<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های milad payami</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@saleh1375</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 01:07:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/52309/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>milad payami</title>
            <link>https://virgool.io/@saleh1375</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کار تشکیلاتی  «برکت» دارد</title>
                <link>https://virgool.io/@saleh1375/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-nek5cnd48sl7</link>
                <description>دکتر محمد مسعودیدکتر محمد مسعودی، فارغ‌التحصیل دکترای مهندسی برق از دانشگاه گنت بلژیک، دبیر اسبق اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل و البته مدرس دانشگاه است که در دانشکده‌ی برق دانشگاه خودمان هم سابقه‌ی تدریس دارد. گفتگوی ما با دکتر بیشتر ناظر بر فعالیت تشکیلاتی و قلق‌هایش است و توصیه‌های آقای مسعودی، به عنوان یک دانشجوی تشکیلاتیِ موفق، حتما برای شروع مسیر فعالیت فوق برنامه در دانشگاه، جذاب و مفید است. ابتدا درباره‌ی راه‌ورسم زندگی دانشجویی برای مخاطبین‌ ما بگویید.من هم دوران لیسانس هم فوق لیسانس را در خوابگاه بودم، هم چند ماه اول دکترا در بلژیک در خوابگاه بودم. خیلی خلاصه بخواهم چکیده تجربیات  چند سال زندگی خوابگاهی را بگویم می‌شود این‌ها:1- نسبت به عمر خود، خسیس باشید و به راحتی آن را در اختیار دیگران قرار ندهید.2- برای خودتان برنامه داشته باشید. اگر نه، دیگران برنامه شما را پر میکنند. آن وقت چشم به هم می‌زنید می‌بینید این چند سال تمام شده و رفته و اون طور که شایسته بوده رشد نکردید.نکته مهم این هست که دوران لیسانس بهترین دوران زندگی انسان برای رشد همه جانبه هست. رشد علمی. رشد معنوی. بروز استعدادهای نهفته ادمی در حوزه هنر، مدیریت، فرهنگ و سیاست. باید مراقب باشیم تک بعدی رشد نکنیم. در این دوره دانشجو انقد وقت کافی دارد تا بتواند در چند بُعد رشد کند. اگر هم در این زمینه کوتاهی کند بعدا قطعا پشیمان خواهد شد. می‌شود هم شاگرد ممتاز دانشگاه بود هم در بقیه زمینه ها رشد کرد. این رشد همه جانبه و رسیدن به قله های بالای انسانیت  چند تا نکته دارد. اول اینکه ایمان داشته باشیم به اینکه می‌خواهیم و در توان ما هست که به قله برسیم. دوم اراده کنیم سوم برای رسیدن به این قله برنامه ریزی کنیم. نقشه تهیه کنیم. برای تهیه این برنامه و نقشه از راهنما استفاده کنیم. حالا این راهنما افرادی هستند که این مسیر را طی کردند. میدونن کجا چاله هست کجا چاه و دره هست مسیر هموار کجاست. این نکته خیلی مهمی هست که تا می‌توانیم مشورت و راهنمایی بگیریم و با چشم باز در این مسیر گام بر داریم. چهارم اینکه برای رسیدن به قله بگردیم دنبال همسفر خوب. همسفری که او هم می‌خواهد به این قله برسد. خیلی نکته مهمی هست و همسفر خوب، همه جوره ما را تقویت می‌کند. در طی این مسیر چهارساله خیلی وقت ها آدم‌ها سست می‌شوند یا انگیزه هایشان جابجا می‌شود یا دچار غفلت می‌شوند. بعضی ها که دچار رفیق و دوستی می‌شوند که به جای مسیر قله، مسیر دره را نشان می‌دهد و کلا نابود می‌کنند. اینها چیزهایی هست که به چشم دیدم. هم در دوران دانشجویی خودم هم بعدش. کلا این مسئله همسفر خوب و هم اتاقی خوب و همکلاسی خوب خیلی به انسان کمک می‌کند. نکته پنجم اینکه تا اینجای کار با دعای خیر پدر و مادر آمدیم بالا و مدیونشان هستیم. از آن‌ها بخواهیم که همه جوره دعایمان کنند تا این مسیر را طی کنیم. دعای پدر و مادر و احترام گذاشتن به پدر و مادر و تواضع نسبت به ایشان واقعا گره گشا هست.