<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های samaneh.j</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@samanehjafa</link>
        <description>فعلا هیچکس هستم !29/3/98</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 21:26:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/53318/avatar/NhLDQJ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>samaneh.j</title>
            <link>https://virgool.io/@samanehjafa</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عالیجناب مغز خزنده  ( قسمت اول )</title>
                <link>https://virgool.io/@samanehjafa/%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%AE%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-em45xl2xbaf0</link>
                <description> فرض کنید  اواسط دهه دوم زندگی اتون بود که احساس کردید چقدر خوبه بتونید نقاط ضعف شخصیتی تون رو پیدا و برطرف کنید !  توی تمام دوران زندگی اتون عاشق to do list  ها و time managerها و goalsetting  و success quotes بودید ! عاشق مطالعه های خیلی باحال بودید  ( و همین باعث می شد یه سر و گردن از دور و بری هات بالاتر باشی و دانایی کلامی اتون سر زبون همه  باشه !!) .  خوب ، حالا بیاین اون علایق قلبی اتون رو کنار این فرض بذاریم که ، مهمترین  نقطه ضعف شما از همون دوران نوجوانی ، تعلل در انجام کارها و اتمام کارهای بایدِ جور وارجور، در دقایق پایانی deadline تعیین شده بوده !!! ( البته اگه نمیشد از زیر کار در رفت ) فرض کنید استعداد فراوانی هم در امر پشت گوش انداختن داشتید و مهم تراینکه توجیه گر قهاری هم بودید ! شانس و اقبال هم با شما یار بود و با تمام نواقص عملکردی ، ظاهرا موفق تر از اطرافیان بودید!!    اما !!! اما اما ! با این وجود لحظه لحظه ی زندگی اتون فارغ از نحوه عملکردتون ته قلبتون دیسیپلین شخصی رو دوست داشتید و نظم رو به بی نظمی ترجیح می دادید . هر چند در واقعیت و پنهان از چشم دیگران کلیت زندگی اتون با بی نظمی عجین بود !! ( هر چند که باور میکنم تمام زورتون رو می زدید تا نظم رو تو زندگی اتون حاکم کنید ) .  و حالا بیاین فرض کنید سالها گذشت و گذشت تا مثل الانِ من ، رسیدید به اواسط دهه پنجم زندگی اتون !! ( زیاد غصه نخورید که چقدر زود پیر شدیم و رفت چون اصلا توی این موقعیت احساس نمی کنید که پیر شدید و رفتید !! هنوز فکر می کنید جوونید و نرفتید ) ادامه دارد ..........</description>
                <category>samaneh.j</category>
                <author>samaneh.j</author>
                <pubDate>Mon, 24 Jun 2019 13:40:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا می خوام توی ویرگول بنویسم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@samanehjafa/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%85-mty1ysyqqak2</link>
                <description> چند وقت قبل رفته بودم سراغ دو تا وبلاگی که حدود ده سال قبل یا بیشتر داشتم . دلم برا اون روزای وبلاگنویسی خیلی تنگ شد . نمی دونم چقدر به هم زمانی رویدادها اعتقاد دارید ولی من مطمئنم که دلتنگی چند وقت قبل من باعث شد که سر از ویرگول در بیارم !!!!یادمه اولین بار که در دوران کودکی از من پرسیدن دوست داری چکاره بشی ؟ جواب دادم : دوست دارم بنویسم . ( با دوست دارم نویسنده بشم ، اشتباه برداشت نشه !!! )  از همون دوران نوشتن رو خیلی دوست داشتم و هنوزم  دارم .با وجود این نوشتن همیشه برام سخت بوده !! خیلی سخت !!!! شاید برا همین هم هست خیلی کم پیش اومده که بخوام به طور مرتب بنویسم . ( برای نوشتن کلمه به کلمه این متن کوتاه هم ثانیه های زیادی به سقف خیره شدم و مدام از پای سیستم بلند شدم )   وجود یک ذهن پر از گفتگو ، مشکلاتی که داشتم ، حجم کاری زیاد ، ترس های من از آینده ،گیرهایی که توی خاطرات گذشته می کردم ، دلخوری هایی که از عملکرد خودم داشتم ، مطالبی که یاد می گرفتم و دوست داشتم یه جایی ثبت بشن ، مدیریت زمانهای کمی که در اختیار داشتم باعث می شدن که  من جذب قلم و یه تیکه کاغذ بشم . ( نوشتن رو تکه کاغذ رو بیشتردوست دارم. چون دور انداختنش راحت تره ) .  همون لحظه های کوتاه نوشتن ، لبریز از یک قدرت درونی سحرآمیز می شم  و جون تازه ای می گیرم . مثل الان . حالا در اواسط دهه پنجم زندگی ام می خوام یه مدت کوتاه هم که شده به خاطر دلم بنویسم .  سعی ام می کنم که هفته ای سه بار و هر بارسیصد کلمه بنویسم . پس سلام ویرگول . </description>
                <category>samaneh.j</category>
                <author>samaneh.j</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jun 2019 22:42:00 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>