<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سنا عبادی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sanaebadi97</link>
        <description>توسعه دهنده اندروید | هم تیمی در coursee.org | در تلاش برای تبدیل رویا به واقعیت</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 06:25:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/13002/avatar/Hp11Cn.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سنا عبادی</title>
            <link>https://virgool.io/@sanaebadi97</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خودت را بزرگ ببین!!</title>
                <link>https://virgool.io/@sanaebadi97/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86-kjyho6j8h3um</link>
                <description>خودت را بزرگ ببین!&quot;خودت را بزرگ ببین!&quot; تنها یک شعار نیست!نیاز هست که این جمله را کمی تجزیه و تحلیل کنیم. به بخش &quot;خودت را ببین&quot; توجه کنید. سوالی پیش خواهد آمد: آیا کسی هست که خودش را نبیند؟! می‌توان گفت: بله!اخیرا دانشمندان  طی یک پروسه تحقیق و آزمون و خطا به این نتیجه رسیدند که، مشکلی که اغلب افراد دارند این هست که خود را نمی‌بینند!این به چه معناست!؟ از چه نظر باید خود را دید؟! آیا روی خودتام و شخصیتتان و تفکراتتان تمرکز کرده‌ایید یا خیر؟!اکثر مردم تمام قوا و تمرکز خود را بر زندگی دیگران صرف می‌کنند و  خود را  نادیده می‌گیرند. به طور مثال احساس می‌کنند که شغل مهمتر از خودشان است و یا مردم و مشکلات آنها بر زندگی شخصی‌شان ارجحیت دارد! این اشتباه است. مهمترین موضوع باید خود فرد و زندگی خود شخص باشد. این به معنای خودشیفتگی و یا خودخواهی نیست، بلکه به این معنی است که شما همیشه باید خود را بهترین ببینید. تصویر خیلی خوبی از خود داشته باشید، چرا که اگر خود را به بهترین شکل ترسیم نکنید و یا اصلا خود را نبینید نمی‌توانید آینده‌ایی برای خود تصور کنید. همیشه در گذشته خواهید ماند و از بروزرسانی‌های خود عقب می‌مانید. و این مشکل بسیار بزرگیست که افراد زیادی با آن مواجه می‌شوند.مشکل این افراد عدم اعتماد به نفس نیست! فرق بسیار بزرگی بین عزت‌نفس و اعتماد به نفس است. اینکه خود را همیشه خوب و بهترین ببینی و ارزش خود و عملکرد خود را بدانید، یعنی عزت‌نفس دارید و به جایگاه اجتماعی و زندگی حرفه‌ایی خود اعتبار بخشیدید.اعتماد به نفس یعنی بیان کارهایی که خارج از خودت و در دنیای خارجی که انجام می‌دهید. به طور مثال، شما برنامه‌نویسی یاد گرفتید و به ازای کسب یک تجربه و یا ایجاد یک محصول جدید، اعتماد به نفس شما نیز بیشتر می‌شود.ولی عزت‌نفس  یک مسئله درونی است و ربط خاصی به دنیای خارجی ندارد. مثلا دقت کرده‌اید که برخی از ورزشکاران  و یا هنرمندانی که یک مدت خیلی خوب،  در اوج خود بوده‌اند و می‌درخشیدند، به صورت ناگهانی و آرام از عرصه پایین می‌آیند و فراموش می‌شوند. دلیل این اتفاق تلخ چیست؟! چه مشکلی برای آنها پیش آمده است!؟پاسخ این است که درست است که این فراد در زمینه فعالیت‌شان بسیار  قدرتمند بوده‌اند و مهارت بالایی داشته‌اند ولی مشکل عزت‌نفس داشته‌اند. به این صورت که مهارت و توانایی خود را نادیده گرفته‌اند و به پوچی و هیچی رسیدند.اصلا احساسات گم می‌شود. شخص سردرگم می‌شود. درست و غلط را نمی‌تواند تشخیص دهد و این برای عدم داشتن عزت‌نفس کافی به خود است. پس در نتیجه عزت‌نفس ربطی به مهارت و استعداد ندارد. ممکن است که همه‌ چی تمام باشید ولی عزت‌نفس کافی نداشته باشید و به همین دلیل است که سقوط خواهید کرد.جمله‌ی زیبایی به ذهنم رسید که می‌گوید:&quot;رسیدن به خود قله آسان است، ولی حفظ قله کاریست دشوار!&quot;به کمک اعتماد به نفس، می‌توان  به قله رسید، ولی حفظ آن جایگاه، بستگی به عزت‌نفس و دیدن خود و احساس بهترین بودن دارد! البته منظور اعتماد به نفس کاذب نیست!می‌گویند حتی اگر کارهای بزرگ و خفنی نکنید، ولی خود را کوچک نبینید، همیشه خود را بزرگ ببیند. ممکن است که همه‌ی کارهای کم اهمیت و به چشم بی‌ارزش، برای شما کاری عظیم را رقم بزند.نگران فشار و سختی‌های مسیر نباشید، به کمک عزت‌نفس و تصور آینده‌ی زیبا، می‌توان به راحتی از آنها گذشت!به طور مثال، شخصی توانمند و سخت‌کوش و باهوش  که قرار هست در مصاحبه‌ایی شرکت کند و همیشه این ترس قبول نشدن و اطمینان از این ترس را به همراه دارد، را در نظر بگیرید. می‌توان با اطمینان خاطر گفت، این شخص شکست‌خورده است بی آنکه در آن جلسه شرکت کند. شکست داخلی خورده است و عزت‌نفس خود را از داست داده است.به این فکر نکنید که اگر امروز، آزمونی را با نمره بالا پاس نکنید و یا جایزه خاصی را کسب نکنید، شما یک فرد ضعیف و ناموفق هستید، این افکار کاملا غیرمنطقی و اشتباه هستند. هرچه ارزش و قیمت خود را بیشتر بدانید، به جایگاه‌های بالاتری در زندگی دست پیدا خواهید کرد!اعتماد به نفس به مانند شعله‌های آتش است، (از همین رو رنگ قرمز را به آن انتساب می‌دهیم) هرچه شعله‌های آتش را به طرفین تکان دهید، به مرور آتش خاموش خواهد شد. و این نتیجه داشتن اعتماد به نفس بالا بدون عزت‌نفس است!ولی  عزت‌نفس به مانند درخت است،  (از همین رو رنگ سبز را به آن انتساب می‌دهیم) هرچه این درخت بزرگتر می‌شود، ریشه‌های آن عمیق‌تر دل زمین را می‌شکافند و روز به روز قدرتمند و تنومندتر می‌شود و به جایی می‌رسد که قطع این درخت کار دشوار و سختی خواهد شد. و این نتیجه داشتن عزت‌نفس بالا است، هرآنچه به خود و وقت خود ارزش بیشتری دهید، پس بالغ‌تر خواهید شد.در پایان به این سوال پاسخ می‌دهیم: &quot;بزرگ‌بینی واقعی، چه سودی دارد؟!&quot;آسودگی‌خاطر خواهید داشت. از زندگی خود لذت می‌برید و به معنای واقعی زندگی ‌می‌کنید.نظر و انتقاد غیر‌سازنده دیگران، بی‌ارزش می‌شود. هرچه به شخصیت و زندگی و عزت‌نفس خود برسید از و نظر منفی دیگران چشم‌پوشی کنید، خود به خود رشد خواهید کرد و بلعکس! اعتماد به نفس توسط عوامل خارجی و عزت‌نفس توسط عوامل درونی تقویت می‌شود.می‌توانید به راحتی برای آینده خود تصمیم بگیرید و برای تحقق اهداف خود با آرامش بالا قدم بردارید.صحبت‌های من در اینجا به پایان می‌رسد و مثل همیشه جا دارد که ذکر کنم، این نوشته‌ها ایده‌های من هستند و می‌توانید موافق و یا مخالف باشید، چرا که چیزی ۰ و یا ۱۰۰ درصد نیست!سنا عبادی | پنجشنبه ساعت ۰۱:۴۶ بامداد  , بیست و هشت بهمن ماه سال ۱۴۰۰</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Feb 2022 01:47:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پنج مهارت برتر برای یک برنامه‌نویس موفق</title>
                <link>https://virgool.io/MobileLab/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-qloh4lldfz3r</link>
                <description>پنج مهارت برتر برای یک برنامه‌نویس موفقهمیشه باید به کسانی که قرار هست برنامه‌نویسی یاد بگیرند یا اینکه در مسیر یادگیری هستند بگوییم که برنامه‌نویسی فقط نوشتن چند خط کد که یاد گرفتید نیست، و یا اینکه چند دستور را پشت سرهم اجرا کنید که یک برنامه بسازید هم نیست.یک برنامه‌نویس موفق لزوما دارای مدارک آموزشی و یا تحصیلی خاص نیست. بلکه کسی هست که با سرعت بالا و دقت کامل یک محصول را ایجاد و ارائه کند.همیشه در ابتدای مسیر، کسانی هستند که ناامید و سرخورده و بی‌انگیزه می‌شوند و فکر می‌کنند که از پس برنامه‌نویسی بر نخواهند آمد ولی بعد از مدتی خیلی فعال و قوی پیش می‌روند و استعداد و ابتکار خود را به درستی به کار می‌گیرند.خب چرا اینطور شد؟ چه اتفاقی افتاد؟! حتما روی مهارت‌های خود کار کرده‌اند. ولی کدام مهارت؟!با من همراه باشید که با پنج مهارتی که یک برنامه‌نویس موفق باید داشته باشد، آشنا شوید.اگر که این مهارت‌ها را به درستی یاد بگیرید و مثل کد نوشتن به آنها اهمیت دهید، به مرور شما تبدیل به یک برنامه‌نویس خبره و موفق خواهید شد که شرکت‌های بزرگ به دنبال شما خواهند بود و به شما و مسیر شما کمک شایانی می‌کنند.بسیاری از افراد یادگرفتن کدنویسی را برتر از فرا گرفتن این پنج مهارت می‌دانند که باید بگویم برای تبدیل شدن به یک برنامه‌نویس خوب و موفق کافی نیست!۱. مهارت جستجو کردن و یا Search:مهارت سرچ کردن، اولین مهارتی هست که یک برنامه‌نویس خوب باید بداند. خیلیا فکر می‌کنند که یک برنامه‌نویس تمامی کدها و دستورات را حفظ کرده و یا آنها را یادداشت کرده و از آنها استفاده می‌کند. شاید این حرف در دهه هشتاد و نود میلادی درست بوده باشد ولی امروزه اینطور نیست.تا وقتی که اینترنت هست و گوگل چه نیازی به حفظ کردن هست!این یک موضوع بود، موضوع بعدی این هست که شما روزانه با چالش‌ها و مشکلات متعدد و جدیدی رو به رو می‌‌شوید و به‌ جای اینکه سریع بروید و در انجمن و گروه بپرسید، سریعا به گوگل مراجعه کنید اگر بعد از مدتها تلاش کردن به نتیجه نرسیدید از کسی که ممکن است به این مشکل برخود کرده باشد، سوال بپرسید و اگر باز هم نشد شما خلاقیت به خرج بدهید (رجوع به گیتهاب و یا داکیومنتهای خاص)  و تبدیل به کسی شوید که این موضوع را حل کرده است و آن را در StackOverFlow برای دیگران هم به اشتراک بگذارید.مسئله مهم این است که وقتی به مشکلی برخوردید از دنیا نبرید و فاز غم و غصه نگیرید. چیزی نیست که حل نشود چون گوگل و سرچ کردن هست و حتما هستند کسانی که قبل از شما به این مشکل برخورد کرده باشند و مهم این هست که خوب سرچ کنید. مثلا اگر Java کار میکنید، توی جمله‌ایی که در مرورگر می‌نویسید کیوورد جاوا باشد. مثلا :Java how to print message?!و یا اگر به ارور خوردید، کافیست ارور را کپی و در مرورگر جایگذاری (paste) کنید.اگر که در اول مسیر هستید و نمیدانید مشکل خود و یا خواسته خود را چگونه برای گوگل بیان کنید، کافیست به زبان نیتیو خود‌ (فارسی) در google translate بنویسید و انگلیسی آن را برداشته و به کمک نوشتن اسم زبانی که کار می‌کنید در کنار جمله به یک سری نتیجه دست پیدا کنید که ممکن است شبیه به سوال شما باشد، پس به دنبال همان تیتر خواهید بود. یعنی تیتر درست را در مرورگر کپی کنید و نتایج درست را داشته باشید.۲. آنالیز و تحلیل کردن و یا Analysis: مشکل دیگری که یک برنامه‌نویس ممکن است مواجه شود، تحلیل کردن و پیدا کردن راه‌حل هست. ممکن است syntax را کاملا بداند و با تمامی دستورات آشنا باشد ولی دقیقا نداند باید چیکار کند.منطق و لاجیک را نداند. از کس دیگری میخواهد که تحلیل را برای آن انجام دهد و فقط به عنوان یک تسک آن‌ها انجام دهد.بهتر هست مهارت تحلیل را بدانید و تسک را ریز کنید و به راه‌حل برسید. سیستم‌های دیگر و نمونه‌های مختلف را ببنید که به تحلیل و بررسی و ساختار به شما کمک کنند. که باید به مهارت اول یعنی سرچ برگردید و از آن به خوبی استفاده کنید. در اینجا شما مشکلی با زبان برنامه‌نویسی مدنظر ندارید، بلکه مشکل با پیاده‌سازی دارید، که با رجوع به نمونه‌ سورس‌های موجود روی گیتهاب و ... ، می‌توانید ایده داشته باشید.به علاوه وقتی جلوتر می‌روید و با سیستم‌های پیچیده‌تر و بزرگتر کار می‌کنید، اهمیت این موضوع بیشتر و روشن‌تر می‌شود.مثلا مهارتی مثل Database Design بسیار مهم است. پس به دنبال یادگیری انالیز و تحلیل کردن باشید.۳. خطا‌یابی یا Debugging:یکی از مهمترین مهارت‌هایی که باید به آن اهمیت دهید و آن را یاد بگیرید. هیچ سیستم و برنامه‌ایی بدون مشکل و باگ نیست. هیچ برنامه‌نویسی نیست که روزی را بدون حل کردن و فیکس‌کردن باگ و مشکل پشت سر بگذارند.پس مهم آن است که متوجه شوید که مشکل از کجا هست و آن را trace  کنید و حل کنید. به این کار خطایابی گفته می شود. مثلا در Android به کمک  Break Point ها، در html/css به کمک Inspect Element , ...! کلا به کمک Logging و خطایابی سطر به سطر می‌توانید متوجه مشکل شوید. و نکته مهم آن است که شما IDE ایی که با آن کار می‌کنید را به خوبی بشناسید و بتوانید روش دیباگینگ آن را یاد بگیرید.