<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سلمان عباس</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@salmanabas</link>
        <description>آنچه من فهمیدم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 02:50:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/61615/avatar/RXmQoR.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سلمان عباس</title>
            <link>https://virgool.io/@salmanabas</link>
        </image>

                    <item>
                <title>به بهانه آهنگ زیبای آسمان ابری، همایون شجریان</title>
                <link>https://virgool.io/@salmanabas/%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-zlmuegtd1u3b</link>
                <description>چگونه این همه غم را به هر طرف بکشانمنه پای رفتن از اینجا، نه طاقتی که بمانمدر ده هفتاد جوان 18 ساله ای بودم که وارد دانشگاه تهران شده بودم، سرمست از رتبه و جایگاه های که به دست آورده بودم، یادم میآید روزی خطاب به یکی از همکلاسی­ هایم که از قضا پدر ارتشی هم داشت گفتم:  شما کی از این خراب شده میروید؟ مکثی کرد بگمانم کمی طولانی بود، نگاهش را از نگاه چشم انتظارم گرفت، به یکی از مجسمه­ های که در دانشکده تازه نصب شده بود نگاه کرد، گفت: پدرم می گوید: اینجا ایران است اگر از زمینش میخ درآید و از آسمانش سنگ ببارد ما اینجا می مانیم.بعد از آن هرگز نخواستم از این کشور عزیز فاصله بگیریم، اما روزهای است که حال نزاری دارم، ای کاش کسی نصیحتم کند......، شاید نیاز باشد کسی دعوایم کند......دلم تنگ است اما نمی دانم برای کجا و چه کسی،.... نه پای رفتن از اینجا، نه طاقتی که بمانم.</description>
                <category>سلمان عباس</category>
                <author>سلمان عباس</author>
                <pubDate>Tue, 23 Mar 2021 22:06:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چقدر احتمال دارد ما به آنجا برسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@salmanabas/%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%85-amfpp0tzqqwl</link>
                <description>برنی سندرزطبق یک بیماری قدیمی که خودم اسمش را گذاشتم &quot;خبر خوانی&quot; هر روز بخشی از زمانم صرف خواندن خبرها می شود.مصاحبه برنی سندرز با فاکس نیوز را که خواندم از خودم می پرسم &quot;چقدر احتمال دارد ما به آنجا برسیم.&quot;در لحظه ای که خبرنگار از برنی سندرز می پرسد: با ماندن شما و جو (بایدن) در کورس نهایی انتخابات دمکرات ها احتمال دارد مناظره شما به جایی برسد که به سود ترامپ و جمهوری خواه ها تمام شود؟اما پاسخ برنی (به قول آمریکایی ها) شنیدنی است. می دانید چرا؟چون در انتخابات سه شنبه بزرگ تمام هم حزب های برنی به او که پیشتاز بود خیانت کردند و او یک شبه از عرش به فرش رسید و جو بایدن با فاصله چشم گیری مسابقه را برد. (شرح و دلیل این خیانت باشد در مجالی دیگر)باید بدانید حتی ترامپ هم با لفظ &quot;کودتا علیه برنی&quot; در توییتر  واکنش نشان داد. اما برنی سندرز هرگز حاضر نشد علیه هم تیمی های خیانت کارش کوچک ترین اعتراضی کند.اما پاسخ: اگر جو نماینده نهایی دمکرات ها باشد من از او حمایت خواهم کرد، اگر من نماینده نهایی باشم او گفته از من حمایت خواهد کرد، هدف از این مناظره تلاش برای تشخیص بهتر مردم در شناخت کاندیدای است که می تواند یک شخص دروغگو (دونالد ترامپ) را شکست دهد و او را از بالای سیستم به زیر بکشد.با خودم فکر می کنم این افراد کجا اینقدر صحیح کار تیمی را یاد می گیرند. </description>
