<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سعید سعیدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@saeedjuventino1996</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 07:30:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/50116/avatar/ASO5qz.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سعید سعیدی</title>
            <link>https://virgool.io/@saeedjuventino1996</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مدافعین میانی تیم ملی ایتالیا و الساندرو باستونی</title>
                <link>https://virgool.io/@saeedjuventino1996/%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%81%D8%B9%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C-udppxnggared</link>
                <description>بعد نزدیک چهل بازی، تیم ملی ایتالیا بالاخره باخت و با این که احتمالا نکات منفی زیادی در بازی به چشم میومد، یک نکته‌ی مثبت بزرگ برای ایتالیایی‌ها در این بازی وجود داشت که شایسته‌ی توجهه.اون نکته‌ی مثبت الساندرو باستونیه. همون باستونی‌ای که از گاتزتا نمره‌ی نازل ۵٫۵ رو گرفت و مقصر اصلی گل اول اسپانیا بود و با تشبیه گلی که ایتالیا خورد با گل اینتر-ساسوئولو، گاتزتا با زبان خوش یک انتقاد تند و تیز ازش کرد.نه این که با گاتزتا مخالف باشم، نه، مخالف نیستم. پکیج کلی عملکردی که دیشب دیدیم خوب نبود و با باستونی‌ِ سه دفاعه‌ی اینتر خیلی فاصله داشت. اما در تجزیه‌ی بازی دیشب باستونی به بازی فردی و بازی تیمی، نکاتی بود برای آن‌ها که اندیشه می‌کنند (البته من اینکار رو نمیکنم، چون نه حوصله‌ش رو دارم نه این چیزی که دارم می‌نویسم قراره تحلیل فنی باشه)خلاصه‌ی کل ماجرا اینه: شما اشتباه فردی از باستونی نمیبینی. باستونی به عنوان یک فرد تمام کارهاش رو درست انجام داد. اشتباهی اگر بود چیزهایی مثل پر کردن افساید یا پوشش کناری‌هاش بود که از عدم هماهنگی ناشی میشه.خیلی‌ها فراموش کردن که شما اتوماتیک یا با گرده افشانی هماهنگی و هارمونی رو نمیتونی ایجاد کنی. این گروهی که الان هستن و مانچینی بردشون یورو، خیلیاشون از چندین سال قبل داشتن باهم بازی می‌کردن. ولی باستونی اینطوری نیست. باستونی هم باید با بقیه‌ی مدافعین تیم بازی کنه تا به هماهنگی کامل با کناری‌هاش که یک شرط لازم برای دفاع کردنه برسه.خیلی‌ها فراموش میکنن که کیلینی-بونوچی ۱۲ ساله هر هفته دارن در کنار هم در یک تیم باشگاهی بازی می‌کنن و چنین فاکتوری رو بقیه‌ی مدافعین تیم ندارن و اونها شدیدا به بازی دوستانه برای هماهنگ شدن‌ها نیازمندن و این که در چند بازی اول هماهنگ نباشن چیز غیر طبیعی‌ای نیست.باستونی اینتر در دفاع سه نفره که اصلا ارلینگ هالند مدافعین میانیه قطعا، اما در دو نفره هم خیلی خوبه و اونجا هم از بهترین‌های دنیاست. قدش بلنده و در هوا عالیه. نبردهای تن به تن رو به خوبی کنترل می‌کنه، به هیچ وجه ترسو نیست و از اون طرف در شاخصه‌های‌ هجومی‌تر هم خوبه. هم خوب توپ حمل میکنه، هم خوب سانتر میکنه و هم خوب اگر موقعیتی فراهم بشه، گل میزنه خودش.با کلمات بازی نمیکنم و خیلی صاف و سر راست سرونهش رو هم میارم:اگر کیلینی - بونوچی سالم باشن که هیچ، بحثی نمیمونه. اما احتمال این که کیلینی سالم نباشه وقتی جام جهانی برگزار میشه وجود داره. و این احتمال خیلی احتمال بزرگی هم هست. کیلینی یک قمار سخنگوئه. شما نمیتونی روی سلامتش حسابی باز کنی. اگر جدا برنامه‌ای برای قطر داری، باید یک پلن ب اساسی برای جای کیلینی داشته باشی. باید فرضت این باشه که کیلینی نمیرسه. و در این سناریو، به نظرم بهترین گزینه‌ی ایتالیا با اختلاف فراوان الساندرو باستونیه. هنوز هماهنگ نیست با بقیه‌ی تیم و به خاطر جوانیش اون پختگی‌ای که فقط یک پیرمرد داره رو هم نداره که بتونه بدون هماهنگی و آشنایی با مدافعین کناریش، صرفا از روی بو کشیدن اتفاقات ِ در حین بازی بفهمه دقیقا چکار باید بکنه. لذا منطقیه که عملکردش امروز و فردا چشمگیر نباشه ولی بعد چند بازی و ایجاد یک نوع هماهنگی با کناری‌هاش، شما میتونه مطمئن باشی که مشکل دفاعت حل شده‌ست.</description>
                <category>سعید سعیدی</category>
                <author>سعید سعیدی</author>
                <pubDate>Thu, 07 Oct 2021 06:39:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیلی کلی از یوونتوس با چاشنی بی نظمی حاد رشته افکار</title>
                <link>https://virgool.io/@saeedjuventino1996/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-igvx97vaa5om</link>
                <description>هیچ انسان عادی‌ ِبدون سوپرپاوری نمیتونه در جا به صورت عمودی صد متر بپره. و هیچ دایره ای هم نمیتونه که زاویه سی درجه داشته باشه. به وضوح مشخصه که جنس این نشدن ها یکی نیست. داشتن یک زاویه سی درجه یعنی دیگه اون دایره، دایره نیست. یک شکل هندسی دیگره. داشتن زاویه سی درجه برای دایره ممکن نیست چون با تعریف دایره در تناقضه. (علمم قد نمیده درباره فضای نااقلیدسی نظری بدم برای همین بذارید به فضای اقلیدسی محدود کنیم این گزاره رو) اما صد متر درجا پریدن صرفا با توانایی‎های شناخته شده بشر در تضاده اما اگر روزی بر فرض محال رخ بده، هیچ تعریف و قانونی رو نقض نمیکنه. با این حال، با وجود تفاوت در جنس «نشدنی بودن»، صد متر درجا پریدن هم به همون اندازه‌ی پیدا کردن دایره ای با یک زاویه سی درجه نشدنیه.