<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سعیده جلالیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@saede0ja</link>
        <description>سلام سعیده جلالیان هستم. قبلا کارم فقط ترجمه بود. اما از سال 97 به دنیای تولید محتوا و فضای وب پا گذاشتم و همچنان در حال کشف آن هستم. خوشحالم که در این سفر جذاب من را همراهی می کنید :)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:08:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/42450/avatar/zBIyK7.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سعیده جلالیان</title>
            <link>https://virgool.io/@saede0ja</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تجربهٔ واقعی من از اولین هفتهٔ دورهٔ تولید محتوا</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%D9%94-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87%D9%94-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-yjavcmgmionf</link>
                <description>امروز ۲۹ آبان ۱۴۰۴ هست؛ دقیقاً یک هفته از شروع دورهٔ تجربه‌آموزی محتوا می‌گذره و راستش رو بخواید، این چند روز برای من یکی از لذت‌بخش‌ترین هفته‌های امسال بود.دیشب اولین جلسهٔ دورهمی رو با بچه‌های دوره توی فضای گوگل میت برگزار کردیم و همون‌جا، وقتی انرژی و انگیزهٔ بچه‌ها رو دیدم، با خودم گفتم: «این هفته چقدر زود گذشت و چه اتفاق‌های خوبی در همین چند روز افتاد.»برای همین تصمیم گرفتم بیام اینجا و بهتون بگم این دوره دقیقاً چیه و ما داریم اینجا چیکار می‌کنیم. پس با من همراه باشید.اولین یادگاری از جلسه دورهمی دوره تولید محتوادورهٔ تجربه‌آموزی محتوا دقیقاً چیه؟قبل از اینکه از خودم و بچه‌ها بگم، بد نیست سراغ کلیات این دوره بریم. من خودم تولید محتوا رو از سال ۹۷ به شکل تجربی و کارآموزی یاد گرفتم. این‌طور شد که تصمیم گرفتم هرچی توی این سال‌ها یاد گرفتم رو به همون صورت تجربی، تسهیل‌گری و البته کاملاً رایگان به بقیه آموزش بدم.اساس این دوره آموزش‌های زیر هستن:درس‌های سایت متمم که احتمال می‌دم بشناسیدش؛ویدئوهای آموزشی و وبینارهایی که خودم شرکت کردم؛کتاب‌های آموزشی حوزهٔ محتوا و مهارت‌های نرم؛و مهم‌تر از همه روزانه‌نویسی برای تمرین واقعی نوشتن.دورهٔ تجربه‌آموزی محتوا قراره ۳ ماه طول بکشه و بچه‌ها در طول این مدت قراره با ۵ ساعت تمرین روزانه، الفبای تولید محتوا رو یاد بگیرن تا به امید خدا وارد بازار کار بشن و کسب درآمدی داشته باشن.ترس از آموزش تولید محتوا که قبل از شروع دوره همراهم بودقبل از شروع دوره بی‌نهایت ترس داشتم. از اینکه نتونم اون چیزی که باید رو به بچه‌ها آموزش بدم. یک جورایی ترسم از جنس کمبود اعتمادبه‌نفس بود. وقتی عمیق‌تر به این ترس نگاه کردم، دیدم سال‌هاست دارمش و باید یک جایی توی دل این ترس برم و باهاش مواجه بشم.دورهٔ تجربه‌آموزی محتوا دقیقاً همین شرایط رو واسم مهیا کرد تا با این ترس روبه‌رو بشم. تقریباً می‌تونم بگم هر روز و قبل از شروع دوره، داشتم روی خودم و این ترس کار می‌کردم.دائم به خودم یادآوری می‌کردم که:«سعیده، تو هدفت آموزش از جنس انتقال تجربه هست و قطعاً این اتفاق می‌افته. بالاخره سال‌هاست داری کار تولید محتوا انجام می‌دی و اگر فقط و فقط یک پیام کوچیک آموزشی به بچه‌های دوره برسونی، هم به هدفت رسیدی. پس نترس و ادامه بده.»معرفی میکنم: خودم هستم، سعیده جلالیان :)هفتهٔ اول دوره؛ سخت، پرفشار، اما شیرین گذشتحالا که یک هفته از شروع دورهٔ تولید محتوا گذشته، می‌بینم واقعاً اتفاق ترسناکی نبود. اتفاقاً برعکس، کلی واسم لذت داشت. نمی‌خوام بگم اذیت نشدم، چرا شدم؛ واقعاً توی این یک هفته تحت فشار مضاعف کار کردم.چون باید هم‌زمان هم پروژه‌های خودم رو پیش می‌بردم و هم برای آموزش بچه‌ها وقت می‌ذاشتم. بعضی روزها شاید در نهایت ۴–۵ ساعت می‌خوابیدم و شب‌ها از شدت خستگی بیهوش می‌شدم.اما دیدید بعضی اذیت شدن‌ها شیرینه؟ مثل پدر و مادری که سختی بچه‌دار شدن رو به جون می‌خرن چون در نهایت می‌دونن اون بچه قراره یک نور به زندگی‌شون بده.من هم سختی و مسئولیت این دوره رو به جونم خریدم، چون می‌دونم در نهایت قراره تک‌تک این بچه‌ها در آینده وارد بازار کار خودشون بشن و من از رشد کردنشون لذت ببرم.تا همین امروز هم شاهد این رشد بودم. شاید باورتون نشه، ولی هرکدوم از نفرات دوره نسبت به روز اولی که وارد شدن، کلی پیشرفت کردن.کیا توی دورهٔ تولید محتوا شرکت کردن؟بعد از انتشار فرم ثبت‌نام، خیلی‌ها ذوق و اشتیاق نشون دادن که توی دوره شرکت کنن و تعداد زیادشون فرم رو پر کردن. اما در نهایت ۱۰ نفر وارد دوره شدن.البته ۳ نفرشون همون ۲–۳ روز اول از دوره انصراف دادن؛ شاید چون فکر کردن نمی‌تونن با سختی اون کنار بیان یا شاید فکر کردن این حوزه مورد علاقه‌شون نیست.اما همین ۷ نفر که باقی موندن، دارن با نهایت تلاش و علاقه مسیر رو میان و این برای من خیلی ارزشمنده. بیاین باهاشون آشنا بشید:شیرینشیرین یک دختر بی‌نهایت خلاق هست که با وجود داشتن یک پسر شر و شیطون، باز هم داره تلاشش رو می‌کنه و داستان‌هاش یکی‌ازیکی جذاب‌تر شده.زینبزینب هم همین‌طور؛ اونم مادر دوتا بچه هست و با تمام سختی‌های بچه‌داری باز هم توی دوره مونده و هر روز قلمش قشنگ‌تر می‌شه.خدیجهاز خدیجه نگم براتون؛ یک مادر که الان توی شرایط دوری از پسر سربازش به سر می‌بره، ولی تصمیم گرفته با حضورش توی این دوره اول از همه به خودش کمک کنه تا یک مهارت جدید یاد بگیره. حتی می‌گه این دوره بهش کمک کرده با دوری پسرش بهتر کنار بیاد.بیتانفر بعدی بیتا هست؛ دختری که حسابی درس و دانشگاه توی رشتهٔ مامایی مشغولش کرده، ولی هیچ‌کدوم از سختی‌های درس و مسیر رفت‌وآمد طولانی دانشگاه تا خانه باعث نشده بی‌خیال دوره بشه. همچنان داره پرتلاش و امیدوار ادامه می‌ده.سمیهسمیه هم با وجود اینکه تحصیلات بالایی توی رشتهٔ اقتصاد داره، اما توی این دوره شرکت کرده تا بتونه شغل بهتری برای خودش روبه‌راه کنه. با داستان‌هایی که می‌نویسه و هر روز داره کیفیت کارش بهتر می‌شه، سعی داره دانش تخصصی خودش رو به شکل بهتری به بقیه منتقل کنه.دورهٔ تولید محتوا مخصوص خانم‌هاست؟!اگر فکر کردین شرکت‌کننده‌های این دوره فقط خانم‌ها هستن، سخت در اشتباهید. بریم که بیشتر باهاشون آشنا بشیم:علیعلی یکی از آقاپسرهای گل گلابی هست که توی دوره شرکت کرده. با وجود اینکه خودش معلم هست و حسابی درگیر درس و مدرسه، باز هم تا آخر شب مشغول تمرینات روزانه می‌شه و سعی می‌کنه تکالیفش رو به‌موقع تحویل بده 😊محمدرضامحمدرضا عزیز هم مشغول کار توی یک شرکت هست و قصد داره محتوا رو برای فروش محصول پستهٔ خودشون یاد بگیره.ایشون هم از بچه‌های پرتلاش دوره هست که به‌قول خودش شب‌ها موقع تماشای ویدئوهای آموزشی تولید محتوا روی گوشی خوابش می‌بره، ولی هیچ‌کدوم از این سختی‌ها باعث نشده پا پس بکشه.تسهیل‌گری دورهٔ آموزش تولید محتوا دستِ تنها شدنی نیستو اما، هیچ‌کدوم از این اتفاقات قشنگ بدون همراهی دوتا از دوستانم؛ صدیقهٔ عزیز و مهدی‌جان اتفاق نمی‌افتاد.صدیقه خودش متخصص در حوزهٔ طراحی سایت، سئو و سوشال هست و داره به‌عنوان دستیار تسهیل‌گر من و بچه‌ها رو توی این مسیر همراهی می‌کنه.مهدی هم یک بازاریاب کاربلد هست که تخصصش ایده‌پردازی برای کسب‌وکارها و فروشه. اما داره با ایده‌های نابش و انتقال تجربیات خودش به من و بچه‌های دوره کمک می‌کنه.جانِ کلامحرف آخر من اینکه اگر مدت‌هاست مثل من می‌خواید دست به کاری بزنید و ازش ترس دارید، برید و انجامش بدید.حتی اگر قرار به شکست باشه، ولی قطعاً ازش کلی یاد می‌گیرید.و در نهایت، اگر خواستید دست‌نوشته‌های بچه‌ها رو بخونید، می‌تونید همین الان روی اسم هرکدومشون کلیک کنید تا شما هم مثل من ببینید افرادی که شاید بعضی‌هاشون حتی کار با کامپیوتر یا لپ‌تاپ رو بلد نبودن، الان چطور دارن با عشق روزانه‌نویسی می‌کنن.هم من و هم بچه‌های دوره خوشحال می‌شیم نظراتتون رو در مورد دست‌نوشته‌هامون و این دوره بگید :)</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Fri, 21 Nov 2025 09:10:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با تئوری انتخاب ویلیام گلاسر، کنترل زندگی‌مو پس گرفتم</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%88%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D9%88-%D9%BE%D8%B3-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-ia5fb47dmtu5</link>
                <description>وقتی چند روز پیش در یک جلسه از عصردیدنی مشهد برای اولین بار با مفهوم تئوری انتخاب ویلیام گلاسر آشنا شدم، فکر نمی‌کردم این نظریه انقدر بهم نزدیک باشه. اما کم‌کم که در موردش بیشتر خوندم و شنیدم، فهمیدم بخش زیادی از سردرگمی‌هایی که توی خودم، رابطه‌هام و تصمیم‌هام داشتم، یه اسم مشخص دارن: نداشتن آگاهی از انتخاب‌هام.و حالا، می‌خوام یه روایت کامل‌تر از مواجهه‌ شخصی خودم با تئوری انتخاب ویلیام گلاسر رو باهاتون به اشتراک بذارم. ممنون که تا پایان همراهیم میکنید.همه ما هر روز در حال انتخاب کردن هستیمتئوری انتخاب بهم یاد داد رفتارم فقط «رفتار» نیستگلاسر می‌گه چیزی که ما بهش می‌گیم «رفتار»، فقط یه عمل فیزیکی نیست. بلکه یه پکیج کامل از چهار بخش به‌هم‌پیوسته‌ست:کاری که انجام می‌دیم (Doing)فکری که درگیرش هستیم (Thinking)حسی که تجربه می‌کنیم (Feeling)و حال جسمی‌ ما (Physiology)مثلاً وقتی از یه گفت‌وگو فرار می‌کنیم، شاید در ظاهر فقط داریم «سکوت» می‌کنیم، اما توی ذهنمون داریم حرف‌هایی رو بالا و پایین می‌کنیم، از درون می‌لرزیم و قلبمون تند می‌زنه. همه‌ اینا با هم «رفتار کلی» ما رو می‌سازن.وقتی فهمیدم فقط بر فکر و عملم کنترل دارم، نه احساس و بدنم، فهمیدم که باید از همین دوتا شروع کنم. از تغییر زاویه‌ فکرم. از انتخاب عکس‌العمل‌های جدید.متوجه شدم همه‌چیز از «ادراک» شروع می‌شهشاید شما هم مثل من فکر می‌کنید اگه یه چیزی رو با چشم ببینید، دیگه قطعاً قطعی‌ هست. اما گلاسر می‌گه ما دنیا رو همون‌طوری که هست نمی‌بینیم؛ همون‌طوری که هستیم می‌بینیم.ما با یه فیلتر ذهنی به اسم «Total Knowledge Filter» دنیا رو غربال می‌کنیم. یعنی فقط چیزهایی رو که قبلاً تجربه کردیم، یاد گرفتیم یا باور داریم، وارد ذهنمون می‌شن. بعدش از یه فیلتر دیگه به نام «Valuing Filter» می‌گذرن که بهمون می‌گه چیزی که دیدیم خوبه، بده یا بی‌تفاوته.این یعنی ممکنه من از یه اتفاق برداشت منفی داشته باشم، ولی شما همون اتفاق رو خیلی عادی ببینید.از وقتی با این موضوع آشنا شدم، خیلی راحت‌تر تونستم توی رابطه‌هام تفاوت برداشت‌ها رو تحمل کنم. چون فهمیدم ادراک‌ها، نه درستن و نه غلط؛ فقط متفاوته.فهمیدم چرا گاهی ناراضی‌ام، بی‌دلیل!گلاسر یه اصطلاح خیلی جالب به اسم Comparing Place داره. اون‌جا جاییه که توی ذهنت مدام دنیای واقعی رو با دنیای ایده‌آل‎مون مقایسه می‌کنیم. مثلاً توی ذهنم یه تصویر کامل از «همسر ایده‌آل» دارم؛ وقتی چیزی که تجربه می‌کنم با اون تصویر فاصله داشته باشه، بی‌دلیل احساس ناراحتی یا ناکامی پیدا می‌کنم.توی کار، رابطه، حتی تفریح... هر جا که این ترازوی ذهنی به‌هم می‌ریزه، یه اخطار روانی بهم می‌رسه.و اون اخطار می‌گه: «یه چیزی اینجا با خواسته‌هات نمی‌خونه، یه تغییری لازمه.»بین کنترل بیرونی و درونی انتخاب کردمیکی از مهم‌ترین مفاهیمی که توی تئوری انتخاب دیدم، مرکز کنترل بود. اگه کنترل زندگی‌مون دست «بیرون» باشه، همیشه دیگران رو مقصر می‌دونیم، همیشه قربانی شرایط هستیم. ولی اگه کنترل «درون» باشه، قبول می‌کنیم که خیلی وقت‌ها خومون هم در اون اتفاق نقش داشتیم.یادمه یه مدتی توی محل کارم احساس بی‌ارزشی می‌کردم. فکرم این بود که «مدیرم درکم نمی‌کنه». اما وقتی برگشتم به اصول گلاسر، دیدم شاید خودم هم اونقدر که باید نیاز به احترام رو مطرح نکردم. از اون روز تصمیم گرفتم مسئولیت حس‌هام رو بیشتر به عهده بگیرم.مهم‌ترین اصل برای من این بود که فقط خودم رو می‌تونم کنترل کنمما معمولاً فکر می‌کنیم اگه طرف مقابلمون رو تغییر بدیم، همه‌چی حل می‌شه. اما تئوری انتخاب با یه جمله‌ی ساده همه‌ی این رؤیاها رو خط می‌زنه:«تنها کسی که می‌تونی کنترلش کنی، خودتی.»شاید اولش سخت باشه، ولی در بلندمدت این طرز فکر، خیلی سبک‌ترمون می‌کنه. چون به‌جای درگیری با بقیه، تمرکزمون رو روی خودمون می‌ذاریم.و مهم‌تر از همه، وقتی این رو بپذیریم، خودمون رو از قربانی بودن درمیاریم. تبدیل می‌شیم به کسی که دوباره می‌تونه انتخاب کنه.و در نهایت... فهمیدم رابطه خوب هم یه انتخابهتوی بخش‌های قبلی گفتم که ما دو دسته عادت ارتباطی داریم: وصل‌کننده‌ها و قطع‌کننده‌ها.یه روز نشستم و دیدم چقدر از زندگی‌ ام صرف شکایت، کنترل و تهدید شده؛ حتی با نیت خوب.از اون موقع به بعد تصمیم گرفتم تمرین کنم: بیشتر گوش بدم، کمتر قضاوت کنم و اعتماد بسازم.هنوز کامل نشده‌ام، ولی مسیر رو بلدم و همین مهم‌ترین دستاورد این آشنایی برای منه.5 نیاز اساسی در نظریه انتخاب پنج نیاز اساسی در تئوری انتخاب ویلیام گلاسریکی از چیزهایی که توی تئوری انتخاب ویلیام گلاسر خیلی توجهم رو جلب کرد، این بود که گفت: «همه رفتارهای ما، یه دلیل دارن و اون دلیل، چیزی نیست جز پنج نیاز اساسی» بر اساس این نظریه رفتارهای ما به‌طور مستقیم از پنج نیاز اساسی و ژنتیکی انسان سرچشمه می‌گیرن. شناخت این نیازها کمک می‌کنه بفهمیم چرا گاهی حال‌مون خوبه و چرا گاهی دچار تنش یا ناکامی می‌شیم. این نیازها توی وجود همه‌مون هست، حتی اگه خودمون حواسمون بهش نباشه: ۱. بقا (Survival)شامل نیازهای فیزیولوژیکی مثل غذا، آب، سرپناه، خواب، بهداشت، امنیت و مراقبت از سلامت بدنه.وقتی احساس خطر، ناامنی یا کمبود منابع می‌کنیم، این نیاز فعال می‌شه.۲. عشق و تعلق (Love &amp; Belonging)نیاز به ارتباط عاطفی، صمیمیت، دوست داشتن و دوست داشته شدن.شامل رابطه با خانواده، دوستان، شریک عاطفی و حتی تعلق به یک گروه اجتماعی.گلاسر می‌گه مهم‌ترین نیاز روانی انسان همینه، چون بقیه نیازها از طریق رابطه معنا پیدا می‌کنن.۳. قدرت (Power)نیاز به احساس ارزشمندی، موفقیت، مورد احترام بودن، توانایی تأثیرگذاری و به‌جا گذاشتن اثر.وقتی نیاز به دیده‌شدن یا اثبات خودمون به دیگران داریم، این نیاز در حال فعاله. ۴. آزادی (Freedom)نیاز به استقلال، اختیار داشتن، خودمختاری در تصمیم‌گیری و تجربه حس رهایی.اگه احساس کنیم گیر افتادیم یا تحت اجباریم، این نیاز برآورده نشده باقی می‌مونه و باعث ناراحتی می‌شه. ۵. تفریح (Fun)نیاز به لذت، بازی، خنده، شوخ‌طبعی و یادگیری.گلاسر معتقده یادگیری واقعی باید همراه با حس تفریح باشه، چون این نیاز، موتور انگیزه‌ی درونی ماست.حرف آخراگه تا اینجا همراه من بودید، خوشحال می‌شم شما هم بگید:🔸 توی رابطه‌هاتون بیشتر از کدوم عادت‌ها استفاده می‌کنید؟🔸 تا حالا با دنیای کیفیتون آشنا شدید؟ چی توشه؟🔸 چه زمانی حس کردید باید از کنترل بیرونی فاصله بگیرید؟برام بنویسد، چون مطمئنم تجربه‌ی شما هم می‌تونه الهام‌بخش یکی دیگه باشه.و اگه این نوشته براتون مفید بود، لطفاً لایک کنید یا با یکی که فکر می‌کنید نیاز داره، به اشتراک بذارید.زندگی، انتخابه. حتی وقتی فکر می‌کنیم انتخابی در کار نیست.منابع انگلیسی:https://www.lightingwaytherapy.com.sg/post/ctrt-mental-health-resourceshttps://jasminhawkins.weebly.com/choice-theory.htmlhttps://www.brighterstridesaba.com/blog/what-is-choice-theory/https://wglasser.com/what-is-choice-theory/</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Fri, 30 May 2025 12:29:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا بیشتر محتواها نمی‌فروشند؟ پاسخ دن نوریس را بخوانید (چکیده‌ای از کتاب ماشین محتوا)</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%AF%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%DA%86%DA%A9%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-ncnvjaniy2ka</link>
                <description>عبارت معروف «محتوا پادشاه است» برای بسیاری از ما آشناست، اما پرسش اصلی اینجاست که چگونه می‌توان با تکیه بر محتوا، یک کسب‌و‌کار موفق و پایدار ساخت؟ دن نوریس، در کتاب «ماشین محتوا» با زبانی ساده و کاربردی به این سوال پاسخ می‌دهد و مسیر ساختن کسب‌وکار موفق بر پایه تولید محتوای ارزشمند را روشن می‌کند. در ادامه با من همراه باشید تا چکیده ای از نکات این کتاب را با هم بررسی کنیم.تعریف بازاریابی محتواییاز نگاه نوریس، بازاریابی محتوایی یعنی انتشار محتوایی جالب و مفید که باعث جلب توجه و ایجاد اعتماد نسبت به یک کسب‌وکار می‌شود. مسیر پیشنهادی او چنین است: محتوای ارزشمند تولید کنید، آن را به‌صورت رایگان در دسترس قرار دهید و از توجه ایجاد شده، کسب‌وکار خود را بسازید.سه عامل کلیدی موفقیت در بازاریابی محتواییدن نوریس معتقد است که برای موفقیت در بازاریابی محتوایی، سه عامل ضروری وجود دارد:1. محتوای باکیفیت: محتوایی جذاب، قابل اعتماد، بهتر از محتوای رقبا و دارای تمایز مشخص.2. منطقه پول‌ساز: پیوندی منطقی و روشن بین محتوا، مخاطب و محصولات یا خدماتی که ارائه می‌کنید.3. کسب‌وکار سودآور: فعالیتی اقتصادی که قابلیت تبدیل توجه مخاطب به مشتری را داشته باشد.شاخص‌های سنجش تأثیر محتوابرای ارزیابی میزان موفقیت محتوا می‌توان به این دو شاخص توجه کرد:1. بازنشر محتوا در رسانه‌های مناسب و توسط افراد مختلف2. واکنش‌های مستقیم مخاطبان از جمله ارسال نظر یا طرح پرسش درباره محتواقانون ۷۰/۳۰ برای افزایش دیده شدننوریس توصیه می‌کند برای افرادی که هنوز جامعه مخاطب گسترده‌ای ندارند، ۷۰ درصد از زمان خود را صرف مشارکت در محتوای دیگران کنند (مانند پست مهمان یا حضور در پادکست‌ها) و ۳۰ درصد باقیمانده را به تولید و انتشار محتوای اصلی در رسانه‌های خود اختصاص دهند.تفاوت محتوای باکیفیت و بی‌کیفیتبه نظر دن نوریس محتوای خوب و بد چند تفاوت اساسی با هم دارند.مشخصات محتوای خوب:مشخص و کاربردی استشامل اطلاعات نو و منحصر به‌فرد می‌شودباعث تعامل و اشتراک‌گذاری می‌شودمشخصات محتوای ضعیف:کلی‌گویی دارد تکراری و خسته‌کننده است برای مخاطب ارزشی ایجاد نمی‌کندچهار راهکار برای تولید محتوای باکیفیت1. انتخاب موضوعاتی جدید و کمتر پرداخته‌شده2. شناخت دقیق مخاطب و نیازهای او3. سخاوتمندی در ارائه اطلاعات مفید4. استفاده از تکنیک‌های داستان‌گویی برای جلب توجهمنابع یافتن ایده برای تولید محتوادن نوریس در این کتاب چند منبع خوب برای پیدا کردن ایده یا موضوع محتوا پیشنهاد می دهد:شبکه‌های اجتماعی مانند توییتر ابزارهایی چون گوگل آنالیتیکس و گوگل ترندز ایمیل‌ها و بازخوردهای مخاطبان وبلاگ رقبا و تالارهای گفت‌و‌گو تجربیات شخصی در مسیر حرفه‌ای پلتفرم‌هایی مانند ردیت، کورا و آمازونویژگی‌های استاندارد یک محتوای موفقمهمترین مشخصات محتوای موفق از نظر دن نوریس به قرار زیر است:مفید بودن و حل یک مشکل واقعی استفاده از زبان ساده و واضح ساختار لیستی و شماره‌گذاری شده بهره‌گیری از تصاویر باکیفیت و ترجیحاً تولیدشده توسط خود شما خلاقیت و نوآوری در محتوا جریان منسجم از مقدمه تا نتیجه‌گیری جلب توجه و درگیر کردن احساسات مخاطبسنجش موفقیت محتوابرای اینکه بدانید محتوای شما موفق است یا نه، چند راه وجود دارد: تعداد اشتراک‌گذاری‌ها میزان تعامل کاربران از جمله نظرات و ایمیل‌ها تعداد مراجعات به محتوا و بازخوردهای کیفی نکاتی در مورد سئوی محتوا (بهبود محتوا برای موتورهای جستجو گوگل)تحقیق دقیق روی کلیدواژه‌ها استفاده از کلیدواژه در پاراگراف ابتداییانتخاب عنوان و URL مرتبط و واضحپرهیز از افراط در استفاده از کلیدواژهاستفاده از واژه‌های مترادف و مرتبط با کلیدواژه اصلیجمع‌بندیکتاب «ماشین محتوا» راهنمایی جامع برای کسانی است که می‌خواهند از طریق تولید محتوای هدفمند، توجه و اعتماد مخاطبان را جلب کرده و آن را به بستری برای راه‌اندازی یا رشد کسب‌وکار تبدیل کنند. این کتاب با ارائه نکات کاربردی و قابل اجرا، نقشه راهی روشن برای تولیدکنندگان محتوا ترسیم می‌کند.شما چه تجربه‌ای از بازاریابی محتوایی دارید؟ این کتاب را خواندید؟ خوشحال می‌شوم دیدگاه‌تان را در بخش نظرات بخوانم.</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Fri, 11 Apr 2025 10:45:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شب چله در خانه پدر؛ جایی که خاطره می‎شه</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%D8%B4%D8%A8-%DA%86%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-s3t4i3scfqdx</link>
