<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سعید هاشمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@saeidhashemi</link>
        <description>استارتاپیست!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 00:11:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/94884/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سعید هاشمی</title>
            <link>https://virgool.io/@saeidhashemi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>افراد «بَد قِلِق» را مهار کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@saeidhashemi/%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%8E%D8%AF-%D9%82%D9%90%D9%84%D9%90%D9%82-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86-utdjwqtvhci7</link>
                <description>شاید شما هم مثل من در محیط کسب و کارتان با یک آدم #بدقلق برخورد کرده باشید! آدمی که نه تنها یک نفر بلکه باقی افراد هم از رفتارهای زننده اش شاکی باشند. من هم در محیط کاری ام از اینجور افراد دیده ام و اما چون مجبور به همکاری هستیم، باید کمی سازش به خرج داد و تعامل کرد.برگرفته از سایت فری پیکتجربه ی من در مهار چنین افرادی از دریچه ی گفتگو بوده و حتی در اوایل پای درد دل اینها نشستن. فضایی که طرف از قالب خود در آمده و گویا یک خودی دیگر نشان می دهد. مرز مشترک افراد #بدقلق مشکلات شخصی است و عدم تواناییشان در رفع آن. مدام یک چیزی در ذهنش مرور می شود و زنده می شود و آزارش می دهد و به طور مکرر با آن کسی که راحت است مطرح اش می کند ولی چون قدرت مهار آن را ندارد، با باقی افراد با رفتارهای پرخاشگرانه و تند و رادیکالی برخورد می کند. بهترین حالت ایجاد مأمنی امن از طرف شما برای آنهاست تا خود واقعی شان را نشان دهند و البته نه تنها با شما بلکه با دیگران هم می تواند رفتارش را کنترل کند. چرا که وقتی تعداد این افراد برای فرد #بدقلق افزایش یابد، به تناسب تعداد مأمن ها هم افزایش می یابد و در نهایت میزان تاب آوری اش هم افزایش می یابد. به طور کل، گفتگو حل کننده ی بسیاری از چالش هاست. چه در محل کار و چه در خانواده و چه در بین دوستان که گفتگو ها تبدیل به #گپ می شود. شاید این حرف بهتری باشد که بگویم با افراد #بدقلق گپ بزنید و کمی رفیق شوید. در چهارچوب مشخص. رام می شود. گوش می کند. انرژی می گیرد. کار می کند. #پرفورمنس #کار #گفتگو</description>
                <category>سعید هاشمی</category>
                <author>سعید هاشمی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Nov 2022 08:55:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارِ از تهِ دل!</title>
                <link>https://virgool.io/@saeidhashemi/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%90-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%87%D9%90-%D8%AF%D9%84-xxuz4bt5tlsz</link>
                <description>هرچه دارم فکر میکنم، می بینم که بهترین حالت برای یک کاری علاقه مند بودن به اون کار هست. وقتی علاقه مندی، نه تنها با ذوق میای سر کار بلکه ایجاد خلاقیت هم مدام در کار اتفاق میفته.در حقیقت علاقه مند بودن به انجام یک کاری تک بعدی نیست و چند بعدیه. حتی بعد رفتاری هم داره. چون در محیط کار وقتی شاداب باشی، بقیه رو هم شاداب میکنی. شاداب بودن به معنای همیشه خندان بودن نیست بلکه شادابی یعنی پویایی. یعنی حرکت در کار. یعنی استفاده حداکثری از ظرفیت های موجود. وقتی اول صبح شنبه با حوصله و انرژی زیادی از خواب پا بشی و به امید توسعه ی کار و موفقیت های روز افزون سوار ماشین بشی و بیای سر کار، یعنی تو علاقه مندی! اگر اینجوری نیست، یعنی تو آدم اون کار نیستی و فقط به پولش فکر میکنی!