<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سید محمد علی بهشتی نژاد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@samir110</link>
        <description>بارقه های ذهن من    _____  بدون شرح...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:15:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/128499/avatar/nwGAX8.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سید محمد علی بهشتی نژاد</title>
            <link>https://virgool.io/@samir110</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حواشی غیر مطلق کرونا در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@samir110/%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%B7%D9%84%D9%82-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-gimd4xyh1u8i</link>
                <description>حاشیه هایی اندر احوالات کروناپرده اول:دم ورودی قم راننده ماشین :سلاممامور:و علیکراننده: جانم جناب امری دارین؟مامور:جناب خبر از آمار ابتلا به کرونا دارین ؟دارین میرید شهر نمی ترسین کرونا بگیرین؟راننده:آقا چه حرفی می زنی من از قم زن گرفتم!!!! کرونا که چیزی نیست دیگه...پرده دوم:اندر باب تاثیر کرونا برمردمروایت است در تاریخ که هارون الرشید بهلول را به محضرخویش احضار کرد و گفت :ای مجنون!دیدی ما اومدیم بیماری طاعون رخت بربست؟بهلول نگاهی عاقل اندر سفیه بدو کرد و ایراد کرد:راستشو بخواین داستان این نیست.درواقع داستان اینه که خدا کریم تر از اونه که دوتا بلا رو بهم نازل کنه...خلاصه به خاطر همین خیال ما از کرونا تا 1400 راحته با روحانی مچکریم???????☺ازون جاییکه خدا کریم تر از اونه که دو تا بلارو با هم بفرستهپرده سوم:اندر احوالات استعمال الکل این حرف ،حرف دل خیلی از رنج کشیده های وادی می و مستیه که آخه خیلی وقته که ساقیا به میخوران الکل صنعتی (متانول) رو به جای الکل مصرفی( اتانول )  قالب می کنن...حالا این ایام شده بهونه ی بعضی مسئولین میخور که ساقی های غیر متعهد رو از جامعه دور کنن</description>
                <category>سید محمد علی بهشتی نژاد</category>
                <author>سید محمد علی بهشتی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 27 Mar 2020 21:09:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درسته ولی صحیح نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@samir110/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-jdbeiourwz4b</link>
                <description>پسر جوان توی خونشون مشغول حل کردن جدول روزنامه بود(برکت کرونا!!!)همه ی خانواده هم که طبق قوانین وضع شده ملزم به خانه نشینی هستن و دارن باهم سر و کله می زنن...پسر خانواده به یه سوال رسید و یکم مکث کرد و بعدشطبق عادت همیشگی با صدای غرا اعلام کرد:((سه حرفیه،حلال مشکلاته؟))ریشخند پدر پسرو ناراحت کرد و پدر که فهمید زیاده روی کرده گفت:(خب عزیزم معلومه که میشه پول)?پسر برگشت وبا یه نگاه متفکرانه گفت:(قبلا امتحان کردم به جدول نمی خوره)مادر از آشپزخونه گفت:(عیب نداره پس حتما طلاس)پسر خونواده: (نه اصلا نمی خوره)پسربزرگتر که تازه نامزد کرده بود گفت:(این حرفا چیه بنویس شغل)ولی شغلم با جدول سنخیتی نداشت...دختر دانشجوی خانواده گفت:(خب شاید درس باشه)ولی درس هم صنمی با جدول نداشتیهویی پسر عمو که مامان باباش اونو گذاشته بودن ازش مواظبت کنیم گفت:(توپ!)ولی توپ هم به جدول راهی نداشت...********************************************** مطمئنم این سوالو اگه از همه بپرسن:نابینا میگه چشمگرسنه میگه غذاناامید میگه مرگامیدوار میگه صبرو هرکی چیزی که بهش (نیاز داره رو میگه)همه اینا درسته ولی صحیح نیست!!!ولی چه باور کنیم و چه باور نکنیم باید بدونیم اونی که همه زندگی ها و مشکلات و سختی هارو رفع می کنه فرجه...****************************کاش همون جوری که نیاز به پول و شغل و... داریماضطرار به فرج مولامون هم داشتیم***************************اللهم عجل لولیک الفرجیاعلی</description>
                <category>سید محمد علی بهشتی نژاد</category>
                <author>سید محمد علی بهشتی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 27 Mar 2020 14:58:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوجرعه شعر تلخ و یه کم فکر اضافه</title>
                <link>https://virgool.io/@samir110/%D8%AF%D9%88%D8%AC%D8%B1%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AA%D9%84%D8%AE-%D9%88-%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D9%85-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D9%81%D9%87-hxjrudjfjoq6</link>