                <description>شب چله که می‌رسه، انگار یه عطر خاصی توی هوا پیچیده. یه عطر خوش از گرمای دورهمی، صدای خنده و بوی غذاهای خوشمزه. برای ما، شب یلدا یعنی خونه پدر. هر سال، همه ما هشت تا بچه، کلی نوه، نبیره و حتی عروس‌ها و دامادهای جدید، می‌ریزیم خونه پدر. یه جمعیت نزدیک به ۴۰ یا ۵۰ نفر، که وقتی می‌رسیم، خونه دیگه جای سوزن انداختن نداره! در هر اتاق رو که باز کنی کلی بچه دارن با هم بازی مکنن و هر گوشه پذیرایی همه نشستن و دارن با هم معاشرت می‎کنن.پدرم بزرگ فامیل ماست. مادر سال‌هاست که دیگه کنارمون نیست، ولی همین خونه و همین شب‌ها ما رو دوباره کنار هم جمع می‌کنه. هر سال، شب یلدا یه پروژه بزرگه. از صبح همه خودمون رو می‌رسونیم خونه پدر و مشغول می‌شیم. یه عده دارن آشپزی می‌کنن، یکی سفره رو آماده می‌کنه، یکی دیگه هندونه‌ها رو می‌شوره و یه نفر هم مسوول انار دون کردن می‌شه.بچه‌های کوچیک، دیگه حسابی سر و صداشون خونه رو پر کرده. انگار این شب، براشون یه جشن بزرگ‌تر از هر عیدی شده. همه جا دنبال هم می‌دون و می‌خندن. تا بعدازظهر، حال و پذیرایی تبدیل می‌شه به میدون بازی بچه‌ها. مردهای خانواده هم معمولاً تا سر شب خودشون رو به مهمونی می‌رسونن.وقتی همه جمع می‌شن، مهمونی با یه پذیرایی ساده شروع می‌شه. چای داغ و شیرینی. اینجاست که همه دور هم جمع می‌شن و شروع می‌کنن به گپ‌و‌گفت. صدای خنده‌ها بلندتر می‌شه و کم‌کم، سفره شام پهن می‌شه. حالا تصور کنید یه سفره بلند که از این سر تا اون سر اتاق کشیده شده، ولی با این همه جا، باز هم برای همه کافی نیست.خیلی‌ها بشقاب به دست، گوشه‌ای وایمیستن و شام می‌خورن. بعضیا دور سفره نشستن و یه عده هم توی آشپزخونه. ولی هیچ‌کدوم از اینا مهم نیست. مهم اینه که تو این شب، همه دل‌مون گرم کنار هم بودنه.حالا نوبت شستن ظرف‌هاست. فکر نکنید این قسمت خسته‌کننده‌ست! اتفاقاً یکی از شادترین بخش‌های شب همینه. ظرف‌ها رو گروهی می‌شوریم، خشک می‌کنیم و می‌چینیم. همین همکاری و خنده‌های توی آشپزخونه، خودش یه ماجرای جذابه.وقتی ظرف‌ها تموم می‌شه، شب یلدا تازه شروع می‌شه. ظرف‌های آجیل، تخمه، ذرت بوداده، انار دون‌شده و میوه دور می‌چرخه. یکی دیوان حافظ رو از جیبش درمیاره و شروع می‌کنه به خوندن. حافظ‌خوانی یکی از اون لحظاته که همه، از کوچیک و بزرگ، محو می‌شیم. بعدش نوبت فال گرفتن می‌شه. دخترای نوجوان فامیل، همیشه مشتاق‌تر از بقیه‌ان. هرکدوم منتظرن تا ببینن حافظ چه جوابی به آرزوهاشون می‌ده.بزرگ‌ترها اما توی فال‌هاشون، همیشه دنبال آرزوهای بچه‌هاشون هستن. هر بار هم که فال می‌گیرن، حافظ یه جوری همه رو غافلگیر می‌کنه.اما چیزی که شب یلدا رو توی خونه ما خاص‌تر می‌کنه، قصه‌های پدره. بعد از فال حافظ، پدر شروع می‌کنه به تعریف خاطراتش. شاید ده بار، یا حتی صد بار این داستان‌ها رو شنیده باشیم، ولی باز هم با شوق گوش می‌دیم. صدای گرمش، انگار همه ما رو به یه دنیای دیگه می‌بره. مخصوصاً حالا که مادر دیگه کنارمون نیست، این خاطرات برامون ارزش بیشتری پیدا کرده.شب چله توی خونه پدر با خنده‌های بلند، تعریف کردن جک‌های بامزه و خاطرات، تموم می‌شه. همه کم‌کم آماده رفتن می‌شن، ولی توی دل‌مون یه چیزی روشن می‌مونه: گرمای این جمع، این خونه و این شب. برای ما، یلدا فقط یه شب طولانی نیست؛ یه بهونه‌ست برای کنار هم بودن، برای یادآوری اینکه چقدر خوشبختیم و خانواده‌ای داریم که هیچ‌چیز جاش رو نمی‌گیره.و این قصه هر سال تکرار می‌شه، با همون شور و حال، همون شادی‌ها و همون خاطرات. شب چله در خونه پدر، یعنی شادی‌ای که هیچ‌وقت تموم نمی‌شه. یلدای شما چطور میگذره؟ #یلدای_دوست_داشتنی</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Fri, 20 Dec 2024 18:08:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تیم‌سازی؛ راز موفقیت در محیط کار</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-wnos26htdijv</link>
                <description>سلام دوستان؛مدتیه که تیم‌سازی دغدغه ذهنی من شده و دارم از طرق مختلف سعی می‌کنم این مهارت رو کسب کنم. برای  این کار از یک مشاور کسب و کار مشورت می‌گیرم و دو روز پیش یک وبینار در مورد تیم‌سازی شرکت کردم که پلتفرم چراغ برگزار کرده بود و اتفاقا دوست و همکار قدیمی خوبم حبیب فاتح هم جزو ارائه دهندگان این وبینار بود و از تجربیات خودش گفت. امروز هم توی وبسایت‌های مختلف و مخصوصاً منابع خارجی به دنبال اطلاعات بیشتر در خصوص این مهارت بودم که توی این بررسی‌ها به چندتا موضوع کلیدی در این حوزه رسیدم که فکر میکنم برای شما هم جذاب باشه:- تیم‌سازی چیه؟- چرا تیم‌سازی مهمه؟- چطور تیم‌سازی کنیم؟- مهارت‌های مورد نیاز برای تیم‌سازی چیا هستن؟اینطور شد که تصمیم گرفتم یافته‌های خودم رو برای شما هم در میان بذارم. ممنون که تا انتها من رو همراهی می‌کنید.تیم‌سازی یعنی چی؟تیم‌سازی یعنی انجام فعالیت‌ها و آموزش‌هایی که به اعضای تیم کمک می‌کنه تا با همدیگه بهتر کار کنن، ارتباطات‌شون قوی‌تر بشه و به اهداف مشترک‌شون برسن. این موضوع تو محیط‌های کاری، به‌خصوص تو محیط‌های ترکیبی که بعضی از همکارا دورکاری می‌کنن، خیلی مهمه.فعالیت‌های تیم‌سازی باعث می‌شه که همکارا با همدیگه ارتباط بگیرن و با هم رفیق بشن. این موضوع به تجربه‌ کاری خوب کمک زیادی می‌کنه. وقتی اعضای تیم حس کنن که به عنوان یک واحد هماهنگ دارن کار می‌کنن، نه فقط چند تا فرد جدا از هم، کارایی و بازدهی تیم هم خیلی بالاتر می‌ره.تیم‌سازی نه تنها کمک می‌کنه که اعضای تیم بهتر با همدیگه کنار بیان و از همدیگه یاد بگیرن، بلکه باعث می‌شه که انگیزه‌شون برای کار کردن بیشتر بشه و برای رسیدن به اهداف تیمی با همدیگه تلاش کنن. برداشت شخصی من از این تعریف اینکه، تیم‌سازی مثل چسبی هست که اعضای تیم رو به همدیگه می‌چسبونه و باعث می‌شه که با همدیگه قوی‌تر و موفق‌تر بشن و از کار کردن لذت بیشتری ببرن.حالا که با مفهوم تیم‌سازی آشنا شدیم، می‌خوام دلایل اهمیت تیم‌سازی رو با هم بررسی کنیم... چرا تیم‌سازی مهمه؟خب، تیم‌سازی فواید زیادی داره که باعث می‌شه هر شرکتی، چه دورکاری، چه ترکیبی و چه حضوری، به تیم‌سازی اهمیت بده. دلایلی که در ادامه میگم اطلاعاتی هست که از منابع معتبر برداشت کردم:1. تیم‌سازی اعتماد ایجاد می‌کنه   اعتماد در محیط کار خیلی مهمه. توی شرکت‌هایی که سطح اعتماد بالایی دارن، کارمندان 74% کمتر استرس دارن، 106% انرژی بیشتری دارن و 50% بهره‌وری بالاتری دارن. فعالیت‌های تیم‌سازی باعث می‌شه کارکنان همدیگه رو حمایت کنن و به همدیگه تکیه کنن. این اعتماد باعث می‌شه مدیریت ریز کارها کم بشه و کارمندان احساس امنیت بیشتری برای ارتباط باز داشته باشن.2. تیم‌سازی پل‌های ارتباطی بین دپارتمان‌ها می‌سازه   تصور کنید که شرکت شما یک محصول جدید توسعه داده. ولی وقتی محصول معرفی شد، متوجه می‌شید که تیم‌های توسعه محصول و فروش با تیم‌های پشتیبانی مشتری و فناوری اطلاعات هماهنگ نبودن. این باعث شد که نتونن جواب‌های سریع و رضایت‌بخشی به سوالات و مشکلات مشتری‌ها بدن و این موضوع هم روی درآمد و هم روی هزینه‌های کسب‌وکار تاثیر منفی گذاشت. همکاری بین دپارتمان‌ها برای رسیدن به اهداف مشترک خیلی مهمه و تیم‌سازی متقاطع می‌تونه این همکاری رو تقویت کنه.3. تیم‌سازی ارتباطات رو بهبود می‌ده   63% از رهبران معتقدن که فعالیت‌های تیم‌سازی ارتباطات بین کارکنان رو بهبود می‌ده. بیشتر فعالیت‌های تیم‌سازی نیاز به ارتباط خوب بین اعضا داره. این مهارت‌ها وقتی که اعضای تیم در پروژه‌های واقعی کار می‌کنن خیلی به کار می‌آد.4. تیم‌سازی انگیزه و روحیه کارکنان رو افزایش می‌ده   یک جلسه تیم‌سازی به کارمندان یک چشم‌انداز مشترک می‌ده و بهشون کمک می‌کنه که نقش خودشون رو در کلان پروژه‌ها بفهمن. نتیجه؟ کارمندان با انگیزه بیشتری به کارشون برمی‌گردن و احساس بهتری نسبت به کارشون دارن.5. تیم‌سازی بهره‌وری رو افزایش می‌ده   وقتی کارمندان تمرین کار تیمی می‌کنن، مهارت‌های جدید یاد می‌گیرن، مهارت‌های فعلی‌شون رو تقویت می‌کنن و یاد می‌گیرن چطور با نقاط قوت و ضعف همدیگه کنار بیان. این مهارت‌ها بهشون کمک می‌کنه که کارهای خودشون رو بهتر و مؤثرتر انجام بدن.6. تیم‌سازی کارکنان رو به هم نزدیک‌تر می‌کنه   57% از کارمندان می‌گن داشتن یک دوست در محیط کار شغلشون رو لذت‌بخش‌تر می‌کنه. فعالیت‌های تیم‌سازی به کارکنان فرصت می‌ده تا در محیطی غیررسمی با همدیگه ارتباط بگیرن و دوست بشن.7. تیم‌سازی خلاقیت و یادگیری رو تقویت می‌کنه   خلاقیت برای حل مشکلات تیم‌ها و سازمان‌ها خیلی مهمه. ولی اگه کارکنان فرصت‌هایی برای تمرین خلاقیت نداشته باشن، نمی‌تونن خلاق باشن. تیم‌سازی این فرصت رو به کارکنان می‌ده تا ایده‌های خلاقانه خودشون رو به اشتراک بذارن.8. تیم‌سازی مردم رو پذیراتر می‌کنه   سازمان‌هایی که تیم‌های متنوعی دارن 19% درآمد نوآوری بالاتری گزارش دادن. تنوع می‌تونه به کسب‌وکار شما کمک کنه تا با ترکیب دیدگاه‌های مختلف نتایج بهتری بگیرین. ولی تنوع بدون احترام، برابری و کرامت کار نمی‌کنه. تیم‌سازی به کارکنان کمک می‌کنه که همدیگه رو بپذیرن و درک کنن.9. تیم‌سازی اختلافات رو حل می‌کنه   وقتی افراد در پس‌زمینه‌های مختلف کنار هم کار میکنن، اختلاف نظرها اجتناب‌ناپذیره. تیم‌سازی به کارکنان کمک می‌کنه که یاد بگیرن چطور اختلافات رو به‌طور دوستانه حل کنن و به نظرات مختلف احترام بگذارن.10. تیم‌سازی استعدادها رو شناسایی و توسعه می‌ده    تیم‌سازی به کارکنان اجازه می‌ده تا همدیگه رو در عمل ببینن و از مهارت‌های همدیگه یاد بگیرن. این فعالیت‌ها ممکنه استعدادهای پنهانی رو هم کشف کنه که در پروژه‌های آینده به کار بیاد.11. تیم‌سازی فرهنگ شرکت رو بهبود می‌ده    46% از جویندگان کار آمریکایی می‌گن فرهنگ شرکت در تصمیم‌گیری برای درخواست کار خیلی مهمه. تیم‌سازی می‌تونه به بهبود فرهنگ شرکت کمک کنه و به کارکنان نشون بده که سازمان از اون‌ها چه انتظاراتی داره.اینجا دوست دارم به گوشه ای از نکاتی که توی وبینار تیم‌سازی گفته شد اشاره کنم که دقیقا در خصوص فرهنگ سازمانی و ارتباطش با تیم‌سازی بود. اینکه تیم‌سازی یعنی توجه به فرهنگ سازمان و ساخت فرهنگ در سازمان زمان میبره و صبوری میخواد.به طور خلاصه، تیم‌سازی یکی از کلیدهای موفقیت تو محیط کاره و به بهبود اعتماد، ارتباطات، همکاری، انگیزه، بهره‌وری، خلاقیت و فرهنگ شرکت کمک می‌کنه.  7 توصیه مهم برای تیم‌سازی موفقمی‌خوام براتون از ۷ توصیه مهم برای تیم‌سازی موفق بگم که توی بررسی‌هام بهشون رسیدم. امیدوارم این نکات بهتون کمک کنه تا تیم‌سازی بهتری داشته باشید:1. برای کارکنان جوایز و تقدیرات در نظر بگیرید   معمولاً کارکنان برای شرکت در فعالیت‌های تیم‌سازی مردد هستن. با معرفی جوایز و تقدیرات، می‌تونید انگیزه‌ای برای شرکت فعالانه در این فعالیت‌ها ایجاد کنید. این جوایز نه تنها باعث می‌شه افراد بهتر شرکت کنن، بلکه روی عملکرد و رضایت شغلی‌شون هم تاثیر مثبتی می‌ذاره.2. نظرات و بازخوردها رو بگیرید   گرفتن نظرات و بازخوردها از کارکنان خیلی مهمه. این کار به شما کمک می‌کنه بفهمید که آیا فعالیت‌های تیم‌سازی موثر هستن یا نه و چطور می‌تونید اونا رو بهبود بدید. بعد از هر فعالیت، بازخورد کارکنان رو جمع‌آوری کنید و ازشون بپرسید که چه چیزی یاد گرفتن.3. فعالیت‌ها رو در ساعات کاری برگزار کنید   خیلی از کارکنان به وقت آزادشون اهمیت می‌دن و دوست ندارن که از وقت شخصی‌شون برای فعالیت‌های تیم‌سازی استفاده کنن. بنابراین، بهتره این فعالیت‌ها رو در ساعات کاری برنامه‌ریزی کنید. یه راه خوب هم اینه که این فعالیت‌ها رو همراه با ناهار یا خوراکی برگزار کنید تا مشارکت بیشتری جلب کنید.4. روی حوزه‌های کلیدی توسعه تمرکز کنید   یکی از اهداف اصلی تیم‌سازی باید این باشه که روی حوزه‌هایی که کارکنان ممکنه در اون‌ها ضعف داشته باشن، تمرکز کنید. مثل مشکلات ارتباطی، تخصیص نادرست وظایف یا مدیریت زمان. این فعالیت‌ها می‌تونن به بهبود ارتباطات داخلی و تقویت تصمیم‌گیری کمک کنن.5. اهداف رو به وضوح تعیین کنید   قبل از شروع هر فعالیت، اهداف اون رو به کارکنان توضیح بدید. همه اعضای شرکت‌کننده باید بدونن که چرا این فعالیت رو انجام می‌دن و چه کمکی بهشون می‌کنه. این کار شفافیت رو افزایش می‌ده و به تقویت روحیه تیم کمک می‌کنه.6. فعالیت‌ها رو به صورت همکاری‌محور طراحی کنید، نه رقابتی   هدف تیم‌سازی تقویت همکاری تیم‌هاست، نه ایجاد رقابت داخلی. فعالیت‌ها باید طوری طراحی بشن که اعضا با هم همکاری کنن و نقاط قوت و ضعف همدیگه رو جبران کنن، نه اینکه با هم رقابت کنن. 7. اعضای تیم رو مرتباً تغییر بدید   اولش می‌تونید بذارید کارکنان خودشون تیم‌هاشون رو تشکیل بدن، ولی بعد از چند بار بهتره که اعضای تیم‌ها رو تغییر بدید. این کار به کارکنان کمک می‌کنه تا با همکاران مختلف آشنا بشن و روش کار اونا رو یاد بگیرن.تا اینجای مطلب رو توی ذهن داشته باشید و خوب بررسیش کنید تا توی بخش بعدی از راه های افزایش مهارت تیم‌سازی بگم. خوشحال میشم نظرتون رو در رابطه اب این مهارت بدونم. اینکه شما هم به تیم‌سازی اهمیت میدید و برای ارتقا این مهارت چه کارهایی کردید؟منابع1، 2</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jul 2024 17:14:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چک لیست محتوای باکیفیت</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%DA%86%DA%A9-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-zbybykafl9c5</link>
                <description>اگر می‌خواهید توی تولید محتوای متنی حرفه‌ای باشید و خواننده‌ها رو به خواندن مطالبتون ترغیب کنید، باید به یه سری نکات مهم توجه داشته باشید. اینجا یه لیست کوتاه و مفید براتون گذاشتم که قبل از اینکه مطلبتون رو بزنید توی سایت، چک کنید:1. روان بودن متنباید مطلبتون ساده و قابل فهم باشه. جملات کوتاه و کلمات ساده بنویسید تا هر کسی بتونه راحت مطلبتون رو بخونه.2. بدون غلط املایی و دستوریمتنتون نباید غلط املایی یا گرامری داشته باشه. همیشه خوبه که یکی دیگه هم نگاهی به متن بندازه یا از برنامه‌های بررسی گرامر استفاده کنید.3. استفاده درست از کلمات کلیدیمطمئن بشید که کلمات کلیدی که مردم با اون‌ها سراغ مطلبتون میان، توی نوشته‌هاتون باشه. اما نباید توی استفاده از کلمات کلیدی زیاده‌روی کنید که متن خسته‌کننده شود.4. ساختار منظممتن باید منظم و مرتب باشه تا خواننده راحت بتونه مفهوم مطالب رو دنبال کنه. پاراگراف‌بندی مناسب و استفاده از زیرعناوین خیلی کمک می‌کنه.5. صحت اطلاعاتهر چیزی که می‌نویسید باید دقیق و درست باشه. اطلاعات غلط می‌تونه روی اعتبار شما تأثیر بد بذاره.6. به‌روز بودن مطالبکسی دوست نداره چیزهایی که قبلاً خیلی خونده رو دوباره بخونه. پس سعی کنید مرتب مطالب جدید بنویسید و راجع به موضوعاتی بنویسید که مردم دوست دارن در موردشون بدونن.7. منحصر به فرد بودن متنسعی کنید مطالبی که می‌نویسید نو و جذاب باشه. از ایده‌های جدید استفاده کنید تا خوانندگان بیشتری به سمت مطلبتون کشیده شوند.8. درک خوانندهوقتی می‌نویسید، خودتون رو جای خواننده بذارید. فکر کنید اون‌ها چه انتظاری دارن و چطور می‌تونید بهتر به اون‌ها کمک کنید.9. جذابیت متنعنوان و مقدمه باید به گونه‌ای باشه که خواننده رو کنجکاو کنه که بقیه متن رو بخونه.10. پاسخگویی به نیازهامطمئن بشید که متنتون پاسخ‌های مشخص و عملی به سوالات یا نیازهایی که مطرح کردید، ارائه میده.11. چیدمان و طراحیظاهر متن هم خیلی مهمه. از تقسیم‌بندی‌های مناسب، تصاویر و لیست‌های نقطه‌ای استفاده کنید تا متنتون جذاب‌تر و خواندنی‌تر شه.با رعایت این نکات، مطمئن باشید که متن‌هاتون در سطح عالی هستن و می‌تونن خواننده‌ها رو به خودشون جذب کنن. البته این تموم نشونه‌های محتوای باکیفیت نیست. شما از چه چک لیستی برای سنجش کیفیت محتواتون استفاده میکنید؟منبع انگلیسی</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Thu, 02 May 2024 22:08:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه درآمد فریلنسری‌ام را در طول 6 سال 50 برابر کردم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D9%88%D9%84-6-%D8%B3%D8%A7%D9%84-50-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-cmlzw7sqa1gt</link>