پس اگر به مشکل خوردید و بدون دیباگینگ به دنبال کمک گرفتن بودید، مسیر درستی را پیش نگرفته‌اید.۴. نوشتن با صفحه کلید یا Keyboard Typing:تایپ کردن سریع و استفاده از شورتکات‌ها به شما برای تسریع و سرعت بخشیدن به انجام تسک کمک می کند. یک برنامه‌نویس خوب به مرور تایپ سریع با دقت بالا را فرا می‌گیرد. یکسری سایت وجود دارند که به شما در این زمینه کمک می‌کنند.و نکته‌ی مهم تایپ کردن به زبان انگلیسی هست. دوستان برای برنامه‌نویسی یاد داشتن زبان انگلیسی برای حل کردن مشکلاتتون و خواندن داکیومنت و سرچ کردن، از نان شب هم واجب‌تر است. پس به آن اهمیت دهید.۵. کتابخانه کد یا Code Library:مهارتی است که شما به مرور با کسب تجربه کافی به آن خواهید رسید ولی چه خوب است که در ابتدای مسیر آن را یاد بگیرید.استفاده از کدهایی که قبلا نوشتید به این صورت که به شکل پکیج و یا کلاس مستقل و ماژولی می‌توانید آنها را به پروژه‌های جدیدی که ایجاد می‌کنید اضافه کنید که این کار باعث بالا بردن سرعت شما در کار می‌شود. پس همیشه به این فکر کنید که فایل و ماژول‌هایی را آماده کنید که ساختار را داشته باشید.پس به صورت یک کتابخانه‌ قابل حمل و پرتابل آنها را در جایی که نیاز دارید، اضافه کنید. اگر این مهارت را داشته باشید همیشه از دیگران جلوتر هستید.  و در آخر باید بگویم که هیچ عامل منحصر به فردی وجود ندارد که به کسی در موفقیت و رسیدن به خواسته‌هایش، کمک کند. همه چیز تناسب و درصدی هست. هیچ چیز صد‌در‌صد درست و یا غلط نیست. برای اینکه در کار خاصی و یا زندگی موفق باشید، نیاز به عوامل زیادی هست که بخشی از آنها تکنیکال و فنی هستند و بخش دیگری Soft Skills ها هستند. پس تنها راه موفقیت استفاده از تمامی امکانات موجود و یادگیری و دنبال کردن مهارت‌های مورد نیاز هست. انگیزه و تلاش را فراموش نکنید.موفق و موید باشید.سنا عبادی | جمعه ساعت ۲۲:۱۱ شب , بیست و هشت آبان ماه سال ۱۴۰۰  </description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Nov 2021 22:23:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه‌نویسی را یاد نگیرید اگر...!</title>
                <link>https://virgool.io/cheyab-blog/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-ietodhpudmjh</link>
                <description>برنامه‌نویسی را یاد نگیرید!اگر از هر کسی بپرسید کدام تخصص و رشته از نظر پول، کار و فرصت‌های شغلی  بهترین است، پاسخ اکثریت &lt;برنامه‌نویسی&gt; است!از مزایای آن به پول زیاد و  انعطاف کاری اشاره میکنند که میتوان از هرکجای دنیا کار کنید. وارد یوتوب و اینترنت می‌شوید از مزایا و فرصتهای شغلی موجود برای برنامه‌نویسی می‌گویند.ولی سوال مهم و اصلی این است که: آیا ورود به دنیای برنامه‌نویسی برای شخص تو مناسب و درست است؟! آیا برنامه‌نویسی به روش زندگی و شخصیت تو نزدیک است؟! آیا مفید است یا مضر که تنها وقت و پول خود را هدر خواهی داد؟!در ادامه پنج مورد را بررسی می‌کنیم که آگر به هرکدام از آنها نزدیک بودید، برنامه‌نویسی را فراموش کنید! چرا که برنامه‌نویسی برای شما مضر خواهد بود و می‌توانید وارد زمینه و تخصص‌های دیگری شوید که برای شما موفقیت و پول بیشتری کسب کند. پنج موردی که اگر شخص آنها را داشته باشد، برنامه‌نویسی برای آن مضر و منفی است تا مثبت و مفید.۱.اگر آدمی هستید که پیشرفت و یادگیری را دوست ندارید!این زمینه و تخصص بیشترین آپدیت و بروزرسانی و پیشرفت در خود را، نیاز دارد. باید مهارت‌های خود را روز به روز آپدیت کنید. و باید Self Learning باشید و بدون نیاز به استاد و منتور یاد بگیرید و پیشرفت کنید. باید مهارت کافی در زبان انگلیسی داشته باشید که بتوانید به راحتی از تمامی منابع موجود استفاده کنید. در یک کلام اگر به دنبال Stability هستید، پس به این سمت نیاید!۲.اگر آدمی هستید که خلاق و خیالاتی هستید!اگر آدمی هستید که قرار هست ایده‌های جدید پیاده کند و همیشه به دنبال نبوغ هست، و دوست دارید که خیالات و تصورات خود را اجرا کنید، پس برنامه‌نویسی شما را به این هدف نخواهد رساند.چرا که ممکن است برنامه‌نویسی برای شما یک عمل ساده باشد، مثلا در شرکتی کار کنید که افراد دیگری در پوزیشن‌های مربوطه، ایده‌ها را طراحی و سناریو میچیند و شما فقط باید آن را اجرا کنید. یعنی شما صرفا کد می‌زنید. اگر کسی هستید که منتظر تسک نیستید که فقط آن را انجام دهید و از پس فشار و استرس کاری بر نمی‌آیید، پس به سمت کدنویسی نیاید. به دنبال گرافیک، مدیر محصول و مارکتینگ باشید. در آنها به طرز عجیبی پیشرفت خواهید کرد.۳.اگر آدمی هستید که دوست دارد سریع به درآمد برسد!درست است که اگر در این زمینه متخصص شوید، به پول خوبی خواهید رسید ولی مشکل اینجاست که این هدف نیازمند وقت کافی هست. باید یاد بگیرید و تجربه کسب کنید و پله‌پله به این سمت کشیده شوید.حداقل زمانی که تخمین زده شده است ۶ ماه  یادگیری و کار  و تلاش مستمر و مداوم است.  اگر در این مدت حداقل روزی ۶-۸ ساعت زمان بگذارید میتوانید وارد مرحله درآمد زایی شوید.اگر عجله دارید و دوست دارید راه چند ساله را یک شبه طی کنید پس برنامه‌نویسی برای شما مناسب نیست. توصیه من به دانشجویان عزیز این هست که در دوران تحصیل به دنبال یادگیری یک تخصص باشند و تجربه کسب کنند که در وقت فارغ‌التحصیلی راحت‌تر و سریعتر به درآمد دلخواه و مدنظر برسند.اگر  زمینه Software را می‌خواهید و دوست دارید سریعتر وارد فاز درآمد شوید من به شما Software Testing و یا Ui Developer را پیشنهاد میکنم.۴.اگر آدمی هستید که سن بالایی دارید و چیزی از دنیای فریلنسری نمی‌دانید!این درست نیست که اگر سن بالایی داشته باشید نمی‌توانید برنامه‌نویسی یاد بگیرید چرا که برنامه‌نویسی به تمامی جنبه‌‌های زندگی آدم کمک میکند.ولی مشکل آنجاست که اکثر شرکت‌ها به دنبال نیروی کار جوانتر و یا سن بالا با تجربه بالا هستند. پس شما شانس خاصی برای استخدام ندارید و باید وارد دنیای آزاد و فریلنسری شوید که خب آن هم نیازمند دانش کافی برای ارتباط با مشتری و ... است. اگر این موارد را نمی‌دانید پس وقت خود را برای کد‌نویسی تلف نکنید به شما توصیه میکنم به سمت ERP Consultion, Business Analyst, Consultation باشید که هم سریعتر به نتیجه می‌رسید و هم می‌توانید تمامی تجربه‌هایی که در طول سالها کسب کردید را به کار بگیرید و یک شغل در خور داشته باشید.در نظر بگیرید که Software فقط کد‌نویسی نیست!۵.اگر آدمی هستید که ایده تولید یک محصول دارید و قرار هست برای پیاده‌سازی آن و وارد کردن آن در بازار برای رقابت نقشه داشته باشید!اگر ایده‌ایی شبیه به Uber, Amazon, ... دارید و فکر می‌کنید با ۶ ماه یادگیری برنامه‌نویسی قادر به پیاده کردن آن و ساخت یک بیزنس برای رقابت با نمونه‌های موجود هستید، سخت در اشتباه هستید!تمامی محصول‌های موفق یک تیم موفق دارند که متشکل از متخصص‌های مختلف با پوزیشن‌های مختلف است. شما به تنهایی نمی‌توانید وارد این رقابت شوید.به فرض اینکه شما محصول را ساختید و روانه بازار کردید، موضوعات مربوط به پشتیبانی، مارکتنیگ، بیزنس و استقرار به عهده چه کسی خواهد بود؟شما درگیر کدنویسی خواهید بود یا موارد دیگر؟! یادگیری بیزنس اصلا کار آسانی نیست و نیازمند تجربه و وقت است، پس شما سعی کنید کارها را به یک تیم بسپارید و مثل یک بیزنس‌من با فکر و ذهنی غنی و پولدار جلو روید و ذهنیت فقیر خود را کنار بگذارید.و در آخر: باید بدانید که همیشه استثتا وجود دارد و همیشه همه‌چیز ۱۰۰ درصدی نیست!مهم نیست که مردم از چه چیزی تعریف کنند و شما را به آن کار تشویق کنند، مهم این است که شما چه کاری را بیشتر دوست دارید و با آن راحت هستید و به آن اعتماد دارید و اگر آن را دنبال کنید به زودی بهترین خودتان می‌شوید چرا که مناسب شما و شخصیت شما خواهد بود.پس تمرکز خود را تنها روی خودتان و پیشرفت خودتان در جهتی که دوست دارید و در آن راحت هستید بگذارید که  بهترین چیز ممکن را بسازید نه اینکه آن چیز از شما بهترین را بسازد.سنا عبادی | شنبه ساعت ۱۸:۳۸ بعد از ظهر , بیست و دو آبان ماه سال ۱۴۰۰</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Sat, 13 Nov 2021 18:44:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه‌ی من از MacBook Pro M1 برای برنامه‌نویسی اندروید</title>
                <link>https://virgool.io/@sanaebadi97/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-macbook-pro-m1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-cgyhgayfsgdy</link>
                <description>تجربه‌ی من از MacBook Pro M1 برای برنامه‌نویسی اندرویداپل در رویداد One More Thing خود از مک بوک پرو ۲۰۲۰ نیز رونمایی کرد.M1، نخستین عضو از خانواده‌ی تراشه‌های مک در دل نسل جدید مک بوک پرو ۱۳ اینچی، مک بوک ایر و مک مینی قرار گرفت. اپل می‌گوید تراشه‌ی M1 بهترین عملکرد CPU به‌ازای هر وات و سریع‌ترین گرافیک یکپارچه‌ی دنیا را در دل خود دارد و عملکرد شگفت‌انگیزی را در زمینه‌ی یادگیری ماشین به‌نمایش می‌گذارد. کوپرتینونشین‌ها به‌اندازه‌ای به M1 اعتماد دارند که دیگر مک بوک ایر را با تراشه‌ی اینتل به‌فروش نمی‌رسانند.اگر علاقه‌مند باشید میتوانید در سایت‌های مختلف به بررسی بیشتر این محصول بپردازید. در این پست تنها قرار هست که تجربه چند ماهه خود را بنویسم و راهنمایی برای دوستانی که تصمیم به خرید این محصول دارند، باشد.مشخصات فنی macbook pro m1 که من خریداری کردم:مدل: 2020 MYD82رنگ بندی: خاکستریظرفیت حافظه ی رم: 8GBحافظه :  256GB M2 NVMe PCIe اندازه صفحه نمایش: 13.3 inchنوع صفحه نمایش: Retina (2560×1600) IPSتاچ‌بار دارد: بلهپورت‌ها: دو عدد پورت Thunderbolt3 فینگرپرینت دارد: بلهبیشترین استفاده: برنامه‌نویسی موبايل (اندرويد و iOS)برای دیگر مشخصات مانند گرافیک، سنسورها و امکانات به سایت‌های معرفی محصول مراجعه کنید.۱.نگهداری شارژ باتری: تا به اینجای کار خیلی خوب بوده ، زمان بی‌برقی میتوانست تا جای خیلی خوبی ساپورتم کند. با اندرویداستودیو و آن‌همه بیلدی که من میگیرم و اسپاتیفای و سافاری و ... خیلی خیلی خوب جواب داده. توصیه‌ایی که در اینجا میتوانم به شما بکنم این هست که برای اینکه سایکل باتری شما زیاد نشود، لپتاپ را مدام به شارژ بزنید و هفته‌ایی یکبار باتری را تا آخر تمام کنید و دوباره شارژ کنید. شب‌ها هم همیشه وسایل الکترونیکی خود را از برق جدا کنید.۲.سایز اسکرین: میتوانم در یک کلمه بگویم بی‌نقص! رزولوشن بالا که با تنظیم نوری که دارد خیلی خیلی راحت میتوانید بدون مانتیور هم کار کنید، ولی خب حتی اگه ۱۶ اینچ باشد، بی مانتیور توصیه نمیشود.۳.استفاده از Ram:برنامه‌نویسان اطلاع دارند که اندروید‌استودیو در مصرف منابع مخصوصا رم، بهینه عمل نمیکند و ورژن استیبلی که موجود هست برای cpu اینتل بهینه شده و عملا برای apple silicone m1 مشکل ساز هست کمی. کندی، لگ داشتن رو تجربه خواهید کرد که راه‌حل آن، نصب نسخه preview مخصوص m1 است .در کنار استیبل نصب کنید. تا به اینجای کار من هیچگونه مشکلی با این نسخه نداشتم و فقط خیلی خیلی روانتر و بهتر کار می‌کند و پروژه شما زیر چند ثانیه هم بیلد میشود. در کنارش هم اسپاتیفای و سافاری همیشه باز هستند. زمانی که من این محصول را خریداری کردم رم ۱۶ در ایران موجود نبود.برای برنامه‌نویسی iOS هیچ‌گونه مشکلی وجود ندارد ولی در برنامه‌نویسی اندرويد شما با  مشکل ساخت avd روبه‌رو خواهید شد که راه‌حل دارد:که خیلی جواب داده ولی من physical device دارم و همیشه ترجیح دادم. عملا مصرف رم شما با این موارد خیلی خیلی بهینه خواهد بود.۴.پورت‌ها: دو عدد پورت Thunderbolt3 دارد که من یکی برای هاب و دیگری رو برای شارژ استفاده میکنم. که سمت چپ قرار دارند. یک جک هندزفری هم سمت راست مشاهده خواهید کرد.۵.اسپیکرها: صدای خیلی با کیفیت و عالی دارند . بدون‌ هدست در جلسات شرکت میکنم و کیفیت صدا همچنان عالی هست.۶.بلوتوث: خیلی راحت با هدست شیائومی، سامسونگ pair شد.امیدوارم که شما هم تجربه خوبی برای استفاده از این محصول داشته باشید و با ما به اشتراک بگذارید. اگر سوال دیگری دارید، لطفا کامنت کنید که پاسخ دهم. ممنون از توجه شماسنا عبادی | جمعه ساعت ۱۷:۱۰  بعد از ظهر , بیست و پنجم تیر ماه سال ۱۴۰۰</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jul 2021 17:07:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا ما رهبرانی برای نسل آینده خواهیم بود؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@sanaebadi97/%D9%85%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B1%D9%86-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA-hcf9ysrtovsu</link>