نکته ششم اینکه در راه رسیدن به قله، تعادل را حفظ کنیم. اگر شما یک مسیر طولانی را با سرعت زیاد بدوی بدون اینکه تغذیه کافی داشته باشی یا زمانی برای استراحت بگذاری، قطعا از پا در میای! رهرو آ ن نیست که گه تند و گهی خسته رود. رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. در این مسیر باید حواسمان باشه همه جانبه یک رشد متعادل داشته باشیم نه اینکه کاریکاتوری در بعضی جنبه ها رشد کنیم و در بعضی جنبه ها هیچ دانش و تجربه ای نداشته باشیم. نکته هفتم اینکه برای حرکت در این مسیر باید دست دیگران را هم بگیریم. اگر دیدیم کسی دوست دارد به قله برسد اما در مسیر دره است، کمکش کنم؛ نه اینکه هلش بدهم برود ته دره که مثلا یک رقیب کم شده باشد!  باید برای رسیدن به قله از خودخواهی و نردبان قرار دادن دیگران پرهیز کنیم.نکته هشتم اینکه باهوش بودن به تنهایی ما را به قله نمی‌رساند/ چه بسیار آدمهای زیادی که با هوش متوسط ولی با پشتکار زیاد به مراتب بالا رسیده اند. شما که هوش بالایی داری، اگر کنارش پشت کار داشته باشی خیلی با سرعت بیشتر میروی بالا.  در کنار کسب علم دروس دانشگاهی، نگاهی به تکنولوژی داشته باشیم نگاهی به مهارت های کسب و کار، تقویت زبان، مسلط شدن بر برنامه نویسی برنامه های منبع باز. به لحاظ رشد معنوی هم کمترین توشه این هست که دستمان را از دست مسجد دانشگاه خارج نکنیم. مسجدی که همیشه یک تکیه‌گاه معنوی هست و میزبان شهدای عزیز گمنام.تحصیل در خارج از کشور چطور بود؟من دوره دکترا و پسا دکترا را در بلژیک بودم. تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که در تمامی لحظات دعای خیر پدر و مادرم را می‌دیدم که یاور من بود در دیار غربت. به هر جهت تحصیل در غرب تجربه خاص و مفیدی بود. نکته های بسیار مفید و خوبی را از استادم فرا گرفتم؛ چه به لحاظ علمی و چه به لحاظ اخلاق علمی و رفتار انسانی و همیشه هم او را دعا می‌کنم . از جامعه بلژیک هم درس های زیادی گرفتم ؛از جنبه‌های مثبت و منف.  من خیلی علاقه داشتم به واکاوی فرهنگ و تمدن غرب، و سعی کردم از زوایای مختلف به این مسئله نگاه کنم.چطور شد که انجمن اسلامی دانشجویان مستقل را برای فعالیت تشکلی انتخاب کردید؟من کلا دوست نداشتم دانشجوی بی تفاوتی باشم. دوست داشتم در عین اینکه شاگرد ممتاز باشم، در حد توانم در زمینه های اسلامی هم فعالیت داشته باشم. به همین جهت در تشکل های مختلف حضور داشتم. تا اینکه بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که در انجمن مفیدتر هستم. به نظرم همه تشکیلات‌هایی که برای خدا قدم برمی‌دارند خوب هستند. به نظرم همه چی برمی‌گردد به نیت آدم ها. من انجمن را یک مجموعه سیاسی به معنای امروزی نمی‌دانم. من انجمن را یک پایگاهی برای اسلام می‌دانم که دانشجویان می‌روند تا در آن برای اسلام کار کنند. قطعا یکی از مهمترین کارها هم امر به معروف و نهی از منکر هست که امام حسین برای آن قیام کرد. مهم‎ترین امر به معروف هم، امر به حکومت الله و مهمترین نهی از منکر هم، نهی از حکومت طاغوت هست. دفاع از انقلاب اسلامی که حاصل خون هزاران شهید هست بزرگترین کاری هست که باید انجام داد. این دفاع از اصل انقلاب توسط دانشجویان یعنی اینکه مراقب باشند مسوولین دست از پا خطا نکنند.دانشجو به معنی واقعی کلمه دیدبان این انقلاب هست و به علت اینکه دچار انحرافات قدرت و ثروت نشده، زبان رسا دارذ و چون در دل مردم هست کاستی ها را بهتر می‌بیند و چون ذهن فعال و پویایی دارد، راهکارهای خوبی هم می‌تواند ارائه بدهد و از طرفی به لحاظ جایگاه دانشجویی که دارد، به راحتی به مسئولین دسترسی دارد. پس باید با نقدهای سازنده خودش و ارائه راهکارهای بکر و بدیع بدون اینکه سرباز و عمله احزاب و گروه‌ها بشود، برای مردمش و برای انقلابش قدم بردارد. این قطعا یک کار خداپسندانه هست؛ که کسی جز دانشجو به این راحتی قادر به انجامش نیست. اگر شان یک تشکل این باشه و بازیچه احزاب نشود و از طرفی تعادل حفظ بشود و به درس دانشجو لطمه وارد نشود، خانواده ها هم از فعالیت تشکیلاتی فرزندان‌شان راضی خواهند بود.