<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سارا علاوش</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@saraalavash</link>
        <description>گاهی قلم به دست چند خطی سیاه می‌کنم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 11:16:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/201537/avatar/o9cMap.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سارا علاوش</title>
            <link>https://virgool.io/@saraalavash</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روز زن مبارک</title>
                <link>https://virgool.io/Sedayezan/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B2%D9%86-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9-rzivjbzp0v1e</link>
                <description>روز زن مبارک!تصویر سازی از روشنک روزبهانیبعد از مدتی طولانی، متنی که در چنلی در تلگرام به چشمم خورد باعث شد نیرویی منو دوباره به اینجا برگردونه برای نوشتن. نوشتن از چیزی که همیشه در مناسبت های این چنین ذهنم رو درگیر میکنه. به اعتقاد من همه ی مناسبت هایی مثل روز زن، روز مرد، روز کودک، روز دانشجو و مناسبت‌هایی این چنینی، بهانه‌ای برای کنشگری به حساب می‌آیند. بهانه‌ای برای صحبت از حقوق نادیده گرفته شده‌ی گروهی، فرصتی ناب برای شنیده شدن صدای افراد. اما بین صدای بلند تبریک و انبوهی هدیه‌های گران‌قیمت و شلوغی بازار جوک‌های مناسبتی (که همگی بهانه‌ای برای شادی‌اند و شادی لازمه‌ی جامعه‌ای سالم است) باید حواسمان به فریاد‌های کسانی که به دنبال احقاق حقوق خود هستد نیز باشد.روز زن صرفا و تنها روزی برای تبریک نیست. اگر بنا باشد همان مردانی که در خیابان با نگاه و کلامشان، به آزار جنسی می‌پردازند، همان مردانی که به بهانه‌ی غیرت، زنان را در بند می‌کشند، همان مردانی که دست به خشونت (از هر نوع) می‌زنند، با تبریک و هدیه‌ای صدای وجدان خود را خاموش نگاه دارند، آنگاه نه تنها هدف اصلی از این مناسبت اجرا نشده بلکه به جایگاه زنان بی‌احترامی افزونی نیز شده است.روز زن بهانه‌ایست برای اندیشیدن.به نقشی که زنان در جامعه ایفا می‌کنند؛ به معلمانی که در کودکی اولین قدم‌های پیشرفت امروز ما را استوار ساختند، به زنانی که با صدای آوازشان عاشق شدیم، به زنانی که زندگی‌شان، دستاورد‌هایشان و سخنانشان، امید روزهای ناامیدی بود. به پرستاران و پزشکانی که زخم‌هایمان را مداوا کردند. و از همه مهم‌تر، به مادرانی که ما را به دنیا آوردند، دستمان را در تمام مسیر گرفتند و علی‌رغم تمام مشکلات، راه‌ را به ما نشان دادند.مهرانگیز دولتشاهی، اولین سفیر زن ایران در تاریخ معاصرروز مادر، بهانه‌ایست برای تقدس زدایی از این وظیفه‌ی دشوار که در لفاف کلماتی عاشقانه و توصیفاتی مبالغه‌آمیز پیچیده شده. بهانه‌ایست برای انکه واقعیت دشوار مادری کردن را بدون فیلتر بیان‌ کنیم. دست مادران‌ را بگیریم و آن‌ها را در مسیری پر از پستی و بلندی یاری کنیم. و این حداقل پاسخ ما به لطف مادرانمان خواهد بود.روز زن، بهانه‌ایست که ما زنان، با خود تکرار کنیم: هر چه تبر زدند مرا، زخم نشد، جوانه شد...روزی که کنار هدایایی که خاطره سازند، به پای حرف‌هایی واقعی بنشینیم. حرف‌هایی که اگر شنیده شوند، شاید تغییری بزرگ در جهان امروز ایجاد نکنند، اما حداقل فضایی امن برای روح‌های مستقل و بزرگی خواهند ساخت که به وسیله‌های مختلف سرکوب شده‌اند.