                <description>سال 97 بود که با کار ترجمه اولین قدم‌هامو توی دنیای فریلنسینگ گذاشتم. اون زمان از هر کلمه‌ای که ترجمه می‌کردم فقط پنج  تا تک تومانی بهم می‌رسید. کم کم و با گذشت زمان و تجربه‌هایی که کسب کردم، دنیای کاریم تغییر کرد و وارد حوزه جدیدی به نام تولید محتوای متنی شدم. حالا، نزدیک به شش سال از اون روزها می‌گذره و نه تنها توانایی‌هام رو توسعه دادم، بلکه قیمت هر کلمه‌ای که می‌نویسم یا ترجمه می‌کنم، حداقل ۵۰ برابر شده. میخوام از مسیر شغلی خودم بگم، از اینکه برای افزایش درآمدم توی حرفه فریلنسری چه اقداماتی انجام دادم تا این تغییرات بزرگ رو تجربه کنم. پس اگه شما هم فکر میکنید درآمدتون کمه و دنبال افزایش اون هستید، تا آخر با من همراه باشید.مهارت‌های ترجمه و نویسندگیم رو بهبود دادمهمونطور که گفتم، اول کار فقط ترجمه می‌کردم. اما می‌خواستم بیشتر و بهتر از این باشم. برای همین، تلاش کردم تا تخصصم رو در نویسندگی و تولید محتوا هم افزایش بدم. این تغییر نگرش به من کمک کرد تا به تدریج تبدیل به یک متخصص در زمینه‌های مختلف شوم.شما هم میتونید با توجه به حوزه فریلنسری که مشغول هستید، مهارت‌هاتون رو ارتقا بدید و تخصص‌های مرتبط بیشتری رو یاد بگیرید.روابط طولانی‌مدت با مشتریانم رو تقویت کردمهمیشه سعی کردم فراتر از انتظارات مشتری عمل کنم و با ارائه خدمات عالی، اعتماد و رضایتشون رو جلب کنم. به خاطر نمیارم که حتی یک بار پروژه‌ای رو دیرتر از موعد ددلاین تحویل داده باشم و کیفیت کار خیلی واسم مهم بوده و هست. این تلاش‌ها باعث شد که کارهای بیشتری به من پیشنهاد بشه و حتی مشتریانم منو به دیگران و دوستانشون هم معرفی کنند.قیمت‌گذاری خدماتم رو دقیق و منصفانه انجام دادمبا گذشت زمان و کسب تجربه بیشتر، قیمت‌گذاری خدماتم رو به‌روز رسانی کردم تا منعکس‌کننده ارزش واقعی کارم باشه. مهمتر از همه اینکه یاد گرفتم قیمت‌های بسیار پایین ممکنه به اعتبار حرفه‌ای من آسیب بزنه. برای همین از یک تایمی به بعد هرگز با قیمت پایین کار نکردم. حتی اگر پروژه‌هام کم میشد.خدمات جدید ارائه دادموقتی مهارت‌های نویسندگیم رو تقویت کردم، شروع به یادگیری مهارت‌های جدید و ارائه خدمات جدید کردم. این کار به من کمک کرد تا مشتریان بیشتری جذب کنم و درآمدم رو افزایش دهم.فقط از یک بستر برای گرفتن پروژه استفاده نکردماز پلتفرم‌های مختلف برای پیدا کردن کار استفاده کردم، اما همیشه سعی کردم به این پلتفرم‌ها وابسته نباشم. به دنبال روش‌های دیگری برای پیدا کردن کار بودم که به من امکان می‌داد تا بازار کار بزرگتری داشته باشم. مثلاً هر چند وقت یک بار رزومه خودم رو با نمونه کارها و مهارت‌های جدیدترم آپدیت کردم و توی وب سایت‌هایی مثل جاب ویژن، جابینجا و حتی گروه‌های بزرگ محتوایی توی رسانه‌های اجتماعی فرستادم. همیشه خودمو بازاریابی می‌کنمحتی وقتی که درآمد خوبی داشتم، هرگز تلاش‌های بازاریابی‌ام رو متوقف نکردم. با به‌روز رسانی مداوم پروفایل‌های آنلاینم و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، تونستم نام خودم رو در ذهن مشتریان نگه دارم و فرصت‌های جدیدی برای کار پیدا کنم.اصول مذاکره با مشتری رو یاد گرفتمهمونطور که توی پست قبلی با عنوان داستان من از فریلنسر شدن گفتم، یکی از چالش‌های فریلنسری اینکه خودت باید با مشتری یا کارفرما مذاکره کنی و قیمت رو ببندی. من توی این سال‌ها با تجربه شکست‌ها و موفقیت‌ها تقریبا یاد گرفتم چطور با مشتری مذاکره کنم و صد البته پادکست مذاکره استاد محمدرضا شعبانعلی هم تاثیر زیادی در این یادگیری داشته.البته این تمام کارهایی که میتونستم برای افزایش درآمدم انجام بدم نیست. مثلا یک راه دیگه که به ذهنم رسیده اینکه با ساختن یک وب‌سایت شخصی و به اشتراک‌گذاری نمونه کارهام، توجه مشتریان بیشتری را جلب کنم. این کار رو در آینده نزدیک انجام خواهم داد.اما این روایت کلی من از مسیریه که طی کردم تا درآمد فریلنسری‌ام رو افزایش بدم، امیدوارم برای شما هم الهام‌بخش باشه تا قدم‌های مشابهی رو بردارید یا حتی راه‌های متنوع‌تری رو تجربه کنید. خوشحال میشم داستان شما رو هم بخونم. اینکه شما برای افزایش درآمدتون چه کارهایی کردید یا میکنید؟</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Fri, 19 Apr 2024 07:17:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از شور و شوق تا درآمد: داستان من از فریلنسر شدن</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D8%B4%D9%88%D9%82-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-mcsgbbkcpdar</link>
                <description>این روزها حسابی درگیر فریلنسری شدم. برای من که حداقل 5 سال به صورت تمام وقت با مجموعه تاسیسات 24 ساعته کار محتوا انجام دادم، این اولین هفته‌های آزادکاری بعد از اتمام تعهد تمام وقت کار کردن، یک حس عجیبی داره. برای همین امروز می‌خوام درباره دنیای جذاب فریلنسری حرف بزنم. یه دنیایی که توش تایم کاریت دست خودته، انعطاف‌پذیری زیادی توی پروژه‌ها داری و صد البته که چالش‌های خاص خودشو داره. حالا اگه می‌پرسید فریلنسری دقیقاً چیه، بذارید از تجربه‌های خودم براتون بگم.فریلنسری چیه؟به زبون خیلی ساده، فریلنسری یعنی تو از هر جایی که دوست داری کار کنی، بدون اینکه لازم باشه هر روز ساعت ۹ صبح سر کارت حاضر شی و تا ۵ عصر پشت میزت بند باشی. من به عنوان یک تولیدکننده محتوای فریلنس، می‌تونم توی کافه، پارک یا حتی توی خونه کار کنم و همیشه لازم نیست لباس رسمی بپوشم یا نگران ترافیک باشم.حتی وسط کار هر وقت خوابم می‌گیره یا از کار خسته میشم، خیلی راحت لپتاپ رو می‌بندم و حداقل نیم ساعتی توی رختخوابم می‌خوابم. اگه مدل کار کردن منو از نزدیک ببینید، به معنای واقعی فریلنسری رو درک می‌کنید. چون از وقتی که بخاطر فشار کاری و حرکت سنگین ورزشی، رگ سیاتیک کمرم حساس شده و نمیتونم طولانی وقت پشت میز بشیم، بنا به توصیه دکترم، میز و صندلی کار رو جمع کردم و توی تشک حالت نیمه درازکش می‌شینم و پشت کمر و گردنم رو با سه تا بالشت پر می‌کنم.حقیقتاً این مدل کار کردن رو توی هیچ محیط کاری نمی‌تونید ببینید. هر چند از نظر روانشناسی و تمرکز کار بهتره که فریلنسرها هم محیط اتاق کار توی خونه رو مثل اتاق کار رسمی شبیه سازی کنن. ولی فعلاً شرایط جسمی این امکان رو بهم نمیده.برگردیم سر حرف اصلی، اینکه فریلنسری چیه؟ توی این سبک کاری، من خودم رئیس خودمم و می‌تونم پروژه‌هایی که دوست دارم و به مهارت‌هام می‌خورن رو انتخاب کنم. از نوشتن مقاله برای سایت کشاورزی  گرفته تا تولید محتوای متنی برای موسسه مهاجرتی و ارز دیجیتال. توی این مدتی که فریلنسر شدم، تنوع پروژه‌هام بیشتر شدن و انواع و اقسام کارها رو انجام دادم. البته قبل از اون هم پروژه‌ای کار می‌کردم ولی نه به شدت الان. هر کدوم از پروژه‌هایی که می‌گیرم، چالش‌ها و یادگیری‌های خاص خودشونو واسم داشتن. این تنوع پروژه‌ها بعضی وقتا واسم لذت بخشه و گاهی وقتا سخت. خوبی‌ها و بدی‌های شغل فریلنسری چیه؟یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های فریلنسری، آزادی و انعطاف‌پذیریه که بهت میده. تو می‌تونی خودت برنامه کاریتو تنظیم کنی و بین کار و زندگی شخصیت تعادل برقرار کنی. مثلاً ساعت خواب و خوراک و مهمونی رفتنم دست خودمه. هر چند من با اینکه فریلنسر هستم، اما برای ساعت کاری خودم یک برنامه‌ریزی شخصی دارم و شاید همین برنامه‌ریزی باعث شده توی این حرفه تقریباً موفق باشم.اما همه‌چیز به این خوبی‌ها ختم نمیشه. چالش‌های شغل فریلنسری هم کم نیست. مثل ناپایداری درآمد، مشکل پیدا کردن پروژه‌های جدید و نداشتن امنیت شغلی توی این حرفه وجود داره. به عنوان مثال، بعضی ماه‌ها ممکنه پروژه‌های زیادی داشته باشم، انقدر که وقت سر خاروندن ندارم و درآمدم حسابی خوب میشه، اما شده که ماه‌های دیگه پروژه‌ها حسابی محدود میشن، طوری که باید دوباره دست به دامان رزومه ارسال کردن بشم.جالب اینجاست که به محض ارسال رزومه، سر و کله پروژه‌های قبلی هم پیدا میشه و اینجاست که من دوباره نمیدونم با این حجم از کار چه باید بکنم؟! :))خلاصه اینکه شغل فریلنسری همه چیزش خوبه، جز اینکه درآمدت ثابت نیست. وقتایی که درآمدم از سطح توقعم بالاتر میره که عالیه ولی امان از ماه‌هایی که درآمدم کمتر از حساب و کتابم میشه و اونجاست که ترس اجاره خونه و خرج بچه‌ها به جونم می‌یوفته.بهترین مهارت‌ها برای شروع فریلنسری چیا هستن؟مهارت‌های زیادی هستن که می‌تونی برای فریلنسری روی اونها کار کنی، مثل نویسندگی یا همون تولید محتوای متنی، تولید محتوای تصویری، تولید پادکست، طراحی گرافیک، برنامه‌نویسی، توسعه وب و غیره. شغل فریلنسری رو از کجا شروع کنم؟بنا به حضورم توی فضاهای محتوایی مختلف این سوال رو زیاد از دوستان علاقه‌مند به این حرفه می‌شنوم که می‌پرسن: «من هیچ مهارتی ندارم ولی شغل فریلنسری رو دوست دارم، از کجا باید شروع کنم؟»در جواب این دوستان باید بگم برای شروع فریلنسری بدون تجربه قبلی، من چند قدم ساده بهتون پیشنهاد می‌کنم: اول از همه، مهارت یا علاقه‌مندی‌هات رو کشف کن، روی اونها کار کن و تقویت‌شون کن.این خیلی مهمه که بدونی دقیقاً توی چه زمینه‌هایی مهارت داری یا اگر هم هیچ مهارتی نداری، باید ببینی روی چه حوزه‌هایی علاقه داری. الان هم که شکر خدا فضای نت پر شده از آموزش‌های رایگان که می‌تونی ازشون استفاده کنی. فیلم‌های آموزشی آپارات و یوتیوب، سایت‌های آموزشی پربار مثل متمم و وبینارهای ایسمینار، منابع ارزشمندی برای شروع یادگیری یا تقویت مهارت‌های حرفه فریلنسری هستن.دوم اینکه، نمونه کار ایجاد کن. حتی شده به صورت کارآموزی بدون حقوق یا برای دل خودت، ولی از یک جایی شروع به کار کردن کن. همون نمونه کارها باعث تقویت مهارت‌هات میشن و مهمتر اینکه رزومه کاریت رو پر بار می‌کنن.سوم اینکه، مشتری پیدا کن.قدم سوم یکم سخت‌تره ولی خیلی مهمه، اینکه باید توی مدت کارآموزی و یادگیری، روی شبکه‌سازی کار کرده باشی تا چند نفری توی اون حوزه کاری تو رو بشناسن. حالا باید نمونه کارهات رو بهشون نشون بدی تا بتونی مشتری پیدا کنی. چهارمین قدم، با مشتری یا کارفرما مذاکره کن.حرکت سخت‌تر بعدی، مذاکره کردن با کارفرما روی قیمت کار هست. اینم شاید یک مزیت و در عین حال معضل فریلنسری باشه، چون خودت باید مشتری پیدا کنی، خودت باهاش قیمت رو ببندی و خودت باهاش تسویه حساب کنی. ولی تمام این مراحل برای من کلی یادگیری داشته، مخصوصاً توی ارتقا مهارت‌های نرمی مثل شبکه سازی، قدرت مذاکره، برنامه ریزی، تعهد، مسئولیت پذیری وووو چون باید برای موفقیت توی شغل فریلنسری این مهارت‌های نرم رو توی خودت پرورش بدی وگرنه کار واست سخت میشه. پیشنهاد می‌کنم اگه به تولید محتوا علاقه داری، پست من با عنوان معرفی شغل تولید به زبان ساده رو از دست ندید. یک سری پلتفرم‌های فریلنسری ایرانی و حتی خارجی مثل Upwork یا Freelancer هم هستن که می‌تونی ثبت‌نام کنی و برای گرفتن پروژه‌ها پیشنهاد کار بفرستی. حتی توی تالارهای گفتگو، کانال‌های تلگرامی و بسترهای مجازی مرتبط با حوزه فریلنسری خودت میتونی کارهات رو نمایش بدی یا آگهی قبول پروژه بذاری.درآمد فریلنسری چقدره؟همونطور که اول صحبت‌هام گفتم بنا به تجربه خودم درآمد فریلنسری می‌تونه خیلی متفاوت باشه و بستگی زیادی به نوع کار، تجربه و تعداد پروژه‌هایی که می‌تونی انجام بدی داره. مثلاً خودم اولین درآمدم از فریلنسری به سال 97 برمیگرده که 50 هزار تومان بود. اون موقع کار ترجمه انجام می‌دادم. اما بعدها به صورت پلکانی درآمدم بیشتر شد که الان به چند ده میلیون میرسه.مخلص کلام اینکه موفقیت توی فریلنسری نیازمند صبر، پشتکار و یادگیری مداومه. یعنی باید با کتاب خوندن، شرکت توی دورهمی‌های مرتبط با شغلت، گذروندن دوره‌های آموزشی و تماشای وبینارهای جدید، آموخته‌هات رو آپدیت کنی. مخصوصاً با حضور ابزارهای جدید مثل هوش مصنوعی، یادگیری لازمه موفقیت این شغل هست.پس اگه به دنبال یه کاری هستی که بهت آزادی عمل بیشتری میده و مایلی روی مهارت‌هات کار کنی و اونها رو توی دنیای واقعی به کار بگیری، شاید وقتش باشه که به دنیای فریلنسری قدم بذاری. شاید خوندن این وبلاگ اولین قدمت برای شروع یادگیری باشه :)اگه برای شروع فریلنسر توی حوزه تولید محتوای متنی نیاز به کمک داشتی، من اینجام تا به اندازه دانش اندک و تجربه‌ای که دارم بهت کمک کنم. پس اگه سوالی داشتی حتما توی کامنت‌ها بپرس، خوشحال میشم جواب بدم.</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2024 21:29:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای 6 قدمی برای پیدا کردن موضوع وبلاگ</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-6-%D9%82%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-ac4r9ecfpsv9</link>
                <description>اگه از من بپرسن سخت‌ترین کار توی وبلاگ‌نویسی و نویسندگی چیه؟ قطعا جوابم اینه: «پیدا کردن موضوع»!! حقیقتا پیدا کردن موضوع چالش همیشگی من توی نوشتن بوده و هست. بعضی وقتا انقدر ذهنم درگیر پیدا کردن موضوع میشه که تصمیم میگیرم کلا بی خیال نوشتن بشم.جالبه که بهتون بگم این چالش فقط مختص من سعیده نیست. خیلی از نویسنده‌ها و فعالان حوزه محتوا با این مشکل درگیر هستن. حتی دختر 14 ساله خودم که توی زمینه تولید محتوای اینستاگرام فعالیت میکنه، هر روز بابت پیدا کردن موضوع دست به دامن من میشه و میگه: «مامان همین یک بار رو بگو در مورد چی پست چند اسلایدی درست کنم، قول میدم دیگه ازت کمک نگیرم.» هر چند این داستان هر روز تکرار میشه :))یا دوستانی که توی دوره کارآموزی محتوا باهاشون آشنا شدم و مدتی به عنوان تسهیلگر دوره کنارشون بودم، هر دفعه از پیدا کردن موضوع برای روزانه‌نویسی شکایت داشتن.برای همین تصمیم گرفتم با یک سرچ ساده توی گوگل یک راه حل برای این مشکل پیدا کنم که هم خودم رو نجات بدم و هم شماهایی که مثل من دوست دارید هر روز روزانه‌نویسی کنید ولی بعضی وقتا ایده‌هاتون ته میکشه. پس اگه حس میکنین به بن بست نویسندگی رسیدین، این پست برای شماست. با من همراه باشین.راهنمای قدم به قدم برای پیدا کردن ایده‌های بلاگقبل از هر کاری، به محتوای فعلی‌تون نگاه کنید و ببینید آیا جای خالی‌ای هست که بتونید پر کنید. مثلاً شاید موضوع جالبی باشه که دلتون می‌خواسته این مدت درباره‌اش بنویسید اما فرصتش رو پیدا نکردید. یا شاید یک سوال متداول از سمت مخاطب رو بارها و بارها زیر پست‌های وبلاگتون دید و هنوز بهش جواب ندادید. اما همون سوال میتونه موضوع وبلاگ بعدی‌تون باشه. حالا بریم ببینیم اگه هیچ کدوم از حالت‌هایی که گفتم واسمون پیش نمیومد، چطوری برای وبلاگ‌مون موضوع یا ایده پیدا کنیم؟۱. در مورد ایده‌ برای موضوع وبلاگ تحقیق کنیموقتی داریم برای برنامه محتوای بلاگ‌مون تحقیق می‌کنیم، چند چیز رو باید به خاطر داشته باشیم. اول از همه اینکه به مخاطب هدف‌مون فکر کنیم. چون همونطور که توی پست خلق پرسونا در 7 قدم ساده گفتم، مخاطب یا پرسونا مهمترین بخش از محتوا هست که باید اول شناساییش کنیم تا بتونیم با محتوامون نیازهاش رو رفع کنیم.مثلا از خودمون بپرسیم نیازها و علاقه‌مندی‌های مخاطبین ما چیه؟ دنبال چه اطلاعاتی می‌گردن؟ وقتی درک خوبی از مخاطب هدفمون پیدا کردیم، می‌تونیم برای درآوردن موضوعات بالقوه طوفان فکری راه بندازیم. اگه نمیدونین طوفان فکری چیه، طوفان فکری یعنی یک کاغذ و خودکار برداریم یا حتی یک صفحه چت یا ورد رو باز کنیم و هر چی در مورد یک موضوع خاص به ذهنمون میاد رو بدون فیلتر و حذف کردن ثبتش کنیم. کلی ایده‌های جذاب از دل همین طوفان فکری درمیاد که باورتون نمیشه.یه نکته مهم دیگه اینکه به حوزه تخصصی‌مون دقت کنیم. ما توی چه موضوعاتی متخصص هستیم؟ چی می‌تونیم به خواننده‌هامون ارائه بدیم که بلاگرهای دیگه نمی‌تونن؟ وقتی تمرکزمون رو روی یک حوزه تخصصی خاص محدود کنیم، توسعه ایده‌هایی که برای مخاطب‌مون جالبه، راحت‌تر می‌شه.مثلا حوزه تخصصی خودم تولید محتوای وب فارسی هست. اگه دقت کرده باشید اکثر پست‌هایی که توی وبلاگم منتشر کردم، در همین مورد هست.گوگل یک جای خوب برای شروع تحقیق در مورد ایده‌های وبلاگ‌مون هست، اما فقط نباید به گوگل اکتفا کنیم. مثلا وب‌سایت‌های مخصوص هر حوزه تخصصی، انجمن‌ها و گروه‌های رسانه‌های اجتماعی اون حوزه رو بررسی کنیم تا ببینیم مردم درباره چی بیشتر صحبت می‌کنن؟ چه سوال‌هایی می‌پرسن و دنبال چه اطلاعاتی می‌گردن؟ این موارد بهمون یک ایده خوب می‌ده که چه نوع محتوایی برای خواننده‌هامون مفیدتر هست.۲. چارچوب استراتژی بلاگ‌مون رو ترسیم کنیماگه می‌خوایم مطمئن بشیم که پست‌های بلاگ‌مون هدفمند هستن، مهمه که وقت بذاریم و یک چارچوب استراتژی برای بلاگ‌مون طراحی کنیم. این کار بهمون کمک می‌کنه تا دقیقا مواضع خودمون توی موضوع بلاگ رو تعیین کنیم، یعنی شفاف بدونیم که در مورد چه موضوعاتی باید بنویسیم و چطور به پست‌هامون ساختار بدیم.از روی موضوعاتی که قبلا واسشون طوفان فکری کردیم، بهترین‌هاش رو انتخاب میکنیم و بعد در موردشون موضوعات بیشتر پیدا میکنیم. انگار که بخوایم به محتوامون شاخ و برگ بیشتر و بیشتر بدیم. طوری که اکثر موضوعات مرتبط با موضوع اصلی بلاگ‌مون رو تحت پوشش خودش قرار بده. برای درست کردن چارچوب استراتژی بلاگ‌مون باید دنبال اطلاعات مرتبط و به‌روز باشیم. بلاگ‌های دیگه توی حوزه تخصصی‌مون رو چک کنیم تا ببینیم بقیه دارن درباره چیا می‌نویسن و آیا چیزی هست که جاش خالی باشه و ما بتونیم به اون بحث اضافه کنیم یا نه.وقتی ایده‌های خوبی برای موضوع اصلی بلاگ‌مون داشتیم، وقتشه که برنامه‌ریزی محتوامون رو شروع کنیم. یعنی تصمیم بگیریم که در مورد کدوم موضوعات بنویسیم و برای هر پست یک چارچوب ایجاد کنیم.۳. موضوعات اصلی بلاگ‌مون رو شناسایی کنید.برای شناسایی ایده‌های موضوع اصلی بلاگ‌مون باز هم بهتره متوسل به طوفان فکری بشیم. بعد از اون، فهرست‌مون رو با در نظر گرفتن اینکه کدوم موضوعات به حوزه تخصصی و مخاطب‌مون ارتباط بیشتری داره، محدود کنیم. یعنی موضوعات کمتر مرتبط رو از لیست ایده‌هامون حذف کنیم.وقتی موضوعات اصلی بلاگ‌مون رو شناسایی کردیم، باید در مورد هر موضوع به دقت تحقیق کنیم تا مطمئن بشیم که اطلاعات دقیق و به‌روزی توی بلاگ‌مون قرار می‌دیم. اینطوری کیفیت محتوامون هم بالاتر میره.۴. موضوعات‌مون رو بر اساس اهداف‌مون دسته‌بندی کنیماحتمالا هر کدوم از ما یک هدفی برای وبلاگ‌نویسی داره. پس اول از همه اهداف کلی محتوای بلاگ‌مون رو شناسایی کنیم. مثلا اینکه با بلاگ‌مون دنبال چی هستیم؟ می‌خوایم فالوور بیشتر داشته باشیم؟ لید یا سرنخ تولید کنیم؟ یا دنبال ساخت برند شخصی‌مون هستیم؟وقتی اهدف‌مون رو پیدا کردیم، باید اونها رو به موضوعات مختلف دسته‌بندی کنیم. مثلاً، اگه می‌خوایم با وبلاگ‌نویسی توی یک حوزه خاص لید تولید کنیم، باید موضوعاتی رو که بهمون کمک می‌کنن تا به این هدف برسیم، دسته‌بندی کنیم.همونطور که موضوعات بالقوه رو دسته‌بندی می‌کنیم، باید به این موضوع مهم هم فکر کنیم که هر قطعه از محتوامون باید چه فرمتی داشته باشه؟ آیا یک پست بلاگ کافیه یا یک کتاب الکترونیک برای درک عمیق‌تر مخاطب مفیدتره؟۵. تقویم محتوایی بلاگ‌مون رو تعریف کنیمحالا وقتشه که ببینیم محتوای بلاگ‌مون رو هر چند وقت یک بار منتشر کنیم تا راحت‌تر به هدف‌مون برسیم؟ مثلا، اگه می‌خوایم دنبال‌کننده بیشتر داشته باشیم، انتشار بلاگ یک بار در هفته‌ نقطه شروع خوبیه. اما اگه تولید سرنخ هدف اصلی‌مون هست، شاید لازم باشه چندین بار در هفته پست بذاریم.۶. عناوین بالقوه رو شناسایی کنیموقتی برای نوشتن محتوای بلاگ‌مون آماده هستیم که عنوان‌های مناسبی برای محتوامون داشته باشیم. اینطوری می‌تونیم تحقیقات‌مون رو متمرکزتر ادامه بدیم و مطمئن بشیم که محتوامون برای مخاطب‌مون مرتبط و جالب هست.برای پیدا کردن عناوین مناسب برای ایده‌های محتوایی‌مون مجدد باید طوفان فکری کنیم و یک لیست از کلیدواژه‌ها و موضوعات مرتبط با موضوع بلاگ‌مون رو پیدا کنیم. بعد از اون، از این کلیدواژه‌ها برای سرچ مقالات، پست‌های بلاگ و منابع دیگه‌ برای الهام گرفتن استفاده کنیم. باید همونطور که این منابع رو مطالعه می‌کنیم، دنبال ایده‌هایی باشیم که توجه‌مون رو جلب میکنه. چون این نوع عناوین با مخاطب‌مون هم راحتتر ارتباط برقرار می‌کنه. پیشنهاد میکنیم پست من با عنوان چگونه تیتر جذاب بنویسیم رو از دست ندید.خلاصه اینکه پیدا کردن موضوع برای محتوای بلاگ می‌تونه گیج‌کننده باشه. اما اگه این راهنما رو قدم به قدم پیش برید، بهتون قول میدم که یک برنامه محتوایی مفید برای تولید محتوای باکیفیت بالا و جذاب برای بلاگتون ایجاد میکنید.حالا که می‌دونید چطور برای بلاگ‌تون موضوع پیدا کنید، وقتشه که دست به کار بشید و همین الان وبلاگ‌نویسی رو شروع کنید. منتظر شنیدن نتایج موفقیت‌تون توی نظرات هستم :))منبع</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Tue, 26 Mar 2024 19:44:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 تاثیر روزانه نویسی که قول میدم نمیدونستی</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/10-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D9%88%D9%84-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C-sxbn2zpoymxd</link>
