<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های saeed yaghmoori</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@saeed.yaghmoori</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 15:12:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/69840/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>saeed yaghmoori</title>
            <link>https://virgool.io/@saeed.yaghmoori</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ماراتن گواهینامه در دهه ۸۰</title>
                <link>https://virgool.io/@saeed.yaghmoori/%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%86-%DA%AF%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%87%D9%87-%DB%B8%DB%B0-q7xbcakmlg1z</link>
                <description>ماجرای گواهینامه رانندگی گرفتن هر آدمی مثل اثر انگشتش متفاوت و منحصربه‌فرد است! من هم داستان خودم را دارم.ما پسرها عاشق ماشین هستیم. دهه ۷۰ شمسی پدر من هم مثل اکثر آدم‌های ماشین‌دار آن زمان پیکان داشت. پیکان واقعاً ماشین عجیبی بود. مثلاً وقتی آن را می‌شستی و حسابی تمیزش می‌کردی کیفیت سواری و نرمی آن تغییر قابل توجه و مشهودی می‌کرد.یادم می‌آید وقتی به مهمانی می‌رفتیم، مخصوصاً در فصل پاییز، یک ربع ساعت قبل از خداحافظی، پدرم به من می‌گفت: «برو ماشین را روشن کن تا گرم شود.» برای من این کار لذت‌بخش بود؛ استارت می‌زدم، گاز می‌دادم، چراغ‌ها را روشن می‌کردم و وقتی موتور ماشین خوب گرم می‌شد بخاری را روشن می‌کردم تا داخل کابین هم گرم شود.البته همیشه به این سادگی نبود. روزهای سرد زمستان که از شدت سرما ماشین یخ می‌زد و روشن نمی‌شد باید زیر ماشین حدود نیم ساعت مشعل می‌گرفتم. بعد می‌رفتم و استارت می‌زدم. بعد برای دقایقی پدال گاز را فشار می‌دادم تا عقربه موتور روی عدد ۳ بایستد و موتور خاموش نشود. وقتی پدال گاز را رها می‌کردم، باز هم لازم بود ۵ دقیقه‌ای ماشین روشن و بدون حرکت باشد تا موتورش حسابی گرم شده و آماده حرکت شود.با این‌که هنوز ۵ سالی مانده بود تا به سن گواهینامه گرفتن برسم، پدرم رانندگی کردن را به من یاد داد. البته اجازه نمی‌داد در شهر رانندگی کنم. با این حال، وقتی از شهرستان راهی تهران می‌شدیم این اجازه را داشتم تا در اتوبان رانندگی کنم. هنگام رانندگی حس و حال عجیبی داشتم. ترس از ماشین کناری و عقبی، ذوق و هیجان رانندگی، استرس کنترل سرعت که باعث می‌شد هی عقربه سرعت را چک کنم.سال ۱۳۸۰ شد و من به سن قانونی رسیدم و حالا می‌توانستم بروم و گواهینامه بگیرم. کتاب آیین‌نامه رانندگی را تهیه کردم و مشغول مطالعه آن شدم. همچنین برای یادگیری کامل‌تر و ماهر شدن به آموزشگاه رانندگی مراجعه کردم. آن زمان، به این شکل نبود که مثلاً حتماً باید ۱۰ جلسه آموزشگاه بروی. تعداد جلسات بستگی به خودت و مربی‌ات داشت. اگر مربی تشخیص می‌داد که شما بلد هستید، دیگر لازم نبود ادامه بدهی. من سه جلسه آموزش دیدم و مربی‌ام نکات مربوط به آزمون و مواردی که معمولاً افسران به آن حساس بودند را به من یاد داد. در این سه جلسه، کاملاً مسلط شدم و برای آزمون آمادگی لازم را کسب کردم.در آن زمان، آزمون رانندگی در شهر ما ماهی یک روز از ساعت ۸ تا ۱۲ برگزار می‌شد. دو یا سه افسر حاضر می‌شدند و از متقاضیان آزمون می‌گرفتند. هر یک از افسران یک دسته از برگه‌های متقاضیان گواهینامه رانندگی را در دست داشت و هر بار به تصادف اسامی ۴ نفر را می‌خواند، آن‌ها را سوار ماشینش که پیکان بود می‌کرد و به نوبت آزمون می‌گرفت. معلوم نبود نوبتت کی می‌شود و ناچار بودی از ۸ صبح در محل آزمون حاضر شوی تا نوبتت برسد.‌ با توجه به این‌که تعداد متقاضیان زیاد بود و زمان کم، افسران به سریع‌ترین حالت ممکن آزمون می‌گرفتند و این یعنی تحمل استرس زیاد؛ چرا که اگر خیلی خوب بودی نهایت یکی دو دقیقه فرصت داشتی خودت را اثبات کنی و اگر قبول نمی‌شدی باید یک ماه صبر می‌کردی تا دوباره آزمون رانندگی برگزار شود.