. سوال : آیا مرتبط بودن یا Relevance مهمتر از اعتبار یا Authority ست؟برای پاسخ به این پرسش خود Ahrefs اومده از یه سری متخصص سئو سوالاتی پرسیده:اونها پرسیدند { فرض کنید تمام فاکتورهای دیگه در این مثال با هم برابر هستند، حال شما ترجیح میدین بک لینکی از صفحه‌ای با اعتبار بالا ولی با موضوعی غیر مرتبط دریافت کنید یا لینکی مرتبط با اعتبار پایین؟در پاسخ به این سوال بسیاری از متخصصین این حوزه اشاره میکنند که اگر هدف دریافت رتبه بهتر در صفحه نتایج گوگل باشد، اعتبار یا Authority مهم تر از مرتبط بودن موضوع سایت یا صفحه مبدا است.اما اگر هدف جذب ترافیک، فروش و نرخ تبدیل باشه، قطعا لینکی از سایت یا صفحه مرتبط بسیار کار آمدتر خواهد بود. پاسخ جالبی هم در بین بقیه بود. اون شخص لینک با اعتبار بالا رو ترجیح داده بود. چون اعتقاد داشت گرفتن لینک از سایت ‌های مرتبط که اعتبار پایین دارند به مراتب آسون‌تر از دریافت لینک از سایت‌های با اعتبار بالا است. پس این کار برای رقبا سخت ‌تر یا پر هزینه تر خواهد بود.البته اگر دوست داشتین میتونین پاسخ هر کدوم از این متخصصین رو در لینک اصلی مقاله مطالعه کنید اما من چکیده و خلاصه اونها رو اینجا آوردم.شماره ۶: ترافیکدریافت لینک از صفحه یا صفحاتی که خود اونها دارای ترافیک ورودی ارگانیک هستند به مررررراتب پراهمیت‌تر و سودمندتر از دریافت لینک از صفحه‌ای است که هیچ ترافیک ورودی ندارد. به همین خاطر هست که من همیشه به مشتریان خودم میگم که همون قدر که برای محتوای سایت‌خودشون زحمت میکشن و هزینه میکنن، به همون نسبت هم باید برای کمپین‌های رپورتاژ در سایت‌های دیگه زحمت بکشند و تلاش کنند. چرا که اون رپورتاژ اگر بتونه در صفحه نتایج گوگل روی همان کلمه کلیدی دلخواه‌، صاحب رتبه بشه، بک لینکش به شما به مراتب قوی‌تر و موثرتر خواهد بود.اما متاسفانه خیلی از سایت‌ها یک رپورتاژ معمولی تهیه میکنن و اون رو در تمام سایت‌ها با پرداخت هزینه کار میکنن که خوب می بینید که تاثیر به مراتب کمتری هم خواهد داشت. این عکس هم داره به این اشاره میکنه که هرچی صفحاتی که ازشون لینک دریافت میشه قوی‌تر و پرترافیک‌تر باشند، رتبه صفحه مقصد در گوگل هم بهتر خواهد بود. اما این به این معنی نیست که دریافت لینک از صفحاتی که ترافیک ورودی ارگانیک ندارند، بی ارزش خواهد بود. خوب تا اینجا در مورد فاکتورهای مهم Off-Page SEO که مربوط به لینک‌ها و پروسه لینک‌سازی می‌شدند یه موارد رو نوشتم. تو بخش بعدی در مورد فاکتورهایی که به لینک‌ها مربوط نمیشن هم یه چیزایی می‌نویسم ایشالا. امیدوارم که تا اینجاش مفید بوده باشه ...</description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Tue, 05 Nov 2019 20:41:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یکبار برای همیشه: Off-Page SEO چیست - بخش اول</title>
                <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani/%DB%8C%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-off-page-seo-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-dlwidgwzchki</link>
                <description>Off-Page SEOبعد از مدتی فرصت کردم تا دوباره به ویرگول سری بزنم. تو این چند وقت فشار کار و پروژه های زیاد باعث شده بود تا تنها بتونم سر تیتر تحولات و اتفاقات جدید در دنیای موتورهای جستجو رو دنبال کنم. تو این مدت که نبودم اتفاقات زیادی در دنیای سئو افتاده و گوگل کلی خبر جدید برای متخصصین سئو داشته که شاید در آینده بتونیم در موردش بیشتر حرف بزنیم. اما چیزی که باعث شد دوباره مشتاق بشم اینجا چیزی بنویسم، مقاله جامعی از Ahref بود که سعی کردم اینجا یه خلاصه ای ازش بیارم و تجارب شخصیم در مورد هر بخش رو هم بهش اضافه کنم.این مقاله در مورد Off-Page SEO بصورت جامع حرف میزنه و میتونه یه دید و شمای کلی و در بعضی جاها جزئی از اقداماتی که باید برای بهینه سازی در خارج از سایت انجام بشه بده. من معادل فارسی برا Off-Page پیدا نکردم و اگر شما سراغ داشتین چیزی با این مضمون،‌ لطفا پیشنهاد کنید.در واقع اگر تمام تمرکز و انرژی خودتون رو برای تولید محتوای خوب صرف کردین ولی هنوز در گوگل رتبه خوبی به دست نیاوردین، مشکل میتونه از بخش Off-Page شما باشه.همونطور که میدونید اساسا سئو به دو بخش On-Page و Off-Page تقسیم میشه. خیلی ها تصور میکنن که Off-Page همان Link_Building یا لینک سازی در سئو هست، اما به واقع این تصور درست نیست. اساسا Off-Page SEO چیست؟اصولا هر اقدامی که در جایی خارج از سایت شما، برای بهبود رتبه سایت شما در نتایج گوگل انجام میشه یکی از اقدامات Off-Page  بحساب میاد که خوب به طبع لینک سازی هم بخش مهمی از این دست اقداماته.مثلا اگر از کسی بخواهید به صفحه از سایت شما (روی Anchor دلخواه شما یا هر روش دیگری) لینکی بده از سایت خودش این نوعی Off-Page بحساب میاد. چرا Off-Page SEO انقدر مهم است؟به این دلیل که گوگل در هنگام تصمیم گیری در رتبه بندی های خودش، به بسیاری از فاکتورهای Off-Page توجه میکنه. لینک ها یکی از این فاکتورها هستند. لینک های مرتبط یکی از فاکتورهای Off-Page لینک یا همان بک لینک ها بخش مهم و حساسی از برنامه Off-Page هر سایت هستند. چرا؟چون رتبه بندی صفحات در گوگل بر اساس چیزی به نام Page Rank انجام می‌شود. الگوریتمی که به کمیت و کیفیت لینک‌های ورودی به یک صفحه از سایت نگاه می کند. خیلی ها بر این باورند که Page Rank الگوریتمی منسوخ است و گوگل از آن استفاده نمی کند. شاید ملاک این حرف این باشد که چند سال پیش گوگل دیگر Page Rank صفحات رو بصورت عمومی اعلام نکرد. اما این به این معنی نیست که این مفهوم در رتبه بندی سایت ها تاثیری ندارد. در سال ۲۰۱۷ ، یکی از کارکنان ارشد گوگل در این توییت اشاره کرد Page Rank همچنان فاکتور تعیین کننده ای در تعیین رنک صفحات بشمار میاد. این توییت تمامی شک و شبهات در مورد اهمیت الگوریتم Page Rank رو از بین برد و باعث شد تا همه یک بار دیگه به این موضوع توجه زیادی داشته باشند. او تو همون توییت به این مقاله هم اشاره کرده درش روش و فرمول محاسبه Page Rank به روشنی مورد اشاره قرار گرفته. اساسا چون ریاضیاتم از اول هم خوب نبود نتونستم از فرمول سر دربیارم اما قصد دارم تا با بچه های تیم توسعه این رو مطرح کنم تا اونها تبدیل به کدش کنن و متغیرها رو بهش بدیم تا ببینیم خروجی چی میشه. البته یه سری از متغیرها کیفی هستند و تنها میشه در موردشون یه سری حدس زد. بگذریم... بر اساس مواردی که در بالا به اونها اشاره کردیم حالا فهم این نمودار برای ما ساده تر از قبل هم میشه. اینکه بین رتبه صفحه در نتایج و تعداد Domain های یونیک که به اون صفحه اشاره کردند، یک همبستگی معنی دار وجود داره. یعنی هرچه از تعداد Domain های بیشتری به یک صفحه لینک داده بشه، رتبه صفحه هم میتونه بهتر بشه.پس این موضوع باعث میشه که به اهمیت فاکتورهای مرتبط با لینک و لینک‌سازی در بخش Off-Page توجه کنیم.شماره ۱: تعداد دامنه هاهمانطور که در تصویر بالا مشاهده شد، ارتباط مستقیمی بین رتبه صفحه و تعداد دامنه ورودی به اون صفحه وجود داره. به غیر از رتبه، میزان ترافیک ورودی ارگانیک هم رابطه مستقیمی با تعداد دامنه لینک داده به اون صفحه داره.شماره ۲: اعتبار لینک یا Link Authorityارزش همه بک لینک ها با هم یکسان نیست. کیفیت در این بین مهم است. یعنی هر چقدر که یک صفحه دارای اعتبار بیشتری در گوگل باشه، میتونه اعتبار بیشتری رو از طریق لینک دادن به صفحه دیگه منتقل کنه. غلط رایجی که در بین خیلی از متخصصین سئو در کشور خودمون هم رایجه اینکه اگر از سایتی که Domain Authority بالایی داره، لینکی دریافت کنن، براشون ارزشمنده. در واقع این لینک دارای ارزش هست اما صفحه ای که بواسطه رپورتاژ آگهی به تازگی در سایت مبدا ایجاد شده خودش دارای اعتبار خاصی نیست.یه استراتژی مناسب برای این طور صفحات اینکه بعد از اینکه در سایت بزرگی رپورتاژ دادیم، خود اون رپورتاژ رو از نظر اعتبار تقویت کنیم. یکی از این راه ها لینک سازی خارجی برای همان صفحه رپورتاژ است.اگر صفحه رپورتاژ شما در سایتی موفق شود تا در رتبه بندی گوگل روی کلمه مورد نظر شما، جایگاهی را به دست بیاورد، بک لینکی که آن رپورتاژ به سایت شما می‌دهد دارای ارزش به مراتب بیشتری خواهد بود. برای اینکه نحوه عملکرد Page Rank رو درک کنید،‌ عکس بالا رو به دقت ببینید.حالا سوال اینجاست که اعتبار یک صفحه چطور تعیین میشه؟همونطور که قبل تر گفتم، Page Rank فاکتوری بود که گوگل سابق بر این، بصورت عمومی اعلامش میکرد اما از یه جایی به بعد تصمیم گرفت این کار رو نکنه. اما یه سری ابزار تحیلی و کمکی در وب هستند که فاکتورهایی نزدیک به Page Rank در خودشون دارند. یکی‌شون همین Ahref هست که فاکتوری در تحلیل صفحات داره به نام URL Rating  یا UR.تصویر بالا هم نشون میده که بین UR و ترافیک ارگانیک رابطه مستقیم وجود داره.تجربه من میگه فاکتور UR از Ahref و فاکتور Page Authority از Moz هر دو قابل استناده هستند. در زمینه تعیین اعتبار و این جور چیزها ظاهرا Moz قدیمی تر و قوی تر هست. اما ترکیب هر دو قطعا به واقعیت نزدیک تره. این بخش اول از این مقاله سنگینه که سعی میکنم ترجمه و تالیفش کنم. چند بخش دیگه ش رو سعی میکنم در همین هفته منتشر کنم.  امیدوارم که موفق بشم.  برای من که خیلی مطلب خوبی بود.  باعث میشه تمام خوانده ها و تجارب آدم یه بار برای همیشه مفهوم سازی بشه و رابطه‌شون با همدیگه مشخص بشه.پایان قسمت اول</description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Tue, 05 Nov 2019 01:28:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتش 16000 نفری گوگل و فاکتورهای جدید رتبه بندی</title>
