<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های SajadAhmadi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sajadahmadi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 11:05:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/38495/avatar/GHPy2K.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>SajadAhmadi</title>
            <link>https://virgool.io/@sajadahmadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>استارتاپ: از سراب تا واقعیت(2)</title>
                <link>https://virgool.io/@sajadahmadi/sarabstartup2-p5wpfmum1vgx</link>
                <description>بعد از حدود ۴ سال امروز قسمت دوم این سلسله پست رو براتون مینویسم. قسمت اول این سلسه رو میتونید از اینجا پیدا کنید. برای اینکه بهتر با مدل فروش تیمی و تاریخچه ی استارتاپ تیماپ آشنا بشید میتونید این پست رو از روی تکراسا بخونید.رسیدیم به مرحله ی جذب سرمایه. مرحله ای که به معنای واقعی کلمه نفس گیر و انرژی بر بود. البته مسئولیت اصلی این کار با مدیرعامل تیماپ بود که دستی هم بر آتش سرمایه گذاری نهادی از قبل داشت و با سرمایه گذارهای اکوسیستم استارتاپی آشنایی خیلی خوبی داشت. ما به حدود ۵۰ هزار مشتری رسیده بودیم و با نرخ رشد خوبی تونسته بودیم بیزنس رو به هر ضرب و زوری که شده بود (کد تخفیف، کمپین های بازی سازی گسترده و .... ) بکشونیم بالا.افزایش nmv pre voucher از روز اول شروع کسب و کار تا ماه چهاردهم عمر کسب و کارکمپین های بازی سازی بخشی از هسته ی اصلی بیزنس مدل پیندودو هم بودن، برای همین ما هم تا حد امکان سعی کردیم این رویه رو در تیماپ اجرا کنیم. کمپین هایی مثل ساعت صفر (کمپین راس ساعت ۱۲ شب - صفر صفر که روی گوشی تون نمایش داده میشه- فعال میشد)، کارت های بازی سازی (براساس تعداد خرید، مجموع خرید ریالی و تعداد مشتری دعوت شده)، گردونه ی شانس و .... هم از سمت تیم توسعه ی محصول هم از سمت تیم مارکتینگ مدام اضافه میشدن و تست میشدن:در اینجا کمی از اعداد و ارقام مارکتینگ میگم براتون.هزینه ی هر سفارش حدود ۲۰ هزار تومنهزینه ی جذب هر مشتری جدید حدود ۳۰ هزار تومنو کل بودجه ی مارکتینگ ماهانه به تفکیک:ما فکر میکردیم میتونیم جذب سرمایه رو طی ۳ ماه انجام بدیم (همونطور که گفتم مدیر عامل تیماپ از قبل در حوزه ی سرمایه گذاری بود و دوستان زیادی تو این حوزه داشت) ولی نه تنها از هیچ کدوم از اون دوستان و نهادهای رسمی نتونستیم سرمایه ای جذب کنیم! بلکه فرآیند بین ۶ تا ۹ ماه طول کشید! برای کسانی که دستی بر آتش دارن و میدونن که کسب و کار شما با بحران نقدینگی منفی در ذات خودش رو برو هست این یه خطر کشنده بود.اون ایام دقیقا ایامی بود که دلار یه بار رفت تا ۳۵ هزار تومن (از حدود فکر کنم ۱۰ تومن بود) و بعد روی ۲۵ هزار تومن تثبیت شد. ما پیش هر سرمایه گذاری که میرفتیم وقتی که خوب میفهمید مدل استارتاپی چیه و ما نه تنها سود نمیکنیم بلکه اصل پول رو هم میسوزونیم میگفت: یعنی شما سود نمیدید اصل پول رو هم خرج میکنید میره! خب من برم طلا بخرم که تو سه ماه گذشته سی درصد اومده بود روش! (راست هم میگفتن. تو اون شرایط کار عقلانی این بود که بری با پولت طلا و ماشین و ... بخری. کسب و کار به چه دردی میخوره...). نفر اول اینو گفت، نفر دوم اینو گفت، نفر سوم، دیدیم که نه. واقعا دیدگاه اینه. شاید ما داریم اشتباه میکنیم. ما تاکید داریم روی رشد و گنده کردن کسب و کار و بعد به فکر سود ده کردنش ولی تو کشوری که بحران تورمی داره چرا پول رو بذارن تو ماشینی که سود هم نمیده.از طرفی ما متوجه یه مشکل جدیدی شدیم و اینکه نرخ تقلب در روش خرید تیمی خیلی خیلی بالا بود! شاید نصف مشتری های ما شماره موبایل دوم طرف بودن یا به خاطر تخفیف های درصد بالایی که گاها ما میدادیم مشتری میرفت گوشی پدر بزرگ و مادر برزرگش رو میگرفت و تو تیماپ ثبت نام میکرد. زنگ میزدیم به مشتری وقتی جواب میداد میگفت من نمیدونم تیماپ چیه! شاید پسرم یه کاری کرده.