هر سال قهرمان شدن هم نشدنیه. چون در تکرارهای زیاد، بالاخره جایی در یکی از تکرارها، اتفاقی رخ خواهد داد که دقیق‌ترین برنامه ریزی ها و بزرگترین آینده نگری هم لحاظش نکردن. مثلا همین زدن هواپیمای اوکراینی. واقعا شما چجوری میتونی برای چنین چیزی آماده بشی؟ در یک سال و دو سال احتمال این که چنین پدیده ی نادری رخ بده زیاد نیست، اما در تکرارهای فراوان خیلی خیلی محتمله که یک جایی در مسیرت به چنین بلایی گرفتار بشی. به قول نوید خرم خورشید، «جایی از آسمان کیر خواهد بارید.» و تمام برنامه های شما رو خراب خواهد کرد. و فعلا مشاهدات هم که همین رو به ما میگه.این که نتونی هر سال قهرمان بشی، بالطبع یعنی جایی باید قهرمانی هات متوقف بشه و در واقع یک کران بالا داشته باشه. پس فک کنم می پذیرید که قهرمانی های یوونتوس قرار بود یک انتها داشته باشه و اون انتها میتونست همین 9 قهرمانی باشه، میتونست 3 قهرمانی باشه، میتونست 5 قهرمانی باشه، میتونست هم 20 قهرمانی باشه. ولی در هر حال قرار بود یک انتها داشته باشه. حالا که انتها داره، بذارید با بررسی محیط فعالیت یوونتوس و واقعیهای پیرامونی، تصمیمات درونی و حوادث و اتفاقات بیرونی، ببینیم مکان این انتها چه تغییرهایی میتونست بکنه؟ فهمیدن این که انتهای طبیعی این قهرمانی کجاست، میتونه به ما در قضاوت رفتار مدیران یوونتوس و تصمیماتشون کمک شایان توجهی بکنه. آیا با توجه به وضعیت دیگر تیمها و ظرفیت یوونتوس، یوونتوس باید باز هم قهرمان میشد یا نه برعکس، این قهرمانی ها باید زودتر از این به پایان می رسید اما به خاطر سوار کردن یک سری کلک رشتی و حربه جنگی و فوت کوزه گری اتفاقا یوونتوس فراتر از پتانسیلش نتیجه گرفته.  https://twitter.com/EscobarMohsen/status/1260097666710716416?s=20 آیا میشه ادعا کرد یوونتوس در قهرمانی هفتم که اون داستان ضربه سر کولیبالی پیش اومد و بعد کامبک معجزه آسا در سن سیرو زده شد، کارش به پایان رسید ولی اضافه شدن رونالدو مثل ریختن آب در شامپوی تخم مرغی، یه دو تا جام دیگه هم بهمون اضافه کرد؟ یا نه، اتفاقا  برعکس، ظرفیت بیشتری داشتیم و می‌تونستیم بیشتر قهرمان بشیم اما با تصمیمات نابخردانه زودتر از چیزی که باید قطار قهرمانی‌هامون متوقف شد؟ برای این که ببینیم آیا اینگونه بوده یا نه، بذارید بریم ببینیم چی شد که قهرمان نشدیم! یکی از دلایل این که یوونتوس قهرمان نشد، این بود که اینتر قهرمان شد. پس میتونیم دلایل قهرمانی اینتر رو به عنوان دلایل عدم قهرمانی یوونتوس لحاظ کنیم. یک نوع تغییر متغیره در واقع. اینتر چرا قهرمان شد؟ ۱. اینتر مدیران خوبی داشت ۲. اینتر مربی‌های خوبی داشت ۳. اینتر بازیکن‌های خوبی داشت.شاید عجیب به نظر بیاد اما از یک منظر میشه گفت دلیل این که اینتر این افراد رو داشت، این بود که یوونتوس اون‌ها رو استخدام نکرده بود. چون اگر اون‌ها در یوونتوس بودن، اون موقع دیگه نمیتونستن در اینتر باشن. مثل اون دفعه ای که یوونتوس هیگواین و پیانیچ رو خرید و دیگه اون دو نفر در ناپولی و رم نبودن. یا مثل اون دفعه ای که بایرن مونیخ هوملز، گوتزه و لواندوفسکی رو از دورتموند گرفت تا موی دماغش نشن، یا امسال که ناگلزمن، اوپامکانو و زابیتسر رو ازشون گرفته. پس بذارید یه مرور بکنیم: یکی از مهم‌ترین دلیل‌های قهرمان نشدن یوونتوس، قهرمان شدن اینتر بود. و دلیل قهرمانی اینتر، داشتن کادر مدیران خوب، کادر فنی خوب و بازیکن‌های خوب بود. و از مهم‌ترین دلایلی که اینتر نفرات خوبی در این قسمت‌ها داشت، این بود که یوونتوس اون افراد رو جذب نکرده بود.آنیلی می‌تونست به سهولت کونته رو مربی یوونتوس بکنه و ماروتا رو هم در پست خودش در یوونتوس ابقا بکنه. حالا شاید بگید ولی یوونتوس با نفرات دیگر مقابل اینتر با همه این‌ها قهرمان شد، ولی بحث اینه که مهم نیست که آیا نفراتی که یوونتوس داشت از این‌ها باکیفیت‌تر بودن یا نه، مهم اینه که اختلاف آنچه یووه و اینتر می‌داشتن در کدام گزینه بیشتره که ... به نظرم جواب پرواضحه.حالا سوال اینه: یعنی تصمیم غلط آنیلی و یوونتوس در عدم پذیرش کونته و برکنار کردن ماروتا، دلیل قطع شدن این چرخه بوده و ظرفیت حتی بیشتر از این ۹ قهرمانی بوده که احتمالا برخلاف انتظار خیلی‌ها باید بگم : هم آره هم نه.یعنی اگه دقیق نگاهش کنیم ظرفیت کلی رو نمیشه ادعا کرد بیشتر از ۹ بوده، اتفاقا می‌تونست روی ۳ و ۵ متوقف بشه که تصمیماتی که گرفت تیم رو به جلوتر از این‌ها رسوند. ولی از اون طرف اگر از نحوه‌ی رسیدن یوونتوس به قهرمانی هشتم چشم‌پوشی کنیم، عدم بخشیدن کونته و برکناری ماروتا دلیل بیش از این جلوتر نرفتن تیم بود. چون اگر این دو نفر در یوونتوس می‌بودن، هرگز اینتر در خواب هم کسی با توانایی‌های این دو نفر پیدا نمی‌کرد و حال بدشون حالا حالا ها ادامه دار می‌بود.   اینتر شرایط تخماتیکی داشت و یوونتوس، مثل اوبرین مارتل، شانس این رو داشت که اسم و رسم این عزیزان رو برای همیشه از روی زمین خدا پاک کنه. قصدش رو هم داشت. ولی در یک سانتی‌متر مانده به پایان، به قدر کافی غور نکرد و تمرکزش رو از دست داد و شد آنچه شد. البته برخلاف اون نبرد زیبا، عدم مرگ اینتر، با مرگ یوونتوس مترادف نشد ولی خب برگشتن اینتر به روی پای خودش از دو قدمی مرگ، به قدر کافی جای حسرت داره.( یه شبهه‌ی FAQ طور: یوونتوس قهرمانی رو فقط از دست نداد، یوونتوس به یک تیم که به سختی سهمیه گرفت تبدیل شده بود و اگر حتی اینتر قهرمان نمی‌شد، باز یوونتوس قهرمان نمی‌شد، بلکه چون میلان دوم شد، میلان قهرمان می‌شد. جواب: برای تیمی که بعد از ۹ سال قهرمانی رو از دست رفته میبینه، فروپاشی ذهنی و روحی طبیعیه. برای یوونتوس کسب سهمیه نه تنها هدف نبود، بلکه اصلا موضعیت نداشت و مطرح نبود. برای یوونتوس بعد از ۹ قهرمانی، نایب قهرمانی یعنی پایان دنیا. کلی نتیجه‌ی ضعیف مثل باخت خانگی به بنونتو در صورتی که یوونتوس با همون حرارت و انگیزه میلان به سهمیه می‌اندیشید‌ هرگز رخ نمیداد. ) </description>
