<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پیام صادری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@saderi</link>
        <description>saderi.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:46:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2819/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پیام صادری</title>
            <link>https://virgool.io/@saderi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا احراز هویت دو مرحله‌ای با پیامک امن هست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@saderi/2fa-with-sms-zv1fxleygfgd</link>
                <description>وقتی صحبت از احراز هویت دو مرحله‌ای هست همه ما اکثرا به دریافت یک پیامک با یک رمز کوتاه شش حرفی فکر می‌کنیم. بعد از وارد کردن نام کاربری و رمزعبور یک فرم دیگری باز میشه و اعلام میکنه که یک کد شش حرفی رو برای ما پیامک کرده و فرض ما این هست که اگر این خط تلفن فقط دست من هست پس فرد دیگه‌ای این کد شش حرفی رو نداره و من مرحله دوم رو با امنیت کامل طی می‌کنم. اما باید گفت که کمی تا قسمتی در اشتباه هستیم. در مسیری که این پیامک از لحظه ساخته شدن تا رسیدن به گوشی ما طی می‌کنه عملا هیچ رمزنگاری روی اون انجام نمیشه، یعنی به راحتی ممکنه در این مسیر توسط فردی دیگری خونده بشه یا اینکه متنش دستکاری بشه. در مورد این دستکاری یا لو رفت اطلاعات هم به جاهای خیلی بزرگ فکر نکنید. مثل مخابرات و فلان. سرویس‌های آنلاین برای ارسال این پیامک از سرویس‌های دیگری استفاده می‌کنن و همین شرکت‌های واسط ارسال پیامک هم به تمام متن پیامک‌های شما دسترسی دارند. پس عملا این پیغام‌های خیلی مهم ممکنه توسط هر فردی در میان راه خونده بشه.پس در همین پاراگراف سوم باید خدمت شما عرض کنم که احراز هویت دو مرحله‌ای با پیامک اونطوری که شما فکر می‌کنید امن نیست.با سه کلمه موش و گوش و دیوار یک ضرب‌المثل بسازید (۲ نمره)اما در پاراگراف چهارم میتونم این خبر خوب رو به شما بدم که این فقط تنها نوع احراز هویت دو مرحله‌ای نیست. شما می‌تونید از اپلیکشن‌های مانند Google Authenticator استفاده کنید. اما شدید پیشنهاد می‌کنم که زمانی که از این Google Authenticator استفاده می‌کنید. حتما از کد تایید اولیه، یک بکاپ تهیه کنید. چون ممکنه به هر دلیلی گوشی شما نابود بشه و اون مرحله دوم به باد فنا بره. منظور تهیه یک اسکرینشات از چیزی هست در زیر میبنید.منظورم تهیه یک اسکرین شات از این تصویر نیست البته برید از مال خودتون عکس بگیرید.اما در این پاراگراف پنجم باید بگم که گوگل برای سرویس خودش علاوه بر این دو مورد ذکر شده در بالا یک روش دیگری هم داره به اسم Google prompt که از نظر شخص شخیص بنده بهتر از روش ذکر شده در بالا هست. در پاراگراف یکی مونده به آخر هم باید بگم که موارد ذکر شده در بالا تنها راه‌های موجود نیست و برای مثال اپلیکیشن‌های مشابه Google Authenticator وجود داره و میتونید از اونها استفاده کنید و یا روش‌های مختلف دیگری مثل قفل سخت افزار و غیره هم وجود داره که اگر خواستید می‌تونید یک جستجو کنید و در موردش بخونید.در کل هدف اصلی من از نوشتن این پست وبلاگ این بود که بگم احراز هویت دو مرحله‌ای با پیامک آن طوری که شما فکر می‌کنید امن نیست، حال صلاح مملکت خویش خسروان دادنند.</description>
                <category>پیام صادری</category>
                <author>پیام صادری</author>
                <pubDate>Fri, 04 Jan 2019 09:28:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینه سیاهی که دیگر چندان هم سیاه نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@saderi/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%DA%86%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-k6veqoertqjo</link>
                <description>بالاخره بعد از مدتی وقفه و کش و قوس تمام اپیزودهای سریال آینه سیاه رو دیدم و تمام شد. اگر به عنوان تفریح و سرگرمی سریال نگاه می‌کنید و تا حالا «آینه سیاه» رو ندیدید،‌ پیشنهاد می‌کنم دور دیدن این سریال به عنوان یک تفریح رو خط بکشید. آینه سیاه سریالی هست که به شدت ذهن انسان رو درگیر می‌کنه و ممکنه حتی مثل من و نسرین نتونید کل سریال رو با روال عادی (یک اپیزود در هر روز) تماشا کنید.