                <description>ما نوادگان قرن قبل برای نسل جدید چه به جا خواهیم گذاشت؟!  شروع سال جدید و تقریبا آغاز قرن جدید , مرا به اعماق افکارم فرو برد  . ما به عنوان بازماندگان از نسل قبلی چه تاثیری بر جامعه خود گذاشته ایم ؟! آیا رهبر و اسطوره زندگی دیگران خواهیم بود ؟!چه تاثیری بر جامعه ی جدیدی که پیش روی هست ، خواهیم داشت !؟ پنجاه سال دیگر , بچه های این قرن ما را چگونه یاد میکنند ؟! ما را با چه چیزی میشناسند ؟! تاثیر مثبت داشته ایم یا منفی ؟! زندگی خود را چگونه گذرانده ایم ؟! آیا نام ما را در ویکی پدیا جستجو خواهند کرد ؟! آیا لیست افتخاراتی داریم که برای آیندگان مفید باشد ؟! و هزاران سوال از این قبیل !یک شاعر , خواننده و یا یک آهنگ ساز  با ساخت یک قطعه اثر جذاب , میتواند هم برای نسل خود مفید باشد هم برای قرن ها بعد .یک نویسنده با نوشتن یک کتاب فوق العاده , میتواند برای قرن و سال جاری خود مفید و موثر باشد هم برای سال ها و قرن های بعد .یک دانشمند یا یک مهندس با ساخت یک ابزار مفید و یا ارایه مقاله های مفید در رابطه با جهان و زندگی میتواند مفید واقع شود .یک کارآفرین با راه اندازی یک کسب و کار موفق و خدمت به جامعه میتواند به نسل های فعلی و بعدی کمک شایانی کند .یک پزشک نیز همینطور . یک فوتبالیست . یک کارگردان . یک وزرشکار .  یک سیاستمدار . یک فعال حقوق اجتماعی . یک وکیل . یک نظامی . هرکسی با هر تخصص و هر حرفه ایی میتواند زنده بماند کافیست دست به کار شوید .اگر دست به کار شده اید و برای خود افتخاراتی کسب کرده اید که مطمئن هستید تا سال ها و حتی قرن ها بعد از شما یاد میکنند ,   از همینجا به شما تبریک عرض میکنم .  ولی اگر جزو آن دسته از افرادی هستید که هنوز به این موضوع فکر نکرده اید و حتی این مطلب برای شما مهم نیست که به نظرم این نوشته و این تفکر من با شما همخوانی ندارد .ولی اگر هنوز به این موضوع فکر نکرده اید ولی الان دغدغه شکافتن بیشتر موضوع را دارید و دوست دارید شما هم نامی جاویدان داشته باشید پس از الان برای ایجاد یک اثر دست بکار شوید . سن و سال مهم نیست . مهم نامیست که می‌ماند چه در جوانی چه میانسالی و یا پیری .مهم اهمیت آن و اثر کافی داشتن بر زندگی بشر است و بس !این تمام تفکر من قبل از تحویل سال و الان است . میتواند جرقه ایی برای دوستان و همراهان باشد .  من کسی هستم که میخواهم نامم زنده بماند . شما نیز بخواهید !  باشد که رستگار شویم .سنا عبادی | جمعه شب ساعت ۲۳:۵۵ , بیست و هفتم فروردین ماه سال ۱۴۰۰</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Fri, 16 Apr 2021 23:58:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@sanaebadi97/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-hijdniw3yjyl</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/kdouqsv5dw4m-yGQmn.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۷,۶۹۴ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۳۴۸ مرتبه پسندیدند و  ۱۲۹ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۱۹۲ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۲۸,۱۵۸ بار خوانده شدند و ۳,۶۵۳,۶۶۶ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۵۰۰۹۱۳۹۰ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۱۶۲,۷۵۴ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۵۰۰۹۱۳۹۰ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Mar 2021 15:34:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شانس فاکتور مهم ولی نه کافی برای رود مپ موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@sanaebadi97/%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%81%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D9%85%D9%87%D9%85-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%BE-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-dbykc2dtzbpj</link>
                <description>شانس فاکتور مهم ولی نه کافی برای رود مپ موفقیت هر شخصی با یک هدف و انگیزه ایی زندگی میکند و برنامه و نقشه ی مسیر زندگی خود را طراحی می کند .در اینجا عوامل و پارامتر های بسیاری دخالت دارند که این رود مپ به چه شکل ترسیم شود .شانس یک فاکتور بسیار مهم در بین این عوامل است . عوامل مهم مانند :مکان تولد و زندگی که مهمترین عامل هست .شخصی که در یک شهر کوچک دور از پایتخت به دنیا و زندگی میکند از نظر روند رشد و پیشرفت از کودکی که در پایتخت رشد میکند عقب تر خواهد بود.خانواده و محیطی که در آن رشد کردید . خانواده ایی که از تصمیمات خوب و درست شما حمایت میکنند و به شما در رشد و پیشرفت کمک میکنند , عامل بسیار مهمی نیز خواهد بود.روابطی که دارید . شخص در سنین نوجوانی شروع به رابطه سازی جدی خواهد کرد . شما باید با افرادی که به شما کمک کنند و شما نیز به آنها کمک کنید همراه شوید و گرنه وقتتان تلف بحث دوستی و رفاقت خواهد شد.استعداد و انگیزه ایی که دارید . نبوغ و استعداد هر شخص با شخص دیگر متفاوت هست ولی چه استعدادهایی که به دلیل مورد اول (محیط زندگی) خاموش ماندند ....به طور مثال اگر شانس با شما یار باشد در شهری پیشرفته به دنیا خواهید آمد .و همین موضوع جبر جغرافیایی باعث خیلی از محرومیت ها و از بین رفتن استعداد ها شده است . خیلی ها از دور نگاه میکنند و این حرف را قبول ندارند چرا که درک نکردند ! اگر غیر از این باشد و بخواهی پیشرفت کنی چون محیط با تو هم سو نیست همیشه &quot;پنج − هیچ&quot; از شخصی که در یک محیط عالی زندگی میکند عقب خواهی بود .محل بدنیا آمدن و رشد کردن تا یک سن مطلوب دست خود شخص نیست ! شما کمتر شخصی را میبنید که در زمان کودکی به تنهایی به محیط دیگری مهاجرت کند . حداقل سن لازم ۱۸ سال است !و در این سن حساس که  به قولی تمام آینده شما چیده خواهد شد ,  شما تازه با دنیای اطراف آشنا شده اید و ارتباط گرفتید در حالی که هم سن های شما در شهر های خوب در زمینه های مورد نظر از شما پیش تر هستند .پس انتخاب محل زندگی در بدو تولد و رسیدن به سن مطلوب دست شخص نیست و نمیتوان فرد را محکوم کرد . برای درک بهتر مثال واقعی را برای شما بازگو خواهم کرد :اخیرا متوجه یک داستان جالب موفقیت یک برنامه نویس خانم در یک شرکت بزرگ و معتبر آن هم با سابقه زیر ۲ سال  شدم . داستان مربوطه را دنبال کردم و متوجه شدم که شروع کار ایشان توسط شانس همراهی شده و در ادامه با تلاش و انگیزه ایی که داشتند موفق به ورود به یک تیم بزرگ شده است . ولی شروع شانس بزرگی بوده !داستان از این قرار هست :ایشان در یک شهر بزرگ به نام تهران به دنیا و رشد کردند . توسط دوست دانشجو  رشته ی نرم افزار اشون به یک ورکشاپ برنامه نویسی به عنوان مهمان دعوت می شوند.خیلی راحت با تیم لید یکی از تیم های بزرگ آن کمپانی که در ورکشاپ حضور داشتند  , رابطه دوستانه ایجاد می کنند و توسط همین رابطه به عنوان یک کارآموز که هیچی از برنامه نویسی نمیدانسته وارد آن کمپانی بزرگ می شود .در اینجا هست که گفته میشود ایشان برونگرا بودند و یا هوش مالی و .. رو داشتند و توانستند رابطه برقرار کنند . باید خدمت عزیزان عرض کنم که چند مورد استعداد و برونگرا و فعال در محیط زندگی ام به شما معرفی کنم که فرصت شرکت در ورکشاپ (به این دلیل که وجود ندارد) نداشتند !؟  شاید گفته شود که افرادی از منطقه محروم شکوفا شدند ! باید خدمتتون بگم که این موارد خاص هم توسط شانس بوده . حالا شانس به صورت آشنایی با یک فرد مهم یا هرچیزی میتواند باشد . بعد از چند ماه آموزش مستمر زیر نظر مستقیم تیم لید و دیگر دوستان خبره ,  ایشان کم و بیش با  برنامه نویسی آشنا می شوند و وارد آن تیم بزرگ می شوند !در اینجا باز باید کامنتی با این مضمون باشد :خیلی از دوستان با استعداد به این دلیل که رابطه ی آشنایی قبلی با تیم های بزرگ نداشتند و خیلی بیشتر هم اطلاعات در زمینه مورد نظر داشتند به عنوان کاراموز پذیرفته نشدند . ولی ایشان شانس ایجاد رابطه داشتند به هر صورت که بوده !ایشان با کمتر از ۲ سال سابقه مرتبط در یک شرکت بزرگ و عالی مشغول به کار و فعالیت و کسب تجربه هستند که امیدوار هستیم ادامه ی راهی که در پیش دارند به آسانی و خوبی طی شود . چرا که تلاش و انگیزه لازم باید باشد و حتما ایشان از این پارامتر ها علاوه بر پارامتر های فوق که مهمترین عوامل بودند برخوردار هستند. در آخر باید اضافه کنم که میتوان برای تمامی مواردی که در بالا گفته شد , برهان خلف و استثنا آورد و با توجه به استقبال دوستان در فضای مجازی میتوان این نظر شخصی را تا حدودی صحیح فرض کرد .سنا عبادی | چهارشنبه شب ساعت 19:10 ,  ششم اسفند ماه سال 1399 </description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Wed, 24 Feb 2021 19:09:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کار در کنار تحصیل !؟ چگونه به یک تعادل برسیم !؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sanaebadi97/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%85-nngh1luesy9s</link>
                <description>کار در کنار تحصیل !؟ چگونه به یک تعادل برسیم !؟هفته ای که گذشت , ساعت های شلوغی را داشتم که طبق  الویت بندی ها می بایست به سه مورد مهم به صورت روزانه برسم . بسیار سخت و پیچیده بود ولی این روزها اولین روزهای شلوغ من نبود .رعایت نکاتی که در ادامه آنها را برای شما لیست وار ذکر میکنم به من در مدیریت زمان و فعالیت های خود کمک شایانی کردند . این موارد را در کتاب های مختلف , دروس دانشگاهی و زندگی روتین به دست آوردم . اگر دوست داشتید از آنها استفاده کنید که شاید رستگار شوید .1.انتخاب دانشگاه مناسباگر که دانشگاه مناسب همراه با رشته ی تحصیلی مناسبی را انتخاب کنید که بتوانید ساعاتی که فارغ از کار هستید را در اختیار درس و مطالعه قرار دهید , شما میتوانید گام بزرگی را در زمینه ی تخصص اتون بردارید . به این صورت که تحصیل از شما وقت زیادی را نگیرید که نتوانید به دیگر فعالیت ها برسید . سعی کنید فاکتور های مهمی مثل مسافت , رشته تحصیلی , تایپ دانشگاه و .. را در نظر بگیرید .اگر که پاره وقت مشغول بکار هستید که ساعات بیشتری را در اختیار تحصیل خود قرار خواهید داد ولی اگر تمام وقت هستید باید تایم های مرده را زنده کنید و از آنها استفاده کنید . اوایل صبح , عصرها  , آخر شب و روزهای تعطیل را برای مطالعه زنده کنید.و در ضمن خیلی از دانشگاه های برتر به دانشجو در یافتن شغل مناسب پاره وقت نیز کمک میکنند.البته این مورد برای دوستانی هست که دوست دارند متخصص شوند و در کنار تحصیل در حوزه ایی که علاقمند هستند فعالیت های ویژه ایی داشته باشند نه دوستانی که تحصیل را به قصد دیگری انتخاب کردند.2.الویت بندی یکی از مهمترین گام ها الویت بندی هست . شما باید بدانید که مدرک تحصیلی برای آینده ی شما مهم است یا اینکه تخصصی و فعالیتی که انجام می دهید ؟!اگر قرار هست میانه باشید پس باید طبق گام اول پیش برید .* ولی اگر مدرکی که قرار هست بگیرید صرفا &quot; گرفتن مدرک &quot; است پس بیشتر وقت خود را صرف تخصص و شغل خود کنید که موفقیت خود را تضمین کنید چرا که همیشه تخصص حرف اول را حرف میزند . شما لیبل مهندسی را به یدک بکشی ولی متخصص نباشی و صرفا مدرک مهندسی داشته باشی ,  آینده ی جذابی پیش رو نداری .