<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sahar Keshvary | سحر کشوری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@saharkeshvary</link>
        <description>بنیانگذار آژانس توسعه کسب و کار پرفورمنس محور ماوین</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:44:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1227365/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Sahar Keshvary | سحر کشوری</title>
            <link>https://virgool.io/@saharkeshvary</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا تمرکز بر مشتریان ثروتمند و فروش کالاهای لاکچری برای همه کسب‌وکارها مناسب است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@saharkeshvary/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%DA%86%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-dm3ouackyx7k</link>
                <description>بازار لوکس؛ فرصتی جذاب اما محدودبه‌عنوان یک مشاور کسب‌وکار، اغلب با مدیران و کارآفرینانی مواجه می‌شوم که می‌پرسند: «آیا باید مخاطبان پردرآمد را هدف قرار دهیم و روی فروش محصولات یا خدمات لوکس سرمایه‌گذاری کنیم تا موفق شویم؟» پاسخ به این سؤال به‌هیچ‌وجه ساده نیست و به عوامل مختلفی بستگی دارد. در این مقاله، با نگاهی جامع و مبتنی بر منابع معتبر انگلیسی و فارسی، جوانب مثبت و منفی این رویکرد را بررسی می‌کنیم و پیشنهاداتی عملی برای تصمیم‌گیری ارائه می‌دهیم.بازار لوکس؛ فرصتی جذاب اما محدوددر وهله اول باید بدانیم که محصولات و خدمات لوکس مخاطبان خاصی دارند و نمی‌توان از اکثر مردم انتظار داشت آن‌ها را خریداری کنند. کالاهای لوکس مانند لباس‌های طراحی‌شده، ساعت‌های گران‌قیمت، خودروهای سوپرلوکس، خدمات سفارشی و حتی بانکداری خصوصی، بر اساس کیفیت ممتاز، دست‌ساز بودن، قدمت برند و تجربه منحصر به فرد به فروش می‌رسند. در این حوزه، حاشیه سود بالاست؛ اما بازار کوچک است و مشتریان محدود، بنابراین باید با دقت بیشتری عمل کرد.مطالعات نشان می‌دهد که تنها درصد کمی از جمعیت، خریدار دائمی کالاهای لوکس هستند. برای مثال، خانوارهایی با درآمد بیش از ۲۰۰ هزار دلار در سال در ۲۰۲۴ تنها ۸.۱ درصد از کل بازدیدهای فروشگاه‌های خرده‌فروشی را تشکیل داده‌اند. این ارقام بیانگر آن هستند که این بخش نمی‌تواند به‌تنهایی موتور محرک فروش باشد و تمرکز صرف بر این بازار می‌تواند کسب‌وکار را در معرض ریسک‌های جدی قرار دهد.رفتار متغیر و هوشمندانه مشتریان ثروتمندگروه پردرآمد جامعه، آن‌گونه که تصور می‌شود، صرفاً به دلیل توان مالی حاضر به پرداخت قیمت‌های بالا نیستند. پژوهشی در آمریکا نشان می‌دهد ۴۲ درصد از خریداران پردرآمد ترجیح داده‌اند از فروشگاه‌های تخفیفی خرید کنند و ۷۴ درصد از آن‌ها پیش از خرید، قیمت‌ها را در سایت‌هایی مانند آمازون بررسی می‌کنند. این اطلاعات بیانگر افزایش حساسیت قیمت در میان ثروتمندان است. در نتیجه، اگر محصول یا خدمت شما تنها بر «لوکس بودن» و قیمت بالا تکیه کند، ممکن است در جذب مشتری حتی در بین ثروتمندان هم با مشکل روبه‌رو شوید.علاوه بر این، گزارش‌های جهانی نشان می‌دهد که افراد ثروتمند در سال‌های اخیر بیشتر به سمت خرید تجربه‌های لوکس (مثل سفر و اقامت لوکس) گرایش پیدا کرده‌اند و خرید کالاهای لوکس رشد اندکی داشته است. این تغییر، ضرورت ارائه تجربه‌ای متفاوت و شخصی‌سازی شده را دوچندان می‌کند.بازار لوکس؛ نرخ رشد کند و افت و خیزهای اقتصادیبر اساس مطالعه مک‌کنزی، نرخ رشد صنعت لوکس در سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۷ بین ۱ تا ۳ درصد پیش‌بینی شده است و افزایش قیمت‌ها تقاضای مشتریان را کاهش داده است. همچنین، در سال ۲۰۲۳، بازار کالاهای لوکس شخصی تنها ۴ درصد رشد کرد و درآمد بازار در آمریکا ۸ درصد کاهش یافت. چنین ارقامی نشان می‌دهد که این بازار در برابر تغییرات اقتصادی بسیار آسیب‌پذیر است و حتی افراد ثروتمند در دوره‌های رکود به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری‌های محتاطانه‌تر روی می‌آورند.ریسک تمرکز بر مشتریان محدودیکی از مهم‌ترین مخاطرات این استراتژی، ریسک «تمرکز مشتری» است. وقتی بخش زیادی از درآمد یک کسب‌وکار به تعداد محدودی مشتری وابسته باشد، با خروج یا کاهش خرید آن‌ها، شرکت با مشکلات جدی در جریان نقدینگی و ثبات مالی روبه‌رو می‌شود. بسیاری از مشاوران مالی توصیه می‌کنند که سهم درآمد بزرگ‌ترین مشتریان نباید از ۲۵ درصد کل درآمد بیشتر باشد؛ در غیر این‌صورت، ریسک تمرکز بالا محسوب می‌شود. این خطر در کسب‌وکارهای لوکس بیش از سایر حوزه‌هاست، زیرا تعداد خریداران محدود و مبلغ معاملات بالاست.چه زمانی به بازار لوکس وارد شویم؟با وجود تمام این ریسک‌ها، بازار لوکس می‌تواند سودآور باشد، اما شرایطی دارد:محصول یا خدمت شما ذاتاً لوکس باشد: در صورت وجود عناصر منحصر به‌فرد مانند مهارت‌های دستی، کیفیت ممتاز، برندینگ قدرتمند و تاریخچه قابل روایت. برندهای موفقی مانند Chanel یا Louis Vuitton توانسته‌اند با تکیه بر این عناصر، سال‌ها در صدر بمانند.توان سرمایه‌گذاری بلندمدت داشته باشید: ساخت و حفظ یک برند لوکس نیازمند سرمایه‌گذاری بلندمدت در طراحی، کیفیت، خدمات مشتری و بازاریابی اختصاصی است. برگشت سرمایه در این حوزه زمان‌بر است.استراتژی متمایز داشته باشید: استراتژی لوکس با استراتژی‌های متعارف تفاوت دارد؛ باید بر تمایز، کمیابی و «رویابافی» برای مشتری تمرکز کند. این استراتژی به ندرت خارج از بازار لوکس موفق می‌شود.حفظ ارتباط شخصی و وفاداری مشتری: مشتریان لوکس انتظار خدمات شخصی، محرمانگی و کیفیت ثابت دارند. به‌کارگیری برنامه‌های وفاداری اختصاصی، خدمات پس از فروش ویژه و ارتباط مستمر با مشتری ضروری است.پوشش ریسک با تنوع: حتی اگر در بازار لوکس فعالیت می‌کنید، بهتر است با تنوع‌بخشی به بازارهای جغرافیایی، محصولاتی با سطح قیمت متفاوت یا ارائه خدمات مکمل، وابستگی به یک گروه محدود را کاهش دهید.توصیه‌ها برای کسب‌وکارهای دیگربرای بسیاری از کسب‌وکارها، به‌ویژه شرکت‌هایی که به حجم فروش بالا و جریان نقدی ثابت متکی هستند (مثل فروشگاه‌های زنجیره‌ای، صنایع غذایی، خدمات عمومی یا استارت‌آپ‌های نوپا)، تمرکز صرف بر بازار لوکس گزینه مناسبی نیست. این شرکت‌ها باید:طیف وسیعی از مشتریان را هدف قرار دهند، زیرا سهم خریداران ثروتمند در بازار کلی کم است.مدل ارزش‌محور ارائه دهند: حتی مشتریان توانمند نیز به دنبال کیفیت و ارزش متناسب با قیمت هستند، پس از نوآوری و بهبود تجربه مشتری غافل نشوید.مدیریت ریسک و انعطاف‌پذیری داشته باشند: با شناخت ریسک‌ها، برنامه‌ریزی مالی و تنوع منابع درآمد، می‌توان اثر نوسانات بازار را کاهش داد.بازار لوکس جذاب است و در صورت موفقیت، حاشیه سود بالایی دارد، اما به دلیل محدود بودن بازار، حساسیت بالا به متغیرهای اقتصادی و ریسک وابستگی به مشتریان اندک، برای هر کسب‌وکاری مناسب نیست. پیش از ورود به این حوزه، حتماً مدل کسب‌وکار خود را ارزیابی کنید، ظرفیت سرمایه‌گذاری بلندمدت و توان مدیریت ریسک را بسنجید و از تجربیات برندهای موفق و شکست‌خورده درس بگیرید. موفقیت در بازار لوکس نیازمند ترکیبی از کیفیت بی‌نقص، داستان‌سرایی برند، تجربه‌گرایی و مدیریت حرفه‌ای است.اینفوگرافی مقالهتحلیل جامع‌تر و مثال‌هایی از کسب‌وکارهای لوکساگر بخواهیم به‌طور عمیق‌تری به این موضوع بپردازیم که آیا تمرکز بر مشتریان ثروتمند و فروش محصولات لوکس می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد، باید عوامل مختلفی را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم و نمونه‌هایی واقعی ارائه دهیم. در این بخش به این هدف می‌پردازیم.۱. بازار لوکس؛ فرصت و چالشبازار لوکس بازار کوچکی است اما حاشیه سود بالایی دارد. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، کالاهای لوکس «مشتریان خاص خود را دارند و نمی‌توان عموم مردم را برای خرید آن‌ها قانع کرد». اما همین محدود بودن بازار، به معنی وفاداری بالا و تمایل به پرداخت قیمت‌های بالا در صورت ارائه ارزش واقعی است. این بازار شامل حوزه‌هایی مانند مد و پوشاک، جواهرات، خودروهای سوپرلوکس، خدمات گردشگری و اقامتی لوکس، بانکداری خصوصی و کالاهای شخصی‌سازی شده می‌شود.مثال: برند رولزرویس را در نظر بگیرید. این شرکت سالانه تعداد بسیار محدودی خودرو تولید می‌کند و هر خودرو به‌صورت سفارشی، متناسب با سلیقه مشتری و با استفاده از بهترین مواد ساخته می‌شود. مشتریان رولزرویس حاضرند صدها هزار دلار برای این خودروها بپردازند، اما جامعه هدف به‌شدت محدود است. رولزرویس به‌دلیل تمرکز بر کیفیت و انحصار، توانسته است سهم ثابت و سودآوری از بازار لوکس کسب کند، اما هیچ‌گاه به دنبال حجم فروش انبوه نبوده است.۲. تفاوت در استراتژی‌های بازاریابیبرای ورود به بازار لوکس باید بدانید که استراتژی لوکس با استراتژی‌های مد و پرمیوم تفاوت اساسی دارد. بر اساس مقاله‌ی Entrepreneur، استراتژی لوکس بر «ایجاد بالاترین ارزش برند و قدرت قیمت‌گذاری از طریق عناصر نامحسوس مانند میراث، کشور مبدا و مشتریان برجسته» تأکید می‌کند. این در حالی است که استراتژی مد یا پرمیوم بر مقایسه‌پذیری و حجم فروش تکیه دارد.مثال: برند اپل در ابتدای کار، یک برند تکنولوژی بود؛ اما با عرضه‌ی آیفون و تمرکز بر طراحی متفاوت، تجربه کاربری منحصر به‌فرد و داستان‌سرایی قوی، در برخی محصولات خود به سمت استراتژی لوکس حرکت کرد. اپل برای مدل‌های بالارده خود از استراتژی «ضد قانون‌های بازاریابی» بهره می‌برد: عرضه‌ی محدود (رنگ‌ها یا مدل‌های خاص)، قیمت‌گذاری بالاتر از رقبا، و ایجاد حس تعلق به یک گروه خاص. در عین حال، محصولات دیگر اپل مانند آیفون‌های ارزان‌تر یا آیپد، استراتژی پریمیوم را دنبال می‌کنند. این نمونه نشان می‌دهد که حتی یک شرکت می‌تواند در بخش‌هایی لوکس و در بخش‌هایی پرمیوم باشد و با تقسیم‌بندی بازار، ریسک خود را مدیریت کند.۳. رفتار مشتریان ثروتمند و روندهای مصرفتحقیقات نشان می‌دهد که رفتار مصرفی افراد پردرآمد به‌سرعت در حال تغییر است. یک مطالعه بیان می‌کند که ۴۲ درصد از مشتریان پردرآمد به‌سمت خرید از فروشگاه‌های تخفیفی گرایش یافته‌اند و قیمت‌ها را در پلتفرم‌های آنلاین مانند آمازون مقایسه می‌کنند. این بدان معناست که حتی در گروه ثروتمند، حساسیت قیمت در حال افزایش است و صرفاً عنوان «لوکس» برای توجیه قیمت بالا کفایت نمی‌کند.مثال: در صنعت نوشیدنی‌های قهوه، برند Nespresso یک نمونه موفق از لوکس‌سازی محصولی نسبتا معمولی است. این شرکت با تمرکز بر طراحی جذاب دستگاه‌ها، کپسول‌های منحصر به‌فرد و تجربه خرید در بوتیک‌های شیک، توانست قهوه را به یک تجربه‌ی لوکس بدل کند. با این حال، اگر نِسپرسو قیمت‌ها را بیش از حد بالا ببرد یا کیفیت خود را کاهش دهد، مشتریان حتی در قشر ثروتمند نیز به‌سرعت به برندهای رقیب یا ماشین‌های قهوه دیگر روی می‌آورند. بنابراین نِسپرسو باید تعادل بین قیمت، کیفیت و تجربه را حفظ کند و مدام نوآوری داشته باشد.۴. نوسانات اقتصادی و تأثیر آن بر بازار لوکسبازار لوکس بیش از سایر بازارها به شرایط اقتصادی حساس است. گزارش‌های تحلیلی نشان داده‌اند که در سال ۲۰۲۳ بازار کالاهای لوکس در آمریکا ۸ درصد افت داشته و مصرف‌کنندگان ثروتمند در پی عدم اطمینان اقتصادی، خرید کالاهای لوکس را کاهش داده‌اند. همچنین مشتریان ثروتمند به‌جای کالای لوکس فیزیکی، به سمت تجربه‌های لوکس مانند سفرهای خاص، هتل‌های ۵ ستاره و خدمات درمانی و سلامتی باکیفیت گرایش یافته‌اند.مثال: برندهای مدی مانند Gucci و Louis Vuitton در دوران رکود اقتصادی ۲۰۰۹ مجبور شدند استراتژی خود را تغییر دهند: آن‌ها در کنار کالای فوق‌لوکس، محصولات قابل دسترسی‌تری با قیمت پایین‌تر ارائه کردند تا به حفظ جریان درآمد کمک کنند. همچنین به برگزاری رویدادهای خصوصی و همکاری با هنرمندان مشهور روی آوردند تا تجربه‌ی به‌یادماندنی به مشتریان ارائه دهند. این مثال نشان می‌دهد که حتی برندهای بزرگ لوکس هم مجبورند در واکنش به تغییرات اقتصادی و رفتار مشتریان انعطاف‌پذیر باشند.۵. ریسک تمرکز مشتری و راهکارهای کاهش آنپژوهش‌های مالی نشان می‌دهند که وابستگی به تعداد محدودی مشتری، ریسک مالی و استراتژیک بالایی ایجاد می‌کند و از دست دادن یک مشتری بزرگ می‌تواند به‌شدت بر گردش نقدی و ثبات شرکت اثر بگذارد. بنابراین کسب‌وکارها باید به‌دنبال تنوع‌بخشی جغرافیایی و گسترش سبد محصولات یا خدمات خود باشند تا به چند مشتری محدود وابسته نباشند.مثال: شرکت‌های تولیدکننده فرش دست‌باف ایرانی که با بازارهای خارجی فعالیت می‌کنند، ممکن است بخش عمده‌ای از درآمد خود را از چند مشتری عمده در اروپا یا آمریکا به‌دست آورند. اگر یکی از این مشتریان، سفارش خود را لغو کند یا به‌دلیل تحریم‌ها واردات ممنوع شود، شرکت به‌سرعت با بحران روبه‌رو می‌شود. در نتیجه، لازم است شرکت‌ها علاوه بر مشتریان ثروتمند خارجی، بازار داخلی یا بازارهای منطقه‌ای دیگر را نیز توسعه دهند و محصولات متنوع‌تری عرضه کنند.۶. توصیه‌های عملی برای کسب‌وکارهاارزیابی محصول یا خدمت: پیش از ورود به بازار لوکس، بررسی کنید آیا محصول شما ویژگی‌های لازم (کیفیت استثنایی، داستان‌سرایی جذاب، کمیابی، امکان شخصی‌سازی) را دارد یا خیر.تقسیم‌بندی بازار: می‌توانید نسخه‌های مختلفی از محصول ایجاد کنید—نسخه‌ای لوکس برای مشتریان خاص و نسخه‌ای با قیمت مناسب‌تر برای بازار عمومی، تا به‌طور هم‌زمان چند بخش بازار را پوشش دهید.سرمایه‌گذاری در تجربه مشتری: مشتریان لوکس به‌دنبال تجربه‌ای بی‌نقص و شخصی هستند. خدماتی مانند ارسال رایگان با بسته‌بندی شکیل، پشتیبانی ۲۴ ساعته، دعوت به رویدادهای اختصاصی و ارتباط مستقیم با طراح یا مدیر شرکت، همه می‌توانند تجربه را بهبود بخشند.پایش روندها و انعطاف‌پذیری: با تحلیل داده‌ها و بررسی روندهای مصرف‌کننده (مثلا افزایش تمایل به خرید تجربه‌های لوکس یا محصولات پایدار)، استراتژی خود را به‌روز کنید.تنوع‌بخشی درآمد: حتی اگر عمده درآمد شما از بازار لوکس باشد، سعی کنید از طریق توسعه محصول، ورود به بازارهای جدید یا ارائه خدمات مکمل، جریان‌های درآمدی دیگری ایجاد کنید تا در برابر نوسانات بازار مقاوم باشید.جمع‌بندیبازار لوکس فضایی جذاب و پرسود است و می‌تواند برای برخی کسب‌وکارها، مسیر مناسبی جهت تمایز و حاشیه سود بالا باشد. نمونه‌های موفقی مانند رولزرویس، اپل یا برندهای ایرانی فرش دست‌باف، نشان می‌دهد که در صورت تمرکز بر کیفیت، داستان‌سرایی و تجربه مشتری، می‌توان در این حوزه درخشان ظاهر شد. با این حال، ریسک‌های قابل توجهی نیز وجود دارد: بازار کوچک، وابستگی به چند مشتری، حساسیت بالا به اقتصاد و تغییر رفتار مصرف‌کننده. بنابراین توصیه می‌شود پیش از ورود به این بازار، ارزیابی دقیقی از قابلیت‌های خود و شرایط بازار انجام دهید و با استراتژی‌های متنوع و انعطاف‌پذیر، ریسک‌ها را مدیریت کنید.</description>