                <category>سلمان عباس</category>
                <author>سلمان عباس</author>
                <pubDate>Mon, 09 Mar 2020 18:36:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باید نیمه ی گم شده ات را پیدا کنی!</title>
                <link>https://virgool.io/@salmanabas/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%DA%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C-zsycb8paxloz</link>
                <description>نیمه دهه هشتاد بود که دانشجوی ارشد فلسفه بودم بین متن های فلسفه ی یونان برای فهم دست و پا می زدم؛ در همین احوال داستانی را خواندم که هنوز برایم بسیار آموزنده هست، هرگاه قاضی دعوایی خانوادگی شوم، آنرا بازگو می کنم.افسانه ای یونانی هست که می گوید خدایان انسان های اولیه را با دو سر، چهار دست و چهار پا آفریدند. این انسان دو سر تمام کوه ها و دره ها و دریاها را به زیر سلطه گرفته بود، به شکلی که خدایان از دست او خسته شده و توان کنترل آنرا نداشتند.روزی خدایان دور هم جمع شدند تا تدبیری بیندیشند زیرا انسان براستی قابل کنترل نبود هرخدای پیشنهادی داد. اما راه حل ها کافی نبود.تا اینکه یکی از خدایان پیشنهاد داد انسان را از وسط نصف کنند تا هم توانش کاهش یابد هم کنترلش راحت تر شود.یکی از خدایان گفت: اگر انسان نیمه خود را پیدا کند، دوباره قدرتمند شود چه؟خدای دیگری پاسخ داد: نگران نباش آنها را روی زمین پخش می کنیم.اینطور بود که خدایان ما را از نیمه دیگرمان جدا کردند، نیمه دیگر را در جایی دیگر از این کره خاکی نهادند، از  آن روز انسان هرگاه گمان کند نیمه خود را یافته از شوغ یکی شدن او را در آغوش می گیرد.بی شک هر کدام از ما نیمه خود را پیدا کنیم بر آسمان و زمین حکومت خواهیم کرد.به گمانم ویل و آریل دورانت نویسندگان کتاب ارزشمند تاریخ تمدن از انسان های جدا شده اولیه بودند؛ یک آمریکایی و یک اوکراینی که سرانجام یکدیگر را یافتند و اثری بدیع را خلاق کردند.</description>
                <category>سلمان عباس</category>
                <author>سلمان عباس</author>
                <pubDate>Sat, 28 Sep 2019 19:19:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاش روحانی امسال به آمریکا نمی‌ رفت!</title>
                <link>https://virgool.io/@salmanabas/%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA-zqf4sfcndvy8</link>
                <description>امروز آقای محمدعلی ابطحی گرامی مطلبی را در روزنامه شرق نشر داد که صرفه نظر از خود متن و دلایلی که مطرح کرد، دریچه و نوع نگاهش برایم جالب بود.او گفت : کاش روحانی امسال به آمریکا نمی‌ رفت چون..۱- همه در داخل متفق‌القول بودند که در شرایط تحریم و با ویژگی عکس دونفره‌محور آقای ترامپ، در این سفر مذاکره‌ای بین رؤسای جمهور ایران و آمریکا صورت نمی‌گیرد. مقدمات رفع تحریم هم انجام نشده بود. موضع رهبری انقلاب هم که تعیین‌کننده سیاست در ایران است، درباره عدم مذاکره نیز معلوم و علنی بود.۲- با تبلیغات گسترده‌ای که در سطح جهان شده بود و محور همه آنها گفت‌وگوی ایران و آمریکا بود، توقعات جهانی و داخلی به سمت مذاکره فلش نشان می‌دادند و مهم‌ترین سؤال این بود که آیا روحانی و ترامپ مذاکره می‌کنند یا نه؟ این فشار تبلیغاتی غیرمتعارفی بود که روی ایران قرار گرفته بود.