<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sahel Safizadahساحل صافی زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@safizadahsahel</link>
        <description>ساحل صافی زاده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 07:33:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2094591/avatar/UHKdkO.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@safizadahsahel</link>
        </image>

                    <item>
                <title>راز موفقیت.  کره زمین.  ساحل</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-haeqlhrxitse</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahراز موفقیت اعتماد به نفسداستان های زیبا و آموزنده غم مخور ? راز شاد زیستن ????کره زمین را رو سرت مگذار? بعضی از مردم وقتی به رختخواب می‌روند، جنگی جهانی در وجود و خیال آنها در می‌گیرد. بهره و غنیمت آنان پس از پایان این جنگ، زخم معده، فشار خون و قند خون است. این‌ها با حوادث می‌سوزند، از گرانی قیمت‌ها خشمگین می‌شوند، به خاطر نیامدن باران، آتش خشمشان شعله ور می‌گردد و به علت پایین بودن مزد کارگران فریاد می‌زنند؛ این‌ها همواره در پریشانی و اضطرابی همیشگی بسر می‌برند. ﴿يَحۡسَبُونَ كُلَّ صَيۡحَةٍ عَلَيۡهِمۡۚ﴾ [المنافقون: ۴] «هر بانگی را علیه خود می‌پندارند».سفارش من به شما، این است که کره زمین را روی سر خود نگذارید. بگذارید حوادث، روی زمین باشند و شما آنها را به درون خود نبرید. بعضی، دل‌هایشان مانند اسفنج است که شایعات و دروغ‌ها را می‌مکد و برای چیزهای پیش پاافتاده ناراحت می‌شود و برای هر چیز پریشان می‌گردد؛ چنین قلبی ضامن نابودی صاحب خود می‌باشد.عبرت‌ها و آموزه‌ها، ایمان صاحبان مبادی حق را می‌افزاید و پریشانی‌ها، ترس و هراس افراد سست و ضعیف را افزایش می‌دهد؛ قلب شجاع، مفیدترین چیز در برابر تندبادها و مصائب است. فرد شجاع و پرتحمل، آرام و خونسرد است. اما انسان بزدل و ترسو، روزی چندین بار خودش را با شمشیر خیالات و اوهام می‌کشد. اگر می‌خواهی زندگی ثابت و استواری داشته باشی، با مسایل مختلف شجاعانه و با قدرت برخورد کن؛ نباید افراد بی‌ایمان، تو را بی‌ارزش و خوار نمایند. از مکر و حیله آنها دلتنگ مباش؛ از حوادث، سخت‌تر و استوارتر باش و از تندبادهای بحرانها، سرکش تر و از طوفانهای مهیب نیرومندتر باش. خداوند به بیچاره‌هایی رحم کند که دل‌های ضعیفی دارند. به راستی که روزگار، چقدر آنها را تکان می‌دهد و می‌لرزاند. ﴿وَلَتَجِدَنَّهُمۡ أَحۡرَصَ ٱلنَّاسِ عَلَىٰ حَيَوٰةٖ﴾ [البقرة: ۹۶] «و آنها را آزمندترین مردم بر زندگی خواهی یافت».اما افراد دلیر و بی‌باک در سایه مدد و یاری خدا هستند و به وعده الهی اعتماد دارند. ﴿فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ عَلَيۡهِمۡ﴾ [الفتح: ۱۸] «و خداوند هم آرامش را بر آنها فرود آورد».تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار??????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Tue, 30 May 2023 09:45:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لبخند بزن ساحل صافی زاده</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D9%84%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%B2%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%B5%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-ys52sq1km13r</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahراز موفقیت اعتماد به نفسانگیزشیلبخند بزن????غم مخور ? راز شاد زیستن ????لبخند بزنخنده متوسط و معتدل، دارویی برای غم‌ها و مرهمی‌برای ناراحتی‌ها است. چنین خنده‌ای در شاد کردن روح و قلب، قدرت عجیبی دارد؛ چنانچه ابودرداء رضی الله عنه می‌گوید: من می‌خندم تا دلم شاد گردد. پیامبر ﷺ گاهی چنان می‌خندید که دندانهای آسیاب ایشان دیده می‌شد. خندیدن کسانی که بیماری انسان و درمان آن را می‌دانند، اینگونه است.خندیدن، قله آرامش و راحتی است، اما خندیدنی که بیش از از حد نباشد. در حدیث آمده است که: «زیاد نخندید؛ چون خنده زیاد، دل را می‌میراند». بلکه نه زیاد و نه کم، به صورت میانه؛ چنانکه در حدیث آمده است: «لبخند زدن در برابر برادرت صدقه ایست».﴿فَتَبَسَّمَ ضَاحِكٗا مِّن قَوۡلِهَا﴾ [النمل: ۱۹] «از گفته‌اش تبسم کرد».اما از خندیدن برای تمسخر و استهزا باید پرهیز کرد. ﴿فَلَمَّا جَآءَهُم بِ‍َٔايَٰتِنَآ إِذَا هُم مِّنۡهَا يَضۡحَكُونَ ٤٧﴾ [الزخرف: ۴۷] «وقتی او با آیات ما نزد آنها آمد، ناگهان شروع به خندیدن به او کردند».یکی از نعمت‌هایی که به اهل بهشت داده می‌شود، خنده است: ﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ ٣٤﴾ [المطففین: ۳۴] «در روز قیامت مؤمنان به کافران می‌خندند».عرب‌ها، کسی را که همواره لبخند بر لبانش نقش می‌بست، می‌ستودند و این را دلیل بزرگواری، سخاوت و کرامت می‌دانستند.ضحوک السن یطرب للعطایا ویفــرحان تعـرض بالسؤالآنهایی که همواره لبخند بر لبانشان نقش بسته است، هنگام عطا و بخشش به مردم، شادمان می‌شوند و اگر از آنها چیزی خواسته شود، خوشحال می‌گردند.زهیر درباره «هرم» چنین سروده است:تـــراه اذا ما جئتـه متهــللاً کأنک تعطیه الذی أنت سائلههرگاه نزد او بروی، او را شادمان می‌یابی؛ گویا چیزی را که از او می‌خواهی، به او می‌دهی.در حقیقت، اسلام، در عقاید، عبادات، اخلاق و رفتار مبتنی بر میانه‌روی استوار است. پس نباید انسان، همیشه ترشروی و اخمو باشد و نیز نباید خنده‌های بلند و بیهوده سر دهد؛ بلکه متانت و وقار خود را حفظ کند و برای آرامش روحی خود، به اندازه معقول و میانه بخندد. ابو تمام می‌گوید:نفسی فـــداء أبــی علی إنه صبــح المؤمل کوکب المتأمل فکـه یجم الجد أحیــاناً وقدینضو ویهزل عیش من لم یهزل«جانم فدای ابوعلی باد؛ او، روشنایی و سپیده دمی است که مورد امید و آرزو می‌باشد و نیز ستاره ایست که غرق در اندیشه و تفکر است. با خنده رویی شوخی می‌کند و گاهی کاملاً جدی می‌شود؛ گاهی شوخی و بذله گویی می‌نماید و زندگی کسی را که شاد و سر حال نگشته، شاد می‌گرداند».ترشرویی، نشانه ناراحتی درونی و بدمزاجی انسان است: ﴿ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ٢٢﴾ [المدثر: ۲۲] «سپس اخم نمود و روی ترش کرد».وجوههم من سواد الکبر عابسة کأنـــما أوردوا غصـباً إلی النــار لیســوا کقــوم اذا لا قیتــهم عرضـاًمثل النجوم التی یسری بها الساری«چهره‌هایشان از سیاهی تکبر، اخمو و عبوس است؛ گویا به زور به جهنم برده می‌شوند؛ مانند قومی نیستند که وقتی با آنها روبرو می‌شوی، همانند ستارگان، راهنمای انسان باشند».در حدیث آمده است: «ولو أن تلقی أخاک بوجه طلق» «و خوبی را ناچیز مدان؛ هر چند برادرت با گشاده رویی دایدار کنی». احمد امین در کتاب (فیض الخاطر) می‌گوید: آنهایی که به زندگی لبخند می‌زنند، فقط خودشان خوشبخت نیستند؛ بلکه آنها در انجام کارها توانایی بیشتری دارند و بیشتر می‌توانند مسئولیت بپذیرند؛ این‌ها برای رویارویی با سختی‌ها، حل دشواری‌ها و انجام کارهای بزرگی که به سود خودشان و مردم است، شایسته ترند.اگر به من بگویند: از ثروت فراوان و مقام والا یا از وجود راضی و سرحال، یکی را انتخاب کن، دومی‌را انتخاب خواهم کرد؛ مال و ثروت وقتی با ناراحتی و ترشرویی همراه باشد، به چه درد می‌خورد؟! مقام والا اگر با گرفتگی و تشویش خاطر همراه باشد، چه ارزشی دارد؟! اگر کسی تمام دنیا را داشته باشد، اما طوری گرفته باشد که گویی عزیزی را به خاک سپرده و برگشته است، چه ارزشی دارد؟! زیبایی زن بدانگاه که اخم کند و خانه‌اش را به جهنمی سوزان تبدیل نماید، به چه درد می‌خورد؟! بدون تردید خانمی که به زیبایی در حد چنین زنی نیست، اما خانه‌اش را به بهشتی تبدیل کرده، هزاران بار بهتر است.لبخند ظاهری، ارزشی ندارد مگر آنکه برآمده از ناهنجاریهایی باشد که بر طبیعت انسان می‌آید. گلها، خندانند و جنگل‌ها، لبخند می‌زنند. دریاها، رودبارها، آسمان، ستارگان و پرندگان، همه، لبخند می‌زنند و بر لبهای انسان نیز بطور طبیعی لبخند نقش بسته است؛ البته در صورتی که طمع و ناراحتی‌هایی برایش پیش نمی‌آمد که او را عبوس و ترشرو می‌نماید. بنابراین صدای او با نغمه‌های هماهنگ طبیعت ناهمخوانی می‌کند و ناسازگار است. از اینرو کسی که خودش را عبوس و ترشرو گرفته، زیبایی را نخواهد دید و کسی که قلب او آلوده گشته، از مشاهده و درک حقیقت ناتوان است. چون هر انسانی، دنیا را از لابلای عمل، اندیشه و انگیزه‌هایش می‌بیند. پس وقتی عملش، درست باشد و از فکر درست و انگیزه‌های پاکی برخوردار باشد، عینکی که با آن دنیا را تماشا می‌کند، پاک و روشن است و او، دنیا را همانگونه که آفریده شده، می‌بیند. در غیر این صورت شیشه‌های عینکش سیاه می‌گردد و او، هر چیزی را تار و سیاه می‌بیند.افرادی هستند که می‌توانند از هر چیزی شقاوت و بدبختی بیافرینند. کسانی هم هستند که می‌توانند از هر چیری سعادت و خوشبختی خلق نمایند؛ زنانی هستند که نگاهشان در خانه فقط به اشتباهات می‌افتد؛ امروز، روز سیاهی است. چون بشقابی شکسته و یا نمک غذا زیاد شده و یا کاغذی مچاله را در اتاق دیده است! پس به خاطر آن خشم گرفته، شروع به نا سزا گفتن می‌کند و به همه افراد خانه طوری دشنام می‌دهد که گویاشعله ای از آتش است. مردانی هستندکه بخاطر شنیدن یک کلمه یا تعبیر وتفسیر نادرست آن و یا به خاطر مسألۀ ناچیز و پیش پا افتاده ای یا به سبب زیانی مالی و یا سود کمتر از حد انتظار و امثال این مسایل، صفای زندگی را برای خود و دیگران تیره می‌کنند و تمام دنیا، در نظرشان سیاه می‌آید و زندگی را برای اطرافیانش نیز سیاه و تار می‌کنند. این‌ها، برای مبالغه و بزرگ جلوه دادن بدیها، استادند، از کاه کوه می‌سازند و از تخم و بذر، درختی درست می‌کنند و توانایی کار خوب را ندارند. از اینرو به آنچه به آنها داده شده، هر چند زیاد باشد و از دستاورد خود، هرچند بزرگ باشد، لذت نمی‌برند.زندگی، یک هنر است؛ هنری که باید آن را آموخت. به خیر و صلاح انسان است که به جای تلاش برای ثروت اندوزی و پر کردن جیب خود و سعی و تکاپو برای خرج کردن دارایی‌اش، بکوشد تا گل‌های محبت را در زندگیش بکارد. زندگی و حیاتی که در آن، همه تلاش‌ها، برای جمع آوری مال و ثروت باشد و در آن هیچ تلاشی برای رشد و پیشرفت زیبایی، مهرورزی ومحبت صورت نگیرد، چه ارزشی دارد؟!بیشتر مردم چشمان خود را به روی زیبایی‌های زندگی باز نمی‌کنند و بلکه چشم آنها، فقط به سوی پول باز است. از کنار باغ‌ها، گل‌های زیبا، آب روان و جوشان و پرندگان نغمه خوان می‌گذرند، اما به آنها توجه نمی‌کنند و بلکه توجهشان فقط به مبلغی است که می‌آید و می‌رود. پول، وسیله‌ای برای زندگی سعادتمندانه اس؛ اما آنها، وضعیت را بر عکس کرده و زندگی سعادتمندانه را فروخته‌اند تا در عوض، پول بدست آورند. چشم‌ها برای دیدن زیبایی‌ها در در قالب جسم ما نهاده شده‌اند، اما ما، چشمانمان را چنان عادت داده‌ایم که چیزی جز پول، نمی‌بینند. هیچ چیزی، وجود و چهره انسان را مثل ناامیدی عوض نمی‌کند. پس اگر قصد لبخند زدن داری، با ناامیدی مبارزه کن.فرصت برای شما و مردم فراهم است؛ دربِ موفقیت شما و همه مردم گشوده و باز است؛ پس عقل خود را به خوشبینی به آینده عادت بدهید. اگر بر این باور باشید که برای کارهای کوچک، ساخته شده اید، فقط توان انجام کارهای کوچک را خواهید داشت و اگر بر این باور باشید که برای انجام کارهای بزرگ و مهم به دنیا آمده اید، چنان همتی در وجود خود احساس می‌کنید که با آن موانع را می‌شکنید و با عبور از آنها به میدان وسیع و هدف والا می‌رسید. هر کس، برای مسابقه دوی صد متر، وارد میدان شود، پس از طی مسافت صد متر، احساس خستگی می‌نماید؛ اما کسی که در مسابقه دوی چهارصد متر وارد می‌شود، با طی کردن صد متر و دویست متر احساس خستگی نمی‌کند. پس به اندازه هدفی که برای خود معین می‌کنی، به همان اندازه همت خواهی داشت. هدف خود را مشخص کن؛ باید هدفت، والا باشد و بدانی که رسیدن به آن دشوار است. اما تا وقتی که هر روز، گام تازه‌ای به سوی هدف بر می‌داری، دشواری راه اشکالی ندارد.