                <category>Sahar Keshvary | سحر کشوری</category>
                <author>Sahar Keshvary | سحر کشوری</author>
                <pubDate>Wed, 10 Dec 2025 01:26:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل جمله «وقتی در بیزنس همه متوقف می‌شوند تو گاز بده»</title>
                <link>https://virgool.io/@saharkeshvary/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B2%D9%86%D8%B3-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%88-%DA%AF%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%AF%D9%87-j6kalfwvrnwe</link>
                <description>معنای جمله و شواهد پژوهشیاین جمله نوعی توصیه برای استفاده از فرصت‌های ضدچرخه‌ای است؛ زمانی که رکود، بحران یا ترس باعث می‌شود رقبا بودجه‌های بازاریابی و نوآوری را قطع کنند، بعضی شرکت‌ها با سرعت دادن به سرمایه‌گذاری در محصول، پژوهش و تبلیغات جای خالی رقبا را پر می‌کنند و سهم بازار می‌گیرند. مقالهٔ هاروارد بیزینس ریویو دربارهٔ عملکرد شرکت‌ها در رکود نشان می‌دهد که فقط ۹ درصد شرکت‌ها بعد از رکود قوی‌تر ظاهر می‌شوند. این شرکت‌ها «یک راهبرد متعادل» دارند؛ یعنی ضمن کاهش هزینه‌ها با بهبود بهره‌وری، سرمایه‌گذاری خود در بازاریابی و تحقیق و توسعه را بیشتر از رقبا نگه می‌دارند. بسیاری از شرکت‌ها در رکود بودجهٔ بازاریابی و تحقیق و توسعه را برای حفظ نقدینگی می‌برند، اما تحقیقات نشان داده است شرکت‌هایی که بودجهٔ بازاریابی را قطع نکرده‌اند نه‌تنها سوددهی را حفظ کرده بلکه بعد از رکود سریع‌تر رشد کرده‌اند. یک پژوهش دانشگاهی نیز گزارش می‌کند که بیشتر شرکت‌ها در رکود هزینه‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها را کاهش می‌دهند، اما استراتژی ضد‌چرخه‌ای (سرمایه‌گذاری در فرصت‌های جدید) به عملکرد برتر منجر می‌شود و این شرکت‌ها معمولاً از نظر تشخیص فرصت، جهت‌گیری کارآفرینانه و انعطاف‌پذیری برتری دارند.برای چه کسب‌وکارهایی مناسب است؟۱. کسب‌وکارهای با سلامتی مالی و دسترسی به سرمایه – گزارش سایت اینوستوپدیا تأکید می‌کند که کسب‌وکارهای کوچک در رکود «با کاهش درآمد و عدم قطعیت شدید» بیش از شرکت‌های بزرگ آسیب‌پذیرند و به‌دلیل نداشتن ذخیرهٔ نقدی و دشواری دسترسی به سرمایه، حاشیهٔ خطای کوچکی دارند و مستعد ورشکستگی هستند. بنابراین شتاب گرفتن زمانی که رقبا متوقف می‌شوند بیشتر برای شرکت‌هایی مناسب است که ترازنامهٔ قوی و دسترسی به منابع مالی دارند و می‌توانند کاهش موقتی درآمد را تحمل کنند.۲. شرکت‌های فعال در صنایع دفاعی یا ضد رکودی – در دوره‌های رکود تقاضا برای برخی کالاها کاهش نمی‌یابد. مقالهٔ زینتگو نشان می‌دهد که صنایع درمان و سلامت (نیاز افراد به مراقبت‌های پزشکی ثابت می‌ماند)، آموزش و یادگیری آنلاین (افراد برای افزایش مهارت به آموزش پناه می‌برند) و صنایع غذایی و نوشیدنی، خرده‌فروشی‌های تخفیفی، خدمات اجاره، محصولات کودکان و کسب‌وکارهای حیوانات خانگی از جمله صنایعی هستند که در رکود هم تقاضای پایدار دارند. این کسب‌وکارها با حفظ یا افزایش سرمایه‌گذاری خود در تبلیغات و نوآوری می‌توانند سهم بازار بیشتری کسب کنند.۳. شرکت‌های نوآور و انعطاف‌پذیر – پژوهش دانشگاهی یادشده نشان می‌دهد که شرکت‌هایی که «قابلیت تشخیص فرصت» و جهت‌گیری کارآفرینانه دارند و می‌توانند به‌سرعت به تغییرات پاسخ دهند، از استراتژی ضدچرخه‌ای بهره می‌برند. چنین شرکت‌هایی به دلیل تمرکز بر نوآوری و انعطاف، می‌توانند وقتی رقبا متوقف می‌شوند محصولات جدید عرضه کنند یا وارد بازارهای دست‌نخورده شوند.۴. شرکت‌های دارای برند قوی و سرمایه‌گذاری بازاریابی – کاهش هزینهٔ بازاریابی باعث از دست رفتن جایگاه برند می‌شود و شرکت‌هایی که ارتباط خود با مشتریان را حفظ یا تقویت کرده‌اند پس از رکود سریع‌تر رشد کرده‌اند. بنابراین برای شرکت‌هایی که برند قوی و مشتریان وفادار دارند، سرمایه‌گذاری در دورهٔ رکود می‌تواند اثر مثبتی داشته باشد.آیا این استراتژی برای همه مناسب است؟قطعا خیر. شتاب گرفتن هنگام توقف رقبا یک راهبرد پرریسک است و برای همهٔ کسب‌وکارها توصیه نمی‌شود. کسب‌وکارهایی که حاشیهٔ سود کوچک، بدهی بالا یا دسترسی محدود به سرمایه دارند، ممکن است نتوانند کاهش موقت فروش را تحمل کنند. همچنین شرکت‌هایی که در صنایع لوکس یا وابسته به بودجهٔ مصرف‌کنندگان فعالیت می‌کنند (مثل کالاهای لوکس، گردشگری و خدمات تفریحی) معمولاً با کاهش شدید تقاضا مواجه می‌شوند و افزایش هزینه‌ها برایشان خطرناک‌تر است. در این موارد تمرکز بر بقای کسب‌وکار، کاهش هزینه‌ها و حفظ نقدینگی منطقی‌تر است.میزان ریسک‌پذیری مورد نیاز و عوامل تعیین‌کنندهبرای به‌کارگیری راهبرد «گاز دادن» در شرایط رکود، کسب‌وکار باید ریسک‌پذیری بالایی داشته باشد. ریسک‌پذیری به معنی آمادگی برای پذیرش نوسانات و عدم قطعیت است و تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد:دورهٔ زمانی و اهداف – به گفتهٔ مؤسسهٔ CFI، هرچه افق زمانی طولانی‌تر باشد، سرمایه‌گذار یا شرکت می‌تواند ریسک بیشتری بپذیرد؛ اهداف مالی نیز میزان تحمل ریسک را تعیین می‌کنند. شرکت‌هایی که اهداف بلندمدت دارند (مثلاً توسعهٔ فناوری یا ورود به بازارهای جدید) ممکن است نسبت به شرکت‌های با اهداف کوتاه‌مدت ریسک‌پذیرتر باشند.سن و اندازهٔ کسب‌وکار – سن (مرحلهٔ عمر) و وضعیت مالی از عوامل کلیدی ریسک‌پذیری هستند؛ شرکت‌های جوان یا افراد جوان به‌خاطر زمان زیاد برای جبران ضررها ریسک بیشتری می‌پذیرند، در حالی‌که واحدهای مسن‌تر یا نزدیک به بازنشستگی تمایل به حفظ سرمایه دارند.وضعیت مالی و اندازهٔ پرتفوی – سرمایه‌گذارانی با دارایی‌های بیشتر و ثبات مالی می‌توانند ضررهای موقت را تحمل کنند. بنابراین کسب‌وکاری که ذخایر نقدی و دارایی‌های کافی ندارد، نباید سرمایه‌گذاری پرخطر انجام دهد.تجربه و دانش مدیریت – تجربهٔ قبلی در بازار و آشنایی با روندهای اقتصادی باعث می‌شود مدیریت بتواند ریسک‌های بیشتری را بپذیرد.اهداف و تمایلات روان‌شناختی مدیران – اهداف رشد سریع معمولاً با پذیرش ریسک بیشتر همراه است. شخصیت و ویژگی‌های روان‌شناسی مدیران نیز بر تصمیمات تأثیر دارد؛ برخی مدیران ذاتاً ریسک‌پذیرترند.شرایط اقتصاد و بازار – نوسانات بازار، وضعیت سیاسی و اقتصادی و همچنین میزان تنوع سرمایه‌گذاری بر ریسک‌پذیری تأثیر می‌گذارد. در شرایط عدم اطمینان شدید، کاهش ریسک توصیه می‌شود. تنوع‌ بخشی به محصولات و بازارها باعث می‌شود مدیران احساس امنیت بیشتری کنند و ریسک بیشتری بپذیرند.در کل می‌توان سه سطح ریسک‌پذیری را تشخیص داد: سرمایه‌گذاران یا کسب‌وکارهای محافظه‌کار که از ریسک پرهیز می‌کنند و فقط به حفظ سرمایه می‌اندیشند؛ سطح متوسط که ترکیبی از دارایی‌های امن و پرخطر دارند؛ و ریسک‌پذیران تهاجمی که آشنایی زیادی با بازار دارند و نوسانات شدید را تحمل می‌کنند. راهبرد «گاز بده!» معمولاً به گروه دوم و سوم تعلق دارد؛ یعنی کسب‌وکارهایی که آگاهی و تجربهٔ کافی دارند و از نظر مالی آمادهٔ تحمل نوسانات هستند.جمع‌بندیعبارت «وقتی در بیزنس همه متوقف می‌شوند تو گاز بده» به‌معنی سرمایه‌گذاری خلاف جهت جریان در زمان رکود یا بحران است. این رویکرد می‌تواند به افزایش سهم بازار، تشدید نوآوری و تقویت برند منجر شود، اما برای همهٔ کسب‌وکارها مناسب نیست. شواهد نشان می‌دهد که شرکت‌هایی با سلامت مالی و دسترسی به سرمایه، فعالیت در صنایع ضد رکودی یا ارائهٔ خدمات ضروری، فرهنگ نوآوری و فرصت‌شناسی و برند قوی می‌توانند از این استراتژی سود ببرند. در مقابل، کسب‌وکارهای کوچک، بدهکار، یا فعال در صنایع لوکس بهتر است به جای گسترش هزینه، روی حفظ نقدینگی و سازگاری با شرایط تمرکز کنند. برای اجرای این راهبرد باید ریسک‌پذیری سنجیده داشت؛ زمان‌بندی، وضعیت مالی، تجربهٔ مدیریت، اهداف رشد و شرایط اقتصاد عواملی هستند که میزان ریسک قابل تحمل را تعیین می‌کنند. تنها با تحلیل این متغیرها و در نظر گرفتن ماهیت صنعت می‌توان تصمیم گرفت که «گاز دادن!» در رکود برای یک کسب‌وکار خاص مناسب است یا نه.</description>
                <category>Sahar Keshvary | سحر کشوری</category>
                <author>Sahar Keshvary | سحر کشوری</author>
                <pubDate>Fri, 05 Sep 2025 08:33:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حرکت جسورانه تپسی در تبلیغ کد تخفیف اسنپ؛ تحلیل یک استراتژی متفاوت</title>
                <link>https://virgool.io/@saharkeshvary/%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AC%D8%B3%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D9%BE%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA-%DA%A9%D8%AF-%D8%AA%D8%AE%D9%81%DB%8C%D9%81-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%BE-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-e4qxjh66bdra</link>
                <description>حرکت  تپسی در تبلیغ کد تخفیف اسنپبازار تاکسی‌های اینترنتی ایران، بازاری بسیار رقابتی و حساس و تقسیم شده بین ۲ شرکت اصلی است. در این میان، برندها برای متمایز شدن از رقبا باید به سراغ روش‌هایی فراتر از تبلیغات مرسوم بروند. یکی از حرکات تازه و جسورانه‌ای که در فضای دیجیتال سر و صدا به پا کرد، اقدام تپسی در تبلیغ کد تخفیف اسنپ برای کاربران شهر بندرعباس بود. اقدامی که هم هوشمندی آن تحسین شد و هم خطرات احتمالی آن مورد توجه تحلیلگران قرار گرفت.در این مطلب، این اقدام را از جنبه‌های مختلف بررسی می‌کنیم: اهداف، فرصت‌ها، تهدیدها، اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت، و در نهایت درس‌هایی که از این استراتژی می‌توان آموخت.داستان حرکت تپسی چه بود؟در پی حادثه دلخراشی که در بندرعباس رخ داد و واکنش‌های احساسی زیادی را در فضای عمومی کشور برانگیخت، برند تپسی - که در این شهر حضور فیزیکی ندارد - تصمیم گرفت یک حرکت حمایتی انجام دهد:تپسی با یک توییت اختصاصی (پست در شبکه اجتماعی X) به کاربران بندرعباس کد تخفیف رایگان اسنپ را برای رفت و برگشت به اداره کل انتقال خون هرمزگان، ارائه کرد.در این توییت تاکید شده بود که تپسی در بندرعباس فعال نیست، اما برای همدردی با مردم این شهر و کمک به آن‌ها در جابه‌جایی راحت‌تر، این کد تخفیف اسنپ ارائه شده است.این اقدام بدون اشاره مستقیم به رقابت یا تخریب اسنپ انجام شد و تمرکز اصلی آن بر همدلی اجتماعی بود.اهداف احتمالی این حرکتاین کمپین به ظاهر ساده، در واقع اهداف چندلایه‌ای را دنبال می‌کرد:ساختن تصویر یک برند مسئولیت‌پذیر و انسان‌دوستجلب توجه رسانه‌ها و وایرال شدن طبیعی در شبکه‌های اجتماعیبرندسازی در بازاری که فعلاً حضور ندارد (بندرعباس)تفاوت‌سازی با رقیب از طریق ارزش‌های انسانیآزمون بازخورد عمومی نسبت به ورود احتمالی به این بازارمزایای این حرکت برای تپسیاین حرکت خلاقانه، چندین مزیت استراتژیک برای تپسی ایجاد کرد:۱. ساخت پرستیژ برند بر پایه همدلیبرند تپسی در این کمپین نه به عنوان یک بازیگر تجاری، بلکه به عنوان یک برند دغدغه‌مند و انسانی ظاهر شد؛ چیزی که در دنیای امروز ارزش زیادی دارد.۲. وایرال شدن بدون هزینه تبلیغاتیهزینه‌ای که تپسی برای تولید این صفحه پرداخت کرد، در مقایسه با بازتاب رسانه‌ای عظیمی که به دست آورد، بسیار ناچیز بود.۳. ایجاد حضور ذهن در شهری بدون فعالیت مستقیمبا این کمپین، حتی بدون داشتن راننده یا کاربر فعال در بندرعباس، تپسی نام خود را در ذهن کاربران این شهر حک کرد؛ اتفاقی که ورود احتمالی به این بازار را ساده‌تر خواهد کرد.۴. افزایش سرمایه اجتماعی برندسرمایه اجتماعی (Social Capital) برند تپسی با این اقدام افزایش یافت؛ یعنی میزان اعتماد، احترام و حمایت عمومی که برند از جامعه دریافت می‌کند.۵. بیان ضمنی برتری فرهنگی برندبدون حمله مستقیم به رقبا، تپسی پیامی غیرمستقیم به کاربران داد: «ما برای همدردی همواره آماده‌ایم.»معایب، ریسک‌ها و تهدیدهای این حرکتهیچ استراتژی بدون ریسک نیست. تپسی هم با این حرکت، خود را در معرض خطراتی قرار داد:۱. برداشت فرصت‌طلبیاگرچه نیت خیر در ظاهر کمپین دیده می‌شود، اما همیشه این ریسک وجود دارد که مردم یا رسانه‌ها این اقدام را یک حرکت فرصت‌طلبانه تفسیر کنند.۲. هدایت کاربران به سمت رقیبتپسی عملاً کاربرانی را که ممکن بود بالقوه مشتری آینده‌اش باشند، به استفاده از خدمات اسنپ سوق داد.۳. افزایش سطح انتظارات اجتماعیچنین اقداماتی سطح توقع مردم را از برند بالا می‌برد. در آینده، هر بحران یا حادثه‌ای ممکن است کاربران را به انتظار واکنش مشابه از تپسی وادار کند.۴. ابهام پیام برندبرای برخی کاربران، تبلیغ مستقیم کد تخفیف رقیب ممکن است باعث سردرگمی شود: آیا تپسی هنوز فعالیت ندارد؟ آیا حامی اسنپ است؟ آیا وارد بندرعباس می‌شود؟ آیا اسنپ را برتر از خود می‌داند؟۵. خطر تحت تأثیر قرار گرفتن برند توسط عملکرد رقیبتجربه کاربری کاربران بندرعباسی به کیفیت سرویس‌دهی اسنپ بستگی داشت. هرگونه ضعف احتمالی اسنپ می‌توانست ناخودآگاه تصویر تپسی را هم مخدوش کند.۶. از دست دادن کنترل کامل بر ارتباطات بعدیپس از این حرکت، جریان بحث‌ها و انتظارات دیگر به طور کامل تحت کنترل تپسی نبود. تحلیل و پوشش رسانه‌ای می‌توانست به هر سمتی پیش برود.آیا این حرکت تپسی قابل تکرار است؟