در اکثر نوشته‌های موجود در اینترنت  گفته شده که این مجموعه نقدی هست بر نحوه استفاده انسان از تکنولوژی، اما به نظر من فصل اول سریال و به طور مشخص اپیزود اول، بحث بر سر تاثیر رسانه بر جامعه هست. قسمت دوم باز هم تکنولوژی چندان نقد نمیشه، بلکه این جامعه و نحوه رفتار مردم در شبکه‌های اجتماعی هست که نقد میشه. اما قسمت سوم و آخرین قسمت فصل اول واقعا در نقد تکنولوژی هست. تکنولوژی که شاید به نظر بیاد در آینده دور دست ممکنه محقق بشه ولی اگر کمی تامل کنیم می‌بینیم که در حال حاضر با وجود شبکه‌های اجتماعی و گوشی‌های هوشمند و ... واقعا در حال رخدادن هست.فصل دوم و سوم هم نه فقط نقد تکنولوژی بلکه بیشتر تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر روی انسان‌ها رو هدف قرار داده.آآآآما چرا دیگر این آینه سیاه دیگر چندان سیاه نیست.دو فصل اول سریال که توسط Channel 4 ساخته و پخش شد واقعا عالی بودند، ولی میشه گفت از وقتی Netflix مالکیت و پخش رو به دست گرفت و فصل سوم رو کلید زد، شیب سقوط سریال آغاز شد. اولین حرکت اشتباه افزایش تعداد اپیزود‌ها بود و همین باعث شد که ایپزودهایی بی معنی مثل San Junipero و Playtest به این فصل اضافه بشوند که نه نقد تکنولوژی حساب می‌شدند و نه نقد چیزهای دیگه. بلکه داستانی صرفا علمی تخیلی هستند.فصل چهارم هم چندان چیز جدید نداشت و اپیزودها صرفا داستان‌هایی علمی تخیلی و گاهی علمی تخیلی جنایی بودند. در کل به نظرم خلاقیت جناب چارلی بروکر ته کشیده. یا فشاری که netflix بهش آورد برای تولید اپیزود‌های بیشتر باعث شد که ایشون هم آب رو ببنده به این مجموعه.همون طور که در ابتدا گفتم اگر برای تفریح و وقت گذارانی می‌خواهید سریال ببنید اصلا و به هیچ وجه دیدن « آینه سیاه » رو پیشنهاد نمی‌کنم. حداقل دو فصل اول، ولی باقی فصل‌ها چندان درگیر کننده و خفن نیست.</description>
                <category>پیام صادری</category>
                <author>پیام صادری</author>
                <pubDate>Sat, 25 Aug 2018 16:32:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان کوتاه: استتار</title>
                <link>https://virgool.io/@saderi/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D8%B1-xvyadp6p3cni</link>
                <description>اولین روزی که فهمیدیم که اهالی سیاره زمین می‌توانند اسباب بازی‌های خودشان رو از محدود سیاره‌شان   بیرون بفرستند، یک جلسه اضطراری تشکیل شد. پروژه‌های زیادی پیشنهاد شد. از نابود کردن آنچه به سمت ما می‌آمد تا حمله به زیرساخت‌های فضایی زمینی‌ها. اما در نهایت پروژه‌ای تایید شد که باعث شد من و یک تیم به صورت مخفیانه به زمین بیاییم تا از سیاره خودمون حفاظت کنیم. چون اطمینان داشتیم که اگر زمینی‌ها پی ببرند که سیاره ما چقدر غنی و سودمند هست حتما تمام تلاششان را می‌کند تا به سیاره ما دست پیدا کنند و حتما بلایی که سر سیاره خودشون آوردند رو سر سیاره ما هم می‌آوردند.هدف تیم ساده بود، ما باید کاری می‌کردیم که سیاره ما بی‌مصرف و به درد نخور به نظر بیایید. برای این کار به شکل و شمایل انسان به سازمانها و سیستمهای فضایی اونها نفوذ کردیم. اولین گام ما، کند کردن روند برنامه‌ها فضایی بود، پس با یک سری جا‌به‌جایی داده‌ها و کارهای دیگه، برخی پروژها رو ناکام گذاشتیم و یا غیرممکن جلوه دادیم. گام بعدی رصد و تغییر اطلاعات تمام پروژه‌هایی فضایی بود که ممکن بود به نحوی اطلاعات اونها واقعیت را در مورد سیاره ما آشکار کند. حرکت بعدی این بود که اطلاعات کاملی در مورد تجهیزاتی که به سمت سیاره ما پرتاب می‌شد را برای ساکنین ارسال می‌کردیم. در اونجا یک تیم قبل از این که این اسباب بازی‌ها به مدار سیاره ما برسند اونها رو شکار می‌کردند و بعد با ارسال سیگنال‌های جعلی کاری می‌کردند که زمینی‌ها فکر کنند ساخته دست اونها درست کار می‌کند و به درستی روی سیار ما فرود آمده، بعد هم با ارسال اطلاعات جعلی مدتی سرگرم می‌شدند. البته در مواردی هم بنا به تشخیص تیم بعضی از این‌ها مثلا سقوط می‌کردند یا مثلا از کار می‌افتادند.الان یک موزه در سیاره من هست که بقایایی این تجهیزات به نمایش گذاشته شده به اسم موزه حفاظت از مریخداستان کوتاه بالا رو حدود ۴ سال پیش در وبلاگ خودم منتشر کرده بودم. برای بازنشر در ویرگول کمی ویرایش کردم. البته در اون زمان هنوز ایلان ماسک و پروژه Spacex رو نمی‌شناختم وگرنه اون رو هم به نحوی وارد داستان می‌کردم :)) </description>
                <category>پیام صادری</category>
                <author>پیام صادری</author>
                <pubDate>Sat, 17 Mar 2018 22:37:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا Black Panther اولین فیلم ابرقهرمان در مورد سیاه پوستان است ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@saderi/black-panther-toykizkjxrsw</link>