وقتی نوبت من شد، افسری که از من آزمون گرفت، سرهنگ غفاری بود (خدا بیامرزدش). او فردی سخت‌گیر اما منصف و بی‌غرض بود و از او گواهینامه گرفتن نوعی افتخار به حساب می‌آمد. من پشت فرمان نشستم و علی‌رغم استرسی که داشتم ولی خوب و مسلط همه کارهایی که سرهنگ غفاری گفت را به درستی انجام دادم. بعد از این‌که آزمون تمام شد ایشان رو به من کرد و گفت: «خوب بودی، اما برو و یک بار دیگر هم در آزمون شرکت کن.» بعد کنار اسم من یک تیک زد. باتجربه‌ترها که بعضی‌هایشان بیشتر از ۲۰ بار آزمون داده بودند و هنوز قبول نشده بودند به من گفتند که این تیک یعنی اگر دوباره ایشان از شما آزمون بگیرد و خوب باشی قطعا قبول خواهی شد. اما از آن‌جا که برگه‌های متقاضیان گواهینامه به تصادف بین افسران پخش می‌شد، ماه بعد با افسر دیگری آزمون دادم! در آن آزمون، چهار نفر بودیم و من نفر آخر. از ما خواسته شد پارک دوبل انجام دهیم. سه نفر اول نتوانستند، اما من موفق شدم. افسر گفت: «ردی، پیاده شو!» من هاج و واج گفتم: «چرا؟ مگر درست پارک نکردم؟» گفت: «جلوی پل پارک کردی و باید می‌گفتی استثنائا پارک می‌کنم!» خیلی زور داشت ولی خب باید حواسم را بیشتر جمع می‌کردم.وقتی برای بار دوم مردود شدم، این بار پدرم گفت: «یکی از افسرانی که آزمون می‌گیرند آشناست. با او صحبت کردم و گفتم که مهارت کافی داری و قرار شد اگر ایشان از شما آزمون بگیرد هوایت را داشته باشد.» من با این‌که دلم نمی‌خواست با پارتی‌بازی قبول شوم اما چون برای هر نوبت آزمون باید یک ماه صبر می‌کردم و نصف روز یک‌لنگه‌پا معطل می‌ماندم تا نوبتم شود، به ناچار پذیرفتم.وقتی ماه سوم به محل آزمون رفتم، سه افسر برای آزمون گرفتن آمدند. افسری که آشنای پدرم بود هم آمد. ایشان برگه‌ها را برداشت تا اسامی ۴ نفر اول را بخواند و اسم من اولین نفر در این لیست بود. همین که اسمم را صدا زد من با خودم گفتم: «آخ جان، تمام شد!» سوار ماشین شدم و استارت زدم، افسر گفت: «پیاده شو، ردی!» با تعجب گفتم: «چرا؟!» گفت: «چون اول ترمز دستی را پایین دادی و بعد ماشین را خلاص کردی.» پیاده شدم و بابت این موضوع به نظر خودم پیش پا افتاده خیلی عصبانی شدم. بعد یک ماه صبر تا زمان آزمون در کمتر از ۱۰ ثانیه مردود شده بودم.در ایامی که من درگیر یادگیری و آزمون رانندگی بودم خانواده ما ماشین نداشت و من طبیعتا نمی‌توانستم بیشتر تمرین کنم. یک روز پدرم با یک پیکان آمد. گفت: «این ماشین مال دوستم است. چند روزی در اختیار من است. برو و با آن خوب تمرین کن.» خیلی خوشحال شدم و رفتم که تمرین رانندگی را آغاز کنم. پیکان آن هم چه پیکانی! یک پیکان تاکسی برگشتی تولید سال ۱۳۴۰؛ یعنی دقیقا چهل سال از زمان تولیدش می‌گذشت. حتی با استانداردهای سال ۸۰ هم اسقاطی و از رده خارج به حساب می‌آمد. البته باوری بود مبنی بر این‌که اگر بتوانی با پیکان آن هم از نوع درب و داغانش رانندگی کنی تسلط و مهارتت خیلی بیشتر از زمانی می‌شود که با ماشین بهتری مثل پراید صفر رانندگی کردن را یاد بگیری.به هر حال چاره‌ای نبود و من هم این امکان را مغتنم شمردم و دست به کار شدم. پیکان مذکور هم داستان‌های خودش را داشت. مثلاً وقتی نیاز بود ترمز بگیرم، باید یک‌بار پدال ترمز را تا انتها فشار می‌دادم، بعد پایم را از روی پدال برمی‌داشتم و دوباره پدال ترمز را فشار می‌دادم تا ترمزش عمل کند و ماشین کم‌کم متوقف شود. داشتم رانندگی می‌کردم و نوار کاستی هم داخل دستگاه پخش ماشین در حال پخش ترانه بود. اگر لازم می‌شد دنده عوض کنم، همین که پدال کلاچ را فشار می‌دادم صدای پخش ترانه خیلی کم می‌شد و به محض این‌که پایم را از روی پدال کلاچ برمی‌داشتم دوباره صدا زیاد می‌شد. چون موتور ماشین از نوع کارلوکس بود شتاب و سرعت بالایی داشت اما چون سیستم ترمزش ضعیف بود باید حداقل ۱۰۰ متر زودتر برای ترمزگرفتن اقدام می‌کردم. من با این ماشین، تمام شهر و جاده‌های اطراف آن را رانندگی کردم و تسلط و مهارتم در رانندگی خیلی بهتر شد.یک ماه دیگر گذشت و دوباره باید در آزمون رانندگی شرکت می‌کردم. در نوبت چهارم، دوباره به پست همان افسر اولی (سرهنگ غفاری) که از من آزمون گرفته بود خوردم. این بار هم مثل دفعه قبلی به خوبی از پس آزمون بر آمدم و قبول شدم. بعد آزمون که به جمع آدم‌هایی که منتظر نوبتشان بودند می‌پیوستی، ازت درباره این‌که قبول شدی یا نه و چرا سوال می‌کردند. این‌بار که از من پرسیدند قبول شدی یا نه؟ با افتخار و سربلندی پاسخ دادم بله. غرور و افتخارم وقتی بیشتر شد که پرسیدند افسری که ازت آزمون گرفت چه کسی بود و من گفتم سرهنگ غفاری!آن زمان از بس قبولی در آزمون رانندگی سخت بود که اگر قبول می‌شدی باید شیرینی می‌دادی! این متن با حفظ محتوای اصلا باتوضیح یا تغییر دارد بفرمایید.</description>