اینکه چنین حرکتی موفق بود، به معنای قابل تکرار بودن آن در هر شرایطی نیست. کمپین‌هایی از این جنس نیازمند:درک عمیق از فضای اجتماعیزمان‌بندی درستصداقت در نیت و اجرامدیریت بحران احتمالی بعد از کمپینهستند. در غیر این صورت، می‌توانند نتیجه معکوس به همراه داشته باشند.تکنیک‌های بازاریابی به‌کاررفته در کمپین تپسیدر کمپین تپسی که در آن کد تخفیف اسنپ به کاربران بندرعباس ارائه شد، برند تپسی از چندین تکنیک بازاریابی هوشمندانه بهره برده است. این تکنیک‌ها علاوه بر افزایش وفاداری مشتری، موجب ایجاد تصویر مثبت از برند در ذهن کاربران شد. در اینجا به برخی از مهم‌ترین تکنیک‌های بازاریابی استفاده‌شده اشاره می‌کنم:1. بازاریابی همدلانه (Empathy Marketing)تپسی با این اقدام، سعی داشت به نیازهای اجتماعی و احساسات مردم پاسخ دهد. در این کمپین، بیشتر از اینکه به سود خود فکر کند، به شرایط سخت مردم بندرعباس و نیاز آن‌ها به حمل و نقل راحت توجه کرد. هدف این بود که برند تپسی را به عنوان برندی با وجدان اجتماعی و پاسخگو معرفی کند. این نوع بازاریابی، که بر ارتباط احساسی تمرکز دارد، موجب ایجاد وفاداری و اعتماد بیشتر در بین کاربران می‌شود.2. بازاریابی اجتماعی (Social Marketing)در این کمپین، تپسی با استفاده از ارزش‌های اجتماعی و به اشتراک‌گذاری همدلی به جای تبلیغات صرف تجاری، سعی داشت ارتباط خود را با مردم نزدیک‌تر کند. در نتیجه، این حرکت نه تنها تأثیرات تجاری، بلکه تأثیرات مثبت اجتماعی نیز داشت و برند را در نگاه عموم به یک برند حامی تبدیل کرد.3. بازاریابی از طریق داستان‌سرایی (Storytelling)تپسی این حرکت را در قالب یک داستان انسانی به مردم ارائه داد: «در لحظات سخت، ما کنار شما هستیم.» این رویکرد، با ایجاد یک داستان عاطفی، باعث شد تا کمپین از حالت تبلیغاتی خشک خارج شود و به یک داستان قابل ارتباط تبدیل گردد. این نوع بازاریابی در فضای دیجیتال امروزی بسیار تاثیرگذار است، چرا که مردم بیشتر جذب داستان‌ها و روایت‌های انسانی می‌شوند تا تبلیغات خشک و خالی.4. بازاریابی غیرمستقیم (Indirect Marketing)به جای اینکه تپسی به‌طور مستقیم به رقابت با اسنپ بپردازد، این کمپین تمرکز خود را بر حمایت اجتماعی از مردم گذاشت. این نوع بازاریابی، که هدف آن انتقال پیام مثبت است، به‌ویژه زمانی که برندها نمی‌خواهند مستقیماً به رقبا حمله کنند، بسیار موثر است. تپسی با این کار نشان داد که در رقابت‌ها، بیشتر از اینکه به دست آوردن سهم بازار اهمیت داشته باشد، ارزش‌های انسانی و توجه به نیازهای واقعی جامعه برای آن اهمیت دارد.5. بازاریابی از طریق تجربه کاربری (User Experience Marketing)با توجه به اینکه تپسی کد تخفیف اسنپ را ارائه داد، به نوعی بر روی تجربه کاربری اسنپ تاثیر گذاشت. این اقدام باعث شد تا کاربران در شرایط بحرانی بتوانند راحت‌تر به خدمات حمل و نقل دسترسی پیدا کنند. این نوع بازاریابی توجه به تجربه کاربری مثبت و رفع مشکلات فوری کاربران را هدف قرار می‌دهد.6. برندینگ غیرمستقیم یا جانبی (Sub-branding)هرچند تپسی در بندرعباس خدماتی ندارد، اما این اقدام به‌نوعی باعث برندسازی فرعی برای تپسی در این منطقه شد. بدون اینکه هزینه‌های زیادی برای تبلیغات صرف کند، نام برند تپسی در ذهن کاربران بندرعباس حک شد، که در صورت ورود به بازار این شهر، یک امتیاز مثبت برای برند محسوب خواهد شد.7. بازاریابی از طریق ارزش‌های انسانی (Human-Centered Marketing)در این کمپین، تپسی نشان داد که فراتر از سودآوری، به ارزش‌های انسانی و کمک به جامعه اهمیت می‌دهد. این نوع بازاریابی، که بر اساس نیازها و احساسات مردم بنا شده است، به برندها این امکان را می‌دهد تا ارتباطات عمیق‌تر و پایدارتر با مشتریان خود برقرار کنند.8. بازاریابی ویروسی (Viral Marketing)از آنجا که این کمپین بدون هزینه‌های سنگین تبلیغاتی، توانست توجه بسیاری از کاربران و رسانه‌ها را جلب کند، می‌توان آن را به نوعی بازاریابی ویروسی دانست. تپسی به راحتی توانست از موج اخبار و واکنش‌های رسانه‌ای بهره‌برداری کند تا پیام خود را به سرعت در میان مردم منتشر کند.درس‌هایی که از این استراتژی می‌توان گرفتدر بازاریابی امروز، احساسات و ارزش‌ها نقش تعیین‌کننده دارند.خلاقیت در پاسخ به بحران‌ها می‌تواند فرصت‌های بزرگ بسازد.برندسازی فقط درباره فروش نیست؛ درباره معنا و تصویر ذهنی است.حرکات خلاقانه باید همراه با تحلیل عمیق ریسک باشند.جمع‌بندی نهاییحرکت تپسی در تبلیغ کد تخفیف اسنپ، مثالی درخشان از بازاریابی انسان‌محور و استفاده هوشمندانه از فضای احساسی جامعه بود. با وجود ریسک‌های جدی، مزایای بلندمدت این حرکت - اگر با استراتژی‌های تکمیلی و ارتباطات مستمر پشتیبانی شود - می‌تواند بسیار فراتر از آسیب‌های احتمالی باشد.در نهایت، این کمپین یادآور شد که در دنیای رقابتی امروز، جرأت، خلاقیت، و همدلی، مهم‌ترین دارایی‌های برندها برای متمایز شدن از رقبا هستند.استراتژی تپسی در این کمپین نشان می‌دهد که استفاده از احساسات اجتماعی، داستان‌گویی، و حمایت از ارزش‌های انسانی می‌تواند یک راه‌حل نوآورانه و تاثیرگذار برای برندها باشد که همزمان با ایجاد تصویر مثبت در ذهن مردم، به آن‌ها کمک کند تا در بازارهای رقابتی برجسته شوند. تپسی با استفاده از این تکنیک‌ها توانست نه تنها به اهداف تجاری خود برسد بلکه تاثیرات اجتماعی مثبتی نیز به دنبال داشته باشد.این کمپین همچنین نشان می‌دهد که برندها می‌توانند با استفاده از ارزش‌های انسانی و اجتماعی، بیشتر از تبلیغات صرفاً تجاری به برندسازی خود کمک کنند. تپسی توانست در این کمپین نه تنها به مخاطبان خود خدمت کند، بلکه به‌عنوان برندی مسئول و حساس به شرایط اجتماعی به یادگار بماند.</description>
                <category>Sahar Keshvary | سحر کشوری</category>
                <author>Sahar Keshvary | سحر کشوری</author>
                <pubDate>Tue, 29 Apr 2025 10:57:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه‌های کسب‌وکار | بازاریابی نسل چهارم: پیوند دنیای فیزیکی و دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/newdima/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-xvyvk89chczq</link>
                <description>قصه‌های کسب‌وکار | بازاریابی نسل چهارم: پیوند دنیای فیزیکی و دیجیتالتحول بازاریابی در عصر دیجیتالبازاریابی در دهه‌های اخیر تغییرات چشمگیری داشته است. از تمرکز صرف بر محصول (نسل اول) به مشتری‌محوری (نسل دوم) و سپس ارزش‌محوری و مسئولیت اجتماعی (نسل سوم) حرکت کرد. اما با ظهور فناوری‌های دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی و تغییر رفتار مشتریان، نیاز به یک تحول جدید احساس شد: بازاریابی نسل چهارم.در این نسل، برندها نه‌تنها به دنبال ارتباط با مشتریان هستند، بلکه از ترکیب فضای دیجیتال و فیزیکی برای ایجاد یک تجربه‌ی یکپارچه استفاده می‌کنند. در این پست، مفهوم بازاریابی نسل چهارم، ویژگی‌های کلیدی آن، نمونه‌های موفق داخلی و بین‌المللی و درس‌هایی که مدیران بازاریابی و کسب‌وکارها می‌توانند از آن بگیرند را بررسی خواهیم کرد.بازاریابی نسل چهارم: عصر دیجیتال و تعامل هوشمندتعریف بازاریابی نسل چهار: ترکیب دنیای فیزیکی و دیجیتالفیلیپ کاتلر، در کتاب خود درباره‌ی بازاریابی نسل چهارم می‌گوید:&quot;در بازاریابی نسل چهار، دیگر مرزی میان آنلاین و آفلاین وجود ندارد. مشتریان به‌صورت یکپارچه بین این دو فضا حرکت می‌کنند و برندها باید بتوانند تجربه‌ای بدون وقفه برای آن‌ها ایجاد کنند.&quot;در واقع، بازاریابی ۴ تکمیل‌کننده‌ی نسل سوم است. اگر در نسل سوم تمرکز بر ارزش‌های انسانی و ایجاد ارتباط عاطفی با مشتریان بود، در نسل چهارم این ارتباط با کمک فناوری دیجیتال شخصی‌سازی، هوشمند و تعاملی‌تر می‌شود.ویژگی‌های کلیدی نسل چهارم بازاریابی:یکپارچگی مارکتینگ آنلاین و آفلاینمشتریان از کانال‌های مختلف (وب‌سایت، شبکه‌های اجتماعی، فروشگاه فیزیکی، تماس تلفنی و...) برای تعامل با برندها استفاده می‌کنند. برندها باید تجربه‌ای یکپارچه بین این فضاها فراهم کنند.قدرت‌گرفتن شبکه‌های اجتماعی و بازاریابی دهان‌به‌دهان دیجیتالمی‌دانیم که مشتریان بیش از تبلیغات مستقیم، به نظرات دیگران اعتماد دارند. در این نسل نقش اینفلوئنسرها و محتوای تولیدشده توسط کاربران در تصمیم‌گیری مشتریان افزایش یافته است و کاربران محصولات، سرویس‌ها، خدمات و برندها را از طریق محتوای دیگر کاربران می‌شناسند و انتخاب می‌کنند.استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل داده‌ها برای شخصی‌سازی ارتباط با مشتریانبرندها از داده‌های مشتریان برای ارائه‌ی پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده استفاده می‌کنند. هوش مصنوعی رفتار مشتریان را تحلیل کرده و تبلیغات هدفمند ارائه می‌دهد و با توجه به رفتار کاربر، سرویس‌های مختلف پیشنهادات کاستومایز شده به کاربران ارائه می‌شود.بازاریابی در لحظه (Real-time Marketing)برندها باید بتوانند در لحظه به نیازهای مشتریان پاسخ دهند. چت‌بات‌ها، سیستم‌های پاسخگویی هوشمند، ابزارهای سوشال لیسنینگ، ابزارهای اتومیشن و تعاملات سریع در رسانه‌های اجتماعی نمونه‌هایی از این روند هستند.از بازاریابی یک‌طرفه به بازاریابی مبتنی بر تجربه (Customer Journey Mapping)مشتریان امروزی از مسیرهای مختلف وارد چرخه‌ی خرید می‌شوند و تجربه‌ی آن‌ها باید در همه‌ی این مسیرها بهینه باشد.نمونه‌های موفق از بازاریابی نسل چهارم۱. نایکی: تجربه‌ی ترکیبی دیجیتال و فیزیکینایکی با اپلیکیشن Nike Run Club یک تجربه‌ی منحصربه‌فرد برای کاربران فراهم کرده است. کاربران می‌توانند مسیرهای دویدن خود را ثبت کنند، نکات تمرینی دریافت کنند و با دیگران رقابت کنند.۲. استارباکس: شخصی‌سازی با استفاده از داده‌های مشتریاناستارباکس از برنامه‌ی وفاداری دیجیتال برای ارائه‌ی پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده استفاده می‌کند. اگر مشتری همیشه قهوه‌ی لاته سفارش دهد، استارباکس می‌تواند تخفیف ویژه‌ای روی همان محصول پیشنهاد دهد.۳. دیجی‌کالا: ترکیب تجربه‌ی فیزیکی و دیجیتالدیجی‌کالا با توسعه‌ی تجربه‌ی خرید ترکیبی، کاربران را در فضای آنلاین جذب کرده و با ایجاد مراکز جمع‌آوری، تجربه‌ی تحویل حضوری را نیز بهبود بخشیده است. همچنین، تحلیل داده‌ها و پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده به بهبود تجربه‌ی کاربران کمک کرده است.۴. تپسی: بازاریابی در لحظهاسنپ با استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی و تحلیل داده‌ها، پیشنهادهای ویژه‌ای برای کاربران ارائه می‌دهد. سیستم تخفیف‌های پویا و تبلیغات مبتنی بر موقعیت مکانی، نمونه‌هایی از بازاریابی نسل چهارم هستند.نقاط قوت و ضعف بازاریابی نسل ۴نقاط قوتایجاد تجربه‌ی یکپارچه برای مشتریانافزایش تعامل و ارتباط نزدیک‌تر با مشتریانبهبود تجربه‌ی خرید از طریق شخصی‌سازی و تحلیل داده‌هانقاط ضعفوابستگی بیش از حد به فناوری و چالش‌های امنیتیحفظ حریم خصوصی مشتریان و مسائل اخلاقی در استفاده از داده‌هاپیچیدگی در مدیریت چندین کانال بازاریابیدرس‌هایی برای بازاریابی و توسعه کسب‌وکاراز داده‌ها برای شناخت بهتر مشتریان استفاده کنید، اما اخلاقی و شفاف عمل کنیدبازاریابی را به یک تجربه‌ی تعاملی تبدیل کنید و سعی کنید وفاداری ایجاد کنیدبازاریابی دیجیتال و فیزیکی را ترکیب کنید تا تجربه‌ و هویتی یکپارچه از برندتان در دید مشتریان بسازیدآیا بازاریابی نسل چهارم پایان تحول است؟بازاریابی ۴.۰ راه را برای یکپارچگی دیجیتال و فیزیکی هموار کرد، اما این پایان تحول نیست. با ظهور هوش مصنوعی پیشرفته، متاورس و اینترنت اشیا (IoT)، بازاریابی نسل پنجم در حال شکل‌گیری است. بازاریابی ۴.۰، اگرچه نقطه عطفی در تکامل بازاریابی محسوب می‌شود، اما پایان مسیر نیست. این نسل از بازاریابی توانسته است با ترکیب دنیای دیجیتال و فیزیکی، تجربه‌ای یکپارچه برای مشتریان ایجاد کند، اما با سرعت پیشرفت فناوری، تحولات جدیدی در راه هستند.در سال‌های اخیر، مفاهیمی مانند هوش مصنوعی (AI)، اینترنت اشیا (IoT)، تحلیل داده‌های پیشرفته، واقعیت افزوده (AR) و متاورس به شکل جدی وارد دنیای بازاریابی شده‌اند. این مفاهیم نشان می‌دهند که بازاریابی در حال ورود به نسل ۵.۰ است. در این نسل، استفاده از فناوری‌های هوشمند برای درک عمیق‌تر مشتریان و ارائه‌ی تجربه‌های کاملاً شخصی‌سازی‌شده کلید اصلی موفقیت خواهد بود.چگونه بازاریابی نسل چهارم به نسل پنجم تکامل پیدا می‌کند؟شخصی‌سازی فراتر از گذشته: در بازاریابی نسل پنج، برندها به کمک هوش مصنوعی قادر خواهند بود هر تعامل را بر اساس شخصیت و نیازهای مشتری تنظیم کنند.افزایش استفاده از دستیارهای دیجیتال و واقعیت افزوده: خرید آنلاین با کمک تکنولوژی‌های جدید مثل واقعیت افزوده و دستیارهای صوتی مانند الکسا یا گوگل اسیستنت، تجربه‌ای تعاملی‌تر خواهد شد.تمرکز بیشتر بر هوش مصنوعی و داده‌های لحظه‌ای: برندها از سیستم‌های تحلیلی پیشرفته برای پردازش داده‌های لحظه‌ای و پیش‌بینی رفتار مشتریان استفاده خواهند کرد.ادغام بازاریابی با دنیای متاورس و تجربه‌های دیجیتالی جدید: متاورس به بستری جدید برای بازاریابی و تعامل با مشتریان تبدیل خواهد شد.آینده‌ی بازاریابی چه شکلی خواهد بود؟بازاریابی نسل چهار پایه‌گذار یکپارچه‌سازی دنیای دیجیتال و فیزیکی شد، اما مسیر تحول همچنان ادامه دارد. کسب‌وکارهایی که نتوانند خود را با تغییرات فناوری هماهنگ کنند، به‌زودی از رقابت حذف خواهند شد. بنابراین، برندها باید به دنبال یادگیری مداوم، به‌کارگیری فناوری‌های نوین و ارائه‌ی تجربه‌های تعاملی‌تر و شخصی‌سازی‌شده برای مشتریان باشند.</description>
                <category>Sahar Keshvary | سحر کشوری</category>
                <author>Sahar Keshvary | سحر کشوری</author>
                <pubDate>Tue, 25 Feb 2025 18:23:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه‌های کسب‌وکار | بازاریابی نسل سوم: فراتر از محصول و مشتری، پیش به‌سوی ارزش‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@saharkeshvary/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%87%D8%A7-bdtrahpyuy17</link>
