<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سارا پورنصرالله</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sara.pournasrollah</link>
        <description>Talent Acquisition Specialist</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 03:54:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/154896/avatar/oOS004.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سارا پورنصرالله</title>
            <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah</link>
        </image>

                    <item>
                <title>منابع انسانی تو سازمان چیکار می‌کنه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%87-ddlifa3ny5tw</link>
                <description>داستان واقعی منابع انسانی  📌 دوست دارم خیلی ساده اینو بهت بگم...تا اسم &quot;منابع انسانی&quot; یا همون HR میاد، خیلی‌ها فقط یاد فرم استخدام و قرارداد می‌افتن. بعضیا فکر می‌کنن HR فقط یه واحد اداریه که باید امضا جمع کنه و گزارش بنویسه. ولی واقعیت اینه که منابع انسانی یکی از مهم‌ترین ستون‌های هر سازمان موفقه. چون آدم‌ها هستن که سازمان رو می‌سازن، نه دیوار و تجهیزات.توی این مطلب، قراره خیلی ساده و خودمونی برات بگم که منابع انسانی دقیقاً تو یه شرکت یا اداره چیکار می‌کنه و چرا این‌قدر مهمه.✨ ۱. استخدام = پیدا کردن آدمای درست برای هر پوزیشنیکی از اولین و اصلی‌ترین کارهای HR، اینه که بفهمه سازمان به چه جور آدمی نیاز داره، بعد همون آدم مناسب رو پیدا کنه. این یعنی آگهی استخدام بذاره، رزومه‌ها رو بررسی کنه، مصاحبه برگزار کنه و در نهایت کسی رو انتخاب کنه که هم مهارتش خوبه، هم از نظر اخلاق و شخصیت، به تیم می‌خوره.مثل این می‌مونه که HR دنبال تیکه‌ی گم‌شده‌ی پازل بگرده که دقیقاً جا بخوره توی تیم.🎓 ۲. آموزش و رشد = کمک به پیشرفت آدماآدمی که وارد یه شرکت می‌شه، تازه اول راهشه. HR باید شرایط آموزش، یادگیری و رشدش رو فراهم کنه. چه مهارت‌های تخصصی باشه (مثلاً نرم‌افزار خاص)، چه مهارت‌های نرم مثل مدیریت زمان یا ارتباط مؤثر. چون یه کارمند قوی یعنی یه سازمان قوی‌تر.سازمانی که روی آموزش سرمایه‌گذاری نکنه، انگار داره با پای خودش عقب می‌مونه.📊 ۳. ارزیابی عملکرد = رشد، نه فقط نمره دادنبررسی اینکه هر کسی چطور داره کار می‌کنه، خیلی مهمه. ولی HR فقط دنبال این نیست که نمره بده یا کسی رو تنبیه کنه. هدف اصلی اینه که به آدم‌ها کمک کنه بهتر بشن. نقاط قوت و ضعف رو بشناسه و با برنامه‌ریزی درست، باعث پیشرفت شغلی و رضایت بیشتر کارمند بشه.یه HR خوب قضاوت نمی‌کنه، راه‌حل می‌ده و رشد می‌سازه.💡 ۴. ایجاد انگیزه = کارمند خوشحال، شرکت موفقانگیزه فقط به حقوق و پول نیست. خیلی وقتا یه تشویق ساده، یه فرصت رشد، یا حتی شنیدن حرفای یه کارمند، می‌تونه معجزه کنه. HR باید کاری کنه که کارمندا حس ارزشمندی، امنیت و پیشرفت داشته باشن.کارمندی که احساس رضایت و انگیزه نکنه، حتی اگه حرفه‌ای‌ترین باشه، کارش نتیجه نمی‌ده.🤝 ۵. مدیریت روابط = حل تعارض بدون دردسرهمه‌جا ممکنه اختلاف نظر پیش بیاد. وظیفه HR اینه که تو این مواقع وارد عمل بشه، بین افراد گفت‌وگو ایجاد کنه، و با بی‌طرفی، مشکل رو حل کنه. چه اختلاف بین هم‌تیمی‌ها باشه، چه با مدیر. ایجاد آرامش روانی توی محیط کار یکی از مهم‌ترین کارهای HRه.🌱 ۶. ساختن فرهنگ سازمانی = خلق یه حال خوب جمعیفرهنگ سازمانی یعنی &quot;حال و هوای کلی&quot; شرکت. یعنی چجور با هم حرف می‌زنن، رفتار می‌کنن، همکاری دارن. HR کمک می‌کنه که این فضا مثبت، امن، همراه با احترام و اعتماد باشه. اگه فرهنگ سازمانی خوب نباشه، بهترین استراتژی‌ها هم شکست می‌خورن.🧠 ۷. هم‌راستا کردن آدم‌ها با اهداف سازمانآخر سر، منابع انسانی فقط دنبال حل کردن مسائل روزمره نیست. بلکه باید آدم‌ها رو طوری مدیریت کنه که همه با هم تو مسیر هدف‌های بزرگ شرکت حرکت کنن. یعنی انرژی و توان آدما درست هدایت بشه.HR باید مثل فرمانده‌ای باشه که ارتش آدمای شرکت رو به سمت پیروزی هدایت می‌کنه🎯 جمع‌بندی: HR فقط یه بخش نیست، یه &quot;نیرو محرکه&quot; است.منابع انسانی قلب تپنده‌ی هر سازمانه. جاییه که آدم‌ها از اون نیرو می‌گیرن، رشد می‌کنن، و در کنار هم به موفقیت می‌رسن. HR خوب یعنی سازمانی پویا، زنده و روبه‌جلو.💬 حالا نوبت توئه...تا حالا تجربه خوب یا بدی با بخش منابع انسانی داشتی؟ به نظرت HR خوب باید چه ویژگی‌هایی داشته باشه؟ برام تو کامنت‌ها بنویس، خیلی دوست دارم بدونم نظر تو چیه 😊</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Fri, 23 May 2025 14:18:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رده پای منابع انسانی در کتیبه های تخت جمشید</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-ouaveaxdltrj</link>
                <description>✍️ نگاهی به تاریخ منابع انسانی؛ از تخت‌جمشید تا عصر دیجیتالراستش چند وقت پیش رفته بودم شیراز، بعدشم سری زدم به تخت‌جمشید.بین اون ستون‌های عظیم و سنگ‌نوشته‌های قدیمی، یه چیز حسابی توجهمو جلب کرد: لوح‌هایی که دقیق روی اون‌ها نوشته بودن کی چی کار می‌کنه، چقدر حقوق می‌گیره، حتی کی میره مرخصی!همون‌جا یه فکری اومد تو ذهنم:آیا  چیزی شبیه منابع انسانی تو اون دوران وجود داشته؟همین شد که نشستم این متن رو نوشتم؛ یه سفر ساده ولی جذاب، از زمان کوروش کبیر تا امروز، از تخت‌جمشید تا شرکت‌های امروزی با نرم‌افزار و جلسات انگیزشی!🏛 از کوروش کبیر تا دیوارهای تخت‌جمشیدداستان منابع انسانی، شاید فکر کنیم با استخدام و رزومه شروع شده، ولی واقعاً این‌جوری نیست!تو زمان هخامنشی‌ها، تو دل تخت‌جمشید، هزاران لوح گلی از دل خاک دراومده که توشون با جزئیات ثبت شده:اسم کارگرنوع کارشمیزان جیره یا حقوقش (مثلاً گندم یا شراب!)مرخصی برای زن باردار یا سالمندحتی نظم و نوبت در پرداختیعنی یه سیستم کامل از ثبت، مدیریت و رفاه نیروی انسانی بدون اینترنت و اکسس‌پروژه!از اون طرف، کوروش تو منشور معروفش (استوانه کوروش) گفته بود که مردم باید آزاد باشن، دین خودشونو داشته باشن، و کسی به بردگی گرفته نشه.این یعنی احترام به کرامت آدم‌ها، اونم تو ۲۵۰۰ سال پیش!🏭 حالا بپر جلو: انقلاب صنعتی و شروع ماجرای مدرنبا اومدن کارخانه‌ها تو اروپا، مردم ریختن سر کار... اما شرایط افتضاح بود!ساعت‌های طولانی، بدون حقوق درست، بدون امنیت شغلی.از همین‌جا کم‌کم پایه‌های چیزی که امروز بهش می‌گیم منابع انسانی، شکل گرفت.آدمایی مثل فردریک تیلور گفتن باید کارها علمی بشن؛بعداً هم التون مایو اومد گفت: &quot;آدم‌ها فقط ماشین نیستن، انگیزه دارن، احساس دارن!&quot;اینجا بود که &quot;مدیریت پرسنل&quot; کم‌کم تبدیل شد به چیزی فراتر: منابع انسانی، یعنی بخشی که نه فقط استخدام می‌کنه، بلکه تلاش می‌کنه آدم‌ها رشد کنن، راضی باشن، و بمونن.💼 دنیای امروز: منابع انسانی به سبک دیجیتالالان دیگه منابع انسانی یه بخش فانتزی نیست.شده بخش استراتژیک سازمان.شرکت‌هایی که به HR بها می‌دن، بهتر نیرو جذب می‌کنن، بهره‌وری بالاتر دارن، و آدم‌هاشون خوشحال‌ترن.چیزایی مثل:برند کارفرماییتجربه کارمندارزیابی ۳۶۰ درجهآموزش مستمرچابکی سازمانیتحلیل داده‌های منابع انسانیاومده وسط و منابع انسانی دیگه فقط درباره حقوق دادن و بیمه رد کردنی نیست! ایران و منابع انسانی؛ از سنت تا سیستمتو ایران قبل از مشروطه، همه‌چی سنتی بود. اصناف بودن، ارباب بودن، رعیت بود.ولی کم‌کم، با شکل‌گیری دولت مدرن و سازمان‌ها، استخدام رسمی، حقوق، آیین‌نامه، آموزش ضمن خدمت و... وارد بازی شد.بعد از انقلاب هم تمرکز رفت سمت گزینش و عدالت شغلی.ولی تو دهه‌های اخیر، مخصوصاً از ۱۳۹۰ به بعد، شرکت‌ها فهمیدن اگه می‌خوان جلو بمونن، باید به منابع انسانی جدی نگاه کنن.   پس:شروع کردن به طراحی سیستم‌های جذب هوشمندآوردن نرم‌افزارهای منابع انسانیتعریف مسیر شغلی برای کارمندااهمیت به فرهنگ سازمانیحتی دادن مرخصی تولد بچه و مزایای مدرن🧠 آخرش چی؟وقتی اون سنگ‌نوشته‌ها و لوح‌های قدیمی رو تو تخت‌جمشید دیدم، یه چیزی برام روشن شد: ما از هزاران سال پیش دغدغه‌ی کار، حقوق، رضایت، و نظم کاری رو داشتیم.الان هم فقط ابزارمون عوض شده: اون زمان لوح گلی بود، الان اکسل و نرم‌افزار و هوش مصنوعی!ولی اصل ماجرا همونه: آدم‌ها، کار، احترام و رشد.👀راستی خوشحال میشم نظراتتون رو برام بنویسین...</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Thu, 22 May 2025 17:42:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت قدردانی از کارکنان سازمان</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-vtefknsahbnf</link>
                <description>با توجه به مطالعاتی که انجام شده  قدردانی در محیط کار یا سپاسگزاری می تونه احساس خستگی و آشفتگی ناشی از کار زیاد رو کاهش بده و باعث شه که ارزش و اهمیت کار خودمون و دیگران راو بیشتر بدونیم.ابراز قدردانی به کارمند کمک می کنه تا نسبت به لحظه ای که در اون به سر میبره آگاه تر باشه.این آگاهی می تونه گفت و گوی درونی منفی در مورد مشکلات پیش اومده گذشته و نگرانی های آینده رو کاهش بده و تمرکز، حافظه، توانایی تصمیم گیری و روحیۀ کلی کارکنان رو بهبود ببخشه.مدیران می تونن برای ایجاد یک فضای روانی سالم در سازمانشون، از برنامه هایی که شامل رفتار ها و فعالیت هایی در جهت ترویج قدردانیه  استفاده کنن،رفتارهایی که شاخص قدردانی کارمند رو از طرف کارفرما دربربگیره، مثل هدیه دادن به کارکنان در مناسبت های مختلفی که ممکنه در طول زمان کاری هر فردی براش پیش بیاد مناسبت هایی مثل تولد ، ازدواج،ترفیع درجه ،اومدن از مرخصی که به دلیل بیماری بوده و هر روز خاصی در تقویم که به اون افراد ممکنه  مربوط بشه .به طور مثال اگه فردی در روز اول کاري خودش  ، با آماده نبودن ميز و حتي نداشتن يک قلم و کاغذ و در نهايت سيستم گرفته تا معرفی نشدن به اعضای  شرکت و مواردی از این دست مواجه شه  این اتفاق باعث به وجود اومدن دیدگاه های منفی وعدم تعلق خاطر در اون فرد میشه.معمولا در اکثر سازمان‌ها کمترين امتياز به شاخص قدرداني تعلق مي‌گيره.متاسفانه اين مشکل که در بعضی ازسازمان ها از اين کار کم‌هزينه و در عين حال مؤثر غفلت ميشه، واقعيت خيلي دردناکیه.سرمايه اصلي هر شرکتي نيروهای انسانی اون هستن، واين نکته که در بعضی از سازمان ها در روز اول کاري اون سازمان به نيروهای تازه کار خودشون  ولکام پک ميدن باعث رسوندن این موضوع به فرد تازه وارد می شه که اون سازمان برای نیروی خودش ارزش قائله و قطعا به فرد تازه وارد به این حس دست پیدا میکنه که احتمالا شرکت قدر سرمايه های خودش رو ميدونه.هنگامی که شخصی تازه به تيم اضافه مي‌شه پر از اضطراب و احساس‌هاي مختلفيه و ما در قبال تمام اين احساسات وظيفه داريم.به طور مثال چيدن ميز و نوشتن اسم روي ليواني که لوگوي شرکت رو داره ،‌ مي‌تونه مايه آرامش اون فرد باشه و به اون فرد اين حس خوب رو بده که درحال حاضر به صورت جدی به عنوان  بخشي از تيم پذیرفته شده.البته قابل ذکره که که اين‌ موارد  به تنهايي کافي نيست و اصل قضيه ،همکاري و همدلي با نيروهاي جديده.</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Tue, 03 Jan 2023 16:22:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فارغ التحصیلی ??‍♀️</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%BA-%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C-%EF%B8%8F-mft5l1ia64kj</link>
