<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نیلوفر سهرائی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sahniloofar941</link>
        <description>سلام من نیلوفرم فارق‌التحصیل رشته مهندسی صنایع غذایی. در حال حاضر مشغول در شرکت اکساب#Oxab_water</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 23:01:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/196774/avatar/5qMLM8.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نیلوفر سهرائی</title>
            <link>https://virgool.io/@sahniloofar941</link>
        </image>

                    <item>
                <title>corporate* یا استارتاپ، کدام برای رشد در اوایل کار بهتر اند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/corporate-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D8%A7%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AF-axabxydpxlcl</link>
                <description>امروز داشتم پادکست ِ metrikup متریکاپ رو گوش می‌کردم ، قسمت مصاحبه با رضا کرمی* (دیتا آنالیزور ِ هایپر استار هستند الآن، اگر اشتباه نکرده باشم)، آقای کرمی قبل از هایپراستار در بامیلو(در اسفند سال ۱۳۹۷ این استارتاپ بسیاری از کارمندان خود را تعدیل و بقیه را به شرکت‌های هم‌خانواده (گروه اسنپ) منتقل کرد. روابط عمومی این شرکت دلیل این کار را تمرکز روی بخش‌های کلیدی‌تری از بازار خرده فروشی اعلام کرد) مشغول به کار بودن. تعریف corporate یا corporation :شرکت سهامی سازمانی است - معمولاً گروهی از افراد یا شرکتی - که توسط دولت مجاز به فعالیت به عنوان یک نهاد واحد (یک شخص حقوقی شناخته شده توسط حقوق خصوصی و عمومی &amp;quotناشی از اساسنامه&amp;quot ؛ یک شخص حقوقی در زمینه حقوقی) و برای اهداف خاص در قانون به رسمیت شناخته شده استدر اوایل پادکست بحثی بود در رابطه با تفاوت های corporate(شرکتِ حقوقی و آفلاین مثل هایپراستار) با استارتاپ، که خلاصه ای از اون نکات رو ،که در این یکسالی که کار کرده‌ام خودم هم تجربه ی مشابهِ اون داشته‌ام رو، در ادامه میگم براتون: اینکه توی corporate یا شرکت ِ آفلاینِ غیر استارتاپی از روز ِ اول از تو یک وظیفه خاص رو می‌خوان و درواقع برات چهارچوب تعیین می‌کنند اما در استارتاپ درسته که جذب میشی توی یک فیلد خاص، اما تو توی استارتاپ فقط محدود به یکسری چهارچوب و کار خاص نیستی و به معنای واقعی هر روز رشد می‌کنی و توی بخش های مختلفی کار میکنی.این کارکردن توی بخش های مختلف توی استارتاپ یا با بخش های مختلف، باعث میشه تو بدونی دیگران توی اون استارتاپ چیکار میکنند و در نتیجه فکر نکنی که فقط تو توی اونجا داری &quot;کار&quot; انجام میدی و اینکه این ارتباطات و اینکه با آدم های زیاد و متنوعی ارتباط داری باعث میشه روابط اجتماعیت هم ناخواسته بهتر بشه.در حالیکه توی corporate نهایتا با منیجرت و منیجرِ منیجرت کار بکنی که ارتباطِ محدودیه، به دلیل ِ این ارتباط ِ محدود توی سازمان تو هیچ ایده یا دیتایی نداری که بقیه دارن چی کار میکنن در نتیجه این ایده در دراز مدت توی آدم ها به وجود میاد که بقیه ی بخش ها هیچ فعالیتی نمیکنند و فقط بخش ما و منه که کار میکنم! توی corporate دیتا خیلی کلن حالت سری داره و با اینکه ثبت میشه اما به راحتی در دسترس نیست و باید از کلی بروکراسی عبور بکنی تا به دیتاهای ثبت شده شرکت دسترسی پیدا بکنی و این یادگیری رو سخت میکنه ، در صورتیکه در استارتاپ خیلی راحت تر به دیتای اکثرِ بخش ها دسترسی داری در نتیجه هم بیشتر یاد میگیری و هم دید ِ کلی داری که در بقیه ی بخش ها چه اتفاقی می افته و چه کاری میکنند دقیقا.کارگروهی در استارتاپ هاتوی استارتاپ چون اصولا اوایل کار هست و بودجه کمه ، کسایی که جذب میشن برای کار اکثرا جوون هستند و آدم مَستر و حرفه ای نمیگیرن زیاد و شاید مثلن یک مَستر جذب کنند برای هر فیلد و چندیدن نفر مبتدی تر و غیرپروفشنال، و خب این آدم ها می آیند و در سازمان کار انجام می دهند و حرفه ای تر میشوند و جا برای رشد زیاد هست اما همانطور که گفته شد در corporate از روز اول یکسری وظایف تعریف شده و مشخص از تو می‌خواهن و اینطور نیست که قرار باشد آنجا اینهارا یادبگیری، تو اگر نباشی آن جایگاه خالی‌ست و تو باید بتوانی هر روز آن وظایف محدود و مشخص را انجام بدی و در نهایت هم بیشترین رشدی که میتواند رخ دهد این است که آن وظایف محدود و مشخص را &quot;شاید&quot; بهتر و عمیق تر انجام بدهی.در استارتاپ جا برای رشد هست و مثلن منیجرِ تو میداند که دارد رشد میکند و قرار هست که در آینده در جایگاه ِ بالاتری قرار بگیرد و در همان استارتاپ رشد بکند در نتیجه به دستیارش یا همان جوانهای غیر حرفه ای تر هر آنچه را که نیاز است یاد می دهد تا فردا روزی که آمد جای او بتواند خوب انجام بدهد اما در corporate چون به این شکل نیست و قرار نیست مثلن منیجرشما به جایگاه بالاتر برود و جا برای رشد نیست، به دستیارش آنچه را که بلد است یاد نمی دهد که فردا روز نتواند جای او را بگیرد.در نهایت گفته شد که البته در شرکت های حقوقی آفلاین هم رفتارِ رسمی و طرز برخورد رسمی و دیسیپلین بسیار رشد می‌کند، اما برای اوایل کار با توجه به نکات گفته شده استارتاپ به نوعی سکوی پرتاب می‌باشد.</description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Fri, 17 Sep 2021 00:53:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشیدنی های انرژی زا؛ معرفی و مقایسه</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D9%86%D9%88%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D8%B2%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-roj6ko64b8ne</link>
                <description>تعریف نوشیدنی انرژی زا(energy drink):  نوشیدنی انرژی زا ، هر نوشیدنی ای حاوی سطوح بالای نوعی ماده محرک، معمولاً کافئین، و همچنین قند و اغلبِ مکمل ها، مانند ویتامین ها یا کارنیتین، و به عنوان محصولی با قابلیت افزایش هوشیاری ذهنی و عملکرد بدنی معرفی می شود.عکس تزیینی ِ خارجی:) برای میزان کافئین انرژی زاهاانرژی زا های موردِ بررسی:                TNT  2.T-REX    3.SHUTTLE   4.REBORN.یک  HYPE     6.BLACK BRUIN.پنج                                                      7_redbull*تا شماره ی 5 از برندهای ایرانی میباشند. 6و7 تولید ترکیه می‌باشند.نوشابه های انرژی زا به عنوان نوشیدنی هایی به بازار عرضه می شوند که عملکرد ذهنی و جسمی را افزایش می دهند. کافئین رایج ترین محرک در این نوشیدنی ها است، اما برخی از مارک ها حاوی محرک های گیاهی دیگری مانند گوارانا و جینسنگ هستند.میزان کافئین موجود در یک قوطی یا بطری نوشیدنی انرژی زا می تواند از 80 میلی گرم تا بیش از 500 میلی گرم متغیر باشد با توجه به میزان ِ خود نوشیدنی که چند میلی لیتر هست. نوشیدنی های انرژی زای وارد شده یا تولید داخل رنجِ کافئینشون بین ِ ۶۰ تا ۸۰ میلی گرم در 240 میلی لیتر هست عموما، یا به عبارتِ دقیق تری اکثرا به میزان حداکثر 0/032%(320میلی گرم بر لیتر) کافئین دارند. برای مقایسه، یک فنجان قهوه حاوی ۶۰ تا ۹۰ میلی گرم کافئین است. نوشابه های انرژی زا دارای قند بالایی هم هستند که در ترکیب با کافئین انرژی زیادی را باعث می‌شوند. به عنوان مثال، یک قوطی 250 میلی لیتری ردبول حاوی حدود 27.5 گرم شکر است.(اکثر انرژی زاهای داخل ایران هم حدود همین مقدار یعنی حدود 10 درصد قند دارند البته به لحاظ تصویر سازی و مقایسه بخوایم بگیم، کوکاکولاهای بازار هم همین میزان قند را دارند، اما مثلن نوشیدنی آیس مانکی(ICE MONKEY) میزان قندش 8 درصد میباشد).عکس تزئینی برای محتویات انرژی زاها توضیح تعدادی از محتویات ِ معمول نوشابه های انرژی زا که زیاد شناخته شده نیستند :تائورین : نوعی ماده شیمیایی به نام آمینو سولفونیک اسید(نوعی آمینواسید) است. این آمینواسید در بدن تولید می‌شود و بنابراین جز 20 آمینواسید ضروری بدن نمی‌باشد، اما عملکردهای مهم زیادی دارد. تائورین به مقدار زیاد در مغز ، شبکیه ، قلب و سلول های خونی به نام پلاکت یافت می شود. بهترین منابع غذایی گوشت ، ماهی و تخم مرغ است. تائورین عملکردهای مهمی در قلب و مغز دارد.همچنین ممکن است با کاهش فشار خون و آرامش سیستم عصبی برای افراد مبتلا به نارسایی قلبی مفید باشد. این ماده ممکن است به جلوگیری از بدتر شدن نارسایی قلبی کمک کند.گنجاندن تائورین در نوشیدنی های انرژی زا به احتمال زیاد به دلیل تأثیر فرض شده آن بر عملکرد ذهنی و ورزشی است. مکمل تائورین با افزایش ظرفیت ورزش مرتبط است و بنابراین ممکن است به افراد در رسیدن به اهداف فیزیکی کمک کند.تائورین عملکردهای مهمی در قلب و مغز دارد.همچنین ممکن است با کاهش فشار خون و آرامش سیستم عصبی برای افراد مبتلا به نارسایی قلبی مفید باشد. این ماده ممکن است به جلوگیری از بدتر شدن نارسایی قلبی کمک کند.مقایسه ی موادِ معمول ِ انرژی زا هاعصاره گوارانا(GUARANA):گوارانا (Paullinia cupana) گیاهی بومی آمازون است. این یک جزء رایج نوشیدنی های انرژی زا است و می تواند در مقادیر زیاد ناامن باشد.گوارانا حاوی کافئین است. کافئین با تحریک سیستم عصبی مرکزی ، قلب و ماهیچه ها عمل می کند. گوارانا همچنین دارای تئوفیلین و تئوبرومین(theophylline and theobromine)است که مواد شیمیایی مشابه کافئین هستند.گوارانا معمولاً به دلیل توانایی خود در کاهش خستگی ، افزایش انرژی و کمک به یادگیری و حافظه مورد توجه قرار می گیرد. همچنین با سلامت قلب بهتر ، کاهش وزن ، تسکین درد ، سلامت پوست ، کاهش خطر ابتلا به سرطان و کاهش خطر ابتلا به بیماری های چشمی مرتبط با سن ارتباط دارد.