در عین حال که داشتیم جذب سرمایه میکردیم متوجه شدیم که دیگه موتور رشد اصلی کسب و کار که فروش تیمی بود داره از کار میفته. دیگه مثل سابق رشد نمایی و ... نشون نمیداد. من از قبل یک نفر فرد مسلط به تحقیقات بازار هم به تیم مارکتینگ اضافه کرده بودم. شروع کردیم به پیدا کردن علت و برگزاری جلسات گسترده ی deep focus interview و ... نتیجه این شد که مدل فروش تیمی دو تا مشکل اساسی داره در فرهنگ ایران، خصوصا وقتی با تخفیف گرفتن همراه باشه! دو تا عامل در فرهنگ ما وجود داره. یکی صورتت رو با سیلی سرخ نگه داشتن (اشاره به غرور افراد داره) و یکی گاها حسادت!‌بله. حسادت. به طور عام در فرهنگ ما اینکه بیای بری بگی: فلانی بیا بریم با هم این کالا (مثلا رب گوجه فرنگی) رو بخرید با ۴۰ درصد تخفیف! افت داره. انگار یه جور نشون دادن ضعف در قدرت خرید بود. اون سال ها (۹۷-۹۸) هنوز مساله ی تورم اینقدر رسما باعث نشده بود طبقه ی اجتماعی فرد از طبقه ی متوسط به زیر متوسط (بخوانید همون فقر) منتقل بشه. برای همین افراد خیلی هم مایل نبودن این نوع تخفیف خرید دو نفره رو با هر کسی به اشتراک بذارن. بالاخره شما با دوستت که دیشب رفتی فلان رستوران بالاشهر که خوش بگذرونی که نمیری بگی بیا بریم رب بخریم با تخفیف ۴۰ درصد!این فرآیند جذب سرمایه گذار اینقدر طولانی شد و کسب و کار با بحران نقدینگی روبرو شد که ما مجبور شدیم یه راند سرمایه گذاری بریج از ادونچرز جذب کنیم.با همه ی این فراز و نشیب ها و عوامل تهدید کننده در نهایت ۸ میلیارد تومن سرمایه گذاری روی ارزش گذاری ۳۲ میلیارد تومن (pre-money valuation = 32 میلیارد - ۴۰ میلیارد تومن ارزش گذاری بعد از جذب پول) جذب کنیم، از یک سرمایه گذار فردی که توسط سرمایه گذار قبلی مون که اون هم یه سرمایه گذار فرشته بود بهمون معرفی شده بود. اون سرمایه گذار واقعا خودش یه کارآفرین بود، ولی از اون نسلی که کارخونه میزدن و معتقد به اینکه کسب و کار باید راه انداخت. یعنی نیت ش واقعا همراستا با ما بود ولی: متاسفانه این سرمایه هیچ وقت به ما نرسید! سرمایه گذار دوم به خاطر شروع دور جدیدی از تحریم ها پولش در خارج از ایران بلوکه شد.بعد از گذر چند ماه بدون نقدینگی از کسب و کار دیگه فقط یه پوست باقی مونده بود. هر چی بیشتر تلاش کردیم بیشتر نشد. در واقع شبانه روز با چندین چند چیز جنگدیم ولی این اون قسمتیه که تو کتابایی که ما خونده بودیم (همون کتابای جذاب داستان استیو جابز از گاراژ خونه شون شروع کرد) ننوشته بودن: محیط کسب و کار! این مدل کسب و کار با این نرخ بحران نقدینگی منفی فقط تو همون مدل کشورایی جواب میده که مشکل پول ندارن، پول هست ایده نیست.در نهایت من میتونم عوامل شکست تیماپ رو این طور خلاصه کنم:عامل اصلی: بلوکه شدن پول سرمایه گذار راند بعدی و بحران تورم گسترده در کشور (سرمایه گذاری خشکید)عوامل جانبی: نرخ تقلب بالا در روش خرید تیمی، همراستا نبودن خرید تیمی و تخفیف گرفتن برای به اشتراک گذاری با فرهنگ ایرانیچرا مورد دوم رو گفتم عوامل جانبی؟ چون اون ها رو میشد حل کرد یا پیوت کرد روی یه روش دیگه. کسب و کار رو میشد جهتش رو تغییر داد ولی وقتی تو اساسا مدل کسب و کارت با بحران پولی کشور هماهنگ نیست دیگه خونی در رگ هات نمیمونه که بخوای طرز فکرت رو عوض کنی.هیچی دیگه تیماپ تموم شد ...نکته ی جالب اینکه سر هزینه ی ارسال ما مقدار زیادی رو به یه شرکت ارسال کالا بدهکار شدیم. بابت تسویه ی بخشی از اون بدهی یه چک شرکتی دادیم. سرمایه گذار قبلی که دید اوضاع کشور خرابه و با مدل کسب و کاری ما هم به جایی نمیرسه تزریق سرمایه رو قطع کرد! بله رسما به تعهداتش عمل نکرد. خیلی راحت. حالا برو دنبالش بگیرش (رفت کانادا سیتیزن اونجا هم بود). ما موندیم و تعهد نوشته شده بر کاغذ چک!