                <category>saeed yaghmoori</category>
                <author>saeed yaghmoori</author>
                <pubDate>Mon, 01 Dec 2025 19:55:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۱ روش برای پایان دادن به سخنرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@saeed.yaghmoori/speechtraining-zbrmib0x5ek8</link>
                <description>همان‌طور که در آغاز سخنرانی برای جلب توجه مخاطبان باید سناریوی جذابی طراحی کرده باشید؛ برای ایجاد تأثیر ماندگار بر روی شنوندگان در پایان سخنرانی نیز باید از روش مناسب استفاده کنید. در ادامه به ۱۱ روش برای پایان دادن به سخنرانی همراه با توضیحات و مثال‌هایی برای هر روش می‌پردازیم.۱. جمع‌بندی و خلاصهٔ نکات کلیدیدر این روش، نکات اصلی سخنرانی را به طور مختصر مرور و یادآوری می‌کنید تا مخاطبان آن‌ها را بهتر به خاطر بسپارند. مثال: در این سخنرانی، ما به سه نکتهٔ اصلی پرداختیم: اول، اهمیت مدیریت زمان؛ دوم، تکنیک‌های مؤثر برای برنامه‌ریزی؛ و سوم، تأثیرات مثبت بر روی کیفیت زندگی.۲. دعوت به عمل یا اقداممخاطبان را تشویق کنید تا اقدام خاصی انجام دهند. این کار حس فوریت و توانمندی ایجاد می‌کند. به آنان یادآوری کنید که زمان برای اقدام محدود است و باید هر چه سریع‌تر اقدام کنند. مثال: اکنون که با مزایای ورزش کردن آشنا شدید، از شما می‌خواهم که از همین امروز حداقل سه روز در هفته فعالیت بدنی داشته باشید.۳. استفاده از نقل قولیک نقل قول الهام‌بخش یا مرتبط با موضوع سخنرانی می‌تواند: موضوع سخنرانی را به خوبی تبیین کند؛ احساسات مخاطبان را تحریک کرده و الهام‌بخش باشد؛ پایان سخنرانی را قوی‌تر کند. مثال: چنان‌که آلبرت اینشتین گفت: «آموزش یادگیری حقایق نیست، بلکه تربیت ذهن برای تفکر است» بیایید تفکر انتقادی را در کلاس‌های‌مان پرورش دهیم.۴. طرح سؤالبا طرح یک سؤال چالش‌برانگیز یا متفکرانه، می‌توانید شنوندگان را به فکر وادار کنید و آن‌ها را ترغیب کنید که درباره موضوع بیشتر بیندیشند. مثال: اگر بخواهید یک تغییر بزرگ در جامعه ایجاد کنید، اولین قدم شما چه خواهد بود؟۵. داستان یا تجربه‌ٔ شخصیبا پایان دادن به سخنرانی با یک داستان یا تجربهٔ شخصی، می‌توانید ارتباط عاطفی بیشتری با مخاطبان برقرار کرده و سخنران‌تان را به یاد ماندنی کنید. مثال: روز از دست دادن شغلم را به یاد دارم. به نظر می‌رسید که به خط پایان رسیده‌ام. اما این من را به سمت پیگیری علاقه‌ام به نوشتن سوق داد. گاهی اوقات، شکست‌ها، زمینه‌ساز موفقیت‌ها هستند.۶. استفاده از مثال‌های واقعیبه اشتراک گذاشتن مثال‌های واقعی می‌تواند به شنوندگان الهام بخشد و نشان دهد که ایده‌ها و توصیه‌های شما در عمل چقدر مؤثر هستند. مثال: همان‌طور که در مورد تغییرات اقلیمی صحبت کردیم، اجازه دهید داستان یک شهر را بگویم که با اجرای طرح‌های سبز، کیفیت زندگی شهروندانش را بهبود بخشید.۷. طرح یک چالشبا مطرح کردن یک چالش، می‌توانید مخاطبان را ترغیب کنید تا در زندگی خود تغییراتی ایجاد کنند یا به موضوع بیشتر فکر کنند. مثال: چالش من برای شما این است: برای یک ماه، هر روز حداقل ۱۰ دقیقه وقت صرف یادگیری یک مهارت جدید کنید.۸. پیش‌بینی آیندهبا اشاره به آینده و اینکه چگونه ایده‌ها یا اقداماتی که مطرح کرده‌اید می‌توانند بر روی آن تأثیر بگذارند، می‌توانید شنوندگان را به فکر وادار کنید. از شنوندگان بخواهید که تصویری ذهنی از آینده‌ای که می‌خواهند بسازند، تصور کنند. ترسیم تصویری از آینده می‌تواند الهام‌بخش باشد و شنوندگان را به اقدام به سمت یک هدف مشترک تشویق کند. مثال: در پنج سال آینده، ما پیشرو در ارائهٔ محصولات پایدار خواهیم بود. بیایید دست در دست هم برای دستیابی به این هدف بلندپروازانه کار کنیم.۹. دعوت به مشارکتاز شنوندگان دعوت کنید تا در بحث یا فعالیت‌های مرتبط با موضوع سخنرانی شما شرکت کنند. مثال: ما یک گروه آنلاین راه‌اندازی کرده‌ایم که در آن می‌توانید دربارهٔ این موضوع بیشتر بیاموزید و مشارکت کنید. خوشحال می‌شویم که شما هم به ما بپیوندید.۱۰. استفاده از طنزاگر مناسب باشد، می‌توانید با استفاده از طنز یا شوخی‌های ملایم، فضایی دوستانه و غیررسمی ایجاد کنید. مثال: به یاد داشته باشید، هیچ‌کس کامل نیست؛ حتی من! پس اگر اشتباهی کردم، لطفاً فقط به من بگویید که چه کاری باید انجام دهم تا بهتر شوم!