قمرالملوک وزیریشاید روز زن بعدی، یک سال دیگر، تغییر کوچکی در خانه‌هایمان ایجاد کنیم. و حرف نهایی:این‌ها اندیشه‌ی شبانه‌ی من است و نه حرف‌هایی بزرگ که بناست به تغییری بزرگ بینجامد. این‌ها جملاتیست که شاید موقع پر کردن فرم بیمارستان وقتی تنها باید نام پدرمان را وارد کنیم، وقتی در پارک‌ها کسی را در حین ارتکاب به آزار جنسی به زنان می‌بینیم، وقتی در خانه زنی به تنهایی بار همه چیز را به دوش می‌کشد، از گوشه‌ی ذهنمان بگذرد. شاید بلند شویم و کاری کنیم. که حداقل بهای زندگی قدم‌های کوچکی برای تغییرات کوچک است. که سال بعد به یاد آوریم اندکی بزرگ‌تر شدیم. اندکی بهتر.این‌ها شروعی برای من و همه‌ی ماست تا از خودمان شروع کنیم. از پشت پرده‌ی جنسیت‌زدگی آشکار و پنهانی که همه‌ی ما را در چنگال خود گرفته اندک اندک رها شویم و به دنبال روشنایی حرکت کنیم.و در نهایت:تقدیم به مادرم که مستقل بودن را به من یاد داد. تقدیم به معلم‌هایم که یاد دادند چگونه فکر کنم، چگونه بنویسم، و چگونه بهتر زندگی کنم. تقدیم به زنانی که با قدم‌هایشان در تاریخ، باعث شدند امروز من از همین حقوق برخوردار باشم. تقدیم به زنان همسایه‌ام در افغانستان که زیر بار افکار پوسیده‌ زندگی می‌کنند. تقدیم به روح تمامی زنانی که در این سال‌ها زیر تیغ داس تعصب به قتل رسیدند. تقدیم به تمام شاعران، ورزشکاران، کنشگران، سیاست‌مداران، موسیقی‌دان‌های تاثیرگزار زندگی‌ام که نشان دادند چگونه می توان جوانه‌ای شاداب در میان قلوه سنگ‌ها بود.به لب‌هایم مزن قفل خموشیکه در دل قصه‌ای ناگفته دارمز پایم باز کن بند گران راکزین سودا دلی آشفته دارمبه لب‌هایم مزن قفل خموشیکه من باید بگویم راز خود رابه گوش مردم عالم رسانمطنین آتشین آواز خود را«فروغ فرخزاد»فروغ فرخزادروزتان مبارک زنان بزرگ. </description>
                <category>سارا علاوش</category>
                <author>سارا علاوش</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jan 2022 23:57:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رازی خون‌آلود در زندگی زنان و ترنس‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@saraalavash/%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-mnmjews8k7vr</link>
                <description>۲۸ می روز جهانی بهداشت قاعدگیهر یک از ما تجربه‌های دردناکی از قاعدگی در زندگی خود داریم. هر کسی که جزو این جامعه باشد اعم از خود زنان و حتی ترنسجندرها، تجربیات تلخی از روزهای قاعدگی خود دارد. (لطفا توجه کنید که در اینجا منظور از ترنس‌ها، ترنس‌های مرد است. کسانی که بدن منتسب به زنان دارند.)زمانی که در داروخانه و سوپرمارکت با صدای آرام و زیر نگاه سنگین دیگران گفتیم :«ببخشید آقا نوار بهداشتی دارین؟». زمانی که کیسه‌ی مشکی به دست با درد وحشتناک در خیابان قدم زدیم. زمانی که حال روحی خوبی نداشتیم و به اتفاقات بد جامعه ربط می‌دادیم. زمانی که دل درد و کمر درد امان‌مان را می‌برید اما بازهم باید پای به پای بقیه اعضای خانواده می‌بودیم. حتی به آقایان خدمت می‌رساندیم. روزهایی که نمی توانستیم روزه بگیریم اما برای اینکه کسی نفهمد پریودیم، برای سحر بیدار می‌شدیم. این‌ها همان خاطرات تلخی هستند که در نوجوانی ما حک شده‌اند. خاطراتی که از بیان‌شان شرم داریم. شرمی که زیر فشار سنگین جامعه مردسالار بر ما تحمیل شده. شرم از طبیعی‌ترین اتفاق بدن. اتفاقی که وجود هر یک از شما که این مطلب را می‌خوانید فارغ از جنسیت‌تان، شغل و مقام‌ اجتماعی‌تان بخاطر آن بوده است.هر سال ۲۸ می را روز جهانی بهداشت قاعدگی می‌نامند و هدف از نام‌گذاری این روز افزایش آگاهی درباره‌ی بهداشت قاعدگی، کمک به شرایط و از بین بردن تابوهای مرتبط با آن است. ۲۸ می به عنوان نماد و سنبلی  از این پدیده‌ی شگفت‌انگیز است.