                <description>قصه‌های کسب‌وکار | بازاریابی نسل سوم: فراتر از محصول و مشتری، پیش به‌سوی ارزش‌هابازاریابی در طول دهه‌ها دستخوش تغییرات اساسی شده است. اگر در نسل اول بازاریابی تمرکز بر محصول و تولید انبوه بود و در نسل دوم بازاریابی مشتری به مرکز توجه تبدیل شد، در نسل سوم بازاریابی شرکت‌ها به چیزی فراتر از فروش محصول و جذب مشتری فکر می‌کنند: ارزش‌ها، اخلاق و ایجاد تأثیر مثبت در جامعه.در این مقاله، نسل سوم بازاریابی را بررسی می‌کنیم، نقش آن را در کسب‌وکارهای مدرن تحلیل می‌کنیم و مثال‌هایی از برندهایی که این رویکرد را با موفقیت اجرا کرده‌اند، را ارائه خواهیم داد.نسل سوم بازاریابی: دوران ارزش‌ها و معناتعریف نسل سوم بازاریابی: مشتریان به‌عنوان انسان‌هایی با ارزش‌ها و باورهافیلیپ کاتلر، در کتاب خود، نسل سوم بازاریابی را این‌گونه توصیف می‌کند:&quot;در نسل سوم بازاریابی، شرکت‌ها تنها بر فروش محصولات یا ارائه‌ی خدمات متمرکز نیستند. آن‌ها می‌خواهند تغییری مثبت در جهان ایجاد کنند و با مشتریان خود از نظر ارزش‌ها و باورها ارتباط برقرار کنند.&quot;به عبارت دیگر، در این نسل، کسب‌وکارها فقط به دنبال سودآوری نیستند، بلکه به دنبال تأثیرگذاری مثبت بر جامعه، محیط‌زیست و زندگی مشتریان نیز هستند.ویژگی‌های کلیدی نسل سوم بازاریابی۱. تمرکز بر ارزش‌های انسانی و مسئولیت اجتماعیدر این نسب دریافتیم که، مشتریان دیگر تنها به دنبال خرید محصول نیستند، بلکه به دنبال برندهایی هستند که با ارزش‌هایشان همسو باشند. مفاهیمی مانند مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها (CSR) و پایداری محیط‌زیستی در این زمان اهمیت زیادی پیدا کردند.۲. ایجاد تعامل عاطفی و اجتماعی با مشتریانبرندها در این نسل به دنبال ایجاد ارتباطات عمیق‌تر و احساسی‌تر با مشتریان شدند. مشتریان برندهایی را انتخاب می‌کنند که احساس کنند آن‌ها را درک می‌کنند و با باورهایشان همراه هستند.۳. استفاده از تکنولوژی برای تأثیرگذاری مثبتفناوری نقش کلیدی در نسل سوم بازاریابی ایفا می‌کند، اما نه فقط برای افزایش فروش، بلکه برای بهبود زندگی مشتریان و جامعه. میبینیم، شرکت‌هایی مانند تسلا از نوآوری‌های خود برای ایجاد تغییرات مثبت استفاده می‌کنند.۴. تبدیل مشتریان به سفیران برندمشتریان امروزی تنها مصرف‌کننده یا دریافت کننده خدمات نیستند، بلکه در ترویج و گسترش پیام برندها نیز نقش دارند. شبکه‌های اجتماعی به مشتریان این امکان را داده‌اند که درباره‌ی برندهایی که به آن‌ها علاقه دارند، صحبت کنند و آن‌ها را تبلیغ کنند. برای مثال:۱. تسلا: تعهد به پایداری محیط‌زیستیتسلا یکی از نمونه‌های برجسته‌ی نسل سوم بازاریابی است. این شرکت فقط خودروهای الکتریکی تولید نمی‌کند، بلکه یک مأموریت بزرگ‌تر برای خود تعریف کرده است: نجات زمین از آلودگی و تغییرات اقلیمی.ایلان ماسک، بنیان‌گذار تسلا، در مصاحبه‌ای گفته است:ما اینجا نیستیم که فقط خودرو بفروشیم. ما اینجاییم تا آینده‌ای بهتر بسازیم.این رویکرد باعث شده است که مشتریان تسلا نه‌تنها به این برند وفادار باشند، بلکه مانند سفیرانی برای آن عمل کنند و دیگران را به خرید خودروهای الکتریکی ترغیب کنند.۲. پاتاگونیا: مسئولیت اجتماعی و پایداری محیطیبرند پوشاک پاتاگونیا یکی دیگر از نمونه‌های موفق نسل سوم بازاریابی است. این شرکت، برخلاف بسیاری از برندهای مد که صرفاً بر فروش لباس تمرکز دارند، مأموریت خود را حفاظت از محیط‌زیست قرار داده است.یکی از معروف‌ترین کمپین‌های این برند در سال ۲۰۱۱ راه‌اندازی شد که در آن، از مشتریان خواسته شده بود که کمتر خرید کنند! این کمپین با شعار «این کت را نخرید!» روی بیلبوردها و تبلیغات دیجیتال ظاهر شد.هدف از این پیام این بود که مردم را به خرید آگاهانه‌تر و مصرف کمتر ترغیب کند.نتیجه؟ نه‌تنها محبوبیت پاتاگونیا افزایش یافت، بلکه مشتریان احساس کردند که این برند با ارزش‌های آن‌ها همسو است و اگر لازم به خرید لباس دارند، بهتر است به سراغ این برند بروند!کمپین این کت را نخرید برند پاتاگونیانقاط قوت و ضعف نسل سوم بازاریابینقاط قوت✔️ افزایش وفاداری عمیق مشتریاناحتمال بیشتری دارد که مشتریانی که با ارزش‌های یک برند ارتباط برقرار کرده‌اند، به آن وفادار بمانند.✔️ ایجاد تأثیر اجتماعی و بهبود وجهه برندشرکت‌هایی که در نسل سوم بازاریابی موفق هستند، اغلب تصویر مثبتی در جامعه دارند و از حمایت مشتریان برخوردارند. در ایران این تاثیر اجتماعی را از سوی برند تپسی به خوبی دیده می‌شود.✔️ تمایز از رقبا در بازارهای شلوغدر دنیایی که بسیاری از محصولات شبیه به هم هستند، برندهایی که مأموریت و ارزش‌های خاصی دارند، متمایز دیده می‌شوند.نقاط ضعف✔️ مدیریت پیچیده‌تر و نیاز به سرمایه‌گذاری بلندمدتاجرای یک استراتژی بازاریابی بر اساس نسل سوم، نیازمند تعهد طولانی‌مدت و سرمایه‌گذاری در برنامه‌های اجتماعی و زیست‌محیطی است.✔️ ریسک از دست دادن اعتبار در صورت عدم تعهد واقعیاگر یک شرکت ادعا کند که به ارزش‌های خاصی پایبند است، اما در عمل خلاف آن را نشان دهد، می‌تواند به‌شدت آسیب ببیند.مثال: برندهایی که ادعای حمایت از محیط‌زیست را دارند اما در تولید محصولاتشان همچنان از آلاینده‌های زیادی استفاده می‌کنند.درس‌هایی برای امروز۱. مشتری امروزی فراتر از محصول می‌اندیشد و به دنبال معنا استبرندهایی که فقط به کیفیت محصول توجه دارند، ممکن است در رقابت با برندهایی که مأموریت بزرگ‌تری دارند، عقب بمانند.۲. ارزش‌های برند باید واقعی و شفاف باشنداگر یک برند درباره‌ی حمایت از یک ارزش صحبت می‌کند، باید در عمل نیز آن را ثابت کند. ارزش‌ها از دل یک مجموعه بیرون می‌آیند و اعتبار خود را از مالکان برند می‌گیرند. ارزش‌ها را نمی‌توان با تکنیک‌های بازاریابی به مصرف کننده القاء کرد.۳. تعامل با مشتریان باید در سطح احساسی و اجتماعی در جریان باشدبرندهایی که بتوانند احساسات و باورهای مشتریان را درگیر کنند، ارتباط عمیق‌تری با آن‌ها خواهند داشت و رمز پیروزی را پیدا کرده‌اند.آیا نسل سوم بازاریابی آینده‌ی بازاریابی است؟نسل سوم بازاریابی نشان داد که کسب‌وکارها نمی‌توانند تنها به فکر فروش محصول باشند. مشتریان امروزی انتظار دارند که برندها نقش مثبتی در جامعه داشته باشند. اما آیا این نقطه‌ی پایانی تکامل بازاریابی است؟ مسلما نه.در سال‌های اخیر، ما شاهد ظهور نسل چهارم و پنجم بازاریابی هستیم که بر تکنولوژی، هوش مصنوعی و ارتباطات دیجیتال هوشمندتر تمرکز دارند. اما هیچ‌کدام از این نسل‌های جدید، اصول نسل سوم بازاریابی را نفی نمی‌کنند؛ بلکه آن را تقویت کرده و به آن عمق بیشتری می‌بخشند.آیا برند شما فقط به دنبال فروش محصول است یا در تلاش است که تغییری مثبت در جامعه ایجاد کند؟ مثال‌های خود را در کامنت‌ها بنویسید. و پست بعدی را که درباره نسل چهارم بازاریابی است را بخوانید.</description>
                <category>Sahar Keshvary | سحر کشوری</category>
                <author>Sahar Keshvary | سحر کشوری</author>
                <pubDate>Wed, 12 Feb 2025 16:10:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه‌های کسب‌وکار | بازاریابی نسل دوم: گذر از محصول‌محوری به مشتری‌محوری</title>
                <link>https://virgool.io/@saharkeshvary/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1%DB%8C-xtghcybhq9gj</link>
                <description>قصه‌های کسب‌وکار | بازاریابی نسل دوم: گذر از محصول‌محوری به مشتری‌محوریدر ادامه‌ی مسیر تکامل بازاریابی، پس از دوران محصول‌محور بازاریابی نسل اول، تغییرات اجتماعی، ظهور فناوری‌های نوین و رقابت فزاینده، شرکت‌ها را به سمت رویکردی تازه سوق داد: بازاریابی نسل دوم.اگر در بازاریابی نسل اول، شرکت‌ها ابتدا محصول را تولید کرده و سپس به دنبال مشتری می‌گشتند، در نسل دوم بازاریابی این روند معکوس شد: ابتدا شناخت مشتری، سپس تولید محصول. در این نسل، شرکت‌ها دریافتند که برای موفقیت، باید به جای تمرکز صرف بر محصول، نیازها و خواسته‌های مشتریان را درک کنند و بر همین اساس محصولات و خدمات خود را طراحی نمایند.در این پست نسل دوم بازاریابی را بررسی خواهیم کرد، تأثیرات آن بر کسب‌وکارهای امروزی را تحلیل می‌کنیم و به درس‌هایی می‌پردازیم که مدیران بازاریابی می‌توانند مورد توجه قرار دهند. همچنین با مرور مثال‌هایی از برندهای ایرانی و جهانی، این مفاهیم را به‌صورت ملموس‌تر بررسی خواهیم کرد.بازاریابی نسل دوم: دوران مشتری‌محوریتعریف بازاریابی نسل دوم: شناخت مشتری و ایجاد ارزش برای اوبازاریابی نسل دوم زمانی شکل گرفت که شرکت‌ها متوجه شدند دیگر نمی‌توانند تنها با یک محصول خوب، بازار را تسخیر کنند. رقابت شدید، تنوع انتخاب‌ها و رشد رسانه‌های ارتباطی باعث شد تا مشتریان قدرت بیشتری پیدا کنند و برندها مجبور شوند خود را با نیازهای آنان تطبیق دهند.فیلیپ کاتلر، پدر علم بازاریابی، در این مورد می‌گوید:در بازاریابی نسل دوم، دیگر فقط کافی نیست که محصول خوبی داشته باشید. شما باید مشتریان خود را بشناسید، نیازهایشان را درک کنید و راه‌حل‌هایی ارائه دهید که واقعاً برای آن‌ها ارزشمند باشد.به زبان ساده، در این دوره برندها ابتدا از مشتریان می‌پرسند «چه می‌خواهید؟» و سپس بر اساس پاسخ‌های آن‌ها محصول یا خدمات طراحی می‌کنند.ویژگی‌های کلیدی بازاریابی نسل دومتمرکز بر نیازهای مشتری به‌جای تمرکز صرف بر محصولشرکت‌ها به تحقیقات بازار روی آوردند تا نیازهای واقعی مشتریان را بشناسند.محصولات بر اساس خواسته‌های مشتریان طراحی و بهبود داده شدند.بازاریابی تعاملی و دوطرفهبرندها از تبلیغات یک‌طرفه فاصله گرفتند و به روش‌هایی برای تعامل مستقیم با مشتریان روی آوردند.ابزارهایی مانند ایمیل مارکتینگ، نظرسنجی‌ها و تماس‌های مستقیم برای دریافت بازخورد مشتریان به‌کار گرفته شدند.تقسیم‌بندی بازار و شخصی‌سازی پیشنهاداتمفهوم بخش‌بندی بازار (Market Segmentation) مطرح شد و شرکت‌ها استراتژی‌های خود را برای گروه‌های مختلف مشتریان تنظیم کردند.ساخت برند و ارتباطات مؤثردیگر فقط کیفیت محصول مهم نبود، بلکه برند و داستان آن نیز اهمیت داشت.شرکت‌ها هویت برند خود را ساختند و روی تصویر ذهنی مشتریان سرمایه‌گذاری کردند.مثال‌های واقعی از بازاریابی نسل دوم۱. دیجی‌کالا: از محصول‌محوری به مشتری‌محوریدر ابتدا، دیجی‌کالا به‌عنوان یک فروشگاه اینترنتی محصولات دیجیتال فعالیت می‌کرد. اما پس از مدتی، مدیران این برند متوجه شدند که مشتریان به بیش از صرفاً خرید یک کالا نیاز دارند؛ آن‌ها به اطلاعات دقیق، بررسی‌های تخصصی و تجربه‌ی خرید آسان اهمیت می‌دهند. نتیجه این شد که دیجی‌کالا مدل خود را تغییر داد و با ارائه‌ی نقد و بررسی تخصصی، یک تجربه‌ی کاربری کامل و منحصربه‌فرد برای مشتریان خود ایجاد کرد. همین شد که بعد از آن همه فروشگاه‌ها به دنبال یک فروشگاه مشابه دیجی‌کالا بودند!۲. کاله: توجه به سلیقه‌ی مشتریان ایرانیبرند کاله، در صنعت لبنیات، نمونه‌ای دیگر از بازاریابی نسل دوم است. این شرکت به درستی دریافت که مصرف‌کنندگان ایرانی به طعم‌های جدید، بسته‌بندی جذاب و محصولات سالم علاقه‌مند هستند. به همین دلیل، کاله محصولاتی مانند ماست یونانی، پنیرهای خاص و شیرهای غنی‌شده را معرفی کرد که دقیقا بر اساس نیازهای بازار ایران طراحی شده بودند.۳. استارباکس: تجربه‌ای فراتر از قهوهاستارباکس نه‌تنها روی کیفیت قهوه تمرکز دارد، بلکه تجربه‌ای منحصر‌به‌فرد برای مشتریان خود ایجاد کرده است. فضای گرم و صمیمی کافی‌شاپ‌های استارباکس، موسیقی دلنشین و امکان سفارشی‌سازی نوشیدنی‌ها باعث شد که مشتریان احساس کنند این برند فراتر از یک کافی‌شاپ است.نقاط قوت و ضعف بازاریابی نسل دومنقاط قوتمشتری در مرکز توجه قرار دارد و تصمیمات بر اساس داده‌های واقعی گرفته می‌شود.ایجاد تمایز در بازارهای رقابتی و افزایش وفاداری مشتریان.برقراری ارتباط دوطرفه و بهبود مستمر محصولات بر اساس بازخوردهای مشتریان.نقاط ضعفپیچیدگی بیشتر در مدیریت بازاریابی به دلیل نیاز به تحلیل داده‌های گسترده.احتمال سوء‌استفاده از داده‌های مشتریان و نگرانی‌های مربوط به حفظ حریم خصوصی.درس‌هایی برای امروز:۱. مشتری را بشناسید و به حرف‌‌هایش گوش دهیداستفاده از نظرسنجی‌ها، تحلیل داده‌ها و ارتباط مستقیم با مشتریان، به درک بهتر نیازهای آنان کمک می‌کند.۲. بازاریابی را از یک فرآیند یک‌طرفه به یک گفتگوی دو طرفه تبدیل کنیدبرندهایی که تعامل واقعی با مشتریان دارند، موفق‌تر خواهند بود.۳. برند خود را فراتر از محصول ببریدمشتریان به ارزش‌های برند و داستان آن اهمیت می‌دهند؛ پس یک روایت جذاب برای برند خود بسازید.آیا بازاریابی نسل دوم هنوز هم کاربرد دارد؟بازاریابی نسل دوم یک تحول اساسی بود که کسب‌وکارها را از محصول‌محوری به مشتری‌محوری رساند. اما با ظهور اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و تغییر انتظارات مشتریان، این نسل نیز با محدودیت‌هایی مواجه شد. امروزه مشتریان به دنبال برندهایی هستند که ارزش‌های انسانی و اجتماعی را درک کنند، که این موضوع در بازاریابی نسل سوم نمایان می‌شود.پس منتظر بررسی و قصه‌ی بازاریابی نسل سوم باشید.</description>
                <category>Sahar Keshvary | سحر کشوری</category>
                <author>Sahar Keshvary | سحر کشوری</author>
                <pubDate>Sun, 09 Feb 2025 20:34:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه‌های کسب‌وکار | بازاریابی نسل اول: آغاز مسیر بازاریابی مدرن</title>
                <link>https://virgool.io/@saharkeshvary/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-iorfmocswhad</link>