اگر که تحصیل و مدرک و رتبه ی دانشگاهی که هستید برای شما بسیار مهم هست و به فکر بورسیه از این طریق هستید و یا دوست دارید در این زمینه ها پیشرفت کنید پس بیشتر وقت خود را صرف دانشگاه کنید که آینده ی خود را اینگونه ترسیم کردید و موفق باشید .3.ایجاد جدول زمانیاگر از نکته دوم شرایط * را دارید پس  برای شروع هفته ی خود یک لیست TODO ‌برای انجام تکالیف دانشگاهی خود قرار دهید و سعی کنید روزانه برای آنها کمی وقت بگذارید . اجازه ندهید تکالیف و پروژه های دانشگاهی در پایان ترم جمع شود و نتوانید از پس آنها بر آیید .برای خود برنامه مطالعاتی ایجاد کنید که زندگی حرفه ای ، تحصیلات و زندگی شخصی شما را تنظیم کند.میتوانید چک لیست (پلتفرم های مختلف و یا تقویم و بورد و کاغذ) تهیه کنید و به کمک آن به مدیریت تایم خود بپردازید .نکته ایی که باید در نظر بگیرید این هست که اگر با خانواده زندگی میکنید ,  از برنامه ریزی خود به آنها اطلاع دهید . به این ترتیب آنها می توانند از برنامه ریزی کارهایی که در اسلات زمانی شما نیست جلوگیری کنند.4.استفاده از تحصیل خود در شغل یا بلعکسوقتی رشته ی تحصیلی خود مرتبط با شغل شما باشد خیلی راحت میتوانید بین آنها یک تعامل مفید برقرار کنید. نکات و مواردی که ممکن است از تحصیل خود فرا بگیرید در شغل خود استفاده کنید .و نیز اگر از شغل خود مواردی را آموختید , نهایت استفاده را در ارایه پروژه ها و تکالیف دانشگاهی ببرید . شما شانس بالایی خواهید داشت .برای خود من نیز همین مورد بسیار مفید بوده و هست . خیلی از فعالیت هایی که در زمینه ی IT ‌انجام داده ام را برای پروژه های رشته ی تحصیلی (مهندسی صنایع) خود استفاده میکنم . چرا که میتوانم به کمک فیلد مدیریت و بهره برداری و کنترل پروژه تعامل مناسبی بین شغل و تحصیلم برقرار کنم .5.دوستان و همکاران خود از برنامه ریزی تحصیلی خود آگاه کنیدمهم است که مدیران خود را نیز در جریان قرار دهید . به عنوان مثال ، اگر امتحاناتی در پیش دارید ، ممکن است به مرخصی نیاز داشته باشید . طمینان حاصل کنید که مدیر شما به موقع از این امر مطلع شده است.به همین ترتیب اگر برای شغل خود  مجبور به از دست دادن کلاس دانشگاه شدید ، از قبل اساتید خود را در جریان بگذارید.6.مکانی را برای انجام کار پیدا کنید یا فراهم کنیدبخشی از داشتن یک روال کارآمد برای مطالعه و کار ، شما را ملزم به داشتن مکان مشخص یا مکانهایی می کند که می توانید برای انجام امور به آنجا بروید. این می تواند یک گوشه خاص در خانه ، یک میز مطالعه یا یک استودیو کار باشد. حتی می تواند مکان های عجیب و غریب مانند اتاق زیر شیروانی ، یا نزدیکترین کافی شاپ باشد. از مکانهایی که حواس شما را پرت می کنند مانند تلویزیون ، صداهای بلند و غیره خودداری کنید. اگر بیشتر مطالعه می کنید یا با موسیقی کار می کنید ، سعی کنید موسیقی بدون متن را برای تمرکز بهتر انتخاب کنید.7.نکته برداری و یادداشت کنیداین عادتی است که به شما در برنامه کاری و تحصیلی کمک می کند. وقتی مدیرتان به شما وظیفه ای می دهد ، سریعاً آن را در جایی یادداشت کنید تا مطمئن شوید فراموش نمی کنید. به همین ترتیب در کلاس ، یادداشت های خوبی را بنویسید. لازم نیست که به معنای واقعی کلمه ,  همه چیز را یادداشت کنیم. فقط مطمئن شوید که مهمترین نکات ارائه شده در کلاس را یادداشت کرده اید. یادداشت های شما باید به گونه ای باشد که بعدها بتوانید از آنها بهره ی کافی را ببرید.8.مراقبت از سلامت جسمی و روانییک فاکتور مهم و اصلی در موفقیت تعادل بین کار و تحصیل شما ,  سلامت شماست . تعادلی پیدا کنید که به شما فرصت کافی برای حفظ سلامتی خود را نیز بدهد. ورزش را حتی اگر فقط 30 دقیقه باشد ، جز  برنامه های معمول خود قرار دهید. استراحت کافی داشته باشید و اطمینان حاصل کنید که حداقل هفت تا هشت ساعت در روز می خوابید.  اطمینان حاصل کنید که هر روز وعده های غذایی مناسب مصرف می کنید. خوردن Fast-Food  ممکن است سریعترین گزینه به نظر برسد ، اما در واقع کاملاً ناسالم است. بهتر است به جای اینکه سراغ زنجیره های فست فود بروید ، به یک رستوران یا کافه سر بزنید و یک سالاد  آماده را بگیرید. این نه تنها یک غذای سالم برای شما خواهد بود ، بلکه در صورت لزوم به عنوان تقویت کننده انرژی نیز عمل خواهد کرد.9.شما بگویید ...کلام آخر:ممکن است تعادل موفق بین شغل و تحصیل در ابتدا بسیار بسیار دلهره آور به نظر برسد , اما اگر آن را خوب برنامه ریزی کنید ، می توانید به راحتی مدیریت کنید . نکات فوق را مد نظر قرار دهید و امیدوارم که همیشه پرانرژی به ادامه ی فعالیت های خود بپردازید.سنا عبادی | جمعه شب ساعت 19:04 , چهارده ام آذر سال 1399</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Dec 2020 19:13:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کار کردن با API ‌وبسایت Stack OverFlow !</title>
                <link>https://virgool.io/MobileLab/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%A7-api-%D9%88%D8%A8%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-stackoverflow-o05fl7rwd1kw</link>
                <description>کار کردن با API ‌وبسایت StackOverFlow !من علاقه خاصی به کار با API های مختلف دارم. به عنوان مثال ،مدتی پیش با API گیت هاب کار کردم و در یک مقاله راجع به آن توضیحاتی دادم .این بار من با API وبسایت Stack OverFlow  کار کردم و تجربه خیلی خیلی خوبی بود. در اینجا خلاصه ایی از محتویات ریپازیتوری گیت هابم قرار خواهم داد ولی برای بررسی کامل لطفا به مرجع مراجعه کنید .لینک ریپازیتوری در گیت هاب زبان برنامه نویسی استفاده شده :Kotlinمعماری استفاده شده :Clean Architectureکامپوننت های استفاده شده :RXRetrofitOKhttp3ViewModelLiveDataNavigation ComponentRecyclerViewMaterial Designمرجع API :Stack Exchange API v2.2بیس url :https://api.stackexchange.com/تصاویر :stack over flowامیدوارم که با Fork ‌کردن بتوانید کاملترش کنید و  بررسی و مطالعه کد برای شما مفید واقع شود .سنا عبادی |  پنج شنبه شب ساعت 23:06 , دهم مهر سال 1399</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Thu, 01 Oct 2020 23:07:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هفت کتاب مهمی که هر برنامه نویس باید بخواند !</title>
                <link>https://virgool.io/MobileLab/%D9%87%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%87%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-igvutcnzq7jl</link>
                <description>هفت کتاب مهمی که هر برنامه نویسی باید بخواند !در این پست قرار هست  چند کتاب خیلی خوب و فوق العاده ایی که هر برنامه نویسی در طول زندگی حرفه ای اش باید بخواند را معرفی کنم .  این کتاب ها به طور خاص به یک زبان یا تکنولوژی مشخصی مرتبط نیستند و این می تواند یکی از مهمترین دلایلی باشد که من آنها را انتخاب کردم . حتی اگر یک کتاب از یک زبان برنامه نویسی برای شرح اطلاعات استفاده کند ، زبان برنامه نویسی یک هدف نیست ، بلکه وسیله ای برای روشن شدن است و اصول ارائه شده در کتابها برای هر کسی که می خواهد سطح فنی خود را بهبود بخشد ،بسیار مفید است .کتاب اول : Code Complete 2nd Edition کتاب اول ، کتابی است که در کتابهای مهندسی نرم افزار امتیاز خاصی را دارا می باشد که نویسنده ی این کتاب  یکی از بهترین نویسندگان و متخصصان این حوزه می باشد! نویسنده ی این کتاب  Steve McConnell می باشد .این کتاب مجموعه ای از اصول مهم را برای هر برنامه نویس مانند مقابله با پیچیدگی و چگونگی حل آن ،  مفاهیمی همچون ماژولارسازی ، انتزاعی بودن را ارائه می دهد. مراحل مختلف موجود در آن ، با تمرکز بر مراحل ساخت ، که الزامات ، طراحی و  کد نویسی هستند را نشان می دهد.این کتاب به شما می آموزد که مهندسی نرم افزار به معنای واقعی چیست و چگونه می توانید مهندس نرم افزار بمانید و یکی از بهترین فصل های کتاب فصل 33 است که در مورد شخصیت شخصی و چگونگی ساخت شخصیت و اصول خود به عنوان مهندس نرم افزار صحبت می کند.Code Complete 2nd Edition کتاب دوم : Clean Codeکتاب دوم  کتابی است که درباره آنچه که یک کد تمیز است صحبت  می کند ، همانطور که از نام کتاب پیداست در رابطه با کد نویسی تمیز و کاربردی است . پیچیدگی را کاهش می دهد و در صورت لزوم آن را ساده می کند .نویسنده ی این کتاب Robert C.Martin  است که معروف به عمو باب می باشد.این کتاب بخشی از مجموعه ای ازسری کتاب های Clean است که Clean Coder و Architecture Clean است نیز در این دسته قرار می گیرند .آنها را نیز در لیست خواندنی های مهم قرار دهید.این کتاب کاربردی را کاملا خوانده ام و بسیار کاربردی و مفید می باشد .Clean Codeکتاب سوم : Working Effectively with legacy Codeکتاب سوم کتابیست که در مورد مشکلاتی است که هر برنامه نویس در طول زندگی حرفه اییش با آن ها مواجه می شود  یا به قولی با Legacy Code درگیر خواهد شد و البته شروع کتاب با یک تعریف از Legacy Code چیست و چرا اتفاق می افتد و چرا همه برنامه نویسان از آن رنج می برند ، و بیشتر برنامه نویسان در آن شرایط   چه اشتباهاتی می کنند , خواهد بود.نویسنده ی این کتاب Michael C.Feathers  می باشد.Working Effectively with legacy Codeکتاب چهارم :  Soft Skills: The Software Developers Life Manualکتاب چهارم که باز هم در مورد برنامه نویسی نیست اما هر برنامه نویس باید این کتاب را بخواند.کتاب عالی در مورد مدیریت &quot;سایر&quot; جنبه های زندگی توسعه دهندگان. این مربوط به همه چیزهایی است که می تواند در زندگی شما وجود داشته باشد - این مربوط به شغل ، زندگی ، بدن ، ذهن شما است ، اگر باور می کنید یا نه - روح شما نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت .خود نویسنده از این تکنیک ها پیروی کرده است و در این امر کاملاً موفق است.در وبلاگش می گوید که  در اوایل دهه 30 توانسته است کار روزانه خود را ترک کند. نویسنده تجارب زندگی خود را در فصل های كوتاهی  در زمینه شغلی ، بازاریابی خود ، یادگیری ، بهره وری ، امور مالی ، تناسب اندام و روح به اوج  رسیده خود سخن می گوید . هر فصل به اندازه کافی کوتاه است، که باعث می شود خواندن آن نسبتاً سبک باشد.نویسنده ی این کتاب John Z.Sonmez می باشد .Soft Skillsکتاب پنجم : Refactoring: Improving the Design of Existing Codeمهم نیست که چقدر سخت تلاش می کنید ، کدی که ارائه می دهید بهینه نخواهد بود مگر اینکه در مورد آن توسعه ها و پیشرفت هایی صورت گرفته باشد.این کتاب با اصول کلی Refactoring آغاز می شود,  چرا و چه موقع Refactor کنیم و  چگونگی دستیابی به مدیریت در مورد تغییر کاربری و ... را در بر دارد . این کتاب سپس شما را در مورد چگونگی improvements آشنا می کند.شاخص بوی بد در کد چیست؟چگونه می توان استراکچر کلاسها ،و متد ها  را ساخت؟تست واحد یا unitTest برای کد شماچگونه فیچر ها را بین آبجکت های مختلف جا به جا کنیم؟ابزارهای Refactoringو ...در مورد چگونگی بهبود کد موجود ، باید در مورد هر موضوعی که در بالا اشاره شد کتاب بخوانید. توجه داشته باشید که تمام نمونه های  کدهای موجود به زبان جاوا می باشند ، اما نباید مانع از یادگیری شما شود! Refactoring: Improving the Design of Existing Codeکتاب ششم : Head First Design Patternsغیر فنی ترین کتاب در زمینه ی برنامه نویسی! هر صفحه شامل  تصاویر و سایر موارد چشم نواز است. این ممکن است این تصور را ایجاد کند که خواندن آن ساده و راحت است ، اما  واقعیت این است که درمورد یک موضوع کاملاً اساسی در مورد برنامه نویسی - الگوهای طراحی - بحث می کند وبسیار عالی موضوع را پوشش می دهد.