<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sara Ghasemi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sara.gh1997sp</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:33:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/540797/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Sara Ghasemi</title>
            <link>https://virgool.io/@sara.gh1997sp</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رنگ هشدار همیشه نارنجی نیست.</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.gh1997sp/warning-color-is-not-orange-eefhfu5mcovz</link>
                <description>تلاقی رنگ‌ها: وقتی زبان برند، با زبان هشدار UX درگیر می‌شودچند وقت پیش بین من و طراح گرافیک تیم تبدیل، بحثی داغ شکل گرفت:من از دید UX می‌گفتم پیام‌های هشدار و خطا باید با رنگ‌های هشداردهنده مثل نارنجی و زرد نمایش داده شوند.اما او می‌گفت: «نه! نارنجی و زرد اصلاً مناسب نیست، چون رنگ برند ما زرده؛ وقتی هشدار رو نارنجی کنیم، کاربر فکر می‌کنه یه CTA دیده! و رنگ برند با حس هشداردهنده تلفیق میشه.»اول فکر کردم مقاومت بی‌مورد داره؛ ولی هرچی بیشتر بررسی کردیم، دیدم حداقل نیمی از حق با اوست.ما طراحان محصول، به دنبال نظم، ساختار و قواعدی شفاف هستیم: قرمز برای خطا، سبز برای موفقیت، و نارنجی برای اخطار و هشدار. این معناشناسی رنگ‌ها، زیربنای یک رابط کاربری قابل فهم است.اما در عمل، به این سادگی نیست. وقتی قوانین جهانی UX با رنگ اصلی برند، بافت محصول، یا مدل ذهنی خاص کاربر برخورد می‌کند، یک اصل مهم مطرح می‌شود: قانون، تا وقتی مفید باشد، قانون است.رنگ هشدار همیشه نارنجی نیست.تناقض ادراکی: Color Semantics Overloadاختلاف نظر من و طراح گرافیک تیم، مثال بارزی از پدیده‌ای به نام Color Semantics Overload است.من از منظر UX می‌گفتم: «هشدار باید نارنجی یا زرد باشد تا توجه را جلب کند.»طراح گرافیک می‌گفت: «رنگ اصلی/CTA برند ما زرد/نارنجی است. استفاده از آن برای هشدار، معنای عمل مثبت را تضعیف می‌کند و کاربر را به اشتباه می‌اندازد.»در این شرایط، حق با هر دو طرف است!حق UX: هشدار باید قابل تشخیص باشد.حق برند/گرافیک: رنگ تبدیل (Conversion)، مستقل است و نباید با پیام خطر ترکیب شود.وقتی یک رنگ (مثلاً زرد) همزمان دو معنای متضاد (۱. اقدام مثبت/موفقیت و ۲. احتیاط/خطر) را در یک محصول حمل می‌کند، هر دو معنا تضعیف شده و مغز کاربر درگیر یک تضاد ادراکی می‌شود: «آیا این دکمه‌ای برای ادامه است، یا پیامی برای هشدار؟» نتیجه، سردرگمی و کاهش کارایی است.راه‌حل هوشمندانه: جداسازی بافت و شدتبرای حل این تضاد، باید از شدت رنگ فاصله بگیریم و به کنتراست ادراکی و سلسله‌مراتب (Hierarchy) توجه کنیم.محصولاتی مانند Binance (با رنگ برند زرد) از یک تاکتیک هوشمندانه استفاده می‌کنند:حفظ استقلال رنگ برند: رنگ زرد کاملاً برای CTAها و نمایش ارزش (پول، انرژی، اقدام) رزرو می‌شود.تنزل هشدار به سطح خنثی: برای هشدارهای خفیف یا پیام‌های توجه، پس‌زمینه‌ی خاکستری یا بافت خنثی جایگزین پس‌زمینه رنگی می‌شود.تزریق معنا با آیکون: در این پس‌زمینه خنثی، فقط از یک آیکون زرد رنگ برای انتقال معنای «توجه» استفاده می‌شود.UX همیشه با صدای بلندتر صحبت نمی‌کندتوجه، همیشه نیازمند استفاده از شدیدترین رنگ نیست. در یک رابط کاربری که رنگ‌های گرم (زرد، نارنجی) در همه جای آن برای تشویق به عمل استفاده شده‌اند، اضافه کردن یک هشدار نارنجی دیگر، تنها به «نویز بصری» (Visual Noise) منجر می‌شود و به جای جلب توجه، خستگی بصری ایجاد می‌کند.در این سناریو: اگر همه چیز رنگی است، خاکستری بیشتر دیده می‌شود.استفاده از پس‌زمینه‌ی خنثی یا طوسی برای هشدارهای سطح متوسط، به چند دلیل کارآمدتر است:کنتراست معنایی: بافت خنثی به وضوح از دکمه‌های پرانرژی برند (زرد/نارنجی) متمایز می‌شود.حفظ برند: رنگ برند از وظیفه‌ی انتقال خطر، رها می‌شود.رزرو شدن قرمز: رنگ قرمز برای خطاهای حیاتی و امنیتی (ورود، تراکنش، رمز عبور) رزرو می‌شود و تأثیر خود را حفظ می‌کند.جمع‌بندی: بلوغ در طراحی، شکستن آگاهانه قوانین استطراحی محصول، یک علم مطلق نیست؛ بلکه توازن بین منطق، احساس و درک کاربر است.رنگ هشدار همیشه نارنجی نیست. در یک اکوسیستم رنگی با برند گرم، خاکستری می‌تواند دقیق‌تر و بلندتر از نارنجی، پیام «هشدار» را به کاربر منتقل کند.شناختن قوانین ضروری است، اما تکیه بر آن‌ها بدون در نظر گرفتن بافت و هویت برند، منجر به یک رابط کاربری &quot;مطابق با قوانین&quot; اما &quot;ناموثر&quot; می‌شود. قوانین را بشکنید، اما آگاهانه و مبتنی بر داده‌های محصول واقعی‌تان.</description>
                <category>Sara Ghasemi</category>
                <author>Sara Ghasemi</author>
                <pubDate>Wed, 08 Oct 2025 15:43:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحی برای انسان‌ها و ربات‌ها: چرا همکاری دیزاینر و تیم سئو ضروری است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.gh1997sp/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-rhsncmr2dlca</link>
                <description>به‌عنوان یک طراح محصول، هدف اصلی شما ساختن تجربه‌ای بی‌نقص و لذت‌بخش برای کاربر است. اما یک حقیقت مهم وجود دارد: اگر کاربران نتوانند محصول شما را پیدا کنند، بهترین تجربه کاربری هم بی‌فایده خواهد بود. اینجاست که همکاری با تیم سئو (SEO) به یک ضرورت تبدیل می‌شود، نه یک انتخاب.سئو فقط وظیفه تیم مارکتینگ نیست. تصمیمات شما به‌عنوان طراح، تأثیر مستقیمی بر دیده شدن محصول در موتورهای جستجو مانند گوگل دارد. بیایید ببینیم این همکاری در عمل چگونه اتفاق می‌افتد.چرا سئو برای یک طراح محصول اهمیت دارد؟به زبان ساده، سئو به موتورهای جستجو کمک می‌کند تا محتوای سایت شما را بهتر بفهمند، ایندکس کنند و به کاربران مناسب نمایش دهند. اگر طراحی شما به گونه‌ای باشد که ربات‌های گوگل را گیج کند یا مانع دسترسی آن‌ها به صفحات مهم شود، محصول شما در نتایج جستجو دفن خواهد شد. در واقع، یک طراحی خوب باید هم برای انسان‌ها و هم برای ربات‌ها بهینه باشد.نقاط کلیدی همکاری: دیزاینرها در کجا باید به سئو فکر کنند؟۱. ساختار صفحه و تگ‌های عنوان (Headings)گوگل برای درک موضوع یک صفحه، به ساختار آن و تیترها نگاه می‌کند. استفاده صحیح از تگ‌های &lt;h1&gt;, &lt;h2&gt;, &lt;h3&gt; و... به گوگل می‌گوید که سلسله‌مراتب محتوای شما چگونه است.اشتباه رایج: استفاده از چند تگ &lt;h1&gt; در یک صفحه، فقط به این دلیل که از نظر ظاهری بزرگ و پررنگ هستند. این کار گوگل را سردرگم می‌کند که موضوع اصلی صفحه چیست.راهکار درست: در هر صفحه فقط یک &lt;h1&gt; برای عنوان اصلی به کار ببرید. برای تیترهای فرعی، به ترتیب از &lt;h2&gt;, &lt;h3&gt; و... استفاده کنید. برای تغییر ظاهر آن‌ها، از CSS کمک بگیرید، نه تگ‌های اشتباه.مثال از رعایت تگ‌های عنوان۲. منوها، لینک‌ها و دکمه‌هاربات‌های گوگل لینک‌هایی را دنبال می‌کنند که در کد HTML به صورت استاندارد (&lt;a href=&quot;...&quot;&gt;) نوشته شده باشند. اگر منوها یا دکمه‌های اصلی سایت فقط با جاوااسکریپت کار کنند و لینک واقعی نداشته باشند، گوگل نمی‌تواند صفحات متصل به آن‌ها را پیدا و ایندکس کند.اشتباه رایج: طراحی یک مگامنو (Mega Menu) که لینک‌های آن فقط با جاوااسکریپت مدیریت می‌شوند و تگ &lt;a&gt; واقعی ندارند.راهکار درست: همیشه از تگ‌های &lt;a&gt; با آدرس مشخص (href) برای لینک‌دهی استفاده کنید. انیمیشن‌ها و تعاملات ظاهری را می‌توانید با جاوااسکریپت به آن اضافه کنید.خاموش کردن جاوااسکریپت با افزونه‌های گوگل کروم۳. تصاویر و نام‌گذاری فایل‌هاتصاویر بهینه، هم سرعت بارگذاری صفحه را افزایش می‌دهند (که برای تجربه کاربری و سئو حیاتی است) و هم به گوگل کمک می‌کنند محتوای تصویری شما را درک کند.اشتباه رایج: آپلود یک تصویر ۴ مگابایتی با نام IMG_4581.jpg برای بنر اصلی سایت.راهکار درست:نام توصیفی انتخاب کنید: به‌جای نام‌های پیش‌فرض، از نام‌هایی مانند gold-ring-with-diamond.jpg استفاده کنید.حجم را کم کنید: تصاویر را فشرده کرده و از فرمت‌های مدرن مانند WebP بهره ببرید.متن جایگزین (Alt Text) را فراموش نکنید: همیشه تگ alt را برای تصاویر پر کنید. این متن هم به کاربران نابینا کمک می‌کند و هم به گوگل می‌گوید تصویر درباره چیست.۴. تجربه کاربری در موبایل (Mobile-First)امروزه گوگل سایت شما را ابتدا بر اساس نسخه موبایل آن ارزیابی می‌کند (Mobile-First Indexing). اگر سایت روی موبایل تجربه کاربری ضعیفی داشته باشد (مثلاً دکمه‌ها خیلی کوچک باشند یا کاربر مجبور به اسکرول افقی شود)، رتبه شما آسیب خواهد دید.چک‌لیست طراحی برای موبایل:آیا فونت‌ها خوانا هستند؟آیا دکمه‌ها و لینک‌ها به راحتی قابل کلیک کردن هستند؟آیا صفحه به سرعت بارگذاری می‌شود؟ (توجه به Core Web Vitals)۵. محتوای پنهان (Tabs &amp; Accordions)استفاده از تب‌ها و آکاردئون‌ها برای نمایش محتوا، طراحی را خلوت‌تر می‌کند. اما مراقب باشید! گوگل به محتوایی که در نگاه اول قابل مشاهده است، اهمیت بیشتری می‌دهد.نکته کلیدی: اگر اطلاعات بسیار مهمی (مانند پاسخ به سوالات کلیدی کاربران) پشت یک کلیک پنهان شده باشد، ممکن است گوگل ارزش کمتری برای آن قائل شود.راهکار درست: محتوای حیاتی را تا حد امکان به صورت باز نمایش دهید. اگر مجبور به پنهان کردن آن هستید، مطمئن شوید که محتوا در کد HTML صفحه وجود دارد و فقط از نظر بصری مخفی شده است.۶. دسترسی‌پذیری (Accessibility): طراحی برای همه، به نفع سئوطراحی دسترس‌پذیر یعنی محصول شما برای همه افراد، از جمله کسانی که دارای معلولیت‌های جسمی یا شناختی هستند، قابل استفاده باشد. جالب است بدانید که بسیاری از اصول دسترسی‌پذیری، مستقیماً به بهبود سئو نیز کمک می‌کنند.متن جایگزین (Alt Text) برای تصاویر: هم برای کاربران نابینا که از صفحه‌خوان استفاده می‌کنند ضروری است و هم برای ربات‌های گوگل.کنتراست رنگ کافی: مطمئن شوید متن‌ها به راحتی قابل خواندن هستند.لینک‌ها و دکمه‌های قابل فهم: به‌جای استفاده از یک آیکن تنها (مانند ذره‌بین)، از متن یا برچسب aria-label برای توضیح عملکرد آن استفاده کنید.رعایت ترتیب تگ‌های عنوان: همان‌طور که گفته شد، هم به کاربر و هم به گوگل در درک ساختار صفحه کمک می‌کند.برای بررسی دسترس‌پذیری از نظر ربات‌ها می‌توانید با سایت پیج اسپید کار کنید.نمره دسترسی پذیری دیجی‌کالا۷. سرعت بارگذاری محتوای بالای صفحه (top of the Fold)بخشی از صفحه که کاربر در لحظه ورود و بدون اسکرول کردن می‌بیند (top of the Fold)، حیاتی‌ترین قسمت برای جلب توجه اوست. اگر این بخش دیر بارگذاری شود، هم تجربه کاربری و هم سئو به شدت آسیب می‌بینند. چرا؟کاربر بی‌حوصله می‌شود: احساس می‌کند سایت کند یا خراب است و به سرعت صفحه را ترک می‌کند (افزایش Bounce Rate).گوگل نمره منفی می‌دهد: معیارهای Core Web Vitals، به‌خصوص شاخص LCP (Largest Contentful Paint)، به دلیل تأخیر در نمایش بزرگ‌ترین عنصر تصویری، افت می‌کنند.مثال از یک طراحی بد: قرار دادن یک ویدیوی ۱۰ مگابایتی با پخش خودکار (autoplay) در هدر صفحه. تا زمانی که ویدیو بارگذاری نشود، کاربر با یک فضای خالی مواجه می‌شود، دکمه فراخوان (CTA) را نمی‌بیند و گوگل نیز صفحه را به دلیل سرعت پایین جریمه می‌کند.راهکارهای هوشمندانه برای طراحان:استفاده از تصویر جایگزین (Placeholder): به جای بارگذاری مستقیم ویدیو، یک تصویر سبک و جذاب از آن را نمایش دهید. ویدیو تنها پس از کلیک کاربر بارگذاری شود.بارگذاری با تاخیر (Lazy Loading): برای تصاویر و ویدیوهایی که در بخش‌های پایینی صفحه قرار دارند، از loading=&quot;lazy&quot; استفاده کنید تا تنها زمانی که کاربر به آن‌ها نزدیک می‌شود، بارگذاری شوند.بهینه‌سازی فرمت‌ها: ویدیوها را فشرده و با فرمت mp4 یا webm استفاده کنید. بهتر است ویدیو را روی سرویس‌هایی مانند یوتیوب یا ویمئو آپلود کرده و iframe آن را به صورت بهینه (مثلاً فقط پس از کلیک) بارگذاری کنید.پیش‌بارگذاری (Preload) منابع کلیدی: فونت‌های سفارشی یا تصویر اصلی هدر را با rel=&quot;preload&quot; به مرورگر معرفی کنید تا در اولویت بارگذاری قرار گیرند.به یاد داشته باشید، هر عنصری که در بالای صفحه قرار می‌دهید، مستقیماً روی سرعت تأثیر دارد. در دنیای تجربه کاربری، ۲ تا ۳ ثانیه تأخیر یعنی از دست دادن کاربر و هدایت او به سمت رقبا!چگونه این همکاری را شروع کنیم؟یک کارشناس سئو را به جلسات اولیه طراحی دعوت کنید. نظرات او در مراحل ابتدایی می‌تواند از دوباره‌کاری‌های پرهزینه در آینده جلوگیری کند.یک چک‌لیست سئو برای تحویل نهایی طراحی داشته باشید. قبل از تحویل طرح به تیم توسعه، مطمئن شوید مواردی مانند ساختار تگ‌ها، لینک‌ها و بهینه‌سازی تصاویر رعایت شده‌اند.در ابزارهای طراحی (مثل Figma) یادداشت بگذارید. می‌توانید مشخص کنید که کدام بخش باید تگ &lt;h1&gt; باشد یا برای یک تصویر خاص، متن alt پیشنهادی خود را بنویسید.جمع‌بندیطراحی خوب فقط به زیبایی و حس خوب محدود نمی‌شود؛ به دیده شدن هم بستگی دارد. اگر محصول شما در گوگل پیدا نشود، هیچ کاربری فرصت تجربه کردن آن را نخواهد داشت. پس همیشه به یاد داشته باشید که شما هم برای انسان‌ها طراحی می‌کنید و هم برای ربات‌ها. موفقیت محصول شما در گرو رضایت هر دوی آن‌هاست.</description>