                <description>شاید اگر اسیر تبلیغات فراوان و خفه‌کننده رسانه‌ای باشیم در وحله اول باید بگوییم که بله فیلم پلنگ سیاه اولین فیلم در مورد سیاه پوستان هست. اما اگر کمی بررسی کنیم به ابرقهرمان‌هایی برخورد می‌کنیم که قبل از پلنگ سیاه در پرده سینما‌ها ظاهر شده بودند. برای مثال:هنکاک ( Hancock ): یک ابرقهرمان سرخورده بود که کم کم در طول فیلم با شخصیتش و گذشتش آشنا شدیم. بازی خوب ویل اسمیت و داستان متفاوت در مورد ابرقهرمان نه چندان محبوب، چیز خوبی از آب در آمده بود. البته فیلم آنچنان که سازندگانش انتظار داشتند موفق نبود.تیغ ( Blade ): این یکی نه یک ابرقهرمان عادی! بلکه یک ابرقهرمان خون‌آشام بود که کارش و هدف اصلیش شکار خون آشام‌ها بود. نسخه اول فیلم با استقبال خوبی روبرو شد و به همین دلیل بود که دو نسخه دیگر هم در ادامه آن ساخته شد.این لیست چندان کوتاه نیست. پس اگر خواستید می‌تونید ادامه اون رو در لینک زیر ببنید.https://screenrant.com/black-superhero-movies-before-black-panther/در اکثر این فیلم‌ها فقط بازیگر اصلی سیاه‌پوست بود و اصلا اشاره‌ای به اصل و نسب این شخصیت ابرقهرمان‌ها نمی‌شد، یا اگر هم می‌شد هیچ ارتباطی با آفریقا نداشت. اما موضوع در Black Panther کاملا متفاوت است. همه چیز و همه چیز و تکرار می‌کنم همه چیز به آفریقا و سیاه پوستان مربوط می‌شود. محل زندگی ابرقهرمانِ فیلم کشوری خیالی است در قاره آفریقا به نام وکاندا است، لباس‌هایی که شخصیت‌های فیلم بر تن دارند برگرفته از فرهنگ کشورهای قاره آفریقا هست و می‌شود گفت خط داستانی فیلم هم مربوط مشکلات جامعه سیاه‌پوستان هست. حتی لهجه انگلیسی شخصیت اصلی فیلم و تعداد زیادی از شخصیت‌های دیگر هم آفریقایی هست و حتی گاهی دیالوگ‌های غیر انگلیسی (یک زبان بومی آفریقایی) بین آنها رد و بدل می‌شود. اما به نظر من تفاوت اصلی و سر و صدای اصلی که این فیلم به پا کرد، خط داستانی فیلم بود. در این فیلم فقط یک ابرقهرمان سیاه پوست دنیا را از شر آدم‌های بد نجات نمی‌دهد. بلکه در طی فیلم می‌بینم که سیاپوستان زیادی در کنار یک دیگر در برابر شر ایستادگی می‌کنند. در واقع بر خلاف آن چیزی که همیشه هالیود نمایش داده این بار در این فیلم این سیاه پوستان هستند که کشوری بسیار پیشرفته و غنی دارند و در حال نجات دنیا هستند.شاید پیش از نمایش فیلم Black Panther کودکان سیاه پوستی بودند که دوست داشتن لباس کاپیتان آمریکا یا Iron-Man بپوشند، ولی فکر می‌کنم بعد از این کودکان سفید پوست زیادی خواهد بود که دوست دارند لباس پلنگ سیاه را بر تن کنند.پس ‌می‌توان گفت که Black Panther یک فیلم کامل و تمام عیار در مورد سیاه پوستان است.</description>
                <category>پیام صادری</category>
                <author>پیام صادری</author>
                <pubDate>Fri, 02 Mar 2018 23:39:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا زامبی نباشید. (باز نشر)</title>
                <link>https://virgool.io/@saderi/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%B2%D8%A7%D9%85%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B4%D8%B1-qs3dzuqvisrv</link>
                <description>در عصری زندگی میکنیم که شرکت های بزرگ محصولات موازی زیادی تولید میکنند. مثل مایکروسافت، اپل، گوگل و خیلی های دیگه. بسته به زمینه کاری و یا علایق شخصی، ما یکی از این‌ها رو به عنوان گزینه اصلی استفاده میکنیم. حالا شاید به صورت ترکیبی هم استفاده بکنیم، ولی همیشه به یکی از این محصولات تعلق خاطر بیشتری داریم.توجه: این مطلب رو سه سال پیش توی وبلاگ خودم منتشر کرده بودم. دیدم بهتره اینجا هم مجدد بازنشر بشهچرا تعلق خاطر بیشتری داریم ؟چون بهتر از بقیه برای ما کار می‌کنند ؟چون ظاهرش رو دوست داریم ؟چون استفاده از اون محصول کلاس بیشتری داره ؟و هزاران دلیل دیگهاما این تعلق خاطر یا همون ارادت، ممکنه بعضی مواقع بیشتر بشه و بدون تفکر ما رو دنبال خودش بکشه و ما بشیم زامبی.اما متعصب یا زامبی کیست ؟ در ویکی پدیا این بخش توجه من رو جلب کرد :تعصب یک باور یا رفتار است که با حرارت بی‌چون و چرا، به ویژه برای اهداف سیاسی یا دینی یا در برخی موارد ورزشی، یا با شور و شوق وسواسی برای تفریح یا سرگرمی انجام شود. فیلسوف جرج سانتایانا تعصب را اینچنین تعریف کرده‌است: «تلاش خود را مضاعف‌کردن وقتی هدف را فراموش کرده‌اید». به باور وینستون چرچیل، «متعصب کسی است که نمی‌تواند نظر خود را تغییر دهد یا موضوع را عوض کند». با هر دو تعریف، معتصب، استانداردهای بسیار سخت و سفت و آستانه تحمل پایین برای آرا و نظرهای مخالف دارد.