<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سمانه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@samaneh1996</link>
        <description>بالاخره جایی برای نوشتن یافتم :)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 08:30:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/13908/avatar/vwJGQU.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سمانه</title>
            <link>https://virgool.io/@samaneh1996</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جای من کجاست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@samaneh1996/%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-xpybdeq1cdam</link>
                <description>عادت خیابان‌گردی عادت خوبی نیست. بخصوص وقتی طوری باشی که خواه ناخواه توجه دیگران رو جلب کنی. الزاما به خودم و افراد مشابه خودم اشاره ندارم. فکر کنید حجم زیادی خالکوبی دارید، موهاتون آبیه یا حتی کفش‌هایی پوشیدید که رنگ هر لنگه یه چیزه! اینا چیزی نیست که بخواد کسی رو آزار بده یا آسیبی بزنه. ولی خواه ناخواه توجه مردم رو جلب می‌کنه. مردم نگاه می‌کنند. اما چی تو سرشون می‌گذره؟ من باشم وقتی دختر موآبی رو ببینم میگم «چقدر موهاش قشنگه. کاش موهای من هم همینقدر پرپشت و قوی بود که برم آبی کنم» شما چی می‌گید؟ یا حتی خالکوبی‌های اون آقا، با خودم میگم «چه خوبه! چه قشنگ در اومده». شما چی‌ می‌گید؟ در مورد کفشای لنگه به لنگه شاید وسواسم تحریک شه. نمی‌دونم شاید هم خودم روزی لنگه به لنگه بپوشم. ولی فعلا OCD نمی‌ذاره. خلاصه، میون این همه آدم رنگارنگ، جای من کجاست؟ جای شما کجاست؟ </description>
                <category>سمانه</category>
                <author>سمانه</author>
                <pubDate>Mon, 03 Feb 2020 01:22:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در حسرت مادر شدن!</title>
                <link>https://virgool.io/@samaneh1996/motherhood-bjt6ootohxki</link>
                <description>می‌دونید اولین انسانی که باهاش تعامل داریم، مادرمونه. حتی اونهایی که هیچوقت شانس دیدار با مادرشون رو نداشتن. حتی اونهایی که کیلومترها از مادرشون دورند. حتی اونهایی که دیگه از داشتن مادر بهره‌مند نیستند. بهرحال، مادر ما آدمی بوده که ما رو در وجود خودش، بدن خودش، میزبانی کرده. کاری ندارم وقتی بیرون اومدیم از بدنش چطور آدمی بوده. حتی قصد ندارم مثل کلیشه‌های مرسوم، از مادر بت و قدیس بسازم. حقیقتا معتقدم مادری که قدیس‌گونه برخورد میکنه، لایقشه. اونی هم که نمی‌کنه، نیست. اما اینها رو دارم می‌نویسم که بگم هیچوقت ممکنه این لذت رو درک نکنم. هروقت بحثش میشه، ایده‌ها و تصمیم‌های جالبی به ذهنم میرسه. گفتم بنویسم شاید شما هم بتونید ایده‌ها و تصمیمات خودتون رو بذارید وسط :) اول از همه فکر می‌کردم میتونم صبر کنم تا علم اونقدر پیشرفت کنه که زن ترنس هم - علیرغم نداشتن رحم - بتونه باردار شه. خب این خیلی دور از ذهنه ولی نشدنی نیست. سالهای سال IVF و ... هم زیر سوال بودن. اما امروز که من و شما اینجاییم، هزاران بچه با این تکنولوژی دارن متولد میشن. سالمن. بزرگ میشن و مایه عشق ورزی مادر و پدراشونن. اما می‌دونید من هیچوقت تو زندگیم آدم صبوری نبودم. با این که چیزایی که از زایمان می‌گن (و معمولا هم بعنوان نکته منفی قضیه ازش یاد میشه) برای من برانگیزاننده حس کنجکاوی بوده. برای من، معنا داشته. دوست داشتم تجربه‌ش کنم. تغییر شکل و اندازه اندامها، حرکت جنین، درد کشیدن موقع زایمان و ... . بعد از مدتی، به خودم گفتم اگر انقدر هم علم پیشرفت کنه احتمالا اونقدر پولدار نیستم که بتونم از علم استفاده کنم. حتی ممکنه شوهرم هم حاضر نشه خرجش کنه. به خودم گفتم خب، مطمئنا شوهرم شرایط من رو درک میکنه، با هم بچه میاریم از پرورشگاه. خیلی در موردش مطالعه کردم. این هم آسون نیست، ولی نشدنی هم نیست. مواردی بوده که دقیقا چون یکی از طرفین ازدواج، سابقه تغییر جنسیت داشته، مخالفت شده با اعطاء سرپرستی بچه بهشون. این سردم کرد. در خیلی از کشورها هم خارجی‌ها نمیتونن بچه‌ای رو به فرزندی بگیرن (مگر این که شهروند بشن یا شرایط خیلی خاصی داشته باشن). اما این گزینه همیشه یک گزینه خوب برای من خواهد ماند. راستش اوایل پروسه تغییر، با یکی آشنا شدم. انسان خوبی بود. نشد که بشه که با هم ادامه بدیم. اما چرا دارم این رو میگم؟ ازدواج کرده بود قبلا. همسرش رو از دست داده بود (ایشون متاسفانه ابدی شده بودند) و بچه‌ای از اون ازدواج براش مونده بود. همیشه به این هم فکر می‌کنم. خب میشه با کسی ازدواج کرد که بچه داره. راستش، به خودم خیلی حس خوب میداد این که روزی اون بچه بهم بگه «مامان». آخریش هم ... دوستی گفت خب یه گربه بیار. من عاشق گربه‌هام. ولی به نظرم هیچوقت هیچی نمیتونه جای بچه آدمیزاد رو بگیره خب! قبول دارم خیلی شرایط مناسبی نیست برای اضافه کردن یه نفر به دنیا. ولی بهرحال، من هم دل دارم. زنانگی دارم. مادری در وجودم نهفته شده. شما چی فکر می‌کنید؟</description>
                <category>سمانه</category>
