<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سعید</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@saeid_rashidi</link>
        <description>برای ارتباط با من میتونید به اکانت اینستاگرام saeid_rashidi پیام بدید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 11:58:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/266031/avatar/0uhmMM.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سعید</title>
            <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مدرک جرم تو پاشه!</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D8%AA%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B4%D9%87-xinzenu218rt</link>
                <description>حین دزدی، دزد به سیلاس که مغازه‌دار بوده شلیک میکنه. بعد از زخمی شدن، سیلاس هم به دزد شلیک میکنه و یه گلوله به پاش میزنه. سیلاس به پلیس زنگ میزنه و قبل از اینکه سارق رو توصیف کنه میمیره، فقط میگه :«به پاش شلیک کردم، به پاش شلیک کردم.»پلیس به یک فرد سابقه‌دار به اسملی وزلی که دو ساعت بعد از سرقت با یه گلوله تو پاش به اورژانس مراجعه کرده مشکوکه.پلیس می‌خواد که گلوله رو با اسلحه سیلاس مقایسه کنه. وقتی وزلی میفهمه که ممکنه گلوله به عنوان مدرک علیهش استفاده بشه، اجازه جراحی رو به پزشک‌ها نمیده. دکتر‌ها معتقدن که در صورت در نیاوردن گلوله، وزلی ممکنه دچار درد مزمن و لنگش بشه ولی در صورت مراقبت مناسب از زخم  زندگیش در خطر نخواهد بود و عوارض بلندمدت دیگه‌ای تهدیدش نمی‌کنه. مدرک دیگه‌ای که وزلی رو به این سرقت مرتبط کنه وجود نداره.خارج کردن گلوله یک عمل بی خطره و میتونه با بی‌حسی موضعی انجام بشه.آیا پلیس باید بتونه دکترها رو مجبور به خارج کردن گلوله بکنه؟متمم چهارم قانون اساسی ایالات متحده، تجسس و دستگیری غیرمنطقی رو ممنوع کرده. همچنین اصول اخلاق پزشکی به طور کلی دستکاری غیر داوطلبانه در بدن بیماران رو، حداقل در بیماران عاقل و هوشیار رو ممنوع کرده. با این حال تعقیب قانونی تبهکاران، جایی‌ئه که از جامعه حفاظت می‌کنه و هم پزشک‌ها هم قاضی‌ها برای پیدا کردن توازن صحیح در این مورد تلاش می‌کنن.در سال ۱۹۷۰، جان کین (وکیل) بین جراحی ماژور و مینور تمایز قائل شد. طبق کرایتریای کین هیچ عمل جراحی ماژوری برای به دست آوردن مدرک مجاز نیست، ولی جراحی‌های مینور اگر شرایط قانع‌کننده‌ای وجود داشته باشه ممکنه مجاز باشن.در سال ۱۹۸۵، ویلیام برنن از دادگاه عالی ایالات متحده عنوان کرد که «منطقی بودن» باید با توجه به جدی بودن جراحی و اهمیت مدارک بررسی بشه و به هر کیس باید جداگانه نگاه کرد. مثلا در کیس حقوقی Winston v.Lee 1985، قاضی به نفع رودلف لی رای داد که حاضر نبود اجازه بده گلوله از زیر ترقوه‌اش خارج بشه. قاضی گفت که مسئولین به اندازه کافی مدرک دارن که نیازی به این مدرک نداشته باشند.مسئله‌ای که خارج کردن غیرداوطلبانه مدرک رو پیچیده‌تر می‌کنه، نقش پزشک‌ئه. اینکه دادگاه حق به دست آوردن مدرک رو به رسمیت بشناسه یه بحثه، اینکه پزشک رو مجبور به این کار کنه یه بحث دیگه، مخصوصا وقتی پزشکی تمایلی به انجام این کار نداشته باشه. یکی از داغ‌ترین موضوعات، گرفتن نمونه خون از رانندگان مست‌ئه. هاوایی و آیداهو از ایالت‌هایی هستن که حتی در صورت مخالفت بیمار، گرفتن نمونه خونه رو برای کادر بهداشتی اجباری کردن. در صورتی که ایالت داکوتای جنوبی در صورت مایل نبودن کادر درمان، اجباری برای این کار نداره.در رابطه با اعمال جراحی غیر داوطلبانه، دادستان ها به تمایل خود جراح تکیه می‌کنند. اگر هیچ جراحی حاضر به انجام این کار نباشه، دادگاه‌ها معمولا اون‌ها رو مجبور نمی‌کنن.برای برخی متخصصین اخلاق، هر نوع عمل جراحی بدون رضایت برای به دست آوردن مدرک به طور ذاتی غیر اخلاقی‌ئه. برای برخی دیگه از متخصصین اخلاق،  که رویکرد قاضی برنن رو قبول دارن، انجام جراحی در مورد وزلی اخلاقیه. چون جراحی مینور‌ئه و خطری نداره و جرم متهم هم جرم بزرگی‌ئه و اون گلوله یه مدرک تعیین کننده است.</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Sun, 28 May 2023 21:00:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نادیده گرفتن شکنجه</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%B4%DA%A9%D9%86%D8%AC%D9%87-z0kcnit30f4y</link>
                <description>دکتر بنر پزشک نیروی دریایی آمریکا است. توسط مافوقش مطلع میشه که قراره «تکنیک‌های پیشرفته بازجویی» روی تعدادی از بازداشت‌شدگان متهم به عملیات تروریستی اجرا بشه. تعدادی از منتقدان این تکنیک‌های پیشرفته رو شکنجه میدونن. نیروی دریای ترجیح میده که یک پزشک در دسترس باشه تا اگر حین بازجویی یک اورژانس پزشکی پیش اومد بتونه دخالت کنه. مافوق دکتر بنر بهش میگه «تنها کاری که لازمه انجام بدی اینه که تو اتاق استراحت افسران بشینی و روزنامه‌‌ت رو بخونی، اگر نیاز شد صدات میزنیم.» همچنین به دکتر بنر میگن که اگر پزشکی برای اینکار پیدا نشه، بدون پزشک بازجویی آغاز میشه. رییس دکتر بنر بهش میگه:‌ « ما مجبورت نمیکنیم این کار رو انجام بدی. ولی قویا ترجیح میدیم که این کار رو انجام بدی. کشورت بهت نیاز داره و کار درست همین کاره.»آیا همکاری دکتر بنر با مافوقش و حضور غیر مستقیمش در پروسه بازجویی اخلاقیه؟اصول اخلاق پزشکی، پزشکان رو از همکاری در شکنجه منع کرده‌اند. این ممنوعیت‌ها به طور خاص توسط “World Medical Association’s Declaration of Tokyo (1975), the United Nations Principles of Medical Ethics (1982), و the United Nations Convention against Torture (1984). وضع شدندانجمن پزشکان آمریکا (AMA) یک قدم جلوتر رفته و گفته پزشکان نباید در جایی که تهدید به شکنجه یا خود شکنجه انجام میشه حضور داشته باشند. همچنین اخطار داده که پزشکان باید بهترین مراقبت رو برای بازداشت‌شدگان و زندانی‌ها فراهم کنند، ولی نباید برای شروع یا ادامه شکنجه سلامت اون‌ها رو تایید کنند.