                <description>(فارغ التحصیلی )این روزا تقریبا اکثر هم سن و سالام عکسای فارغ التحصیلی شون رو همش استوری وپست  میکنن و میبینم که به خودشون تبریک میگن ...و واقعا متوجه نمیشم که چه تبریکی میتونه داشته باشه فارغ التحصیل شدن از یه دانشگاه اونم تو مقطع  کارشناسی ...حالا شاید من خودم ازین نظر برام عجیبه که حتی دانشگاهی ام که ازش فارغ التحصیل شدن دانشگاه خوبی ام نبوده و میشه گفت فقط یه موسسه غیرانتفاعی بوده ...ولی واقعا برام جالبه و دوست دارم بدونم که چه تبریک گفتنی داره آخه؟اما میدونین برای چی میخوام به خودم تموم شدن دوره کارشناسیم رو تبریک بگم؟برای این که من الان دیگه خیلی فرق میکنم با سارای چهارسال پیش نه فقط از لحاظ علم و دونستن جامعه شناسی بلکه برای اینکه تو این چهارسال درسایی از زندگی گرفتم و به قدری رشد کردم و ازون سارایی که چهارسال پیش بودم فاصله گرفتم که حتی برای خودم هم عجیبه و این تغییرات رو مدیون قبول شدنم تو رشته جامعه شناسی توی یه شهر دیگه ام ...و همچنان من معتقدم که چهارسال نه تنها زمان زیادیه بلکه میشه گفت چهار سالی که از ۱۸تا۲۲سالگی اتفاق میافته زمان خیلی خیلی تاثیرگذاریه و میتونه تجربیاتی  به یِ شخص بده که سال‌های سال بتونه ازش استفاده کنهاین تجربه ها چیزای مختلفی میتونن باشن که برای هرکسی میتونه متفاوت باشهدوران دانشجویی  برای بعضی ها میشه شیرین ترین دوران زندگیشون و برای بعضیاهم این شیرینی اونجوری که باید در نیومده و یه تلخی ایی تهش هست که بعضیا ازش فراری ان....و خب برای من خیلی شیرین بود هرچند که لحظه های سخت تو این دوران کم نداشتم شاید حتی بعضی اوقات پشیمون هم میشدم ازاینکه اومدم یه شهر دیگه و دارم درس میخونم ولی در نهایت برای من شیرینه شیرینه این خاطرات و البته یه بغضی ام سراغم میاد وقتی یاداین میافتم که همه اون لحظه ها تموم شده و دیگه قرار نیست برگردن:(چند تا نکته ای هست که اگه شماهم مثله من یه دانشگاه شهر دیگه قبول شدید و قراره برید اونجا به نظرم اگه بهش عمل کنید خوبه:معدلتون رو از همون اول بالا نگهدارید، ترم یکو دو بهترین ترم برای گرفتن نمره های خوبه چون درسا واقعا اسونه و اگه یخورده وقت بزاریدخیلی عالی میشه اما متاسفانه چون دیگه بچه ها فک میکنن که دیگه تو دانشگاه درس خوندن تموم شده اکثرا ترم های اول مشروط میشن:)درکنار درستون تفریح هم بکنید اینجوری نباشید که یا فقط تفریح یا فقط درس  یه برنامه ریزی بریزید قشنگ در طول هفته مختص درس باشه و اخر هفته هاهم مختص به گردش و ماجراجویی و خوش گذرونی:)سعی کنید از تک تک لحظه هاتون لذت ببرید حتی اون لحظه هایی که بعد سلف اومدید سر کلاس ساعت دو و به شدنت خابتون گرفته...الان که دارم اینو میگم از اعماق وجودم دوس دارم برگردم به اون لحظه ها:(و با همه دوست بشید ولی سعی کنید بهشون همون اول اعتماد نکنید اول خوبه خوب بشناسیدشون ولی بازهم بهشون اعتماد نکنید تاکیدمیکنم هیچوقت به هیچکس اعتماد نکنید حتی هم اتاقی تون حتی اون کسی که شما فکر میکنید بهترین آدمه:)و در اخر به نظر من نه فقط تو این دوران بلکه تو هیچ لحظه ای از زندگیمون نباید منتظر این باشیم که اون لحظه بگذره و اون اتفاق خوبه ک منتظرشیم بیاد سراغمون چون اون اتفاق خوب قرار نیست تو یک روز مشخص و ساعت معینی بیافته بلکه همون لحظه ای که تومنتظرشی داره اتفاق میافته و وقتی ازش بگذره یهو یادت میاد که عه اره چ لحظه خوبی بود و کاش دوباره برمیگشت...ساراپورنصرالله</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Wed, 03 Nov 2021 01:11:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بزرگ‌ترین درسی که کرونا بهم داد</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-mceomtkgt5hm</link>
                <description>(من و کرونا)بزرگ‌ترین درسی که کرونا بهم داد این بودش که همیشه ، همه چیز بر طبق اون چیزی که روال عادی و قابل پیش بینی ای برات بوده پیش نمیره گاهی اوقات جای خیلی چیزا و خیلی کارا و خیلی کسا ممکنه عوض بشه که هم میتونه مقطعی و دوره ای باشه و هم دائمی ...پس همیشه یادمون باشه که این ما نیستیم که اتفاقارو اداره میکنیم و بهشون دستور میدیم که چه موقع بیافتن چه موقع نیافتن،چون درست همون موقع که انتظارشون رو نداریم ممکنه بیانو یقمونو سفت بچسبن و بهمون نشون بدن که  رییس کیه !!قبل از اینکه کرونا بیاد به خاطر یه چیزایی ناراحت بودم ک در برابراتفاق هایی که بعد اومدن کرونا برام افتادن و مسیر زندگیمو عوض کردن نه تنها هیچن بلکه خنده دارم هستن ?ولی این نکته رو میخوام بگم که  همونطوری که حتما همتون تابه حال حداقل یک بار تجربه کردین. یه موقعیتی مثله همین کرونا پیش میاد و یهو همه چیز عوض میشه و  اتفاقایی میافتن که از نظر همه غیرممکن بوده ...این اتفاقا باعث شدن بفهمم همیشه اونجوری که میخای پیش نمیره بنابراین باید آماده باشیم همیشه باید آماده باشیم ، آماده انجام دادن هرکاری و آماده قرار گرفتن تو هر شرایطی باشیم   و اینکه هیچ وقتِ هیچ وقت کارامونو عقب نندازیم و نزاریمشون واسه فردا چون ممکنه اصلا فردایی وجود نداشته باشه یا اگه فردایی هم وجود داشته باشه دیگه ما نباشیم .اینوبدونین کهاین گردونی که  داره میچرخه همیشه به میل ما نمیچرخه اینو باید همیشهِ همیشه  یادمون بمونه!.و من باید یاد بگیریم... خیلی چیزارو باید یاد بگیرم ...چون خیلی راحت ممکنه یهو همه چی عوض بشه باید یادبگیرم آماده هر اتفاقی باشم تا اگه یهو اونچیزی که  نمیخواستم اتفاق نیافتاد هاج و واج نشینمو ندونم که قراره چیکار کنم و چیکار نکنم:)در نهایت همه این روزهای خوب یا بد  عالی یا معمولی میگذرن  ولی اخرش من  نفهمیدم اینکه هیچ چیزی موندنی نیست خوبه یا بد؟از تجربه هاتون و درس‌هایی که کرونا بهتون داد بهم بگید?</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Mon, 13 Sep 2021 02:49:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>*بیوگرافی اگوست کنت*</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%A7%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%86%D8%AA-dkryhc47cqlm</link>
                <description>اگوست کنت رو همگی با این موضوع میشناسن که کسی بوده که ابتدا واژه فیزیک اجتماعی و بعد از اون واژه جامعه شناسیو ابداع کرده و درکل میشه گفت هدف کنت افرینش یه علم طبیعی جامعه بوده که بتونه هم تحول گذشته بشررو تبیین کنه و  هم مسیر اینده اون رو پیشبینی کنه...در19 ژانویه 1798 و در ششمین سال جمهوری نوین فرانسه  اگوست کنت در مون پلیه به دنیا اومد و پدرش یک کاتولیک متعصب و یک سلطنت طلب محتاط بود ،پدر کنت از انقلاب بیزار بود اما این نکته رو فراموش نمی کرد که به هرحال داره در خدمت یک حکومت انقلابی کار میکنه ، حتی باوجود اینکه در اون دوره حکومت دچار طوفان سختی شده بود...اگوست کنت در نوجوانی نحیف و دچار انواع بیمار یها بود اما بااین وجود در دبیرستان شهرش دانش اموز برجسته ای بود که علاوه بر درسخوان و سخت کوش بودن بسیار شورشی و نافرمان بود...کنت از همون اوایل دوره دبیرستانش اعتقاد خانوادگی اش رو از دست داد و اعتقادی سرسختانه به جمهوری و ازادی پیدا کرد و همون موقع ها بود که در ازمون ورودی اکول پلی تکنیک نفر چهارم شد و در اونجا ادامه تحصیل داد مدتی اکول پلی تکنیک به خاطر اعتراض دانشجویان بسته موند و در این دوره کنت به تدریس خصوصی ریاضی می پرداخت ...و در تابستان سال 1817 بود که کنت با سن سیمون که در اون زمان مدیر مجله صنعت بود اشنا شد (سن سیمون مردی خلاق و پرثمر ولی بی نظم و اتشین مزاج بود )او در کنت استعداد ویژه ای برای انجام دادن کار منظم و با برنامه تشخیص داده بود و اینگونه بود که کنت دستیار سن سیمون شد...در سال 1824بود که سرانجام کنت رابطه اش رو با استادش بهم زد علت اصلی این نزاع گویا به خاطر اینبوده که سن سیمون و کنت درباره چگونگی انتشار مقالات کنت به توافق نرسیده بودن و سن سیمون مقالات کنت رو به اسم خودش منتشر میکرده و انتقاد های زننده ای از مقالات کنت میکرده و بعد از این بود که کنت استادش رو برای همیشه طرد کرد و در بعضی جاها گفته میشه که این درگیری هم علل فکری و هم علل مادی داشته و کنت از اینکه سن سیمون همچنان اون رو به عنوان مریدش میدید و نه یک همکار ازرده شده بوده ....بعد از اینها کنت در جهان روزنا مه نگاری ازادی خواهانه و نخبگان دانشمند اوازه پیدا کرده بود اما بااین وجود و حتی بااینکه نظام کنتی مورد قبول عام شده بود کنت که مبتکر این نظام بود هنوز بدون سمت و کرسی و حقوق ماهانه بود...در این زمان زندگی زناشویی کنت باعث شده بود تا کمی در زندگی اش احساس امنیت کند،او با زنی ازدواج کرد که در گذشته روسپی بود و در ان زمان مالک کتاب فروشی کوچکی بود ان دو بارها از هم جدا شده بودند و باز به یکدیگر برگشته بوند ....کنت بیشتر به کار تکمیل فلسفه اثباتی اش می پرداخت و زمانی که این کار به سرانجام رسید او کرسی ای رسمی برای تشریح نظریاتش نداشت وتصمیم گرفت که بطور خصوصی یک رشته سخنرانی برای یک جمع دستچین شده ترتیب بده و در اون گزیده ای از فلسفه اثباتی اش رو ارایه بده  و در همان زمان بود که کنت دچار بیماری روانی شدیدی شد و حتی تصمیم گرفت باانداختن خودش در رودخانه سن خودکشی کند که موفق نشد و با برگشت به زادگاهش بیماری اش رفته رفته بهتر شد ...کنت می کوشید تاشرایط لازم رو برای استواری جامعه فراهم کنه و معتقد بود که جامعه بشری باید باهمون روشی مورد بررسی قرار بگیره که در جهان طبیعی به کار برده می شه ...اگوست کنت علم اجتماعی نوینی را که تاسیس کرد نخست فیزیک اجتماعی نامید امااز انجا که تصور میکرد این اصطلاح او از سوی یک امار شناس اجتماعی دزدیده شده اصطلاح اجتماعی رو برای بررسی خویش ابداع کرد...علم اجتماعی مورد نظر کنت در روش های تجربی و مبانی معرفت شناختی و همچنین در کارکردهایش برای نوع بشر نیز از الگوی علوم طبیعی پیروی می کرد وهمچنین کنت در سال1848 و چند روزی بعد از رخداد انقلاب فوریه جامعه اثباتیان را بنیان گذاشت وسرانجام در 1857 به علت سرطان داخلی جان باخت...سارا پورنصرالله...</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jun 2021 01:50:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>*بیوگرافی امیل دورکیم*</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%85-z7gfrhg8pqsg</link>