                <author>سمانه</author>
                <pubDate>Mon, 16 Dec 2019 22:46:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باید بنویسم.</title>
                <link>https://virgool.io/@samaneh1996/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%85-llnomsawdlvo</link>
                <description>مدتهای زیادیه نه در وبلاگ چیزی نوشتم نه در کانالم. حتی به وبسایت محتا (مرکز حمایت از تراجنسیتی های ایران) هم سر نزدم. راستش خسته شدم از این که «ترنس بودن» من رو تعریف کرده. شاید بگید این بخشی از منه که باید پذیرفته شه. حق با شماست. ولی ببینم، تا حالا کسی از شما - که جنسیت همسو با اندامتون برای خودتون قائلید - پرسیده «چی باعث شده فکر کنی زنی؟» یا تابحال کسی پرسیده «چرا انقدر آرایش می‌کنی؟» یا حتی شده کسی بگه «چرا اسمت اینه؟ چرا این اسم نه؟» یا هرچیزی مشابه این. راستش میخوام بیشتر روزمره نویس باشم تا این که سعی کنم آدم تاثیرگذار برای این جامعه باشم. بارها تلاش کردم و از شخص خودم و دیگران گفتم، از حقوق آدمهای مختلف حرف زدم اما حتی اطرافیان خودمم قانع نشدن بهش، خب معلومه دلسرد میشم. اما بذارید یه چیزی رو بگم شفاف، همین که حرفها رو زدم، باعث شده خوشحال بشم خودم. خلاصه همین! حتی عکس پروفایلم هم جای این نقاشی - که خیلی دوستش دارم - تغییر میدم به عکس خودم. چون عکسی که از خودم قرار میدم عکسیه که یکی از عزیزترین و زیباترین دوستان ازم گرفته و بمب اعتماد به نفسه برام. راستی شما چه خبر؟ </description>
                <category>سمانه</category>
                <author>سمانه</author>
                <pubDate>Sun, 15 Dec 2019 18:56:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنسیت‌نفهمی چیست؟ چطور با آن برخورد و مقابله کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@samaneh1996/misgendering-nccbuhncjtrt</link>
                <description>مدتی نیست که از برون‌آیی من گذشته. در کنار تمام صفحات و اکانتهای سابقی که داشتم؛ یک سری صفحه و اکانت هم زدم که به قولی از صفر شروع کنم. در تمام این صفحات جدید، هویت و عکسها همه داد میزنن که من وارد پوشش زنانه شدم، وقتی میرم بیرون مانتو و روسری به تن کردم، آرایش کردم، لاک زدم یا از این دست کارها. اما باز یک سری دوست قدیمی - که احتمالا از اکانت های فالوئر مشترک پیدام کردن - مسیج هایی که دادن انتهاش چیزایی مثل «برادر من» یا «داداش» چسبوندن. در این پست، قصد داریم دو بحث «جنسیت‌نفهمی» و «استفاده از نام مُرده» رو پیش بکشیم و روش مقابله باهاش رو یاد بگیریم. جنسیت نفهمی - Misgendering خب اکثریت قریب به اتفاق ترنس‌ها، قسمت اعظمی از عمرشون رو با پوشش و رفتارهای جنسیت دیگری زندگی کرده‌اند (مثالش خودم که ۲۲ سال پسرانگی و مردانگی رو تحمل کردم!). در بسیاری از زبانهایی که انسانها صحبت میکنند هم ضمایر مرد و زن متفاوته (مثل he و she یا هو و هی). در زبانهایی هم که ضمایر جنسیتی نداریم (مثل فارسی شکر خودمون) کلمات خاصی برای خطاب کردن داریم که اصولا جنسیتی هستند (مثل آقا، جناب، خانم، برادر و ...) که البته اکثرا وارداتی از فرهنگهایی هستند که زبان اصلیشون جنسیتی بوده (شاید فرهنگ عربی، فرانسوی یا حتی ترکی که مدتی هر کدوم روی کشور ایران سلطه داشتند یا فرهنگ بین المللی بودند). حالا بیاید اینطور فرض کنیم شخصی اعلام عمومی کرده که دیگه مرد نیست و مثلا ضمیر she رو اداپت کرده برای خودش. این مساله رو در اکانتهای اجتماعی، محل کار و ... هم اعلام کرده و گذشته از اون حتی مدارک هویتیش هم عوض شده و قانون کشورش هم - به هر شکلی - ایشون رو زن می‌بینه و مثل یک زن باهاش برخوردهای قانونی رو انجام میده. حالا یکی پیدا میشه و وقتی قراره به ایشون ارجاع بده میگه he یا him یا وقتی قراره چیزی که متعلق به اون آدمه رو نشون کسی بده میگه his. این میشه جنسیت نفهمی. پس تعریف دقیق برای جنسیت‌نفهمی میشه ارائه کرد : خطاب کردن شخص با ضمایر و عناوین جنسیتی که قبل‌تر داشته، به جهت تحقیر یا اعلام کردن این که شخص قبلا جنسیت دیگری داشته و اکنون جنسیت خود را تغییر داده است. خب من مصداقش رو ابتدای مقاله آوردم. دوستی که میدونه من همه چیزم عوض شده و اسم و رسم جدیدی پیشه کردم، باز هم انتهای پیام «داداش» بچسبونه. استفاده از نام مُرده - Deadnaming فکر کنم این یکی از اکت (act) های ترنسفوبیا و زیرمجموعه همین جنسیت‌نفهمی باشه. اما خب به طور کلی میشه خطاب کردن شخص ترنس با نام سابقش (که معمولا منتسب به جنسیت دیگریه). هیچی بهتر از این تصویر نمی‌تونه توضیحش بده : البته ددنیمینگ میتونه گستره وسیع تری هم داشته باشه، مثلا افرادی که تغییر دین میدن (بیشتر کسانی که مسلمان میشن) هم نام خودشون رو تغییر میدن. مثلا «الکساندر» میشه «احمد». خب، به نظرم همین خطاب کردن اون آدم به نام سابقش - که احتمالا اشاره به مسیحی بودنش در گذشته داره - پایمال کردن حقوقشه. خلاصه که کاریه که بهتره انجامش ندیم :) راه مقابله با این رفتارا چیه؟راه ساده‌، قطع ارتباط کردن با افرادیه که شما رو میس‌جندر میکنن یا از نام قدیمی شما استفاده میکنند. اما اگر این قضیه زیاد شد چطور؟ اگر افراد بیشتری خواستند با میس‌جندر کردن شما رو تحقیر یا اذیت کنند چی؟ بهترین کار اینه که تا وقتی عنوان درستتون رو دریافت نکردید؛ پاسخی بهشون ندید. اگر هم حملات به حملات فیزیکی کشیده شد، حواستون باشه که پلیس برنامه خاص و ویژه‌ای برای گروه های آسیب پذیر داره. در تماس گرفتن با پلیس و تنظیم شکایت تعلل نکنید. به راحتی کمک بخواهید. مطمئن باشید که مردم هم کمکتون خواهند کرد. این مطلب، مطلبی بود که خیلی وقت پیش در ذهنم شکل گرفته بود اما نمی‌دونستم که چه واژه ها و عناوینی باید براش به کار ببرم. امیدوارم که مفید واقع شده باشه. ضمنا، اگر مطالب بیشتری از این دست میخواهید بخونید پست های پیشین و هم‌چنین کانال تلگرامم (با آیدی dysphor1a ) در دسترس شماست :) </description>
                <category>سمانه</category>
                <author>سمانه</author>
                <pubDate>Wed, 21 Aug 2019 23:14:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه‌ پوشش زنانه</title>
                <link>https://virgool.io/@samaneh1996/crossdressing-in-public-xcnxvjnmz83w</link>
                <description>در پروسه ترنزیشن (Transition یا همون تغییر)، یکی از سخت ترین پروسه ها، تجربه پوششه. من این تجربه رو به خوبی تونستم پشت سر بذارم و در این وبلاگ میخوام در موردش بنویسم. فقط قبل از خوندن این وبلاگ، این رو بگم که من مجوزهای قانونی تغییر جنس رو دریافت نکردم (بنا به دلایل شخصی) و اگر شما هم مثل من هستید؛ پوشش داشتن ممکنه به ضررتون بشه (دگرپوشی بدون مجوز، از دید قوانین ایران جرم‌انگاری شده و ممکنه پلیس شما رو بازداشت کنه. از عواقب و حتی مجازاتش هم خبری ندارم، ولی خب این رو در نظر داشته باشید). تجربه خرید لباس و اکسسوری زنانه نخستین خریدم، بر می‌گرده به شهریور ماه ۹۶ که همراه دوستی به یک فروشگاه لوازم آرایشی رفتم و یک رژ لب و دو تا لاک ناخن خریدم. استرس شدید داشتم و خب یادمه که واقعا تا حد زیادی ممکن بود دچار حمله عصبی بشم. با این که واقعا موضوعی نبود که بتونه باعث ترس و وحشت یا حتی پنیک بشه. تو این مدت هم بعضی از دوستان لطف داشتن و به مناسبات مختلف، بهم لاک و رژ گونه و ... هدیه دادند. تجربه بعدی، کمی متفاوت بود. تا حد زیادی ترسم از خرید ریخته بود و قرار شد باز همراه دو تا از دوستانم، به خرید لوازم آرایشی و شال سر بپردازیم. موضوع اینطور شد که قرار گذاشتیم با هم بریم مرکز خریدی که هم روسری‌فروشی زیاد داره هم لوازم آرایشی. این بار، خودم پیش‌قدم شدم تو تست کردن لاک ناخن و فروشنده‌ها کمی متعجب بودند از این قضیه که چرا یک مرد داره لاک ناخن تست می‌کنه (اونم نه رنگهایی که به واسطه فرهنگ پانک یا ایمو بین آقایون رایج شده، مثل مشکی یا سرمه‌ای). بعد از خرید لاکهای مورد نظر، به سمت مغازه های روسری و شال فروشی رفتیم و اونجا هم مدلی که مد نظر داشتم، یافت نشد. مجبور شدیم به سمت مغازه های کنار خیابون بریم که خب این خودش کمی باعث پنیک کردن من شد، اما وقتی تو یه مغازه لوازم آرایشی رفتیم و اونجا برای خودم یک رژ قرمز پررنگ خریدم؛ کمی باز ترسم ریخت. خلاصه که به سمت یک لباسفروشی رفتیم و اونجا یک شال آبی خوشرنگ پسند کردم و بعد از تست کردنش روی سر خودم؛ با فروشنده حساب کردیم و اومدیم بیرون. همه اینها تجربه خوب و عجیبی بودن، ولی عجیب ترین تجربه برای من؛ خرید مانتو بود. در واقع بیشترین ترس رو از این موضوع داشتم چون نیاز به این بود که وارد اتاق پرو بشم و شاید خیلی ها خوششون نیاد یک «آقا» وارد اتاق پرو بشه بخصوص جایی که عمده مشتریان خانم هستن (ممکنه فکر کنن قصد آزارگری و ... داشتیم). بهرحال این مرحله هم انجام دادم و قراره که اینجا توضیحش بدم :)) اولین جایی که رفتیم، فروشنده یک خانم بسیار جوان و زیبایی بودند و خب من طبق معمول یک خانم همراهم بود که در انتخاب کمکم کنه. همراه من، یک مانتو بهم داد و مدلش، مدلی بود که دوست داشتم ( و رنگش هم) و پرسیدیم «میشه پرو کرد؟» و من رفتم تو اتاق پرو. خانم جوان یهو دادش رفت هوا که «آقا میخوان پرو کنن؟! برای چه کاری میخوان؟». همین باعث شد که کمی استرسی بشم و نخوام دیگه پرو کنم. اما رفتیم یه مغازه دیگه و اونجا با گشاده‌رویی هرچی خواستم رو گفتن امکانش هست و با خیال راحت، پرو کردم و شال و ... تست کردم و اومدیم بیرون. این از تجربه خرید. بریم سراغ تجربه پوشش ... تجربه پوشش زنانه در محیط عمومی بعد از مدتی، برای پروفایل تلگرام و ...؛ نیاز به عکس داشتم. به همین خاطر، تصمیم گرفتیم به کافه‌ای بریم که صاحبش و کادرش آشنان. اونجا شروع به آرایش کردم و شالی به سر کردم. بارها در همون مکان، همین کار رو کردم و خب بازخورد بدی از خود صاحب کافه نگرفتم (و حتی ازش پرسیدم که ممکنه اماکن و ... براتون مشکل بسازن؟ و گفتن نه که خب خیال من رو راحت کرد). پوشش زنانه اول از همه به خودم حس خوبی می‌داد. شاید الان عده‌ای از خانمها بیان زیر این پست و در مورد این که حجاب چی داره که دوستش داریم و ... پند و موعظه بدن (یا حتی بگن با این که وضعیت مردها تو جامعه بهتره شما خوشی زده زیر دلتون که میخواهید جنسیتتون تغییر کنه) ولی خب حقیقتا، این نوع پوشش علیرغم تمام مشکلاتی که داره؛ پوششی بود که در ۲۴ سال زندگی ازش محروم بودم و خب، حق دارم که ذوق داشته باشم براش ? و اما نگاه ها! بعضا آدمایی بودن که متعجب و با حالت خاصی نگاه می‌کردن. نگاهایی مثل «مرتیکه خجالت نمی‌کشه آرایش کرده» و ... . ولی یک سری افراد هم بودن که فکر کنم اگر عامل بازدارنده‌ای (مثل رفقاشون) نبودن؛ میومدن شماره میدادن یا حتی خواستگاری می‌کردن ? خلاصه که هر دو حالت بود. اما، موضوع مهم توانایی هندل کردن اینه که نگاهای سنگین معمولا مقدارشون بیشتره و بخصوص تا وقتی شما مجوز تغییر جنس و مجوز پوشش رو نداشته باشید، ممکنه براتون دردسر هم ایجاد کنن و مثلا وقتی می‌بینن که شما با پوشش در کافه هستید زنگ بزنن اماکن و ... . پس باید یاد گرفت تا کمی با آزارگرها کنار اومد و به موقعش هم جوابشون رو داد :) نکات مهم برای ورود به پوششپوشش، نیازی به هورمون تراپی و جراحی نداره. حتی نیازی به نظر روانشناس و مشاور و روانپزشک هم نداره! شما صرفا هروقت حس کردید لازمه وارد پوشش مربوط به جنسیت خودتون بشید، این کار رو انجام بدید. همه لباسفروشی ها یکسان برخورد نمی‌کنن، ولی حواستون باشه که لباسفروشی هایی که خوب برخورد میکنن زیادن. فقط کافیه که درخواستتون رو مطرح کنید (اگر بتونم به زودی در مورد لباسفروشی ها، لوازم آرایشی ها و ... که در شهرهای تهران و کرج با این موضوع خوب برخورد می‌کنن مطلب مینویسم و لیستی درست میکنم ازشون) وقتی در پوشش هستید، ممکنه نگاهای دورتون خیلی سنگین بشه. ممکنه حتی مردم هم بد نگاهتون نکنن، ولی حقیقت اینه که تا مدتی شما خودتون از هر نگاهی (حتی عاشقانه!) ممکنه برداشت کنید که این نگاه سنگینه. هرچقدر بیشتر در پوشش باشید، این مساله حل تر و محوتر میشه. حواستون به پلیس و گشت و ... باشه. چرا که بدون مجوز قانونی ممکنه براتون دردسر بشه. اگر حوصله دردسر ندارید، پوشش رو به جاهای خاص (مثل خیابونایی که گشت نداره، کافه ها، مهمونی و ... ) محدود کنید و وقتی مجوز قانونی تونستید تهیه کنید؛ هرجا دلتون خواست با پوشش برید. در نهایت، این هم بدونید آدم آزارگر زیاده. اون هم بخصوص در مورد اشخاص ترنس و ... . مهم ترین نکته که باید توجه داشته باشید، اینه که «پاسخ آزارگر سکوت نیست». هم راه قانونی برای جلوگیری از آزار بازه، هم اگر دیدید قانون پشتتون نیست؛ خب تو مشتتون که هست! اینها هم نکاتی که شخصا بهشون رسیدم. اگر نکته و مساله دیگری هم وجود داره، ممنون میشم در بخش نظرات درج کنید :) بعضی مطالب که به شکل ویرگول نمی‌تونم منتشر کنم (کوتاهن، جنبه غر دارن یا خیلی شخصی هستند) رو در کانال تلگرامم میذارم. خوشحال میشم به کانالم هم سر بزنید : https://t.me/dysphor1a </description>
                <category>سمانه</category>
                <author>سمانه</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jul 2019 19:42:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسانه هورمونها (یا هورمون‌تراپی به زبان ساده)</title>
                <link>https://virgool.io/@samaneh1996/wtf-is-hrt-nllxpl1sumuc</link>
                <description>سلب ادعا: از آنجایی که شخص من زن ترنس هستم (یعنی با جسم منتسب به مردان متولد شدم)، در این مطلب تمرکز بر روی پروسه هورمون درمانی در زنان ترنس است.هورمون درمانی جایگزین (Hormone Replacement Therapy) که به اختصار هورمون‌تراپی یا هورمون‌درمانی هم گفته میشه، فرایندیه که شخص در اون هورمون های جنسی تولید شده توسط بدن خودش رو با هورمونهای جنسی که در جنس دیگر تولید میشه، جایگزین میکنه. در بدنهای نر، هورمون تستسترون مسدود میشه و با استروژن و پروژسترون جایگزین میشه. در این مطلب، میخوام به یک سری سوالات و شبهات و خرافات! در مورد هورمون تراپی پاسخ بدم. چیزایی که هرروز می‌بینم و شاخ درمیارم. به نظرم لازمه که بررسی بشن. پس بریم که ببینیم هورمون تراپی چه میکنه :) اصلا چرا هورمون تراپی؟هورمون هایی مثل تستسترون یا استروژن، هورمون های جنسی هستند و «صفات ثانویه جنسی» رو در ما به وجود میارن. مثل مو داشتن بدن نَر یا بزرگ بودن سینه در بدن ماده. شخص ترنس ( و نه الزاما همه ترنس ها) ممکنه به سمت هورمون تراپی برن تا بدنشون بشه اون شکلی که میخوان. مثلا شخصا مدت زیادی هورمون تراپی شدم و بدنم تا حد خیلی خوبی شکل زنانه‌ای به خودش گرفت. البته باید اضافه کنم، هورمون تراپی در ایران از مراحل «اجباری» پروسه تغییر/تطبیق جنس محسوب میشه ولی خب اگر درست بخواهیم نگاه کنیم، این امر هم مثل جراحی های تغییر جنس، واقعا نباید اجباری باشه (در این مورد بعدها مطلبی خواهم نوشت). هورمون تراپی چگونه انجام میشه؟