                <description>از اونجایی که تصمیم گرفتم توی سال جدید بیشتر روی وبلاگ نویسی وقت بذارم، برای خودم این سوال مطرح شد که اصلا چرا باید روزانه نویسی کنم؟ یا بهتر بگم، روزانه نویسی چه دردی از من دوا میکنه؟ همین موضوع رو توی گوگل جان سرچ کردم و به یافته‌های جذابی رسیدم. جیسون فراید، بنیانگذار و مدیر عامل شرکت &quot;Basecamp&quot; توی کتابش با عنوان &quot;Rework&quot; اینطور میگه که:«وقتی دنبال استخدام یک نفر هستیم، صرف نظر از اینکه فرد قراره برنامه نویس، طراح یا فروشنده باشه، بیشتر روی مهارت نوشتن اون آدم تمرکز میکنیم. دلیلش هم ساده ست، چون واضح نوشتن دلیلی بر داشتن فکری باز هست، وقتی کسی شفاف مینویسه، پس موضوعات رو هم در محل کار شفاف بیان میکنه و مهارت برقراری ارتباط قوی‌تری داره.»از اونجایی که خودم توی این بخش از مهارت‌های نرم نیاز به یادگیری بیشتر دارم، تصمیم گرفتم موضوع وبلاگ امروزم رو به این قضیه اختصاص بدم و اثرات روزانه نویسی رو بررسی کنم. ممنون که تا آخرش همراهی میکنید.1.  انتقال بهتر افکار به بقیهوقتی به جای اینکه فقط حرف بزنیم یک زمان‌هایی رو صرف نوشتن میکنیم، روی انتخاب کلمات و جملات بیشتر دقت می‌کنیم تا دقیقاً چیزی که تو ذهنمون هست رو بگیم. پس نوشتن بهمون کمک می‌کنه که خیلی واضح‌تر و راحت‌تر افکارمون به بقیه بفهمونیم.این دقیقا چالشی هست که من در گذشته و خصوصا توی محیط کار خیلی باهاش درگیر بودم. چون نمیتونستم اون منظور ذهنی خودم رو دقیق بیان کنم و باعث کلی سوءتفاهمات با مدیرم و همکاران دیگه شده بود :(2. دور ریختن استرسنوشتن و پرورش دادن ایده‌های توی ذهن تأثیر زیادی توی کم کردن استرس‌مون داره. چون نه تنها افکارمون از ذهنمون خارج میشه، بلکه کل فرآیند فکر کردن و استدلال کردن رو هم بیرون میکشیم. کاری که اگر ننویسیم، فقط توی ذهنمون می‌مونه. در حالیکه یک راه عالی برای خلاصی از استرس اینکه موضوعی که ذهنمون رو درگیر کرده رو روی کاغذ پیاده کنیم تا بتونیم با تمرکز بیشتری روش فکر کنیم و راه حل‌هاش رو دربیاریم. من خودم از این کاربرد نوشتن خیلی وقتا استفاده میکنم. حتی اگر کاغذ و خودکار دم دستم نباشه، دغدغه‌ای که ذهنم رو به خودش مشغول کرده و باعث استرسم شده رو توی صفحه چت گوشی همراهم واسه خودم تایپ میکنم. همون لحظه اثرش رو میبینم که چقدر سطح استرسم کم شد و راحت‌تر میتونم راه چاره رو پیدا کنم.3. راهی برای مولدتر شدننوشتن سلول‌های مغزمون رو فعال می‌کنه و باعث آمادگی بیشتر ما می‌شه تا بقیه کارها رو راحت‌تر انجام بدیم. انقدر این تاثیر زیاده که می‌تونیم ازش مثل یه نوع گرم کردن ذهن قبل از شروع روز استفاده کنیم. علاوه بر این، وقتی کارهامون رو با کلمات درست یادداشت می‌کنیم، برای انجام درستشون آماده‌تر می‌شیم. مهمتر از همه اینکه، ثابت شده وقتی اهدافمون رو روی کاغذ بیاریم، شانسمون برای رسیدن بهشون خیلی بیشتر می‌شه.برای من دقیقا همینه. یعنی وقتایی که کارهای روزانه‌ام رو روی کاغذ لیست میکنم، اون روز ذهنم خالی‌تر میشه و دقیقا میدونم که قراره تا شب چه کارهایی انجام بدم و اینطوری میشه که چیزی از قلم نمیوفته و من اون روز کارایی بیشتری دارم.4. یادگیری بیشترهر آدمی مدل ذهنی خودش رو داره، ولی برای من اینطور هست که وقتی اطلاعاتی که از یک کتاب یا وبینار یا پادکست بدست میارم رو با کلمات خودم روی کاغذ مینویسم، بهم کمک می‌کنه که اون اطلاعات رو بهتر به خاطر بسپارم و نکته‌ای رو جا نندازم، وگرنه زود فراموششون می‌کنم. اینطوری میشه که با نوشتن یادگیری من بیشتر میشه.5. خودشناسی بهتراگه هر روز بنویسیم که توی ذهنمون چیا می‌گذره، انتظار داریم چیا به دست بیاریم و نسبت به این‌ها چه احساسی داریم، دیگه حتی به روانشناس هم نیاز پیدا نمی‌کنیم که اون حرف‌های ما رو بشنوه و بر اساس گفته‌هامون بهمون بگه ما کی هستیم. نوشتن یک جورایی باعث میشه راحت‌تر خودمون رو بشناسیم. 6. تصمیم گیری بهتروقتی افکارمون رو به صورت روزانه نویسی روی کاغذ یا فضایی مثل ویرگول می‌نویسیم، افکارمون رو مرتب می‌کنیم و نتیجه این میشه که افکار مرتب به ما کمک میکنه تا واضح‌تر فکر کنیم و در نهایت تصمیم‌های بهتری بگیریم. اینجا جا داره از حبیب فاتح، یک آینده پژوه کار درست که تسهیلگر جلسات توسعه شخصی‌مون هست یاد کنم. هر وقت واسه پیدا کردن راه حل یک چالش ذهنی باهاش مشورت میکنم، بهم پیشنهاد میکنه افکارت رو روی کاغذ بیار تا راه حل رو پیدا کنی و اینطوری راحت‌تر میتونه تصمیم بگیری.7. شادتر بودناین اثر نوشتن در نتیجه دو تا تاثیر قبلی هست که گفتم، چون وقتی با نوشتن ذهنمون از افکار مختلف خالی میشه، بهتر خودمون رو میشناسیم و تصمیمات بهتری میگیریم، قطعاً آدم‌های خوشحال‌تری خواهیم بود. البته اینم بگم که نیازی نیست هر چیزی توی ذهنمون هست رو توی وبلاگ عمومی منتشر کنیم و نوشتن توی یک دفترچه شخصی کافیه. چون اگه هر چی توی ذهنمون هست رو منتشر کنیم، شاید مجبور بشیم از فرداش حداقل مدتی جایی آفتابی نشیم، صرفا جهت حفظ جونمون :))) 8. زندگی با تمرکز بیشتراگه مدام درباره افکارمون، چیزهایی که یاد گرفتیم، تجربیاتمون و احساساتمون بنویسیم، هیچ وقت اهدافی که می‌خوایم بهشون برسیم و رویاهامون رو از دست نمی‌دیم. چون با ذهنی باز و به صورت متمرکز میدونیم که توی زندگی به دنبال چی هستیم.9. گذر از لحظات سخت با سرعت بالاترتحقیقاتی روانشناسان و حتی تجربیات شخصی خودم بهم نشون داده کسانی که درباره اتفاقاتی که براشون می‌افته می‌نویسن، سریع‌تر از لحظات سخت رد می‌شن تا کسانی که اون اتفاقات رو جایی ثبت نمیکنن. چون وقتی نمینویسیم، ذهنمون دائم اون اتفاقات رو مرور میکنه و به نوعی دچار نشخوار ذهنی میشیم. ولی با نوشتن راحت‌تر از شرشون خلاص میشیم. فکر میکنم مطلب من با عنوان چگونه از شر افکار منفی خلاص شویم به این موضوع ربط داشته باشه. اگه دوست داشتید بخونید روی لینک کلیک کنید.10. جمع کردن خاطراتآخرین اثر روزانه نویسی اینکه اگه هر روز بنویسیم، یک ثبت تاریخی از افکارمون خواهیم داشت، احتمالاً چیزی خیلی جالب‌تر از یک آلبوم عکس ساده و کی می‌دونه، شاید در نهایت همون خاطرات روزانه تبدیل به یه کتاب بشه که بتونیم منتشرش کنیم ;)من این ده تا اثر نوشتن رو پیدا کردم و بر اساس تجربیات شخصی خودم اینجا مطرحش کردم. اما دوست دارم بدونم نوشتن برای شما چه تاثیراتی داشته و اصلا اهل نوشتن هستید یا نه؟ منتظر جوابتمون هستم :))منبع</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Thu, 21 Mar 2024 16:22:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چی شد که به ویرگول برگشتم</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%DA%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D9%85-ncazqc2ayttn</link>
                <description>داستان آشنایی من و ویرگول به سال 98 برمیگرده، درست سالی که تازه به عنوان محتوانویس با تاسیسات 24 ساعته و مدیرم مجتبی اسماعیلی که الان بهش میگم «نیما» آشنا شدم. یادمه که نیما، اصرار زیادی داشت که اگه میخوای توی حوزه محتوا موفق بشی باید روزانه نویسی رو اولویت کاریت قرار بدی. منم چون تازه از صفر میخواستم محتوانویسی رو یاد بگیرم و به معنای واقعی هیچی از محتوا نمیدونستم، عزمم رو جزم کردم و به پیشنهادش اول یک اکانت توی سایت متمم آقای شعبانعلی خریدم که به آموزش‌هاش دسترسی نامحدود داشته باشم و بعدش توی ویرگول برای خودم اکانت ساختم تا بتونم روزانه نویسی‌هام رو داخلش منتشر کنم.اوایل که شور حسینی داشتم، روزانه نویسیم بهتر بود. چون خودمو مقید کرده بودم که هر روز نوشته‌هام رو اینجا منتشر کنم، یادمه موضوع اولین نوشته من این بود «چگونه از شر افکار منفی خلاص شویم؟» این متن رو توی اردیبهشت 98 منتشر کردم و به نظر خودم برای شروع بد نبود.اما کم کم اشتیاقم برای روزانه‌ نویسی کم شد. نمیدونم دلیلش تنبلی خودم بود یا گرفتاری کاری که روز به روز بیشتر می‌شد. بعضی روزها هم خداییش دوست داشتم روزانه نویسی کنم ولی پیدا کردن عنوان واسم عذاب الیم بود.با این حال از اردیبهشت 98 تا امروز که آخرین روز از سال 1402 هست، 27 تا متن و دست نوشته منتشر کردم که اکثرا توی حوزه محتوا و حول و حوش آموزش محتوانویسی و انتخاب تیتر وووو اینا بوده و بعضی‌هاش هم در مورد توسعه شخصی بوده.آخرین متنی که منتشر کردم آذر 1401 همزمان با دستگیری عمو نیما بود. این مصیبت به قدری دلمو سوزوند که فکر کردم ویرگول تنها جاییکه میتونم اعتراضم رو به این کار ظالمانه فریاد بزنم. عنوانش به امید آزادی هست که اگه دوست داشتید میتونید بخونید. لینکش رو هم گذاشتم تا راحت‌تر پیداش کنید.اما بعد از اون دیگه سراغ ویرگول نیومدم. توی این مدت اتفاقات زیادی واسم افتاد. زندگی شخصیم دستخوش تغییرات زیادی شد. تونستم با کمک همون عمو نیما که خدا رو شکر الان آزاده و داره زندگیش رو میکنه، برای خودم و بچه‌هام یک زندگی مستقل دست و پا کنم. این بخش از خاطرات پارسال جزو شیرین‌ترین اتفاقاتی بود که واسم افتاد. ولی قسمت تلخ ماجرا بیرون اومدنم از تاسیسات 24 ساعته بود و الان تقریبا دو ماهی میشه که دارم به صورت فریلنسر کار میکنم.بعد از تجربیات زیاد و آموزش‌های فراوونی که توی مدت 5 سال همکاریم با تاسیسات 24 ساعته دیدم، کار کردن توی فضای فریلنسری هم تجربیات خاص خودش رو داره و تنها چیزی که حسرتش رو میخورم، دوری از محیط کاری صمیمانه اونجاست که توی هیچ تیم و مجموعه‌ای نتونستم تجربه‌ش کنم.شاید یکی از نوشته‌های آتیم در مورد تجربیاتم از کار کردن توی تاسیسات 24 ساعته باشه. چون تا آخر عمرم خودم رو مدیون تک تک بچه‌های اون تیم دوست داشتنی میدونم.خلاصه، دوری من از ویرگول ادامه داشت تا اینکه نیما برای بار هزارم صداش دراومد که «سعیده چرا وبلاگ نویسی رو رها کردی؟» طفلکی شاید هر چند وقتی این مورد رو بهم تذکر میداد ولی من درگیر روزمرگی‌ها و کار کردن بودم و به همین بهانه‌ها از روزانه نویسی فاصله گرفتم.اماااا این بار دیگه داستان فرق داره. چون خودم بهش قول دادم با اینکه از تیم تاسیسات 24 ساعته اومدم بیرون ولی آموزش‌هایی که توی این چند سال بهم داده رو بکار بگیرم و لااقل به خودم ثابت کنم که میتونم دوباره شروع کنم و بدون رها کردن ادامه‌ش بدم.این شد که به پیشنهاد نیما یک لیست از کارهایی که این مدت رها کردم تهیه کردم تا هر روز روی یکیش وقت بذارم و انجامش بدم. اولین کاری که صدر لیستم اومد وبلاگ نویسی بود. برای همین الان اینجام و دوباره به ویرگول برگشتم تا با نوشتن ذهن خودم رو خالی کنم، چیزهای بیشتری یاد بگیرم و با آدم‌های بیشتری آشنا بشم.امیدوارم سال جدید که الان تنها چند ساعت به شروعش مونده، سالی باشه که من رها کردن نصفه و نیمه کارها رو بذارم کنار و برخلاف سال‌های قبلی لااقل خودم از عملکردم راضی باشم.نمیدونم نوشته‌های قبلی من رو خوندید یا نه، اما اگه یک لطفی به من بکنید ممنون میشم. اینکه بهم بگید دوست دارید راجع به چی بنویسم؟ محتوای وب فارسی یا توسعه شخصی یا داستان زندگی شخصی خودم؟خوشحال میشم نظرتون رو توی کامنت‌ها بخونم :))</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2024 15:23:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل گزارش یکتانت در سال 1400</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-1400-od3fxttvqgvm</link>
                <description>&quot;یکتانت مجموعه ای است که تمام راه های دیجیتال مارکتینگ به آنجا می رسد&quot; این شعار پلتفرم یکتانت است. پلتفرمی که اکثراً نامش به گوشمان خورده است و اغلب کسب و کارهای کوچک و بزرگ فضای وب فارسی از خدمات و ابزارهای دیجیتال مارکتینگ آن جهت تبلیغات، بالا بردن نرخ کلیک و افزایش فروش خود استفاده کرده اند.داستان فعالیت یکتانت از بهمن سال 95 شروع شد، درست زمانی که کمبود روش های جدید و پربازده در تبلیغات وب فارسی به خوبی احساس می شد. یکتانت آمد تا بتواند با کمک خلاقیت تیم پویای خود تغییرات اساسی در بازار تبلیغات وب فارسی ایجاد کند. زمانی که گزارش کاری سال 1400 یکتانت را خواندم به معنای واقعی این همه رشد، تخصص، خلاقیت و موفقیت نظرم را جلب کرد. به همین خاطر تصمیم گرفتم من هم به عنوان عضو کوچک و تازه وارد دنیای دیجیتال مارکتینگ سهمی در معرفی خدمات و دست آوردهای این مجموعه در سالی که گذشت داشته باشم. در گزارش 1400 یکتانت موضوعات زیر بیشتر از بقیه نظرم را جلب کرد:خدمات متنوع یکتانت در فضای دیجیتال مارکتینگتعداد کسب و کارهای در حال همکاری با یکتانتتعداد کمپین های اجرا شده توسط یکتانتحوزه هایی با بیشترین تعداد تبلیغ کننده در یکتانتمیزان جذابیت تبلیغات برای مخاطبینمقدار درآمد نمایش دهندگان تبلیغاتمقایسه ترافیک آقایون و خانم ها در طول شبانه روزدر ادامه گوشه ای از گزارش سالانه یکتانت را با هم بررسی می کنیم.تعداد کسب و کارهای در حال همکاری با یکتانتبر اساس این گزارش تا پایان سال 1400 در مجموع 55 هزار کسب و کار برای تبلیغات خودشان با یکتانت همکاری کرده اند که از این بین 22 هزار کسب و کار جدید تنها در سالی که گذشت همکاری خود را با این پلتفرم آغاز کرده اند و بیشتر از 37 هزار کسب و کار حداقل یکبار خدمات یکتانت را دریافت می کنند.تعداد کسب و کارهای در حال همکاری با یکتانتشلوغ ترین روزهای یکتانتآمار دریافتی از سال گذشته نشان می دهد، بیشترین کمپین های تبلیغاتی در ماه های آذر، بهمن و اسفند با این مجموعه بسته شده است. به این صورت که در 24 بهمن، 3240 کمپین تبلیغاتی، در 25 بهمن ماه (مصادف با روز ولنتاین) 2 میلیارد نمایش در روز و 11 اسفند 1230 تبلیغ کننده در این پلتفرم فعال بوده اند.تعداد تبلیغ کنندگان به تفکیک حوزه کسب و کارحوزه های آموزشی، فروشگاه اینترنتی و زیبایی به ترتیب بیشترین تبلیغ کننده و حوزه های حمل و نقل، ورزش و تناسب اندام و سرگرمی کمترین تعداد تبلیغ کننده را داشته اند.نسبت تعداد تبلیغ کنندگان در حوزه های مختلف به کل تبلیغ کنندگان یکتانت استفاده از تبلیغات هدفمندبر اساس گزارش یکتانت در طی سه سال گذشته تمایل به استفاده از تبلیغات هدفمند بیشترین رشد خود را داشته است. به نحوی که در سال 1400 برای اولین بار 55 درصد کمپین های تبلیغاتی از نوع هدفمند بوده و 70 درصد از تبلیغ کننده های فعال در یکتانت در سال گذشته حداقل یک کمپین تبلیغاتی هدفمند داشته اند.تبلیغات ریتارگتینگ، ریتارگتینگ محصول، موضوعی، کلیدواژه ای و رفتارمحور از جمله انواع تبلیغات هدفمند در یکتانت هستند.نسبت تبلیغات هدفمند به عمومیپیشنهاد می کنم برای آشنایی بیشتر با مدل های مختلف تبلیغات در بازاریابی دیجیتالی مطلب من با عنوان دیجیتال مارکتینگ چه ابزارهایی برای برندینگ در اختیار کسب و کارها قرار می دهد را مطالعه کنید.میزان جذابیت تبلیغات برای مخاطبینهر چقدر نرخ کلیک یا CTR یک محتوا بیشتر باشد، نشان دهنده میزان محبوبیت آن در نزد مخاطب است. بر همین اساس نرخ کلیک در تبلیغات مختلف یکتانت مشخص کننده مقدار جذابیت آن تبلیغ برای مخاطبین است. در تصویر زیر میزان نرخ کلیک در تبلیغات همسان یکتانت را مشاهده می کنید:در تصویر زیر میزان جذابیت تبلیغات بنری و پوش نوتیفیکیشن یکتانت را برای مخاطبین ملاحظه می کنید:میزان درآمد نمایش دهندگانآمار جالبی از مقدار درآمد نمایش دهندگان تبلیغات وجود دارد که رشد 72 درصدی درآمد آن ها را نشان می دهد. دو عامل باعث افزایش درآمد آن ها شده است: بیشتر شدن تعداد نمایش دهندگان همکاری و افزایش درآمد هر نمایش دهندهمقایسه کاربران موبایلی و دکستاپیبر اساس گزارش یکتانت همچنان کاربران موبایلی بیشترین سهم را در وب گردی فارسی دارند. به شکلی که 88 درصد از کابران وب سایت ها از دستگاه موبایل برای وب گردی استفاده می کنند که توجه به این آمار برای صاحبین مشاغل اینترنتی بسیار مهم است.با مطالعه گزارش کامل یکتانت می توانید از اطلاعات ارزشمندی در حوزه وب فارسی و حتی رفتار مخاطب مطلع شوید تا از تبلیغات خود نتایج بهتری کسب کنید. برای همین پیشنهاد می کنم روی لینک گزارش سالیانه یکتانت بزنید و در انتهای این مطلب تجربیات خودتان را در استفاده از این پلتفرم به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Wed, 31 Aug 2022 07:20:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیجیتال مارکتر کیست و چه وظایفی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/snurir/%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D9%88%D8%B8%D8%A7%DB%8C%D9%81%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-ccpsa9pjdd6i</link>