                <category>Sara Ghasemi</category>
                <author>Sara Ghasemi</author>
                <pubDate>Sun, 03 Aug 2025 15:35:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بازطراحی فرم محصول، دقت و سرعت تیم محتوا را افزایش داد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.gh1997sp/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%85-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%D9%82%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D8%B9%D8%AA-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-qqhf4wr7gh9o</link>
                <description>وضعیت موجود: فرم یکپارچه (Single-Page Form)در گذشته، فرم ایجاد محصول ما یک صفحه‌ی عمودی بسیار بلند بود. این فرم، همه‌ی اطلاعات مرتبط با محصول – از نام و دسته‌بندی گرفته تا تصاویر، ویژگی‌ها، توضیحات متنی، سئو  – را در یک ساختار فشرده اما پیوسته در خود جای داده بود. برای جداسازی فیلدهای مختلف، از تیترهای تو در تو استفاده شده بود و گاهی اوقات هم باکس‌های رنگی یا خطوط مرزی کمرنگ به تفکیک آن‌ها کمک می‌کردند. صادقانه بگویم، فرم خام کمی پیچیده و سنگین به نظر می‌رسید و وقتی پر می‌شد، شلوغی داده‌ها را بیشتر نشان می‌داد.در بسیاری از پنل‌های فروشندگان محصول، فرم‌های ورود اطلاعات به همین شکل طراحی شده‌اند. در این رویکرد، تمامی بخش‌ها، شامل مشخصات اصلی کالا، تصاویر، ویژگی‌ها، توضیحات، تنظیمات سئو و سایر جزئیات، همگی در یک صفحه بلند به کاربر نمایش داده می‌شوند. از دیدگاه من، این روش برای کاربران باتجربه که به فرایند آشنایی کامل دارند، ممکن است سریع‌تر باشد، اما برای کاربران عمومی، باعث خستگی، گم‌ شدن در اسکرول و خطاهای زیاد می‌شود – به خصوص در فرم‌هایی که ده‌ها فیلد و تنظیمات مختلف دارند.فرم یک صفحه‌ای با اسکرولوضعیت جدید: فرم چندمرحله‌ای (Multi-Step Form)ما برای بهبود این تجربه، فرم جدیدی را در قالب شش مرحله مجزا طراحی کردیم که هر کدام یک دسته خاص از اطلاعات را شامل می‌شوند. حالا ظاهر فرم‌ها تمیزتر و ساده‌تر است؛ به طوری که در هر مرحله فقط تعداد محدودی فیلد به کاربر نمایش داده می‌شود. یک نوار پیشرفت در بالای صفحه هم به وضوح نشان می‌دهد که کاربر در کدام مرحله قرار دارد و چند مرحله دیگر باقی مانده است. طراحی بصری هم یکنواخت‌تر شده و فضای هر فرم به مراتب خلوت‌تر از نسخه قبلی است.در نسخه‌ی جدید، اطلاعات محصول را به ۶ مرحله کلیدی تقسیم کردیم:تعیین نام و دسته‌بندی کالاورود ویژگی‌ها و متغیرهای محصولاطلاعات توصیفی و فنی محصولبارگذاری تصاویرتنظیمات سئوهر مرحله دارای یک فرم مستقل و دکمه‌ی &quot;مرحله بعد&quot; است و همانطور که گفتم، مسیر پیشرفت کاربر با یک نوار نمایش داده می‌شود. معتقدم این ساختار به طور قابل توجهی بار شناختی کاربر را کاهش می‌دهد، به تمرکز بهتر کمک می‌کند و درک گام‌به‌گام فرایند را برای او آسان‌تر می‌سازد.فرم چند مرحله‌ایمقایسه فرم یکپارچه و فرم چندمرحله‌ایمقایسه فرم یک‌جا و چندمرحله‌ایتحقیقات پیشین: یافته‌های متخصصین چه می‌گویند؟در طول مطالعاتم، مقالاتی را در این زمینه بررسی کردم و تقریباً همه آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که فرم‌های چندمرحله‌ای عملکرد بهتری در سناریوهای پیچیده دارند. در ادامه، برخی از مهم‌ترین یافته‌هایی که به آن‌ها برخوردم را با شما به اشتراک می‌گذارم:🟢 افزایش نرخ تبدیل با فرم‌های چندمرحله‌ایطبق مقاله‌ای از WPManageNinja که مطالعه کردم، فرم‌هایی که تعداد فیلدهای هر مرحله را از ۱۱ به ۴ کاهش داده بودند، بهبود قابل‌توجهی در نرخ تبدیل نشان دادند. در این مقاله به نقل از متخصصین آمده بود:داشتن تنها سه فیلد در هر مرحله، نرخ تبدیل را به‌طور چشم‌گیری افزایش می‌دهد.این نکته برای من بسیار مهم بود، زیرا مستقیماً به هدف ما برای بهبود تجربه کاربر و افزایش کارایی مرتبط می‌شد.🟢 نقش نوار پیشرفت در انگیزه کاربرانمقاله‌ی دیگری از Growform که آن را خواندم، بر اهمیت نوار پیشرفت تأکید داشت. این مقاله به وضوح بیان می‌کرد: نوار پیشرفت یکی از قدرتمندترین ابزارها برای افزایش انگیزه کاربر در ادامه دادن فرم چندمرحله‌ای است.این موضوع مهر تاییدی بود بر تصمیم ما برای افزودن نوار پیشرفت در طراحی جدیدمان.🟢 تحلیل‌های تجربی از برندهای بزرگدر تحقیقاتم، به مطالعات موردی از برندهای بزرگ هم برخورد کردم.مطالعه‌ی HubSpot نشان داده بود که فرم‌های چندمرحله‌ای تا ۸۶٪ نرخ تبدیل بیشتری نسبت به فرم‌های یکپارچه داشته‌اند.Zuko نیز تأیید کرده بود که در پروژه‌های خود، میانگین افزایش تبدیل ۱۴٪ بوده‌است.حتی در صنعت خیریه، استفاده از فرم چندمرحله‌ای باعث افزایش تا ۹۰٪ در مجموع کمک‌های مالی شده بود.این آمار و ارقام، دیدگاه من را نسبت به مزایای فرم‌های چندمرحله‌ای بیش از پیش تقویت کرد.🟡 موارد استثناءالبته، در میان این یافته‌ها، به مواردی هم برخوردم که کمی متفاوت بودند. به عنوان مثال، مقاله‌ای از PubMed Central نشان داده بود که در فرم‌های بسیار ساده (مثلاً ۳-۴ فیلد)، فرم‌های تک‌مرحله‌ای عملکردی مشابه یا حتی بهتر داشته‌اند. این نشان می‌دهد که هیچ راه‌حل واحدی برای همه موقعیت‌ها وجود ندارد و باید همیشه شرایط خاص هر فرم را در نظر گرفت.🎯 نتیجه مشاهدات و بازخورد میدانیپس از حدود یک ماه استفاده‌ی عملیاتی از فرم چندمرحله‌ای جدید توسط تیم محتوای شرکت، بازخوردهای ارزشمندی از سوی کاربران اصلی این ابزار جمع‌آوری کردم. طبق گفته‌های اعضای تیم، روند کاری با فرم جدید از نظر منطق ساختاری به‌مراتب واضح‌تر، قابل‌درک‌تر و منظم‌تر از فرم یکپارچه قبلی بوده است. به وضوح مشخص شد که تقسیم اطلاعات به مراحل مجزا باعث شده بود تمرکز کاربر در هر بخش بیشتر شود و مسیر کلی ثبت محصول، از حالت فشرده و شلوغ قبلی خارج شود.با وجود نواقص اولیه که در هر طراحی جدیدی طبیعی است، تجربه کلی تیم از فلو جدید مثبت ارزیابی شد. ساختار مرحله‌ای به بهبود نظم ذهنی، کاهش سردرگمی، و به‌ویژه ساده‌سازی آموزش نیروهای جدید کمک کرده است. به‌طور مشخص، یکی از اعضای کلیدی تیم محتوا این‌طور جمع‌بندی کرد:درسته که فلو باز هم نیاز به بازبینی داشت، اما از فلوی قبلی منطقی‌تر و درست‌تر بود... در کل نمره‌ای که به فلوی جدید می‌دم، ۸ از ۱۰ هست.این بازخوردها برای من به عنوان یک طراح محصول، نشان می‌دهد که طراحی تجربه کاربر (حتی برای کاربران داخلی سیستم) نیازمند توازن بین ساختار بهتر و اجرای بدون نقص فنی است. نسخه جدید از نظر تجربه ذهنی و منطقی بهبود یافته، اما موفقیت کامل آن وابسته به بهینه‌سازی تدریجی و رفع ایرادات باقی‌مانده در عملکرد سیستمی‌ است.کدام رویکرد بهتر است؟با توجه به تمام این بررسی‌ها، اگر فرم شما شامل داده‌های متنوع و چند دسته باشد (مثل ویژگی‌های محصول، اطلاعات فنی، تصاویر، توضیحات، سئو و غیره)، استفاده از فرم چندمرحله‌ای یک انتخاب هوشمندانه است. زیرا این رویکرد:نرخ تبدیل را افزایش می‌دهد.بار شناختی کاربر را کاهش می‌دهد.تجربه موبایلی را ارتقا می‌دهد.احتمال خطا را کم می‌کند.اما در صورتی که فرم بسیار ساده و کوتاه باشد، استفاده از فرم یکپارچه می‌تواند سریع‌تر و کارآمدتر باشد. در نهایت، من همواره توصیه می‌کنم که تست A/B روی کاربران واقعی بهترین روش برای تصمیم‌گیری نهایی است.</description>
                <category>Sara Ghasemi</category>
                <author>Sara Ghasemi</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jul 2025 17:50:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جزء از کل: نگاه کلی به جزئیات افزودن محصول به فروشگاه</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.gh1997sp/%D8%AC%D8%B2%D8%A1-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%84-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%B2%D8%A6%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-tgnudqlglylx</link>
                <description>برای داشتن یک فروشگاه یک‌دست چه چیزی لازم است؟اگر بخواهیم اطلاعات کافی و متناسب برای هر محصول بدهیم باید چه کنیم؟لازمه‌ی داشتن محصولاتی که امکان مقایسه با یکدیگر را دارند چیست؟چه کنیم تا افزودن محصول توسط تیم محتوا راحت‌تر شود؟فرآیند اضافه کردن محصول چگونه طراحی شود که هر کسی بتواند از ان استفاده کند؟با نگاهی به این‌گونه سوالات به این نتیجه می‌رسیم که باید یک سری قالب‌های آماده برای محصولات فراهم کنیم. باید بر اساس دسته‌بندی هر محصول، چیدمان و نوع ویژگی‌های محصول یکسان باشد تا افزودن کالا آسان‌تر شود تا هر فروشنده نیز بتواند محصولات خود را مدیریت کند و همچنین با یکسان بودن ساختار محصولات امکان مقایسه برای کاربران فراهم باشد.بازطراحی پنل، افزودن محصول و دسته‌بندیمراحلی که برای بهبود فرآیند افزودن محصول به فروشگاه پیمودم به شرح زیر است:بررسی وضعیت موجود با تست کاربردپذیریبنچ‌مارک محصولات مشابهجمع‌بندی محتوای موردنیاز محصولکاهش مراحل افزودن محصولطراحی روند کنترل کیفیبررسی وضعیت موجود با تست کاربردپذیریفرآیند فعلی اضافه کردن محصول توسط تیم محتوا را بررسی کردم. کنار تیم محتوا نشستم و از هر یک خواستم یک محصول اضافه کنند و در این حین به مشکلات آن‌ها توجه کردم. به حرف‌هایی که می‌زدند و پیشنهاداتی که می‌دادند گوش دادم و در نهایت لیستی از مشکلات و باگ‌های محصول فعلی جمع کردم و لیستی هم از پیشنهادات برای بهبود فرآیند و تسریع آن فراهم کردم.لیست مشکلات و پیشنهادات حدود ۶ صفحه بود که در این مقاله لیست نمی‌کنم. اما برخی از آن‌ها به علت عدم اولویت از لیست نهایی طراحی حذف شد.در این تست‌ها به ایده‌ی طراحی یک فرآیند و مرحله به مرحله شدن به جای فرم طولانی رسیدیم که اولین فرآیند طراحی شده ۱۰ مرحله بود و سپس محصول به فرآیند بعدی یعنی کنترل کیفیت می‌رسید. لازم به ذکر است که پیش از این فرآیند کنترل کیفی وجود نداشت و افزودن یک کنترل‌کننده در انتهای مراحل افزودن محصول در کنار بهبود و تسهیل آن مطرح بود. در ادامه این مراحل را کم و کمتر کردیم.بنچ‌مارک محصولات مشابهیکی از مهم‌ترین مراحل کار من در طراحی، بنچ‌مارک نمونه‌های مشابه خارجی و داخلی است. برای این منظور بجز گشتن در دریبل و بیهانس، در سایت دیجی‌کالا و شاپیفای حساب فروشنده ساختم و مراحل را به عنوان یه کاربر اما با موشکافی یک طراح طی کردم.به این نتیجه رسیدم که هر یک اطلاعاتی که اضافه شود یا هر مرحله‌ای که بیشتر داشته باشیم تا چه اندازه موجب کاهش تمایل کاربر به افزودن محصول خواهد شد. در این حین تصمیم گرفتم ۳ مرحله را با یکدیگر ترکیب کنم و برای هر یک از اطلاعاتی که ممکن است یک پیش‌فرض قرار دهم که برای بیش از ۵۰ درصد کالاها به کار بیاید.برای اینکه بتوانم پیش‌فرض‌هایی را لحاظ کنم تا هم نیاز بود از قبل چند قالب برای برخی از آن‌ها تعریف شود که ایده، افزودن آن‌ها هنگام تعریف دسته‌بندی بود. درنتیجه بهبود افزودن و ویرایش دسته‌بندی با اهمیت بالاتری نسبت به بهبود افزودن محصول وارد کار شد.در این حین، تسک بهبود افزودن تصاویر محصول هم انجام شده بود و لازم بود که در طراحی جدید بخشی از فرآیند افزودن محصول باشد.جمع‌بندی محتوای موردنیاز محصولدر جمع بندی نهایی محتوای مورد نیاز را در افزودن محصول جمع بندی کردم و به مراحل زیر رسیدم:تعیین نام و دستهمشخص کردن ویژگی‌هااطلاعات محصولانتخاب تصاویرمحصولت‌ها (برای نمایش در دیگر سایت‌ها)تنظیمات سئوفرآیند افزودن محصول تیمدر ادامه طراحی را انجام دادم، پروتوتایپ را تست کاربری گرفتم و برخی از اطلاعات و مراحل را برای فرآیندی که فروشنده با آن مواجه می‌شود حذف کردم.طراحی صفحات افزودن محصولکاهش مراحل افزودن محصولپیش‌تر نوشتم که برای کاهش مراحل و تسهیل روند افزودن کالا، بنا شدیم تا تغییراتی در افزودن دسته‌بندی اعمال کنیم. با توجه به اینکه برخی از این تغییرات باعث اختیاری شدن یا عبور کردن از مراحل و اطلاعات شد، افزودن محصول کوتاه‌تر شد اما همچنان لازم است که برخی مراحل در مواجهه فروشنده حذف گردد مانند تنظیمات مربوط به SEO.