این به نوعی از اجباره نه از اختیار. یعنی تو مختار به انجام کار مورد علاقه ت هستی اما فعلا امکانش برات نیست. حالا پیشنهاد من اینه که در کنار این کارت، وقتتو بذار برای کاری که عمیقا بهش علاقه مندی. هیچ فرقی هم برات نداشته باشه که پول سازه یا نه. فقط به انجامش فکر کن. تجربه ثابت کرده که در این جور کارها، پول ها ساخته میشه. جالبی موضوع اینجاست که انجام این کار باعث میشه اون کاری رو هم که دوستش نداری، با پرفورمنس بالاتری انجامش بدی. کاراییت میره بالاتر.زندگینامه تمام آدم های بزرگ و اثرگذار نشون میده که تمرکز بر اون کار رشد و ترقی میاره. تو هم میتونی خودت و حالت و آیندت رو بسازی! #کار #علاقه #استعداد #پرفورمنس</description>
                <category>سعید هاشمی</category>
                <author>سعید هاشمی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Nov 2022 08:38:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقریضی بر کتاب «انگیزه رهبری» \ دردسرهای یک مدیرعامل!</title>
                <link>https://virgool.io/@saeidhashemi/%D8%AA%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%B6%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-xxtvjfjzo22w</link>
                <description>كتاب انگیزه رهبری اثر پاتریک لنچونی از انتشارات آریاناقلم１. «انگیزه رهبری» دو تا مسئله را باز می کند: ۱. انگیزه پاداش مدارانه و ۲. انگیزه مسئولیت مدارانه و این دو مسئله با چاشنی تقریبا تلخ گفتگوهای دو نفر به نام های «شی و لیام» شرح و بسط داده می شود. فضای این کتاب قصه پردازی است و از آن سبک کتاب هایی است که در عرف کتاب خوانان به آن «سیال» گفته می شود. البته نباید فراموش کرد این کتاب برای کسانی جذاب است که مدیر یا مدیرعامل یک شرکت اند و ظرفیت پذیرش نقد را داشته و آن را اجرایی می کنند.２. این کتاب از انتشارات همیشه دوست داشتنی من یعنی «آریانا قلم» می باشد که در حوزه ی مدیریت و راهبری کتاب های مختلفی را نیز تا حال به چاپ رسانیده است؛ انگیزه های مدیرعامل شدن یک شخص را به چالش می کشاند. از قلم فردی به نام پاتریک لنچونی نوشته شده که مشاور مدیرعامل های مختلفی در شرکت های معتبری بوده و از قول خودش کم حجم ترین و اثرگذارترین کتاب او تا به حال بوده است. به نظر می آید که سبک داستان محوری آن کمی آن را از دیگر کتب در حوزه ی مدیریت و رهبری جدا کرده و اضافه تر آنکه؛ گفتگوها پینگ پنگی است.３. حالا سؤال اینجاست که دقیقا چه چیزی را به چالش می کشاند؟! وقتی از انگیزه های رهبر شدن حرف می زند؛ این نکته را مدام متذکر می شود که چرا مدیر عاملان یک شرکت از برخی کارهای مهم دوری کرده و آن ها را به دیگران واسپاری میکنند؟! در این قصه؛ شی روایتگر فردی است که رفتارهای مثلا مدیرانه و مدبرانه دارد و لیام که شرکت رقیب او به حساب می آید؛ دلسوزانه وارد میدان شده و به دنبال تصحیح رفتارهای اوست. شی مدام مقابله کرده و البته گاها تأمل هم می کند اما مغرورانه رفتارهای خود را توجیه می کند.