۱۱. ایجاد ارتباط عاطفیبا ایجاد ارتباط عاطفی با مخاطبان، می‌توانید احساسات آن‌ها را تحریک کرده بیشتر درگیر موضوع و هدف سخنرانی‌تان کنید. مثال: به یاد داشته باشید، هر یک از ما داستانی داریم و هر داستان می‌تواند تأثیرگذار باشد. بیایید داستان‌های خود را به اشتراک بگذاریم.استفاده از این روش‌ها برای خاتمه دادن به سخنرانی می‌تواند تأثیر آن را به طور قابل توجهی افزایش دهد. یک خاتمه خوب نه تنها پیام و ایده اصلی سخنرانی را تقویت می‌کند بلکه شنوندگان را نیز انگیزه‌مند و درگیر می‌کند. </description>
                <category>saeed yaghmoori</category>
                <author>saeed yaghmoori</author>
                <pubDate>Sun, 23 Mar 2025 00:20:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استفاده مؤثر از ویدیو در سخنرانی: نکات کلیدی برای جذب توجه مخاطب</title>
                <link>https://virgool.io/@saeed.yaghmoori/speechtraining-x9vtbrzp3aoq</link>
                <description>معمولاً سخنرانان و ارائه‌دهندگان با هدف ایجاد جذابیت بیشتر، نمایش آنچه که در حال توضیح دادن آن هستند و ایجاد حس مثبت در مخاطب، ویدیو‌های مرتبط با سخنرانی‌شان را برای مخاطبان نمایش می‌دهند. استفاده از ویدیو در سخنرانی می‌تواند بسیار مؤثر باشد، اما اگر این کار به درستی انجام نشود، نتیجه‌ی معکوس خواهد داشت. در این صورت، ممکن است توجه و تمرکز مخاطب از بین برود، حوصله‌اش سر برود و دیگر به شما گوش ندهد.قاعده اصلی و اساسی این است که اگر شما در حال سخنرانی هستید، این بدین معنی است که مخاطبان آمده‌اند تا به سخنان شما گوش دهند. آن‌ها نیامده‌اند اسلایدهای پر از متن بخوانند یا ویدیوهای طولانی و متعدد تماشا کنند یا غرق تماشای تصاویر شوند. آن‌ها آمده‌اند شما را بشنوند. در واقع، متن، عکس و ویدیو ابزارهایی هستند که باید در جای مناسب و به شکل مناسب در خدمت انتقال بهتر سخنان شما باشند و نه برعکس.بر این اساس، در خصوص نمایش ویدیو در حین سخنرانی نکاتی وجود دارد که رعایت آن‌ها می‌تواند به ارائه‌ی مؤثر شما کمک کند:هدف ویدیو: ابتدا مشخص کنید چه هدفی از نمایش ویدیو دارید و قرار است نمایش آن چه کمکی به محتوای سخنرانی شما و انتقال بهتر موضوع کند. اگر نمایش ویدیو به انتقال بهتر منظور شما کمک نمی‌کند بهتر است از نمایش آن صرف نظر کنید. بنابراین اگر لازم است از ویدیو در سخنرانی‌تان استفاده کنید، ویدیویی را انتخاب کنید که به موضوع سخنرانی شما مرتبط باشد و به درک بهتر مطالب کمک کند.مدت زمان ویدیو: ویدیوهایی که در حین سخنرانی پخش می‌کنید نباید از نظر زمانی طولانی باشد. مدت زمان هر یک از ویدیوهایی که پخش می‌کنید باید کم‌تر از یک دقیقه باشد.صامت بودن ویدیو: به دلیل این‌که در حین نمایش ویدیو سخنران باید درباره‌ی آن توضیح لازم را بدهد، ویدیوها باید صامت باشند. البته می‌توان از آهنگ پس‌زمینه نیز استفاده کرد اما لازم است صدای آن کمتر از صدای سخنران باشد. در صورتی می‌توان از ویدیوی دارای صدا استفاده کرد که لازم باشد مخاطب مثلاً به دلیل صحبت افراد حاضر در ویدیو صدای آنان را بشنود. بنابراین ویدیوها معمولاً باید صامت باشند مگر در شرایط خاص که به دو نمونه‌ی آن اشاره شد.ارائه‌ی توضیحات قبل و بعد از نمایش ویدیو: لازم است قبل، حین یا پس از نمایش ویدیو درباره‌ی آن توضیح دهید. نکته مهم این است که ویدیو را فقط نمایش ندهید. قبل از نمایش آن، توضیحی درباره محتوای آنچه که مخاطبان خواهند دید بدهید و سپس نمایش دهید. اگر در یک ویدیو چند نکته وجود دارد، باید برای هر نکته قبل از نمایش آن توضیح لازم را بدهید. به این صورت که فیلم را نگه دارید، توضیحات مرتبط را بدهید و سپس ویدیو را نمایش دهید. همچنین ممکن است لازم باشد حین یا بعد از نمایش ویدیو درباره‌ی آن توضیحاتی ارائه دهید.توازن بین توضیحات و ویدیو: گاهی بهتر است در حین نمایش ویدیو توضیح دهید و گاهی بهتر است ویدیو را نگه دارید، توضیح دهید و سپس ادامه‌ی آن را نمایش دهید. در این صورت، نباید نمایش ویدیو، بدون کلام شما بیش از ۱۰ تا ۱۵ ثانیه باشد. نکته‌ی مهم آن است که نباید نمایش ویدیو شما را منفعل کرده و به حاشیه ببرد؛ بلکه ویدیو باید ابزاری برای انتقال بهتر موضوع باشد.زمان‌بندی مناسب: به همان اندازه که بسته به موضوع سخنرانی، نمایش ویدیو در ابتدای سخنرانی و حتی قبل از شروع آن به عنوان ابزار جذب مخاطب می‌تواند مؤثر باشد، نمایش آن به عنوان جمع‌بندی یا حسن ختام در انتهای سخنرانی معمولاً غیر مؤثر و ناکارآمد است.کیفیت و اندازه تصویر: ویدیوها حتی‌الامکان باید به صورت تمام صفحه و با کیفیت تصویر بالا پخش شوند.با رعایت این نکات، می‌توانید از ویدیو به‌صورت مؤثری در سخنرانی خود استفاده کنید و تأثیر بیشتری بر روی مخاطبان بگذارید.</description>