این کتاب سعی نمی کند تمام الگوهای موجود در جهان را پوشش دهد ، بلکه شامل هر الگوی لازم برای حل مشکلات دنیای واقعی می شود. این به شما کمک می کند تا نرم افزاری کاربردی ، زیبا ، قابل استفاده مجدد و انعطاف پذیر ایجاد کنید. معاملات هر الگو به روشنی بیان شده است. بیشتر کتابهای مربوط به الگوی طراحی در مورد چگونگی اجرای این الگوی صحبت می کنند ، اما نویسندگان این کتاب همچنین دلیل و چگونگی آن را توضیح می دهند.آخرین نسخه کتاب اکنون شامل به روزرسانی های جاوا 8 - عمدتاً لامبدا - است.Head First Design Patternsکتاب هفتم : Writing Secure Code 2nd Editionکتاب آخری که قرار هست معرفی کنم  Writing Secure Code 2nd Edition است که همچنین یکی از مهمترین کتاب هایی است که هر برنامه نویسی باید بخواند ، زیرا این امر دید شما را به اهمیت تفکر در مورد امنیت در تمام مراحل ساخت سیستم باز می کند و این کتاب به ویژه کتابی پیشگام در این زمینه بود . داستان از آنجایی آغاز شد که مایکروسافت با مشکلات امنیتی را که در دهه نود میلادی در محصولات خود داشت رو به رو شد و بخشی از مشکل این بود که روند ساخت یک نرم افزار ایمن توسعه نیافته است و این انگیزه اصلی بیل گیتس بود که  Memo را بر اساس Trustworthy Computing  معروف به رایانه قابل اعتماد در سال 2002 به وجود آورد . که بر این اساس تیمی با همین نام در این شرکت ایجاد شده و هدف آن تحقیق و توسعه در زمینه امنیت نرم افزار است و این کتاب یکی از نتایج تحقیقات آنها بود.این کتاب نیازهای مهم بسیاری برای هر برنامه نویس را برای تفکر و نوشتن کد ایمن جمع آوری کرده است. مهمترین نیازهایی که هر تیم یا شرکتی می تواند برای تجزیه و تحلیل سیستم در طی مراحل طراحی از آن استفاده کند و از آن برای یافتن مشکلات امنیتی و نظارت بر کاهش یا راه های جلوگیری از آنها استفاده کند.Writing Secure Code 2nd Editionاین لیست بر اساس دانسته ها و نظرات من گرد آوری شده است . پس شما میتوانید عناوین کتاب ها را تغییر بدهید و برای خود لیست جدیدی تهیه کنید و آن را با ما به اشتراک بگذارید .از توجه شما عزیزان سپاسگذارم . به امید پیشرفت و توسعه ی تک تک شما بزرگواران سنا عبادی |  عصر روز پنج شنبه ساعت 19:35 , شانزدهم مرداد سال 1399 </description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Aug 2020 19:40:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شما چه رنگی هستید ؟! آیا به قدر کافی خود را میشناسید !؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sanaebadi97/%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-ns6smak5nlii</link>
                <description>شما چه رنگی هستید !؟ آزمون DISC !تیپ نمای شخصیتی DISC مدلی است که می توان برای حل مشکل برقراری ارتباط موثر با همکاران و کارمندان و حتی شناخت بهتر ابعاد شخصیتی خودمان بکار برد. نخستین بار مدل تیپ نمای شخصیتی DISC در سال 1928 میلادی توسط دکتر ویلیام مولتون مارستون معرفی شد. مارستون چهار سبک رفتاری را معرفی کرد هر چهار سبک رفتاری، به میزان متفاوت در همه افراد مشاهده می شوند؛ با این تمایز که هر فرد یک سبک یا دو سبک غالب رفتاری دارد که معمولا طبق آن نسبت به محیط پیرامون خود واکنش نشان می دهد.در این پست هر چهار تیپ را مورد بررسی قرار خواهم داد و در ادامه تصمیم بهتری در جهت پیشرفت زندگی حرفه ایی و شخصی خود خواهیم گرفت . با شناخت بهتر خود میتوان بهتر رفتار کرد . بعد از مطالعه ی مقاله شما به نتیجه ی اینکه چه رنگی هستید ,  دست پیدا خواهید کرد ولی برای اطمینان بیشتر میتوانید از آزمون های آنلاین نیز استفاده کنید .در ابتدا کلیاتی راجع به اینکه هر رنگ به چه چیزی اشاره میکند خواهم گفت :Dominance = D :  تسلط واحاطه == قرمز آتشینInfluence = I : تاثیر گذاری  ==  زرد آفتابی Steadiness = S :  ثبات ==  سبز آرامش بخشCompliance = C : تطابق == آبی آرام  تسلط گرا (D)تمرکز بر روی شکل دهی محیط با غلبه بر مخالفان، به منظور رسیدن به نتایج دلخواهترغیب کننده (تاثیرگذار) (I)تاکید برشکل دهی محیط با تاثیرگذاشتن روی دیگران ومتقاعد کردن آنهاثبات گرا (S)تمرکز روی همکاری با دیگران درون محیط فعلی (موجود) به منظور وظایفوظیفه گرا (C)تأکید روی وجدان و وظیفه شناسی در کار درون محیط موجود، به منظور تضمین کیفیت و دقت کارتسلط و احاطه D  قرمز آتشی :مصمم ,  رقابتی , ریسک پذیر , مصر , چالش گر , صریح  , شروع کننده , نتیجه گرا , حلال مشکلات از حد بالا و نیاز زیاد به کنترل کردنارزش ها :سوداگر ,نگاه به جلو , مباحثه کننده , آغازگر فعالیت , حلال مشکل محدودیت ها :پیش از حد زیاد و زود و سریع  , استفاده بیش از حد از موقعیت , استاندارهای بیش از حد بالا , کم ملاحضه و کم سیاستاحساسات:عصبانیت و عجول بودنتاثیر گذاری I ‌زرد آفتابی :متقاعد کننده و مطمعن , خلاق , خوش بین , روحیه بخش , مشتاق , اعتمادد کننده , اجتماعی , ترغیب کننده و نیاز زیاد به بیان کردن ایده هاارزش ها :خوش بینی و اشتیاق , حل مشکلات به صورت خلاقانه , موفق در انگیزش دیگران , مناسب برای کار تیمی , بازیکن تیم  , بحث کننده در مجادلاتمحدودیت ها :عدم توجه به جزییات , غیر سازمان یافته , اعتماد به همه , شنونده بر مبنای موقعیت , غیر واقعی در ارزیابی  و غلبه احساس بر عقلاحساسات :خوش بینی غیر منطقیثبات S  سبز ارامش بخش:صبور با دیگران , شنونده خوب , رفتار دوستانه , دلنشین ,  بازیگر تیم ,  با ثبات و پایدار ,  آرام و خونسرد , قابل پیش بینی , درک کننده , نیاز زیاد به کمک نمودن و مشارکت کردنارزش ها :قابل اطمینان , صبور همراه با احساس همدلی , شنونده خوب , متفکر و منطقی  , حمایت کننده قویمحدودیت ها :عدم تمایل به تغییر و حفط شرایط موجود , ضعف در بنا نهادن الویت ها , پرهیز از مقابله و جدل , عدم ریسک پذیریاحساسات :پنهان نمودن احساسات تطابق C آبی آرام :قاعده مند , با وجدان , تجزیه و تحلیل گر , استاندارهای بالا , حقیقت یاب , با نزاکت , محتاط , دقیق ,  صبور در انجام کارها و  نیاز زیاد به پیروی کردن از مقررات , رویه و روال ها و سیاست هاارزش ها :دارای استاندارد های بالا , با وجدان و با ثبات , مظهر واقعیت , منظم و دقیقمحدودیت ها :مدافع جو به هنگام نقد , گرفتار در جزییات و بیش از حد دقیق , دوری از تنش برای پرهیز از آناحساسات :نگرانیحتما متوجه رنگ خود شدید . شما از هر رنگ در شخصیت خود دارید ولی با کمیت های مختلف . یک رنگ برای شما حالت غالب دارد و یک رنگ دیگر در شخصیت شما بسیار کم رنگ است . به طور مثال D برای من بسیار بالا و تمایل دوم I  هست و تمایل کم رنگ در شخصیت من  S  است . نتیجه ی آزمون منبعد از خواندن این مقاله شما به سادگی متوجه رنگ طرف مقابل خود خواهید شد و با سازگاری بیشتری میتوانید به تعامل ادامه دهید . در یک کامنت رنگ خود را برای ما به اشتراک بگذارید . سپاس از توجه شما منبع : سایت کاربومسنا عبادی | 17:23 عصر روز جمعه دهم مرداد ماه سال 1399</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Fri, 31 Jul 2020 17:24:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه نویسی از چه زمانی و چگونه متولد شد ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@sanaebadi97/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%B4%D8%AF-jrjfa4mrpvur</link>
                <description>برنامه نویسی چگونه و از چه زمانی متولد شد ؟!در اوایل سال 1815 در شهر لندن شاعری  به نام ‌Lord Byron  که به سبب افکار و اندیشه هایش مشهور شده بود به دنبال دختر رویاهاش روزگار میگذراند .  بالاخره در یکی از همین روزها با دختری به نام Anne Isabella  که یک ریاضیدان فقیه  و نویسنده ایی توانمند  و هم چنین از خانواده ایی متدین و بسیار خوش نام بود آشنا شد و سرانجام این آشنایی به ازدواج ختم شد .Anne Isabella Thackeray RitchieThe Lord Byronثمره ی ازدواج این دو شخص دختری به نام  Ada Lovelace بود که در 10 دسامبر سال 1815 بدنیا آمد .  Ada Lovelace همانطور که اشاره کردیم Lord Byron شاعری بسیار معروف بود که اخیرا به سبب حواشی حول روابط نامشروعی که داشته بر سر زبان ها افتاده بود . به همین خاطر ازدواجش در اوایل سال 1816 شکست خورد و از Anne  جدا شد .وقتی که Ada  پنج ساله بود ,  مادرش Anne  تصمیم گرفت که او را از پدرش به طور کلی جدا کند که حواشی که برای پدرش ایجاد شده بود به زندگی دخترک آسیب نزند . ada  را وارد یک کمپ ریاضیات کرد و او را به دور از پدرش بزرگ کرد . ولی دخترک  هرگز اندیشه ها و افکار پدرش را از ذهن بیرون نبرد و  با توجه به دانش ریاضیات و اندیشه هایی که از پدرش به ارث داشت میتوانست , دست به کارهای خارق العااده ایی بزند .زمانی که 17 ساله شد با یک مهندس و ریاضیدان معروف به نام Charles Babbage آشنا شد . چارلز روی یک دستگاه مکانیکی به نام موتور تحلیلگر کار میکرد . این دستگاه مخزنی داشت که نام آن را Store  گذاشته بود .Charles Babbageچارلز نیاز به بررسی و تحقیقات بیشتری داشت که استارتاپ خود که ساخت محصول مکانیکی بود را موفق نگه دارد پس ایده ی خود را با ada  در میان گذاشت و از آن جایی که ada  یک ریاضیدان خیلی خوب بود با کمال میل پیشنهادش را پذیرفت .مدت بسیار خوبی را برای بررسی ها و مطالعات گسترده ایی که باید انجام میشد ,  صرف کردند که در نهایت به دلایلی همچون کمبود امکانات استارتاپ آنها به شکست منجر شد ! ولی چارلز از ada  خواست که تمامی مشاهدات و نظریه هایی که طی این مدت بدست آورده مکتوب و با امضای خودش منتشر کند .بعد از انتشار نظریات و مقالات   همانگونه که حدس میزنید تمامی علما و دانشمندان روز درآن زمان تمامی آن ها را رد کردند !بعد از آن ada  به سبب ناراحتی و شکستی که متحمل شد با دچار شدن به بیماری cancer  (سرطان) در سال  1852 در سن 36 سالگی دیار فانی را وداع گفت .100 سال پس از ماجرای ada   یعنی در سال 1940 با شروع جنگ جهانی دوم , انگلیسی ها برای پی بردن به نقشه ها و استراتژی آلمان ها نیاز داشتند که نامه های کد گذاری شده ی  آلمان ها را رمز گشایی کنند . پس از شخصی به نام Alen Turing  کمک گرفتند .  Alan Turingدر آن زمان آلمان ها با استفاده از  دستگاهی به نام Enigma تمامی نامه های خود را کد گذاری میکردند که  آلن بر اساس ریاضیات کمک به رمزگشایی میکرد (ماشینی که بعد ها نام آن را کامپیوتر گذاشتند ساخت که توسط حروف و کلمات کار را سریع پیش می برد)و به این صورت باعث پیروزی انگلیس میشد .حتی گفته می شود آلن خدمت بزرگی به جنگ جهانی دوم و کاهش طول عمر این جنگ کرده است .اگر دوست دارید فیلمی که راجع به زندگی Alen Turing  ساخته شده را ببنید پس میتوانید آن را با نام The Imitation Game با بازی بسیار جذاب Benedict Cumberbatch جستجو و مشاهده کنید . آلن در سال 1950 مقاله ایی در رابطه با اینگما نوشت که به طرز عجیبی از نظریه های 100 سال پیش ada  استفاده کرده بود .از آن به بعد اگر که کسی به برنامه نویسی علاقه داشت باید از ریاضیات استفاده میکرد یعنی اینکه حتما باید یک ریاضیدان می بود که بتواند برنامه نویسی کند . طولی نکشید که در سال 1960 دانشمندی به نام Grace Hopper اولین کامپایلر Compiler  تاریخ را ساخت ! (اولین ها خانم ها بودند :دی)Grace Hopperهمانطور که اطلاع دارید وظیفه و نقش کامپایلر این هست که زبان انسان را به زبان ماشین تبدیل کند پس بعد از آن نیاز به اینکه در ابتدا ریاضیدان باشید سپس برنامه نویس  ,  نبود !یک مورد جالب دیگر این هست که ایشون اولین Bug  را در سیتسم خود پیدا کردند (حشره ایی را در سیستم های محاسباتی خود یافتند) و از آن پس اگر کسی مشکلی در سیستمی که توسعه می دهد داشته باشد به آن باگ می گوید .اولین باگ تاریخ در دنیای برنامه نویسیبعد از گذشت حدودا 10 سال بعد از اختراعات جالب قرن  , سازمان هوا و فضا برای ایجاد سیستم هایی برای استفاده در برنامه های خود  ,  تصمیم گرفت زبان برنامه نویسی را ابداع و نام آن را به افتخار ada Lovelace  زبان برنامه نویسی ADA نام گذاری کردند .با گذشت زمان زبان های برنامه نویسی بیشتری خلق شدند و نیاز به سیستم های قوی تری برای اجرا نیز داشتند پس کامپیوتر های خیلی قوی و پیشرفته ایی نیز بوجود آمدند! تاریخچه ی پیدایش برنامه نویسی و اولین های این دنیا (برنامه نویسی) به شکل یک داستان کوتاه بود . امیدوارم از خواندن آن لذت کافی را برده باشید .سنا عبادی | 07:22 عصر پنج شنبه  25 اردیبهشت سال 1399</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2020 19:23:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیدن نیمه پر لیوان در باب کارمندی</title>