                <description>بازاریابی دیجیتال دیگر یک صنعت خاص نیست، بلکه به بخشی جدایی ناپذیر از فعالیت های بازاریابی در سراسر صنایع تبدیل شده تا مشتریان بالقوه را درگیر و ترافیک را هدایت کند و در نهایت سرنخ های با کیفیت ایجاد کند.برندهایی که می‌خواهند در دنیای دیجیتالی امروزی موفق شوند، به بازاریاب‌هایی با تخصص دیجیتالی نیاز دارند تا بتوانند محصولات و خدمات آنها را به صورت آنلاین عرضه کنند. دیجیتال مارکترهای ماهر به دانش و صلاحیت هایی نیاز دارند که فراتر از استراتژی های بازاریابی اولیه و مهارت های خلاقانه است. اگر به دنبال حرفه بازاریابی دیجیتال برتر هستید، یک مکان خوب برای شروع، درک مهارت های مورد نیاز و آنچه که بازاریابان دیجیتال انجام می دهند است. خود من از آن دست افرادی هستم که به مهارت های مورد نیاز برای یک دیجیتال مارکتر حرفه ای شدن نیاز دارم. پس شما هم با من تا انتهای این مطلب همراه باشید تا ببینیم اولاً دیجیتال مارکتر کیست و سپس با تخصص های مورد نیاز برای رسیدن به این موقعیت شغلی آشنا شویم.دیجیتال مارکتر کیست؟به عبارت کلی، یک بازاریاب دیجیتال مسئول استفاده از انواع کانال های دیجیتالی برای تولید سرنخ و ایجاد آگاهی از برند است. کانال های دیجیتالی عبارتند از:وب سایت های شرکتشبکه های اجتماعی مانند فیسبوک، یوتیوب و اینستاگرامموتورهای جستجو از جمله گوگل و بینگبازاریابی ایمیلیبرنامه های تلفن همراه مانند Tik Tok و Whats Appتبلیغات نمایشی آنلاینوبلاگ هابسته به بزرگی و کوچکی شرکت یک روز کاری در زندگی یک بازاریاب دیجیتال اغلب شامل مدیریت کمپین های بازاریابی رسانه های اجتماعی، کار بر روی بهینه سازی موتور جستجو، نظارت بر کمپین های ایمیل و ایجاد محتوا برای یک وبلاگ شرکتی است. فراتر از این، یک بازاریاب دیجیتال باید از تجزیه و تحلیل های قابل اندازه گیری برای شناسایی نقاط ضعف و یافتن راه هایی برای بهبود عملکرد در این کانال ها استفاده کند. در این نقش، شما می توانید به عنوان دیجیتال مارکتر مسئولیت تمام جنبه های استراتژی دیجیتال یک شرکت را بر عهده بگیرید یا فقط روی یکی از آن ها تمرکز کنید.برای تبدیل شدن به یک بازاریاب دیجیتال یا متخصص، مزایا و معایبی وجود دارد. شرکت های کوچکتر تمایل دارند یک متخصص یا مدیر عمومی داشته باشند، در حالی که شرکت های بزرگ تر می توانند مسئولیت ها را به کل یک تیم یا در چندین بخش مختلف تقسیم کنند.برای دیجیتال مارکتر شدن به چه مهارت هایی نیاز داریم؟همانطور که در تصویر اینفوگرافی فوق می بینید، بیشترین مهارت های مورد نیاز برای موقعیت شغلی دیجیتال مارکتر عبارتند از: فناوری، خلاقیت و تفکر تحلیلی.زیبایی شغل دیجیتال مارکتر این است که شما می توانید انتخاب کنید که در تمام این مهارت ها حرفه ای شوید یا فقط روی 1 الی 2 مهارت تمرکز کرده و از دیگران متمایز شوید. هر چند بالا بردن سطح مهارت خود در هر یک از موارد ذکر شده می تواند نقش زیادی در حرفه ای تر شدن شما و افزایش دستمزد دریافتی تان داشته باشد.دیجیتال مارکتر چه کار می کند؟به طور معمول، بازاریابان دیجیتال برخی یا همه مسئولیت های بازاریابی دیجیتال زیر را دارند:1. بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعیبازاریابی شبکه های اجتماعی همه چیز در مورد دستیابی به مخاطبان گسترده افراد با استفاده از کانال های رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک، توییتر، اینستاگرام، ردیت و لینکدین است و برای اینکه فرد بتواند این مسئولیت را به خوبی انجام دهد، لازم است تا مراقب تعاملات خود با مردم باشد. به بیانی دیگر، جنبه خدمات مشتری در این نقش وجود دارد.2. بازاریابی درونگرابازاریابی درونگرا شامل توانایی وب سایت شرکت شما برای جذب، تعامل و تبدیل کاربران است. به طور معمول، هر اقدامی از جمله پر کردن سایت با انوع محتوای جالب و مفید، مقالات رهبری فکری، پست های وبلاگ مفید و غیره که برای مخاطبانی که می خواهید جذب کنید جذابیت دارد، جزو بازاریابی درونگرا محسوب می شود. البته تمام این اقدامات باید به‌طور متفکرانه طراحی و نوشته شوند تا یا در جست‌وجوی‌های متداول جستجو شده رتبه بالایی داشته باشند یا به اندازه کافی جذاب باشند که مخاطبان شما آنها را از طریق کانال‌های دیگر به اشتراک بگذارند. بازاریابی درونگرا به بخش مهمی از هر استراتژی بازاریابی دیجیتال قوی تبدیل شده است، اما اجرای موثر آن تا حدی دشوار است، زیرا هر محتوایی که بیش از حد تبلیغاتی باشد به اندازه کافی به اشتراک گذاشته نمی شود.3. ایمیل مارکتینگاگر می خواهید یک بازاریاب دیجیتال شوید، باید یاد بگیرید که چگونه به طور موثر با مشتریان از طریق ایمیل درگیر شوید. به طور کلی، تلاش‌های بازاریابی ایمیلی شما مستقیم‌ترین راه برای تقویت روابط با مشتریان فعلی شما، آگاه نگه داشتن آنها با به‌روزرسانی‌ها و افزایش سطح تعامل آنها با برندتان خواهد بود. البته، یک کمپین بازاریابی ایمیلی بسیار هدفمند و کم هزینه نیز راهی موثر برای دستیابی به مشتریان یا مشتریان هدف جدید است.4. بازاریابی محتواییبازاریابی محتوایی بخشی از بازاریابی درونگرا است که به تولید محتوای با کیفیت بالا و توسعه یک استراتژی محتوای جامع اشاره دارد. یک متخصص بازاریابی محتوا در ایجاد محتوای قانع‌کننده در هر تعداد از اشکال و کانال‌های مختلف، از جمله مقاله‌ها، ویدئوها، پادکست‌ها، پست‌های رسانه‌های اجتماعی و موارد دیگر تخصص دارد.5. روابط عمومیبازاریابان دیجیتال اغلب در تلاش های شرکت خود برای به دست آوردن پوشش از سایر نشریات شرکت می کنند . اعضای تیم شما را آماده می کنند تا مقالات تخصصی یا مطالب فکری برای وبلاگ ها یا مجلات آنلاین محبوب بنویسند یا با روزنامه های دیجیتال، پادکست ها و غیره مصاحبه کنید. این اقدام به نوبه خود به افزایش آگاهی شرکت و ایجاد رهبری آن به عنوان متخصص در زمینه خود کمک می کند.6. تبلیغات پرداخت به ازای کلیک (PPC)یک رویکرد مستقیم، تبلیغات پرداخت به ازای کلیک است که به سادگی تضمین می کند که مشتریان بالقوه بیشتری را در برند یا وب سایت خود به دست آورید. این اقدام در مفهوم ساده، اما در اجرا کمی پیچیده است، به طور کلی با توجه به سرمایه گذاری دلار واقعی، تبلیغات PPC نیازمند یک استراتژی کاملاً فکر شده است تا اطمینان حاصل شود که تبلیغات شما فقط در جایی قرار می گیرند که بیشترین تأثیر را دارند.7. بهینه سازی موتور جستجو (SEO)سئو هنر افزایش رتبه یک وب سایت در گوگل و سایر موتورهای جستجو است تا در نهایت منجر به افزایش ترافیک آن وب سایت شود. به عبارت ساده تر، بازاریاب های دیجیتال که در زمینه سئو تخصص دارند، در مورد کلمات و عباراتی که ممکن است توسط مشتریانی که به دنبال اطلاعات آنلاین هستند استفاده کنند، تحقیق می کنند و سپس محتوای خود را حول آن پرس و جوها تغییر شکل می دهند و در عین حال مواردی مانند نمایه سازی محتوا و لینک سازی را نیز در نظر دارند.8. تجزیه و تحلیل بازاریابیتجزیه و تحلیل بازاریابی به ابزارهای مختلفی اشاره دارد که به شما امکان می دهد تا تجزیه و تحلیل پس از مرگ را در مورد موفقیت تلاش های بازاریابی دیجیتال خود انجام دهید. اکنون می‌توانید تفکیک‌های بسیار دقیقی در مورد اینکه ترافیک دیجیتال شما از کجا می‌آید و به کجا می‌رود، کلمات کلیدی یا تصاویر موثرتری در جذب کلیک‌ها و غیره را دریافت کنید. مرتب‌سازی از میان این کوه اطلاعات تضمین می‌کند که هر کمپین بازاریابی دیجیتال از کاستی‌های قبلی درس می‌گیرد تا مخاطبان صحیح را در حال حرکت به جلو بهتر هدف قرار دهد.حرف آخردر پایان این مطلب قصد دارم چند سوال از شما بپرسم و خوشحال می شوم نظر خود را با من در میان بذارید. اینکه نظر شما در خصوص مفهوم دیجیتال مارکتر چیست؟ آیا این موقعیت شغلی به خوبی در کشور ما معرفی شده است؟ به نظر شما برای اینکه به یک دیجیتال مارکتر حرفه ای تبدیل شویم، به چه مهارت های دیگری به غیر از آنچه در این متن گفتم نیاز داریم؟منابع انگلیسی: 1، 2، 3</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Mon, 20 Jun 2022 06:16:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>8 دلیل اهمیت بازاریابی در موفقیت کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/8-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-mnvxdlugzkiz</link>
                <description>آیا می دانید مشتریان شما چه می خواهند؟ آیا فکر می کنید مشتریان به محصولات شما اعتماد دارند؟ آخرین باری که دیدید مشتری در مورد محصول یا خدمات شما نظر داد چه زمانی بود؟ شکایت بود یا تعریف؟ رسیدن به پاسخ تمام این سوالات تنها از طریق بازاریابی امکان پذیر است. نحوه بازاریابی کسب و کارتان تعیین می کند که آیا فعالیت اقتصادی موفقی دارید یا خیر؟ بازاریابی ابزاری است که برای ایجاد و حفظ تقاضا، ارتباط، شهرت و رقابت مورد استفاده قرار می گیرد. بدون وجود بازاریابی، احتمالاً کسب و کار شما به دلیل عدم فروش ورشکست خواهد شد.پس چرا بازاریابی مهم است؟ با من همراه باشید تا با بررسی این 8 دلیل ببینیم چرا به بازاریابی نیاز داریم؟ بازاریابی روشی موثر برای جذب مشتریان استدر یک کسب و کار بسیار مهم است که مشتریان به سمت آن جذب شوند. بازاریابی ابزاری برای ادامه مکالمه با مشتری است. جذب مشتریان با خوراندن زورکی پیشنهادات فروش فرق می کند. تعامل بین مشتری و شما باید شامل ارائه اطلاعات مرتبط در مورد محصولات و کسب و کار شما به مشتریان باشد. برای این منظور هیچ چیز موثرتر از ارائه یک محتوای ارزشمند و عالی عمل نمی کند. چون شما قرار است با محتوای عالی آنچه را به مشتریان خود بگویید که از آن خبر ندارند. پس بسیار مهم است که محتوا جالب توجه و به قدر کافی ارزشمند باشد تا مشتریان بر روی آن وقت بگذارند.رسانه‌های اجتماعی یکی از بهترین پلتفرم‌هایی هستند که می‌توانید در آن مشتریان خود را جذب کنید. برخی از کسب و کارها از ویدئوهای کوتاه و برخی از ترفندهای طنز استفاده می‌کنند تا مشتریان خود را درگیر محتوا کنند. با جذب مشتریان خود از طریق بازاریابی به آن ها احساس تعلق می دهید. ما در تاسیسات 24 ساعته فیلم ها و مقالات آموزشی تاسیساتی رایگان در اختیار مخاطبان خود قرار می دهیم و با این کار چیزی که به آن نیاز دارند را به آن ها ارائه می دهیم و در مقابل مخاطب را به سمت خود جذب می کنیم تا مشکل تاسیساتی ساختمان خودش را به ما بسپارد. از این طریق او دیگر تنها مخاطب ما نیست، بلکه تبدیل به مشتری ما شده است. این اقدام ما روشی از بازاریابی محتوایی است.2. بازاریابی به ایجاد و حفظ شهرت شرکت کمک می کندرشد و طول عمر کسب و کار شما ارتباط مثبتی با شهرت تان دارد. بنابراین، منصفانه است که بگوییم شهرت شما ارزش ویژه برندتان را تعیین می کند. شهرت کسب و کار زمانی ایجاد می شود که به طور موثر انتظارات مشتریان خود را برآورده کنید. چنین کسب و کاری به عنوان عضوی مسئول در جامعه در نظر گرفته می شود که مشتریان به ارتباط با محصولات آن افتخار می کنند.بازاریابان از راهبردهایی همچون ارتباط موثر، برندسازی، روابط عمومی و CSR (مسئولیت اجتماعی برند) استفاده می کنند تا اطمینان حاصل کنند که شهرت یک کسب و کار حفظ می شود.یکی از راهکارهایی که ما در تاسیسات 24 ساعته برای ایفای نقش مسئولیت اجتماعی برند خود انجام می دهیم، قبول پروژه های تاسیساتی جمعیت امام علی (ع) است. به این صورت که اصلاً از پروژه های متعلق به جمعیت امام علی (ع) دستمزد دریافت نمی کنیم و حتی دستمزد تکنسین مجموعه را از حساب خودمان پرداخت می کنیم.3. بازاریابی به ایجاد رابطه بین یک کسب و کار و مشتریان آن کمک می کندکسب و کارها باید ارتباط خود با مشتریان را بر اساس اعتماد تفاهم ایجاد کنند. چگونه بازاریابی این رابطه را ایجاد می کند؟بخش های تحقیقات بازاریابی باید بر اساس جمعیت شناسی، روانشناسی و رفتار مصرف کننده باشد. تقسیم بندی به کسب و کار کمک می کند تا نیازهای مشتریان خود را برآورده کرده و از این رو اعتماد آنها را جلب کند. تیم محصول اطمینان حاصل می کند که کسب و کار آنچه را که وعده داده در زمان مناسب ارائه می دهد و این عامل باعث می شود مشتریان به برند وفادار شوند.مشتریان وفادار به خرید محصولات بیشتر از شما اعتماد خواهند داشت. اعتماد و تفاهم بین کسب و کار و مشتریان آن، فعالیت های تجاری شما را پربارتر می کند.4. بازاریابی یک کانال ارتباطی است که برای اطلاع رسانی به مشتریان استفاده می شودبازاریابی به مشتریان شما در مورد محصولات یا خدماتی که به آنها ارائه می دهید اطلاع می دهد. از طریق بازاریابی، مشتریان در مورد ارزش محصولات، استفاده از آنها و اطلاعات اضافی که ممکن است برای آن ها مفید باشد، مطلع می شوند. این مسئله باعث ایجاد آگاهی از برند شده و کسب و کار را متمایز می کند.حقیقت این است که رقابت سختی در بازار وجود دارد و شما باید صدای ثابتی برای متقاعد کردن مشتریان داشته باشید. به همین دلیل می توانید با بازاریابی مشتریان خود را از تخفیف ها و سایر ترفندهای رقابتی که قصد استفاده از آنها را دارید مطلع کنید. بازاریابی به کسب و کار شما کمک می کند تا از طریق ارتباطات به یک رهبر بازار تبدیل شود. 5. بازاریابی به افزایش فروش کمک می کندبازاریابی از راه های مختلفی برای تبلیغ محصولات یا خدمات شما استفاده می کند. هنگامی که یک محصول تبلیغ می شود، در معرض توجه مخاطب قرار می گیرد و همین موضوع شانس شما را برای فروش افزایش می دهد. ممکن است مشتریان بخواهند محصولات یا خدمات شما را امتحان کنند و این باعث تصمیم خرید آن ها می شود.وقتی مشتریان از محصولات یا خدمات شما راضی هستند، بدون اطلاع شما به سفیران برندتان تبدیل می شوند و رشد فروش شما آغاز می شود. اما برای رسیدن به این هدف باید مطمئن شوید که برای تکمیل تلاش های بازاریابی خود محصولات و خدمات با کیفیت بالا ارائه می دهید.ما بارها و بارها در زمان نظرسنجی از مشتریان خود این جمله را از آن ها شنیده ایم که خدمات ما به قدری خوب و باکیفیت بوده که آن ها مایلند باز هم از خدمات استفاده کنند و حتی مجموعه ما را به دوستان و آشنایان خود معرفی کرده اند. این اتفاق بزرگترین موفقیت برای یک کسب و کار است.6.  بازاریابی به بینش کسب و کار شما کمک می کندهر بازاریاب می داند که باید مخاطب یا پرسونای مناسب را هدف قرار دهد. از طرفی شما باید محتوای مناسبی برای اشتراک گذاری با چنین مخاطبانی داشته باشید. استراتژی های بازاریابی به شما کمک می کنند تا مشخص کنید چه پیام های تجاری مخاطبان هدف را متقاعد می کند.در این مرحله، شما باید پیام ها تجاری مختلف را تست کنید و ببینید کدام یک از آن ها جواب می دهند. وقتی مجموعه‌های مختلف پیام‌رسانی را بر روی مخاطبان هدف آزمایش کردید، پایه‌ای مناسب برای روش بازاریابی خود پیدا خواهید کرد. در این صورت یک معیار برای سنجش موفقیت کسب و کارتان پیدا می کنید و دیگر لازم نیست طبق حدسیات پیش بروید.7. بازاریابی به کسب و کار شما کمک می کند تا ارتباط خود را با مشتریان حفظ کنداکثر کسب و کارها تصور می کنند که همیشه برند مورد علاقه مشتری باقی می مانند زیرا تا به حال مشتری هرگز شکایت نکرده است. اما این طرز فکر اشتباه است. شما باید راه هایی بیابید تا در ذهن مشتری باقی بمانید.برای موفقیت یک کسب و کار باید رابطه با مشتری حفظ شود و این بازاریابی است که به کسب و کار شما کمک می کند تا رابطه خوبی با مشتریان داشته باشد و شما را با آن ها مرتبط نگه می دارد.در اینجا یک قانون مهم وجود دارد که می گوید: قبل از پرداختن به حفظ مشتریان فعلی، در به دست آوردن مشتریان جدید تمرکز نکنید.8. بازاریابی به تیم مدیریت کمک می کند تا تصمیمات آگاهانه بگیردهر کسب و کاری با مشکلاتی از جمله اینکه چه چیزی، چه زمانی، برای چه کسی و چه مقدار تولید کند، مواجه است. شاید این یک فرآیند پیچیده و خسته کننده باشد، اما در حقیقت بقای کسب و کار شما را تعیین می کند. در نتیجه، کسب و کارها به شدت به مکانیسم های بازاریابی برای اتخاذ این تصمیمات متکی هستند.چرا باید به مکانیسم های بازاریابی تکیه کنید؟ چون این مکانیسم ها به عنوان یک پیوند قابل اعتماد بین تجارت شما و جامعه عمل می کنند. آنها ذهن مردم را پرورش می دهند، مردم را آموزش می دهند و آنها را متقاعد می کنند که از محصولات شما استفاده کنند. مخلص کلامرقبای ما فعالانه محصولات خود را از طریق شیوه های متنوع بازاریابی به بازار معرفی می کنند، فکر می کنم این خود مهمترین دلیل در اهمیت بازاریابی باشد. در چنین بازاری تنها راه برای به دست آوردن مزیت رقابتی نسبت به رقبا، بازاریابی آن هم از نوع تهاجمی است.برای انجام بازاریابی کافیست به سادگی درباره آنچه بازار هدف از ما انتظار دارد تحقیق کنیم و بعد از آن راه هایی برای ارائه محصولات یا خدمات بهتر پیدا کنیم. شما چه دلایلی برای اثبات اهمیت بازاریابی در موفقیت یک کسب و کار دارید؟ لطفا دلیل خود را در قسمت کامنت ها درج کنید.منابع انگلیسی: منبع 1، منبع 2، منبع 3</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Wed, 20 Apr 2022 05:39:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی محتوایی و کپی رایتینگ چه فرقی باهم دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-rcao2l6gsrnf</link>