                <category>saeed yaghmoori</category>
                <author>saeed yaghmoori</author>
                <pubDate>Sun, 11 Aug 2024 17:45:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۳ دلیل مهم برای یادگیری مهارت سخنرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@saeed.yaghmoori/speechtraining-kclltblfbjlm</link>
                <description>سخنرانی کردن از آن دسته مهارت‌هایی است که عموم افراد به دنبال یادگیری آن نمی‌روند؛ چرا که تا جای ممکن سعی می‌کنند از قرار گرفتن در موقعیت سخنرانی اجتناب کنند. برای ۷۵ درصد مردم سخنرانی کردن در جمع، ترس شماره یک آن‌ها است. با این وجود، در زندگی شخصی، شغلی و تحصیلی موقعیت‌هایی پیش می‌آید که لازم است برای چند نفر، چند ده نفر، چند صد نفر و یا حتی چند هزار نفر سخنرانی کنید. خبر بد آن است که نمی‌توانید تا آخر عمر از قرار گرفتن در شرایط سخنرانی دوری و اجتناب کنید. بنابراین فرار از سخنرانی راهبردی نیست که همیشه جواب بدهد.البته دلایل مهم‌تر دیگری هم وجود دارد که می‌تواند به شما انگیزه‌ی لازم را برای یادگرفتن سخنرانی بدهد.۱. شاه‌راه تقویت اعتمادبه‌نفسگفتیم که ترس شماره‌ی یک ۷۵ درصد مردم نه ترس از ارتفاع یا مرگ، بلکه ترس از سخنرانی است. در واقع، می‌توان گفت ترس از سخنرانی کردن بزرگ‌ترین ترس اکثر آدم‌هاست. از طرفی، یکی از بهترین روش‌های افزایش اعتمادبه‌نفس مواجه شدن با ترس‌هاست. بنابراین غلبه بر بزرگ‌ترین یا یکی از بزرگ‌ترین ترس‌های زندگی، یعنی ترس از سخنرانی آن‌چنان اعتمادبه‌نفسی در شما ایجاد می‌کند که رودررو شدن با سایر ترس‌ها را آسان‌تر می‌کند.۲. تحت تأثیر قرار دادن دیگران با انتقال بهتر افکار، ایده‌ها و احساسات در موقعیت‌های مختلف زندگی نقش‌های متفاوتی دارید و در هر موقعیت و نقشی به دنبال اثرگذاری بر دیگران هستید. والد، فرزند، همسر، دوست، همکار، مدیر، کارمند، شهروند، هم‌کلاس، همشهری، هم‌وطن و هم‌تیمی برخی از نقش‌هایی هستند که در آن‌ها به دنبال ایجاد ارتباط مؤثر، در میان گذاشتن احساسات، انتقال بهتر افکار و ایده‌ها، تأثیرگذاری، جلب حمایت و توجه و در نهایت متقاعد کردن دیگران هستید و برای این کار ابزاری مؤثرتر از کلمه و بیان ندارید.یادگیری مهارت سخنرانی به شما کمک می‌کند پیام خود را به طور واضح، منطقی و مستدل منتقل کنید؛ توجه شنوندگان را جلب کنید؛ احساسات را برانگیزید؛ پیام خود را به طور موثر منتقل کنید؛ مدافع مؤثر برای ایده‌هایی باشید که برای شما مهم‌اند؛ آگاهی را افزایش دهید؛ همدلی ایجاد کنید و دیگران را حول یک هدف مشترک جمع کنید.یادگیری مهارت سخنرانی به شما کمک می کند تا بتوانید افراد را متقاعد کنید، بفروشید، سرگرم کنید، آموزش دهید و تشویق کنید که عمل کنند و آدم‌ها و دنیای اطرافتان را تحت تأثیر قرار دهید.۳. تأثیرگذار در پیشرفت شغلیمهارت‌های ارتباطی همواره یکی از اصلی‌ترین مهارت‌های مورد نیاز برای موفقیت در هر شغلی به شمار می‌رود. مهارت سخنرانی یکی از زیرمجموعه‌های مهارت‌های ارتباطی است. بسیاری از مشاغل به توانایی برقراری ارتباط مؤثر با مشتریان، همکاران و ذی‌نفعان نیاز دارند. در فروش، مدیریت، تدریس و بسیاری از مشاغل دیگر، توانمندی شما در سخنرانی و ارائه به شما مزیت رقابتی می‌دهد و فرصت‌های شغلی متعددی را برای شما به ارمغان می‌آورد. این مهارت نه تنها شهرت حرفه‌ای شما را افزایش می‌دهد، بلکه شانس پیشرفت و موفقیت شغلی شما را نیز افزایش می‌دهد.مهارت و تسلط شما در سخنرانی و ارائه به شما کمک می‌کند تا با مشتریان، همکاران و مدیران ارتباط مؤثر برقرار کنید؛ دانش و تخصص خود را به بهترین شکل ممکن منتقل کنید؛ اعتماد را القا کنید و با ارائه‌های تأثیرگذار ایده‌ها و استراتژی‌های خود را به‌طور مؤثر انتقال دهید.</description>