افراد متعصب یا همون زامبی ها فکر نمی‌کنند، برای مثال همین چند وقت پیش بعد از انتشار مجله سلام دنیا به دلیل استفاده از ایندیزاین برای صفحه بندی واکنشهای بسیار بد و زامبی واری رو شاهد بودیم. مجله یعنی محتوا و اگر قرار هست چیزی نقد شود اول باید محتوا نقد شود نه دستگاه چاپیا مثلا برخورد زامبی وار بعضی از دوستان در جلسات لاگ نسبت به شخصی که داره از محصولات اپل استفاده میکنه.اما منشاء این نوع برخوردها کجاست ؟به نظر من منبع این برخوردهای زامبی وار شاخ و شونه کشیدن بزرگان این سیستم هست، وقتی استیو جابز در سخنرانی خودش میگه ویندوز یک کپی از مک بود و یا در زمان مرگ استیو جابز جناب ریچارد استالمن حرف هایی میزنه که کلی جنجال به پا میکنه. و خیلی موارد دیگه که الان حضور ذهن ندارمهمین حرف‌ها و گفته‌ها به لایه‌های پایین منتقل میشه و در لایه‌های پایین، کاربران بدون توجه به این که اینها حرکت‌های تبلیغاتی هست و فقط جهت جلب توجه و شوی تبلیغاتی بود. تبدیل میشه به حرکت‌های زامبی وار.به عنوان یک مصرف کننده من فقط می‌تونم از چیزی که استفاده میکنم دفاع کنم و بگم چرا و به چه دلیل از اون استفاده میکنم. همه نرم افزارها یک ابزار هستند. ویندوز، لینوکس، اپل و . . . هم سیستم عامل هستن و تعصب استفاده از اون برای من قابل درک نیست. ابزار نیازی به تعصب نداره. مثل اینکه بگی من از انبردست استفاده می‌کنم و همه اون افرادی که دارن از آچار فرانسه استفاده میکنن خر هستناما فلسفه موضوعش فرق میکنه. شاید یکی از اپل استفاده میکنه ولی خیلی خیلی بیشتر از من که دارم از لینوکس استفاده میکنم فلسفه آزادی و نرم افزار آزاد رو درک کرده و به جامعه نرم افزار آزاد کمک کرده. جامعه نرم افزار آزاد، نه جامعه استفاده کنندگان از لینوکسهمین بحث استفاده از «گنو/لینوکس» به جای «لینوکس» برمیگرده به اختلافات بالا دستی میان ریچارت استالمن و لینوس توروالدز. و هزاران مورد از این موارد که محدود فقط به برخورد یک شرکت با یک شرکت دیگه نمیشه. مثل اختلافات بین استیو جابز با استیو وازنیاک.نمیخوام نتیجه‌گیری خاصی بکنم. اما چند خواهش دوستانه دارمبه ابزار با دید فلسفه نگاه نکنید.فلسفه رو با تعصب قاطی نکنید.به هیچ چیز تعصب نداشته باشید.لطفا زامبی نباشید.</description>
                <category>پیام صادری</category>
                <author>پیام صادری</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jan 2018 23:36:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جاده یک طرفه سرویس‌های ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@saderi/%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B7%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-lnvvvtpqteoy</link>
                <description>به هر دلیلی ممکن هست که شما دیگر نخواهید که از یک سرویس اینترنتی استفاده کنید. وارد اکانت خودتان در سرویس مورد نظر می‌شوید. در قسمت تنظیمات و یا جایی دیگر داخل پروفایل خودتان می‌توانید لینک یا دستور العملی را برای پاک کردن یا مسدود کردن حساب خودتان پیدا کنید.حساب خودتان را می‌بندید و تمام. البته برخی سرویس‌ها برای پاک کردن اطلاعات شما شرط و شروطی هم می‌گذارند یا ممکن است سرویس مورد نظر اطلاعات حساب شما را فقط از دید شما و دیگر کاربران مخفی کند ولی در پشت صحنه بتواند به آنها دسترسی داشته باشد. ولی به هر حال اکانت شما پاک می‌شود، البته تا جایی که شما و دیگران نتوانید ببینید.البته در ایام قدیم به این راحتی هم نبود. مثلا در اوایل فیس‌بوک هفت خانی برای پاک اکانت شما داشت که اگر رخش رستم را داشتید می‌توانستید اکانت خودتان را پاک کنید. اما الان این موضوع و برخی موارد دیگر تبدیل به یک استاندارد شده‌اند. برای مثال اگر سرویس شما یک شبکه اجتماعی باشد و در صورتی که بخواهید اپلیکیشن خودتان را در app store ثبت کنید. باید استانداردهایی را رعایت کنید. برای مثال برای هر پست باید به صورت جداگانه امکان گزارش خطا (report) داشته باشید.اما امان از وقتی که بخواهید از یک سرویس ایرانی خداحافظی کنید. معمولا لینک یا دستور العملی وجود ندارد. تنها راه ممکن ایمیل هست. البته اااااااگر جواب شما را بدهند. و حتی اگر جواب هم بدهند ممکن است اکانت شما را پاک نکنند و یا اگر گفتند پاک می‌شود، همچنان به ارسال اسپم ادامه دهند.حتی سرویس ویرگول هم که الان شما در اون دارید مطلب رو می‌خوانید هم همچین امکانی نداره و اگر بخواهید اکانت خودتون رو پاک کنید. باید ایمیل بزنید و امیدوار باشید که پاک بشه.دلیل این موضوع چیزی نیست جز نبود استانداردها و عدم رعایت حداقلی اونها و به نظرم حتی اگر هم دستور العملی برای استاندارد سازی وجود داشت، بعید بود کسی اجرا کند. مگر اینکه اجبار یا زوری بالای سر کسی باشد.