                <description>یکی از بزرگ ترین چالش هایی که بعد از ورود به دنیای محتوا با آن مواجه شدم، آشنایی با واژه کپی رایتینگ و کپی رایتر بود. به خاطر دارم که چند سال پیش یک بحث مفصل در این خصوص با مدیرم جناب اسماعیلی داشتم و همان صحبت ها باعث شد بیشتر از قبل به واژه ها و معانی آن ها دقت کنم :) و حالا فرق بین بازارایابی محتوایی و کپی رایتینگ چالش جدید من است که برای اطلاع بیشتر خودم این موضوع را برای پست امروزم انتخاب کرده ام. امیدوارم با خواندن این مطلب شما هم مثل من فرق بین بازاریابی محتوایی و کپی رایتینگ را متوجه شوید. در ادامه این مطلب به شما خواهم گفت که چطور از پتانسیل بازاریابی محتوایی و کپی رایتینگ برای جلب نظر مخاطب و افزایش فروش استفاده کنید.تفاوت بازاریابی محتوایی و کپی رایتینگ در یک کلاماز دیدگاه بازاریابی سنتی، یک پاسخ ساده برای این سوال وجود دارد که &quot;تفاوت بین بازاریابی محتوا و کپی رایتینگ چیست؟&quot;بازاریابی محتوا به معنای ایجاد و به اشتراک گذاری محتوای رایگان ارزشمند برای جذب و تبدیل مشتریان بالقوه به مشتریان و در ادامه تبدیل مشتریان به خریداران است.اما کپی رایتینگ خواننده را وادار می کند تا اقدام خاصی انجام دهد. گاهی اوقات خریدی انجام می شود، یا می‌تواند اشتراک در لیست ایمیل شما باشد یا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس بگیرد.بازاریابی محتوا شامل وبلاگ ها، پادکست ها و پاسخگویان خودکار ایمیلی می شود. اما کپی رایتینگ صفحات فروش، تبلیغات و پست مستقیم است.محتوای بدون کپی رایتینگ به معنی هدر دادن محتوای خوب استبرخی از وبلاگ ها با محتوای بسیار خوب وجود دارند، اما فقط تعداد کمی خواننده آن ها هستند. اگر مقالات عالی می نویسید که مردم دوست دارند آن ها را بخوانند، اما ترافیک مورد نظر خود را دریافت نمی کنید، ممکن است مشکل از نوشتن کپی رایتینگ بی اثر باشد.منظورم از کپی رایتینگ بی اثر محتوایی است که مشخصات زیر را دارد:ممکن است عناوین شما خیلی کسل کننده باشندوقتی تیترهای شما کسل کننده هستند، دلیلی به مردم نمی دهند که روی بقیه نوشته های شما کلیک کنند.ممکن است تیترهای شما خیلی زیبا و هوشمندانه باشد اگر اینطور است، شما به سادگی نشان می‌دهید که چقدر باهوش هستید بدون اینکه هیچ مزیتی برای خواننده برقرار کنید. اگر تیترهای شما خیلی کسل کننده یا خیلی هوشمندانه هستند، باید یاد بگیرید که چگونه تیترهای جذاب بنویسید که مثل آهنربا توجه مخاطب را جلب کند. برای این منظور پیشنهاد می کنم پست من با عنوان چگونه تیتر جذاب بنویسیم را از دست ندهید.شما به صراحت به این موضوع فکر نکرده‌اید که محتوای تان چگونه برای خوانندگان مفید استهمانطور که یک محصول باید برای خریدار منفعت داشته باشد، محتوای شما نیز باید ذاتاً برای خوانندگان پاداش داشته باشد وگرنه آنها به وب سایت شما باز نمی گردند.محتوای شما هیچ رابطه یا اعتمادی با مخاطب ایجاد نمی کند شما همیشه می توانید توجه رسانه های اجتماعی را با یک دلهره یا یک خبر جذاب به خود جلب کنید، اما تنها جلب توجه باعث تبدیل شدن آن ها به مشترکین یا مشتریان شما نمی شود.خواننده هیچ آشنایی با شما نداردوقتی هنوز خوانندگان زیادی ندارید، نشان دادن وبلاگ شما به خوانندگان دشوار است. پس اول کار روی برندسازی خود کار کنید.شما یک Call To Action مشخص و شفاف برای مخاطب نداریدفراخوان به اقدام به مردم اجازه می دهد بدانند که می خواهید در آینده چه کاری انجام دهند. متن کپی رایتینگ بدون call to action مثل داستان بی پایان و بی نتیجه است که مخاطب را آخر کار رها کرده اید. به یاد داشته باشید، کپی رایتینگ هنر متقاعد کردن خواننده شما برای انجام یک اقدام خاص است و این قانون در خصوص قالب های محتوایی دیگر از قبیل پادکست و فیلم هم وجود دارد. استفاده متفکرانه از تکنیک های کپی رایتینگ که در ایده های بلاگ پست شما گنجانده شده است، خوانندگان را وادار می کند تا در محتوای شما مشترک شوند، در لیست ایمیل شما شرکت کنند و مقالات عالی شما را با سایر خوانندگان به اشتراک بگذارند. به این ترتیب شما جامعه مخاطبان وفادار و بزرگ خود را ایجاد می کنید.پیشنهادم به شما این است که اگر نیاز به آشنایی بیشتر با بازاریابی محتوایی دارید، پست من با عنوان 6 اصل یک برنامه بازاریابی محتوایی عالی را مطالعه کنید.کپی رایتینگ بدون محتوا به معنی هدر دادن یک کپی خوب استبا توجه به آنچه که در بخش قبلی توضیح دادیم چند سوال مطرح می شود، مهمتر اینکه آیا کپی رایتینگ همه چیز است؟ آیا استفاده موثر از تکنیک های کپی رایتینگ شما را به طور خودکار به رتبه های محبوب ترین وبلاگ های جهان سوق می دهد؟در جواب این سوالات باید گفت متاسفانه اینطور نیست. بازاریابان محتوایی هوشمند باید این اصول را در ذهن داشته باشند تا هر دو سمت ماجرا را به دست آورند:دست ودل باز باشید سخاوت یک ویژگی رفتاری و اخلاقی مثبت است که باعث جذابیت بیشتر شما می شود. وقتی محتوایی که در دسترس عموم قرار می دهید با ارزش باشد و آن را به صورت رایگان نشر دهید، باعث می شود در دید مخاطب دست و دل باز دیده شوید. این درست همان استراتژی است که ما در تاسیسات 24 ساعته دنبال می کنیم. چون تا جایی که توان داریم فیلم ها و مقالات آموزشی رایگان در دسترس مخاطبین خود قرار می دهیم.محتوای لذت بخش تولید کنیدفقط جامعه تبلیغاتی به تبلیغات علاقه دارند. اگر محتوای شما شبیه یک تبلیغ باشد، نادیده گرفته می شود یا دور ریخته می شود. اما شما می توانید با قرار دادن تبلیغ کسب و کار خود در دل محتوای فوق العاده مفید و خواندنی، «تبلیغات» خود را آنقدر ارزشمند کنید که مخاطب نتواند آن را دور بریزد.افراد مناسب را جذب کنیددرست است که بازاریابی محتوایی با کمک گرفتن از سئو می تواند بسیار موفق عمل کند، اما فراموش نکنید که قرار نیست برای موتورهای جستجو گوگل محتوا آماده کنید، شما قرار است برای مخاطب بنویسید. بنابراین همیشه ابتدا برای مردم بنویسید و سپس با استفاده از ترفندهای SEO محتوای خود را برای موتور جستجو بهینه کنید تا خوانندگان جدید بتوانند شما را پیدا کنند. برای این منظور لازم است ابتدا مخاطب خود را بشناسید تا بدانید باید برای چه گروه از مخاطبین با چه ویژگی اخلاقی و چه نیازهایی محتوایی آماده کنید. پیشنهاد می کنم پست خلق پرسونا در 7 قدم را بخوانید تا بهتر با مخاطب و نحوه شناخت آن آشنا شوید.و البته همیشه اولین قانون در کپی رایتینگ و بازاریابی محتوایی را به یاد داشته باشید که می گوید:محتوای واقعا خوب در ایجاد رابطه، ارائه پیام فروش بدون احساس «فروشندگی» و جذب مشتریان بالقوه بی‌نظیر است.به همین دلیل است که بسیاری از تیزبین ترین ذهن های کپی رایتینگ اکنون از رویکرد «شبکه محتوا» طرفداری می کنند. آنها کپی رایتینگ استراتژیک را با محتوای عالی ترکیب می کنند تا بهترین ها را از هر دو جهت بدست آورند. نکته آخرمخلص کلام اینکه معجزه محتوا در جلب نظر خواننده و ترغیب او به اقدام به عمل باب میل ما تنها زمانی اتفاق می افتد که بازاریابی محتوایی را به درستی با اصول کپی راتینگ مخلوط کنیم تا یک معجون اثربخش عالی بدست آوریم. به نظر شما کپی رایتینگ و بازاریابی محتوایی چه تفاوت های دیگری باهم دارند؟ پیشاپیش از شما که با درج نظرات خودتان به تکمیل شدن این پست کمک می کنید ممنونم :)منابع انگلیسی: منبع1، منبع 2، منبع 3، منبع 4</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Sat, 09 Apr 2022 06:30:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>6 اصل یک برنامه بازاریابی محتوایی عالی</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/6-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-kf5yjhrpamy8</link>
                <description>مانند هر فعالیت یا حرفه ای، درک اصول اساسی برای موفقیت در آن حرفه ضروری است. طبیعتاً بازاریابی محتوایی هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر برنامه بازاریابی محتوایی شما همراه با اصول اساسی خودش نباشد، شانس کمی برای هک رشد در مسیر موفقیت شما وجود دارد. با من در ادامه همراه باشید تا شما را با 7 اصل مهم و اساسی در بازاریابی محتوایی آشنا کنم. با کمک این اصول می توانید موفقیت برنامه بازاریابی محتوایی خود را تضمین شده بدانید. عمل بر اساس اصول بازاریابی محتوایی یا توسل به هک رشد؟دیگه زمان این گذشته که یک برنامه بازاریابی محتوایی عالی را تنها با خوب نوشتن حفظ کنیم. شوک محتوا باعث تولید سیل عظیمی از انواع محتوا شده که از تقاضا پیشی گرفته و به همین خاطر بازاریابان محتوایی باید بیشتر از همیشه تلاش کنند تا از رقبای خودشان یک سر و گردن بالاتر باشند.برخی از کسب و کارها برای دور نگه داشتن رقبا یا سبقت از آن ها، گاهی اصول یک برنامه بازاریابی محتوایی عالی را پشت گوش می‌اندازند و در عوض بر بهترین شیوه‌های جدید و هک‌های رشد تمرکز می‌کنند. در چنین شرایطی آن‌ها منتظر نتیجه نیستند و در واقع می خواهند همین الان به جواب برسند.در حالی که آخرین هک رشد ممکن است شبیه آینده بازاریابی محتوایی به نظر برسد و اغلب این اقدام یک راه حل کوتاه مدت برای حل یک مشکل طولانی مدت است. بازاریابی محتوایی اصول خاص خود را دارد و کسب و کارهایی که به یک هک یا میان‌بر دست می‌زنند، برنامه بازاریابی محتوایی خودشان را فقط برای چند ماه بعد و به صورت کاملاً درهم و نامنظم تصور می کنند. در اینجا فقط به چند نشانه از وجود مشکل در برنامه بازاریابی محتوایی اشاره می کنم:بازاریابان محتوایی برای اثبات ارزش تجاری خود تقلا می کنند.هیچ کس نمی داند که چگونه بازدیدکنندگان جدید در قیف بازاریابی به سمت تبدیل حرکت می کنند.تیم اجرایی در حال بررسی تخصیص مجدد بودجه بازاریابی محتوایی است.تعامل کاربر در محتوا بسیار ضعیف است.همه این نشانه ها به یک دلیل مشترک منتهی می شوند: اصول اولیه برنامه بازاریابی محتوایی سر جای خودش نیست. بازاریابی محتوایی در زبان ساده، اما در عمل نیاز به استراتژی های مختلف و گاهاً دشوار است.7 اصل مهم بازاریابی محتواییاصل اول: اهداف کسب و کار خودتان را درک کنید.اولین اصل اساسی یک برنامه بازاریابی محتوایی عالی این است که اهداف کسب و کاری را که می خواهید برنامه بازاریابی شما به آن دست یابد، تعریف کنید. شما برای سرگرمی و تفریح برنامه بازاریابی محتوایی ایجاد نمی کنید، بلکه می خواهید با کمک این ابزار به یک هدف تجاری برسید. به قول آقای عادل طالبی اگر قرار بود شعر بگویید و در وب سایت خود منتشر کنید، آن وقت می توانستید بیخیال برنامه بازاریابی محتوایی شوید، اما وقتی قرار است کسب و کاری راه بیاندازید و از آن کسب درآمد کنید، داستان کاملاً متفاوت است، در این شرایط چشم دوختن به هدف کسب و کار بسیار مهم می شود.این اهداف می تواند شامل موارد زیر باشد:سلامت برندبهینه سازی بازاریابیتولید درآمدبهره وری عملیاتیتجربه ی مشترینوآوریپس در کسب و کار خود بگردید و هدف خودتان از داشتن برنامه بازاریابی محتوایی را پیدا کنید. گاهی ممکن است با این برنامه به دنبال رسیدن به مجموعه ای از اهداف باشید. به عنوان مثال هدف بازاریابی محتوایی ما در تاسیسات 24 ساعته تولید درآمد، ایجاد تجربه ی مشتری عالی، فراهم کردن بستر شغلی برای مجریان تاسیساتی و آموزش مخاطب برای حل مشکلات تاسیساتی خانه اش است.اصل دوم: مشکلات مخاطب خود را درک کنید.هدف محتوای شما باید حل مشکلات مخاطب باشد، نه اینکه تبلیغ محصولات و خدمات خودتان را هدف قرار دهید.برای درک مشکلات مخاطب خود، باید اولاً مخاطب خود را خوب بشناسید و در قدم بعدی خود را به جای آنها قرار دهید. چه چیزهایی مخاطبین شما را در شب بیدار نگه می دارد؟ آنها نگران چه چیزی هستند؟ چه محتوایی می توانید ارائه دهید که غم زندگی آنها را کمتر کند؟نقاط درد مخاطب در همه اشکال و اندازه ها وجود دارد. یک نقطه درد ممکن است آزاردهنده باشد، مانند ورود پشه به داخل خانه و یک نقطه درد می تواند مهم باشد، مانند درک نحوه مراقبت از والدینی که به مراقبت های اضافی نیاز دارند. در هر دوی این مثال‌ها می‌توان از محتوا برای تسکین آن نقاط درد استفاده کرد. شاید یک تله پشه خانگی برای مثال اول و مقاله‌ای حاوی جزئیات همه موارد ضروری که یک فرد باید برای دریافت بهترین مراقبت ممکن از والدینش دریافت کند، برای کاهش درد مثال دوم مفید باشد.یکی دیگر از موارد ضروری در تعیین نقاط درد، درک هدف کاربر هنگام جستجوی راه حل است. اگر کسی در جستجوی دانستن پاسخ چیزی است، برای خرید به او فشار نیاورید. اگر مشکل کاربر رفتن به جایی است، مانند یک وب سایت یا یک مکان فیزیکی، مطمئن شوید که کسب و کار شما به راحتی در اینترنت یا در جستجوی محلی قابل یافتن است.برای اینکه بدانید روش شناخت مخاطب به چه صورت است، مطالعه پست پرسونا چیست و چه نقشی در کسب و کار ما دارد را به شما پیشنهاد می کنم و در قدم بعدی خواندن پست خلق پرسونا در 7 قدم ساده را از دست ندهید.اگر قرار است هدف ما از تولید محتوا رفع مشکلی از مشکلات مخاطب باشد، باید از روش های مختلف مخاطب خود را بشناسیم تا بتوانیم دغدغه های او را شناسایی کنیم.اصل سوم: یک استراتژی محتوای مستند ایجاد کنید.اگر استراتژی محتوای شما در ذهن شماست، اما روی کاغذ نیست، ممکن است با مشکلات زیادی روبرو شوید.  اگر نتوانید به یک استراتژی محتوای مستند اشاره کنید و بازگشت سرمایه (ROI) تلاش های بازاریابی محتوای خود را ثابت کنید، بودجه شما به سرعت تخصیص مجدد می یابد.ایجاد یک استراتژی بازاریابی محتوایی عالی به زمان و تلاش نیاز دارد. اما ضروری است، زیرا کل برنامه بازاریابی محتوایی شما برای موفقیت به آن بستگی دارد. همچنین در هنگام ایجاد کمپین های بازاریابی محتوا در آینده، به کل تیم محتوایی شما منبعی از حقیقت می دهد.من هم به شخصه تا قبل از گذراندن دوره بازاریابی محتوایی علیرضا ابراهیمیان با لزوم تدوین سند استراتژی محتوا هیچ آشنایی نداشتم و بعد از آن بود که به فکر مستند کردن سند استراتژی محتوایی برای سایت piping24 افتادم. با کمک این سند می توانید در زمان بزرگ تر شدن تیم محتوایی خود یک برنامه منسجم و هدف گذاری شده را پیش ببرید و اختلالی در سیستم کسب و کار شما ایجاد نمی شود.در طول سند استراتژی محتوایی کسب و کارتان اول از همه باید هدف خود را مشخص کنید و پس از آن به بررسی پرسونا، قالب های محتوایی، محل هایی توزیع محتوا، زبان برند، بایدها و نبایدهای محتوایی، معرفی تیم محتوا و ... می پردازید.اصل چهارم: روش ها و معیارهای اندازه گیری را شناسایی کنید.برای اثبات ارزش برنامه بازاریابی محتوایی خود، باید روش ها و معیارهایی را که قبل از ایجاد یک محتوا استفاده می کنید، مشخص کنید. این معیارها باید به اولین اصل برنامه های بازاریابی محتوا مرتبط باشد، این اصل که می گوید اهداف تجاری خود را درک کنید.معیارهایی که بکار می گیرید باید در استراتژی بازاریابی محتوای شما و همچنین هر کمپین بازاریابی محتوا مشخص شوند.شرکت هایی که این مرحله را تا پایان کمپین خود به تعویق می اندازند در نهایت برای نشان دادن موفقیت کمپین به تقلا می پردازند. بدون داشتن یک روش مشخص برای اندازه‌گیری در ابتدا، آنها با معیارهای بیهوده مانند ترافیک ورودی کل یا اشتراک‌های اجتماعی به جای معیارهای محکمی که ثابت می‌کند کمپین محتوا یک نتیجه واقعی کسب‌وکار را به همراه داشته است، باقی می‌مانند.به عنوان مثال ممکن است معیار اندازه گیری موفقیت محتوای شما در شبکه اجتماعی اینستاگرام تعداد فالوورها باشد، در حالی که برای یک کسب و کار دیگر تعداد محتواهای share شده اهمیت دارد و اگر این وب سایت در تله تعداد فلوورها گیر کند، قطعاً از هدف اصلی خود دور می ماند.اصل پنجم: موثرترین کانال های توزیع محتوا را شناسایی کنید.چگونه مخاطبان شما محتوایی که به آنها کمک می کند تا مشکلات خود را حل کنند دریافت می کنند؟آیا آنها فقط به جستجو در اینترنت متکی هستند؟ پس تمرکز بر سئو احتمالاً مکانی برای شروع شما است.آیا مخاطبان شما بیشتر در شبکه های اجتماعی هستند؟ ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که مقالات اجتماعی دوستانه ایجاد کنید که کنجکاوی آنها را برانگیزد.آیا آنها به طور منظم یک نشریه خاص را مطالعه می کنند؟ شاید استفاده از محتوای حمایت شده در آن نشریه کانال خوبی برای توزیع محتوای شما باشد.آیا آنها ترجیح می دهند یک کتاب فیزیکی داشته باشند؟ پس ممکن است زمان آن رسیده باشد که به چاپ و ارسال یک مجله نگاه کنید.مخلص کلام اینکه مشخص کنید مخاطبان شما در حال حاضر راه حل مشکلات خود را از کجا دریافت می کنند. اغلب اوقات ما می بینیم که سازمان ها فقط به دلیل جدید بودن وارد کانال های جدید می شوند. اما آنها هرگز تحقیق نکردند تا ببینند آیا مخاطبانشان در آن کانال هستند یا خیر؟! این اتفاق اکثر اوقات با شبکه های اجتماعی همچون فیسبوک، لینکدین و اینستاگرام شایع است.اگر کمی با هر کدام از این فضاها آشنایی داشته باشید، خواهید دانست که فضایی همچون لینکدین برای صحبت های کاری بین کارفرماها و افراد علاقه مند و یا مشغول به آن حوزه کاری مناسب است، در حالی که بیان نقدهای جدی و انتقادی کسب و کارها در بستری همچون اینستاگرام اصلاً جوابگو نیست، چون مخاطب شما آنجا نیست و محتوا را پس می زند.در این بین یک اصل مهم وجود دارد: جلب توجه مخاطبان در کانال‌های معمولی آسان‌تر از تلاش برای جلب توجه آنها در یک کانال جدید است.اصل ششم: محتوای شگفت انگیز و کاربر محور ایجاد کنید.آخرین اصل اساسی در برنامه بازاریابی محتوایی به ایجاد محتوا مربوط می شود. شاید تعجب کنید که چطور اینقدر دیر از تولید محتوا گفتم. به این دلیل که مهم ترین عامل در موفقیت محتوا در سطح کسب و کار توجه به 5 اصل اساسی گفته شده است. یعنی اگر شما اهداف کسب و کارتان را مشخص نکرده باشید، درد مخاطب خودتان را نشناسید، استراتژی محتوایی تدوین نکرده باشید، معیارها و ابزارهای سنجش موفقیت محتوا را شناسایی نکرده باشید و ندانید که بهترین کانال برای توزیع محتوای شما کدام است، تمام تلاش های خود برای تولید محتوا را هدر رفته بدانید.نوشتن محتوای شگفت انگیز و جذاب برای هر کمپین بازاریابی محتوا ضروری است. این محتوا باید کاربر محور باشد و مخاطب شما را قهرمان داستان کند.در زمان تولید محتوا به این نکته مهم توجه داشته باشید که شما برای صحبت در مورد خودتان محتوا نمی نویسید، بلکه در حال تولید محتوا برای حل مشکل کاربر هستید.عمل بر اساس چرخه بازاریابی محتوایی به ما این تضمین را می دهد که در یک مسیر صحیح فعالیت می کنیم.جمع بندییکی از بزرگترین اشتباهاتی که از کسب و کارها می بینیم این است که فکر می کنند بازاریابی محتوا به سادگی راهی برای نوشتن تبلیغات طولانی مدت است. با این حال، این بدان معنا نیست که از تلاش برای ترغیب مخاطبان خود به قدم بعدی صرف نظر کنید.گام‌های منطقی بعدی، مانند ارائه یک دوره آزمایشی رایگان، ثبت‌نام در خبرنامه یا دانلود در ازای یک آدرس ایمیل، می‌تواند مخاطبان را به طور ارگانیک به پایین‌تر از قیف بازاریابی سوق دهد. سپس از آنجا، می‌توانید به آنها اعتماد کنید تا زمانی که برای برداشتن گام بعدی با کسب و کار شما آماده شوند.با این حال باز هم توصیه می کنم که اگر می خواهید در برنامه بازاریابی محتوایی خود به عنوان یک ابزار قدرتمند در جلب مخاطب و افزایش فروش موفق عمل کنید، حتماً با اصول آن پیش بروید و هرگز نخواهید که با کوتاه تر کردن مسیر، زودتر به مقصد برسید.اصول شما در بازاریابی محتوایی کسب و کارتان چیست؟ آیا در برنامه بازاریابی محتوایی خود تجربه ای از شکست داشته اید؟ توصیه شما به افراد تازه وارد به این حوزه چیست؟منابع انگلیسی: منبع 1، منبع 2</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Fri, 01 Apr 2022 08:03:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 مرحله برای هدف قرار دادن و ارتباط موثر با مشتریان بالقوه</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/10-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%82%D9%88%D9%87-qfv1osjauac4</link>