همچنین AMA پزشکان رو از شرکت کردن در «بازجویی پیشرفته» منع میکنه. اگر دکتر بنر قبول کنه به طور غیرمستقیم حضور داشته باشه، ممکنه بتونه در موقع نیاز به حفظ سلامت بازداشت‌شدگان تحت بازجویی کمک کنه. ولی ممکنه این کمک کردنش به معنای بازجویی بیشتر از اون فرد باشه، که یعنی داره به طور مستقیم به این بازجویی پیشرفته که ممکنه شکنجه باشه کمک میکنه.یک مثال دیگه از این دوراهی درباره حکم اعدام در آمریکاست. یکی از شروط دادگاه عالی آمریکا برای اعدام اینه که فردی که محکوم شده باید بفهمه چرا محکوم شده و این فهمیدن توسط روانپزشک تایید میشه. آیا تایید توسط روانپزشک اخلاقیه؟دکتر بنر ممکنه حس کنه که با این کار داره به افراد بازداشت شده کمک میکنه، ولی باید به فکر مشروع کردن بازجویی پیشرفته با حضورش هم باشه.</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Sat, 20 May 2023 15:27:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمی‌خوام ترک کنم!</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%DA%A9%D9%86%D9%85-hzbdthi3moyi</link>
                <description>کلی یک مرد معتاد به الکل‌ئه. شغلش به عنوان وکیل رو از دست داده و خانواده‌اش تا زمانی که درمان نشه باهاش حرف نمیزنن. تو خیابون زندگی می‌کنه و پولی که از راه گدایی کردن به دست میاره رو خرج الکل میکنه. به دلیل بیهوشی ناشی از مستی، در ۳ ماه گذشته ۴۲ بار توسط آمبولانس به اورژانس برده شده; اونجا یک شب میخوابه و فردا صبح وقتی داره مرخص میشه به پزشک‌های اورژانس میگه امشب هم برنامه همینه. بارها پیش اومده که تشنج کرده و برای یک هفته در بیمارستان بستری شده. هزینه این بستری‌ها توسط برنامه‌های حمایتی دولت پرداخت میشه. وقتی پزشک میخواد به برنامه‌های ترک اعتیاد ارجاعش بده میگه که «من نمی‌خوام ترک کنم، من از الکل خوشم میاد»یکی از پزشک‌ها، دکتر مارتا، از این مسئله که هزاران دلار از پول مالیات‌دهندگان صرف کلی میشه عصبانیه. اون از مسئولین میخواد که قانونی تصویب کنن که مصرف کنندگان الکل (کسانی که بیشتر از ۱۰ بار در ماه در بیمارستان بستری میشن) رو به اجبار به مراکز ترک اعتیاد بفرسته.به نظر شما چنین قانونی باید تصویب بشه؟استفاده از الکل و مواد، دلیل بخش بزرگی از مراجعه به اورژانس در آمریکا است، شامل تقریبا ۵۰٪ مراجعات به مراکز تروما. طبق آمار وزارت بهداشت آمریکا، سالان بیشتر از ۲ میلیون مراجعه به اورژانس به دلیل مصرف الکل و مواد انجام میشه که بخش زیادیش توسط افراد با سابقه قبلی انجام میشه. هزینه انجام این خدمات معمولا توسط بیمه همگانی، یا توسط بخش مددکاری بیمارستان پرداخت میشه. در سال ۱۹۸۹، اولین drug court در آمریکا تشکیل شد (دادگاه برای کسایی که به دلیل رانندگی در مستی و … دستگیر میشن). امروزه بیش از ۳۰۰۰ drug court وجود دارن که میتونن افراد رو به گذروندن دوره درمان در مراکز ترک اعتیاد مجبور کنند. طرفداران این دادگاه‌ها میگن که ۷۵٪ افرادی که توسط دادگاه به مراکز ترک اعتیاد فرستاده شدن تا دو سال پاک هستن و دوباره دستگیر نمیشن و باعث صرفه‌جویی ۶۷۴۴ دلاری به ازای هر نفر میشن. از طرفی منتقدین معتقدند که این دادگاه‌ها به قاضی قدرت تصمیم‌گیری پزشکی میدن که غالبا گمراه کننده هستند. مثل محروم کردن از متادون در زمان ترک هروئین. البته این دادگاه‌ها فقط وقتی میتونن حکم بدن که فرد متهم به یک جرم مثل رانندگی در حالت مستی باشه و نمیتونن برای فردی مثل کلی حکم صادر کنن.اخیرا بعضی ایالت‌ها قوانینی رو تصویب کردن که به اعضای خانواده‌ی مصرف‌کنندگان مزمن الکل یا مواد اجازه میده درخواست بستری شدنشون رو اگر در صورت درمان نشدن برای خودشون یا بقیه خطرناک باشن رو به دادگاه بدن. نکته‌ای که وجود داره اینه که درخواست کننده باید خودش هزینه‌های مرکز ترک اعتیاد رو پرداخت کنه. هرچند خیلی از مصرف‌کنندگان مزمن خانواده‌ای ندارند.در سال ۲۰۱۳، استرالیا برنامه‌ای رو اجرا کرد که افرادی که در طی ۲ ماه، به دلیل مصرف الکل یا مواد ۳ بار توسط پلیس دستگیر شدند باید یک دوره درمان اجباری رو سپری کنن.منتقدین ترک اعتیاد اجباری نگران جرم‌انگاری شدن یک وضعیت پزشکی هستند. همچنین بعضی‌ها بر اساس زیرپا گذاشته شدن اختیار افراد، مخالف ترک اعتیاد اجباری هستند; اگر کلی نخواد که الکل رو ترک کنه، جامعه چه حقی داره که مجبورش کنه؟ این نظر وقتی که هزینه‌ها از جیب مالیات‌دهندگان پرداخت میشن اونقدرها هم قانع‌کننده نیستند.یک راه حل رادیکال جایگزین میتونه این باشه که اگر کلی به نوشیدن ادامه داد، و بعد از اخطارهای مکرر، دسترسیش به خدمات درمانی مرتبط با الکل قطع بشه.</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Tue, 09 May 2023 16:35:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سزارین نمی‌خوام!</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%D8%B3%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%85-ubmdnoqzhvky</link>