(توی یکسری از آیس مانکی ها من عصاره گوارانا رو دیدم(کافئین حداکثر 100ppm))  ال-کارنیتین(L-CARNITINE): ال کارنیتین یک ماده شیمیایی است که در مغز انسان ، کبد و کلیه ها ساخته می شود. این ماده به بدن کمک می کند تا چربی را به انرژی تبدیل کند بنابراین نقش مهمی را در تولید انرژی ایفا می‌کند. ال کارنیتین برای عملکرد قلب و مغز، حرکت ماهیچه ها و بسیاری از فرایندهای دیگر بدن مهم است.اینوزیتول(inositol): اینوزیتول به متابولیسم چربی‌ها کمک می‌کند.ویتامین های گروه B: ویتامین B برای اطمینان از عملکرد صحیح سلول های بدن مهم است. آنها به بدن در تبدیل غذا به انرژی (متابولیسم)، ایجاد سلول های خونی جدید و حفظ سلول های سالم پوست ، سلول های مغزی و سایر بافت های بدن کمک می کنند.آنتی اکسیدانها(ANTIOXIDANES): ویتامینهای C,A,E (اکثرا C) به عنوان آنتی اکسیدان ممکن است در نوشابه های انرژی زا وجود داشته باشند.1.نوشیدنی انرژی زای TNT(تی ان تی) : نوشیدنی انرژی زای قوطی 250 میلی لیتر، تحت لیسانس آلمان به سفارش شرکت سحرچین سلامت در کارخانه ایران در شهر نوشهر تولید میشه. این انرژی زا هم کافئین داره و هم جینسنگ ، توی برندهای ایرانی من جینسنگ رو جای دیگه ای ندیدم توی ترکیباتش استفاده بکنن که خب نکته ی مثبتی هست. (میزان کافئین  0/032% (یعنی توی یک قوطی در همون محدوده‌ی 60 تا 80 میلی گرم کافئین هست) و عصاره جینسنگ 10 ppm)میزان قند ِ این نوشیدنی 27.168 گرم در همین میزان 240 میلی لیتر قوطی هست.یعنی حدود 11.5 درصد قند.تائورین داره، کربن دی اکسید داره برای گازدار شدن نوشیدنی ، اسید سیتریک(پایین آورنده ph،اسیدی میکنه) و سدیم سیترات(بالا آورنده ph) برای تنظیم ph(باعث افزایش ماندگاری میشوند و اثر استابلایزری دارند) ، اسانس توتی فروتی که طعم دهنده معمول ِ انرژی زاها هست، رنگ ِ کارامل که رنگ معمول انرژی زاها هست، ویتامین هایB2,B3,B5,B6 و b12 ، پتاسیم سوربات که ضد کپک هست به میزان 6ppm.نوشیدنی انرژی زای تی ان تی TNTاین نوشیدنی نسبت به بقیه نوشیدنی های انرژی زایی که امتحان کردم طعم عسلی و کاراملی بیشتری داشت و من این رو نپسندیدم و شیرینیش هم نسبت به بقیه انرژی زاها که عموما حدود 10 درصد قند دارند بیشتر بود و از نظر ِمن این میزان شیرینی مطلوب نبود.از لحاظ طراحی نوشیدنی برام جالب بود.2.نوشیدنی انرژی زای T-REX(تی-رکس) :این نوشیدنی تولید کارخانه ی شیروان کیلومتر 7 جاده شیروان هست که یعنی تولید ایرانه.خب از این به بعد دیگ فقط مواردی که متفاوت هستند رو میگم و مثلن اگر ماده جدیدی توش نبود دیگه ذکر نمی‌کنم.این نوشیدنی انرژی زا برخلاف قبلی جینسینگ نداره.میزانِ قند ِ این نوشیدنی حدود 10 درصد هست که خب از قبلی کمتره.نوشیدنی انرژی زای تی-رکس T-REXکافئین به همون مقدار 60 تا 80 میلی گرم رو داره ، تائورین داره ، از ویتامین های گروه B اینها رو داره B3,B5,B6,B12 ، تنظیم کننده هایPH رو داره ، آب گاز دار یا همون کربن دی اکسید رو داره و مالتودکسترین رو داره که قبلی نداشت.( در جهت بهبود ماندگاری ، نوعی پریزرواتیو preservative) رنگ کارامل و اسانس توتی فروتی که قبلی هم داشت.نوشیدنی انرژی زای تی-رکس از نظر آرومای توتی فروتی و طعم و میزان ِ انرژی زایی مطلوب هست.3.نوشیدنی انرژی زای SHUTTLE(شاتل) :مواد تشکیل دهنده ی آن مشابه ِ تی رکس میباشد اعم از میزان کافئین که همان 60 تا 80 میلی گرم میباشد و جینسینگ ندارد ، تائورین دارد(0.4 %) و ویتامین های گروه B آن نیز شاملِ B2,B3,B5,B6 و b12 میباشد.باقی موارد هم که مشابه تی رکس بوده و نیازی به ذکر مجدد نیست.(مثل ضد کپک(پتاسیم سوربات10ppm) و کربن دی اکسید برای گاز دار شدن،اسانس توتی فروتی، رنگ کارامل، اسیدسیتریک و سدیم سیترات برای تنظیم PH و ماندگاری و ...)میزان قند این نوشیدنی حدود 10 درصد میباشد.نوشیدنی انرژی زای شاتل SHUTTLEنوشیدنی انرژی زای شاتل از لحاظ عطر اسانس توتی فروتی بسیار قوی میباشد و لحظه ی باز کردن نوشیدنی این بسیار مطلوب بود. طعم این نوشیدنی نیز مطلوب بود و در رنج ِ قابل قبولی بود. نوشیدنی انرژی زای شاتل پکیجینگ و بسته بندی شیک و جذابی هم داره که من رو به شخصه، با توجه به کیفیتِ نسبتا خوبش در بین برندهای موجود و با در نظر گرفتنِ قیمت ِ مناسبش نسبت به انرژی زاهای دیگه ی بازار ( حتی ایرانی)، مجاب میکنه که بار دیگه ام اگر قصد خرید داشتم اون رو انتخاب کنم.4.نوشیدنی انرژی زای REBORN(ری بورن) :نوشیدنی انرژی زای ری بورن عطر و طعم مطلوبی داره و تفاوت زیادی با نُرمِ انرژی زا ها و اون چیزی که انتظار میره نداشت اما مشکلی ام نداشت و در کل مطلوب بود.میزان قند این انرژی زا 10 درصد میباشد. کافئین این نوشیدنی همان میزان ِ رایجِ 60 تا 80 میلی گرم میباشد در یک قوطی. جینسینگ ندارد و باقی موارد هم مشابه نوشیدنی پیشین میباشد.انرژی زای ری بورن REBORN5.نوشیدنی انرژی زای HYPE(هایپ) :نوشیدنی انرژی زای هایپ از بهترین نوشیدنی ها انرژی زای تولید داخل میباشد و به لحاظ عطر و طعم من کاملا ای نوشیدنی رو تایید می کنم و میشه گفت کاملا توی نُرمِ یک انژی زای کاملا خوب و OK  قرارمیگیره(به لحاظ عطر و اسانس، رنگ و مزه،قدرت انرژی زایی و هشیارکنندگی و ...). درواقع اگر از لحاظ مالی با 2،3 هزارتومان هزینه بیشتر مشکلی نداشته باشد(در مقایسه با متوسط قیمت برند های دیگرِ تولید داخل) این برند قطعا مناسب میباشد و انتخاب من هست.انرژی زای هایپ HYPEاینگیریدینت یا مواد ِ تشکیل دهنده ی ای نوشیدنی مشابه نوشیدنی های پیشین مثل ِ شاتل میباشد ، کافئین همان میزان نُرمِ 60 تا 80 میلیگرم در 240 میلی لیتر ِ برندهای ایرانی میباشد. تائورین 0.4 % . میزان قند هایپ حدود 10 درصد میباشد.6.نوشیدنی انرژی زای RED BULL(ردبول) :نوشیدنی انرژی زای ردبولِ تولید ترکیه از نظر من از لحاظِ آروما و عطر اسانس توتی فروتی بسیار مطلوب بود و میشد گفت  در بین نوشیدنی های انرژی زای دیگه ای که امتحان کردم این از مشخصه های متمایزش بود که آرومای اسانس توتی فروتی بسیار پخش میشد و این خیلی خوشایند بود! (بوی اسانس ِ توتی فروتی مشابه آدامس باربی های قدیم هست، گفتم این نکته رو بگم برای کساییکه شاید تا به حال انرژی زا میل نکردن.)در کل بخوام بگم درسته که طعم و عطر خیلی خوبی داشت و از لحاظ انرژی زایی و هشیارکنندگی هم تاثیر ِ مطلوبی داشت ، اما از لحاظ ِ قیمت با توجه به وضعِ اقتصادی ، گرون هست و خب من به طور معمول توی سوپرمارکت این برند رو انتخاب نمیکنم.انرژی زای ردبول RED BULL (البته این عکسِ تولیدِ ترکیه‌اش نیست و تزیینی هست درواقع)اینگیریدینت یا محتویات تشکیل دهنده نوشیدنی انرژی زای ردبول(تولید ترکیه)  شامل : آب ، شکر ، گلوکز ، سیتریک اسید و سدیم بیکربنات(جوش شیرین) : که برای تنظیم PH و ایجاد حالت بافری در نوشیدنی به ترتیب برای پایین آوردن PH و بالا آوردن PH استفاده میشوند، برای قدرت ماندگاری نوشیدنی به خصوص اسیدسیتریک که چون یک اسید آلی ضعیف میباشد نقش مهمی در جلوگیری از رشد باکتری ها و مخمرها ایفا می‌کند، این نکته قابل ذکر است که در نوشیدنی های برند های ایرانی ای که بررسی شد برای افزایش PH از تری سدیم سیترات استفاده شده بود، اما در این نوشیدنی از بیکربنات سدیم استفاده شده.، تائورین (800میلی گرم بر لیتر که چون این نوشیدنی حجمش 250ml میباشد بنابراین به میزان ۲۰۰mg در کل تائورین دارد.)با توجه به داده و دیتاهایی که در بخش بالا بررسی شد مثلن در نوشیدنی هایپ(برند ایرانی) در قوطی 250 ml آن 1 گرم  تائورین یافت میشود در حالیکه در نوشیدنی انرژی زای ردبول ِ تولید ترکیه حدود 0.2 گرم در یک قوطی 250 ml  تائورین یافت میگردد. بنابرای در حالت ِ مقایسه برند ایرانی هایپ 5 برابر برند ردبولِ ترکیه تائورین دارد.تائورین یک اسیدآمینه میباشد که در بدن ساخته میشود بنابراین جزو اسیدهای آمینه‌ی ضروری نمیباشد. این آمینواسید به دلیل ِ نقش ِ فرض شده ی آن در بهبود عملکرد بدن در ورزش در انرژی زا ها استفاده میگردد.توضیحات ِ کامل تر در ابتدای مقاله درج شده .، کافئین (150 میلی گرم بر لیتر، یعنی در کل این نوشیدنی(250ml) حداکثر 37.5 میلی گرم کافئین دارد، این در حالیست که برند های ایرانی ای که تا کنون بررسی کردیم همگی به طور متوسط حداکثر 60 تا 80 میلی گرم در 250 میلی لیتر نوشیدنی، کافئین داشته اند.)یعنی به عبارتی نوشیدنی های برند های ایرانی بررسی شده حدود ِ 1.86 برابر کافئین بیشتری از این برند ترکیه ای داشته اند.، اسانس ِ توتی فروتی، رنگ کارامل و ریبوفلاوین برای رنگ نوشیدنی،ویتامین های گروه B(B3,B5,B6و B12)در مقام ِ مقایسه ویتامین های B3,B5,B6,B12 موجود در ردبول تولید ترکیه به ترتیب به میزان ِمیکروگرم8mg,2mg,2mg,2 در 100ml میباشند ، در حالیکه در نوشیدنی برند محبوب ایرانی هایپ میزان این ویتامین ها به ترتیب میکروگرم6.4mg,1.98mg,0.56mg,1 در 100ml نوشیدنی می‌باشند.که میزان ِ بیشتر ویتامین های گروه B نوشیدنی انرژی زای ردبول ترکیه را از این نظر در جایگاه بهتری قرار میدهد و شاید تا حدی قیمت ِ بالای آن را توجیه بنماید.در کل این نوشیدنی به لحاظ ِ عطرو طعم مطلوب بود ، از لحاظ میزان کافئین نسبت به برندهای تولید داخل کمتر بود و نامطلوب ، به لحاظ ِ تائورین کمتر بود ، اما به لحاظ میزان ویتامین های گروهB برتری داشت و مطلوب بود.7.