                <link>https://virgool.io/@sanaebadi97/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1-%D9%84%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-m5cbkravutc2</link>
                <description>دیدن نیمه پر لیوان در باب کارمندیبرای شروع باید به یک سوال پاسخ دهیم  , آن سوال این است که : چرا می خواهید کارمند شوید ؟! چرا کارمندی را انتخاب میکنید ؟!برای پاسخ به این سوال باید دیدگاه های مختلفی را بررسی کرد و به نظر من هیچ گاه به یک نتیجه واحد دست پیدا نخواهید کرد .شخصی از فریلنسر بودن خسته میشود و ترجیح می دهد که تیم داشته باشد و به کل محیط کاری خود را تغییر دهد .شخص دیگری برای داشتن یک زندگی آرام و بی دغدغه (گاهی اوقات) نیاز دارد امنیت شغلی خود را فراهم سازد .شخص دیگری برای کسب تجربه و مهارتش در زمینه های مختلف تلاش میکند و کارمندی را انتخاب میکند .اینجاست که افکاری مثل خورده به جان سلول های مغزی شما می افتد و شاید دست به انتشار همچین پستی در فضای مجازی بزنید !اصلا چرا دنیا داره به سمت رهبری میره ایران هر روز کارمند پرورتر میشه منم قبلا وقتی یکم بهم میگفت بیا کار کنیم میگفتم چقدر حقوق میدی کل ذهنم نهایت ۱۰ تومن حقوق کارمندی بود ولی الان اصلا دنبال این پول بی ارزش نیستم آخه کارمندی چیش خوبه؟ پولش که کمه ? ، عمرتم که میره ، چیزی هم جدید یاد نمیگیری همون کار روتین تکراری. البته جسارت نمیکنم به کارمندای عزیز ولی من تو شرایطیم که برای پر کردن رزومه باید استخدام شم و کارگری و حمالی کنم و هم تو شرایطیم که فرصت کمه و نباید تصمیم اشتباه بگیرم ، شما جای من بودید کارمند یک شرکتی مثل اسنپ میشدید یا کارآفرینی ادامه میدادید؟ اسنپ مثاله منظورم شرکت بزرگ و درست حسابی ??؟چقدر با صحبت های ایشون موافق هستید ؟!من که کاملا مخالفم ! ایشون دید درستی به داستان ندارند ,  صرفا عباراتی که در این روزها در باب کارمندی می گویند را تکرار کرده است !این طرز فکر بدون دلیل شکل نگرفته است . بیاید کمی راجب به منشا این کلمات بحث کنیم .بحث اول :آیا ایشون در شرکت بزرگی مثل اسنپ که نام بردند یا هر شرکت بزرگ دیگری کار کرده اند ؟! قاعدتا خیر ! اگر در یک تیم خیلی خوب و منظم و بزرگ فعالیت داشتند قطعا همچین دیدی نداشتند .شاید دیدشون مثبت نمی بود ولی قاعدتا به این صورت جبهه نمی گرفتند .بحث دوم :این هست که آیا ایشون نیازمندی های یک کارآفرین شدند را می دانند ؟! اگر کمی به زندگینامه چند کارآفرین موفق و نامدار مراجعه کنید حتما در آنها رد پایی از بودن یک کارمند خوب در یک تیم خوب یا تشکیل یک تیم خوب را پیدا خواهید کرد و همگی آنها  شکست ها و پیروزی هایی را در کارنامه خود دارند .پس چگونه هست که بی داشتن تجربه ی کافی و دیدگاهی به این شکل یک کارآفرین کارآمد شویم ؟!بحث سوم :صحبت از پول شد ! آیا معیار اصلی هر فعالیت پول است ؟! قاعدتا خیر ...پول ابزاری برای ادامه ی زندگی هست که نیاز اول هست . ولی شما بدون داشتن هیچ گونه تخصصی قادر به تولید آن نخواهید بود . پس حتما اگر متخصص باشید پول هم خواهد بود . اگر غیر از این باشد حتما جایی از مسیر را اشتباه رفته اید .از دید من این چند مورد بود . حتما خیلی بیشتر از این ها هست که در حال حاظر به هر دلیلی به آنها دست پیدا نکردم . در کل کارمندی بد نیست ! اگر درست پیش روید و هدف درستی برای انتخاب کارمندی داشته باشید حتما آینده ی روشنی پیش رو خواهید داشت . من هرگز به شما نخواهم گفت که تا همیشه کارمند بمانید چرا که این صحیح نیست و نتیجه گیری صحبت های من این نخواهد بود ولی کارمند خوب بودن لازمه ی تبدیل به یک مدیر کاردارن و یا یک کارآفرین خواهد بود . از هرچیزی بدون داشتن دید مناسب و یا تجربه کافی در آن ، خوب یا بد نگوییم . شاید حواسمان نباشد که ممکن است به افرادی که تازه وارد مسیر شدند ، ضربه هایی جبران ناپذیر وارد کنیم.اگر دوست دارید حس خوبی به کاری که می کنید داشته باشید پس سعی کنید در آن  تخصص کافی کسب کنید و در آن بهترین شوید !سنا عبادی | 10:46 پنج شنبه شب یازدهم اردیبهشت 1399</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2020 22:46:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>4 گام طلایی برای یادگیری یک تکنولوژی</title>
                <link>https://virgool.io/MobileLab/4-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-z9urgyryk5dw</link>
                <description>4 گام طلایی برای یادگیری یک تکنولوژیبرنامه نویس دوست دارد که متخصص باشد به همین خاطر است که تمام تلاش خود را برای یادگیری تکنولوژی های جدید بکار می گیرد .اگر که با فریمورک خاصی که محصول شرکت بزرگی مانند گوگل باشد !!!  کار کرده باشید  ,  بروزرسانی خود به عنوان یک برنامه نویس با توجه به تغییرات همیشگی در فریمورک برای شما یکی از واجبات است . البته اگر علاقمند به پیشرفت در زمینه ی تخصص خود باشید .فرض کنید قرار هست که کامپوننت جدیدی را که گوگل معرفی کرده (برای مثال کاتلین) را یاد بگیرید  ,  چه می کنید ؟!در اینجا من به شما چهار قدم خیلی ساده و بدیهی را معرفی میکنم که حتما همه ی شما دوستان با آن ها آشنایی دارید ولی از اهمیت ترتیب آنها غافل ماندید یا خیلی سخت روی آن ها تاکید نداشتید .قدم اول :مراجعه به وبسایت رسمی و استفاده از ‌quick start guide هر فریمورک ,  تکنولوژی که شما نیاز به یادگیری آن دارید حتما وبسایت رسمی دارد که شما در اولین گام باید به آن مراجعه کنید ! و حتما بخشی به نام quick start  دارد که خیلی سریع و ساده به معرفی و استفاده از آن ابزار می پردازد پس حتما از این قابلیت استفاده کنید .مثال : برای یادگیری کاتلین Kotlin  شما به سایت رسمی آن مراجعه میکنید .بخشی به نام Language Guide داره که همانند صفحه ی زیر خواهد بود که به شما کاتلین برای اندروید را معرفی و نحوه ی استفاده ی آن را خیلی سریع جهت آشنایی شرح داده است .سایت رسمی کاتلینقدم دوم :استفاده از آموزش های ویدیویی در همان موضوع مورد نظرسایت هایی مثل یوتوب ,  آپارات و سایت های آموزشی معتبر خارجی و داخلی زیادی وجود دارند که برای موضوعات مختلف آموزشی کورس های بسیار خوب و کاملی را در اختیار شما قرار می دهند .پس در گام بعدی شما باید ویدیو هایی در رابطه با آن تکنولوژی ببنید !مثال : برای اجرای قدم بعدی یادگیری کاتلین شما نیاز به یک کورس ویدیویی دارید .  سایت های مختلف داخلی و یا دوره های رایگان خارجی در کانال های مختلف یوتوب که به راحتی می توانید سرچ کنید یا از دوستانی که تجربه ی یادگیری داشتند راهنمایی بگیرید .کورس های مختلف آموزشی قدم سوم :تهیه و خواندن کتاب در زمینه ی مورد نظر قدم سوم خواندن کتاب در رابطه با آن تکنولوژی خواهد بود . کتاب ها به صورت pdf  , epub  و یا کاغذی در اختیار شما خواهند بود . پس حتما از کتاب برای یادگیری استفاده کنید.مثال : برای یادگیری کاتلین کتاب های زیادی هستند که برای مثال کتاب Kotlin in Action به سفارش یکی از دوستانم ,  برای شما معرفی میکنم .Kotlin in Actionقدم چهارم :نوشتن و ساختن پروژه با استفاده از آن تکنولوژیوقتی که قرار هست با یک ابزار به خوبی آشنا شوید پس نیاز هست که عملی وارد کار شوید .یعنی حتما دست به کد شوید . مطالعه ی کافی را انجام دادید و نیاز هست در مرحله آخر از تمامی آن ها به صورت عملی استفاده کنید . مثال : برای یادگیری کاتلین کافیست یک پروژه ی کاتلینی به کمک مطالعاتی که داشتید و دارید بنویسید !نوشتن پروژه ی کاتلینیتنها کافیست که زمان کافی برای هر کدام از این گام ها صرف کنید ! به امید روزی که همگی متخصص واقعی شویم .موفق و پایدار باشید !سنا عبادی | 10:42 پنج شنبه شب 4 اردیبهشت سال 1399</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Thu, 23 Apr 2020 22:53:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدم اول من برای رسیدن به خان آخر</title>
                <link>https://virgool.io/@sanaebadi97/%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-evkpvdkdeuzu</link>
                <description>قدم اول من برای رسیدن به خان آخرسنا عبادی کیه ؟!من سنا عبادی اهل شهر صنعتی و زیبای بندر ماهشهر واقع در استان خوزستان هستم . من در آن شهر به دنیا آمدم , بزرگ شدم , درس خوندم و مهمتر از همه هدفمو مشخص کردم ! عاشق لهجه محلی و غذاهای خاصمون هستم و تا دلتون بخواد پاتوقم دریا بود !از زمانی که برادرم جرقه برنامه نویسی رو در ذهنم روشن کرد من به چیزی جز پیشرفت در این حوزه فکر نکردم ولی بعد از گذشت یک تایمی که کاملا متوجه حوزه کاریم شده بودم با خودم فکر کردم چی می شد منم میتونستم به جای اینکه تنهایی کار کنم با چند نفر مثل خودم کار کنم و هم ازشون یاد بگیرم و حتی بهشون  یاد بدم ! پس به دنبال آگهی های شغلی در حوزه ی کاریم یعنی برنامه نویسی موبایل شدم . از شهر خودم شروع کردم ولی نتیجه ی خوبی رو نگرفتم پس به سراغ مرکز استانم یعنی اهواز رفتم که بازم چیزی که میخواستم نبود پس تصمیم گرفتم برای رسیدن به چیزی که در ذهنم دارم سختی هایی رو تحمل کنم یعنی با خانوادم , اتاقم , میز و تجهیزات کارم , دریا و غذاهای محلی خداحافظی کنم و به شهر بزرگی مثل تهران مهاجرت کنم !روند تصمیم گیری :این قضیه را با کسی در میون نذاشتم فقط برای پیگیری اوضاع مجبورم بودم با دوستانی که اهل تهران بودن و یک جورایی هم همکار بودیم مشورت هایی رو بکنم و نتایج خوبی هم گرفتم . من 3 ماه تا شروع اون قدم بزرگ زمان داشتم ، پس تایم خوبی بود که بتونم روی خودم کار کنم و نقش امو هم در برنامه نویسی و هم در جامعه ی برنامه نویسان پر رنگ تر کنم . پس با جستجو در سایت های کاریابی مثل جابینجا و هم چنین شبکه های اجتماعی مثل لینکداین تونستم مواردی که یک برنامه نویس برای استخدام در یک شرکت با امتیاز خوب نیاز داره رو پیدا کنم و یاد بگیرم که خوشبختانه تونستم .دی ماه رسید و من شب تولدم ماجرا رو با خانوادم به شکل جدی در میون گذاشتم ! براشون هضم این داستان که کی میخواد مواظب خوردن و پوشیدنم باشه کی هست به کارهام رسیدگی کنه و مهمتر از همه چطور از دختر شیطون و شلوغشون دل بکنن خیلی خیلی سخت بود ! حتی مامانم به شوخی میگفت وقتی گرسنه ات شه بدو بدو میای ولی من تو خونه راهت نمیدم :دی که پدرم برگشت بهش گفت خوبه که تو بزرگش کردی و چیزی که من در این میبینم بیشتر از این حرفای ساده و کوچیک گرسنگی و تشنگی و دل تنگیه ! این تا به چیزی که میخواد نرسه دست بردار نیست .. بذارید کارشو بکنه ! شما هم سعی کنید دوری ازش رو کمی تحمل کنید !من کارهای مهمانی دانشگاهمو برای دانشگاه تهران ردیف کرده بودم و یکی دو هفته مونده به آخرین روز امتحانم با انتشار پستی در لینکداین به این صورت جویای کار شدم !مرحله ی آخر یعنی استخدام :بعد از انتشار این پست و قبول شدن رزومه ام از طریق لینکداین و جابینجا به من وقت های مصاحبه هایی داده شد و من هم در یک دفترچه ایی و نیز کلندر گوشیم مینوشتم . زمان و مکان و اسم شرکت !از زمانی که به تهران رسیدم تا هفته اول بهمن من در مصاحبه ها حضور پیدا کردم و در اکثر اون ها هم حس رضایتمندی خاصی به چشم میخورد .با اینکه اولین تجربه ام بود ولی نه استرسی داشتم و نه ترسی ! مگه قراره توی اون جلسه چی بشه که من نتونم از پسش بر بیام ؟! مگه شخصی که قراره با من صحبت کنه ، شخصی مثل من نیست ؟! چرا باید از همکار و هم نوع خودم بترسم و به خودم استرس بدم ؟!