                <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-16000-%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D9%88-%D9%81%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-cztkapt4kjuo</link>
                <description>EAT فاکتور جدید رتبه بندی گوگلگوگل در هفته و ماه های اخیر دورانی پر از آپدیت و بروزرسانی های کوچک و بزرگ داشته است. این تغییرات در بسیاری از حوزه های مرتبط با موتور جستجوی گوگل اتفاق افتاده است. یکی از مهمترین این موارد نحوه رتبه بندی صفحات در بخش نتایج است که گوگل همیشه بر روی آن تمرکز ویژه ای داشته. فاکتور تعیین کننده ای که قصد دارم در این ویرگول از آن بنویسم، فاکتور EAT ست که مخفف Expertise-Authoritativeness-Trustworthiness است.با ارتش 16000 نفری گوگل آشنا شویدارتش 16000 نفری گوگلشاید بسیاری از کسانی که در حوزه سئو و بهینه سازی سایت ها برای موتورهای جستجو فعالیت می کنند هم ندانند که همیشه نتایج آنها توسط الگوریتم های گوگل ارزیابی نمی شود. در واقع این افراد که بصورت داوطلبانه در زبان و کشورهای مختلف با گوگل همکاری میکنند، وظیفه تعیین کیفیت محتوایی را دارند که گوگل از آنها می خواهد تا آن را مورد ارزیابی قرار دهند. گوگل با این کار خطای احتمالی و فاصله بین انتخاب های الگوریتم خود و انسان را به حداقل می رساند. برای اینکه این افراد بدانند که در چه چارچوب و فضایی می بایست در خصوص کیفیت یک محتوا نظر دهند، گوگل راهنمایی برای آنها منتشر می کند. این راهنما که از آن به عنوان Quality Raters Guidelines نام برده می شود، هر از گاهی و بنا به تغییرات در روش های رتبه بندی و الگوریتم های گوگل، به روز رسانی می شود که ظاهرا آخرین به روزرسانی آن به ۵ سپتامبر ۲۰۱۹ مربوط می شود.این افراد قدرت این را ندارند که برای سایتی پنالتی در نظر بگیرند. آنها توان دخالت مستقیم در رنکینگ و رتبه بندی گوگل را نیز ندارند. تنها کاری که آنها انجام میدهند تهیه و ارسال اطلاعات برای مهندسان گوگل است تا آنها با مقایسه این اطلاعات و روش های تحلیل الگوریتم هایشان بتوانند درصد موفقیت کار خود را تعیین نمایند. بن گومز از بخش جستجوی گوگل در محاصبه با CNBC می گوید: کار این افراد نشان دادن این مهم به ماست که الگوریتم های گوگل می بایست چه کاری انجام دهند.Ben Gomesحالا که متوجه شکل و ساختار عملکرد ارتش 16000 نفری یا ارزیابان کیفیت محتوای گوگل شدیم میتوانیم با جرات و صراحت بگوییم که تمام مواردی که در سند راهنمای این افراد قرار گرفته است، توسط الگوریتم‌های گوگل مورد محاسبه قرار می گیرند و یا قرار است در آینده این اتفاق برای آنها بیافتد. بنابراین اهمیت توجه به این سند و مواردی که در آن مطرح شده بسیار زیاد و حائز توجه ویژه است.گوگل چطور با اطلاعات مبارزه می کند؟در فوریه 2019 سندی از طرف گوگل منتشر شد که مشخص می کرد گوگل چطور با اطلاعات نادرست و اخبار جعلی مبارزه می کند. همینطور به این نکته نیز اشاره شد که چطور نتایج با کیفیت در کنار سایر موارد به نمایش در می آیند. مواردی که می تواند به بحث ما مرتبط باشد را در زیر بررسی می کنیم.1. اطلاعاتی که از ارزیابان کیفیت محتوا بدست می آید توسط متخصصین گوگل به الگوریتم تبدیل می شونددر سندی که گوگل منتشر کرده بود از این واقعیت صحبت شده که اطلاعات حاصل از کار ارزیابان به متخصصین گوگل این امکان را می دهد تا از این اطلاعات برای ساخت الگوریتم ها بهره بگیرند. با در نظر گرفتن این واقعیت، اهمیت کار ارزیابان و مواردی که آنها مورد ارزیابی قرار می دهند بیش از پیش مشخص است و متخصصین سئو و مالکان سایت ها باید توجه بیشتری به این موارد داشته باشند. 2. سیستم های رنکینگ، سایت ها را بر اساس فاکتور EAT (میزان تخصص، اعتبار و قابل اعتماد بودن) شناسایی می کننداهمیت این جمله در این است که حالا مطمئن هستیم که EAT فاکتور تعیین کننده در رنکینگ است. در این بین گوگل از اصطلاحی تحت عنوان YMYL حرف می زند. این کلمه مخفف عبارت &quot;your money or your life&quot; است. گوگل این عبارت را به دسته‌ای از محتوا اطلاق می کند که بر روی زندگی یا درآمد افراد تاثیر گذار هستند مانند محتوای مرتبط با سلامت و پزشکی. در ادامه این دسته بندی ها را با هم بیشتر بررسی خواهیم کرد، اما هدف از این اشاره کوتاه این است که بگوییم فاکتور EAT برای تعیین کیفیت و رتبه محتوای YMYL، فاکتور اصلی بشمار می رود. این تصمیم، امری طبیعی و درست است. بطور مثال اگر قرار است در مورد موضوعی مرتبط با مسائل پزشکی یا سلامت (مثلا سرطان روده) کسب اطلاع کنیم، فاکتور های تخصص، اعتبار و اعتماد در مورد محتوایی که آن را می خوانیم حرف اول را خواهند زد.با سه ضلع EAT بیشتر آشنا شویمبا دانستن اینکه EAT فاکتور تعیین کننده‌ای در رتبه بندی محتوا است، قصد دارم در این بخش در مورد هر کدام از اجزای آن توضیحات بیشتری بدم.قسمت اول: تخصص Expertiseتخصص Expertiseبرای اینکه این موضوع رو بهتر درک کنید حتما، حتما و حتما توصیه میکنم که سند راهنمای ارزیابان گوگل یا همون Quality Raters&#x27; Guidelines رو مطالعه کنید. تخصص یک کلمه است اما توضیحش میتونه خیلی طولانی باشد.در فایل راهنما، مثال‌هایی وجود داره که برای توضیح مبحث تخصص ازشون استفاده شده.اینکه این وب سایت کم کیفیت است، به این دلایل، یا وب سایتی با کیفیت در این موضوع است، به این دلایل...یکی از مواردی که میتواند باعث شود تا کیفیت محتوا پایین در نظر گرفته شود، تخصص نویسنده محتواست که بطور مشخصی ذکر نشده باشه.بیوگرافی نویسندهپس اولین چیزی که از خواندن این سند دستگیر ما می شود این است که می بایست برای تمامی نویسندگان‌ و تولیدکنندگان محتوا، یک بیوگرافی تهیه کنیم و در سایت قرار دهیم.شاید اگر سایت شما برندی است که در سطح کشور و منطقه شناخته شده باشد نیازی به این کار نداشته باشید. اما برای سایر سایت ها، این امری ضروری است که برای نویسنده مقالات خود بیوگرافی تهیه کنند و در صفحه مربوط به او به نمایش درآورند. اینکه چه کسی این پست را نوشته و چطور برای نوشتن این پست انتخاب شده از این پس برای گوگل مهم خواهد بود همانطور که برای کاربر نیز مهم است.مثالی دیگر در سند راهنما: مطلبی را تصور کنید که در مورد سرماخوردگی است و هیچ دلیل و مدرکی در دست نیست که نویسنده آن تخصص پزشکی دارد. پس خواننده نمی تواند به این دست از مطالب توجهی نماید و آن را جایگزین توصیه پزشک متخصص کند. گوگل هم که بدنبال رضایت کاربران خود است، از این پس چنین رفتاری از خود نشان خواهد داد.همینطور در مورد محتوای مربوط به مباحث مالی و حقوقی نیز چنین نیازی وجود داره. این دسته بندی ها نیز جزو مواردی هستند که گوگل به آنها YMYL می گوید. مواردیکه روی زندگی و یا پول و دارایی ما تاثیر می‌گذارند. اگر برای هر کدام ما یا اطرافیانمان خدایی ناکرده، تشخیص بیماری سخت و صعب العلاجی داده شود ممکن است یکی از اولین اقدامات ما مراجعه به گوگل و جستجو بمنظور یافتن راه های درمانی موفق و افراد شفا گرفته از آن بیماری باشد. در چنین شرایطی شما کدام را ترجیح می دهید: اینکه مطلبی از یک تولید کنند محتوا بخوانید که برای نوشتن مطلبش تحقیقات خوبی کرده و اساسا از نظر فنی و سئو محتوای مناسبی نوشته است؟یا اینکه مقاله علمی از پزشکی بخوانید که موارد مشابه شما را درمان کرده و یا با آنها سر و کار داشته است؟ از متخصصین بخواهید تا محتوای شما را تصدیق کنندبرای حل این دست از مشکلات بهتر است تا محتوای خود را به تایید متخصصین آن حوزه برسانید. بطور مثال همیشه پزشکان با خواندن راحت ترند تا نوشتن. بنابراین اینکه از آن ها خواسته شود تا مسئولیت نوشتن تمامی محتوا را بر عهده داشته باشند شاید امکان پذیر نباشد. زیرا پزشکان مانند هر متخصص دیگری در حوزه ها و دسته بندی های YMYL  زمان کافی برای این دست کارها را نخواهند داشت. اما کاری که میتوانید در این مورد انجام دهید، این است که از آنها بخواهید تا موارد نوشته شده توسط تیم تولید محتوایتان را چک و تایید کنند و شما نیز در مطلبتان از آن پزشک یا متخصص به عنوان کسی که آن را تایید و تصدیق نموده، نام ببرید. تجربیات موفقی از این مدل همکاری موجود است. این امر برای سایت هایی که محتوای آنها جزو مواردی است که گوگل به آنها YMYL می گوید، ضروریست. این موردی نیست که آن را سر سری بگیریم و ساده از کنار آن بگذریم. اینکه نویسنده یا تاییدکننده محتوا فردی با زمینه تخصصی مرتبط باشد، دلیل بسیار محکمی برای گوگل است تا رتبه مناسبی به محتوای شما بدهد. قسمت دوم : اعتبار Authoritativenessاعتبار Authoritativenessاعتبار در فاکتور EAT، رکن بسیار بسیار اساسی و شاید مهمترین بخش این مدل اعتبارسنجی است. اینکه آیا نویسنده این مطلب به عنوان یک حرفه ای و خبره در زمینه کاری خودش شناخته میشه یا خیر؟