تجربه کار تشکیلاتی در خارج از کشور چطور بود؟در آن‌جا هم انجمن اسلامی به معنای پایگاهی برای فعالیت های اسلامی داشتیم. یک سال هم دبیر ارتباطات خارجی و عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی اروپا بودم. چه در مجموعه داخل کشور چه در مجموعه‌های اسلامی خارج از کشور، نیت ها یکی است. قدم بر داشتن در راه اسلام و برای اسلام. اگر دعا کنیم که خدا ما را از سربازان خودش و در حزب خودش قرار بدهد، در هر جای کره خاکی که باشیم و در هر سازمان و ارگانی باشیم باز جایی را پیدا می‌کنیم که هم خودملن را حفظ کنیم و هم قدمی را در این مسیر برداریم. در انجمن‌های اروپا بیشتر هدف این بود که خودمان را حفظ کنیم و راه را گم نکنیم. البته برکات زیادی هم داشت.</description>
                <category>milad payami</category>
                <author>milad payami</author>
                <pubDate>Sat, 05 Oct 2019 20:23:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنده‌باد این عاشقانه</title>
                <link>https://virgool.io/@saleh1375/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-npnodd4mfdne</link>
                <description>معطلیِ پشت مرز، توفیقِ اجباری‌ام شده برای تماشا. مدام از زیرِ دروازه‌ی مرزی این‌طرف و آن‌طرف می‌روم و میان صفِ بلندِ منتظران گشت می‌زنم تا چشمم پر شود از قاب‌ها و صحنه‌های جادوییِ این سفر. اولین بار است که در این تکه‌ی خاصِ زمان، مهمانِ این راه شده‌ام. فوج‌فوجِ آدم‌ها، به انتظار ایستاده‌اند در صفِ خروج و ما هم شماره‌ی نمی‌دانم دویست‌وچندمیم که حالاحالاها باید مهمان مرز باشیم. چشمم را نشانده‌ام وسط دریایی از آدم‌ها که دارند موج‌موج از زیر دروازه رد می‌شوند و مُهر خروج می‌گیرند و می‌روند آن‌طرف. به سی‌وپنج-شش سال پیشِ این مرز فکر می‌کنم. جایی در میانه‌ی دهه‌ی شصت. احتمالا اینجا هم سنگری بوده از سنگرهای دوران جنگ. لابد اینجا هم هزارهزار حاجی و سید و برادر ایستاده‌بودند به دیده‌بانی و شناسایی و چند روز بعد هم عملیات. لابد هزارهزار چشم از همین جا و همین نقطه، دوخته‌شده بودند به کربلا و در آرزوی زیارت ماندند. امروز را نگاه نکنید که کربلا رفتن برای ما مثل آب‌خوردن شده. روزگاری نه خیلی دور، شاه‌بیت هیات‌ها «بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا» بود. شاید تا همین پانزده‌سال پیشِ همین مرز. روزهایی که تازه دیکتاتور را سرنگون کرده‌بودند و دیکتاتورهای آن‌سوی اقیانوس آمده‌بودند به اشغال‌گری. روزهایی که مرز سروصاحب نداشت و کرورکرور آدمِ دلباخته‌ی زیارت، از لابلای همین تپه‌ها و بیابان‌ها راه می‌کشیدند به سرزمین عراق و پرسان‌پرسان خودشان را می‌رساندند نخست به نجف، به مزار امامِ مظلوم و سلام می‌دادند: السلام علیک یا امیرالمومنین...در آرزوی سایه‌ی لطفالسلام علیک یا امیرالمومنین. نخستین تلاقیِ نگاهم با گنبد، پس از ساعت‌ها معطلی و سفر در شریان‌های پرترافیکِ عراق؛ مثل یک جرعه شربتِ گلاب و زعفران است که می‌نشیند در عمق جانم. کارگران در حرم سخت مشغول کارند. دارند صحنِ بزرگی به نام حضرتِ مادر می‌سازند و ما هم مهمانِ زیرزمینِ همین صحنِ تازه‌ایم. هنوز درست‌وحسابی از راه نرسیده، کوله را می‌گذارم زمین و می‌روم به نجف‌گردی. کوچه‌ها عجیب آشناست. خیابان‌ها بوی شعر می‌دهد و عطر چای عراقی. مستِ هوایِ مطبوعِ شهر، می‌رسم به خیابانی که منتهی می‌شود به بابِ حرم و می‌افتم در صفِ ورود. ازدحام‌های اول و دوم  را که رد کنم، روبروی ضریحم. زانو می‌زنم، کتاب دعایی پیدا می‌کنم و هرچه هست می‌خوانم. بعد کمی عقب می‌روم، آن‌قدر که چشمم گره بخورد به گنبدِ طلا و از این‌جا به بعدش دیگر خیرگی و بهت است. حرمِ نجف، آدم را مبهوتِ خودش می‌کند. اسیرِ هیبتِ اسدالله می‌شوی در این مُلک. دلت می‌خواهد فقط نگاه کنی و پلک بر هم نزنی تا مولا هم- اگر لایقش باشی- نگاهی به دلت بیندازد. می‌گویند در نجف باید حاجت‌های بزرگ را خواست. حاجت‌ها و دعاهای اساسی. اینجا حرم کسی است که دست‌های کوچک را هم با سوغات‌های بزرگ پر می‌کند و من از حضرت، سایه‌ی لطفش را طلب می‌کنم. چه چیزی از این بزرگتر؟