‌ در اولین گام هم مدیر عامل و بعد اعضای هیئت مدیره حساب هاشون قرار شد بسته بشه. این اتفاق برای مدیرعامل افتاد. در نهایت تو یکی دو تا جلسه، ماه ها بعد از شکست کسب و کار، دور هم جمع شدیم در یک کافه ای در میدون سلماس و به نسبت سهام مون بدهی ها رو تقسیم کردیم و دادیم. حدود ۲۰ هزار دلار به پول اون زمان .... ولی نگران نباشید تقسیم شد یه جوری دادیم رفت. اینو گفتم که بدونید چیزی به نام ماهیت حقوقی کسب و کار در ایران نداریم. همه ش کاملا حقیقی (یعنی بر عهده ی سهامداران) هست. یعنی در حقوق کسب و کار ما بین ماهیت وجودی شرکت و ماهیت وجودی سهامداران شرکت در عمل و در نهایت وقتی شرکت بدهکار باشه تفاوتی قائل نمیشن و شخص شما (عین یه مشارکت تضامنی) باید پاسخگو  باشی. میان حساب هات رو میبندن، ماشین ت که سوارش میشی تحت پیگرد قرار میگیره هر جا ببینه پلیس باید جلب بشه و ... این قسمت رو دوستان استارتاپی ممکنه در جریان نباشن.در نهایت خطاب به شما دوستان در شوق راه اندازی کسب و کار: کسب و کار باید از روز اول نه، روز دوم، دیگه بیشتر از روز دوم نشه، سود ده باشه. شاید بتونی یکی دو ماه رو از جیب بذاری ولی قبل استخدام اولین کارمندتون بایستی سودده باشید. مدل استارتاپی به جز در امریکا و چین و چند کشور محدود دیگه جواب نداده. اینقدر هم از این کتابای &quot;ای کاش وقتی از مادر زایید شده بودم میدانستم باید کسب و کار خودم رو راه می انداختم ... &quot; نخونید. چیزی در حد شستشوی مغزیه ولی در حوزه ی کسب و کار.</description>
                <category>SajadAhmadi</category>
                <author>SajadAhmadi</author>
                <pubDate>Sun, 12 Oct 2025 11:25:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای کاش زودتر میدانستم (۱) - در باب اپلای دانشگاهی</title>
                <link>https://virgool.io/@sajadahmadi/%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%B2%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%85-%DB%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%BE%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-jqa2db0ebn3h</link>
                <description>اپلای دانشگاهیسلام. من سجاد احمدی هستم و در این پست قصد دارم تجربیات خودم رو در باب اپلای دانشگاهی به اشتراک بذارم. مختصری درباره خودم و پیشینه تحصیلی ام:من دانش آموخته کارشناسی مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی اصفهان با معدل ۱۸.۲۲ (سال ۱۳۹۴) و کارشناسی ارشد صنعتی شریف رشته mba با معدل ۱۸.۵۳(سال ۱۳۹۶) هستم. در آبان ماه سال ۱۴۰۲ (2022) به صورت جدّی تصمیم گرفتم تا برای ترم Fall 2023 برای دانشگاه های خارج از ایران اپلای کنم. در ادامه تجربیات خودم و کارهایی که باید می کردم و نباید می کردم رو بیان میکنم. امیدوارم برای کسانی که قصد دارند در سال های آتی اپلای کنند برای دانشگاه های خارج از ایران مفید باشه. چرا به صورت جدی؟!این کلمه جدّی که در پاراگراف قبلی گفتم خیلی مفهوم ها توش نهفته است. آدما وقتی جدّی میشن، مسائل رو جور دیگه ای باز تعریف میکنند. راه های موازی در پیش میگیرن. تمرکز میکنند. از حواشی و بهانه هاشون میزنند و با تمرکز کامل میشینن پای هدف شون. تا پیش از آبان ۱۴۰۲ من دو سالی بود که درگیر روش های مختلف مهاجرتی بودم ولی با اتفاقاتی که تو اون ایام افتاد عملا کار برای من یکسره شده و تصمیم قطعی گرفتم که هر طور شده یک سال دیگه باید این پروسه رو به نتیجه رسونده باشم. قطعی ترین و سریع ترین راه مهاجرتی(بر خلاف همه چرندیاتی که به اصطلاح وکلای مهاجرتی میگن) هم روش تحصیلی هست. نتایج نهایی:پذیرش فول فاند مقطع دکتری مارکتینگ از کشور امریکا - دانشگاه Binghamton نیویورکپذیرش مقطع مستر دیتاساینس دانشگاه های اوترخت و ماسریخت در هلند(بدون فاند - این خودش یکی از تجربیاتم هست که من فرصت اپلای فاند دانشگاهی رو از دست دادم در کشور هلند)پذیرش مقطع مستر بیزنس آنالیتیکس دانشگاه British Columbia کانادا(بدون فاند) و دانشگاه های گوئلف، مموریال، کنکوردیا(همگی بدون فاند) رشته دیتاساینسپذیرش