۳- وقتی می‌دانیم که قرار نبوده مذاکره‌ای در کار باشد، بهترین راه برای خواباندن این فشار بین‌المللی، پایین‌آوردن سطح مشارکت ایران بود. وزیر خارجه می‌توانست همه کارهایی  راکه آقای روحانی کرد، انجام دهد، اما ایران زیر فشار قرار نگیرد. تا بحث رفتن رئیس‌جمهور مطرح شد، سطح توقعات به مذاکره و حل مشکل تحریم پیش رفت؛ همان چیزی که قرار نبود انجام شود و مذاکره صوری به نفع ایران هم نبود. ۴- در این سفر اروپا و به‌ویژه فرانسه که از قبل طرحی ارائه کرده بودند و کلی وقت و امید به آن بسته شده بود، به جای ادامه پیگیری عملیاتی آن، موضوع را به دیدار روحانی و ترامپ چرخاندند. طرح فرانسه با پیگیری‌های تلفنی از داخل بهتر می‌توانست به نتیجه  برسد. تکرار ملاقات‌های آقای مکرون و حتی دیدار نخست‌وزیر انگلیس و صدراعظم آلمان بار سنگینی بر دوش آقای روحانی گذاشت. همه تحت تأثیر این تبلیغات بودند که دنیا بسیج شده تا با دیدار روحانی و ترامپ مشکل را حل کنند و این ایران است که نمی‌پذیرد؛ این به نفع مردم و دولت ایران نبود.۵- استفاده از تریبون جهانی کاری بس مفید است؛ اما آقای ظریف می‌توانست همه کارهای خوب رسانه‌ای آقای روحانی را انجام دهد، ولی فشار «نه‌گفتن» رئیس‌جمهور را که «نه» درستی بود، ایجاد نکند.این را هم فراموش نکنیم که وقتی ما از تریبون سازمان ملل و رسانه‌های خارجی بهره می‌گیریم، هم‌زمان در همان جلسات و کنفرانس‌ها دشمنان ایران استفاده بیشتری می‌کنند. ضمن آنکه در عصر ارتباطات اگر حرف مهمی وجود داشته باشد، رئیس‌جمهور از داخل ایران هم می‌تواند بزند.۶- رفتن رؤسای اروپایی یا سایر کشوررها که تعداد زیادی هم نیستند با رفتن رئیس‌جمهوری ایران فرق می‌کند. آنها همیشه می‌روند. با رئیس‌جمهور آمریکا دیدار می‌کنند و اصلا یک اتفاق تلقی نمی‌شود. رفتن رئیس‌جمهور ایران در امسال که در اوج فشار بی‌رحمانه حداکثری تحریم‌های آمریکایی یک اتفاق بود -و آن اتفاق مذاکره بود- که به نفع ایران نبود.۷- ایران امسال دست پُری در مقابل آمریکا داشت. گروه «ب» به هم ریخته بودند. پهپاد آمریکایی زده شده بود. کشتی انگلیسی در آب‌های ایران بود. آرامکو را یمنی‌ها زده بودند و دنیا آن را کار ایران قلمداد می‌کرد. وقتی قرار مذاکره نبود، رفتن آقای روحانی بازکردن این مشت پر تلقی می‌شد. دیپلماسی البته باید فعال باشد. همه کسانی که در سازمان ملل صدای مردم ایران بودند، خسته نباشند. شاید دیدگاه من مخالفان زیادی داشته باشد اما گفتن نظرات مختلف هم مفید است.</description>
                <category>سلمان عباس</category>
                <author>سلمان عباس</author>
                <pubDate>Sat, 28 Sep 2019 11:32:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه زن خود را بکشید و تبرئه شوید.</title>
                <link>https://virgool.io/@salmanabas/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B2%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%D8%A6%D9%87-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-vltfdje0gxch</link>