یک دریای تمام‌نشدنیچه چیزی از این بزرگتر؟ چه شکوهی از این بالاتر؟ جاده انگار با آدم‌ها فرش شده. مشکی پشت مشکی، بیرق پشت بیرق از عمود اول وارد جاده می‌شود، سر بر زمین می‌ساید و بسم الله الرحمن الرحیم. اولین‌بار است مهمان این جاده‌ام. تصاویر اما برای غریبه‌ای مثل من هم آشناست. انگار همه‌ی این آدم‌ها را قبلا یک جایی دیده‌ام. مادرِ عراقی دست دخترش را گرفته و طوری به جلو خیره شده که انگار دو گنبدِ کربلا را از همین ابتدای مسیر می‌بیند. پیرمردِ عقال بر سر حتی کفشِ مخصوصِ پیاده‌روی و این بازی‌های ما را هم ندارد و با یک دمپایی پلاستیکی افتاده به جانِ جاده. رفیقمان هم گوشی‌اش را زده به گوشه‌ی کوله و دارد با صدای بلند، نوحه‌ی معروف را پخش می‌کند. سرعت گام‌هایمان را با ریتم نوحه تنظیم می‌کنیم و ما هم می‌شویم قطره‌ای از دریای جاده. زیرِ آفتابِ سوزانِ عراق و هم‌پای برادران و خواهران‌مان. برای گفتن یک کلمه: لبیک.بیعتِ مکررلبیک. این، اولین چیزی است که با دیدن گنبد حرمِ حضرت بر زبان جاری می‌شود. اصلاً تمامِ آن هزاروچندصد کیلومتر و این هشتاد کیلومترِ پیاده را آمده‌ای برای گفتن همین یک جمله. برای این‌که به زبان ساده بگویی:«سلام. ارادت. این هم از من. نام من را هم در میان زوارِ اربعین بنویسید لطفا. مخلصم.» همین و تمام. معنای «زُر و انصرف» همین است اصلا. زیارت اربعین، دیدارِ سالانه با فرمانده‌ی کل است که در اوج ارادت و اختصار باید انجام شود. می‌آیی و نگاهی را به نگاهش گره می‌زنی و بیعتت را مکرر می‌کنی و تمام. اصلاً لذتِ زیارت اربعین به همین است. به همین که چیزی را در بین‌الحرمین جا بگذاری تا سالِ بعد هم بیایی و باز چیزی دیگر جا بماند برای سالِ بعد و همین‌طور تا ظهور...دعایی به وسعت تاریخظهور. شاه‌دعای زیارتِ اربعین همین است. مختصر و مفید. از ده‌روز مانده به اربعین، راه می‌افتی سمت عراق و عتبه‌ی تک‌تکِ ائمه‌ی نجف و کاظمین و سامرا و کربلا را می‌بوسی که همین یک خواهش را به زبان‌ها و بیان‌های مختلف زمزمه کنی. اربعین، سفرِ عاشقانه‌ی منتظرانی است که هزارو چندصدسال است که از عشقِ او، در کوه و بیابانِ دنیا می‌گردند و نشانی از محبوبِ خود می‌خواهند. اربعین، تجدید بیعت عاشق‌هاست. پس، زنده‌باد این عاشقانه.</description>
                <category>milad payami</category>
                <author>milad payami</author>
                <pubDate>Sat, 05 Oct 2019 20:14:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طرحی برای رد شدن</title>
                <link>https://virgool.io/@saleh1375/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%86-ncza2gmgbmqk</link>
                <description>بسم الله۱- طرحی که امروز بررسی شد طرح #شفافیت_آرای_نمایندگان نبود. شفافیت آرای &quot;نظام تقنینی&quot; بود که علاوه بر مجلس شامل هیات وزیران، مجمع تشخیص، شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی فضای مجازی، شورای شهر و روستا، خبرگان رهبری وشورای نگهبان هم می‌شود.۲- طبیعتا رسیدن به این نقطه ایده آل من و امثال من بوده و هست و امیدوار بودیم که کشور بعد از ده سال به اینجا برسه. حالا رسیده؟ خوشحال باشیم؟۳- اما...این مجلس قبلا دو مرتبه فوریت #شفافیت_آرای_نمایندگان را رد کرده. توضیحات مخالفان حول این می‌چرخید که شفافیت، تفتیش عقاید مسئولین(چه نماینده مجلس چه هر مسئول دیگری) هست.