<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های samadi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@samadi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:34:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>samadi</title>
            <link>https://virgool.io/@samadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چه زمان دوست داری کامل باشی ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@samadi/%DA%86%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C-ipo65wldgzlx</link>
                <description>چه زمان دوست داری کامل باشی ؟زمانی که می خواهی آزموده بشی؟من زمانی که آزموده می شم می خواهم کامل باشم.با این حساب کامل بودن یعنی آنچه من تعریف کرده ام و می خواهم، رخ دهد و لاغیر.مثلا وقتی  می خواهی که از طرف کسی دوست داشته شوی و یا شغلی که دوست داری را … منتصب شوییا در تیمی که دوست داری انتخاب شوی..آن موقع هست که فکر می کنی اگر کامل باشی، قبول می شویولی بوده زمانی هم که بخاطر خیلی خوب بودن ….رد می شوند. این اولین تناقضحال اگر کامل بودن یعنی بی نقص بودن باشد.. نقص را چه کسی تعریف می کند ؟نقص یعنی اینکه دیگران ایرادی که در ذهنشان هست را قبول کنیم و بگوییم که راست می گوید من دماغم بزرگ است باید عمل کنم.ولی اگر همین جمله به دماغم از نظر آنها بزرگ است و من می توانم عمل کنم، عوض شود. دو اتفاق رخ می دهد اول از فشار باید خارج شده و در انتخاب می توانم قدرت می گیرم و از طرفی ملتفت تفاوت بین واقعیت و نظر بقیه خواهم شد.ژرار دوپاردیوهر کجا که باشید چه هنرپیشه چه انسان با دماغی بزرگ…فرقی نمی کند. هنرپیشه ای فرانسوی هست که دماغش هم خیلی بزرگه ولی خیلی هم هنرپیشه معروفی هست. مردی که موهای خیلی لختی هم داره. هیکلشم اصلا فیت نیست خیلی هم چاقه. https://fa.wikipedia.org/wiki/ژرار_دوپاردیواینها تنها نظر من بود ولی مانع هنرپیشه شدن و معروف شدن یا لذت بردن آقای ژرار از زندگی اش نمی شه.خیلی از نظر ها همین شکلی هستند. مانند لیوانی پر از زهر که به یک نفر داده می شود و تا زمانیکه نخورید نظر دیگران هیچ تاثیری در ما نخواهد داشت.</description>
                <category>samadi</category>
                <author>samadi</author>
                <pubDate>Fri, 18 Dec 2020 23:52:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه از AJAX برای بارگذاری فایل استفاده می کنید ؟</title>
                <link>https://virgool.io/Only-js/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-ajax-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-f8ajfyv9bfk0</link>
                <description>هر برنامه نویسی باید در مورد نحوه ایجاد درخواست غیرهمزمان توسط AJAX به سمت یک سرور، اطلاعات کافی داشته باشد. اجازه دهید با این سوال که AJAX چیست شروع کنیم و سپس با یک مثال کوتاه با نحوه عملکرد آن آشنا شویم. AJAX خلاصه شده Asynchronous JavaScript  and XML هست و این بدان معناست که شما می توانید بدون اینکه معطل پاسخ از طرف سرور برای درخواست ارسالی اتان گردید به کارتان ادامه دهید تا سرور درخواست شما را تکمیل کرده و پاسخ مناسب را به شما ارسال کند. اطلاعات موجود در پاسخ سرور توسط مرورگر دریافت شده و شما می توانید بر روی آن اطلاعات عملیات مورد نیازتان را انجام دهید.  برای ساخت درخواست ما از یک سازنده به نام XMLHttpRequest استفاده خواهیم کرد و سپس از چندین تابع دیگر برای مدیریت درخواست ارسالی کمک خواهیم گرفت. نام تابعی که با XML شروع می شود ممکن است ما را کمی گمراه کند. استفاده از XML این روزهای خیلی مد نیست و قرار نیست که از آن استفاده کنیم. ما می توانیم با استفاده از آبجکت جاوا اسکریپت محتوای متن درخواست را بررسی و فراخوانی کنیم و نیازی به XML نداشته باشیم.اکنون مهمترین متدی که باید درباره آن بدانیم متد Open هست که به ما اجازه می دهد که درخواستمان به سمت سرور را آماده کنیم. و در نهایت با استفاده از متد Send درخواستمان را به سمت سرور ارسال کنیم. حال اگر درخواستمان ارسال شده است می توانیم یک رویداد ویژه بنام readystatechange را  تحت نظر بگیریم تا به محض اینکه  دیتای درخواستی را سرور ارسال کرد متوجه شویم. سرور دیتای ارسالی را درون یک آبجکت به ما ارسال خواهد کرد که در دل خود چندین مشخصه دارد که می توانیم برای بررسی و صحت سنجی  درخواست  از آن بهره ببریم. بعد اینکه درخواست مورد نظر تایید شد ما اطلاعات دریافتی را به خورد یک آبجکت جاوا اسکریپتی  می دهیم.پس اجازه دهید که جلوتر بروم و نگاهی به نحوه انجام آن داشته باشیم. اینجا برنامه ساده کوچکی است.  این یک پروژه بوت استرپ ساده است با چندتا نوشته درون آن. و در سمت راست درون فولدرهای ساخته شده، فولدر پروژه وجود دارد به همراه فایل index.htm و یک فولدر javascript که درون آن فایل data.json را که چیزی شبیه به این است را داریم .این همان چیزی است که می خواهیم ایمپورت کنیم . لزومی ندارد که حتما فایل json باشد ولی چون با json کارمان موقع خوراندن اطلاعات به آبجکت جاوا اسکریپت خیلی راحت تر می شود از آن استفاده می کنیم.  فایل های دیگری که مشاهده می کنید فایل های مورد نیاز پروژه است . ولی ما اینجا با فایل data.json کار خواهیم کرد.اگر با ES6 کار کنید کد های جاوا اسکریپت درون فولدر process  قرار دارد و اینجا فایل script.js  وجود دارد که فعلا کاملا خالی است و ما درون آن کدهایمان را خواهیم نوشت. با سازنده  شروع می کنیم XMLHttpRequest. یک متغیر بنام request  که یک نمونه از XMLHttpRequest را  به آن وصل می کنیم. var request = new XMLHttpRequest();حال که این آبجکت را داریم می تونیم چند تا از متدهای آن را استفاده کنیم. معمولا شما یک درخواست را open  و send می کنید که  بصورت  زیر ما این کار را انجام میدهیم. request.open();request.send();برای اینکه ما یک درخواست را باز کنیم نیاز داریم که دوتا چیز را مشخص کنیم. اول اینکه چطور می خواهیم اطلاعات را ارسال کنیم و ما اینجا از متد GET استفاده خواهیم کرد .این بدان معناست که ما از سرور درخواست گرفتن چیزی را خواهیم کرد و در مرحله دوم  فایل مورد نظر را تعیین خواهیم کرد. که اینجا ما قصد داریم از فایل data.json استفاده کنیم که درون  فولدر JS قرار دارد. پس آرگومان اول متدی که استفاده می شود را ارسال می کند و آرگومان دوم محل فایل مورد نظر ما را. حال متد open ما به شکل زیر تکمیل شد.request.open(‘GET’, ‘js/data.json’);بخاطر داشته باشیم که ما بخاطر ساختار پروژه  فایل درون فولدر JS را  استفاده می کنیم. حال اجازه دهید ببینیم اگر دیتایی را از طرف سرور دریافت می کنیم چه اتفاقی رخ می دهد؟  زمانیکه شما درخواستی را ایجاد می کنید. سرور تلاش خودش را انجام می دهد تا به شما اطلاعاتی را در پاسخ ارسال کند.  و ما با استفاده از رویداد   گوش به زنگ خواهیم ماند. این کار را می توانیم با استفاده از یک فانکشن callback انجام دهیم. درون این فانکشن باید چند مورد را بررسی کنیم. request.onreadystetchange = function() {}ابتدا از اینکه درخواست مورد قبول بوده  یا نه بایستی مطمعن شویم. این کار را با استفاده از   پیغام status انجام خواهیم داد. این پیغام یا عددی که از طرف سرور باز خواهد گشت به ما درباره وضعیت درخواست ما به ما اطلاعاتی خواهد داد. مثلا اگر شما فایلی را از سرور درخواست کنید که وجود نداشته باشد با پیغام مشهور : این صفحه پیدا نشد و یا کد  404 روبرو خواهید شد. در همین راستا کد ۲۰۰  به معنی موفقیت درخواست ما خواهد بود و این همان پیغامی است که ما همواره دوست داریم به عنوان جواب از طرف سرور بشنویم.request.onreadystetchange = function() {     if ( request.status === 200)  {   }}حال نیاز داریم که یک مورد دیگر را بررسی کنیم. و آن آماده بودن یا نبودن دیتای درخواستی ما از طرف سرور است. آیا دیتا آماده است ؟  جواب این سوال را با استفاده از readyState خواهیم فهمید. و اگر جواب ۴ را دریافت کنیم یعنی دیتای ما آماده است. در AJAX یک درخواست در چهار مرحله تکمیل می شود و متناسب با آن کدهای یک ، دو، سه  و چهار بازخورد داده خواهد شد. عدد ۴ یعنی دیتای درخواستی ما آماده است و می توانیم روی آن عملیات خودمان را انجام دهیم. request.onreadystetchange = function() {     if ( request.status === 200  &amp;&amp; request.readyState === 4) {   }}خب حالا نوبت این است که دیتای  دریافتی را داخل یک متغیر ذخیره کنیم.  دیتای دریافتی درون فیلدی بنام responseText  به ما از سمت سرور برگشت می خورد . ابتدا یک متغیر به اسم data بالا  می سازیم.  و اگر شرط برقرار شد دیتای مورد نظر را توسط متد JSON. parse  به  درون یک آبجکت جاو ا اسکریپت ریخته خواهد شد. کار متد json.parse گرفتن نوشته ها و تحویل آن به شکل یک آبجکت جاوا اسکریپت است.  پس حال ما میتوانیم بگوییم که از درون ً ًRequest  به فیلد responseText برس و مقدار آنرا درون متغیر data  ذخیره کن.  request.onreadystetchange = function() {     if ( request.status === 200  &amp;&amp; request.readyState === 4) {          data = JSON.parse(request.responseText);  }}اجازه بدهید ابتدا خروجی ها را درون کنسول مشاهده کنیم.  پس با استفاده از console.log  مقدار data و از طرفی محتوای request را هم درون کنسول مشاهده کنیم.  request.onreadystetchange = function() {     if ( request.status === 200  &amp;&amp; request.readyState === 4) {          data = JSON.parse(request.responseText);        console.log(data);        console.log(request);  }}خب اکنون اجازه دهید این فایل را ذخیره کنیم و ببینیم وقتی صفحه را بارگذاری مجدد می کنیم همه چیز درست پیش می رود ؟  