هورمون تراپی معمولا با نظارت پزشک (معمولا متخصص غدد) انجام میشه. ابتدا از شما آزمایشاتی مربوط به غدد درونریز و همچنین آنزیم های کبدی گرفته میشه که ببینن وضعیتتون در چه حاله. بعد به شما داروهایی تجویز میشه که خب، همونطور که ابتدای مطلب اشاره کردم چیزایی رو میگم که خودم تجربه کردم (ممکنه در افراد مختلف، این فرایند متفاوت باشه). این داروها معمولا به این شکل هستند : مسدود کننده ها : مسدود کننده ها یا آندروژن-بلاکر ها به این شکل هستند که جلوی انتشار تستسترون در خون رو میگیرن. معمولا توصیه میشه مدتی رو روی یک مسدود کننده بمونید (در ایران اسپیرونولاکتون و سیپروترون استات تجویز میشه، ولی طبق چیزی که از اروپا و امریکا فهمیدم، سیپروترون استات به شدت خطری تره) و بعد سراغ فازهای بعدی برید. استروژن (و در کل هورمون های جنسی) : این دسته هم مشخصه چی هستند، ولی خب داروهایی که در این دوره تجویز میشه (همراه بلاکر باید مصرف بشه) استرادیول والرات، استروژن کونگه و در بعضی موارد حتی LD  و ... است. این روش انجام هورمون تراپیه. البته، در بعضی موارد ممکنه داروهایی از خانواده اتینل استرادیول (مثل همون استرادیول والرات) رو پزشک برای شما تزریق کنه که اونطوری، شما هر چند ماه یک بار نیاز دارید که به پزشک مراجعه کنید تا برای شما تزریق رو انجام بده. البته باز هم لازمه ذکر کنم که در ایران، بیشترین شکل تجویز داروهای این دوره، قرصه. معمولا هم اسپیرونولاکتون ۵۰ (یا ۱۰۰) و استرادیول والرات ۱ یا ۲ تجویز میشه. آثارش چیه؟ آیا ممکنه عوارضی داشته باشه و مجبور به قطعش باشیم؟آثارش مشخصه. تا موقعی که مسدودکننده مصرف می‌کنید، مسلما بدنتون ضعیف تر میشه (چون تستسترون شدیدا روی توان بدنی شما تاثیر داره)، کمی ممکنه حس تشنگی، تنگی نفس، تهوع و گرفتگی عضلات رو تجربه کنید. البته همه این موارد باید به پزشک اطلاع داده بشه. شخصا، بخاطر اختلال نهفته‌ای که در قلب داشتم، بعد از شش ماه هورمون تراپی (پنج ماه اسپیرونولاکتون و یک ماه اسپیرونولاکتون + استرادیول) مجبور به قطع هورمون‌تراپی شدم و خب فعلا با داروهای دیگری که به من معرفی شد، از سر نگرفتم. در مورد وضعیت بعد از مصرف استروژن چی؟ خب مشخصه. بدن تغییر شکل میده کمی، مثلا پوست نرم تر و کشیده تر میشه، رویش موی بدن کمتر میشه و سینه ها رشد میکنن (در واقع اثر استروژن میشه تجمع چربی در سینه و باسن به جای شکم و پهلو). و صد البته، برای اطلاع از عوارض و آثار، بهتره که با پزشک مشورت کنید چون من فقط همون چیزی که خودم تجربه کردم رو میتونم بیان کنم. و اما افسانه ها و خرافات ... صدا بعد از هورمون تراپی تغییر میکنه : خیر، حداقل در جایگزینی تستسترون با استروژن این اتفاق نمیفته و زنهای ترنس که صداشون نازک شده، یا از ابتدا صدای نازکی داشتند، یا جراحی های مربوط به حنجره رو انجام دادن (که بسیار پر عوارضه) یا این که مربی صدا و گفتاردرمانگر داشتند. به صرف مصرف هورمون، صدا تغییری نمی‌کنه. هورمون تراپی برای گول زدن تست های سازمان نظام وظیفه عمومیه : هرکس این رو بهتون گفت (یا هرشکلی خواست با «فرار از خدمت» و ... تحقیرتون کنه) قبل از توضیح واضحات، سنگین ترین شیء فلزی دم دستتون رو بزنید توی دهنش و بعد توضیح بدید که سازمان نظام وظیفه عمومی، ترنسکشوالیتی رو در زمره معافیت های «عصبی-روانی» طبقه بندی کرده و تایید روانپزشک و پزشکی قانونی، برای معافیت گرفتن کافیه. هورمون روی هرچی تاثیر بذاره نمیتونه توانت رو کم کنه که! : این رو معمولا در مواجهه با زنان ترنسی که ورزشکار هستند میگن. درصورتی که بالاتر توضیح دادم، همون بلاکر به تنهایی کافیه که شما مدتها توان راه رفتن عادی هم نداشته باشید! چه برسه به این که بخواید در ورزش زنان «تقلب» کنید. کسی که هورمون تراپی میکنه احساساتش دست خودش نیست، هورموناش به هم ریخته : خیر، اینطور نیست. وجود استروژن در خون ممکنه هر از گاهی باعث به هم ریختگی بشه، ولی اونها گذریه. دقیقا مثل خانمهای همسوجنسیت. بگذارید اینطور بگم که شما، حالاتی مثل سندرم پیش‌قاعدگی (PMS) رو میتونید همونطور گذری تجربه کنید. این که دائما داغون یا افسرده باشید مستلزم مراقبت های دیگریه. خود منم انقدر فشار روم بود دنبال تزریق هورمون بودم دختر شم اصن : اولا، به این آدم جوابی ندید. دادید هم توضیح بدید که در کشور ما تزریق به شدت کم انجام میشه. کسی هم به صرف تزریق هورمون، اندام جنسیش تغییر نمیکنه. حتی شما چندین سال هورمون تراپی انجام بدید هم؛ تا وقتی جراحی تطبیق جنس رو انجام نداده باشید قانون کشور ما اجازه تغییر مدارک هویتی رو نمیده. من در این مطلب، سعی کردم هرچی در مورد هورمون تراپی می‌دونم و تجربه کردم رو در اختیار شما قرار بدم. سوالات و شبهاتی هم اگر براتون پیش اومده بپرسید و من در بخش نظرات پاسخگو خواهم بود :). و خب در نهایت، یک خواهش ازتون دارم! ما هم انسانیم و مثل شما حقوق انسانی داریم. این که از تعاریف شما مبنی بر «مردانگی» خارج شدیم، دلیلی بر این نیست که داریم آسیبی به مردانگی شما (یا در کل تعریف مردانگی) میزنیم و مجوزی هم برای اعمال زور، آزار و تبعیض علیه ما نیست. خواهش میکنم که همه رو به حال خودشون رها کنید. ما آزادیم تا وقتی که آسیبی به کسی نمیرسونیم، هرکاری دلمون میخواد بکنیم :) </description>
                <category>سمانه</category>
                <author>سمانه</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jun 2019 19:19:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برون آیی - قسمت اول (دوستان)</title>