                <description>امبر، یک مدل حرفه‌ای ۲۲ ساله است. امبر تصمیم میگیره که به تنهایی بچه دار بشه. بعد از چند بار تلاش با چند تا از اکس‌هاش، نهایتا باردار میشه. امبر نمیدونه پدر بچه کیه و علاقه‌ای هم به دونستنش نداره. اصلا به هیچکدومشون خبر بارداریش رو نداده.امبر به متخصص زنانش میگه که تحت هیچ شرایطی حاضر به سزارین نیست. دکتر توضیح میده که دربعضی شرایط سزارین تنها راهه، و امبر جواب میده اگر تیغ به بدن من بخوره ازت شکایت میکنم. در نتیجه دکتر امبر رو به عنوان بیمار قبول نمیکنه. این اتفاق با چند تا متخصص زنان دیگه هم میفته و اونا هم امبر رو قبول نمیکنن. در نتیجه امبر یاد میگیره که نباید در ویزیت اول حرفی از تحت هیچ شرایطی سزارین نخواستن بزنه. پس تصمیم میگیره تا روزهای آخر بارداریش حرفی از این مورد با دکتر چندلر، متخصص زنان جدیدش، نزنه.متاسفانه بعد از ۹ ماه، و در حالی که فقط چند روز تا زایمان باقی مونده، جنین دچار مشکلاتی میشه که نیاز به انجام سزارین اورژانسی داره، در غیر این صورت احتمال مرگ جنین بالا است. امبر اعلام میکنه که رضایت به انجام سزارین نداره و میگه :«هیچ بچه‌ای ارزش جای زخم رو نداره».وقت کافی برای مراجعه به دادگاه و کمیته حقوقی نیست. آیا دکتر چندلر باید بدون رضایت امبر سزارین انجام بده؟کیس‌هایی مثل امبر، کیس‌های نادری هستند. اکثر مادرانی که از لحاظ ذهنی سالم هستند میخوان که بچه‌شون زنده بمونه و برای این کار حاضر به فداکاری هستند. با این وجود، سزارین یک جراحی سبک نیست. مرگ و میر مادران در سزارین ۳ برابر زایمان واژینال‌ئه. سزارین اجباری، همون سوالاتی رو مطرح میکنه که وقتی درباره سقط صحب میکنیم مطرح میشن. با این حال تفاوت زیادی بین این دو وجود داره. سزارین خیلی بیشتر از سقط میتونه تهدید کننده حیات مادر باشه. در اکثر مواردی که مادر مخالف سزارین‌ئه، مادر نمیخواد بچه اش از بین بره بلکه صرفا یا مخالف نظر پزشک‌ئه یا آستانه تحمل ریسک بالاتری داره. در مورد کیس امبر، ممکنه سوال بشه که منظور از احتمال مرگ جنین چقدره؟ ۶۰ درصد؟ ۹۹ درصد؟ اصلا از چه سنی به بعد میشه تصمیم گیری رو از مادر به دولت منتقل کرد؟ ۱ ماهگی؟ ۵ ماهگی؟ ۹ ماهگی؟ اگر دلیل امبر زیبایی نبود چی؟ اگر امبر به دلیل اعتقادات مذهبی یا مشکل پزشکی مخالف سزارین بود باید چیکار میکردیم؟خیلی از متخصص‌های اخلاق پزشکی با ایده‌ی جراجی اجباری روی یک انسان عالق مخالفن.دکتر Howard Minkoff میگه : “In my worldview, the right to refuse is uncircumscribed. I don’t have a right to put a knife in your belly ever.”از نظر قانونی، هنوز وحدت رویه برای این موضوع وجود نداره و دادگاه‌های ایالت‌های مختلف متفاوت عمل می‌کنند.فهرست مجموعه دوراهی‌های پزشکی</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Thu, 27 Apr 2023 08:53:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوقلوهای به هم چسبیده</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%D8%AF%D9%88%D9%82%D9%84%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85-%DA%86%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D9%87-dpzwozjarxgi</link>
                <description>لوسی و لیلی دو تا دختر دوقلوی ۱۸ ساله‌ی به‌هم‌چسبیده هستند. برخلاف دوقلوهای به‌هم‌چسبیده‌ای که رسانه نشون میده، این دو تا از همدیگه خیلی بدشون میاد و مسیرهای متفاوتی رو برای زندگشیون میخوان. برای لوسی زندگی چسبیده به لیلی غیرقابل تحمله. لوسی دلش میخواد جراح بشه، یک رابطه عاطفی داشته باشه و خانواده تشکیل بده.از طرف دیگه لیلی بسیار مذهبیه و سرنوشت خودش رو به همین شکلی که هستن پذیرفته.۳۰٪ احتمال وجود داره که حداقل یکی از خواهر‌ها در طول جراحی جونش رو از دست بده. برای لوسی این جراحی ارزش ریسک کردن رو داره. لوسی به دادگاه میره و از دادگاه میخواد که دستور انجام این جراحی رو صادر کنه، ولی لیلی مخالفه.قاضی باید به نفع کی رای بده؟دوقلوهای به‌هم‌چسبیده یک پدیده‌ی نسبتا نادر هستند. کیس‌های مختلفی از جراحی‌های جداسازی وجود داره. حتی در یک مورد که در صورت انجام نشدن جراحی احتمال مرگ هر دو طرف ۱۰۰٪ بود، دادگاه علی‌رغم مخالفت والدین رای به جداسازی اون‌ها داد (که جون یکی‌شون نجات داده بشه).کیس لاله و لادن، خواهران ۲۹ ساله ایرانی، باعث پرسش‌های زیادی شد. جراحی‌ای که در سنگاپور انجام شد و ۵۰٪ احتمال مرگ یا آسیب مغزی به همراه داشت. هر دو در سال ۲۰۰۳ حین جراحی فوت شدند. در کیس لاله و لادن هر دو خواهر خواستار جراحی بودند، ولی وقتی یکی از دو طرف مخالفه باید چیکار کنیم؟ریشه‌ی این سوال به یک سوال دیگه برمیگرده، چطور بین کیفیت زندگی و تقدس(sanctity) زندگی تعادل برقرار کنیم؟ برای لوسی کیفیت زندگی انقدر پایین اومده که حاضره خطر مرگ رو بپذیره. در طرف دیگه زندگی برای لیلی مقدسه و نمیخواد برای بهبودش، زنده بودن رو به خطر بندازه.۳ راه‌حل پیش رو داریم:۱- هیچکس نباید علی‌رغم خواسته خودش مجبور به یک جراحی انتخابی که جونش رو در خطر قرار میده بشه و حق رو به لیلی بدیم.۲- هیچکس نباید مجبور باشه تمام زندگیش رو به یک نفر دیگه «زنجیر» شده باشه، و حق رو به لوسی بدیم.۳- در مورد هر کیس جداگانه و با توجه به احتمال زنده موندن و خطرات جراحی تصمیم بگیریم. خیلی‌ها اگر ۹۹٪ احتمال موفقیت وجود داشت رای به انجام جراحی میدادن، ولی اگر فقط ۱٪ احتمال موفقیت وجود داشت رای به عدم انجام جراحی میدادن. پیدا کردن مرز تصمیم درست کار سختیه، مخصوصا وقتی احتمال زنده موند دوقلو‌ها با هم برابر نباشه.فهرست مجموعه دوراهی‌های پزشکی</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Tue, 25 Apr 2023 12:43:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تبلیغات برای خرید عضو اهدایی</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D8%B6%D9%88-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-resohnd1nswe</link>