var data;var request = new XMLHttpRequest();request.open(‘GET’, ‘js/data.json’);request.onreadystetchange = function() {     if ( request.status === 200  &amp;&amp; request.readyState === 4) {          data = JSON.parse(request.responseText);        console.log(data);        console.log(request);  }}request.send();اگر همه چیز خوب پیش بره می تونیم با inspect  کردن المان روی صفحه و مشاهده درون کنسول از نتیجه مطمعن شوید. درون کنسول  دو تا ردیف وجود دارد یکی object  و دیگری XMLHttpRequest  که می توان محتویات درون آن را با جزییات بیشتر مشاهده کنیم. بر روی مثلث کوچک کنار Object کلیک کنید. این همان دیتای واقعی است که ما می خواهیم دریافت کنیم. این دیتا از دیتای درون فایل data.json  برگرفته شده است.دقت کنید هیچ ترتیب خاصی در آن دیده نمی شود. هرچند ابتدا لیست calendar ها دیده می شود ولی در واقع ابتدا  لیست artist ها خوانده می شوند. پس ما به یک سری از آبجکت ها که درون خودشون اطلاعات artist ها را دارند دسترسی داریم.  خیلی عالی شد. اینجا هم اطلاعات دیگری درباره calendar  داریم. پس مطمعن شدیم که اطلاعات را بخوبی توانستیم از سرور بخوانیم. چیز دیگری که ما می تونیم بهش سرکی بزنیم xmlHttpRequest هستش. اگر برروی خود درخواست کلیک کنیم ما به کد   status که قبلا دریافت کرده بودیم ببینیم و یا readystate  که مقدار ۴  را به خود گرفته است.کمی پایین تر می توان responseText را نیز ببینیم که دیتای درون آن را توسط متد JSON.parse  تبدیل به آبجکت کرده بودیم.   AJAX می تونه کمی دشوار بنظر برسد ولی در واقعیت بسیار ساده است تا زمانیکه نحوه استفاده از درخواست را بدانیم و کدهای که نیاز داریم تا چک کنیم را در نظر داشته باشیم و  نحوه خوراندن نوشته های درون سرور و ذخیره کردن آنها را درون یک متغیر بخاطر بسپاریم. اطلاعات بیشتر را می توانید از لینک های زیر بیابید. این متن ترجمه یک درس از لینک زیر است https://www.lynda.com/Web-Development-tutorials/Have-you-used-AJAX-load-external-file/580663/669101-4.htmlبا تشکر از زمانی که برای مطالعه صرف کردید.</description>
                <category>samadi</category>
                <author>samadi</author>
                <pubDate>Sat, 14 Nov 2020 00:15:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نحوه تعریف استراکت و استفاده از آن</title>
                <link>https://virgool.io/@samadi/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-js8rkkijyfjl</link>
                <description>برنامه ای را تصورکنید که قرار است تعدادی سوال از کاربر بپرسه و با انتخاب گزینه ها به کاربر بگه که جواب صحیح را انتخاب کرده یا نه. برنامه سوال و پاسخلیستی از سوال ها را به همراه جواب ها جمع آوردی کردم. اول خواستم که همشون را بریزم داخل یک لیست.مشکل اینجاست یک لیست از نوشته ها را دارم اما نمی دونم چطور یک مقدار درست یا غلط بهش متصل کنم.حالا من چطور سوال را به جواب بچسبونم ؟ تا بتونم بتونم جواب کاربر را با جواب چسبیده به سوال جواب بدم ؟یک راه حل استفاده از array 2d است.یعنی سوال با جواب داخل یک array قرار دارده و هر کدوم از سوال و جواب ها  داخل یک array دیگه قرار دارند.حالا چطوری بخونمش؟2d arrayاول array بیرونی که توی دل خودش داره (مثل عروسک های بابوشکا)بزرکترین بابوشکا اول میاد بعد میره توییبعدش چطوری میره ایندکس های بعدی ؟خوب کافیست که شماره ایندکس را از صفر به آنچه که فکر می کنم تغییر بدهم.اولین بابوشکا که یک بابوشکا دیگه در دل دارد میشهarray [0][0] 2dدردسری که داشتم این بود که پیدا کردن ایندکس جواب برای سوال خیلی سخت می شد.struct Questions = {var question = “what’s your name?&quot;var answer = “Ali&quot;}var myquestion = Questions()print (myquestion.name)بعدش دیدم که خود امتحان را اگر بعنوان یک چیزی ببینم که متشکل شده از سوال و جواب سوال می تونستم  ( با استفاده از خاصیت  object.properties) بنویسم امتحان.سوال و یا امتحان.جواب و بهشون برسم .برای اینکار از استراکت استفاده می کنند. اگر هم استراکت هم نبود  می تونیم کلاس بسازیم .نکته مهم درباره استراکت اینه که بهتره در یک فایل مجزا ساخته بشه. مثلا من وقتی توی سویفت می نوشتم ..نتونستم بعد اینکه داخل کلاس یک استراکت تعریف کردم  ازش استفاده کنم.اسم فایل ساخته شده با اسم استراکت میگن یکی باشه. هردو با حرف بزرگ شروع بشه. همیناگر خطای No such module ‘Question’  را گرفتید..یعنی اینکه دو اسم یکی نیستند.امید است که این نوشته  نفر بعدی را کمی سریعتر به راه حل مشکلش برساند. با تشکر از زمانی که در اختیار این نوشته قرار دادید.</description>
                <category>samadi</category>
                <author>samadi</author>
                <pubDate>Fri, 30 Oct 2020 18:28:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا به حد کافی خوب نیستم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@samadi/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-wo7k2johhdv7</link>
                <description>آیا احساس من به حد کافی خوب نیستم  یا من به حد کافی فعال نیستم  را داشته اید ؟  آیا احساس می کنید که شما تمام تلاش ممکن را می کنید ولی زندگی درقبال آن به شما چیزی ارزشمند نمی دهد ؟ آیا مکررا خودتان را نهیب می زنید و از خودتان انتظار بیشتری دارید ؟ بهتر انجامش بده ... بیشتر انجام بده ..  صدایی درون ذهن شماست که گهگاه به شما این پیغام را یاد آور می شود؟‌ آیا می دانید این پیغام ها  از کجا می آیند ؟بعد از تحقیقات فراوان و تجربه های زیادی که در مشاوره با خانواده های مختلف و افراد مختلف دکترها در این زمینه داشته اند، به این نتیجه رسیدند که زمانی که ما تغییر می کنیم معمولا احساس های ما کمی با تاخیر آنچه درک کرده ایم را دنبال می کنند. اما این پیغام من به حد کافی خوب نیستم چگونه درون ذهن ما جا گرفته است ؟ برای شروع از شما می خواهم که درباره بچه ها و اینکه چقدر آنها از اطراف خود تاثیر می پذیرند کمی تامل کنید. کودکان همواره در حال یادگیری،  مشاهده  و درک زندگی اطراف خود هستند. ومهمترین دلیل آنها برای بدست آوردن محبت و عشق اطرافیان  ( کسانیکه از کودک مراقبت می کنند) خودشان است. همه کودکان دوست داشتنی هستند و دریافت عشق و دوستی برای آنها بسیار حیاتی است. در یک خانواده مشکل دار دریافت این محبت و عشق بصورت پیوسته رخ نمی دهد.مادری مشغول یا  پدری که معتاد است فرصت ابراز علاقه را به کودک ندارد . از نگاه کودک این قطع و وصل شدن ابراز علاقه قابل درک نیست. رفتارهای خشونت آمیز پدر یا بی توجهی مادر برای ذهن کودک قابل درک نیست. آنها برای بدست آوردن توجه و محبت دائمی تلاش می کنند تا مشکل را حل کنند. آنها شروع به ایجاد باورهایی مثل اگر من بچه ی خوبی باشم ...  اگر در مدرسه شاگرد زرنگ باشم...اگر خانه را مرتب کنم مامان عصبانی نمی شود... اگر فوتبالیست خوبی باشم پدرم اعتیادش را ترک می کند... اگر پولدار بشم ...  و اگر های دیگری که کودک در ذهن خود می سازد تا شرایط را به حالت نرمال یا دوست داشته شدن باز گرداند. کودکان خیلی زود یاد می گیرند که اگر پدر و مادر خوشحال باشند به او هم توجه و محبت خواهند کرد. پس تمام تلاششان را می کنند که  مشکلی پیش نیاید. اما بیشتر تلاش های آنها با شکست مواجه می شود. قبول کنیم که کودکان برای مشکلات بزرگان نمی توانند راه حل های مناسبی را ارایه کنند ولی کودکان این را نمی توانند در سنین پایین درک کنند. آنها کودک هستند و فعلا در حال یادگیری و اولین چیزی که به ذهنشان می رسد را به عنوان جواب قبول می کنند.  جواب هایی از قبیل : من یک مشکلی دارم که پدرم به من توجه نمی کند. من یک مشکلی دارم که مادرم از دستم عصبانی می شود. حتما من دوست داشتنی نیستم. لابد من مشکلی دارم.  کودک بزرگ می شود و علت مشکلات را اکنون درک می کند،‌ اما این پیغام با کودک باقی می ماند که من مشکلی دارم.  زمانیکه بزرگ می شویم  قبول کردن اینکه خانواده آنها به حد کافی به ما توجه نکرده اند و دوستمان نداشته اند را معقول نمی دانیم. و قبول کردن اینکه مشکلی در من بوده راحت تر از قبول کردن داشتن خانواده یا والدین  بدون محبت و عشق است. قبول کردن کار سختی است اما برای یک زمان بسیار کوتاه، حتی یک میلی ثانیه یا میکرو ثانیه اجازه دهید که ذهن شما این وضعیت را بررسی کند. نگران نباشید برای چند ثانیه اگر شما این موضوع را بررسی کنید پدر و مادر شما  بی محبت و عشق نخواهند شد. ولی در عوض بار بسیاری از روی دوش شما برداشته خواهد شد. این وضعیت شبیه سناریوی زیر است : تصور کنید که یک سبد بزرگ را بر دوش خود دارید و تعداد زیادی توپ سنگی درون آن قرار دارد که بیشتر آنها متعلق به  کسی دیگر است. هر کدام از این توپ ها را در طول زمان  برداشته اید. رفتار اشتباه پدرم  یک سنگ، خودخواهی معلم مدرسه سنگ دیگر، فریاد مادرم سنگی دیگر ،شوخی همکلاسی ام  سنگی دیگر. قبول کنید که هیچکدام از این سنگ ها مال شما نیست . سنگ های قدیمی را دور بیاندازید. و با واقعیت زندگی خودتان روبرو شوید. همه ما اشتباه هایی می کنیم ولی قرار نیست اشتباه های دیگران را به دوش بکشیم. شاید از پدرتان در کودکی  انتظار اشتباه کردن نداشتید ولی اکنون می دانید که همه ما اشتباه می کنیم.شما انسان خوبی هستید. شما به حد کافی هم خوب هستید. شما نیازی به دوش کشیدن اشتباه های دیگران ندارید. آسوده باشید دیگر بزرگ شده اید.you are enough شما در هر نقطه ای از مسیر زندگی اتان که باشید این نقطه قسمتی از خطی است که ادامه دارد. پس شما همین حالا در کاملترین وضعیت خودتان هستید . ادامه دهید.متشکرم که زمانتان را برای خواندن این مطلب سپری کردید.این مقاله را می توانید بصورت کامل به زبان اصلی از اینجا مطالعه کنید. </description>
                <category>samadi</category>
                <author>samadi</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jun 2020 14:05:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه آهنگ ها را بدون آیتیونز درون آیفون ذخیره کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@samadi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%A2%DB%8C%D9%81%D9%88%D9%86-%D8%B0%D8%AE%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-rfhrbdvfz5zv</link>