                <description>بیوگرافی امیل دورکیمسلام به ویرگولی های عزیزم تصمیم گرفتم که هرچند وقت یکبار بیوگرافی یکی از جامعه شناس های مهم رو براتون بنویسم  امیدوارم که دوست داشته باشید منتظر نظرهای قشنگتون هستم:)امیل دورکیم یکی از جامعه شناس هاییه که حتما اسمش به گوشتون خورده ...ایشون 15 اوریل 1858 تو شرق فرانسه به دنیا اومدن ،خانواده دورکیم از تبار فقیهان ریشه دار کلیمی بودند و اون هم به پیروی از سنت خانوادگیش ابتدا تصمیم گرفته بود که یک فقیه کلیمی بشه ...اما در سن 13 سالگی بعد از کسب تاییدیه سنتی کلیمی تحت تاثیر یک معلم زن کاتولیک قرار گرفت و حتی مدتی هم دچار حالت های عارفانه شده بود و بر اثر این ماجرا ها بود که به کاتولیسیسم علاقه پیدا کرد.اما تو دوره دبیرستان دورکیم که نمیخواست استعدادهاش تو مدرسه ای کاتولیکی مذهبی( ولایتی)  به هدر بره ،برای ازمون مدرسه ای که مرکز سنتی تربیت نخبگان فکری فرانسه بود اسم نویسی کرد و بعد از 2بار عدم موفقیت تونست به این مدرسه ورود پیدا کنه و به خاطر سخت و کوشی و جدیت دورکیم در اون مدرسه بعضی از دوستانش و بعضی از استادها به او لقب فیلسوف داده بودن.دورکیم بعد از فارغ التحصیلی اش ناچار شده بود کارش رو به عنوان معلم فلسفه اغازکنه و از سال1882تا1887 در دبیرستان های اطراف پاریس تدریس میکرد.سرانجام دورکیم در سن 29 سالگی به عنوان یکی از چهره های خوش اتیه علوم اجتماعی و فلسفه اجتماعی شناخته شد، و بعد از این تونست جامعه شناسی رو به عنوان رشته ای دانشگاهی در دانشکده ادبیات دانشگاه بردو تاسیس کنه.از زندگی خانوادگی دورکیم اطلاعات زیادی موجود نیست اما او دو فرزند داشته و به نظر میرسد که همسرش خودش رو وقف کارهای دورکیم کرده بوده...سالهایی که دورکیم در بردو حضور داشت فعالیت های منحصر به فرد و چشمگیری انجام داد دورکیم در اون سال ها یک رشته مقالات انتقادی مهم از جمله نقد کتاب &quot;جامعه سنتی و جامعه نوین&quot; فردیناند تونیس رو منتشر کرد، سخنرانی های افتتاحیه درسهاش رو به صورت رشته مقالات به چاپ رسوند ، از رساله دکترایش به زبان فرانسوی و تحت عنوان &quot;تقسیم کار&quot;و همچنین از رساله لاتینی خود که درباره مونتسکیو نوشته بود دفاع کرد و دو سال بعد از اینها کتابهای &quot;قواعد روش جامعه شناختی&quot;و &quot;خودکشی&quot; اش به چاپ رسید ...اینگونه بود که دورکیم در صف مقدم جهان دانشگاهی جای گرفت، بعد از تثبیت جامعه شناسی به عنوان یک رشته مورد علاقه عموم دورکیم احساس کرد که برای تحکیم این دستاورد بهتره که مجله ای علمی برپا کنه که نوشته هایش تنها به این رشته نو پدید اختصاص داشته باشند ،&quot;سالنامه جامعه شناسی &quot; دورکیم که در سال 1898 پایه گذاری شد خیلی زود کانون اجتماع گروهی از جوانان پژوهشگر و با استعدادی شد که در پشتیبانی از رهیافت دورکیمی حاضر بود ند...دورکیم در سالهای اخر اقامتش در بردو به بررسی پدیده های مذهبی علاقه مند شده بود و بعد از انتشار چند مقاله در این زمینه اخرین اثر عمده اش رو در سال1912 با عنوان &quot;صورت های ابتدایی زندگی دینی منتشر کرد و به عقیده بسیاری دورکیم بنیانگذار جامعه شناسی به شمار میره و اولین کسی هست که تونست کرسی استادی جامعه شناسی رو تایید کنه و جامعه شناسی رو به عنوان علم و رشته ای دانشگاهی تاسیس کنه .و درگذشت دورکیم به این شکل بود که در 15 نوامبر 1917 در 59 سالگی در اثر سکته مغذی در پاریس درگذشت.و در اخر لازمه که بگم این متن فقط بیوگرافی حساب میشه و اگر علاقه دارید نظریه ها و چیزهای مهمتری  درباره دورکیم بدونید میتونید از طریق پادکستمون(جامعه شناسی به زبون خودمونی) بشنوید و اطلاعات بیشتری بدست بیارید.</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Sun, 09 May 2021 22:46:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گلوبالیسم یا همون جهان گرایی خودمون</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%DA%AF%D9%84%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-n3l89rqzlfnk</link>
                <description>(جهانگرایی)این لفظ نخستین بار در ایالات متحده مورد استفادهٔ گسترده قرار گرفت...اینطوری که گفته شده برنامه ریزهای امریکایی  بعد از جنگ گفتن که خب ما الان  ۵۰درصد از ثروت جهان رو داریم اما جمعیت کمی ازمردم متعلق به ماس پس چیکار کنیم که بتونیم مردم روهم مال خودمون کنیم؟ما باید الگویی از روابط رو ارائه بدیم که بتونیم این موقعیت عدم توازن  رو حفظ کنیم ...تو اون روزا  مردم اوراسیا در حال بهبود خسارت های ناشی از جنگ و رکود اقتصادی بعد از جنگ جهانی اول  بودن و همین موقع ها بودکه دولت امریکا با استفاده از سرمایه داری به عنوان کلیدی برای فراگرفتن جهان استفاده کرد و این اتفاق گلوبالیسم بصیر نامگذاری شده...اما بعدترها گلوبالیسم مدرن با ایده‌های ادغام اقتصادی و سیاسی کشورها و اقتصادها پیوند خورد و مناطق مختلفی که  جایگاه اقتصادی خوبی داشتن رو باهمدیگه ترکیب کردن و مناطق اقتصادی بزرگی رو به وجود اوردن .اگه تعریف دقیق جهانی شدن رو بخوایم بگیم باید گفت: جهانی شدن مجموعه فرآیندهای اجتماعی چندبعدی‌ایه که ارتباطات اجتماعی رو  در سراسر جهان بسط و شدت می‌ده.اما جهانی شدن تو قرن ۲۰ ام به عنوان مجموعه مسلطی از ایدیولوژی ها ظهور کرد و قابل ذکره که امروزه جهانی شدن گونه هایمختلفی داره و دیگه مثل سابق فقط چند مورد نیست و میشه گفت که در هرجایی که کمی دقت کنیم جهانی شدن رو درونش میبینیم.در آخر جالبه که بدونید برخی افراد در شبکه های اجتماعی از واژه «گلوبالیست» برای حمله به حامیان ایرانی شکست ترامپ استفاده کرده ان :)شمام نظرتون رو درباره گلوبالیسم بگید منتظر نظراتتون هستم??</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Wed, 31 Mar 2021 00:39:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پادکست جامعه شناسی به زبون خودمونی</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D9%88%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C-r4ywxfidg3wm</link>
                <description>سلام سلاااماومدم یه خبر خوب بدم و اونم اینه که بالاخره پادکست جامعه شناسی به زبون خودمونی و تولید کردیم و اولین اپیزودش چند روزی میشه که در اینستاگرام منتشر شده و تا چند روز آینده از همه نرم افزارهای پادکست قابل شنیدنه و هر هفته جمعه ها یک اپیزود ازین پادکست رو براتون منتشر میکنیم که مطمئنم خیلی خوشتون میاد و قراره دورهم کلی از مبانی ها و نظریه های ریز و درشت جامعه شناسی رو به زبون خیلی ساده و با مثال هایی از اتفاقات روز جامعه بررسیشون کنیم اگه به  مسائل اجتماعی و جامعه شناسی علاقه دارین که چه بهتر اما اگه علاقه ندارین گوش بدین حتما چون مطمئنم خوشتون میاد ازشنیدن راجع به اتفاقای مختلف  روز جامعه مونپادکستمون رو‌ میتونید از طریق کست و باکس و شنوتو و دیگر نرم افزارهای پادکست بشنوید??‍♀️مارو در اینستا گرام دنبال کنین منتظر نظراتتون هستین @Khodemooni_sociologyhttps://www.instagram.com/tv/CIqu9MbpK4i/?igshid=14eh4680trl4h</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Tue, 15 Dec 2020 11:57:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز سینما</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-o7ut9whlguk9</link>
                <description>سلام سلام سلااامامروز ۲۱شهریور ماه روزیه که هرساله از اون به عنوان روز سینما یاد میشه و  حدودا بیست سالی هس که این روز در تقویممون ثبت شده و در این روز به طور ویژه تری به سینما توجه میشه و چندسالی ام هس که توی این روز  بعضی از سینما ها به طور رایگان و یا نیمه بهابرای مردم فیلم پخش میکنن.اگر بخوایم بیشتر راجع به پیدایش این روز صحبت کنیم  به وجود اومدن این روز برمیگرده به سال 1379 که در چهارمین جشن بزرگ سینمای ایران و همزمان با بزرگداشت صدمین سال ورود سینما به ایران بود که 21 شهریور ماه به عنوان «روز ملی سینما» شناخته شدو هر ساله جشن خانه سینما در این روز برگزار می شه و  به عنوان روزی نمادین وارد تقویم شده.آمارهایی درباره تعداد سینماها و میزان استفاده مردم از سینما ها وجود داره که فک میکنم براتون جالب باشهدر  سال 1392. 247سینما در ایران وجود داشته‌  که در ۶۰ شهر ایران پراکنده بودن و این در حالیه  که دو استان خراسان شمالی ویاسوج فاقد سالن سینما هستن.و درسال1391 حدود 8.5 میلیون نفر از سینماهای ایران بازدید کردن که به این ترتیب مشخص می‌شه که هر ایرانی هر ۹ سال یکبار به سینما می‌ره.ودر سال ۱۳۹۷ تعداد سینماهای ایران به ۵۵۰ سالن افزایش یافته و این تعداد هرساله بیشتر و بیشتر میشه.همونطور که هممون میدونیم سینما یک رسانه دیداری و شنیداریه که با فناوری امیخته شده و از هنر استفاده میکنه و یکی از جنبه های اقتصادی هر کشوریه ،واژه سینما ریشه ای یونانی داره وتقریبا معنای حرکت میده و به طور کلی نمیشه ازیک شخص خاص به عنوان مخترع سینما نام برد اما پایه های اولیه این صنعت در سال1985 بنیان گذاری شده و بعد از اون گسترش پیدا کرده و جالبه بدونین که درابتدای پیدایش سینما اون رو پدیده ای علمی صنعتی میدونستن اما در سالهای جنگ جهانی اول سینما به عنوان یک وسیله نمایشی وسرگرمی،رونق تجاری پیدا کرد.و بعد از این زمان بود که قابلیت های هنری سینما  توسط فیلمسازان اروپایی و امریکایی کشف شد و در همون سالها بود که ریچیوتوکانودو(نویسنده، شاعر، نظریه‌پرداز سینما، موسیقی‌شناس و نقاد ادبی ایتالیایی .)سینمارو هنر هفتم معرفی کرد چونکه به عقیدهاون سینما هنریه که ترکیبی از همه هنرها در اون وجود داره.سینما ابتدا به شکل صامت و سیاه و سفید بود بعد از اون فیلم های سیاه و سفید به فیلمهای صدادار تبدیل شدن که از اون به عنوان سینمای ناطق یاد میشه و پس از مدتی سینمای رنگی با اختراع فیلم رنگی آغاز شد و الان هم که در دوره سینمای دیجیتال به سرمیبریم.اگه بخوایم راجع به سینما در ایران بیشتر بگیم به دوران مظفر‌الدین‌شاه برمیگرده که در فروردین سال ۱۲۷۹ از تهران به مقصد اروپاحرکت کرد. در این سفر بود که با سینما آشنا شد و طی اتفاق هایی که در اونجا افتاد به شدت جذب سینما شد و پایه های سینما روبنیان گذاری کرد.به اين ترتيب بانى ورود نخستين دوربين فيلم‌بردارى و نمايش فيلم، مظفرالدين‌شاهه و نخستين فيلم‌بردار ايرانى نيز ابراهيم ‌خان عکاس‌باشى محسوب مى‌شه.سینمای ایران طی تاریخ صدساله ای که داره فراز و فرودهایی داشته‌و فیلمهای موفقی قبل و بعد از انقلاب ۵۷ داشته‌ .با این حال این صنعت به رغم همه این دشواری‌ها تونسته به وسیلهٔ سینماگران و بازیگران موفق در مجامع بین‌الملل از اقبال برخوردار بشه و توفیق‌های قابل قبولی کسب کرده .ساراپورنصرالله?</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Fri, 11 Sep 2020 12:48:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رئالیسم چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D8%B1%D8%A6%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-c0kxlbywnf5w</link>