４. نویسنده ی کتاب رفتارهایی از قبیل عدم تمایل به برگزاری جلسه؛ عدم دخالت در جذب نیروی انسانی؛ عدم شنیدن حرف های مدیران و کارمندان زیردست؛ رفتارهای از بالا به پایین؛ بی توجهی به گزارشات و آمار را نکوهش می کند و معتقد است مدیرعامل نباید از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی کند و همه ی مسائل که مرکز ثقل آن منابع انسانی است؛ در سطوح مختلف مهم است. همچنین رفته رفته شی با یک چالش اساسی روبرو می شود و از او پرسیده می شود که «چرا قصد دارد مدیرعامل شود در عین اینکه مدام از بدی های آن حرف به میان می کشد؟» و البته پاسخی که نهایتا به آن می رسد در نوع خود می تواند تأمل برانگیز باشد.５. تمام مسائل ذکر شده حکایت از این نکته دارد که مدیران با چه نیتی سکان مدیریت را به دست می گیرند؟! مسئولانه یا پاداش محورانه؟ نویسنده باور دارد این دغدغه ی مدیر است که نیروی پیشران یک مجموعه خواهد بود و بی توجهی به آن؛ بی انگیزشی دیگر کارکنان را هم در پی خواهد داشت چرا که منش مسئولیت از سر اراده ی آهنین نشأت می گیرد لکن خوی پول و پاداش؛ موقتی بوده و به حسب تجربه؛ بی انگیزشی های مداوم را در پی دارد که این روح به کل مجموعه سرایت خواهد کرد.لینک خرید كتاب: https://aryanaghalam.com/book/the-motive/</description>
                <category>سعید هاشمی</category>
                <author>سعید هاشمی</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jun 2022 10:13:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرکز ثقل مدیریت</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%AB%D9%82%D9%84-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-jp1xbhvdklbm</link>
                <description>اصلی ترین چالش یک مدیرمرسوم نیست که اول متن و به اصطلاح گل بحث را به سمت حرف اصلی بکشانم اما به منظور شکستن برخی ساختارها؛ تقریبا موردی ندارد! مهم ترین چالش مدیریت یک مجموعه؛ منابع انسانی آن می باشد.حال چرا؟! واضح است که نیروی انسانی ماهر و نیمه ماهر؛ بازوان و بازیگران اصلی یک شرکت یا گروه با هدف خاص خودشان هستند. اگر نفر وجود نداشته باشد؛ دقیقا چه کسی می خواهد بارها را به دوش بکشد و پروژه ی مجموعه را به سر انجام برساند؟ قطعا هیچ کس! پس نقطه ی ثقل یک مجموعه؛ نیروهای تحت نظر آن هستند.با این توضیح؛ مدیریت باید بتواند همه ی اینها را متناسب با قوانین کار درونی و بیرونی و همچنین با توجه به روحیات و خلقیات نیروها یک دست و راهبری کند. آیا این کار به راحتی صورت می پذیرد؟! بعید می دانم! چرا که در وهله ی اول خود شخص جناب مدیر باید از یک سری ویژگی هایی برخوردار باشد مثل شجاعت؛ ریزبین بودن؛ نکته سنج بودن؛ اهل تعامل بودن و قص علی هذا.مدیر نمی تواند به بازوان مجموعه اش بی توجهی کند. تنوع خلقیات و رفتارها و حتی آداب زیستی یک محیط در روند کاری اثرگذار است. کم اهمیتی به آن پتانسیل بالایی در کسر انگیزه ی نیروها دارد. بیش از ۹۰ درصد (آمار غیر رسمی و البته تجربی) نیروهای یک مجموعه از بالا دستیهای خود انتظاراتی دارند که باید به همه ی آنها البته در محدوده ی وسعت و توانایی کاری توجه شود چرا که در غیر این صورت با چالش هایی اساسی روبرو خواهد شد.حال علت و پیش زمینه ی ایجاد این توقعات چیست؟! باید گفت که فضای کسب کار حول یک محور اساسی به نام «منافع» می چرخد. اصلی ترین قسمت آن؛ دستمزد است که به علت شرایط متفاوت شکل گرفته در هر خانواده ای؛ سطح آن دارای گوناگونی می باشد. یک نفر حقوق خود را پایین می داند؛ یک نفر نیازمند وام است؛ یک نفر مشکل خانوادگی دارد؛ یک نفر مشکل درونی و خوددرگیری دارد؛ یک نفر فکر می کند زرنگ است؛ همان شخص کمتر کار می کند و سر خود را در لاک کارش می کند؛ یک نفر خبر می آورد و خبر می برد و عاشق این کار است! یک نفر تمام این رفتارهای مجموعه را مدام تحلیل می کند و به نتایجی هم می رسد اما ابراز نمی کند؛ خانم و آقا هم هر کدام یک سری روحیات متفاوتی از هم داشته که باید به آن هم توجه شود.دقیقا بله! باید تمام این موارد را مد نظر قرار داده و برای حل آن به دنبال راهکاری بگردد. خود مدیر هم یک فرد چند بعدی است. اگر تک بعدی باشد به سختی می تواند مجموعه را حفظ کند. به نظر می رسد که قبل از هر چیزی؛ باید مرکز ثقل مدیریت که نیروی انسانی مجموعه است را در نظر گرفت وگرنه جز ایجاد یک روند فرسایش؛ چیزی به وجود نخواهد آورد.</description>