برای مثال الان وقتی می‌خواهیم درگاه پرداخت داشته باشیم نیاز به نماد داریم و برای گرفتن نماد حتما یک چک لیست را باید رعایت کنیم. حتی به صورت موقت، چرا ؟ چون نیاز داریم. اما راه چاره چیست و چه می‌توان کرد ؟پیشنهاد من راه اندازی جشنواره وب معکوس هست. الان جشنواره وب مثل هر سال در حال برگزاری هست و مثل هر سال دوستان دور هم جمع میشن به همدیگه جایزه و تندیس میدن و از همدیگه تعریف و تمجدید می‌کنند. اما جشنواره وب معکوس به این صورت عمل بکنه که هر ساله در موضوعات مختلف بدترین سرویس‌ها رو معرفی کنه. و ایرادات اونها رو بیان کنه. و تندیس بهشون بده. مثلا تندیس بدترین uxالبته اگر سرویس مشکلات رو برطرف کرد، ممکنه تندیس پس گرفته بشه :)))</description>
                <category>پیام صادری</category>
                <author>پیام صادری</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jan 2018 02:08:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی چند کانال یوتیوب برای دوستداران فیلم</title>
                <link>https://virgool.io/@saderi/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84-%DB%8C%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-gsj3j429gw0n</link>
                <description>فیلم دیدن یکی از تفریحات اصلی من و نسرین هست. اما امروز نمیخوام فیلم معرفی کنم. بلکه می‌خوام کانال‌های یوتیوبی رو معرفی کنم که ممکنه برای شما که مثل ما طرفدار فیلم دیدن هستید جذاب باشه.کانال WatchMojo این کانال ۱۰ گزینه برتر در موضوعات مختلف تو دسته‌بندی‌های: فیلم، سریال تلویزیونی، موسیقی، بازی‌های کامپیوتری رو معرفی میکنه. منظورم از موضوعات هم هرچیزی که تو دسته بندی بالا و قابل رتبه بندی باشه. مثلا ۱۰ ابرقهرمان برتر کیمک‌‌ها، ۱۰ صحنه برتر هنرهای زرمی در فیلم، برترین گیتاریست تاریخ موسیقی یا قوی‌ترین غول بازی‌های کامپیوتری و غیره و غیره.برای انتخاب این لیست‌ها هم تقررررریبا دلایل منطقی دارن که تا حدودی میتونه شما رو قانع بکنه.این کانال با انتشار حداقل ۵ ویدئو در روز، حدود ۱۹ میلیون مشترک داره و در مجموع نمایش کل ویدئوهای این کانال داره به رقم ۱۰ میلیارد نزدیک میشه.کانال ScreenRantاگر می‌خواهید چیزهای حاشیه‌ای و اطلاعات بیشتری در مورد یک فیلم رو بدونید یکی از بهترین کانال‌ها ScreenRant هست. از تپق‌های پشت صحنه تا بررسی فکت‌های مربوط به اتفاقات فیلم‌ها و چیزهای دیگه‌ای که ممکنه به هر صورت به فیلم مربوط باشه.این کانال هم با انتشار ویدئوهاش تا الان بیشتر از ۴ میلیون مشترک داره ومجموع نمایش کل ویدئوهای اون هم به رقم یک و نیم میلیارد نزدیک شده.کانال How It Should Have Endedاگر از پایان یک فیلم و یا برخی اتفاقات مهم داخلش زیاد خوشتون نیومده، می‌تونید به این کانال سربزنید. ممکنه پایان دلخواه شما اینجا ساخته شده باشه، البته به صورت انیمیشن.وقتی از روی کتاب‌ها، افسانه‌ها و یا کمیک‌ها فیلمی ساخته میشه، گاهی اوقات به دلایل مختلف داستان اصلی رو تغییر میدن یا پایان متفاوتی براش میسازند. این کانال و گردانندگان اون سعی دارن که این موارد رو اصلاح کنند. البته همیشه هم سراغ این جور موارد نمیرن و گاهی چیزی رو که خودشون دوست دارن رو میسازند.این کانال هم تا بیش از ۷ میلیون مشترک داره و مجموع نمایش کل ویدئوهاش با رقم ۲ میلیارد فاصله زیادی نداره.کانال Science vs Cinemaاین یکی از بهترین‌های این لیست هست. جناب اندی ورهال، استاد اخترفیزیک دانشگاه کالیفورنیا، از قضای روزگار به سینما هم علاقه شدیدی داره و همین باعث شده که با همکاری چند نفر دیگه کانال SCIENCE VS. CINEMA رو راه اندازی کنه و به بررسی علمی اتفاقات داخل فیلم ها بپردازه. همون طور هم که انتظار میره بیشتر در مورد فیلم‌های علمی‌تخیلی ویدئو تولید میکنه.یکی از بهترین ویدئوهای این کانال هم بررسی فیلم arrival هست. اگر فیلم رو دیدید حتما پیشنهاد می‌کنم ویدئوی این کانال رو هم در مورد این فیلم ببینید.</description>
                <category>پیام صادری</category>
                <author>پیام صادری</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jan 2018 12:53:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گنجشک‌هایی که جیک جیک می‌کنند یا زنبورهایی که نیش میزنند</title>
                <link>https://virgool.io/@saderi/%DA%AF%D9%86%D8%AC%D8%B4%DA%A9%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AC%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%DB%8C%DA%A9-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B4-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-kehwhaggdwny</link>