پس با این دید ، با اعتماد به نفس کامل در جلسات حضور پیدا میکردم و علاوه بر سوالات فنی شوخی های ریز و گفت و گو و خنده هم داشتیم . من سعی میکردم فقط در جلسات شرکت های قابل قبولی که خیلی خوب درباره اشون مطالعه کرده ام حضور پیدا کنم پس از تمامی مصاحبه ام به جز یکی از اونها که کاملا فریب خوردم (طوری که وانمود میکردن نبودن) کاملا راضی بودم !همیشه اون تصوری که از بیرون نسبت به یک محیط یا شرکت دارید درست نیست و تا زمانی که وارد اون محیط نشید نمیتونید متوجه شید ولی خوشبختانه من شخصی هستم که با ورودم به یک محیط خیلی زود اوضاع و نحوه ی مدیریت اونجا رو متوجه میشم که در اون مصاحبه هم متوجه شدم و همونجا پاسخ منفی رو بهش اعلام کردم !و اینکه در نظر بگیرید شرکتی که یک منابع انسانی خیلی خوب و پر تلاش داشته باشه شرکت خوبی هست پس از دستش ندید . مثل شرکتی که الان در آن استخدام شدم (البته به صورت آزمایشی) هم مدیریت قوی و هم منابع انسانی خیلی خوبی داشت و منو ارضا کرد که یکی از گزینه های مورد هدفم باشه .علاوه بر اون من شرکت خیلی خوب و معتبر دیگه ایی رو در نظر داشتم که خوشبختانه در اون هم قبول شدم و حق انتخاب بین دو شرکت خیلی خوب رو داشتم و این حس خیلی خوبی به من میداد !زمان کلی برای استخدام :روند استخدام من تقریبا 3 هفته طول کشید چرا که من باید از 3-4 مرحله میگذشتم و اینو من خیلی راضی و امیدوار به خوب بودن اون شرکت میکرد . در کل تمام پروسه ی اومدن من از ماهشهر تا اولین روز کاریم دقیقا 1 ماه طول کشید !در طول این مدت سختی هایی مثل دلتنگی , استرس های ناشی از روند های مصاحبه (زیاد نبود ولی اگه نباشه کارت رو درست انجام نمیدی) و امثالهم بود ولی خوشبختانه مشکل مسکن و خواب و خوراک نداشتم چون من الان به طور موقت نزد بستگان اقامت دارم ولی خیلی زود در سال جدید منتقل میشم .سخن پایانی :هرکسی میدونه برای آینده اش چی لازمه و برای اون قدم بر میداره پس اولین قدمتو بردار و از هیچی نترس ! کم کم اطرافیانت متوجه میشن که چقدر برای خودت ارزش قایل هستی و اونها هم برات ارزش قایل میشن.میگن برای رسیدن به هدف پرش نیاز نیست همین که قدم برداری کافیه ! پس اولین قدمتو بردار که کلی راه داری که بری پس قوی باش !موفق و سربلند باشید !سنا عبادی | 18:21 پنج شنبه شب 15 اسفند سال 1398</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Thu, 05 Mar 2020 18:22:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه نویس فقط محدود به کد نیست , حواست باشه !</title>
                <link>https://virgool.io/@sanaebadi97/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%87-o3u53tledlos</link>
                <description>برنامه نویس فقط محدود به کد نیست , حواست باشه !دوستانی دارم که سعی میکنند خیلی خوب روی جنبه ی تخصصی خودشون کار کنند و بسیار موفق هستد و مهارت بالایی در حل مسایل دارند و همیشه جایگاه خوبی در تیم دارند ولی چند ایراد  کوچیک دارند که میخوام انتقادش کنم! توجه : نمیخوام راجب به بحث های کلیشه ایی و شایعی مثل تغذیه ,  بیداری و امثالهم صحبتی کنم پس با من همراه باشید ! بابا تو خیلی حوصله داری که میری فلان کنفرانس فلان سمینار نمیدونم لاگ کت ! میشینم تو خونه یا میمونم اضافه کاری حال ندارم تو برو !خب دوست عزیز این اشتباههه . شما همیشه میتونی کار کنی ولی میدونستی اگر در یک همایش موفق و بزرگ شرکت کنی در چند جنبه ایی که به ذهن من رسیده بهت کمک میشه ؟! اول از همه جنبه ی اجتماعیت هست چطور ؟! خیلی راحت میتونی دوست پیدا کنی و باهاش در ارتباط باشی . میتونی هم تیمی و هم کار جدید پیدا کنی و شاید آغاز حرکتی جدید برای تو و اون فرد باشه !دوم جنبه تخصصی و فنی : چه بسا که متخصصینی از جون و دل مایه گذاشتن و اون کنفرانس رو برای شما فراهم کردند پس حتما از صحبت هایی که میشه میتونی 2 تا چیز به تجربه ات اضافه کنی !جنبه های دیگه ایی هم داره که میتونید از دید خودتون باشه ولی به ذهن من نرسیده !تو دیگه کی هستی بابا ... میشینی مقاله مینویسی و تولید محتوا میکنی ؟! چقدر حال داری بابا من میشینم دو خط کد میزنم بیکاریااا به جایی نمیرسه بخدا باور کن !بذار بهت بگم سخت در اشتباهی ! بله اشتباه :دی تو همیشه تایمی که داری رو مفید مختص کد زدن استفاده نمیکنی  جدی میگم . این ساختار بدنی و ذهنی هست دست خودتم نیست هرچقدر بگی من توانایی دارم ! یه تایم و وقت هایی هست در طول روز بهش میگن زمان مرده ! یعنی شما حوصله ی اون فعالیت در حوزه تخصصیت رو نداری (از دید من برنامه نویس) پس چرا بیکار بشینی ؟! حوصله فیلم دیدن فسلفی هم نداری و کتابتم خوندی پس بیا توی صفحه ویرگول یا مدیوم یا هر وبلاگ دیگه ایی دست به قلم شو و از چیزی که بلدی بنویس ! از تخصصت از تجربه ی فردیت و حتی روزمرگی ! اینجوری کمک به برند کردن خودت میکنی . کمک به شناخته شدن اسمت میکنی و علاوه بر اون برای حوزه ی کاریت مفید خواهی بود . پسر ایول استک آور فلو خیلی باحاله وای اگه این و گیت هاب نبودن کلی مشکل حل نشده برامون میموند :) - آرههه اکانت من توی استک آور فلو خیلی داره خوب امتیاز میگیره و سعی میکنم گیت هابمو تقویت کنم . + چی میگی تو یکی بابا ! من حتی ریجستر هم نکردم درشون :) بیکاریااا بری جواب ملتو بدی :)) اوههه برم پروژه هامو بذارم برای ملت استفاده کنن اینهمه براشون جون کندم ؟! نه اصلا و ابدا خب بازم بگم اشتباهه ؟! سعی کن محدود به منطقه ی جغرافیایی خاصی نباشی . فقط تو ایران نباش سعی کن کامیونیتی با خارج از ایران و برنامه نویسان خارجی هم داشته باشی تا دیدگاه اون ها رو هم توی زندگیت استفاده کنی ! باور کن خیلی خوب و موثر هست . شما اگه اکانت استک آور فلویی داشته باشی و شروع کنی پرسش و پاسخ  هم به تو کمک میکنه هم به کسی کمک میکنی و هم امتیاز میگیری ! برای گیت هابم هم میتونی پروژه های بقیه رو استار بزنی و یا فورک کنی و روشون کار کنی یا اینکه خودت پروژه های مفیدی رو با بقیه به اشتراک بگذاری ! لینکدین داری دیگه اره ؟! نه چی چی هست ؟! - هیچی یه شبکه اجتماعی هست هر کسی که یه تخصصی داره میاد و از تخصصش میگه و با دیگران آشنا میشی و حتی شغل خوب پیدا میکنی و در کل اگر بتونی کمی براش وقت بذاری خیلی خوبه ! - برو بابا کی وقت میکنی تو هم کد بزنی هم اینکارو بکنی ؟! نه حال ندارم خب اون تایمی که ازش صحبت میکنی وقتی نیست که پشت سیستمت هستی و داری دیباگ میکنی ! وقتی هست که کار نداری (توی راهی ) و گوشی و اینترنتم داری پس این فرصتو از دست نده ! خیلیا توی این شبکه برند شدن و صاحب شغل و جایگاه خوبی شدن . نکته : در مواردی که گفته شد نمیخوام بگم کی بده کی خوب ! و اصلا خودمو در هیچ کدوم از صحبت هام در نظر نگرفتم پس از دید شخص دیگری این توصیه ها رو جدی بگیرید !خب خوشبختانه ایراد تو مخی دیگه ایی رو ندیدم تا بحال . اگر چیزی به ذهن شما میرسه خوشحال میشم کامنت کنید که توی لیستم بذارم :دیموفق و سربلند باشید !سنا عبادی | 21:22 شب 18 بهمن سال 1398</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Fri, 07 Feb 2020 21:33:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه ی کار با Github API ‌;  تسک جذابی بود !</title>
                <link>https://virgool.io/MobileLab/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-github-api-%D8%AA%D8%B3%DA%A9-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-kota4pf782p7</link>
                <description>تجربه ی کار با Github API ‌;  تسک جذابی بود !چند روز پیش تسکی به من داده شد که سناریو ایی مبتنی کار با API  گیت هاب بود . خیلی برام جالب اومد بخاطر اینکه تا بحال ازش استفاده نکرده بودم و میخواستم بدونم چطور میشه و داکیومنت های زیادی هم براش پیدا نکردم تنها این لینک که لیست API  ها رو میداد و توضیحات مختصری هم داره .سناریوی تسک از من فقط گرفتن اطلاعات هر یوزر بر اساس یوزرنیم اشو میخواست که فقط همین رو پیاده کردم (این روزها وقتم کمه) که اگر وقت کنم موارد دیگری رو اضافه میکنم ولی دوست دارم که شما توسعه بدید و البته بگم Authorizing OAuth  رو هم در یک اپلیکیشن تستی دیگه ایی نوشتم که بعدا این رو هم اضافه میکنم !خب بریم سراغ داستان سنا و گیت هاب :)API : https://api.github.com/users/{username}خب اول اینکه من نیاز به dependencies های مختلفی داشتم که لیست اشو این زیر مینویسم :Navigation Component -&gt;  برای نوگیشن بین فرگمنت ها و پیاده کردن اپلیکیشن بر اساس سینگل اکتیویتی Lifecycle -&gt;  برای استفاده از ViewModel  , LiveData Coroutines -&gt;  برای هندل کردن Multi ThreadingRetrofit -&gt; ارتباط با سرور و گرفتن اطلاعا ت از وب سرویس Gson -&gt; برای parse  JSONGlide -&gt; برای لود کردن تصویر Koin - &gt; برای DI در ادامه مختصر توضیحاتی رو میدم ولی برای اطلاعات بیشتر به پروژه در گیت هاب مراجعه کنید.چون طبق معماری MVVM  پیش میرفتم اولین کاری که کردم ایجاد یک کلاس دیتا مدل بود که اسمش در پروژه User  هست و اطلاعاتی که میخواستم درش قرار دادم .گام بعدی تشکیل اینترفیس برای ارتباط با سرور بود که اسمش ApiService هست در اینجا من اون end point ‌ایی که برای Api  ام بود (/users/{username}) رو توسط GET  صدا میزنم . نکته ایی که داره این هست که این username  همون چیزی هست که ما باید توسط @Path  به سرور بفرستیم و پاسخ بگیریم و در کلاس RetrofitClient  باید از رتروفیت یک builder  بسازیم و  اونو ایجاد کنیم که کدهاشو میتونید ببنید.مرحله بعدی ایجاد یک Repository  هست که باید از همین کلاسی که ساختیم و همچنین کلاس مدلمون استفاده کنه و متغیرهایی رو به کلاس ویومادل امون پاس بده . و دقت کنید که این کلاس بر اساس Singleton pattern   هست برای همین از Object  استفاده کردم و اینکه استفاده از LiveData  و CoroutineScope  هم فراموش نکردم . خب میرسیم به ViewModel  پس به کلاس MainViewModel  در پروژه مراجعه کنید . در اینجا با استفاده از MutableLiveData متغیرهایی رو میسازیم که برای پاس دادن به View  آماده کردیم .مرحله ی آخر استفاده از اطلاعات ViewModel  در فرگمنت HomeFragment  هست (view  داستان ما) که با Observe  کردن ویو مادل اطلاعات رو میگیریم و استفاده میکنیم . خب تمام شد . میتونید با مراجعه به لیست API ‌ها مواری مثل لیست Repoes ها رو بگیرید که حتما اضافش میکنم .آپدیت : لیست ریپوزیتوری ها رو هم اضافه کردم . API : https://api.github.com/users/{username}/reposپی نوشت : لطفا  به متن کامیت هام دقت نکنید :دی امیدوارم به کارتون بیاد و بتونید ازش استفاده کنید . اگر هر تجربه ی مشابهی داشتید در این رابطه خوشجال میشم با من و دیگران در میان بگذارید . موفق و سربلند باشید !سنا عبادی | 19:13 شب 17 آذر سال 1398 </description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Sun, 08 Dec 2019 19:13:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پول , هدف اول  کسب و کارهای کوچه بازاری !</title>
                <link>https://virgool.io/@sanaebadi97/%D9%BE%D9%88%D9%84-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%A7%D9%88%D9%84-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-azwbujpbcvg1</link>