نوشیدنی انرژی زای BLACK BRUIN(خرس سیاه یا بلک بروئین) :عطر و آروما و طعم ِ این نوشیدنی، میزانِ اسانس توتی فروتی اون و همچنین میزانِ رنگ ِ کاراملیِ اون بسیار برای من مطلوب هست، میزانِ شیرینی ِاین نوشیدنی هم بسیار طبق سلیقه ی من هست، من اصولا توی نوشیدنی انرژی زا یا نوشابه هام آب میریزم یا یخ ِ بسیار تا از میزان ِ شیرینی آن کم بشود اما میزان شیرینیِ این برند کاملا اوکی بود و من خودم طرفدار ِ این برند ترکیه ای هستم و به این علت که قیمت بسیار مناسبی هم داره این نوشیدنی اکثرا وقتی میرم فروشگاه(اگر موجود باشه) با توجه به کیفیت خوبش انتخابِ من هست.انرژی زای بلک برویین یا خرس سیاه BLACK BRUINو اما بررسی تخصصی تر :نوشیدنی انرژی زای بلک بروئین به لحاظ میزان کافئین و تائورین و ویتامین های گروه B دقیقا مشابه ردبول ِ ترکیه می‌باشد و مقایسه ی میزان ِ این مواد در این برند ها با برندهای ایرانی در بخش ردبول مفصل ذکر شده.نوشیدنی انرژی زای بلک بروئین تمامی ِ محتویات ِ ردبول را دارا میباشد. (البته این نکته قابل ذکر است که در ردبول برای افزایش ph(تنظیم ph) از بیکربنات سدیم استفاده شده بود اما در بلک بروئین، مانند برندهای ایرانیِ بررسی شده در مقاله، از تری سدیم سیترات استفاده شده)، و علاوه بر آنها حاوی اینوزیتول(100mgبرlit ) ، گلوکورونولاکتون(حداکثر 20mg بر lit) می‌باشد.گلوکورونولاکتون(gluconolactone) به عنوان نگهدارنده به کار میرود.در توضیح ِ اینوزیتول : داده ها حاکی از آن است که تائورین در ترکیب با اینوزیتول و کافئین برای افزایش هوشیاری در فعالیت های مغزی بسیار موثر میباشد.در آخر یک نکته ای رو راجع به میزان قند انرژی زاها اضافه بکنم که : من جاهای زیادی دیدم که میگن نوشابه‌های انرژی زا قند خیلی زیادی دارن ، خب درسته اما قند این نوشیدنی ها در مقایسه با نوشیدنی های موجود توی مارکت اصلن زیاد نیست و خب توی نُرم هست مثلن کوکاکولا حدود 10 درصد قند داره ، اسپرایت حدود 9 درصد یا مثلن اکثر آب میوه های بدون ِگاز ِبازار قندشون از 12 تا 15 درصد هست. *نکته آخر اینکه نوشیدنی هایپ ِمورد بررسی در این نوشته، برند ِ هایپ داخلی می باشد.</description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Thu, 16 Sep 2021 03:50:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسپرسو(!) یا شیرقهوه‌ی فرادمای کاله از دسته ی سولاته چطوره؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88-%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%82%D9%87%D9%88%D9%87-%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA%D9%87-a5jbbj3lyevw</link>
                <description>سلام درباره ی اسپرسوی کاله از دسته محصولاتِ سولاته ی اون که نشون میده تولید شرکت سولیکوی کاله هست، دوست داشتم نظرم رو مکتوب بکنم.خب اول اینکه با وجود اینکه اسم اسپرسو درج شده روی اون اما درواقع مواد تشکیل دهنده‌ش شیر، عصاره قهوه(قهوه عربیکا)، شکر و استلایزر هست که خب پس این محصولی هست که توش قهوه اسپرسو داره اما اسپرسو نیست و به نوعی شیرقهوه هست، بنابراین اسمی که پشت بسته‌بندی درج شده یعنی شیرقهوه ی فرادما نام ِ درست تری هست.حالا نظر ِ من : من چون خودم دنبال کافی های take away میگردم توی مارکت ، و چون شیرینی زیاد رو دوست ندارم از سریِ اسپرسو یِ سولاته ها بیشتر از انواع دیگشون خوشم میاد، چون شیرینی کمتری داره و قهوه ی مرغوب تر و اینکه پودر کاکائو نداره(برخلافِ لاته ی سولاته که پودرکاکائو(!) داره).قهوه ی این شیرقهوه تاثیر نسبتا خوبی داره و با وجود اینکه من قهوه زیاد مصرف میکنم اما روی من تاثیر گذاشت و هوشیاریم رو برد بالا به نسبت ِ خیلی خوبی.اسپرسو ی سولاتهدر ِ این کافی(قهوه) رو که باز میکنی بوی قهوه ی دودی به مشامت میخوره که من دوست دارمش اما توجیه نداره که خب برای قهوه ی سوخته‌اس یا چی؟ ( که خب فکر میکنم با توجه به روش های تولید این قهوه مثل spray drying و روش های دیگر  که در اون دانه های قهوه تحت فشار و دمای بالا قرار میگیرند، این بوی دودی همان بوی به نوعی سوختگی باشد.)رنگ این شیرقهوه شبیه شیرقهوه‌ی تیره‌ست(شبیهِ شیرکاکائو) که خب یعنی به نسبتِ خوبی قهوه داره که مطلوبه.این قهوه رو توی بسته بندی take away اش میشه به دوصورتِ گرم و سرد داخل همون بسته بندی نوش جان کرد، فقط برای گذاشتن توی ماکروفر و گرم کردنش بایستی ابتدا پلاستیک زیر درپوش جدا بشه.آیا دوباره میخرم؟ بله چون تولید محصولات تیک اوی در ایران با برندهای زیاد و با کیفیت های متنوعی تولید نمیشود و کاله از تنها انتخاب ها میباشد که خب از بین سولاته ها میتوانم بگویم انتخاب من اسپرسوی آن است. *درسته که شیرقهوه های دیگری هم در بازار هست اما در این بسته بندی خاص و به صورت قهوه ی بیرون بر طور، برند ِ قابل توجهی من ندیدم تا به حال. قیمت آن ؟ سولاته ی اسپرسوی 240 ml  کاله با قیمت 13 تومان با توجه به بسته‌بندی نسبتن خوب و کیفیت ِ قهوه از لحاظ میزان هوشیارکنندگی، به نظر من مناسب میباشد. https://kalleh.com/product/%D8%B3%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88/ </description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Sep 2021 08:19:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماست میوه ای خامه ای همزده کاله طعمِ توت‌فرنگی</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D9%88%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B2%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85%D9%90-%D8%AA%D9%88%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-h7dati6olutu</link>
                <description>سلام خیلی وقت هست که میخوام راجع به این محصول ِ بهشتی کاله بنویسم اما فرصت نمیشه .بالاخره امروز اومدم بنویسم راجع بهش که بعدها حسم راجع بهش یادم بمونه و از لحاظ ِ صنایع غذایی هم یک بررسی کوچولو انجام بدم راجع بهش که خالی از لطف نباشه.من از وقتی وارد کار شدم و تولید رو از نزدیک دیدم راستش فکر میکردم مثلن مایه‌ی(استارتر) ماست‌ِمیوه ای با استارترِ معمول ِ ماست های ترش ِ صنعت (استرپتوکوکوس ترموفیلوس و لاکتوباسیلوس دلبروکی زیرگونه‌ی بولگاریکوس) باید متفاوت باشه اما خب فهمیدم که اینطور نیست و روی بسته‌بندی ِ ماست میوه‌ای کاله همین استارترها درج شده‌ان. حدسِ من این هست که خب احتمالن اسیدیته ای که داره کمتر هست و از این طریق به نوعی ترشی کنترل میشه یا اینکه با اضافه کردن شکر و مربای توت‌فرنگی و خامه اون ترشی ماست رو میگیرن.(رفرنس نداره و صحبت خودم هست) ماست ِ ماستِ‌میوه‌ای خب میدونیم که از نوع همزده هست و قالبی یا set نیست. میدونیم که ماست سِت به صورت مایع بسته‌بندی میشه و به صورت بسته‌بندی و پکیج شده توی گرمخانه قرار‌میگیره و پس از رسیدن بهph و اسیدیته ی مورد نظر، به سردخانه میره و باقی مراحل.( ما توی آزمایشگاه(بخش شیمیایی) در رابطه با ماست ِ ست دو بار نمونه میاد برامون، یکبار شیر مایه خورده قبل از رفتن به گرمخانه(مشخصات کامل لازم هست شامل اسیدیته،PH،ماده‌خشک و چربی) و یکبار هم وقتی یک شب توی سردخانه میمونه ماست، درواقع صبح اول وقتِ پس از تولید، ماستِ سفت شده میاد برای تست اسیدیته و ph)  ماست سِت اصولن پس از نهایی شدن و سفت شدن اسیدیته ی نرمالی در حدود 90 تا 110 بایستی داشته باشد. اما خب ماست میوه‌ای، از نوع ماست ِ همزده هست که یعنی این ماست در تانک های بخشِ تولید گرمادهی میشه تا ماست بشه(یعنی قبل از بسته بندی بایستی به اسیدیته ی مورد نظر برسه و به اصطلاح ماست بشه) و طبق مشاهداتِ من در رابطه با ماست ِچکیده‌ی موسیر، این ماست اسیدیته‌ی بالاتری هم نسبت به ماست سِت نیاز داشت(پس از گرمخانه گذاریِ چندین ساعته در تانک های تولید بایستی به حدود اسیدیته 120 تا 130 و PH 3.4 ، 3.3 میرسید تا باقی مراحل مثل هم زدن و موسیرزنی و ... انجام میشد. )البته با توجه به اینکه این ماست عطر و آرومای استالدهیدی ِ مخصوص ِ ماست های معمول رو به اون صورت نداره حدس میزنم در نتیجه ی محدودیتِ اثر و میزان ِ لاکتوباسیلوس بولگاریکوس بوده باشه.ماست توت‌فرنگی کالههرچقدر ماست چربی کمتری داشته باشه رشد ِ اسید اون سریعتر هست و درواقع چون هرچی چربی بیشتر میشه گویا باکتری های مایه ماست سخت تر به مواد مغذی موردنیازشون دسترسی پیدا میکنند و به اون علت رشد اسید کندتر انجام میشه، و این ماست هم که درصد بالایی چربی داره.استابلایزر استفاده شده بنا به نوشته ی روی پکیج، نشاسته اصلاح شده هست که میدونیم انواعی از نشاسته هستند که برای شرایط مختلف بنا به موردِ استفادشون، تاب‌آوری پیداکرده اند به طور مثال نسبت به اسیدیته، ph، حرارت بالا، تنش برشی یا  shear stress بالا و... ، و درواقع دیگه تحت این شرایط برگشت پذیری ندارند و بازهم استحکام و پایداری محصول حفظ میشه. نشاسته اصلاح شده باعث افزایش ویسکوزیته و قوام دادن به محصول میشه همچنین نقش امولسیفایری هم بایستی داشته باشه این استابلایزر در اینجا چون ماست میوه ای کاله درصد بالایی چربی داره (10 درصد). یک مقداری از قوام و پایداری رو هم شکر میده به ماست میوه‌ای.همچنین شیرخشک که اون هم ماده خشک ماست رو زیاد میکنه و باعث بهتر شدن بافت ماست میشه.خب حالا راجع به عطر و طعم ، بافت  و رنگش باید بگم که: واقعا واقعا با توجه به اینکه در ایران شاید یک یا دو برند دیگه ماست میوه‌ای تولید بکنند(فکر میکنم صباح قبلترها تولید میکرد که خیلی بد بود و یک برند دیگه رو جدیدا دیدم که تولید میکنه ولی تست نکردم) در نتیجه تولید این محصول خیلی تحت انحصار کاله هست، با وجود همه ی این موارد کیفیت بسیار مطلوبی داره، و من به شخصه از اون ملموس بودن ِ میوه ها، از اون بافت ِ خامه ای و روون ، از ویسکوزیته ی خوب ماست، و اینکه آب اندازی نداشت و عطر و طعم ماست بسی خوشم اومد. رنگ و ظاهر ماست هم برای من مطلوب هست. آیا دوباره می‌خرم؟ بله من از این ماست طعم هلوش رو هم خوردم که خب اگر دوباره بخوام بخرم همین طعم توت‌فرنگیش رو ترجیح میدم.از لحاظ ِ قیمت؟ من به تازگی خریدم 28تومن 450 گرمیش رو و به نظرم با توجه به کیفیت و میزان چربی و خامه‌ش مناسب هست.ترکیبات: شیر پاستوریزه، خامه پاستوریزه، مربای توت‌فرنگی، شکر، پایدارکننده:نشاسته اصلاح شده، شیرخشک بدون چربی، باکتری های فعال ماست(استرپتوکوکوس ترموفیلوس و لاکتوباسیلوس بولگاریکوس)ماست توت‌فرنگی ( البته رنگ و ظاهرش در واقعیت از این عکس بهتر هست:)))پینوشت : اینکه من این تحلیل و بررسی رو بیشتر برای اینکه خودم بیشتر مطالب برام مرور و یادآوری بشه و تمرینی باشه برای مغزم نوشتم و همچنین با استفاده از اطلاعات ِ ناقص و محدود ِ خودم که طی ِ این یکسالی که کارمیکنم از کارخونه و افراد اونجا و کتاب های مرجع یادگرفتم نوشتم و درواقع بعضی هاش تحلیل و بینش ِ من هست تا فکتِ علمی، سعی کردم تاجای ممکن درست باشن اما اگر کسی ایرادی دید توی مطالب لطفن اعلام بکنه تا بررسی بکنیم و یاد بگیریم. </description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Sep 2021 05:24:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب ِ جسارت رانندگی، کتابی درباره‌ی درد‌های مشترک</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%90-%D8%AC%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-eduawlffecpo</link>
                <description>سلاممن از دیروز شروع کردم کتاب جسارت رانندگی رو می‌خونم، pdf نسخه انگلیسیش رو که از سایت ِ z-library دانلود کردم و نسخه صوتیِ کتاب فارسیش که از سایت طاقچه به خاطر اولین ورودم به سایتش با 50 درصد تخفیف دانلود کردم(با کد تخفیف salam)، هردوی اینهارو به موازاتِ هم دارم می‌خونمشون. (ویرگول طاقچه)جسارت رانندگی---منال شریفراستش رو بخوام بگم از اولش به خاطر یادگیری زبان و کاهشِ هزینه‌هام :)، و چون تایمم این روزها محدوده، تصمیم داشتم با همسو کردن ِ دو تا از اهدافم یعنی خوندن ِکتاب و یادگیری زبان، بتونم بدون عذاب وجدان نسخه‌ی انگلیسی این کتاب رو بخونم:))، چون واقعن با توجه به تجربه ی زیسته‌ی مخصوصن اینروزهام بهش نیاز داشتم و میتونست تاثیر تراپی گونه هم روم بذاره ؛ همین که همدردت رو ببینی که میجنگه و دست نمیکشه.ولی با خوندن 2،3 صفحه از کتاب احساس کردم که به فارسی خوندنِ این کتاب چه لذتی میتونه داشته باشه، صحبت از دردهای مشترک به زبانِ فارسی شیرینتره. و البته که ذهنم اینروزها به محتوای صوتی و شنیدن ِ کلمات تا خوندنشون انگار محتاج تره. وقتی رفتم کتاب صوتی‌ش رو سرچ کردم توی گوگل و چند دقیقه ی اولش رو شنیدم، با اون آهنگ پس زمینه ی عربی و صدای بی‌نهایت نشسته رویِ متنِ خانم گوینده(معصومه نورزاد)، مجموعه ی اینها وادارم کردن که درواقع کتاب صوتیش رو هم بخرم. :) و واقعن خیلی خوشحالم از این بابت. منی که مدتهاست از کتاب خوندن دورم رو به اعماق روحم نفوذ کرد.* اخطار : این قسمت ممکنه حاوی اسپویل داستان باشه. حالا گذشته از این حرف ها با خوندن چندیدن صفحه از متن انگلیسی و تموم کردنِ فصل اولِ نسخه ی صوتی، یکسری نکات بود که دوست دارم برای خودم ثبتش کنم چون اینروزها بی‌نهایت روزهای دشواری هست برای خودم و بهشون نیاز دارم.خانم منال شریف به جرم رانندگیِ یک زن دستگیر شد. (ترجمه‌ی متن نیست)یک چیزی که هست اینه که حتی کسی که مبارزه ای کرده و حقی رو بدست آورده یکسری امتیازات داشته معمولن مثلن خانم منال شریف برادر حمایت گر و ساپورتری داشته ( و درواقع خانواده حمایت گر) درسته که رنج کشیده در این مسیر اما یکسری حداقل های اعتراض رو داشته. اونجای داستان که خانم منال شریف توی خیابون هنگام مزاحمت های خیابونی گریه‌اش میگیره و احساسِ کودک ِ ناتوانی رو داره، به خودش یادآوری میکنه که نه تو یک زن بالغ هستی و کودک 5 ساله داری و 4 سال هست که داری قسط های اتومبیل خودت رو میدی، و این قضیه و دردی که میکشه اونشب باعث میشه که از اون به بعد با خودش عهد ببنده : ماشینی که خاک میخورده توی پارکینگ ِ خونش رو بیاره بیرون و خارج از شهرکِ محلِ زندگیش هم ازش استفاده بکنه (با وجودِ ممنوعیت ِ قانونی). این به من یادآوری میکنه که زندگی درباره ی شادی نیست و اگر این خشم و غم نبود این خانم آغازگر یا ادامه دهنده ی حرکتی نمیشد که این قانون تغییر بکنه. به خودم میگم به خودِ خودم که زندگی درباره ی حرکت هست، در حرکت بودن و شاید هیچوقت نرسیدن، اگر در حرکتی تو خوشبختی، اگر غم و خشم ِ زیادی داری دلیلی داره و برای اون دلیل در حرکت باش و بدون تو یک انسان ِ ناراحتِ خشمگینِ خوشبختی ، که زندگی یا خوشبختی درباره ی فقط خوشحال بودن یا غمگین بودن نیست درباره‌ی استفاده از همه ی این احساسات برای در حرکت بودن هست. ( برگرفته از دیدگاه فلاسفه ی اگزیستانسیال درباره‌ی عقلانیت و خوشبختی و صحبت های دکتر اکبر سلطانی)همین قسمت داستان برای من پیام ِ دیگری هم داره ، در همین شب بعد از اون آزارِ خیابانی که خانم منال شریف احساس ِ ناتوانی می‌کنه و بعدش شب میاد خونه و توی فیس‌بوکش راجع به این موضوع مینویسه و اعلام میکنه که قصد داره از این به بعد در خیابون های عربستان رانندگی بکنه و از خودش فیلمی بگیره و منتشر بکنه. یکی از دوستان ِ امریکاییش(مرد) کامنتی براش مینویسه و میگه ای دردسرساز و منال جوابِ ایشون رو اینگونه میده که من دردسرساز نیستم بلکه &quot;تاریخ سازم&quot;.و درباره ی این جوابش هم توی کتابش میگه که حتی اون لحظه ای هم که این حرف رو میزدم به خودم باور نداشتم و فکر میکردم دارم بزرگنمایی می‌کنم.مجموعِ این وقایا، اینکه این خانمِ بالغ در خیابون به خودش شک میکنه و گریش میگیره، اینکه در هنگامِ نوشتن ِ اون جواب حتی باور نداشته که تاریخ ساز بشه و بتونه کاری انجام بده، با این زمینه از خانم منال شریف که ایشون در آمریکا هم کار و فکر می‌کنم زندگی کرده و حتی رانندگی رو در آمریکا یادگرفته بوده و به گفته ی خودش سالهایی که توی آمریکا بوده روز ِ تولدش کارهای خطرناک و هیجان انگیزی انجام می‌داده، به من این نکته رو یادآوری میکنه که: انسان چقدر تحت تاثیر محیطش قرارمی‌گیره، که مهم نیست چقدر &quot;تونستی&quot; و چقدر کار کردی و مهارت داری، وقتی توی محیطی قرارمیگیری که همه بهت شک دارن و همه دست ِ کم میگیرنت و منتظرن که سوتی بدی توام کم‌کم شروع میکنی به شک کردن به خودت و این هیچ ربطی به میزانِ مهارتت  نداره!  https://taaghche.com/audiobook/89255/%D8%AC%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C  https://ir1lib.org/book/4793137/b42ebf </description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Sat, 04 Sep 2021 22:43:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشیدنی آلوئه ورا ی رکسوس، آب میوه ای با ظاهری شیک و طعمی نو، بخریم یا نه :)</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D9%86%D9%88%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D9%88%D9%88%D8%B1%D8%A7-%DB%8C-%D8%B1%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%B3-%D8%A2%D8%A8-%D9%85%DB%8C%D9%88%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D8%B7%D8%B9%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%88-%D8%A8%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-z2ujdhwoxgdw</link>
                <description>سلام و صد سلام خب راستش در مورد نوشیدنی آلوئه ورای شرکت رکسوس(پرتوباران آسیا) ِ شیراز، که روی بسته بندیش نوشته شده فرموله شده توسط شرکت رکسوس کانادا هست و اگر تو نت سرچ کنید میتونید بیشتر راجع بهش بخونید و اینکه گویا اکثر نوشیدنی‌هاشون آلوورای استحصال شده از مزرعه ی خودشون رو داره. توی این لینک هم میتونید بازدید از این کارخونه رو ببینین که به شخصه برای من دیدن اینکه واقعا آلوئه ورا‌ها شسته میشن و بعدا گوشت اونها داخل آب میوه ریخته میشه خیلی نکته مهمی بود و جذاب :)نوشیدنی آلوئه ورای رکسوس 330 ml با تکه های ژل آلوورا  راستش فکر نمیکردم توی ایران از این خبرا باشه، اصلن به همین دلیل توی فروشگاه، با وجود اینکه از طعم ِ خاص آلوورا و بسته بندیِ سبزِ شیکش خوشم اومده بود خیلی راغب نبودم بگیرمش چون گفتم باز اسانس و آب و شکره دیگه:))  ولی خب بالاخره خریدمش اما صرفا برای تست نوشیدنی جدید؛ و چون رشته‌م هم صنایع غذایی هست، رفتم راجع بهش بیشتر بخونم، اما الآن که اطلاعات ِ کارخونه و مزرعه ی آلووراش و فیلم بازدید از کارخونه رو دیدم حتی جذابتر هم شد برام و خوشحالم که حداقل برای تست خریدمش.وقتی که ریختم توی لیوان خب راستش عطر و بوش خیلی خاص بود و بوی صابون های کاغذی ِ دوران دبستان رو میداد دقیقا :)) ولی خب طوری بود که چون آب میوه هست باعثِ حس ِ بدی نمیشه حتی باعث جذابیت ِ نوشیدنی میشه و طعمش هم برای من نزدیک به آب آناناس بود و خب شبیه آب میوه‌های آناناسِ توی مارکت شیرین هست که خب طبیعی بود ولی برای من مثلِ همیشه زیادی شیرین :) تیکه های ژل آلوئه ورا توی نوشیدنی خیلی خیلی برام جذاب بود و میشه گفت به همراه عطر و طعم دوتا از فاکتور هایی بودن که این نوشیدنی رو برام خاص میکردن :)) در نهایت من زیاد اهلِ آب میوه های توی بازار که خب اسید و اسانس و شکر هستن نیستم :) ولی خب توی بهار و تابستون و با اضافه کردن ِ آب و یخ به مقدار ِ لازم، اصولا انرژی زا و آب میوه هایی که طعم های تازه و جذاب داشته باشند رو  زیاد استفاده میکنم و خب نوشیدنی آلوورای رکسوس هم بو و عطر و رنگ جدابی داره و همین الآن که دارم این پست رو می‌نویسم کنارم هست توی لیوان با یه عالمه یخ :)  و کیف میده.پس نکات مثبت &quot;از نظرمن&quot; طعم و بوی نو  و جذاب و تکه های ژل آلوئه ورا که می‌اومد زیر زبون:) . (و اینکه آلوورای کارخانه از مزرعه ‌ی آلوئه ورای خود کارخونه که گویا بزرگترین مزرعه‌ی آلوئه ورای خاورمیانه هست تامین میشه)آیا دوباره می‌خرم؟  اگر آب میوه بخوام شاید یک یا دوبار دیگه امتحانش کنم اما در کل ترجیح میدم طعم ها و برندهای دیگر رو هم که نو هستن رو امتحان بکنم.اطلاعات تکمیلی برای صنایع غذایی ها :) نوشیدنی بدون گاز آلوئه ورای رکسوس ،  محتوی 25 درصد ژل و تکه های طبیعی آلوئه وراحاوی حداقل 20 درصد ژل آلوورای ارگانیکترکیباتش :  ژل و تکه های طبیعی آلوورا، فروکتوز، شکر، اسیدسیتریک(تنظیم کننده Ph)، پکتینE440 (استابلایزر)، طعم دهنده آلوئه ورا، اسیدآسکوربیک یا ویتامین C(آنتی‌اکسیدان)، آب .</description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Aug 2021 10:07:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه ی آدام گرانت با استرپرل در رابطه با روابط کاری(بخش دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-d4nv4effam7r</link>