اینکه شما (نویسنده) در فضای مجازی بعنوان یک متخصص شناخته بشید امری مهم و حیاتی هست و باید روی آن سرمایه گذاری خوبی انجام بشه. این فرآیند، چیزی شبیه به لینک سازی به نظر می آید. اینکه از سایت های صاحب اعتبار لینک‌هایی دریافت کنیم. راهنمای گوگل هم به این اشاره کرده که Page Rank و Authority یا اعتبار مفایهم نزدیک به هم و مرتبطی هستند. به نظر می آید که گوگل اعتبار رو از سایتی که فاکتورهای لازم EAT رو نداره (در مورد محتوای YMYL) به سایت دیگر منتقل نمیکنه.گوگل با داشتن بانک اطلاعاتی جامعی از بک‌لینک های هر سایت، میتونه لینک های اسپم رو شناسایی کنه و اونها رو در نظر نگیره چون میدونه که از منابعی میان که EAT لازم رو ندارند.توصیه سایت توسط متخصصین آن حوزهیکی از مواردیکه از ارزیابان گوگل خواسته میشه تا در مورد سایت ها در نظر بگیرند، توصیه و پیشنهاد آن سایت توسط متخصصین اون حوزه است. اینکه متخصصین و خبرگان اون حوزه، چه نظری در مورد سایت، نویسنده مطالب و برند آن دارند. این خیلی مهمه که سایتی بتونه تایید و تصدیق خبرگان و حرفه ای های حوزه خودش رو بگیره. چالش: به این سوال پاسخ بدین که آخرین لینک هایی که برای سایتتون گرفتید از کجا بودند. از فعالین، متخصصین و برندهای معتبر در صنعت و حوزه خودتون بودند یا لینک هایی بودند که خودتون اونها رو ساختید؟در گذشته هر لینکی می ساختیم، بسرعت روی رتبه و جایگاه سایت تاثیر میگذاشت اما امروز لینک هایی که گوگل قصد داره اونها رو بشماره، لینک هایی هستند که واقعا طبیعی و توسط سایت ها و افراد مرتبط در آن حوزه به مخاطبین توصیه و پیشنهاد شده اند. لینک هایی که کسب و کار، محتوا و نویسنده محتوای شما رو به دیگران معرفی کنه. با این تفاسیر باید به این فکر کرد که لینک سازی باید به چه طریقی انجام بشه که در چشم گوگل طبیعی و با ارزش جلوه کنه.قسمت سوم: قابل اعتماد بودن Trustworthinessقابل اعتماد بودن Trustworthinessآخرین ضلع مثلث EAT که معمولا توسط خیلی ها نادیده گرفته میشه موضوع قابل اعتماد بودنه. اونها معمولا به خودشون میگن که گوگل چطور میتونه قابل اعتماد بودن یه سایت رو اندازه بگیره؟خوب بهتره بدونیم که گوگل هم روش هایی برای فهمیدن این موضوع داره. مواد لازم :شهرتی که از طریق نوشتن review ها به دست میاد + پست هایی که در بلاگ ها نوشته میشن + بقیه محتوای موجود در فضای مجازیاما گوگل، پترن و الگوهایی داره که با اونها میتونه در مورد یه برند، یه شخص یا یه وب سایت اطلاعاتی جمع‌اوری کنه. همونطور که گفتم گوگل این اطلاعات رو با استفاده از review ها، پست های بلاگ ها و سایر محتویات فضای مجازی گردآوری میکنه. این الگوها قابلیت تشخیص مثبت یا منفی بودن پست‌های بلاگ‌ها و سایر موارد رو دارند. در واقع اینکه برند دارای شهرت منفی در فضای مجازی باشه میتونه مخرب باشه. گوگل به دنبال این میگرده که کسی گفته باشه مثلا &quot;من در گرفتن سرویس از این شرکت وا قعا ناراضی بودم&quot; یا &quot;شرایط و خدمات پس از فروش این کالا واقعا بد بود&quot;.مورد مهم دیگه که در راهنمای گوگل دقیقا ذکر شده اینکه اطلاعات تماس با مدیران سایت یا سایر بخش ها با شفافیت در سایت قرار گرفته باشه.اگر فروشگاه آنلاین هستین، قوانین بازپسگیری و ضمانت های فروش خودتون رو به شفافیت ذکر کنید، طوریکه پیدا کردنشون برای کاربر کار ساده ای باشه. اینکه از منابع علمی در مقالاتتون نام ببرید. اگر سایتی در حوزه سلامت دارید این خیلی مهمه که این موضوع رو در مقالاتتون قید کنید.مورد دیگه موضوع تبلیغات در سایت هاست. شاید این مورد الان توسط الگوریتم های گوگل ارزیابی نشه اما قطعا در آینده نکته تعیین کننده ای خواهد بود. اگر شما در سایتتون تبلیغاتی دارین، اونها نباید باعث گمراهی خوانندگان شما بشن، یعنی مرز بین محتوا و تبلیغات مشخص باشه. نکته دوم اینکه تبلیغات مانع مطالعه خوانندگان نباشند. یعنی محتوای سایت از نظر UX به خوبی در اختیار کاربران قرار بگیره. حرف آخرGoogle EATبعنوان آخرین نکته میخوام بگم که اگر سایت شما روی یکی از این موارد دارای مشکل باشه، و ارزیابان گوگل اون رو ببینند، به این معنی نیست که پنالتی دریافت می کنید، در واقع این افراد مواردیکه گفتم رو بررسی میکنن تا به گوگل بگند که الگوریتمش چقدر نیاز به تغییرات داره چون شاید سایتی هیچکدوم از این فاکتورها رو نداشته باشه اما رتبه های خوبی روی کلمات داشته باشه. امیدوارم این مطلب به شما کمک کنه تا بهتر بتونین برای آینده برنامه ریزی کنید و اگر دچار افت ترافیک جدی شدید دلایل احتمالیش رو بدونید. </description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Sep 2019 13:18:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لینک سازی و تاثیر آن بر سئو - بخش اول ؛ انتخاب انکرتکست</title>
                <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani/%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-1%D8%9B-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AA%DA%A9%D8%B3%D8%AA-ifshboaisi9x</link>
                <description>لینک سازیمعمولا گام بعد از تولید محتوا در فرآیند سئو یه سایت، مرحله لینک سازیه. لینک سازی داخلی و خارجی، هر دو پروسه‌هایی هستن که باید با آگاهی کامل نسبت به استانداردهای گوگل و بصورت کاملا طبیعی انجام بشن. ممکنه لینک‌سازی در گذشته و حتی در زمان حال، بر خلاف استانداردها و موارد توصیه شده انجام و به نتایج مثبتی هم ختم بشه. اما این مورد در آینده می تونه به نقطه ضعف جدیی برای اون سایت بدل بشه و شرایط و دلایل افتش در آینده رو فراهم کنه. منظور از آینده آپدیت های گسترده و روزانه ایه که گوگل برای نمایش مرتبط ترین و بهترین محتوا به کاربراش، روی الگوریتم‌های رتبه بندی خودش انجام میده.هر چه جلوتر میریم گوگل به این دست موارد توجه بیشتری میکنه. بهمین خاطره که هر روز خیلی از سایت های کوچک و بزرگ که رشد غیر منطقی داشتند و یا با سئو کلاه سیاه رتبه گرفتند افت می کنند و جایگاهشون رو تو صفحات نتایج (SERP) از دست میدند.در چندتا پست قصد دارم به مواردیکه می‌تونن صحت عملیات لینک‌سازی شما در حال و آینده رو متضمن بشن بپردازم که این پست ویرگول اولین اونهاست. اهمیت انکر تکست (Anchor Text) در سئوانکر تکست در واقع انکرتکستِ که میتونه برای موتور جستجو و کاربر اطلاعات مرتبطی در خصوص صفحه ای که بهش لینک شده ارائه بده. نمونه یه انکر تکستدر مثال بالا &quot;بلاگ شخصی صادق نخجوانی&quot; انکرتکسته که به صفحه شخصی من در ویرگول لینک شده. این عبارتی توضیحی برای کاربر و موتور جستجو در مورد لینک مورد نظره.گوگل یا هر موتور جستجوی دیگه ای از لینک های خارجی یا External Link ها بعنوان بازتابی از اینکه کاربران در مورد اون لینک چه فکری می کنن یا برای چی اون رو می بینن استفاده می کنه. هیمنطور به این مفهوم که این لینک میتونه در مورد چه موضوعی باشه.در اغلب موارد ما کنترلی روی اینکه سایرین به ما روی چه انکر تکستی لینک میدند نداریم اما گوگل میگه بجاش مطمئن بشید که در لینک سازی داخلیتون، از انکرتکست مرتبط و توصیفی مناسب برای لینک به صفحه مورد نظرتون استفاده کرده باشید. یعنی در هر جای سایتتون برای لینک دادن به صفحه ای از همون سایت، سعی کنید انکر مناسب رو انتخاب کنید.انواع انکرتکستانکرتکست هم نوع های مختلفی داره و ممکنه به یه صفحه خاص با این روش ها لینک داده بشه. من نتونستم معنای فارسی مشابه و دقیقی برای این نوع ها پیدا کنم، بنابراین همونطوری و به انگلیسی اینجا ازشون نام می برم:نوع اول: Exact-Matchدر این نوع دقیقا کلمه کلیدی که قراره صفحه روی جستجوی اون بالا بیاد رو به صفحه لینک میکنن. مثلا &quot;قیمت گوشی موبایل&quot;نوع دوم: Titleدر این روش روی تیتر مطلب لینک داده میشه به صفحه. یعنی در جایی از متن نوشته میشه: برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این موضوع مقاله &quot;سئو چیست و چطور سایتمان را سئو کنیم&quot;  را مطالعه نمایید. در واقع تیتر مطلب در متن قرار میگیره و لینک روی اون عبارت داده میشه.