ناامیدی، بی‌هدفی، دیدن بدی‌ها و کاستی‌های زندگی، عیبجویی از مردم و سخن گفتن از بدی‌های دنیا، انسان را از پیشرفت باز می‌دارد و او را ترشرو می‌گرداند و در زندانی تاریک می‌افکند.انسان، در بدست آوردن هیچ چیزی چنان موفق نمی‌شود که در بدست آوردن مربی، توفیق می‌یابد تا استعدادهای طبیعی او را رشد دهد، بین آنها تعادل برقرار کند، افق دید او را وسیع نماید، عفو و گذشت را به او بیاموزد و به او یاد دهد که بهترین هدفی که باید برای بدست آوردن آن تلاش کرد، این است که انسان به اندازه تواناییش به مردم خیر و سود برساند و خورشیدی باشدکه همه جا را روشن می‌کند و پرتو محبتش به هر کجا می‌تابد و دلش، سرشار از عطوفت، مهربانی و انسانیت می‌باشد تا بدین ترتیب دوست داشته باشد که به تمام اطرافیانش و کسانی که با او تماس می‌گیرند، خیر و خوبی برساند.انسانی که تبسم بر لبان اوست، دشواری‌ها را می‌بیند و از چیرگی بر آنها لذت می‌برد، به آن نگاه می‌کند، لبخند می‌زند و به حل آن می‌پردازد؛ لبخند می‌زند و بر آن چیره می‌شود. اما انسانی که اخمو و ترشروست، نمی‌تواند دشواری‌ها را پشت سر بگذارد و هرگاه دشواری‌ها را ببیند، آن را بزرگ می‌پندارد، همت خود را کوچک می‌شمارد و می‌گوید: اگر چنین کنم، چنان می‌شود و اگر چنان کنم، چنین می‌شود و... چنین انسانی، در حقیقت بر روزگار نفرین نمی‌فرستد؛ بلکه در واقع تربیت و طبیعت خودش را لعنت می‌کند. او، دوست دارد در زندگی موفق شود، اما نمی‌خواهد بهای موفقیت را بپردازد. او در هر راهی شیر غران می‌بیند و منتظر است تا از آسمان طلا ببارد و یا زمین بشکافد و گنجی نمایان شود.سختی‌ها و دشواری‌های زندگی، نسبی هستند و برای کسی که خودش ناچیز و کوچک است، همه چیز، دشوار و سنگین و غیر قابل تحمل می‌باشد؛ اما کسی که خودش، بزرگ و قوی است، هیچ چیزی بر او سخت و دشوار نیست. انسان‌های بزرگ، در نبرد با سختی‌ها به شکوه و عظمتشان افزوده می‌گردد و انسان‌های ضعیف، با گریز از مصایب به رنج و بیماریشان اضافه می‌شود. سختی‌ها همچون سگ درنده‌ای است که وقتی ترس و فرار تو را ببیند، پارس می‌کند و دنبالت می‌دود؛ اما اگر ببیند که نسبت به او بی‌اعتنا هستی، راه را برایت باز می‌کند و از ترس تو در پوست خود می‌پیچد. آنچه بیش از همه چیز وجود انسان را نابود می‌کند، احساس حقارت و خود کوچک بینی است؛ بدین صورت که انسان، چنین تصور نماید که هرگز نمی‌تواند کار بزرگی انجام دهد و انتظار خیر بزرگی از او نمی‌رود. هرگاه انسان، احساس فرومایگی و حقارت کند، اعتماد به نفس و خودباوری را از دست می‌دهد. بدین سان هر گاه به انجام کاری اقدام کند، در توانایی و امکان موفقیت خود شک نموده، با سستی و ضعف به انجام آن کار می‌پردازد و در نتیجه شکست می‌خورد. اعتماد به نفس و خودباوری، فضیلت و ارزش بزرگی است که موفقیت در زندگی، بر پایه آن استوار می‌باشد.خودباوری، با غرور و فخرفروشی که یک عمل زشت است، بسیار فرق می‌کند؛ تفاوتشان این است که غرور یعنی اعتماد بر خیال پردازی و تکبر بیهوده، اما اعتماد به نفس و خودباوری یعنی اینکه انسان بر تواناییهایی که برای قبول مسئولیت دارد، اعتماد کند و برای تقویت استعدادهایش و پرورش آنها بکوشد.ایلیا ابوماضی می‌گوید:قـال: السمــاء کئیـبــة وتجمــها قلت: ابستم یکفی التجهم في السما! قـال: الصبـا ولی! فقلت له: ابتسـملن یرجع الأسف الصبــا المتصـرما! قال: التی کانت سمائی في الهـویصـارت لنفسـي في الغـرام جهنـما خانـت عهـودي بعـد ما مـلکـتهـاقـلبـي فکیف أطـیــق أن أتبسـما! قلت: ابتـسم واطرب فلـو قـارنتهاقضیــت عمــرك کـلــه متألــما! قـال: التجــارة فـي صـراع هائـلمثــل المسـافر کاد یقتـلـه الظــما أو غــادة مســلولـة مـحـتـاجـةلدم وتنـفـث کلــما لهـثت دمــا! قلت: ابتـسم مـا أنـت جالب دائهاوشفـائهـا، فـإذا ابتـسمت فربـما... أیکون غیرك مجرماً وتبیت فـيوجـل کأنك أنت صرت المجرما؟ قال: العدي حولی علت صیحاتهمأأسر والأعداء حـولي في الحمي؟ قـلت: ابـتسم، لم یطلبوك بذمهملو لم تکن منـهم أجلّ وأعظــما! قـال: المواسـم قد بدت أعلامـهاوتعرضت لی في الملابس والدّمی و عـلی للأحبــاب فــرض لازملـکن کفـی لـیس تمـلك درهـماً قلت: ابتسم یکفیك أنك لم تزلحیـاً ولست مـن الأحـبة معـدما! قـال: اللیــالی جـرعـتنی علقمـاقـلت: ابتسم ولئن جرعت العلقـما فـلعـل غیـرك إن رأك مـرنـماًطــرح الکآبة جـانبـاً وترنـمـا أتـراك تـغـنم بالتبــرم درهـمـاًأم أنـت تخـسر بالبشـاشة مغنمـا؟ یا صاح لا خطر علی شفتیـك أنتـتثـلما، والـوجـه أن یتـحطــمـا فاضحك فإن الشهب تضحك والدّجـی متلاطم ولذا نحـب الأنجـمـا! قال: البشاشة لـیس تسعـد کائنـاًیأتـي إلـی الدنیا ویذهب مرغـما قلت: ابتسم مادام بینـك والـرديشبــر، فإنك بعــد لن تتــبسما«گفت: آسمان، افسرده و روی در هم کشیده است. گفتم: لبخند بزن؛ همین که آسمان، عبوس است، کافی است.گفت: جوانی رفت. گفتم: لبخند بزن؛ چون افسوس و تأسف، هرگز عمر و جوانی گذشته را باز نمی‌گرداند.گفت: معشوقه‌ای که آسمان عشقم بود، زندگی را برایم به جهنمی سوزان تبدیل کرده است. بعد از آنکه دل به او بستم با من بی‌وفایی کرد؛ پس چگونه می‌توانم لبخند بزنم؟گفتم: لبخند بزن و شاد باش؛ اگر با او همراه شوی، تمام عمر خود را با درد و رنج سپری خواهد کرد.گفت: تجارت در کشمکش هولناک قرار دارد؛ مانند مسافری که نزدیک است تشنگی، او را بکشد و یا مانند دوشیزه مبتلا به سل که به خون نیازمند است؛ اما هرگاه که نفس‌های بریده‌اش را می‌کشد، خون از دهانش بیرون می‌آید.گفتم: لبخند بزن؛ تو نمی‌توانی بیماریش را از وجودش بیرون بیاوری و او را بهبود ببخشی؛ پس لبخند بزن شاید. . آیا دیگران مرتکب جرم شده‌اند و تو، شب را با هراس می‌گذرانی؛ چنانکه گویا تو مرتکب جرم شده‌ای؟گفت: دشمنان، پیرامون من هستند و صداهایشان بلند شده است؛ آیا خوشحال شوم و حال آنکه دشمنان، در اطراف من در تب و تابند؟گفتم: لبخند بزن؛ بخاطر مذمت آنها مورد باز خواست قرار نمی‌گیری، اگر از آنها بزرگتر نباشی!گفت: نشانه‌های موسم‌ها، آشکار گردیده و در لباس‌ها و خویشاوندی با من برخورد کرده است.و من در برابر دوستان وظیفه ضروری و مهمی‌دارم، ولی در دست من یک درهم نیست.گفتم: لبخند بزن؛ همین کافی است که هنوز زنده‌ای و دوستان، تو را از دست نداده‌اند.گفت: شبها، رنج‌ها و تلخی‌هایی را به کام من فرو برده است. گفتم: لبخند بزن؛ گرچه تلخی را به تو خورانده باشند.شاید وقتی کسی، دیگر تو را ببیند که ترانه می‌خوانی، افسردگی و رنج را دور بیندازد و آواز و ترانه سر دهد.آیا به نظرت با اندوه و افسردگی، درهمی به چنگ می‌آوری یا می‌پنداری که با شادمانی، غنیمتی را از دست خواهی داد؟ای فریادگر! خطری نیست بر لبهایت که نقاب زنند و خطری بر چهره‌ات نیست که در هم شکسته شود.پس بخند؛ چون سنگ‌های آسمانی می‌خندند و تاریکی، پرتلاطم است؛ از اینرو ما، ستارگان را دوست می‌داریم.گفت: شادی، هیچ موجودی را که به دنیا می‌آید و با اجبار از آن می‌رود، خوشبخت نمی‌کند.گفتم: تا وقتی که میان تو و ناگواری، یک وجب فاصله هست، لبخند بزن؛چون بعد از آمدن ناراحتی، هرگز لبخند نخواهی زد».براستی که ما چقدر به لبخند زدن، بشاش بودن و آرامش و نرمخویی نیازمندیم؛ پیامبر ﷺ می‌فرماید: «خداوند به من وحی کرده که فروتنی کنید تا هیچکس بر دیگری تجاوز نکند و هیچکس، بر دیگری فخرفروشی ننماید».تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار????????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Sun, 28 May 2023 12:08:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راز موفقیت ساحل صافی زاده</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%B5%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-xtglpgbeotyb</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahراز موفقیتداستان های زیبا و آموزنده را در اینجا بیابیداعتماد به نفسغم مخور ? راز شاد زیستن ?????الله برایم کافیستحسبنا الله و نعم الوکیل. سپردن کار به خدا، توکل نمودن به او، اعتماد داشتن به وعده‌اش، رضامندی از خواست خدا، به او گمان نیک داشتن و انتظار گره گشایی و حل مشکلات از سوی او، از بزرگترین ثمرات و نتایج ایمان واز مهمترین صفات مؤمنان است. هنگامی که بنده اطمینان می‌یابد که سرانجام نیکی خواهد داشت و آنگاه که در همه کارهایش بر پروردگار خویش اعتماد و توکل می‌نماید، می‌بیند که تحت توجه و کفالت و مدد الهی است.وقتی ابراهیم علیه السلام در آتش انداخته شد، گفت: ﴿حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ ١٧٣﴾ [آل عمران: ۱۷۳] یعنی: «خداوند ما را کافی است و او، بهترین کارساز است». آنگاه خداوند، آتش را برای او سرد و سلامت گردانید. وقتی پیامبر ﷺ و یارانش به هجوم لشکریان کفر و گردانهای بت‌پرستان تهدید شدند، گفتند: ﴿حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ ١٧٣ فَٱنقَلَبُواْ بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ لَّمۡ يَمۡسَسۡهُمۡ سُوٓءٞ وَٱتَّبَعُواْ رِضۡوَٰنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ ذُو فَضۡلٍ عَظِيمٍ ١٧٤﴾ [آل عمران: ۱۷۳- ۱۷۴] «خداوند، ما را کافی است و او، بهترین کارساز است. پس با نعمت و لطفی از سوی خدا بازگشتند در حالی که هیچ زیانی به آنها نرسید و از رضامندی خداوند پیروی نمودند و خداوند دارای فضل بزرگ است».از آنجا که انسان، ضعیف و ناتوان آفریده شده است، به تنهایی نمی‌تواند به مبارزه با حوادث بپردازد و در برابر سختی‌ها مقاومت کند و به جنگ مشکلات برود. اما وقتی به پروردگارش توکل کند، به مولای خویش اعتماد نماید و کارش را به او بسپارد، می‌تواند مقاومت و پایداری کند.اگر انسان به خدا توکل نکند، وقتی سختی‌ها و مصائب، این بنده ناچیز و نیازمند را از هر سو احاطه کنند، چه چاره‌ای خواهد داشت؟ ﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَكَّلُوٓاْ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ ٢٣﴾ [المائدة: ۲۳] «اگر شما مؤمن هستید بر خدا توکل نمایید».پس ای کسی که می‌خواهی خیرخواه خودت باشی! بر خداوند نیرومند و توانگر توکل کن تا تو را از بلاها و سختی‌ها نجات دهد.﴿حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ ١٧٣﴾ را شعار خویش قرار بده؛ اگر مال و داراییت اندک گردید و بدهکاریت زیاد شد و درآمدی نداشتی، فریاد برآور: ﴿حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ ١٧٣﴾ و هرگاه از دشمن ترسیدی یا تو را هراس از ستمگری برداشت و یا از بلایی وحشت کردی، فریاد بزن: ﴿حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ ١٧٣﴾﴿وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيٗا وَنَصِيرٗا ٣١﴾ [الفرقان: ۳۱] «و همین بس که پروردگارت هدایت کننده و یاور باشد».تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار???????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Sat, 27 May 2023 09:50:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان زیبا و دلنشین</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%D9%88-%D8%AF%D9%84%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-d256wzb4pwyg</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahرمز موفقیت اعتماد به نفس داستان های زیبا داستان. یک داستان خیلی زیبا. هیچ وقت آن جوان را فراموش نمی‌کنم... او را هنگامی که در دانشگاه درس می‌خواند می‌شناختم... جوانی بود زیبا چهره و خوش اندام... گویا لبریز از جوانی و سلامتی بود... اما او نیز همانند دیگر جوانان بود...