                <description>از طریق توییتر متوجه کانال تلگرامی شدم که به صورت جالب توسط تولید ویدئوهای کوتاه نکات ریاضی یاد میده. با نسرین چند تا از ویدئوها رو نگاه کردیم. شاید در چند ویدئوی اول دیدن این نکات به شکلی که ارائه میشه کمی غیرعادی باشه ولی بعد از چند ویدئو باید اعتراف کرد که تولید کننده روش خوبی رو برای آموزش استفاده کرده. البته این جلب توجه به شکل یک معرفی معمولی نبود. بلکه به شکل  فحش و توهین‌هایی بود که به فرد تولید کننده میدادن. این فرد هر کسی هست و هر روشی که داره به هر حال عده‌ای ازش دارن سود می‌برند و ریاضی یاد می‌گیرند. اما نحوه برخورد و اعتراضات به روش این فرد واقعا چندش‌آور بود. البته این نحوه برخورد این اواخر در توییتر شدت گرفته و قبلا به این شکل شدید نبود. گاهی اتفاق می‌افتاد ولی زیاد نبود. توییتر یا هر شبکه اجتماعی دیگری که باشه ما ایرانی‌ها تقریبا پرچمدار فحش دادن و بد دهنی هستیم. از الفاض رکیک کوچک و ساده مثل «ریدم» و «شاشیدم» بگیر تا فحش‌های با استاندارد بالای ISO9001 البته خود من هم داخل همین جمع هستم و گاهی از این الفاض استفاده کردم و همین حالا بابت تمامی اونها عذرخواهی می‌کنم و قول می‌دهم که دیگه هیچ وقت بیانشون نکنم.البته این نحوه بیان اعتراض چیزی نیست که فقط در داخل شبکه‌های اجتماعی باشه و تقریبا در زندگی واقعی هم با این نحوه برخورد کم و بیش آشنا هستیم. اما شدتش در شبکه‌های اجتماعی خیلی بیشتر هست. شاید دلیل این شدت بالا، حس امنیتی باشه که در شبکه‌های اجتماعی داریم. فاصله و دیوار مونیتور و صفحه گوشی حس امنیتی به ما میده، که طرف مقابل الان ما رو نمی‌بینه و حتی شاید نمیدونه ما کی هستیم، پس با خیال راحت فحش میدیم و رد میشیم.آیا اگر این دیوار شیشه‌ای و قابل اطمینان نبود باز هم این فحش رو میدادیم؟ اگر در همون لحظه به طرز معجزه آسایی زنگ در خونه رو بزنن و همون فرد پشت در باشه واقعا همون حرف‌هایی که توی توییتر در حال تایپش بودیم رو بهش می‌گیم؟آیا این شخیصت واقعی ما هست که توییت میکنه ؟ یا نه اون چیزی هست که میخواهیم باشیم ولی در دنیای واقعی امکان پذیر نیست ؟کلا این موضوع و نحوه برخورد جامعه من رو یاد قسمت ششم از فصل سوم سریال آینه سیاه میندازه که دقیقا به موضوع می پردازه. پیشنهاد می‌کنم حتما ببنید. https://en.wikipedia.org/wiki/Black_Mirror </description>
                <category>پیام صادری</category>
                <author>پیام صادری</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jan 2018 12:24:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برکینگ بد</title>
                <link>https://virgool.io/@saderi/%D8%A8%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%AF-fzut6ijvuh97</link>
                <description>ده سال پیش در چنین روزهایی سریال برکینگ بد شروع شد. سریالی که فکر نکنم در ژانر خودش هیچ وقت   کسی بتونه به گرد پاش برسه. شاید بشه گفت که داستان برکینگ بد تا حدودی از پدرخوانده الهام گرفته. در پدرخوانده می‌بینیم برادر کوچکتر که هیچ علاقه‌ای به اداره خانواده نداره، چطور تبدیل به یکی از بیرحمترین سرکرده‌های مافیا میشه. اما در برکینگ بد به دلیل طولانی بودن داستان ما با جزئیات بیشتری شاهد این دگردیسی هستیم. معلم شیمی ورشکسته بی دست و پایی که تبدیل به تولید کننده و قاچاقچی مواد مخدر میشه.کسی که در ابتدا برای بقا می‌جنگید ولی کم کم میبنیم که از این کشت و کشتار لذت می‌بره، و حتی در مواقعی برخی جنایت‌ها رو فقط برای این انجام میده که به قول دوستان اچیومنتش آنلاک بشه.دیدن کلیپ زیر رو برای دوستانی که سریال رو دیدن پیشنهاد می‌کنم. مونتاژ زیبایی هست به همراه ریمیکسی از موزیک time فیلم interstellar https://youtu.be/FveFmShXoREدوستانی هم که هنوز سریال رو ندید امیدوارم که وقتش رو داشته باشید تا بتونید ببنید. https://www.youtube.com/watch?time_continue=4&amp;v=FveFmShXoRE برای جزئیات بیشتر هم میتونید به صفحه ویکی پدیا سریال سری بزنید https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%86%DA%AF_%D8%A8%D8%AF </description>
                <category>پیام صادری</category>
                <author>پیام صادری</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jan 2018 11:09:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سازی مخالف بر چالش سی روزه وبلاگ نویسی اخیر</title>
                <link>https://virgool.io/@saderi/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D8%A8%D8%B1-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-rugbf3u9ur0s</link>