                <description>کتاب ((گریه های امپراطور))پشت جلد کتابکتاب گریه های امپراتور اثر فاضل نظرییکی از شعراشو با یه کم تامل بخونیم: {از باغ می برند چراغانی ات کنند/تاکاج جشن های زمـــستانی ات کنند پوشانده اند (صبح)و تورا (ابرهای تار)/تنها به این بـــــــهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چـــــــاه دل مـــبند/این بار می برند که زنـــدانی ات کنند ای گل گـــــــمان مبر به شب جشن می روی/شاید به خاکــــــــ مـرده ای ارزانی ات کنند یک نقطه بیش فرق (رجیم) و (رحیم) نیست/از نقـــــطه ای بترس که شیـــطانی ات کنند آبـــــــــــــ طلــــب نکرده همیـــشه مـــراد نیست/گاهی بـهـــــــــانه ایست که قــربانـــــــــی ات کنند}(1)خب بنظرم شرح بیشتر شعرو به خودتون می سپرم ولی خوشحال می شم که نظراتتون رو توی کامنتا بنویسین و راجب شعر صحبت کنیم...</description>
                <category>سید محمد علی بهشتی نژاد</category>
                <author>سید محمد علی بهشتی نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 16:15:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درگوشی های فروید وخدایش!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@samir110/%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%88%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-h6zfv7dxnsdc</link>
                <description>کتاب مهمان ناخواندهخب یه کتاب خوبازنشر نیاثر اریک امانوئل اشمیت:یک نویسنده قهار که عموما نمایشنامه می نویسه و علاقه مندان به روانشناسی نمایش و هنر باید اونو بشناسن.خالق آثاری چون:خرده جنایت های زن و شوهری،مسموم کننده،عشق لرزه و...آنچه در داستان می گذرد :فروید در خفقان جنگ جهانی دوم در کنار دخترش آنا در پی فرار از اتریش هستند که ماموران گشتاپو(نازی ها)آن جارا به جهنم یهودی ها تبدیل کرده اند.در پی فرار آن ها از اتریش  دختر او بازداشت می شود و در این لحظات حساس و مخاطره آمیز برای فروید و دخترش،فردی ناشناس پیدا می شود که حال ،گذشته و آینده ی او خبر داردو ..فروید که در همه ی عمرش دم از الحاد می زند در این دیدار باید از نظر  فلسفه ی خودش درباره ایمان به خدا، دربرابر خدا دفاع کندو در عین حال باید بخودش بقبولاند که باورش در عمرش صحیح بوده ولی فطرتا مشکوک است و می گوید:یعنی واقعاتو... این کتاب تقابل فروید با خودش را با قلم جذابش در ذهن شما تداعی می کند و یک پرسش مهم را :(آیا خدا وجود دارد؟)مطرح می کند.برش هایی از کتاب:1_فرد ناشناس:شما خدایی می خواید که به پاش بیفتین،نه خدایی که جلوتون زانو بزنهشما یه خدای بیرحم می خواید،نه یه خدای مهربان2فروید:من شجاع هستم.مردم برای فرار از بدبختی هاشون ایمان میارن ،منم می تونم خیلی راحت ایمان بیارم ولی من شجاع هستم . پس ایمان نمی آرم.3-فرد ناشناس:مردم منو به صورت های متفاوتی می بینن...********************************************************************************************این کتابو بخونید به فکر فروبرید. این کتاب رو به عنوان یه هدیه که شامل یه سناریوی جذاب و چند ساعت فکر دبش میشه رو،از من قبول کنید.#پیشنهاد:پیشنهاد می کنم این کتابو با دوستانتون بخونید و بعدش از تفاوت نقطه نظراتتون و مباحثه راجع به کتاب لذت ببرید.بیاین یکم بیشتر فکر کنیمفعلا.......یا علی </description>
                <category>سید محمد علی بهشتی نژاد</category>
                <author>سید محمد علی بهشتی نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 00:03:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه انشای خز از خزون یا...</title>
                <link>https://virgool.io/@samir110/%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B2%D9%88%D9%86-%DB%8C%D8%A7-gk9tdhzmhkcx</link>
                <description>خوب راستش جلسه اول انشای امسال بود و آخرش دبیربا کلی تمهیدات امنیتی راجب انواع انشا و شکل و صدای جر خوردن کاغذای مختلف،موضوع داد :(پاییز)حالمو گرفت،یه موضوع خز و مسخره که احتمالن باید از خس خس برگا می نوشتیم و دبیرهم توی یک زنگ بیست وپنج نوع مختلف تعریف وتشبیه های تکراری و یکی از یکی خز ترو ضایع تر و حوصله سربر تر می شنید و چرت می زد.تصمیم گرفتم با سلاح فکرم به جنگ روزمرگی {1}و تکرار انشا های بدون حرف تازه، برم و حاصل این شد:(پاییز میاید که مرا مبتلا کند...