                <category>saeed yaghmoori</category>
                <author>saeed yaghmoori</author>
                <pubDate>Sun, 05 May 2024 16:57:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترس از سخنرانی و صحبت کردن در جمع</title>
                <link>https://virgool.io/@saeed.yaghmoori/speechtraining-pbtykaolzvd4</link>
                <description>۱- ترس چیست؟ترس مثل خشم، شادی، و غم، حالتی هیجانی و یکی از احساسات اساسی ما است. ترس در موقعیت‌هایی که برای ما تهدید، ناشناخته، کنترل نشده و ناخوشایند شمرده شود، بروز و ظهور می‌کند. بروز ترس در انسان با نشانه‌ها و آثاری همراه است که رایج‌ترین آنها به شرح ذیل است:اثرات جسمی ترس: عرق سرد، لرز، تعریق، تنگی نفس، حالت تهوع، خشکی دهان، افزایش ضربان قلب و … .اثرات روانشناختی ترس: وحشت شدید، احساس عدم کنترل، بروز شدید احساسات و … .اثرات رفتاری ترس: انتخاب نوع خاصی از رفتار مثل فرار کردن، مخفی شدن، جیغ زدن، حمله کردن و … .در هنگام ترس ممکن است علائم جسمی یا روان‌شناختی یا رفتاری برجسته‌تری داشته باشیم. اما هر سه دسته علائم در بروز ترس نقش تعیین کننده دارند.جنگ یا گریز مهم‌ترین واکنش‌های ما در برابر ترس است.۲- ترس با ما چه می‌کند؟ترس ما را از خطر️ حفظ و بقایمان را تضمین می‌کند؛ اما اگر از حد خاصی بگذرد ما را ناتوان کرده و بر رفتار و کنش‌های عاطفی و اجتماعی ما مسلط می‌شود. و این یعنی شکست، افسردگی، اضطراب و تنهایی. دلیل بسیاری از شکست‌های ما در روابط عاطفی، تحصیل و کسب و کار ناشی از ترس‌هایی است که در وجود ما ریشه دوانده است.ترس معمولاً مانع بزرگی است برای شروع کردن درحالی‌که می‌تواند انگیزه‌ای قوی برای حرکت باشد.۳- اگر بر ترسمان غلبه نکنیم چه می‌شود؟آرمین در یک جلسه کاری شرکت کرده است. درباره‌ی موضوع جلسه ایده‌هایی دارد ولی با خودش فکر می‌کند اگر بخواهد اظهار نظر کند ممکن است حضار نظراتش را نامناسب ارزیابی کنند. در نتیجه سکوت می‌کند و ایده‌هایش را مطرح نمی‌کند.سر کلاس درس دانشگاه، استاد برای کسی که موضوعی را در کلاس ارائه کند نمره خوبی در نظر می‌گیرد. لیلا با این‌که توان علمی لازم را دارد ولی اعتمادبه‌نفس کافی برای صحبت در جمع هم‌کلاسی‌ها را ندارد. بنابراین داوطلب نمی‌شود.به سینا پیشنهاد می‌شود در جلسه مدیران یک شرکت دیگر محصولات و خدمات شرکت‌شان را ارائه کند. موقعیت خوبی برای قرار گرفتن در مسیر پیشرفت شغلی است اما تصور آن در او ترس و واهمه ایجاد می‌کند. در نهایت عذر و بهانه‌ای می‌تراشد و از شرکت در این جلسه طفره می‌رود.مریم در همایشی شرکت کرده که آدم‌های درجه یک حوزه کاریش حضور دارند. فرصت خوبی است برای برقراری ارتباط با آنها و مشورت گرفتن، ولی آن‌قدر رودار نیست که پا پیش بگذارد. گوشه‌ای می‌ایستد و از خودش پذیرایی می‌کند.امیرعلی برای استارتاپش به دنبال جذب سرمایه است. باید در رویدادهای سرمایه‌گذاری شرکت کند و پیچ‌دکش را به سرمایه‌گذارها ارائه کند، ولی چون از ارائه کردن ترس دارد بهانه‌های واهی می‌آورد و تعلل می‌کند. در نتیجه فرصت‌های بالقوه‌ی سرمایه‌گذاری یکی پس از دیگری از دست می‌رود.چقدر این موقعیت‌ها برای شما آشناست؟ تجربه‌های مشابهی داشته‌اید؟بخش مهمی از موفقیت ما در عرصه‌های مختلف تحصیل، کار و زندگی بستگی به این دارد که در چنین موقعیت‌هایی ترس و خجالت مانع ما نشود و وارد گود شویم. در غیر این صورت، فرصت‌ها را یکی پس از دیگری از دست می‌دهیم و در آینده چیزی جز حسرت نصیب ما نمی‌شود. با این‌که هیچ‌وقت نمی‌توانیم ترس را از زندگی‌مان حذف کنیم ولی می‌توانیم مواجهه‌ی بهتری با آن داشته باشیم.«شجاعت فقدان ترس نیست، بلکه این است که ترس را احساس کنی و به هر حال با آن روبه‌رو شوی.» ژانت کورون۴- راهبردهای غلبه بر ترسبچه که بودم، یک از تفریحات تابستان‌ها رفتن به استخر و شنا کردن بود. من شنا بلد نبودم. از طرفی آن‌قدر از آب ترس داشتم که حتی حاضر نبودم برای یادگیری شنا در کلاس شنا ثبت‌نام کنم. در نتیجه، در قسمت کم‌عمق استخر راه می‌رفتم و آب‌بازی می‌کردم. به سن نوجوانی که رسیدم، دیدم خیلی از هم‌سن و سال‌ها و حتی بچه‌های کوچک️‌تر از خودم در بخش عمیق استخر شیرجه می‌زنند و شنا می‌کنند. بالاخره تصمیم گرفتم آموزش ببینم و شنا کردن را یاد بگیرم.