پس از آنکه فارغ التحصیل شد رابطه‌ام با او مدتی قطع شد...تا آنکه روزی با من تماس گرفت و خواست به دیدار او روم و گفت: من نمی‌توانم پیشت بیایم... نپرس چرا! وقتی بیایی خودت می‌فهمی... این‌ها را با صدایی غمناک می‌گفت...آدرس خانه‌اش را به من داد...در زدم... برادر کوچکش در را باز کرد... سپس وارد اتاقش شدم...روی تخت سفیدی دراز کشیده بود... عصایی کنار او بود و دستگاهی که برای راه رفتن به پایش وصل بود و مقداری دارو...از خودش چیزی نمانده بود جز بدنی ضعیف که بر تخت افتاده بود... خیلی سعی کرد برای سلام گفتن با من بلند شود اما نتوانست...کنار سرش نشستم... سعی می‌کردم جلوی گریه‌ام را بگیرم...گفتم: ببخش خبر نداشتم بیمار هستی... اما بیماری‌ات چیست؟ مگر از دانشکده فارغ التحصیل نشدی؟ قرار نبود ازدواج کنی و برای خودت خانه‌ای بسازی و ماشین بخری؟گفت: بله... اما اتفاقی افتاد که اصلا توقعش را نداشتم...چند ماه قبل فارغ التحصیل شدم و کار خوبی گیرم آمد... روزها گذشت و هیچ مشکلی نداشتم مگر سردردی که گاه به سراغم می‌آمد...تا اینکه یک روز سردردم خیلی شدید شد... به یکی از بیمارستان‌ها رفتم... پزشک بعد از معاینه آزمایش‌هایی برایم نوشت و سپس از سرم عکس گرفت...عکس‌ها را که زیر و رو می‌کرد زیر لب می‌گفت: لا حول ولا قوة إلا بالله!سپس با چند تن از پزشکان مطرح گرفت و از آن‌ها کمک خواست...آن‌ها آمدند و با هم نتیجه‌ی آزمایش‌ها و عکس‌ها را بررسی کردند... با هم انگلیسی صحبت می‌کردند و در همین حال گاه به من نگاه می‌کردند...نزدیک به یک ساعت گذشت و من در همان حال بودم... حالم خیلی بد نبود... با خودم می‌گفتم چیزی نیست... یکی دو تا قرص مسکن که بخورم و چند قطره‌ی چشمی که استفاده کنم همه چیز تمام می‌شود!ناگهان یکی از پزشکان نزدم آمد و گفت:گوش کن... بر اساس نتیجه‌ی آزمایش‌ها و عکس‌ها شما مبتلا به نوعی تومور مغزی هستی که دارد با سرعت زیادی رشد می‌کند و الان دارد از داخل به رگ‌های چشمت فشار می‌آورد... هر لحظه ممکن است فشارش زیاد شود و باعث منفجر شدن رگ‌های چشمی شود که منجر به نابینا شدن شما خواهد شد... بعد از آن دچار خون‌ریزی مغزی می‌شوی و... خواهی مرد...وحشت‌زده فریاد زدم: چی؟؟ چطور؟ کی؟ چطور دچار تومور شدم؟ آن هم توی این سن؟ پناه بر خدا! سرطان؟...گفت: بله... یک تومور است و باید سریع معالجه شوی... امشب بستری‌ات می‌کنیم و آزمایش‌های لازم را کامل خواهیم کرد و فردا صبح قسمتی از جمجمه را برخواهیم داشت و تومور را بیرون می‌آوریم و دوباره جمجمه را خواهیم بست...بعد موافقت‌نامه‌ی عمل جراحی را به من داد تا آن را امضا کنم... اما قبول نکردم و بیرون آمدم...در حالی که اشک می‌ریختم به این فکر می‌کردم که کجا بروم؟ به خانه برگردم یا به بیمارستان؟ بعد از کمی فکر کردم تصمیم گرفتم به بیمارستان دیگری بروم...بعد از آزمایش و عکس‌برداری از جمجمه، همان چیزی را به من گفتند که دکتر قبلی گفته بود و از من خواستند سریع مورد عمل قرار بگیرم...این بار شوک کمتری به من وارد شد... به پدرم زنگ زدم و او به بیمارستان آمد...پدرم هفتاد سال سن دارد... با دیدن چهره‌ی رنگ پریده‌ی من ترسید...گفتم: پدر می‌دانی مدتی است از سردرد رنج می‌برم... آزمایش‌ها نشان از وجود توموری در سرم دارد و باید به سرعت عمل شوم...پدرم با شنیدن این خبر گفت: لا حول و لا قوة إلا بالله! نتوانست تحمل کند و به زمین نشست و با خود می‌گفت: انا لله وانا الیه راجعون... پس تو را پیش برادرت به آمریکا می‌فرستیم...این حرف را زد در حالی که سختی‌هایی را که چند سال پیش برای برادر بزرگترم که او نیز برای سرطان تحت معالجه بود، به یاد می‌آورد...یادم هست پدرم در حالی که گریه می‌کرد تلفنی با برادرم صحبت می‌کرد... یادم هست که آخر شب‌ها برایش دعا می‌کرد...به پدرم نگاه می‌کردم که اشک بر گونه‌ایش روان بود و می‌دید که پسرانش در برابر او می‌میرند... برادرم خالد دو سال قبل در یک حادثه‌ی رانندگی کشته شد و برادر بزرگم در آمریکا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد و من نیز در آغاز راهی بودم که آخرش معلوم نبود...به آمریکا رفتم..در بیمارستان آزمایش‌های لازم را به سرعت انجام دادند...صبح مرا به اتاق عمل بردند... پزشک سرم را تراشید و بعد از بیهوشی پوست سرم را به شکل دایره برید و جمجمه را اره کرد و تومور را بیرون آورد...عمل دو ساعت به صورت طبیعی پیش می‌رفت تا آنکه ناگهان دچار سکته‌ی مغزی شدم... پزشک که دچار استرس شده بود اشتباهی بخشی از مغزم را حرکت داد که به سبب آن بخش چپ بدنم دچار فلج شد...پزشک که چنین دید به سرعت بقیه‌ی عمل را انجام داد و جمجمه را در جایش قرار داد سرم را بخیه کرد...پس از آن من را به بخش مراقبت‌های ویژه بردند...بعد از عمل به مدت پنج ساعت در بیهوشی کامل بودم... سپس در پای چپم دچار مشکل شدم...سریع مرا به اتاق عمل بردند و سینه‌ام را شکافتند و عملم کردند...باز مرا به مراقبت‌های ویژه برگرداندند... چهار ساعت وضع عمومی‌ام مستقر بود... تا آنکه ناگهان دچار خون‌ریزی شدید در ریه‌ام شدم... دوباره سریع مرا به اتاق عمل برگرداندند و سینه‌ام را شکافتند و عملم کردند...پزشکم از وضعیتم به تنگ آمده بود... بیماری‌های پی در پی و وضعیتی به شدت در حال تغییر و غیر منتظره که تمامی نداشت...وضعیتم بیست و چهار ساعت آرام بود... پزشکم احساس کرد حالم بهتر است... اما ناگهان درجه حرارت بدنم به شکل وحشتناکی بالا رفت... پزشکم سریع بررسی‌هایی را انجام داد و متوجه شد استخوان جمجمه دچار التهاب شدید شده است!پزشک تیم جراحی را فرا خواند... من را مانند جنازه‌ای برداشتند و بر تحت عمل جراحی گذاشتند...به آن‌ها نگاه می‌کردم در حالی که هیچ توانی نداشتم...به بالا چشم دوختم و اشکم جاری شد و با حال ناتوانی و تضرع دعا کردم:پروردگارا به من زیانی رسیده و تو مهربان‌ترین مهربانانی...ای ارحم الراحمین... اگر این عقوبت است از تو رحمت و مغفرت می‌خواهم و اگر آزمایش است به من صبر بر بلا عطا کن و پاداش من را بزرگ گردان...سپس به یاد مرگ افتادم... به خدا سوگند درد و بلایم شدید شده بود... نیرویم رفته بود و فردا خاک قبر، زیر اندازم می‌شد...نفسم به شماره افتاده بود و بدنم به زودی غذای کرم‌ها می‌شد...آه و افسوس اگر روز قیامت گام‌هایم بلغزد و صدای گریه‌ام بلند شوم و حسرتم طولانی شود...وای بر من هنگامی که در برابر کسی بایستم که مرا برای بزرگ و کوچک محاسبه خواهد کرد...روزی که پای اهل معصیت می‌لغزد و آه و حسرت فراوان است و لذت‌ها فراموش می‌شوند، گویا خوابی بیش نبودند...بعد گریستم... بله گریه کردم و تمنای ماندن در دنیا کردم... نه برای آنکه از ماندن در دنیا لذت ببرم... نه... فقط برای اینکه رابطه‌ام را با پروردگارم بهبود بخشم...ناگهان پزشکم آمد و دستور داد بیهوشم کنند...پوست سرم را برداشتند و جمجمه را بیرون آوردند و سپس پوست سرم را بدون جمجه سر جایش گذاشتند!وقتی به هوش آمدم احساس کردم سرم نرم است! گفتم: پس استخوانش کجاست؟پزشکم خیلی خونسرد گفت: استخوانت اینجا می‌ماند تا ضد عفونی شود... بعد از شش ماه بیا تا آن را سر جایش بگذاریم!یک ماه در آمریکا ماندم و سپس به ریاض برگشتم...الان هم منتظرم که این شش ماه تمام شود تا بقیه‌ی سرم را به من برگردانند!قبل از این در غفلت به سر می‌بردم... فقط مشغول زندگی دنیا بودم و مرگ را به کلی فراموش کرده بودم و حریص زندگی این دنیا بودم...اما امروز انگار از نو به دنیا آمده‌ام...روزها از پی هم رفتند و توانست راه برود...بعد از هفت ماه دوباره به دیدارش رفتم... دیدم شاد است...کارت دعوت عروسی‌اش را به من داد...امروزه او از حریص‌ترین مردم در انجام اعمال نیک و راهنمایی به سوی خیر است...همین‌طور دعوت به سوی خدا و کمک در چاپ کتاب‌های دعوی و نیکی به مستمندان و یاری فقیران و دیگر کارهای خیر...چه بسا محنت‌ها و سختی‌هایی که در درون خود حاوی خیر و خوبی‌اند...تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار?????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Sat, 20 May 2023 11:59:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساحل درباره حسد. و. کینه</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D8%AF-%D9%88-%DA%A9%DB%8C%D9%86%D9%87-oqo455gwf1tt</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahرمز موفقیت اعتماد به نفس. انگیزه. داستان های زیبا.کینه. حسد. غم مخور ? راز شاد زیستن ?????مختصر در باره حسد و کینه داشتنحسد، موریانه‌ای سمج است که استخوان را می‌خورد و از بین می‌برد. حسد و کینه، بیماری مزمنی است که جسم را تباه و نابود می‌گرداند. گفته شده: کینه‌توز و حسود آرامش و قرار ندارد؛ او، ستمگری در لباس ستمدیده و دشمنی در لباس دوست می‌باشد. همچنین گفته‌اند: آفرین بر حسد که چقدر عادل و منصف است؛ زیرا نخست حسود را می‌کشد و او را از پا در می‌آورد. از اینرو قبل از آنکه بر دیگران رحم نماییم، به خودمان رحم کنیم و از حسدورزی باز آییم. زیرا وقتی حسد می‌ورزیم و ناراحت می‌شویم، این ناراحتی را با گوشت‌های بدن خود تغذیه می‌کنیم و اندوه را با خونهایمان آب می‌دهیم و خواب خود را بر دیگران تقسیم می‌نماییم. کسی که حسد می‌ورزد، تنور داغی را روشن می‌کند و سپس خودش، در آن می‌سوزد. تیره شدن صفای زندگی و اندوه و ناراحتی، بیماری‌هایی است که حسادت به وجود می‌آورد تا بدین سان آرامش و زندگی زیبا را از بین ببرد. بلای کسی که حسادت می‌ورزد، این است که به جنگ تقدیر برخاسته، خداوند را در عدالت و دادگری متهم می‌نماید و نسبت به شریعت، بی‌ادبی روا می‌دارد و با صاحب آیین که خداوند است، به مخالفت بر می‌خیزد.حسد، بیماری و مرضی است که فرد مبتلا به آن، هیچ پاداشی ندارد و بلایی است که هرکس بدان گرفتار شود، اجری نخواهد داشت. فرد کینه توز و حسود همواره می‌سوزد تا اینکه می‌میرد یا اینکه مردم، نعمت‌هایشان را از دست می‌دهند. با هرکس می‌توان صلح و آشتی کرد، اما راه صلح و آشتی با فرد بدخواه و حسود فقط این است که از نعمت‌های خداوند دست بکشی و از استعدادهایی که خدا به تو داده، دست برداری و ویژگی‌های پسندیده ات را دور بیندازی؛ اگر این کار را بکنی، شاید با دلی ناخواسته از تو راضی شود. از شر حاسد وقتی حسد می‌ورزد به خدا پناه می‌بریم؛ چون وقتی حسد می‌ورزد، مانند اژدهای سمی می‌شود که تا زهر و سم خود را در بدن فردی بی‌گناه و پاک وارد نکند، آرام نمی‌یابد. پس اکیداً شما را از حسد باز می‌دارم. از حسود به خدا پناه ببرید؛ چون او در کمین شماست.تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار????????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Fri, 19 May 2023 06:08:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان های زیبا. عسل را...</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D8%B3%D9%84-%D8%B1%D8%A7-ifkhyepqgcbw</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahرمز و راز موفقیت. داستان های زیبا. اعتماد به نفس. عسل. خوردن. غم مخور ? راز شاد زیستن?????