                <description>اگر شما هم آیفون دارید. یکی از طاقت فرسا ترین کارها اضافه کردن موزیک به گوشی اتان هست. در اینجا می خواهم برنامه ای را معرفی کنم که این کار را برای من بسیار ساده کرده است.معمولا آهنگ های خوب را توی گروه های تلگرام می شه گوش کرد ولی من می خواهم آهنگ هایی که دوست دارم را روی گوشی ام گلچین کنم. یا بتونم از واتس آپ  ٌwhats App  یا iMessage   برای خودم ذخیره کنم.برای اینکار  ابتدا برنامه  Nikooplayer را ازAppStore دانلود کنید.  اینم لینکش http://bit.ly/NikooPlayer یا یک برنامه دیگه به اسم Documents وجود داره که موزیک پلیر نیست ولی اجازه کپی کردن فایلها را به ما میدهد. Documentsحالا که برنامه  را نصب کردید، برنامه تلگرام  را باز کرده بر روی آهنگ مورد نظر که دانلود شده است چند ثانیه انگشتتان را نگهدارید. گزینه More ظاهر می شه.انتخاب Moreوقتی more را بزنید یک پنجره جدید به شکل زیر خواهید دید. که دکمه  ارسال به  در زیر صفحه ظاهر می شود. اگر بر روی آن کلیک کنید لیست برنامه هایی که شما می تونید فایلتان را کپی کنید ظاهر خواهد شد حالا می تونید فایلی که دوست داشتید را کپی کنید داخل Nikooplayer  یا هر برنامه ای که این امکان را داشته باشه. به همین راحتی.  لطف Nikooplayer در اینست که  لازم نیست دوباره از داخل ابزاری دیگری موزیک خودتان را  انتخاب و پخش کنید. Nikooplayer یک برنامه موسیقی با امکانات فراوان هست و این تنها یکی از مزیت هایی است که دارد. copy toسریع می تونید آهنگ های دلخواه تولد را برای مهمونی فردا حاضر کنید . ‌از دست این کرونا نمی شه یک پارتی هم گرفت  :) پس حداقل  یک کالشکن خوب برای تغییر روحیه خودتان ایجاد کنید.موسیقی روحیه انسان ها را تغییر می دهد.در حالت دوم اگه لپ تاپ مک دارید و همه آهنگ ها را قبلا روی کامپیوترتان ذخیره کرده اید می توانید با استفاده از AirDrop آهنگ ها را داخل گوشی خودتان اضافه کنید.۱- روشن کردن airdrop آیفونحتما بلوتوث و شبکه اتان را روی گوشی و مک بوک اتان فعال کنید. سپس  برنامه فایندر  را داخل مک بوک خودتان باز کنید.اگر همه چی خوب پیش بره باید بتونید آیفون یا آیپد خودتان را ببینید. ۲- همه موزیک های مورد علاقه اتون را بکشید روی آیکون  iphone Finder -&gt; Airdrop AirDrop Macحالا پیغامی روی گوشی اتون ظاهر می شه را قبول کنید.روش  سوم و کلاسیک  اضافه کردن آهنگ به آیفون توسط آیتیونز هم به طور خلاصه  بصورت زیر است:ابتدا همه آهنگ هایی که دوست دارید را روی کامپیوتر داخل یک فولدر جمع کنید. سپس آیتیونز را باز کنید و یک playlist جدید بسازید. file-&gt; new playlist  حالا همه آهنگ های داخل فولدر را انتخاب کنید و بکشید بندازید داخل این playlist که ساختید. تا اینجا شما توانستید فایل ها را داخل آیتیونز اضافه کنید. حالا گوشی خودتان را به لپ تاپ وصل کنید و روی آیکون گوشی که داخل آیتیونز  ظاهر شد کلیک کنید واز قسمت sync  موزیک دنبال playlist که  در مرحله قبل ساخته بودید بگردید و کنارش تیک بزنید.این ها روشهایی که بود که من استفاده می کنم. روشهای دیگه ای هم هست. اگه دوست داشتید در کامنت به آنها اشاره کنید یا لینک برنامه را اضافه کنید .</description>
                <category>samadi</category>
                <author>samadi</author>
                <pubDate>Mon, 04 May 2020 14:31:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصمیم گیری آسان با استفاده از تفکر شناختی</title>
                <link>https://virgool.io/@samadi/%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-b828vieyiacc</link>
                <description>تخمین زده می شود ذهن انسان توانایی انجام میلیارد میلیارد محاسبه در ثاینه را دارد. این توانایی حتی بسیار فراتر از  توانایی کامپیوترهای امروزی است. در واقع، یکی از بسترهای کامپیوتری قدرتمند که دارای ۷۰۵۰۰۰  هسته پردازش هست ( لپ تاپ شما در بهترین حالت ۸ تا هسته دارد )‌ و بیش از ۱.۴ میلیون گیگابایت حافظه دارد می تواند در ۴۰ دقیقه آنچه برای یک ثانیه در ذهن انسان رخ می دهد را شبیه سازی کند.اما با وجود این ظرفیت بالا، ذهن همچنان اشتباه می کند!تصمیم گیریسمت گیری شناختی ما همگی اشتباهات تفکری را  در هنگام درک دنیای اطرافمان، در توصیف فرایندهایی که می بینیم و در تفسیرهایی که از اطلاعات بدست آمده داشته ایم،  به ارث برده ایم. روانشناسان از این موضوع بعنوان سو گیری شناختی یاد می کنند : الگویی مدون که نشانگر انحراف ما از خط اعتدال یا عقلانیت در داوری است.دنیا فضایی است کاملا پیچیده و سو گیری شناختی اغلب اوقات نتیجه ساده سازی ذهن انسان در هنگام دریافت اطلاعات است. و لزوما چیز بدی نیست. سو گیری شناختی به ما کمک می کند که سریعتر عمل کنیم و اطلاعات را فیلتر کنیم و یا آنچه مهم بود را بخاطر بسپاریم. اما می توانند باعث دردسرهایی هم شوند. مثلا در طول زمان باعث ایجاد اعوجاج هایی در نحوه ادراک ما، قضاوت های نادرست و حتی تصمیم های غیر منطقی  شده اند. یکی از مطالعات مورد علاقه ما تحقیق آقایان اریک جانسون و دانیل گلدستین است که نحوه تاثیر گذاری تفکر شناختی(Cognitive ) را بر تصمیم گیری های ما نمایش می دهد.نمودار اهدای عضو در کشورهای مختلفنمودار میله ای بالا تعداد افرادی که حاضر هستند تا اعضای خود را بعد از فوت در اختیار بقیه قرار دهند  در بعضی از کشورهای اروپایی نمایش می دهند.دقت کنید که اختلاف فاحشی بین کشورهای سمت چپ نمودار با هر کدام از کشورهای سمت راست وجود دارد. فکر می کنید دلیل این موضوع چیست ؟در نگاه اول، شما شاید به تفاوت فرهنگ یا مذهب یا اینگونه دلایل بیاندیشید، اما دقت کنید دانمارک ، سوئد ، بلژیک ،‌ سویس و آلمان  دارای یک مذهب و فرهنگ نسبتا نزدیکی هستند. اما،‌ هنوز درصد اهدای عضو در بین آنها بسیار متفاوت و مشهود است.اثر مقدار پیش فرضآنچه این تفاوت را توضیح می دهد نحوه طراحی فرم های پرسش در کشورهای مختلف است.در کشورهای که فرم ها با سوال ( اینجا را علامت بزنید اگر می خواهید اعضای خود را اهدا کنید.)  چاپ شده است ، مردم علاقه به اهدای عضو خود نداشته اند.و در کشورهایی که فرم ها با سوال ( اینجا را علامت بزنید اگر نمی خواهید اعضای خود را اهدا کنید.)بیشترین درصد علاقه مندی وجود داشته است.هیچ اهمیتی ندارد کدام یک از این فرم ها را مردم برای پر کردن انتخاب کنند،‌ همواره تمایل بسیار زیادی برای انتخاب مقدار پیش فرض در آنها دیده می شود.شما شاید در زمان اهدای اعضای خود  احساس کنید در انتخاب اهدای اعضای خود بسیار آزاد و مختار هستید. اما تاثیر انتخاب مقدار پیش فرض بسیار بالاست.این پدیده بعنوان تاثیر انتخاب مقدار اولیه شناخته شده است. و این تنها یکی از مثال هایی است که ذهن مقایسه گر در هنگام تصمیم گیری متاثر می شود.متاثر نشدنبهتر است که به یاد داشته باشیم ما هیچ گاه نمی توانیم از تاثیر ذهن مقایسه گر و یا سو گیری شناختی خود رها شویم. نه همچین چیزی را می خواهیم و نه امکانش هست. رفته رفته دلایل این تاثیرات را بیشتر خواهیم شناخت و متوجه حضورشان خواهیم شد. این تاثیرات در ذهن ما تنیده شده اند و ما برای ادمه زندگی در این دنیا به آنها نیاز داریم.اما چه کارهایی می توانیم برای کم کردن این تاثیرات انجام دهیم؟ شناخت و متوجه شدن حضور یکی از این تاثیرها، قسمت عظیمی از قدرت آنها را کم می کند. همواره برای من هم انجام ندادن کارها راحت تر از تغییر دادن آنها بود‌ :)با تشکر از زمانی که برای یادگیری سپری کردید.این متن ترجمه یک قسمت از کتاب The decision-making Blueprint آقای پاتریک ادبلاد هست.</description>
                <category>samadi</category>
                <author>samadi</author>
                <pubDate>Fri, 01 Nov 2019 23:33:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند تا چیزی که من تا ۳۳ سالگی یاد گرفتم.</title>
                <link>https://virgool.io/@samadi/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%DB%B3%DB%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-kxfjp3dpp2lz</link>
                <description>۱.شما تا موقعی که از دست ندهید، واقعا قدرش را نخواهید فهمید. شاید یکی از دردناکترین درسهای زندگی که می توان آموخت از دست دادن یک عزیز است. همواره انسان را متحول می کند. و سوالهای عمیقی را از وجود انسان بیرون می کشد. پس لحظاتی را که برای ابراز محبت و حتی احوال پرسی های کوچک و خودمانی از دست ندهید. احوال آنها را با یک اس ام اس کوتاه یا یک تماس کوتاه جویا شوید.تا فرصت دارید از این لحظات کوتاه استفاده کنید.۲. بخاطر داشته باشید کسی که احترام آبدارچی یا گارسون را نگه نمی دارد ولی با شما خیلی با احترام رفتار می کند، جای شک دارد.  معمولا انسان ها جوهره واقعی خودشان را وقتی کنترلی روی آنها نیست بیشتر نشان می دهند. مثلا در چت روم ها یا کامنت هایی که بیشتر ما وقتی خیال می کنیم کسی ما را نمی شناسد، جای خوبی است برای شناخت خودمان!۳. مهمترین رابطه که ما در زندگی داریم، رابطه ما با خودمان است.  ( دیان وان فورستن برگ). بیشتر سالهای جوانی خودم را با هزاران باید ها و نباید ها و انتظارات بی پایانی که از خودم داشتم، سپری کردم. تمرکز به روی موفقیت های کوچک روزانه و قدردان بودن از آنچه هستیم و کمی فراتر رفتن رضایت بیشتری در طولانی مدت به انسان می بخشد.۴. زندگی یکنواخت و خالی از درام خیلی زندگی لذت بخش تری است. در ۲۰ سالگی همه چیز بایست هیجان داشته باشد. شغل، تفریح ، پارتی ، رابطه و ...  اما در کنار این هیجانات امکان خطر همراه است. من هم اکنون از موقعیت ها،‌ افراد و محل هایی که باعث ایجاد خطر یا دردسر شود دوری می کنم.۵. اگر قدردان آنچه هم اکنون دارید نباشید، هیچ لحظه ای از زندگی، قادر به خوشحال کردن شما نخواهد بود. چند نفر از ما فکر می کنیم که ... من خوشحال خواهم شد زمانیکه.....  