                <link>https://virgool.io/@samaneh1996/coming-out-to-friends-wfte5obmsr8d</link>
                <description>این موضوع رو بعدها کاملتر خواهم کرد، شاید بعد از این که تونستم سالم از دست خانواده بعد از برون‌آیی دربیام ? بهرحال مدت زیادی میشه که برای دوستان نزدیکم برون‌آیی (coming out) کردم و بهشون ماجرا رو توضیح دادم و خب اگر دوست جدیدی پیدا کنم، از ابتدا باهاش راجع به این مساله صحبت میکنم ... برخوردهای اولیه حقیقتا اولین بار که در محیط توییتر اعلام کردم (محیط های آنلاین هم مسمومند، ولی میشه با ابزاری به اسم «بلاک» تا حدی از این مسمومیت کم کرد!)، یک عده خب آمدند و تبریک گفتند. یک عده گفتند «چه خوب که بالاخره با خودت کنار اومدی» و این داستانها. اما این تمام ماجرا نیست، ماجرای سخت اونجاست که یک سری افرادی که به شکل «دوست صمیمی» من در آمده بودند، شروع به نفرت پراکنی کردند. تعدادی از حرفاشون رو در زیر لیست می‌کنم (برای دوستانی که میخوان در جوامع دوستانشون برون‌آیی کنن) : تو میخوای جلب توجه کنی تو میخوای برای معافیت سربازی اقدام کنی چرا جار میزنی؟ ترنسی که باش، چرا شلوغش میکنی حالا؟تو اگر خودت رو دختر میدونستی چرا قبلا ریش داشتی؟من دیدمت، میدونم ترنس نیستی. میخوای از ایران خارج بشی دنبال بهونه‌ای پسر خوب، چرا با خودت این کار رو میکنی؟ تو ایران زن بودن واقعا سخته، به نظرم همون پسر بمون. بعدا داف شدی یه نیم‌نگاهی هم به ما داشته باش.ببینید، موارد اول تا سوم، بیشتر یک نوع عدم پذیرش در رفتارهاشون بود، پس از مدتی صحبت و پیشنهاد به مطالعه رفتارها بهبود پیدا کرد کم کم. مورد چهارم و همچنین پنجم، از دو چیز نشات میگیره : ترنسفوبیای ذاتی (این که شما ترنس رو بیمار بدونی و در کل ترنسکشوالیتی رو یک بیماری هویتی/جنسی) و همچنین گیر کردن در کلیشه ها! ضمن این که موردی هم هست که بعضی  ترنس‌ها قبل از تصمیم جدی برای ورود به مراحل تغییر، خیلی سعدی میکنن که با کلیشه های «جنسیت نسبت داده شده» (جنسیت نسبت داده شده یا assigned gender به معنای جنسیتی است که بر اساس آلت تناسلی به شخص نسبت داده شده)، کنار بیان. پس خیلی هم بی‌منطق و دور از ذهن نیست که یک زن ترنس قبل از شروع تغییراتش ریش بذاره یا حتی باشگاه بره و ... . مورد ششم یک مورد جالب از موضوع Misgendering (یا جنسیت‌نفهمی) به حساب میاد. جنسیت‌نفهمی به استفاده عمدی یا سهوی (البته در کیس هم‌وطنان با فرهنگ شونصد هزارساله ما، عمدتا عمدی!) از عناوین و ضمایر مربوط به جنسیت نسبت داده شده به شخص هستند. مثلا این مورد میتونه در زبان انگلیسی استفاده از he به جای she باشه و یا در زبان فارسی، استفاده از «داداش»، «حاجی»، «گل پسر» و این عناوین. و خب صد در صد برعکسش هم در مورد آقایان ترنس، صادقه. مورد هفتم، درسته. من میدونم که در ایران (و شاید در هر جامعه‌ای که شکل ایدئولوژیک، سنتی، مذهبی یا سربازخانه‌ای به خودش میگیره!) در اقلیت بودن میتونه سخت باشه. چه اقلیت مذهبی، چه اقلیت زبانی، چه اقلیت ایدئولوژیکی، چه اقلیت جنسی. ولی دقت دارید که با این حرف، نه تنها شخصی که در اقلیت جنسی قرار داره رو اذیت کردید، بلکه به نوعی به همون تبعیضی که علیه زنها میشه هم دامن زدید؟! البته این مورد رو برای خانمهایی که بهم گفتند توضیح دادم و خب خوشبختانه اکثرا قبول کردند. و آخرین مورد ... این مورد هنوز هم اعصابم رو به هم میریزه. این که فکر می‌کنند ترنس ها جز کارگری جنسی، کار دیگری بلد نیستند (در حالی که اگر دارید از یک گوشی هوشمند این مطلب رو میخونید باید بدونید که معماری پردازنده های ARM رو یک خانم ترنس به نام سوفی ویلسون طراحی کردند) و یا چون ریسکی مانند وجود فرزند ناخواسته در این روابط وجود نداره، به راحتی میتونند پیشنهاد رابطه جنسی رو مطرح کنند و بدون این که از گرایش جنسی و یا رضایت طرف مقابل خبری داشته باشند، باهاش بخوابند! به نظرم نیاز بود که از برخوردهای اولیه بنویسم تا دوستانی که مانند خودم هستند، بدانند که حلوایی قرار نیست خیرات شود ... به هرحال، ببینیم که چطور می‌تونیم از این موارد تا حد خوبی، جلوگیری کنیم. خانم Tzef Montana - یک مدل تراجنسیچطوری در جامعه دوستانمون آشکارسازی کنیم؟ابتدا، مدتی رو سعی کنید حول این مسائل با دوستانتون صحبت کنید. مثلا میتونید عکس مدلهای ترنس رو براشون بفرستید، موزیک از خواننده های ترنس براشون ارسال کنید، از هنرپیشه های ترنس حرف بزنید و این موضوعات. بپرسید و ببینید که اگر یک نفر در میان دوستانشون ترنس باشه، چه واکنشی نشون خواهند داد؟ در مورد تمایلاتتون خیلی نرم و زیرپوستی! باهاشون صحبت کنید. کم کم این مورد رو بیشتر کنید تا جایی که بفهمن خبریه. الان میتونید هویت خودتون رو براشون عیان کنید. منتظر باشید چون ممکنه با همون مواردی که لیست کردم مواجه بشید، پس سعی کنید هویتتون هم خیلی زیرپوستی عیان کنید. سعی کنید مدتی هم آرامش خودتون رو به زور هم که شده، حفظ کنید. و اگر اون موارد پیش اومد چه کار کنیم؟ شاید قطع ارتباط با اون آدمها بهترین کاره. ولی اگر به هر دلیلی قطع ارتباط ممکن نیست، بهشون توضیح بدید که حتی اگر اشتباهی هم در اینجا در کار بوده، زندگی شخصی شماست و به دیگران ربطی نداره. همینطور توجه کنید که به دیگران مطلقا ربطی نداره که شما به مشاور مراجعه کردید یا نه! و مورد بعدی، اگر کسی صرفا بخاطر ترنس بودن شما پیشنهاد هم‌بستر شدن بهتون داد، محترمانه بهش بگید که تمایل ندارید و ترنس بودن به معنای «همیشه در دسترس بودن» برای اون موضوع، نیست. من سعی کردم تمام تجربیاتم از این موضوع رو در این متن بنویسم. به محض این که آشکارسازی برای خانواده انجام بشه هم مسلما متنی در اون موضوع خواهم نوشت. </description>