                <category>سعید هاشمی</category>
                <author>سعید هاشمی</author>
                <pubDate>Fri, 27 May 2022 09:48:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محیط کسب و کارتو گرم نگه دار!</title>
                <link>https://virgool.io/@saeidhashemi/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D9%85-%D9%86%DA%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-rehjunbii945</link>
                <description>#طراحی کسب و کاری بهتربرای رفتن به سفر، باید خودتو آماده کنی!طراحی کسب و کاری بهتر (انتشارات آریانا قلم، وایلی)1. کسب و کار مثل رفتن به سفر می ماند که نیازمند زمینه سازی و آماده کردن خود و جمع کردن وسایل و بررسی کردن وسیله ی نقلیه است. هیچ ورزشکاری نمی تواند بدون گرم کردن، در مبارزه موفق شود. کسب و کار نیاز به ایده پردازی، نمونه اولیه و اعتبارسنجی دارد و همچنین برای شناخت مشتریان و فروش بیشتر، باید کسب و کار و محیط خود را آماده کنید.2. فرایند کسب و کار خطی و نقطه ای نیست بلکه یک فراند کاملا دایره ای و تکرار شونده است و احتمالا با محیط هایی که تا حال در آن بوده اید تفاوت های زیادی دارد. پر از فراز و نشیب است و اگر اهل مطالعه ی کسب و کارهای موفق باشید متوجه خواهید شد که آنها مدام یک کاری را تکرار می کردند تا به نتیجه ی نهایی برسند آن هم پس از شکست های پی در پی! با کنترل کردن آن چیزی که کنترل کردنی است خود و تیمتان را برای موفقیت آماده کنید و محیط کاری را به فضایی برای ایده پردازی و ایجاد نوآوری تبدیل کنید. باید از ابزارهای جدید استفاده کنید.3. به نظر می آید که ایجاد تیم از اصل ایده مهم تر باشد. شاید عده ای به خاطر جذابیت یک ایده وارد یک گروهی شوند اما آیا احساس مالکیت هم خواهد کرد تا با جان و دل برای کار وقت بگذارد؟! تیم سازی موجب خواهد شد که ایده ها شکل بگیرد و چکش کاری می شود و نهایتا با صبر و تلاش به نتیجه ی مورد نظر خواهد رسید. شاید این تیم به نتیجه ی دیگری هم برسد و آن ایده را رها کند ولی اگر تیم و افراد به اصل کسب و کار اعتقاد داشته باشند، حتما می مانند. بهترین کسب و کارها محصول تیم های خوبند. هرچند یک ایده ی خوب و پخته هم قدرت جمع کردن افراد را خواهد داشت اما ادامه ی راه و حفظ آن کمی سخت تر خواهد بود. هر فردی هم به درد اضافه شدن به تیم نمی خورد و باید مجموعه ای از افراد غالبا همراه و در قسمت هایی غیر همراه ایجاد شود تا پویایی حفظ گردد.4. شورشی ها را پیدا کنید! افرادی که از تغییر ساختار و به هم ریختن چینش کار نمی ترسند و در دل آن هجوم می برند. اینها می توانند به پویایی کسب و کار و ایده کمک کنند. اگر کسی بلند شد و گفت باید راه جدیدی خلق کرد، آن فرد شورشی است و شک نکنید روند کاری شما بهتر خواهد شد. شما می توانید شیوه ی جدیدی امتحان کنید و بعد به سراغ شیوه قدیم انجام دادن کار بروید.5. اتاق فکر جنگی راه بیندازید تا چاله چوله های مسیر مشخص شود. وقتی در یک لیوان چای شکر می ریزید، تا آن را به هم نزنید شیرین نخواهد شد و شکر در کف لیوان بدون تحرک می ایستد. شکر وقتی کارامد خواهد بود که نقطه ی اثر آن یعنی قاشق، به تکاپو و جنبش در بیاید.6. شیوه کار جمعی را آماده کنید و بوم کسب و کار و گفت و گو و تمامی ابزار مورد نظر را آماده کنید. طرز استفاده از ابزارها به شما در افزایش ارزش کاری کمک شایانی خواهد کرد. کار سختی نیست اما ضروری است. لطفا به آمادگی کسب و کار بیشتر اهمیت دهید!</description>