عسل را بردار اما کندو را نشکــــــــــــــــــــننرمی در هر چیزی، آن را زیبا و قشنگ می‌نماید، اما نبود نرمی در چیزی، آن را زشت می‌گرداند؛ مانند نرمی در سخن گفتن، لبخند زیبا، سخن خوب هنگام دیدار؛ این‌ها لباس‌های زیبا و آراسته‌ای هستند که سعادتمندان بر تن می‌نمایند. بلکه صفات و ویژگی‌های انسان مؤمن می‌باشند. مانند زنبور عسل که شهد گل‌های شیرین را می‌مکد و محصولی شیرین می‌سازد و هرگاه بر گلی بنشیند، آن را نمی‌شکند. چون خداوند به سبب نرمی و مهربانی چیزهایی ارزانی می‌دارد که با خشونت و سختی نمی‌دهد. بعضی از مردم هستند که دیگران، عاشق دیدارشان می‌باشند و با جان ودل از آنها استقبال می‌کنند. زیرا این‌ها سخنانی دوست داشتنی به زبان می‌آورند و در داد وستد، خرید و فروش و دیدار و خداحافظی رویکرد زیبا و پسندیده‌ای دارند. دوستیابی، فنی است که مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته و انسان‌های شرافتمند و نیکو، این فن را خوب می‌دانند؛ آنها هر جا که حضور یابند، از هر سو مردم پروانه وار گرد آنها حلقه می‌زنند. اگر آنها بیایند، شادی والفت با خود به همراه دارند و وقتی حضور نداشته باشند، همه سراغشان را می‌گیرند و برایشان دعا می‌کنند. این سعادتمندان، برنامه‌ای اخلاقی دارند؛ برنامه‌ای با این عنوان که ﴿ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ ٣٤﴾ [فصلت: ۳۴] «با همان شیوه که بهتر است، بر خورد کن؛ ناگهان می‌بینی کسی که میان تو و او دشمنی بوده، گویا دوستی صمیمی است». آنها، کینه‌ها را با عاطفه جوشان و بردباری گرم و گذشت زیبای خود می‌مکند، بدی را فراموش می‌نمایند و نیکی را به یاد دارند؛ سخنان ناشایست را می‌شنوند، اما گوششان به آن بدهکار نیست؛ بلکه هیچگاه آن سخنان را به خاطر نمی‌آورند. آنها خودشان در آرامش هستند و سایر مسلمانان نیز از دست آنها در امنیت و سلامتی قرار دارند. «مسلمان، کسی است که مسلمانان از دست و زبانش در امان باشند». «مؤمن کسی است که مردم دربارۀ خون‌ها و اموالشان او را امین خود بدانند». «خداوند، به من دستور داده که پیوند خویشاوندی خود را با کسی که آن را بریده، برقرار دارم و از کسی که بر من ستم روا داشته، گذشت کنم و به کسی که به من چیزی نداده، چیزی بدهم». (احادیث)﴿وَٱلۡكَٰظِمِينَ ٱلۡغَيۡظَ وَٱلۡعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِۗ﴾ [آل عمران: ۱۳۴] «آنهایی که خشم خود را فرو می‌برند و از مردم گذشت می‌نمایند». این‌ها را به پاداش آرامش و سکون در این چهان و نیز به قرار گرفتن در کنار پروردگار آمرزنده در میان باغ‌ها و نهرهای بهشت به عنوان پاداش در جهان آخرت بشارت بده». همچنین خدای متعال می‌فرماید: ﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ ٥٥﴾ [القمر:۵۵] «در جایگاهی راستین نزد فرمانروایی توانا».تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار????????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Wed, 17 May 2023 11:20:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان ها و راز های موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-ins42p8jfzyp</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahایمان. راز های موفقیت. اعتماد به نفسداستان های زیبا غم مخور ? راز شاد زیستن??????ایمان یعنی زندگیبدبختان واقعی کسانی هستند که از گنجینه‌های ایمان و از سرمایه یقین بی‌بهره می‌باشند.آنها، همواره در ناراحتی و خشم و ذلت بسر می‌برند. ﴿وَمَنۡ أَعۡرَضَ عَن ذِكۡرِي فَإِنَّ لَهُۥ مَعِيشَةٗ ضَنكٗا﴾ [طه: ۱۲۴] «هر کس از یاد من روی بگرداند، زندگی تنگی خواهد داشت».تنها ایمان به پروردگار جهانیان است که انسان را خوشبخت می‌نماید، وجودش را پاک می‌گرداند، او را شادمان و مسرور می‌کند وغم واندوه را از او دور می‌نماید. در حقیقت زندگی بدون ایمان هیچ مزه‌ای ندارد. تنها راه ملحدان، برای آنکه خود را از بدبختی‌ها و تاریکی‌ها و فجایع، راحت کنند، این است که خودکشی نمایند. براستی که زندگی بدون ایمان، چه زندگی فلاکت باری است. آنهایی که از آیین الهی و راه او منحرف شده‌اند، به نفرین همیشگی گرفتارند. ﴿وَنُقَلِّبُ أَفۡ‍ِٔدَتَهُمۡ وَأَبۡصَٰرَهُمۡ كَمَا لَمۡ يُؤۡمِنُواْ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَنَذَرُهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ ١١٠﴾ [الأنعام: ۱۱۰] «همانگونه که نخستین بار به وحی ایمان نیاوردند، دل‌ها و چشمانشان را دگرگون می‌کنیم و آنها را سر گشته در گمراهی‌شان رها می‌کنیم».عقل پس از تجربه‌ای طولانی و دشوار در طی قرون گذشته به این نتیجه رسیده که بت، خرافات است و کفر و الحاد، دروغ و بی‌اساسند؛پیامبران، صادق هستند؛ خداوند، برحق است و فرمانروایی و ستایش، او را سزاست و او بر هر چیزی تواناست. بعد از این تجربه وقت آن رسیده که جهان، قاطعانه باور کند که هیچ معبود به حقی جز خداوند نیست.سعادت وآرامش هر انسانی، متناسب با قوت و ضعف ایمان اوست. ﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗۖ وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ٩٧﴾ [النحل: ۹۷] «هر مرد و زن مؤمنی، کار شایسته انجام دهد، زندگی پاکیزه‌ای به او می‌دهیم و پاداش آنها را بهتر از آنچه می‌کرده‌اند، خواهیم داد». زندگی پاکیزه وآرامش خاطر زنان و مردان مومن، به خاطر نوید الهی است؛ آری! این زندگی پاک به خاطر آن است که دل‌هایشان به سبب محبت پروردگارشان استوار است و ضمیر آنها از آلودگی‌های انحراف پاک می‌باشد؛ بدین ترتیب آنها، هنگام بروز حوادث و فجایع، خونسرد وآرام هستند و از تقدیر راضیند؛ زیرا آنها به اینکه خداوند، پروردگارشان؛ اسلام، دینشان و محمد ﷺ، پیامبرشان می‌باشد؛ راضی و خوشنودند.تشکر از شما♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار??????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Mon, 15 May 2023 17:36:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رمز و راز موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-fiuktfhevndq</link>
                <description>ساحل. ساحل صافی زاده Sahel Safizadahراز موفقیت اعتماد به نفس. داستان های زیبا غم مخور ? راز شاد زیستن ????گوشه نشینی شرعی و خوب، این است که از شر و اهل آن واز افراد بیکار و بزهکار دوری کنی؛ در این صورت خاطرت آرام خواهد شد و ذهنت دُرهایی از حکمت ارائه خواهد داد و نگاهت، در باغ معرفت به حرکت خواهد آمد.گوشه‌گیری و دوری نمودن از آنچه که انسان را از کار خیر و عبادت باز می‌دارد و به خود مشغول می‌کند، داروی مهمی است که پزشکان و اطبای دل‌ها، آن را تجربه کرده‌اند. این دارو، موفقیت بزرگی در معالجه کسب کرده است ومن شما را به آن راهنمایی می‌کنم. دوری گزیدن از بدی و افراد یاوه کار و فرومایه، یعنی بارورسازی فکر و اندیشه، یعنی برافراشتن خیمه تقوای الهی، یعنی جشن میلاد بازگشت به سوی خدا و به یادآوردن او. اجتماع و گردهمایی پسندیده، جمع شدن در کنار هم برای نمازهای پنجگانه و ادای نماز جمعه و مجالس علم و همکاری با یکدیگر برای کار خیر است. اما مجالس بیجا و گردهایی‌های بی‌ارزش، چیزی است که باید به شدت از آن پرهیز کرد و از آن گریخت. از اینرو به خاطر اشتباهات خود اشک ندامت بریز، زبانت را کنترل کن و در خانه‌ات بمان. اختلاط و همنشینی بیهوده، جنگی بی‌رحمانه علیه روان انسان است و تهدیدی خطرناک برای امنیت و آرامش روانی می‌باشد. زیرا با کسانی همنشینی می‌کنی که ارکان شایعه پراکنی و قهرمانان دروغ بافی هستند و در ترساندن از بلا‌ها و حوادث پیش نیامده، استاد می‌باشند؛ آنها کاری می‌کنند که روزی هفت بار پیش از آنکه مرگت فرا برسد، بمیری. ﴿لَوۡ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمۡ إِلَّا خَبَالٗا﴾ [التوبة: ۴۷] «اگر همراه شما بیرون بیایند، جز تشویش و پریشانی چیزی به شما نمی‌افزایند». بنابراین تنها خواهش من از تو، این است که به کار خویش بپرداز و در خانه‌ات بنشین. مگر آنکه به قصد گفته یا کرده‌ای نیک، از خانه‌ات بیرون بروی؛ در این صورت می‌بینی که قلبت، سامان می‌یابد و وقت گرانبهایت ضایع نمی‌شود و دیگر عمر خویش را هدر نمی‌دهی. زبانت از غیبت، قلبت از پریشانی، گوش‌هایت از شنیدن سخنان ناشایست و هرز و دلت از بدگمانی، سالم و در امان خواهد ماند. هرکس که این را تجربه کرده، می‌داند و هرکس بر مرکب اوهام سوار شده و با توده مردم بی‌هدف حرکت نموده، او را به حال خودش رها کن.تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار??????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Sun, 14 May 2023 15:23:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساحل صافی زاده اعتماد به نفس</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%B5%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-dlnzo5xrr6y7</link>
                <description>ساحلساحل صافی زاده Sahel Safizadahراز های موفقیت. اعتماد به نفس غم مخور ? راز شاد زیستن?????چی کسی جواب میدهد؟ فردی که گرفتار مصیبت و بلا شده، به درگاه چه کسی آه و ناله سر می‌دهد و از چه کسی یاری می‌جوید؟ او، کیست؟ او کیست که جهانیان دست نیاز به سویش دراز می‌کنند و او را می‌خوانند؟ او کیست که زبان‌ها به یاد او حرکت می‌نمایند و دل‌ها، او را معبود و خدای خویش قرار می‌دهند؟ بدون شک او، خداوند است که هیچ معبود به حقی جز او نیست. بر ما لازم است که در سختی و آسانی و در خوشی و ناخوشی، او را صدا بزنیم و او را بخوانیم، در سختی‌ها به او توسل بجوییم و به درگاه او زاری و تضرع کنیم و با گریه و زاری و انابت، خود را به درگاهش بیندازیم. آن وقت است که مدد و یاری او فرا می‌رسد و توفیق و گره گشایی از سوی او می‌آید. ﴿أَمَّن يُجِيبُ ٱلۡمُضۡطَرَّ إِذَا دَعَاهُ﴾ [النمل: ۶۲] چه کسی درمانده را جواب می‌دهد، گمشده را باز می‌آورد، به بیمار تندرستی و سلامتی می‌بخشد، ستمدیده را یاری می‌کند، گمراه را هدایت می‌نماید و مصیبت و بلا را از مصیبت زده دور می‌کند؟ ﴿فَإِذَا رَكِبُواْ فِي ٱلۡفُلۡكِ دَعَوُاْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾ [العنکبوت: ۶۵] «وقتی در کشتی سوار شدند، مخلصانه خدا را به فریاد خواندند». در اینجا دعاهایی را که برای دور کردن غم و اندوه و ناراحتی آمده‌اند، بیان نمی‌کنم؛ بلکه شما را به کتاب‌های حدیث حواله می‌دهم تا بهترین شیوه خطاب نمودن پروردگارتان را بیاموزید، با او مناجات کنید، او را به فریاد بخوانید و به او امید داشته باشید.اگر به خدا ایمان داشته باشید، گویا همه چیز دارید و اگر به خدا ایمان نداشته باشید، همه چیز را از دست داده‌اید. دعا و خواندن پروردگارت، عبادت و طاعتی دیگر است که از به دست آمدن آنچه می‌جویی، بالاتر می‌باشد. برای بنده‌ای که فن دعا کردن را خوب یاد دارد، شایسته نیست که ناراحت و غمگین و پریشان شود؛ همه ریسمان‌ها قطع می‌گردند جز ریسمان او، همه درها بسته می‌شوند جز در او و او، نزدیک و شنوا و اجابت کننده است؛ در مانده را پاسخ می‌دهد و دعایش را اجابت می‌کند وقتی که او را بخواند.خداوند، به تو فرمان می‌دهد که او را بخوانی؛ حال آنکه تو نیازمند، ناتوان ومحتاج هستی و او، توانگر، نیرومند و یکتا و بزرگوار است. ﴿ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ﴾ [غافر: ۶۰] «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم». هرگاه بلاها و سختی‌ها، تو را فرا گرفتند، پیوسته خدا را یاد کن، اسم او را بگیر، فریاد بزن ومدد و یاری او را بجوی؛ پیشانیت را برای منزه‌دانستن و تقدیس نام او با خاک آغشته کن تا تاج آزادی را به دست بیاوری و بینی‌ات را در خاک عبودیت او به به خاک بمال تا مدال نجات را فراچنگ آوری؛ دست‌هایت را به سوی او دراز کن و زبان نیاز بگشای و زیاد از او بخواه و در خواستن و خواندن خدا مبالغه کن؛ به درگاهش آه و زاری نما و از او دور مشو، منتظر لطف و مهربانی او و یاریش باشد، نام او را بگیر و درباره او گمان نیک داشته باش وبه قصد او از همه ببر تا خوشبخت و موفق شوی.تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار?????