نوع سوم: Partial_Matchدر این نوع، کلمه کلیدی جزو عبارتی است که به صفحه مورد نظر لینک شده. مثلا &quot;قیمت گوشی موبایل در بازار + جدول&quot;نوع چهارم: Brandedدر این روش نام برند یا سایتی که مطلب از اونجا کپی شده رو بعنوان انکرتکست انتخاب می کنن. مثلا نام برند دنیای اقتصاد در این جمله &quot;به گزارش دنیای اقتصاد، علائم اولیه کاهش قیمت ...&quot;نوع پنجم: Naked URLدر این روش لینکدهی، URL صفحه مذکور بدون هیچ توضیح و متن خاصی مورد استفاده قرار میگیره. مثلا https://donya-e-eqtesad.com.نوع ششم: Genericدر این حالت روی کلمه یا عبارتی عمومی به صفحه مورد نظر لینک داده میشه. مثلا &quot;اینجا کلیک کنید&quot; یا &quot;دانلود&quot;.نوع هفتم: Imageوقتی روی عکسی لینک داده میشه، گوگل تگ Alt اون عکس رو به عنوان انکرتکست برای اون لینک در نظر میگیره.توصیه هایی برای انتخاب انکرتکستاگر قصد لینک سازی خارجی یا داخلی داریم، انکرتکست باید طوری انتخاب بشه که طبیعی به نظر برسه. بطور کلی باید:خلاصه باشهبه صفحه ای که بهش لینک شده مرتبط باشهچگالی کلمه کلیدی توش کم باشهو Generic نباشهاز اونجاییکه در مورد لینک سازی خارجی تمام کنترل داستان با ما نیست و سایت های دیگه هم به ما لینک هایی میدند، این موراد رو باید در لینک سازی داخلی هم به همون نسبت مورد توجه قرار داد.موتورهای جستجو و در صدر اونها گوگل به بلوغ خوبی رسیدند. اونها فاکتورهای متعددی رو برای رنکینگ صفحات در نظر می گیرند. فاکتوری که خیلی مهمه Link Relevancy هست. یعنی اینکه موضوع صفحه A چقدر به موضوع صفحه B که داره بهش لینک میده مرتبطه؟ یا بر عکس.چگالی کلمه کلیدی در انکرتکستچگالی کلمه کلیدی در انکرتکستبا آپدیت هایی که الگوریتم پنگوئن داشته، گوگل توجه بیشتری رو معطوف کلمات کلیدی موجود در انکرها کرده. اگر تعداد زیادی از لینک های ورودی به سایت شما، دقیقا روی یه انکرتکست باشه، میتونه از نظر گوگل غیر طبیعی به نظر بیاد. در واقع تلقی گوگل این میشه که این صفحه بصورت طبیعی و توسط مخاطبین لینک نگرفته. بنابراین اگر قصد لینک سازی داریم، باید از تمامی انواع انکرتکست که در بالا بهشون اشاره کردم استفاده کنید.حالا اینکه میزان یا درصد توزیع هر کدوم باید چقدر باشه محل اختلاف بین علماست.بعضی از متخصصین سئو معتقدند که اگر تمامی انکرها از نوع Title باشند، تو آپدیت های گوگل، مشکلی پیش نمیاد و به لینک پروفایل به نظر گوگل طبیعی میاد. اما تکرار همین تیتر مطلب هم این پیام رو به گوگل میده که لینک های این صفحه خاص بصورت طبیعی رشد نکردند، وگرنه مگه میشه که تمام مخاطبین سایتی همگی و بصورت هماهنگ روی یه عبارت خاص به اون صفحه لینک بدند. حالا اون عبارت اگه تیتر مطلب یا صفحه هم باشه فرقی نخواهد کرد.به هر حال، تا اینجای این ویرگول این رو بدونیم که انکرها در لینک‌های داخلی و خارجی باید متنوع باشند.</description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Sep 2019 16:40:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کیفیت محتوا تاثیری در رتبه صفحه در گوگل ندارد</title>
                <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani/%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-vedgw6xuobo6</link>
                <description>تولید محتواگوگل قادر به تشخیص کیفیت محتوا نیست و بجای آن به سیگنال‌هایی تکیه میکند که بر اساس تیتر مرتبط مطلب و اعتبار آن تعیین شده اند.دنی سالیوان، مسئول روابط عمومی بخش جستجو در گوگل چند روز پیش این توئیت رو زد و بعد این حرفش کلی سر و صدا کرد: پاسخ دنی سالیوان از گوگل به سوالی درباره نحوه تشخیص کیفیت محتوااین اعتباری که سالیوان ازش صحبت کرده دقیقا چیه؟سالیوان در این مورد توضیح داده که اعتبار یا authority به معنی popularity یا محبوبیت نیست. در واقع این فاکتور، سیگنال خیلی ساده ای به نظر میاد و برای کوئری‌هایی که برای اولین بار در گوگل جستجو شدن نمیتونه فاکتور تعیین کننده‌ای باشه. این دست از کوئری‌ها ۱۵ درصد از جستجوهای روزانه گوگل رو تشکیل میدن.اگر به تاریخچه کارهایی که گوگل کرده تا بتونه به نوعی بعضی از پارامترهای کیفی در مورد محتوا رو تعیین کنه نگاهی بندازیم شاید بتونیم درک کنیم که منظور گوگل از اعتبار چیه.گوگل برای اینکه بتونه کیفیت نتایجی که به کاربر نشون میده رو بهتر کنه پروژه OWL رو رونمایی کرد. این پروژه تاکید بیشتری روی اعتبار محتوا گذاشت و راهی برای ارسال فیدبک کاربر در مورد پیشنهادهایی که گوگل در هنگام تایپ جستجو ارائه میده ایجاد کرد.google suggestionدر ۲۰۱۷ گوگل فعالیت‌هایی رو با همکاری The Trust Project در مورد تعیین صحت اخبار و مبارزه با اخبار جعلی یا Fake News شروع کرده. در راستای این هدف گوگل قابلیت‌هایی رو برای ناشرین اخبار و سایت های خبری در نظر گرفته. اونها باید بیش از ۸ فاکتور در مورد خبر خودشون مشخص کنن تا اعتبار خبر از نظر گوگل مورد تایید باشه. مواردی مثل:کسی که منبع خبر رو پیدا کردهتخصص نویسندهنوع نوشتهو موارد دیگهاین موارد باید در Structured Data برای گوگل مشخص بشن. در  ۲۰۱۹ گوگل راهنمای کسانی را که با او به عنوان ارزیاب کیفیت جستجوها همکاری می کنند رو به روز رسانی کرد. در واقع این افراد کسانی هستند که بعد از هر آپدیت الگوریتم توسط گوگل، نتایج جستجوها رو بررسی میکنن تا ببینند که از نظر کیفیت محتوا آیا مواردی که در بالای لیست قرار گرفته اند واقعا حقشون بوده یا نه. این آپدیت جدید به این ارزیابان این امکان رو داده که به اخبار یا محتوایی که نفرت پراکنی میکنن هم امتیاز پایینی بدند.اما در این بین برخی از متخصصین و صاحبنظرها اعتقاد دارن که گوگل قادر به تعیین کیفیت محتوا هست.جودی لوئیس بنیانگذار شرکت مشاوره‌ای DeCabbit اعتقاد داره که یادگیری ماشین یا Machine Learning میتونه درجه هر چیزی رو مشخص کنه. هر چیزی به غیر از چیزهایی که به تجربیات انسانی مربوط میشه. مثلا نمیتونه کیفیت یه شکلات رو تعیین کنه چون این امر از نظر هر کسی متفاوت میتونه باشه و قاعده خاصی نداره.در هر حال میشه نتیجه گیری کرد که دقت و کیفیت محتوا برای انسان و کاربران سیستم امری مهمه اما این مورد جزو فاکتورهای گوگل برای تعیین رنک صفحات در نتایج نیست، حداقل این رو خودشون گفتند...</description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Fri, 13 Sep 2019 00:13:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا لینک‌ nofollow بی ارزشه؛ گوگل دو rel جدید برای لینک ها معرفی کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9-nofollow-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%D9%87%D8%9B-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%AF%D9%88-rel-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-llcilpn05zdo</link>
                <description>nofollow vs followدیروز گوگل در بلاگ رسمی وبمستر خودش از معرفی 2 rel یا صفت جدید برای لینک ها صحبت کرده. صفت ugc و sponcered.نزدیک به 15 سال پیش بود که rel یا صفت nofollow معرفی شد. در واقع گوگل از سایت ها میخواست که لینک های تبلیغاتی خودشون رو با این صفت تعریف کنند. دیروز گوگل دو صفت جدیدی برای معرفی لینک های تبلیغاتی و تولید شده توسط کاربر معرفی کرد. صفت اسپانسر rel=&quot;sponsored&quot; : از این صفت باید برای مشخص کردن لینک های تبلیغاتی استفاده کرد. مثلا در رپورتاژهای آگهی. صفت تولید شده توسط کاربر rel=&quot;ugc&quot; : صفت ugc که مخفف user generated content هست باید روی لینک هایی که کاربران در سایت ما قرار میدن اعمال بشه. مثلا لینک هایی که در کامنت ها میذارن. صفت نوفالو rel=&quot;nofollow&quot; : در کنار دو صفت جدید معرفی شده توسط گوگل، nofollow هم که از قبل وجود داشت حالا کمی در تعریف و موارد استفاده تغییر کرده است. در واقع توصیه گوگل اینکه از این صفت تنها در جایی استفاده بشه که قرار نیست با لینک دادن به جایی اون رو تایید کنیم یا رنک و اعتبار سایت خودمون رو بهش منتقل کنیم. خود گوگل میگه از وقتی که nofollow رسما معرفی شد تا به امروز، این دست از لینک ها در الگوریتم های جستجو و رنکینگ گوگل تاثیری نداشتن.این موضع گوگل هنوز هم تغییری نکرده! تمام صفاتی که برای لینک ها موجودند مثل follow، nofollow، ugc و sponsored هینت و راهنماهایی هستند که به گوگل کمک میکنن تا بفهمه و درک کنه که واقعا موضوع این صفحه که بهش لینک داده شده چیه.چرا گوگل کلا nofollow ها رو نادیده نمیگیره؟لینک ها حاوی اطلاعات ارزشمندی هستند که به گوگل کمک میکنن تا موتور جستجوش رو بهبود بده. اطلاعاتی مثل کلماتی که روی اونها لینک داده شده، اونها میتونن محتوایی رو که بهش لینک شدن تشریح کنن. جمع آوری و تحلیل تمام لینک ها با هر صفتی به گوگل کمک میکنه تا درک بهتری از الگوهای غیر طبیعی در لینک سازی داشته باشه. گوگل به این مدل و روش تحلیل Hint Model میگه که با این مدل، این اطلاعات ارزشمند رو از دست نخواهد داد. در حال حاضر گوگل از ugc و sponsored بعنوان هینت و راهنما استفاده میکنه. nofollow هم تا سال 2020 همان چیزی که هست باقی میمونه و بعدش گوگل از اون هم به عنوان هینت و راهنما استفاده میکنه.