                <description>قسمت بیستم جامعه شناسی به زبون خودمونی*واقع گرایی*رئالیسم(واقع گرایی)چیست؟درابتدا مردم به این موضوع پی بردن که اعمال و افکار انسان از هیجان‌های سرکش یا نقش های الهی ناشی نشده؛ بلکه از علّت‌های واقعی، یا اگر دقیق‌تر بگیم، از علت‌های مادی سرچشمه می‌گیره و تقریبا همون موقع ها بود که واقع گرایی یا همون رئالیسم به‌ظهور رسید.از رئالیسم بیشتر داخل هنر استفاده میشه و به طورکلی نقش بیشتری در حوزه های هنری داشته هنرهایی مثله هنرهای تصویری و ادبیات، نمایش و...همچنین از دیدگاه رئالیسم در هنر  همه چیز به شکلیه که در زندگی روزانه وجود داره بدون هیچ تغییر و کم وکاستی و  برای کارهای هنری ای که حقیقت رو آشکار کردن و چیزهایی مثله زشتی ‌و پستی رو تایید کردن هم به کار برده میشه.واقع گرایی از فرانسه ریشه گرفت و گونهٔ هنری سرشناسی تا آخرای  قرن ۱۹ بوده و بعد از اون اشنایی بیشتر با عکاسی،که منبع جدید دیداری بود هیجانی به وجود اورد و چیزهایی که مانند واقعیت بودن رو در مردم زنده کرد و این جنبش هنری شکوفا شد .جالب توجه که رئالیسم به شدت با رومانتیسم مخالف بود و حتی نویسندهایی که در این دو حوزه مختلف فعالیت می‌کردند هیچکدوم آثاریکدیگرو قبول نداشتن؛بالزاک پیشوای نویسندهای رئالیست شد و شاید براتون جالب باشه که نویسنده هایی مانند  گوستاو فلوبر،چارلزدیکنز،هری جیمس،لئون تالستوی،داستایفسکی و ماکسیم گورکی آثار رئالیستی مینوشتن و معروف ترین این آثار عبارتند از  باباگوریو،اوژنی گرانده،آرزوهای بزرگ،رستاخیز و جنگ و صلح.رئالیسم در حوزه فلسفه و جامعه شناسی هم نقش به سزایی داشته ، نویسنده های جامعه شناس معتقدند که مارکس رئالیست بوده هدف رئالیست هرچند جستجو و بیان کردن کیفیّات واقعی، در روابط درونی بین یک پدیده و دیگر پدیده‌هاست،اما پدیده‌های قشری و ظاهری رو به‌جای واقعیت گرفتن چیزی جز انحراف از رئالیسم و گرایش به‌سوی ناتورالیسم نیست،طبق نظریه رئالیسم اون چیزی که انسان رو از نظر فردی و اجتماعی تقسیم می‌کنه و عامل اصلی تفرقه و تکثیر انسان است، تعلق انسان به اشیاست؛ نه تعلق اشیا به انسان. ازاین‌رو برای عامل اندیشه، ایدئولوژی، انقلاب، تعلیم و تربیت نقش اول را قائل است؛ ولی معتقداست که انسان همچنان‌که ماده محض نیست، روح محض هم نیست. از نظر شما رئالیسم چیه؟</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Mon, 17 Aug 2020 12:42:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترامپ و احمدی نژاد دو فرد پوپولیست??‍♀️</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D9%BE%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA%EF%B8%8F-lpabps8h6v2s</link>
                <description>*قسمت نونزدهم جامعه شناسی به زبون خودمونی*پوپولیسم،واژه ای که خیلی جاها مخصوصا تو بحث‌های سیاسی و اجتماعی به گوشمون میخوره اما شاید معنای دقیقشو ندونیم؛معنی ساده و روون و یک کلمه ایه اون میشه عوام گرایی که نباید اون رو با (عوام فریبی)اشتباه بگیریم اگر دوست دارید اطلاعات بیشتری راجع به پوپولیسم کسب کنید حتما تا آخر مطلب رو بخونید??‍♀️.پوپولیسم یه روش سیاسیه که طرفداری و دفاع‌میکنه از حقوق و علایق مردم عام در برابر گروه نخبه و به طور مستقیم با نخبه‌گرایی مخالفه نخبه‌گرایی به این معناس که (گروه‌های کوچکی که معمولاً ثروتمند و تحصیل‌کرده هستند، باید قدرت بیشتری رادر یک کشور یا سازمان داشته باشند). پوپولیسم قدرت توده‌ها رو افزایش می‌ده؛ توده‌هایی که هرگز ثروتمند نیستند ومعمولا دسترسی به تحصیلات برابر با نخبگان رو ندارن.نخبه‌گرایان (Elitist) معتقدند که نخبه‌ها (Elite) بالاترین توانایی حاکمیت رو دارن، در حالی‌که پوپولیست‌ها معتقدند که نخبگان نه تنها به نفع مردم نیستند، بلکه صرفا به نفع خود عمل می‌کنند و هزینه‌های زیادی برای دیگران ایجادمی‌کنند.در قرن بیستم بیشتر جنبش‌های «عامه‌گرا» با جنبش‌های آمریکای لاتین و هند شناخته می‌شدن اما از دهه ۱۹۸۰ به بعد این جنبش‌ها در کشورهای کانادا، ایتالیا ، هلند، اسکاندیناوی و ایالات متحده نیز موفقیتهایی  به‌دست آوردن.عوام‌گرایی، چیزهایی که مردم میخوان رو عین حق و اخلاق می‌دونه و معتقده  که ‌باید بین مردم و حکومت رابطهٔ مستقیم وجود داشته باشه. هم چنین  فضایل مردم رو در برابر منش فاسد طبقهٔ حاکم یا هر گروهی که موقعیت سیاسیو منزلت اجتماعی برتر داشته باشه قرار می‌ده و ستایش میکنه.یکی از ویژگی‌های عوام‌گرایی پیدا  کردن «توطئه‌های ضد مردمی» در هر جاست و این برداشت معمولاً به دشمنی‌های نژادی و قومی دامن می‌زنه.ریشهٔ عوام‌گرایی در بین روشنفکران تندرو روسیه در دههٔ ۱۸۶۰ با ظهور نارودنیک‌ها (مردم‌باوران) پدید اومد. نارودنیک ها معتقد ‌ بودن  که روسیه بدون اینکه مرحلهٔ سرمایه داری رو بگذرونه می‌تونه مستقیم به سوسیالیسم برسه. در دههٔ ۱۸۷۰دانشجویان نارودنیک به روستا (میان مردم) رفتند تا پایه های انقلاب رو  در اونجا بکارن.پوپولیسم چند ویژگی کلی و اصلی داره که بااستفاده از اون ویژگی ها معنای عوام گرایی به طور کلی عوض میشه و کلمه پوپولیسم معنی دیگه ای رو به خودش میگیره که ویژگی هایی اون چیزهایی ان مثله: عوام فریبی، تقدیس شخص رهبر فرهمند، تعصب، تکیه برتوده‌های محروم، نداشتن ایدئولوژی مشخص، بورژوایی بودن و عناصری از ضدیت با امپریالیسم و ملی‌گرایی وتوسعه خواهی و پر و بال دادن به نیروهای وابسته به بازار داخلی و گاه آزادی‌های سندیکایی و دموکراتیک ... که  در بسیاری از کشورها پوپولیسم به همین معنا به کار برده میشه...برخی تحلیل گران در بحث رهبری امام خمینی (ره) و شیوه بی بدیل ایشان در سازماندهی توده عظیم مردم در انقلاب اسلامی ایران، معتقدند که انقلاب اسلامی به دلیل نداشتن طرح و برنامه مشخص و روشن برای آینده و مبهم بودن غایت حرکت برای مردم و حتی برای رهبران، یک حرکت پوپولیستی بود.در پوپولیسم مفهوم مردم یا خلق تا حد مفهومی مقدس ارج نهاده می‌شود خواست مردم عین حق و اخلاق پنداشته می‌شود. در بینش پوپولیستی مردم تجسم همه فضایل دانسته می‌شوند و معتقدند سیاست‌های دولتی باید به جای این که توسط گروهی از نخبگان (elite) مشخص شود، بدون واسطه توسطه اراده توده‌ها تصمیم‌گیری شود.در پایانپوپولیسم ربطی به چپ و راست نداره،  زیرا هم ترامپ را پوپولیست می‌دانند و هم سندرز را و همچنین محمود احمدی نژاد در دولت ایران را. پوپولیسم سبکی از سیاست است که «مردم» را به جانِ «هیئت حاکمه» و سردمداران می‌اندازد و ظهور آن هشداری است دربارۀاینکه سیاست‌های رایج به بن‌بست رسیده است و مشکلات دارد از کنترل خارج می‌شود...سارا پورنصرالله ?</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Thu, 06 Aug 2020 12:55:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فمنیسم یا ماسکولیسم(ضدفمنیسم)مسئله اینست...!</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85%D8%B6%D8%AF%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA-quth246raqcy</link>
                <description>*قسمت هجدهم جامعه شناسی به زبون خودمونی*سلام سلام سلاام مطلبی که براتون نوشتم از جمله مطلب هاییه که منتظرم ببینم نظراتونو راجع بش و ببینیم که ویرگولیا تفکرشون  راجع به حقوق مردان وحقوق زنان دقیقا چیه:)فمینیسم و رو قطعا همه یه چیزایی راجع بش میدونن ولی ماسکولیسم رو اونطوری که فک میکنم احتمالا کمتر کسی بدونه که چی هس و درباره چیه؟در ادامه این دورو معرفی میکنم و هدف هاشون و نظرات مختلفی که راجع به دوتاشون هست رو میگم امیدوارم خوشتون بیاد و مهمتر از همه دوس دارم نظراتون رو‌ درباره فمینیسم (حقوق زنان)و ماسکولیسم(حقوق مردان) بدونم:)قطعا از همون ابتدای خلقت بشر همیشه این سوالا بوده که مرد برتره یا زن؟مرد کارای سخت تری انجام میده یا زن؟مرد کارای مفید تری انجام میده یا زن؟مرد زرنگ تره یا زن؟مرد عاشق تره یا زن ؟و هزاران هزار سئوال دیگه که به نظر من هیچکدومشون جواب مشخصی ندارن و نمیشه با قاطعیت دربارشون گف جوابش زنه یا مرد... .رفته رفته با گذشت زمان و مدرن شدن جامعه زن ها دیدن که نه اینجوری نمیشه و یه جای کار میلنگه و این مدل زندگی کردن براشون معنایی نداره،قابل ذکره که در گذشته زن ها هیچ حقی در زندگی نداشتن و حتی اگر میخواستن راجع به زندگی خودشون هم نظری بدن با مخالفت شدید رو به رو میشدن،یا اصن فرزند های دختررو زنده به گور میکردن،یا اینکه خیلی از مردها به راحتی به خودشون اجازه میدادن که به زن ها تجاوز کنن و غیره و غیره که هممون میدونیم چه بی حرمتی هایی به زن ها شده و البته هنوزم در بعضی جاها متاسفانه شاهدشون هستیم.در قرن هجدهم که با توجه به اینکه عصر روشن گری هم نامیده میشه بعید نیس که این تغییر و‌تحول ها توی اون قرن به وجود اومده باشه و جالبه بدونین که در این قرن اولین نویسنده فیلسوف زن کتابی رو با عنوان احقاق حقوق زنان نوشت و از این اثر به عنوان نخستین اثر برابر خواهی و فمنیسمی یاد میشه؛توی همین روزها بوده که فعالانِ برابری‌خواهیِ زنان،جنبش ازادی زنان رو آغاز کردن و گاهی بنام فمینیسمِ آغازین هم ازون ها یاد میشه.موج اول و اصلی این برابر‌خواهی در همون قرن۱۹شروع شده و رفته رفته این موج شدید تر شد و همه جهان رو در بر گرفت.فمینیسم یکی از جنبش های سیاسی،ایدیولوژی ها و جنبش‌های اجتماعیه که در طی یک‌‌ و نیم قرن به دنبال تعیین،برقراری و دستیابی به حقوق برابری جنسیتی در همه مسائل سیاسی،اقتصادی،اجتماعی ‌و شخصیه.فمینیست ها براین باورن که جامعه دیدگاه مردها رو در اولویت قرار میده و در جوامع با زنان به طور منصفانه ای رفتار نمیشه.فمینیست ها تلاش هایی برای تغییر این وضعیت میکنن مثله مبارزه با کلیشه های جنسیتی و تلاش برای فراهم کردن موقعیت های تحصیلی و شغلی برابر با مردان برای زنان.جنبش های فمینیستی از گذشته تا کنون تلاش کردن که برای حقوق زنان مبارزه کنن که این تلاش ها به ثمر نشستن و خیلی از موقعیت هایی که کاملا ضد زنان بودن شرایطشون تغییر کردن؛ازجمله این حقوق حق رای،حق کار دولتی،حق کار،درآمد مناسب،پرداختی برابر میان زنان و مردان،حق مالکیت،حق تحصیل،حق امضای قرارداد،حقوق برابر در ازدواج و حق مرخصی زایمان بوده.همونطور که در پاراگراف بالا مشاهده کردین تا همین چند سال گذشته زنان حتی حق چنین کارهای ساده ای که حق مسلمشون بود رو نداشتن اما با تلاش های جنبش‌های فمینیستی بود که این حقوق بدست اومدن البته جالب توجه که هنوز هم در بعضی از کشورها زنان هنوز حق بدیهی ترین چیز هارو ندارند و جامعه بعضی از کشورها زنان رو به رسمیت نمیشناسن و بهشون ازادی ای که برای هر شهروندی لازمه داده نمیشه.فمینیست ها همچنین برای یکپارچه سازی اجتماعی و تضمین حق سقط جنین قانونی برای زنان تلاش کردن،از دیگر اهدافشون محافظت از زنان و دختران در برابر تجاوز جنسی ،آزار جنسی وخوشونت خانگیه.با وجود اینکه تمرکز اصلی فمینیسم بر روی حقوق زنان بوده و هست،برخی فمینیست ها محدودیت در ازادی های مردان رو هم بخشی از ازادی خودشون میدونن؛چون باور دارن مردان هم از نقش های جنسیتی آسیب میبینن . و این نکته ای که خیلی قابل توجه و‌نشون دهنده این موضوعه که زنان در جامعه فقط به دنبال خودشون نیستن بلکه به دنبال برابری بین همه انسان ها هستن.فمینیست ها انواع مختلفی دارند که سه گروه از مهم‌ترین ها و معروف ترین های اون ها عبارتند از :-۱فمینیسم لیبرال-۲فمینیسم رادیکال_۳فمینیسم سیاهفمینیسم های لیبرال نابرابری های جنسیتی رو در ایستار های اجتماعی و فرهنگی جست و جو میکنن و اهداف و روش‌های اونها میانه رو تر از فمینیست های رادیکاله که میخوان نظام موجود سرنگون بشه؛اما فمینیسم های رادیکال معتقدن که مردان مسئول بهره کشی و استثمار از زنان هستن و از زن‌ها نفع میبرن،فمینیسم های رادیکال غالبا توجه‌شون رو روی خونواده به منزله یکی از سرچشمه های اصلی ظلم و ستم بر روی زنان در جامعه متمرکز میکنن و معتقدن مردها کنترل نقش های زنان مانند تولید مثل و پرورش کودکان رو در اختیار دارن،فمینیسم های سیاه به تقسیم بندی های قومی بین زنان تمرکز دارن و معتقدن که به این بخش کمتر از بخش‌های دیگه توجه شده و ادعای اونها اینه که هرنظریه ای در باب برابری جنسیتی اگر نژاد پرستی رو در نظر نگیره نمیتونه ظلم و ستمی که به زنان سیاه پوست شده رو به نحو کافی تبیین کنه.اما بریم سراغ ماسکولیسم...!وقتی این کلمه رو سرچ کردم تا راجع بش اطلاعاتی به دست بیارم چیزه زیادی دستمو نگرفت و حتی مشخص نیس که دقیقا از کی به وجود اومده و تنها چیزی که راجع بش بود این بود که ماسکولیسم جامعه مردسالار یا پدرسالاره که به انگلیسی ماسکولیسم (Masculinism) می‌شه، به یک سیستم اجتماعی یا حکومتی می‌گن که مدیریت جامعه برعهده یک یا چند مرد باشه. توی این سیستم  جامعه برای حمایت گرایش شدید به مردان یا بسران داره.