                <category>سعید سعیدی</category>
                <author>سعید سعیدی</author>
                <pubDate>Fri, 24 Sep 2021 03:40:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گل مونتاری؛ بررسی تمام ابعاد یک بهانه‌ی نخ‌نما</title>
                <link>https://virgool.io/@saeedjuventino1996/%DA%AF%D9%84-%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D9%86%D9%85%D8%A7-bgyzhojoplt5</link>
                <description>با گذشت بیش از 8 سال، هنوز مهمترین دستاویز بخش قرمز و مشکی شهر میلان برای عدم موفقیت‌هایشان گل پذیرفته نشده سولی مونتاری است. در این نوشته به صورت لایه به لایه به این که گفته شود اگر گل مونتاری پذیرفته می‌شد، میلان پیروز می‌شد، اگر میلان پیروز می‌شد میلان قهرمان می‌شد و اگر میلان قهرمان می‌شد امروز میلان سر جای یوونتوس بود می‌پردازیم و در 3 لایه این گل و اثری که می‌توانست بر آینده دو تیم بگذارد را بررسی می‌کنیم تا یک بار برای همیشه، این پرونده مختومه و این بهانه از میلانی‌ها سلب گردد.1-تاثیر قهرمانی فصل 12-2011 در جایگاه فعلی میلان و یوونتوساین ادعا که در صورت قهرمانی میلان در فصل مذکور، جای یوونتوس و میلان در حال حاضر عوض می‌شد، اساسا مردود است. از لحاظ مالی قهرمان سری آ برتری قابل ذکری بر تیم دوم نداشت، زیرا تفاوت حق پخش تلویزیونی مبلغ قابل ذکری نبود و با توجه به رسیدن هر 2 تیم به لیگ قهرمانان اروپا، پول اروپایی برابری نیز به دو تیم داده می‌شد. یوونتوس بسیار ثروت بیشتری از میلان داشت. در حالی که برلوسکونی داشت تدریجا تزریق سرمایه به میلان را به زیر 10 میلیون یورو در سال می‌رساند، یوونتوس تازه داشت شروع می‌کرد به خرج کردن. از لحاظ سخت افزاری، یوونتوس ورزشگاهی اختصاصی با امکانات بی نظیر در سطح اروپا داشت و کمپ تمرینی تیم از بهترین‌های جهان بود. از لحاظ نیروی انسانی، یوونتوس آندرا آنیلی را در راس کار داشت که علاوه بر این که از خانواده‌ای با سابقه‌ی 100 سال مدیریت ورزشی می‌آمد، در آکسفورد در کالج سنت کلر مدیریت را به صورت آکادمیک فراگرفته بود. علاوه بر او، سرجیو مارکیونه (برای آشنایی بیشتر با شخصیت اسطوره‌ای سرجیو مارکیونه این نوشته میلاد زنگانه را مطالعه کنید.)، جان الکان (کسی که سایت فوربس در لیست اربابان پول او را در رده‌ی 21ام قرار داده است و یکی از موفق‌ترین بیزینسمن‌های دنیاست.) و مائوریتزیو آریوابنه (مدیر تیم فرمول یک فراری و یکی از نامهای مشهور این رشته) را نیز در کادر خود داشت. تکمیل ورزشگاه با وجود کمبود سرمایه از طریق پیشفروش حق نامگذاری ورزشگاه، جذب 2 اسپانسر متفاوت به صورت همزمان در یک فصل برای لباس اول و دوم تیم، بازتعریف ماهیت و تغییر ظاهر نشان باشگاه، پروژه‌های عمرانی مانند دهکده J و چند مورد دیگر از کارهای اصلی این افراد بود که در نهایت نه تنها یوونتوس را در محیط به شدت غیرحاصلخیز سری آ زنده نگه داشت بلکه این تیم را به یکی از مدرنترین تیم‌های دنیا تبدیل کرد. در بخش ورزشی، ژان کلود بلان (مدیر عامل کنونی پاری سن ژرمن)، بپه ماروتا (مدیر عامل فعلی اینتر)، فابیو پاراتیچی (مدیر ورزشی فعلی یوونتوس) و خاویر ریبالتا (مدیر ورزشی فعلی زنیت سنت پطرزبورگ) مشغوول فعالیت بودند. وقتی میلان پیرلو را نمیخواست، این مدیران این بازیکن مازاد میلان را به یک اسلحه مرگبار برای تیم خود تبدیل کردند. کشف و جذب پوگبا که هم 4 سال برای یوونتوس بهترین بازی‌ها را انجام داد هم با خروجش مبلغ هنگفتی نصیب یوونتوس کرد، جذب ته‌وز و چندین و چند خرید ارزان قیمت دیگر تنها به لطف هنر این مردان بود. آن هم در حالی که مثلا خود میلان در یک پنجره، 250 میلیون یورو را خرج امثال فرانک کسیه و هاکان چالهان اوغلو کرد.فوتبال مار و پله نیست که تیمی با قهرمانی در سال 12-11 روی پله سوار شود و 8 خانه برود بالا و تا 8 سال بعد هم قهرمان شود. یوونتوس اگر این قدر با میلان تفاوت دارد به خاطر مدیران کاربلد، ثروت بیشتر و مسائلی از این دست است.2-تاثیر بازی ذکر شده بر سرنوشت قهرمان یکی از اشتباهات متداول درباره‌ی بازی مذکور این است که خیلی‌ها می‌پندارند که این بازی در هفته‌های پایانی لیگ برگزار شده بود و حکم فینال قطعی لیگ را داشت؛ در صورتی که این بازی در هفته 25ام برگزار شد و بعد از این بازی 13 هفته باقی بود. قدرت هیچکدام از دو تیم هم به گونه‎ای نبود که یکه تاز باشند و به کرات پیش و پس از این بازی، امتیاز از دست داده بودند و این کورس به چیزی مثل کورس سال 19-2018 لیورپول-من سیتی یا 10-2009 رئال مادرید و بارسونا شبیه نبود. در هنگام مسابقه 2 تیم هم‌امتیاز بودند و اگر میلان یوونتوس را می‌برد تنها 3 امتیاز از یوونتوس پیش می‌افتاد، در حالی که 29 امتیاز دستنخورده پیش روی دو تیم بود و هر چیزی ممکن. جالب اینجاست که 3 هفته بعد از این بازی میلان نه 3 امتیاز، بلکه 5 امتیاز از یوونتوس جلو افتاد، آن هم در حالی که حالا فرصت جبران کمتر بود اما شاگردان کونته با اقتدار این اختلاف را جبران کردند و قهرمان شدند. زامبروتا بازیکن مغضوب یوونتوسی‌ها که پس از کالچوپولی به یوونتوس پشت کرد و بعدتر در آخرین بازی‌اش در میلان اشک ریخت در کتاب خود اقرار می‌کند تنها دلیل