پنج کیلو وزنم را کم کنم / ارتقای شغلی پیدا کنم/ ... خودتان جای خالی را پر کنید. خوشحالی در زندگی لحظات کوتاهی هستند که تبسمی به لب دارید . قهقه ها منظورم نیست :) این حس خوب در همان لحظه هست و لازم نیست که زمان زیادی را سپری کنید تا به آن برسید. چون اگر برای خوشحالی کلی صبر کنید، دوباره کلی مشکل جدید آنجا منتظر شما خواهند بود. از آنچه هر روز رخ می دهد خرسند و متشکرباشید.اگر صدای بوق ماشینی شما را اذیت می کند،‌ نشانه این است که شما می توانید بشنوید. پس سپاسگذار باشید.اگر لباس های زیادی هست که باید داخل لباسشویی انداخته شود، نشانه این است که هنوز عزیزانتان، کنار شما زندگی می کنند.اگر اضافه وزن دارید، نشانه این است که شکر خدای را ...به اندازه کافی غذا بوده که خورده اید. :)وقتی زنگ گوشی، صبح شما را بیدار می کند...نشانه این است که یک روز دیگر فرصت زندگی دارید. ۶. افرادی که زمانهایی که قابل تحمل نیستید، در کنار شما هستند. کسانی هستند که شما را هرگز تنها نمی گذارند. این موضوع ممکن است بعد از گذر یک هفته یا یک ماه شاید هم چند سال خودش را نشان دهد و شما متوجه آن شوید. اما بخاطر داشته باشید همواره فرصت تشکر کردن از آنها را مغتنم شمارید.همه روزهای آفتابی کنار شما قدم خواهند زد، اما روزی که بارانی است چه کسی چتر را برایتان نگه می دارد؟۷. از دست کسی عصبانی شدن مانند این است که شما بخاطر رفتار یکی دیگر زهر بخورید و انتظار مردن طرف مقابل را داشته باشید. (‌بودا ). زمانیکه قبول کنیم همه ما مانند کودکی هستیم که برای راه رفتن  در مسیر زندگی هزار بار به زمین می خوریم و اشتباه می کنیم. آنگاه بخشیدن اشتباه های دیگران و خودمان راحت تر خواهد شد. ۱۴. شما قادر به آغاز فصل جدیدی از کتاب زندگی اتان نخواهید بود اگر همچنان فصل قبل را دوباره بخوانید. متشکرم که وقت گذاشتید و مطالعه کردید.  اگر خوشتان آمد این نوشته ها ترجمه نوشته  تانیا هایر هستش می تونید نوشته کاملش را از اینجا به زبان اصلی بخوانید. </description>
                <category>samadi</category>
                <author>samadi</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jul 2019 14:49:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه با یک ذهن ADHD اولویت بندی کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@samadi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%B0%D9%87%D9%86-adhd-%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-fjgzbup87dhi</link>
                <description> اولویت بندی یکی از مهارت هایی است که افرادی با ADHD بطور طبیعی در وجودشان نهادینه نمی شود. برای آنها این مهارت معمولا بیشتر  شبیه یک قدرت افسانه ای است.اولویت بندی در ساده ترین فرم به فرایند تصمیم گیری درباره این است که  ابتدا کدامیک را انجام دهیم؟مهارت اولویت بندی یک مهارت کاربردی و عملی است که  به ما در تکمیل زنجیره ای از کارها کمک می کند. این مهارت در رسیدن به مطلوب زندگی یا سمت و سویی که ما میخواهیم برویم کمک بسیاری می کند. ساختن یک لیست از کارها،می تواند یکی از راه های بسیار خوب برای انجام آنها باشد. لیست کارهایتان را می توانید اولویت بندی کرده و  بر اساس اهمیتشان مرتب کنید. حس تکمیل کارها، حس مفید بودن و بهروری که در شما ایجاد می شود،‌ باعث بالا رفتن سطح اعتماد بنفس خواهد شد.اولویت بندی چرا افرادی که ADHD دارند، اولویت بندی برایشان سخت بنظر می رسد ؟چهار دلیل اصلی وجود دارد: ‍۱- همش با هم و یکباره زمانیکه شما ADHD  داشته باشید، همیشه میلی در شما برای انجام کارها به یکباره و بقول خودمان در یک نشست دارید. می خواهید بدون وقفه در یک نشست همه کار را انجام دهید. این خواسته می تواند بخاطر علاقه زیادی به کاری که انجام می دهید داشته باشد یا بخاطر داشتن کلی کار تلنبار شده که باید انجام بشه داشته باشید و شما حس بیقراری و اضطراب برای انجام همه آنها دارید. از آنجایی که  اولویت بندی یعنی انتخاب یک کار و تمرکز بر روی آن و بیخیال شدن کارهای بعدی برای مدتی هر چند کوتاه (‌۳۰ دقیقه )‌ است. این امر برای فردی با ADHD  می تواند باعث حس اضطراب یا حتی وحشت شود. یا در ضمیر ناخودگاه احساس گناه کند. بنابراین بجای اولویت بندی آنها سعی می کنید که همه کارها را یکباره انجام دهید.یکی از راه حل ها مثلا پریدن از یک کار به کار دیگر می تواند باشد.مشکل این روش در ایجاد حس گیجی و غیر بهینه بودن آن است. علاوه بر آن بخاطر اینکه توجه شما متمرکز نمی شود، ‌شانس اتمام کار برای شما بسیار پایین می آید. ۲- هیچ موقع زمان برای اولویت بندی وجود ندارد.زمانی که زندگی شما پر از درخواست های بسیاری می شود، به نظر بهترین راه حل جواب دادن بلا درنگ به تمام درخواست ها است. با این روش شما همواره در حال تکاپو و تلاش در طول روز خواهید بود و حس خستگی در بعد از ظهر شما را فرا خواهد گرفت، اما لزوما چیزی تکمیل نخواهد شد. زمان گذاشتن برای  برنامه ریزی و اولویت بندی این درخواست ها بسیار لوکس و غیر ضروری بنظر می رسد. شاید روزی برای اولویت بندی زمان اختصاص بدهیم ولی آن روز هیچ موقع فرا نمی رسد. ۳- تصمیم گیریاولویت بندی یعنی نه گفتن به بعضی چیزها و  بله گفتن به بعضی چیزهای دیگر است. این تصمیم گیری برای افراد با ADHD بسیار سخت است. در نظر آنها همه چیز به یک اندازه مهم هستند. برای همین بهترین راه حلی که بنظرشان می رسد، انجام همه آنها باهم دیگر است. (‌مورد ۱ را ببیند). ۴- واقع گرا بودناولویت بندی همواره با واقعیت عجین شده است. اگر شما بتوانید کمی واقع بین باشید و زمان لازم برای انجام کارها را تخمین بزنید، شما براحتی تعداد کارهایی که می توان در یک روی انجام داد را بدست آورده و اولویت بندی کنید. اما کی گفته که میخواهیم واقع بین باشیم ؟ این کار باعث می شود احساس دست و پا بسته بودن یا حبس شدن را داشته باشیم، بخصوص زمان هایی که کارهایی زیادی برای انجام وجود دارد. سریعا باید مشغول شد.افراد با ADHD برای داشتن افکار بزرگ ساخته شده اند و زمانیکه شرایط مهیا باشد، شما مانند انسانهای ماورایی در فضا و زمان حرکت خواهید کرد و گام های بزرگ در زمانی کوتاه برخواهید داشت. مشکل زمانی شروع می شود که نمی توانید آنرا تکرار کنید. هنوز بخاطر داشتن آن تجربه خاص و شگفت انگیز،‌ شما امیدوارید و خیال می کنید که شما همواره می توانید کارهای بیشتری در یک روز انجام دهید. زمانی که اولویت بندی نمی کنید چه رخ می دهد؟برای اینکه انسان ها امکان انجام تنها یک کار در یک لحظه را دارند، اگر بطور آگاهانه و فعالانه کارهای خود را اولویت بندی نکنید پس بدون برنامه و با استفاده از شرایط اولیه اولویت بندی خواهید کرد.کدام یک از تکنیک ها زیر را در زمان هایی که  برنامه اولویت بندی ندارید،  استفاده می کنید ؟اول کوچک ترین شما کوچکترین ، سریعترین یا کوتاه ترین کار را در لیست کارهایتان انتخاب می کنید. این حس خوبی به شما می دهد چون روی یکی از آنها خط می کشید.  کوچکترین کارها معمولا کارهای بی اهمیتی هستند و این هم یکی از مشکلات این استراتژی است. مشکل دیگر زمانی است که  با گذشت زمان، کارهای کوچک انجام می شوند اما دیگر برای کارهای بزرگتر و معمولا مهمتر زمان نخواهید داشت.  با استفاده از روتین ها و عادت هاخودتان را در حالت خودکار قرار می دهید و دوباره با استفاده از روتین هایی که داشتید کارها را انجام می دهید و دوباره از توجه کردن به اولویت کارها و مقدار اهمیت آنها غافل می شوید.هر کدام سمج تر یا هر کسی اول خواست؟ شما به اولین نفری که از شما درخواست کند، زمانتان را اختصاص می دهید یا کسی که سماجت و اصرار بیشتری به خرج می دهد. مردم خیلی زود تشخیص می دهند که چگونه شما عمل می کنید و از آن به نفع خودشان استفاده می کنند. هرچند،‌ آنچه بیشترین اهمیت را برای آنها دارند لزوما مهمترین کار یا رخداد برای شما نیست. در همسایگیشما ممکن است خودتان را همواره در حال انجام کارهای افرادی که در اطراف شما هستند( همسایه هایتان)  ببینید. بنظر منطقی می رسد، اما روش خیلی خوبی برای اولویت بندی نیست.منتظر حس خوب داشتنشما ممکن است خودتان را منتظر بدست آوردن حس خوب برای انجام یک کار،‌ بیابید. یا بقول خودمان توی مد انجام کاری باشید. خطری که در این استراتژی به کمین نشسته بسیار بزرگ است. چون ممکن است هرگز احساس خوبی به شما برای انجام آن کار به شما دست ندهد. تحت تاثیر دیگرانشما ممکن است آنچه دیگران  و یا اطرافیان شما انجام می دهند را تکرار کنید، چه در خانه چه در محل کار.اگر آنها معمولا برای تفریح تلویزیون  می بینند یا برای ناهار بیرون می روند، شما هم آنها را تکرار می کنید. شما با این روش همچنان کارهایی را انجام می دهید، هرچند این کارها شما را به سمت اهداف شما، سوق نمی دهند و یا شما را در پایان روز رازی نمی کنند. تنها با دانستن نمی توان تغییر کرد، دانستن نصف موضوع است و نیمه دیگر آن آگاه بودن به نحوه اولویت بندی لحظاتی است که باعث تغییر در زندگی اتان بشود.هر مقدار از زمان را که به برنامه ریزی و اولویت بندی کارها اختصاص دهید برای شما مثل یک سرمایه گذاری پربازده عمل خواهد کرد. شما را از حالت همواره مشغول را خارج خواهد کرد و به شما اجازه کنترل امور و برنامه هایتان را خواهد داد. اگر فکر می کنید قادر به اولویت بندی نیستید، با شما مخالفت شدید می کنم! بخاطر اینکه می دانیم شما زمانیکه به پایان وقت کاری که می رسید یا به انتهای پروژه که نزدیک می شوید یا به روز امتحان که نزدیک می شوید، شرط می بندم که شما واقعا به نحو احسنت اولویت بندی انجام می دهید. شما می دانید که مهمتر کارتان کدام است و به چه چیزهایی باید نه بگویید تا امتحان را پاس کنید و یا پروژه را به موقع انجام دهید. هرچه به خط پایان نزدیکتر می شوید ذهن شما بهتر اولویت بندی می کند.به این می گویند اولویت بندی! حال می خواهیم این بازوی اولویت بندی را هر روز با تمرین کمی قوی تر کنیم و منتظر لحظه آخر برای این کار نباشیم.با تشکر فراوان از زمانیکه برای یادگیری سپری کردید.این متن ترجمه نوشته ای است که می توانید به زبان اصلی خودتان مطالعه کنید. https://untappedbrilliance.com/how-to-prioritize-when-you-have-adhd/ </description>
                <category>samadi</category>
                <author>samadi</author>