تو بعضی جاها ازونها به عنوان ضد فمینیسم و انتی فمینیسم یاد شده.آنتی فمینیسم ها فمینیست هارو محکوم میکنن به تغییر دادن مردم علیه گرایش های زیستی شون وبی توجهی به مسائل حقوقی منحصر به مرد ها.کامیبا پالیگا در این زمینه میگه:مردان جسم و احساساتشان را برای تغذیه،تامین مسکن و حفاظت از زنان و فرزندانشان قربانی کرده اند.هیچکدام از دردها و دستاورد های آنها بر لفاظی های فمینیستی ثبت نشده است و فمینیسم مردان و سرکوبگر و استثمار گرانه و بی عاطفه نشون میده.جالبه بدونین که عده ای از زنان هستن که خودشون رو ضد فمینیسم میدونن و اندیشه هاشون رو با این جمله ها در شبکه های اجتماعی منتشر میکنن:من نیازی به فمینیسم ندارم زیرا مردان هم مانندزنان حقوقی دارن و ما باید نادیده گرفتن آن را متوقف کنیم،من ضد فمینیست و طرفدار برابری هستم.من نیازی به فمینیسم ندارم زیرا مادر بودن و همسر بودن لذت بخش ترین احساس زندگی من است.من نیازی به فمینیسم ندارم زیرا مردان دشمن ما نیستن ،اونها پدران ، همسران، برادران و پسران ماهستن و حقیر شمردن اونها فایده ای نداره.من نیازی به فمینیسم ندارم زیرا پدر من یک فرشته است.من نیازی به فمینیسم ندارم زیرا جهان به برابری نیاز داره نه برتری.من نیازی به فمینیسم ندارم زیرا از همسرم به خاطر جنسیتش متنفر نیستم.من نیازی به فمینیسم ندارم زیرا از اینکه مردان من را تحسین میکنن خوشحال میشم.من نیازی به فمینیسم ندارم زیرا انتقاد از مردها به دلیل خطاهای برخی از اونها اشتباست.من نیازی به فمینیسم ندارم زیرا پسر من نباید به خاطر جنسیتش احساس حقارت کند.و جمله های بسیاری که خیلی معناهای متفاوتی دارن.ماسکولیسم گاهی اشاره داره به حمایت از حقوق یا نیازهای مردان یا پسران؛و حمایت یا معرفی‌ویژگی هایی که برای مردان و پسران ویژگی معمولی و‌عادی ای قلمداد میشه.ماسکولیسم ها معتقدن که به مدارس تک جنسیتی برای رفاه پسران توجه بیشتری باید بشه.اونها به دنبال گرفتن حقوق هایی مثله فرزندخواندگی برای پدران مجرد،قوانین ضرب وشتم ،حضانت فرزند بعد از طلاق،ختنه،طلاق ،خشونت خانگی،آموزشو بی خانمانی و...هستند.طبق امار هایی که در امریکا انجام شده مرگ در محل کار برای مردان۹۳درصد بوده و برای زنان ۷درصد،قربانی شدن قتل برای مردان ۷۷درصد ‌برای زنان۲۳درصد،قربانی های جنگ برای مردان ۹۷درصد و برای زنان ۳درصدقربانی های خودکشی برای مردان۸۰درصد و برای زنان ۲۰درصدوبرندگان حضانت برای مردان۱۸درصدوبرای زنان ۸۰درصد بوده و با توجه به این امار مردان معتقدند که تبعیضی که درمردها ایجاد میشود خیلی بیشتر از زنان است اما مردان همیشه نادیده گرفته میشن و یا همه مردها به .انتقادهایی به ماسکولیسم شده که معتقدن بر روی برتری مردان(شوونیسم مردانه)و مردمحوری(اندروستنریسم)برای محرومیت زنان تمرکز ویژه ای داره ؛برخی از ماسکولیسم ها معتقدن که نقشهای جنسیتی تمایزات طبیعی هستند وبرخی از اونها از جانب فمینیست ها به صراحت ضد فمینیسم نامیده شده.و در پایان به نظرم فرا کریستنسن فیلسوف حرف درستی زده که میگه:اگر فمینیسم و ماسکولیسم براین باور باشن که زنان و مردان به طور نظام مند مورد تبعیض قائل میشن و این تبعیض باید برچیده شه ،لزوما تعارضی بین فمینیسم و ماسکولیسم وجود نداره و حتی برخی از مردم مدعی ان که عضو هر دوی اونها هستن اما عده زیادی عقیده دارن که یک جنس بیشتر از دیگری مورد تبعیض قرار میگیره بنابراین اسم یکی از این دو جنبش رو انتخاب میکنن و روی خودشون میگذارن و دیگری رو ردمیکنن.به عبارت ساده ایشون میگن که این بازیه مرد و زن و فمینیسم و ماسکولیسم و روباید تموم کنیم و همگی یکی بشیم چون هممون قبل از اینکه جنسیت داشته باشیم انسانیم و اگر یه بار برای همیشه بشینیم و سنگامونو وا بکنیم قطعا حال بهتری داریم و میتونیم از حقوقی که میخوایم برخوردار شیم چون جامعه عوض شده و به جای جدال و جنگ و حزبی بودن به سمت گفت و گو داره پیش میره:)سارا پورنصرالله?</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jun 2020 13:20:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنج های یک انسان مدرن</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-cjpukc1jahc9</link>
                <description>سلام سلاام*قسمت هفدهم جامعه شناسی به زبون خودمونی*ازونجایی که بنده خبرنگار ایسنا هم هستم فکر کردم گزارش هایی که میتونن براتون مفید باشن و گزارشهای خودم هستن رو براتون اینجا بنویسم:)استاد جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی معتقده که تضاد، تعارض و تناقض، اساس زندگی مدرن ومهمترین عامل احساس رنج در دنیای مدرن است.به گزارش خبرنگار ایسنا منطقه البرز، دکتر صلاح الدین قادری در دومین نشست از سلسله نشست‌های بررسی مسائل اقتصادی_اجتماعی ایران با موضوع «رنج‌های اجتماعی انسان‌مدرن» دردانشگاه خوارزمی برگزار شد، گفت: این موضوع بحثی است که جنبه‌های فرهنگی، هنری، فلسفی،تاریخی و جامعه‌شناختی متفاوتی دارد که در این جلسه سعی در تبیین این رنج‌ها داریم .وی خاطر نشان کرد: با طرح این موضوع سوالاتی به وجود می‌آید که انسان مدرن و انسان سنتی چه انسان‌هایی هستند و چه ویژگی‌هایی دارند؟ انسان مدرن و سنتی چه الگوهای رفتاری را درپیش می‌گیرندکه هر کدام ‌از اینها دردها و رنج‌های متفاوتی دارند؟قادری افزود: همچنین این پرسش‌ها به وجود می‌آید که انسان ایرانی آیا مدرن شده است یا خیر؟ ورنج‌های آن از نوع مدرن یا سنتی است؟ برای بررسی این موارد زاویه‌های دید متفاوتی وجود دارد که درادامه به آنها اشاره می‌کنیم .قادری در ادامه بیان کرد:  تضاد، تعارض و تناقض مهمترین عامل احساس رنج در دنیای مدرن است البته این رنج‌ها گاهی می‌توانند فرصت یا امکان و یا راهی برای رسیدن به رشد تعالی باشند؛ همچنین می‌شودگفت که رنج‌های انسان مدرن همان امکان‌های او برای تعادل در وضعیت مدرن هستند .وی افزود: تعارض و تناقض اساس زندگی مدرن است و تمام نظریه پردازان بدون استثنا در مورد اینکه دنیای مدرن دنیایی دارای تضاد و تعارض و تناقض است توافق دارند .این جامعه شناس گفت: مهمترین رنجی که انسان مدرن می‌برد و بزرگترین تفاوتی که با انسان سنتی داردمسئله تناقض است؛ انسان مدرن انسانی متعارض است و دارای ویژگی‌های شخصیتی و علائق رفتاری وروابط اجتماعی متضاد است؛ بنابراین بزرگترین رنج انسان مدرن که با آن متولد شده است کنار آمدن باتناقض‌هاست؛ آن چیزی که در گذشته می‌گفتند جمع نقیضین وجود ندارد برای انسان مدرن کاملا وجوددارد .قادری در توضیح بیشتر این وضعیت، خاطرنشان کرد: «مارشال برمن» جمله‌ای دارد که در آن می‌گوید«برای مدرن بودن هم باید انقلابی و هم محافظه کار بود»؛ اما این مسئله به وجود می‌آید که تضاد،تعارض و تناقض از کجا برخاست و زندگی جدید را شکل داد؟وی افزود: مسئله اصلی با رویکرد دکارتی به وجود آمد با جمله‌ای که می‌گوید «می‌اندیشم پس هستم» هستم به معنای عینیت است و می‌اندیشم معنای ذهن را می‌دهد، یعنی از از ذهن‌استفاده می‌کنم برای اینکه بگویم وجود دارم؛ چنین چیزی در گذشته وجود نداشت و نظریه پردازان این را عنوان می‌کنند که جدایی بین عین و ذهن شکل گرفت و منجر به فاعل شناسا شدن انسان شد این موضوع تنها به اینجا خاتمه پیدا نکرد و انسان خودش را مالک و سرور طبیعت، جهان و انسان‌های دیگر دانست.این استاد جامعه شناسی دانشگاه ‌خوارزمی گفت: عده بسیاری معتقدند که رنج انسان از این الگوی فکری نمود پیدا کرد و انسان مدرن خودش را با این الگو از طبیعت جدا کرد  چون حق خودش می‌دانست که بایدطبیعت را بشناسد که این مورد فاعل شناسا است و همزمان با شناسایی طبیعت این مورد هم وجود داشتکه انسان سرور طبیعت باشد و آن را کنترل کند پس در نتیجه این گرایش انسان به مسلط شدن و کنترل برطبیعت پیدا کردن زمینه رنجی بود که برایش به وجود آمد.وی در ادامه گفت :  انسان سنتی خودش را جدا از طبیعت تعریف نمی‌کرد و خودش را بخشی از طبیعت می‌دانست  و سعی در برقراری تعامل با طبیعت داشت؛ اما انسان مدرن با تفکیکی که بین عین و ذهن به وجود آورد خودش را از طبیعت جدا کرد و حالت سلطه گرایانه را در ارتباط با طبیعت جهان و انسان‌های دیگر جایگزین حالت تعادلی و تعاملی کرد؛  این بزرگترین تفاوت انسان مدرن و سنتی است‌.قادری گفت: در تفسیرهای کیهان شناختی در دوره سنتی، زمین مرکز عالم بود اما در دوره مدرن زمین ازمرکزیت خارج و انسان یا همان فاعل شناسا مرکز عالم قرار داده شد در این دوره همه چیز باید معطوف به انسان باشد و از جمله پیامدهای آن پدید آمدن اومانیسم و انسان باوری بود.وی در ادامه گفت: هنر انسان سنتی تقلید از طبیعت و همسو شدن با آن بود اما انسان مدرن در مقابل طبیعت ایستاد و به دنبال مهار کردن و کنترل آن در آمد و همین مسئله باعث شد‌ زمینه‌ای برای آن فراهمشود که علاوه بر توسعه گرایی، اراده گرایی هم به وجود آید که از آن به خواست تغییر تعبیر می‌شود.این استاد جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی افزود: این خواست، تغییرهای متفاوتی را در بر می‌گیرد وخودش نوعی رنج برای انسان به دنبال داشته است؛ دلیل این مسئله نوعی خود انکشاف‌ یافتگی بود که برای انسان به وجود می‌آید و او را به تغییر جهان، اراده طلبی آزاد، اراده تشکیل دولت و حتی درگیر شدن با خدا وادار می‌کند.وی ادامه داد:  انسان در این وضعیت به این موضوع فکر می‌کند که باید رابطه خود با خدا را تغییر دهد،در همه چیز دخالت کند و خودش خدای زمین شود و این مسئله‌ای است که رنج را برای انسان وجود آورد .این استاد جامعه شناس دانشگاه خوارزمی در ادامه به تعریفی از مدرنیته پرداخت و گفت: جدا کردن خود از هر آنچه گذشته‌ی هر شخصی بوده تعریفی است که برای مدرنیته ارائه می‌شود؛ در مدرنیته اصلی‌ترین تضادی که انسان مدرن با آن تولد یافت تضاد بین دو ساحت مدرنیته بود، یک مورد آن تلاش برای رهایی از گذشته مانند سنت‌ها، دین، جغرافیا و ... بود و مورد دیگر آن سلطه است؛ این دو با وجود تضادی که بایکدیگر دارند در همه انسان‌ها وجود دارند.وی افزود: مشکل و رنج انسان مدرن در دنیا این است که نمی‌داند چه کسی حامی اوست و اگر بخواهدکسی از او حمایت کند حامی یا مکانیسمی که بخواهد وی را مورد حمایت قرار دهد وجود ندارد؛ در واقع از حمایت‌ها رها شده است اما در عین حال نیاز به حمایت را احساس می‌کند که خود نوعی تضاد است.قادری در ادامه گفت: خرد خودبنیاد مصیبت بزرگی برای بشر بود که انسان مدرن هر آنچه خارج ازخودش بود را کنار گذاشت و خودش را محور قرار داد و معتقد بود خرد خودبنیاد باید همه مسائل را حل کند و در عین حال که رهایی بود مصیبتی را هم ایجاد کرد.وی افزود: یکی دیگر از مهمترین رنج‌هایی که بشر دارد و خیلی‌ها معتقدند نوعی ازخودبیگانگی است،مسئله تسلیم شدن انسان توسط تکنولوژی است؛ در واقع تمام تکنولوژی‌ها هرکدام به گونه‌ای در حال معنا دادن به زندگی ما هستند.وی در پایان اظهار داشت: همه اینها مواردی هستند که باعث رنجش انسان در دنیای مدرن شده است وخود انسان هم در این تناقض و تعارض و تضادها دچار گرفتاری شده است و نمی‌داند چه انتخابی داشته باشد.لینک خبر در سایت خبرگزاری ایسنا:)??http://alborz.isna.ir/default.aspx?NSID=5&amp;amp;amp;SSLID=46&amp;amp;amp;NID=32713</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2020 21:44:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دموکراسی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-tomdcqtsmdm2</link>