قهرمانی یوونتوس برتری کونته بر آلگری بود و گل مونتاری را فاکتور موثری در راه قهرمانی نمی‌داند.3-اثر گل مونتاری در نتیجه بازی:پیش از هر چیزی باید ذکر شود که اشتباه داوران در تشخیص عبور توپ از خط مسئله جدید یا نادری نبود. این پدیده به قدری فراگیر بود که در نهایت فیفا مجبور شد زیر بار تکنولوژی بسیار گران خط دروازه برود. دو سال قبل از گل مونتاری به یوونتوس، گل فرانک لمپارد به آلمان در جام جهانی هم با وجود فاصله‌ی زیاد توپ از خط به اشتباه گل گرفته نشد و اشتباهی که در بازی یوونتوس-میلان رخ داد تنها یک قسمت از یک سریال طولانی بود. https://youtu.be/Mg1vmqbfLvs کسی نمی‌تواند منکر این شود که تصمیم تالیاونتو اشتباه بزرگی بود اما نباید منکر صحنه‌های دیگر بازی نیز شد. همانطور که در ویدیو بالا می‌بینید، در همین مسابقه مارک فن بومل در3 صحنه تقریبا مشابه با 3 خطای خشن می‌توانست مستقیما اخراج شود اما در نهایت حتی 2 کارته هم نشد. به جز فن بومل، سولی مونتاری نیز بعد از پذیرفته نشدن گلش بازی وحشیانه‌ای از خود نشان داد و لااقل در صحنه‌ی خطا روی ویدال می‌بایست از زمین بازی اخراج می‌شد، و بزرگترین صحنه که به ضرر یوونتوس گرفته شد، صحنه خطای آفساید ماتری بود. همان کمک داوری که به اشتباه گل مونتاری را نپذیرفت در ادامه و در حوالی دقیقه 80، گل سالم ماتری را هم نپذیرفت، آن هم در حالی که بازی 1-0 به نفع میلان بود. چرا کمک داوری که ادعا می‌شود به نفع یوونتوس غش کرده است، در حالی که چیزی از بازی باقی نمانده و یوونتوس هم موقعیت‌های زیادی خلق نکرده، تک موقعیت یوونتوس را به اشتباه آفساید اعلام کند؟ این نوشته جدی است اما ناخودآگاه یاد جوکی می‌افتیم که در آن دونده‌ای دوپینگ کرده بود اما برای این که لو نرود از قصد آخر شد.داوری اشتباهات متعددی داشت. واضح‌ترین آن‌ها به ضرر میلان بود اما تعداد اشتباهات به ضرر یوونتوس بیشتر بود و اگر بنابر گله است، این یوونتوس است که باید گله کند.</description>
                <category>سعید سعیدی</category>
                <author>سعید سعیدی</author>
                <pubDate>Mon, 20 Apr 2020 21:24:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا فوتبالیست‌های مرد بیش از زنان پول می‌گیرند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@saeedjuventino1996/%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%B2%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84-hmvvuoa3cre2</link>
                <description>تیم فوتبال زنان آمریکا، قهرمان جهانتوجه: این نوشته ممکن است برای خیلی‌ها پیش پا افتاده باشد.فوتبال محبوب‌ترین بازی جهان است و چند سالی می‌‌شود که توجه به زنان، در این محبوبترین بازی جهان بیشتر از قبل شده است. زنانی که البته سالهاست بدون توجه، با امکانات اندک و در شرایطی سخت‌تر از مردان در این ورزش حضور داشتند و کمتر دیده شدند. از مهم‌ترین مسائل در فوتبال زنان بی شک مسئله‌ی دستمزدها و پاداش‌هاست که با یک نگاه ساده، تفاوت بسیار بزرگی در مبالغ پرداختی به مردان و زنان هر دیده‌ای را متعجب می‌کند.این تفاوت بزرگ از کجا ناشی می‌شود؟فوتبال ابتدا یک حرفه‌ نبود. صرفا یک سرگرمی جذاب بود که در زمانی کوتاه، شدیدا محبوب و همه‌گیر شد. با گسترده شدن فوتبال در جای جای انگلیس، افراد زیادی به استادیوم‌ها می‌آمدند و با خرید بلیت، غذا و برگه‌ی شرط‌بندی، جیب برگزارکنندگان را پر پول می‌کردند. جمعیت مشتاق فوتبال با سرعتی نجومی افزایش پیدا می‌کرد و  برگزارکنندگان می‌دانستند سرمایه‌گذاری روی فوتبال به شدت سودده خواهد شد، با جدیتی بیشتر، حاضر شدند برای دادن انگیزه و کشیدن کار از بازیکنان که بخش اصلی این سرگرمی و نمایش بودند، به آن‌ها پول پرداخت کنند. بازیکنانی که برای سرگرمی و شاید کلکل فوتبال بازی می‌کردند، حالا در کنار شغل اصلیشان، برای فوتبال بازی کردن هم مبلغی دریافت می‌کردند. علاقه عموم به فوتبال به قدری زیاد بود که برگزارکنندگان متوجه شدند اگر مسابقات سالانه‌ای که برگزار می‌کنند را هر ماه یا حتی هر هفته برگزار کنند هم باز به قدری کافی تماشاگر خواهند داشت؛ اینگونه بود که اولین باشگاه‌های حرفه‌ای فوتبال شکل گرفتند و بازیکنان نیز دیگر نیازی نداشتند در کنار فوتبال شغل دیگری داشته باشند. این داستان تا همین امروز ادامه دارد؛ یعنی اقبال عمومی به فوتبال روزانه افزایش می‌یابد و این یعنی باشگاه‌داران می‌توانند سود بیشتری از فوتبال کسب کنند و خود این باز بدین  معنیست که باشگاهداران می‌توانند پول بیشتری به بازیکنان خود بدهند. کریستیانو رونالدو، پولسازترین فوتبالیست تاریخبا آمدن رادیو، تلویزیون و سپس اینترنت و همچین با رشد عظیم صنعت سرگرمی پس از بازتعریف نقش خانواده در کشورهای توسعه یافته و بیشتر شدن وقتی فراغت خالی، حالا فوتبال، به عنوان جذابترین ورزش و بازی جهان در جاییست که مبالغی که در آن جابجا می‌شود نجومی است. باشگاه یوونتوس ایتالیا برای انتقال کریستیانو رونالدو از اسپانیا به ایتالیا، 117 میلیون یورو به باشگاه رئال مادرید پرداخته است، همچنین مبلغ 15 میلیون یورو به مدیر برنامه‌های این بازیکنا داده است و سالانه نیز مبلغی نزدیک به 60 میلیون یورو صرف پرداخت دستمزد به رونالدو می‌کند؛ اما چرا یوونتوس یوونتوس برای داشتن رونالدو در تیمش چنین هزینه‌ای می‌کند؟ زیرا داشتن رونالدو چندین برابر این مبلغ را جیب مالکان باشگاه روانه می‌کند. پس از خرید کریستیانو رونالدو قرارداد اسپانسر اصلی لباس تیم یعنی شرکت خودروسازی جیپ تغییر کرده و مبلغ پرداختی این شرکت آمریکایی به یوونتوس بیش از 100% رش/د داشته است. همین اتفاق برای قرارداد یوونتوس با شرکت بیمه آلمانی آلیانز و شرکت تولید ملزومات ورزشی آدیداس افتاده است. ضمن این که چندین شرکت ریز و درشت دیگر مانند کوکاکولا پس از استخدام رونالدو به جمع اسپانسرهای یوونتوس اضافه شده‌اند. شاید برای کسی سوال باشد که چرا این شرکت‌ها چنین پولی می‌دهند؟ زیرا در 4 گوشه دنیا میلیاردها انسان شیفه رونالدواند. زیرا خیلی‌ها هر هفته رونالدو را می‌بینند و لباس رونالدو رو می‌پوشند. همانطور که گفته شد، درآمد فوتبالیست‌های زن به مراتب کمتر از فوتبالیست‌ها مرد است، اما دلیل این پدیده ربطی به جنسیت زنان ندارد. در فوتبال زنان تعداد بینندگان و دنبال‌کنندگان به مراتب کمتر است بنابراین درآمد باشگاه‌ها ونهادهای برگزار کننده‌ی فوتبال زنان نیز کمتر است، از این رو توانایی و تمایل باشگاه‌ها به گونه‌ای نیست که مانند فوتبال مردان، به بازیکنان خود، دستمزدی نجومی بپردانزد. همانگونه که در فوتبال مردان هم کسانی که محبوبیت و شهرت رونالدو را ندارند، هم‌اندازه رونالدو حقوق نمی‌گیرند. در واقع داستان، داستان عرضه و تقاضاست.اما چاره چیست؟ آیا با حمایت‌هایی مانند خرید لباس یا تماشای بازی‌های فوتبال زنان این مشکل حل می‌شود؟بله، حل می‌شود. شما می‌توانید با تماشای فوتبال زنان، خریدن لباس‌هایشان و اقداماتی مانند این از آن‌ها حمایت کنید. مسئله‌ای که چند وقتیست در رسانه‌ها مطرح شده است و به زودی خیلی بیشتر از آن خواهید شنید. روش هم ساده است، ایجاد دو قطبی و چه چیزی بهتر از قرار دادن زنان در برابر مردان؛ اما باور داشته باشید این اقدام شما احتمالا غیر ضروری‌ترین کاریست که در زندگیتان انجام داده‌اید. چرا کسانی که خودشان در طبقه متوسط یا پایینتر هستند، باید از فوتبالیست‌ها حمایت کنند؟ فراموش نکنید در فوتبال مردان کسی به قصد حمایت لباس رونالدو را نمی‌خرد، کسی به قصد سودرسانی مالی به باشگاه، به ورزشگاه نمی‌رود، در سینما و تئاتر و کنسرت‌های موسیقی هم داستان همین است؛ افراد به خاطر علایقشان و برای سرگرم شدن این کارها را انجام می‌دهند نه حمایت از بازیگران و خوانندگان میلیاردر. در حال حاضر صنعت سرگرمی در بهترین دوران خودش است، اگر فوتبال زنان (یا هر فعالیت غیرضرری‌ای که هدفش تنها سرگرمیست) نمی‌تواند برای خودش پولسازی کند، ایراد از خودش است. جامعه مشکلات بسیار بزرگتری دارد که اگر روزی پول اضافه آوردید بهتر است اولویت‌های بالای حمایت خود را به آن‌ها اختصاص بدهید.</description>
                <category>سعید سعیدی</category>
                <author>سعید سعیدی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Mar 2020 16:13:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازگشت به شیوه منچستر یونایتد، به دست اوله گونار سولشایر</title>
                <link>https://virgool.io/@saeedjuventino1996/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%D9%85%D9%86%DA%86%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%87-%DA%AF%D9%88%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D9%84%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B1-sgoz0tkwhum4</link>
                <description>حتی با وجود کمپین‌های ژوزه اوت هوادارا در شبکه‌های اجتماعی، حدس این که منچستر یونایتد با ژوزه مورینیو قطع همکاری کنه سخت بود. اما پس از شکست مقابل لیورپول، مورینیو جدی جدی اخراج شد. به محض برکناری آقای خاص، صفحه اول سایت‌ها و روزنامه‌های ورزشی پر شد از گمانه زنی درباره‌ی سکاندار بعدی کشتی توفانزده یونایتد. در حالی که عکس نامزدهای رنگارنگ و مختلف از زیدان گرفته تا کی‌روش یکی پس از دیگری روی جلد روزنامه‌ها چاپ می‌شد، سران منچستر یونایتد تصمیم گرفتن برای انتخاب مربی بعدی عجله نکنن و انتخاب سرمربی رو به تابستان موکول کردن و برای خالی نبودن نیمکت، اوله گونار سولشایر، یکی از پیشکسوتان باشگاه، رو به عنوان مسئول موقت روی نیمکت تیم نشوندن.سولشایر چهارمین سرمبی منچستر یونایتد در دوران پسافرگوسنه. پیشتر 3 مربی با نام بزرگتر و تجربه‌ی بیشتر سر جای فرگوسن نشسته بودن اما هیچکدوم در نهایت نتوانسته بودن با وجود دستاوردهای نسبی، منچستر یونایتد رو به اون غولی که همیشه بود تبدیل کنن. مرد نروژِی که قرار بود موقت باشه حالا یک فصل و نیم دووم آورده و با توجه به حمایت بخش بزرگی از هواداران، پیشکسوتان و سران باشگاه، احتمالا هنوز داستانش با نیمکت باشگاهی که سالها به عنوان بازیکن روی اون نشسته بود، ادامه‌دار باشه. از لحاظ نتیجه، با این که خوب کار کرده است اما تفاوت چندانی با دیگر مربیان نداشته؛ بهتر از بعضی فصول، و بدتر از بعضی فصول. در حال حاضر منچستر یونایتد در هر 3 جام شانس رسیدن به هدف خودش رو داره. در لیگ اروپا، با زدن 5 گل در خانه حریف عملا در ¼ نهایی حضور دارن و راهشون برای قهرمانی تابدینجا هموار به نظر می‌رسه. در جام حذفی هم در ¼ هستن و باید پس از تعطیلات به مصاف نورویچ برن. در لیگ برتر (که مهمترین جبهه‌ایه که توش مشغول نبرد هستن)، با وجود حضور در رده 5ام، در حالی که کماکان 9 بازی و 27 امتیاز در دسترسه، تنها 3 امتیاز با رده 4ام فاصله دارن. وضعیتی که نمی‌تنه بد باشه و در واقع باید در انتهای فصل قضاوت بشه. هیچ کس نمیتونه بگه کسب رتبه 4ام و قهرمانی در لیگ اروپا و حذفی دور از دسترسه، ولی از اون طرف عدم موفقیت در هر 3 جبهه هم بی احتمال نیست.