                <description>راستش این اواخر از دستش خسته شده بودم. زیادی با همه در ارتباط بود، از خبرنگارها گرفته تا دیگر سازمان‌ها، با اینکه می دانست بدم می آید، به دختر بزرگم زیادی گیر می داد. لعنتی! فقط نمی دانم دوربین آسانسورکی نصب شد.با آن عکس افتضاح، خیلی بد افتاده بودم. سابقا خیلی خوش عکس بودم، می توانید به اینستاگرام همسر مقتولم نگاه کنید. ولی هیچ وقت به دوربین نگاه نمی کنم، من مثل مهران مدیری نیستم. مردک دوربین ندیده.ماه رمضان بود. احساس کردم قتل بهتر است صبح اتفاق بیفتد. رسانه‌ها هم می توانند بهتر پوشش دهند. به همین خاطر اسلحه‌ام را برداشتم و به سراغش رفتم. من هیچوقت تحویلش ندادم، همیشه می دانستم یک روز به کارم می آید.درست بخاطر ندارم چندبار شلیک کردم، چون خیلی حال داد. دمم گرم.فکر کنم ساعت 6 یا 7 عصر بود که در محل کار نیروی انتظامی محترم بودم، تا افطار دو ساعتی مانده بود ولی نمی دانم چرا برایم چای آوردند، من هم لبخند‌زنان چای را با آرامش میل کردم. از آن صحنه خیلی خوشم می‌آید.دوباره دمم گرم.در دادگاه نمی دانید چقدر همه چیز خوب بود. حتی قاضی با من شوخی می کرد. اما سرانجام خیلی گران برایم تمام شد، ولی پولشان را کامل و نقد دادم، تا بگوید: آنها قاتل نیستند که مرا قصاص کند.قبل از قتل اسلحه و پول فراوان یادتان نرود. راستی هیچ وقت با رامبد حال نکردم با آن زایش در کانادایش.یک شهروند نابغه تهرانی</description>
                <category>سلمان عباس</category>
                <author>سلمان عباس</author>
                <pubDate>Thu, 08 Aug 2019 17:25:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما خیلی با حالیم چون شما آلزایمر دارید</title>
                <link>https://virgool.io/@salmanabas/%D9%85%D8%A7-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%85-%DA%86%D9%88%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A2%D9%84%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-t7spswxvvhte</link>
                <description>نیاز به توضیح ندارددفاعیه آقای پرویز پرستویی عزیز، از زایش فرزند در کانادا و تمام دفاع‌های دیگر را خواندم؛ راستش کارگر نبود. لعنتی! هرچه دست و پا زدم قانع نشدم. باور کنید خیلی تلاش کردم موضوع را برای خودم ماست مالی کنم، اما نشد.همیشه وقتی گل یا پوچ بازی می کردم با باخت یک طور کنار می آمدم، اما همیشه زمانی که می فهمیدم دو دست شخص مقابل پوچ بوده؛ خشم عجیبی تمام وجودم را می گرفت.خشمی ناشی از اعتماد به گزاره‌های که باید درست می بود، خشمی ناشی از درست نبودن آنچه باید درست باشد.شاید حس همه ما که در فاصله خزر تا خلیج فارس زیست می کنیم به این رخداد همین دو دست پوچ بود.رامبد عزیز، ما بخاطر تو به شبکه ای که باید ملی می بود اما نبود نگاه می کردیم، نه بخاطر خنده یا خنداننده بلکه بخاطر صداقتی که بود، نمی دانم هنوز هست؟تو به احترام ما هرشب ایستادی، ولی چرا رامبد، مگر متولد ایران بودن ننگ بود؟رامبد عزیز، خشم از تو بخاطر فاصله بین آنچه باید باشی؛ از آنچه هستی بود. در جوابیه‌ات خواندم &quot;مگر مشکل کشور تویی؟&quot;.ولی رامبد تو از ما بودی. از همه کسانی که بدون داشتن ژن خوب با تمام مشکلات هنوز در این فاصله دریا تا دریا ایستاده‌ایم، صاحب فرزند می شویم و برایشان شناسنامه می گیریم، از همین شهرهای اطراف؛ تهران، اصفهان، تبریز، اهواز، یزد، قشم، راستی رامبد شیراز شهر خوبیست برای متولد شدن.اما نگران نباش همه ما آلزایمر داریم اول زمستان در فصل جدید برنامه‌ات همه چیز عادیست.</description>
                <category>سلمان عباس</category>
                <author>سلمان عباس</author>
                <pubDate>Sun, 04 Aug 2019 16:13:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من زندگی می کنم چون خودکشی حرام است</title>