اما حالا بعد فقط چند هفته تصمیم گرفتند &quot;تفتیش عقاید&quot; را در مقیاس بزرگتر اجرا کنند!۴- ساده‌انگارانه است  اگر فرض کنیم نماینده‌ها اینقدر تغییر رویه داده باشند.ایده‌ای که مجلسی ها داشتند خیلی ساده‌است. وقتی با یک طرح و ایده مخالفید، کافی است خودتا طرحش را بدهید ولی آنقدر بد و غیردقیق طرح بدهید که #شورای_نگهبان ناچار باشد آن را رد کند!۵- منطقِ دادنِ چنین طرح های گسترده ای در همه جای دنیا تجزیه‌ی طرح به طرح های کوچکتری است که قابلیت دقیق شدن داشته باشند. همون مَثَل معروف خوردن فیل به صورت لقمه لقمه!ساده لوحانه‌است اگر منطق &quot;یا همه یکجا یا هیچ&quot; رو به حساب بی تجربگی نماینده‌ها بگذاریم.مسئله کاملا دقیق و حساب شده‌است...۶- اولا با تصویب این طرح، بدنه‌ی کم اطلاع جامعه به رضایت نسبی میرسد و دست از سر مجلس و #شفافیت_آرای_نمایندگان برمیدارد؛ثانیا به خاطر گستردگی بیش از حد طرح و ضعف‌های ناشی از این به طور قطع #شورای_نگهبان با آن مخالفت می‌کند...۷- نماینده ها هم از خداخواسته، ژست نارضایتی از #شورای_نگهبان می‌گیرند.چیزی شبیه این که ما می‌خواستیم آرا را شفاف کنیم ولی شورای نگهبان نگذاشت!۸- و به این ترتیب به خیال خودشان فاتحه طرح #شفافیت_آرای_نمایندگان خوانده می‌شود.و قضیه تا چندسال بعد که مردم بفهمند چه کلاهی سرشان رفته، به حاشیه می‌رود....***وظیفه روشن کردن حداقل فعالین سیاسی و دانشجویی راجع به این نمایش، با امثال ماست!</description>
                <category>milad payami</category>
                <author>milad payami</author>
                <pubDate>Sun, 29 Sep 2019 22:23:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در خدمت و خیانت رئیسی</title>
                <link>https://virgool.io/@saleh1375/%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C-led1nbdepsmc</link>
                <description>حال قوه قضائیه خوب است. دست‌کم بهتر از شش-هفت ماه پیش. شاید نشود به این راحتی‌ها گفت انتصاب حجت‌الاسلام رئیسی به ریاست دستگاه قضا، موجی از امید را در میان فعالین سیاسی و اجتماعی کشور ایجاد کرد، اما امروز با خیال راحت می‌شود گفت بسیاری از اقدامات آقای رئیس، امید آفریده. حالا مردم یک رئیس قوه‌ی چابک و جسور را می‌بینند که در برخورد با فساد خط قرمز ندارد و از رئیس سازمان خصوصی‌سازی تا مدیر کارخانه‌ی بزرگ خودروسازی را قربانیِ اجرای قانون و احیای عدالت می‌کند. تعاملات رئیسی با اقشار مختلف، از دانشجویان و وکلا گرفته تا فعالین محیط زیست، بسیار بیشتر و بهتر از رئیس سابق قوه است. بازدیدهای سرزده، حضور بدون تشریفات در میان مردم و البته صراحت در خط‌ونشان‌کشیدن برای متهمان، از رئیسی یک چهره‌ی محبوب و امیدوارکننده ساخته. چهره‌ای که البته فاصله‌اش تا قله‌ی غلبه بر مشکلات قوه‌ی قضائیه، درست به اندازه‌ی فاصله‌اش تا دره‌ی ناکامی و سقوط است.دو رقیب اصلی انتخابات96 حالا رئیس دو قوه‌اند. یکی نماد «امید» است و دیگری؟دوصد گفته چون نیم کردار، نیسترئیسی در این شش ماهی که از ریاستش بر دستگاه قضا می‌گذرد، چندین آیین‌نامه و بخشنامه ابلاغ کرده. از دستورالعمل حفظ کرامت انسانی گرفته تا دستورالعمل کاهش جمعیت زندانیان. ابلاغ چنین بخش‌نامه‌هایی، در گام اول و به عنوان نخستین نقطه از خط طولانی «اصلاحات» در قوه قضائیه، امیدبخش به نظر می‌رسند. اما مسکّنِ این امیدبخشی حداکثر چند ماه دوام دارد. مردم، خاصه آن‌ها که هرروز با قوه‌ی قضا و سازمان‌های وابسته‌اش سروکار دارند، باید اثر این بخش‌نامه‌ها را در عملکرد دستگاه عدلیه «لمس» کنند. برای به کار افتادن حس لامسه‌ی افکار عمومی هم، فرصتی بیش از چند ماه وجود ندارد و آقای رئیسی باید بتواند بخش‌نامه‌های جذابش را در این فاصله‌ی نه چندان طولانی، با جامه‌ی عمل آراسته کند. مهم‌تر از پیامی که از قلم رئیس دستگاه قضا صادر می‌شود، پیامِ عملکرد دادگاه‌ها و دفاتر و سازمان‌های زیرمجموعه‌ی قوه‌ی قضائیه است که می‌تواند تاریخ انقضای امید مردم به رئیسی را تمدید کند. نامزد انتخابات سال96، باید این روزها بسیار بیش از آن‌چه در جریان انتخابات وعده می‌داد «عملگرا» باشد و دستگاه‌های تابعه‌اش را با رویکردهای خود، هم‌جهت کند.