                <pubDate>Fri, 10 May 2019 00:43:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه از الگوریتم دایکسترا برای مدیریت هزینه هام استفاده کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@samadi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%85-%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%85-rptkbuvgpjac</link>
                <description>این روزها همه ما با استفاده از برنامه های مختلف روی گوشی مسیر رسیدن به جاهایی که اصلا بلد هم نیستیم را به راحتی پیدا می کنیم. اما اگر قرار بود شما به عنوان یک فروشنده مستقل به ده جای مختلف در شهر سر بزنید و با کمترین هزینه ممکن این کار را انجام دهید چه باید می کردید ؟این مشکلی بود که آقای دایکسترا در سال ۱۹۵۵ برای شما حل کرد. آقای دایکسترا که یک روز با دوست دختر خودش به خرید در شهر رفته بود در هنگام استراحت در یکی از کافه ها، راه حل این مساله به ذهنش رسیده و این مشکل را حل کرد.الگوریتم دایکسترا یکی از الگوریتم های بسیار مشهور دنیاست که در روتینگ شبکه ها، مسیر یابی نقشه های ترافیکی و حتی یافتن مسیر برای ربات های هوشمند استفاده می شود.حال ما یک مثال ساده اینجا بعنوان فروشنده داریم. این فروشنده ما در خانه a زندگی می کند.دایکسترا گراف فروشگاه هایی که قرار است برود به اسم های b, c,d,e,f نام گذاری شده و قیمت کرایه مسیر هم بر روی خطوط نوشته شده. به زبان علمی به شکل بالا گراف گفته شده و محل فروشگاه ها را راس گراف و خطوط بین انها را یال گراف می نامند.آنچه من فهمیدم … مثلا قراره هر روز از خانه بزنی بیرون و فروشگاه های مختلف را برای فروش سر بزنی. هر روز یک فروشگاه.و چون آدم خسیسی هستی…می خواهی با کمترین پول این کار را انجام بدی.با توجه به نقشه بالا که خانه a محل زندگی من است. بیدار می شم و می بینم که برای من سه تا انتخاب هست. ۱) فروشگاه b برم با ۲ تومان.. ۲) فروشگاه c برم با ۵ تومان ۳) فروشگاه d برم با ۸ تومان..خوب چون من خسیسم و معلوم نیست فردا چی خواهد شد ..پس من کمترین پول را خرج می کنم تا به یک فروشگاه سر بزنم.پس فروشگاه b را که ۲ تومن برام هزینه داره را انتخاب می کنم. وقتی رفتم فروشگاه b... اطلاعات جدیدی درباره مبلغ رفتن به فروشگاه c , f بدست میارم که اونها را هم برای خودم یادداشت می کنم.روز بعدی فرا میرسه ..باز از خانه میام بیرون و می خوام به یک فروشگاه جدید سر بزنم ولی با کمترین هزینه ممکن..فروشگاه b را که رفتم..پس هیچی ..میمونه فروشگاه های بعدی..اگه بخوام برم به فروشگاه ‌‌c باید ۵ تومن بدم..اگر بخوام برم d هشت تومن ..اگر بخوام برم f هم بازم هشت تومن…ولی اگه کمی تفکر اقتصادی داشته باشی :) می دونی که با رفتن به b سپس به فروشگاه c می تونی اون روز را با چهار تومان هزینه تموم کنی…(یک تومان به نفعت میشه ) پس مسیر جدید a-&gt;b-&gt;c را با هزینه چهار تومان انتخاب می کنی.شب می خوابی و از اینکه تونستی تریک بزنی خوشحالی ..فردا باز بیدار می شی و این بار می خوای بری به یک فروشگاه جدید با کمترین هزینه سفر… اگر برم به d که میشه ۸ تومن…اگر بخوام برم به f میشه ۸ تومن …ولی اگر برم به e چی ؟اگر مستقیم برم به c بعدش به e میشه ۶ تومن…ولی می تونم بازم تفکر اقتصادی داشته باشم و با رفتن به b از انجا به c و سپس به e با ۵ تومن روزم را به پایان برسونم…به من میگن یک آدم باهوش که با استفاده از گراف مسیر تونستم هزینه هام را کنترل کنم.دو تا فروشگاه های e, f را که روزهای دیگر قراره برم را بررسی می کنم و می بینم که با کمتر از ۸ تومان نمی شه…پس برای هر کدام از آنها نیز ۸ تومان هزینه می کنم و بدین ترتیب آخر روز پنجم همه فروشگاه ها را با کمترین هزینه بازدید کردم.بدین ترتیب مشکل آقای فروشنده ما حل شد ولی برای دوستانی که میخواهند کمی بیشتر و بصورت علمی تری این مبحث را ادامه بدهند. می توانند از فیلم آموزشی پایین استفاده کنند.  https://www.aparat.com/v/svDju/الگوریتم_دایکسترا(Dijkstra_Algorithm) با تشکر از زمانی که برای یادگیری سپری کردید.</description>
                <category>samadi</category>
                <author>samadi</author>
                <pubDate>Wed, 20 Feb 2019 17:06:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه برنامه نویس حرفه ای بشویم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@samadi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-vzjngcyfylgw</link>
                <description>یادگیری برنامه نویسی می تواند انسان را به تلاش بکشد. نکات و مهارت هایی را شما برای یادگیری نیاز خواهید داشت. دانستن اینکه چگونه شروع کنیم، چه چیزی نیاز داریم و یا چگونه مطالعه کنیم؛ کلیدهای اصلی در این سفر و در مسیر رشد شما هستند. اما ابتدا دو افسانه ای که مردم درباره یادگیری یک مهارت یا حرفه شنیده اند را بازگو خواهم کرد.افسانه اول درباره استعداد و انگیزهدو افسانه ای که مردم را از یادگیری یک مهارت یا حرفه، باز می دارد عبارتند از : افسانه اول: مردم در چیزی مهارت دارند بخاطر اینکه آنها با استعداد هستند.واقعیت:‌ مردم در چیزی مهارت دارند بخاطر اینکه آنها بسیار تمرین کرده اند.استعداد معمولا نتیجه ساعت ها ( و سالها) تمرینی است که کسی نمی بیند. زمانیکه ما با شخصی روبرو می شویم  که بصورت خارق العاده ای کاری را انجام می دهد،‌ به طور ناخودآگاه تمایل داریم تصور کنیم که آنها همواره قادر به انجام این کار بوده اند. در طبیعت آن افراد بوده است. اما تحقیقات نشان می دهد افراد خبره ، همان انسان های معمولی هستند که ساعت های طولانی در آن کار، تلاش و پشت کار داشته اند. برنامه نویساگر شما میخواهید به مانند یک برنامه نویس ماهر بدون هیچگونه انرژی و به راحتی کد بزنید، نیاز دارید که  ساعت های زیادی را با تمرکز بالا، تمرینات کدنویسی را همانطور که فرد خبره انجام داده است را تمرین کنید. اگر هنوز به اندازه یک فرد خبره انرژی و زمان برای کدنویسی سپری نکرده اید،‌ پس دلیلی وجود ندارد خودتان را با فرد خبره مقایسه کنید. بنابراین هیچ دلیلی برای اینکه فکر کنید شما نمی توانید یا احساس کنید که انگیزه ای برای ادامه دادن ندارید را کنار بگذارید. این مطلب را که نیاز دارید به اندازه یک فرد خبره تمرین کنید همواره زمان های تمرین به خودتان  گوش زد کنید تا بتوانید با انگیزه ادامه دهید. دانستن اینکه شما هم با انجام دادن تمرینات به مدت زمان کافی، به یک فرد خبره تبدیل خواهید شد در زمان های تمرین به شما انرژی و نگاهی واقع گرایانه خواهد داد. با استفاده از مهارت های یادگیری و نحوه مطالعه می توانید به خودتان در رسیدن به مهارت یک فرد خبره کمک بگیرید.آیا در وجودتان بخاطر اینکه شما به حد کافی با استعداد نیستید یا چون به راحتی نمی توانید کاری ( کدنویسی ) انجام دهید، شما را از انجام آن باز می دارد؟ آیا فکر می کنید زمان زیادی برای کسب مهارت مورد نظر صرف می کنید؟  آیا این زمان بسیار طولانی است ؟‌حتی همین حالا که شما در باره کدنویسی فکر می کنید. ممکن است که فکر کنید سالها طول خواهد کشید تا من برنامه نویس ماهری شوم. اما بخاطر بیاورید که این استدلال مانعی برای شروع به کدنویسی نمی تواند باشد.قبول کنید که برای مسافرت از شیراز تا تهران نیاز دارید که ۷۰۰ کیلومتر بروید. هیچ مسافری بدون طی کردن این مسافت به تهران نخواهد رسید. پس برای تبدیل به یک برنامه نویس ماهر قبول کنید که فاصله وجود دارد و با هیجان و شوق رسیدن به مقصدتان قدم بردارید. در نهایت پاسخ به این سوال؛ آیا می دانید من چند ساله خواهم شد زمانیکه این مهارت را یاد بگیرم ؟ می تواند این باشد:  همان سنی را خواهم داشت که اگر این مهارت را یاد نگیرم! افسانه دوم درباره استعداد و انگیزهافسانه دوم : کسانیکه سخت کار می کنند بسیار با انگیزه هستند و من برای شروع این کار نیاز دارم که انگیزه داشته باشم .حقیقت: افرادی که سخت کار می کنند دارای انضباط شخصی هستند.شما نمی توانید کار زیادی در زندگی اتان انجام دهید اگر تنها روزهایی که حس خوبی داشته باشید سر تمرین  بروید.  (جری وست - بازیکن حرفه ای بسکتبال)حاضر شدن در تمرینات زمانیکه شما حس خوبی ندارید، کلید رشد در هر زمینه ای است. تمرین مداوم نام جادویی است که مردمان عادی را تبدیل به فرد خبره می کند. از آنجا که احساس های انسان بسیار ناپایدار هستند؛ (بعضی موقع ها خودمان را پر انرژی، خوشحال و زمانهایی نارحت و خسته حس می کنیم) پس ابلهانه خواهد بود که تصمیمات خودمان را برای تمرین کردن یا نکردن بر اساس آنها بگیریم. اگر تنها زمانهایی که حس خوبی داریم تمرین کنیم به اندازه کافی برای ایجاد رشد و تغییر تمرین نکرده ایم و ما را واقعا به جایی که مد نظر ماست ( برنامه نویس حرفه ای)‌ نخواهد رساند. ایجاد عادت تمرینبرای ایجاد انضباط شخصی ما نیاز داریم که حتی زمانهایی که حس خوبی نداریم تمرین کنیم. این قضیه باعث ساخته شدن عادتی می شود که هر زمان که بخواهیم تمرین کنیم بدون اینکه به احساس خوب داشتن نیاز داشته باشیم. در ابتدای این تمرین شما نیاز دارید تا از  اشتیاقی که در درونتان برای  رسیدن به مقصد ذخیره کرده اید استفاده کنید تا درمقابل صدای درون ذهنتان که می گوید: الان حسش نیست...، بعدا انجامش می دم...، من نمی تونم همین حالا انجامش بدم .... مقاومت کند. ولی در نهایت خوشبختانه بخاطر قدرت عادت که در شما رفته رفته قدرت می گیرد به صورت اتوماتیک و بدون هیچ مقاومتی کاری را که میخواهید را بدون توجه به حس و حالتان انجام خواهید داد. درباره ساختن عادت بیشتر صحبت خواهیم کرد اما مقاله ای درباره انگیزه را بنداز دور،‌چیزی که نیاز دارید انضباط شخصی است  را به زبان انگلیسی می توانید مطالعه کنید. اگر هم حسش نبود :)  می توانید منتظر باشید تا شخصی ترجمه کرده و در ویرگول پست کند. :)متشکرم از زمانی که برای یادگیری صرف کردید. </description>
                <category>samadi</category>
                <author>samadi</author>
                <pubDate>Thu, 03 Jan 2019 15:11:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه مشکلات فایل CSS را با استفاده از مرورگر حل کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/JavaScript8/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-css-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-budoqixdfbtc</link>