                <description>( آ.گ : آدام گرانت ، ا.پ:استر پرل ) منبع: پادکست worklife استر پرل: و سوالی که تو می خواستی بپرسی این است که آیا این قدرت به پیشرفت سیستم کمک می کند ، آنچه را که لازم است انجام دهد،  رابطه هر چه باشد ، آیا این قدرت دارد موجب آزار و سواستفاده می‌گردد؟، که اینها  باعث عدم اعتماد می‌گردد و نشانه ی آن می‌باشد.آیا تو با این تصور موافقی که اعتماد چیزی ذاتی‌ست؟ درواقع اینکه ذات و اساس رابطه اعتماد است.آ.گ: بله ، البته که موافقم، چیزی وجود دارد که کمی عجیب است که در مورد تعریف قدرت از نظر وابستگی وجود دارد. یک سنت جامعه شناختی قوی وجود دارد که می گوید: &quot;ببینید ، قدرت در یک رابطه این است که من چقدر به شما وابسته هستم یا چقدر شما به من وابسته هستید.&quot; بنابراین با این تعریف CEO  کم قدرت ترین فرد در سازمان می‌گردد، زیرا مدیر عامل برای انجام کارهای خود کاملاً به بقیه وابسته است وگرنه سازمان شکست می خورد. اما تاکنون به لحاظ سنتی ما به این شکل نگاه و قضاوت نمی‌کنیم. ا.پ: ما از نظر سنتی اشتباه نگاه می کنیم. پادکست worklifeآ.گ: ممکنه، اما آیا شما می‌گویید که CEO(مدیرعامل) کم قدرت ترین فرد در سازمان است به لحاظ اینکه به اکثر افراد ِ سازمان و اینکه آنها کارها را انجام دهند وابسته است؟ ا.پ: نه در واقع من فکر می‌کنم این موضوع انقدر تک‌بعدی نیست که این یا آن باشد و درواقع هر دو بعد را دارد. آ.گ: شما همیشه این پارادوکس هارو عنوان می‌کنید و این من رو دیوانه می‌کنه :) ا.پ: شما می خواهید ساده کنید و من می خواهم پیچیدگی را حفظ کنم ، البته این تفاوت بین روانشناس بالینی و روانشناس سازمانی هم  هست :))) (اشاره به اینکه استر پرل روانشناس بالینی و آدام گرانت روانشناس سازمانی‌ست) آ.گ: اما حق با شماست. و من می خواهم کمتر ساده گیر باشم. بنابراین بگذارید سعی کنم پیچیده کنم و بگویم ، وقتی از نظر روانشناختی به قدرت فکر می کنم ، از نظر نفوذ نیز به آن فکر می کنم ، یعنی کنترل منابع. بنابراین یکی از دلایل قدرتمند بودن مدیر عامل این است که مدیرعامل بر منابعی که بسیاری از افراد در سطوح پایین سازمان ارزش و تمایل دارند ، کنترل دارد. ا.پ: بله بله درست است. پادکست worklifeآ.گ: و بنابراین ، بله ، من می گویم مدیر عامل از برخی جهات وابسته است ، اما شبکه کنترل منابع بیش از این وابستگی ها است. و بنابراین مدیر عامل همچنان قدرتمند است. وقتی به اینها فکر می کنی -ا.پ: اما اگر مردم عملکردی نداشته باشند ، اگر مردم تصمیم به اعتصاب بگیرند ، اگر مردم اعتصاب کنند، اگر مردم تصمیم بگیرند پروژه بزرگ را تضعیف کنند ، آیا این به آنها قدرت نمی دهد؟آ.گ: مطمئناً می تواند گرچه مدیر عامل می تواند با گفتن اینكه &quot;من این افراد را اخراج می كنم یا پرداخت آنها را متوقف می كنم ، یا آنهارا جایگزین می‌کنم&quot; قدرت را پس بگیرد. و بنابراین این پویایی ها پیچیده می شوند. کجا خط می کشید و در مجموع چه کسی قدرت بیشتری دارد یا برای شما مهم نیست؟ آیا حاضرید چندین لایه را بردارید؟ا.پ: من درواقع بیشتر به موضوع نگاه می‌کنم که چه کسی در این موضوع قدرت دارد.آ.گ: خب پس با این حساب الآن در بین ما چه کسی قدرت را دارد؟ :)))ا.پ: در این لحظه بین ما در حال تغییر و جابه‌جا شدن است.(یعنی گاهی استر و گاهی آدام گرانت قدرت دارند)آ.گ: چطور؟ا.پ: می دانید ، مثل اینکه ما این مکالمه را انجام داده ایم ، شما مثل پینگ پنگ به آن نگاه می‌کنید ، من مثل  بیلیارد ، اوکی؟ زمانیکه مثل پینگ پنگ نگاه می‌کنید، نگاهتان به گونه ای است که در آن سعی می کنید غافلگیر شوید و درست کنید - به این شکل. ولی بیلیارد به این شکل است که، می دانید ، این توپ باید در سوراخ فرو رود و آن توپی‌ است که من باید برای رفتن آن یک ضربه بزنم. و این بدان معنی است که شما باید بتوانید چند بعدی فکر کنید. و وقتی به قدرت فکر می کنم، به وابستگی متقابل قطعات و بعضی چیزها نگاه می کنم ، می گویم: &quot;قدرت برای چه؟&quot; و آیا این قدرت برای کاریست یا قدرت بر کسی‌ست؟ادامه دارد ...</description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jul 2021 00:35:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه ی آدام گرانت با استرپرل در رابطه با روابط کاری</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-yhm6galoat5s</link>
                <description>آدام گرانت : چهار سال پیش ، وقتی داشتم روی اولین سخنرانی TED خود کار می کردم ، برخی از همکاران را به یک جلسه تمرین دعوت کردم. یکی از آن همکاران استر پرل ، درمانگر روابط و مجری پادکست معروف &quot;از کجا باید شروع کنیم؟&quot; ما قبلاً فقط یکبار ملاقات کرده بودیم ، اما این مانع از فیدبک دادن ِ او نشد. او به من گفت صحبت من مجموعه ای از فکت ها و واقعیات بود ، هیچ احساسی نداشت. که اگر می خواستم به مردم دسترسی پیدا کنم ، نمی توانستم فقط در فکت ها متوقف شوم. لازم بود که مقداری احساسات را به صحبت ها تزریق کنم. همان موقع می دانستم که یک عضو جدید عالی در شبکه چالش خود را پیدا کرده ام ، شخصی با علایق مشترک ، اما سبک و جهان بینی بسیار متفاوت. بنابراین من هیجان زده شدم که فهمیدم او پادکست جدیدی دارد ، &quot;کار چطوره؟&quot; به نظر می رسد روابط شخصی و شغلی مشترکات زیادی دارند.من آدام گرانت هستم. و این WorkLife ، پادکست من با TED است.من یک روانشناس سازمانی هستم. من مطالعه می کنم که چگونه کار اذیت کننده نباشد. و یکی از دلایل اذیت کننده بودن کار برای بسیاری از افراد ، افراد دیگر است. بنابراین با استر برای بحث و گفتگو درباره اینکه چگونه می توانیم روابط کاری خود را بهتر مدیریت کنیم ، صحبت کردیم.پادکست worklife آدام‌گرانتآدام گرانت : آ.گ _ استرپرل : ا.پآ.گ:من از داشتن این مکالمه بسیار هیجان زده هستم زیرا هر وقت می شنیدم که در مورد روابط عاشقانه صحبت می کنید(در پادکست استر پرل به نام برای روابط زناشوییwhere should we begin) ، می بینم که در روابط کاری جایگزین می شوم و فکر می کنم بسیاری از نکات به کار می رود. من می خواهم ابتدا با پرسیدن یک سوال از شما شروع کنم ، هنگامی که شما به فکر انتقال از نوعی دنیای رمانتیک به دنیای کار افتادید (پادکست جدید استرپرل،hows work)، چه شباهت ها و تفاوت های عمده ای در نوع نگاه به روابط داشتید؟ا.پ: خیلی جالب است. من خودم احساس نمی‌کنم که تغییر یا گذار خاصی را تجربه می‌کنم. من به عنوان یک درمانگر سالها با افرادی که مشکلات کاری دارند و همچنین با تجارت خانوادگی کار کرده ام. بنابراین فقط پادکست تغییر شکل داده است. با این حال ، من به سیستم های رابطه ای نگاه می کنم و روابط در زمینه ها یا کانتکست های مختلف ِ فرهنگی، سیاسی، اقتصاداجتماعی وجود دارد. همه ی روابط انتظاراتی دارند.همه ی روابط مرزها و محدودیت هایی دارند. همه روابط ، اگر قوی باشند ، یک حقیقت بنیادی پیرامون اعتماد دارند. همه روابط مسئولیت و پاسخگویی ، تعامل داشتن و خلاقیت را می طلبند.بنابراین ،آنچه که تغییر می‌کند &quot;زمینه یا کانتکست &quot;است(در تغییر از روابط عاطفی به کاری)، و در اینجا من به کار خود ادامه داده ام و عوامل پویایی را بررسی کرده‌ام. من نگاه کردم که این نیروهای نامرئی چه هستند که مردم با خود به کار می آورند و این فشارها و نیروها در نهایت روابط کاری و تعارضات ، نحوه تعامل و ارتباط و کانکت شدن در آن را شکل می‌دهند. و بنابراین، این زمینه یا کانتکست است که تغییر می کند ، نه تفکر در مورد روابط.پادکست استرپرل در رابطه با روابط کاریآ.گ: پس شما می گویید ما وقتی به سرکار می رویم اساساً انسان های مختلفی نمی شویم؟ا.پ: اوه ، شما هنوز هم این را باور دارید؟ (خنده حضار)آ.گ: من این فکر را نمی‌کنم، فقط می خواهمتایید کنی.ا.پ: البته من فکر می کنم ، این یک چیز بسیار جالب است. این تصوری که شما آورده اید - دو دیدگاه وجود دارد. این دیدگاه وجود دارد که می گوید: &quot;شما زندگی خود را به سر کار نمی آورید&quot; و من می گویم ، &quot;مگر دیگر با چه چیز دیگری می آیی؟&quot; همه ما یک رزومه داریم که رزومه رسمی است. و همه ما دفتر خاطرات رابطه ای خود را داریم که رزومه غیر رسمی است. و همه چیز با شما همراه است. و اینهاست که انتظارات شما ، نحوه تعامل یا رقابت شما با دیگران، نحوه ی کمک خواستن شما از دیگران و ... را شکل می‌دهد. اما بعد ، می دانید ، ادامه دهید.(خنده)آ.گ: می خواستید بیشتر بگویید؟ا.