                <description>تکس یه غول صنعت نفت‌ئه که به پیوند کبد احتیاج داره. از اونجایی که لیست انتظار پیوند بسیار طولانی‌ئه، تصمیم میگیره که خودش دست به کار بشه. بیلبوردهایی سرتاسر ایالت نصب میکنه و توش میگه که به کبد نیاز داره و از کسانی که یکی از نزدیکانشون توی تصادف آسیب جدی با خطر مرگ دیده می‌خواد که کبدش رو به تکس اختصاص بدن.چند روز بعد همسر یک بیمار end stage به بیمارستانش اعلام میکنه که تنها در صورتی حاضر به اهدا میشه که کبد به تکس اختصاص پیدا کنه.آیا باید به تکس اجازه داد که اینطوری صف پیوند رو دور بزنه؟تبلیغات یک عمل همه‌گیر و مؤثر در سیستم درمانه. سازمان‌های فعال در زمینه پیوند عضو از تبلیغات برای تشویق مردم به اهدای عضو استفاده میکنند.در ایالات متحده، اختصاص اعضای اهدا شده توسط سازمان UNOS انجام میشه. طبق قانونی به نام Final Rule که بر تخصیص اعضا حاکمه، اهداکننده میتونه قبل از مرگش تصمیم بگیره که کدوم عضوش به چه کسی برسه. در نتیجه این قانون افراد ثروتمندی مثل تکس، شروع به تبلیغات برای دریافت عضو کردند و تعدادیشون موفق هم بودند.مخالفین تبلیغات معتقدند که این کار به اعتماد مردم به عدالت سیستم تخصیص عضو ضربه میزنه که ممکنه منجر به کاهش اهدای عضو بشه.UNOS و انجمن جراحان پیوند آمریکا، هر دو بیانیه‌هایی علیه تبلیغات صادر کردند که شامل درخواست عضو از طریق اینترنت یا شبکه‌های اجتماعی هم میشه.موافقان تبلیغات با قبول وجهه منفی تبلیغ روی سیستم تخصیص عضو، معتقدند که تبلیغات به طور کلی باعث افزایش اهدای عضو میشه و همچنین به عنوان مثال کبدی که به تکس رسید، قبل از تبلیغات اصلا قرار نبود اهدا بشه و به فرد دیگه‌ای برسه. همچنین این کار باعث شده که یک نفر از لیست انتظار کمتر بشه و فرصت دریافت کبد برای بقیه افراد بیشتر بشه.فهرست مجموعه دوراهی‌های پزشکی</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Tue, 18 Apr 2023 15:50:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا پام رو قطع کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%88-%D9%82%D8%B7%D8%B9-%DA%A9%D9%86-efvm5cc6stjl</link>
                <description>مارگارت یک معلم چهل ساله است که برای اولین بار به دکتر مک‌کوی، یک جراح ارتوپد شناخته شده، مراجعه کرده. در اولین مراجعه مارگارت به دکتر میگه که «می‌خوام پای چپم رو قطع کنی». در ادامه صحبت مشخص میشه که پای چپ مارگارت مشکل فیزیکی‌ای نداره و سالمه و درد یا محدودیت حرکتی نداره. مارگارت میگه که: «در تمام عمرم این احساس عجیب رو داشتم که پای چپم، از پایین مچ، به من تعلق نداره. به روانپزشک و نورولوژیست مراجعه کردم ولی هیچکس نتونسته مشکل من رو توضیح بده. با وجود اینکه پای چپم مشکلی نداره و خوب کار میکنه، حس میکنم یک جسم خارجیه که به من چسبیده. پارسال تو اینترنت سرچ کردم و دیدم آدم‌های دیگه‌ای شبیه من وجود دارن که از &quot;foreign limb syndrome&quot; رنج میبرن. ما هم مثل افرادی هستیم که میخوان جراحی تغییر جنسیت انجام بدن، با این تفاوت که تعداد ما کمتره. میشه لطفا پای من رو قطع کنید؟ با کمال میل هر ارزیابی روانپزشکی‌ای که لازم باشه انجام میدم که بدونید مشکل روانپزشکی ندارم. راستش اگه هیچ جراحی پام رو قطع نکنه ممکنه خودم قطعش کنم، ولی میترسم که بر اثر خونریزی بمیرم.»با فرض اینکه نتایج بررسی‌های روانپزشکی نشان‌دهنده سلامت روان مارگارت باشند، آیا دکتر مک‌کوی باید این جراحی رو انجام بده یا نه؟فهرست مجموعه دوراهی‌های پزشکی</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Fri, 31 Mar 2023 15:55:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا به کسی نگو</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D9%88-zhm5qf2rfrhv</link>
                <description>در طول یکی از جلسات روتین مارسل ۳۵ ساله با روانپزشکش دکتر سارا کوپر، مارسال اعتراف میکنه که وقتی دانشجو بود، با همسایه اش الیویا دعواش میشه و کنترل خودش رو از دست میده و هلش میده. الیویا از پله ها میفته پایین و بلافاصله بر اثر شکستگی گردن فوت میکنه. مارسل میترسه و جسد رو در یه پارک دور دفن میکنه. با کناکش دکتر کوپر، مارسل محل دقیق دفن جسد رو به دکتر میگه. جسد هیچوقت پیدا نشده و الیویا تو لیست مفقودین باقی مونده.دکتر کوپر معتقده که مارسل، که حالا یک ازدواج شاد با ۲ کودک داره، راست میگه که این اتفاق عمدی نبوده. مارسل تحت هیچ شرایطی تمایلی به اطلاع به پلیس و مسئولین نداره و دکتر کوپر رو هم از این کار منع میکنه.دکتر کوپر در اینترنت جستجو میکنه و میبینه که والدین الیویا هنوز به زنده بودن دخترشون امید دارن و هرسال یک پیام درخواست بازگشت به خونه از تلویزیون محلی پخش میکنن.دکتر کوپر متوجه هست که اگر به طور ناشناس به پلیس فقط بگه که الیویا زنده نیست، باعث ایجاد سوالات بیشتر برای خانواده میشه. همچنین میترسه اگر محل دفن جسد رو به پلیس خبر بده، پزشکی قانونی ردی از مارسل پیدا کنه.آیا دکتر کوپر باید محل دفن جسد رو به پلیس و/یا خانواده الیویا خبر بده؟فهرست مجموعه دوراهی‌های پزشکی</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Thu, 23 Mar 2023 19:43:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند درصد بیماران شما زنده می‌مانند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-kqes4uhkwfze</link>