                <description>یکی از مهمترین استراتژی های کسب و کارها این است که برای آینده فروش خود برنامه ریزی کنند. شناسایی، ارتباط موثر و سرمایه گذاری بر روی مشتری بالقوه کلیدی ترین اقدام برای رسیدن به این هدف است.در ادامه شما را با مهمترین ابزارهایی آشنا می کنم که می توانید برای هدف قرار دادن و برقراری ارتباط موثر با مشتریان بالقوه از آن ها استفاده کنید:1. از مشتریان فعلی نظرسنجی کنید.اگر هیچ تصوری از مشتری در ذهن نداشته باشیم، نمی توانیم به طور موثر با مشتریان بالقوه خود ارتباط برقرار کنیم. به همین دلیل باید از مشتریان فعلی و همچنین اعضای بازار هدف خودمان نظرسنجی کنیم تا بفهمیم چگونه می‌توانیم محصول یا خدمات خودمان را بهتر ارائه دهیم؟ یا چه جنبه‌هایی ممکن است در آنچه در حال حاضر به مشتریان ارائه می‌دهیم وجود نداشته باشد؟باید برای جذب کسانی که فکر می کنیم ممکن است به محصول یا خدمات ما علاقه مند باشند،شبکه گسترده ای ایجاد کنیم و از داده های آنها برای شکل دادن به برند خود به گونه ای استفاده کنیم که با بازار هدف ما مطابقت بهتری داشته باشد. زمانی که می دانیم مخاطبان ما چه کسانی هستند، کجا آنلاین هستند و به چه چیزی بهترین پاسخ را می دهند، می توانیم شروع به بازاریابی کنیم.این شبکه ارتباطی می تواند با توجه به علاقه مندی مخاطبین ما از طریق کانال تگرامی، اینستاگرام، لینکدین، توییتر، سایت و یا هر بستر دیگر ایجاد شود.فراموش نکنید که مهمترین هدف ما در کسب و کار باید شناسایی نیازها، دغدغه ها، ترس ها و نگرانی های مشتری و سپس رفع آن ها باشد. با کمک نظرسنجی در شبکه های ارتباطی با مشتریان بالقوه می توانیم به تمام این اهداف دسترسی داشته باشیم.2. تحلیل رقبا برای فهمیدن اینکه در حال حاضر چه کسانی مشتریان آن ها هستند.یک راه آسان برای فهمیدن اینکه کدام نوع کمپین بازاریابی برای کسب و کار ما جواب می دهد و کدام یک کارساز نیست، تحقیق در مورد رقبا در صنعت ما است.این تلاش کم هزینه نه تنها به ما ایده هایی می دهد که می توانیم برای کمپین های خود از آن ها استفاده کنیم،  بلکه نقاط تاریک رقیب ما را آشکار می کند و مسیرهای جدیدی به ما پیشنهاد می دهد تا استراتژی بازاریابی خودمان را انتخاب کنیم.از این گذشته، فقط با وارد شدن به تجارت در همان صنعت، به دنبال برخی از بازارهای هدف رقیب خود خواهیم بود. همچنین می توانیم از روش امتحان شده آنها برای بهبود خدمات و محصول برای مشتریان خود استفاده کنیم.3. به صورت هدفمند تبلیغ کنید.تبلیغات هدفمند فیس‌بوک و گوگل بسیار ارزان‌تر از بسیاری از روش‌های تبلیغاتی، ثابت می‌کنند که راه رسیدن ما به مشتریان بالقوه بسیار کوتاه تر از تبلیغ فضای واقعی است.در حالی که بیشتر تبلیغات در دنیای واقعی فقط به افرادی می رسد که با بیلبورد، ایستگاه اتوبوس یا تبلیغات تجاری روبرو می شوند. تبلیغات هدفمند می توانند افرادی را که به احتمال زیاد به خدمات ما نیاز دارند بر اساس موقعیت جغرافیایی، جمعیت شناسی (از جمله سن، جنسیت، تحصیلات و رابطه) وضعیت، علایق (بر اساس آنچه به اشتراک گذاشته اند یا &quot;پسندیده اند&quot;) و مرور فعالیت های آن ها پیدا کنند.با سرمایه گذاری در تبلیغات هدفمند و پرداخت از طریق روش پرداخت به ازای کلیک یا پرداخت به ازای نمایش، شرکت ها می توانند شاهد افزایش چشمگیر در تعامل، تبدیل و فروش کاربران خود باشند. توضیحات بیشتر در این خصوص را می توانید در یکی از پست های من با عنوان دیجیتال مارکتینگ چه ابزارهایی برای برندینگ در اختیار کسب و کارها قرار می دهد، مطالعه کنید.4. در رسانه های اجتماعی هوشمند فعالیت داشته باشید.وقتی صحبت از حفظ مشتریان می شود، کمی تلاش بیشتر در فیس بوک، توییتر و اینستاگرام واقعاً لازم است. بسیاری از کسب‌وکارها از حساب‌های خود برای تبلیغ شرکت خود استفاده می‌کنند، در حالی که مدیران هوشمند رسانه‌های اجتماعی، پست‌های مرتبط را منتشر می‌کنند، به مقالات پرمخاطب لینک می‌دهند، به محض اینکه مخاطب از آن ها سوالی پرسید، پاسخ می‌دهند و در کل طوری در رسانه های اجتماعی حضور پیدا می کنند که مخاطب درک می کند با یک انسان واقعی روبرو است.اینها شرکت هایی هستند که مشتریان خود را حفظ می کنند، به کاربران راه های جدیدی برای استفاده از خدمات یا محصول خود می دهند و به حل مشکلات در هنگام بروز کمک می کنند.5.به هر ایمیل، توییت، نظر فیسبوک و تماس تلفنی پاسخ دهید.هیچ راهی بهتر و موثرتر از ارتباط مستقیم با مشتری نیست چون بدون هیچ واسطه ای می توانیم مشتری و نیازهای او را درک کنیم. بسیاری از کسب و کارهای بزرگ پاسخگویی به سوالات و دغدغه های مشتریان را سرلوحه بازاریابی خود قرار داده اند، به همین دلیل در کمترین زمان ممکن به تمام پیام های دریافتی از مخاطب پاسخ مناسب می دهند تا این تعاملات پایدار باقی بماند.6. بازاریابی به سبک همکاری در فروش را امتحان کنید.بازاریابی همکاری در فروش از روزهای اولیه وب وجود داشته است. این ابزار می‌تواند برای افزایش آگاهی مشتری بالقوه از برند ما به میزان قابل توجه ای موثر باشد. با وجود تعداد شبکه‌های وابسته که بر اساس PPC (پرداخت به ازای کلیک) یا PPA (پرداخت به ازای هر اقدام) فعالیت می‌کنند، یافتن اینکه محصول ما توسط ناشران مناسب تبلیغ می‌شود، بسیار آسان و امن است.7. با انتشار نظرات کاربران و توزیع مقالات در سایت های انجمنی در جامعه هدف خود اعتماد ایجاد کنید.با وجود بسیاری از کسب و کارهای جدید و رقابتی که تقریباً در هر صنعتی بسیار زیاد شده است، برجسته شدن و افزایش دنبال کنندگان در اندازه مناسب دشوارتر می شود. برای به دست آوردن حمایت از سمت مخاطب و مشتری بالقوه باید ابتدا اعتماد ایجاد کنید.از آنجایی که بیش از 88 درصد از مشتریان به نظرات آنلاین به اندازه توصیه های شخصی اعتماد دارند، منطقی است که با انتشار نظرات کاربران و ارسال نمونه هایی از محصول خود برای وبلاگ نویسان مورد اعتماد کار خود را در بازاریابی شروع کنید.همانطور که شرکت شما به رشد خود ادامه می دهد، شروع به قرار دادن محتوای داخلی در وب سایت های بزرگی کنید که محتوای سندیکایی یا انجمنی منتشر می کنند. به خاطر داشته باشید که از نام واقعی خود استفاده کنید، چون مردم بهتر به یک انسان نسبت به یک شرکت پاسخ می دهند.8. با اینفلوئنسرهای مناسب ارتباط برقرار کنید.تعامل با اینفلوئنسرهای بزرگ در صنعت شما می تواند یک راه بسیار موثر برای به دست آوردن پایگاه سهام گسترده تر باشد. اگر بتوانید توجه یک رهبر فکری یا یک تأثیرگذار را به خود جلب کنید، این شانس را دارید که طرفداران و دوستان آنها را نیز جذب کرده و از این طریق اعتماد و اعتبار ایجاد کنید.برای این منظور در کنفرانس ها یا از طریق توییتر با وبلاگ نویسان یا کارآفرینان مناسب تماس بگیرید و محتوای وبلاگ مرتبط و جالبی را برای آنها ارسال کنید که ممکن است علاقه آنها را برانگیزد.9. در وبلاگ خود مطالب مرتبط منتشر کنید.انتشار مداوم و مجدانه محتوای وبلاگ مرتبط و اصلی نه تنها به درخشش شرکت شما در آفتاب گرم Google کمک می کند، بلکه به مشتریان بالقوه کمک می کند تا واقعاً شرکت شما را بشناسند و بدانند شما از کجا آمده اید.محتوا لازم نیست و نباید که تبلیغاتی باشد، اما باید با این هدف منتشر شود که چرا محصول یا خدمات شما مهم است. مضمون محتوای شما باید بهترین راه ها را برای حل مشکلات مرتبط با صنعت که در زندگی روزمره ایجاد می شود، پیشنهاد کند. از طریق محتوای منتشر شده در وبلاگ خود  خرد ارزشمندی را به مردم منتقل کنید، به نحوی که الهام بخش مردم برای به اشتراک گذاشتن دیدگاه خودتان باشید.اگر برای تولید محتوای مداوم منابع یا نویسندگان کافی در کارمندان ندارید تا بتوانید جریان ثابتی از محتوا را برای وبلاگ خود منتشر کنید، از یک پلت فرم بازاریابی محتوا یا یک پلت فرم ارتباط مجازی کمک بگیرید.10. برای تقویت سرنخ یک خبرنامه جذاب بسازید.یکی از زمان‌برترین جنبه‌های بازاریابی آنلاین، ایجاد سرنخ است. اغلب، این شامل تجزیه و تحلیل جمعیت شناسی مشتری و فعالیت رسانه های اجتماعی، قرار دادن تبلیغات و نظرسنجی های آنلاین و به روز رسانی اطلاعات کاربران به صورت سالانه است.یک راه عالی و سریع برای پرورش مشتریان بالقوه، ایجاد و ارسال خبرنامه های ایمیل شخصی، تبلیغات تست A/B و کمپین های تبلیغاتی است. از داده‌ها برای تنظیم دقیق تلاش‌ها استفاده کنید و بهترین کمپین‌های خود را مقیاس‌بندی کنید.شما از چه راه هایی برای هدف قرار دادن و ایجاد ارتباط موثر با مشتریان بالقوه خود استفاده می کنید؟؟ خوشحال می شوم تجربه عملی خود را به این مطلب اضافه کنید تا راهگشای افراد دیگر باشد.منابع انگلیسی: منبع 1، منبع 2، منبع 3</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Tue, 22 Mar 2022 20:59:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت بهتر زمان با زندگی در زمان اینشتین</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D9%86-iirtqg3glnsf</link>
                <description>همانطور که در انتهای مطلب قبلی با موضوع معرفی کتاب پرواز تا اوج وعده بودم، در این پست می‌خواهم به بررسی اختصاصی فصل ششم این کتاب بپردازم که به موضوع وقت اشاره دارد.احتمالاً این جملات یا مشابه آن ها به گوشتان آشنا هستند: &quot;وقت ندارم&quot; &quot;نمی‌رسم انجامش دهم&quot; &quot;صبح تا شب در حال بدو بدو هستم و آخرش به هیچ کاری نمی‌رسم&quot; &quot;حوصله ام سر رفته&quot; &quot;نمی‌دانم چه کار کنم&quot; و...خود من از آن دست افرادی بودم که همیشه در حال ناله کردن از کمبود وقت بودم. طوری که آرزو می‌کردم ای کاش شبانه روز به جای 24 ساعت 48 ساعت بود تا بلکه می توانستم به تمام کارها و برنامه‌های روزانه‌ام برسم. معضل کمبود وقت داستانی رایج بین تمام افراد است، فرقی نمی‌کند که شما یک خانم خانه دار، یک مدیر، یک کارمند، یک فرد بازاری و یا یک محصل باشید. در هر صورت احتمالاً این حالت را تجربه کرده‌اید که در یک جنگ نابرابر با زمان قرار گرفته‌اید. حتی برای عده‌ای از ما عکس این قضیه اتفاق می‌افتد، اینکه آنقدر وقت اضافی داریم که نمی‌دانیم چه طور صرفش کنیم.برای من همیشه اینطور تصور می‌شد که در حال مسابقه با زمان هستم و گویی هر چه من بیشتر عجله می‌کردم، بیشتر از کارهای غیرضروری می‌زدم و بیشتر کوتاه می‌آمدم، باز هم نمی‌توانستم به تمام آنچه که به عنوان فعالیت‌های روزانه‌ام برنمه‌ریزی کرده بودم، برسم و آخر شب بازنده این مسابقه من بودم که با جسم و روحی خسته از کار شدید روزانه سر بر بالین می‌ذاشتم.اینطور طرز فکر و دیدگاه در مورد زمان دقیقاً موضوع اصلی فصل &quot;زندگی در زمان اینشتین&quot; گی هندریکس است که در اثر خود به نام پرواز تا اوج به بررسی آن پرداخته. اگر شما هم خود را در جنگ با زمان تصور می‌کنید و در برابر وقت احساس ضعف و شکست دارید، تا انتها با من همراه باشید تا بگویم مطالعه این کتاب و عمل به آن چطور باعث تغییر دیدگاهم به وقت و موفقیت من در مدیریت بهتر زمان شد. الگوی قدیمی، زندگی در زمان نیوتنبر اساس توضیحات گی هندریکس وقتی با الگوی نیوتن به زمان‌بندی خود نگاه می‌کنیم با کمبود و یا اضافه وقت مواجه می‌شویم. بر اساس این الگو نیوتن می‌گوید: زمان محدود است بنابراین باید آن را سهمیه‌بندی کنیم تا بتوانیم به تمام کارهای روزانه‌مان برسیم. این نوع طرز فکر دقیقاً مشابه ساز و کار سیستم‌های مدیریت زمان است که به شخصه زیاد از آن ها استفاده کرده‌ام ولی بعد از مدتی هیچ نتیجه‌ای نگرفتم.در الگوی نیوتن فرض بر این است که کمبود وقت وجود دارد، در نتیجه من و شما با وجود این دیدگاه دچار اضطراب می‌شویم و دائم نگرانیم که نکند وقت کم بیاوریم یا گاهی از آن طرف بوم می‌افتیم و وقت زیادی می‌آوریم. خلاصه اینکه دائم با وقت مشکل داریم، یا ساعت‌ها مثل برق و باد می‌گذرند یا ثانیه‌ها لاک پشت وار حرکت می‌کنند.شکاف یا تضاد موجود در الگوی نیوتنی این است که زمان چیزی خارج از وجود ماست که می‌تواند به درون ما فشار وارد کند، به بیانی ساده تر زمان ارباب است و ما غلام حلقه به گوش او که باید خودمان را بر اساس آن کوک کنیم. من با این نوع دیدگاه احساس یک قربانی را داشتم که زمان می‌خواهد شکجه‌ام کند. این نوع طرز فکر نه تنها جسم و روح من را خسته کرده بود، بلکه به فعالیت‌های شغلی و روابطم با اطرافیان و فرزندانم لطمه زده بود، چون یک مادر، یک همسر، یک فرزند و یک همکار همیشه گرفتار بودم که به دلیل کمبود وقت نمی‌توانستم از عهده تمام وظایفم به خوبی بربیایم.تغییر فضای ذهنیتنها راه حل خلاصی از دیدگاه قربانی بودن در برابر زمان این است که طرز فکر خودمان را در مورد فضا تغییر دهیم. به این شکل که اینشتین در مورد نسبیت می‌گوید: &quot;یک ساعت در کنار عزیزتان یک دقیقه به نظر می‌رسد و یک دقیقه روی اجاق داغ، یک ساعت به نظر می‌رسد&quot;. درک این دیدگاه بسیار ساده است و قطعاً همه ما این نوع احساس در مورد زمان را داشته‌ایم. به عنوان مثال مواقعی که با دوستان و خانواده دور هم جمع می‌شویم و فضا کاملاً صمیمی و شاد است هرگز گذر زمان را حس نمی‌کنیم. برای من که اینطور بوده به حدی که وقتی با دوستان و خانواده‌ام هستم، اصلاً متوجه نمی‌شوم که چطور روزم را شب کرده‌ام. از آن طرف ماجرا، مواقعی که در موقعیت سختی قرار دارم، مثلاً منتظر خبر مهمی هستم یا باید در انتظار ملاقات با شخص مهمی باشم، زمان کش دار می شود، به قدری که هر ثانیه ساعت را چک می‌کنم و به شدت کلافه می‌شوم.گی هیندرکس می‌گوید، وقتی عاشق هستید (وقت گذرانی با دوستان و عزیزانتان) در فضای اطراف و درون خودتان آرام و آسوده هستید. به همین دلیل زمان با انبساط آگاهی‌تان در فضا ناپدید می‌شود. حتی اگر به یاد بیاورید که به ساعت نگاهی بیاندازید متوجه جهش زمان می‌شوید، انگاری که هر ساعت در یک چشم به هم زدن می‌گذرد. در این موقعیت زمان به سادگی ناپدید می‌شود به شکلی که هر برنامه‌ای داشته باشید به موقع به آن می‌رسید بدون اینکه وقت کم بیاورید.اما وقتی که در موقعیت سخت هستید (انتظار کشیدن برای دیدن یک نفر) احساس می‌کنید تمام عضلات بدنتان منقبض شده‌اند و دیگر احساس رهایی و آزادی ندارید، در این شرایط خودتان را محبوس فضا می‌کنید و به همین دلیل ثانیه‌ها به کندی می‌گذرند.دیدگاه نیوتن می‌گوید: هرگز پول کافی برای خرید همه‌ی چیزهایی که واقعاً نیاز ندارید، نخواهید داشت و هرگز وقت کافی برای انجام کارهایی که واقعاً دلخواهتان نیستند، نخواهید داشت. با این نوع طرز فکر، زمان و پول بر اساس کمبود ساخته شده‌اند. به همین دلیل است که دائم خودمان به دنبال پول و زمان می‌بینیم، در حالی که با این نوع دیدگاه پول و زمان از ما فراری هستند.برای رهایی از زمان اول پرسونای خودتان را بشناسیدگی هندریکس معتقد است برای اینکه دیدگاه نیوتن را در طرز فکر خودمان تغییر دهیم، لازم است تا چهره اجتماعی یا همان پرسونای خود را در رابطه با زمان پیدا کنیم. اگر می‌خواهید با مفهوم پرسونا آشنا شوید، پیشنهاد می‌کنم مطلب من با عنوان پرسونا چیست و چه نقشی در کسب و کار ما دارد را مطالعه کنید.نویسنده کتاب پرواز تا اوج معتقد است پرسونا یک الگوی رفتاری و احساسی است که در زمانی خاص از زندگی و در پاسخ به شرایطی خاص به وجود می‌آید. این کلمه در لاتین به معنی شخصیت است. او می گوید تمام ما آدم‌ها دست کم یک پرسونا یا شخصیت داریم و برخی از ما بیش از دو یا سه پرسونا. مهم این است که باید آن‌ها را شناسایی کنیم و آن شخصیت‌هایی که از زمان کودکی در ما شکل گرفته‌اند و دیگر برای زندگی و موفقیت مفید نیستند را کنار بگذاریم. به عنوان مثال فردی که از کودکی پرسونای یک فرد خجالتی را داشته است، الان باید در دوران بزرگسالی آن پرسونا را رها کند، چون می‌تواند با این نوع شخصیت به روابط شخصی و شغلش ضربه بزند. این قسمت از کتاب برای من از همه جالب تر بود که گفت: &quot; بیشتر ما در رابطه با زمان یک پرسونا شکل می‌دهیم و بعد فراموش می کنیم که پرسونا بوده است.&quot; در این رابطه ما دو نوع پرسونا داریم، یا &quot;پاسبان وقت&quot; هستیم که اگر مردم سر وقت در ملاقات‌ها حاضر نشوند ناراحت می‌شویم و یا &quot;وقت نشناس&quot; هستیم که همیشه دیر می‌رسیم. اگر پرسونای ما پاسبان وقت باشد، همیشه آدم ها را برای سروقت نبودن سرزنش می‌کنیم و اگر وقت نشناس باشیم، این ما هستیم که برای دیر رسیدن یا نیامدن سر قرار سرزنش می‌شویم.در مورد خودم مطمئنم که پرسونای پاسبان وقت دارم، آنقدر که اغلب بر سر قرارها زودتر حاضر می‌شوم. البته این حد از حساسیت بر روی زمان بندی کمی ملایم تر شده ولی به خاطر دارم که وقتی در دوران مدرسه با دوستم قرار می‌گذاشتم من همیشه یک ربع زودتر به سر قرار می‌رفتم و او همیشه وقت نشناس بود و دیر می‌آمد. قرارگیری دو پرسونای متضاد آن هم به عنوان دو دوست صمیمی در کنار هم باعث میشد دائم سر موضوع وقت و دیر رسیدن های او با هم چالش داشته باشیم :) هرچند بعد از گذشت 20 سال هنوز این دوستی ادامه دارد...الگوی جدید، زمان اینشتیناساس الگوی اینشتین قبول این دو جمله است، اول اینکه وقت از درون ما سرچشمه می‌گیرد و دوم اینکه من مسئولیت وقت موجود را به عهده می‌گیرم.وقتی زمان را چیزی از درون خودمان بدانیم دیگر رابطه‌ی متقابل با آن نداریم و اگر بپذیریم که خودمان مسئول وقت‌مان هستیم، اختیاردار آن می شویم و دیگر قربانی آن نیستیم. جالب اینجاست که وقتی مسئولیت زمان‌مان را به عهده می‌گیریم دیگر از آن فشار بیرونی خبری نیست و با حس رهایی در زمان سیر می‌کنیم. وقتی بدانی زمان ماهیتی درونی دارد، دیگر خودت را قربانی آن نمی دانی چون تو هستی که وقت را میسازیبرای فردی مثل من که همیشه خودمان را قربانی وقت می‌دانستم و تصور می‌کردم در یک جنگ نابرابر با او وارد شده‌ام، تغییر الگو و دیدگاه خیلی هم ساده نبود، به همین دلیل بعضی تمرین‌ها در کتاب معرفی شده‌اند که من هم مهمترین آن را به شما پیشنهاد می‌کنم: خودداری کامل از شکایت کردن در مورد زمانفکر کنید که در حال گرفتن یک رژیم سخت هستید که در طی آن از گفتن هر جمله‌ای و یا فکر کردن به هر موضوعی که کمبود وقت را در ذهن تان تداعی می‌کند، باید خودداری کنید. با این تمرین از موقعیت قربانی زمان بودن خارج می‌شوید. اول بار که این بخش از کتاب را خواندم و تصمیم گرفتم دیگر از کمبود وقت شکایت نکنم، تازه فهمیدم چقدر به کرات در طول شبانه روز این مفهوم را در مکالماتم و حتی افکارم به کار می‌بردم. مثلاً به فرزندانم می‌گفتم الان وقت بازی ندارم، یا به دوستانم می‌گفتم باید زودتر به جلسه برسم، یا به پدرم می‌گفتم وقت ندارم به شما سر بزنم و.... تمام این جملات همگی نشان دهنده شکایت‌های من از زمان بودند و بخش زیادی از آن‌ها را در ذهن خودم دائم مرور می‌کردم. برای همین همیشه در برابر وقت حالت پریشانی و درماندگی داشتم. پس شروع به تمرین کردم و جلوی زبانم و افکارم را گرفتم تا دیگر در مورد کمبود وقت گله نکنم. با این تمرین الان خودم را سرچشمه زمان و نه قربانی آن می‌دانم و با تمرکز بر روی حالاتم سریع موچ خودم را می‌گیرم تا دوباره در تله زندگی در زمان نیوتن گیر نیوفتم.خبر خوب اینکه با کمک توصیه‌های این کتاب حالا می‌توانم مدیریت بهتری در زمان خودم داشته باشم به شکلی که حتی بعضی روزها وقت اضافه می‌آورم و می‌توانم به فعالیت‌هایی که همیشه به دنبال وقت برای انجامشان بودم بپردازم.در پایان خوشحال می‌شوم نظر شخصی شما را در چالش با زمان بدانم. اینکه شما پاسبان وقت هستید یا وقت شناس؟ همیشه وقت کم می‌آورید یا از شدت اضافه وقت سردرگم و کسل هستید؟ شما از چه راهکاری برای حل مشکل زمان استفاده می‌کنید؟منابع انگلیسی: منبع 1، منبع 2</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Tue, 22 Feb 2022 06:55:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرواز تا اوج، کتابی که با خواندن آن یاد می‌گیرید چطور پرواز کنید:)</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%88%D8%AC-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-ibyfoflez7k0</link>