در ۳ جلسه‌ی نیم ساعته شنا کردن را یاد گرفتم! و بالاخره توانستم در بخش عمیق استخر شیرجه بزنم و شنا کنم. البته لازم بود چند جلسه‌ی دیگر هم بروم تا مهارت و تسلط کافی پیدا کنم. ترس من از آب تبدیل شد به لذت شنا کردن در آب و چه لذت‌هایی را که به خاطر این ترس بی‌مورد طی سال‌های گذشته از دست داده بودم.احتمالاً شما هم چنین تجاربی داشته‌اید. از انجام کاری که برای شما جدید و ناشناخته بوده ترس و واهمه داشته‌اید، و این ترس آن‌قدر در وجودتان رخنه کرده که باعث شده از انجام آن کار کلاً یا برای مدت‌ها صرف نظر کنید.دو راهبرد اصلی برای غلبه بر ترس وجود دارد:آموزش و یادگیری: یعنی از طریق آموزش دیدن، نحوه‌ی انجام کاری که به‌واسطه‌ی جدید و ناشناخته بودن از انجام آن ترس دارید را یاد بگیرید. این یادگیری منجر به کاهش ترس شما می‌شود.تمرین و تکرار: پس از یادگیری، با تمرین و تکرار کافی و قراردادن خود در شرایط شبیه‌سازی شده بر انجام آن کار تسلط پیدا کنید تا علاوه بر کاهش ترس، اعتمادبه‌نفس کافی برای انجام آن را نیز کسب کنید.۵- سه اقدام برای غلبه بر ترس از سخنرانیپس از شناخت و پذیرش ترس، اکنون نوبت آن است که با ترستان مواجه شوید. غافلگیری عنصری است که موجب ترس در ما می‌شود. در مقابل آمادگی عنصری است که به ما کمک می‌کند غافلگیر نشویم و در نتیجه نترسیم. بنابراین برای غلبه بر ترس از سخنرانی لازم است آمادگی‌های لازم را کسب کنید. برای کسب این آمادگی لازم است این ۳ اقدام را انجام دهید.تصور ذهنیاگر تصویر ذهنی ما از انجام کاری خوشایند باشد، سعی می‌کنیم در دنیای واقعی هم آن را انجام بدهیم؛ و اگر ناخوشایند و آزاردهنده باشد در دنیای واقعی هم از انجام آن دوری می‌کنیم. بنابراین، باید در تصورتان موقعیت ناخوشایند و رعب‌آور سخنرانی را تبدیل به موقعیت خوشایند و لذت‌بخش کنید.️تصور کنید در حال سخنرانی در یک جمع هستید و مخاطبان با دقت به سخنان شما گوش می‌دهند. صدای رسا و بیان جذابی دارید. از بدن خود و به‌خصوص دست‌هایتان برای انتقال بهتر منظورتان استفاده می‌کنید. مطالب را به خوبی و سادگی به مخاطبان منتقل می‌کنید. در پایان مخاطبان شما را تشویق می‌کنند و برخی از آنها برای پرسیدن سوالاتشان به شما مراجعه می‌کنند.سعی کنید بارها و بارها موقعیت‌های این‌چنینی را با جزئیات زیاد در ذهنتان تصور کرده و از ایراد سخنرانی فرضی لذت ببرید. با ساخت تصاویر ذهنی مثبت، موفقیت‌آمیز و لذت‌بخش از یک سخنرانی فرضی، ذهن شما آمادگی و اشتیاق لازم برای مواجهه با موقعیت واقعی سخنرانی را کسب می‌کند.تمرینبا صِرف تصورِ یک نطق جذاب بر ترستان غلبه نخواهید کرد بلکه باید وارد مرحله‌ی دوم یعنی تمرین سخنرانی شوید. در هر ۳ تمرینی که در ادامه خواهم گفت لازم است دقیقاً مانند روز سخنرانی لباس بپوشید.۱- سخنرانی در مقابل آینه: مقابل آینه بایستید و تمرین سخنرانی را آغاز کنید. در این حین، به نحوه‌ی سخنرانی، بدن و دستهایتان توجه کنید و سعی کنید اشکالاتی که می‌بینید را اصلاح کنید.۲- سخنرانی در مقابل دوربین فیلمبرداری: دوربین گوشی‌تان را مقابل‌تان بگذارید، آیکون ضبط ویدئو را لمس کرده و شروع به سخنرانی کنید. بهتر است ضبط ویدئو از سخنرانی‌تان در بازه‌های زمانی کوتاه ۳ تا ۵ دقیقه‌ای باشد. فیلم ضبط شده را مشاهده کنید و اصلاحات لازم را در نحوه‌ی سخنرانی‌تان انجام دهید. بارها این کار را انجام دهید. می‌توانید از یک دوست یا مربی بخواهید فیلم سخنرانی شما را ببیند و نظر بدهد.۳- سخنرانی در مقابل صندلی: اگر به سالن همایش دسترسی دارید در آن‌جا، در غیر این صورت در مقابل چند صندلی خالی یا مبل که همانند سالن سخنرانی چیده‌اید، بایستید و برای مخاطبان فرضی سخنرانی کنید. بهتر است روی صندلی‌ها عروسک هم بگذارید. هدف از این تمرین کسب تسلط بیشتر بر ارائه و بدنتان و توجه به همه‌ی مخاطبان با تقسیم نگاه‌تان است.قرار گرفتن در موقعیت‌های واقعیوقت آن است که از خلوت‌تان بیرون بیایید و خودتان را در موقعیت‌هایی قرار دهید که بتوانید در جمع حرف بزنید یا ارائه‌ای داشته باشید. در جلسات، میهمانی‌ها، کلاس‌ها، همایش‌ها و نظایر این‌ها شرکت کنید و به دنبال موقعیت‌هایی باشید که بخواهید برای جمع صحبت کنید. این تمرین ترس شما را به شدت کاهش می‌دهد.پس از انجام  تمرینات کافی، حال آمادگی لازم برای سخنرانی کردن را کسب کرده‌اید. مخاطبان منتظر دیدن و شنیدن سخنرانی شما هستند.</description>