                <category>سمانه</category>
                <author>سمانه</author>
                <pubDate>Tue, 09 Apr 2019 21:26:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آقای دکتر، تشخیص بده من کی‌ام!</title>
                <link>https://virgool.io/@samaneh1996/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D8%A8%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%85-znhfrbnzvrif</link>
                <description>فکر کنید شما رفتید پیش یک مشاور روان‌شناس. کاری که همه ما انجام می‌دیم تا مشکلات زندگیمون حل بشه یا حداقل، یاد بگیریم که چطور باهاش کنار بیایم. اما بیاید کمی اوضاع رو پیچیده کنیم. فرض کنیم شما اسمتون «سمانه»ست و رفتید پیش روان‌شناس. از ایشون می‌خواهید که «میشه لطفا تشخیص بدید من سمانه هستم یا نه؟» بعید میدونم جز چشم های گرد شده و متعجب در دقایق اول، واکنشی دریافت کنید. اسم شما بخشی از هویتتونه (حالا چه اسمی که موقع تولد متناسب با جنس شما دادن بهتون چه اسمی که خودتون بعدها با در نظر گرفتن ملاحظاتی انتخاب کردید) و خب یکم سخت و شاید حتی احمقانه باشه که از مشاورتون بخواهید که تشخیصش بده! در این پست سعی دارم دقیقا مبحث «جنسیت» (بخصوص برای افرادی مثل خودم، که تراجنسی یا تراجنسیتی هستیم) رو از دو دیدگاه «فردی» و «قانونی» بررسی کنم. احتمالا اگر یکی از دوستان شما بیاد بهتون بگه که «من قصد تغییر جنسیت دارم» اولین سوالی که ازش می‌پرسید اینه «آیا دکتر رفتی؟ روانکاوی شدی؟ مطمئنی؟» و خب باید عرض کنم که سوالتون، علاوه بر آزاردهنده بودن هم کاملا اشتباهه (فرض کنید یکی موقع پرسیدن اسمتون همین سوالا رو ازتون کنه). اما کمی بیاید در مورد این مساله دقیق بشیم. اگر حال انگلیسی خوندن دارید این پست در کوئرا رو هم بخونید :  https://www.quora.com/Why-do-you-have-to-be-diagnosed-as-trans بعد فردی جنسیت بعد فردی جنسیت، برمبنای چند موضوعه. نخستین موضوع، زیست‌شناسیه که بدن ما رو نر یا ماده تعریف میکنه، و در صورت پذیرش جنسیت نسبت داده شده به اون بدن، اصطلاحا «همسوجنسیت» یا Cisgender هستیم. در غیر اینصورت «تراجنسیتی» یا Transgender ایم که خود هم چند شاخه مجزا میتونه داشته باشه و ما صرفا به همون اسم اکتفا میکنیم. بحث دوم «خودآگاهی» (خودآگاهی و خودشناسی دو مفهوم متفاوتن، چرا که آگاهی و شناخت متفاوتن) شخصه، یعنی شخص ممکنه در یک سنی تشخیص بده که زندگی به عنوان مرد براش بهتره یا زن، یا دسته‌بندی های دیگری که در دنیای جنسیت داریم. در واقع، بعد فردی جنسیت توسط خود خود ما تعیین میشه و اینطور نیست که توسط غیر، تعیین شده باشه. بعد از شناخت بعد فردی، اگر شخص مصمم باشه که تغییر رو انجام بده (چه صرف تغییر مدارک هویتی چه عمل های جراحی و ... ) باید وارد مراحل قانونی بشه، که در اینجا لزوم مراجعه شخص به روان‌شناس تازه خودش رو نشون میده، و نه در بخش فردی. بعد قانونی جنسیت در بعد قانونی، ممکنه شما در کشوری (مثل کشور خودمون) زندگی کنید که تغییر جنس قانونیه و تغییر جنس و تغییر جنسیت به یک شکل تعبیر میشن. احتمالا ممکنه مراحل انجام جراحی تغییر جنس، به این شکل باشه که شما بعد از چند جلسه روان‌درمانی، مراجعه می‌کنید به متخصص غدد و بعد مراجع قانونی جهت دریافت مجوزهای لازم برای انجام عمل جراحی و بعد از جراحی هم، طی کردن مراحل قانونی برای تغییر مدارک هویتی و تحصیلی و ... . لزوم روان‌شناسی در تغییر اگر بعد قانونی رو در نظر نگیریم و فرض کنیم در کشوری هستیم که الزامات قانونی به اون شکل برای تغییر وجود نداره (به جز مدارک)، احتمالا با مواردی روبرو هستیم که وجود مشاور، خوبه. اکثر ترنسها با مشکلاتی مثل «ملال جنسیتی» (Gender Dysphoria ) یا «ملال جسمانی» (Body Dysphoria) روبرو هستند، برای کنار اومدن با این ها و درست شدنشون، لازمه که از یک مشاور کمک بگیریم. همینطور، وقتی که هورمون‌درمانی شروع بشه، احتمالا هم شخص دچار بهم ریختگی هایی میشه و این به هم ریختگی ها به کمک مشاور، میتونه بهبود پیدا کنه. پس یعنی روان‌شناس تشخیص نمیده ما ترنسیم؟ خب، طور دیگه برخورد کنیم با این سوال. شما تا گلودرد، تب و سرفه نداشته باشید پیش دکتر نمی‌رید و بگید «من سرما خوردم». ضمن این که، ترنس بودن بیماری نیست. ترنس بودن یک صفته که یک انسان میتونه داشته باشه (چه بسا خانمی که امروز در مترو کنار شما بود و شما محو تماشاش بودید روزی همه با پسوند «آقا» صداش میزدن!) و یک انسان دیگر، میتونه نداشته باشه. در آخر، امیدوارم این مطلب مفید واقع شده باشه. بخصوص برای دوستانی که هنوز فکر میکنند ترنسها بیمارند و با هورمون یا جراحی، در حال درمان هستند. </description>