و برای پنل فروشندگان بخش‌های پیچیده‌تر با تعیین پیش فرض در دسته‌بندی حذف شده و مراحل زیر پیشنهاد می‌شود:تعیین نام و دستهمشخص کردن ویژگی‌هااطلاعات محصولانتخاب تصاویرفرایند افزودن محصول فروشندهو تغییراتی که در دسته بندی اعمال کردیم شامل:مرحله‌ای شدن افزودن دسته‌بندیافزودن دسته‌بندی را به شکل مرحله‌ای، شامل؛ مشخصات دسته‌بندی، تنظیمات، ویژگی‌ها و سئو درآوردیم.افزودن قالب نام‌گذاری فارسی و انگلیسیمی‌توانیم برای تعیین نام هر محصول از قالب مختص همان دسته‌بندی استفاده کنیم و باید در تعریف دسته یک قالب بسازیم که از اطلاعات، مشخصات و ویژگی‌های محصول برای نام‌گذاری استفاده شود.توضیحات شرایط و قوانینهر دسته ممکن است شرایط و قوانین متفاوتی در مورد مرجوعی کالا، نحوه ارسال، اصالت کالا، گارانتی، صدور فاکتور و تعیین قیمت داشته باشد. تیم محتوا در این بخش می‌توانند توضیحات هر شرطی مختص این گروه‌ها را وارد کنند تا برای تمام کالاهای آن دسته نمایش داده شود.انواع و ترتیب ویژگی‌های ثابت و متغیرهر محصول ممکن است ویژگی‌های متفاوتی اعم از متغیر، ثابت و نمایش در هدر داشته باشد، اما برای یک‌دست شدن و امکان مقایسه آن‌ها توسط کاربران بهتر است این ویژگی‌ها داخل یک دسته‌بندی، متفاوت نباشند و ترتیب یکسانی داشته باشند.تعیین نحوه نمایش تصاویر در صفحه لیست محصولاتهر محصولی که دارای ویژگی‌های متغیر است می‌تواند براساس یک ویژگش متغیر اصلی تفکیک شود و در صفحه لیست محصولات، جداگانه نمایش داده شود یا به گونه‌ی تجمیعی.تنظیمات مربوط به SEOدر تنظیمات سئو باید توضیحات و اسکیماهای متفاوت را وارد کرد تا برای هر دسته و محصولات آن کار کند.طراحی روند کنترل کیفیاگر بخواهیم یک کنترل‌کننده کیفیت داشته باشیم در ابتدا باید وضعیت‌های محصول را از تعریف تا تایید بازطراحی کنیم اما به صورتی که کمترین هزینه را برای تیم توسعه بکند داشته باشد. برای از دست نرفتن تغییرات، در هر مرحله اطلاعات ذخیره خواهد شد و وضعیت‌های رد، تایید و نیاز به ویرایش را در روند کنترل کیفی خواهیم داشت.این فرآیند طراحی پنل فروشندگان اجرا شده اما در آینده برآنیم تا آن را در اختیار چند فروشنده قرار دهیم و نحوه کار آن‌ها را مشاهده و بررسی کنیم. پس از بازنگری مجدد می‌توانیم پنل را در اختیار تمام فروشندگان قرار دهیم.برای آن‌که این مهم حاصل شود همچنین نیاز است تا روند کنترل کیفی برای مدتی به صورت کامل تست شود تا مشکلات یا پیچیدگی‌های آن مشخص گردد. در ادامه ثبت‌نام فروشندگان به صورت کاملا آنلاین دربیاید و تمام مراحل تعریف فروشنده توسط خود آن‌ها انجام شود و نیز از افزودن موجودی و قیمت تست کاربردپذیری گرفته شود تا نقایص آن به طور کامل رفع گردد.</description>
                <category>Sara Ghasemi</category>
                <author>Sara Ghasemi</author>
                <pubDate>Sat, 05 Apr 2025 16:43:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراح محصول، طراح همه چیز</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.gh1997sp/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-ejtp9ce1gf35</link>
                <description>چند وقت پیش داشتم فکر می‌کردم که طراحی محصول یعنی چه؟ آیا فقط طراحی اپلیکیشن و وب‌سایت است؟ یا چیزی فراتر از این؟ هر روز در شرکت، اتفاق‌هایی می‌افتاد که نشان می‌داد طراحی محصول، چیزی گسترده‌تر از آن چیزی است که معمولاً تصور می‌کنیم. طراح محصول می‌تواند طراح همه چیز باشد.طراحی در کارهای روزمرهمثلاً ما در شرکت مشکلی داشتیم: گاهی غذاهای سفارش داده شده اشتباهی برداشته می‌شد. راه‌حل؟ خیلی ساده. یک جدول برای تیک زدن درست کردیم تا هر کس غذای خودش را مشخص کند. اما هنوز هم بردن و آوردن چندین ظرف غذا، کار سختی بود. پس پیشنهاد دادیم که یک چرخ ترولی تهیه کنیم تا حمل غذا راحت‌تر شود.یا در مورد ظرف‌های پودر هات چاکلت، کاپوچینو، شیر و قهوه، همیشه باید درشان را باز می‌کردیم تا بفهمیم محتویات داخل‌شان چیست. یکی از همکاران در تیم طراحی محصول، یک راه‌حل جالب پیدا کرد: یک لیوان یک‌بار مصرف را نصف کرد و کنار هر ظرف چسباند. قاشق مخصوص هر پودر را در آن لیوان قرار داد تا هم مشخص باشد که در هر ظرف چه چیزی است و هم قاشق‌ها در پودر مدفون نشوند. یک تغییر کوچک، اما فوق‌العاده کاربردی.طراحی در خدمات و پشتیبانیدر بخش خدمات، یک چالش اساسی داشتیم. برخی کاربران هنگام واریز ارز به مشکل برمی‌خوردند. روند حل این مشکل پیچیده بود: ابتدا باید به پشتیبانی پیام می‌دادند، سپس فرمی را پر می‌کردند. ما این فرآیند را بازطراحی کردیم و آن را به یک فلو در سایت تبدیل کردیم. نتیجه؟ کاربران سریع‌تر مشکل‌شان را حل می‌کردند و تیم پشتیبانی وقت بیشتری برای مسائل مهم‌تر داشت.طراحی در فضای کاریحتماً برایتان پیش آمده که در اتاق جلسات، به دنبال کنترل کولر گشته باشید. در شرکت ما هم این اتفاق مدام تکرار می‌شد. یکی از همکاران در تیم طراحی محصول پیشنهاد داد که کنار هر اتاق جلسه یک سبد کوچک برای کنترل کولر نصب کنیم. از آن روز به بعد، دیگر کسی به دنبال کنترل سرگردان نبود.یا در مورد اتاق‌های جلسه، همیشه تنظیمات اولیه کامپیوتر وقت زیادی از جلسات می‌گرفت. تصمیم گرفتیم که در هر اتاق جلسه، یک کیس و کیبورد اختصاصی قرار دهیم و همچنین هر اتاق، یک ایمیل مخصوص خودش داشته باشد. این‌طور دیگر نیازی نبود که هر بار افراد با اکانت‌های شخصی وارد شوند و وقت جلسه به کارهای حاشیه‌ای تلف شود. برای رزرو اتاق‌ها هم یک سیستم ساده ولی هوشمند طراحی کردیم: کافی بود در تقویم گوگل، جیمیل مخصوص هر اتاق را دعوت کنیم، تا همه بدانند که آن اتاق در آن ساعت رزرو شده است.طراحی در سطح سازمانارتباطات بین تیمی همیشه یک چالش است. وقتی نیروی جدیدی به شرکت اضافه می‌شد، اطلاعات مورد نیاز را باید از چند نفر مختلف می‌گرفت. پس یک چک‌لیست آنبوردینگ طراحی کردیم تا مسیر ورود افراد جدید به سازمان شفاف‌تر و منظم‌تر شود.علاوه بر این، گاهی پیدا کردن شماره تماس یا ایمیل همکاران زمان‌بر بود. برای حل این مشکل، یک شیت دفترچه تلفن برای کل سازمان ایجاد کردیم تا اطلاعات تماس همه در یک‌جا باشد. تغییراتی ساده، اما با اثرگذاری بالا.طراح محصول؛ حل‌کننده‌ی خلاق مسائلهمه این مثال‌ها نشان می‌دهند که طراح محصول فقط محدود به طراحی رابط کاربری یا تجربه کاربری نیست. هر جایی که تجربه‌ای وجود داشته باشد، یک طراح محصول می‌تواند با خلاقیت خود، مشکلات را حل کند. از فرآیندهای داخلی سازمان گرفته تا چالش‌های روزمره در محل کار.پس شاید بهتر باشد از این به بعد، به طراح محصول فقط به‌عنوان کسی که یک اپلیکیشن طراحی می‌کند نگاه نکنیم. بلکه او کسی است که تجربه‌ها را طراحی می‌کند؛ تجربه‌هایی که زندگی را ساده‌تر، روان‌تر و بهتر می‌کنند.</description>
                <category>Sara Ghasemi</category>
                <author>Sara Ghasemi</author>
                <pubDate>Sun, 09 Mar 2025 22:24:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا کاربران کارهای عجیب می‌کنند؟! درس‌هایی شگفت‌انگیز از تست‌های UX</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.gh1997sp/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-ux-ew1eahgfvfpi</link>
                <description>هر زمان که تست کاربردپذیری می‌گیرم یا ویدیوهای ضبط‌شده کاربران را نگاه می‌کنم، یک سری کشف تازه می‌کنم که گاهی اوقات برایم عجیب است! اما از وقتی که برای یکی از این کشفیات در دنیای تست محصول دیجیتال، مثالی واقعی پیدا کردم، موضوع برایم جذاب‌تر شد. و به فکر فرو رفتم و با کمک هوش مصنوعی مثال‌های دیگری هم پیدا کردمدوست دارم بعضی از این مثال‌ها را برایتان بنویسم. لازم می‌دانم که به این نکته هم اشاره کنم، این متن را با مشورت کامل و مرحله به مرحله با هوش مصنوعی نوشتم.۱. کاربران مثل رانندگان رفتار می‌کنندهمه‌چیز از یک تست کاربردپذیری ساده شروع شد. کاربران باید یک کار مشخص را انجام می‌دادند، اما چیزی که توجهم را جلب کرد، این بود که تقریباً هیچ‌کدام به بنرهای تبلیغاتی پر زرق و برق توجهی نداشتند. در عوض، وقتی یک پیام ساده و کاربردی روی صفحه نمایش داده می‌شد، سریع آن را می‌خواندند و بر اساس آن عمل می‌کردند.این رفتار مرا یاد یک تجربه‌ی آشنا در خیابان انداخت. هنگام رانندگی، توجه ما به علائم راهنمایی و رانندگی است، نه به بیلبوردهای تبلیغاتی کنار جاده. چرا؟ چون ذهن ما هنگام رانندگی روی هدفی مشخص متمرکز است—رسیدن به مقصد، پیدا کردن مسیر درست، رعایت قوانین. بنابراین، اطلاعاتی را که به این هدف ربطی ندارند، به‌صورت ناخودآگاه نادیده می‌گیریم.کاربران دیجیتال هم دقیقاً همین کار را می‌کنند. وقتی در حال انجام یک کار مشخص هستند—مثلاً خرید ارز—فقط اطلاعاتی را پردازش می‌کنند که مستقیماً به این کار مرتبط باشد. تبلیغات چشمک‌زن و عناصر اضافی، درست مثل بیلبوردهای جاده، در پس‌زمینه‌ی ذهنشان قرار می‌گیرد. اما پیام‌های راهنما و اعلان‌های مهم، مثل تابلوهای راهنمایی و رانندگی، بلافاصله پردازش و درک می‌شوند.این رفتار به اصل Recognition Rather than Recall از اصول نورمن مرتبط است.۲. میانبرها همیشه محبوب‌اندیکی دیگر از رفتارهای جالبی که در تست‌های کاربردپذیری مشاهده کردم، نحوه ورود کاربران به حسابشان بود. وقتی کاربران می‌خواستند یک معامل انجام دهند و متوجه می‌شدند که وارد حساب کاربری‌شان نشده‌اند، انتظار داشتم روی دکمه‌ی ورود و ثبت‌نام کلیک کنند، چون این دکمه بزرگ و زردرنگ بود و مستقیماً آن‌ها را به صفحه‌ی ورود هدایت می‌کرد. اما بسیاری از کاربران به جای این کار، اول روی لوگوی سایت کلیک می‌کردند، به صفحه‌ی اصلی برمی‌گشتند و از آنجا روی دکمه‌ی ورود می‌زدند—یک کلیک اضافه!این دقیقاً شبیه همان مسیرهای میانبری است که در پارک‌ها می‌بینیم؛ مسیرهای خاکی باریکی که مردم به جای پیاده‌روهای سنگفرش‌شده انتخاب می‌کنند. در نگاه اول، عجیب به نظر می‌رسد، چرا کسی باید مسیر طولانی‌تر را انتخاب کند؟ اما در واقع، دلیل این رفتار «عادت ذهنی» است.کاربران در ذهن خود یک الگوی مشخص برای ورود به حسابشان دارند: «برای ورود باید به صفحه‌ی اصلی بروم.» همین الگوی ذهنی باعث می‌شود که حتی وقتی یک مسیر مستقیم‌تر وجود دارد، همچنان مسیر آشناتر و راحت‌تر را انتخاب کنند. این رفتار به اصل Flexibility and Efficiency of Use از اصول نورمن مربوط می‌شود.۳. انتظار، قاتل تجربه‌ی کاربریوقتی صفحات سایت کند و سنگین بودند و بارگذاری آن‌ها طول می‌کشید، کاربران خیلی زود از انجام کارشان منصرف می‌شدند. مثلاً اگر قصد واریز تومان داشتند اما چند ثانیه منتظر می‌ماندند، بعضی‌ها صفحه را می‌بستند و بعداً امتحان می‌کردند، یا حتی به سراغ مسیر دیگری برای واریز تومان می‌رفتند.این رفتار کاملاً برایم آشنا بود. وقتی برای خرید به یک فروشگاه می‌روم و می‌بینم که صف صندوق طولانی است، معمولاً از خرید منصرف می‌شوم یا به سراغ فروشگاه دیگری می‌روم که انتظار کمتری داشته باشد. این یعنی انتظار بیش از حد، باعث از دست رفتن کاربران می‌شود. درست همان‌طور که یک فروشگاه با صف طولانی مشتریانش را از دست می‌دهد، یک اپلیکیشن یا وب‌سایت هم با صفحات کند و سنگین، کاربرانش را فراری می‌دهد. در دنیایی که همه به دنبال سرعت و راحتی هستند، طراحی تجربه‌ای سریع و بی‌دردسر، یک ضرورت است.این رفتار با اصل User Control and Freedom نورمن هم‌خوانی دارد.۴. عادت‌ها ما را هدایت می‌کنندیک مشاهده‌ی دیگر در تست‌ها مربوط به پر کردن فرم‌های ثبت اطلاعات بود. در بعضی از فرم‌ها، برخی از فیلدها اختیاری بودند و کنارشان نوشته شده بود «اختیاری»، اما کاربران همچنان همه‌ی فیلدها را پر می‌کردند، حتی وقتی نیازی به این کار نبود مثل وقتی که دکمه فقط برای عده کمی از کاربران گذاشته شده بود مثل «فقط به شماره شبا دسترسی دارید؟» در تصویر.این رفتار به نظرم آشنا آمد، چون بارها در زندگی روزمره اتفاق می‌افتد:وقتی خانه‌مان را عوض کرده‌ایم، اما ناخودآگاه به آدرس قبلی می‌رویم.وقتی دکمه‌ی آسانسور را طبق عادت اشتباه می‌زنیم.وقتی همیشه از یک خط مترو استفاده کرده‌ایم، و یک روز که مسیرمان فرق دارد، باز هم سوار همان خط می‌شویم.این نشان می‌دهد که عادت‌های ذهنی، تأثیر بسیار زیادی در تصمیم‌گیری‌های ما دارند. در دنیای دیجیتال، کاربران اغلب بدون فکر کردن تصمیم می‌گیرند و براساس الگوهای ذهنی گذشته‌شان رفتار می‌کنند. طراحی خوب باید این عادت‌ها را درک کند و به جای تغییر آن‌ها، از آن‌ها استفاده کند.