                <description>دموکراسیقسمت شونزدهم جامعه شناسی به زبون خودمونی:)این قسمت :دموکراسیمعنی دموکراسی (به فرانسوی : Démocratie)  تقریبا چیزی مثل حکومت کردن همه مردمه و  یک روش حکومتیه که برای مدیریت کم خطا ،بر مردم حق مدار انجام میشه؛ که در اون حکومت فرد یا گروهی خاص حکومت نمی‌کنه بلکه مردم هستن که حکومت می‌کنن،دمـوکراسی همــواره در حال توسعه و تغییره و برای همینه که تعریف دقیق و واضحی نمیشه براش گفت؛اما نکاتی هم وجود دارن که عده زیادی از مردم این نکات رو با دموکراسی مرتبط میدونن، مثـل ارزش وحقوق برابر انسان ها، آزادی اندیشه، آزادی چاپ و نشر و بیان، برابری انسان هادر مقـابل قانون وهمچنین برگزاری انتخابات آزاد.(دموکراسی و دموکراتیک یک کلمه هستند و یه معنا میدن.)در یک جامعه دموکراتیک (دموکراسی)با انتخابات عمومی و آزاد، اشخاصی که حق رای دارن می تونن به حزب و سیاست مدارهای مورد اعتماد خودشون رای بدن تا اونها در تصمیم گیری های ملی، منطقه ای ومحلی، نماینده ها و موکل هاشون باشن.سیاستمـدار ها و احـزابی که بیشـترین آرا رو بیارن و اکثریت آرا رو بگیرن، قدرت بیشتری در گرفتن تصمیم ها دارن.سیاستمدارهای انتخـاب شـده، نماینده های کسانی هستن که اونهارو انتخاب کرده و از همـین رو این نظام دموکراسی نـیابتی یا نمایـندگی نامیده می شه. دمـوکراسی نیابتی امـروزه یک نظام معمــول درجهــانه.با وجود این که در یک جامعه دموکراتیک حـق تصمیــم گیری با اکثریته، گروه اقلیت هم همچنین حقـوقی دارن که نمیشه اون هارو به آسونی زیر پا گذاشت.یک اصل اساسی در جامعــه دموکراتیک اینه  که قدرت با احترام به حقوق بشر اعمال می شه؛ این به معنـی اینه که تصمیــم گیرندگان و قدرتمداران حق ندارن افراد و گروه هایی رو که نظراتی مخالف با نظرات اونها دارن رو ، سرکوب کنن و تمــام افـراد جامعه حق دارن نظرات خودشون رو بیان کنن.یکی دیگر از شروط دموکراسی صحبت همراه با احترامه؛هم باید به اون چیزی که دیگران می گن گوش کرد و هم نظرات خود را بیان نمود.احساس تعلق کردن مردم به جامعه برای یک نظام دموکراتیک کارآمد بسیار مهمه و این مردم هستن که ازطریق انتخابات عمومی سیاست کلی جامعه رو تعیین می کنن اما اونها باید همزمان بتونن بر زندگی روزمره شون ، مثل مدرسه، کار، محله و خانواده تاثیر بزارن.گونه‌هایی مختلف از دموکراسی وجود دارن و در جامعه بین المللل نیز شاهد چند گانگی دموکراسی هستیم؛ بین انواع گوناگون دموکراسی، تفاوت‌های بنیادینی وجود داره که باعث چن دستگی بیشتر دموکراسی میشه.بعضی از او‌نها نمایندگی و قدرت بیشتری در اختیار شهروندهاشون میزارن ،عده ای مشارکت نسبی شهروند ها و بعضی از حکومت ها فقط اسم دموکراسی رو با خودشون یدک میکشن در صورتی که مردم در اداره اون هیچ مشارکتی ندارن اگر مردم اون کشور اعتراضی به این نحوه دموکراسی بکنن ممکنه که بااونها برخورد بشه و از اون ها به عنوان آشوب گر و اغتشاش گر یاد میکنن.در هر صورت اگه در یک دموکراسی، قانونگذاری دقیق برای جلوگیری از تقسیم نامتعادل قدرت سیاسی(برای مثال تفکیک قوا) صورت نگیره. یک شاخه نظام حاکم ممکنه بتونه قدرت و امکانات زیادی رو دراختیار بگیره و به اون نظام دموکراتیک لطمه بزنه.در صورت نبود حاکمیت مسئولیت‌پذیر، ممکنه که حقوق اقلیت‌های جامعه مورد سوء استفاده قرار بگیره که در اون صورت به اون استبداد اکثریت می‌گن.از اصلی‌ترین روندهای موجود در دموکراسی‌های ممتاز می‌شه  به وجود رقابت‌های انتخاباتی عادلانه اشاره کرد. علاوه بر این، آزادی بیان، آزادی اندیشه سیاسی و مطبوعات آزاد از دیگر ارکان اساسی دموکراسی هستن که به مردم اجازه می‌دن  تا با آگاهی و اطلاعات بر حسب علاقه شخصی خودشون رأی بدن.انواع دموکراسی عبارتند از:۱-دموکراسی بی واسطه یا مستقیم۲-دموکراسی مبتنی بر نمایندگی‌۳-دموکراسی خلقی یا توده ای۴-دموکراسی مسیحیاز نظر برخی سیاست‌مداران و کارشناسان سید روح الله خمینی  با عبارت «میزان رأی مردم است» بر جنبه مردم‌سالارانه حکومت اسلامی پس از انقلاب ۱۳۵۷ایران  تأکید داشته‌است.بسیاری از دولت‌مردان کنونی در جمهوری اسلامی نیز معتقدن «رأی مردم» میزان و پایه حکومت است، و حتی برای آن پایه و اساس فقهی قائل شده‌اند.محمود احمدی نژاد  ششمین  رئیس جمهور ایران ، مردم‌سالاری رو یک «امر اصیل» در کشور دونسته ونظام حکومتی ایران رو نمونه‌ای از «مردم‌سالاری متکی بر ارزش‌های اخلاقی و الهی» و «مردم‌سالاری دینی» را نقطه مقابل «لیبرال دموکراسی» می‌دونه.از سوی دیگه، منتقدان نظام حاکم بر ایران آن را به نادیده گرفتن مردم‌سالاری متهم می‌کنن و مخالفان جمهوری اسلامی ایران  اون رو دیکتاتوری دینی و نظامی می‌خونن که دموکراسی در اون وجود نداره.بر اساس رده‌بندی منتشر شده اسرائیل، تونس و مراکش به ترتیب بالاترین نمرات رو در بین کشورهای مردم سالار در سال ۲۰۱۷ کسب کرده‌اند. در حالی که یمن، عربستان سعودی و سوریه  در پایین جدول امتیازات قرارگرفتن.نقدی که همیشه به دموکراسی وارد بوده اینه که عده ای از نظریه پردازها مخصوصا اونهایی که تحت تاثیر کارل ماکس (۱۸۱۸-۱۸۸۳) قرار دارن،مدعی شده ان که این اشکال که دموکراسی بیان میکنه  صرفا حسی دروغین از مشارکت در تصمیم گیری سیاسی پدید می آره ولی در صورتی که مردم هیچ مشارکتی ندارن؛اون ها ادعا می کنن که شیوه های رای گیری تضمین کننده حکومت نیستن.ممکنه برخی رای دهنده ها ندونن که نفعشون در انجام دادن چه کارهاییه ،یا گول سخنوری سیاسیون روبخورن ،طیف نامزدهایی که در اغلب انتخابات پیشنهاد می شن امکان انتخاب راستین رو برای رای دهنده ها فراهم نمی کنه و حتی گاهی در بعضی از حکومت خا دیده شده که انتخابات انجام میشه اما فقط به شکلی سوری و هر کسی رو رأس حکومت انتخاب کنه به عنوان منتخب مردم اعلام میشه  .مارکسیست ها این نوع دموکراسی رو (دموکراسی بورژوایی (دموکراسی طبقه بالای جامعه) ) می دونن که صرفا انعکاس دهنده مناسبات موجود قدرتن که خودشون حاصل مناسبات اقتصادین.منتقدها به صورت کلی دموکراسی رو خیالی واهی می پندارن؛دعوی دیگری که علیه دموکراسی گفته میشه، عدم تخصص رای دهندگانه.مشهور ترین منتقد دموکراسی افلاطون،بوده که لازمه تصمیم گیری درست سیاسی داشتن رو خبرگی وتخصص فراوون میدونه و این یعنی همون چیزی که بسیاری از رای دهندگان اون رو نمیدونن و بلد نیستن.بنابراین دموکراسی بی واسطه قریب به یقین منجر به نظام سیاسی بسیار کم مایه ای میشه، زیرا حکومت در دست مردمی خواهد بود که مهارت یا معرفت چندانی در زمینه کاری که می کنن ندارن.انتقادات مشابهی نیز به انواع دیگر دموکراسی می گیرن که یکی از اونها مسئله پارادوکسه ؛این موضوع این گونه مطرح می شه که مثلاً اگر من با موضوعی موافق باشم و رای اکثریت مخالف رای من باشه و به تبع نظام دموکراتیک رای اکثریت حاکم بشه، آن گاه وظیفه و تکلیف من چیست؟ آیا باید به اکثریت احترام گذاشت و از نظر شخصی و منافع خود چشم پوشی کرد؟ اگر آری مطرح می شود که چرا باید منافع و نظردیگران بر منافع و نظر من ارجحیت داشته باشد؟در پایان اگر بتونیم کشوری رو و حتی جهان روبه شکل دموکراسی اداره کنیم شاید بتونیم جهانی بهتر وصلح مند تر داشته باشیم اما به شرط اینکه دموکراسی به معنای واقعی خودش اعمال بشه نه اینکه فقط از اسم اون استفاده کرد.سارا پورنصرالله?</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Sat, 02 May 2020 15:53:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگزیستانسیالیسم چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D8%A7%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ebyrcggn0b0m</link>
                <description>اگزیستانسیالیسمقسمت پونزدهم جامعه شناسی به زبون خودمونی:)این قسمت : اگزیستانسیالیسماگزیستانسیالیسم یا هستی‌گرایی یا باور به اصالت وجود (به  انگلیسی: Existentialism) اصطلاحیه  که به کارهای فیلسوفهای مشخصی از اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم گفته میشه و از جنگ جهانی اول در آلمان رواج پیدا کرد وبعد از اون به فرانسه و ایتالیا و دیگر نقاط جهان رسید و همچنین در محافل ادبی و مطبوعات هم  تأثیر زیادی گذاشت.بطور کلی  اگزیستانسیالیسم رو میشه اعتراضی دونست علیه کوششهایی که انسان ها ناگزیر در چنگ اونها گرفتارن یا اگه ساده تر بخوایم بگیم میشه گف اگزیستانسیالیسم اعتراض میکنه به اینکه مردم مجبورن برای زندگی بهتر   تلاش و کوشش کنن.نویسندگان اگزیستانسیالیست به بررسی وجود می پردازن، زیرا وجود به نظر اونها پیشرو ماهیت هرچیزیه.اگزیستانسیالیست ها میگن انسان در بین امور پوچ و بیهوده بسر می بره و به هیچ دل بسته ،آرامش و هدفی نداره و تلاش پیوسته اش برای هیچه؛اما بشر میتواند بدون بستگی به جایی با خودو محیطش خویشتن خویش را بسازد.اگزیستانسیالیسم مکتبیه که معتقده وجود مادی انسان مقدم بر ماهیت یا جوهر روح اونه و انسان میتونه به میل خودش سرنوشتش رو تعیین کنه.برای درک علت پیدایش مکتب اگزیستانسیالیسم، باید به تاریخ فلسفه و دین در اروپا برگردیم .اونها میگن که هیچ هدف و ارزش و وظیفه ای که به انسان جهت بده  و مسیری رو تحمیل کنه، وجود نداره و انسان خودش باید دست به خلق ارزش و معنا بزنه و هر عملیو که در ذهن خودش ارزش می دونه  به عنوان وظیفه انتخاب کنه و  به این دلیله که هرکسی مسئول کارهای خودشه.فعل existo و existee در زبان لاتینی به معنای خروج از ظاهر شدن و بر آمدن است. این اصطلاح با بودن وهستی نیز متعارفه ولی در اصطلاح فلسفه های اگزیستانس این اصطلاح به موجودات آگاه از واقعیت خاص گفته می شه؛ به عبارت دیگه،اگزیستانس به نحوه خاص هستی انسان اطلاق می شه و اگر گاهی ازاگزیستانسیالیسم به اصالت وجود تعبیر می شه ربطی با نظریه اصالت وجود ملاصدرا که در باب مطلق وجوده نداره.وقتی در فلسفه اگزیستانسیالیسم، وجود به معنای تعالی دائمی و گذر از وضع موجود گرفته می شه و اون رو با صیرورت مترادف می دونن با معنای لغوی اون نیز پیوند داره؛ چون گفتیم که معنای لغوی اون ظاهر شدن و بر اومدنه؛پس اگزیستانس موجودیه که مرتباً نو میشه و به صورت دیگری ظاهرمیشه؛ به همین خاطر اگزیستانسیالیست ها مخصوصاً سارتر می گن که وجود انسان بر ماهیتش مقدمه؛ زیرا بین وجود داشتن و انتخاب کردن برای انسان فرقی نیست؛ یعنی وجودش وجود انتخابگره،Existance یعنی نحوه خاص وجودی انسان که یک موجود آزاد گزینش گر و آگاهه ...طبق باور اگزیستانسیالیست ها زندگی  بی معناست مگر اینکه خود شخص به اون معنا بده ؛ این به این معناست که ما خودمون رو در زندگی می یابیم، آنگاه تصمیم می گیریم که به آن معنا یا ماهیت دهیم همان طور که سارتر گفت ما محکومیم به آزادی یعنی انتخابی نداریم جز اینکه انتخاب کنیم؛ و بارمسئولیت انتخابمون رو به دوش بکشیم بعضی مواقع اگزیستانسیالیسم با پوچ گرایی (نهیلیسم)اشتباه گرفته می شه؛ در حالی که با اون متفاوته، پوچ گرایان عقیده دارن که زندگی هیچ هدف و معنایی نداره درحالی که اگزیستانسیالیست ها بر این باورند که انسان باید خودش  معنا و هدف زندگی اش را بسازه.سورن کی یر کگور رو نخستین اگزیستانسیالیست می نامن، میان «اگزیستانسیالیسم بی خدایی» و«اگزیستانسیالیسم مسیحی» تفاوت هست. از میان شناخته شده ترین اگزیستانسیالیست های مسیحیمی توان از سورن کی یر کگور، گابریل مارسل، و کارل یاسپرس نام برد.سارا پورنصرالله?</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Wed, 29 Apr 2020 15:49:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکاف بین نسل ها و همه چیز درباره آن...</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%86-abfg5fgzrror</link>