جدول‌ پایین از سایت Moz اتفاقاتی که درگذشته، حال و آینده برای rel ها افتاده و قرار بیافته رو تشریح میکنه.آیا لازمه لینک های nofollow فعلی رو به این دو صفت جدید تغییر بدین؟نه، اگر در حال حاضر از nofollow برای مشخص کردن لینک های تبلیغاتی استفاده کردین یا نخواستین با لینک دادن به جایی ارزش و اعتبار صفحه خودتون رو بهش منتقل کنید لازم نیست تغییری توش بدین.آیا میشه بیش از یک صفت یا rel برای یک لینک تعریف کرد؟بله، میشه. مثلا rel=ugc sponsored میتونه با هم استفاده بشه. این یعنی این لینک تبلیغاتیه و توسط کاربرها تو سایت من گذاشته شده. آیا باید لینک های تبلیغاتی یا اسپانسری رو برای گوگل مشخص کرد؟بله، برخلاف چیزی که در کشور خودمون رایجه این دست از لینک ها که روی بنرها یا در رپورتاژهای آگهی داده میشن باید برای گوگل مشخص بشن و گرنه ممکنه سایتی که لینک داده پنالتی دریافت کنه. باید از sponsored یا nofollow برای این دست از لینک ها استفاده کرد. چی میشه اگر از صفت یا rel اشتباه برای یه لینک استفاده بشه؟در واقع از نظر گوگل هیچ rel یا صفت اشتباهی وجود نداره مگر اینکه لینک تبلیغاتی یا اسپانسری باشه و صفت ugc یا follow (بدون اینکه صفتی مشخص کنیم rel لینک اتومات follow خواهد بود)  براش مشخص کنیم اشتباهیه که میتونه پنالتی دریافت کنه.</description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Wed, 11 Sep 2019 17:21:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گوگل یک خون آشام یا یک موتور جستجوی گوگولی</title>
                <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani/%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%A2%D8%B4%D8%A7%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%88%D9%84%DB%8C-ghb2k4y893vz</link>
                <description>گوگل خون آشامی در لباس یک موتور جستجوبیش از نیمی از جستجو‌ها در گوگل برای یافتن پاسخ، به کلیکی روی یکی از نتایج منتهی نمیشن !!! اونها رو یا خود گوگل پاسخ میده یا یکی از زیرمجموعه هاش. این یعنی افت بازدید در سایت‌ها و کاهش درآمد شرکت‌ها و آژانس‌های تبلیغاتی آنلاین. آیا قابلیت‌های رو به افزایش و جدید گوگل میتونه سایت‌های عمدتا محتوایی و شرکت‌های تبلیغات کلیکی و خیلی‌های دیگه رو به ورطه ورشکستگی بکشونه؟دیروز مقاله ای در سایت SparkToro خوندم که با مشاهدات ۱۰، ۱۲ روز گذشته خودم منطبق بود. سعی کردم تو این ویرگول یکم بهش اشاره کنم و نظرات خودم رو هم در مورد هر بخش بگم. اگر هم کسی خواست اصل مطلب رو مطالعه کنه تو سطر اول همین پاراگراف بهش لینک داده شده.نویسنده مقاله میگه انقلابی در حال شکل گیریه و گوگل داره از یه موتور جستجو ساکت و مظلوم به یه دیوار یا مانع (بین کاربرها و سایت‌ها) تبدیل میشه. من میگم به یه خون‌آشام تبدیل میشه و در ادامه اشاره میکنم که چرا نظرم اینه؟تعریف و توافق: Zero-Click Search ها جستجو‌ یا کوئری‌هایی هستند که گوگل خودش به اونها جواب میده مثل اینکه جستجو کنیم «سرمربی تیم ملی ایران». از این به بعد برای اختصار به این نوع جستجوها به صورت مخفف، ZC میگیم.یک نمونه zero-click searchبطور مشخص و در ۹۹ درصد مواقع کسی بعد از دیدن پاسخش در ZC، روی یکی از نتایج که از سایت‌های دیگه براش لیست شدن کلیک نمیکنه.ژوئن ۲۰۱۹ بود که برای اولین بار شاهد بودیم بیشتر جستجوها در گوگل، ZC شدند که در تصویر زیر سهم این دست از کوئری ها به نسبت مواردیکه بصورت اورگانیک (اوناییکه روی یکی از نتایج یا سایت‌های دیگه کلیک میکنن) یا تبلیغاتی (Adwords) به پاسخ رسیدند مشخص شده.آمار جستجوها در گوگل و نحوه به پاسخ رسیدن آنها در ژوئن ۲۰۱۹نکته: این آمار مربوط به آمریکاست و براساس گزارش‌ها و اسناد شرکت Jumpshot که یکی از زیر مجموعه های Avast (فعال در زمینه امنیت و آنتی ویروس) تهیه شده. از نظر نویسنده مقاله این شرکت برای استناد به آنچه در مرورگرها اتفاق میافته، منبعی موثق و قابل اعتماد به شمار میاد که البته من در این زمینه با ایشون موافقم چون قبل‌تر هم از این شرکت آمار و گزارش هایی دیده بودم که با مشاهدات خودم جور در میومد. علاوه بر سایت SparkToro که مقاله رو منتشر کرده، Moz هم در ابزارهای آنالیزی و تحلیلی خودش از این داده ها استفاده میکنه.بگذریم... در ۲۳ جولای ۲۰۱۹ بعد از اینکه کنگره آمریکا از آدام کوهن، نماینده و سخنگوی گوگل در مورد فعالیت‌های شرکت سوال میکنه، با پاسخ‌های غیرشفاف از سمت کوهن و گوگل مواجه میشه. ساده‌ش اینکه طرف پیچونده... بعد آقای دیوید سیسیلین که رئیس کنگره بوده یه سری سوال شفاف و تستی براشون میفرسته و میگه حالا اگه تونستید بپیچونین :)) اینها رو تستی جواب بدید و اگر خواستید میتونید اطلاعات بیشتری رو هم بهش اضافه کنید. نهایتا هم تا ۲۶ جولای وقت دارید.سوالات شفاف کنگره از گوگلتو سوال ۱ پرسیده که لری پیج در ۲۰۰۴ گفته بوده که: ما میخوایم کاری کنیم که شما هر چیزی رو که نیاز دارید سریع پیدا کنید. ما میخوایم شما رو در سریعترین زمان ممکن از گوگل به جای مناسب و درست برسونیم. آیا این بیانیه و اظهارنظر به درستی اصول گوگل را تشریح میکنه؟و در سوال ۲ پرسیده آیا این درسته که تنها کمتر از ۵۰ درصد جستجوها به جایی غیر از گوگل و سایت‌های زیرمجموعه‌اش می‌رسند؟شفافیت سوالات عالیه. در واقع هم مجبورشون کرده این موارد رو تایید یا رد کنن و هم اینکه اطلاعات بیشتری رو بهش اضافه کنن. این هم پاسخ گوگل به سوالات بالاست:پاسخ گوگل به کنگره آمریکابعد از تعارفات معمول گوگل پاسخ داده که: همانطور که آقای کوهن در هفته پیش اشاره کردند، گوگل صف بلندی از نوآوری و محصولاتی را دارد که به کاربران و کسب و کارها در سراسر جهان کمک کرده است. از اونجاییکه برخی از سوالات شما رو نمیشه با بله یا خیر جواب داد، ما سوالات مشخصی از شما رو بصورت کامل جواب میدیم.در واقع سوال اول رو پیچوندند و به سوال دوم بصورت تشریحی جواب دادند :)))اونها در پاسخ به سوال دوم گفتند که: کسی که آمار مورد اشاره شما در این سوال رو تهیه کرده از روش و متدولوژی خودش برای گردآوری این اطلاعات حرفی نزده. همینطور به این اشاره ای نشده که خود سایت‌ها، Snippets ها رو فعال میکنند تا راحت‌تر به سوالات کاربران پاسخ داده بشه. خیلی از سایت‌ها بخش هایی از محتواشون رو به بصورت Snippet هایلایت میکنن تا بتونن ترافیک بیشتری رو به سایت خودشون بکشونن.تعریف: Snippet ها در واقع کدهایی هستند که روی سایت ها پیاده سازی میشن برای اینکه بتونن دقیق‌تر به گوگل بگن که محتوا در مورد چی حرف میزنه. مثلا اگر محتوا در مورد یک مکان باشه این رو از این طریق به گوگل میفهمونن و فیلدهای لازم رو برای گوگل تهیه و ارسال میکنن. مثلا میگن اسمش اینه، در کجا واقع شده، ساعات کاریش چیه و ...البته اگر مالکان سایت‌ها میدونستند که هایلایت کردن محتواشون قراره در نهایت به افت ترافیک‌شون منتهی بشه شاید هرگز چنین کاری رو نمی‌کردند.در ادامه گفتند که گوگل هم مثل بقیه سایت‌ها، ترافیک بسیار زیادی رو روانه سایت‌های دیگه میکنه. همینطور که ما داریم روی بهبود UX جستجوهامون کار میکنیم، باور داریم که ترافیک بیشتری رو هم به سایت‌های دیگه در وب هدایت کرده‌ایم. ما یه سری ابزاری برای مالکان سایت‌ها مهیا کردیم که بتونن از اونها برای ایندکس شدن یا Snippet کردن محتواشون استفاده کنن. بعد از اینکه این موارد روی دامین ها پیاده سازی میشه ما بهشون توجه میکنیم. ما همیشه راه های زیادی برای ایجاد درگیری و ارتباط با کاربر و همینطور ساپورت اکوسیستم ارائه دادیم.این پاسخ‌ها آدم رو ناامید میکنه و میشه حدس زد که گوگل نمیخواد در مورد یه چیزایی توضیحات بیشتری ارائه بده. حالا که گوگل پاسخ‌های شفافی نداده، میشه از داده های Jumpshot برای یافتن جواب‌ها استفاده کرد.نمودار زیر نسبت روش‌های پاسخ‌دهی به بیش از ۱۴۰ میلیون جستجو انجام شده در مرورگرهای موبایل و دسکتاپ در آمریکا و در چهار ماهه دوم ۲۰۱۹ رو نشون میده.جستجوهای گوگل از چه طریقی به پاسخ رسیدنددر ابتدای همین پست نمودار دیگه ای نشون می‌داد که در ژوئن ۲۰۱۹ سهم ZC ها بیش از ۵۰ درصد بوده اما اینجا میشه دید که قبل از اون هم گوگل بخش بزرگی از جستجو‌ها رو یا خودش جواب ‌می‌داده (۴۹.۷۶ درصد) یا یکی از سایت‌های زیر مجموعه اش (۵.۹۸ درصد).منظور از زیرمجموعه‌ها، گوگل ایمیج، یوتیوب، اندروید، بلاگِ گوگل، ساب‌دامین های گوگل و ده‌ها مورد دیگه است که لیستشون تو این مقاله هست.