۵. نشانه‌های بصری قوی‌تر از کلمات‌انددر یکی از تست‌ها، دکمه‌ی «راهنما» در صفحه‌ی واریز وجود داشت. با اینکه توضیحات لازم در قسمت راهنما نوشته شده بود، بسیاری از کاربران به‌جای خواندن آن، روی آیکون پشتیبانی کلیک می‌کردند و مستقیماً وارد چت می‌شدند.این رفتار مشابه زمانی است که در یک مرکز خرید به دنبال سرویس بهداشتی می‌گردیم؛ معمولاً به جای خواندن تابلوهای نوشتاری، به دنبال نماد دستشویی می‌گردیم و سریع‌تر مسیر را پیدا می‌کنیم. چرا؟ چون پردازش نمادها برای مغز ساده‌تر است.در طراحی باید به این نکته توجه کرد: کاربران بیشتر به نشانه‌های بصری توجه می‌کنند تا متن. بنابراین، اگر می‌خواهیم پیامی را سریع و مؤثر منتقل کنیم، بهتر است از نشانه‌های آشنا و بصری استفاده کنیم، نه صرفاً متن‌های طولانی.استفاده بیشتر از آیکون‌های آشنا نسبت به متن به اصل Visibility of System Status مرتبط است.۶. چرا کاربران روی چیزهای کلیک می‌کنند که کلیک‌پذیر نیست؟در رفتار کاربران بارها دیده‌ام که کاربران روی عناصر غیرقابل کلیک، مانند تیترهای بزرگ یا تصاویر، کلیک می‌کنند و وقتی اتفاقی نمی‌افتد، گیج می‌شوند.این درست مانند زمانی است که در یک مرکز خرید به دنبال خروجی هستیم و به‌جای تابلوهای راهنما، از نور و فضای باز برای جهت‌یابی استفاده می‌کنیم. مغز ما به دنبال الگوهای طبیعی می‌گردد تا مسیر را مشخص کند. در وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها نیز اگر چیزی شبیه دکمه یا لینک باشد، کاربران انتظار دارند که کلیک‌پذیر باشد.کلیک روی المان‌های غیرقابل کلیک، مشابه اصل Match Between the System and the Real World است.۷. کاربران بعد از خطا، به جای اصلاح، راه جدیدی پیدا می‌کننددر تست‌ها دیده‌ام که وقتی کاربران با خطایی مواجه می‌شوند (مثلاً رمز عبورشان را اشتباه وارد می‌کنند)، اغلب به جای تلاش دوباره، روی «فراموشی رمز» کلیک می‌کنند، حتی اگر رمز خود را به خاطر داشته باشند.این رفتار مانند زمانی است که در خیابان به یک بن‌بست می‌رسیم؛ بسیاری از افراد به جای تلاش برای پیدا کردن راه اصلی، مسیر جدیدی را امتحان می‌کنند، حتی اگر طولانی‌تر باشد. کاربران دیجیتال نیز در مواجهه با موانع، معمولاً به دنبال راهی کم‌دردسرتر می‌گردند، حتی اگر بهترین گزینه نباشد.انتخاب مسیر جدید بعد از خطا به‌جای اصلاح خطا با اصل Help Users Recognize, Diagnose, and Recover from Errors در ارتباط است.۸. چرا چیزی که جلوی چشممان است، نمی‌بینیمدر تست‌ها بارها مشاهده کرده‌ام که کاربران به دنبال دکمه‌ای خاص می‌گردند، درحالی‌که همان دکمه دقیقا جلوی چشمشان است. مغز ما به‌طور ناخودآگاه اطلاعاتی را که شبیه تبلیغات است یا غیرضروری به نظر می‌رسد، فیلتر می‌کند. مثل دکمه استیکی «تایید و ادامه» که در زیر صفحه قرار داشت تا راحت‌تر بتوانند روی ان کلیک کنند اما خیلی از کاربران آن را نمی‌دیدند.اگر عینکی باشید حتما برایتان پیش آمده که دنبال عینک‌تان بگردید، درحالی‌که روی میز جلوی چشمتان است، یا چندین بار از جلوی فروشگاهی که دنبالش بودید عبور کنید، اما متوجه نشوید! در UX نیز اگر دکمه‌ای بیش‌ازحد بزرگ، رنگارنگ یا چشم‌گیر باشد، ممکن است کاربران آن را نادیده بگیرند، زیرا ذهنشان آن را در دسته‌ی «غیرضروری یا تبلیغات» قرار می‌دهد.۹. چرا کاربران از گزینه‌های پیش‌فرض استفاده می‌کنند، حتی اگر مناسب نباشد؟در یک تست، گزینه‌ی پیش‌فرض روش ارسال «ارسال فوری» بود که فقط تا ۸ شب امکان‌پذیر است. بیشتر کاربران بدون تغییر این گزینه، دکمه‌ی تایید را می‌زدند، حتی اگر گزینه‌ی پیش‌فرض برایشان مناسب نبود و ساعت فرضی تست ۱۰ شب بود.این رفتار شبیه پر کردن فرم‌های بیمه یا قراردادها است؛ اغلب افراد گزینه‌های پیش‌فرض را تیک می‌زنند، چون نمی‌خواهند تمام جزئیات را بررسی کنند. در طراحی تجربه‌ی کاربری، باید در نظر داشت که کاربران معمولا گزینه‌های پیش‌فرض را تغییر نمی‌دهند، مگر اینکه دلیل قانع‌کننده‌ای داشته باشند.۱۰. گاهی اعمال محدودیت کمک‌کننده‌استوقتی در فرم ورود شماره‌ی موبایل فقط اعداد پذیرفته می‌شود و با گذاشتن کیبورد عددی مخصوص اجازه‌ی وارد کردن کاراکترهای دیگر را نمی‌دهد، این یک «محدودیت طراحی‌شده» است که از اشتباهات کاربران جلوگیری می‌کند.این شبیه زمانی است که کلید اشتباهی را در قفل قرار می‌دهیم و وارد نمی‌شود، و در نتیجه، قفل خراب نمی‌شود.۱۱. رنگ‌ها و علائم به یاد می‌ماننداگر دکمه‌ی «ذخیره» در یک برنامه همیشه سبز باشد اما ناگهان قرمز شود، کاربر را گیج می‌کند، زیرا انتظار دارد که همیشه سبز باشد.در دنیای واقعی هم اگر درب فروشگاهی که همیشه به سمت داخل باز می‌شده، ناگهان برعکس شود، افراد بارها به اشتباه آن را هل می‌دهند. یا اگر علائم بازدارنده‌ی رانندگی به جای قرمز، سبز شوند، فاجعه رخ می‌دهد.نتیجه‌گیری: طراحی تجربه کاربری، طراحی رفتار انسان استمشاهدات من در تست‌های کاربردپذیری بار دیگر نشان داد که طراحی UX فقط درباره‌ی دکمه‌ها، رنگ‌ها و صفحات نیست. در واقع، طراحی تجربه‌ی کاربری یعنی درک عادت‌ها، نیازها و رفتارهای انسان‌ها.همان‌طور که در خیابان‌ها علائم راهنمایی را می‌بینیم اما بیلبوردها را نادیده می‌گیریم، در سایت‌ها هم پیام‌های کاربردی را می‌خوانیم اما تبلیغات را فیلتر می‌کنیم. همان‌طور که در پارک‌ها مسیرهای میانبر ایجاد می‌کنیم، در سایت‌ها هم به روش‌های آشنا و ساده برای رسیدن به هدف متکی هستیم. همان‌طور که از صف‌های طولانی فروشگاه‌ها فرار می‌کنیم، از صفحات کند و سنگین هم دوری می‌کنیم.اگر می‌خواهیم تجربه‌ای عالی برای کاربران خلق کنیم، باید ابتدا یاد بگیریم که رفتار آن‌ها را در دنیای واقعی ببینیم و درک کنیم. UX بیش از آنکه درباره‌ی طراحی دیجیتال باشد، درباره‌ی طراحی رفتار انسانی است.</description>
                <category>Sara Ghasemi</category>
                <author>Sara Ghasemi</author>
                <pubDate>Fri, 07 Mar 2025 19:00:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوست جدید هر طراح‌، هوش مصنوعی</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.gh1997sp/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-jexg4hulygtx</link>
                <description>میخوام با دوست جدیدم آشناتون کنم و از موارد استفاده‌اش در حین کارم براتون بگم.هر طراحی یک بار آرزو کرده «کاش یه دستیار یا کارآموز کنارم بودتا یه سری کارهای اولیه و مقدماتی رو انجام میداد.»یا حتی برای اینکه با هم ایده‌پردازی و مشورت کنن و خلاقیتشون شکوفا بشه.این روزها chat-gpt برای من حکم یه دوست و کارآموز رو پیدا کرده که در عین حال که برای طراح بودن زیادی نوپاست اما حرف‌های زیادی برای گفتن داره و همین حرف‌ها میتونه به یه طراح دید بازتری بده.از تکلف و زیاده‌گویی پرهیز کنم و برم سراغ اینکه چجوری شد که تو استفاده‌ی روزانه‌ام chat-gpt و Dall-E گنجونده شدن. نیاز به یک دستیار و یه سوال ساده که چطور میتونم از هوش مصنوعی به شکل دستیار استفاده کنم این جرقه رو زد. تو مطلب قبلیم در این مورد بیشتر نوشتم. اونجا درمورد ابزارهای مختلفی صحبت کردم.اما امروز بیشتر از قبل میخوام درمورد تجربه خودم توضیح بدم.تحقیق اولیه و بنچ‌مارکاین برام یه عادت شده که هر وقت کار جدیدی رو قبول می‌کنم یا تسک جدید سمتم میاد، میرم سراغ chat-gpt و شروع میکنم درمورد اون ازش پرسیدن و گاهی نظر خواستن، اکثرا این سوال که نمونه‌های موفق تو این حوزه رو بهم معرفی کن هم جزو سوالتم هست.بنچ‌مارک با چت جی پی تیخواستن نمونه دیزایننکته جالب اینه که chat-gpt حتی میتونه طراحی‌های دریبلی و بیهانسی مشابه رو براتون پیدا کنه و از این لحاظ یک بنچ‌مارک کننده نسبتا خوب محسوب میشه. دیگه از اونجا به بعد هم که توسط قسمت طراحی‌های مشابه دریبل و بیهانس قابل اکسپلور کردنه.درخواست طراحی گرافیکیو بخش بسیار پر استفاده و جذاب برای من اینه که وقتی برای طراحی‌هام نیاز به آیکون، وکتور یا عکس و بکگراند دارم از Dall-E تقاضا کنم. شاید در نهایت عکسی که میسازه خیلی فوق‌العاده نباشه اما معمولا وقتی ازش یه کار ساده و مینیمال می‌خواید هنر خوبی از خودش نشون میده و خروجی بهتری داره. من از اون حتی برای طراحی کاراکتر و لوگو هم استفاده کردم و بنظرم تو ساختن طرح‌های ساده‌تری مثل لوگو و کاراکتر حتی از ساختن پوستر و بکگراند قدرتمندتر عمل می‌کنه.برای اینکه طراحی قابل قبولی ازش بگیرید بهتره اول ازش بخواید در مورد اون موضوع فکر کنه و هر نکته مهمی هست بهتون بگه، بعد ازش بخواید مرتبط با اون تو استایل و رنگ و اندازه دلخواه شما، کاراکتر، بکگراند یا لوگو و غیره طراحی کنه. یکی دیگه از مهم ترین نکاتی که باید موقع پرامپت نویسی رعایت کنید اینه که با پرامپت خودتون نقادانه برخورد کنید و هر بار اصلاحش کنید. فراموش نکنید که هوش مصنوعی معمولا جملات منفی رو به درستی متوجه نمیشه:)اول یه سوال کلی بپرسید تا به موضوع فکر کنهیه مشکلی که با نسخه رایگان خواهید داشت اینه که هر ۱۲ ساعت ۳ تا خروجی عکس میده و اینو میشه با داشتن ایمیل‌های متعدد جبران کرد.یکی دیگه از ابزارهای رایگان هم میتونه adobe firefly باشه که در فهمیدن منظور و کانسپت موردنظرتون ضعیف‌تره ولی در ساخت طراحی گرافیکی عملکرد بهتری داره.نمونه استفاده برای طراحی کاراکترطراحی کاراکتر همای عسادت توسط dall-ECreate an image of Homa Saadat, in minimal, cartooni and cute style with big eyes and smile.نمونه استفاده برای طراحی لوگوبرای طراحی لوگو ممکنه به یه مشکلی بخورید و بهتون بگه من لوگو طراحی نمیکنم اما میتونید ازش بخواید یه طرح دو یا یک رنگ بسیار ساده بهتون بده که در این صورت خروجی خیلی شبیه لوگو خواهد بود. طراحی لوگو با dall-EI want a simple 2 colors style vector for a game studio, its name is Gamino. the color of it is orange and I want to use Pakman style for it.نمونه استفاده برای طراحی بکگراندبرای طراحی بکگراند پیشنهاد من Adobe Firefly عه چون میتونید استایل‌های مختلف عکس رو انتخاب کنید و خروجی مورد انتظارتون رو بگیرید اما dall-E هم ناامید کننده نیست. خلاقیتی نداره و باید خودتون براش کامل ایده رو توضیح بدین اما برای فکر کردن و مدل اجرایی نهایی کمکتون کنه و برای اینکه از طرحش به عنوان یه نمونه اولیه تو پروتوتایپ محصولاتون استفاده کنید، کاملا مناسبه.نمونه طراحی بکگراند با dall-ECreate an image of a human with a real face that photographed and some of technical elements and digital-style artificial intelligence entering his brain. a landscape ratio and minimal with a dark and simple background. I want this style is similar to my attachment.تحلیل UI با چت جی پی تییکی از بهترین تجربه‌هایی که میتونید داشته باشید وقتیه که وقتی فکر می‌کنید طراحی‌تون تقریبا نهایی شده، اون رو برای chat-gpt ارسال کنید و ازش بخواید کارتون رو توصیف کنه و نکات ux ای که میتونه برای بهبود پیشنهاد بده رو بگه. شگفتی رو اینجا متوجه خواهید شد که دقیقا مثل یک همکار (البته تازه کار و کمی خنگ) تحلیل و ایده مطرح خواهد کرد.پیشنهاداتش بهترین چک لیستیه که میتونید داشته باشید برا اتمام کار و سپردن اون دست تیم توسعه.توجه کنید تو این مورد اول پرامپتی که می‌نویسید حتما خودتون رو به عنوان طراح محصول معرفی کنید.توصیف gpt از UI فارسیAs a product designer I want you suggest some ux point to improve this user interface?ارور هندلینگ با هوش مصنوعیبرای دراوردن خطاهای ممکن تو یه فرم یا برای فیلدهای ورودی، Gemini به کمکتون میاد. رسیدن به تمام حالت‌های خطا برای هر طراح محصولی جای فکر و وقت گذاشتن زیاد داره ولی از اونجایی که هوش مصنوعی از نظر منطق قویه، با خیال راحت می‌تونید ازش کمک بگیرید.As a product designer I wanna error handling for this form, would you suggest all errors may have occurred?در پایان همه این‌ها شما می‌تونید برای بسیاری از مشکلاتی که در محیط کار با مدیر محصول یا برنامه‌نویس براتون پیش میاد از چت جی پی تی راه حل بخواید. جایگزین تراپی نمیشه اما کارتون رو راه میندازه:)</description>
                <category>Sara Ghasemi</category>
                <author>Sara Ghasemi</author>
                <pubDate>Thu, 27 Feb 2025 23:35:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمک به سردرگمی کاربر در خرید و فروش ارز دیجیتال: گوگل آنالتیکس در UX</title>
                <link>https://virgool.io/Tabdeal/%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%84%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-ux-lbrvcghgperi</link>