                <description>دکتر دالیتل رییس بخش جراحی مغز و اعصاب یک یمارستان دولتی غیرآموزشیه. بانی و استن، یک زوج بازنشسته، به اورژانس مراجعه میکنن. استن از بدترین سردرد عمرش شکایت داره و بعد از بررسی  مشخص میشه که آنوریسم داره و باید در عرض ۱۲-۲۴ ساعت تحت عمل جراحی قرار بگیره: در غیر اینصورت احتمال مرگ بالا است. بانی از دکتر دالیتل میپرسه که نرخ موفقیت این جراحی چقدره؟ و دکتر جواب میده ۶۰٪ بیماران من از اتاق عمل به سلامت بیرون میان. دکتر دالیتل میدونه که در بیمارستان دیگه‌ای در فاصله ۲۰ دقیقه‌ای دکتر کوینسی نرخ موفقیت ۸۵٪ داره.آیا دکتر دالیتل باید این موضوع رو با استن و بانی در میون بذاره؟فهرست مجموعه دوراهی‌های پزشکی</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Wed, 22 Mar 2023 21:31:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«تو پدر من نیستی» یک دوراهی پزشکی</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%D8%AA%D9%88-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-vmnoqovce4fn</link>
                <description>فِرِد یه آقای ۷۵ ساله است که چند سال پیش همسرش رو از دست داده و سال‌هاست از نارسایی کلیه رنج میبره و تحت دیالیز قرار داره. بعد از یک صحبت طولانی با دکتر ارواسمیت، تصمیم میگیره که در بین اعضای خانواده و دوستانش دنبال یک فرد اهداکننده بگرده. تنها دخترش، لیندا، که تقریبا ۵۰ ساله است قبول می‌کنه که مورد آزمایش قرار بگیره. نتایج تست نشون میدن که نه تنها لیندا اهداکننده مناسبی نیست، بلکه از لحاظ بیولوژیکی نمیتونه دختر فِرِد باشه. به عبارت دیگه لیندا حاصل رابطه همسر فوت شده با شخصی به جز فِرِد هست. آیا دکتر ارواسمیت باید لیندا یا فِرِد رو در جریان این یافته بذاره یا نه؟مسئله Misattributed paternity در ۱.۷-۳.۳ درصد از موارد اتفاق میفته. اگر دکتر ارواسمیت تصمیم بگیره که این مسئله رو فاش کنه، میتونه عواقب روانی ویران‌کننده‌ای برای پدر و دختر داشته باشه. از سوی دیگه، پنهان کردن این اطلاعات میتونه تاثیرات زیادی روی سلامتی داشته باشه. به عنوان مثال، لیندا ممکنه فکر کنه والدینش هر دو اهل اسکاندیناوی هستند و غربالگری بیماری‌هایی که در اسکاندیناوی شایع نیستند رو برای خودش و فرزندانش انجام نده و خیلی دیر متوجه بیماری‌های قابل پیشگیری که از پدر بیولوژیکیش ممکنه به خودش یا فرزندانش به ارث رسیده باشه بشه. علاوه بر اون با ندونستن نژاد اصلیش ناخواسته اطلاعت غلط به پزشکانش میده و ممکنه پزشکان بر اساس همین اطلاعات غلط ریسک ابتلاش به بعضی بیماری ها مثل سرطان کولون رو کمتر از چیزی که هست تخمین بزنند. یا حتی ممکن بود که لیندا اهداکننده مناسبی برای اهدای کلیه باشه و اطلاع از این اتفاق باعث بشه که از اهدای کلیه منصرف بشه.فهرست مجموعه دوراهی‌های پزشکی</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Tue, 21 Mar 2023 21:39:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوراهی‌های اخلاق پزشکی</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-urpui79c7ucn</link>
                <description>سلام.مجموعه نوشته‌هایی که منتشر و به مرور تکمیل خواهند شد، خلاصه بخش‌هایی از کتاب who says you are dead? medical and ethical dilemmas for the curious and concerned است.۱- تو پدر من نیستی۲- چند درصدبیماران شما زنده می‌مانند؟۳- لطفا به کسی نگو۴- لطفا پام رو قطع کن!۵- تبلیغات برای خرید عضو۶- دوقلوهای به‌هم‌چسبیده۷- سزارین نمی‌خوام!</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Tue, 21 Mar 2023 21:18:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Corona oh na na</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/Corona-oh-na-na-lsxzwexvxbz3</link>
                <description>از بهمن ۹۷ شروع میکنم، یک سال قبل از بهمن عجیب ۹۸، بهمن کرونا.Avalanche Painting by Hans Egil Saeleاون روزها تصمیم گرفتم از گوشی و فضای مجازی دور بشم. کتاب Digital Minimalism: Choosing a Focused Life in a Noisy World رو خوندم. نویسنده به یک نکته خیلی مهم اشاره میکنه، میگه که همه ما تجربه تلاش ناموفق برای کم کردن اعتیادمون به  فضای مجازی رو داریم، دلیلی که بعد چند روز دوباره به سوشال  مدیا برمیگردیم اینه که نمیدونیم با زمان خالیمون چیکار کنیم. راست میگه. قدم اول اینه که فکر کنیم چطور میخوایم چند ساعت در طول روز رو که خودمون رو با سوشال مدیا سرگرم میکردیم پر کنیم، اصلا زمان میخوایم که چیکار کنیم؟ من بعد از مدت‌ها شروع کردم کتاب خوندن، عضو یه کتابخونه شدم. پنجشنبه‌ها صبح پیاده میرفتم کتابخونه چند تا کتاب میگرفتم. بیشتر با خودم خلوت میکردم. خلوت (solitude) با تنهایی (loneliness) خیلی فرق داره. خلوت کردن مهم، مولد و لازمه. باچگاه میرفتم (سلامتی همه داداچای دور از باچگا)، وزن کم کردم. بهتر درس خوندم و نمره‌هام بهتر شد. دیگه درس خوندن عذاب نبود. تو همین کتاب درباره ارتباط با آدم‌ها هم صحبت میکنه، حتما شما هم حرفمو تایید میکنید که تو دو ساعت چت کردن حتی اندازه ۱۵ دقیقه صحبت کردن هم حرف نمیزنیم. من به توصیه نویسنده گوش دادم و دیگه چت نکردم، هر دوستی پیام میداد حالم رو بپرسه یا حال هرکس رو میخواستم بپرسم بهش میگفتم چت کردن اونطور که باید و شاید مطالب رو منتقل نمیکنه، یه وقتی رو مشخص کنیم تماس تصویری بگیریم. بجای هر شب یک ساعت چت کردن با دوستم باهم قرار میذاشتیم آخر هفته دو ساعت همدیگه رو ببینیم، و این کجا و آن کجا.تلگرام و واتساپ و اینستاگرام و توییتر و ... رو از گوشیم پاک کردم. دوستام تو دانشگاه میگفتن خب اگه محل کلاس عوض شد، اگه کلاس تعطیل شد و ... از کجا میفهمی؟ بهشون جواب میدادم خب شماها بهم میگین دیگه! همش با همیم! ۱۲۰ نفریم! بالاخره یکی تو این دانشگاه پیدا میشه بهم بگه کلاس کنسل شده! تمام حضور من تو سوشال مدیا شده بود هر شب ۱۰ دقیقه یک ربع چک کردنشون با لپ تاپ.زندگی شیرین و جالبی بود. ریتم خوبی پیدا کرده بودم.Philip James De Loutherbourg An Avalanche in the Alps 1803بهمن 98 رسید، استرس آنفولانزا رو داشتیم و تعداد کسانی که ژل ضدعفونی‌کننده که همراهشون داشتن بیشتر شد که بوم! کرونا اومد. دانشگاه تعطیل شد و هر کس آواره‌ی شهر خودش شد.