دانشگاه ساندرلند، HULL و ... مقطع مستر از انگلیس(partial fund های ۲ تا ۵ هزار پوندی در برابر شهریه ۱۳ تا ۱۸ هزار پوندی) رشته های بیزنس آنالیتیکس و دیتاساینسبازگشت به درس و کتاب بعد از ۶ سالاز سال ۹۴-۹۵ و همزمان با تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد، وارد بازار کار شدم. در اون ایام اکوسیستم دیجیتال  ایران به سرعت در حال رشد و پاگیری بود. من هم علاقه مند به مارکتینگ، که نتیجه ش شد ورودم به بازار دیجیتال مارکتینگ. به خاطر نوپا بودن این حوزه در ایران در اون ایام و علاقه من به یادگیری، تونستم خیلی سریع در این حوزه رشد کنم و به جایگاه شغلی خوبی برسم و رزومه کاری قوی ای برای خودم جور کنم، طوری که در سال ۹۷ با چند نفر از دوستان هم دانشگاهی م اقدام به راه اندازی یه استارتاپ در حوزه خرده فروشی آنلاین(با نام تیماپ) کردم. برگشت به درس و کتاب و آماده شدن برای آزمون ها بعد از ۶ سال، اون هم وقتی که جای پای خودم رو در کارم صفت کرده بودم و یه جورایی تا ته مسیر شغلی م رو طی کرده بودم، خیلی برای من از لحاظ روحی سخت بود. مدام پیش خودم میگفتم: من اگه میخواستم درسی برم(مهاجرت کنم) که پس همون ۵ سال پیش میرفتم! چرا الان دوباره برگشتم به نقطه صفر؟ یعنی این همه سال دود شد رفت هوا؟ و هزاران تا سوال دیگه که هر روز و هر روز در سر من تکرار میشد و من جوابی براشون نداشتم جز اینکه : وضعیت عوض شده. همه چیز عوض شده...این با خود کلنجار رفتن برای برگشتن. به درس و کتاب و ایجاد آمادگی ذهنی برای برای آزمون های استاندارد(در ادامه بهشون می پردازم) عملا یک ماه تا یک ماه و نیم از وقت محدود من رو برد، چیزی که در ادامه توضیح خواهم داد گران پای من آب خورد. آمادگی برای آزمون های استانداردمن از آبان ماه به طور جدی نشستم پای آزمون IELTS. دلیل اینکه آزمون آیلتس رو انتخاب کردم بر میگشت به تابستان همان سال(فقط ۳ ماه پیش) که یک بار آزمون آیلتس جنرال داده بودم برای پروسه جاب آفر کانادا ولی حالا بایستی آزمون آکادمیک آیلتس رو میدادم. لازمه بگم که اگر اگر آشنایی قبلی نداشتم با آزمون آیلتس احتمال زیاد آزمون تافل رو انتخاب میکردم چون خیلی تکنیکی تر هست، به جای بازه های band score های نیم نمره ای از ۱ تا ۹ در آزمون آیلتس، هر اسکیل در تافل به ۳۰ بخش تقسیم میشه و راحت تر میشه با رعایت برخی نکات نمره بالاتری آورد. حدودا دو هفته هم برای آزمون GRE وقت گذاشتم. در ادامه جزئیات هر کدام از این آزمون ها و نکات و توصیه های خودم رو بیان میکنم.چطور برای آزمون آیلتس آکادمیک آماده شویم؟نمرات من در آزمون آیلتس:* آزمون اول: لیسنینگ ۷ - ریدینگ ۸.۵ - اسپیکینگ ۷ - رایتینگ ۶.۵ - اورال ۷.۵ - در تاریخ ۳ دسامبر ۲۰۲۳*  آزمون دوم: لیسنینگ ۸.۵ - ریدینگ ۸  - اسپیکینگ ۷ - رایتینگ ۶.۵ - اورال ۷.۵ - در تاریخ ۱۰ دسامبر ۲۰۲۳مرکز آزمون: آیلتس تهرانمدت زمان پیشنهادی برای آمادگی آزمون: ۲ تا ۳ ماه - روزانه حداقل ۲ ساعت (سطح متداول ممکنه بسته به سطح زبان تون متفاوت باشه ولی عمدتا ۳ تا ۶ ساعت روزانه وقت میذارن). نکته: پیشنهاد میکنم آزمون زبان رو قبل از آزمون GRE بدید چون مهارت ریدینگ که در این آزمون کسب میکنید به بهبود مهارت verbal شما در آزمون GRE کمک میکنه. من در مجموع سه مرتبه آزمون آیلتس دادم(یکی در تابستان ۱۴۰۲ آزمون جنرال و دو مرتبه پشت سر هم در پاییز ۱۴۰۲). نکات این آزمون به شرح زیر هست:مهم ترین نکته در آمادگی برای آزمون آیلتس شرکت در تعداد زیاد آزمون های ماک حضوری است. در ۴ هفته منتهی به آزمون نهایی تون توصیه میکنم هر هفته یک آزمون ماک حضوری کامل بدید. روزی هم که شروع میکنید برای خوندن آزمون آیلتس، بعد از یکی دو هفته که قلق و کلیت آزمون اومد دست تون، هر دو یا حداکثر سه هفته یکبار آزمون ماک حضوری بدید. این کار چندتا مزیت داره:       - ماک دادن عملا در حکم لوپ فیدبک برای استراتژی های شما در مواجهه با سوالات است. شما تا زمانی که آزمون نهایی رو شرکت کنید، قطعا در هر مهارت از آیلتس ممکنه روش های مختلفی رو برای تسک های مختلف اون مهارت به کار ببرید. تا زمانی که در شرایط واقعی آزمون ندید متوجه کیفیت عملکرد اون استراتژی جدید پاسخ دهی تون نمیشید. من به شخصه همین فیدبک ها باعث شد با یه معلم کارم رو کنسل کنم و از یه پارتنر زبان استفاده کنم برای رسوندن نمره اسپیکینگم به سطح ۷. یعنی عملا متوجه شدم با یه معلم حتی سطح بالاتر، من دارم نتایج ضعیف تری میگیرم! چیزی که پذیرشش برای خودم هم سخت بود در اون ایام و بعدها فهمیدم علت ش این بود که اون معلم تو تایم ۱.