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Sat, 13 May 2023 14:14:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساحل صافی زاده اعتماد به نفس</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%B5%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-ho2vwmp7k2xo</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahرازهای موفقیت اعتماد به نفس غم مخور  ? راز شاد زیستن?????از لیمو نوشیدنی شیرین بساز. انسان هوشمند و زیرک، زیان‌ها را به سود تبدیل می‌کند، ولی فرد نادان و بزدل، یک مصیبت را به دو مصیبت تبدیل می‌نماید. پیامبر ﷺ از مکه اخراج شد، آنگاه در مدینه اقامت گزید و در آنجا حکومتی تأسیس کرد که برای همیشه تاریخ، کارنامه زرین آن ماندگار است.امام احمد بن حنبل زندانی شد و شلاق خورد، آنگاه امام و پیشوای مسلمانان در سنت و حدیث گردید. سرخسی را در قعر چاه گذاشتند، او با یک کتاب بیست جلدی در موضوع فقه از زندان بیرون آمد. ابن اثیر خانه نشین گشت؛ آنگاه کتاب (جامع الاصول والنهایة) از معروفترین و مفیدترین کتاب‌های حدیث را تألیف کرد. ابن جوزی را از بغداد بیرون راندند، ولی او، قرائت‌های هفتگانه را آموخت. تب مرگ مالک بن ریب را فراگرفت و او، قصیده زیبا و مشهورش را که با دیوان اشعار شعرای دولت عباسی برابری می‌نماید، تقدیم جهانیان کرد. پسر ابوذؤیب هذلی مرد و او، مرثیه ای برایش سرود که جهانیان را به سکوت و حیرت واداشت و مردم، از شنیدن آن مات و مبهوت شدند و تاریخ، آن را در برگ‌های زرینش ثبت نمود.هرگاه مصیبت و فاجعه‌ای ناگهانی به سراغت آمد، به بخش مفید و قابل استفاده آن بنگر؛ اگر کسی به تو یک لیوان لیمو داد، مقداری شکر به آن بیفزای و اگر اژدهایی به تو هدیه کرد، پوست گرانبهایش را برای خود بردار و بقیه‌اش را رها کن. هرگاه عقربی تو را گزید، بدان که تو را در برابر سم مارها واکسینه کرده است. در شرایط سختی که داری، شادمان و مسرور باش تا برای ما از آن گل و یاسمن بیاوری. ﴿وَعَسَىٰٓ أَن تَكۡرَهُواْ شَيۡ‍ٔٗا وَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۖ﴾ [البقرة: ۲۱۶] «چه بسا چیزی را ناپسند بدانید و حال آنکه برای شما بهتر است».فرانسه قبل از انقلاب توفنده و بزرگش دو شاعر بزرگ را زندانی کرد؛ یکی از این شاعران فردی خوشبین و دیگری، فردی بدبین بود. هر دوی آنها سرشان را از پنجره زندان بیرون آوردند. شاعر خوشبین نگاهی به ستارگان انداخت و خندید؛ اما شاعر بدبین، به گل و خاک خیابانی که در کنارشان بود، نگاه کرد و گریست. همیشه به آن سوی تراژدی بنگر. چون شر محض نیست؛ بلکه در آن خوبی و پاداش و موفقیت نیز نهفته است.تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار??????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Sat, 13 May 2023 08:16:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Sahel Safi zadeh راز های موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/sahel-safi-zadeh-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-th91hx3qpp1z</link>
                <description>Sahel SafizadahSahelساحل صافی زاده رازهای موفقیت. اعتماد به نفس. روش زندگی بهتر. غم مخور ? راز شاد زیستن?????عوض هر چیزی را الله میدهد. ?خداوند، هر چیزی را که از تو بگیرد، بهتر از آن را به تو خواهد داد، به شرط اینکه شکیبایی ورزی و به پاداش الهی امیدوار باشی. چنانچه در حدیث آمده است: «هر کس که دو چشمش را از او گرفتم و او شکیبایی ورزید، در عوض آن به او بهشت را خواهم داد».«هر کس چیز دوست داشتنی او را از او گرفتم و او با چشم داشت پاداش، شکیبایی کرد، در عوض آن، بهشت را به او می‌دهم». هرکس فرزندش را از دست بدهد و شکیبایی ورزد، برایش خانه‌ای در بهشت جاودان ساخته خواهد شد. این، فقط یک مثال است؛ امور دیگر را بر همین اساس مقایسه کنید.از اینرو به خاطر گرفتار شدن به بلایی، تأسف و حسرت مخور. چون پاداش بهشت و مزد بزرگی، نزد کسی که این بلا را مقدر کرده، وجود دارد.دوستان خدا که در دنیا به بلا گرفتار شده‌اند، دربهشت برین مورد تمجید و ستایش قرار می‌گیرند. ﴿سَلَٰمٌ عَلَيۡكُم بِمَا صَبَرۡتُمۡۚ فَنِعۡمَ عُقۡبَى ٱلدَّارِ ٢٤﴾ [الرعد: ۲۴] «درودتان باد به خاطر شکیبایی و صبری که نمودید. چه زیباست سرای آخرت».شایسته است ما به پاداشی بنگریم که در برابر بلا داده می‌شود و در خیری که جای آن را پر می‌کند.﴿أُوْلَٰٓئِكَ عَلَيۡهِمۡ صَلَوَٰتٞ مِّن رَّبِّهِمۡ وَرَحۡمَةٞۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُهۡتَدُونَ ١٥٧﴾ [البقرة: ۱۵۷] «درود و رحمتی از جانب خداوند بر ایشان است و اینان راه یافتگانند».مصیبت دیدگان و بلاکشان را مبارک و مژده باد. بی‌تردید که عمر دنیا، کوتاه و گنج آن، ناچیز و اندک است و سرای آخرت، بهتر و ماندگارتر می‌باشد؛ هرکس، در این دنیا به بلا و مصیبتی گرفتار آید، در عوض در آن جهان پاداش خواهد یافت و هرکس در اینجا رنج و خستگی بکشد، در آنجا راحت خواهد شد؛اما سخت‌ترین چیز برای آنهایی که به دنیا دل بسته، عاشق آن گشته و به آن گرایش یافته‌اند، از دست دادن لذت‌ها و خوشی‌های دنیا و آرامش و راحتی آن است. بنابراین مصیبت‌ها و سختی‌ها بر آنان بسیار دشوار و غیر قابل تحمل می‌باشد؛ زیرا آنها فقط زیر پاهایشان را نگاه می‌کنند و از اینرو چیزی جز دنیای زودگذر و فانی و بی‌ارزش را نمی‌بینند.ای رنج دیدگان و ای مصیبت‌زدگان! هر چیزی که از دست بدهید، باز هم شما سود برده‌ اید. خداوند پیامی برایتان فرستاده که سرشار از مهرورزی، لطف، پاداش و انتخاب درست است.مصیبت دیده‌ای که چادر بلا، او را فرو پوشانده است، باید به این فکر کند که: «در نتیجه میان آنها دیواری زده می‌شود که دری دارد که درون آن، رحمت و بیرونش، عذاب است»: ﴿فَضُرِبَ بَيۡنَهُم بِسُورٖ لَّهُۥ بَابُۢ بَاطِنُهُۥ فِيهِ ٱلرَّحۡمَةُ وَظَٰهِرُهُۥ مِن قِبَلِهِ ٱلۡعَذَابُ ١٣﴾ [الحدید: ۱۳] آنچه نزد خداست بهتر و گواراتر و بزرگتر و ماندگارتر است.تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار??????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Fri, 12 May 2023 22:06:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساحل راز های موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-yyhmater7ing</link>
                <description>ساحلساحل صافی زاده SahelSahel Safizadahراز موفقیتاعتماد به نفسقضا و قدردلها با یاد الله آرام میگیرد. غم مخور ? راز شاد زیستن???دل به یاد الله آرام میگیردخداوند، راستگویی را دوست دارد؛ صراحت و رک گویی، صابون دل‌هاست؛ تجربه، دلیل و راهنما است و فرد بامروت و خلّاق به خانواده‌اش دروغ نمی‌گوید؛ هیچ کاری نیست که به اندازه ذکر خدا به دل‌ها آرامش بخشد و پاداشی بزرگتر از پاداش ذکر داشته باشد.﴿فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ﴾ [البقرة: ۱۵۲] «مرا یاد کنید، شما را یاد می‌کنم». ذکر و یاد الهی، بهشت خداوند بر روی زمین است؛ هرکس وارد این بهشت نشود، وارد بهشت آخرت نخواهد شد. ذکر خدا یعنی نجات دادن جسم و روح از خستگی‌ها و آشفتگی‌ها و بلکه ذکر خدا، راهی کوتاه و راحت به سوی هر نوع موفقیت و کامیابی است. آموزه‌های وحی را مطالعه نما تا فواید ذکر را ببینی و از داروی آن استفاده کن تا بهبودی و شفا حاصل کنی. با ذکر خدا ابرهای هراس و پریشانی و غم و اندوه دور می‌شوند. با یاد او کوه‌های ناراحتی و رنج و افسوس از جا کنده می‌گردند.تعجبی نیست که ذاکران، احساس آرامش نمایند؛ زیرا این، قاعده و اصلی کلی است. اما شگفت در این است که آنهایی که از ذکر او غافلند، چگونه زندگی می‌کنند؟ ﴿أَمۡوَٰتٌ غَيۡرُ أَحۡيَآءٖۖ وَمَا يَشۡعُرُونَ أَيَّانَ يُبۡعَثُونَ ٢١﴾ [النحل: ۲۱] «مردگانی غیرزنده هستند و نمی‌دانند که چه زمانی برانگیخته می‌شوند». ای کسی که از درد و رنج شکایت می‌کنی و از حوادث و رخدادها آه و ناله سر می‌دهی و مصایب، تو را گریزان کرده است! بیا و اسم او را بگیر و فریاد برآور. ﴿هَلۡ تَعۡلَمُ لَهُۥ سَمِيّٗا ٦٥﴾ [مریم:۶۵] «آیا شبیه و همانندی برای خدا سراغ داری؟»هر چه بیشتر خدا را یاد کنی، بیشتر آسوده خاطر می‌شوی، دلت آرام می‌گیرد و احساس خوشبختی می‌کنی. در ذکر خدا مفاهیمی همچون توکل بر خدا، اعتماد به او، انابت و بازگشت به سوی او، به او گمان نیک داشتن و انتظار گره گشایی از جانب او نهفته‌اند. خداوند، نزدیک است هر گاه خوانده شود و شنوا است و صدای کسی که او را به فریاد می‌خواند، می‌شنود و چون از او خواسته شود، اجابت می‌کند.پس فروتنی و زاری و تضرع کن؛ بیان یگانگی خدا، ستایش او، دعا خواستن از او و استغفار و طلب آمرزش از او را ورد زبان خویش بگردان، آنگاه به یاری و خواست او سعادت، سرور، نور و شادی را خواهی یافت. ﴿فَ‍َٔاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا وَحُسۡنَ ثَوَابِ ٱلۡأٓخِرَةِۗ﴾ [آل عمران: ۱۴۸] «خداوند پاداش دنیا و بهترین پاداش آخرت را به آنان داد».قضـا و قـدرپیراهن شخصیت دیگران را به تن نکن و در شخصیت آنها ذوب مشو؛ چون این یک عذاب همیشگی است. بسیارند کسانی که خودشان، صدایشان، حرکت‌ها، سخنان، استعدادها و شرایط خود را فراموش می‌کنند تا در شخصیت دیگران ذوب شوند و از بین بروند. حتی برای این کار مجبور می‌شوندتکلف کنند، خودستایی نمایند، بسوزند و وجود و شخصیت خودشان را از بین ببرند. از آدم که اولین انسان است تا آخرین انسانی که پا به این جهان می‌گذارد، دو نفر، مثل هم نبوده‌اند. پس چگونه انتظار داریم که اخلاق و استعدادهایشان یکی باشد؟ تو چیز دیگری هستی و در تاریخ گذشته نمونه و همانندی نداشته‌ای؛ پس از این هم در دنیاکسی نخواهد آمد که از لحاظ شخصیت و اخلاق، کاملاً شبیه تو باشد.تو، با زید و عمرو کاملاً فرق می‌کنی؛ پس خودت را در غار تقلید و درآوردن ادا و اطوار دیگران و ذوب شدن در شخصیت آنها گرفتار نکن. بلکه با همان صورت و عادتی که داری، پیش برو. ﴿قَدۡ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٖ مَّشۡرَبَهُمۡۖ﴾ [البقرة: ۶۰] «هر گروهی از مردم محل نوشیدن خود را دانستند».﴿وَلِكُلّٖ وِجۡهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَاۖ فَٱسۡتَبِقُواْ ٱلۡخَيۡرَٰتِۚ﴾ [البقرة: ۱۴۸] «و هر یک جهت و سمتی دارد که رو به آن می‌کند. پس در انجام کارهای خوب پیشی بگیرید».آنگونه زندگی کن که آفریده شده‌ای؛ صدایت را تغییر مده و نحوۀ فریاد زدنت را دگرگون نکن و چگونگی راه رفتن خود را عوض مکن؛ خود را به وسیله وحی پیراسته کن و تربیت نما. نباید وجود و شخصیت خود را لغو و باطل کنی و استقلال خود را از بین ببری. تو رنگ و روی خودت را داری و ما می‌خواهیم تو را با همان رنگ و روی خودت ببینیم. چون تو اینگونه آفریده شده‌ای و ما تو را اینگونه شناخته‌ایم.«هیچ یک از شما بی‌شخصیت نباشد».مردم از لحاظ طبیعت و سرشتشان بیشتر به درختان مشابهت دارند؛ میوه بعضی از درختان، شیرین؛ و میوه برخی، ترش است. برخی از درختان، کوتاه؛ و برخی بلند هستند؛ باید هم اینگونه متفاوت باشند. اگر تو مثل موز هستی، خودت را به گلابی تبدیل نکن. چون زیبایی و ارزش تو در این است که موز باشی. متفاوت بودن رنگ‌ها، زبان‌ها، استعدادها و توانایی‌های ما، یکی از نشانه‌های خداوند است؛ پس نشانه‌ها و آیات او را نباید انکار کرد.تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار?????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Fri, 12 May 2023 12:07:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساحل صافی زاده اعتماد به نفس</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%B5%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-fuxrmoilzgf1</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahراز موفقیت. اعتماد به نفس غم مخور? راز شاد زیستنبی شخصیت نباش?