                <description>از بین کتاب‌های توسعه شخصی که تا به امروز خوانده ام &quot;پرواز تا اوج&quot; منبعی بود که بیشترین تاثیرات را روی من گذاشت تا حدی که بخش‌های مختلف این کتاب را به دوستان خودم معرفی کرده ام. به همین دلیل تصمیم دارم تا آنچه از این کتاب یاد گرفته‌ام را با شما به اشتراک بگذارم. اجازه دهید ابتدا به سراغ معرفی این اثر بروم:نام کتاب: پرواز تا اوجنویسنده: گی هندریگسمترجم: فرزاد فرودخلاصه ای از کتاب پرواز تا اوجهمه ما آدم‌ها موقعیت‌های مختلفی را در زندگی تجربه می‌کنیم که بعضی از آن ها به قدری شگفت انگیز هستند که شاید در وجود ما ایجاد ترس کنند. به عنوان مثال به ترفیع شغلی می‌رسیم، روابط صمیمی با عزیزانمان برقرار می‌کنیم، درآمد بالایی به دست می‌آوریم، به مدارج بالای عملی می‌رسیم و هر موفقیت دیگری که در نگاه اول برای ما خیلی عجیب و شاید دست نیافتنی باشد.کتاب پرواز تا اوج می‌گوید، اگر من در خودم این لیاقت را نبینم که به این دست موفقیت ها برسم، دچار ترس می‌شوم که این جایگاه برای من نیست. در نتیجه تصمیماتی می‌گیرم که همه چیز بهم بریزد تا من دوباره به همان نقطه امن قدیمی خودم، یعنی جایگاه پایینی از عشق، ثروت، موفقیت، خلاقیت و ... برسم. از نظر گی هندریگس، پزشک روان شناس و نویسنده این کتاب به این مشکل اوج هراسی می‌گویند. او می‌گوید &quot;وقتی به سطوح بالاتری از موفقیت برسید و دچار اوج هراسی شوید، ماجراهایی در زندگی خود پیش می‌آورید که شما را غمگین کرده و زندگی‌تان را تیره و تار کند. با این اقدامات اوج هراسی شما موفق می‌شود تا از موفقیت‌های خود لذت نبرید و به نقطه نبوغ خود نرسید، چون شما خودتان را لایق این موفقیت ها نمی‌دانید.&quot;برداشت شخصی من از کتاب پرواز تا اوجوقتی کتاب پرواز تا اوج را می‌خواندم به نقاط مشترکی در خودم و آنچه نویسنده از تجربیات واقعی خود در جلسات با مراجعانش می‌گفت، رسیدم. به عنوان مثال به خاطر آوردم زمانی که همه چیز در محیط کارم عالی به نظر می‌رسید و کارم را به خوبی انجام می‌دادم، دچار یک سری مشکلات در روابط با عزیزانم شدم. حالا که بر اساس آموخته هایم از کتاب پرواز تا اوج به آن موقعیت‌ها نگاه می‌کنم، می فهمم من هم در آن برهه از زمان دچار اوج هراسی شده بودم، چون دائم با خودم می‌گفتم &quot;مگه میشه که همه چیز انقدر خوب و روبراه باشه&quot;!!حتی بعضی از روزها از اینکه هیچ دغدغه‌ای نداشته باشم، نگران می شدم و فکر می‌کردم یک جای کار می‌لنگد. این دیدگاه دقیقاً در کتاب پرواز تا اوج با عنوان &quot;نگرانی&quot; توصیف می‌شود. &quot;وقتی همه کارها برای ما خوب پیش می‌رود، ساز و کار اوج هراسی دست به کار می‌شود و ناگهان نگران می شویم که شاید موضوعی خوب پیش نرود. در این مرحله به سراغ گذشته می‌رویم و افکار نگران کننده قدیمی را به خاطر می‌آوریم که در چنین موقعیت مشابه ای چه اتفاقات بدی رخ داد. پس به سرعت شروع به داستان پردازی برای شکست می‌کنیم تا حدی که کاملاً از بین برویم.&quot; در حالی که گی هندریگس می گوید: &quot;نود و نه درصد نگرانی هایمان به کلی غیرضروری هستند و ما نگران موضوعاتی می‌شویم که هیچ کنترلی روی آن ها نداریم، در حالی که نگرانی زمانی مفید است که بتوانیم برای حل آن کاری انجام دهیم.&quot; موضوع جالب بعدی که توجه من را به شدت به خود جلب کرد، بحث انتقاد و سرزنش بود. اینکه انتقاد و سرزنش بی دلیل زیاد خودمان و دیگران از نشانه های اوج هراسی هستند و می توانند جلوی انرژی مثبت ورود به منطقه نبوغ ما را بگیرند. در حالی که انتقاد زمانی مفید است که به موضوعی خاص معطوف باشد و نتیجه ای مفید به همراه داشته باشد. در بخش انتهایی کتاب راهکارهایی برای رهایی از اوج هراسی و در واقع روش زیستن در منطقه نبوغ به ما پیشنهاد می شود که شکل تمرینی دارد. مثل: تمرین نه گفتن آگاهانه به پیشنهاداتی که در منطقه نبوغ ما نیستند و یا تکرار و تفکر بر روی جملاتی همچون &quot;من هر روز با فراوانی، موفقیت و عشق بیشتر شکوفا می‌شوم و الهام بخش اطرافیانم هستم که آن ها نیز چنین کنند&quot; اما مهمتر از حل مشکل اوج هراسی تشخیص این مشکل در لحظه بروز آن است که با مطالعه این کتاب قول می‌دهم به این حد از آگاهی برسید.بخش انتهایی کتاب از زندگی در زمان اینشتین می‌گوید که آن را بیش از سایر بخش‌های کتاب دوست دارم و همین قسمت کتاب کلی به من کمک کرد تا چالش همیشگی‌ام در کمبود وقت را تا حد زیادی حل کنم. به همین دلیل ترجیح می‌دهم در پست بعدی ام به طور اختصاصی در مورد این بخش از کتاب پرواز تا اوج صحبت کنم.اگر شما هم کتاب پرواز تا اوج را خوانده اید و یا علاقه مند به مطالعه این اثر هستید، خوشحال میشوم نظرتان را بدانم.منبع</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Thu, 10 Feb 2022 07:24:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیجیتال مارکتینگ چه ابزارهایی برای برندینگ در اختیار کسب و کارها قرار می دهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@saede0ja/%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-wctveidlo7tu</link>
                <description>یکی از چالش‌های بزرگ صاحبین کسب و کارهای نوپا عدم آگاهی بازار هدف یا مشتریان بالقوه از برند کسب و کار است. یعنی به زبان خودمانی صاحب کسب و کار از این موضوع نگران است که مشتری از حضور او و محصولاتش در بازار خبر ندارد. حال سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است: کسب و کاری که تازه راه اندازی شده چطور می‌تواند حضورش را در بازار به مشتریان اعلام کند و به نوعی نام برندش را بر سر زبان‌ها بیاندازد؟ احتمالاً شما هم مثل من به راه حل تبلیغ کردن رسیده‌اید. بله با تبلیغ می‌توانیم خودمان را به مشتریان معرفی کنیم، اما روش تبلیغ داریم تا تبلیغ ...دیگر آن زمان‌ها گذشت که تبلیغ کسب و کارمان را روی یک تکه کاغذ چاپ می‌کردیم و به در و دیوار خیابان‌ها و کوچه‌ها می‌زدیم. در حال حاضر با گسترش تلفن همراه هوشمند و افزایش ضریب نفوذ اینترنت در جامعه راه‌های متفاوت‌تر و صد البته ارزان‌تر، سریع‌تر و هدفمندتری به نسبت چاپ تراکت، بنرهای خیابانی و حتی تبلیغات تلوزیونی برای معرفی کسب و کارمان و آگاهی مشتری از برندمان وجود دارند که در یک جمله به آن دیجیتال مارکتینگ می‌گویند. در ادامه به شما می‌گویم که دیجیتال مارکتینگ چیست و چگونه می‌توانیم از این تریبون برندمان را به مشتری معرفی کنیم.دیجیتال مارکتینگ چیست؟اگر بخواهم به زبان ساده دیجیتال مارکتینگ را تعریف کنم اینطور باید بگویم که بازاریابی دیجیتال از زمان‌های خیلی قبل هم وجود داشته است، دقیقاً از همان دورانی که راه ورود تبلیغات رادیویی و تلوزیونی به محیط خانه‌های ما باز شدند، ما با سبکی جدید از بازاریابی بر پایه و اساس تبلیغات آشنا شدیم. اما به 4 دلیل بازاریابی سنتی به مرور زمان دچار تغییر و تحولات زیادی شد:1. کسب و کارها شکل و فرم متفاوتی پیدا کردند، به نحوی که بیشتر مشاغل در بستر آنلاین نیز فعالیت می‌کنند.2. روش های تبلیغ سنتی مثل آگهی‌های بازرگانی رادیو و تلوزیون، بیلبوردهای تبلیغاتی، آگهی در روزنامه‌ها و مجله‌ها برای مخاطبی که قرار است در آینده مشتری کسب و کار ما شود، جذابیت چندانی ندارد.3. آنقدر چشم و گوش مخاطب از تبلیغات سنتی پر شده است که به راحتی آن ها را نادید می‌گیرد.4. اکثراً تبلیغات آفلاین برای جامعه هدف خاصی طراحی نمی‌شوند و به همین دلیل بدون اینکه تبلیغ به دست مشتری هدف برسد، هزینه بسیار زیادی عملاً هدر می‌رود.به دلایل گفته شده امروزه ما دیجیتال مارکتینگ را در سبک آنلاین آن مشاهده می‌کنیم. چون با کمک بازاریابی دیجیتال می‌توانیم تمام کمبودهای تبلیغات سنتی آفلاین را پوشش دهیم. به عنوان مثال می‌توانیم تبلیغات برند کسب و کارمان را فقط به گروه خاصی از مخاطبین که بر اساس تحقیقات بازار جزو مشتریان بالقوه خود می‌دانیم نمایش دهیم. همچنین با کمک ابزارهای دیجیتال مارکتینگ همچون تبلیغات کلیکی، تبلیغ در شبکه های اجتماعی، سئو یا بهینه سازی موتورهای جستجو و ده ها روش دیگر می‌توانیم با صرف هزینه‌های کمتر برند خود را برای جامعه هدف خود معرفی کرده و حتی به راحتی بازار را اندازه گیری کنیم.با توجه به این توضیحات و بر اساس تعریفی که در متمم آمده است، دیجیتال مارکتینک شامل تمام ابزارها و فعالیت‌هایی است که برای بازاریابی محصولات و خدمات در بستر دیجیتال از قبیل وب، اینترنت، موبایل و دیگر تجهیزات دیجیتال مورد استفاده قرار می‌گیرد.7 ابزار دیجیتال مارکتینگ که نام برند شما را نقل محافل می‌کندحالا که با لزوم دیجیتال مارکتینگ و مزایای آن در مقایسه با بازاریابی آفلاین و سنتی آشنا شدیم، می‌خواهم 7 ابزار قدرتمند در بازاریابی دیجیتال را به شما معرفی کنم که استفاده از آن‌ها می‌تواند به برندینگ شدن کسب و کارتان کمک کند:1. بازاریابی موتورهای جستجو (SEM)کسب و کاری که در فضای آنلاین فعالیت می‌کند طبیعتاً دارای رسانه‌ای است که در آن محتوایی برای مخاطبین خود آماده و منتشر می‌کند. استفاده از ابزار بازاریابی موتورهای جستجو از دو طریق امکان پذیر است، اول اینکه محتوای ما آنقدر باکیفیت باشد که وبسایت، وبلاگ، شبکه اجتماعی یا هر نوع رسانه دیگر ما توسط موتورهای جستجو دیده شده و به مخاطبین نمایش داده شوند. راه دوم که کمی هزینه بردار است، استفاده از ترافیک خریداری شده یا Paid Traffic است که بر اساس آن ما به گوگل مبلغی را می‌پردازیم تا صفحه وب سایت ما را به مخاطب نشان دهد. از جمله این سرویس‌ها می‌توان به Google Ad یا تبلیغ گول اشاره کرد که گوگل با دریافت هزینه وبسایت ما را به کاربرانی که به دنبال خدمات یا محصولات ما هستند در صفحه اول خود نمایش می‌دهد.2. تبلیغات بنری (Banner Advertising)تا به حال چند بنر در سطح شهر دیده‌اید که به منظور تبلیغ برندی خاص بر روی تابلو کنار خیابان و بزرگراه جا خوش کرده است؟ از بین بنرهایی که دیدید چندتا از آن ها را به یاد می‌آورید؟ اصلاً سرعت حرکت خودرو به شما اجازه داده که متن روی بنر را کامل و به درستی بخوانید؟ چه برسد به اینکه مفهوم بنر را بفهمید و یا با برند کسب و کار مورد نظر آشنا شوید؟!تبلیغات بنری در دیجیتال مارکتینگ در ظاهر شبیه به بنر نصب شده در بیلبورد خیابان است، با این تفاوت که در داخل سایت‌های معتبر نمایش داده می‌شود و هیچ مزاحمتی برای مخاطب سایت ایجاد نمی‌کند. با کمک بنر ثابت که اتفاقاً یکی از خدمات سرویس تبلیغات یکتانت نیز هست، شما می‌توانید اعتماد و توجه کاربران سایت نمایش دهنده بنر را جلب کرده و مخاطب را با برند خود آشنا کنید. برای افرادی که تازه وارد کسب و کارهای فضای آنلاین شده‌اند استفاده از تبلیغات بنری گزینه بسیار مناسبی است.3. پوش نوتیفیکیشن (push notification)پوش نوتیفیکیشن به عنوان یک عضو تازه وارد در جعبه ابزار دیجیتال مارکتینگ یک روش ایده آل و بسیار مقرون به صرفه برای دیده شدن برند کسب و کارها است.با استفاده از پوش نوتیفیکیشن می توانید از تصویر در کنار متن استفاده کنیدبا کمک سرویس پوش نوتیفیکیشن شما می‌توانید پیام تبلیغاتی سایت و یا اپلیکیشن خودتان را به کاربران بالقوه‌ای که خودتان آن را تعیین کرده‌اید ارسال کنید. شاید در ظاهر فکر کنید پوش نوتیفیکشن همان اس ام اس تبلیغاتی است، اما در واقع اینطور نیست، با کمک این ابزار علاوه بر متن می‌توانید از تصاویر بزرگ و کوچک هم برای تاثیرگذاری و جذابیت بیشتر پیام استفاده کنید. تفاوت دیگر پوش نوتیفیکیشن با پیامک در این است که نرخ باز شدن این پیام بیشتر از اس ام اس است.یکی از موفق ترین پلتفرم ایرانی ارائه دهنده سرویس push notification در ایران، یکتانت است که با همکاری نجوا به راه اندازی این سرویس در داخل ایران اقدام کرده است. می‌توانید با هزینه بسیار مناسب و امکان شخصی پیام از این ابزار قدرتمند بازاریابی دیجیتال برای ساخت کمپین تبلیغاتی خود استفاده کنید.4. بهینه سازی برای موتورهای جستجو (SEO)این روزها بازار سئو برای کسب و کارهای آنلاین بسیار داغ است، چون با کمک این ابزار می‌توانیم وبسایت خودمان را در صفحه اول گوگل نمایش دهیم، در این صورت شانس ما برای دیدن شدن توسط مخاطب بیشتر می‌شود. البته بهینه سازی محتوا برای موتورهای جستجوی گوگل کار چندان ساده‌ای نیست و اغلب نیاز به تخصص سئوکار دارد و صد البته باید برای آن هزینه کنیم.5. تبلیغات کلیکی (pay per click)یکی از روش‌های تبلیغات کلیکی همان SEM است که ابتدای بحث آن را بررسی کردیم، روش دیگر تبلیغات کلیکی یا PPC این است که به سراغ پلتفرم‌های ارائه دهنده خدمات تبلیغ بروید تا به واسطه آن‌ها شما را به تبلیغ کننده‌گان وصل کنند.در ایران پلتفرم‌هایی از جمله یکتا نت، صباویژن و تپسل وجود دارند که این سرویس را ارائه می‌دهند. روش کار به این صورت است که این پلتفرم‌ها تبلیغ برند و کسب و کار شما را بر روی صدها سایت پرترافیک نمایش می‌دهند و به ازای هر بار کلیک شدن بر روی بنر تبلیغاتی، شما بایدمبلغی را بپردازید. به عنوان مثال در سرویس تبلیغات کلیکی یکتانت به ازای هر 10 هزار نفر که روی تبلیغ شما کلیک کنند ملزم به پرداخت هزینه هستید.مزیت مهم سرویس PPC این است که می‌توانید سایت‌های نمایش دهنده تبلیغ خودتان را انتخاب کنید و حتی بدانید از هر تبلیغ چقدر ورودی به سایت داشته‌اید تا با یک اندازه گیری دقیق تحلیل کنید که نمایش تبلیغ بر روی کدام سایت برای شما بازدهی بیشتری دارد.در تبلیغات کلیکی هرچه قیمت کلیک بیشتر باشد، شانس بیشتری در دیده شدن در سایت های نمایش دهنده خواهید داشت. 6. ایمیل مارکتینگ (Email Marketing)یکی از قدیمی‌ترین تجهیزات قدرتمند در آشنایی مخاطب با برند کسب و کار ایمیل مارکتینگ است که نه تنها نرخ بازگشت سرمایه خوبی دارد بلکه هر ساله حدود 4 درصد به این میزان افزوده می‌شود.ایمیل مارکتینگ یک اقدام حرفه‌ای و تخصصی است و اینطور نیست که بانک ایمیل افراد مختلف را بگیریم و بدون توجه به پرسونا و کسب اجازه از ایشان به ارسال ایمیل اقدام کنیم. جالب است که بسیاری از افراد تازه کار دقیقاً به همین شیوه از ایمیل مارکتینگ استفاده می‌کنند، در نتیجه مخاطب ایمیل آن ها را اسپم می‌کند و تمام تلاش‌ها به باد می‌روند.به طور کلی ما برای 2 هدف از ایمیل مارکتینگ استفاده می‌کنیم، یا می‌خواهیم مشتری جدید به دست آوریم و یا قصد داریم مشتری قبلی را حفظ کنیم. برای هر کدام از این اهداف شیوه کار کمی متفاوت است.به عنوان مثال برای جذب مشتری بالقوه جدید می‌توانیم آدرس ایمیل افرادی که به سایت ما فقط سر زده اند را جمع آوری کرده و با کسب رضایت از آن ها پیغام‌هایی از جمله اطلاع رسانی از تخفیفات و یا محصولات جدید را در قالب خبرنامه برایشان ایمیل کنیم.البته برای این اقدام مهم است که پیام‌ها را با توجه به پرسونای اشخاص شخصی سازی کنیم و با ترفندهایی مثل دعوت به تعامل، ارسال منظم و هدفمند و تحلیل و ارزیابی دقیق ایمیل‌های ارسال شده، موفقیت خود را در استفاده از این ابزار تضمین کنیم.در صورتی که بخواهیم مشتری قبلی را برای خود نگه داشته و حس خوب به او برسانیم، می‌توانیم پیام‌هایی از قبیل تبریک تولد و عید، اطلاع رسانی جشنواره‌های فروش، نظرسنجی استفاده از محصول و غیره را برای ایشان ایمیل کنیم.میل چی، میل تاز، نامه رسان چابک و نجوا جزو بهترین سرویس‌های ارائه دهنده ایمیل مارکتینگ ایرانی هستند که با توجه به تحریم سرویس‌های خارجی توانسته‌اند نیاز کاربران ایرانی به Email Marketing را رفع کنند.7. تبلیغ در شبکه های اجتماعی (Social Network)آخرین روش برای انجام بازاریابی دیجیتال تبلیغ در شبکه‌های اجتماعی است که درظاهر بسیار ارزان تر و راحت تر از شیوه هایی است که در این متن به آن ها اشاره کردم.با توجه به اینکه امروزه شبکه‌های اجتماعی جزوی از اعضای خانواده بشر شده‌اند، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی محبوب و پرطرفدار مثل اینستاگرام، فیس بوک، توییتر، لینکدین، یوتیوب، آپارات و ... می‌تواند برند کسب و کار شما را به چشم مشتریان بالقوه‌تان بیاورد.البته فعالیت و تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی به همین راحتی‌ها نیست، بلکه شما باید پیش از هر اقدامی باز هم پرسونای خود را بشناسید و سپس بر اساس نوع کسب و کار خود شبکه اجتماعی متناسب با علاقه‌مندی پرسونا و نوع محصولات خود شناسایی کرده و در آن به تبلیغ بپردازید.قبل از اینکه روی تبلیغات در شبکه اجتماعی وقت بگذارید، باید مخاطبین خود را بشناسید تا بدانید از کدام شبکه بیشترین حضور را دارند.مخلص کلامدر این مطلب به مهمترین ابزارها و روش‌های دیجیتال مارکتینگ اشاره کردم، در حالی که راه‌های بازاریابی دیجیتال بیش از این‌هاست. با این حال مهم است که بدانیم دیجیتال مارکتینگ می‌تواند باعث ایجاد ارتباط موثر و مفید بین مشتریان و برند کسب و کارمان باشد و ما توسل به این ابزار می‌توانیم حسی ایده آل در ذهن مشتریان ایجاد کنیم.در نهایت باز هم یادآوری می‌کنم که انتخاب روش بازاریابی و تبلیغ به صورت آفلاین یا آنلاین، کاملاً وابسته به نوع استراتژی کسب و کار شماست و شاید دیجیتال مارکتینگ برای تمام مشاغل جوابگو نباشد. شما باید بسنجید مشتری بالقوه شما کجاست و چطور می‌توانید با او مرتبط شوید تا بهترین شیوه را انتخاب کنید.شما برای دیده شدن برند کسب و کارتان از چه ابزارهای بازاریابی دیجیتال استفاده کرده اید؟ خوشحال می شوم با پاسخ به این سوال در این بحث مشارکت کنید :)منابع:منبع 1، منبع 2، منبع 3، منبع 4، منبع 5، منبع 6</description>
                <category>سعیده جلالیان</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Tue, 01 Feb 2022 21:05:14 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>