آقای رئیسی تا اینجا عملکرد امیدوارکننده‌ای در قوه قضائیه داشتهیک داروی خطرناکرسانه در تمام این سال‌ها، چشمِ اسفندیار دستگاه قضایی بوده. جز یک خبرگزاریِ نیمه‌جانِ «میزان»، عملا دستگاه قضا هیچ رسانه‌ای ندارد و اصلاً پرسش اصلی اینجاست که چرا باید کنش‌های رسانه‌ایِ قوه‌ی قضا در اداره‌ی یک «خبرگزاری» محدود و متمرکز شود؟ گذشته از این هدف‌گذاری نادرست، نگاه رسانه‌ای در میان مسئولین سابق دستگاه عدلیه، گوهرِ نایابی بود و آشِ بی‌رسانه‌بودنِ قوه آن‌قدر شور که آقایان گاهی در جلسات خصوصی قریب به این مضمون می‌گفتند که نیازی نیست رسانه داشته باشیم و باید در گمنامی خدمت کنیم! رساندنِ دستگاهی با این حجمِ بی‌شناختی از رسانه، به مجموعه‌ای رسانه‌شناس و رسانه‌فهم، کارِ دشواری است اما رئیسی در گام‌های اول، نشان داده برای این چرخِ پنچرِ قوه‌ی قضائیه هم برنامه‌هایی دارد. واکنش‌های اهالی دستگاه قضا به بسیاری از مسائل مورد توجه افکار عمومی، این روزها سریع‌تر از گذشته شده و جنس تعاملات رئیس جدید با رسانه‎‌ها هم، بسیار بهتر از قبلی‌هاست. اما آن‌چه در این مسیر، زنگ خطر را برای رئیس قوه‌ی قضا به صدا در می‌آورد، افراط در استفاده از رسانه‌ است. مثلاً اینکه تصاویری از بازدید سرزده‌ی رئیسی از یک مجتمع قضائی منتشر شود فی‌نفسه خوب و لازم است؛ اما اینکه در گوشه‌ی کادرِ دوربینِ رسمیِ صداوسیما، یک یا چند نفر گوشی به دست مشغول فیلمبرداری از منشِ مردمیِ حاج‌آقا باشند، نه خوب است و نه لازم! یا اینکه مثلا آقای رئیسی روزی و هفته‌ای یک بار در رسانه‌ها فراخوان و بخش‌نامه و دستور منتشر کند، پس از مدتی مخاطبین را منزجر می‌کند و به تمامی فعالیت‌های آقای رئیسی، جنبه‌ای نمایشی و تبعاً کم‌کارکرد می‌دهد. رسانه، دارویی است که اگر به اندازه و با دُزِ مشخص از آن استفاده نشود، بیمار را به مرز نابودی می‌کشاند و کارکرد درمانی آن، به ضد خودش تبدیل می‌شود.خطر «پوست موز»نه می‌شود حکم تک‌تک قضات را کاوید و نه رئیس جدید فرصتِ رسیدگی به تک‌تک پرونده‌ها را دارد. در چنین موقعیتی، «پوست موز»های زیر پای آقای رئیسی خودنمایی می‌کنند. پوست موزهایی که حاصل برخی نگاه‌های زنگ‌زده و موریانه‌خورده در قوه‌ی قضا هستند. پوست موزهایی که در قالب برخی احکام شدید و غلیظِ بی‌توجیه، بر سر افکار عمومی آوار می‌شوند و گاهی زحمات چندماهه‌ی رئیسِ مصلح را بر باد می‌دهند. مثال؟ همین ماجرای احکام متهمان هفت‎‌تپه که کسی نمی‌توانست سنگینی‌شان را توجیه کند. ورودِ زودهنگامِ آقای رئیسی به ماجرا، تا حد زیادی بادِ ضدِ انقلاب را خواباند و مجال سوءاستفاده به آنان نداد؛ اما آن‌چه از رئیسِ قوه‌ی قضا انتظار می‌رود، اصلاح ساختارهایی است که زیر پای این قوه، پوست موز می‌اندازند. ساختارهایی که نیاز به اصلاح دارند تا فرآیند دادرسی، مطابقِ آیین‌نامه‌های موجود و بر مبنای اصول قانون اساسی انجام شود.آیا رئیسی می‌تواند مشکلات موجود در قوه قضائیه را به نفع مردم اصلاح کند؟قوه‌ی امیدسیدابراهیم رئیسی، نه اولین نفری است که با داعیه‌ی اصلاح به عدلیه آمده و نه احتمالا آخرین نفرِ این صف است. اما واقعیتِ تلخ یا شیرینِ صحنه‌ی سیاسی امروز کشور این است که او، امروز یکی از معدود مدیرانی است که مردم به آن‌ها امید بسته‌اند و به آینده‌ی مدیریتی‌شان، نگاه مثبتی دارند. دو سال و چند ماه پس از رقیب‌هراسی‌های غیرمنصفانه‌ی رئیس‌جمهور منتخب و فریادهای مستانه‌ی حامیانش از پیروزی در انتخابات96، مردم در برنده‌ی آن روزها هرگز شمایلِ یک پیروز را نمی‌بینند و گردش ایام کاری کرد تا بازنده‌ی آن روز، در شمایلِ یک ناجیِ استخوان‌خردکرده در دستگاه قضا، به کمکِ مردمی بیاید که از تماشای فسادهای پیدا و پنهان، خسته‌شده‌اند. رئیسی- با آن همه سابقه‌ی دور و دراز در دستگاه قضایی- این روزها بهترین کسی است که می‌تواند آستین همت بالا بزند و با اصلاح یکی از ساختارهای مهم نظام جمهوری اسلامی، حالِ مردم را بهتر کند.</description>