                <description>قصه‌های کسب‌وکار | بازاریابی نسل اول: آغاز مسیر بازاریابی مدرنتصور کنید در دهه ۱۳۳۰ شمسی (۱۹۵۰ میلادی) زندگی می‌کنید. شرکت‌ها محصولات خود را بدون نیازسنجی بازار تولید می‌کنند و تبلیغات یک‌طرفه در رادیو، تلویزیون و روزنامه‌ها تنها راه اطلاع‌رسانی است. این دوران، نقطه‌ی آغازین نسلی مدرن از بازاریابی بود: نسل اول بازاریابی.فیلیپ کاتلر، پدر علم بازاریابی، در آثار خود نسل‌های مختلف بازاریابی را معرفی کرده و نشان داده که چگونه این مفاهیم از تمرکز صرف بر محصول (نسل اول بازاریابی) به تمرکز بر مشتری (نسل دوم) و سپس ارزش‌های انسانی (نسل سوم و چهارم) تحول یافته است.در این پست نسل ۱.۰ بازاریابی را بررسی خواهیم کرد، تأثیرات آن بر کسب‌وکارهای امروزی را تحلیل می‌کنیم و در نهایت به این موضوع می‌پردازیم که چرا بازاریابان نباید در این نسل متوقف شوند. در طول مسیر، بخش‌هایی از کتاب‌های معتبر و مثال‌های واقعی را نیز اضافه می‌کنم تا این بحث عمیق‌تر و ملموس‌تر شود.بازاریابی نسل اول: زمانی که محصول حرف اول را می‌زدتعریف بازاریابی نسل اول: بازاریابی محصول‌محوربازاریابی نسل اول را می‌توان دوران طلایی تولید انبوه دانست؛ دورانی که شرکت‌ها باور داشتند اگر محصولی با کیفیت و قیمت مناسب بسازند، مشتریان خودبه‌خود برای خرید آن صف خواهند کشید.فیلیپ کاتلر در این‌باره می‌گوید:در این دوره، شرکت‌ها محصول را تولید می‌کردند و سپس به دنبال مشتری برای آن می‌گشتند. در این رویکرد، احساسات و نیازهای عمیق مشتریان جایی نداشت.یکی از بارزترین نمونه‌های این تفکر، در زمان تولید پیکان در ایران بود. زمانی که ایران‌ناسیونال (ایران‌خودرو کنونی) این خودرو را تولید کرد، رقابت چندانی در بازار داخلی وجود نداشت. مشتریان گزینه‌های زیادی برای انتخاب نداشتند، بنابراین تمرکز اصلی بر تولید انبوه و کاهش هزینه‌ها بود.همین استراتژی را هنری فورد نیز با مدل T در آمریکا اجرا کرد. او جمله‌ی معروفی دارد:مشتریان می‌توانند هر رنگی از مدل T را داشته باشند، به شرطی که سیاه باشد!این جمله نشان می‌دهد که در بازاریابی نسل اول، تنوع و شخصی‌سازی محصول تقریباً وجود نداشت.بازاریابی نسل اول را می‌توان دوران طلایی تولید انبوه دانست؛ دورانی که شرکت‌ها باور داشتند اگر محصولی با کیفیت و قیمت مناسب بسازند، مشتریان خودبه‌خود برای خرید آن صف خواهند کشید. این طرز تفکر، که در نیمه‌ی اول قرن بیستم رواج داشت، بر مبنای اصل «فقط تولید کن، مردم می‌خرند» استوار بود.ویژگی‌های کلیدی بازاریابی نسل اولویژگی‌های کلیدی بازاریابی نسل اول۱. تمرکز بر محصول و تولید انبوهدر این دوران، تمرکز اصلی شرکت‌ها بر تولید انبوه محصولات بود، نه شناخت نیازهای مشتری. شرکت‌ها ابتدا محصولی را تولید کرده و سپس برای فروش آن به دنبال مشتری می‌گشتند. این مدل در شرایطی که رقابت کم بود، موفقیت‌آمیز به نظر می‌رسید.در دهه‌ی ۱۳۴۰ شمسی، ایران‌ناسیونال (ایران‌خودرو کنونی) خودروی پیکان را تولید کرد. بازار خودرو در ایران محدود بود و رقبای چندانی وجود نداشتند، بنابراین شرکت بر تولید بالا و کاهش هزینه‌های تولید تمرکز کرد، بدون اینکه به تغییرات مورد نظر مشتریان توجه کند.هنری فورد در آمریکا، مدل T را به تولید انبوه رساند و با کاهش هزینه‌ها، توانست این خودرو را در دسترس عموم مردم قرار دهد. اما این مدل تنها در یک رنگ (مشکی) عرضه می‌شد و گزینه‌های سفارشی‌سازی در آن وجود نداشت.۲. بازاریابی به‌عنوان ابزار فروش، نه ابزار تعامل با مشتریبازاریابی در این دوران بیشتر به معنای تبلیغات یک‌طرفه بود. برندها از طریق تبلیغات در رسانه‌های سنتی مانند روزنامه، رادیو و بعدها تلویزیون، پیام‌های تبلیغاتی خود را منتشر می‌کردند، اما فضایی برای تعامل مستقیم با مشتریان وجود نداشت.در دهه‌ی ۱۳۵۰، تبلیغات تلویزیونی برای محصولات مصرفی مانند صابون داروگر یا نوشابه زمزم، تنها بر مزایای محصول تأکید داشتند و مشتریان نقشی در بازخورد مستقیم و بهبود محصولات نداشتند.در آمریکا، برندهایی مانند کوکاکولا و پپسی تبلیغات گسترده‌ای انجام می‌دادند، اما نظرات مشتریان به‌طور مستقیم بر روی استراتژی‌های بازاریابی تأثیرگذار نبود.۳. حداقل‌گرایی در تحقیقات بازاردر بازاریابی نسل اول، مفهوم تحقیقات بازار یا بسیار ابتدایی بود یا اصلاً مورد توجه قرار نمی‌گرفت. شرکت‌ها باور داشتند که بهتر از مشتریان می‌دانند چه چیزی برای آن‌ها مناسب است.شرکت‌های لوازم خانگی در ایران مانند پارس‌الکتریک، بدون تحقیقات گسترده در مورد نیازهای مصرف‌کنندگان، تلویزیون‌های سیاه‌وسفید و یخچال‌های استانداردی تولید می‌کردند که برای تمامی مشتریان یکسان بود.در صنعت پوشاک، تولیدکنندگان لباس بدون توجه به تغییرات سبک زندگی و سلیقه‌ی مشتریان، تنها بر اساس امکانات تولیدی خود لباس‌های مشابهی را روانه‌ی بازار می‌کردند.۴. وفاداری مشتری بر اساس برند، نه تجربه‌ی خریددر این دوران، مشتریان به دلیل کمبود گزینه‌های جایگزین، به برندها وفادار می‌ماندند. این وفاداری نه به دلیل تجربه‌ی مشتری‌محور، بلکه به دلیل نبودن رقابت گسترده و انتخاب‌های محدود بود.مشتریان ایرانی در دهه‌های گذشته، هنگام خرید تلویزیون یا یخچال، انتخاب‌های محدودی مانند جنرال الکتریک، پارس یا آزمایش داشتند. به همین دلیل، آن‌ها وفادار به برند خاصی نبودند، بلکه چاره‌ای جز خرید از برندهای موجود نداشتند.در صنعت خودروسازی، مردم آمریکا در ابتدای قرن بیستم به‌ناچار از محصولات فورد یا شورلت استفاده می‌کردند، زیرا گزینه‌های دیگری در بازار وجود نداشت.نقاط قوت و ضعف بازاریابی نسل اولنقاط قوتافزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌هاتولید انبوه و بهینه‌سازی فرآیندهای تولید، هزینه‌ی نهایی کالاها را کاهش داد و آن‌ها را برای طیف گسترده‌تری از مشتریان در دسترس قرار داد.ایجاد برندهای قدرتمند و ماندگاربرندهایی مانند ایران‌خودرو، داروگر و پارس‌الکتریک در این دوران رشد کردند و هنوز هم در ذهن مصرف‌کنندگان جایگاه ویژه‌ای دارند.پایه‌گذاری اصول اساسی بازاریابی مدرنمفاهیمی همچون «برندسازی»، «تمایز محصول» و «ارزش پیشنهادی» در این دوران شکل گرفتند و پایه‌ای برای توسعه‌ی بازاریابی در نسل‌های بعدی شدند.نقاط ضعفبی‌توجهی به نیازهای عمیق مشتریاندر این دوره، مشتریان صرفاً به‌عنوان مصرف‌کننده تلقی می‌شدند و توجه چندانی به خواسته‌ها و احساسات آن‌ها نمی‌شد.نبود تعامل دوسویه با مشتریانبازاریابی یک‌طرفه بود و کسب‌وکارها کمتر به بازخورد مشتریان برای بهبود محصولات توجه می‌کردند.عدم انعطاف‌پذیری و محدودیت در شخصی‌سازیمحصولات و خدمات به‌صورت عمومی تولید می‌شدند و انتخاب‌های سفارشی‌سازی‌شده برای مشتریان وجود نداشت.درس‌هایی از بازاریابی نسل اول برای امروز۱. محصول مهم است، اما کافی نیستدر گذشته، محصول مهم‌ترین عامل موفقیت بود؛ اما امروز تجربه‌ی مشتری نقش کلیدی دارد.برندهایی مانند دیجی‌کالا نشان داده‌اند که کیفیت محصول به‌تنهایی کافی نیست و تجربه‌ی خرید نیز باید بهینه شود.۲. بازاریابی یک‌طرفه دیگر پاسخگو نیستامروزه، مشتریان از طریق شبکه‌های اجتماعی نظرات خود را بیان می‌کنند و انتظار دارند که برندها به آن‌ها پاسخ دهند.شرکت‌هایی مانند اسنپ و کافه‌بازار با تعامل مستقیم با کاربران، جایگاه خود را در بازار تثبیت کرده‌اند.۳. شخصی‌سازی یک ضرورت استبرخلاف گذشته، فناوری‌های دیجیتال امکان ارائه‌ی تجربه‌ی منحصربه‌فرد برای هر مشتری را فراهم کرده‌اند.برندهایی مانند اسنپ‌فود از تحلیل داده‌ها برای ارائه‌ی پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده استفاده می‌کنند.۴. تجربه‌ی مشتری، کلید موفقیت استامروزه، تجربه‌ی کلی مشتری اهمیت بیشتری نسبت به کیفیت صرف محصول دارد.نمونه‌ی موفق جهانی: اپل، که با تمرکز بر تجربه‌ی کاربری، به یکی از ارزشمندترین برندهای دنیا تبدیل شده است.آیا هنوز می‌توان از بازاریابی نسل اول استفاده کرد؟بازاریابی نسل اول همچنان در برخی صنایع کاربرد دارد. به‌عنوان مثال، کسب‌وکارهایی که محصولات عمومی و مقرون‌به‌صرفه تولید می‌کنند (مانند صنایع غذایی و دارویی)، همچنان از اصول این نسل بهره می‌برند. اما در دنیای رقابتی امروز، برای ماندگاری در بازار، کسب‌وکارها باید به نسل‌های پیشرفته‌تر بازاریابی روی بیاورند.آیا کسب‌وکار شما هنوز در بازاریابی نسل اول گیر کرده است؟ اگر بله، زمان آن نرسیده که تغییر کنید؟</description>
                <category>Sahar Keshvary | سحر کشوری</category>
                <author>Sahar Keshvary | سحر کشوری</author>
                <pubDate>Sat, 08 Feb 2025 00:21:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور جلسات خسته کننده را مدیریت کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@saharkeshvary/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-kpha8271ym05</link>
                <description>چطور جلسات خسته کننده را مدیریت کنیم؟مطلبی که قرار است بخوانید از کتاب «فرار از جلسه» (Death by Meeting) نوشته پاتریک لنچونی یکی از آثار شناخته‌شده در حوزه مدیریت و رهبری سازمانی الهام و سرچشمه گرفته است. سعی شده به یکی از چالش‌های اساسی در سازمان‌ها، یعنی جلسات غیرمؤثر، پرداخته شود و راهکارهایی کاربردی برای بهبود این مشکل ارائه شود.خلاصهداستان کتاب پیرامون شرکت تولیدکننده نرم‌افزار Yip Software و مدیرعامل آن کیسی مک‌دنیل است. کیسی فردی باهوش، پرانرژی و موفق توصیف شده، اما یک مشکل اساسی دارد: جلسات بی‌ثمر و خسته‌کننده‌ای که باعث می‌شوند تیم او نه‌تنها انگیزه خود را از دست بدهند، بلکه احساس کنند وقتشان تلف می‌شود.در نقطه‌ای از داستان، کیسی متوجه می‌شود که تیمش جلسات را یک امر بی‌فایده می‌دانند و جلسات به جایگاهی برای بحث‌های بی‌نتیجه و تصمیم‌گیری‌های غیرضروری تبدیل شده‌اند. در این میان، فردی به نام ویل پیترسون که به‌عنوان مشاور تازه‌وارد به تیم او اضافه شده، تلاش می‌کند تا این مشکل را حل کند. ویل برخلاف مدیران سنتی، نگاه متفاوتی به جلسات دارد و متوجه می‌شود که مشکل کیسی، نداشتن جلسات نیست، بلکه داشتن جلسات نادرست و ناکارآمد است.ویل سعی می‌کند کیسی و سایر اعضای تیم را متقاعد کند که جلسات نباید خسته‌کننده باشند، بلکه می‌توانند جذاب، الهام‌بخش و حتی هیجان‌انگیز باشند. او معتقد است که جلسات اگر به‌درستی مدیریت شوند، می‌توانند کلید حل مشکلات سازمان باشند.چرا جلسات خسته‌کننده می‌شوند؟لنچونی در کتاب خود به دو دلیل اصلی برای خسته‌کننده شدن جلسات اشاره می‌کند:عدم درگیری ذهنی (Conflict): بسیاری از مدیران سعی می‌کنند جلسات را آرام و بدون بحث و درگیری نگه دارند، درحالی‌که این کار باعث می‌شود جلسات بی‌روح و غیرمفید شوند. تعارض سازنده (Constructive Conflict) می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های بهتر و تعاملات پویاتر کمک کند.ساختار نامناسب جلسات: اغلب سازمان‌ها همه مسائل را در یک جلسه مطرح می‌کنند، بدون اینکه جلسات را بر اساس نوع و هدف آن‌ها تفکیک کنند. این مسئله باعث می‌شود جلسات طولانی و بی‌اثر شوند و در انتها نیز چالش‌ها اغلب باقی بمانند و به جلسات بعد منتقل شوند.چهار نوع جلسه پیشنهادییکی از مهم‌ترین نکاتی که می‌توان به آن اشاره کرد، دسته‌بندی جلسات سازمانی به چهار نوع اصلی است. این تفکیک کمک می‌کند تا جلسات با هدفی مشخص و ساختاری مناسب برگزار شوند.۱. جلسات روزانه  یا دیلی (Daily Check-In)مدت‌زمان: ۵ تا ۱۰ دقیقههدف: هماهنگی سریع تیمی و اطمینان از اینکه همه اعضا در جریان وظایف و برنامه‌های روزانه هستند.فرمت: کوتاه، بدون بحث‌های طولانی، تمرکز بر به‌روزرسانی‌های مهم روز گذشته و روز پیش رو.۲. جلسات هفتگی تاکتیکی (Weekly Tactical Meeting)مدت‌زمان: ۳۰ تا ۴۵ دقیقههدف: بررسی پیشرفت وظایف، حل مشکلات کوتاه‌مدت، اولویت‌بندی کارها.فرمت: تمرکز بر داده‌های عملیاتی و تصمیم‌گیری‌های سریع.۳. جلسات ماهانه استراتژیک (Monthly Strategic Meeting)مدت‌زمان: ۲ تا ۴ ساعتهدف: تحلیل عمیق مسائل استراتژیک، حل مشکلات بلندمدت، ارزیابی استراتژی‌های سازمان.فرمت: بحث‌های تعاملی، ارائه نظرات، تصمیم‌گیری‌های کلان.۴. جلسات فصلی مرور سازمان (Quarterly Off-Site Review)مدت‌زمان: یک تا دو روزهدف: بررسی عملکرد کلی سازمان، برنامه‌ریزی برای آینده، توسعه مهارت‌های تیمی.فرمت: ترکیبی از جلسات رسمی و تعاملات غیررسمی برای افزایش هماهنگی تیمی.این مدل جلسات به سازمان‌ها کمک می‌کند تا از جلسات غیرضروری و بی‌هدف جلوگیری کرده و هر جلسه را با برنامه‌ای مشخص برگزار کنند.۳. اهمیت ایجاد تعارض سالم در جلساتیکی از بخش‌های جالب زمانی است که ویل تلاش می‌کند به تیم نشان دهد که جلسات باید شامل کانفیلیکت سالم باشند. او در یکی از جلسات می‌گوید:«مشکل اصلی این نیست که جلسات طولانی‌اند، مشکل این است که هیچ درگیری‌ای در آن‌ها وجود ندارد. شما از بیان نظرات واقعی خود پرهیز می‌کنید، چون نمی‌خواهید بحثی ایجاد شود. اما بدون بحث، تصمیم‌گیری‌های ما سطحی خواهند بود.»این نگاه نشان می‌دهد که وجود بحث‌های چالش‌برانگیز در جلسات می‌تواند به بهبود تصمیم‌گیری‌ها کمک کند. البته این تعارض‌ها نباید مخرب باشند، بلکه باید در راستای یافتن بهترین راه‌حل ممکن شکل بگیرند.اجرای راهکارها در دنیای واقعیبرای مدیران بازاریابی و توسعه کسب‌وکار، جلسات نقش حیاتی در هماهنگی تیم‌ها، برنامه‌ریزی استراتژیک و اجرای کمپین‌های بازاریابی دارند. با بهره‌گیری از آموزه‌های این کتاب، می‌توان جلسات را به گونه‌ای طراحی کرد که:تمرکز بر اهداف استراتژیک: با تعیین اهداف واضح و مرتبط با استراتژی‌های بازاریابی، جلسات می‌توانند به تسریع در دستیابی به نتایج مطلوب کمک کنند.افزایش مشارکت تیمی: تشویق اعضای تیم به ارائه نظرات و پیشنهادات، می‌تواند به خلق ایده‌های نوآورانه و بهبود فرآیندهای بازاریابی منجر شود.پیگیری و ارزیابی: با تعیین وظایف مشخص و پیگیری پیشرفت آن‌ها در جلسات بعدی، می‌توان از اجرای مؤثر برنامه‌ها اطمینان حاصل کرد.برای اینکه بتوانیم از آموزه‌های بیان شده در دنیای واقعی استفاده کنیم، باید چند اصل کلیدی را رعایت کنیم:جلسات را به‌درستی زمان‌بندی کنیم. نباید همه جلسات را در یک قالب برگزار کنیم، بلکه باید جلسات را متناسب با نیاز سازمان دسته‌بندی کنیم.فرهنگ تعارض سازنده را ترویج دهیم. تیم‌ها باید یاد بگیرند که مخالفت کردن با یک نظر به معنای مخالفت با شخص نیست، بلکه هدف، رسیدن به بهترین تصمیم است.نتایج جلسات را پیگیری کنیم. یکی از مشکلات رایج جلسات، نداشتن خروجی مشخص است. پس باید وظایف به‌وضوح مشخص شوند و در جلسات بعدی پیگیری گردند.