ممکنه سایت های زیر مجموعه گوگل بطور خاص و ویژه رنک گرفته باشند چون محتوای خوبی دارند، اما کنگره آمریکا هم مثل نویسنده مقاله و من احساس خطر انحصار و مونوپل گوگل در بازار رو داشته که اون سوالات رو پرسیده. برای اینکه بهتر متوجه عمق خطر باشید، نمودار زیر رو ببینید: سهم موتورهای جستجو در بازار - چهار ماهه دوم ۲۰۱۹گوگل همیشه بیشتر از چیزی که در نمودار براش در نظر گرفته شده در بازار سهم داشته. دلیلش اینکه اپ‌های موبایل که Jumpshot آمار اونها رو در نظر نگرفته در این گزارش سهمی نداشتند. اینها تنها Browser-based search ها یا جستجو‌های انجام شده در مرورگرها هستند. مثلا آمار جستجو در اپ‌های گوگل مپ، یوتیوب و از همه مهمتر اپ پرنصب و پرکاربرد Google Search که در تلفن‌های اندرویدی معمولا بطور پیش فرض نصب شده است در نظر گرفته نشده. با در نظر گرفتن اینها سهم گوگل به بیش از ۹۷ درصد خواهد رسید. این آمار برای اون‌ها یک انحصار و مونوپل تمام و کمال ایجاد کرده.خیلی‌‌ها شاید فکر کنن که گوگل عجب شرکت موفقیه!!! تمام توسعه‌ها، محصولات و قابلیت‌های جدیدش همیشه موفق میشن. هیچ کدومشون با آپدیت الگوریتم‌های گوگل افت نمی‌کنن (آپدیت‌هایی که پدر تمام سایت‌های دیگه رو در میارن رسما و سالی چند بار هم اتفاق میافتن. کلی رتبه جا به جا میشه، خیلی ها یه شبه ورشکسته میشن و خیلی ها یه شبه پولدار.) که حتما بخاطر محتوای تولیدی غنی و عالی‌شونه :)))توئیتی که موفقیت‌های گوگل و زیرمجموعه‌هاش رو زیر سوال می‌برهحالا بیاید در این نمودار نگاه کنیم که نسبت روش‌های پاسخ به جستجو‌ها، چطور در طول زمان تغییر کرده:نسبت روش‌های پاسخ‌دهی به جستجوها از ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹یک الگوی مشخص در تمام بازه‌ها تکرار شده. اورگانیک (کلیک روی لینک سایت‌هایی غیر از گوگل) در حال افته، ZC و کلیک روی تبلیغات گوگل (Adwords) در حال افزایشه.اما وقتی به آمار جستجو‌ها در موبایل که شاید بیش از نیمی از جستجوها رو تشکیل بدند نگاه کنیم متوجه شیم که وضعیت از این هم بدتره. با توجه به استفاده گسترده از موبایل اغلب تبلیغات Adwords تنها روی نسخه موبایل نمایش داده میشن و بسیاری از ZC های گوگل برای موبایل طراحی شدند.مقایسه روش‌‌های پاسخ به جستجو‌های گوگل روی دستگاه‌های موبایلدر نمودار بالا توزیع کلیک در جستجو‌های گوگل، روی میلیون‌ها گوشی موبایل رو می بینیم و در پایین همین موضوع رو در دسکتاپ:مقایسه روش‌های پاسخ به جستجو‌ها در دستگاه‌های دسکتاپروی دسکتاپ آمار در سه سال گذشته زیاد تغییری نداشته. ولی باز هم اورگانیک کمتر و ZC و Adwords بیشتر شدند اما آمار در ژوئن ۲۰۱۶ با ژوئن ۲۰۱۹ زیاد تفاوتی نداره.ولی در موبایل، موارد اورگانیک ۲۰ درصد افت کردند در حالیکه موارد تبلیغاتی و ZC ها رو به افزایش‌اند. حتی اگر به ۲۰۱۶ هم برگردیم نیمی از جستجوها بدون کلیک به نتیجه می رسیدند. امروز این رقم روی موبایل دو سوم کل جستجوهاست!!!بطور کلی و در نهایت برداشت‌هایی که میشه از تمام این آمارها داشت در این سه جمله خلاصه میشه:سهم جستجوهای اورگانیک بطور پیوسته و همچنان رو به کاهشه مخصوصا روی موبایل.سهم نتایج تبلیغاتی یا Adwords رو به افزایشه. گوگل هر چند وقت یکبار نحوه نمایش تبلیغاتش رو از نظر ظاهری تغییر میده و کاربران بعد از اینکه متوجه ماهیت تبلیغی اونها میشن کم‌کم نادیده‌شون میگیرن و این چرخه هنوز ادامه داره.گوگل در تلاشه تا همچنان بتونه به کوئری های بیشتری بدون کلیک پاسخ بده (در حال افزایش ZC هاست) یا اینکه اگر قراره کلیکی هم بشه روی یکی از سایت‌های زیرمجموعه خودش باشه. هر دو حالت براش موفقیت به حساب میآد پس این دسته از جستجو‌ها هم در حال افزایش هستند.چه بلایی قراره سر سایت ها و شرکت‌های تبلیغاتی بیاد؟این آمار مربوط به آمریکا، زبان انگلیسی و جستجو‌های انجام شده روی مرورگرها بود و همینطور که اشاره شد آمار شامل جستجو‌های داخل اپ‌ها نمیشه.از همه اینها که بگذریم باید به این فکر کنیم که تداوم این شرایط که تا الانم ادامه داشته و بعیده متوقف بشه چه بلایی میتونه بر سر سایت‌ها و شرکت‌های تبلیغات کلیکی در کشور خودمون بیاره. مسلما هیچ آمار دقیقی از میزان ZC ها در زبان فارسی و کشورمون ایران نیست اما تجربه چندماهه گذشته خود من نشون میده که بخش زیادی از Impression روی بسیاری از Keywordهای پر جستجو کاهش چشمگیری داشته.قابلیت Google Discover و تاثیرش بر روی ترافیک اورگانیکنوآوری دیگر گوگل که تا حدی و بطور غیر مستقیم روی ورودی‌های اورگانیک تاثیر گذاشته، Google Discover هست که قبلا مفصل در این مقاله در موردش توضیح داده بودم.فرض کنیم سایتی دارید که روی کلمه «فال روز» که ممکنه کلمه پرجستجویی هم باشه سرمایه گذاری کرده و رتبه ۱ رو در نتایج داره. شما از طریق جستجوی این کلمه و کلیک روی سایتتون در گوگل، روزانه ۴۰.۰۰۰ ورودی دارید. بعد از راه اندازی و معرفی Google Discover این عدد میتونه بین ۲۰ تا ۶۰ درصد کاهش و افت داشته باشه. چرا؟همونطور که در این پست توضیح دادم مکانیزم عملکرد Discover و نتایجی که به کاربر پیشنهاد میده بر اساس تاریخچه جستجو‌های کاربر در گوگل طراحی شده. در واقع قبل از اینکه کاربر بخواد چیزی رو جستجو کنه با پیشنهاد‌هایی مواجه میشه که به احتمال زیاد با سلایق و علایقش منطبقه پس روشون کلیک میکنه. اما اینکه گوگل کدوم سایت رو به کاربر پیشنهاد میده اصلا مشخص نیست. در واقع گوگل در مورد نحوه گزینش سایت‌ها و مطالب اونها برای نمایش در بخش Discover هیچ توضیحی ارائه نکرده. بنابراین شانس سایت شما برای نمایش در این بخش اصلا قابل محاسبه نیست. از طرفی سایت شما بطور روزانه ۴۰.۰۰۰ کاربر داشته که با جستجوی کلمه «فال روز» به سایت شما می رسند. پس گوگل الان تاریخچه جستجوی ۴۰.۰۰۰ کاربری رو داره که هر روز کلمه «فال روز» رو جستجو میکنن. پس در بخش Discover به اونها مطالب «فال روز» رو پیشنهاد میده. شانس سایت شما هم که برای نمایش در این بخش کاملا رندوم و غیرقابل محسبه است. بعید هم هست که کاربر بعد از مشاهده پیشنهاد گوگل نیازش رفع نشده باشه و باز بخواد جستجویی انجام بده که به سایت شما برسه.در چنین شرایطی تعداد ورودی‌های اورگانیک سایت شما بشدت افت خواهد کرد. پس از اون رتبه الکسا که متاسفانه در ایران ملاک تصمیم گیری برای تبلیغات آنلاینه هم افت میکنه. جایگاه‌های تبلیغات کلیکی روی سایت شما با افت درآمد مواجه خواهند شد و چون این امر بصورت عمومی و احتمالا روی اکثر سایت‌ها در حال رخ دادنه،‌ آژانس‌های تبلیغات کلیکی هم با مشکل درآمدزایی مواجه میشن. بسیاری از سایت‌ها که راهکار درآمدزاییشون تنها از این طریق بوده هم با مشکلات جدی مواجه خواهند شد و احتمالا رو به تعطیلی میرن.اما بعضی از سایت‌های زرد و بی محتوا هم ممکنه یه شبه ره صد ساله برن چون مکانیزم Discover این اینطوره که بر اساس علایق و سلایق خواننده بهش چیزی رو پیشنهاد میده و این دست سایت‌ها که محتوای عامه پسند دارند احتمالا موفق‌تر خواهند بود.یک مالک سایت، یک بازاریاب دیجیتال یا یک کارآفرین باهوش چکاری میتونه انجام بده؟راهی پیدا کنه تا بتونه از ZC ها برای خودش فرصتی بسازه.روی Keyword هایی که CTR بالایی دارند سرمایه گذاری کنه.محتواش رو در سایت‌ها و قابلیت‌های جدید و زیر مجموعه گوگل (یوتیوب، گوگل مپ، گوگل ایمیج، AMP و ...) منتشر و بهینه‌سازی کنه.امیدوار باشه تحقیقاتی که در ابتدای این پست هم بهش اشاره شد (در مورد انحصار گوگل در بازار) به نتیجه برسه و سهم بازار به جستجوهای اورگانیک برگرده.حرف آخرسعی کردم توضیح بدم که دقیقا چه اتفاقی داره برای سایت‌ها و شرکت‌های تبلیغاتی میافته یا قراره در آینده بیافته. گوگل در حال مکیدن خون سایت‌هاست که در واقع همون محتوای اونهاست. اما در بیش از نیمی از موارد هیچ پاداشی به اونها نمیده. در این وضعیت همونطور که میشه بدون دیدن آمارها هم حدس زد، آمار بازدید سایت‌هایی که گوگل مهمترین چنل ورودیشون بوده بشدت افت میکنه و سهم درآمدزایی گوگل از طریق سرویس Adwords بیشتر میشه. این به فربه شدن بیشتر گوگل و فقیر شدن بیشتر سایت‌ها کمک میکنه. از طرفی آینده بسیاری از کسب و کارها به خطر میافته. اونها برای دیده شدن در گوگل ناچار به صرف هزینه و استفاده از سرویس‌های تبلیغاتی خود گوگل خواهند شد. البته نقطه نظر من حتما نمیتونه بطور ۱۰۰ درصدی محقق بشه اما همین الان با معرفی Discover در زبان فارسی و کشور ایران خیلی از مواردیکه در بالا بهشون اشاره کردم اتفاق افتاده.آمار و گزارش‌هایی هم که از مقاله مورد اشاره در سایت SparkToro وام گرفتم و اینجا نمایش دادم هم میتونه گواه این باشه که این موضوعات حتما جای نگرانی و پیش بینی برای آینده خواهند داشت.حساسیت کنگره آمریکا نسبت به این موضوع و سوال از گوگل هم نشون میده که تاثیر این اتفاقات بر روی اقتصاد دیجیتال آمریکا زیاد و بزرگ بوده.امیدوارم تونسته باشم مفاهیم فنی رو برای کسانیکه دید و تخصص فنی ندارند به سادگی توضیح بدم و اینکه اگر در آینده اطلاعاتی در این حوزه به دست بیارم به همین مقاله اضافه خواهم کرد.</description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Tue, 10 Sep 2019 12:35:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور از Google Discover ترافیک بیشتری بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-google-discover-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-pzx6nxr3g7oj</link>
