<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های صادق میرصالحیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sadeghmisalehi</link>
        <description>فرهنگ و ارتباطات</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 05:00:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/201674/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>صادق میرصالحیان</title>
            <link>https://virgool.io/@sadeghmisalehi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مدیریت برای دیده شدن؛ بیماری آرامِ روزگار ما</title>
                <link>https://virgool.io/@sadeghmisalehi/showoff-lpfv5mxybeyw</link>
                <description>در روزگار ما، بسیاری از مدیران به جای آن‌که چراغی برای روشنایی کار باشند، به آیینه‌ای برای تماشای خود بدل شده‌اند. گویی اداره‌ی شهر و کشور، نه صحنه‌ی خدمت، که صحنه‌ی نمایش شده است؛ نمایشی پرنور، پرحرف و کم‌حاصل.در این نمایش، اصل کار در پس پرده می‌ماند. پروژه‌ها نیمه‌تمام می‌مانند، تصمیم‌ها رنگ شعار می‌گیرند، و نشست‌ها به جای آن‌که گرهی از کار مردم بگشایند، خوراکی برای صفحات مجازی فراهم می‌کنند. مدیر امروز، بیش از آن‌که به نتیجه بیندیشد، به روایت می‌اندیشد؛ بیش از آن‌که کار کند، تصویر می‌سازد.این بیماری آرام، سال‌هاست ریشه دوانده است. در هر اداره، سازمان و نهاد، کسانی پیدا می‌شوند که به جای مدیریت، نمایش می‌دهند؛ با سخنرانی‌های پرطمطراق، قاب‌های تبلیغاتی و وعده‌های پرزرق‌وبرق. آن‌چه غایب است، تعهد به کار بی‌صدا و نتیجه‌ی بی‌هیاهو است؛ همان چیزی که زیربنای توسعه‌ی واقعی است.در این میان، مردم به درستی از خود می‌پرسند: اگر همه چیز چنین خوب است که در قاب‌ها می‌بینیم، پس چرا زندگی بهتر نمی‌شود؟ چرا شهرها نفس می‌کشند اما رشد نمی‌کنند؟ چرا پروژه‌ها آغاز می‌شوند اما به سرانجام نمی‌رسند؟مدیریت، اگر از درون تهی شود، از بیرون پرزرق‌وبرق می‌شود. و هیچ چیز خطرناک‌تر از مدیریتی نیست که به جای پاسخ‌گویی، به نمایش پاسخ دهد.بازگشت به اصل کار، یعنی بازگشت به سادگیِ خدمت. یعنی مدیرانی که کمتر سخن می‌گویند و بیشتر می‌سازند. مردانی و زنانی که در پی لایک نیستند، بلکه در پی اثرند زیرا می‌دانند تاریخ، لایک نمی‌کند — قضاوت می‌کند.</description>
                <category>صادق میرصالحیان</category>
                <author>صادق میرصالحیان</author>
                <pubDate>Thu, 09 Oct 2025 02:38:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الهه حسین‌نژاد و موقعیت قیچی</title>
                <link>https://virgool.io/@sadeghmisalehi/%D8%A7%D9%84%D9%87%D9%87-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%82%DB%8C%DA%86%DB%8C-qudrg6i5ejkn</link>
                <description>سال گذشته که تلفن همراهم را در تهران دزدیدند و دیدم چه هماهنگی عجیبی بین موتور سارقان و موتور به ظاهر تعقیب کننده وجود داشت، به خودم گفتم، راستی این برنامه‌ریزی به اتکای چه حمایتی شکل گرفته است؟ وقتی به کلانتری مراجعه کردم، با ۳۵ فقره شکایت سرقت گوشی فقط در همان منطقه و فقط در همان روز مواجه شدم؛ واقعا چه قدرتی این اطمینان را به سارقان داده که این چنین برای سرقت برنامه ریزی کنند و در صورت مقاومت اندک صاحب مال، پلن B را به اجرا درآورده و او را مجروح سازند؟شاید در جواب، کسانی بگویند، اقتدار ناکافی و عدم اولویت بندی توسط نیروهای انتظامی، باعث شده آن‌ها به جای توجه به چنین مسائلی، وقت خود را صرف مواردی دیگر نظیر گشت نامحسوس حجاب و… کنند. اما این جواب بسیار سطحی است.در تمام نقاط جهان، مطمئن ترین جایگاه‌های شغلی، مربوط به افرادی است که وظیفه تامین امنیت جامعه را بر عهده دارند؛ اما این مسئله در ایران کاملا متفاوت است. بودجه ضعیف، تجهیزات فرسوده، حقوق بسیار نامناسب و عدم ترویج درست گفتمان تعهد سازمانی، باعث شده نیروهای انتظامی در این سالها تضعیف شوند.این لبه مقراض را بگذارید کنار هجمه سنگینی که در این سالها عده‌ای خواسته یا ناخواسته علیه حافظان امنیت این مرز و بوم ایجاد کردند و ندانستند همان‌هایی که تا دیروز انواع و اقسام توهین و تخریب‌ها را به خاطر یک مسئله اجتماعی متحمل می‌شوند، همان‌هایی هستند که سال‌هاست مراقب جان و مال و ناموس و مرز و کیان این مملکت هستند. تضعیف سازمانی و تخریب اجتماعی دو لبه یک قیچی بودند و پلیس مقتدر اوایل دهه هشتاد را به این روز رساندند.من گاهی شرمنده نیروهای وظیفه شناسی می‌شوم که بی مرز و بی اندازه پاسبان دارایی ما هستند اما از کمترین حقوق و مزایای یک کارمند دولتی نیز بی بهره‌اند. و از آن سو شرمنده عزیزانی می‌شوم که تا همین دیروز از همسایه بابت پوشیدن لباس ارجمند پلیس، ناسزا می‌شنیدند و بر دیوار منزلشان فحش می‌خواندند و امروز همان همسایه‌ برای حفظ امنیت منزلش، دست به دامان آن‌ها شده است.مصیبت الهه حسین نژاد، نتیجه عملکرد همان قیچی است که چشم دیدن پلیس مقتدر را نداشت و به هر قیمتی، به هر قیمتی می‌خواست، امنیت جامعه کاهش یابد؛ خواه با ارعاب خیابانی و خواه با غفلت سازمانی…</description>