ولی دلیل اصلی این حمایتی که گفته شد نه در نتیجه، که در نوع رویکرد اوله‎ست. سولشایر برای بازگرداندن منچستر یونایتد به شرایط ایده‌آل، به جای اینکه دست به دامن روش‌های عجیب و غریب و مختلف بشه، به سنت‌های منچستر یونایتد رو آورده. پرورش بازیکنان جوان، اضافه کردن استعدادهای موجود در آکادمی و قرار دادن یک هسته‌ی بریتانیایی در تیم.طبق گزارش منتشر شده در سایت رسمی منچستر، شاگردان سولشایر جوانترین تیم لیگ برتر انگلیس هستن. میانگین سنی ترکیب اصلی منچستر یونایتد در 29 بازی فصل 24 سال و 9 ماه بوده که کمتر از همه‌ی تیم‌های انگلیسیه. از بین بازیکنان جوانی که در ترکیب منچستر یونایتد حضور دارن، مارکوس راشفورد، اسکات مک تومینای، برندون ویلیماز، اکسل توانزبه و میسون گرینوود از بازیکنان آکادمی منچستر یونایتد هستن. همچنین بقیه بازیکنای مستعد آکادمی هم به نسب تایم بازی بسیار خوبی در اختیارشون قرار گرفته و تا جایی که شده شاهد حضور گومز، گارنر و تاهیت چونگ هم بودیم.با وجود کمک شایانی که که جوانگرایی به آینده‎ی تیم‌ها می‌کنه اما به هیچ وجه پایین آوردن سن امری خالی از هزینه نیست. جوان بودن اغلب بازیکنان تیم پیش از هر چیزی طبیعتا باعث کمبود تجربه می‌شه. تیمی که اکثر بازیکنانش جوان هستن در انگیزه، ذهنیت و رویکرد در برابر بازی‌های مختلف دچار مشکلاتی می‌شه. در حالت عادی بازیکنان 19-20 ساله چون زمان زیادی در اختیارشون نیست، برای کوچکترین فرصت‌ها هم انگیزه فراوانی می‌گیرن، ولی هر هفته بازی کردن داستانش فرق داره. برای یک لیگ ماراتنگون، که همه بازی‌ها در راه قهرمانی مهمن، اغلب بازیکنان جوان اون میداندیدگی لازم رو ندارن و به وضوح دست کم گرفتن تیم‌های ضعیفتر و افت انگیزه در بازی‌هایی که اصطلاحا ویترینی نیستن در بازی‌شون به چشم می‌خوره و این پدیده می‌تونه باعث از دست رفتن امتیازات بسیاری بشه.اگر تعداد جوانان یک تیم زیاد نباشه، بازیکنان با تجربه‌تر می‌تونن نارسایی‌های اشتباهات ناشی از کمبود تجربه و عدم بلوغ ذهنیتی هر کدام از این بازیکنا رو خنثی کنن اما در تیمی با اکثریت بازیکنان جوان؛ این خنثی شدنه رخ نمیده و اتفاقا جمع آثار این اشتباهات از یک تیم عادی خیلی بیشتر می‌شه. مسئله‌ای که با بررسی نتایج منچستر یونایتد به سادگی میشه کامل لمسش کرد.شاگردان اوله گونار سولشایر در فصل جاری لیگ برتر، در 29 بازی، 12 مرتبه پیروز شدن و در 17 بازی دیگه، 8 شکست و 9 تساوی دارن. نکته‌ی مهم درباره‌ی این نتایج اینه که در بازی مقابل 5 تیم دیگری که به همراه شیاطین سرخ، از شانس‌های کسب سهمیه‌ی لیگ قهرمانان اروپا در انگلیس هستن (لیورپول، تاتنهام، منچستر سیتی، لستر سیتی و چلسی) موفق شدن نتایج بسیار خوبی به جا بگذارن. پیروزی رفت و برگشت مقابل منچستر سیتی گواردیولا، پیروزی رفت و برگشت مقابل چلسی، پیروزی در تنها بازی انجام شده مقابل لستر و پیروزی در تنها بازی برگزار شده مقابل تاتنهام ژوزه مورینیو به همراه یک تساوی و یک شکست مقابل لیورپول نتایج منچستر یونایتد مقابل تیم‌های مدعی امسال لیگ برتر بوده. این در حالیه که تساوی مقابل لیورپول (که تا واپسین دقایق بازی پیروزی بود) نیز کم از یک پیروزی نداشت چه آن که در اون بازه، لیورپول همه‌ی تیم‌ها رو یکی پس از دیگری شکست می‌داد و کشیدن ترمز این تیم، شایسته‌ی تحسین بود. از اون طرف حدود 65٪ شکست‌های منچستر یونایتد مقابل تیم‌های نیمه‌ی پایین جدول مانند بورنموث و واتفورد بوده که این تناقض بزرگ در نحوه‌ی نتیجه گیری مقابل تیم‌های بزرگ و کوچک از رویکرد غیر حرفه‌ای ِ برخاسته از تجربه‌ی اندک ترکیب بسیار جوان منچستر یونایتد بید وگرنه اون لازمه‌های فوتبالی خام، در این تیم به وضوح وجود داره.منچستر یونایتد با علم به این اثر منفی، با دیدی آینده‌نگرانه، اثرات منفی تصمیمشون در فصل جاری رو پذیرفته‌ند و بی شک به زودی ثمره‌ی این تصمیم شجاعانه‌ی رو خواهند دید. نگاهی به خریدهای منچستر یونایتد کمک بهتری به درک میزان پایبدنی اوله گونار سولشایر به ایده‌های آینده‌نگرانه‌ی برخاسته از سنت منچسترش داره. در تابستان منچستر یونایتد 3 خرید انجام داد که هر 3 خرید همزمان با رفع مشکلات فراوان تاکتیکی، هم بازیکنان جوانی بودن و هم در راستای تشکیل هسته‌ی بریتانیایی، که همواره در طول تاریخ تاروپود منچستر یوناید را تشکیل بودن بود. در حالی که ژوزه مورینیو اعتقاد داشت که خرج کردن مبلغی برابر با قیمت مهاجمین تراز اول برای مدافعین غلطه، سولشایر مبلغ سترگی از بودجه خریدش رو معطوف به جذب یک مدافع میانی کرد و با مبلغی که رکورد پرداخت هزینه برای جذب یک مدافع محسوب می‌شه، هری مگوایر کاپیتان لستر سیتی و یکی از بهترین مدافعین میانی فصل گذشته لیگ برتر رو سرخپوش کرد. هر چند عملکرد مگوایر در سایه‌ مبلغ انتقالش قرار گرفته (و البته شاید چند عملکرد بد هم از او ثبت شده باشه) اما تفاوت خط دفاعی شیاطین سرخ در فصل جاری، که مگوایر در تمام دقایق آن به میدان رفته ، با فصل گذشته کاملا محسوسه و بخش بزرگی از مشکلات دفاعی منچستر یونایتد به کلی رفع شده. علاوه بر تاثیر غیرقابل انکار روی عملکرد دفاعی تیم، مگوایر به عنوان یک رهبر و پیشوا نیز کمک‌های زیادی به تیمش کرده. نباید فراموش کرد که منچستر یونایتد جوانترین تیم فصل جاری لیگ برتر انگلیسه و داشتن و جذب یک رهبر در زمین براشون کاملا الزامی بود. آرون وان بیساکا دفاع راست کریستال پالاس که از پدیده‌های فصل قبل لیگ بود با مبلغ قابل توجه 55 میلیون یورو و دنیل جیمز وینگر سوانزی با مبلغ 17 میلیون یورو که هر دو تنها 21 سال سن داشتن دیگر