                <description>پول , هدف اول برند های کوچه بازاری !قرار هست برای درس شیرین و جذاب برنامه ریزی تولید ارایه ایی با مضمون راه اندازی یک کسب و کار از صفر تا صد داشته باشم . بهمین خاطر گفتم نوشتن ماندگاری داره پس اول مقاله امو بنویسم بعد همینو ارایه بدم . در این مقاله قرار نیست از دید یک متخصص به موضاعات اشاره کنم . از دید خودم هست اگر متخصص هستید و این مقاله رو میخونید خوشحال میشم به کامل تر شدنش کمک کنید. استارتاپ چیست؟! معنی لغویش میشه کار آفرینی ، نوآفرینی و شروع یک کسب و کار  نوین ! مفهومش چیست ؟!  وقتی شما ایده ی جدیدی رو نسبت به بازار اجتماعت پیاده میکنی میشه استارتاپ ! سرمایه میخواد (سرمایه مالی و سرمایه انسانی) بازار چیست؟! منظورم صرفا بازار و فروشگاه و پاساژها برای خرید نیست. بازار در کل و از دید من یعنی جایی که مشتری با شما در تعامل خواهد بود اونجا میشه بازارا شما ! خب پس نتیجه چی میشه ؟! ایده ی استارتاپی چی میتونه باشه؟!  یک کلام : باید دید نیاز مشتری چیه که بتونی برآورده اش کنی !سوال کلیدی  ؟! برای چی یک کار رو شروع میکنی؟! اولین چیزی که به ذهنت میرسه پول در آوردنه درسته ؟!ولی نه اشتباه نکن ! اگه صرفا بخاطر پول و کسب درآمد بری دنبال ایجاد یک کسب و کار شاید پول بیاد ولی این پول بی دوامه و دوام نداره چرا ؟!  چون تو نتونستی برند شی ! فقط تونستی اندازه همون 1 سال پول در بیاری ! پس هدف اولتو پول نذار ! بین چی میتونه به درد جامعه ات بخوره ببین چی میتونه نیازشونو برآورده کنه چی میتونه راضیشون کنه و اگر تونستی رشد نمایی رو تجربه کنی تو برند هستی !  تفاوت ثبات با پایداری :وقتی گفتیم تو برند نشدی یعنی چی ؟! یعنی اینکه تو فقط به ثبات رسیدی رشدی نداشتی و فقط طی یکسال از 0 به 40 رسیدی و تمام. ثبات با پایداری تفاوت داره . شما اگر کسب و کارت به جایی رسید و ثابت موند و رشدی رو تجربه نکرد یعنی همون رشد مرحله ی اول و تمام . فاتحه ی کسب و کارتو بخون !ولی اگر به پایداری رسیدی نه خوشحال باش . خیلی جای پیشرفت داری و همیشه در حال رشد خواهی بود ! همیشه روند افزایشی خواهی داشت و ماهانه رشد کم ولی مداومی رو شاهد خواهی بود .در کل ممکنه که شما یک کسب و کار راه اندازی کنی و بعد از یک رشد عظیم و بزرگ به ثبات برسه و دیگه جا برای رشد نداشته باشه . در حقیقت این یک شکست بزرگ هست ! نیاز نیست سالی 70 درصد رشد کنی و سال بعدش 3 درصد. نه اینجور نیس ماهی 1درصد رشد کن ولی مستمر باش  نذار اسم برندت از خاطرها بره باید کاری کنی اجتماع همیشه به برندت نیاز داشته باشه !باور کن وقتی برند شی و مشتری مداری رو اساس برندت بداری نه تنها به ثروت مالی میرسی بلکه به کمال در تمام جنبه های زندگیت میرسی . اگر خلافش رو پیش بگیری همون کسب و کار کوچه بازاری خواهی بود که منتظر یک پولی خواهد بود و بس !میخوام با یک تجربه ی واقعی مقاله رو به پایان برسونم . از وقتی که پروژه ی رشد و اضافه کردن امکانات تخصصی و بی نظیر رو در استارتاپ اندروید ریور شروع کردیم , رشد لحظه ایی رو داریم و جایی برای توقف نداریم ! قرار نیست امسال یک دفعه 50  درصد رشد کنیم و تا سال بعد حرکتی نزنیم . کم کم و ریز ریز باید رفت جلو و تمام جوانب رو دقیق سنجید که باید تیم فنی خوبی رو تشکیل بدی که اندروید ریور این تیم رو داره و داره بزرگتر هم میشه . از سال 95 تا به الان شاهد رشد نمایی بوده و از حال به بعد نیز خواهد بود . هدف اصلی هم بر اساس مشتری مداری هست . استارتاپ های بی نظیر دیگری هم هستن میتونید مثال بزنید که نیاز جامعه رو سنجیدن و شروع کردن و جایی متوقف نشدن بلکه ادامه دادن !مشارکت شما در این مقاله باعث کامل تر شدن اطلاعات من خواهد شد . سپاسگذارمبه امید شروع کسب و کارتون و رشد صعودی در اون :)سنا عبادی | 20:45 جمعه شب 10 آبان 1398</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Fri, 01 Nov 2019 20:48:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چیدن پازل زبان سوم  - یادگیری پازلی</title>
                <link>https://virgool.io/@sanaebadi97/%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B2%D9%84-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%D9%85-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-uiqbjgookfmf</link>
                <description>چیدن پازل زبان سوم  - یادگیری با برنامه ریزیچرا زبان سوم?!امروز  اکثریت مردم حداقل دو زبان رو بلدن فارغ از لهجه ها ! یعنی من علاوه بر فارسی , عربی و علاوه بر اون لهجه ی بختیاری هم بلدم .خب شخصی کرد هست ولی چون  اجتماع طالب زبان نیتیو یعنی فارسی هست اجبارا و خیلی راحت فارسی رو یاد میگیره و استفاده میکنه .گاهی اوقات پیش میاد شما زبان سومی هم بلد باشید . میتونه زبان انگلیسی , فرانسه , آلمانی و ... باشه .برای شروع میدونید باید چیکار کنید ؟؟ لابد میگید سریعا میرم کلاس ثبت نام میکنم . دیگری میگه پکیج میخرم و الی آخر . ولی قبل از تمام این کار ها شما باید نیت کنید . نیت وضو نه نیت استفاده از اون زبان . هدفم برای یاد گرفتن زبان سوم چیه ؟! اگه یاد بگیرم به چه کاریم میاد ؟! تا چه مرحله ایی از اون زبان رو نیاز دارم ؟! و صد البته چه زبانی رو به عنوان زبان سوم قرار بدم ؟!در ابتدا من به سوال آخر پاسخ میدم . اول باید بدونید که چه زبان هایی رو بلدید و نیاز به یادگیری ندارید . بعد باید ببینید کدوم زبان ها بیشتر به کارتون میان . براتون مثال میزنم اگر شما زبان انگلیسی رو یاد بگیرید بدون شک میتونید به 90 درصد نقاط دنیا بی دغدغه سفر کنید .چرا که کمتر کسی هست که اصلا با انگلیسی آشنا نباشه یا یکی دو کلمشو بلد نباشه ! حتی مامان بزرگم این کلمات &quot; های هاوآریو ، آیم فاین ثنکیو &quot; رو بلده :)مثلا اگر شما زبان عربی فارغ از لهجه های متنوعش رو بلد باشید بدون شک میتونید به بیش از 30 کشور بدون دردسر سفر کنید .بهمین خاطر زبان انگلیسی رو قبل از آلمانی و فرانسه فرا بگیرید :) ولی خدایی کلاس زبان فرانسه چیز دیگس :)خب زبان انتخاب شد ، چرا باید یادش بگیرم؟! به چه دردم میخوره ؟!خب شخصی دوست داره که مدرک خاصی در اون زبان بگیره پس کلاس ها و دوره های مربوط به اون رو دنبال میکنه .شخصی هست که قصد مهاجرت داره که میتونید با مشاوران در میون بگذارید و ادامه بدید .و در نهایت  شخصی هست فقط برای مسافرت هایی که میره و یا برای کاربرد های روزمره زبان یاد میگیره که ما دقیقا با همین شخص کار داریم !من یک پلن دارم که اگر بهش عمل کنید بهتون قول میدم در مدت نه چندان طولانی به صورت رایگان شما بتونید یک هفته ی بی دردسر و بی آبروریزی رو در کشور دیگری سپری کنید و هم چنین از مکالمات روزمره و خوندن مقالات و دیدن فیلم لذت ببرید !پلن تنها 2 خط جمله است : فرض کنید زبان جدید یک پازل هست .که شروعش با شماست ولی شاید بی انتها باشه که قرار هست شما اون رو از اول بچینید !تابلو , دفتر , دیوار .. هرچیزی رو میتونید برای چیدن پازل استفاده کنید . اگر حافظه ی خوبی دارید میتونید توی اون بچینید . من ترجیحم یک تابلو هستش . یک دایره ی بزرگ بکشید و درونش دایره های کوچولو هایی از تایتل ها بنویسید : بانک . رستوران . بازار . نشانی . ...تیکه ی اول رو مربوط کنیم به یک مکالمه در رستوران ، سریعا دنبال ویدیو هایی برای آموزش مکالمه در رستوران پیدا میکنم (یوتوب ریختههه کافیه یه سرچ بکنید) و یادش میگیرم و تیکه ی اول پازل رو میذارم سر جاش .طبیعتا قراره توی سفر آدرس و نشانی بپرسیم پس  ویدیو ها ی مرتبطشو از کانال های رایگان یوتوب دنبال میکنیم و تیکه ی بعدی پازل رو میذاریم.  تیکه ی بعدی مربوط به بانک هست و بعد از یادگیری تیکه اشو میذاریم توی صفحه پازل . تیکه ی بعدی سلام و احوال پرسی و معرفی خود و سرگرمی و علایق و سلایقتون هست. تیکه ی بعدی ابراز عشق و محبت به طرف مقابلهو تیکه ی بعدی مکالمه در بیمارستان و نزد پزشکهاونقدر تیکه تیکه اش میکنیم که بعد 6 ماه میبینیم 30 - 40 % پازل دنیای زبان جدید ساخته شده !و علاوه بر روان شدن صحبت کردن و گوش دادن به طرف مقابل کلی لغت هم بلدیم و خبر خوش اینه که به خودی خود اونقدر جملات رو صحیح بکار بردیم که گرامر هم یاد گرفتیم !زیبا نیست ?!پس بیاید برای یادگیری زبان جدید سخت نگیریم . که یادگیری لغت رو جدا کنیم ،گرامر رو جدا و ...که افکارمونو چند سویی کنیم و وقتمونو تلف کنیم . البته بستگی به هدف داره که همون اولم گفتم .اگر مثل من هستی و قصد داری یک مسافرت شیک داشته باشی و بعد دو سال قادر به اخذ مدرک مرتبط با نمره ی خوبی باشی ،پلن منو شروع کن .لبتون خندون و تنتون سلامت :دیسنا عبادی | شنبه 27 مهر ساعت 15:37 بعد از ظهر </description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Oct 2019 15:38:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروژه های خود را با خرد کردن به انجام برسونید !</title>
                <link>https://virgool.io/MobileLab/%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%DB%8C%D8%B2-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AF-dpilzefhyx0b</link>
                <description>پروژه های خود را با ریز کردن به انجام برسونید !من دانشجو مهندسی صنایعی هستم که عاشق برنامه نویسی موبایل و در حال یادگیری هرچه بهتر این تخصصم . ولی استعدادی که دارم اینه که میتونم تجربه و مواردی که مربوط به رشتم هست رو وارد برنامه نویسی کنم و ازش استفاده کنم . در این مقاله میخوام شما رو با اصطلاحی با عنوان W.B.S  آشنا کنم که مخفف Work Breakdown Structure هست که اگر بخوام خیلی روان  به فارسی ترجمه کنم میشه : ساختار شکست کار .یعنی ریز ریز کردن یک سر فعالیت به فعالیت های ریز آن تا جایی که دیگه نشه فعالیتی رو شکوند .این اصطلاح در زمینه ی کنترل پروژه توسط MS Project  استفاده میشه . که زمینه ی فعالیت من هست.نکته : در این مقاله قرار هست من برای برنامه نویسی موبایل مراحل رو پیاده کنم ولی شما میتونید با توجه به تخصصتون این مراحل رو به کار بگیرید . فرض کنید که به تیم شما سناریویی برای ساخت یک اپلیکشن واگذار میشه در اولین قدم چیکار میکنید ؟!سناریو : اپلیکیشنی با نام One Menu جهت نمایش منوی رستوران مورد نظر با اسکن بارکد مخصوص آن رستوران.نکته : تمامی توضیحات رو میتونید به زبان انگلیسی یا فارسی در سایت بنویسید ولی من برای اینکه مفهوم رو بهتر برسونم فارسی مینویسم .خب من  سریعا به سایت ترلو میرم و بردی به اسم one menu  میسازم و اعضای تیم رو هم دعوت میکنم. برای اینکه با نحوه ی کار کرد این سایت آشنایی نسبی پیدا کنید این مقاله رو بخونید .بعد یه لیست میسازم به اسم ابزار شروع کار و فراهم کردن دیتا . و کارت های مرتبطش مثلا :ابزار مورد استفاده برای سمت کلاینت .  ابزار مورد استفاده برای سرور .داشتن طرح ها جهت طراحی UI  جمع کردن دیتا و تصاویر و تکست های مورد استفاده برد و لیست و کارت ها در یک نگاهسپس برای هر کارد چک لیست ها رو مینویسید . این به خودتون بستگی داره که چیا بنویسید مثلا من برای ابزار مورد استفاده برای سمت کلاینت . این چک لیست رو مینویسم : استفاده از اندروید استودیو ورژن 3.5 نسخه ی گریدل 3.5 استفاده از androidx  چک لیست نمونهو برای دیگر کارت ها نیز طبق نیازتون چک لیست هایی رو پیاده کنید و میتونید براشون آپشن هایی رو پیاده کنید که همگی در مقاله ایی که آدرس دادم هست .بریم سراغ لیست بعدی . اسم این لیست رو درحال انجام میذارم . و کارت هاشو پیاده میکنم . به طور مثال :پیاده سازی ایجاد حساب کاربری و لاگین صفحه ی ورود سپس بعد از انجام هر کدام از چک لیست های مربوط به این کارت ها و پایان فعالیت,  این کارت ها را توسط قابلیت Move  سایت ترلو به لیست بعدی به نام انجام شد میفرستیم .دو لیست INDOING / DONE بعد از اون لیست دیگری به اسم فیکس کردن باگ میسازم .که اگه در یکی از کارد های لیست قبلی یعنی انجام شد به مشکلی خوردیم یا باگی رو دیدم در این لیست به حل کردن آنها بپردازیم .سپس لیست آخر ما یعنی ریلیز نهایی و تحویل برای موقعی هست که همه چی تست شده و مشکلی در ساختار وجود نداره و آماده ی تحویل هست .با طی کردن این چند مرحله و مشخص کردن فعالیت مربوط به هر کارمند و عضو تیم و هم چنین قرار دادن ددلاین برای هر تسک به راحتی میتوانید با کمترین ضرر به هزینه های زمانی و مالی پروژه ایی را به بهترین شکل به انجام برسونید .سنا عبادی | 20:15 شب چهار شنبه دهم مهر ماه 1398</description>
                <category>سنا عبادی</category>
                <author>سنا عبادی</author>
                <pubDate>Wed, 02 Oct 2019 20:28:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>