پیراهن شخصیت دیگران را به تن نکن و در شخصیت آنها ذوب مشو؛ چون این یک عذاب همیشگی است. بسیارند کسانی که خودشان، صدایشان، حرکت‌ها، سخنان، استعدادها و شرایط خود را فراموش می‌کنند تا در شخصیت دیگران ذوب شوند و از بین بروند. حتی برای این کار مجبور می‌شوند تکلف کنند، خودستایی نمایند، بسوزند و وجود و شخصیت خودشان را از بین ببرند. از آدم که اولین انسان است تا آخرین انسانی که پا به این جهان می‌گذارد، دو نفر، مثل هم نبوده‌اند. پس چگونه انتظار داریم که اخلاق و استعدادهایشان یکی باشد؟ تو چیز دیگری هستی و در تاریخ گذشته نمونه و همانندی نداشته‌ای؛ پس از این هم در دنیا کسی نخواهد آمد که از لحاظ شخصیت و اخلاق، کاملاً شبیه تو باشد.تو، با زید و عمر و کاملاً فرق می‌کنی؛ پس خودت را در غار تقلید و درآوردن ادا و اطوار دیگران و ذوب شدن در شخصیت آنها گرفتار نکن. بلکه با همان صورت و عادتی که داری، پیش برو. ﴿قَدۡ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٖ مَّشۡرَبَهُمۡۖ﴾ [البقرة: ۶۰] «هر گروهی از مردم محل نوشیدن خود را دانستند».﴿وَلِكُلّٖ وِجۡهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَاۖ فَٱسۡتَبِقُواْ ٱلۡخَيۡرَٰتِۚ﴾ [البقرة: ۱۴۸] «و هر یک جهت و سمتی دارد که رو به آن می‌کند. پس در انجام کارهای خوب پیشی بگیرید».آنگونه زندگی کن که آفریده شده‌ای؛ صدایت را تغییر مده و نحوۀ فریاد زدنت را دگرگون نکن و چگونگی راه رفتن خود را عوض مکن؛ خود را به وسیله وحی پیراسته کن و تربیت نما. نباید وجود و شخصیت خود را لغو و باطل کنی و استقلال خود را از بین ببری. تو رنگ و روی خودت را داری و ما می‌خواهیم تو را با همان رنگ و روی خودت ببینیم. چون تو اینگونه آفریده شده‌ای و ما تو را اینگونه شناخته‌ایم.«هیچ یک از شما بی  شخصیت نباشد».مردم از لحاظ طبیعت و سرشتشان بیشتر به درختان مشابهت دارند؛ میوه بعضی از درختان، شیرین؛ و میوه برخی، ترش است. برخی از درختان، کوتاه؛ و برخی بلند هستند؛ باید هم اینگونه متفاوت باشند. اگر تو مثل موز هستی، خودت را به گلابی تبدیل نکن. چون زیبایی و ارزش تو در این است که موز باشی. متفاوت بودن رنگ‌ها، زبان‌ها، استعدادها و توانایی‌های ما، یکی از نشانه‌های خداوند است؛ پس نشانه‌ها و آیات او را نباید انکار کرد.تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار??????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Thu, 11 May 2023 20:37:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Sahel رازهای موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/sahel-%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-pltmnw62yisy</link>
                <description>Sahel Safizadahساحل صافی زاده رازهای موفقیتغم مخور ? راز شاد زیستن????خلا های بیکاری را بار کردن پر کنیـــد. افراد بیکار، همواره به شایعه پرا کنی ودروغ بافی مشغولند؛ چرا که خاطر و اذهانشان مشوش است؛ ﴿رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ ٱلۡخَوَالِفِ﴾ [التوبة: ۸۷] «راضی شده‌اند تا با بازماندگان (از جنگ) باشند».خطرناکترین حالت برای ذهن، زمانی است که فرد بیکار می‌باشد. در چنین وضعیتی او، مانند خودرویی است که در سراشیبی با سرعت زیاد و بدون راننده به سمت پایین می‌رود؛ گاهی به سمت راست کج می‌شود و گاهی به سمت چپ. هر روز که در زندگی بیکار می‌شوی، خودت را برای ناراحتی وغم و اندوه آماده کن. زیرا بیکاری، همه پرونده‌های گذشته، فعلی و آینده را از کمدهای زندگی بیرون می‌آورد و پیش تو می‌گذراند و تو را آشفته و پریشان می‌کند. توصیه من به خودم و شما، این است که به جای این تنبلی کُشنده به انجام کارهای مفید بپردازید. چون تنبلی و بیکاری، یعنی زنده به گور کردن غیرمحسوس خود.بیکاری، بیشتر به یک شکنجه آرام و تدریجی می‌ماند که در زندان‌های چین زندانیان را با آن شکنجه می‌کنند. چینی‌ها، زندانی را زیر یک لوله آب قرار می‌دهند که در هر دقیقه یک قطره آب از آن می‌چکد؛ از آنجا که زندانی پس از چکیدن یک، قطره منتظر قطره بعدی می‌ماند، در نهایت بر اثر این انتظار دیوانه می‌شود.راحت نشستن، غفلت است و بیکاری، دزدی حرفه‌ای؛ عقل بیکار نیز قربانی و شکاری است که این جنگ‌های خیالی، آن را پاره پاره می‌کنند.پس اینک برخیز، نماز بگزار، تسبیح بگو، مطالعه کن، بنویس، دفتر کار یا خانه‌ات را درست و مرتب کن و یا به دیگران کمک نما تا بدین سان از بیکاری رهایی یابی. من، خیرخواه تو هستم و تو را نصیحت می‌کنم. سَر بیکاری را با چاقوی کار کردن ببر؛ پزشکان جهان ۵۰% سعادت تو را با این اقدام به موقع تضمین می‌کنند. به کشاورزان و نانوایان و بناها نگاه کن که آنها همچون گنجشک‌ها در کمال سعادت و راحتی ترانه می‌خوانند و اما تو بر بستر خود نشسته‌ای، اشکهایت را پاک می‌کنی وآشفته و حیران هستی؛ زیرا تو نیش خورده وگزیده شده‌ای.تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار??????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Thu, 11 May 2023 07:11:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساحل صافی زاده راز موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%B5%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-iwcwwco7towi</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahراز موفقیتغم مخور ? راز شاد زیستن????نیکی به دیگران مایه آرامش است. خوبی و نیکی، همانند نام‌هایشان زیبا و پسندیده هستند. اولین کسانی که از نیکی کردن به مردم استفاده می‌برند، خود نیکوکاران هستند. آنان، خیلی زود ثمره آن را می‌چینند و نتیجه‌اش را در وجود، اخلاق، رفتار و درون خود می‌بینند و احساس آرامش و راحتی می‌کنند.هرگاه با مشکلی برخوردی و پریشانی و ناراحتی برایت پیش آمد، به دیگران نیکی کن؛ در این صورت مشکلت، خیلی زود حل خواهد شد و احساس آرامش خواهی کرد. به بینوا چیزی ببخش، ستمدیده‌ای را یاری کن، گرفتاری را نجات بده، گرسنه‌ای را غذا بده، به شکست خورده‌ای کمک کن، آنگاه خواهی دید که سعادت از هر سو تو را درآغوش می‌گیرد.نیکی کردن و انجام کار خیر، مانند عطر و مشک است که حامل و فروشنده و مشتری، همه، از آن بهره مند می‌شوند. پیامدهای روانی نیکی کردن به دیگران، همانند داروهای خوب و خجسته‌ای هستند که در داروخانۀ کسانی عرضه می‌شوند که دل‌هایشان، سرشار از نیکی و احسان است.توزیع لبخندها درمیان نیازمندان اخلاق، صدقه جاریه‌ای در دنیای ارزش‌هاست؛ هرچند با برادرت با چهره‌ای باز روبرو شوی. اما ترشرویی، اعلام جنگی خانمانسوز علیه دیگران است که فقط خداوند دانا از پیدا و پنهان، عواقب آن را می‌داند.زنی فاحشه، دو دستش را پر از آب می‌کند تا سگی درنده از تشنگی نجات یابد؛ خداوند، به پاداش این کار، آن زن را به بهشتی وارد می‌نماید که پهنایش به اندازه آسمانها و زمین است. چون کسی که پاداش می‌دهد، آمرزگار و قدرشناس و زیباست؛ او، زیبایی را دوست دارد و توانگر ستوده است.ای کسانی که کابوس‌های بدبختی، اضطراب و هراس، شما را تهدید می‌کند! به بوستان خوبی و نیکی کردن بیایید و به دیگران کمک کنید، مهمان نوازی نمایید، همدردی کنید و به دیگران خدمت نمایید تا مزه و طعم و رنگ سعادت راببینید.﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ ١٩ إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ ٢٠ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ ٢١﴾ [اللیل: ۱۹- ۲۱] «هیچکس، بر او حق نعمتی ندارد تا (بدینوسیله نعمتش پاسخ گوید و از سوی آن نعمت) جز داده شود. بلکه تنها هدف اوف جلب رضای ذات پروردگار بزرگش می‌باشد. قطعاً (شخصی که چنین کارهایی کرده، از کارهایش و نیز از پادش آنها) خشنود خواهد شد».تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار??????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Wed, 10 May 2023 15:42:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساحل صافی زاده راز موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%B5%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-um8cxliwhg64</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahغم مخور  ? راز شاد زیستن??????از هیچ کس انتظار تشکر نداشته باش?خداوند، بندگان را آفریده است تا او را پرستش نمایند و به آفریده‌ها روزی داده تا شکر او را بگزارند. بسیاری از بندگان او را رها کرده و چیزهای دیگری را عبادت کرده و بیشتر، جز او را سپاس گزارده‌اند. از آنجا که سرشت ناسپاسی و نمک نشناسی و ستمگری، بر نفس‌ها غالب است، گاهی می‌بینی که از تو تشکر نمی‌کنند و خوبیت را فراموش می‌کنند؛ بلکه گاهی ممکن است به دشمنی و ستیز با تو برخیزند و تو را به توپ کینه و انتقاد ببندند؛ نه به خاطر چیزی دیگر، بلکه فقط برای آنکه به آنها نیکی کرده‌ای! از اینرو نباید حالت شوک به تو دست دهد و آزرده شوی.﴿وَمَا نَقَمُوٓاْ إِلَّآ أَنۡ أَغۡنَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ مِن فَضۡلِهِۦ﴾ [التوبة: ۷۴] «و آنها دشمنی نکردند مگر به خاطر آنکه خدا و پیامبرش آنها را از لطف خویش توانگر کرده‌اند».دفتر گشوده جهان را مطالعه کن؛ داستان پدری را مشاهده خواهی کرد که فرزندش را پرورده، به او آب و نان داده، به تربیت و تعلیم او پرداخته و شب‌ها بیدار مانده است تا پسرش بخوابد؛ خودش گرسنه مانده تا فرزندش سیر باشد و رنج‌ها کشیده تا فرزند راحت باشد، اما وقتی این پسر، جوان و نیرومند گردید، همچون سگی درنده برای پدر دندان تیز نمود، پدرش را توهین و تحقیر کرد، بر او پرخاش نمود و از او نافرمانی کرد؛ خلاصه اینکه عذاب و بلایی برای پدر گردید.آری! باید کسانی که انسان‌های پست فطرت و بی‌اراده، برگ‌های خوبی آنان را به آتش کشیده‌اند، خونسردی و آرامش خود را حفظ کنند و به این شادمان باشند که پاداش آنها را خداوندی خواهد داد که گنجینه‌های او تمام نمی‌شود. این پیام گرم از تو نمی‌خواهد که خوبی و نیکی کردن به دیگران را رها کنی، بلکه تو را برای این آماده می‌کند که منتظر قدرنشناسی مردم باشی و این احتمال را بدهی که نیکی تو را فراموش نمایند. پس از آنچه می‌کنند، ناراحت مباش وکار خوب را برای خدا انجام بده. چون در این صورت به هر حال تو موفق هستی و ناسپاسی مردم، به تو زیانی نخواهد رساند. خداوند را ستایش کن که به تو توفیق نیکوکاری داده است؛ هرچند فرد ناسپاس، انسانی بدکار است. دست بالا و دهنده، بهتر از دست پایین و گیرنده است. ﴿إِنَّمَا نُطۡعِمُكُمۡ لِوَجۡهِ ٱللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمۡ جَزَآءٗ وَلَا شُكُورًا ٩﴾ [الإنسان: ۹] «ما، شما را به خاطر رضای خدا خوراک می‌دهیم، از شما مزد و تشکر نمی‌خواهیم».بسیاری از خردمندان، فراموش کرده‌اند که ناسپاسی، خصلت و سرشت مردم فرومایه است؛ گویا اندیشمندان، این پیام وحی را نشنیده‌اند که چنین مردمی را به خاطر سرکشی وتمردشان، مورد سرزنش قرار می‌دهد و می‌گوید: ﴿مَرَّ كَأَن لَّمۡ يَدۡعُنَآ إِلَىٰ ضُرّٖ مَّسَّهُۥ﴾ [یونس: ۱۲] «چنان می‌گذرد که گویا ما را به خاطر زیانی که به او رسیده بود، به فریاد نخوانده است».اگر به یک انسان ابله قلمی هدیه دادی و او، با همین قلم در نکوهش تو چیزهایی نوشت، تعجب نکن. همچنین اگر عصایی به فردی کم خرد هدیه نمودی تا بر آن تکیه زند و گوسفندانش را با آن بچراند و او، با همان عصا سرت را شکست، شگفت زده مباش. انسان‌هایی که در کفن قدرنشناسی، مومیایی شده‌اند، همین قاعده رادر تعامل با آفریننده خود دارند؛ پس با من و تو چگونه خواهند بود؟!تشکر از شما ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار????????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Wed, 10 May 2023 08:15:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساحل صافی زاده راز موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%B5%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-w4shgkcsblqx</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahغم مخور: ?