پ: بعد از آن می توانم آن را بگویم.ا.گ: خوب بسیار خوب ، بنابراین یکی از چیزهایی که من زیاد به آن فکر کرده ام و می‌کنم پویایی قدرت در روابط است. و من به یاد دارم که یک تحلیل واقعاً جذاب از قدرت را خواندم. من فکر می کنم توسط امرسون بود که استدلال کرد اگر اندکی عدم بالانس قدرت در روابط میبود، روابط پایدارتر بودند، زیرا اگر می دانستید کدام شخص دارای قدرت کمی بیشتر یا نفوذ بیشتری است ، ساختار پایدارتر می‌شد به صورتی مداوم و استیبل و قابل پیش‌بینی. در حالی که اگر افراد از قدرت برابر برخوردار بودند، دائماً برای  هر موقعیت شوخی می کردند و مشخص نبود که هر کسی باید کجا بایستد. و به نظر می رسد که پویایی در روابط عاشقانه بیشتر از روابط حرفه ای است. چون در محل کار ما سلسله مراتب داریم ، درست است؟ ما می دانیم رئیس کیست. من واقعاً کنجکاو شدم که بشنوم درباره این موضوع چگونه فکر می کنید.ا.پ: بنابراین ما می توانیم یک گفتگوی جالب در مورد قدرت داشته باشیم ، آ.گ: دوست دارید الآن درموردش صحبت کنیم؟ا.پ: بله صحبت می‌کنیم - اما خیلی جالب است. آنچه شما مطرح می کنید ، نوعی تنش است که می دانید از این تنش پویای تفاوت  در اختلاف ناشی میشود. من کمی متفاوت به قدرت نگاه می کنم. من این را اینطور می گویم هیچ رابطه ای وجود ندارد که بُعد قدرت نداشته باشد. این ذاتی روابط است. خوب یا بد نیست این فقط بخشی از ساختار روابط است زیرا در روابط ، افراد انتظاراتی دارند. و هنگامی که انتظاراتی دارید ، با درجه ای از وابستگی ، اتکا و وابستگی همراه است و این وابستگی طبق تعریف به افرادی که به آنها وابسته هستید ، اعطا می شود. و این قدرت با تبدیل شدن به موضوعی خیرخواهانه ، خنثی می شود و ما آن را اعتماد می نامیم،به طوری که به جای قدرت داشتن بر کسی به قدرت داشتن به کاری یا عملی تبدیل می‌گردد(power over تبدیل میشود به power to .اما همه می دانند که قدرت فقط محور عمودی با تک فاکتور اقتدار نیست ، کسی که تا به حال یک کودک دو ساله داشته است این را می داند. منظور من این است که این ایده که قدرت فقط برای اقتدار و سلسله مراتب است ، فقط یک نظر و تئوری میباشد. اما شما می توانید قدرتی داشته باشید در جایگاه bottom up (یک جایگاه سازمانی که از جایگاه پایین فکر و استراتژی ها را بررسی میکند تا به سطوح بالا و بر آنها قدرت دارد) می آید. شما می توانید قدرتی داشته باشید که، قدرت را از افراد صاحب قدرت می گیرد ، آن هم قدرت است. این رابطه در واقع چند وجهی و ذات رابطه است.ادامه دارد...</description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jul 2021 02:39:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصول ارزیابی حسی در صنایع لبنی</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D9%84%D8%A8%D9%86%DB%8C-z6sfextatw6c</link>
                <description>گردآورنده : نیلوفر سهرائی ، دانشجوی صنایع غذایی . 
با تشکر از زحمات نرگس عزیزمدر انجام آزمون های حسی لطفا به نکات زیر توجه داشته باشید : حداقل یک ساعت قبل از انجام ارزیابی حسی از خوردن غذا خودداری فرمایید.در هنگام انجام ارزیابی حسی، موارد مبهم در پرسشنامه‌ها را قبل از پاسخ دادن با کارشناس ارزیابی حسی درمیان بگذارید.به دلیل جلوگیری از بروز خطا در نتایج، افرادی که آگاهی خاص یا بیش از حد نسبت به مشخصات و شرایط ساخت در کالای تحت آزمون دارند، نباید در آزمون ارزیابی حسی آن محصول شرکت داده‌شوند.ارائه‌ی اطلاعات بیش از حد به ارزیابان موجب بروز خطا در تصمیم‌گیری و امتیازدهی میگردد.از بحث و تبادل نظر با سایر ارزیابان در مورد نمونه‌ها قبل و بعد از انجام ارزیابی حسی خودداری فرمایید.محیط ارزیابی حسی می‌بایست آرام و بدون صداهای اضافی باشد.شوخی و صحبت‌های بی مورد با ارزیاب موجب عدم تمرکز و در نتیجه بروز خطا در نتایج ارزیابی میگردد.هر آزمون حسی حداقل به 10 دقیقه زمان احتیاج دارد. در این زمان تلفن همراه خود را خاموش نموده یا از دسترس خارج فرمایید.از تصمیم‌گیری های عجولانه و پر کردن بی‌دقت پرسشنامه‌ها پرهیز کنید. در مقابل طولانی شدن و ایجاد وقفه های طولانی در حین ارزیابی نیز تصمیم‌گیری شما را دچار خطا میکند.به پشتوانه نظرات شما در آزمون تصمیمات کلان در شرکت اخذ میگردد لذا جهت ارتقا سطح تخصص خود در ارزیابی حسی ، در کلاس‌های آموزشی و جلسات توجیهی شرکت کنید .از نتایج نهایی آزمونهایی که در آنها شرکت میکنید مطلع شوید . این امر در ایجاد انگیزه و دفت عمل شما تاثیر مثبتی دارد.در صورتیکه از نطر حسی و فیزیکی شرایط مناسبی برای انجام آزمون ندارید ( آلرژی ، حساسیت ، عدم تحمل و... ) در ارزیابی شرکت نکنید یا در صورت شرکت موضوع را به کارشناس اطلاع رسانی فرمایید.حفظ نظرات شخصی افراد و سیانت از مستندات ارزیابی حسی امری ضروری است لذا مشاهده‌ی پرسشنامه‌ی ارزیابان را درخواست نکنید ( بجز موارد خاص با اخذ مجوز از مدیریت کیفیت) . مستندات هر ارزیاب در واحد کیفیت بایگانی میگردد.وجوه ارائه‌ی نمونه باید خنثی باشند : کد نمونه باید خنثی باشد. تمام نمونه‌ها باید در ظرفهای خنثی و کاملا مشابه ارائه گردند. همچنین نمونه ها در دمای یکسان ارائه شوند.فرد ارزیاب نباید چندین محصول را باهم مورد ارزیابی قرار دهد.کابین های مستقل با رعایت فضای استاندارد و شرایط مطلوب برای ارزیابی حسی در نظر گرفته شوند.فاکتورهای مهم در مکان ارزیابی : دمای محصول ، رنگ و نور اتاق ، تهویه مناسب ، عاری از بوهای اخلال‌گر ( مثل آمونیاک ، بنزین ، نفت ، کلر یا مواد ضدعفونی‌کننده) .منبع : کتاب ارزیابی حسی محصولات لبنی و آیین نامه‌ی ارزیابی حسی شرکت شیر پگاه فارسپیشنهادات :در رابطه با فرم تنظیمی برای ارزیابی محصولات بایستی این فرم علمی بوده و بر پایه ی ویژگی های ارگانولپتیکی خاص همان محصول تنظیم گردد. و تنها به ویژگی های کلی بسنده نشود . برای مثال لیست ارزیابی برای تنها بدنه ، رنگ و نمک کره بصورت زیر میباشد:ویژگی های ارزیابی حسی کرهدر صورت اشکال در خواص حسی محصول به ویژگی های شیمیایی و تاریخچه و فرایند تهیه‌ی محصول مراجعه گردد. برای مثال در مسئله‌ی آب انداختگی ماست بایستی به داکیومنت و هیستوری آن محصول در سیستم مراجعه کرد زیرا هرگونه اتفاق از سوماتیک سل یا توتال کانت شیراولیه تا سردخانه ، می‌توانند در اشکال بوجود آمده دخیل باشند.اگر بازارپسندی محصول مورد آزمایش باشد بهتر است که برای هر محصول مخاطب آن محصول ارزیابی را انجام دهد. بطور مثال برای محصولی مثل شیرکاکائو که مخاطب آن کودک می‌باشد میتوان به مدارس مراجعه کرد. یا درمورد تست پنیر پیتزا میتوان به گزیده ای از بهترین رستوران‌ها ( در رابطه با پیتزا ) مراجعه کرد.برای ارزیابی حسی، همچنین میتوان از نیروی دانشگاه ها استفاده کرد . (گروهی از دانشجویان مستعد)با تشکر از مهندس محمدرضا سهرائی معاونت شرکت پگاه گلستان که مرا در نوشتن ِ بخش ِ پیشنهادات یاری کردند.</description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Wed, 26 May 2021 20:27:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عصرِ کرونائیون</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%90-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%88%D9%86-snvlgv2g8ir4</link>
                <description>داشتم فکر میکردم من بهترین لحظاتِ عمرم رو امسال تنهایی تجربه کردم و با خودم بودم،لحظاتی که تلخِ تلخ بودن ، یا شیرینِ شیرین، اما بی نظیر و نو و تازه بودن و همین یونیکشون میکرد برام.‌اما بدیش اینه که چون خودم و خودم بودم، زود از یادم میرن ،کسی نیست که بیادشون بیاره و به هم دیگه بگیم ، زوایای مختلفش رو بررسی کنیم و دوباره شیریش بیاد زیرِ زبونمون، یا کسی که بگه چقدر قوی بودیا ، و وقتایی که احساس میکنی خیلی ضعیفی یا آسیب پذیری و احساست اینه که نکنه همیشه همین بودی؟، بگه نه بابا یادت نیست فلان روزو؟ که چقدر قوی بودی؟ که زدی تو گوش ِ فلانی وقتی فلان حرف رو زد:D البته همه ی این کارارو خودت کم کم یاد میگیری که برای خودت انجام بدی ، بنویسی ، یادآوری کنی به خودت، دستِ خودتو بگیری و بگی مرسی که این هفته هر روز همراهم بودی، چشمات رو ببندی و بگی خسته نباشی ، وقتی که سالهای اولِ کارت هست، احساسِ ضعف میکنی و احساس میکنی که کم آوردی و دیگه نمیتونی ادامه بدی ، آهنگ ِ you ll be a woman soon رو گوش بدی و با تیکه ی dont let them make up your mind محکم تر بشی و بدونی که به زودی زن میشی و دلت گرم شه ( آهنگ از فیلم pulp fiction )عکس از فیلم Pulp Fictionداشتم فکر میکردم که چقدر عجیبه که به ما دخترا هیچوقت نمیگن یک روز زن میشی و درآمد داری و مستقلی و متکی به نفسی و خیلی خیلی قو تر از الآنت تا دلمون گرم شه و بخندیم و برای زن بودن بجنگیم و هر از گاهی از خودمون بپرسیم الآن دیگه زن شدم؟:))اما خب اصولن پسرا از سنِ پایین دوست دارن مرد بشن و همه ی این خصوصیات رو جزو مرد شدن میدونن و دلشون گرمه که یک روز مرد میشن،حالا بگذریم :) از کجا شروع کردم و به کجا رسید! ،البته تعجبی نداره ، مغزم اینروزا احوالش همینه.</description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Apr 2021 22:26:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهندسی صنایع غذایی</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%DB%8C-qhharpnqnepb</link>