                <description>از مهم‌ترین مشکلاتی که کاربران صرافی ارز دیجیتال همواره مطرح می‌کنند این سوال است که «چی بخرم؟» و با اضافه شدن قابلیت فروش اهرم‌دار این سوال که «چه ارزی رو بخرم یا بفروشم؟»کمک به سردرگمی کاربر در خرید و فروش ارز دیجیتالبرای کاهش سردرگمی کاربران در مواجهه با این مشکل، از مراحل زیر در تیم توسعه محصول تبدیل استفاده کردیم:ایده‌پردازیبنچمارکطراحی UIچرخه تست و بازبینیفالوآپ نتایجدر ایده‌های مطرح شده، طراحی یک صفحه برای نمایش اطلاعات تکنیکال ارزها، نمایش ارزها براساس رشد و ریزش، نمایش پوزیشن‌های اهرم‌دار پرسود و ... مطرح شد.نمایی از ایده‌های مطرح شدهدر ادامه به فرایند طراحی برای تست ایده آخر یعنی «نمایش پوزیشن‌های اهرم‌دار پرسود» می‌پردازم.بنچمارکبا مشاهده لیدربورد صرافی‌های خارجی برای محصول فیوچرز، به ایده‌های متفاوتی برای طراحی کارت‌های برترین پوزیشن‌های اهرم‌دار رسیدیم.بنچمارک لیدربورد صرافی‌هاطراحی UIبرای طراحی رابط کاربری از المان‌های موجود در دیزاین سیستم استفاده کردیم. در ابتدا با رویکرد نمایش اسامی کاربران و نتیجه تجمعی معادلات کاربر بودیم اما محاسبات پیچیده‌تر مانع آن شد. تصمیم بر این شد که هر پوزیشن جداگانه محاسبه شود.چرخه تست و بازبینیسپس با برگزاری ۲ دوره تست در بین کارکنان تیم‌های مارکتینگ و پشتیبانی که خود معامله‌گر هستند، به دیدگاه‌ها و نتایج تغییر دهنده‌ای رسیدیم. در تست‌ها به این نتیجه رسیدیم که در صورتی که عنوان این فیچر، معامله یا پوزیشن باشد برای کاربر نامفهوم است و کلیک روی آن نیز کم می‌شود. با متن کاربران برتر اهرم‌دار تعداد کلیک افراد بیشتر شد، اما برای درست‌تر بودن اسم این فیچر را برترین معاملات کاربران گذاشتیم.برای حفظ حریم خصوصی اسم کاربرها نمایش ندادیم و در مصاحبه پس از تست کاربردپذیری هم به این نتیجه رسیدیم که دانستن اسم یا آیدی کاربر برای کاربران ضرورتی ندارد و مهم مشخصات پوزیشن است. بنابراین نمایش کد (همون کد دعوت کاربرها:) از اولویت خارج شد و عنوان هر کارت همان ارز دیجیتالی بود که پوزیشن روی آن باز شده بود و سمت لانگ یا شورت آن.فالوآپ میزان اثرگذاریبرای فالوآپ در نظر گرفتیم که با استفاده از ثبت ایونت در گوگل آنالتیکس (GA4)، تعداد کلیک‌ها و نرخ تبدیل از مرحله‌ای به مرحله دیگر را بسنجیم. ۷ درصد کاربرانی که روی یکی از کارت‌های برترین معاملات کلیک کرده بودند به خرید ارز در بازار معاملاتی رسیدند و ۳.۸ درصد هم به خرید آسان.نتایج کلیک کاربرها روی کارت برترین معاملاتهمچنین از افرادی که از طریق تب معامله اهرم‌دار در قسمت بازارها، روی یکی از کارت‌های برترین معاملات کلیک کرده بودند، ۴.۲ درصد به خرید ارز دیجیتال در بازار معاملاتی رسیدند و ۲.۵ درصد به خرید آسان.نتایج کلیک کاربرها در قسمت بازارها با توجه به اینکه این درصدها از درصد رسیدن کاربرها به خرید ارز اضافه کرد، نتیجه خوبی داشت اما برای اینکه میزان بازکردن پوزیشن را افزایش دهد باید تغییراتی در آینده صورت بگیرد که کاربران به بخش اهرم‌دار و اهرم آسان هدایت شوند. همچنین باید سنجیده شود که در مجموع این فیچر تاثیری روی افزایش درآمد از طریق خرید و فروش ارز دیجیتال در بازار و خرید آسان داشته یا خیر. و حتی می‌توان این که تاثیری روی افزایش تعداد بازکردن پوزیشن داشته را سنجید.</description>
                <category>Sara Ghasemi</category>
                <author>Sara Ghasemi</author>
                <pubDate>Mon, 17 Feb 2025 17:30:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از معاملات اهرمی تا سکوی پرتاب: خلق یک کپی با ارزش</title>
                <link>https://virgool.io/Tabdeal/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%B3%DA%A9%D9%88%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%84%D9%82-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-txpjwfz1qsmg</link>
                <description>با این باور شروع می‌کنم که: یک کپی خوب و مطابق با نیاز کاربر بسیار با ارزش‌تر از یک محصول کامل و پر از پیچیدگیه.معاملات اهرمی یا اهرم‌دار یا به بیان نوبیتکس و بورس ایران «معاملات تعهدی» سال‌هاست که در بازارهای مالی اقصی نقاط جهان کاربر دارن به خصوص در فارکس.داستان خلق یک کپی باارزش، اهرم آسان ما در صرافی تبدیل، پروژه معاملات اهرم‌دار رو سال ۱۴۰۱ در تیم توسعه استارت زدیم و بعد از پیاده سازی یک کپی کامل از بایننس و کوکوین در بکند، دیزاین اون رو شروع کردیم. با بهترین سرعت ممکن حدود ۴ماه درگیر بکند بودیم و حدود ۱ ماه دیزاین و ۱ماه فرانت اون طول کشید. محصولی که بالا اوکد برای تعداد کمی از کاربرها نمایش دادیم و استفاده ازش تا فروردین ۱۴۰۲ خیلی محدود بود. باگ‌هاش به مرور مشخص شد و تعداد کاربرها رو بیشتر کردیم اما کاربرهایی که واقعا بتونن این محصول پر از پیچیدگی رو یاد بگیرن و ازش مرتب استفاده کنن خیلی کم بود. این روند کج‌دار و مریز پیش رفت تا در نهایت به کل کاربرها دسترسی دادیم.اما تخمین درآمدمون رو نساخت. مارکتینگش رو گسترش دادیم و باز هم تعداد کاربرهای وفادارش خیلی بالا نرفت. محصول در بین یک قشر بزرگ کاربرها تبدیل به یک محصول یک بار مصرف شده بود که حاضر نبودن ازش به دفعات استفاده کنن. من میتونم اسم این روند رو شکست بذارم. ما تقریبا یک کپی بی ارزش یا لاقل خنثی داشتیم که هزینه‌های خودش رو درنیورده بود.گوش دادن به تماس‌های کاربرها و مصاحبه دقیق باهاشون رو در پیش گرفتیم. باهاشون تماس تلفنی برقرار کردیم و صداشون رو شنیدیم. نتیجه‌گیری نهایی ما این بود که کاربرها دنبال سود زیاد با روش راحت هستن.این رو ترجمه کردیم به ۴ تا خواسته:کارمزد کمتریادگیری و استفاده راحتاهرم بالاتر برای سود بیشترداشتن سیگنال روی ارزهابرای هرکدوم راه‌حل‌های مختلفی در پیش گرفتیم. اما برای استفاده راحت، نقش ما دیزاینرها پررنگ‌تر بود.همزمان با ما، معاملات تعهدی نوبیتکس هم بالا بود و به نظر در استقبال نمی‌رسید و کاربران مشترکمون در مورد اون هم نظر مثبتای نداشتن چون اهرم پایینی داشت، تعداد بازارهاش کم بود و استفاده از اون هم راحت نبود.اما مشاهده ما از صنعت این بود که سکوی والکس بسیار محصول ساده‌تر اما کاربردی‌تریه. توسعه اون قطعا روند کوتا‌ه‌تری رو طی کرده بود و فهمش برای کاربرها بسیار راحت‌تر بود تنها مشکلش این بود که قابل بسط دادن نبود. شخصی‌سازی در اهرم خیلی وجود نداشت. انتخاب‌ها محدود بود.سکوی معاملات والکسبعد از اوردن آموزش و تغییرات کوچیک برای ساده‌سازی محصول معاملات اهرم‌دار به این نتیجه رسیدیم که ما باید به کل به فکر یک محصول ساده اما قابل شخصی‌سازی باشیم. برای اینکه هزینه از دست رفته‌مون رو هم کم کنیم نیت داشتیم که کمترین تغییرات در کد بکند رو داشته باشیم و از بیس همه چیز رو عوض نکنیم. همچنین ما برای اینکه از والکس کپی کنیم، ۲ تا مشکل داشتیم. کد بکندمون نیاز به تغییرات زیادی داشت و عملا یه محصول جدید بود و کابرانمون به شخصی‌سازی علاقه زیادی داشتن و تو معاملات اهرم‌دار تجربه‌اش کرده بودن.بنابراین به ایده ترکیب خرید آسان و معاملات اهرم‌دار فکر کردیم.از بازار معاملات اهرمی تا اهرم آسانیه جورایی ما باید اجازه میدادیم با کمترین تعداد قدم، کاربرها بسته موردعلاقه خودشون رو بسازن. شاید یکم شبیه به ساخت بسته اینترنت و مکالمه در اپراتورها. بنابراین دست به کار شدیم و وایرفریم زدیم. با درنظر گرفتن پیش فرض‌هایی برای اهرم و حد سود و ضرر تونستیم تعداد مراحل الزامی رو کم کنیم و همینطور ریسک این محصول رو به میزانی که کاربرهای تازه‌کار انتظار دارن کاهش بدیم. یعنی کاربر لازم بود ارز موردنظرش رو انتخاب کنه و تعیین کنه که میخواد بخره یا بفروشه و بعد از اون فقط با وارد کردن مبلغ سرمایه‌گذاری میتونست وارد معاملات اهرمی بشه.بهبودهای بعدی اهرم آساندر مورد اینکه برای خواسته‌ی آخر کاربرها یعنی داشتن سیگنال روی ارزها چه فکری کردیم هم تو مطلب دیگه‌ای نوشتم.خوشحال میشم که نظرتون رو درمورد روند خلق شدن اهرم آسان بدونم.</description>
                <category>Sara Ghasemi</category>
                <author>Sara Ghasemi</author>
                <pubDate>Wed, 12 Feb 2025 14:08:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلق تجربه خوب ورود و ثبت‌نام</title>
                <link>https://virgool.io/dgshahr/%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D9%88-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85-s9abcqb4byn8</link>
                <description>تا حالا در چند تا سایت فروشگاهی ثبت‌نام کرده‌اید؟دقت کرده‌اید که می‌توانید ساعت‌ها بین محصولات سایت غرق بشوید و متوجه گذر زمان نشوید اما وقتی نوبت به ثبت‌نام و پر کردن اطلاعات می‌رسد، چقدر این کار به نظر سخت و زمان‌بر می‌آید؟آیا شده که در همین مرحله از سایت خارج شده باشید؟طراحی یک فرآیند ثبت‌نام و ورود ساده و روان برای سایت‌های فروشگاهی اهمیت زیادی دارد.بازطراحی ورود و ثبت‌نام فروشگاه  
برای بازطراحی فرم ثبت‌نام و ورود، لازم است به تمام جزئیات توجه کنیم. ابزارهایی مثل کلریتی یا هات‌جر می‌توانند به ما کمک کنند تا مشکلات موجود را شناسایی کنیم و تجربه کاربری بهتری ارائه دهیم. پیش از شروع بازطراحی، باید اشاره کرد که دیالوگ ورود و ثبت‌نام فروشگاه دیجی‌شهر نکات مثبتی داشت، مانند طراحی با توجه به فضای کیبورد، استفاده از کیبورد عددی، پذیرش اعداد فارسی و انگلیسی، جداسازی شماره تلفن برای اسکن راحت‌تر و پذیرش قوانین و مقررات به‌صورت جمله خبری به جای چک‌باکس‌. همچنین ارسال کد تایید ۴ رقمی برای کوتاه‌تر کردن مراحل ثبت‌نام، از دیگر ویژگی‌های مثبت آن بود. برای درک بهتر اثرات مثبت این نکات، می‌توانید مقاله «بررسی موردی طراحی Login Page پف‌فیلم» را مطالعه کنید.اما سؤال اصلی این است که چگونه می‌توانیم این تجربه را بهبود بخشیم؟برای پاسخ به این سؤال، ابتدا باید مشکلات موجود را شناسایی می‌کردیم.داستان اول: گیج شدن بین ورود یا ثبت‌نامدر فروشگاه دیجی‌شهر، یک دیالوگ برای هر دو فرآیند ورود و ثبت‌نام استفاده می‌شد. ترکیب این دو می‌تواند مزایای زیادی داشته باشد، از جمله یکدست بودن تجربه کاربری. با این حال، برای کاربرانی که تازه وارد سایت می‌شوند، ممکن است گیج‌کننده باشد. به‌عنوان مثال، ممکن است کاربر بپرسد: «آیا قبلاً ثبت‌نام کرده‌ام که این دیالوگ را می‌بینم و از من خواسته شده که شماره موبایلم را وارد کنم؟» یا «آیا قبلاً ثبت‌نام کرده‌ام؟ کدام شماره را باید وارد کنم؟» یا حتی کاربری که حساب دارد، ممکن است با این سوال مواجه شود: «آیا دارم دوباره ثبت‌نام می‌کنم؟ مگر من قبلاً حساب ندارم؟»تمام این ابهام‌ها را می‌توانیم با یک تیتر شفاف مثل «ورود یا ثبت‌نام» برطرف کنیم تا کاربر بداند که در مسیر اشتباهی قرار نگرفته است. پس از وارد کردن شماره تلفن و تشخیص اینکه کاربر با این شماره ثبت‌نام کرده یا خیر، تیتر دیالوگ به «کد تایید ثبت‌نام» یا «کد تایید ورود» تغییر می‌کند تا کاربر به‌طور واضح بفهمد در چه مرحله‌ای قرار دارد. این روش مطابق با اصل اول اصول ۱۰گانه نیلسن نورمن است.معرفی دیالوگ با تیترداستان دوم: مشکل در بستن دیالوگبیشتر کاربران وقتی بخواهند یک دیالوگ را ببندند، ناخودآگاه به دنبال آیکون ضربدر می‌گردند. در غیر این صورت ممکن است درک نکنند که چطور باید دیالوگ را ببندند. از طرف دیگر، وقتی کاربر در حال تایپ کردن کد است و انگشتش به بکگراند تار شده برخورد می‌کند، دیالوگ بسته می‌شود و این می‌تواند باعث اذیت شدن کاربر و حتی ریزش در مسیر ثبت‌نام شود. برای حل این مشکل، این دیالوگ به گونه‌ای طراحی شده که با کلیک روی بکگراند بسته نمی‌شود و تنها با کلیک روی آیکون ضربدر بسته می‌شود. این تغییر مطابق با اصل سوم نیلسن نورمن است که بر آزادی و کنترل کاربر در هر مرحله تاکید دارد.داستان سوم: مشکلات دریافت کد تاییدگاهی اوقات دریافت پیامک کد تایید به دلیل مشکلات اپراتورهای موبایل به تأخیر می‌افتد. بنابراین، کاربر پس از ۲ دقیقه انتظار و حتی زدن دکمه «دریافت مجدد»، ممکن است نتواند وارد حساب کاربری‌اش شود. در این شرایط، طبق اصل هفتم نیلسن نورمن، داشتن گزینه‌های جایگزین برای دریافت کد و ورود، به تجربه کاربری کمک می‌کند. به عنوان مثال، اضافه شدن گزینه «دریافت کد از طریق تماس» می‌تواند مفید باشد. اما اگر گزینه‌های «ورود»، «دریافت مجدد پیامک» و «دریافت کد از طریق تماس» به درستی اولویت‌بندی نشوند، ممکن است تجربه کاربری پیچیده شود. در حالی که بدون زدن دکمه «ورود»، صحت‌سنجی کد انجام می‌شود و در صورت صحیح بودن، ورود به سیستم اتفاق می‌افتد.