راز شاد زیستن?در فکر آینده نباشآینده را بـــــــگــــذار تــا بیـــایــدت﴿أَتَىٰٓ أَمۡرُ ٱللَّهِ فَلَا تَسۡتَعۡجِلُوهُۚ﴾ [النحل: ۱] «فرمان خدا سر رسید؛ پس در آمدن آن شتاب مورزید».از حوادث پیشی مگیر؛آیا می‌خواهی بچه، نارس زاییده شود و جنین، سقط گردد؟آیا می‌خواهی میوه را کال بچینی؟ فردا، هنوز نیامده و هیچ مزه و رنگی هم ندارد؛ پس چرا ما خودمان را به میوه آن مشغول می‌کنیم، از مصیبت‌های آن می‌هراسیم، به حوادث آن توجه می‌نماییم و در انتظار فجایع آن هستیم؟ در صورتی که نمی‌دانیم که آیا مانعی، میان ما و رخدادهای تلخ فردا حایل خواهد شد یا اینکه ما گرفتار فجایع آن می‌گردیم؛ نیز نمی‌دانیم که چه بسا فردا، سرشار از سرور و شادی باشد. مهم این است که آینده در دنیای پنهان و عالم غیبت نهفته می‌باشد و هنوز به زمین نرسیده است. لذا ما نباید نرسیده به پل، دغدغه عبور از آن را در سر بپرورانیم؛ اصلاً چه کسی می‌داند؟شاید ما قبل از رسیدن به پل توقف کنیم و شاید پل قبل از رسیدن ما، فرو بریزد و شاید هم به پل برسیم و با سلامتی از آن عبور کنیم.دادن محیطی گسترده‌تر به ذهن برای اندیشیدن در باره آینده و گشودن کتاب غیب و نگرانی بیجا از اتفاقات احتمالی آینده، از نظر شرعی امری ناپسند است. چون اندیشیدن زیاد به آینده، نشانگر داشتن آرزوی طولانی است و از نظر عقلی نیز چنین چیزی، مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته است. چرا که این کار، کشتی گرفتن با سایه می‌باشد، نه آینده نگری.بسیاری از جهانیان از فقر و گرسنگی و از بیماری و مشکلاتی که آینده خود را در معرض گرفتار شدن به آن می‌بینند، بیمناک هستند! همه این‌ها از برنامه‌های مدارس شیطان است: ﴿ٱلشَّيۡطَٰنُ يَعِدُكُمُ ٱلۡفَقۡرَ وَيَأۡمُرُكُم بِٱلۡفَحۡشَآءِۖ وَٱللَّهُ يَعِدُكُم مَّغۡفِرَةٗ مِّنۡهُ وَفَضۡلٗا﴾ [البقرة: ۲۶۸] «شیطان، به شما وعده فقر می‌دهد و شما را به زشتی‌ها امر می‌کند و خداوند، شما را به آمرزشی از جانب خود و به لطف و فضل خویش نوید می‌دهد».بسیاری، برای این گریه می‌کنند که فردا گرسنه خواهند بود و یا یک سال بعد بیمار خواهند شد! و یا ناراحت هستند که صد سال دیگر دنیا تمام می‌شود وبه پایان می‌رسد.کسی که زندگیش، در دست کسی دیگر است، نباید به آنچه وجود ندارد، شرط ببندد و کسی که نمی‌داند کی و چه زمانی خواهد مرد، برایش درست نیست که به چیزی مشغول شود که وجود و حقیقتی ندارد. فردا و آینده را بگذار تا بیاید؛ از اخبار آن مپرس و منتظر حمله آن مباش. چون تو فعلاً به امروز مشغول هستی. تعجب و شگفتی اینجاست که افرادی غم و اندوه را به صورت نقدی وام می‌گیرند تا آن را در روزی که هنوز خورشید آن طلوع نکرده، بازپس دهند!! پس از آرزوی طولانی بپرهیزید.چگونه با انتقاد بزهکاران و ناجوانمردان روبرو شویم؟ ابلهان بزهکار خداوند آفریننده، روزی‌دهنده و یگانه و یکتایی را که هیچ معبود به حقی جز او نیست، به باد ناسزا گرفته‌اند؛ پس من و تو چه توقعی داریم؟ حال آنکه ما، بندگانی هستیم که گناه و خطا از ما سر می‌زند؛ شما در زندگی خود با جنگی خانمانسوز و همیشگی، انتقادی ناجوانمردانه و تلخ روبرو می‌شوید و به صورت هدفمند و سازمان یافته برای ترور و تخریب شخصیت، مورد انتقاد بی‌رحمانه قرار می‌گیرید و تا زمانی که بازدهی داشته باشی، بسازی، تأثیر بگذاری و بدرخشی، به عمد مورد اهانت قرار خواهی گرفت؛ این‌ها، از تو دست نخواهند کشید مگر آنکه تونلی در اعماق زمین حفر کنی و در آن خود را پنهان نمایی یا اینکه نردبانی به آسمان بزنی و از دست این‌ها بگریزی؛ اما تا وقتی در میان آنها هستی، از آنها انتظار چیزی را داشته باش که تو را ناراحت می‌کند، تو را به گریه می‌اندازد، دلت را خونین می‌نماید و خواب را از چشمانت می‌رباید.کسی که روی زمین نشسته است، نمی‌افتد. مردم، هیچگاه به مرده لگد نمی‌زنند؛آنان به خاطر این بر تو خشم گرفته‌اند که در درستکاری یا دانش یا ادب و یا ثروت از آنها برتر هستی. بنابراین چون از آنها پیشی گرفته‌ای، از نگاه آنان گناهکار و مجرم می‌باشی و توبه‌ات پذیرفته نخواهد شد مگر آنکه نعمت‌های خدادادی و استعدادهایت را رها کنی، از همه صفات و ویژگی‌های پسندیده‌ات دوری نمایی و لباس مفاهیم پسندیده و مروت را از تن خود بیرون آوری وکودن، احمق، دست خالی، شکست خورده و رنجدیده شوی. این، چیزی است که آنها از تو می‌خواهند.بنابراین در برابر سخنان، انتقادها و تحقیر و تخریب این‌ها استوار باش و مقاومت کن و مانند صخره‌ای باش که وقتی دانه‌های تگرگ به آن اصابت می‌کنند، به علت صلابت و توان صخره می‌شکنند و از هم می‌پاشند. اگر تو به حرف‌های این‌ها گوش بسپاری و واکنش نشان دهی، بزرگترین آرزوی آنها را که تیره شدن صفای زندگی توست، برآورده نموده‌ای. پس به زیبایی از آنها درگذر و چشم پوشی کن و از آنها روی بگردان و از مکر و حیله‌هایشان دلتنگ مباش. انتقاد پوچ و بی‌ارزش آنها در حقیقت شرح حالی محترمانه و زیبا برای توست و هرکس به اندازه وزن و جایگاه و اهمیت خود مورد انتقاد بزهکارانه و دروغین قرار می‌گیرد.تو نمی‌توانی دهان منتقدان کینه توز را ببندی یا زبان‌هایشان را گره بزنی، ولی با دوری گزیدن از آنها و بی‌اعتناعی به آنان و سخنانشان می‌توانی انتقاد آنها را زیر پا له کنی و در زیر خاک‌ها دفن نمایی؛ ﴿قُلۡ مُوتُواْ بِغَيۡظِكُمۡۗ﴾ [آل عمران: ۱۱۹] «بگو به سبب خشمتان بمیرید». بلکه با افزودن فضایلت و رشد دادن خوبی‌هایت و اصلاح کجی‌هایت، دهانشان را پر از خاک خواهی کرد. اگر می‌خواهی همه تو را دوست بدارند و همه تو را قبول داشته باشند و از دیدگاه جهانیان فردی کامل و بی‌عیب باشی، امری محال و ناممکن را طلبیده‌ای و آرزویی دست نیافتنی را در سر می‌پرورانی.تشکر از شمـــا♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥الله نگهدار?????????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Tue, 09 May 2023 15:41:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساحل صافی زاده راز موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%B5%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-nsdnzn6ipuht</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahموفقیت. رازهای موفقیت. راز موفقیت. شاد زیستنغم مخور: راز شاد زیستنآمـــــــــــــــــــــــــروز  فـقــــط  ?آمــــــــــــــــــــــــــــروز??چون صبح کردی، منتظر شام مباش؛ گویا فقط امروز زندگی خواهی کرد، نه دیروزی که با خوب و بدش تمام شده و نه فردایی که هنوز نیامده است.امروز فقط روز توست؛ عمر تو، فقط یک روز است؛ پس ذهن و خاطرت را فقط به زندگی امروز معطوف بدار؛ گویا امروز بدنیا آمده‌ای و امروز خواهی مرد. اگر چنین باشی، دیگر زندگی تو در میان خاطرات تلخ و اندوه و ناراحتی گذشته و میان توقع آینده و شبح ترسناک و خیزش وحشتناک آن از هم نخواهد پاشید.توجه و تلاش و ابتکار خود را فقط صرف امروز بگردان. پس امروز باید نمازی درست و خاشعانه بخوانی و با تدبر، قرآن را تلاوت کنی؛ با حضور دل به ذکر بپردازی، کارها را سنجیده انجام دهی، اخلاقی زیبا ارائه نمایی، به بهره و قسمت خویش راضی باشی، به ظاهر خود توجه نمایی و به جسم و تن خویش اهتمام بورزی و به دیگران فایده برسانی.ساعت‌های امروز را تقسیم کن و از دقیقه‌های آن به اندازه سال‌ها و از ثانیه‌های آن به اندازه ماه‌ها استفاده کن؛ امروز نهال خوبی و مهر بکار و کارهای زیبا انجام بده. از پروردگارت آمرزش بخواه و پروردگارت را به یادآور و برای سفر از این جهان، خودت را آماده کن. بدین سان امروز با شادمانی و سرور و در امنیت و آرامش زندگی بسر می‌نمایی و از روزی و همسر و فرزندان و شغل خود و از خانه و دانش و جایگاه خود راضی خواهی بود؛ ﴿فَخُذۡ مَآ ءَاتَيۡتُكَ وَكُن مِّنَ ٱلشَّٰكِرِينَ ١٤٤﴾ [الأعراف: ۱۴۴] «پس آنچه را به تو عطا کرده‌ام، بگیر و از شکرگزاران باش».خلاصه اینکه اگر رویه‌ای را که گفتم، در پیش بگیری، امروز را بدون ناراحتی و پریشانی و بدون حسد و کینه و ناخرسندی می‌گذرانی.یک جمله باید بر لوح قلبت نقش ببندد؛ این جمله را در دفتر خود با خطی درشت بنویس و آن اینکه (امروز فقط امروز).اگر امروز نانی گرم و گوارا بخوری، آیا نان خشکی که دیروز خورده‌ای یا نانِ فردا که هنوز معلوم نیست چه باشد، به تو زیانی می‌رساند؟وقتی امروز آبی شیرین و گوارا می‌نوشی، چرا برای آب تلخ و شوری که دیروز نوشیده‌ای، غم می‌خوری و چرا خودت را از ترس اینکه شاید فردا آبی آلوده و گرم بهره تو باشد، ناراحت و افسرده می‌کنی؟اگر اراده‌ای آهنین و قاطع داشته باشی، خودت را به این نظریه که: فقط امروز زندگی خواهم کرد، قانع می‌نمایی. وقتی این تئوری در ذهن و وجودت جای بگیرد، آنگاه می‌توانی از هر لحظه امروز برای ساختن خود، شکوفایی استعدادهایت و سامان دادن کارهایت استفاده کنی؛ در این صورت خواهی گفت: امروز باید سخنانی درست به زبان بیاورم؛ پس سخن بیهوده و ناسزا و غیبت به زبان نمی‌آورم. امروز باید خانه و کتابخانه‌ام مرتب باشد؛ پس هیچ در هم بر همی نخواهم گذاشت و بلکه همه چیز باید منظم و مرتب باشد. فقط امروز زندگی می‌کنم؛ پس به نظافت و قیافه ظاهری خود اهتمام می‌ورزم و می‌کوشم رفتار و سخنان و حرکت‌های سنجیده و درستی از من سر زند.فقط امروز زنده هستم؛ پس در عبادت پروردگارم و خواندن نماز به کاملترین شکل تلاش می‌کنم و سعی می‌نمایم با خواندن نوافل، توشه‌ای برای آخرت خود بیندوزم و نکته مفیدی حفظ کنم و کتابی مفید مطالعه نمایم.زندگی من فقط امروز است؛ پس نهال فضیلت و خوبی را در قلب خود می‌کارم و درخت شر و بدی را به همراه شاخه‌های خاردارش که کینه، خودپسندی، ریا و بدگمانی است، از ریشه باغ دلم در می‌آورم.فقط امروز زندگی خواهم کرد؛ از اینرو به دیگران سود می‌رسانم و به مردم نیکی می‌کنم، به عیادت بیمار می‌روم، در تشییع جنازه‌ای شرکت می‌کنم، آدم گمشده و سرگردانی را راهنمایی می‌نمایم، به گرسنه‌ای خوراک می‌دهم، مشکل کسی را حل می‌کنم، در کنار ستمدیده‌ای می‌آیستم و او را زیر چتر حمایتم قرار می‌دهم؛ برای فرد ضعیف و ناتوانی سفارش می‌کنم، با انسانی مصیبت زده و رنجدیده همدردی می‌کنم، به عالم و دانشمندی احترام می‌گذارم، دست شفقت و مهربانی بر سر کوچکترها می‌کشم و بزرگترها را گرامی می‌دارم.فقط امروز زندگی خواهم کرد؛ پس ای گذشته‌ای که رفته و پایان یافته‌ای! همانند خورشیدت غروب کن؛ من هرگز برای تو نخواهم گریست وحتی لحظه‌ای هم برای به یاد آوردن تو درنگ نمی‌کنم. چون تو، ما را ترک گفته واز کوی ما رخت بر بسته‌ای و هرگز به سوی ما باز نخواهی گشت.و ای آینده! تو در عالم غیب و دنیای پنهان هستی؛ من، با خیالات تعامل نمی‌کنم و خودم را به اوهام نمی‌فروشم و برای تولد چیزی که وجود ندارد، شتاب نمی‌ورزم؛ چون فردا، هنوز به وجود نیامده و آفریده نشده است. ای انسان! امروز، فقط امروز. در فرهنگ خوشبختی، این، زیباترین واژه برای کسی است که زندگی را در زیباترین و درخشنده‌ترین صورت آن می‌خواهد.♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تشکر از شما ??????الله نگهدار???????????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Mon, 08 May 2023 13:45:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساحل صافی موفق باش گذشته ها گذشته</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%B5%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-tgwafnwersse</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahموفق باش گذشته ها گذشته????