                <category>milad payami</category>
                <author>milad payami</author>
                <pubDate>Thu, 26 Sep 2019 15:23:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک انتظار طولانی، یک دیدار شیرین</title>
                <link>https://virgool.io/@saleh1375/%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%B7%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-an9tjkpkjetu</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمرسیدن به این  دیدار برای ما بیش از اندازه طول کشید، نزدیک دو سال پیش بود که ما مدال‌هایمان را اهدا کردیم به رهبر معظم انقلاب و منتظر این دیدار شدیم اما مشکلاتی پیش آمد که این دیدار تا چهارشنبه ۱۶مرداد۹۸ عقب افتاد. ساعت هشت و نیم صبح، از در شهید کشوردوست واردِ محوطه بیت شدیم. دوستان زیادی را دیدم. از کسانی که همین تابستان سال گذشته مدال گرفته بودند، تا یکی دو تا از دوستان که مدال هایشان برای حوالی سال ۸۹ بود! منتظر یکی از دوستان بودم که می‌دانستم قرار است جلوی رهبر صحبت کند و روز قبل شدیدا درگیر آماده کردن متن بود. بعد از مدتی با کت و شلواری شیک تر از همیشه آمد، ولی انگار شب گذشته از بیت اعلام کرده بودند قرار است به جای او شخص دیگری صحبت کند. کم کم و مرحله مرحله مراحل بازرسی را پشت سر گذاشتیم و حوالی ساعت نه و نیم وارد سالن شدیم و نشستیم. گفتند آقا ساعت ده و نیم قرار است بیایند. در این فاصله چند خبرنگار و عکاس و فیلم بردار، دائما بین افراد می چرخیدند و گزارش تهیه می کردند که از آن بین آقای رضوانی را می‌شناختم. ده دقیقه که مانده بود به ده و نیم، کم کم تهیه گزارش تمام شد. ده دقیقه به سختی و با یک اضطراب خوشایند تمام شد و حضرت آقا آمدند. اول مدال آوران صحبت کردند، هم کسانی که از قبل هماهنگ کرده بودند، هم یکی دو نفری که بی هماهنگی و متن قبلی بلند شدند، بعد هم سرمربی و کاپیتان تیم والیبال جوانان. بعد از این صحبت ها، حضرت آقا شروع کردند. از اهمیت توجه به بسط و تثبیت نگاه انقلابی گفتند که از لوازم حرکت در مسیر نخبگی است، از طولانی بودن مسیر گفتند و لزوم حفظ امیدواری، از اهمیت توکل در این مسیر گفتند و لزوم ترک گناه و توجه به نماز و ذکر، خطاب به والیبالیست ها هم از مهم بودن کاری که انجام شد گفتند و از اهمیت مربی داخلی. و بعد هم خداحافظی کردند و رفتند. ما هم ماندیم و مسیر بی انتهایی که این برچسب سنگین و البته نامانوس «نخبه» رو به روی ما گذاشته است.&quot;حمیدرضا مشکین&quot;</description>
                <category>milad payami</category>
                <author>milad payami</author>
                <pubDate>Thu, 08 Aug 2019 17:23:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرویزی: آیین‌نامه رسیدگی به اموال مسئولان بدون حمایت از افشاکنندگان فساد عقیم است</title>
                <link>https://virgool.io/@saleh1375/%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D9%82%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ouf8twkcb4yh</link>