بنابراین، در یک نمونه طراحی، دکمه «ورود» را حذف کردم و دکمه اصلی را «دریافت مجدد پیامک» قرار دادم. در نمونه دیگر، همچنان دکمه «ورود» وجود داشت و دو دکمه «دریافت کد با پیامک» و «دریافت کد با تماس» با اولویت یکسان در نظر گرفته شدند. نتایج تست‌های کاربردپذیری که در Maze انجام شد، نشان داد که در نمونه اول، نتایج کلیک و نرخ تبدیل بهتر بود. همچنین در تست‌های واقعی، از کاربران خواسته شد که پس از وارد کردن شماره و زدن دکمه دریافت کد تایید، در صورت عدم دریافت پیامک، «چه کار می‌کنید؟» در نمونه اول، بیشتر کاربران گزینه تماس را انتخاب می‌کردند، اما در نمونه دوم بیشتر روی پیامک کلیک می‌کردند و سپس به دنبال راه‌حل بعدی می‌گشتند. همچنین، کلیک روی کلمه «دریافت مجدد» که اصلاً قابل کلیک نبود، به وضوح یک اشتباه و گیج‌کننده بود.امکان دریافت مجد کد با تماسدر مجموع، در تلاش مجدد اول با فرض ارسال نشدن پیامک یا بن بودن شماره‌ای که از آن پیامک ارسال شده است، کد تکراری را با خط دیگری ارسال می‌کنیم که اگر هر دو پیامک با هم رسید کاربر گیج نشود که کدام کد را وارد کند و در تلاش‌های بعدی،  کد جدید ارسال می‌کنیم. همچنین با داشتن گزینه ارسال کد با تماس، گزینه جایگزین متفاوت دیگری هم خواهیم داشت.مراحل تلاش برای دریافت کدفرضیه‌سازیدر فاز اول، تغییرات در تیتر و نحوه بسته شدن دیالوگ اضافه شد و در فاز دوم ارسال کد با تماس اجرا شد.در پیگیری نتایج اجرای فاز اول تغییرات، به میزان سلامت مسیر ثبت‌نام و ورود توجه خواهد شد. پیش‌بینی می‌شود که میزان کلیک‌های اشتباه کاهش پیدا کند و در وضعیت بهینه، تعداد کلیک روی ورودی شماره موبایل، دکمه دریافت کد تایید و ورودی OTP نزدیک به هم باشند که به معنی بالا بودن نرخ تبدیل است.در تصویر زیر، نتایج کلیک در دو بازه یک هفته‌ای مقایسه شده و نشان می‌دهد که تعداد کلیک روی دکمه «دریافت کد» و ورودی شماره موبایل، به یکدیگر نزدیک‌تر شده است. بیشتر بودن تعداد کلیک روی دکمه به نسبت ورودی، که قبلاً اتفاق می‌افتاد، می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد:زدن دکمه بدون وارد کردن شمارهزدن دکمه در حالی که شماره فرمت صحیحی ندارد و کاربر متوجه خطا نشدهبرگشتن از مرحله وارد کردن کد، چون کاربر تصور کرده که کد مجدد ارسال خواهد شد.تغییرات کلیک‌های کاربر سهم کلیک روی ورودی OTP که هدف از این دیالوگ است بیشتر شده و به معنی کاهش اشتباهات در کلیک است.کاهش کلیک‌های اشتباهدر نهایت، طراحی یک فرآیند ساده و راحت برای ورود و ثبت‌نام می‌تواند تأثیر زیادی در موفقیت فروشگاه‌های آنلاین داشته باشد. وقتی مشکلات شناسایی شوند و تجربه کاربری بهینه شود، نه تنها رضایت کاربران افزایش می‌یابد، بلکه نرخ تبدیل هم بالاتر می‌رود. بنابراین، همیشه باید به جزئیات دقت کرد و با تست‌های واقعی، فرآیند را بهبود داد.</description>
                <category>Sara Ghasemi</category>
                <author>Sara Ghasemi</author>
                <pubDate>Mon, 30 Dec 2024 12:30:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تست، ستون طراحی محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.gh1997sp/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-iuvnewtazwuo</link>
                <description>می‌خوام اینطور شروع کنم که به نظر من تست یک ابزار نیست، بلکه یک طرز تفکر و نوع نگاه به جهانه. برای تست کردن اول از همه باید به قول خالق فیس‌بوک، بپذیرید که imperfection is perfect.بعد از اینکه تو جهان تست شروع به نفس کشیدن می‌کنید، باید مشخص کنید که با چه هدفی می‌خواهید تست کنید و تو چه مرحله‌ای تست رو انجام می‌دهید. من هدف از انجام تست رو بر ۳ قسم می‌دونم:1- تست کاربری: هدف، تست یک ایده و میزان پذیرش و اعتبارسنجی اون هست. برای این کار از پرسشنامه، مصاحبه، فوکس گروپ یا تست محصول، معمولا وایرفریم یا MVP استفاده می‌کنیم.2- تست کاربردپذیری: هدف، تایید طراحی و سنجش سهولت کار با محصول هست. تست با پروتوتایپ معمولا high-fidelity انجام میشه‌، اینجا گوریلا تست، تست آزمایشگاهی، تست‌ 5 ثانیه و A/B تست هم به‌کارمون میاد.3- پیدا کردن pain-point: هدفِ اون شناسایی مشکلات نسخه فعلی محصول هست. از تست محصول فعلی با روش‌های مختلف مثل گوریلا تست، تست آزمایشگاهی و مشاهده ویدئو ضبط شده کاربر و … می‌شه بهره برد.این‌ها فقط مثال‌هایی هستند برای اهداف مختلفی که از تست داریم، در نهایت شما طراح تست هستید و تصمیم می‌گیرید چه روشی متناسب با هدف شماست. اما قبل از اینکه تست رو نهایی کنید، حتما معیار و متریک سنجش تست رو تعیین کنید. در مورد معیارهای سنجش طراحی و محصول حتما تو مطالب بعدی خواهم نوشت. اما به عنوان مثال می‌تونم از نرخ کلیک، نرخ تبدیل conversion rate، زمان انجام تسک، نرخ خروج از صفحه، تعداد مراجعات پشتیبانی و … نام ببرم و بگم که هر کدوم جایگاه متفاوتی دارن و انتخاب معیار در نهایت با شماست.برای تست باید پرسونای هدف‌تون رو هم مشخص کنید. در مورد تست کاربری و شناسایی pain-point شاید محدودیت در دسترسی به کاربر وجود داشته باشه اما برای تست کاربردپذیری گاهی اوقات کاربر رو انتخاب می‌کنیم.در ادامه مطلب قصد دارم روش‌های تستی رو که خودم ازشون استفاده کردم با مثال زدن از مورد استفاده‌شون توضیح بدم:پرسشنامه - Surveyیکی از بهترین ابزارها برای تست اعتبارسنجی استفاده از پرسشنامه است. مثلا برای ایده‌ای که تو ذهنتونه یک پرسشنامه طراحی کنید. من خودم وقتی می‌خواستم مطمئن بشم که ایده و نیازی که در مورد سفر شناسایی کردم، مخاطب داره و نیازش وجود داره، یک پرسشنامه توی پرس‌لاین طراحی کردم.تجربه‌ی دیگه‌ای که در مورد طراحی پرسشنامه داشتم، سنجش میزان رضایت از یک محصول یا فلوی انجام یک اقدام در سایت بود که به NPS و CSAT معروف هستند. اولین بار این کار رو توی صرافی تبدیل برای خرید آسان انجام دادیم، در نهایت حجم زیادی دلیل برای رضایت و عدم رضایت از محصول خرید آسان جمع‌آوری شد؛ نتایج رو گروه‌بندی کردیم و به ترتیب اولویت به حل اون‌ها پرداختیم. البته در کنارش از مراجعات کاربران به پشتیبانی و همچنین تماس مستقیم با کاربرها هم بهره بردیم.همینطور برای تعیین مسیر توسعه کسب و کار و محصول، می‌تونید پرسشنامه‌ی نیازسنجی بازار یا market research انجام بدید. مثلا ما از این طریق فهمیدیم که محصول بعدیمون معامله اهرم‌دار باشه یا استیکینگ و اینطوری تمرکز تیم رو روی توسعه و نتیجه از یکی از این محصولات گذاشتیم.اینکه سوالات مرتبط با هر کدوم از پرسشنامه‌ها چی هستن و چطور بهتره بیان بشن، احتمالا سوالیه که الان براتون پیش اومده. می‌تونید با جستجو در گوگل و بهتر از اون صحبت با chat gpt یک پرسشنامه قابل قبول طراحی کنید، اما بیشتر از اون رو باید به تجربه سپرد.مصاحبه - Interview بعد از اینکه محصول جدید معامله اهرم‌دار رو برای گروهی از کاربرها رفتیم روی سایت، برای شناسایی مشکلات کاربر در این محصول، با گروهی از کاربرها مصاحبه تلفنی انجام دادیم و به این نتیجه رسیدیم که باید راهنمایی بیشتری در پیش رفتن مسیر تو گرفتن اعتبار و معامله قرار بدیم. دیالوگ‌هایی که بعد از اقدام کاربر بهش بگن مرحله بعدی چی هست، ویدئوهای آموزشی و سوالات متداول رو به بخش‌های مختلف محصول اضافه کردیم.مصاحبه با کاربر رو می‌تونید به شکل آنلاین یا حضوری هم برگزار کنید. مثلا برای شناخت نیازمندی‌های کاربر در مورد محصول خرید آسان، با چند تا از کاربرهای فعال‌مون از طریق گوگل میت مصاحبه کردیم و همزمان خواستیم با سایت هم کار کنند و اگر متوجه مشکل یا سوالی شدن بهمون بگن. این ایده که نمودار اضافه کنیم، ویدئو آموزشی بذاریم یا تب‌های جداگانه بذاریم برای انواع معامله خرید آسان‌مون رو با پرسشنامه و همین مصاحبه‌ها نیازسنجی کردیم.مراجعات پشتیبانی - Support reasonبا بررسی مراجعات کاربرها به پشتیبانی، به خیلی اطلاعات خوب و دقیق از نیاز کاربر و مشکلاتش دست پیدا می‌کنید. مثلا ما بعد از اینکه روزی واریز برداشت ارز یک سری تغییرات دیزاینی داشتیم از قبیل تغییر معماری اطلاعات صفحه و ساده‌تر شدن چیدمان، تعداد مراجعات قبل و بعد از تغییر رو مانیتور کردیم. همینطور تو مراجعاتی که پرتکرار تر بودن، کاوش کردیم تا بفهمیم باید اضافه کردن بخش سوالات متداول رو تست کنیم یا نه.تست تجربه‌نویسی - UX writingگاهی اوقات برای انتخاب اسم یک محصول یا فیچر یا حتی انتخاب عبارت یک دکمه، دچار سردرگمی زیادی می‌شید، اینجور مواقع تمام عبارت‌های موجود رو بنویسید و بهترین‌هاش رو برای تست با افرادی که آگاهی از این محصول یا فیچر ندارن، آماده کنید. از افراد مختلف، مثلا همکارانتون توی شرکت، بخواهید که هر عبارت رو بخونند و در مورد هر یک مفهومی که متوجه می‌شن رو توضیح بدن. ما برای قابلیت واریز direct debit این کار رو انجام دادیم تا سر آخر به کلمه پرداخت خودکار رسیدیم.تست Hallwayو اما گزینه مورد علاقه‌ی من! اغلب محصولات، فیچرها و ریدیزاین‌هارو تو فضای شرکت، معمولا با کارکنان مارکتینگ و پشتیبانی با یه لینک پروتوتایپ فیگما تست می‌کنم.این کار نه تنها کمک می‌کنه بفهمید که آیا مخاطب می‌تونه با محصول کار کنه یا نه؟ بلکه می‌تونه باعث بشه کارتون تکمیل‌تر بشه. مثلا متوجه بشید که کجا می‌تونه از نظر بصری بیشتر کار بشه، کدوم کلمه باید تغییر کنه یا حتی شاید بخشی از طراحی اشتباه کردید و نکته‌ای رو فراموش کردید یا یادتون بیاد که حالت و وضعیت خاصی رو باید دیزاین کنید‌.این تست کم هزینه و به‌شدت مفیده.مثلا در حین همین تست‌ها من متوجه شدم که تمام layoutهایی که برای صفحه خانه طراحی کردم به کار نمیاد، چند تا طرح جدید زدم و به مرور به یک اعتماد نسبی به طرحی که قرار بود دست دولوپر برسه رسیدم.یا تو ریدیزاین صفحات واریز و برداشت تومان متوجه شدم چه سوالاتی برای کاربر به‌وجود میاد که برخی‌شون رو باید تو writingها و برخی رو به شکل &quot;نکات مهم&quot; به صفحه اضافه کنم. البته برای تصمیم در این مورد، مراجعات و سوالات کاربران از پشتیبانی هم خیلی کمک کننده هست.تست کاربردپذیری Onlineگاهی اوقات بهتره کاربرهای واقعی تستر شما باشند. مثلا تو فلوی ورود و ثبت‌نام، در تست با کارکنان یک شرکت فنی، احتمالا هیچ مشکل خاصی رو شناسایی نکنید. یا در مورد فلوی احراز هویت (که مختص صرافی‌های ارزدیجیتاله) هر فرد فقط یک بار می‌تونه احراز هویت کامل انجام بده و در پایان هم فلو رو آموخته و اگر ازش بخواهیم برای بار دوم، احراز هویت رو با ما تستش کنه، برامون خیلی آورده‌ای نداره.برای تست این بخش، من از چند فردِ آشنا که تو سایت ما حساب نداشتن، خواستم تا به شکل آنلاین تو جلسه‌ای حاضر بشن، اسکرین‌شون رو با ما شیر کنن و بلند بلند در مورد اقدامات و احساسات‌شون موقع انجام ثبت‌نام و احراز هویت صحبت کنن.البته چون این افراد آشنا بودن، احتمال خطا رو داریم. در کل توی تست‌های کنترل‌شده این بایاس وجود داره که کاربر کمی متفاوت رفتار کنه یا مثلا ترس، عدم امنیت و عدم اعتمادش کمتر از حالت عادی باشه. ولی همین که شما به این خطاها آگاه باشید، کافیه. مثلا وقتی می‌دونید همچین احتمالی هست، اگر کاربر ازتون در مورد اعتماد سوال پرسید اینطور برداشت کنید که کاربرانی که پیشِ شما نیستند، به خاطر حس عدم اعتماد، فلو رو ترک خواهند کرد و باید تست کنید که چه جوابی ممکنه اون‌هارو متقاعد کنه.تست کاربردپذیری Guerillaاگر خواسته باشید محصول یا پروتوتایپی رو با کاربرها تست کنید، می‌دونید که پیدا کردن داوطلب تست، از بزرگ‌ترین مشکلات هست.یکی از راه‌های پیدا کردن کاربر اینه که توی یک محیط عمومی مثل کافه، مترو، حتی پارک از آدم‌هایی که به نظر میاد وضعیت آشفته‌ای ندارن، احتمال اینکه احساس ترس بهشون بدین کمه و عجله ندارند یا منتظر نشستند، بخواهید که ترجیحا با گوشی شما با محصول یا پروتوتایپ‌تون کار کنند. تو این تست‌ها باید حواستون باشه که نیازی به وارد کردن اطلاعات شخصی یا هرگونه اقدامی که احساس عدم امنیت بده، نباشه.برای اینجور تست‌ها بهتره زمان کوتاهی نیاز باشه و تسک و سناریوی تست رو از قبل برای خودتون واضح بنویسید و یک بار هم خودتون انجامش بدید.مثلا من برای موردکاوی شخصی خودم که ریدیزاین صفحه هوم‌پیج سایت رزرو وقت ملاقات با پزشک، به نام پزشکِ خوب بود، از چند نفر خواستم تا تو این سایت برای بیماری سنگ کلیه پزشک پیدا کنند. این تسک به اندازه کافی شفافه و اطلاعات شخصی هم ازشون نمی‌خواید.تست کاربردپذیری آزمایشگاهی - Lab usability testتست حضوری با کاربرها یک راه دیگه هم داره، اینکه با افراد مورد نظرتون تماس بگیرید، ازشون درخواست کنید در محل شرکتِ شما هر زمانی که براشون راحت‌تر هست حضور پیدا کنند و براشون هدیه و کد تخفیف محصول‌تون رو بفرستید، زمانی هم که اومدن یک یادگاری بهشون اعطا کنید.حتما درست پس از تماس‌تون آدرس و زمان رو بفرستید و اگر ایمیل دارید ازشون، کلندر کنید. یک روز قبل از جلسه تماس بگیرید تا مطمئن بشید میان و چند ساعت قبل هم مجدد پیامک یادآوری ارسال کنید یا حتی می‌تونید تماس بگیرید که مطمئن بشید مشکلی وجود نداره و آدرس هم براشون شفاف بوده.