                <category>saeed yaghmoori</category>
                <author>saeed yaghmoori</author>
                <pubDate>Fri, 29 Mar 2024 05:24:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۳ سؤال کلیدی برای انتخاب موضوع سخنرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@saeed.yaghmoori/speechtraining-sh7i3ukmp71n</link>
                <description>اگر در انتخاب موضوع سخنرانی ابهام و تردید دارید. اگر موضوع مشخصی را انتخاب کرده‌اید ولی پس از این‌که مشغول آماده‌سازی محتوای سخنرانی‌تان شده‌اید، از ادامهٔ کار مثلاً به دلیل نداشتن دانش کافی منصرف شده‌اید؛ مطالعهٔ این مقاله می‌تواند به شما کمک کند موضوع مناسب برای سخنرانی‌تان را انتخاب کنید.لطفا قلم و کاغذ آماده کنید و به ۳ سؤالی که در ادامه مطرح می‌شود، پاسخ دهید.۱. دربارهٔ چه موضوعاتی دانش کافی یا تجربهٔ زیسته دارید؟برای پاسخ به سؤال فوق لازم است پیشینهٔ دانشی و تجربی‌تان در حوزه‌های شخصی، علمی، اجتماعی و کاری بررسی کنید تا بتوانید لیستی از موضوعاتی که درباره آن‌ها دانش یا تجربه دارید را بنویسید.مقالات و کتاب‌هایی که مطالعه کرده‌اید؛دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی‌ای که گذرانده‌اید؛دروس و موضوعاتی که اگر معلم بودید، تدریس می‌کردید؛ موضوعات و محتواهایی که در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنید؛موفقیت‌ها و شکست‌هایی که داشته‌اید؛تجارب و یادگیری‌هایی که در فعالیت‌های کاری‌تان کسب کرده‌اید؛درس‌هایی که زندگی به شما داده است.پس از بررسی دقیق و عمیق این موارد، می‌توانید لیستی کوتاه یا بلند از موضوعاتی که دربارهٔ آن‌ها دانش یا تجربه کافی دارید، بنویسید. درصورتی‌که دربارهٔ موضوعی هم دانش و هم تجربه دارید یک امتیاز به آن موضوع اختصاص بدهید.۲. پرداختن به چه موضوعاتی برای شما جالبِ توجه و هیجان‌انگیز است؟حال برای انتخاب مهم‌ترین موضوعات و اولویت‌بندی لیست موضوعات لازم است سؤال فوق را درباره تک‌تک موارد لیست موضوعات، مطرح کرده، به آن فکر کنید و به صورت زیر امتیاز بدهید:امتیاز ۳ برای موضوعی که اشتیاق زیادی برای پرداختن به آن دارید.امتیاز ۲ برای موضوعی که اشتیاق متوسطی برای پرداختن به آن دارید.امتیاز ۱ برای موضوعی که اشتیاق کمی برای پرداختن به آن دارید.برای این‌که بدانید موضوعی برای شما چه میزان جالبِ توجه و هیجان‌انگیز است، می‌توانید از معیارهای زیر استفاده کنید.بررسی میزان علاقه‌تان به بررسی و مطالعهٔ بیش‌تر آن موضوعبررسی میزان اشتیاق‌تان برای سخنرانی دربارهٔ آن موضوعبررسی میزان پذیرش چالش‌های آماده کردن محتوای سخنرانی دربارهٔ آن موضوع۳. مشتاقید دیدگاه دیگران را دربارهٔ چه موضوعاتی تغییر دهید؟در این مرحله باید نظیر مرحلهٔ قبل سؤال فوق را درباره هر یک از موارد لیست موضوعات مطرح کرده و امتیازی بین ۱ (کمترین اشتیاق) تا ۳ (بیش‌ترین اشتیاق) بدهید. معیارهای زیر می‌تواند به شما در اختصاص امتیاز به هر یک از موضوعات کمک کند.بررسی میزان تلاشی که حاضرید برای تحت تأتیر قراردادن دیگران درباره آن موضوع انجام دهید؛بررسی میزان اشتیاقی که برای ارائهٔ نظرات‌تان دربارهٔ موضوع دارید؛بررسی میزان تمایلی که برای بحث و مناظره با دیگران دربارهٔ موضوع دارید؛بررسی میزان انگیزه‌ای که برای پاسخ به سؤالات و انتقادات دیگران درباره موضوع دارید؛در پایان، امتیازات هر یک از موضوعات را جمع کنید و به ترتیب از بیش‌ترین امتیاز (امتیاز ۷) تا کم‌ترین امتیاز (امتیاز صفر) مرتب کنید. موضوعی که بیش‌ترین امتیاز را دارد مناسب‌ترین و مهم‌ترین موضوعی است که شما می‌توانید برای موضوع سخنرانی‌تان انتخاب کنید.بررسی دقیق و عمیق ۳ سؤالی که در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفت به شما کمک می‌کند بهترین و مهم‌ترین موضوع ممکن را برای سخنرانی انتخاب کنید، کم‌ترین اتلاف وقت و انرژی را داشته باشید، کم‌تر دچار ابهام و ناکامی شوید، و بیشترین تأثیرگذاری را بر روی دیگران داشته باشید.</description>
                <category>saeed yaghmoori</category>
                <author>saeed yaghmoori</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jan 2024 15:48:31 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>