پاییز می آید که مرا مبتلا کند... .گاهی در پس بعضی کلمات ،جمله ها نهفته است.پاییز ،ازجمله این کلمات است که مارا در افکارمان غرق کرده وتنها رها می کند...به محض شنیدن واژه ((پاییز))،خزان به ذهن خطور ؛قصه پژمردگی و جدایی برگ ها از درختان.رخت بر بستن برگ ها از درخت ها ،تداعی کننده جدایی ،فانی بودن و محدود بودن فرصت هاست.((کل من علیها فان))رسم روزگار این گونه است ؛شاید کمتر از شش ماه از خودنمایی درختان با برگ ها و نوشکوفه هایشان می گذرد؛لیکن حالا... . عمر همین است ،پستی و بلندی دارد و فراز و نشیب ،اما نباید فراموش کرد فانی است و کم تر از چشمی به هم زدن اجلّ سر می رسد.پاییز شروع است ؛شروع سرما.سرمایی که به زمستانی می انجامد ،سرمایی که منجر به ریزش برگ ها،کوچ پرنده ها و یخ زدن آب های خروشان می شود.گوییا ایاز(باد زمستانی)روح طبیعت را مکیده است؛ولی همین ایاز که از پاییز پا میگیرد ودر زمستان به بلوغ می رسد ،در نهایت جای خود را به صبا می دهد.یعنی علی رغم ماهیت سرد وبی روحش ،نوید گرما و نشاط را یدک می کشد.((ان مع العسر یسرا))سرمارا سپری کردن با امید بهار میسر می شود ،بدینسان(انتظار) راحت می شود .چه بسا درختان هم،به امید دوباره دیدن شکوفه ها،دوباره شنیدن صدای پرنده هاو دوباره بالیدن به ابهت برگ هایشان ،زنده می مانند.الا ای حال،پاییز ها می آیند و می روند و جدایی هارا ،امید بهار مسکن است.((فاعتبروا یا اولی الابصار ))        ای صاحبان خرد و بینش !چه برای شما ماند؟!درخاطر من پاییز به کلاس درس می ماند:درس جدایی...درس خالی بودن غرور...درس امید داشتن....درس هدف داشتن...و درس... .                  راستی !پاییز برای تو چطور ماند؟.)نمی گم انشام خیلی شاخ بود، ولی حرف تازه داشت،حرف تازه ای که برای خودم جالب بود که تاحالا به این طرز نگاه به پاییز فکر نکرده بودم.واین فکر بود که برای من یه باب جدید باز کرد.دنیایی که با فکر کردن می تونست بهتر باشه....پ.ن:حتما اولین پستم رو بخونین.____________________________________________________________________رجوع کنید به:پست اول،یک تذکر به خودم.</description>
                <category>سید محمد علی بهشتی نژاد</category>
                <author>سید محمد علی بهشتی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jan 2020 20:31:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز یکشنبه، زنگ اول</title>
                <link>https://virgool.io/@samir110/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DB%8C%DA%A9%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D9%88%D9%84-lvxicmpmg5ax</link>
                <description>می خوام یه خاطره کوتاه تعریف کنمروز یکشنبه هفته بعد شهادت حاج قاسم بود و حزن عجیبیکل مدرسه رو پر کرده بودیکی از الواش (جمع مکسر لش)مدرسه که دم از لائیک بودن میزد بهم گفت:(میدونی راستش خودمم نمی دونم چرا ناراحتم !یعنی بابامم بمیره فوقش میگم :(ای بابا !مرد خوبی بود)ولی نمیدونم چرا برای حاج قاسم گریم بند نمی اومد...)تا این که زنگ اول رفتم سر کلاس و دبیر ادبیات تسلیت گفت و به تحلیل وقایع مشغول شد:(...آره تو هلی کوپتر بوده......نامردا حتی جرات نکردن.........خیلی مرد بزرگی بود...)و.... ازین جور حرفایی که بعد سه روز برامون کلیشه شده بود.