                <description>چند روز قبل، بعد از یک سال توقف وبلاگ نویسی دوباره وبلاگ نویسی رو شروع کردم. در مجموع تا الان دو پست نوشتم که به طور متوسط با بازخوانی و اصلاح اشکالات انشایی و املایی حدود ۳۰ الی ۴۰ دقیقه طول کشید. یک از پست‌ها تقریبا نقد مانندی بود در مورد سریالی که دیده بودم و پست دوم هم نظر و عقیده خودم در مورد بخشی از مباحث مطرح شده در مورد پیام رسان داخلی بود. تقریبا بعد از نوشتن هر دو پست با چند باری که برگشتم و نوشته خودم رو خواندم با خودم می‌گفتم کاش این رو هم اضافه می‌کردم یا کاش این جوری می‌نوشتم. حتی در مورد پس دوم چند ساعت بعد از ارسال، تیتر رو عوض کردم و حتی دیدم که نوشته من باعث کج فهمی‌هایی شده که بهش فکر نکرده بودم.اما بعد از مقدمه بریم سراغ چالش سی روزه وبلاگ نویسی و ساز مخالف من. به نظرم زمان کوتاه سی روزه و اجبار نوشتن روزانه باعث میشه که کلی مطالب سطحی و تقریبا کم ارزش تولید بشه، ممکنه شما بگید که احتمال داره داخل همین مطالب سطحی، چند تایی هم چیز درست و حسابی پیدا بشه و همین قابل قبول است. اما به نظر من به جای اجرای زمان فشرده سی روزه و تولید حجم عظیم مطلب بهتر بود راه و روش دیگری برای این موضوع در نظر گرفته میشد.شاید گفته بشه که همین سی روزه نوشتن تمرینی میشه برای یادگرفتن وبلاگ نویسی. اینکه چطور برای نوشتن دنبال موضوع باشیم و چطور شروع کنیم و ادامه بدیم و به اصطلاح مطلب رو ببندیم. اما حسی که از سی روز نوشتن دارم، مثل حس آموزش نظامی اولیه هست که در خدمت سربازی وجود داره. همه چیز به صورت خشن، سخت و تکرار و تکرار هست. قطعا در پایان دوره آموزش از نظر آمادگی جسمانی کمی ورزیده تر شده‌ایم. اما این ورزیدگی چقدر قرار هست مفید باشد؟به نظرم بهتر هست چالش بعدی به جای فشردگی زمانی روی موارد دیگری مثل عمق مطلب یا تاکید روی موضوعی خاص باشه.پی ‌نوشت: این پست هم مثل دو پست قبلی چندان پخته و کامل نیست و حتی الان که دارم تمومش می‌کنم میبنیم چیزهایی هست که میتونم اضافه کنم ولی وقتش رو ندارم :)</description>
                <category>پیام صادری</category>
                <author>پیام صادری</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jan 2018 00:29:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا امنیت پیام رسان داخلی مهم است ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@saderi/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-sakr5zygwuxo</link>
                <description>تلگرام فیلتر شد و بعد از مدتی رفع فیلتر شد. چه قبل از این موضوع و چه در زمان فیلتر بودن تلگرام بحثی مطرح بود به نام پیام رسان داخلی. سالها هست که عده‌ای (کاری با جناح سیاسی ندارم) در تلاش هستند تا یک پیام رسان داخلی مناسب راه اندازی کنند.همیشه سوالی در این مورد مطرح می‌شود این هست که آیا پیام رسان داخلی هم به اندازه تلگرام امن هست یا نه؟اگر مخاطب این سوال مردم عادی هستند که از تلگرام برای مکالمات روزمره و حال و احوال فک و فامیل یا فرستادن عکس سلفی دوستانه و غیره ازش استفاده میکنند، باید بگم که بله امن هست. در واقع برای قشر خیلی زیادی از جامعه این بحث امنیت یک گزینه هست که در ته ته جدول قرار داره و حتی ممکنه اهمیت نداشته باشه.از مصرف کننده عادی که عبور کنیم می‌رسیم به افراد خاص (حالا خاص از هر نظر) که به نظر من در حال حاضر هم برای مکالمات مهم خودشون از تلگرام استفاده نمی‌کنند و ایرانی بودن یا نبودن یک پیام رسانی تاثیر چندانی براشون نداره. ولی این افراد هم به دلیل محبوبیت تلگرام برای مکالمات روزانه و عادی از اون استفاده می‌کنند، پس اگر چیزی به غیر از تلگرام، داخل ایران محبوب بشه ممکنه این افراد هم برای مکالمات عادی و روزانه‌ی (مثل: چطوری چی کار میکنی) از همین پیام رسان ایرانی استفاده کنند. پس چرا هنوز یک پیام رسان ایرانی هنوز موفق نشده حداقل سهم کوچکی از بازار رو در دست بگیرد ؟ جواب این سوال خیلی سخت هست و عوامل مختلفی در عدم این موفقیت دخیل هستند، اما می‌توانم با توجه به نوشته و استدلال بالا بگم که بحث امنیت نقش کوچکی دارد.به نظرم به جز مباحث پیاده‌سازی فنی و ظاهری و امکانات، عامل دیگه هم هست که باعث محبوبیت یک سرویس ایرانی میشه. اون عامل مهم گروه یا شرکت ارائه کننده سرویس هست. اگر سرویس ارائه شده توسط فردی یا افرادی پایه گذاری بشه که از نظر جایگاه در شبکه‌های اجتماعی مقبولیت خوبی دارند باعث جذب کاربران اولیه خوبی خواهد شد، و ممکنه همین مقبولیت باعث جذب سلبریتی‌های بیشتری به سرویس بشه و در نتیجه دنبال‌کنندگان این سلبریتی‌ها وارد اون سرویس می‌شود و مثل همیشه میدونیم که اگر یک دانه برف کوچک در سراشیبی درستی باشه تبدیل به بهمن خوبی میشه. </description>