                <category>صادق میرصالحیان</category>
                <author>صادق میرصالحیان</author>
                <pubDate>Fri, 06 Jun 2025 03:53:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۵ تیر، انتخاب مسیر</title>
                <link>https://virgool.io/@sadeghmisalehi/%DB%B1%DB%B5-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-nazezsnbubpr</link>
                <description>انتخاب مسیربسم اللهانتخابات امروز نه تنها انتخاب یک نفر از بین ۲ نفر برای به دست گرفتن فرمان اداره کشور برای حداقل ۴ سال پیش رو بلکه انتخاب مسیر و آینده‌ای است که با تک رأی ما می‌تواند تکلیف آن مشخص شود، باید دقت داشته باشیم که چه مسیری را می‌خواهیم برای ۴ سال آینده کشور انتخاب کنیم. یک مسیر توجه به معیشت مردم و حداکثر تلاش برای متعادل کردن حوزه اقتصاد و معیشت مردم در گام اول، استفاده از ظرفیت‌های کل کشور برای به حرکت در آوردن موتور اقتصاد، صنعت و فرهنگ، پیشرفت و بالا بردن قدرت در گام دوم، به میدان آوردن کارشناسان و متخصصان برای پیشرفت ایران در بخش‌های مختلف تکنولوژی، علمی، فناوری و سایر حوزه‌ها در گام سوم، داشتن حرف برای گفتن در سطح منطقه و جهان در گام چهارم و داشتن سرمایه اجتماعی در کل منطقه و ایران و حرف شنیدی‌تری از ایران در دنیا در گام پنجم است، البته گام‌هایی که در ادامه می‌توان تعریف کرد.گروهی که این مسیر را جلو می‌برند، نماینده آن‌ها سعید جلیلی است و صرفا به ایشان رأی نمی‌دهیم، بلکه به گفتمان پیشرفت، تلاش و مدیریت کارآمد که در شهرهای کشور کار می‌کنند، رأی خواهیم داد که سعید جلیلی نماینده آن‌ها خواهد بود.نباید به خاطر چند نفر تندرو در کنار سعید جلیلی، کل گفتمانی که به پیشرفت ایران کمک می‌کند را زیر سؤال ببریم؛ الان نمی‌توانیم نتایج را تعیین کنیم اما می‌توانیم حرکت‌ها را مشخص کنیم.مسیر دوم مسیری است که مسئله آن ایران و پیشرفت کشور نیست، برای به دست آوردن قدرت از دست رفته در ۳ سال گذشته می‌آید، افرادی که ۳ سال پیش حضور داشتند و به سختی نیازهای اسامی مردم را تأمین می‌کردند، ادعاهای بزرگ داشتند، با آمریکا و جامعه جهانی صحبت کردند، قول‌هایی دادند و دست از پا درازتر برگشتند.در آن زمان امتیازاتی دادند که دستمان خالی شد، برگشتند به کشور خودمان و نه تنها از وعده‌های پوشالی خود شرمنده نبودند بلکه هموطنان خودمان را متهم کردند، شروع به انتقام از مردم کردند، انتقام‌های سیاسی گرفتند و کار را رها کردند، فرمان اقتصاد کشور را رها کردند و به دست گروه‌های منفعت‌طلب دادند.هر روز یک چیز گران و نایاب می‌شد، فروش نفت دچار بحران شد، کسری بودجه وحشتناکی داشتیم، با آمدن گروهی که نماینده آن مسعود پزشکیان است که خود کمترین نقش را در دولت خواهد داشت، در این مسیر قرار خواهیم گرفت.باید بین این ۲ مسیر انتخاب کنیم که چه آینده‌ای می‌خواهیم که ۴ سال بعد کجا ایستاده باشیم، جایی که در صف کالاهای اساسی باشیم یا جایی باشیم که این مسئله حل شده و گام‌های مؤثرتری برای فاصله گرفتن از کف خواسته‌های مردم برداریم.فارغ از تمام نگاه‌های مذهبی و اعتقادی این ۲ مسیر پیش روی ایران است و باید درست انتخاب کنیم، اگر انتخاب نکنیم و فرار کنیم، قطعا انتخابی خواهد شد که شرایط را بدتر خواهد کرد و بعدا نمی‌توانیم بگوییم چرا اینگونه شد، الان این موضوع دست ما است و می‌توانیم کاری کنیم که شرایط بدتر نشود و به بحران‌هایی که به سختی از آنها خارج شدیم، سلام دوباره نکنیم.یک رأی داریم اما همین یک رأی‌ها سرنوشت ۴ سال آینده ایران را تعیین خواهد کرد.</description>
                <category>صادق میرصالحیان</category>
                <author>صادق میرصالحیان</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jul 2024 14:45:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>