                <category>سعید هاشمی</category>
                <author>سعید هاشمی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Mar 2022 09:38:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایدۀ عالی مستدام!</title>
                <link>https://virgool.io/@saeidhashemi/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%DB%80-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%85-tchfmg2tcp5h</link>
                <description>اول: یک کتاب زرد رنگِ به نسبت حجیم که ظاهر جذابی دارد و روی جلد آن یک پله ای چسب شده و به علت محل در کیف، پس از مدت کوتاهی شکست! قطعا به علت عنوان کتاب و طرح مسئله ی «ایده»، این پله چسبانده شده که به نظرم کار جالبی نبوده با توجه به اینکه در حوزه ی طراحی و دیزاین جلد کتاب هم فعالیت داشته و دارم. بگذریم.کتاب ایده عالی مستدام (Made to stick)دوم: کتاب از انتشارات «آریانا قلم» بوده و آن، یکی از جذاب ترین انتشاراتی است که همیشه دنبال کرده و مدام از آن خرید دارم. این انتشارات در زمینه های کسب و کار و استارتاپ و فروش و به طور کلی، MBA تبحر و تخصص داشته و نماینده ی انحصاری انتشارات وایلی هم هست. ببخشید قصد ازدیاد متن نداشته و صرفا جهت اطلاع این رو نوشتم.سوم: این کتاب یکی از شاخص های مهم ایده ی نو و جدید را، «اعتبار و معتبر بودن» می داند. مطرح می کند که اصل مسئله ی اعتبار، هویت زا و پشتیبان است. موجب استقبال مخاطب و مشتری از ایده یا برند می شود. البته بحث مفصلی مطرح کرده و نیازمند مطالعه ی دقیق کتاب می باشد.چهارم: چندیست که استفاده از بازیگران مطرح سینما و تلویزیون در برنامه های مختلف به عنوان مجری و یا در کمپین های بزرگ تبلیغاتی رواج پیدا کرده و با تکیه ی بر آن، کار مورد نظر صورت می گیرد. این قضیه چند بعدی است و نیازمند بررسی است.پنجم: مثلا تبلیغات زیاد محصولات بیژن با شعارهایی مثل «بیژن خونت کم شده» و ... با تکیه ی بر بازیگر مطرح آقای امین حیایی، موجب «در ذهن ماندن» آن برند شده و در ناخودآگاه مشتری حک شده و هنگام ورود به مغازه های سوپر مارکتی و تنوع محصولات، احتمال خرید برند بیژن به نسبت دیگر محصولات بیشتر خواهد بود. کمپین تبلیغاتی از آقای حیایی به عنوان اهرمی جهت ایجاد «هویت» برند استفاده کرده و آن را تبلیغ کرده است. مشتری محصول را خریداری کرده و هنگام استفاده، از طعم و مزه ی آن لذت برده و یا اصلا آن را دوست نخواهد داشت.امین حیایی و برند بیژنششم: در صورت جلب توجه کردن نظر مشتری روی محصول، حک شدن «امین حیایی و برند بیژن» بیشتر شده و موجب خرید بیشتری از انواع محصولات وجود خواهد داشت. هروقت مشتری، آقای حیایی را در یک فیلمی ببیند، یاد این محصول می افتد. یعنی یک سلسله ای به وجود آمده و مدام در ذهن تکرار می گردد. به نوعی وارد زندگی می شود. ولی اگر این محصول کم کیفیت بوده و استقبال از آن به علت خوب نبودن طعم و مزه پایین باشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟! شک نکنید وجهه ی خوبی از آقای حیایی و این برند در اذهان نخواهد ماند. موجب خدشه دار شدن دیگر محصولات هم خواهد شد. حتی اگر ایشان برای برند شخصی یا برند دیگری هم تبلیغ کند، باز هم این خدشه به طور جدی در ذهن مشتری وجود دارد.در آخر: پس مسئله ی اعتبار ایده و یا اعتبار برند، به شدت نیاز به احتیاط دارد. نباید بی گدار به آب زد. همانطور که کیفیت خوب محصول و استفاده از اعتبار حیایی (مطرح بودن ایشان به معنای معتبر بودن ایشان است) موجب فروش تصاعدی محصول خواهد بود، عکس آن هم صادق بوده و تزلزل در اعتبار و فروش برند خواهد شد.</description>