                <description>در مصاحبه قبلی با آقای john rivialo یادگرفتیم که یکی از مهمترین مهارتهایی که برنامه نویس ها نیاز دارند توانایی دیباگ کردن کدهاشون هست. در این جلسه می خواهیم به راه های دیباگ کردن CSS توسط ابزار گوگل chrome Devleoper  که مورد علاقه من هستند نگاهی کنیم. اگر چه ما داریم از گوگل کروم  اینجا استفاده می کنیم اما تمامی مرورگرها، ابزار توسعه خودشان را دارند که  در مقایسه با آنچه من در گوگل کروم نشان خواهم داد،‌چیزی کم ندارند. حال بدون توجه به اینکه  از کدام ابزار استفاده می کنید ،‌مهم کسب مهارت و  راحت بودن با ابزارهای توسعه ای است که شما می شناسید.  ابزارهای توسعه سطح بسیاری را پوشش می دهند،‌پس در این جلسه من  قصد دارم بر روی css  و  چیزهایی که بدان مربوط است،  تمرکز کنم.  https://www.aparat.com/v/RcXOH اول از همه قصد صحبت کردن درباره نحوه حرکت بر روی DOM یا ساختار صفحه وب شما را دارم، طوریکه شما بتوانید یک المان خاص را هدف بگیرید. در مرورگر کروم شما از تب المنت ها (Elements Tab) این کار را انجام می دهید. در مرحله دوم  نگاهی به دو  مرکز اصلی  که به شما قدرت تحلیل آنچه CSS شما اعمال می کند را  دارد که در زیرمجموعه Styles و computed  قرار گرفته اند. همچنین من به شما نحوه اعمال تغییرات به فایل HTML و CSS کدهای مربوطه را نشان خواهم داد. خب اجازه دهید یک نگاهی داشته باشیم. اینجا یک پروژه ساده وجود دارد که ما در جلسه قبلی کدنویسی کرده ایم. ما به چندین روش می توانیم به ابزار توسعه در مرورگر خود دست بیابیم. یکی از راه های آن از طریق منوها است، اما بسیار نا کارآمد است. بهترین راه کلیک راست کردن بر روی یک از المان های روی صفحه و انتخاب Inspect  از زیرمنوی پدیدار شده است. یک کلید میانبر هم برای این کار وجود دارد که شما میتوانید استفاده کنید. command + option + I  بر روی مک بوک و ctrl + shit + I بر روی ویندوز. حالا در سمت چپ خود صفحه وب سایت و در سمت راست کد HTML را می توانید ببینید.یا دقیق تر بگم DOM مربوط به فایل HTML را می بینید. به شما یک طرح کلی از اتفاق هایی که در صفحه html شما رخ می دهد را نمایش می دهد. می بینید که با حرکت کردن بر روی المان های مختلف بر روی DOM ، متناظر با آن قسمت هایی از صفحه در سمت چپ پر رنگ می شوند.   DOM پنجره حال چون این پنچره از ما یک فضایی را می گیرد. این نما مخصوص نمایشگر موبایل بوده و  یا به قول خودمان به نقطه شکست موبایل رسیده است .اگر بخواهم می توانم یه خورده صفحه را بزرگتر کنم  تا منوی بالایی که به شکل موبایل بود به شکل معمولی نمایش داده شود. ما می توانیم به نقطه شکست بعدی برویم ولی این یکی خوب بنظر می رسد. خوب همین جا رهایش خواهیم کرد. حالا تعداد بسیار زیادی از عملکرد های مختلف با توجه به شرایط کلیک راست کردن بر روی اشیای مختلف برای ما بوجود می آیند. پس دقت کنید که در محلهای مختلف آنرا امتحان کنید. برای مثال من می توانم با کلیک راست کردن اینجا (نوشته ای از پاراگراف)  و انتخاب inspect بر روی یک المان دیگر از DOM به سرعت تمرکز کنم. همچنین کلیک راست های فراوان دیگری که می تواند بر روی المان های دیگر رخ دهد. اگر من بر روی این یکی(&lt;P&gt;)  کلیک راست کنم، مشاهده خواهید کرد که یک تعداد آیتم های اضافه آشکار می شوند که مخصوص تب Elements می باشد. حالا شما محل تب (Elements) را می توانید با استفاده از (docker) از این قسمت (بالا چپ) عوض کنید. شما می توانید آنرا به زیر یا کناره ها منتقل کنید. این چیدمان برای ما به خوبی در بسیاری از مواقع جوابگو خواهد بود و من این نما از صفحه وب خودم را در سایز موبایل دوست دارم.  همانطور که متوجه شدید زمانیکه من درون این المان های مختلف حرکت می کنم، آنها درون صفحه پررنگ می شوند و به من اجازه می دهند که بدانم اگر اینجا کلیک راست کنم به شما این قسمت از DOM را نمایش خواهد داد. راه دیگری نیز برای انجام این کار وجود دارد. اگر شما دنبال یک المان خاصی هستید، شما می توانید اینجا کلیک کنید. در این ایکون در بالا - چپ و سپس یک المان بخصوص را با آن نشانه گیری کنید و بر روی آن کلیک کنید. برای نشانگیری از منوی بالا -چپ استفاده کنید.اجازه دهید بگوییم ما  این عنوان را می خواهیم.  با کلیک بر روی آیکون و سپس هدف گیری کردن المان مورد نظر و سپس کلیک کردن بر روی ان مستفیما به المنت خواسته شده می رود . حال که المان مربوطه را درون DOM انتخاب کردید ، اینجا در تب Elements شما می توانید درون DOM با کلیدهای جهت دار حرکت کنید. کلید جهت بالا و پایین را بزنید و سپس اگر شما کلید جهت راست را بزنید،‌المان انتخاب شده باز می شود. شما می توانید ، البته با زدن کلید جهت چپ بسته خواهد شد. یا می توانید با موس بر روی المان دیگری کلیک کنید. حال اگر میخواهید ببینید یک Node ( گره) چه شکلی می شود زماینکه یک رویداد مانند Hover رخ می دهد، شما می توانید یکی ازاین المان های DOM را باز کنید. پس اجازه دهید برویم بالا و یکی از این ها را در منوی Navigation باز کنیم. و اگر من  در سمت چپ این المان کلیک راست کنم ، یک منوی محتوایی خواهم داشت که می توانم Hover  را انتخاب کنم تا نحوه اجرا شدن hover را بر روی آن المان مشاهده کنم. این عملکرد را می توان از این قسمت نیز دسترسی داشت(‌تب styles)، بنابراین شما می توانید حالت های مختلف  این المان یا المان های دیگر که در دسترس هستند را خاموش و روشن کنید. حرکت بر روی درخت DOMحالا، اگر شما به این قسمت  میان دو پنجره نگاه کنید به شما اجازه می دهید که به سمت بالای درخت DOM  حرکت کنید. ما همین حالا به تگ لینک نگاه می کنیم. و اگر اینجا کلیک کنم یک طبقه بالاتر می رود یعنی جاییکه المان Div با کلاس Navbar قرار دارد. من می توانم بر روی درخت DOM به سمت بالا یا پایین حرکت کنم.  حالا زیر آن یک پنجره با اطلاعات کمکی وجود دارد، اجازه دهید کمی این پنجره را  بالاتر بکشیم ( click and Drag). حال، در این قاب مربوط به  styles  شما می توانید نحوه اعمال این المان ها را مشاهده کنید. و شماره خط کد مربوط به CSS  را می بینید. جاییکه کدها را تعریف کرده اید. پس اگر شما دنبال آن هستید که بدانید کجا کلاس navbar و یا nav  را من تعریف کرده ام ، من می توانم بر روی این کلیک کنم و مستقیما به جایی که میخواهم ،‌ درون فایل stylesheet  خودم بروم. حالا من می توانم آنها را تغییر بدهم اما تغییرات به طور پیش فرض ذخیره نخواهند شد. پس می توانید با این متغیرها بازی کنید،‌ اما این به شما واقعا می گوید که کدتان کجاست، به طور مثال  کدام خط را شما می توانید تغییر دهید تا  تغییرات مورد نظر اعمال شود.مشاهده فایل استایل شیتخوب اجازه دهید کمی جلو برویم و برگردیم. دقت کنید که این نیز شما را به تب sources  می برد. پس ما باید به کلیک کردن بر روی تب elements به جایی که بودیم برگردیم. این یک روش واقعا معرکه برای پیدا کردن محل تغییرات در فایل CSS خودم هست. حال اگر شما میخواهید. شما هم می توانید چندتا از این را با کلیک کردن بر روی آنها تغییر دهید. این تغییرات موقت هستند، خب اگر می خواهید از نو شروع کنید کافیست صفحه را رفرش کنید و تغییرات شما از بین خواهند رفت. پس المان مربوطه به یاد نخواهد داشت که میخواستم  خاصیت hover را بر روی آن امتحان کنیم. پس برگریدید و دوباره آنرا روشن کنید. و  اینجا همین حالا  color را  دوباره ریست کرد. روشن و خاموش کردن استایلما می توانیم استایل ها را خاموش یا روشن کنیم.  اگر بخواهیم می توانیم تاثیر هر کدام این این تعریف های مختلف را بر روی صفحه خودمان ببینم . و در کنار این شماره های خط کد مربوط به CSS شما متوجه یک قسمت دیگر به اسم user agent stylesheet  خواهید شد . معنی این قسمت آن است که خود مروگر بر روی نحوه نمایش این المان  با توجه به پیش فرض های خود، تاثیر گذاشته است.  بعضی موقع های خط زدگی کد را خواهید دید. یکی مثل این در این خط، و این بدان معناست که این استایل توسط یک استایل دیگر جایگزین شده است (‌overwritten).برای مثال، با وجود اینکه رنگ لینک های را ما تعریف کرده ایم که به این رنگ قرمز باشد، هر موقع که به روی آنها می رویم،‌ توسط این استایل جدید به این رنگ کمی تیره تر جایگزین می شود. و بخاطر همین است که در سمت چپ، شما لینک پروفایل را کمی تیره تر از بقیه لینک های منو که ما تعریف کرده ایم، مشاهده می کنید.  اگر استایل های شما کمی رنگ پریده دیده می شوند مثل اینها که مربوط به margin و padding می شوند ، این بدان معناست که این استایل ها در کد CSS تعریف نشده اند اما زمان اجرا‌ محاسبه و اعمال خواهند شد. قسمت  computed و فضای اطراف المانحال یکی از کارهای بسیار رایجی که شما هنگام اشکال یابی انجام خواهید داد، پیدا کردن عرض المان های خواهد بود. شما می توانید اینجا ببینید. اینجا نوعی از نمایش جعبه ای را می توان مشاهده کرد که المان جاری را مدل می کند. پس ما می توانیم درواقع بیاییم انجا و اینها را تغییر دهیم. مثلا بگیم که padding  را در بالا پاک کردیم. دوباره، اگر میخواهید به حالت اول برگردید کافیست که صفحه را بازفراخوانی کنید. تمام تنظیمات به حالت اول بر میگردد. اجازه دهید hover را به حالت قبل برگردانیم از اینجا. و شما می توانید در قسمت پایین و راست پنجره ای را مشاهده کنید. بخاطر اینکه ما  پنجره بسیار عریضی داریم. ما یک نمای نسبتا متفاوتی از آنچه اینجا رخ می دهد را مشاهده می کنیم.این نما را بعضی وقت ها نمای محاسبه شده می نامیم. بهتر بود که در یک تب جدا قرار می گرفت. با توجه به انچه شما در محیط اینترفیس اینجا تعریف کرده اید. ممکن است در قسمت راست ظاهر شود. من می گویم ، من فکر می کنم اگر شما این پنجره را از این محل کمی کوچکتر کنید، ممکن است ناپدید شود. واقعا به این موضوع به چیدمان شما ربط دارد. بنابراین،ما همینطور که هست آنرا باقی خواهیم گذاشت. پس این نما اینجا به ما درباره نسخه محاسبه شده به ما اطلاعات می دهد.