                <link>https://virgool.io/@salmanabas/%D9%85%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-%DA%86%D9%88%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-rfuiiytvlla1</link>
                <description>چندی پیش دوستی قدیمی را دیدم، من اینجا به او می گویم پیمان؛ پیمان یکی از معدود فوق العاده‌های است که دیده‌ام، رتبه‌های تک رقمی در کارشناسی، ارشد و از المپیادی ها، از انسانهای که علی رغم داشتن دعوت نامه برای زایش فکر به کانادا نرفت، نه از آنهای که برای زایش فرزند به کانادا می روند.پیمان همیشه نماز اول وقت خوان هست، بر سر روزه دار بودن او با دوست مشترک دیگرمان، سجاد که کنون در اروپاست همیشه مشاجره دارند. پیمان برای من همیشه نماد اخلاق بوده، هست و خواهد بود. به گمانم پیمان دو سال پس از مریم میرزاخانی فقید وارد باشگاه شد.دیروز گفت :من زندگی می کنم چون خودکشی حرام است.این جمله را از کسی شنیدم که خود موتور کشنده است، در تیم نیز همین بود. این جمله را کسی گفت که با کتاب قورباغه به وجد نمی آید همیشه با شوخی می گوید: این نویسنده ها ازهال قلم دارند. خیلی تلاش کردم، لعنتی پیمان! چرا نمی شود سرت گول مالید.هنوز هم هنگامی که خسته می شوم به قول خودش می روم گفتار درمانی تا با او صحبت کنم.می گفت: آزرده است از ساختن، دوباره ساختن، سه باره ساختن، چهار باره ساختن،...... یکبار دلار، یکبار تحریم، یکبار فیلتر، یکبار بانک.هیچگاه ندیدم پای رفتن داشته باشد، تازگی ها می بینم دل ماندن نیز ندارد.</description>
                <category>سلمان عباس</category>
                <author>سلمان عباس</author>
                <pubDate>Sat, 03 Aug 2019 22:01:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ضربه را کوچک اما کاری بزن</title>
                <link>https://virgool.io/@salmanabas/%D8%B6%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D9%86-xhmldgvlogih</link>
                <description>محمدعلی کلی   گاهی می خواهیم به عشق دوست داشتنی یمان ضربه بزنیم، باید این کار در کوچکترین اما دردناک ترین حالت انجام دهیم.این دقیقا کاری بود که چین با آمریکا انجام داد.اما چرا و چطور؟به زبان ساده چینی ها سالانه 539 میلیارد دلار کالا به آمریکایی ها می فروشند، اما فقط 120 میلیارد  دلار کالا از آنها می خرند، این فاصله برای ترامپ و جمهوری خواهان قابل تحمل نیست اما دقیقا همین فاصله است که آمریکایی ها را بزرگترین معشوقه چینی ها تبدل می کند.اما خلاصه ترامپ شیطنت کرد و بر 200 میلیارد دلار از کالاهای چینی 25 درصد تعرفه بست.شی جین پینگ رئیس‌جمهور فوق نابغه چین یک کار کرد، او به اطلاعات روی میز نگاه کرد.بیشترین خرید از آمریکا مربوط به کالاهای کشاورزی است.بیشترین کالاهای کشاورزی از ایالت تگزاس خرید می شود.ایالت تگزاس بزرگترین خانه جمهوری خواهان و طرفداران ترامپ است.انتخابات مجلس نمایندگان آمریکا در پیش است.شی جین پینگ فقط بر کالای کشاورزی آمریکایی تعرفه بست. چند ماه بعد؛ جمهوری خواهان در مجلس نمایندگان آمریکا شکست خوردند و راه برای استیضاح و فشار داخلی بیشتر بر ترامپ هموارتر شد.براستی باید ضربه را کوچک اما کاری زد.</description>
                <category>سلمان عباس</category>
                <author>سلمان عباس</author>
                <pubDate>Thu, 01 Aug 2019 16:56:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این زن ها چگونه تربیت می شوند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@salmanabas/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-mit0x405t7lx</link>