                <category>سمانه</category>
                <author>سمانه</author>
                <pubDate>Wed, 09 Jan 2019 21:18:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انسانهایی که صفر و یک نیستند!</title>
                <link>https://virgool.io/@samaneh1996/nonbinary-identity-oiqfs2jtx8uc</link>
                <description>احتمالا چندسال اخیر خیلی از مباحثی که در دنیا بحث شدند رو مطالعه کردید و یا برخورد کوچکی باهاش داشتید. مباحثی مثل این که «اصلا چرا باید از نظر جنسیتی دوگانگی داشته باشیم؟» و «فراتر از دوگانه بودن جنسیت». هرقدر در محتوای فارسی جست و جو کردم به جز یکی دو تا وبلاگ قدیمی، چیزی در مورد این مساله پیدا نکردم. بنابراین تصمیم گرفتم این مطلب رو اینجا بنویسم. چند تعریف ساده در ابتدادر اینجا چند تعریف خیلی ساده رو با هم بررسی می‌کنیم، سپس به تعریف و داستان سرایی در مورد یکی از تعاریفی که مطرح کردم، می‌پردازیم. این تعاریف مهمن چون بسیار زیاد دیدم که با هم اشتباه گرفته میشن. جنس : جنس، تعریف بیولوژیکی ما از خودمونه. یعنی چی؟ یعنی این که ما بر اساس اثرات کروموزم ها و هورمون ها در دوران جنینی چطور هستیم. جنس، از نظر بیولوژیکی میشه نر، ماده و بیناجنسی (که مساله بیناجنسی - که اشتباها «دوجنسه» هم بهش گفته میشه) عنوان میشه. پس حتی در این ابعاد هم ما صفر و یکی نیستیم. جنسیت : جنسیت، ابعاد غیر فیزیولوژیکی و وابسته به شرایط روحی فرد، همچنین ترجیح و انتخاب خود فرد میتونه باشه. جنسیت چندتاس؟! چیزیه که میخوایم درموردش بحث کنیم! پس بذارید ادامه مطلب توضیح بدم. گرچه تعاریف دیگری هم بودند، ولی این دو تعریف برای این مطلب به نظرم کافی و لازمن. نیازی نبود که حتما سایر تعاریف رو در این مطلب، بیان کنم. در ادامه، قصد داریم مبحث جنسیت رو کمی بیشتر بررسی کنیم! صحنه ای از فیلم دختر دانمارکیبه راستی، چندتا جنسیت داریم؟ما جنسیت رو نمی‌تونیم دودویی طبقه بندی کنیم، اما ما دسته‌بندی هایی از جنسیت داریم که در ادامه توضیحشون میدم. همسوجنسیت (cisgender) : این دسته افراد، افرادی هستند که جنسیت و جنسشون، همسو و هم‌جهته. یعنی چی؟ یعنی شخصی بدن نر داره و خودش رو مرد میدونه. این شخص میشه یک مرد همسوجنسیت. در واقع اکثریت (طبق آمار) از این دسته محسوب میشن. تراجنسیتی (transgender) : این دسته افراد، جنسیت متفاوت از جنس دارن (یعنی بدن نر دارند و خودشون رو زن میدونن یا بدن ماده دارند و خودشون رو مرد میدونن!) ولی دغدغه رسیدن به اون «جنس» رو ندارن (نمونه‌ش، خانم Anna Varney خواننده و آهنگساز سبک Dark Wave که بدن نر دارند، حدود شصت سال سنشونه و حتی سراغ هورمون درمانی هم نرفتند). تراجنسی (transexual ) : این افراد در واقع یک زیرمجموعه از تراجنسیتی ها محسوب میشن، تفاوت جنس و جنسیت رو در خودشان دیدند و شدیدا تمایل به این دارند که جنس هم همسو با جنسیت کنند. به همین جهت جراحی تطبیق جنس (SRS) رو انجام می‌دن. البته، در خیلی از کشورهای جهان برای تراجنسیتی‌ها هم، الزام در جراحی تطبیق جنس وجود داره (مثل کشور خودمون ایران). جنسیت شناور (genderfluid) : این افراد، میتونن گاهی خودشون رو زن و گاهی خودشون رو مرد بدونن. که البته، این نه بیماریه و نه عیب و ایراد و حتی الزامی هم در تغییرات ظاهری ایجاد نمی‌کنه (بعدها مطلبی در این مورد خواهم نوشت!). دوجنسیتی (Bigender ) : این افراد، هم‌زمان خودشون رو مرد و زن میدونن. تفاوتشون با جنسیت شناور هم در اینه که همیشه همزمان مرد و زن هستند که البته این موضوع هم اصلا بیولوژیکی نیست و روان‌شناختیه. بی‌جنسیت (Agender) : این افراد، خودشون رو متعلق به هیچ جنسیتی نمیدونن. یعنی نه مرد هستند نه زن. معمولا هم ضمیر They به جای He/She استفاده میکنند. جنسیت عجیب (Genderqueer ) : این دسته، افرادی هستند که برای خودشون جنسیت قائلند اما در هیچ کدوم از جنسیت های نامبرده بالا، نمیگنجن. به همین دلیل، بهشون جندرکوییر یا جنسیت عجیب گفته میشه. همه‌جنسیتی (Pan-gender) : افرادی هستند که تمام دسته های بالا همزمان میتونن باشن. یکم عجیب و بدتعریفه ولی بهرحال، افرادی هستند که خودشون رو اینطور معرفی کنن. چرا باید این ها رو بدونیم؟دنیای امروز، دنیای رهایی از بسیاری از کلیشه هاست. مثلا در تعاریف سیاسی دیگه مثل قدیم راست و چپ نداریم و این عقاید، طیفی سنجیده میشن. رشته های دانشگاهی تفکرشون بین رشته‌ای شده، کسی که میره سراغ علوم کامپیوتر الزاما در علوم کامپیوتر درجا نمیزنه، بلکه ممکنه از علوم کامپیوتر در پزشکی هم استفاده کنه. از اونجایی که تمام زمینه هایی که داریم کلیشه ها دارن از بین برده میشن، در مورد جنسیت هم باید این اتفاق بیفته. امیدوارم بتونم با مطالبی که مینوسیم، نقش کوچکی در از بین بردن کلیشه ها، ایفا کنم. </description>
                <category>سمانه</category>
                <author>سمانه</author>
                <pubDate>Fri, 26 Oct 2018 23:28:27 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>