                <description>تانکِ پروسسهیچوقت فکر نمیکردم بینِ این تانک ها و پمپ ها کارکردن برام ذره ای جذابیت داشته باشه ،هیچوقت فکر نمی کردم بتونم تشخیص بدم تانکارو از هم که مثلن این تانکِ ذخیرست ،اون یکی پروسسه :)،  اویل تو کارخونه بوی پنیر ، شیرهای فرآیند شده یا هرچیزی مربوط به شیر ،که بوهای روتینِ صنعت ِ لبنیاتن و میشنیدم ، فقط خاطره بچگیم و بابام با اون لباس های سفیدِ مخصوصِ کارشناسای صنایع غذایی میومد تو ذهنم با کلاه ، حس میکردم فقط شغلیه که کار میکنم توش اما مالِ من نیست انگار مالِ من نیست ، انگار این شغل فقط خاطراتِ باباست واسم ، فقط انگار اون میتونه انقدر متخصص باشه ، اون فقط اینارو میدونه من تا ابد این شغل واسم هویت ِ جدایی نیست که منم بتونم توش یاد بگیرم، اصن مگه من میتونم هیچوقت به متخصصیِ بابا بشم؟هر زمان که قدم میزدم ، نگاه میکردم انگار فقط داشتم ی سری تصویر و خاطره میدیدم ، گوشی ِ بابا که پر بود همیشه از عکسای دستگاه ها ، تانکها ،پمپ ها ی  خطِ تولید صحبتاش راجع به کیفیت ِ موادغذایی اما به خودم اومدم دیدم ی روز که خیلی ام نگذشته بود از روزای اول ی چیزی حدود ِ ۵ماه بعد ، دیگه دستگاه ها و بوها ،فقط برام خاطره نبودن ، ی هویت ِ جدا بودن ، نگاهم بهشون با ی برقی بود با ی عشقی که انگار میتونم بشناسمشون ، میتونم یادبگیرمشون و عاشقشون باشم ، پمپ هارو ،تانک هارو ، دنبال کردن ِ مسیرشون رو دوست داشتم ،نفهمیدم چی شد که موبایل ِ خودم پر از عکسِ دستگاه  های خطِ تولید شد که بالای تانک های ۲۵ تنی که میرم دلم میخواد تا ابد نگاهشون کنم ، و دیگه میدونم که میتونم یاد بگیرم،که منم یکروز  با اعتماد به نفسِ خیلی بیشتری این هارو نگاه خواهم کرد . </description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Jan 2021 15:28:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جواب یا کل‌کل ؟! + اورتینکینگِ این روزها و تجارب من از شورای صنفی!</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D9%84%DA%A9%D9%84-%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%A9%DB%8C%D9%86%DA%AF%D9%90-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D9%81%DB%8C-sgoow7j4udz8</link>
                <description>آخ دیگه مغزم داره میترکه ، یعنی انقدر توی قرنطینه برای انجام دادن ِ هرکاری دیگه فشاری رومون نیست و درواقع روتینمون رو هر روز هر روز باید انتخاب کنیم و با تمام قوا باید برای روش استوار موندن باید بجنگیم ، بهانه بتراشیم و خلاقیت از  خودمون در بیاریم که بلکه بالاخره پای  این کار و فعالیت یا هرچی که هست باقی بمونیم! و خب این قضیه برای خودِ من به شخصه در عینِ جذاب بودن باعث میشه یک حجم THink یا overthinking  ِ زیادی رو متحمل بشم:)  ( برای اینکه خودم رو و کودک درونم رو قلبن راضی کنم و اجبار نباشه)امان از  اورتینکینگ!دونت یو اِوِر تینک:)&quot;این کار رو امروز باید انجام بدیم نیلو! &quot; این کار رو واقعا باید انجام بدیم؟ مطمئنی؟ چه فایده ای داره حالا برامون؟ فایده ی کوتاه مدتش چیه؟ فایده ی بلند مدتش؟  خب حالا الآن می دونم که مثلا این کاری که کل روز داشتم انجاش می دادم(پادکست ِ هزینه رازداری، خیلی خفن بود .راجع به آسیب های آزار جنسیه)  برای رشد شخصیم مفید بود و خب با همین تریک داشتم خودم رو راضی می کردم و به سوالام جواب می دادم ، حالا باز دودیقه بعد ، سوال: خب زندگی شغلیت چی؟ الآن فرضم که رشد کنی چجوری می خوای پول دربیاری چجوری می خوای بقای خودت رو حفظ کنی نیلو؟!  (وای خدا  حالا دیگه چسبوندش به بقا ! انگار عمرم تموم شد دیگه:((( ) آآآه این گوشه ای از حجمِ دیوونه کردنِ من توسط دختر کوچولوی درونمه! البته مطمئن نیستم کوچولو باشه ! با این حجمِ اطلاعات برای ضربه فنی کردن ِ من!اورتینکینگ درمورد ِ غذا هم یارِ همیشگیمه!از اینا که بگذریم ، اصلِ داستانی که می خوام بگم از این قراره که: یکی از استادای ما می‌خواست کلاسِ جبرانی بذاره و برای این کلاس جبرانی نظرسنجی ای گذاشته شده بود که چه زمانی همه میتونن که تشکیل بشه. نماینده با استاد در ارتباطه و اون این اطلاعات رو از استاد می گیره و نظرسنجی میگذاره و از این حرفا ، نماینده کلاس ِ ما یک خانومی هستن که از همین تریبون بهشون سلام و خسته نباشید می گم :))) حالا گذشته از شوخی واقعا زیاد زحمت می کشن :))جونم براتون بگه که 2 تا از 4 پسری که توی کلاس ما هستن، دقیقا توی اون تایمی که که اکثرا باهاش موافقت کردن کلاس داشتن و خب وقتی این رو توی گروه عنوان کردن ، یکی از بچه ها(دختر) ما به شوخی گفت که خب یکی رو از گوشی دنبال کن اون یکی رو از لپ تاپ ،  خانم نماینده ام  گفتش که استاد گفتن&quot; اونهایی که مشکل دارن، از روی فایل ضبط شده ببینند&quot; . دلم برای سلفمونم تنگه، حتی:)بعد یکی از اون پسرا که پسر بدی ام نیست (بچه ِ خوبیه)، کلی با توپ و تشر برگشت گفت که هه! شما همیشه همینین و با این نظرسنجی های بدردنخورتون و مسخره کردین و ... و در آخر اینکه &quot;کاش کلاس ی 4 تا پسر بیشتر داشت تا به تعادل می رسیدیم &quot; !! یعنی من قیافم قشنگ علامت تعجب شده بود! دلم میخواست خیلی چیزا بهش بگم اما چند تا چیز تو ذهنم پر رنگ تر بود! یکیش که به توی ذهنِ خودمم باقی موند و به جایی درز نکرد این بود که بابا جان آخه محدودیت تایم و الکی بودنش بیشتر بخاطر اینه که خب استاد فقد 2 تا تایم پیشنهاد میده! بعدیاش که تصمیم گرفتم براش بنویسم به نوبت اینا بودن که :&quot; راستش همکلاسی(اصطلاحیه که خودشون خیلی به کار میبرن در مورد ما!) اگه کلاسمون بیشتر پسر داشت، ما هم خیلی خوشحال تر میبودیم:))))  ولی خب چه کنیم ، اینم شانسِ ماست! دست ِ ما نبوده که !و اما نکته ی بعدی که خیلی دوست داشتم براش بیشتر بسط بدم اما به چند خط اکتفا کردم این بود که :فلانی جان خیلی داری سخت می گیری ! اگه جای من بودی چیکار می کردی که توی شورا صنفی امسال 6 تا پسر بودن و از 3 تا دختری هم که بودیم، یکی از دخترا همون اول سرِ رای گیری(برای تعیین دبیر و نائب دبیر) می گفت آخه کی تا حالا دیده دختر دبیرِ شورا بشه ؟! :ااا (پی نوشت: من به اون آدم خرده ای نمی گیرم یا قضاوتش نمی کنم که آی  دخترا پشت ِ هم واینمیستن یا فلان و بهمان! گذشته از اون که اون آدم هم قربانی نظام مردسالار و نبود آگاهی و هزار و یک چیزه! دخترا هم آدمن و میتونن با هم بد باشن، میتونن بیشعور باشن و حتی بدجنس!)داشتم می گفتم و اینطور ادامه دادم که : و اون 6 تا پسر همه تو خوابگاه اتاقاشون کنارهم بود، و من و دوستم شب می خوابیدیم صبح بیدار میشدیم می دیدیم که مثلا دارن جشن برگزار می کنن ،اعضای همه ی کانون های دانشگاه هم دارن توی دفترِ ما جولون می دن! و فقط ما نمی دونیم چه خبره و کی به کیه! البته این رو خیلی کوتاه براش نوشتم و در آخر هم گفتم که : و تازه فکر کن که اون 6 نفر هیچکدومشون در اکثر اوقات &quot;فکر&quot; نمیکردن حتی!!مرحوم چه‌گوآرا باید میدید که این ناکسا ( اعضای شورامون) ی روزه چه انقلابی می‌کردن، لامصب اصلن شک میکردی که تو دیروز تو این دفتر بودی!این توضیح رو بدم در نهایت که خب این بحث امروز توی گروه باز خاطرات امسالِ من در شورا رو به یادم آورد که چقدر من مغزم سابیده شد برای مسایل کوچیک و خب در نهایت می دیدم که به هیچ عنوان نمی تونم هیچ چیز جدید یا داده ی خوبی به مغز اینها وارد کنم ! ،همشون هم فقط درحالِ دعوا و نشون دادن ِصدای بلندشون بودن و اینکه خیلی بلدن و کلی ادعا! ولی در نهایت &quot; عقل که نباشه ،  راستش شاید جونتون در عذاب نباشه اما قطعا جونِ دور و بریاتون در عذابِ مهلکیه&quot; !البته این رو هم بگم که این آدم ها نه تنها با من و دوستم بلکه با همدیگه هم مشورت نمی کردن! ؛ پشت ِ سرِ همدیگه بدگویی می کردن ، در عین ِ اینکه رو در رو همش داداش داداش می کردن! به هم دیگه از پشت خنجر می زدن و خب در مورد ماهم که کللن ترجیح می دادن  هیچی را جع به مسایل به ما نگن چه برسه به اینکه خنجر و این بساطا ! و خب من بعد از یکماه که اوضاع رو اینطور دیدم خوشبختانه تصمیم گرفتم ی کاری کنم و تصمیم دیگه ای بگیرم !( به عنوان پی نوشت این رو بگم که من اساسا امسال بود که بیشتر به مفهوم برابری جنسیتی پی بردم  و اینکه هم پسرا و هم دخترا میتونن اخلاقای خوب و بد داشته باشن و خب آدمیم دیگه! پسرا هم میتونن تو روی هم ی چیز بگن و پشت سر یک چیز دیگه! ؛  پسرا هم حسودی میکنن حتی به شدت! و هزار و یک چیزِ دیگه! در نهایت می خوام بگم که اصلن نمی خوام بگم که همه ی پسرا بدن یا فلان! من به آدم خوب و بد اعتقاد دارم وبس!)فارغ از همه چیز برابری قشنگه:)با اینکه امسال بسی کوتاه بود و به علت نبودن صداقت و همکاری در شورامون، کار، سخت بود!  اما من با یکی از بچه ها(پسر) که میشد روش حساب کرد تا حدودی ، لینک شدم و تونستم برای تیم فوتسال ِ دانشگاهمون اسپانسری کارخونه پگاه رو بگیرم و همینطور خسارت دندون ِ یکی از بچه ها رو هم که بر اثر غذای سلف شکسته بود ، و اصلا و ابدا معاونت، زیرِ بارش نمی رفت رو با تهدید به شکایت و دادگاه ، و با صحبت کردن با یک وکیل ، جوری برنامه ریزی کردم که شخصِ پیمانکارِ آشپزخونه خسارت دندون ِ خانم رو پرداخت.(پی نوشت: راستش برای هر دو این قضایا علی الخصوص دندون من خیلی زیاد انرژی و زمان صرف کردم و بارها و بارها رفتمو اومد تا شده ! و حتی گاهی تا ثانیه ی آخر نشده ! اما نا امید نشدم و حتی پرداختِ خسارت توی دانشگاه ِ ما سابقه نداشته و خب واقعنم سخت بود! همین دیگه :) خواستم بگم که درسته دوتاست اما کیفیتشون زیاده و اینکه کارای دیگه ای هم بودن که در حال ِ پیگیریشون بودم ولی کرونا دیگه مجالی نداد:))) غروب ِ یک از روزهای پاییز که من داشتم تو کارای شورا خوب پیش می رفتم!جونم براتون بگه که  دبیر ِ شورامون(یکی از پسرا) که توی عدم تفکر و جهل برای خودش اسطوره ای بود! :) همون اول ِ کار ِخسارتِ دندون به من گفت که : ببینید خانم سهرایی! این خسارت نشدنیه ؛ من صحبت کردم با معاونت، ولی گفتن که &quot;خب که چی باید آروم غذاشو می خورد! باید خودش مراقب می بود!