۵ ساعته ای که مثلا باهاش داشتم، وقت خیلی کمتری پای صحبت های دوطرفه به سبک بخش اسپیکینگ آزمون آیلتس میگذاشت. یعنی استراتژی ای که در عمل بر اساس یه تصمیم درست بود، داشت نتیجه معکوس میداد و من این رو فقط با شرکت در چند آزمون ماک متوالی متوجه شدم.      - تکراری شدن سوالات بخش اسپیکینگ! نکته جالب درباره آزمون اسپیکینگ آیلتس، تکراری بودن تاپیک ها یا سوالات است خصوصا در یک ماه منتهی به آزمون. شما اگه آزمون های ماک تون رو در همون سنتری ثبت نام کنید که قصد دارید آزمون نهایی تون رو در اونجا بدید، و در طی ۴ هفته منتهی به آزمون ۴ آزمون ماک بدید، مطمئن باشید بالغ بر ۵۰٪ سوالات آزمون اسپیکینگ نهایی تون تکراری در میاد. اتفاقی که در هر دو سری آزمون نهایی که شرکت کردم رخ داد. این تکراری شدن سوالات راحت ۰.۵ نمره روی نمره اسپیکینگ شما تاثیر مثبت میذاره.       - تمرین استرس و خستگی ذهنی در آزمون: تا سر جلسه نشینید متوجه نمره واقعی تون در هر اسکیل نمیشید. شاید تو خونه دارید ریدینگ رو ۷.۵ میزیند ولی وقتی که میرید سر جلسه آزمون، تازه می فهمید که ریدینگ بعد از یک ساعت لیسنینگ و بدون وقفه(با خستگی ذهنی) شروع میشه و شما یه کورنومتر جلوی چشم تون ندارید که هر چند ثانیه یا دقیقه یکبار چک کنید روند سرعت تون رو(در حوزه آزمون من اینطور نبود). به این خستگی ذهنی، استرس سر جلسه و جدیت ممتحن ها رو هم اضافه کنید. حتی استرس رسیدن به جلسه آزمون. خود من اولین ماکی که شرکت کردم گفته بودند که نیم ساعت قبل شروع درب آزمون رو می بندند ولی من با ده دقیقه تاخیر حاضر شدم. باورم نمیشد که در آزمون ماک من رو راه ندادند، ولی از همینجا ازشون تشکر میکنم که اهمیت جدیت در این آزمون رو همون روز اول بهم یادآور شدن! تکنیک من برای بخش اسپیکینگ:نکته مهم در مورد بخش اسپیکینگ آزمون آیلتس تکراری بودن تاپیک هاست. آزمون آیلتس در مجموع در حدود ۱۰ تاپیک اصلی و ۲۰ تاپیک زیرشاخه فرعی این ۱۰ تاپیک داره که میشه ۳۰ تا در کل. یعنی شما بتونی سوالات ۳۰ تاپیک رو جواب بدی، عملا ۹۵٪ سوالات رو گارانتی از قبل میدونی و نکته: شما باید این ۳۰ تاپیک رو خوب مرور کنید تا قبل از حضور در جلسه حضوری. من یه لیست اولیه از این تاپیک ها رو اینجا دارم. این چیزی هست که برای خودم استفاده کردم:Work and studies – Mathematics- City and Countryside life-Weather-Home-Transportation-Accomodation-Time management -Hometown-Home -Country-Weather-Public transportation-Getting lost-Losing things-Borrowing things-missed an appointment-Concentration-Singing-Spending time with others-Social media-Relax and rest-Food and cooking-plastic waste-Old buildings-art-animals-sports-clothing-TV programmes and movies-children and money-Travel-Handicraftsاین لیست البته کامل نیست و برای مشاهده لیست کامل تر میتونید به کانال تلگرامی یکی از دوستانم به آدرس @IELTSPayam مراجعه کنید. پیام در کانال تلگرامش یه استراتژی خیلی خوب برای بخش اسپیکینگ به نام بداهه گویی رو هم بیان کرده. تکنیک من برای بخش رایتینگ:عمده دوستانی که از ایران آزمون میدن تو بخش task achievement مشکل دارن که یکی از زیرنمرات نمره نهایی شما در بخش رایتینگ است. توصیه میکنم ویدئوی آقای لر رایان رو حتما ببینید تا این مشکل تون تقریبا برای همیشه حل بشه: https://www.youtube.com/watch?v=an4xJat-w-M ولی باز لازم به ذکره بگم، رسیدن به نمره ۷ در آزمون رایتینگ معادل رسیدن به سطح ۷.