برای این کار احتمالا شما باید تماس‌‌های زیادی بگیرید، افرادی هستند که انقدر ناراضی‌ان که ممکنه پشت تلفن شروع کنند به انتقاد و طبعا حاضر نشن برای تست بیان. و در کل باید یادتون باشه که افرادی که قبول می‌کنن احتمالا تا اینجای کار یه سطح خوبی از رضایت رو تجربه کردند و همین منجر به خطا و بایاس داشتن تست شما می‌شه.ما این کار رو برای تست خرید ارز ترتیب دادیم، که البته وقتی متوجه شدیم برخی از کاربران‌مون تهران نیستن، از اون‌ها خواستیم به شکل آنلاین تو جلسه حاضر بشن. در نهایت این انتظار رو داشته باشید که تو هر مرحله تعدادی از داوطلبین ریزش کنند ولی با پیگیر بودن می‌تونید چند تا تست خوب رو رقم بزنید.تست A/B یکی از بهترین روش‌های تست ایده و طراحی، روش A/B هست. اگر تعداد زیادی کاربر دارید یا تو صنعتی فعایت دارید که هر روزش متفاوته و رفتار کاربرها هم متناسب با اون تغییر می‌کنه مثل بازارهای مالی و می‌خواهید تغییری در طراحی ایجاد کنید، بهتره که اون تغییر رو برای همه‌ی کاربرها نداشته‌باشید و گروهی رو به عنوان تست جدا کنید.برای اینکه بدونید چه عبارتی روی یک دکمه مناسبه، برای اینکه تست کنید آیا هدایت به مرحله بعدی رو با یک دیالوگ انجام بدین یا مستقیم بفرستید. برای اینکه بفهمید چه رنگی تو دیزاین و کجای اون بگذارید و ... می‌تونید این تست رو انجام بدین، اما حتما حواستون باشه که تنها یک تغییر رو جایز هستید که بین نسخه‌ها ایجاد کنید و بسنجید.و حتما معیار سنجش رو از قبل تعیین کنید و مطمئن بشید که راه سنجش اون رو دارید یا اگر لازمه راهش رو از قبل فراهم کنید.شاید نکاتی که می‌گم به نظرتون خیلی سده باشه اما همین ۳تا نکته باعث شدن که ما چند A/B تست ناموفق رو تجربه کردیم. اما در نهایت وقتایی که تجربه موفقی داشتیم واقعا نتیجه مثبت گرفتیم. مثلا با همین روش ارسال تصویر احراز هویت رو چند مرحله‌ای کردیم و در تست بعدی خیلی از توضیحات ارسال تصویر  رو حذف کردیم اما تاثیر منفی مشاهده نشد.روش A/B تست، خیلی وقتا برای حذف استفاده میشه چون تا وقتی یک سری توضیحات یا مراحل اضافه وجود دارند، کسی متوجه نمیشه که چقدر تجربه رو خراب می‌کنن و حتی خود کاربر هم ممکنه هیچ اشاره سمتقیم و غیرمستقیمی بهشون نکنه، اما وقتی برای گروهی حذف‌شون کنید و تاثیر منفی یا مثبتی نگذاره یعنی با خیال تخت حدفشون کنید و یک تجربه آسون جلوی کاربر بگذارید.تست ۵ ثانیه وقتی  بعضی صفحات مثل صفحه اصلی سایت یا بقیه لندینگ‌هایی رو که از طریق کانال‌های مارکتینگ یا سرچ گوگل کاربر میومد روشون، طراحی می‌کنم نمی‌تونم متوجه بشم که تو اولین نگاه چه چیزی داره جلب توجه می‌کنه؟ آیا کاربر به چیزی که دنبالش هست می‌رسه؟ آیا متوجه میشه موضوع و داستان این صفحه چیه؟برای تست اینجور صفحات، بهتره از تست مرسوم به ۵ ثانیه استفاده کنید. من با تصویر لندینگ مورد نظر، توی سایت maze لینک تست می‌سازم. ولی چون تا تصویر بخواد دانلود بشه زمان می‌بره، تست رو روی ۱۵ تا ۲۰ ثانیه تنظیم می‌کنم. تو این تست بهتره که تصویر بخش بالایی صفحه رو بگذارید مخصوصا اگر صفحه لندینگ بلند و بالایی دارید، بعدش سوال کنید که چه کلمه‌ای یا تصویری رو یادشون مونده؟ به نظرشون رسید که این سایت چه هدفی داره؟حتی می‌تونید دو تا طراحی متفاوت توی لینک تست‌تون داشته باشید تا در نهایت از تسترها بپرسید کدوم رو ترجیح میدهند؟تست مجازی پروتوتایپبرای تست با تعداد زیادی کاربر یا برای صرفه‌جویی تو زمان، می‌تونید از ساختن تست با پروتوتایپ فیگما توی سایت Maze استفاده کنید. اسم این تست تو سایت، SEQ هست. لینک پروتوتایپ رو از طریق یک پلاگین فیگما به سایت Maze وصل می‌کنید. فلوی درست رو با کلیک مشخص می‌کنید. در نهایت هم بهتره یک سوال در مورد سطح رضایت و یک سوال باز در مورد نظرات و ابهامات اون‌ها بپرسید.بهتره که فایل فیگمای جدیدی جدا از کل پروژه بسازید تا سریع لود بشه، موقع فرستادن لینک توضیح بدین که قراره انجام تست از تسترها چقدر زمان بگیره و برای کاربرهای هدف‌تون داخل یا خارج از سازمان لینک رو ارسال کنید.بعضی‌ها صرفا جهت کنجکاوی، به تست شما پاسخ خواهند داد، بعضی‌ها هم یار باوفای تست‌های شما خواهند شد. در نهایت به بخش report برید و تعداد مشارکت‌کنندگان، فلویی که کاربرها طی کردن، هیت‌مپ کلیک‌شون داخل هر صفحه و پاسخ به سوالاتی که پرسیدید رو مشاهده کنید و تحلیل کنید.من برای محصول جدیدی به اسم اهرم آسان، که قرار بود کاربرهای تازه‌کار اون رو بفهمن از این روش بهره بردم.تست Fake doorبا بنچمارک محصولات خارجی، ما به یک فیچر جدید توی معاملات اهرم‌دار رسیدیم به نام Reverse، شما با یک کلیک می‌تونستید جهت پوزیشن‌تون رو از خرید به فروش و بالعکس تغییر بدید.اما ما مطمئن نبودیم که کاربران‌مون این قابلیت رو می‌خوان یا نه و شک داشتیم که اسم اون رو می‌فهمند یا متوجه نخواهند شد.پس یک دکمه درست جایی که محصولات خارجی گذاشته بودن، به نام &quot;پوزیشن معکوس&quot; گذاشتیم که توی بکند دولوپ نشده بود. کاربرانی که روی این دکمه کلیک می‌کردن با توضیح این قابلیت و اینکه به زودی در اختیارشون قرار خواهد گرفت روبه‌رو می‌شدند و این دیالوگ دکمه‌ی &quot;به من اطلاع بده&quot; داشت. تعداد کلیک روی این دکمه رو نسبت به پوزیشن‌های باز کاربرها، بازدید صفحه و همینطور نسبت به میزان استفاده از یک فیچر دیگه تو همین بخش به اسم &quot;حدضرر و سود&quot;، سنجیدیم و فهمیدیم که می‌تونه کاربردی باشه و اون رو توی پلن اسپرینت بعدی بکند و اپ هم قرار دادیم.رصد Clarity/Hotjarداشتن این ابزارها روی سایت و اپ، یکی از ضروریات هر محصولیه. ما بارها با نگاه کردن چند تا ویدئو متوجه شدیم که مشکلی در ثبت‌نام وجود داره، مثلا کپچا مشکل پیدا کرده بود و کسی داشت با تعداد زیادی شماره، از ما otp ثبت‌نام می‌گرفت.یا مثلا فهمیدیم که تو فلوی احراز هویت‌مون برای برخی از کاربرها، اسکلتون جلوتر نمیره و صفحه لود نمیشه.در مورد یک محصول جدید هم فهمیدیم که کاربرهای جدیدتر به یک مانع توی بکند برمی‌خورند که تو فرآیند دولوپمنت دیده نشده بود و خطایی نشون نمی‌دادیم.یا مثلا از هیت‌مپ صفحه خانه، متوجه شدیم که برخی از بخش‌ها که فضای زیادی هم گرفتن خیلی کم کلیک می‌خورن، اسم یکی از بخش‌هارو تغییر دادیم و کلیک بیشتری گرفت، رنگ یک بخش رو هم عوض کردیم و در نهایت تصمیم گرفتیم بعضی از اسلایدرها رو با دکمه‌ی شورتکات جایگزین کنیم.با داشتن این ابزارها روی سایت و اپ‌تون، وقتی یک تغییری می‌دهید، می‌تونید همون موقع نحوه‌ی تعامل کاربر واقعی رو بدون بایاس‌های محیط کنترل‌شده و آزمایشگاهی مشاهده کنید و این خیلی می‌تونه برای یک طراح کمک‌کننده باشه.در آخر باید تشکر کنم که این مطلب رو مطالعه کردید و ازتون می‌خوام اگر تجربه‌ای دارید که حرف‌های من رو تایید یا رد می‌کند حتما تو کامنت‌ها به اشتراک بگذارید. اگر روش‌های دیگه‌ای رو می‌شناسید یا استفاده کردید هم بهم معرفی کنید.بخش مهم تست کردن، شناختن انسان و بایاس‌های خودمون و کاربران موقع تست و تعامل هست، پس تصمیم دارم تو مطالب بعدی در این مورد هم بنویسم. </description>
                <category>Sara Ghasemi</category>
                <author>Sara Ghasemi</author>
                <pubDate>Thu, 01 Aug 2024 00:07:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش مصنوعی، دستیار دیزاینر</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.gh1997sp/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B1-gsxr3onsuzrb</link>
                <description> در طی بیش از ۱ سالی که تب هوش مصنوعی داغ شده و هر جایی ممکنه اخبار اون رو ببینید، خیلی مقالات در مورد آیا هوش مصنوعی جای &quot;فلان شغل&quot; رو خواهد گرفت نوشته شده اما به نظر من بهتره دنبال تاپیک‌های چگونه از هوش مصنوعی در &quot;فلان تخصص&quot; استفاده کنیم باشید.ترجیح من اینه که از نگرانی سوال اول بگذریم و به سوال دوم بپردازیم. تو دنیای طراحی محصول هوش مصنوعی از طرق مختلف جای خودش رو باز کرده و من بنا دارم تو این مطلب بگم که خودم چه استفاده‌ای ازش کردم تا حالا.ساخت عکس و طرح گرافیکیبرای ساخت لندینگ و یک سری دیزاین‌ها که نیاز به عکس و طرح گرافیکی داشتم، با سایت‌های مختلفی که با نوشتن prompt عکس‌های مختلف می‌سازند کار کردم. شما ممکنه تو بخش community فیگما یا سایت‌های مختلف مثل freepik و unsplash عکس و وکتورهای مناسبی پیدا کنید اما وقتی عجله دارید استفاده از Dall-E و Adobe firefly رو خیلی توصیه می‌کنم.کافیه براش تمام جزئیاتی که میخواهید داخل عکس باشه بنویسید، استایل مورد نظر و حتی رنگ‌بندی انتخاب کنید. معایب این سایت‌ها اینه که برخی جزئیات ممکنه غیر واقعی بنظر برسند و معمولا برای وکتور و آیکون مناسب نیستند.تو مطالب خارجی Midjourney, Copilet رو هم پیشنهاد دادند که من نتونستم با توجه به تحریم‌ها ازشون استفاده کنم.تحقیق اولیه در مورد محصول و پرسونابرای اینکه مهم‌ترین عملکردهای یک محصول و پرسونای اون رو بشناسید، سریع‌ترین راه استفاده از Chat gpt هست. بهترین نوع promptنویسی هنگام چت با هوش مصنوعی اینه که ابتدای امر خودتون رو بهش معرفی کنید و هدف‌تون رو هم بگید. مثلا &quot;من یک طراح محصول در شرکت حوزه‌ی هنری هستم و می‌خواهم یک لندینگ برای انتشار فیلم طراحی کنم. فرض کن تو یک طراح محصول سنیور هستی و …&quot;و بعد سوالاتتون رو بپرسید. هر چیزی که به ذهن خلاق و کنجکاو یک دیزاینر می‌رسه رو بپرسید:به‌ نظر تو باید چی توی صفحه باشه؟از نگاه کاربر چی باعث میشه با دیدن لندینگ، جذب فیلم بشه؟دکمه‌ی call to action رو چی می‌تونیم بذاریم؟فیلم درباره‌ی مسائل خانوادگی و کمدی هست، به نظرت مخاطب چه پرسونایی داره؟رنگ و لعاب طرح چطور باشه؟و …هوش مصنوعی می‌تونه به عنوان یک همکار (تقریبا mid level رو به جونیور) کنارتون بشینه و با هم مشورت و حتی brainstorm کنید. مثلا بهش بگید: من نظرم اینه که صفحه باید اسکرول نخوره و یه عکس و یه پاراگراف توضیح و یه دکمه خرید بلیت داشته باشه، نطر من رو نقد کن و مزایا و معایب‌اش رو بهم بگو. و به نظرت چه چیزهای دیگه‌ای مهم هستن؟یکی از بهترین سوال‌هایی هم که می‌تونید در مورد محصولات مختلف ازش بپرسید این هست که به نظرت تو محصول x برای پرسونای y چه pinpointهایی وجود دارد؟و بخواهید که بهتون چند تا سایت که این مشکلات رو حل کردند مثال بزنه و حتی لینک‌شون رو بفرسته.از بین جواب‌های خودش ازش سوال بپرسید و مثلا بخواید یکی از موارد رو بیشتر توضیح بده. تحلیل و پیش بینی Focus areaسایتی به نام Clueify هست که می‌تونید تا چند روز ازش رایگان استفاده کنید. عکس طراحی‌تون رو براش آپلود می‌کنید و اون تحلیل می‌کنه که به نظر می‌رسه کدوم بخش‌ها بیشتر مورد توجه قرار خواهند گرفت. می‌تونید براش area تعریف کنید و دو تا نسخه رو با هم مقایسه کنید.نمونه تحلیل و پیش بینی Focus area با Clueifyهوش مصنوعی Clarityاگر از کلریتی استفاده کرده باشید، شاید بخش insightاش رو دیده باشید. تو این بخش می‌تونید نظر هوش مصنوعی مایکروسافت رو برای هر ویدئو یا به انتخاب خودتون برای چند تا ویدئو، مطالعه کنید. همین‌طور برای جمع‌بندی heatmap هم به کار میاد. فقط حواستون به فیلترها باشه، بهتره که یک صفحه به‌خصوص رو انتخاب کنید و زمان متناسبی رو فیلتر کنید که تغییرات دیزاینی و محصولی تو این بازه کم باشه.نمونه insightهوش مصنوعی Clarityو اما دیزاین با Framerمحیط فریمر درست مشابه فیگما هست و این کار با اون رو آسون می‌کنه. از همون ابتدای کار، مزیتی که نسبت به فیگما ارائه داد داشتن هوش مصنوعی بود. شما می‌تونید با نوشتن prompt و توضیح کامل پروژه‌تون، صفحات مختلف در قالب دسکتاپ، تبلت و موبایل تحویل بگیرید، اگر دلخواه‌تون نبود می‌تونید ازش بخواهید باز هم نمونه طراحی بزنه. هر بخشی از اون رو خواستید می‌تونید درست مثل فیگما تغییر بدین و این تغییر تو هر ۳ سایز اتفاق می‌افته.علاوه بر این یه بخشی داره که می‌تونید section مورد نظر خودتون رو پیدا کنید و به‌جای اینکه هر فریمی رو از ابتدا بسازید از این فریم‌های پیش ساخته استفاده کنید. برای نوشتن prompt چند تا نکته هست که بهتره بدونید.درست مثل chat gpt، با معرفی خودتون و عنوان اینکه فرض کن تو یک طراح محصولی شروع کنید. بعد با نوشتن توضیح بیشتر در مورد طرحی که میخواید، اینکه نوع صفحه چیه، مخاطب اون چه کسی هست و به چه موضوع و صنعتی ارتباط داره، ادامه بدین. می‌تونید از چنین قالبی برای promptنویسی استفاده کنید:You are a professional product designer.Design a [website type] website for [who]. Take into consideration their [context] and convey it with the design of the website.Website type= [Landing page]Who= [a new Mobile app called &quot;Expensify&quot;]Context= [This is a new mobile app that helps individuals track their expenses.]برای اطلاعات بیشتر درمورد Framer می‌تونید این ویدئو یوتیوب رو مشاهده کنید.با یک جستجوی سریع تو گوگل می‌تونید پلاگین‌های هوش مصنوعی مختلفی رو برای فیگما پیدا کنید که شاید به کمک‌تون بیان. این تجربه من از استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی بود. امیدوارم شما هم تجربیات خودتون رو تو بخش نظرات به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Sara Ghasemi</category>