خریدهای سولشایر بودند. وان بیساکا با وجود این که در فاز حمله هنوز جای زیادی برای پیشرفت داره اما در فاز دفاعی، با وجود سن اندکش یکی از بهترین مدافعین کناری این فصل اروپا بوده و تکل‌های موفقش شهرت فراوانی پیدا کرده‌. دنیل جیمز هم با وجود هزینه‌ی اندک کمک فراوانی به منچستر یونایتد کرده و علاوه بر 9 گلی که یا به ثمر رسانده یا ساخته، با سرعت بسیار بالاش نقش پررنگی در حملات منچستر یونایتد ایفا میکنه. روملو لوکاکو، متیو دارمیان، کریس اسمالینگ و الکسیس سانچز فروشهای منچستر بودن. بازیکنانی که هیچ کدوم در فصل قبل درخشش آنچنانی‌ای نداشتن. میشه بدون کوچکترین تردیدی گفت همه این فروشها نه تنها صحیح که ضروری هم بودن، فقط جا داشت یک مهاجم ذخیره و یک هافبک به ترکیب تیم اضافه میشدن. اتفاقی که با 6 ماه تاخیر رخ داد و در نیم فصل، برونو فرناندس و اودیون ایگالو به منچستر اضافه شدن. برونو فرناندس با وجو هزینه‌ی نه چندانی بالایی که برای منچستری‌ها داشته، اثر فوری و بزرگی گذاشته  اودیون ایگالو هم به عنوان یک بازیکن رایگان عملکرد بسیار خوبی از خودش نشان داده و هر چند در حد یک مهاجم اصلی روی او حساب نمی‌شه، در بازی‌هایی که به میدان رفته موثر بوده و تا بدینجا در تمام بازی‌هایی که از ابتدا به میدان رفته موفق به گلزنی شده ؛ رکورد او در 3 شروع، 4 گل و 1 پاس گل بید.درباره خریدهای اوله خود اوله بهترین توضیح رو میده:کسی رو میخوایم که خودش از صمیم قلبش بخواد در منچستر باشه و بدونه بودن در منچستر یونایتد یعنی چی.برای سال آینده هنوز هیچ چیز مشخص نیست ولی شایعات و اخبار اهداف منچستر یونایتد رو تا جایی مشخص کرن. جذب یکی از بین گریلیش و مدیسون که به نظر میرسه گریلیش باشه؛ اقدام برای سانچو و هری کین و جذب یک مدافع میانی دیگه که اسم کولیبالی بیش از هر کسی برده شده. (جدیدا پائولو نونمولا از تلاش منچستر یونایتد برای جذب بونوچی هم خبر داده که از دید من خبر دروغی نیست. بار دیگه بازیکنای انگلیسی، با سن کم یا نسبتا کم (مثلا مگوایر با اینکه 26 ساله بود و جوان نبود (هر چند سن بالایی هم نداره و راحت 6 سال جا داره) ولی برای بازیکنی با اون ویژگی‌ها و اون قدرت رهبری سن نسبی پایینی داشت و همین برای کین هم برقراره.)امسال با وجود این که از لحاظ نتایج کار اوله واقعا خاص نبوده ولی این که همزمان تونسته از یک طرف برای رسیدن به تمامی هدفهای فصل در این مقطع از فصل همه شانسها رو زنده نگهداره و چه بسا به همه‌شون برسه و از اون طرف تیم رو جوان کرده، جوانان رو چکش کاری کرده و یک تیم یکدست، جاه طلب و شایسته، متشکل از تعداد زیادی از بازیکنان آکادمی و با اکثریت بریتانیایی بسازه که منچستر یونایتد رو در جایی قرار داده که سال آینده با اضافه شدن دو سه تا یار جدید بالاخره میتونه برای قهرمانی بجنگه شایسته تحسینه. سولشایر خودش سالها در محیط منچستر قبلی و زیر دست فرگوسن بوده، چندین سال روزانه معنی واژه منچستر یونایتد رو با گوشت و پوست خودش لمس کرده و امروز با پیاده کردن نوع امروزی‌تر همون اصول، کاری که مربیان بزرگتر پیشتر نتونسته بودن بکنن رو انجام داده. اوله حتی اگه سال بعد خودش هم روی نیمکت نباشه، با این میراث، نقشش در آینده‌ی منچستر یونایتد غیر قابل انکار خواهد بود.</description>
                <category>سعید سعیدی</category>
                <author>سعید سعیدی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Mar 2020 10:44:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی سریع به دوران مربیگری گتوزو در میلان و برکناری‌اش</title>
                <link>https://virgool.io/@saeedjuventino1996/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A8%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D8%AA%D9%88%D8%B2%D9%88-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B4-gy5zhrvkfxif</link>
                <description>یک سال و نیم پیش، هنگامی که میلانی‌ها برخلاف انتظارشان نتوانستند پس از یک تابستان پر سروصدا آنطور که شایسته است نتیجه بگیرند و اوضاع اصلا خوب نبود، جنارو ایوان گتوزو به عنوان یک پلیس هولدر جای مونتلا نشانده شد. مونتلایی که نه به وسیله‌ی مدیران میلان ک به وسیله ارباب چینی اخراج شد. معلوم بود گتوزو اینکاره نیست و با تساوی میلان مقابل بنونتو، حدس خیلی‌ها مبنی بر اینکاره نبودن گتوزو صائب افتاد. اما گتوزو نیامده بود که به سرنوشت سیدورف یا اینزاگی دچار شود. گتوزو آمده بود که نتیجه بگیرد. پس از یک شروع بد، پس از کسب 1 تساوی مقابل بنونتو و دو شکست مقابل هلاس ورونا و آتالانتا در 4 بازی نخست، کمی دیر موتور میلان گتوزو روشن شد و در 20 بازی بعد، به جز یک شکست غیر منتظره مقابل بنونتو و یک شکست در زمین یوونتوس، گتوزو رنگ باخت ندید. با اینکه سکان هدایت قایق در حال غرق را در دست گرفته بود، او در دوران حضورش تنها از یوونتوس و ناپولی ِ خارق العاده ساری امتیازات کمتری کسب کرد.در جام حذفی موفق شد با پیروزی دلچسب مقابل رقیب ازلی، راهی فینال شود و با وجود عملکردی بسیار خوب در نیمه اول، در نیمه دوم روی اشتباهات بچه‌گانه‌ی دوناروما 2 بار پیاپی دروازه‌اش را باز شده دید و افسار بازی از دستش خارج شد.با توجه به شرایط، حتی اگر کینه‌ی قدیمی هم نسبت به او در دل داشته باشید، عملکرد او را فراتر از حد تصور خواهید دانست.