                <category>سعید هاشمی</category>
                <author>سعید هاشمی</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jan 2022 22:07:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@saeidhashemi/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-j9inqr8qjyig</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/hvwcwydtkret-JG6UP.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۱,۴۸۳ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۸ مرتبه پسندیدند و  ۱ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۱ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۱۸۸ بار خوانده شدند و ۱۱,۰۴۹ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۰۱۵۱۴۸۱ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۶۴۸ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۰۱۵۱۴۸۱ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>سعید هاشمی</category>
                <author>سعید هاشمی</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jan 2022 20:39:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری روزی 150 فالوور جذب کنیم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@saeidhashemi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-150-%D9%81%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-lwqbvo8itub2</link>
                <description>این عنوان اولین وبیناری بود که از سایت ایسمینار انتخاب کرده بودم. به نظر تیتر جذابی است. این را از تعداد شرکت کننده ها می شود فهمید. 1149 بازدید از وبینار و 145 نفر ثبت نام کننده می تواند سند خوب و قابل درخوری برایش باشد. تجربه کارگاه های آموزشی در زمینه های طراحی و عکاسی را داشتم اما نه اینقدر شرکت کننده. یکی از علت های اصلی این تعداد ثبت نامی از سراسر کشور در این وبینار، آشنایی من با سایت ایسمینار بود. محرک اصلی من در ایجاد وبینار خوب و حرفه ای و با هزینه ای بسیار پایین.آمار تعداد ثبت نامی های وبینار جذب 150 فالوور
2. خیلی مهم است که تبلیغات خود را به موقع و حرفه ای انجام دهید. مهم است که چطوری کمپین سازی کنید. برای دیده شدن و ارائه ی مفروضات، بستر ارائه هم مهم است. آشنایی من با این سایت از یک تبلیغ ساده در یکی از سایت بود. تبلیغ را دیدم، روی آن کلیک کردم و واردش شدم. همین بود که آشنا شدم و بستر را از هر لحاظی برای ایجاد یک تولید محتوای جدید مناسب دیدم. البته با سایت های دیگری هم مقایسه کردم اما این یکی برای من بهتر بود.3. اصطلاح «فریلنسری» امروزه جایگاه مستحکمی در بین کسب و کارها دارد. فریلنسر کسی است که آزاد است هر کاری را می خواهد انجام دهد. کاری که پشتوانه ی آن زور و بازوی هر شخص است. یعنی متکی به ظرفیت ها و توانایی های فرد است. هر فردی آزاد است که در دنیای کسب و کارهای نو، خودی نشان دهد و فضای جدید را در زندگی اش با هدف کسب درآمد و برندینگ ایجاد کند. فریلنسر در حال جا افتادن است. در حال خودنمایی است. عده ای که کله شان بوی قرمه سبزی می دهد، تمایلشان به سمت آزادکاری خیلی بیشتر است. کسانی که از فضاهای کارمندی و بالاسری و محدودیت بیزارند. به نظر هر کسی باید بتواند آزادکاری کند. چیزی که آینده را شکل می دهد.