                <description> پرده اول:دیر وقت شب بود که همه رسانه های غربی از ارتباط مخفیانه جف بزوس بنیانگذار شرکت آمازون(پولدار ترین شخص کره زمین) با یک زن خبر دادند. ابعاد رسوایی آنقدر برای وال استریت مهم بود که همه انگشت های اتهام به سمت عربستان نشانه رفت زیرا گوشی بزوس هک شده بود. همه کارشناسان معتقد بودند دلیل هک، تسویه حساب عرب ها با بزوس  به خاطر تحریم نشست سرمایه گذاری ریاض از سوی اوست.  اما چرا این رسوایی برای وال استریت تا این حد مهم بود؟ دلیل بیش از حد ساده بود. قطعا طلاقی در پیش بود سرمایه بزوس باید بر اساس قوانین آمریکا بین بزوس و همسرش به مساوی تقسیم می شد، نتیجه خلع رهبری بزوس از سکان هدایت ابر شرکت آمازون بود. باید دانست کره زمین هر نیم قرن یکی مثل بزوس تولید می کند.اما روز جدایی همسر بزوس (سمت چپ در عکس) دنیا را در شک فرو برد. ترجیح می دهم رشد آمازون ادامه داشته باشد.او سهام خود در آمازون را نخواست تا خللی بر توسعه رشد شرکت آمازون با رهبری بزوس وارد نیاورد. او بجای خودش کشورش را دید.  به راستی این زن ها چگونه تربیت می شوند؟پرده دوم:هنگامی که انتخابات مجلس عوام آمریکا به پایان رسید و دمکرات ها اکثریت را بردند. همه کارشناسان بر این نظر بودند که ترامپ به طور حتما استیضاح خواهد شد، دلیل نانسی پلوسی (شخص سمت راست) یک زن سر سخت ایتالیایی-آمریکایی تبار بود که امتیاز گرفتن از او غیر ممکن است. یکبار بوش در داستان خدمات درمانی آمریکا جلوی او زانو زنده بود.اما در روز موعود در شرایطی که شروع فرآیند استیضاح ترامپ برای او به راحتی جابجایی یک لیوان بود او هم همه را در شک فرو برد:استیضاح ترامپ در شرایط کنونی به صلاح آمریکا نیست. نانسی پلوسی بر این نظر است کشورش باید تجربه بد ترامپ را تا آخر مزمزه کند، زیرا ممکن است که دوباره او را انتخاب کند. همیشه به این فکر می کنم این زن ها چگونه تربیت می شوند؟</description>
                <category>سلمان عباس</category>
                <author>سلمان عباس</author>
                <pubDate>Wed, 31 Jul 2019 20:56:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا استارت آپ ها شکست می خورند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@salmanabas/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D9%BE-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF-zbp3x7qrdoxu</link>
                <description>چرا استارت آپ ها شکست می خورند؟ درست به‌خاطر ندارم نخستین بار کجا خواندم که کارآفرینی پریدن از هواپیما بدون چتر است؛ کارآفرین باید تا پیش از رسیدن به زمین چتر خود را بسازد و با موفقیت آن را باز کند. پس از آن به‌تجربه دریافتم که اگر نتوانید چتر بسازید، اما آنقدر خوش‌شانس باشید که زنده بمانید، باید پیش از پرواز بعدی استخوانهای خود را با درد بازسازی کنید. بازسازی استخوانها چند ماه و گاه بیشتر زمان می‌برد. به گفتۀ اکثر افراد حوزۀ کارآفرینی، 99 درصد اولین پرشها با زمین‌خوردنی دردناک همراه است. خیلی افرادی را  می‌شناسم پس از نخستین پرش، با دنیای کارآفرینی برای همیشه خداحافظی کردند. کارآفرینان دو راه بیشتر ندارد: یا از چترسازی و زمین‌خوردن دیگران درس می‌گیرد، یا همان استخوانهای شکسته را، این بار در بازوی خود، باندپیچی می‌کند. به شما قول می‌دهم راه سومی وجود ندارد.