                <category>پیام صادری</category>
                <author>پیام صادری</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jan 2018 16:41:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چیزهای نه چندان عجیب</title>
                <link>https://virgool.io/@saderi/%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-zj0jwhjfnkrp</link>
                <description>بعد از مدتها با نسرین تصمیم گرفتیم که یک سریال ببنیم. دیدن سریال برای من و نسرین کار بسیار خطرناکی هست. چون کنترلی برای متوقف کردن خودمون نداریم و وقتی شروع می‌کنیم تا تمام نشه ادامه میدیم. برای مثلا فصل اول سریال 24 رو دقیقا در ۲۴ ساعت تماشا کردیم و فصل دوم رو در ۲ روز و باقی فصل‌ها رو هم برای نجات جان خودمون از هارد Shit Delete کردیم. در نتیجه سعی می‌کنیم سریالی رو ببنیم که در حال حاضر ساخته میشه و نیازی نیست همه قسمت ها رو یک جا ببینیم و یا داستان سریال به صورتی باشه که به هم پیوسته نباشه. مثل Black Mirror یا Friends.اما بعد از مدت‌ها تصمیم گرفتیم سریال ببینم. سریال Stranger Things چیزی بود نسرین چند جایی در موردش خونده بود و با توجه به اینکه فصل اولش ۸ قسمت بود خطر چندان زیادی تهدیمون نمی‌کرد :))))ممکنه کمی و فقط کمی داستان رو لو بدم پس اگر از جمله افرادی هستید که دوست ندارید قبل از دیدن فیلم داستانش رو بدونید پیشنهاد می‌کنیم قبل از خوندن ادامه مطلب فصل اول رو ببینید.اما بعد از این مقدمه بریم کمی درمورد این سریال صحبت کنیم. نکته اول اینکه، سریال برای من یک حس نوستالژی شدید داشت. داستان سریال چیز خیلی ناب و تازه‌ای نیست و میشه گفت ترکیبی از چندین داستان هست قبلا فیلم و سریالش رو دیدیم یا کتابش رو خوندیم. اما این ترکیب بسیار هوشمندانه و عالی انجام شده، یکی از دلایل موفقیت این ترکیب همون استفاده از عنصر نوستالژی هست.انجام آزمایش‌های عجیب و غریب دولت آمریکا رو افرادی که نیروهای ماورالطبیعه دارن و یا بحث دنیا‌های موازی، چیزی هست اگر نگیم نخ نما هست ولی حداقل میشه گفت یه چیز تکراری هست.اما تعریف کردن داستان در دهه هشتاد باعث شده که نویسنده آزادی عمل بیشتری داشته باشه و اگر زمان وقوع این داستان در زمان کنونی بود قطعا جذابیتی نداشت و حتی بعضی جاها ممکن بود سازندگان رو با مشکلاتی روبرو بکنه.از خود داستان که بیاییم بیرون بازی بازیگرها مخصوصا بازیگران نوجوان فیلم خوب هست و در رتبه اول بازی بازیگر نقش الون (یازده) واقعا عالی هست، ۴ پسر بچه دیگه فیلم هم واقعا عالی بازی کردن. در بین بازیگران بزرگسال هم شخصیت کلانتر و مادر ویل بهترین بازی رو داشتن. اما در برابر تمام چیز‌هایی که در این طرف داستان خوب پرداخته شده بود، بدترین چیزی که در سریال بهش پرداخته شده دو چیز هست: هیولا و دنیای موازی سریال. به نظرم سازندگان سریال از این دو عامل فقط برای جلو بردن داستان استفاده کردن و هیچ پرداخت خوبی روش انجام نشده. هیولا فقط انسان‌ها رو میکشه برای خوردن یا احتمالا چیزی تقریبا مثل فیلم بیگانه برای رشد جنین خودش. اما هیچ چیزی در مورد اینکه چرا دنیای موازی به اون شکل در اومده بیان نمیشه.بعضی اتفاقات فیلم هم خیلی سطحی و بد هست. مثلا کشتن آشپزی که الون رو پیدا کرده و صحنه ‌سازی خودکشی اون اصلا منطقی نیست در حالی که خیلی راحت می‌تونستن بدون کشتن طرف به داستان ادامه بدن.اما باز هم برگردیم به صحنه‌های نوستالژیک و خوب داستان، تعقیب و گریز دوچرخه‌ای واقعا میشه گفت که عالی هست و آدم رو یاد فیلم E.T میندازه و حتی منتظر بودم که با دوچرخه پرواز کنن که نشد. یا بخش‌های استفاده از واکی تاکی خیلی لذت بخش هست.یکی از نوستالژی‌های خوب دیگه موسیقی فیلم هست استفاده از سینث‌سایزر شما رو یاد فیلم بلیدرانر و آهنگ‌های ونجلیز خواهد انداخت. راستی، پیشنهاد می‌کنم بعد از دیدن سریال اگر از کاربران اسپاتیفای هستید آلبومش رو اونجا باز کنید و گوش کنید و چیزهای عجیبی که توی خود اسپاتیفای می‌افته رو هم ببنید.در کل صرف کردن ۸ ساعت برای دیدن این فصل اول توصیه میشه. اما باید بگم که اگر طرفدار پروپاقرص داستان‌ها و فیلم Si-Fi و فانتزی هستید چیزی جز یک حس نوستالژیک گیرتون نخواهد آمد.</description>
                <category>پیام صادری</category>
                <author>پیام صادری</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jan 2018 21:47:59 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>