به یاد آوردن گذشته و غم خوردن به خاطر فجایع آن، حماقت و دیوانگی است و اراده و زندگی فعلی را نابود می‌کند. عاقلان پرونده گذشته را می‌پیچند و روایت نمی‌کنند؛ گذشته با طناب‌هایی محکم برای همیشه در سلول فراموشی بسته و زندانی می‌شود و هرگز از بند فراموشی بیرون نخواهد آمد. چون گذشته‌ها، گذشته و پایان یافته است. از اینرو نه غم خوردن، آن را باز می‌گرداند و نه اندوه و ناراحتی، سامانش می‌دهد؛ چون گذشته، دیگر چیزی نیست و وجود ندارد. لذا در کابوس گذشته و زیر چتری که وجود ندارد، زندگی مکن و خودت را از شبح و کابوس گذشته نجات بده؛ آیا می‌خواهی آب رفته را به جوی باز گردانی و خورشیدی را که غروب کرده، طلوع دهی و نوزادی را که متولد شده، دوباره به شکم مادر بازگردانی و یا شیری را که از پستان چکیده، به درون پستان برگردانی و اشکی را که از چشم بر گونه‌ها سرازیر شده، به چشم بازگردانی؟!پرداختن به گذشته، آشفتگی به خاطر گذشته، سوختن در آتش گذشته و در آستانه گذشته افتادن، وضعیت اسفبار و تراژدی وحشتناکی است. خواندن دفتر گذشته، ضایع کردن زمان فعلی و از بین بردن تلاش و لحظه کنونی است. خداوند، امتهای گذشته و عملکردشان را ذکر کرده وسپس فرموده است: ﴿تِلۡكَ أُمَّةٞ قَدۡ خَلَتۡۖ﴾ [البقرة: ۱۳۴] «آن، امتی است که گذشته است». کار، تمام شده و رفته است. از اینرو کالبد شکافی جسد زمان و برگرداندن چرخ‌های تاریخ، فایده‌ای ندارد. کسی که به گذشته بر می‌گردد، بسان فردی است که گندم آردشده را دوباره به آسیا می‌برد و آرد می‌کند یا مانند کسی است که براده‌های چوب را دوباره اره می‌نماید. از قدیم به کسی که برای گذشته می‌گرید، گفته‌اند: با گریه تو، مردگان از گورهایشان بیرون نخواهند آمد. همچنین گفته شده که به خر گفتند: چرا نشخوار نمی‌کنی؟ گفت: دروغ گفتن را دوست ندارم. مشکل ما این است که از پرداختن و سامان دادن به زمان فعلی خود ناتوان هستیم و خود را به گذشته مشغول می‌نماییم؛ کاخ‌های زیبای خود را فراموش کرده، برای مشتی خاک و تپه‌ای از بین رفته مرثیه سرایی و سوگواری می‌کنیم. اگر همه انسانها و جنها برای باز گرداندن گذشته دست به دست هم دهند، نمی‌توانند آن را بازگردانند؛ چرا که این کار، محال است.مردم به پشت سر و عقب نگاه نمی‌کنند؛ چون باد به سمت جلو می‌وزد و آب، رو به جلو جریان دارد و قافله، به سوی جلو حرکت می‌کند. پس تو هم با سنت و قانون حیات، مخالفت نکن.♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تشکر از شما???????????الله نگهدار????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Sun, 07 May 2023 18:04:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساحل داستان زیبا</title>
                <link>https://virgool.io/@safizadahsahel/%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7-fy5tlcbf5jia</link>
                <description>ساحل صافی زاده Sahel Safizadahداستان ??????بیهقی و دیگران روایت کرده‌اند، هنگامی که پیامبر دعوت خود را در میان مردم آشکار ساخت، کفار قریش سعی کردند مردم را از او متنفر سازند، پس گفتند: او ساحر است... او کاهن است... او دیوانه است...اما دیدند پیروان او بیشتر می‌شوند و کم نمی‌شوند...بنابراین هم‌رای شدند که او را با مال دنیا فریب دهند...پس حصین بن منذر خزاعی را که از بزرگانشان بود به نزد او فرستادند...هنگام که حصین بر پیامبر ﷺ وارد شد به او گفت: ای محمد! جمع ما را پراکنده ساختی و وحدت ما را از بین بردی... حال اگر مال می‌خواهی به تو خواهیم داد، و اگر زنی را می‌خواهی به ازدواجت در خواهیم آورد، و اگر پادشاهی می‌خواهی تو را به پادشاهی می‌رسانیم... و همچنان به تطمیع خود ادامه داد و رسول خدا ﷺ در این حال ساکت بود و چیزی نمی‌گفت...هنگامی که سخنش به پایان رسید، پیامبر ﷺ به او گفت: «حرفت تمام شد ای ابا عمران؟»گفت: آری...گفت: «پس به این سوالات من پاسخ ده: ای اباعمران تو چند خدا را می‌پرستی؟»گفت: هفت خدا؛ شش تا در زمین و یکی در آسمان!!فرمود: «حال اگر مالت را از دست دادی کدام یک را به دعا می‌خوانی؟»گفت: آن را که در آسمان است...فرمود: «اگر باران نبارید چه کسی را می‌خوانی؟»گفت: آن را که در آسمان است...فرمود: «اگر فرزندانت گرسنه شدند، چه کسی را به دعا می‌خوانی؟»گفت: آن را که در آسمان است...فرمود: «حال آیا او به تنهایی دعای تو را مستجاب می‌کند یا همه‌ی خدایان با همدیگر؟»گفت: نه؛ تنها او دعایم را مستجاب می‌کند...آنگاه پیامبر ﷺ فرمود: «تنها او دعایت را استجابت می‌کند، و تنها او تو را نعمت می‌دهد، و همه را با هم شکر می‌گویی؟ یا شاید می‌ترسی آن‌ها به ضرر تو بر او غلبه کنند؟»گفت: نه؛ یارای شکست او را ندارند...رسول الله ﷺ فرمود: «ای حصین... اسلام بیاور تا سخنانی را به تو یاد دهم که خداوند با آن به تو سود رساند»می‌گویند او اسلام آورد و پیامبر ﷺ دعایی را به او یاد داد...همچنین در صحیحین و دیگر کتب به نقل از ابوهریرهس آمده که پیامبر ﷺ سوارانی را به سوی نجد فرستاد تا اوضاع دور و بر مدینه را تحت نظر بگیرند...در حالی که آنان سوار بر اسبان خود در حال گشت زنی بودند مردی را دیدند که سلاح بر گردن داشت و احرام پوشیده بود و چنین لبیک می‌گفت: «لبیک خدایا، لبیک! لبیک که تو شریکی نداری، مگر شریکی که خود از آن توست، و صاحب آنی و صاحب هر چه دارد!» [١] و همچنان تکرار می‌کرد: «مگر شریکی که خود از آن توست، و صاحب آنی و صاحب هر چه دارد»...صحابه به سوی او رفتند و پرسیدند که قصد کجا دارد... به آنان گفت که قصد مکه دارد... درباره‌ی او پرس و جو کردند و دانستند از سرزمین مسیلمه‌ی کذاب که ادعای پیامبری کرده بود، می‌آید.او را گرفتند و دست بسته به مدینه آوردند تا پیامبر ﷺ او را ببیند و درباره‌اش حکم کند...پیامبر ﷺ که او را دید گفت: «آیا می‌دانید چه کسی را اسیر کرده‌اید؟ او ثُمامۀ بن اثال، سرور بنی‌حنیفه است».سپس امر کرد تا او را کنار ستونی از ستون‌های مسجد ببندند و گرامی‌اش بدارند...آنگاه پیامبر ﷺ به خانه‌اش رفت و هر چه خوردنی در خانه‌اش داشت جمع کرد و برای او فرستاد...او را به یکی از ستون‌های مسجد بستند، سپس رسول الله ﷺ به نزد او آمد و گفت: «چه داری ای ثُمامۀ؟»گفت: چیز خوبی دارم ای محمد... اگر مرا بکشی خون‌داری را کشته‌ای (یعنی قوم من برای خون‌خواهی‌ام انتقام خواهند گرفت) و اگر لطف کنی به سپاس‌گزاری لطف کرده‌ای... و اگر مال می‌خواهی هر چه می‌خواهی بگو...پیامبر ﷺ او را تا فردای آن روز رها کرد، سپس به او گفت: «چه داری ای ثُمامه؟»گفت: همانی را دارم که قبلا گفتم: اگر مرا بکشی خون‌داری را کشته‌ای، و اگر لطف کنی به سپاس‌گزاری لطف کرده‌ای... و اگر مال می‌خواهی هر چه می‌خواهی بگو...پیامبر ﷺ او را تا روز بعد تنها گذاشت... سپس فردای آن روز به نزد او آمد و گفت: «چه داری ای ثمامۀ؟»گفت: همانی دارم که به تو گفتم...هنگامی که پیامبر دید او رغبتی در اسلام آوردن ندارد و نماز مسلمانان را دیده و سخن آنان را شنیده و کَرَم آنان را به چشم دیده است فرمود: «ثُمامۀ را آزاد کنید»... او را آزاد کردند و حیوانش را به او دادند و با او خداحافظی کردند...ثمامه به آبی که نزدیک مسجد بود رفت و غسل نمود و سپس وارد مسجد شد و گفت: أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أن محمدا رسول الله...ای محمد! به خدا سوگند بر روی زمین چهره‌ای از چهره‌ی تو برایم منفورتر نبود، اما امروز چهره‌ی تو برایم محبوب‌ترین چهره‌ها شده است...به خدا سوگند نزد من دینی منفورتر از دین تو نبود... اما امروز دین تو محبوب‌ترین ادیان نزد من است...به خدا سوگند برایم سرزمینی منفورتر از سرزمین تو نبود، اما امروز سرزمین تو محبوب‌ترین سرزمین‌ها برای من است...سپس گفت: ای رسول خدا! سواران تو مرا در حالی دستگیر کردند که قصد عمره داشتم، اکنون نظرت چیست؟پیامبر خدا ﷺ به او بشارت خیر داد و او را امر کرد تا مسیر خود را به مکه به پایان رساند و عمره‌اش را به جای آورد...پس به مکه رفت در حالی که موحدانه، چنین لبیک می‌گفت: «لبیك اللهم لبیك... لبیك لا شریك لك...»آری او اسلام آورد و گفت: خداوندا لبیک، تو شریکی نداری... نه قبری که همراه با خداوند عبادت شود و نه بتی که به سویش نماز گزارد و برایش سجده بَرَد...سپس ثمامۀ رضی الله عنه وارد مکه شد و سران قریش از ورود او آگاه شدند و به نزد او آمدند...ناگهان لبیک او را شنیدند که می‌گفت: «لبیک لا شریک لک... لبیک لا شریک لک...»یکی از آنان گفت: بی‌دین شده‌ای؟گفت: نه... اما همراه با محمد ﷺ اسلام آورده‌ام...قصد آزارش نمودند، اما بر سرشان فریاد زد که: به خدا سوگند از سوی یمامه حتی یک دانه گندم به سوی شما نخواهد آمد مگر آنکه پیامبر خدا ﷺ اجازه دهد!در این داستان تامل نمایید که وی پیش از اسلام، چگونه هم الله را بزرگ می‌داشت و هم خدایان دیگر را همراه با وی بزرگ می‌داشت و به همین سبب مشرک بود...آری... مشرکان آن دوران خداوند را ـ بیش از دیگر خدایان ـ بزرگ می‌داشتند...با این وجود، بگویید تفاوت ابوجهل و ابولهب با کسانی که امروزه در کنار قبرها ذبح می‌کنند و به سوی قبر سجده می‌کنند یا برای آن قربانی و طواف می‌کنند یا نزد آستان یک ولی فروتنانه و با خشوع می‌ایستند، چیست؟آنان که از استخوان‌هایی پوسیده شفای بیمار و بازگشت مسافرشان را می‌خواهند؟عجیب است کارشان در حالی که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ عِبَادٌ أَمۡثَالُكُمۡۖ فَٱدۡعُوهُمۡ فَلۡيَسۡتَجِيبُواْ لَكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٩٤﴾ [الأعراف: ١٩٤]«بی‌شک کسانی را که به جز الله به فریاد می‌خوانید بندگانی هستند مانند شما، بنابراین آنان را [در گرفتاری‌ها] فرا بخوانید؛ اگر راستگویید باید شما را اجابت کنند».چنین شرکی که نزد قبرها رخ می‌دهد از جمله قربانی کردن برای آن و تقرب جستن به اهل قبور، بزرگترین گناهان است...آری، حتی بزرگتر از نوشیدن خمر و ارتکاب زنا، چراکه خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَغۡفِرُ أَن يُشۡرَكَ بِهِۦ وَيَغۡفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَآءُۚ﴾ [النساء: ٤٨ و ١١٦]«بی‌شک الله این را که به او شرک بیاورند نمی‌بخشد و به غیر از آن را برای هر که بخواهد می‌بخشاید...».خداوند شرک را مورد آمرزش قرار نمی‌دهد، در حالی که ممکن است زناکاران و قاتلان و جانیان را بیامرزد... اما شرک بزرگترین گناهان است و خداوند چنان که خود فرموده است، هرگز آن را نمی‌بخشد:﴿إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ١٣﴾ [لقمان: ١٣]«همانا شرک، ستمی است بس بزرگ».بهشت نیز بر مشرکان حرام است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّهُۥ مَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ ٱلۡجَنَّةَ وَمَأۡوَىٰهُ ٱلنَّارُۖ وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ٧٢﴾ [المائدة: ٧٢]«همانا هر که با الله شریک آورد، الله بهشت را بر وی حرام ساخته و جایگاهش آتش است و ستمگران یاوری ندارند».هر که در شرک واقع شود، آن شرک همه‌ی عبادت‌هایش از جمله نماز و روزه و حج و جهاد و صدقه را فاسد می‌سازد. الله متعال فرموده است:﴿وَلَقَدۡ أُوحِيَ إِلَيۡكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكَ لَئِنۡ أَشۡرَكۡتَ لَيَحۡبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٦٥﴾ [الزمر: ٦٥]«و قطعا به تو و به کسانیکه پیش از تو بودند وحی شده است اگر شرکبیاوری حتما کردارت تباه و بی‌شک از زیانکاران خواهی شد».♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥تشکـــر از شما??????</description>
                <category>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</category>
                <author>Sahel Safizadahساحل صافی زاده</author>
                <pubDate>Sun, 07 May 2023 16:24:00 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>