فریلنسر دنیای خودش را می سازد!4. همه این موارد به «تولید محتوا» بر می گردد. دنیا دنبال مطالب جدید و تازه است. کسی نیست که از ایده های جدید استقبال نکند. ایده ای که بتواند یک دنیایی را تحت تأثیر خودش قرار دهد. تولید محتوا هم ایده می خواهد و هم اجرا. هر کدام بلنگد، کار را دچار مشکل می کند. یک محتوای خوب در یک قالب ضعیف، درجه ی اثرپذیری اش را کم می کند. و همچنین بلاعکس آن صادق است. دعوای فرم و محتوا همیشه بوده و هست؛ اما در زمان اکنون است که بیشتر این مسئله فهمیده می شود که هر دو با هم و در کنار هم می توانند خروجی اثربخش و کارایی را داشته باشند. 5. به خاطر همین است که در ادامه وبینار «اینستاپلاس 1»، قرار هست که وبینار دوم با محتوای «تولید محتوا» برگزار شود. تولید محتوایی که بیشتر بر طراحی متمرکز است. اینجا نرم افزار ایلوستریتور خیلی کمک کننده است و کسانی که واقعا علاقه مند هستند، با یک کارگاه دو ساعته به راحتی از پس آ ن بر می آیند. منتظر «اینستاپلاس 2» باش!پوستر اینستاپلاس 1</description>
                <category>سعید هاشمی</category>
                <author>سعید هاشمی</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jul 2020 20:29:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلاش پشت تلاش!</title>
                <link>https://virgool.io/@saeidhashemi/%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-gvdgxmj1jkdw</link>
                <description>حتما دیده اید افرادی را که بی حوصله اند و خستگی پذیر! یعنی ظرفیتشان برای پذیرش خستگی و خواب به نسبت بالاست. در کنارش افرادی را می بینیم که گلوله ی انرژی اند و مدام در حال رشدند و حقاً خستگی را خسته می کنند! مدتی به این مسئله فکر کردم که چرا این دو نوع رفتار از آدم ها سر می زند؟ چرا یکی لاک پشتی و دیگری خرگوشی؟! به حَسَبِ تجربه، چند نکته ای هست که در پایین تحریر کردم.ممکن یا غیر ممکن؟!اولین نکته «نداشتن مسئله» است. افراد خسته از بی مسئلگی و یا چند مسئلگی رنج می برند. وقتی صبح از خواب بلند می شوید و تازه به این فکر می کنید که امروز چه کاری انجام دهید، یعنی مسئله ندارید. اگر داشتید، روز قبل یا حتی از اول هفته برنامه ریزی کرده بودید. باید بگردید و «خط تقدم» مسئله هایتان را پیدا کنید. از خودتان بپرسید که دقیقا می خواهید چه کاری انجام دهید؟ چرا این کار برای شما اولویت و تقدم دارد؟ چقدر به پیشرفت شما کمک می کند؟ چه مشکلی را می تواند حل کند؟ چه نیازی را می تواند برطرف کند؟ داشتن مسئله شما را متمرکز می کند و از پراکندگی دور میکند. پراکندگی همیشه پریشانی به همراه دارد. آدم پریشان هم از تمرکز به دور است و پیدا کردن مسئله ی اصلی در این بین گم می شود. و در نهایت این خستگی است که حرف اول را میزند. آدم خسته از تلاش و تحرک بیزار است و حال حرکت ندارد. کم حوصله است. مثل ماشین سمندی که بعد از یک مدتی لَش می شود! حس سنگینی خاصی به خودش می گیرد. کسی هم که آن را می بیند، او هم ناخودآگاه خسته می شود! مسری است لا مصب!کدام یک خط تقدم شماست؟!