                <description>Google Discoverایده اصلی Google Discover از Google Feed گرفته شدهاگر بخواهیم ساده بگیم، گوگل قابلیتی مشابه feed در شبکه های اجتماعی رو تحت عنوان Discover معرفی کرده که تا همین چند ماه پیش اسمش Google Feed بود.خود Feed در 2016 رونمایی و معرفی شد. اون موقع نتایج بصورت کارت (Card View) به کاربران نشان داده می شدند. اونها ترند و استوری هایی بودند که برای اونها مهم تشخیص داده شده بود. تفاوت Feed در گوگل با شبکه های اجتماعی اینکه در شبکه های اجتماعی شما کاربران رو فالو می کنید ولی در گوگل موارد مورد علاقه تون مثل موزیک، سرگرمی، ورزش، مارکتینگ، حیوانات و ... رو دنبال می کنید.هدف اصلی Feed این بود که بتونه به کاربران کمک کنه تا راحت تر جستجو کنند، حتی اگر دقیقا ندونند که باید دنبال چه چیزی بگردند. در روش معمول گوگل، کاربر چیزی رو جستجو میکنه و گوگل صفحه نتایج یا SERP رو بهش نشون میده که مرتبط ترین نتایج در اون Sort شدند. اما در Feed موضوع کاملا برعکس بود. گوگل به شما اطلاعاتی ارائه می داد حتی قبل از اینکه شروع به جستجو کرده باشید. این قابلیت به کاربران کمک کرد تا راحت تر چیزی رو که میخوان پیدا کنن و هر لحظه با موضوعات مورد علاقشون مرتبط باقی بمونن. سوال اصلی این بود که آیا کاربر چنین قابلیتی رو دوست داشت یا نه؟ بر اساس گزارش ignitevisibility ، طی سال گذشته 800 میلیون کاربر از feed استفاده کردند. پس جواب حتما مثبته. بنابراین گوگل روی این قابلیت سرمایه گذاری بیشتری انجام داد و این قابلیت رو با نام Discover معرفی و  ری برند کرد.اساسا Google Discover چیه و چه تفاوتی با Feed داره؟گوگل با معرفی Discover در سپتامبر امسال یکی از سه ضلع استراتژی جدید خودش برای نحوه پاسخگویی به جستجوها رو عملیاتی کرد. این ضلع از استراتژی گوگل شیف کردن از روش جستجو و دستیابی به محتوا با کوئری به روش بدون کوئریه. یعنی لزوما کاربر برای دریافت اخبار روز در حوزه مورد علاقه‌اش لازم نیست چیزی رو سرچ کنه، بلکه گوگل این محتوا رو در صفحه اول مرورگر کروم یا اپ Google Search به کاربر پیشنهاد میده. این اطلاعات مرتبط به علایق و سلایق کاربره و در بیشتر موارد کاربر حتی در لحظه مواجه قصد جستجوی چنین چیزی رو هم نداشته!!! این کار در این روزها از طریق Google Discover اتفاق میافته که شاید شما هم باهاش مواجه شده باشید.پیشنهاد‌های Discover در دو اپ جدا در موبایل بر اساس سلایق کاربرهمینطور که تصویر بالا می بینید Discover روی دو اپ Google Chrome و Google Search در حال پیشنهاد مواردی به من هست که قبلا یا مورد جستجوی من قرار گرفتند یا در همین Discover روشون کلیک کردم. در واقع خود گوگل در توضیح نحوه عملکردش در این بخش گفته که این بر اساس تاریخچه جستجو‌های کاربر و هوش مصنوعی گوگل اتفاق میفاته.ممکنه برخی موارد رو در این بخش ببینید که اساسا فکر کنید به شما بی ربطه اما اتفاقا و احتمالا روزی چیزی در این مورد رو جستجو کردید که حالا بر اساس اون برای شما محتوایی سرو شده. محتوای Discover به ازای هر شخص یونیک و Cross Platform &amp; Device نمایش داده میشه. به این معنی که شما روی یک تبلت IOS و یک موبایل Android نتایج مشابه و نزدیک به همی رو می بینید.آیا برای قرار گرفتن در Discover باید محتوای به روز داشتقبل از این بیشتر چیزهایی که در Feed به نمایش در می آمد اخبار و ترندهای روز بود. اما امروز این موارد در Discover ترکیبی از مطالبی است که بر اساس هر کاربر تعیین شده است. ممکن است این مطالب در وب جدید باشند یا برای آن کاربر خاص جدید باشند. در واقع محتوای همیشه سبز یا evergreen که اساسا تاریخ انقضا ندارند برای نمایش در این بخش از شانس بیشتری برخوردارند.گوگل در این مورد مثالی زده و گفته فرض کنید در حال برنامه ریزی برای سفر بعدی خودتون هستید، Discover مقاله ای در مورد بهترین غذاها یا جاذبه‌های تفریحی مقصد سفرتون به شما نشون میده.قابلیت کنترل و سفارشی سازییکی از موارد جالب و بجا در Discover قابلیت کنترل محتواییه که به شما نشان داده میشه. همانطور که در تصویر زیر می بینید، در گوشه هر کارت گزینه ای وجود داره که با انتخاب یکی از دوحالت Less/More شما میتونید تعیین کنید که از این دست محتوا بیشتر یا کمتر براتون نمایش داده بشه. چطور محتوای سایت را برای نمایش در Google Discover بهینه کنیم؟مهمترین نکته که وب مسترها باید اون رو بدونند اینکه تکنیک های سئو هیچ تاثیری در موفقیت این بخش نخواهد داشت. چون اساسا اینجا کوئری جستجو نمیشه که شما صفحاتتون رو برای اون کلمه/عبارت کلیدی بهینه کرده باشید. نکته دیگه اینکه ما هنوز و بصورت دقیق نمیدونیم که گوگل با اتکا چه اصولی محتوایی رو برای نمایش در اون بخش استفاده می کنه. تنها چیزی که میدونیم اینکه محتوای که با علایق کاربر مرتبط باشه  در این بخش به نمایش درمیاد. ساخت محتوای با کیفیت برای Google Discover محتوای با کیفیت همیشه راه و کلید موفقیت بوده و هست. فارغ از اینکه محتوای شما قراره کجا به نمایش در بیاد. در صفحه نتایج گوگل یا در Discover.این کار با فکوس و عمیق شدن در شناخت مخاطب شروع میشه. اینکه اونها دقیقا چی میخوان و اینکه شما چطور قراره اونها رو به سایتتون بکشید.از استراتژی های محتوا در شبکه های اجتماعیتون کمک بگیرید. از اونجاییکه Discover شبیه Feed در شبکه های اجتماعی عمل میکنه، میشه از راه های موفقیت در شبکه های اجتماعی برای اینجا هم استفاده کرد. محتوای درگیرکننده یا Engagement تولید کنید. هر چقدر که پست یه صفحه ای از سایت، لایک، کامنت و اشتراک بیشتری داشته باشه شانس نمایشش در این بخش هم بیشتره. از محتوای تصویری و ویدئویی بیشتر استفاده کنید. چون Discover اساسا بصورت یک بخش Visual طراحی شده اهمیت تصاویر در این جا مشخص میشه. انتشار مطالب و مقالات سایت در قالب ویدئو هم یکی از راه های موفق در Discover خواهد بود.تازه های حوزه و صنعت خودتون رو بصورت مداوم و روزانه در سایت کار کنید.حتما صفحات سایت خودتون رو برای نمایش در موبایل آماده کرده باشید.</description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Sun, 08 Sep 2019 16:43:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر بعد از Core Update گوگل افت کردیم، هول نشیم و قیمه‌ها رو نریزیم تو ماست‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-core-update-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A7%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D9%87%D9%88%D9%84-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D9%85%D9%87%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D9%86%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%85-mfpfj6ycfryc</link>
                <description>Google Core Update 2019جان مولر یکی از کارکنان بخش موتور جستجو در گوگله که ظاهرا وظایف PR این بخش رو هم تا حدی بر عهده داره به این سوال پاسخ داده که Core Update سراسری گوگل که از ۲۹ ژون شروع شده تا کی قرار ادامه داشته باشه و وب مسترها باید در این مدت چه کارهایی انجام بدند.جان مولر چهارتا نکته ساده رو برای این مدت ذکر کرده:１. صفحاتی که ترافیکشون کمتر شده پنالتی نشدند.２. تمرکز این Core Update بر روی صفحاته بطوریکه اونهایی که مرتبط ترند رتبه‌شون بهتر و اوناییکه کمتر مرتبط باشند رتبه شون بدتر میشه.３. لزومی نداره بازیابی رتبه و ترافیک تا Core Update بعدی طول بکشه و میتونه تو روزهای بعد این اتفاق بیافته.４. بطور کلی این آپدیت به اسپم ربطی نداره.از دست دادن رتبه و ترافیک بعد از هر Core Updateی میتونه این رو القا کنه که حتما اون سایت و صفحه خاص پنالتی شده.این درست نیست چون زمانیکه سایتی پنالتی میگیره گوگل این مورد رو در پنل Search Console به اطلاع وب مستر سایت می رسونه و اشاره میکنه با استناد به کدام مورد پنالتی اتفاق افتاده درحالیکه وقتی رتبه صفحه ای را از دست میره هیچ پیامی دریافت نمیشه.چرا سایت ها در Core Update ها رتبه خودشون رو از دست میدند؟متخصصین گوگل در مورد دلیل افت رتبه های سایت ها در Core Update ها به همین بسنده می کنند که الگوریتم جدید تشخیص میده که بعضی سایت ها ارتباط بیشتری به موضوع مورد جتسجو دارند تا رقبا. در واقع این افت به این ربطی نداره که سایت کار درستی انجام نداده که رتبه اش رو از دست داده.این Google Core Update ها چی هستند و افت در اونها چطور اتفاق می‌افته؟در واقع گوگل در مورد آپدیت‌هاش توضیحاتی میده که گاها کافی نیست و موضوع شفاف نمیشه. اما من همیشه دو نوع Core Update روی الگوریتم‌های گوگل دیدم.