۵ در سه مهارت دیگر از شما زبان بر خواهد بود! در سری دوم که من برای آزمون آیلتس آماده میشدم عملا ماه دوم رو کامل به بخش رایتینگ اختصاص دادم ولی باز نمره من ۶.۵ شد گرچه در بسیاری از آزمون های ماک ۷ میگرفتم. چون نمره ۷ رایتینگ عملا غول مرحله آخر آیلتس هست و برای رسیدن به اون شما باید روی تمام sub score های این مهارت تسلط بسیار بسیار بالایی داشته باشید. به تجربه دیدم کسانی که نمره ۷ گرفتن بالای ۵۰ تا رایتینگ نوشتن! یعنی روزی یک رایتینگ تسک ۱ و ۲ کامل که خودش حدود ۲ ساعت زمان مستقیم همراه با تصحیح و رفع اشکالات میبره. تکنیک من برای بخش های reading و listening:ریدینگ آزمون آیلتس از ۴ بخش(تسک) تشکیل شده، همینطور رایتینگ. نکته مهم درباره این دو اسکیل این هست که اغلب اوقات نمره شما در یکی یا چندتای خاص از تسک های این مهارت ها کم میشه نه کل تسک ها. برای حل این مشکل به روش زیر عمل کنید:اول ۴ سری تست کامل از ریدینگ یا لیسنینگ بزنید. نمره هر بخش از هر مهارت رو جداگانه یادداشت کنید(به یاد داشته باشید که هر مهارت ۴ بخش یا تسک داره). بعد میانگین بگیرید و ببینید در کدام تسک از کدام مهارت شما نمره میانگین کمتری گرفته اید. حالا دفعه بعد به جای اینکه یک سری کامل ریدینگ یا لیسنینگ بزنید، ۱۰ مرتبه از صرفا همان تسکی که در آن مهارت مشکل داشته اید را بزنید. مزیت این کار این است که شما وقتی در یک مهارت، ۴ زیربخش آن را پشت سر هم میزنید ذهن شما فرصت استراتژی سازی برای هر بخش را پیدا نمیکند. ولی وقتی ۱۰ مرتبه پشت سر هم، مثلا فقط تسک ۳ از بخش لیسنینگ آزمون های مختلف رو پشت سر هم میزنید، شما عملا متوجه میشید که نقطه ضعف اصلی تون کجاست و چجور باهاش مواجه بشید. این چرخه را مدام تکرار کنید تا در تمام تسک ها از این دو مهارت به سطح قابل قبولی در حدود ۸ نمره از ۱۰ نمره برسید. سخن پایانی: چرا دو آزمون به فاصله یک هفته!تا اینجا و با مقایسه نمرات هر اسکیل آزمون هام شاید متوجه شده باشید که چرا دو آزمون به فاصله یک هفته شرکت کردم! شما ممکنه بدشانس باشید و یه ریدینگ یا رایتنیگ سخت بهتون بخوره در یک آزمون و رسما سطح ۷.۵ تون بشه ۶.۵ یا ۷. یا مثلا بدشانسی بیارید و عهد روز آزمون استرس بگیرید یا یه تاپیک ناجور اسپیکینگ به تورتون بخوره که هیچ ایده ای براش ندارید. این ها باعث میشه شما به یکباره نمره تون افت کنه. این روش کمک میکنه که شما دیگه نگران این جور نوسانات نباشید و با اطمینان خاطر بیشتری در جلسه حتی آزمون هایی شرکت کنید. پایان بخش اول</description>
                <category>SajadAhmadi</category>
                <author>SajadAhmadi</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jul 2023 09:07:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارتاپ: از سراب تا واقعیت(1)</title>
                <link>https://virgool.io/@sajadahmadi/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA1-o30oj2vwwsto</link>
                <description>اون اوایل که وارد تیماپ شدم، به امید وعده وعیدهای رشد نمایی و ارزش گذاری های آنچنانی که هم بهم داده شده بود هم خودم دوست داشتم باور کنم، شروع کردم به کار. سر از پا نمی شناختم، شب از روز، فقط کار کار کار، شبا خواب کمپین می دیدم. صبحا زودتر خودمو می رسوندم به محل کار، تا 10 شب دوباره کار کار کار. تنش کشنده، ترک کردن زندگی شخصی، غرق در کار شدن، زدن تارگت ها و KPI های فروش یکی پس از دیگری، یک ماه پس از ماه بعدی. همه ی زندگیم شده بود تارگت زدن و حفظ تئوری احمقانه ی &quot;رشد نمایی استارتاپ ها&quot;: استارتاپ در ماه های اول لانچ خود بایستی ماهانه 40% رشد ماهانه نمایی داشته باشه! همین یک تئوری و یک جمله، چیزی شد که هم تیم رو به باد داد، هم تیماپ رو. بعضی از جمله ها هستن که عمل کردن بهشون، در ظاهر قشنگه، ولی در باطن داره ریشه ی حیات اون شرکت، کشور، سازمان، فرد یا زندگی رو از بین می بره.