<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد صادق منتظری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sadeghmontenator</link>
        <description>رواندرمانگر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 23:47:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>محمد صادق منتظری</title>
            <link>https://virgool.io/@sadeghmontenator</link>
        </image>

                    <item>
                <title>من همینم که هستم!</title>
                <link>https://virgool.io/@sadeghmontenator/%D9%85%D9%86-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-ur7j6dadwcc7</link>
                <description>چند سال پیش روزی مراجعی نزد من آمد که از وسواس ­هایش گلایه ­مند بود. وی پس از آنکه در مورد وسواس­ هایش صحبت کرد، از اخلاق گند خودش (توصیف خود مراجع!) گفت که خیلی عصبی هستم. ایشان بیان کرد که این اخلاق مربوط به همه مردان روستای پدری ما می­شود و همه ما تا حدی عصبی هستیم و فکر می­کنم که این اخلاق تغییر نمی­کند. این حرف مراجع من را یاد مجادله «طبیعت در برابر تربیت» انداخت و با خود گفتم که به احتمال زیاد چنین اخلاقی حاصل ارث نیست و مراجع این اخلاق را از محیط یاد گرفته است. با اینکه روستای پدری مراجع در استان دیگری بود و مراجع بزرگ شده گرگان بود، با این وجود وی در اعتقاد خودش راسخ بود.برای مراجع درمان شناختی-رفتاری وسواس را شروع کردم و از شانس خوب من به گفته مراجع وی به حرف­های پزشکان گوش می­داد و به زودی وسواس وی خوب شد. البته من پزشک نیستم، بلکه روان­شناس هستم؛ اما همین روحیه همکاری مراجع به بهبودی سریع­تر وی کمک کرد. این درمان برای وی در حد معجزه بود و خودش فکر نمی ­کرد به این راحتی حمام برود.سپس سراغ عصبی بودن و خشم مراجع رفتیم. در این مورد نیز در یک کاوش مشارکتی سعی کردیم افکار مراجع را پیدا و آنها را اصلاح کنیم. بعنوان مثال مراجع در حین رانندگی از دست راننده ­ای که جلوی وی پیچیده بود عصبانی می­ شد؛ از وی پرسیدم که چه فکری از ذهن شما می­گذرد؟ مراجع پاسخ داد: «احمق است، خب اگه احمق نباشه که اینطوری رانندگی نمی­کنه». در اینجا از مراجع پرسیدم که تعریف شما از احمق چیست؟ و در حین یک کاوش مشارکتی به این نتیجه رسیدیم که این راننده احمق نیست و اگر احمق بود که حتی در حد رانندگی کردن نیز عقل و شعور نداشت. با بررسی این چنینی افکار، خشم مراجع کاهش پیدا کرد.بعد از چند جلسه خشم مراجع کاهش پیدا کرد و خیلی از نتایج درمان خوشحال بود. از وی پرسیدم که «به نظر شما عصبی بودن حاصل قوم و نژاد و روستای شما بود؟ یا اینکه حاصل افکار اشتباه؟». در این لحظه مراجع متوجه شد که رفتار وی جبری نیست و قادر است که رفتار خودش را تغییر بدهد.در جامعه افراد زیادی مانند این مراجع وجود دارند که فکر می­کنند همین هستند و دیگر تغییری نخواهند کرد. حتی شاید از آزمون­های روان­شناختی مانند نئو یا MBTI استفاده کنند و بگویند تایپ من این است و تغییری نخواهم کرد. در حالیکه واقعیت این است که ما می ­توانیم بسیاری از رفتار­ها و ویژگی­های خودمان را تغییر بدهیم. اما تغییر نیازمند تلاش و صبر است.پی نوشت: در حال حاضر مشغول مطالعه کتاب «بهترین قصه­ گو برنده است» می­باشم و به دریافت بازخورد در زمینه نویسندگی و قصه­ گویی نیاز دارم. در صورتیکه نظر خود در زمینه متن بالا را بگوئید، سپاسگزار خواهم شد.</description>
                <category>محمد صادق منتظری</category>
                <author>محمد صادق منتظری</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 00:50:05 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>