جلسات را جذاب‌تر کنیم. به‌جای استفاده از روش‌های سنتی، می‌توان از ابزارهای تعاملی، تکنیک‌های تسهیل‌گری و حتی روش‌های داستان‌سرایی برای جذاب‌تر شدن جلسات استفاده کرد.بخش‌هایی از کتابدر بخشی از کتاب، کیسی پس از یک کنفرانس تلفنی با مدیران شعبه‌های دیگر، به مشاور خود، ویل، می‌گوید:«ویل، می‌توانی چند لحظه بیایی اینجا؟»ویل که حس بدی به حرفش در راه‌پله داشت، تصمیم گرفت جلوی هر سرزنشی را که در راه بود، بگیرد. «کیسی، از اینکه بعد از جلسه آن‌قدر رک بودم معذرت می‌خواهم...»کیسی حرفش را قطع کرد: «می‌خواستم دربارۀ همین صحبت کنم.»ویل خودش را روی صندلی عقب کشید و منتظر گوشمالی ماند.«خودم گفتم وارد میدان بشوی و هرطور که توانستی به من کمک کنی، پس برای حرفی که زدی حس بدی نداشته باش. شاید بهتر باشد نظرهایت را برای زمانی نگه داری که بتوانیم خصوصی صحبت کنیم، اما نگران نباش.»این گفتگو نشان‌دهنده‌ی فضای باز و پذیرش انتقاد در سازمان است که به بهبود فرآیندها کمک می‌کند.نتیجه‌گیری پایانیبه نظر من کتاب «فرار از جلسه» یکی از منابعی است که هر مدیر، بازاریاب، یا توسعه‌دهنده کسب‌وکار می‌تواند مطالعه کند. کتاب با ارائه مدلی ساده و کاربردی نشان می‌دهد که جلسات اگر به‌درستی مدیریت شوند، می‌توانند به ابزار قدرتمندی برای رشد سازمان تبدیل شوند، نه یک مانع وقت‌گیر برای اتلاف وقت.این کتاب مخصوصاً برای مدیران بازاریابی، توسعه کسب‌وکار و مشاوران سازمانی که نیاز به برگزاری جلسات مؤثر و مفید دارند، توصیه می‌شود. اگر می‌خواهید جلسات شما از اتلاف وقت و انرژی جلوگیری کرده و به یک ابزار ارزشمند برای تصمیم‌گیری تبدیل شوند، پیشنهاد می‌کنم یکی از کتاب‌هایی که به سراغ آن می‌روید این کتاب باشد. این کتاب را بخوانید و راهکارهای آن را اجرا کنید.من سحر کشوری، مدیر مارکتینگ و مشاور توسعه کسب و کار با تمرکز بر بازاریابی و بهبود فرآیندها و ارتقا محصول هستم و سعی دارم به منظور انتقال تجربه، محتواهایی که به نظرم مفید هستند را با شما و دیگران به اشتراک بگذارم. لینکدین من را با جستجو یا کلیک بر روی نام من می‌توانید به راحتی پیدا کنید.</description>
                <category>Sahar Keshvary | سحر کشوری</category>
                <author>Sahar Keshvary | سحر کشوری</author>
                <pubDate>Mon, 03 Feb 2025 16:04:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به کتاب «درباره پسران و مردان» از ریچارد ریوز: همراه با  رویکردی تطبیقی با جامعه ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@saharkeshvary/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-cn5taq0rgnzp</link>
                <description>کتاب «درباره پسران و مردان»
کتاب «درباره پسران و مردان» یا Of Boys and Men نوشته ریچارد ریوز در سال ۲۰۲۲ یکی از مهم‌ترین کتاب‌هایی است که به بحران‌هایی که مردان در دنیای امروز با آن مواجه‌اند، می‌پردازد. این کتاب، با استفاده از آمارهای دقیق و مثال‌های واقعی، سه چالش بزرگ را مطرح می‌کند: ضعف تحصیلی پسران، تغییرات اساسی در بازار کار و بحران سلامت روان مردان. در این پست، خلاصه‌ای از این چالش‌ها را بررسی می‌کنم و به این فکر می‌پردازم که از نگاه من، این مسائل چطور در جامعه ایران دیده می‌شوند.چالش‌های اصلی مطرح‌شده در کتاب1. ضعف تحصیلی پسرانریوز در این کتاب توضیح می‌دهد که در بسیاری از کشورهای دنیا، پسرها از نظر تحصیلی از دخترها عقب مانده‌اند. این موضوع نه‌تنها در مدارس، بلکه در دانشگاه‌ها هم کاملاً مشهود است. برخی از آمارهای کتاب را در زیر آورده‌ام:دانشگاه‌ها: در ایالات متحده، دخترها ۶۰ درصد فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها را تشکیل می‌دهند، در حالی که پسرها تنها ۴۰ درصد از آمار را تشکیل داده‌اند.ترک تحصیل: احتمال ترک تحصیل در میان پسرها دو برابر دخترهاست. (حدود ۵۰٪)عملکرد تحصیلی: پسرها معمولاً در مهارت‌هایی مثل خواندن و نوشتن عملکرد ضعیف‌تری دارند.ریوز معتقد است یکی از راه‌حل‌ها می‌تواند این باشد که پسرها یک سال دیرتر از دخترها وارد مدرسه شوند تا کمی پخته‌تر شوند. این فرصت به آن‌ها کمک می‌کند تا از نظر عاطفی و شناختی به رشد بهتری برسند.2. چالش‌های بازار کارتحولات اقتصادی و تغییر ساختار بازار کار، تأثیر زیادی روی نقش سنتی مردان داشته است. آمارهای کتاب نشان می‌دهند:کاهش مشاغل صنعتی در جوامع: در آمریکا، از دهه ۱۹۸۰ تاکنون، ۹۱ درصد از مشاغل یدی از دست‌رفته در بخش‌های تولیدی مربوط به مردان بوده است و با ربات‌‌ها یا دستگاه‌های صنعتی جایگزین شده‌اند.کاهش دستمزدها: مردانی که تحصیلات دانشگاهی ندارند، طی ۴۰ سال گذشته با کاهش ۳۰ درصدی درآمد واقعی مواجه شده‌اند.نیاز به مهارت‌های جدید: بازار کار مدرن بیشتر به مهارت‌های نرم و خدماتی نیاز دارد، اما مردانی که از سیستم‌های آموزشی قدیمی آمده‌اند، معمولاً با این سرعت جایگزینی برای این تغییرات آماده نشده‌اند.3. بحران سلامت روانیکی از بخش‌های بسیار مهم کتاب به سلامت روان مردان می‌پردازد. در این بخش، ریوز با اشاره به آمارهایی تأکید می‌کند که مردان بیشتر از زنان با مشکلات روانی و عاطفی دست‌وپنجه نرم می‌کنند:خودکشی: نرخ خودکشی در میان مردان سه برابر زنان است.انزوای اجتماعی: مردان، به‌ویژه در سنین میان‌سالی و سالمندی، بیشتر از زنان احساس انزوا می‌کنند.اجتناب از دریافت کمک: مردان کمتر از زنان به خدمات مشاوره و روان‌درمانی مراجعه می‌کنند، چراکه اغلب حس می‌کنند «باید قوی باشند» و مشکلاتشان را خودشان حل کنند.این مسائل در ایران چطور دیده می‌شوند؟با اینکه کتاب ریوز بیشتر روی جوامع غربی تمرکز دارد، اما اگر دقیق نگاه کنیم می‌بینیم خیلی از چالش‌های مطرح‌شده در کتاب، در ایران هم وجود دارد. هرچند شکل و شدت این مسائل در کشور ما کمی متفاوت است.1. تحصیلات پسران در ایراندر ایران هم دخترها در بسیاری از شاخص‌های آموزشی از پسرها در حال جلو زدن هستند.قبولی در دانشگاه‌ها: طی سال‌های اخیر، درصد بیشتری از دخترها در کنکور سراسری پذیرفته شده‌اند. در بعضی رشته‌ها مثل علوم انسانی، تعداد دخترها حتی دو برابر پسرها بوده است.ترک تحصیل: پسرها، به‌ویژه در مناطق کم‌برخوردار، بیشتر از دخترها تحصیلات را رها می‌کنند و زودتر وارد بازار کار می‌شوند و با افزایش فشار اقتصادی این مسئله سرعت بیشتری نیز گرفته است.عملکرد در مدارس: در بسیاری از مدارس ایران، به‌خصوص در مناطق محروم، کمبود منابع آموزشی و امکانات روی عملکرد پسرها تأثیر بیشتری گذاشته است و باعث افت تحصیلی بالاتری شده.2. بازار کار در ایرانبازار کار ایران هم در دهه‌های اخیر دستخوش تغییرات زیادی شده است.کاهش مشاغل سنتی: فرصت‌های شغلی در بخش‌های تولیدی، کشاورزی و صنایع سنگین کمتر شده است، و این موضوع مردان را که معمولاً در این حوزه‌ها فعال بوده‌اند، با چالش مواجه کرده است.نیاز به مهارت‌های جدید: بازار کار امروز به مهارت‌های نرم، فناوری و خدماتی نیاز دارد. اما نظام آموزشی و مهارتی ایران، به‌ویژه برای پسرها، هنوز نتوانسته خودش را با این تغییرات هماهنگ کند. در کنار مسائل گفته شده افزایش نرخ مهاجرت نیروی کار فناوری این نسبت مردان ساکن در ایران که نیازمند مهارت‌های نرم در کنار مشاغل فناورانه هستند را افزایش داده است.بیکاری جوانان: نرخ بیکاری میان مردان جوان، به‌خصوص در مناطق محروم، بسیار بالاست و این مسئله فشار اقتصادی و اجتماعی زیادی به آن‌ها وارد می‌کند.3. سلامت روان مردان ایرانیمسائل روانی و عاطفی در میان مردان ایرانی هم به دلایل مختلف مثل فشار اقتصادی، انتظارات اجتماعی و مشکلات فرهنگی قابل‌مشاهده است.فشار اقتصادی: مسئولیت تأمین مالی خانواده، حتی در شرایط سخت اقتصادی، همچنان بیشتر روی دوش مردان است و فرهنگ ایرانی حاکم بر کشور در اغلب شهرها و استان‌های کوچک و کمتر توسعه‌یافته این فشار را به طرز چشمگیری افزایش داده است.تابوهای فرهنگی: بسیاری از مردان ایرانی مراجعه به روان‌شناس یا مشاور را ضعف می‌دانند و همین باعث می‌شود مشکلاتشان عمیق‌تر شود. اجتناب از دریافت کمک خارجی یکی از تهدیدهای اساسی سلامت روان مردان ایرانی تلقی می‌شود.آمار نگران‌کننده: در برخی از استان‌های کشور، نرخ خودکشی و اعتیاد در میان مردان به طرز نگران‌کننده‌ای بالاست.*آگاهی‌بخشی درباره اهمیت سلامت روان و کاهش انگ‌های اجتماعی مربوط به مشاوره و درمان می‌تواند نقش مهمی در بهبود این وضعیت داشته باشد.به‌عنوان یک صاحب کسب‌وکار چطور می‌توان کمک کرد؟اگر مدیر یا صاحب کسب‌وکار هستید، مسائل مطرح‌شده در این کتاب می‌تواند روی نحوه مدیریت شما تأثیر زیادی بگذارد. خیلی از کارکنان با جنسیت مردانه ممکن است با فشارهای اقتصادی و عاطفی مشابهی دست‌وپنجه نرم کنند.ایجاد تعادل کار و زندگی: ساعات کاری انعطاف‌پذیر یا مرخصی‌های پدرانه (شبیه به مرخصی‌های مربوط به خانم‌ها) می‌تواند به کارکنان مرد کمک کند که بهتر بین کار و زندگی خانوادگی تعادل ایجاد کنند.آموزش مهارت‌های جدید: برگزاری دوره‌های آموزشی در حوزه فناوری یا مهارت‌های نرم می‌تواند کارکنان مرد را برای بازار کار مدرن آماده‌تر کند.توجه به سلامت روان: فراهم کردن مشاوره روان‌شناختی در محیط کار یا تشویق کارکنان به استفاده از این خدمات می‌تواند استرس و فشار کاری را کاهش دهد.جمع‌بندیکتاب «درباره پسران و مردان» اثری است که نه‌تنها به مشکلات مردان در دنیای امروز می‌پردازد، بلکه راه‌حل‌های مفیدی هم ارائه می‌دهد. هرچند مسائل مطرح‌شده در این کتاب بیشتر درباره جوامع غربی است، اما بسیاری از آن‌ها در ایران هم وجود دارند.با بررسی این چالش‌ها و تطبیق آن‌ها با شرایط کشور، می‌توان سیاست‌ها و راهکارهایی طراحی کرد که هم به بهبود وضعیت مردان و هم به تقویت جامعه و اقتصاد کمک کند. اگر این تغییرات با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی ایران اجرایی شوند، می‌توان امیدوار بود که آینده بهتری در انتظار مردان و به‌تبع آن، کل جامعه باشد.من سحر کشوری مشاور توسعه کسب‌وکار و مارکتینگ هستم و جرقه خواندن این کتاب از صحبت‌های دکتر آذرخش مکری در من زده شد. در صورت نیاز به هم‌صحبتی در حوزه مطالب مشابه می‌توانید با من از طریق صفحه لینکدین‌م به آدرس درج شده در ارتباط باشید.</description>
                <category>Sahar Keshvary | سحر کشوری</category>
                <author>Sahar Keshvary | سحر کشوری</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2025 23:16:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استفاده از متافور برای ارائه گزارشات و راه‌حل های سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@saharkeshvary/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%81%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%87-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-adwtwtfa7vvi</link>
                <description>چیزی که جدیدا خیلی بیشتر جدی می‌گیرم، استفاده از متافورهای مختلف برای ارائه راه‌حل‌های سازمانیه!قبلا برداشتم این بود که فردی که در یک سی-لول پوزیشن قرار می‌گیره، به احتمال زیاد، چیزهایی که من می‌دونم براش بدیهیه و قرار نیست به چالش خاصی در مورد ارائه داشته باشم اما به طرز غیرقابل باوری با این واقعیت دوباره روبرو شدم که «همه شبیه تو فکر نمی‌کنند، پس ممکنه موضوعای که می‌گی رو متوجه نشن؛ حتی اگر مدیران ارشد های-تک‌ترین شرکت‌های ایران باشند!»پیش از این، از این تکنیک برای تفهیم مطالبی که می‌خواستم بیان کنم در مکالمات و در مقابل مشتریان و افراد تیمم استفاده می‌کردم؛ اما به تازگی سعی دارم به طور جدی در ارائه گزارشات مهمم هم ازش استفاده کنم و فکر می‌کنم نتیجه خوبی به همراه خواهد داشت اگر با دیتا و داده‌های درستی هم ادغام بشه.در پایان تنها چند نکته رو باید یادآور بشم:🧩 استفاده از متافور نباید باعث بشه اصل ماجرا رو از خاطر ببرید و صرفا روی کانسپت متمرکز باشه!🧩 از خاطر نبرید موضوع اصلی راه حلیه که شما با دیتا بهش رسیدید و این متافور قراره به شما در ارائه مفهوم کمک کنه.🧩 حتما مثل سایر فعالیت‌ها، مدل فکری مخاطب، حساسیت‌هاش و نوع تصمیم‌گیریش رو در نظر بگیرید و بشناسید.🧩 استفاده از متافور برای ساده‌سازی مطالبه و باید به وضوح مفهوم مورد نظر شما رو بیان کنه. از متافورهای پیچیده و مبهم که تفسیرشون دشواره به هیچ وجه استفاده نکنید.🧩 متافور باید به طور مستقیم با موضوع شما مرتبط باشه. از متافورهایی که از موضوع دورند و ارتباطی با موضوع ندارند، استفاده نکنید.🧩 از متافورهای خلاقانه و جدید استفاده کنید تا توجه مخاطب رو جلب کنید. سراغ متافورهای کلیشه‌ای و تکراری که جذابیت کمتری دارند نرید.🧩فقط جاهایی که نیاز دارید از این سبک استفاده کنید. استفاده بیش از حد از متافور می‌تونه باعث خستگی و سردرگمی مخاطب بشه و یا شما رو فردی زیادی غیرجدی جلوه بده.</description>
                <category>Sahar Keshvary | سحر کشوری</category>
                <author>Sahar Keshvary | سحر کشوری</author>
                <pubDate>Sat, 02 Mar 2024 14:28:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مختصری درباره مدل کانو KANO،مدلی برای افزایش رضایت مشتری و چند چیز دیگر</title>
                <link>https://virgool.io/@saharkeshvary/%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AF%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88-kano%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-uvjkhdog284p</link>