اولین حضور کامل گتوزو در میلان در شرایطی آغاز شد که تا اواسط تابستان میلان درگیر مسائل مختلف بود. ابتدا یوفا میلان را از لیگ اروپا کنار گذاشته بود، اما پس از مدتی حکم به برگشت میلان به لیگ اروپا داده شد. جدا از آن، رفتن ارباب لی و آمدن الیوت کل ساختار باشگاه را دچار تغییرات اساسی کرد. با آمدن الیوت، لئوناردو مسئول نقل و انتقالات میلان شد. لئوناردو بونوچی، کاپیتان و یکی از مهمترین وزنه‌های تیم، میلان را ترک کرد. به جای او ماتیا کالدارایی جذب شد که کل فصل را مصدوم بود و در زمانی که سالم بود هم به دلیل عدم هماهنگی با همبازیهایش و از آن مهمتر ناآشنایی با سیستم دفاع خطی باعث شد عملا مهره‌ای بلااستفاده برای گتوزو باشد. خط دفاعی میلان و زوج رومانیولی-بونوچی که میتوانست یک زوج کاملا مطمئن در طول فصل باشد از هم پاشیده شد و نه تنها تقویتی در کار نبود بلکه گتوزو مجبور شد یک فصل کامل از مدافعینی مانند متئو موساکیو و کریستین زاپاتا (و در زمانهای اندکی نیز آباته) در کنار رومانیولی استفاده کند. برای راحت شدن از شر باکا و لاپادولا کاستیخو و لاکسالت  جذب شدند. اما دو خرید خوب نیز در تابستان انجام شد، باکایوکو از چلسی و هیگواین از یوونتوس راهی میلان شدند. که اولی در ابتدای فصل بیشتر باری بر روی دوش بود تا وزنه‌ای مفید در وسط زمین و دومی هم به محض خراب کردن پنالتی‌اش مقابل یوونتوس کلا از درون نابود شد و نتوانست فصل را در میلان به اتمام رساند.به هر حال از نقل و انتقالات غیر موفق تابستان که بگذریم با یک فست فوروارد به زمان نگارش این متن، وقتی ب نتیجه گتوزو نگاه میکنیم چیز عجیبی می‌بینیم. او اگر به جای یکی از تساوی‌هایش یک پیروزی کسب می‌کرد الان نه چهارم، بلکه سوم میشد. صرفا یک پیروزی به جای یک تساوی می‌توانست گتوزو و میلان را پس از یوونتوس و ناپولی دوم کند ولی حقیقت تلخ این است که این حادثه رخ نداد. اینجا 2 مسئله بسیار حائز اهمیت است:1- در جدول بازی‌های سری آ، گتوزو و میلانش پیش از قهرمانی یوونتوس به مصاف این تیم رفتند اما دو رقیب او در راه کسب سهمیه پس از مسجل شدن قهرمانی یوونتوس با ابر قدرت ایتالیا مواجه می‌شدند. بی انگیزگی یوونتوس باعث شد اینتر و آتالانتا 1 امتیاز که در حالت عادی به سختی می‌توانستند بدست آورند را به سهولت صاحب شدند.خنده‌دار است که این را صرفا یک بهانه بدانید. وقتی امتیازها اینقدر نزدیک است، این امتیازات سرنوشت ساز هستند. جالب این که آتالانتا از قهرمانی پیش از موعد یوونتوس در مسابقه در سن پائولو هم بهره برد و ناپولی بی انگیزه را در زمین خودشان شکست داد.2- فصل جاری سری آ برای به جز یوونتوس، ناپولی، کیوو  فروزینونه رقابتی‌ترین فصل تاریخش بود؛ هرج و مرج کامل. اینتری که اسپالتی با تجربه را داشت تا ثانیه‌های آخر صعودش به لیگ قهرمانان زیر سوال بود، بماند که اینتریها امسال در لیگ قهرمانان بودند و توانسته بودند بازیکنان مدنظر خود را بخرند و وضعیت باثباتتری از میلان داشتند. رم که سالها یکی از 3 تیم باثبات و بالای جدول سری آ بود و فصل گذشته به نیمه نهایی لیگ قهرمانان رسیده بود، دچار بحران شد و نتایج مورد نظرش را نتوانست بگیرد. لاتزیو که در سال ابتدایی اینزاگی در آخرین ثانیه از صعود به لیگ قهرمانان بازمانده بود و یکی از بهترین تیم‌های سال گذشته بود نتوانست ره به جایی ببرد و هشتم شد. فیورنتینایی که سال گذشته در بالای جدول بود و امسال با تقویت اساسی ترکیبش، بازیکنانش برای اروپا همقسم شده بودند روز آخر از سقوط گریخت ... داستان این است که همه تیمهای بالای جدول به مشکل خورده بودند و این که عده‌ای می‌گویند گتوزو اصلا نباید اجازه می‌داد کار کسب سهمیه به اما و اگر می‌کشید حرفی نسنجیده است. حقیقت این است که امسال تیم‌های میانه‌ و حتی پایین جدولی وحشی شده بودند. ساسوئولو با دی زربی و اسپال با سمپلیچی یقه خیلی از تیمهای پر ادعا را گرفتند و بازیهای درخشانی از خود نشان دادند. تورینو اینقدر خوب نتیجه گرفت که تا هفته های پایانی شانس صعود به لیگ قهرمانان را داشت، کالیاری در خانه خودش به کمتر تیمی باج داد، سمپدوریا و جامپائولو یک هفته در میان پیروزیهای بزرگی به دست می‌آوردند و بولونیا از وقتی میهایلویچ را به خدمت گرفت به یک غولکش تمام عیار تبدیل شد و. تیم گتوزو یک تیم باثبات و سلطه‌گر نبود ولی شرایط بقیه را هم ببینید. اصلا ترکیبی که از هاکان چالهان اوغلو، موساکیو و ریکاردو رودریگز و در موارد نه چندان کم بورینی تشکیل شده آیا در حد چنین تیمی است؟گتوزو برکنار شد و نظر صادقانه من این است که میلان برای بازگشتن به جمع بزرگان به این تصمیم نیاز داشت  و تصمیمی صحیح بود اما ... بله یک «اما»ی بزرگ این وسط است: اما اگر به جای گتوزو قرار باشد یک مربی غیرنامی بیاید اخراج گتوزو کاملا اشتباه است.گتوزو در ماراتن 38 هفته ای یک امتیاز کم آورده بود؛ این که کسی از خانواده میلان است، با محیط نیمکت تیم به مدت 2 سال آشنا شده و نتیجه‌اش هم صرفا با یک جابجا شدن بازی یوونتوس-میلان با اینتر-یوونتوس میتوانست کاملا مثبت باشد را با مارکو جامپائولو و سیمونه اینزاگی عوض کنید مسخره است.غم قفس به کنار، آنچه عقاب را پیر می‌کند، پرواز زاغهای بی سروپاست.برکناری یک غم است، این که یک مربی نه چندان بزرگ را با او عوض کنند غم بزرگتر؛ حق گتوزو است که حداقل به او احترام بگذارند و سراغ نام‌هایی مانند ساری یا پیگرینی بروند نه مربیان ایتالیایی همسطح خود گتوزو که نتایج نه چندان بهتری گرفته‌اند. </description>
                <category>سعید سعیدی</category>
                <author>سعید سعیدی</author>
                <pubDate>Fri, 31 May 2019 05:23:36 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>