                <description>علی پرویزی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف در گفتگو با خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، گفت: قانون «از کجا آورده‌ای»، مربوط به سال ۶۳ بوده و طبق آن باید اموال مسئولان مورد محاسبه قرار گیرد تا بعد از مسئولیت اگر اموال نامتعارفی داشتند در مورد آن توضیح دهند که آن را از کجا آورده اند. طبق این قانون اگر تخلف مسئولی محرز شود، باید با او برخورد شود.وی افزود: قانون موسوم به &quot;از کجا آورده‌ای&quot; چند بار تغییر کرده و آخرین تغییر آن هم مربوط به سال ۹۴ بوده است؛ با این وجود آیین نامه اخیر بر اساس آن قانون تصویب شده و خیلی خارج از چارچوب آن قانون نمی‌تواند کارکرد داشته باشد.عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف گفت: چون قانون سابق قانون خوبی نیست؛ بنابراین دست آیین نامه جدید هم بسته است؛ با این وجود هر قدر هم بخواهند آیین نامه جدید را خوب تدوین کنند، خیلی نمی‌تواند اثرگذاری داشته باشد. پرویزی تصریح کرد: به گفته سخنگوی قوه قضائیه طبق این آیین نامه رسیدگی به اموال مسئولان دامنه بسیار وسیعی را دربرمی گیرد و این رسیدگی به عده خاصی محدود نمی‌شود. بنده معتقدم این مسئله برای آیین نامه مورد نظر یک نقص است، چون از یک سو تضمین عملکرد ندارد و از سوی دیگر قوه قضائیه نمی‌تواند اموال ۲۰۰ هزار نفر از مسئولان را به همراه خانواده آنان که تعداد آن‌ها به یک میلیون نفر می‌رسد بررسی کند.وی با اشاره به اینکه طبق آیین نامه رسیدگی به اموال مسئولین افراد باید اموال خود را بر اساس خوداظهاری اعلام کنند؛ بنابراین اگر کسی به دروغ و یا اشتباه اموال خود را اعلام کند قوه قضائیه عملا هیچ کار خاصی نمی‌تواند انجام دهد، افزود: در مجموع قوانینی که بر اساس خود اظهاری هستند اگر قانون حمایت از افشا کنندگان فساد که باید مجلس آن را تصویب کند وجود نداشته ناشد عملا کل این قوانین عقیم هستند.پرویزی یادآور شد: قانون حمایت از افشاء کنندگان فساد از کسانی که فساد را افشاء می‌کنند حمایت می‌کند و مبلغی از آن فسادی که به بیت المال برمی گردد نیز به آن جایزه به این افراد اختصاص می‌یابد. تصویب این قانون در کنار آیین‌نامه رسیدگی به اموال مسئولین می‌تواند فضا را برای فساد ناامن کرده و زمینه را برای نظارت همگانی بر مسئولین فراهم کند.وی به ایرادات آیین نامه رسیدگی به اموال مسئولین اشاره کرد و افزود: با توجه به ماده ۸ این آیین نامه سامانه اعلام اموال مسئولین شفاف نیست و همه مردم نمی‌توانند آن را مشاهده کنند. در واقع این سامانه فقط برای قوه قضائیه قابل دسترسی است. در هر حال کارشناسان معتقدند این ماده باید حذف و نظارت همگانی اعمال شود.عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف گفت: در ماده ۳ این آیین نامه هم نیز صرفا به رسیدگی به اموال فرزندان تحت تکفل تاکید شده و این دقیقا اشکال بزرگی است چرا که امروز شاهد فساد دیگر نزدیکان مسئولین از جمله دامادها هستیم؛ از طرفی دختر، چون تحت تکفل پدر نیست با این آیین نامه هیچ محاسبه‌ای روی اموال او صورت نمی‌گیرد.پرویزی اضافه کرد: از طرفی اموال فرزندان تحت تکفل هم تا یک سنی محاسبه می‌شود و این هم یک اشکال دیگر است.وی با بیان اینکه تصویت قانون حمایت از سوت‌زن‌های اقتصادی کار مجلس است، افزود: در مجموع من فکر نمی‌کنم آیین نامه رسیدگی به اموال مسئولین خیلی کار خاصی را رقم بزند، ولی از این جهت که این کار صورت گرفته خوب است، چون تاکنون قوه قضائیه در این حد هم اقدامی انجام نداده بود.عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف گفت: بنده احساس می‌کنم در قوه قضائیه انگیزه‌ای برای مبارزه با فساد وجود دارد و یک فرهنگ مبارزه با فساد در این قوه در حال شکل گیری است، اما اینکه کاری از دست آیین نامه رسیدگی به اموال مسئولان بربیاید را بعید می‌دانم.به نقل از خبرگزاری دانشجو: snn.ir/003ER5</description>
                <category>milad payami</category>
                <author>milad payami</author>
                <pubDate>Wed, 12 Jun 2019 17:24:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>