                <description>تصویر پایین مدل kano برای افزایش رضایت مشتریه.این نمودار دو محور عمودی و افقی داره که محور افقی فانکشنالیتی و کاربردی بودن فیچر/پروداکت رو بهتون نشون میده و محور عمودی ستیسفیکیشن یا رضایت و خوشحالی که برای کاربر به ارمغان میاره رو نمایش میده.🩷 همونطور که می‌بینید رنگ صورتی آیتم‌های must-be هستند. چیزهایی که حتما بابد در فیچر/پروداکت شما وجود داشته باشه و گرنه اصلا کاربر سمت شما نمیاد. این فیچر/پروداکت رو همه رقبای شما دارن و کاربر داشتن و دیدنش رو در محصول شما بدیهی می‌دونه!💛 آیتم‌هایی که پرفورمنس رو افزایش میدن (on-dimensional)، اغلب محصولات یا ویژگی‌هایی هستند که سرعت یا رغبت استفاده از محصول رو برای کاربرانتون افزایش می‌دند و استفاده از محصول/خدمات شما رو تکرار‌پذیر می‌کنند.🩵 اترکتیو آیتم‌هایی که باعث بالا بردن جذابیت محصول شما می‌شوند در واقع نقاط قوت و قابل توجه شما نسبت به رقباتون هستند. این آیتم‌ها میتونه برندینگ شما باشه، میتونه wow-Moment هایی باشه که هر جایی داره ازش صحبت میشه و…🩶 و اما indifferent اکشن/پروداکت‌ها که بود و نبودشون هیچ تفاوتی برای کاربر/مخاطب شما نداره.🟢 این همه نوشتم و مدل کانو رو توضیح دادم که بگم با استفاده از این مدل می‌تونید خیلی ساده خیلی از مارکتینگ اکشن‌ها یا فیچرهایی که لازم دارید رو الویت‌بندی کنید و ریکوئست بدین یا انجام بدین.🟢 با این مدل، ارزیابی رقباتون و درخواست‌های مشتریانتون می‌تونید بفهمید زورتون رو کجای بازی بزنید و کجا و کی چه کاری انجام بدید.🟢 اگر الان و این لحظه right moment  برای انجام یک کار یا بیرون دادن یک خروجی پروداکتی روی نمودار اترکتیوه، ممکنه چهار روز دیگه به must be  تبدیل بشه و دیگه نشه ازش بهره‌برداری کرد.🟢 همه این موارد نه برای محصول و کاربر که در استخدام نیرو و نگهداشت اون؛ بهبود رابطه با دوست، خانواده، پارتنر هم مصداق داره.🔺با مجموعه‌ای در  بخشی از جلسه در مورد پایین بودن پرفورمنس تیم پشتیبانیشون صحبت می‌کردم و پرسیدم در همین ایونت اخیر (یلدا) برای همین تیم چیکار کردند؟ پاسخ این بود: کاری نکردیم!همین مجموعه اخیرا یکی دیگه از تیم‌هاش رو بصورت کامل تعدیل کرده و بعد از اون اتفاق، وقتی تیم کال-سرویس با همچین بحران و اضطرابی روبرو بوده؛ براش هیچ‌کاری نکرده که ذره‌ای تعلق سازمانی ایجاد کنه!همین مثال رو به کاربری که چرن میشه، به پارتنری که دلسرد میشه، به فرزندی که از خونواده ناامید میشه، به ملتی که تمایل به مهاجرت پیدا می‌کنه، بسط بدید. در همه‌ی کیس‌ها مصداق داره.</description>
                <category>Sahar Keshvary | سحر کشوری</category>
                <author>Sahar Keshvary | سحر کشوری</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jan 2024 19:43:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشتراک تجربه کمپین کریپتو وینتر اکسبیتو</title>
                <link>https://virgool.io/newdima/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D8%AA%D9%88-%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AA%D9%88-aivr63c7o21u</link>
                <description>اشتراک تجربه کمپین کریپتو وینتر اکسبیتوسال 1402 شروع شده و کریپتو وینتر اکسبیتو هم اسفند 1401 تموم شد. کمپین با اسم زمستان کریپتو یا کریپتو وینتر (Crypto Winter) از دل ناامیدی و غم‌های خود ما و مردم جوشید و به دست اجرا رسید. زمان شروع کمپین کریپتو وینتر اکسبیتو تمام طول زمستان 1401 بود و از اول دی ما استارت خورد.کمپین تک هدفه نبود و چند هدف و نگاه به بازار و شرایط موجود رو دنبال می‌کرد. برخی اهداف مثل جذب کاربر فعال اغلب در کمپین‌ها همراه کسب و کارهایی که تازه شروع به فعالیت می‌کنند یا محصول تازه‌ای به بازار ارائه می‌دند، همیشه وجود داره و برخی از اهداف، تزریق امید به بازار و عدم توقف و ایستادگی در شرایط رکوده.البته این رو هم اضافه کنم که، ما در کنار کمپین، همچنان به صورت مستمر، کار آموزش و اطلاع رسانی رو انجام می‌دادیم و آموزش هنوز هم بخش جدانشدنی از مسیر و road map ما بوده و هست.کریپتووینتر، پایان زمستان 1401سعی کردیم در این کمپین کریپتو وینتر چند نکته رو در طراحی و اجرا به کار ببندیم و بهش توجه کنیم که ممکنه انتقال تجربه‌اش بتونه به شما هم در طراحی یا پیشبرد اهدافتون بیزینسی یا فرا بیزینسیتون کمک کنه.قبل از هر چیزی بگم که وقتی تصمیم گرفتیم کمپین رو ببندیم، شرایط مارکت و جامعه بسیار تیره و تار به نظر می‌رسید و افراد زیادی مثل ما، دچار یاس و ناامیدی شده بودند و یا هنوز هم هستند. درسته ما در شرایط بازار نزولی و خرسی هستیم اما معامله‌گرا و تریدرهای کهنه کار می‌دونند که قرار نیست بازار همیشه در شرایط کساد و رکود باقی بمونه و بالاخره روزهای روشنش هم فرا خواهد رسید. این وسط چیزی که مهمه و شاید از سمت یه دانای کل یا راهنما یا هر اسم دیگه‌ای که دوست دارید روش بذارید، میتونه به بقیه انتقال داده بشه، همین موضوعه. اینکه بازار مالی‌ای مثل بازار کریپتوکارنسی قرار نیست همیشه در رکود باقی بمونه و مثل سیکل‌های قبلیش، این روزها هم میگذره و مارکت افراد صبورش رو باز هم خوشحال خواهد کرد.در همین راستا کمپین با المان‌های گرافیکی و محتوای متنی که شرایط موجود رو یادآوری می‌کرد اما در دل کانتنت‌ها بذر امید داشت، طراحی و اجرا شد. المان‌های بصری در نگاه اول آسمان شب رو نشون میداد که یک سیاره (مشابه زحل) با لوگوی شیبا گوشه سمت چپ اون قرار داشت و در دور دست هم شفق‌های قطبی دیده می‌شدند.در همین سکشن به کاربر وارد شده گفته می‌شد: «همه ما سود کردن و بازار گاوی را دوست داریم اما معامله‌گر حرفه‌ای از زمین خاکی و بازار خرسی شروع می‌کنه تا بتونه قبل از رسیدن بازار گاوی و ATH زدن، کوین‌های درخشانش رو پیدا کنه!»هدف ما این بود که با یک دید منطقی و بالغانه با کاربر روبرو بشیم . اینکه ما می‌دونیم شرایط فعلی بازار خوب نیست، اما الان زمانیه که می‌تونی هزینه کمتری برای شروع کردن بدی. تست‌هایی که لازمه رو داشته باشی و بعد به بازار گاوی برسی.چرا شیبا رو در زحل قرار دادیم؟ چون شیبا کوینیه که به شدت نوسان قیمت داره و خیلی سریع بالا و پایین می‌ره. حرکات نامنظم و در عین حال جذاب، ما رو به این نتیجه رسوند که شیبا در بین سیاره‌ها مثل زحل می‌مونه؛ زیبا، فریبنده و متفاوت.در سکشن بعدی نمایی از یک سرزمین برفی رو داشتیم که از برخی خونه‌هاش دود اجاق خارج می‌شد اما خونه‌های کوچکترش ممکن بود سرد شده باشند. با اسکرول لندینگ دونه‌های برف هم پایین می‌اومد.در پایین همین بخش کاربر با شنیدن موقتی بودن شرایط فعلی، بیشتر آماده می‌شد و پیشنهاد خرید هم می‌گرفت.در ادامه لندینگ هم جایزه‌های مختلف، مدارک مورد نیاز و قوانین شرکت در کمپین به کاربر گفته می‌شد.در آخر هم لینک‌های مورد نیاز کاربر در کنار اطلاعات اکسبیتو بهش نمایش داده می‌شد.نتایج هیجان انگیز کریپتو وینتربعد از کمپین، اعداد و ارقام خیلی برای ما جذاب بود. حدس می‌زدیم که ریفر کننده‌هامون بیشتر بشن اما اینکه ATH بزنن در اون بازه، جذابیت دیتای در حال تحلیل مون رو بیشتر کرد. ما در کمپین برای ریفر کردن هدیه‌ای در نظر نگرفته بودیم، اما پیشنهادش رو داده بودیم و آدم‌ها داشتن ما رو به بقیه ریفر می‌کردند.فیدبک‌های تیم پشتیبانی هم جذابیت کمپین رو بالاتر می‌برد. اینکه نسبت به کمپین‌های قبلی، مشکلات کاربرا برای ثبت‌نام و احراز هویت کمتر شده بود و نشون می‌داد دسترسی و نوع محتوای آموزشیمون کاربردیه و مشکل یوزرا رو حل میکنه.افراد جذب شده در کمپین بعضا تا چند صد برابر نسبت به اعدادی که ازشون خواسته بودیم واریز و معامله انجام بدن، معامله می‌کردند و واقعا ما رو شگفت زده کردند.خطی مشی ما در بازاریابی اجرای وعده‌هاییه که در کمپین‌ها داده میشه و محقق شدن این مورد رو هم از سمت تیم کال سرویس خیلی خوب دریافت می‌کردیم که ازمون بابت صدق گفتار دائما تشکر می‌شه.توی این کمپین، First Goalمون که جذب کاربر احراز هویت شده بود، CPAایی حدودا 40% کمتر از total CPAمون در سال 2022 محاسبه شد و این خیلی هیجان انگیزترین دیتای ما در تیم مارکتینگ محسوب می‌شد.تجربه غیرخوب و عجیب غریب!در هفته دوم اسفند ماه ترافیک آنرمالی روی آنالیتیکس اکسبیتو دریافت کردیم. متوجه شدیم در همون روز، یک کمپین با کپی کردن لندینگ ما از طرف یک صرافی دیگه ران شده و از سورس‌های مختلف هم در حال ورودی گرفتنه. حالا چرا ما داشتیم دیتا رو می‌دیدیم؟ چون کسی نه تنها کدهای لندینگ، بلکه کد آنالیتیکسمونم کپی کرده بودن! سنگین هم هزینه می‌کردن!این تجربه اولین تجربه ما از کپی شدن محتوامون نبود اما عجیبترینش بود.</description>
                <category>Sahar Keshvary | سحر کشوری</category>
                <author>Sahar Keshvary | سحر کشوری</author>
                <pubDate>Mon, 01 May 2023 12:08:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریز تجربه‌هایی از یک سال مصاحبه کردن</title>
                <link>https://virgool.io/@saharkeshvary/%D8%B1%DB%8C%D8%B2-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-ajugjhfxohhy</link>
                <description>با توجه به اینکه توی یک سال گذشته برای پست‌های مختلفی رزومه دریافت کردم و با افراد زیادی مصاحبه انجام دادم، خواستم نظرم رو درباره رزومه‌ها و مصاحبه‌ها به عنوان کسی که اونور میز هم بوده باهاتون به اشتراک بذارم.رزومه:رزومه مهمه؟ بله مهمه! اگر برای مجموعه‌ای اپلای می‌کنید مهمه که بهشون بگید که کجا کار کردید؟ چیکار کردید؟ اما توجه به جزئیاتی که در سایر رزومه‌ها دیده نمی‌شه می‌تونه رزومه شما رو جذاب کنه. پس قبلش بهتره رزومه‌هایی که در لینکدین منتشر میشه رو ببینید و نواقصی که دارند رو در رزومه خودتون برطرف کنید.در رزومه نویسی پرحرفی زائد نکنید چون احتمالا کسی که داره رزومه رو بررسی می‌کنه متوجه می‌شه که شما در حال مخفی کردن چیزی هستید یا در حال توضیح جزئیات هستید.در نگارش رزومه از مواردی که خوانایی رو بالا میبره استفاده کنید؛ جوری که در یک نگاه متوجه بشن که کی، کجا، چیکار می‌کردید! (بولت، نامبر، رنگ، لاین و… به شما این کمک رو می‌رسونند)در هر پوزیشنی اصطلاحات یا ابزاری هست که اگر در رزومه ازش اسم برده بشه که می‌شناسید یا باهاشون آشنا هستید، نگاه رو جلب می‌کنه. مثلا اگر برای پوزیشن محتوا اپلای می‌کنید، مهمه که خودتون غلط املایی نداشته باشید، خودتون نیم‌فاصله رو رعایت کنید و چیزهایی از این دست برای هر پوزیشن وجود داره. یا اگر برای پوزیشنی پورتفولیو ارسال می‌کنید، مهمه که کاراتون از نظر بصری تمیز باشه و روش وقت گذاشته باشید…مصاحبه:اینکه در مصاحبه اضطراب داشته باشید و نگران باشید طبیعیه و اگر طرف استخدام شونده منصف باشه، متوجه می‌شه، سعی می‌کنه فضا رو به سمت کاهش تنش ببره و این مورد رو فارغ از حال شما در اون لحظه در نظر می‌گیره. اضطراب کلامی ناشی از شرایط جلسه احتمالا خیلی در تصمیم‌گیری مصاحبه کننده تاثیر نمیذاره پس اگر ریجکت شدین دلایل قوی‌تر رو بررسی کنید.گاهی شما برای یک پوزیشن Over Qualified هستید در حالی که در رزومه چیز دیگه‌ای نشون دادید؛ یکی از دلایل ریجکت شدن شما همینه، پس اعتماد به نفستون رو از دست ندید و رزومه رو درست کنید یا برای پوزیشن مناسب اقدام کنید.اگر در رزومه از ابزار خاصی اسم بردید یا می‌خواید درباره اون ابزار صحبت کنید اما باهاش آشنایی ندارید، حداقل کاری که می‌تونید انجام بدید اینه که اسم اون ابزار رو درست تلفظ کنید یا کلا بی‌خیالش بشید و نخواید سمتش برید. ولی اگر برنامه‌ای برای یادگیری اون ابزار دارید هم بهش اشاره کنید.اگر در شرایط بحران تعدیل شدید، مضطرب نباشید و بگید که کاهش نیرو اتفاق افتاده. اینکه می‌گید خودم اومدم بیرون (!) در شرایطی که شرایط اون شرکت با ارتباطات به گوش تصمیم‌گیران اون مجموعه می‌رسه، ممکنه تصویر خوبی از شما در ذهن مصاحبه کننده به‌جا نذاره.شرایط برای کارفرما و کارمند هر دو نابسامانه، پس حقوقتون رو منطقی بیان کنید. اگر با 20-30% (مثلا) اضافه نسبت به جای قبلی راضی می‌شید، یهو عدد رو 80% یا 100% بالاتر بیان نکنید.مهارت‌های ارتباطی و کلامی رو یاد بگیرید و در مصاحبه هم خیلی غلو نکنید! چون اگر بعدا چیزی خلاف ادعای شما محرز بشه، ممکنه روی دید مدیر یا کارفرمای شما تاثیر منفی بذاره.اگر با محیطی که به اون وارد شدید، راحت نیستید و بعد از یک مدت از حضور شما هم این احساس منفی ادامه پیدا کرد، تصمیمتون رو بگیرید که در صورت پذیرفته شدن این محیط برای شما مناسب خواهد بود؟ با خودتون صادق باشید و اگر روحیه خیلی حساسی دارید، بیشتر به این موضوع دقت کنید.</description>
                <category>Sahar Keshvary | سحر کشوری</category>
                <author>Sahar Keshvary | سحر کشوری</author>
                <pubDate>Wed, 18 Jan 2023 11:52:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از طبقه پنجم تا طبقه دوم! روایت یک سال همراهی من با اکسبیتو</title>
                <link>https://virgool.io/@saharkeshvary/%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AA%D9%88-vaamubgu28in</link>