و  مقادیر این پنجره مفیدتر از بقیه است بخاطر اینکه اگر شما قصد پیدا کردن font نهایی یا اندازه فونت بعد از اعمال تمام استایل ها را داشته باشید به شما کمک خواهد کرد. اگر شما به این لیست در چپ بروید شما استایل های اعمال شده را به ترتیب تعیین شده خواهید دید پس این استایل ها دست راستی اینجا،  استایل های قدیمی را  بازنویسی خواهند کرد که این در این جا به نحو دیگری تعریف شده بودند.هر چند اگر شما تنها به دنبال  بدست اوردن آخرین استایل اعمال شده به یک المان هستید پس شما آنرا همین جا در این تب computed  خواهید دید. هرچند ممکن است که ما padding را جای دیگری تعریف کرده باشم اگر ما میخواهیم مقدار واقعی padding را در قسمت پایینی این المان بدانیم،‌ به من می کوید که آن 16px  پیکسل است و مشخصه font-weight  آن مقدار 600px است. اگرچه ممکن است جای دیگری من آن را تعریف کرده باشم. حال اگر شما میخواهید  به جایی که واقعا تعریف شده در CSS خود بروید می توانید با باز کردن این مثلث کوچک کناری شما شماره خط مربوط به آن را مشاهده می کنید. شما همچنین می توانید با کلیک کردن در این فلش کوچک که اینجاست دوباره محل استایل شیت خودتان بروید. که محل تعریف  استایل شماست. توجه کنید که این قسمت چپی اینجا پر رنگ می شود .  شما می توانید روی این لینک ها هم کلیک کنید اگر بخواهید کد اصلی را که در خط 58 نوشته شود مشاهده کنید. در بعضی از مواقع  این سریع ترین روش  پیدا کردن جای دقیق  استایل تعیین شده است که تغییر کرده است . به جای آنکه شروع به کنکاو در درون DOM کنیم. همانطور که اشاره کردم برای تغییر دادن این استایل ها، ساده ترین کار کلیک کردن بر روی تب style از اینجاست.insert new ruleشما می توانید آنها را فعال یا غیر فعال کنید. و شما می توانید این دکمه  insert new rule را استفاده کرده و برای وارد کردن یک قانون جدید استفاده کنید. سمت راست پایین تمامی تعریف استایل های مختلف قرار دارد. پس ما می توانیم یک استایل دیگر اینجا یو یا با کلیککردن اینجا اضافه کنیم. یه جورهایی در انتهای سیمایکالون  و سپس ما می تونیم یک استایل دیگر به این لایه اضافه کنیم. اگر شما این کار را  به درستی در این المان انجام دهید. تعریف استایل که در تمام المنت ها متفاوت خواهد بود . مانند اضافه کردن یک مشخصه به یک تگ بخصوص عمل خواهد کرد. بنابراین خودش را به صورت خاص تری نمایش می دهد. توجه کنید که یک بار که من این  تغییر را انجام دادم، اینجا نشان می دهد که این کد بازنویسی شده است  و همینطور این یکی که من چند دقیقه پیش اضافه کردم و همچنین نشان میده که  استایل قبلی هم باز نویسی شده است.  دوباره می گم،‌اگر بخواهیم  از نو شروع کنیم کافیست که دکمه رفرش را بزنیم و تمام تغییرات از بین می روند.اینجا  صفحاتی وجود دارند که شما در آنها می توانید اطلاعات بیشتری درباره کار با ابزارهای توسعه برای مرورگرهای متفاوت را پیدا کنید،‌همچنین چند دوره  آموزشی درباره نحوه عملکرد ابزارهای توسعه وجود دارد. این موضوع خیلی مهم است که شما با آنها راحت باشید و برای این کار شما نیاز دارید که زمانی را برای تمرین کردن با آنها اختصاص دهید. لینک فیلم آموزشی به زبان اصلی https://www.lynda.com/Web-Development-tutorials/How-do-you-debug-CSS-using-your-browser/580663/638757-4.htmlلینک فیلم آموزشی به زبان فارسی  ( جدید - آپارات)با تشکر از زمانی که برای یادگیری صرف کردید.علی صمدی</description>
                <category>samadi</category>
                <author>samadi</author>
                <pubDate>Mon, 24 Dec 2018 02:27:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه کاری برنامه نویسان حرفه ای وب بخش یک</title>
                <link>https://virgool.io/JavaScript8/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DB%8C%DA%A9-ctsz93hxfzyv</link>
                <description>چه دنبال شغل جدید باشید و یا سعی کنید که مهارتهای خودتان را در کد نویسی به روز نگه دارید، مو شکافی در درک کدهایی که در فرانت و فول استک استفاده می شود باعث افزایش ارزش شما بعنوان یک برنامه نویس در زمان استخدام خواهد شد.مولف در این هفته نامه، درباره مهارت های کدنویسی که هر برنامه نویسی باید در چنته خود داشته باشد مطالبی را منتشر خواهد کرد. در کل شما در جریان یک سری از نمونه های عملی به طور خلاصه قرار خواهید گرفت. این دوره آموزشی سعی دارد مراحل مصاحبه استخدامی برای مدیران و حرفه ای های صنعت برنامه نویسی وب را  توضیح دهد و  با استفاده از مثال هایی نحوه عملکرد دیگران را در مسیر شغلی خودشان در اختیار شما قرار دهد.بعضی موقعی ها سوالهایی که در مصاحبه شغلی شما با آنها روبرو می شوید برای سنجش چگونه انجام دادن مساله نیست، بلکه برای پیدا کردن جواب برای چرا ما به این روش خاص آنرا انجام دادیم، طراحی شده است.دلیل اینکه بعضی موقع ها یک سر آشپز در یک تست پخت و پز، از شرکت کننده ها می خواهد تا کاری مانند پختن نیمرو را انجام دهند، یکی از این چرا هاست. پس شما چگونه به سوال پاسخ می دهید، و چگونه از آن دفاع می کنید بسیار مهم است. اجازه دهید به یک سوال ساده نگاهی کنیم و سپس در مورد اینکه چرا شما مساله را آنگونه حل کرده اید، کنکاش کنیم.یک مساله ساده شما دارید، یک آرایه با چندین آبجکت درون آن قرار دارد، شما می خواهید آنها را به صورت لیستی از المان ها درون HTML نمایش دهید.لازم نیست که بصورت لیست ul li باشد. من می خواهم که لینک های مربوطه را با یک ّID هدف گذاری کنید. خوب به شما چند ثانیه ای وقت می دهم تا ویدیو را نگه داشته و با استفاده از چیزی مثل وب سایت jsbin سعی کنید که این مساله ساده را با راه حل خودتان حل کنید. سپس ما درباره اینکه چگونه مساله را حل کردم صحبت خواهیم کرد. واگر در کدتان از آن نکات استفاده کنید، سوال هایی که درباره کد پرسیده می شوند را به شما بیان می کنم. بسیارخوب، راه حل بسیار ساده من، اینجاست، و من تنها قسمت HTML  را نمایش خواهم داد. من اینجا در واقع لینک هایی از یک ID دارم. شما هم ممکن چیزی مثل این کد را نوشته باشید و من از  CSS  استفاده نکردم.  واقعا هیچ علاقه ای برای استفاده از آن در این پروژه ندارم. در قسمت جاوا اسکریپت یک راه حل بسیار ساده دارم. دقت کنید که خروجی کار اصلا چشم نواز نیست.به استایل کار خیلی توجه ندارم و همانطور که گفتم لازم نیست که خروجی به صورت لیست ul li  باشد. من بیشتر به نحوه حل مساله شما تمرکز دارم و اینکه از کدام متد برای حل آن استفاده کرده اید.codeاولین چیزی که توجه من را درباره اینکه چگونه این مساله را حل کردم جلب می کند، استفاده از Query Selector  است، این یک روش مشخص برای انتخاب المان ها از DOM است که کمی مدرن تر است و من ترجیح می دهم که این را ببینم به جای استفاده از Get Element By ID که کمی روش قدیمی تری است. من می پرسم که چرا سلکتور Query Selector را برای انتخاب المنت از DOM استفاده کرده اید و یا چرا از Get Element By Id را استفاده کردید.منظورم این نیست که می خواهم بکوبم، اما میخواهم برنامه نویس ها فرق بین query Selector و Get Element By Id را بدانند و شاید درباره Query Selector All  که به شما یک کامپوننت از نوع لیست می دهد،‌به جای یک المان منحصر بفرد مثل این یکی. پس این اولین چیزی خواهد بود که من بدان توجه خواهم کرد. چطور آنها از درون یک document انتخاب را انجام دادند؟ و سپس به طور مشخص می خواهم به اینکه از چه نوع تکرار کننده یا چرخه ( iterator) برای حل مساله استفاده کرده است.حال، این می تواند خیلی پیچیده شود و شما می توانید با استفاده از چرخه تکرار for  یا foreach استفاده کنید. یا شاید چیزی مانند Map که به وضوح چیزهای زیادی درباره شما بیان خواهد کرد. نه تنها درباره برنامه نویس بلکه بیشتر درباره شرکت که میخواهد مساله را به این روش حل کنید بیان خواهد کرد. خوب اگر شما برای ForEach چیز خاصی می بینید من می توانم بگویم که می توانستم از for لوپ هم استفاده کنم، اما واقعا از ForEach خوشم می آید، بخاطر اینکه روش بسیار ساده ای برای پیمایش درون المان ها دارد. همینطور می خواهم توجه کنید که من از روش arrow function استفاده نمی کنم. بعضی ها ممکن است که بپرسند چرا تو از آن برای حل مساله استفاده نکردی. دفاعیه من برای این مساله این است که کدی که می نویسم می خواهم برای من واضح باشد. پس ترجیح می دهم از  function یا call-back  اینجا استفاده کنم. arrow function کمی خواندن کد را سخت تر می کند. اما من می فهمم که چطور کدی مثل این را تبدیل به arrow function کنم، کاری که انجام باید بدهید این است که کلمه function را حذف کنید و حالا که یک آیتم برای پاس کردن داریم شما میتوانید پارانتز ها را هم حذف کنید، اینطوری شما می توانید از arrow function استفاده کنید.arrow functionمن واقعا arrow function را دوست ندارم. کار مفیدی انجام نمی دهد و در این مورد خاص فکر می کنم از همان ساختار نوشتاری call-back استفاده خواهم کرد که کاملا قابل قبول است.  اگر فکر می کردم که من قصد استفاده مجدد از آن را خواهم داشت. شاید چیزی شبیه به کپسول سازی در کد خود را با جدا کردن فانکشن به نمایش در می آوردم. اما در این مساله خاص من تنها درون یک سری از المان ها میخواهم بچرخم و سپس المان های درون dom را  با آنچه اینجا پیدا کرده ام، جایگذاری می کنم. بنابراین این یک نمونه نیست که من نیاز داشته باشم که یک تابع خاص برای آن بسازم بخاطر همین من از call-back استفاده می کنم.  این چیزنی نیست که بخواهم دوباره و دوباره آنرا انجام دهم و تنها یک نمونه خاص از تغییر دادن المان های یک dom است. یا ممکن است یک فانکشن برای مدیریت هریک از نمونه ها بسازم.حال کار دیگر ی که اینجا انجام داده ام،  امکان تولید یک نوع HTML را بوجود آورده ام  و شاید از یک push برای گردآوری تمام HTML پیش همدیگر استفاده کنم. بجاش من قصد نمایش این را دارم که من می دونم چطور المانهایی را از ابتدا می سازند و چطور آنها را می توان دستکاری کرد و مشخصه های مختلف آنهار را تغییر داد. اینجا من مشخصه HREF المان هایی که ساخته ام را ویرایش می کنم. و آنها را به آیتم لینک مربوط می کنم. آیتم این المان می شود.