&quot; این قضیه منو یادِ مقوله ی تجاوز می اندازه که میگن باید خودش مراقب می بود! و خب به این فکر می کنم که چقدر نحوه ی عملکردِ مسئولای ما تو همه ی موارد به هم شبیهه:) مثل اینکه اونا تو یک مورد خاص اونطوری عمل نمی‌کنن ؛بلکه همیشه خیلی خاص عمل می کنند فقط ما دقت نمی کنیم.بماند که مغز من داغون شد تو سرو کله زدن با اون شورا و آدماش اما خب اگه به عقب برگردم بازهم می رم شورا چون خیلی چیز ها یادگرفتم...بماند که چه حرفها من تو اون دفتر از این خل وضع ها نشنیدم! یکروز شاید شروع کنم بنویسمشون!:)))موضوع اصلی یادم رفت ، من اصلا هدفم از این طرح کردن این بود که اصلن چطور باید جواب داد به اینجور کامنت ها ؟ ( صحبت ِ اون هم کلاسیم راجع به تایم کلاس) : که شما فلانید و بهمان و با اون نظرسنجی مسخرتون!  داشتم فکر می کردم که حالا من یهویی اون جوابِ شاید کمی تا حدی هورمونی رو دادم که الحق شایسته ی اون کامنتِ هورمونی بوددد:))) اما آیا جوابی بهتر ، شایسته تر و غیر هورمونی تر هم وجود داره؟ آیا اصولا این حرفهایی که اصلن ذاتش هورمونی و خشمی و یه&quot; طوریست&quot; جوابی هم دارند؟ جواب ِ من به همه ی سوالهایی که پرسیدم آره است :)) اما خسته از over thinking ِ بی نهایت ِ این روزها دیگه جونی برام نمونده که بیشتر بهش فکر کنم ! شما اگه خواستین برام بنویسید که چه جواب های انسانی ترِ دیگه ای وجود داره:))</description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jun 2020 02:23:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شگفتی : آیا هدف زندگی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%90-%D9%85%D8%BA%D8%B2-2-r47t9nyw9exq</link>
                <description>دیشب داشتم فکر می کردم که بعدِ 2 روز جون کندن چی کار می تونم بکنم برای دل ِ خودم؛که هم آرامش بگیرم و هم اینکه کیف کنم.یک خورده فکر کردم و از اونجایی که گرسنم هم بود، تصمیم گرفتم اول سیب زمینی سرخ کرده درست کنم و بعدشم کیک بپزم . ( پ . ن :من از آشپزی متنفرم و فقط چون وظیفه ی خودم میدونم که راه بقای خودم رو بلد باشم و از پس خودم بربیام انجامش میدم. و اینکه من ترجیحا غذای سالم می خورم اما اونشب روحم احتیاج به سیب زمینی سرخ کرده داشت :)))راستش راجع به کیک زیاد مطمئن نبودم ، چون از یک طرف همیشه از کیک درست کردن مخصوصا تنهایی وحشت دارم و هم اینکه می دونستم کلی دردسر داره ، ولی یک حسی بهم می گفت که اون آرامشی رو که می خوام رو از پروسه ی انجام دادنِ این کار ، بدست میارم!خلاصه من با ذهنی مشغول و دودل، و در حالِ حساب و کتاب  و فکر کردن به آینده ای نامعلوم ، سیب زمینی رو سرخ کردم ، هنوز تصمیمَم برای کیک درست کردن فیت نشده بود؛ که نمیدونم چی شد که دستام ناخودآگاه همه وسیله ها و موادش رو آماده کردن و مشغول شدم. در همون حین هم یکی از سریالای آبکی تلویزیون رو که پخش می شد رو هم نگاه می کردم و وسطش متوجه شدم که : اون آرامشی رو که می خواستم به معنای واقعیِ کلمه دارم دریافت می کنم :)) ( خیلی لذت بخش بود.)یک چیز دیگه ام به ذهنم اومد که خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم ، اونم اینکه : من که از وقتی که یادم میاد از کیک درست کردن و پروسَش وحشت داشتم و خب اینکه بخوام تنهایی کیک درست کنم اونم با کلی &quot;خستگی&quot; هیچ وقت به ذهنمم نمی رسید(!) ، چطوریه که الآن انجامش دادم و انگار نه انگار ؟! بعدش مغزم مطلبی رو که امروز از صفحه @Dast _andaz خونده بودم رو به این قضیه ربط داد و در عین حال که ابهامم برطرف میشد ، یک حالِ خوب ِ همراه با شگفتی بهم می داد.( دارم حس می کنم شاید اصلا هدف از زندگی همین لحظه های کوچیکی اند که دچار شگفتی می شیم??)مطلب این بود : &quot;مسایل بزرگ، مسایل کوچک را قورت می دهند! &quot;پ . ن  : انقدر فکرم درگیرِ مسایل مهم تری شده این روز ها و انقدر دارم رشد می کنم و بزرگ میشم که انگار دیگه تو اون روزِ سخت برام کیک درست کردن کار ِ خاصی نبود.خب، مسلمه که این اون کیکی نیست که من پختم :))</description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Sat, 23 May 2020 00:36:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرنطینه: تعطیلاتی که تعطیلات نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-fxqfn5hgo6qq</link>
                <description>دوست دارم برای یک هفته می رفتم &quot;خارج&quot; تعطیلات:) ی جایی که همه دور و برم انگلیسی صحبت کنن اونم با لهجه غلیظِ بریتیش:)) (آب و هواشم فرقی نداره)، به این دلیل که :1. به تازگی با وجود اینکه از لهجه بریتیش متنفر بودم عاشقش شدم. 2 . اینکه دیگه از تلاش برای رسوندن انگلیسی ام از نیمه حرفه ای به حرفه ای خسته شدم و دلم می خواد یک هفته( اگه جا داشت تا یک ماه:)))، انقدر همه صداهای دورم انگلیسی باشه که وقتی برگشتم ببینم خود به خود یادگرفتم.3. اینکه واقعا از این وضعیت گند خسته شدم ، می خوام برم ی جا اصن به هیچی فکر نکنم .از این تعطیلات ِ مسخره ای که از همیشه مغزم شلوغ تره خسته شدم ! از این آینده ی نا معلوم و جون کندن های هر روزه برای زندگی کردن.انگلیسی یادگرفتن واقعا چیز مهم و عجیبیه ! اصلا، وقتی همه چی تو دنیای امروز به زبون ِ انگلیسیه و تا می خوای سر از چیزی دربیاری یا کاری رو یادبگیری باید انگلیسی بلد باشی ، سوالِ من اینه که واقعا چرا اصلا ما از اول فارسی یا می گیریم ؟ چه کاریه واقعا؟!!پ.ن : یادداشت ِ یک دانشجو که از ترجمه خستست.کافه ، رستورانِ نمیدونم چی چی.</description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Thu, 21 May 2020 15:46:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیام های ناخودآگاه ِ مغز + قهوهِ یزدی :))</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82-%D8%AA%D8%B1-rgefvkv8j5ve</link>
                <description>هرچی که دوست داری بگو ، حرفای قلبتو بزن ، دل خوشیات مالِ خودت ، درد و دلات برای من، من واسه ی داشتن تو قید ِ ی دنیارو زدم ... این آهنگ نمی دونم چرا دقیقا الآن که من می خوام راجع به شروع بیزنسی ترین روز ِ زندگیم صحبت کنم ، اومده توی مغزم و ول کنم هم نیست ! همونطور که نمی دونستم چرا امروز، موقعی که می ترسیدم و نمی خواستم ریسک کنم یا از منطقه ی امنم بیام بیرون ، وسط ِ اون تصمیمی که باید می گرفتم آهنگ ِ جالب ِ تیتراژ ِ سریال مضخرف ِ ستایش اومده بود توذهنم! و منو کشون کشون برد تا کنار گیتار و تا زمانی که بلند بلند نزدمش و نخوندمش ، بیرون نرفت که نرفت:))همون آهنگی که می گه &quot; اگه رفتن ، نرسیدن توی تقدیرِ منه ، جرم ِ بی بخششِ من اگه عاشق شدنههه&quot; ،خب شاید به نظر شما خیلی آبکی بیاد اما توی اون لحظه برای من خیلی زیاد انگیزشی بود و از نظر خودم ی سیگنال ِ بسیار قوی از طرفِ مغزم برای ریسک کردن و رفتن توی دل کار بود ،  و خب میشه گفت کاملا هم برای من جواب داد و مصمم تر شدم :))شاید الآنم چون خیلی خستم و دلم محبت می خواد مغزم داره این آهنگ(آهنگی که اول ِ متن نوشتم) رو می خونه؟!پ. ن :  &quot; آیا مغز با یادآوری آهنگ ها حتی با هزاران سال فاصله از شنیدنشون ،پیام خاصی رو می خواد برسونه؟ &quot;شاید فردا به امید قهوه یزدی بیدارشدم!( یک فنجون درست کردم تو یخچاله)</description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Wed, 20 May 2020 01:29:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیدا کردن شغل : نا امیدی یا رشد؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-xycbkbpnjnnr</link>
                <description>امروز اوف امان از امروز ، انقدر جون کندم و دوپامین و آدرنالین و ... نمیدونم چی چی ترشح شد که حتی یک ثانیه ام نشد که گرسنه یا خسته بشم ، اما الآن می بینم که از پا افتادم. یاد ِ یک عاشقانه آرام ِ نادر ابراهیمی افتادم ، همه اش به سر دویدن و نرسیدن ، اضطراب و انتظار ...انگاری همین یک جمله همه ی جوونی ِ ما دهه هفتادیارو توصیف می کنه:)) می دوییم واسه یک شغل واسه یک لقمه نون . امروز شاید آخرش نرسیدن بود اما بذارین از بعد ِ مثبت ِ روشنفکریش بگم که خب خیلی رشد کردم ، خیلی زیاد با مفهوم ِ عرضه و تقاضا بیشتر آشنا شدم ! که خب در نوع خودش برای من پیشرفتِ بزرگی محسوب میشه.امروز با بازاریابی بیشتر آشنا شدم ، درواقع به صورت شیرجه ای رفتم توی دلش و تقریبا مغز ِ 10 تا از همکلاسی های دانشگاهم رو جویدم! اما دریغ از یک پیشنهاد درست درمون ، البته هنوز فردا یک چند نفری قراره بهم اطلاع بدن، و اینکه بی انصافی اگه نکنم 2 ، 3 تا از بچه هامون خیلی همچین جون دار و از ته قلبشون حمایتم کردن که بهم چسبید!خوب بود اگه فردا اینجا بودم:)</description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Wed, 20 May 2020 01:04:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@sahniloofar941/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-dwwp3bydyiz7</link>
                <description>اینجا صفحه منه، با غلط املایی ، بدون علایم نگارشی و غیره و ذلک ، هر اونچه که به ذهنم رسید و دوست داشتم که در میون بذارم رو مینویسم.لطفا قضاوتم نکنید ، حداقل خیلی بیرحمانه نباشه.قهوه ی جان??</description>
                <category>نیلوفر سهرائی</category>
                <author>نیلوفر سهرائی</author>
                <pubDate>Tue, 19 May 2020 22:00:32 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>