                <description>Intergenerational gap*قسمت چهاردهم جامعه شناسی به زبون خودمونی*این مطلب یکی ازون گزارش هاییه که با توجه به اینکه معضل جددی ای در همه جای دنیا هست باعث شدتا من به سراغ یکی از اساتید گروه جامعه شناسی برم و سعی کنم این مسئلرو از زبون یک جامعه شناس مطرح کنم؛تا اطلاع بیشتری راجع به شکافی که بین نسل ها هست داشته باشیم.به گزارش خبرگزاری ایسنا،سارا پورنصرالله که در گفت و گو با یک جامعه‌شناس درباره شکاف بین نسلی به این موضوع پرداختند این جامعه شناس گفت: شکاف بین نسلی از مهم ترین موضوعات روز جامعه است که آن باعث اتفاق های مهمی در جامعه میشود همانطور که میدانید وزیر کشور پس از اتفاقات دی ماه سال گذشته، یکی از دلایل آن را تغییر نسل عنوان کرد؛ اگرچه این اتفاقات کاملاً به این موضوع مرتبط نیست اما می‌توان بخشی از آن را به تغییر نسل پیوند داد چون نسل جدیدی به وجود آمده که انتظارات مختلفی دارد ولی در واقعیت به جای این انتظارات با انباشت ناکامی‌ها مواجه شده است.دکتر سیدحسین نبوی درگفت و گو با خبرنگار ایسنا منطقه البرز، در خصوص وضعیت جامعه ایرانی وشکاف بین نسلی گفت:‌ شکاف بین نسلی اغلب در مطبوعات و پژوهش‌ها تحت همین عنوان به کاربرده می‌شود اما پژوهشگران گاهی اوقات تمایل دارند که با عنوان تفاوت‌نسلی از آن نام ببرند یعنی تفاوتی که بین نسل‌های قبل و نسل‌های جدید وجود دارد و امری طبیعی است .نبوی با اشاره به اصطلاحات شکاف بین نسلی، تغییر بین نسلی و تفاوت بین نسلی خاطرنشان کرد: هرکدام از این کلمات که به ظاهر مترادف یکدیگر هستند؛ در ادبیاتی که درباره شکاف بین نسلی موجود است تفاوت‌هایی دارند.وی افزود:  منابعی که درباره این مفهوم شکل گرفته است به سه دسته تقسیم می‌شوند؛ اول منابعی که از گسست نسلی سخن می گویند؛ دوم منابعی که موضوع آنها تفاوت نسلی است و سوم منابعی که درباره شکاف نسلی هستند؛ به همین دلیل نمی‌توان این مفاهیم را به یک معنا دانست .وی خاطرنشان کرد: هرگاه تفاوت‌های بین دو نسل،برای هر دو طرف قابل تحمل‌ باشد و مبدل به یک تضاد نشده‌ باشد می‌توان آن را تفاوت نسلی دانست تا شکاف نسلی، اما در برخی از مواقع ممکن است تفاوت ارزش‌ها و هنجارها از جهات کمی و کیفی بین دو نسل به صورت شدید رخ دهد؛ در چنین وضعیتی این تفاوت‌ها فقط یک ناهماهنگی نیست و پس از مدتی بین آنها تضاد و تناقض عمیقی شکل می‌گیردآنجاست که شکاف بین نسلی شکل می گیرد ؛جامعه ایرانی در حال نزدیک شدن به شکاف بین نسلی استاین جامعه‌شناس ادامه داد: آن چیزی که امروزه در جامعه شاهد آن هستیم از این حکایت دارد که جامعه ما هنوز دچار گسست نشده بلکه به شکاف نسلی تا حدودی درحال نزدیک شدن است .وی افزود: در این جامعه تفاوت نسلی به صورت کامل وجود دارد و قابل مشاهده است و در بعضی مواقع هم شدت پیدا می‌کند و به شکاف نزدیک‌تر می‌شود.نبوی اظهار داشت: سیاستمداران شکاف نسلی را چندان به رسمیت نمی‌شناسند و سعی می‌کنند آن را ناچیز جلوه دهند؛ اما پژوهشگران تمایل بیشتری دارند تا از شکاف نسلی و حتی گسست نسلی که مرحله حادتری به نظر می‌رسد سخن بگویند.این استاد جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی در ادامه گفت: واقعیت امر این است که در هر زمان و مکانی بین نسل والدین و نسل فرزندان تفاوت‌هایی وجود دارد که بیشتر فرهنگی است چون نسل جوان‌تر در ارزش‌ها و هنجارها و در چارچوب‌های تفسیری که دارد ( و بر اساس آن کنش‌هایی را انجام می‌دهد) متفاوت است؛سومریان هم نسبت به آینده جامعه خود نگران بودند.نبوی اضافه کرد: شکاف نسلی خاص جامعه ما نیست و از گذشته‌های دور در جوامع مختلف وجود داشته است؛ به عنوان مثال در جامعه سومریان هم والدین هم نسبت به شیوه رفتاری فرزندان خود اظهار نگرانی می‌کردند و نسبت به تداوم جامعه خود با توجه به رفتار فرزندان اظهار نگران می کردند .این استاد جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی در خصوص دلایل ایجاد شکاف بین دو نسل مختلف توضیح داد: دو دلیل مهمی که می‌توان برای این وضعیت بر شمرد یکی گسترش نقش رسانه‌ها و دیگری سرمایه‌دارانه شدن فرهنگ و جامعه ایران است.وی انقلاب اسلامی سال 57 را به عنوان مبدأ شکل گیری شکاف نسلی در دوره جدید ذکر و خاطرنشان کرد: پس از انقلاب، لایه‌های پایین جامعه، مدیریت سطوح میانی و کلان کشور را در دست گرفتند و به ترویج ارزش‌های ایدئولوژیک در جامعه پرداختند؛ پس از دهه اول، در هر دوره بین نسل‌ها فاصله‌ای ایجاد و رفته رفته شدیدتر شد؛ از دوره سازندگی تا اصلاحات، تا دوره احمدی‌نژاد و تا دوره کنونی،  در هر دوره تفاوت میان نسل قدیم (والدین) و جدید(فرزندان) بیشتر شده و می‌توان گفت که در حال حاضر نسل‌ها دچار نوعی تضاد شده‌اند؛ چون نسل والدین با توجه به محدودیت‌های نسل قبل، نسلی قانع و نسل جدید که تجربه‌ای از رفاه را با خود دارد دارای توقعات و انتظارات زیادی است.نبوی افزود: در این میان رسانه‌های رسمی مانند تلویزیون و رادیو و رسانه‌های غیررسمی مانند شبکه‌های ماهواره‌‌ای وشبکه‌های اجتماعی مختلف هم در بیشتر شدن شکاف‌های بین نسلی و ترویج ارزش‌های مدرن نقش موثری داشته‌اند.نبوی در ادامه به تشریح تأثیرات این وضعیت بر خانواده ایرانی اشاره و خاطرنشان کرد: عمده خانواده‌های امروزی در ایران متشکل از نسل والدین و نسل جدید فرزندان هستند؛ شکاف میان این دو نسل از دوران سازندگی که توزیع ثروت بیشتری در جامعه رخ داد شکل گرفت و بعدها به تدریج افزایش یافت.وی ادامه داد: والدین احساس می‌کردندکه فرزندان آنها تفاوت شدیدی با آنها پیدا کرده‌اند؛ هر چه اختلاف سنی بین والدین و فرزندان در این وضعیت بیشتر می‌شد اختلاف نظرها هم میان این دو نسل افزایش می‌یافت .(ازدواج سفید حاصل شکاف بین نسلی است)نبوی اضافه کرد: اگرچه این وضعیت در دهه اول انقلاب، بحرانی جدی به وجود نیاورد اما در سال‌های اخیر اهمیت زیادی یافت و باعث شکل گیری بحران‌هایی در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی وخانوادگی گردیده است؛ مثلاً ازدواج سفید یکی از پیامدهای این وضعیت در عرصه خانواده است که ازهمین شکاف و تمایل افراد برای زندگی درخارج از خانواده ناشی شده است.وی با بیان اینکه تضاد و شکافی که در درون خانواده رخ داده متزلزل شدن خانواده را به دنبال داشته است؛ گفت: درگذشته حتی اگر والدین با فرزندان خود مشکلی هم داشتند فرزندان والدین خود را در سنین سالمندی رها نمی‌کردند؛ اما مسئله‌ای که امروزه در جامعه شاهد آن هستیم این است که بسیاری این تفکر رادارند که والدین سالمند خود را در نهادهایی که به طور خاص برای این کار شکل گرفته‌اند قرار داده و زندگی راحت خود را در پیش بگیرند.«روند شکاف بین نسلی در جامعه ایرانی شدت گرفته است»این جامعه‌شناس در پاسخ به اینکه با روند فعلی چنین وضعیتی تا کجا پیش خواهد رفت گفت: اگرچه پژوهشی به طور خاص در این زمینه انجام نشده ولی بر حسب شم جامعه شناسی و شعور عملی جامعه شناسانه می‌توان تا حدودی پیش‌بینی کرد که این فرایند و شکاف نسلی احتمالاً شدت پیدا می‌کند.وی افزود: هم به  لحاظ ساز وکارهای اقتصادی جامعه و هم به خاطر ساز و کارهای مربوط به تکنولوژی جامعه می‌توان پیش‌بینی کرد که شکاف بین نسلی رفته رفته افزایش پیدا می‌کند و انتظارات نسل جوان ازنسل کهن‌تر شدت پیدا خواهد کرد.این استاد جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی گفت: بنابراین به طور بالقوه این بحران‌ها همیشه وجودخواهند داشت و هرکجا عامل جدیدی پیدا شود این بحران بالقوه به بحران بالفعل تبدیل می‌شودهمانطور که در دی ماه سال قبل چنین اتفاقاتی رخ داد.وی در خصوص ارتباط تفاوت بین نسل‌ها و حوادث دی ماه سال گذشته اظهار کرد: وزیر کشور پس از این اتفاقات یکی از دلایل آن را  تغییر نسل عنوان کرد؛ اگرچه اتفاقات دی ماه به طور کامل به این موضوع مرتبط نیست اما می‌توان بخشی از آن را به تغییر نسل پیوند داد چون نسل جدیدی به وجود آمده که انتظارات مختلفی دارد ولی در واقعیت به جای این انتظارات با انباشت ناکامی‌ها مواجه شده که به یک انبار باروت تبدیل گردیده است.گفت و گو از سارا پورنصرالله، خبرنگار ایسنا منطقه البرزلینک خبر در خبر گزاری ایسنا:)??http://alborz.isna.ir/default.aspx?NSID=5&amp;amp;amp;SSLID=46&amp;amp;amp;NID=32518</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Tue, 28 Apr 2020 19:55:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره فاجعه چرنوبیل به مناسبت سالروزش</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%A7%D8%AC%D8%B9%D9%87-%DA%86%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C%D9%84-vgmkivjegsbr</link>
                <description>*قسمت سیزدهم جامعه شناسی به زبون خودمونی*سلام سلام دو سه روزی هست که دیدن مینی سریال ۵قسمتی چرنوبیل رو شروع کردم و دیروز بود که چرنوبیل و سرچ کردم و خیلی اتفاقی دیدم که سالروزی که این اتفاق افتاده دقیقا امروز ۲۶آپریله(۶ردیبهشت) حادثه چرنوبیل حادثه ای هسته ایه که ساعتای ۱ونیم شب به وقت مسکو در سال۱۹۸۶(۱۳۶۵) در  جمهوری شوروی سوسیالیستی اوکراین، اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد.ساعات اولیه مسئولهای این اتفاق سعی کردن به نادیده گرفتنش و کسی این اتفاق رو گردن نمیگرفت بلکه حتی اون رو حاشا میکردن و میگفتن چیزه مهمی نیست و فقط یه اتیش سوزی سادس و حتی نمیخواستن که خبر این اتفاق در جایی انتشار پیداکنه که این کار اونها باعث به وجود اومدن اتفاق های خیلی بدتری شد.ماجرا ازین قراره که در نیروگاهی به اسم چرنوبیل در نزدیکی شهر پریپیات در شمال اوکراین که توی اون آزمایش های هسته ای و اتمی انجام میدادن تلفیقی از خطای انسانی و خطای فنی باعث شد  این حادثه اتفاق بیافته و موجب انتشار زیادی از مواد رادیواکتیو با اثرات گستردهٔ بهداشتی و زیست‌محیطی میشه که نیازمند اقدام‌های  برنامه‌ریزی شدهٔ فوری و طولانی‌مدت برای مقابله با اون بوده ؛و انفجار اون  اثرات خیلی بدی روی مردم گذاشت که با حادثه هسته ای فوکوشیما برابری میکنه.علت این حادثه رو  ترکیبی از خطای انسانی و خطای فنی میدونن که در کلید اضطراری به اسمAZ_5 رخداده.کاری که این کلید میتونه بکنه اینه که وقتی رآکتور هسته ای دچار مشکل بشه میشه با استفاده از این کلیداون رو میشه سریعا خاموش کرد و به حالت اولیه برگردوند ، اما متاسفانه به دلیل نداشتن اطلاعات کافی مسئولای اون  بخش و خود بزرگ بینی‌ و بی کفایتی شون اطلاع کامل نداشتن که این کلید همیشه قابل استفاده نیس و حتی گاهی استفاده ازش موجب بدتر کردن شرایط میشهولی متاسفانه از اون استفاده کردن و شرایط رو کاملا بدتر کردن.هدفه این  آزمایش کمک به توسعهٔ یک روش ایمنی در جهت تداوم گردش آب خنک‌کننده در صورت قطعی برق تا زمانی که ژنراتورهای پشتیبان بتونن برق رو تأمین کنن ،بود.وقفهٔ ای که بین قطعی برق و برقراری برق پشتیان حدود یک دقیقه بود؛ اتفاق افتاد و این شصت ثانیه به عنوان یک مشکل امنیتی بالقوه باعث گرم شدن بیش از حد  هسته راکتور شد.در سال های قبل سه ازمون مشابه این انجام شده بود اما هیچکدومشون به سرانجام نرسیده بودن و در این تلاش چهارم، آزمون به مدت ۱۰ ساعت به تعویق افتاد، بنابراین شیفت عملیاتی که برای این آزمایش آموزش دیده بودن، حضور نداشتن، به همین دلیل سرپرست آزمایش موفق به پیروی از دستورالعمل اجرایی فرایند نشد و شرایط عملیاتی ناپایداری رو ایجاد کرد و در پایان مشخص شد که تمام این اتفاق ها به طور عمدی توسط سرپرست آزمایش انجام شده.