جالب است بدانید که ناآگاهی و همچنین عدم دسترسی به امکانات لازم در دوران قاعدگی، می‌تواند سلامت زنان، دختران و ترنس‌ها را به خطر بیندازد.در حین نوشتن این مطلب، به دنبال خواندن روایت‌هایی از اولین پریود افراد رفتم. روایت‌هایی دردناک و البته کمی ترسناک!یکی نوشته بود:کلاس دوم راهنمایی که بودم، مربی پرورشی ما به کلاس آمد، چادرش را روی میز گذاشت و با جدیت گفت «ممکن است خیلی از شما تاکنون پریود شده باشید و برخی نیز نه. اما هرکدام که پریود شدید بدون آنکه پدر و برادران‌تان متوجه شوند سراغ مادر و خواهرتان بروید و از آن‌ها بخواهید دو سیلی به شما بزنند. هیچ وقت درباره‌ی پریودتان با کسی صحبت نکنید. قبیح است. شما در آن دوران ناپاکید. و نباید به قرآن و حتی سجاده دست بزنید.»ناپاک، قبیح، نجس! کلماتی که در یکی از سخت‌ترین روزهای زندگی زمانی که به علت به هم ریختن هورمون‌ها، شرایط روحی بدی داریم و درد جسمانی امان‌مان را بریده‌است به ما نسبت داده می‌شوند.یکی دیگر نوشته بود:وقتی سردرد دارم می‌تونم از همکارم درخواست مرخصی کنم. یا فریاد بزنم من سردرد دارم می‌شه رو اعصاب من نرین؟ ولی وقتی پریود میشم باید تا آخر هفته همون درد و خستگی و حال بد رو تحمل کنم و هیچی نگم. حتی توی خونه!روایت‌هایی عجیب‌تری نیز بود. میان کامنت‌های مختلفی که می‌خواندم چشمم به یک سنت عجیب افتاد. دختر و زن پریود، نباید سر دیگ نذری بروند! و مثال‌هایی به مراتب عجیب‌تر و دردناک‌تر که مجال نام‌بردن‌شان نیست. مثال‌هایی که در تار و پود روزمرگی‌های‌مان می‌توان یافت.شرمی به رنگ سرخ!و اما راه حل؟ تنها و تنها یک راه حل برای از بین بردن تمام درد‌های تحمیل شده به زنان و ترنس‌ها، می‌توان یافت: آگاهی!اول از همه آگاهی بخشی به خود دختران، زنان و ترنس‌ها. آگاهی از پدیده‌ی شگفت‌انگیزی که در وجودشان اتفاق می‌افتد. آموزش چرخه‌ی قاعدگی، سندرم پیش از قاعدگی یا PMS.و البته آموزش صحیح به پسران و مردان. مطمئنم بسیاری از ما حداقل یک بار آرزو داشتیم در دورانی که به علت پریود ناخوش احوالیم، پدرمان با دمنوشی سراغ‌مان بیاید و حال‌مان را بپرسد و ما بدون خجالت با او درباره‌ی وضعیت‌مان صحبت کنیم. آرزویی که همچنان در قرن ۲۱ خیلی‌ها از برآورده شدنش ناامیدند.البته که هیچ گاه نباید آن دسته از خانواده‌هایی را که با عشق فرزندانشان را در آن روزها حمایت می‌کنند نادیده گرفت! کاش روزی برسد که همه‌ی افراد دنیا به این حد از عشق و آرامش دست یابند.و اما کمی بیشتر درباره‌ی ۲۸ می بخوانید:این روز در ۲۸ ماه می توسط انجمن واش یونایتد (Wash United) مستقر در برلین آلمان به نام روز جهانی بهداشت قاعدگی نام‌گذاری شده است. چون ماه می پنجمین ماه سال است و بسیاری از بانوان و ترنس‌ها هم به‌ طور متوسط پنج روز در هر ماه دچار خونریزی می‌شوند و چرخه قاعدگی آنان معمولاً ۲۸ روز است، ۲۸ ماه می به‌عنوان نمادی برای توجه به بهداشت قاعدگی انتخاب شده است.هرسال در ۲۸ ماه می برای افزایش آگاهی در زمینه اهمیت مدیریت بهداشت قاعدگی و از بین رفتن تابوها علیه زنان و دختران نوجوان در بسیاری از کشورهای جهان جشن گرفته می‌شود؛ موضوعی که مورد حمایت بیش از ۲۷۰ شرکت جهانی است.در سال ۲۰۱۹ نیز جایزه‌ی اسکار بهترین مستند کوتاه به مستندی با همین مضمون و درباره‌ی «قاعدگی زنان در هند» به رایکا زهتابچی، سینماگر آمریکایی-ایرانی‌الاصل، اهدا شد. و همین نشانی از بهتر شدن وضعیت زنان است. نشانی از برچیده شدن این تابوی ننگین در برخی کشورها. هر چند که قدم‌های قانونی و مردمی در کشور ما، بسیار کوچک و لاک‌پشتی بوده است.استفاده از نوار بهداشتی و تامپون برای مردم در دوران پریود اصلی‌ترین نیاز آنان است.  