دومین نکته «عدم بلندپروازی» است. من به آن می گویم نداشتن آرمان و آرزو. کسی که افق نگاهش به اندازه ی شعاع صد متری روشنایی چراغ ماشین است، بلندپرواز نیست. کسی که بتواند هزار متر جلوتر از این میزان روشنایی را پیش بینی کند، می شود به او برچسب بلندپروازی زد. وقتی از پایین یک کوهی آن را نگاه می کنید، کوه برای شما عظمت و هیبت دارد ولی اگر همین کوه را از بالا (مثلا هواپیما) به آن نگاه کنید، برای شما خیلی ریز می شود. نقطه می شود. این از عظمت ذات کوه نمی کاهد بلکه زاویه ی نگاه شما عوض می شود. کمی زاویه ها را دستکاری کنید. کوچک فکر کنید، کوچک گیرتان می آید. بلند بیندیشید، بر فراز بلندی ها پرواز خواهید کرد. فکرهای کوتاه، چون زودگذرند، خستگی هم دارد. اگر تقی به توقی بخورد، رنجور می شود. اما وقتی قبول کنیم که در یک مسیر بلند، اتفاقات ناجور بیشتری هم رخ می دهد (و صد البته خوشی های بیشتری هم به همراه دارد)؛ درک پذیرش ناملایمات بیشتر می شود و دیگر نمی تواند به راحتی کمر را بشکند. لیستی از «بلندپروازی» هایت را در دفترت نوشتی؟!نکته ی سوم در گهی زین به پشت و گهی به پشت به زین است! بله. یعنی «عدم تعادل». دونده ای که اول کار تند بدود و بعد کندش کند، و دوباره مدام تند و کند برود، تا آخر مسابقه کم می آورد. ولی دونده ای که یک سیر صعودی و یا نزولی مشخصی را در حرکت باشد، شانس پیروزی اش بیشتر است و خستگی در راهش کمتر. همین عدم تعادل ها خستگی های مفرط می آورد. به نظرم آدم سریعتر شکسته می شود. سریعتر چین و چروک روحش را فرا میگیرد. پیدا کردن یک شخصیت متعادل گم شده ی هر انسانی می تواند باشد. به نظرم «باید» باشد. آدم نامتعادل رنجور است و همین برای خودش خسته کننده است. وقتی ببیند یک روز پر انرژی است و یک روز کم حوصله، کم کم کار و زندگی برایش فرسایشی می شود و حال ادامه ندارد. چه چیزی باعث شده که این سنگ ها «متعادل» بایستند؟!نکته ی چهارم «ترس از تکرار» است. ترسی که آدمی را از شجاعت داشتن دور کند، حماقت است. پیشینه ترس های معمولی نشانه ی سلامتی روان است. اما ترسی که اجازه تکرر در کاری را ندهد، بی مورد است و باید حذف شود. زیاد شنیدیم که هر افتادنی، یک بلند شدنی دارد. زمین خوردن ها هم نشانه ی سلامت و درست بودن کار است. اگر کسی زمین بخورد، وقت آن است که دوباره بلند شود. اگر دوباره زمین خورد، دوباره بلند شود. درب خانه ای که چندین بار زده شود، در نهایت باز می شود (إلا اینکه کسی در خانه نباشد!). ترس از شکست، جلوی تکرار را می گیرد. شکست ها زمینه اند. هر کاری زمینه ای دارد. زمینه ی حرکت ماشین، روشن شدن است. زمینه ی روشن شدنش، داشتن سوخت است. زمینه ی بلند شدن هواپیما، حرکت پر سرعت چند صدمتری در باند پرواز است. زمینه ی موفقیت هم شکست است. پس ترس ندارد. تکرار هر عملی، موجب نرم تر شدن آن کار می شود. در دل هر تکراری یک تجربه ی جدید نهفته است. تجربه های جدید به آدمی روح جدیدی می بخشند. تکرار با خلاقیت، تنوع خوبی را ایجاد می کند و از خستگی دور می کند.نهایتِ تکرار، پیروزی است. مهم ترین نکات من همین ها بودند. تلاش و باز هم تلاش آدمی را رشد می دهد و پله به پله رشدش می دهد. متوقف شدن در مکان های زودبازده و البته زودگذر، ناکامی را به همراه دارد. افق نگاه اگر بلند شود، این تلاش ها بی نتیجه نخواهد ماند و دیگر کسی احساس پشیمانی هم نمی کند و همین عدم پشیمانی، آزارش نمی دهد. من مدت ها بود که نمی نوشتم و البته ویرگول، کمی دستانم را قلقلک داد. از این به بعد می نویسم. نوشتن خیالات را کم می کند و داشته ها را عمق می دهد. فکر کنم ویرگول می تواند به این تعمیق دادن کمک کند!</description>
                <category>سعید هاشمی</category>
                <author>سعید هاشمی</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jul 2020 21:58:22 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>