بر اساس این اتفاق‌ها مقدار زیادی انرژی به‌طور ناگهانی آزاد شد و باعث بخار شدن آب خنک‌کننده‌ای شدکه از قبل به شدت گرم  شده بود و همه این اتفاق ها در نهایت دست به دست هم دادن تا انفجار هسته ای چرنوبیل رخ بده.پروفسور لگاسف شیمی دان و فیزیکدانی بود که برای مشاوره به تیم رسیدگی این اتفاقات در اونجاحضور داشت و رییس کمیسیون بررسی فاجعه چرنوبیل بود،شاید اگه لگاسوف نبود این فاجعه هیچ وقت کنترل نمیشد و حتی ممکن بود در آینده هم اتفاق بیافته.لگاسوف همواره در مورد پیامدهای حادثه چرنوبیل به مطبوعات و مردم گوشزد می‌کرد و خواستار تخلیه شهرهای نزدیک نیروگاه و پاکسازی گیاهان و زمین اطراف نیروگاه بود. او هم‌چنین مطالعه‌های فراوانی درمورد چگونگی دفع تشعشعات انجام داد که کمک بسیار زیادی در مقابله با اون انفجار بود.بعد از پی بردن به نواقص نیروگاه‌های هسته ای به لگاسوف اجازه صحبت کردن درباره فاجعه چرنوبیل ندادن تا امنیت و قدرت شوروی به خطر نیافته.اما لُگاسف بعد از ۲ سال ذخیره این اطلاعات، اعترافاتش را به‌صورت نوار ضبط و در خارج از خانه مخفی کرد و سپس خودش رو به دار آویخت.اگر او با خودکشی خود حقایق را به دست مردم جهان نرسونده بود، مقامات شوروی هرگز به ایرادهای راکتورهای ار.بی.ام. کی (RBMK) اعتراف نمی‌کردند و اصلاح و تعمیر نمی‌شدن ممکن بود این فاجعه دوباره رخ بده.بعد از تموم شدن اون اتفاق اثراتش همچنان باقی مونده و افرادی که در اون شهر و نزدیکی وقوع حادثه بودن به کام مرگ رفتن و همچنین آتشنشان‌ها ،پزشکان،کادر درمانی،کارگران معدن و افرادی که در نیروگاه چرنوبیل مشغول به کار بودن همگی یا بیماری های سخت گرفتن و یا دیگه نتونستن بچه دار شن و یا بعداز چن سال خیلی زود از دنیا رفتن،امار دقیقی از کشته شده های چرنوبیل وجود نداره اما تا الان هنوز اثراتش در اون منطقه وجود داره...ای کاش به جای اینکه وقتی به قدرت میرسیم ؛فقط به فکر منافع خودمون باشیم کمی بزرگ‌تر فکر کنیم و سعی نکنیم که با تصمیم های خودخواهانمون زندگی انسان‌های دیگرو نابود کنیم:) سارا پورنصرالله?</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Sun, 26 Apr 2020 18:22:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نهیلیسم چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D9%86%D9%87%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-fukgpdnn0uei</link>
                <description>(صادق هدایت)قسمت دوازدهم جامعه شناسی به زبون خودمونی:)این قسمت:نهیلیسمنهیلیسم یا پوچ گرایی پدیده ای که به تازگی خیلی بیشتر از قبل اسمشو میشنویم و خیلی ها مخصوصا جوون تر ها بدون اینکه اطلاعات کافی داشته باشن خودشون رو پوچگرا یا همون نهیلیسم می نامن.نهیلیسم به  بی معنی انگاری،هیچ انگاری،نیست انگاری(برگرفته ازnihilلاتین به معنای هیچ)هم گفته میشود.پوچ در فرهنگ لغت فارسی،به معنای میان تهی،بی مغز یا دونه تو خالیه اما برای کلمه پوچ گرایی به تنهایی معنایی تعریف نشده.وقتی در فرهنگ‌ لغت انگلیسی به دنبال معنای کلمه پوچ گرایی میگردیم کلمه نهیلیسم(nihilism )آورده میشه با معناهایی مثل اعتقاد به تباهی و انکار همه چیز و فساد دستگاه های اداری و همچنین معنای روانشناسی اون نیست انگاری گفته میشه.در قسمتی از کتاب ۱۴۰۰ که کتابی با موضوع اندیشه،مذهب و فلسفه است به نقل از حامد دارابی اومده  که سال ۱۴۰۰ سالیه که انسان وجود خدارا نفی میکنه.و دراین سال دیگه هیچ خدایی وجود نداره  چون که انسان ها با تکنولوژی های فراووون  و توجیهای تصویری زندگی و هنر مدرنیته که هر لحظه رو به افزایشه برای خود شون دنبال  توجیح هیچ آفریننده اینیستن.این اندیشه معمولا در ارتباط نزدیک با بدبینی عمیق و شک‌گرایی خیلی زیاده.نهیلیسم اندیشه ای بود که اولین بار توسط هرمان یاکوبی به کار گرفته شد و تفکری بود که با تولدش نوید گفتمان سکولار محور را به بشریت داد‌.درهم آمیختگی عناصر مذهبی و غیر مذهبی،تولد ادم های غمناک،افزایش مصرف گرایی،و تدفین انگیزه های دینی در گورستان صنعت همه و همه نوید ایجاد دنیایی با محوریت و محبوبیت سود و سرمایه واین دنیایی کردن اندیشه های انسانی بود.فریدریش ویلهم نیچه، فیلسوف آلمانی قرن نوزدهم، بیش تراز هر کس دیگه، به نقد باورهای پوچ‌گرایانه ونهیلیسم پرداخت.نیچه نیهیلیسم رو به عنوان یک پدیده شایع در فرهنگ غربی، شناسایی کرد، و معتقد بود که پیامدهای نابودگر آن، در نهایت تمامی احکام اخلاقی، مذهبی و متافیزیکی را به تباهی خواهد کشاند و بزرگترین بحران تاریخ بشر را رقم خواهد زد.در پایان لازمه که بگم توی همه فرهنگ ها و مذهب ها و اقوام اعتقاد داشتن به چیزی امر مهمی در زندگی بوده و حتی گاهی اعتقاد داشتن به تکه ای سنگ باعث بهتر شدن روان انسان ها شده و این امر اثبات شده که اعتقاد و پایبند بودن به امری خیلی بهتر از بی اعتقادی و پوچگراییست زیرا در پوچ گرایی چیزی جز نا امیدی و ترس و فک کردن به چیزای بیهوده وجود نداره:)سارا پورنصرالله ?</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Thu, 23 Apr 2020 12:47:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا تمام رفتارهای انسان اقتصادی است و هرچیزی دراین دنیا قیمت خودش را دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sara.pournasrollah/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%87%D8%B1%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-kncsgyxyfpfy</link>
                <description>*قسمت یازدهم جامعه شناسی به زبون خودمونی*سلام سلام این نوشته با نوشته های قبلی یه خورده ای متفاوته و تفاوتش هم به خاطر اینه که من علاوه بر خوندن رشته جامعه شناسی در دانشگاه و پژوهشگر اجتماعی بودنم خبرنگارم هستم :)و این گزارشیه که برای خبرگزاری ایسنا نوشتم و قطعا خوندنش براتون مفیده پس در ادامه بخونیدش وآگاه بشید که اطرافتون چه خبراییه ولی نمیدونین:)یک جامعه‌شناس می‌گوید اگر جامعه‌شناسان برای مسائل و معضلات اجتماعی چاره‌اندیشی نکنند؛ این معضلات زیر سایه منطق بازار و اقتصاد قرار خواهد گرفت.به گزارش ایسنا منطقه البرز، دکتر حمزه نوذری در نخستین نشست بررسی مسائل اجتماعی_اقتصادیایران با عنوان «آنچه با پول نمی‌توان خرید»(کالایی شدن جامعه) از سوی جهاد دانشگاهی البرز دردانشگاه خوارزمی برگزار شد؛ گفت: مسائل اجتماعی که در گذشته به شیوه‌های دیگری می‌شد با آنهامقابله کرد امروزه به گونه‌ای شده که می‌توان آنها را به صورت پولی در بازارهای مختلف رفع کرد.وی خاطرنشان کرد: اکنون همه چیز را می‌توان با پرداخت پول خرید مانند کرایه دادن کف دست، پیشانی وپشت سر که محلی برای حک کردن تبلیغات شده یا ایستادن در صف‌های گرفتن ویزا، اجاره دادن رحم، گرفتن مدارک تحصیلی در پردیس‌های دانشگاهی، جنگیدن که به عنوان نمونه می‌توان به خرید سربازان مزدور سومالیایی توسط ارتش آمریکا اشاره کرد؛ اینها نمونه‌هایی از بازارهای سیاه هستند.حمزه نوذری در ادامه گفت: سوالی که برای خیلی‌ها به وجود می آید این است که چه اشکالی دارد همه چیز قابل خرید و فروش و مبادله باشد؟ منطق بازار می‌گوید که این اتفاق انتخاب‌های انسان‌ها را بیشترمی‌کند و در مواقعی که توان و انگیزه وجود داشته باشد موردی ندارد.وی افزود: منطق بازارآزاد می‌گوید باید آزادی انتخاب داشته باشیم و این مورد که کسی در صف به جای دیگری بایستد هر دو آزادانه است و هر دو این کار را انتخاب کرده‌اند و این موضوع ارتباطی به دولت ندارد.وی در ادامه گفت: بازار آزاد معتقد است که هر جایی دولت بخواهد منع ایجاد کند بازار سیاه ایجادمی‌شود و مردم باید خودشان انتخاب کنند؛ همچنین خیلی از چیزهایی که بازاری نبودند امروزه بازاری شده‌اند به طوری که حتی خصوصی‌ترین قسمت بدن یک زن (رحم ) اجاره داده می‌شود؛ یا بعضاًمی‌بینیم که مردان روسپی در جامعه ظهور پیدا می‌کنند.این استاد جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی گفت: هر ساله در کشورهای مختلف هزاران کودک معتاد وبیمار از طریق زنان معتاد کنار خیابان به دنیا می‌آیند؛ وقتی برای این قضیه راهکاری ایجاد نشود بازاربرای آن راهکاری را ارائه می‌دهد مثلاً با دادن پول به زنان خیابانی آنها را عقیم کند تا نتوانند فرزند معتادو مسئله‌ساز به دنیا بیاورند.نوذری خاطرنشان کرد: وقتی برای این گونه مسائل دولت‌ها، جامعه‌شناسان‌ و روانشناسان راه حلی ندارند بازار راهکارهایش را عملی می‌کند؛ مانند پول دادن به زن معتاد در ازای عقیم شدنش که حق بچه‌دارشدن ازآن زن گرفته می‌شود.وی افزود: این تضاد درباره اینکه آیا می‌شود حق فرزندآوری انسان‌ها را خرید در بین افراد خیلی مهم است و این سوال پیش می‌آید که حق فرزندآوری مهم‌تر است یا حق بچه‌ای که می‌خواهد به دنیا بیاید؟ که منطق بازار می‌گوید بگذارید انسان‌ها حقوقی که دارند را خرید و فروش کنند و حق فرزندآوریشان را درمقابل مبلغی واگذار کنند.این استاد جامعه‌شناسی افزود: بحث دیگری که در این باره به وجود می‌آید این است که وقتی اشخاصی تصمیم به خرید و فروش کلیه، پایان‌نامه و کارهایی از این دست می‌کنند خودشان آزادانه این را انتخاب نکرده‌اند بلکه آن را یا از سر ترس، تهدید و یا فقر انجام داده‌اند.نوذری در ادامه گفت: چون شرایط عادلانه در کشور نیست و نابرابری و فقر وجود دارد پس با این قضیه مخالفیم؛ به عبارت دیگر اگر تمامی شرایط درکشور عادلانه بود و کسی خواست فرزند خود را بفروشدحقش را دارد پس نباید جلوی آن را گرفت و باآن مقابله کرد؛ اما در واقع چون در جامعه شرایط یکسان نیست عده‌ای همه چیز را خرید و فروش می‌کنند حتی چیزهایی که ناهنجار و خط قرمز هستند.وی ادامه داد: اما عده‌ای دیگر می‌گویند اگر فضیلتی را خرید و فروش کنیم آن را فاسد کرده‌ایم نه به جهت نابرابری بلکه هر فضیلتی اگر خرید و فروش شود فساد ایجاد می‌کند که به آن منطق یا استدلال فسادمی‌گویند.این استاد جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی خاطرنشان کرد: علم اقتصاد می‌گوید که مردم برحسب سود وزیان تصمیم‌هایشان را می‌گیرند و معتقد است که هرکاری ارزشی دارد که می‌توان آن را خرید و باید دید که چه فایده‌ای دارد؛ به عنوان نمونه «گری بکر» اقتصاددانی است که اعتقاد دارد تمام رفتارهای انسان اقتصادی است و قیمتی دارد از جمله ازدواج، عشق، قهوه و... هر چیزی که در این دنیاست قیمتی دارد.نوذری خاطرنشان کرد: مثال‌هایی که زدیم نشان دهنده این هستند که در جوامع برخی از اخلاق و سنن مدنی اگر خرید و فروش شود فاسد می‌شود ولی اقتصاددانان این تفکر را ندارند.وی در پایان بیان کرد: این پرسش‌ها پرسش‌هایی بنیادین هستند و تا زمانی که جامعه شناسان به این پرسش‌ها پاسخ ندهند بازار و نئولیبرالیسم به آن پاسخ می‌دهد و پاسخ هم این است که باید بازاری ایجاد و خرید و فروش‌ها آزادانه انجام شود.سارا پورنصرالله?لینک خبر در خبرگزاری ایسنا:)??http://alborz.isna.ir/default.aspx?NSID=5&amp;amp;amp;SSLID=46&amp;amp;amp;NID=32657</description>
                <category>سارا پورنصرالله</category>
                <author>سارا پورنصرالله</author>
                <pubDate>Wed, 22 Apr 2020 16:48:39 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>