دیوید فینلایببخش عمده‌ای از کارآفرینی خوب دیدن و آموختن از دیگر کارآفرینان است. موفقیت ایستادن بر دوش پیروزها و دیدن از نگاه شکست خورده‌های دیروز است. کتاب Why Startups Fail یا «چرا استارت‌آپ‌ها شکست می‌خورند» به قلم دیوید فینلایب از تجربیات شخصی و خِرد جامعه سیلیکون‌ولی می‌گوید. جایی که بهترین‌های این کره خاکی دوره هم جمع شده‌اند تا مرزهای تحول را هر روز جابجا کنند، همیشه باید از بزرگترین ها و از بهترین ها آموخت، این کتاب در دل هر داستان، هسته قدرتمند خرد یا همان شمّ احتیاط دیده می‌شود. همچنین بهترین تناسب بین بازار و محصول، تمرکز، اجرای عالی، توانایی تغییر مسیر، تیم‌های درخشان و هزینه‌های سنجیده به کارآفرینان موفق خاطرنشان می‌شود. شما در این کتاب از اشتباهاتی که دیگران بارها و بارها مرتکب شده‌اند درس می‌گیرید و یاد می‌گیرید چگونه استارت‌آپ خود را در مسیر موفقیت قرار دهید.استیو جابز فقید معتقد بود تبلیغات زود هنگام یعنی زمانی که هنوز محصول شما آمده نیست بیشتر شبیه به سیل عمل می کند در این کتاب این مطلب را با مثال‌های عالی می آموزید و یا بلعکس اگر محصول خوبی دارید اصلا تعلل نکنید و یا اکنون اگر در مرحله جذب سرمایه هستید بدانید چگونه باید مذاکره کنید همچنین این کتاب درس گرفتن از یک پدیده کلیدی را بازیادآوری می‌کند: شکست.روزی دوستی می گفت برای پیروزی ابتدا باید از شکست برحذر بود به گمانم درست می گفت، به راستی چرا کارآفرینان همان اشتباهات اجتناب‌پذیر را بارها و بارها مرتکب می‌شوند. با استفاده از راهنمایی‌های این کتاب شکست را بشکنید و دشواری‌ها و ناهمواری‌های پرهیبت استارت‌آپ را دور بزنید.کتاب‌های بسیاری درمورد شرکت‌های موفقی چون فیسبوک، گوگل و اپل نوشته شده است. با وجود این، معدودی از این کتابها متوجه اشتباهات شرکت‌ها شده‌اند؛ این اشتباهات همان تصمیمات کلیدی و مهمی است که منجر به اتمام نقدینگی و شکست زود هنگام استارت‌آپ می‌شود. برخی استارت‌آپ‌ها برای تولید محصولاتی که بازار ندارند، میلیونها تومان هزینه می‌کنند، برخی بیش از حد و بسیار زودتر از موعد روی بازاریابی و فروش هزینه می‌کنند، و برخی مدت‌ها و بدون تغییر مسیر به بازارهای بد می‌چسبند. دانش پرهیز از چنین اشتباهاتی به‌تنهایی متضمن موفقیت استارت‌آپ نیست، اما شانس موفقیت را افزایش می‌دهد. خواه کسی باشید که با فکر برداشتن یک گام بزرگ می‌خواهد کارآفرین باشد، یک کارآفرین خودکفا که قصد دارد ظرف سه‌ چهار سال یک کسب‌‌وکار راه بیندازد، خواه کارآفرین جسوری که می‌خواهد به قله‌های موفقیت برسد،  کتاب «چرا استارت‌آپ‌ها شکست می‌خورند» به قلم دیوید فینلایب اشتباهات مهمی را که موجب شکست فعالیت‌های جدید می‌شود و نیز راه اجتناب از آنها را به شما نشان می‌دهد.به‌عنوان کسی که از نزدیک افتخار همکاری با تیم ترجمه را داشتم و شاهد تلاش روزانه آنها برای ساختن اولین ترجمه فارسی از این کتاب بودم به شما توصیه می‌کنم از چترهای ساخته‌شدۀ دیگران درس بگیرید. پس این کتاب را حتما بخوانید یا بشنوید.نسخه دیجیتال، صوتی و نسخه کاغذی کتاب برای دوستداران محیط زیست، شنوندگان کتاب ها و برای آنها که می‌خواهند کتاب را لمس کنند، در سایت کتابلت (www.Ketablet.com) در اختیار شما است.</description>
                <category>سلمان عباس</category>
                <author>سلمان عباس</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jul 2019 09:36:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>