هر چی رشته کردم پنبه شد. اوایل مقاومت کردم و به فضای مجازی برنگشتم و وقتم رو با بیشتر کتاب خوندن پر میکردم. ولی نشد.بعضی از اصول رو هنوز حفظ کردم، هنوز هم برای احوال پرسی چت نمیکنم. تماس تصویری بهترین روشه. هم میبینی هم میشنوی، خودتون رو به خاطر تنبلی از این روش محروم نکنید. امتحانش کنید، پشیمون نمیشید.با چت کردن تبدیل میشید به سلام چطوری؟، به اموجی، به استیکر. با تماس تصویری حضور خواهید داشت.Duo برنامه خوبیه، ساده و بی قروفر.برنامه خوب کم نیست، خودتون بلدین سرچ کنید دیگه من الکی کش نمیدم. درسته جایزه خوبه ولی وقت من و شما هم ارزشمنده، به زور نباید کلمه نوشت که متن طولانی تر بشه و مهم تر به نظر بیاد. فکر هم نمیکنم برنده بشم، حس میکنم برنده یکی از پست‌های مثبت و امید به زندگی باشه.من هم اوایل کرونا مثل بقیه کودکان این سرزمین فکر میکردم که میشه به عنوان فرصتی برای پیشرفت به قرنطینه نگاه کرد. زبان، کتاب، ساز و ....این روزها مدام این جمله ایوب تو سرم تکرار میشه: توانم کو تا امیدم باشد؟ آتیه‌ام کجا تا صبر پیش گیرم؟ مگر توش و توانم از سنگ است؟ یا تنم از مفرغ؟شایدم واقعا از سنگیم که از آبان اون سال تا الان هنوز دیوونه پیوونه نشدیم، ما را به سخت جانی خود این گمان نبود.</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 15:28:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا لاک لاک‌پشت تکه تکه است؟ (داستان شب)</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%84%D8%A7%DA%A9%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%AA%DA%A9%D9%87-%D8%AA%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A8-s4dne9gic3cg</link>
                <description>داستانی از نیجریه.روزی روزگاری همه‌ی پرنده‌ها به جشنی در آسمان دعوت شدن، لاک‌پشت این خبر رو شنید و برای رفتن به آسمان نقشه کشید. رفت پیش پرنده‌ها و خواهش کرد که اونم همراهشون بره‌. هر کدوم از پرنده‌ها یک پر بهش دادن و اونم باهاشون دو تا بال درست کرد. توی راه انقدر حرف زد و مخ همه رو خورد تا اینکه به عنوان سخن‌گو انتخاب شد. وسط راه گفت که تو جشن‌های بزرگ رسمه که هرکس اسم جدیدی برای خودش انتخاب کنه، پرنده‌ها هم حرفشو قبول کردن و هرکدوم یه اسمی انتخاب کردن. لاک‌پشت اسم خودشو گذاشت «همه‌ی شما».وقتی رسیدن، میزبان به خاطر رنگارنک بودن بال لاک‌پشت و سخن‌گو بودنش فکر کرد لاک‌پشت شاه پرنده‌هاست. میزبان انواع غذاها رو براشون آورد، موقع خوردن غذا لاک‌پشت ایستاد و گفن این جشن برای چه کسیه؟ میزبان جواب داد همه‌ی شما. لاک‌پشت به پرنده‌ها گفت منو میگه، اینجا رسمه که اول به سخن‌گو غذا میدن. شروع کرد خوردن غذاها. میزبان هم فکر کرد پرنده‌ها رسم دارن اول شاهشون غذا بخوره. بعد از لاک‌پشت، پرنده‌ها شروع کردن خوردن باقی‌مونده غذاها، بعضیاشون انقدر بی‌اعصاب بودن که گرسنه برگشتن، ولی قبل برگشت رفتن و اون یه‌ دونه پری که به لاک‌‌پشت داده بودن پس گرفتن. لاک‌پشت که بدون بال شده بود از پرنده‌ها خواهش کرد که یه پیغام به همسرش برسونن ولی کسی قبول نکرد، آخر سر طوطی که از همه عصبانی‌تر بود قبول کرد.لاک‌پشت به همسرش پیغام داد که هر چیز نرمی که تو خونه هست بریز تو حیاط که من با خیال راحت بپرم پایین، طوطی هم رفت و به همسر لاک‌پشت گفت که لاک‌پشت گفته هرچی وسیله سفت داری ببر تو حیاط. لاک‌پشت از اون بالا نگاه کرد و دید حیاط داره پر میشه، ولی چون فاصله زیاد بود جنسشون رو تشخیص نمیداد. پرید پایین و لاکش تکه‌تکه شد. طبیب اومد و تکه‌های لاک رو به هم چسبوند. به همین دلیل لاک لاک‌پشت تکه‌تکه است.</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Mon, 28 Sep 2020 21:52:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور درس بخونیم؟ (بدون تعارف و حرف اضافی) ۲</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D9%81%DB%8C-%DB%B2-qhpmntzzqnwl</link>
                <description>مطالبی که در ادامه می‌خونید از کتاب Make It Stick: The Science of Successful Learning استخراج شده.این مطلب قسمت دوم این نوشته است.‌اول: Elaborationیعنی اون پروسه‌ای که توش چند لایه به معنای مطلبی که یاد گرفتید اضافه میشه، مثالش میشه وقتی که اون مطلبی که یاد گرفتید رو به مطالبی که از قبل میدونید ربط میدید، اون مطلب رو با کلمات خودتون برای یکی دیگه توضیح میدید و یا به کاربردش در زندگی روزمره توجه می‌کنید.مثلا وقتی درباره انتقال گرما می‌خونید ربطش بدید به گرم شدن دستاتون وقتی یه لیوان چایی دستتون گرفتین. یا مثلا احتمالا قبلا گردش الکترون دور هسته اتم رو به منظومه شمسی تشبیه کردین.هر چه قدر ارتباط بین مطالب قبلی با مطالب جدید بیشتر باشه، فهم شما از مطلب جدید بیشتر میشه.دوم: Generationیعنی سعی کنید قبل از اینکه راه حل و جواب سوالی رو نگاه کنید، خودتون به جواب برسید. از دانسته‌های قبلیتون کمک بگیرید تا به جواب برسید، ممکنه اصلا به جواب نرسید ولی این کار باعث میشه شباهت‌ها و تفاوت‌های مطلب جدید با مطالب قبلی رو بهتر ببینید. یا اینکه سعی کنید با جستجو تو اینترنت به جواب برسید. این تلاش و جستجو باعث میشه بعدا که جواب و راه حل رو نگاه می‌کنید خیلی خیلی بهتر یادشون بگیرید.برای تمرین این استراتژی می‌تونید قبل از کلاس به مسائل و نکاتی که قراره اون جلسه تدریس بشه فکر کنید و سعی کنید اونا رو برای خودتون توضیح بدید، اینطوری وقتی اون مطلب براتون توضیح داده میشه خیلی بهتر اون مطلب رو میفهمید.