                <author>Sara Ghasemi</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2024 23:51:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریدیزاین رزومه با شعار think again</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.gh1997sp/%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-think-again-hwuip0wmgsbw</link>
                <description>-: پورتفولیوت رو تو رزومه بذاری بهتره+: اون بالا یه دکمه سیاه گذاشتم، لینکشه!این یه مکالمه بین من و دوستم بود...درمورد دیزاین همه شنیدیم که سلیقه‌ایه اما یه اصل وجود داره اون هم اینه کهدیزاینی که نیاز به توضیح داشته باشه، دیزاین خوبی نیست!بنابراین من تصمیم گرفتم اسکرین شات رزومه‌ام رو برای چند نفر ارسال کنم و بپرسم تو ۵ ثانیه اول چی دیدن و چی تو ذهنشون مونده.و به طور خاص ازشون پرسیدم لینک پورتفولیوم رو هم دیدین؟با جواب نه روبرو شدم!پس یه چیزی غلط بود...شاید هم چیزهایی.نسخه  اول رزومهفرضیات من این بود که اشتباه تو یک یا هر سه تای ایناست:۱. توجه به پترن نگاه کاربر۲. رنگ‌بندی۳.دیزاین فضای خالی...۱. توجه به الگوهای نگاه کاربردر مورد این مسئله شاید خونده باشید، اگر نه حتما راجع بهش سرچ کنید. تو رزومه‌ی من که انگلیسی نوشته شده، میشه گفت پترن‌های چپ به راست کار می‌کنن پس اینکه لینک پورتفولیو رو سمت راست گذاشتم منجر به دیده نشدنش شده بود. پس جای لینک رو تغییر دادم.۲. رنگ‌بندیرزومه من به طور کلی از رنگ خاکستری و یک خط قرمز برای بولد کردن تجربه کاری، استفاده شده بود.رنگ خاکستری یک رنگ مرده و خنثی است و نمی‌تونه به خودی خود توجهی جلب کنه مگر اینکه هیچ رنگ دیگری تو صفحه نباشه تا فضا و layout به دیده شدنش کمک کنن که خب این اتفاق نمی‌افتاد. پس رنگ رو تغییر دادم.۳. دیزاین فضای خالیبه سبک نقاشان ژاپنی:) بهتره که به نگاه مخاطب فضا برای استراحت و به چرخش در اومدن بدین. وقتی همه چیز توی گرید و ستون‌‌های صلب قرار گرفته، رزومه شبیه روزنامه میشه. بهتره که اگر نیازه چیزی بیشتر دیده بشه، یک مقدار فضای خالی کنارش بذارید. مثلا با جابجایی لینک پورتفولیو، کنار اون و سابقه کاری‌ام یه مقدار فضا باز شد.درنهایت هم، لینک پورتفولیوم رو با رنگ‌های مختلف گذاشتم و از نسخه trial یکی از ابزارهای تست با هوش مصنوعی به اسم clueify استفاده کردم تا برام پیش‌بینی کنه که focus مخاطب کجا خواهد بود.  تست هیت مپ     و خب تصمیم من با توجه به این نتایج استفاده از رنگ نارنجی بود:)شما بودین اینجا چه رنگی استفاده می‌کردین؟ یا راه‌حل دیگه‌ای هم دارید؟نسخه اولیه و نهایی</description>
                <category>Sara Ghasemi</category>
                <author>Sara Ghasemi</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jul 2024 17:38:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دو روی سکه‌ی استخدام و مصاحبه در طراحی محصول</title>
                <link>https://virgool.io/Tabdeal/%D8%AF%D9%88-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B3%DA%A9%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-qrkzskrflr1k</link>
                <description>شاید شما هم تو وبینار و دوره‌های مختلف برای مصاحبه بهتر شرکت کرده‌باشید، یا شاید تو گوگل و یوتیوب سرچ کرده باشید تا نکات یه مصاحبه خوب رو کشف کنید.اما من وقتی برای اولین بار در نقش مصاحبه‌کننده قرار گرفتم تازه فهمیدم همه‌ی اون مطالبی که می‌شنیدم و می‌خوندم یعنی چی.داستان از این قراره که اگر بتونید خودتون رو بذارید جای کسی که میخواد استخدام کنه، متوجه میشید که چه نکاتی اصلی هستند و چه حرف‌هایی زوائد و فرعی.هر مصاحبه‌کننده‌ای هم حتما یه سری rule of thumb  برای خودش داره‌. مثلا برای من مهم نبود که داوطلب چقدر تجربه داره یا چقدر دانش فنی داره، به‌خصوص که بیشتر مصاحبه‌هام با افراد جونیور حوزه دیزاین بود، اما برام مهم بود که تحت تاثیرم قرار بده. مثلا برای من تحت تاثیر قرار گرفتن به این معنی بود که داوطلب بهم این حس رو بده که می‌تونم ازش یاد بگیرم و چیزی قراره به من و تیم و محصول اضافه کنه.برای اینکه بتونید این تاثیر رو روی مصاحبه‌کننده بذارید، باید تو لایه‌های مختلفی تعامل‌تون با استخدام‌کننده رو دیزاین کنید:)لایه اول، تاثیر خوب روی استخدام‌کننده تو نگاه اولی که به رزومه میندازهلایه دوم، نمایش تمام استعداد و علاقه‌تون با یه پورتفولیو جذابلایه سوم، شروع تاثیرگذار جلسه‌ی مصاحبه...بذارید این لایه‌ها رو باز کنیم و ببینیم که چطور تعاملی مدنظرمونه.لایه اول: رزومهشخصی که رزومه شمارو نگاه می‌کنه، احتمالا روزانه چند ده یا چند صد رزومه می‌بینه. مهم‌ترین قانون تعامل تو این مرحله (که از heuristicهای ux design هم هست) اینه که رزومه شما قالب خیلی متفاوتی نداشته باشه. استخدام‌کننده باید بتونه هر معیاری که داره، سریع تو رزومه پیدا کنه و تو ذهنش یه مقایسه عادلانه شکل بگیره. اگه مجبور باشه توی رزومه‌تون زیادی بگرده یا زیادی فکر کنه، کفه ترازوی رقبای شما سنگین‌تر میشه.شما باید مهم‌ترین معیارهای استخدام توی حوزه خودتون رو پیدا کنید. مثلا در مورد طراحی محصول تو اولین نگاه باید رزومه شما طراحی تمیزی داشته باشه و دقت خوبی به خرج داده باشید. آدمی مثل من رزومه‌تون رو رد می‌کنه اگر گریدبندی درستی نداشته باشه یا miss alignment  وجود داشته باشه.در دومین نگاه ما به دنبال سابقه شما هستیم، پس خیلی سر راست باید پیداش کنیم.کلمات کلیدی این حوزه رو حتما توی رزومه‌تون بنویسید و حتی بولد کنید یا با دیزاین فضای خالی و خطوط، طوری چشم رو راهنمایی کنید به سمت کلمات کلیدی و به خصوص مهارت‌ها یا تجاربی که شما دارید و دیگران ممکنه نداشته باشند، بره.همه این‌ها برای داوطلب استخدام، شاید ساعت‌ها زمان ببره. مثلا من خودم رزومه‌ام رو نشون خیلی‌ها دادم و نظرشونو پرسیدم، به‌خصوص دقت کردم که اولین چیزی که می‌بینن تو رزومه‌ام چی هست؟ چی یادشون میمونه؟ چقدر نگاهشون تو رزومه میچرخه؟ ولی برای استخدام‌کننده، کل رزومه شما شاید تو کمتر از ۱۰ ثانیه اسکن میشه. و رزومه‌ای برنده‌است که بتونه به کلیک روی پورتفولیو برسه!پس در نهایت به زبان ما ux designer ها یک رزومه خوب نیاز به CTAداره!از اونجایی که تعداد رزومه‌ها زیاده، استخدام‌کننده ممکنه پورتفولیو همه رو نگاه نکنه. شما برای convert شدن به این داوطلبین، باید قوانین اولیه رو برای ایجاد یه first impression خوب رعایت کرده باشید.لایه دوم: پورتفولیوداشتن یه پورتفولیو جذاب برای طراحان محصول، از اوجب واجباته اما هرگز تاثیر انتشار شات و کیس استادی رو توی دریبل و بیهانس دست کم نگیرید.یه وقتایی هست که استخدام‌کننده، آخر وقت میخواد چند تا رزومه ببینه و فرصت بررسی پورتفولیوهای متفاوت رو نداره چون هر قالب پورتفولیویی با دیگری متفاوته و نیاز به زمان گذاشتن و فکر کردن داره، اما به سادگی دریبل شمارو باز می‌کنه و در عرض چند ثانیه تمام استعداد، خلاقیت و مهارت‌های شما رو قضاوت می‌کنه!موقع باز کردن لینک‌ها تجربه من این بوده که گاهی بیهانس با اینترنت ایران دشوار باز میشه پس در کل بهتره که تو هر دو جا اکانت داشته باشید و تا جای ممکن به روزش کنید. به عنوان یک طراح محصول تازه‌کار بهتره که هم هنر و استعدادتون در طراحی UI رو نشون بدین و هم تجربه یا دانش‌تون در ریسرچ رو.بنابراین توی دریبل و بیهانس و پورتفولیوتون، شات‌های متنوع و باسلیقه بذارید و حتما حداقل یک کیس‌استادی داشته باشید.استخدام‌کننده وقت زیادی نداره که با همه رزومه‌هایی که به دستش میرسه مصاحبه کنه پس باید بتونه برای مصاحبه با شما دلایل کافی داشته باشه. افرادی که استعداد و مهارت‌شون هم در طراحی و هم در ریسرچ رو بهتر نشون بدن، قطعا ارجیحت دارن.لایه سوم: جلسه مصاحبهاول از همه می‌خوام یه نکته عجیب بگم، اگر مصاحبه‌کننده شما تازه کار باشه اون هم مثل شما استرس داره:)شاید حتی مصاحبه‌کننده‌های حرفه‌ای‌تر هم این استرس رو داشته باشن! خوشحال میشم اگر این مطلب رو میخونید و جهت استخدام، زیاد مصاحبه انجام دادید، در مورد بودن یا نبودن استرس نظر بذارید.این استرس طبیعیه چون ما هم می‌خوایم مناسب‌ترین کیس رو برای مجموعه پیدا و جذب کنیم.مصاحبه‌شونده هم که اگر استرس نداشته‌باشه عجیبه. پس اگر بعد از بارها و بارها مصاحبه دادن باز هم استرس داشتید بدونید که کاملا طبیعیه. اما یادتون باشه که احازه ندین استرس شما رو کنترل کنه. چرا که در صورتی که نتونید از پسش بربیاید، مصاحبه‌کننده قطعا تلاش می‌کنه با سوالاتش به استرس‌تون دامن بزنه و کنترل‌تون رو بهم بزنه. نه برای اینکه باهاتون دشمنی داره:)چون در آینده اگر استخدام شدید باید بتونید تو جلسات مختلف از طرح‌تون جلوی مدیران شرکت دفاع کنید و در عین حال فیدبک‌پذیریتون رو نشون بدین. اگر در ارائه خودتون و پورتفولیوتون که از مدت‌ها قبل فرصت داشتید براش تمرین کنید، نتونید استرس و احساساتتون رو کنترل کنید، استخدام کننده چطور باید بهتون اعتماد کنه؟پس قدم اول برای داشتن یک جلسه مصاحبه خوب، تمرین و تمرین و تمرینه!مثل یک بازیگر که قراره اجرای مونولوگ چند دقیقه‌ای داشته باشه ولی براش ساعت‌ها و روزها تمرین می‌کنه و روی تک تک حرکات صورتش هم تسلط پیدا می‌کنه.شاید براتون سوال باشه که چرا باید این کارو بکنید؟ این کار که شبیه نقش باز کردنه!چون شما فقط چند دقیقه فرصت دارید تاثیر خوبی بذارید تا مصاحبه‌کننده جذب ادامه حرف‌هاتون بشه. علاوه براین، در بهترین حالت شما فقط ۱ساعت زمان دارید تا تمام استعداد و مهارت‌تون رو منتقل کنید و نباید احساساتتون مانع این انتقال بشه. به‌خصوص تو جلساتی که یکی از افراد مصاحبه‌کننده از HR هست حتما حواستون به مدیریت احساسات و استرس‌تون باشه. مراقب تک تک جملاتی که به عنوان باید و نبایدهای خودتون یا محیط موردنظرتون اعلام می‌کنید باشید چون منابع انسانی تنها برای قضاوت روبه‌روی شما نشسته. چه بپذیرید چه انکار کنید، از نظر مصاحبه‌کننده‌ها هر جمله‌ی شما منعکس‌کننده اخلاق و شخصیت خودتونه.همه این‌هارو گفتم اما فوت کوزه‌گری جلسه مصاحبه رو گذاشتم برا آخرش.چطوری باید تو چند دقیقه اول تاثیر خوبی روی مصاحبه‌کننده بذارید؟اگر از ظواهر امر که آراستگی و سر وقت حضور پیدا کردنه بگذریم. در واقع شما مثل فردی هستید که دنبال سرمایه‌گذار برای طرحشه!پس از تکینک‌های ارائه آسانسوری بهره بگیرید.یه ارائه آسانسوری خوب، طوریه که تو ۱ دقیقه به ۴ تا سوال جواب بده.۱. شما کی هستید؟۲. چه کار می‌کنید؟ و چطور کار می‌کنید؟۳. چه چیزی شمارو از بقیه متمایز میکنه؟۴. چه تاثیری خواهید گذاشت؟بهتره که برای شروع داستان خودتونو بگید، حتی اگه لازمه اشاره کنید که از کودکی به هنر علاقه داشتید یا هر داستان دیگه‌ای که شما رو وارد این حوزه کرده و علاقمند نگهتون داشته. شما باید بتونید توجیه کنید که با علاقه این شغل رو انتخاب کردید و توی اون استعداد دارید.در ادامه باید بگید که در حین دیزاین چه پروسه‌ای رو طی میکنید و حتما حواستون باشه که مختص با اون شرکت و آگهی اون‌ها، به کلمات کلیدی و مراحل مرتبط اشاره کنید.اینکه شما به اصطلاح پای چه چیزی وایمیستید، تمایز شماست. مهم نیست که مورد پسند مصاحبه‌کننده باشه یا نه، این همون چیزیه که منِ مصاحبه‌کننده قراره در کار با شما، حتی اگر کم تجربه‌تر از من باشید یا تو خیلی ابعاد از منِ مصاحبه‌کننده توانایی کمتری داشته‌باشید، ازتون یاد بگیرم. شما قراره چه چیزی جز چرخوندن تسک‌های روتین به مجموعه اضافه کنید؟در آخر فراموش نکنید که شما قراره انتخاب کنید پس حتما یادتون باشه سوالاتی بپرسید که مصاحبه‌کننده مجبور باشه در جواب بهتون بگه اون‌ها چه چیزی به شما اضافه خواهند کرد.اگر نظر یا سوالی دارید خوشحال میشم برام تو کامنت‌ها بنویسید.</description>
                <category>Sara Ghasemi</category>
                <author>Sara Ghasemi</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jul 2024 15:45:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>