وحشیانه KPI می زدم، تمام بار زدن تارگت ها افتاده بود روی دوش واحد مارکتینگ. واحدی که کارکنان ساده ش قد یه فاندر، و گاها بیشتر از بقیه ی فاندرها! باید کار می کردن. شب و روز نداشتن، گوشی خاموش و در درسترس نبودن معنایی نداشت. جمعه و شنبه فرقی نداشت. تعطیلات و تور و تفریح جایی نداشت.اوایل که شروع کردیم، فاصله محصول و مارکتینگ 10 متر بود، مارکتینگ یه تارگت ساده 10 میلیون تومن فروش رو باید میزد ولی محصول هنوز پر باگ بود. به تدریج این فاصله بیشتر و بیشتر شد، رسید به یک کیلومتر، ده کیلومتر، صد کیلومتر. یه لندینگ ساده می خواستیم بزنیم، تیم فنی با اون عظمتش نمی تونست! آخه اصلا افت داشت برای تیم فنی که بخوان درباره این چیزای پیش پا افتاده حتی فکر کنن. فکر میکنی این فاصله ی یک کیلومتری رو چی باید پر می کرد؟ Burn . یه واژه ی احمقانه ی دیگه ی استارتاپی. یعنی سوزوندن پول، سوزوندن پول تو مارکتینگ، کد تخفیف، استخدام، توسعه ی انباری که هیچ وقت نمیذاره به صد کیلومتری نقطه سر به سر هم برسی، ارسال کالا به شهرایی که دولت ایران هم جرئت ارسال به اونجا ها رو نداره! 40 هزار تومن پول بدی برای ارسال یه کالایی که کل قیمتش 20 هزار تومنه! ولی خب، با کلاسه! میدونی، وقتی اسم به باد دادن پول رو بذاری Burn و یه شاخص هم روش طراحی کنی به نام Burn rate ماهانه، دیگه خیلی بی معنا هم نیست. حتی کلاس هم داره. آخه آمریکایی ها هم این طورین! تو ایرانی که یه دولوپر به زحمت پیدا میشه و سه ماه طول میکشه تا تازه بتونی یه وقت بین مریض پاره وقت ازش بگیری، دنبال &quot;بنچمارک کردن&quot; یه استارتاپ چینی بودیم که 700 نفر دولوپر داشت. فنجانی که در آرزوی فیل شدن بود، نه از لحاظ تامین کالا ایران و کل جد و آباء مون در اون حد بود، نه زیرساخت های ارسال کالا رو داریم، نه توان تولید محصول در اون سطح اصلا در قاموس تیم های تکنیکال ایرانی رو نداریم، ولی خب، باز &quot;بنچمارک&quot; کلمه باکلاسی بود.هر چی بیشتر پیش می رفتیم، به اشتباه بودن و غیرمنطقی بودن بیزنس مدل و اصلا ارزش پیشنهادی مون بیشتر پی می بردیم: &quot; این بیزنس حالا حالاها سود ده نمیشه&quot; ؛ دنبال رشد بودیم، رشد به هر قیمتی. رشدی که مثل مصرف بیشتر و بیشتر آب دریای شور برای یه آدم تشنه، در لحظه عطشش رو برطرف می کرد، ولی باز تشنه تر می شد. اینقدر این آب رو سر کشیدیم، که تمام بدن مون شد نمک! به این امید که فایل های &quot;اکسل&quot; قشنگ و قشنگ، در 5 سال آینده ما رو سود ده کنند. مطمئنم که امثال این تجربه رو خیلی کله گنده های دیگه ی استارتاپی هم داشتن یا دارن انجام میدن. ریحون، چیلیوری و یه سریای دیگه که عین روز روشنه فقط دنبال گنده کردن بیزنس هستن و به قول داستان مولانا: دارن ساز میزنن، ولی صدای سازشون صبح در میاد!فرصتی بود، این سلسله نوشته ادامه دار خواهد بود.</description>
                <category>SajadAhmadi</category>
                <author>SajadAhmadi</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 11:55:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفر تا صد کمپین های نصب اپ با سجاد احمدی</title>
                <link>https://virgool.io/@sajadahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B5%D8%AF-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B5%D8%A8-%D8%A7%D9%BE-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-sfd3gkdwai7i</link>