این درحالی‌است که دسترسی به این موارد برای بسیاری همچنان سخت و گاهی غیرممکن است. کمپین پریود مجانی (#FreePERIODS) یکی از کارزارهایی‌است که برای تهیه نوار بهداشتی مجانی و اطمینان از دسترسی آسان و ارزان قیمت همه زنان و دختران به وسایل مورد نیاز در این دوران به راه افتاده است. حرکتی که ما باید در هنگام زلزله‌ها و سیل‌های چند سال اخیر و عدم دسترسی زنان به نوار بهداشتی و تامپون شاهد آن می‌بودیم. که به علت فرهنگ اشتباه و نبود قانون موفق،‌ تنها در سطح کوچک و مردمی شاهد مواردی از آن بودیم.آمیکا جورج، دانشجوی دانشگاه کمبریج و یکی از فعالان کمپین پریود مجانی که در فراهم کردن محصولات بهداشتی در مدارس بریتانیا موثر بوده‌است در توییتی گفته است:«بیایید به یاد داشته باشیم که هر کس حق دارد قاعدگی خود را با احترام و بدون احساس شرم بگذراند. هیچ کس نباید به این دلیل که خونریزی می‌کند در معرض آسیب قرار گیرد. بهداشت قاعدگی یک حق است، نه امتیاز!»قاعدگی، پدیده‌ای شگفت‌انگیزفرقی نمی‌کند جنسیت‌تان چیست. اگر شما هم به دنبال تغییر جهان اطراف‌تان هستید،‌خواندن دو مطلب زیر خالی از لطف نیست. فراموش نکنید که تغییرات بزرگ و در سطح اجتماعی، از تغییراتی کوچک و در سطح فردی شروع می‌شوند. دو متن زیر حاوی لینک به دو مقاله خوب در این زمینه می‌باشند.سندرم پیش از قاعدگی، مجموعه‌ای از علایم جسمی، روانی و احساسات مرتبط با چرخه قاعدگی در زنان است.بانوان هر 28 روز یک چرخه قاعدگی را تجربه کرده و پشت سر می گذارند.</description>
                <category>سارا علاوش</category>
                <author>سارا علاوش</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2020 19:13:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فریاد امید در سال کرونا!</title>
                <link>https://virgool.io/@saraalavash/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-y6i3qgxj4liw</link>
                <description>عکسی از النا قربانی (برای مشاهده‌ی عکس‌های بیشتر ایشان از پیج ghorbani_elena در اینستاگرام دیدن کنید.)ای کاش امشب که سرها بر بالین نهادیماز خانه‌ها بانگ آواز برآید و در این کوچه سار شب، کسی خانه‌هایمان را دق الباب کند و مژده بهاران دهد!کاش یکی گنجه‌ای از مژدگانی برای‌مان به ارمغان آوَرَد.کاش امشب بیگانه‌‌ای با کوله‌باری از لبخند سراغ‌مان آید.کاش آن پیک سرزمین‌های افسانه‌ای کودکی‌هایمان، هنوز کمی رنگِ خوشبختی در خورجینش داشته باشد تا بر بوم خاکستری زندگی‌هایمان بپاشد.کاش هنوز مشتی آرامش باقی مانده‌ باشد تا بر کنجی از کاسه‌ی گدایی‌مان بنشیند.کاش هنوز در آن جعبه‌ی جادویی، میان نگرانی‌ها، ترس‌ها و غم‌ها جایی برای خیال‌های خوش، باشد!کاش هنوز به این بوی تعفن‌آور بدیمنی روزگار عادت نکرده باشیم؛ چرا که در صندوقچه‌ی خاطرات‌مان، هنوز کمی از عطر غذای خانه‌ی مادربزرگ و پدربزرگ، عطر کاغذ‌های کتاب، عطر تن معشوق و عطر خاک باران‌خورده باقی مانده است.کاش یک نفر، بهانه‌های خوشبختی را میان تلخی مسری روزگاران‌مان جای دهد.کاش یک نفر به سوی‌مان آید و حصار سیاه زندان سرد تنهایی را در هم بشکند.ای کاش امشب که سرها بر بالین نهادیم، از خانه‌های‌مان بانگ آواز برآید که:ای خدا؛ ای فلک؛ ای طبیعت؛شام تاریک ما را سحر کن!نوشته‌ای از: سارا علاوش</description>
                <category>سارا علاوش</category>
                <author>سارا علاوش</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2020 17:31:20 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>