سوم: Reflectionیعنی چند دقیقه وقت بذاری و با خودت بگی که جلسه پیش چی یاد گرفتم؟ امروز چه مطالبی خوندم؟ اگه چیکار میکردم بهتر میشد؟ اگه چه مطالبی رو بلد بودم این مطلب رو بهتر یاد میگرفتم؟میشه گفت این استراتژی ترکیبی از Active recall و Elaboration هست.چهارم: Calibrationیعنی بدونی چی می‌دونی و چی نمی‌دونی. این مسئله خیلی خیلی مهمه. باعث میشه توهم دانایی نداشته باشین. آشنایی با متن کتاب یا جزوه با یادگرفتنش زمین تا آسمون فرق داره. برای این مسئله باید از خودتون امتحان بگیرید تا بدونید چه مطالبی رو بلد نیستید.برای ارتباط بیشتر می‌تونید من رو اینجا دنبال کنید.تجربه من از کنکورچطور درس بخونیم؟ قسمت اول</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Thu, 17 Sep 2020 23:12:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور درس بخونیم؟ (بدون تعارف و حرف اضافی)</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D9%81%DB%8C-wnv3d7oyabhs</link>
                <description>مطالبی که در ادامه می‌خونید از کتاب Make It Stick: The Science of Successful Learning استخراج شده.خوندن قسمت دوم این نوشته رو هم به شما پیشنهاد می‌کنم. برای ارتباط با من می‌تونید اینجا بهم پیام بدید.مهم نیست که هدفتون چیه، اگر می‌خواید که در اون زمینه حرفی برای گفتن داشته باشید مهم‌ترین مسئله مهارت در «یاد گرفتن» ئه.موفق‌ترین دانش‌آموزان و دانش‌جویان کسانی هستند که یادگیری خودشون رو در اختیار می‌گیرند و استراتژی‌های ساده و با دیسیپلین رو اجرا می‌کنند. این استراتژی‌ها رو آموزش ندیدیم، ولی می‌تونیم یاد بگیریم و ازشون استفاده کنیم.این حقیقت رو که یادگیری معمولا سخته رو قبول کنید. اگر آسون بود همه دانشمند میشدن. قراره کلی خستگی و ناامیدی تجربه کنید. این خستگی‌ها و توقف‌ها نشانه‌ي شکست نیستند، نشانه‌ی تلاش شما هستند.در ادامه ۳ استراتژی اصلی درس خوندن رو با هم یاد می‌گیریم.۱- بازیابی اطلاعات از حافظه (Active recall): یعنی به جای دوباره و چند بار خوندن مطالب بهتره که سعی کنیم مطالب رو از حافظه به یاد بیاریم. یعنی بهتره که از خودمون سوال بپرسیم (تست زدن)  وقتی که کتاب یا جزوه‌هاتون رو می‌خونید، هر چند دقیقه یک بار توقف کنید و بدون نگاه کردن به متن از خودتون بپرسید نکات مهم این متن چی بود؟ چی میخواد بگه؟ چه کلمات و مطالبی برام جدید بود؟ تعریفشون چی بود؟ ارتباط این مطالب با مطالب قبلی که می‌دونستم چیه؟برای خودتون سوال طرح کنید، از سوالات آخر فصل استفاده کنید یا از همه بهتر تست بزنید.وقتی از خودتون امتحان می‌گیرید حتما جواب‌ها رو چک کنید تا مطمئن بشید که راه حل یا استدلالتون برای رسیدن به جواب درست بوده.فایده‌ی بعدی امتحان گرفتن از خودتون اینه که بهتون نشون میده کجاها ضعف دارید تا بتونید قوی‌ترشون کنید. صرفا روخوانی و چندبار خوندن از متن این اطلاعات رو بهتون نمیده.هر چه قدر بازیابی اطلاعات از حافظه بدون نگاه کردن به متن براتون سخت‌تر باشه فایده‌اش بیشتره، اگر سخته یعنی دارید پیشرفت می‌کنید. اشتباه کردن باعث پسرفتتون نمیشه، به راه حل سوالات دقت کنید تا پیشرفت کنید.احتمالا اوایل به کارگیری این استراتژی خسته میشید، فکر می‌کنید همون چند بار خوندن از روی متن بهتر بود. این اشتباهه. مغزتون داره بهتون دروغ میگه. با چند بار خوندن از روی متن با متن «آشنا» می‌شید، ولی تو جلسه امتحان متن کنارتون نیست. تو جلسه امتحان ازتون میخوان که از حافظه‌تون جواب سوالات رو بدید، نه از روی کتاب. آشنا بودن با متن و اینکه موقع خوندن بگید آهاا آره این رو بلد بودم اسمش یادگیری نیست، توهم داناییه.امتحان گرفتن از خودتون باعث میشه به جای اینکه رو نکات ریزی که استاد گفته تمرکز کنید مطالب اصلی رو بشناسید و رو اون‌ها تمرکز کنید. فایده بعدی اینه که بهتون نشون میده چه مطالبی رو بلد نیستید. علاوه بر این‌ها با امتحان گرفتن از خودتون درس رو مرور هم کردید و روند فراموشی رو مختل کردید. فایده بعدی اینه که تلاش برای رسیدن به سوال باعث میشه که مطلب جدید رو با مطالب قبلی مرتبط کنید. اگه در طول ترم چند بار از خودتون امتحان بگیرید دیگه لازم نیست شب امتحان بیدار بمونید. مرور مطالب قبل امتحان خیلی راحت‌تر از یادگرفتنشونه.۲- فاصله‌‌گذاری بین مرور‌ها: برای مرور کردن برنامه داشته باشید. درسی که امروز صبح خوندید رو سریع همین امروز عصر مرور نکنید. اجازه بدید فاصله بیفته، تو این فاصله مغزتون اطلاعات جدید رو تجزیه تحلیل می‌کنه و بهشون معنی میده. هر بار که تونستید اون مطلب رو یادآوری کنید فاصله مرور بعدی رو بیشتر کنید. در طول ترم فاصله مرور‌هاتون رو بیشتر کنید و از مرور مطالب قبلی غافل نشید. فکر نکنید که این مطلب رو یاد گرفتم و دیگه لازم نیست مرورش کنم، فاصله مرورها رو زیادتر کنید ولی مرور کردن رو حذف نکنید.به اشتباه یاد گرفتیم که پشت سر هم یه مطلب رو تکرار کردن باعث یادگیری بهتر میشه. یادگیری که از تکرار پشت سر هم حاصل میشه در واقع حافظه کوتاه مدته و برای انتقال به حافظه بلند مدت باید بین مرورها فاصله انداخت. مشکل بعدی اینه که اگر بخوایم پشت سر هم تمرین کنیم احتمالا درس خوندن رو تا شب امتحان به تعویق میندازیم.فاصله انداختن بین مرورها بهتون احساس غیرپروداکتیو بودن میده، چون یادآوری مطالب سخت‌تر شده، بهتون این حس رو میده که تکرار پشت سر هم مطالب بهتره. ولی یادتون نره که در واقعیت فاصله انداختن بین مرورها بهتره و باعث انتقال مطالب به حافظه بلند مدت میشه.۳- تنوع مطالب: یعنی اگر دارید فرمول محاسبه مساحت اشکال هندسی رو می‌خونید، فقط دایره رو نخونید، کنارش مثلث و مستطیل و کره و هرم و ... هم بخونید. این کار باعث میشه تفاوت بین مطالب رو بهتر متوجه بشید و بتونید تفاوت‌هاشون رو ببینید، همچنین باعث میشه شباهت‌ها رو هم بهتر ببینید و بعدا با هم قاطیشون نکنید.