                <description>سال گذشته بود که آقای ظفرمند، مدیر منابع انسانی مجموعه برای همکاری با من تماس گرفتند. فکر می‌کنم حدود یک ساعتی رو باهم تلفنی صحبت کردیم. بعد از اون، یک جلسه یک ساعت و نیمه‌ی آنلاین با سعید عبادتی، مهدی عالی و مهدی لطفی داشتم و این شد، نقطه شروع من در اکسبیتو. البته یک سال پیش از اون هم من با سعید عبادتی صحبتی رو داشتم و نشده بود با هم همکاری رو شروع کنیم….روزی که به اکسبیتو وارد شدم، اکسبیتو یک نوزاد تازه متولد بود که می‌خواست به بازار کریپتو وارد بشه و کنار رقبای گردن کلفتی که می‌شناسیم فعالیتش رو شروع کنه. سوز خزان کریپتو می‌وزید و با هر بار ریزش، افراد تازه‌ای رو غافلگیر می‌کرد.پیش از این، تجربه حضور من در بازار کریپتو اندکی خرید و فروش در بازار گاوی با پلتفرم‌های OTC بود که قرار بود از این به بعد رقبام حساب بشن اما، تجربه حضور فیزیکی من در مجموعه اکسبیتو با مصاحبه و بستن تیم مارکتینگ شروع شد؛ با کمپین نوروز 1400مون ادامه پیدا کرد و تجربه‌های کم نظیری رو برام رقم زد.همکاران و تیم‌سازیدر سالی که گذشت، من با ۴۰ نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم همکاری داشتم. 11 نفر از این تیم  ۴۰ نفره، نیروهای مستقیم من به عنوان اعضای تیم مارکتینگ فعالیت کردند که 6 نفر از این 11 نفر، تا به امروز جایگزین شدند. عناوین شغلی مربوطه در دسته بندی مشاغل سئو، محتوا، پشتیبانی و دیجیتال‌مارکتینگ بودند و به جز 3 نفر که ما درخواست قطع همکاری رو داشتیم، مابقی، به دلایل شخصی مثل مهاجرت، تحصیل یا ازدواج، درخواست جدا شدن از مجموعه رو داشتند.علاوه بر اون، تیم من با 9 نفر تحت عنوان محتوا نویس فریلنسر همکاری کرده که در جای دیگری باید از بازار و کار کردن با این صنف صحبت کنم…چالش‌ها و دردسرهای تیم داشتن!اما اگر بخوام از بزرگترین چالش‌های منابع انسانی که در این پوزیشن باهاش روبرو بودم چیزی بنویسم، کار کردن با نسل z قطعا سخت‌ترین قسمتش بوده. نسلی که به واسطه بستری که در اون رشد کرده، ارزش‌های متفاوتی نسبت به ارزش‌های کسی شبیه به من دارند. در کنار ایده‌های نو و جذابی که به ذهنشون می‌رسه، تجربه پایینی دارند و گاهی از تجاربشون درس نمی‌گیرند و این باعث می‌شه چند اشتباه مشابه رو چندین‌بار آزمایش کنند.این رو اضافه کنم که، رویکرد من نسبت به ایده‌های نو، تست کردن ایده در مقیاس کوچک و فیدبک گرفتن از اونه. بعد می‌شه تصمیم گرفت مسیر رو ادامه داد یا خیر؟چالش دیگر نیاز به تنوع بالای این نسل نسبت به دهه‌های قبلیه. متولدین این نسل به شدت به هیجان، تنوع در کار و عدم روتین نیاز دارند؛ و کار تکراری، استمرار در کار و روتین داشتن براشون عملا عذاب الهی محسوب میشه. برای این نسل دائما باید تسک مورد نظر رو جذاب جلوه بدی و یه انرژی رو برای پرزنت تسک به صورت ترغیب کننده براشون بذاری.بعد از اون، بزرگترین چالشی که باهاش روبرو بودم، مسئولیت‌ناپذیری افراد و عدم تمایل به یادگیری یا بهبود مهارت‌ها بود. این مسئله قبل از حضور من در اکسبیتو هم چرایی بزرگی بود که در سازمان‌های دیگه و در بین همکارانم دیده بودم. تاثیر فضای اجتماعی، آموزه‌های غلط، شرایط اقتصادی و فرهنگ جامعه رو بالا میبینم اما اینکه افراد تصمیم می‌گیرند در سطحی ساکن باقی بمونند، در حالی که بستر و مشوق‌ها وجود داره، انتخاب اون افراد می‌پندارم. این انتخاب می‌تونه خودخواسته یا ناخواسته باشه و در هر صورت احترام من رو به همراه داره اما احتمالا ادامه مسیر رو در یک جاده نخواهیم بود. قطعا تنها یک مسیر درست وجود نداره و من صرفا دارم راهی که خودم طی می‌کنم رو در اینجا ذکر می‌کنم.مدیر سخت‌گیر اکسبیتو؟متاسفانه یا خوشبختانه من در اکسبیتو ملقب به مدیری سخت‌گیر هستم. اگر از افرادی که به تیمم اضافه شدند بپرسید، قطعا یا خودشون این برداشت رو از روز اول داشتند یا در جلسه مصاحبه بهشون گفته شده که قرار نیست تسک‌ها و خروجی رو با هر کیفیتی تحویل بدید. اصولا خروجی قابل نمایش ما، صرفا قرار نیست نمونه کار یا پورتفولیو یک نفر باشه و در واقع ماحصل خروجی یک تیم رو به نمایش می‌ذاره و از این بابت برای من بسیار مهمه که نتیجه کار و زمانی که برای اون صرف شده، چی هست؟قطعا تا به این لحظه از دید همگان، پرفکت نبودیم اما سعی می‌کنیم از امکانات موجود، بهترین خروجی رو داشته باشیم.شبکه‌های اجتماعی؟در بخش سوشال مدیا تجربه حضور در شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام، فیسبوک، توییتر، لینکدین، آپارات، یوتیوب و تلگرام رو داشتیم و فیدبک‌های جالب و در عین حال عجیبی گرفتیم. در کنار اون، قوانین و مصوبات محیرالعقولی که هر روز در کشورمون تصویب یا اجرا میشه، فضای شبکه‌های اجتماعی رو مثل فضای جامعه به تیرگی برده و با قطع دسترسی افراد به پلتفرم‌های جهانی، کسب‌وکارها رو روز به روز محدودتر کرده. جایی که می‌تونه پیوندگاه افراد زیادی باهم باشه، تجارب و آموزش‌های مختلفی رو انتقال بده و همدلی افراد رو جلب کنه، در حال حاضر در محدودترین شکل ممکن وجود داره که صحبت‌های من، گزافه‌گویی است بر هر آنچه می‌دانید…تجربه لونا-ترا و توییتراز دید من، بازار فینتک و علی‌الخصوص کریپتو به دلیل ماهیت و ذات شدیدا رقابتی که داره، بازخوردهای تهاجمی‌تری رو نسبت به اخبار و اتفاقات به دنبال میاره. هر عمل و واکنش افراد یا مجموعه‌ها میتونه افراد بیشتری رو ترغیب و تحریک به بروز عکس‌العمل کنه.این موضوع رو اولین بار در بازخورد از یک توییت در توییتر بعد از ریزش عجیب لونا تجربه کردیم. ما در اکسبیتو برای اضافه کردن هر کوین جدید زمانی رو صرف بررسی اون کوین می‌کنیم. سیاستمون برای اضافه کردن ارزها تا به این لحظه، اضافه کردن کوین‌هاییه که پروژه‌های احتمالا آینده‌داری هستند و اصولا دیدمون به بازار، دید کوتاه‌مدت نیست؛ کاربرانمون هم عمدتا از همین دست هستند و ما رو موقتی نمی‌بینند.در حال تصمیم‌گیری و پژوهش روی کوین لونا-ترا بودیم که اون فاجعه برای سرمایه‌گذاران لونا اتفاق افتاد… توییتی رو منتشر کردیم و شاید اگرسیوترین واکنش‌های عمرم رو نسبت به یک پلتفرم، در کامنت‌ها و دایرکت‌های اون زمان دیدم.این واکنش‌ها باعث شد ما مخاطبان و رقبانمون رو بیشتر بشناسیم و بدونیم کجای کار هستیم! همین موضوع باعث شد بیش از پیش به راهی که می‌رفتیم اعتماد کنیم و همونطور که گفتم، هرگز موقتی فکر نکنیم!ویدئو بسازید اما کوتاه بسازیدتجربه و فیدبک ما از ویدئوها بسیار جالب و جذاب بود. ما به سمت تولید ویدئوهای داخلی رفتیم و این محتواها هنوز هم برای ما کار می‌کنند و قدیمی نمی‌شن. حتی ویدئوهایی که با موبایل از سفر یکی دو روزه‌مون گرفتیم هم هنوز ویو میخوره و این کار رو برای ما هیجان انگیزتر می‌کنه. گرافیست مجموعه ما هم با روحیه چالش پذیری که داره، خیلی در بهبود محتواها چه از نظر فیلمبرداری و چه از نظر ادیت، بهمون کمک کرد.کمپین شیبا، با همه واکنش‌های شخصیش نسبت به من، موفق شد!در اولین کمپینی که ران کردیم، Over Target شدیم. این کمپین رو در حالی رفتیم که تیم محصول و تکنیکال ما تجربه کمپین نداشتند، هنوز کسی تحت عنوان گرافیست در مجموعه حضور نداشت و می‌خواستیم روی بازخورد مخاطبانمون فیدبک بگیریم. خدا رو شکر به چیزی که میخواستیم و حتی به بیشتر از اون رسیدیم. بعد از کمپین، هدیه کاربرانمون بعد از دریافت، در بازه 3 ماهه حداقل 30% رشد کرد و تجربه خوبی برای تازه واردها رقم زد.اما در تجربه شخصی و فضای کامیونتیتی دیجیتال مارکتینگ این نکته رو شاید باید اضافه کنم:هر کسی تو تجربه‌های اولش از همکارا و هم صنف‌های خودش بازخوردهایی می‌گیره که می‌تونه محرک یا منفعل کننده باشه. این کمپین در ابتدای فعالیتم به عنوان مدیر مارکتینگ یک مجموعه فین‌تکی بود و متاسفانه در بدو ورودم، واکنش‌ها و همراهی‌های جالبی رو از صنف دیجیتال مارکترهای فعال در این حوزه دریافت نکردم. با این وجود ادامه دادم و تجربه خوبی هم شد! این تجربه رو به فال نیک می‌گیرم که از خاطرم نره که در عین نگاه به بیرون، نگاه به درون داشته باشم و هر دو سوی ماجرا رو توامان ببینیم؛ و در نهایت انتخابم چیزی باشه که قرار نیست ناامیدم کنه.مسیر همیشه سبز نیستدر ادامه مسیر تجربه‌های گاها دردناکی رو در کنار اکسبیتو داشتم. واکنش به مصائب اجتماعی مثل ریزش متروپل، از دست دادن هموطنانمون در شیراز یا نخبه‌های کوچکی مثل کیان برای من و همکارانم بسیار سهمگین بود و هست. از طرف دیگه، ابتدای سال میلادی 2022 قیمت تتر حدود 29000 تومان بود و امروز قیمت اون حدود 40 هزار تومانه! هر بار که ریزش دلاری بیت‌کوین و اتریوم رو می‌دیدم و رشد قیمتیش رو در معادل ریالیش تاسف خوردم که چرا باید در کشور ما چنین باشه؟ ارزی که به عنوان استیبل کوین در تمامی دنیا شناخته میشه در کشور ما نوسانگیری میشه و با هر موج این نوسان، سرمایه عده زیادی تقریبا با خاک یکسان میشه. برای بسیاری از ماها که صلح، رفا و آرامش رو برای جامعه می‌خوایم شاید بدترین اتفاق دیدن فقر، تورم، تعدیل، کاهش توان خرید و درد جامعه است.در حال حاضر اما با رو آوردن به شناخت بیشتر بسترهای اقتصادی و پیشینه‌های تاریخی در حال پیدا کردن جواب بسیاری از این سوالات هستم.اما این رخ صفراوی تنها به شرایط اجتماعی منوط نمی‌شه و گریبان کسب‌وکاری که در اون فعال هستم رو هم به عنوان یک خدمات دهنده اینترنتی گرفته. ما در حال حاضر در حال ارائه سرویس در بستر اینترنتی هستیم که درواقع وجود نداره! با همه تلاشی که بقیه همکارانم برای بهبود سرعت، ارائه سرویس با VPN و بدون VPN انجام میدن، اما چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم، دستان نااهلی روی گریبان اینترنته که هدف احتمالیش از بین بردن اقتصاد دیجیتال به نفع منافع افراد محدودیه. این موضوع حتما روی خروجی تمامی بخش‌های یک جامعه تاثیر می‌ذاره و چه بسا شاهد تعدیل‌هایی هم در ابتدای فیلترینگ گسترده بودیم.اما در نهایت چاره‌ای جز ادامه دادن و پیدا کردن راه‌های تازه نداریم و من یک نفر هنوز تسلیم نشدم.همدلی لازمه داشتن یک هم‌مسیر خوبمن به گردش هم‌دلی در تیم بسیار معتقدم و در تیم‌های با سایز کوچک و متوسط این مورد رو خیلی ضروری‌تر هم می‌بینم. یکی از مسائلی که در بدو ورودم به اکسبیتو سعی کردم در بین همکارانم جا بندازم این بود که ما تیم فنی، پروداکت، دیزاین، مارکتینگ و غیره نداریم! ما یک تیم داریم و اون هم تیم اکسبیتوئه! افرادی که ما رو از بیرون نظاره می‌کنند، لاین‌های درون سازمانی و شرح تسک‌های ما رو نمی‌دونند، و ما رو به عنوان یک کل منسجم می‌بینند. این نگاه که ما برندینگ رو از درون سازمان شروع کنیم، تاثیر بسزایی در شکل‌دهی برند اکسبیتو به عنوان چیزی که در حال حاضر می‌بینید داشت.وقتی هر کدوم از افراد، نقش خودش رو در برابر نقش کل سیستم می‌بینه و هدف واحد سیستم رو متوجه می‌شه، سعی می‌کنه تاثیرگذاریش رو بیشتر کنه. این مسئله با تشخیص درست لحظات مهم برای افراد که لیدر تیم یا لیدر مجموعه تشخیص میده، می‌تونه رغبت به تاثیرگذاری رو بیشتر هم کنه و رفتار افراد رو به سمت فیدبک مثبت برای بالا بردن بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها و حفظ فضای مثبت سوق بده.یاد می‌گیرم ولی فراموش نمی‌کنماز روزی که اولین تجربه کاریم رو در یک شرکت شروع کردم فهمیدم که داشتن نقطه تمایز واقعا مهمه و اگر اون نقطه تمایز بتونه دائما رشد پیدا کنه، یه نقطه تمایز عالی محسوب می‌شه. من این نقطه تمایز رو یادگیری و کار کردن بیش از 100% برای خودم در نظر گرفتم. علاقه به یادگیری و فهمیدن مفاهیم جدید بهم کمک کرده راه‌حل‌ها رو سریعتر از افراد پیرامونم پیدا کنم و نسبت به مشکلات هم زودتر اقدام کنم. البته اینکه در محیط‌هایی حضور داشتم که تقریبا همیشه حمایت مدیرعامل یا مدیر مستقیمم رو داشتم هم مزید بر علت بوده.در اکسبیتو هم این یادگیری هم از محیط برای من فراهم بود هم بستری رو برای وقت گذاشتن روی علایقم فراهم کرد. مفاهیم مدیریتی، منابع انسانی، رشد کسب‌وکار و... رو به سبب نیاز جدیدم بیشتر یاد گرفتم و با تست هر کدوم از پیش‌فرض‌هام عملا به دنیای جدیدی راه پیدا کردم. وبسایت دانه‌گذاری مفاهیم برای شروع هر مبحث، متمم بود و با جستجو و پیدا کردن منابع بیشتر، ادامه پیدا می‌کرد.تلخی هم مثل شادی زودگذرهاین نیز بگذرد جمله‌ایه که در روزهای شاد و غمگین حداقل یکبار با خودم تکرارش می‌کنم. یکی از لحظات خوب در سال گذشته، وقتی بود که یکی از صحبت‌هام در رابطه با اینماد در هفته‌نامه کارنگ چاپ شد و رسانه راه پرداخت هم منتشرش کرد. لینک خبر رو که برای پدر و مادرم ارسال کردم، بابام در کانال تلگرامش پابلیش کرد و فهمیدم خیلی ذوق کردند!در همین یک سالی که گذشت تیم من 13 کوین جدید رو پروموت و برای 8 کوین ویدئو معرفی تولید کردند. تا این لحظه تیم مارکتینگ اکسبیتو بیش از 470 مقاله، خبر و پست آموزشی رو در اکسبیتو منتشر کرده، 100 اطلاعیه در قالب انونس و نوتیف برای کاربران داشته و 365 روز رو کار کرده! شاید این اعداد برای شما صرفا آماری باشه از کاری که ما انجام دادیم، اما در واقع لحظه به لحظه‌اش روزهایی بوده که من با شوق تسک‌ها رو به بچه‌ها اساین کردم یا خودم رسوندم.بهترین لحظه برای مناگر بخوام بهترین لحظه حضورم در اکسبیتو رو بگم، شاید روزی باشه که دفتر جدید رو افتتاح کردیم. شب قبلش خودم برای دیدن دفتر اومدم و قرار بود بچه‌ها روز بعد برای اولین بار ببینند دفتر چطور شده. وقتی ذوق بچه‌ها رو از دیدن دفتر جدید دیدم، از اینکه بهانه‌ای شده که حالشون بهتر از قبل باشه و محیط بهتری برای انجام کار داشته باشند، حال من هم خیلی خوب شد. بعد از اون، روزی که فهمیدیم یه مشکل در رسیدن دیتا از کجا آب می‌خوره و زودتر جلوش رو گرفتیم رو می‌تونم به عنوان یکی از روزهای خوم با اکسبیتو معرفی کنم. کار کردن با آدم‌های حرفه‌ای و جدید هم جزو لحظات عالی بود که تجربه کردم.من برای اکسبیتومن برای اکسبیتو چه کاری انجام دادم؟ خلاصه بگم، تیم ساختم، اکسبیتو رو معرفی کردم و شمایی که در حال خوندن این متن هستی، اکسبیتو رو میشناسی. براش کاربر جدید جذب کردم، پیشنهاد بهبود محصول، اضافه کردن ویژگی‌های جدید رو دادم و از اینجا به بعدش، یک اکسبیتو نوجوان رو قراره به یک شوالیه تبدیل کنم. کسی که تو بازار مکاره کریپتو، دوشادوش کاربرانش هست.از دید خودم این بزرگترین کاریه که برای اکسبیتو انجام دادم، هویت سازی و هویت بخشی به برند…در پایاناز نظر من تیم مارکتینگ و فروش همیشه در خط مقدم حوادث و اتفاقات بوده و هست و رخ‌دادهای اخیر جامعه هم بیش از پیش این موضوع رو به همه ما نشون داد. امروزی که این متن رو می‌نویسم، معتقدم تیم مارکتینگ بواسطه ارتباطی که باید با کاربرانش برقرار کنه، یک شغل 24/7 محسوب می‌شه! علی‌الخصوص وقتی در صنایع یا صنوف حساسی مثل صنعت فین‌تک مشغول به کار هستی. اینجا جاییه که باید در تماس با کاربر باشی و ارتباطاتت رو باهاش حفظ کنی. نباید اجازه بدی آب تو دلش تکون بخوره! چرا؟ چون قراره امانت‌دار سرمایه‌اش باشی اونم تو زمونه‌ای که بخاطر شرایطی که در جامعه می‌بینه و اتفاقاتی که می‌افته، هر لحظه اضطراب از دست دادن سرمایه‌ش رو داره.این متن صرفا یک روایت قابل انتشار یکساله‌ای است از آنچه برای من در اکسبیتو رخ داد که خواستم اون رو با شما به اشتراک بذارم تا شاید روزی برگردم و بخونمش و از اتفاقات این روزهام برای ساختن روزهای بهتر استفاده کنم.</description>
                <category>Sahar Keshvary | سحر کشوری</category>
                <author>Sahar Keshvary | سحر کشوری</author>
                <pubDate>Sat, 07 Jan 2023 14:55:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>