و سپس از intertext استفاده می کنم،‌ تنها بخاطر اینکه فکر میکنم بسیار  دیدرس تر از ساخت یک المان دیگر و سپس وارد کردن آن درون المان اصلی است.  واقعا هیچ نکته اشتباهی در انجام این کار نیست، شما به روش های مختلفی می توانید انجام دهید، اما نحوه حل مساله شما و نحوه نگاه شرکت به انتخاب های شما؛ فکر کنم موضوع را جذاب تر می کند. پس این می تواند یک صحبت بسیار جذاب را بین شما و کسی که می خواهید استخدام نماید، آغاز کند که برای درک نحوه تفکر شما در هنگام کد نویسی کمک کند.من محتملا و به طور قطع درباره اینکه چرا از فضای خالی به جای تب استفاده کرده ام باید صحبت کنم. این نوع موارد واقعا مهم نیستند،‌اما به استایل کاری بر میگردد و شما می دانید که من در سرتاسر کد خودم از دو فضای خالی استفاده کردم نه بخاطر اینکه من از فضا خالی بیشتر از تب  خوشم می آید، بلکه باعث می شود کد من کمی عریض تر دیده بشود . خب اگر شما در هر کدام از مثال های من در دوره های من نگاه کنید،‌شما خواهید دید که من ترجیح می دهم از دو فضای خالی استفاده کنم. من ترجیح می دهم تبی که تبدیل به دو فضای خالی می شود استفاده کنم تا با این کار مردم را بخاطر کوبیدن کلید space  به طور مکرر شاکی نکنم. این موضوع قسمت ی از استایل کاری من شده و من براکت را ترجیح می دهم، همانطور که در تعریف فانکشن استفاده کردم. خب بعضی از مردم ترجیح اشان این گونه است، که به من ربطی ندارد. در واقع راهی است که من برای کد نویسی عادت کردم. اما حالا من تمایل دارم که کار درست را اینجا انجام بدهم. پس من فکر می کنم که توضیح درباره استایل کد نویسی واقعا در هر نوع مصاحبه کد نویسی مهم هستش. و در این مساله لوپ یا نحوه چرخش  که مردم در هنگام کد نویسی انجام می دهند، نشانگر واقعا خوبی از نحوه نگاهتان به یک مساله است. درباه foreach می توانید اطلاعات بیشتری را اینجا بیابید و تعدادی دوره آموزشی که شما می توانید درباره این موضوع بدست بیاورید. و چیزهای دیگری که قبل از مصاحبه بعدی خودتان باید مطالعه کنید. مطلب بالا ترجمه  transcript مربوط به درس زیر است.  https://www.lynda.com/Web-Development-tutorials/Create-list-URLs-from-links/580663/740645-4.html</description>
                <category>samadi</category>
                <author>samadi</author>
                <pubDate>Sat, 22 Dec 2018 18:04:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه از متدولوژی اجایل - اسکرام برای ایجاد یک محصول نرم افزاری استفاده کنیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/shamsipour/%D9%85%D8%AA%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-omqm4dlhmh58</link>
                <description>مراحل مختلف برای حاضر کردن یک قهوه شاید در نگاه اول بسیار ساده باشد. اما همین مراحل ساده می تواند نتایج بسیار متفاوتی را ایجاد کند. هر چقدر انجام یک فرایند پیچیده تر باشد نیاز به ابزارهایی جهت کنترل این پیچیدگی، بیشتر می شود. کتاب های آشپزی یکی از این ابزارها هستند که آشپزها را در پختن یک غذا کمک می کنند.در دنیای نرم افزار یک محصول نرم افزاری خوب برای ارایه خدمات خود همواره تلاش دارد تا با ایجاد سهولت و حذف پیچیدگی های مختلف گوی سبقت را از رقیبان خود بگیرد.پیچیدگی در برنامه های نرم افزاری به مراتب بیشتر بوده و برای حل آن از ابزارهایی مختلفی استفاده می کند، یکی از این ابزارها استفاده از متدولوژی های مختلف بوده است.متدولوژي خط مشي‌هاي گام به گام موسسه‌ها وشركت‌ها است كه براي تكميل يك يا چند مرحله از مراحل چرخه‌ي تكاملي به كار گرفته مي‌شود . هر متدولوژي تكنيك‌ها و استانداردهاي خاص خود را به چرخه‌ي تكاملي تحميل مي‌كند. یکی از متدولوژی های به روز و جذاب متدولوژی اجایل ( چابک ) بوده که با پوشش دادن بسیاری از فریم ورک های مختلف توانسته در دل شرکت های کامپیوتری جایگاه خود را حفظ کند.چتر متدولوژي اجایل  https://virgool.io/d/omqm4dlhmh58/%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D8%A7%D9%84%DB%8C%DA%A9%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C%D8%A8%D9%87%D9%85%D8%A7%D8%AE%D8%B7%D9%85%D8%B4%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF%D8%8C%E2%80%8C%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%A9%D9%87%D8%A7%D8%A8%D9%87%D9%85%D8%A7%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%88%DA%86%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF.%D8%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%A9%D9%87%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%AA%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C%D8%A7%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%8C%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%85. محصول نرم افزاری همواره نیازمندی های سمت کاربر نهایی را هدف قرار داده و سعی در حل پیچیدگی های مختلف در دل خود داشته و نهایت امر لذت استفاده از محصول را به کاربر نهایی ( مشتری)‌ عرضه می کند.نیاز مندی های مشتری در متدولوژی اجایل - اسکرام  با عنوان  داستان مشتری User Story  شناخته می شود. این داستان ها در مجموعه product backlog گردآوری می شود تا بتوان بر اساس نیازهای مشتری اولویت بندی شود. مسوولیت این اولویت بندی و گردآوری آن بر عهده product Manager  است. تیم اسکرامبرای ساخت هر محصول خارق العاده ای شما نیاز به یک تیم خارق العاده خواهید داشت. در اسکرام نیز تیم اسکرام را خواهیم داشت که متشکل از برنامه نویس ها، تست کننده ها، اسکرام مستر، پرداکت منیجر ، مدیران اجرایی و مشتری خواهد بود. تیم اسکرام حداقل سه نفر و در نهایت نه نفر می تواند باشد. یکی از شاخص های مهم اسکرام سبک بودن آن است که باعث چابک بودن آن می شود و این موضوع در اندازه تیم اسکرام هم به خوبی نمایان است.  برای مدیریت زمان ،‌هماهنگی جلسات و مانیتور کردن پیشرفت کار،  فرد دیگری به نام اسکرام مستر در کنار تیم برنامه نویس ها و تست کننده ها قرار می گیرد. اگر نمی توانید اندازه بگیرید،‌ پس نمی توانید پیشرفت کنید. پیتر دراکر برای اینکه بتوان میزان ظرفیت تیم و میزان بهره وری آن ها را سنجید باید به هر user Story یک وزن اطلاق شود . واحد این وزن Story Point  می باشد. اما در باره نحوه وزن دادن هر داستان : ساده ترین درخواست مشتری را انتخاب کنید . به آن   Story Point 2 بدهید.  موارد دیگر باید بر اساس رابطه سختی آن ها با این داستان وزن دهی شوند. مورد بعدی را انتخاب کنید اگر دو برابر سخت تر از این داستان بود به آن ۴ و اگر کمی سخت بود به آن ۳ و اگر به سختی این داستان بود به آن ۱ بدهید .تعداد زیادی user Story در مجموعه product backlog ( لیست آرزومندی) جمع آوری شده است. نیاز داریم که تعداد زیادی کار را انجام دهیم. ابتدا اولویت بندی  user Story ها که توسط product Manager انجام شد، سپس بررسی میزان ظرفیت تیم و اکنون شاخص زمان را نیاز داریم که وارد بازی کنیم. با توجه به اینکه اسکرام یک چرخه تکراری است و ما نیاز داریم این چرخه زمانی را مشخص کنیم. ما هر کدام از این بازه های زمانی که برای انجام تعداد مشخصی از user Story ها در نظر می گیریم، Sprint (اسپرینت) می خوانیم.و همانند product backlog  که شامل همه user story های موجود است، Sprint Backlog تنها شامل user Story های انتخاب شده برای اسپرینت بخصوص می باشد.sprint backlogبه طور خلاصه تیم بر اساس ظرفیت و یا سرعت خود و رعایت اولویت های مالک محصول تعدادی User Story  را از داخل Product Backlog انتخاب و به داخل Sprint Backlog کپی می کند. این فعالیت در طی جلسه برنامه ریزی اسپرینت و یا Sprint Planning انجام می شود . این جلسه در ابتدای هر اسپرینت برگزار می شود.حال در انتهای زمان هر اسپرینت می توان اندازه گیری کرد که آیا تمام تعهدات انجام شده است یا نه ؟‌ آیا همه story ها تکمیل و تست و قابل ارائه به مشتری هست یا نه ؟  این جلسه که در پایان هر اسپرینت برگزار  می شود به اسم sprint Review شناخته می شود.هدف این جلسه دریافت بازخوردهای مالک محصول و دیگر نفرات حاضر درجلسه می باشد. تیم بهتر است بازخورد های دریافتی را مغتنم شمرده و آن ها را در Product Backlog اعمال می نماید و این راهی برای دریافت و کنترل تغییرات می باشد . و هرچه سریعتر خواسته های مشتری با برنامه توسعه داده شده منطبق می شود.با توجه به اینکه یک اسپرینت در زمان خود انجام شده یا نه می توان آماری را بدست آورد و این آمار را به صورت نموداری به نام burn down chart  نمایش داد.این نمودار دارای شیب منفی بوده و به سمت صفر میل می کند. در ابتدای اسپرینت،  تعداد زیادی استوری وجود دارد که رفته رفته انجام می شود.  از این نمودار می توان برای پیش بینی عملکرد تیم و زمان اتمام پروژه استفاده کرد. Burn down chartجلسه دیگری در پایان اسپرینت ها تشکیل می شود که بدون حضور مشتری بوده و مختص تیم اسکرام بوده   و برای بازنگری عملکرد خود تیم برگزار می گردد.این جلسه فرصتی با ارزش برای بهبود عملکرد تیم می باشد و معمولا فقط تیم در این جلسه حاضر می شود و خبری از مشتری نیست . در این جلسه عملکرد های اسپرینت بررسی و برای بهبود عملکرد درا آینده راه حلی طرح می شود . در این جلسه سوال هایی مانند این ها مطرح می شود :▪ کدامیک از عملکردهای ما درست بود؟▪ کدامیک از عملکردهای ما نیاز به اصلاح دارد؟▪ چه بهبودهایی را می توان برای آینده در نظر گرفت؟بطور خلاصه می توان این مراحل را در نمودار چرخه زندگی اسکرام خلاصه کرد. چرخه زندگی اسکرام.می توانید از لینک زیر آموزش تصویری را مشاهده کنید تا اطلاعات بیشتری را کسب کنید. فریم ورک اسکرام در ۲۰ دقیقه با تشکر فراوان از زمان و حوصله ای که به خرج دادید.علی صمدی</description>
                <category>samadi</category>
                <author>samadi</author>
                <pubDate>Wed, 12 Dec 2018 15:20:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>