بین مطالب مشابه هم تنوع بدید، نه اینکه وسط ریاضی ادبیات بخونید.از همون اول تنوع ندید، وقتی به تسلط نسبی و آشنایی با راه حل هرکدوم از مطالب رسیدید تنوع بدید.سوالات مشابه هم حل کردن بهتون احساس تسلط میده ولی یادتون نره که این حافظه کوتاه مدتتونه، و اینکه همین دو دقیقه پیش ۵ تا سوال عین همین سوال رو حل کردی! به سوالات تنوع بدید تا دچار این مشکل نشید.برای ارتباط بیشتر می‌تونید من رو اینجا دنبال کنید.تجربه من از کنکورچطور درس بخونیم؟ (بدون تعارف و حرف اضافی) ۲</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Wed, 16 Sep 2020 17:09:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>21 تجربه من از درس خوندن برای کنکور</title>
                <link>https://virgool.io/@saeid_rashidi/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-c8uxqthqy8rx</link>
                <description>سلام. تو این مطلب قرار نیست حرف‌های یک مشاور رو بخونید، من مشاور نیستم.اینا تجربه‌های من از کنکور هستن، دوست داشتم چند سال پیش که کنکور دادم کسی بود و اینا رو به من می‌گفت. امیدوارم براتون مفید باشه.اینجا رو هم اگر به معمای اخلاقی علاقه‌مند هستید ببینید.۱- مشاور نباید زیاد وقتتون رو بگیره؛ وظیفه مشاور کمک به شما است نه اینکه خودش تبدیل به بار اضافی بشه. اینکه هر شب نیم ساعت وقتتون رو با چت کردن بگیره بیشتر از اینکه فایده داشته باشه ضرر داره.۲- مشاور باید چالش‌های مسیر رو نشونتون بده و کمکتون کنه راه مقابله باهاشون رو پیدا کنید، تقسیم کردن برنامه قلمچی تو روزای هفته رو خودتون بهتر از هرکس دیگه‌ای انجام میدین.۳- بهترین فرد برای تنظیم برنامه روزانه برای شما خود شما هستین، مشاور تو زندگی شما نیست و از زندگیتون خبر نداره. اینکه مشاور برای هر روز بهتون برنامه درس خوندن بده خیلی مفید نیست.۴- مشاور باید تجربه داشته باشه، مطالعه کرده باشه و ... اینکه دانشگاه قبول شده باشه کافی نیست. چرا هرکی دانشگاه قبول میشه یهو مشاور میشه؟۵- بدترین انتخاب برای مشاوره کیه؟ مشاوری که دانشجوی سال اول باشه. دانشجو سال اول چه تجربه‌ای داره که به شما منتقل کنه؟۶- منطقی باشید، عادت‌ها یک روزه تغییر نمی‌کنن، کم‌کم ساعت مطالعه‌تون رو زیاد کنید. آهسته و پیوسته.۷- مواظب باشید burnout نشید.۸- تست بزنید، تست زدن خیلی خیلی مهمه. تست زدن نکات مهم رو بهتون نشون میده و همینطور بهتون میگه که کجا نیاز به مطالعه بیشتر دارین. تعداد زیادی از نکاتی که تو کنکور ازشون سؤال طرح میشه تکراری هستن، تست زدن این نکات رو بهتون نشون میده و تکرار میکنه.۹- چرا خلاصه‌نویسی خوبه؟ چون زمان مرور کردن رو کم می‌کنه، اگر قراره ساعت‌ها خلاصه بنویسید و آخرش وقت نکنید خلاصه‌هاتون رو بخونید، ننوشتنش بهتره. خلاصه‌‌نویسی قراره کمک کنه درس‌ها رو بیشتر مرور  کنید، اگر کمکتون نمیکنه بذارینش کنار. ۱۰- من اگر برگردم خلاصه‌نویسی نمی‌کنم، همون زمان رو بیشتر تست می‌زنم.۱۱- مطالب رو دسته‌بندی کنین. مثلا فرض کنیم کلا ۲۰ نوع مشتق داریم، با شیوه حل کردن هر کدوم آشنا باشین تا با دیدن اون نوع سوال تنها کارتون عددگذاری باشه. حل کردن رو یاد بگیرین، حفظ نه!۱۲- برنامه کلی داشتن مهمه، اینکه بدونین دو ماه بعد قراره به کجا برسین.۱۳- حتما ورزش کنین (نیم ساعت تو خونه هم خوبه، لازم نیست قهرمان بشین)، فیلم ببینین، با دوستاتون در ارتباط باشین و ...هر روز ۵ ساعت درس خوندن با ذهنی که آرامش داره خیلی خیلی بهتر از اینه که یک هفته روزی ۱۰ ساعت بخونین و بعدش دو روز از خستگی و فشار نتونین حتی یک کلمه درس بخونین.۱۴- تمرین، تمرین و تمرین. قرار نیست مرزهای علم و دانش رو گسترش بدین، قراره به نکاتی که بارها و بارها تکرار شدن مسلط بشین. با تمرین مداوم و آهسته و پیوسته خیلی راحت پیشرفت میکنین.۱۵- حتما همه درس‌ها رو بخونین، همه درس‌ها رو ۵۰ بزنین بهتر از اینه که یکی ۸۰ و یکی ۲۰ درصد باشه.کسی به شما نمیگه باریکلا عیب نداره عربی رو ۱۰ زدی، در عوض ریاضی رو  ۹۰ زدی پس ما اون عربی رو نادیده میگیریم. در واقعیت کسی که ریاضی و عربی رو ۶۰ درصد زده رتبه‌ی بهتری میاره.۱۶- اگر تو درسی ضعیف هستین و ازش فرار میکنین و فکر میکنین با درسی که توش قوی‌تر هستین جبرانش میکنین دارین بدترین اشتباه رو میکنین. سعی کنین درصد ها تون به هم نزدیک باشه. رو نقاط ضعفتون بیشتر وقت بذارین. نقاط قوتتون از اول قوی نبودن، روشون وقت گذاشتین که قوی شدن.۱۷- گول روانشناس‌های موفقیت رو نخورید، کار اونا آرزو فروختنه. واقع‌بین باشین.اگر منطقی پیش برین و تمرین رو فراموش نکین، نتیجه بهتری میگیرین.۱۸- کلاس بیرون مدرسه فقط دو ساعت طول نمیشکه، مدت زمان رفت و آمد و رفع خستگی و حرف زدن با دوستان هم در نظر بگیرین، ببینین به اندازه‌ی زمانی که هزینه میکنین می‌ارزه یا نه.۱۹- مسیر پر استرسی پیش رو دارین، مشورت با روانشناس بهتون کمک می‌کنه. در مورد خودشناسی مطالعه کنید و فکر کنید که چرا وارد این مسیر شدین.۲۰- مشکلی پیش نمیاد اگر چند ماه اول شروع درس خوندن روش‌های مطالعه مختلف (روش‌های منطقی) رو امتحان کنید تا روشی  که مناسب شماست رو پیدا کنید.۲۱- زبان بخونید، انگلیسی  بلد بودن زندگی شما رو تغییر میده.برای ارتباط بیشتر می‌تونید من رو اینجا دنبال کنید.چطور درس بخونیم؟ (بدون تعارف و حرف اضافی)چطور درس بخونیم؟ (بدون تعارف و حرف اضافی) ۲</description>
                <category>سعید</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Tue, 15 Sep 2020 16:18:33 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>