تا این که یه حرف استاد کلاسو منفجر کرد:(دیروخوندم مفتی سعودیا گفته این ترامپه باما مشورت نکرد سرزدن حاج قاسمخو چقد پررویی!مگه آدم با گاوش مشورت می کنه!...)************************************************************راستشو بخواین این حرف استاد خیلی بیشتر از تحلیل ها و جواب هایی که می گفتن:(که عربستان با بازخورد منطقه ایش داره کار ترامپو تایید می کنه...)وامثال این جوابای منطقی دلمو خنک کردواقعا !اصلن کی گفته عربستان باید نظر بده؟بد بختایی که گوش به زنگ آروغ مثل ترامپی هستن،بدبختایی که پولدارترین کشور عربین و جلوی حوثی های پابرهنه با موشکایی که تو لوله pvcدرست می کنن کار پیش نبردن،بدبختایی که پول قمار ترامپ و صهیونیستارو سر معامله قرن حساب می کنن،بدبختایی که بهشون می گی گاو شیرده ،خفقان رسانه ای رو موج رسانه هاشون موج می زنه،این خفت عربستان اسم اسلام رو قراره خراب کنه ولی هیهات که آب دریا با دهن سگ نجس نمیشه...&lt;&lt;یا حیدر کرار زند نقش به زودی/بر پرچم سبز عربستان سعودی&gt;&gt;.فعلا..... یاعلی</description>
                <category>سید محمد علی بهشتی نژاد</category>
                <author>سید محمد علی بهشتی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jan 2020 19:27:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه کتاب خوبِ ((متفاوت))!</title>
                <link>https://virgool.io/@samir110/%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A8%D9%90-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-iu8qsoz5jexw</link>
                <description>هممون یه بار این جمله  رو گفتیم:(می خوام تغییر کنم!می خوام یه چیز دیگه بشم!)بعدشم خیلی جاها شکست خوردیم و خیلی جاها دنبال راهنما بودیم،برای تغییر و تحول هم راه های مختلفی  بهمون پیشنهاد میشد :از راه های خودسازی:مشارطه ومحاسبه و...بگیرتاتفکر وتعقل وتزهد و تصوف وتعبد وتلازم و تشویق وتهدید وتکریم و تقدیس و....ولی من خیلی گشتم و یه راه دیگرو ترجیح میدم، یه راهی که از همه ی روش های قبلی موثرهیه راهی که ملموس تره ،یه راهی که ساده تره و یه راهی که،شیرین ترهتنبه و تحول با         ع...ش...ق: ((تعلق))**************************************************************************بزارید با یه مثال داستانو روشن کنم:علی به عنوان یه ورزشکار حرفه ای کشتی ،یه روز تصمیم میگیره که بره تو تیم ملی،اصلن میدونی تیم ملی رفتن،{عشقشه!}از اون به بعد شروع میشه:1-هر روز 6ساعت ورزش(ولی قرار با رفیقا بعد باشگاه چی میشه!!!)2-برنامه غذایی با حداکثر xکالری درهفته(ولی Xنصف غذایی که میخوره هم نیست!!!)4-بعدشمXوYوZرو باید هر هفته 2 وعده بخوره(ولی از Yبدش میاد!!!)5-شب ها ساعت 10 باید بخوابه(ولی لیگ قهرمانان تازه از 11و ربع  شروع میشه!!!)و....***************************************************************************داستان تعلق همینه،این که فرد برای علاقه اش همه ی سختی ها رو بجون می خرهتازه یه لول(سطح) بالاتر ،حتی علاقه های کوچیکترش رو هم نادیده می گیره تا به اون برسه درست مثل یه عاشق....*****************************************************************************آقای حائری شیرازی تعلق رو محور تحول در انسان دونستنومجموعه صحبت های ایشون راجب به این موضوع ؛به طور منظم و مرتبط ،با همون کلمات و مثال های قشنگ و همه پسند ،در کتاب تعلق از نشر معارف چاپ شده:کتاب تعلقیه نکته:از معدود کتابایی که نه تنها میشه چند بار خوندش،بلکه بایدِباید چند بار خوندش(بسیار موکد)چون مطمئنا هر دفعه که کتابو می خونید لایه ی جدیدی از حرفا براتون مشخص میشه و تاثیرشو تو جای جای زندگیتون می بینید..فعلا... یا علی!</description>