                <description> یکی از مهمترین دغدغه های دیجیتال مارکترها گرفتن نصب اپ است. افراد معمولا برای نصب اپلیکیشن جدید کمی سختگیرانه عمل میکنند و همین برای بازاریابان دیجیتال به یک معضل تبدیل شده. در این لایو اینستاگرامی تمام روش های مفید و زودبازده را آموزش دادم تا بتوانید راحت تر و با هزینه معقول تر کمپین نصب اپ خود را اجرا کنید. ما می­توانیم در سه دسته­ ی مختلف کمپین­های نصب نرم افزار (application) خودمان را اجرا کنیم. 1- در دسته­ ی اول از طریق تبلیغات گوگل (google ads)، از طریق کمپین­های Universal App یک سری نصب اپ را داخل سایت و اپلیکیشن خودمان بیاوریم .2-  کار دومی که می­توانیم انجام دهیم این است که از سیستم جدیدی که کافه بازار طراحی کرده است و امکان درج تبلیغات دارد، استفاده کنیم.3- کار سوم هم این که از شبکه هایی مثل تپسل، صباسل، یکتا نت یا هر کدام شبکه هایی که ترافیک مناسبی دارند شروع کنیم یک سری ترافیکی که منجر به نصب اپلیکیشن ما شود را بیاوریم.شما میتوانید با اجرا کردن کمپین Universal App در google ads  از اپلیکیشن خودتان در دو نسخه android و IOS نصب بگیرید. جدا از نصب نرم افزاری که میتوانیم از این کمپین دریافت کنیم، یکی از گسترده ­ترین و قویترین نتورک ها در دسترس ما است، که علاوه برتوان نصب اپلیکیشن بالا و حجم نصب اپلیکیشن بسیار بالایی که میتواند برای ما ساپورت کند، هزینه ­ی معقول و به صرفه­ ای است.  برای مشاهده ویدئوی کامل این آموزش و دیگر آموزش های من به پیج اینستاگرام من به ادرس  https://www.instagram.com/sajadahmadi.dm/channel/  مراجعه کنید. نظرات و سوالات خود را با من در میان بگذارید.</description>
                <category>SajadAhmadi</category>
                <author>SajadAhmadi</author>
                <pubDate>Wed, 01 May 2019 18:24:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش‌های ویدئویی استراتژی دیجیتال مارکتینگ با سجاد احمدی</title>
                <link>https://virgool.io/@sajadahmadi/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-jwr6s1iost6u</link>
                <description>  من سجاد احمدی هستم. علاقه مند به رویکرد داده محور در دیجیتال مارکتینگ. معتقدم طراحی استراتژی دیجیتال مارکتینگ و معماری کانال های مارکتینگی و دیجیتال مارکتینگی چنانچه براساس بینش عددی و تحلیل دقیق باشد، می تواند بازدهی به مراتب بیشتری برای سازمان ها ایجاد کند.سوابق کاری:مدیر دیجیتال مارکتینگ وب سایت کیلیدمدیر پرفرمنس مارکتینگ علی بابابه دلیل علاقه زیاد به کار و مطالعه در حوزه دیجیتال مارکتینگ، سعی کردم آموزش های کاملا کاربردی و جذاب که برگرفته از تجربیات واقعی من در محیط استارت آپی کشور هست را تهیه و در اختیار شما عزیزان قرار بدهم.نکته مهم این ویدئوهای سریالی، مثال های کاملا عملی و ایرانی هست که باعث درک بهتر و مفیدتر مطالب میشود. هر هفته در روزهای دوشنبه ساعت 9:30شب، میتوانید از طریق اکانت اینستاگرام من این ویدئوها را دنبال کنید. اگر به هر دلیل لایو آموزش ها را از دست دادید، میتوانید از کانال تلگرام، یوتیوب و آپارات من این ویدئوها را به طور کامل مشاهده و دانلود کنید. ویدئو استتراتژی لانچ پلتفرمانتخاب موضوع مطابق با دغدغه‌های اساسی دیجیتال مارکترهاسعی کردم با انتخاب موضوع های چالش برانگیز و کاربردی، ویدئوهایی را آماده کنم که هرگز جای دیگری ندیده اید. موضوعاتی مانند استراتژی های لانچ پلتفرم، زیر و بم کمپین های نصب اپ، استراتژی های دیجیتال مارکتینگ و...شما بعد از دیدن این ویدئوها با دید بهتری بیزینس خود را مدیریت میکنید.در ویدئوی اول به تعریف دقیق و کاربردی پلتفرم پرداختم. میتوانید از طریق لینک زیر این ویدئو و سایر ویدئوهای آموزشی من را مشاهده کنید.https://www.instagram.com/tv/Bv9nI4iguXn/حتما ویدئوهای من را منتشر کنید و سوالات خود در این زمینه ها را از من بپرسید.https://www.aparat.com/v/Tyntwhttps://www.instagram.com/sajadahmadi.dm/channel/https://www.instagram.com/tv/Bv9nI4iguXn/</description>
                <category>SajadAhmadi</category>
                <author>SajadAhmadi</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2019 12:31:54 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>