از دست دادن رتبه برخی از صفحاتدر این سناریو بعضی سایت ها رتبه های خوبی به دست می آورند چون صفحاتی که رتبه های خوبی در همون جستجو‌ها داشتند افت کردند.از دست دادن تمامی رتبه هاسناریو دوم مربوط به زمانیست که یک سایت بطور کامل تمامی رتبه ‌هاش رو از دست میده، این مورد خیلی جدیه و باید برای گفتن اینکه سایتی دچار این مشکل شده تمام SERP ها یا صفحات جستجویی که سایت در اونها رتبه‌ای داشته رو به خوبی مورد بررسی قرار داد.راهنمای رسمی گوگلجان مولر به این پست در بلاگ گوگل اشاره کرده و گفته ما یه پست کامل در بلاگ داریم که توضیح کاملی در مورد آپدیت آگست داده.چقدر باید صبر کرد تا رتبه های از دست رفته در Core Updateهای گوگل برگردهدر نهایت برای اینکه بدونیم چقدر باید منتظر بمونیم تا رتبه های از دست رفته برگرده، متخصصین گوگل میگن این اتفاق لزوما در Core Update بعدی نمیافته. چون الگوریتم‌های گوگل هر روزه در حال آپدیت هستند این افت هم ممکنه چند روز جبران بشه و رتبه برگرده.درواقع جان مولر به این نکته اشاره نکرده اما تجربه نشون داده که رتبه بعد از چند آپدیت روی الگوریتم مجددا بر‌میگرده. دلیل این امر هم اینکه معمولا Core Update ها بصورت سراسری تاثیر می‌گذارند حتی روی سایت‌هایی که قرار نبوده از این آپدیت متاثر بشن. اما اگر برگشت رتبه تا یک Core Update سراسری دیگه طول کشید و در اون زمان اتفاق افتاد میتونه دلیلش Pull Back یا برگردوندن بعضی از تغییراتی باشه که در آپدیت قبلی اتفاق افتاده.افت‌هایی که در Core Update ها اتفاق میافتد لزوما مربوط به کیفیت صفحات نیستبعد از هر افتی همیشه افرادی هستند که انگشت اتهام رو به سمت کیفیت محتوا می‌برند و میگن این افت حتما ناشی از کیفیت پایین محتوا است. برخی هم این مورد رو ناشی از مشکلات تکنیکال میدونن. مثلا میگن که سایت کند هست یا Redirect ها به درستی انجام نشدند یا هر Schema به درستی تعریف نشده و یا اینکه بک لینک‌های اسپم دلیل افت هستند.موارد مربوط به کیفیت و نکات تکنیکال همیشه مواردی هستند که در رنکینگ تاثیر دارند اما این موارد ابدا در Core Updateها در نظر گرفته نمی‌شوند.من ترجیح میدم در چنین شرایطی که افتی به دلیل یه Core Update اتفاق میافته، از نکات تکنیکال و مرتبط با کیفیت محتوا عبور کنم و روی موارد دیگه که میتونه تاثیر داشته باشه تمرکز کنم. مثلا فاکتور Relevancy یا ارتباط اون صفحه به کل موضوع سایت.</description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Sun, 08 Sep 2019 01:48:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشکل محاسبه کارایی محتوا در گوگل آنالیتیکس</title>
                <link>https://virgool.io/@sadegh.nakhjavani/%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D8%B3-ikd3be2ldypl</link>
                <description>گوگل آنالیتیکسبراساس آماری که سایت Builtvisible منتشر کرده بیش از 83 درصد از 1000 سایت اول در بریتانیا از این ابزار بهره می برن. با اینکه شرکت های بسیار زیادی از این ابزار برای مانیتورینگ و آنالیز اطلاعات سایت هاشون استفاده می کنند اما خیلی از معیار های کیفی یا کمی رو نمیشه توی این ابزار پیدا کرد.اما آیا قابلیت‌های این سرویس برای اینکه بدونیم یا محاسبه کنیم که کارایی و تاثیرگذاری محتوامون چقدره، مناسبه؟توافق: از این به بعد در متن بجای Google Analytics مینویسم GA چون سختمه !!!در این مقاله سعی میکنم به این موضوع اشاره کنم که اساسا کارایی محتوا یا Content Performance یعنی چی. تو این بخش از زاویه محتوایی به موضوع نگاه می کنیم و روی نقاط ضعفی که ممکنه وجود داشته باشه فکوس می کنیم.چرا Bounce Rate م انقدر زیاده؟پارامتر Bounce Rate یکی از اون مواردیه که همیشه خوب تعریف و درک نمیشه. خیلی ها فکر میکنن اینکه اگر Bounce Rate شون زیاده به این معنیه که کاربر با سایت یا محتوا درگیر نشده یا اساسا براش جذابیتی نداشته. اما همیشه این تحلیل درست نیست.یک Bounce در تعریف، یک تک Session است، کاربری است که روی یک صفحه از سایت Landing کرده و بدون هیچ تعامل با سایت اون رو ترک کرده. هر session بطور پیش فرض یک time out سی دقیقه ای داره که میتونه بطور دستی تعیین بشه و از 1 دقیقه تا 4 ساعت هم متغیره.اینکه نرخ Bounce شما پایین باشه لزوما نشانه خوبی نیست. این عدد بشدت بستگی به نُرم صنعت و حوزه ای که توش فعالیت میکنید داره. مثلا در اغلب سایت های اطلاع رسانی یا خبری این عدد همیشه بالاست، چون کاربر از هر راهی کا وارده سایت شده باشه بعد از دریافت اطلاعات مورد نیازش از سایت خارج میشه. حالا اگر بعد از خوندن کل مقاله، اون رو به اشتراک بگذاره، کامنت بذاره و سایت رو در Social هم Follow کنه میتونیم بگیم که اون کاربر بطور کامل با سایت و محتوای شما درگیر شده. اما ممکنه Bounce در مورد همین کاربر هم 100 درصد باشه، یعنی بعد از همه اینکارها سایت رو ببنده و بره!!!همونطر که دیدید اگر بخوایم ببنیم که آیا محتوا و مطالب سایت بخوبی با کاربر ارتباط برقرار می کنند یا خیر جوابی در GA پیدا نخواهیم کرد. چون اساسا نمیتونه تمام اون Interaction یا تعاملاتی که کاربر داره (مثل اشتراک گذاری و کامنت و ...) رو برای شما track کنه. کاربر برای خواندن محتوای من چقدر زمان صرف میکنه ؟وقتی قراره بفهمیم که کاربر چه زمانی رو برای مطالعه محتوای شما اختصاص میده، معمولا به Avg.Time On Page نگاه میکنیم و فکر میکنیم که این پارامتر به ما میگه که کاربر چه زمانی رو روی یه صفحه خاص صرف کرده. اما این عدد نمایانگر زمان بین Hit ها یا به نوعی کلیک های کاربر روی لینک های سایته که GA اونها رو جمع زده.اشتباه رایج در محاسبه Avg.Time On Pagesفرض کنیم یه کاربر 17 دقیقه زمان برای مطالعه یه پست روی سایت شما اختصاص داده و بعدش هم از سایت خارج شده. متاسفانه این زمان در پارامتر Avg.Time on Page در GA محاسبه نمیشه چون صفحه خروج یا Exit Page از محاسبات حذف شده !Avg. Time on Page = Time on Page / ( Pageviews - Exits)پس هر چقدر عدد خروج یک صفحه بیشتر باشه، عدد Avg.Time On Pages هم غیر قابل اعتماد تر میشه. چون خروج ها در محاسبه دیده نشدند !!!معیار دیگه ای که معمولا برای محاسبه زمان سپری شده کاربر روی سایت در نظر گرفته میشه Avg.Session Duration سایته. GA این عدد را بر اساس زمان بین اولین و آخرین Hit روی سایت محاسبه میکنه، یعنی اینطوری :Avg.Session Duration = Session Duration / Sessionsمثل Bounce Rate اینجا هم مواردی هست که میتونه روی این عدد تاثیر بگذاره که GA قادر به شمارش و اندازه گیریشون نیست، اما بر خلاف Avg.Time On Page صفحات خروجی از محاسبات حذف نشدن.همینطور که میبینید Session Duration باید بیشتر از 6 دقیقه باشه اما چون روی آخرین Page هیچ Hitی انجام نشده، 2 دقیقه در محاسبه جا افتاده !!!با این همه نقص، اگر بخوایم زمان کاربران روی سایت رو محاسبه کنیم این تو پارارمتر که در بالا دیدیم قطعا معرف خوب و دقیقی خواهند بود. ما نیاز داریم که Page Per Session مون رو زیاد کنیم !خیلی از مدیران بازاریابی دیجیتال در کسب و کارهای مختلف رو دیدم که در هنگام تعریف اهداف برای تیم تحت فرمانشون، افزایش Pages Per Session رو بعنوان یک KPI مطرح کردند. اما اگر درک درستی از روش محاسبه همین پارامتر در GA نداشته باشیم، این مولفه همیشه نمیتونه کارساز باشه و حتی میتونه کسب و کار رو توی چاه بندازه ...این مثال رو ببینید:کاربری وارد سایت شده و 8 صفحه رو در طول Sessionش در بخش بلاگ سایت دیده و بعد از سایت خارج شده. شما این رو یک تعامل خوب یا یک تعامل بد با سایت در نظر می گیرید؟فرض کنید که اون کاربر به دنبال بخشی از یک مقاله در سایت شماست. شاید بعد از Landingش روی سایت، رفته باشه در بخش بلاگ و نتونسته مقاله ای رو که دنبالش بوده پیدا کنه. جستجو داخلی سایت هم نتونسته بهش کمک کنه چون اسم مقاله رو هم نمی دونه و الانم خسته شده. دوباره بر میگرده به بخش بلاگ و آخرین مطالب شما رو میگرده. در نهایت تسلیم میشه و میره. خوب الان GA صفحاتی که اون بخاطر جستجوی محتوای مورد نظرش اونها رو باز کرده با صفحات مقالات در یک Session شمرده. با ذکر این مثال میخواستم بگم ممکنه عدد Page View زیاد باشه اما عدد مشاهده مقالات پایینه.نتیجه گیریاتکا به metric و پارامترهای رایج محتوایی مانند مواردیکه در بالا دیدیم، به تنهایی نمیتونه به بینش و درک درست شما از مسئله کمک کنه بلکه میتونه اون رو با خطر هم مواجه کنه چون ممکنه بر اساس اون تصمیمات اشتباهی در کسب و کارتون بگیرید. با درک محدودیت هایی که در داده های پیش فرض وجود داره، سرمایه گذاری بیشتر و پیاده سازی Track های دلخواه اهمیت بیشتری برای تحلیل صحیح و درست محتوای شما پیدا میکنن.</description>
                <category>صادق نخجوانی</category>
                <author>صادق نخجوانی</author>
                <pubDate>Sat, 07 Sep 2019 16:25:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>