                <category>سید محمد علی بهشتی نژاد</category>
                <author>سید محمد علی بهشتی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jan 2020 16:54:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باسلام به شما؛قبل هر چیزی،یه تذکر به خودم!</title>
                <link>https://virgool.io/@samir110/%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%9B%D9%82%D8%A8%D9%84-%D9%87%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%B0%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-bgm4ygb04ea2</link>
                <description>یه تذکر به خودم بسم الله الرحمن الرحیماز نیت شروع کارم بگم:توی کنکاش خودم؛متوجه یه چیز مهم شدم که باید با شما در میون بذارم.راستشو بخواین، یکی از چیزایی که روح مدرنیته (به عنوان یکی از سلاحای آخرین ورژن شیطان)با خودش به کالبد زندگی ها آورده و جایگزین مهم ترین رکن زندگی فرد کرده؛دوگانه توهم و روزمرگی هستش...(یه نکته:این استراتژی شیطانه؛که برای تو زمین بازی تعریف می کنه تا از تعادل خارج شی :یا بری سمت افراط،یا بری سمت تفریط.با این ترفند حس می کنی خودت داری انتخاب می کنی و  آزادی در انتخاب داری! )فکر وعقل به عنوان نماینده خدا توی وجود انسان ،خطرناک ترین تهدید برای اهداف شیطانه ؛پس دور از انتظار نیست شیطان خفن ترین حقه هاشو برای معدوم و بی استفاده کردن عقل خرج کنه......رابطه ((مدرنیته و توهم)) رو در کتابی با همین اسم ،از مجموعه ی سخنرانی های استاد طاهر زاده می تونید بخونید. واما رابطه روز مرگی و فکر رو این جا با محوریت کتاب ((تفکر))آقای حائری شیرازی کمی بیشتر باز می کنیم:{استعمار یعنی تعطیلی فکرنه به آن معنا که اجازه ندهند شما فکر کنیدبلکه به آن معنی که فرصت ندهند شما فکر کنید......استعمارنو ،استعمار رسیدن به جوابقبل از رسیدن به سوال است...}(1).راستی!!! شما به خودتون چقدر فرصت فکر کردن می دید؟****************************************************************************تلاش من اینه که توی این دل نوشتک ها ،فرصت سازی کنم و،یکم بیشتر به خودم و شما فرصت فکر کردن بدم.دو کتاب بالا رو اگه خدا بخواد جلوتر بیشتر باز می کنیم و کتابای خوب دیگه هم توراه داریم...خیلی به نظرات محتاجم چون باید اثر و نوشته هام یه چکش کاری حسابی بشه...انشالله به هدفم برسم و جاده خاکی نرم و الکی نوار پر نکنم...________________________________________________________________________1)کتاب تفکر:آیت الله حائری شیرازی(ره)،نشر معارف</description>
                <category>سید محمد علی بهشتی نژاد</category>
                <author>سید محمد علی بهشتی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jan 2020 16:04:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>