<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سارا صدرالدینی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sarasadredini</link>
        <description>مسیری که در اونی تو رو تعریف میکنه، نه مقصدی که دراش ایستادی.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 09:57:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1649002/avatar/7xJdXf.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سارا صدرالدینی</title>
            <link>https://virgool.io/@sarasadredini</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تکنیک وقفه تربیتی در کودکان را چگونه استفاده کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/how-to-use-the-educational-interruption-technique-in-children-afbwzvjcqtoi</link>
                <description>تکنیک وقفه تربیتی کودک یا تایم اوت (Time Out) زمانی است که کودک از مکانی که رفتار نامناسب داشته، برده می‌شود. او به دور از تمام وسایل جذاب و تفریحات است و هیچ‌گونه توجهی دریافت نمی‌کند، همچنین نمی‌تواند با والدین‌اش یا هرکس دیگری ارتباط برقرار کند. وقفه تربیتی برای کودک خسته کننده تلقی می‌شود.تکنیک وقفه تربیتی برای همه سوء رفتارها استفاده نمی‌شود؛ می‌توان برخی از این رفتارها مثل گریه کردن یا نق زدن را نادیده گرفت. پرت کردن حواس فرزند‌تان با یک آهنگ یا اسباب بازی احتمالا جلوی رفتار بد او را می‌گیرد. اما گاهی نه با نادیده گرفتن و نه با پرت کردن حواس، آنها دست از رفتار نامناسب‌شان بر نمی‌دارند.به همین خاطر برخی والدین و مراقب‌ها از تکنیک تایم اوت بهره می‌برند، که در ادامه به نحوه انجام آن و نقاط ضعف این تکنیک می‌پردازیم.مادر و کودکوقفه تربیتی کودک چیست؟تایم اوت تکنیکی است که والدین و مربیان برای منضبط کردن کودکان اجرا می‌کنند. وقتی روان‌شناس آمریکایی Montrose wolf این روش را پیشنهاد داد، قصد داشت وسیله‌ای بدون خشونت برای تعلیم و تربیت کودکان مهیا کند.در این روش کودک با توجه به رفتارهایش توجه والدین را دریافت می‌کند، بزرگ‌ترها با دیدن رفتارهای نامناسب توجه خود را دریغ می‌کنند و کودک به خاطر رفتاراش با رفتن به انزوای اجتماعی (تایم اوت) تنبیه می‌شود.بعد از چند دهه روش او همچنان محبوب است اما به شکلی افراطی و به دور از شکل واقعی‌اش استفاده می‌شود. بنابراین در تایم اوت کودک برای مدتی به اتاق دیگر یا مکانی به دور از والدین و سایر کودکان می‌رود. والدین و مراقبان باید توجه کنند که کنترل احساسات خودشان (مثل خشم) در اجرای تایم اوت اهمیت دارد.روش اجرایی وقفه تربیتی کودکانمرحله اول: رفتار را بررسی کنید و به او اخطار دهیدقبل از اجرای آن، به او اخطار دهید. با صدایی آرام به فرزند‌تان بگویید که اگر به رفتار نامناسب‌اش ادامه دهد به اتاق‌اش می‌رود و اجازه ندارد با کسی صحبت کرده یا بازی کند. همیشه بعد از اخطار دادن اگر رفتار همچنان ادامه داشت، تایم اوت را اجرا کنید در غیر این صورت دیگر حرف‌تان را گوش نمی‌دهد.مرحله دوم: دلیل‌اش را به او بگوییدبه کودک بگویید تایم اوت اجرا خواهد شد و دلیل‌اش را هم بیان کنید. به او بگویید دلیل اینکه باید در اتاق تنها باشد و در این حین کسی با او حرف نمیز‌ند چیست؛ بهتر است این را تنها یک مرتبه ذکر کنید. جملات‌تان با لحنی آرام اما راسخ باشند. در این مرحله موارد زیر را انجام ندهید:· سخنرانی، پرخاش، عیب‌جویی، یا دعوا نکنید· هیچ عذر و بهانه‌ای را نپذیرید· در حین اینکه او را به محل تایم اوت می‌برید، با او صحبت نکنید· جیغ زدن، اعتراض کردن و قول دادن برای بچه خوبی بودن را نادیده بگیریدکودک و عروسکمرحله سوم: آیا کودک در محل وقفه تربیتی قرار دارداگر کودک لجباز، از رفتن به محل تایم اوت امتناع کرد، دست‌اش را بگیرید، آرام و ایمن او را بلند کنید و به سمت محل تایم اوت ببرید. به او بگویید تا زمانی که اجازه نداده‌اید، نمی‌تواند از آن محل بیرون آید. زمانی که کودک در محل وقفه تربیتی است:· اجازه ندهید کسی با او صحبت کند· اجازه ندهید با چیزی بازی کندنشاندن کودک در آن محل در حرف آسان‌تر از عمل کردن‌ است. اگر کودک از محل تایم اوت خارج شد دوباره او را برگردانید و صحبتی با او نکنید.مرحله چهارم: پایان تایم اوتوقفه تربیتی اغلب برای کودکان نوپا و پیش دبستانی بین ۲ تا ۵ دقیقه طول می‌کشد. قانون خوبی وجود دارد مبنی بر اینکه با توجه به سن کودک به همان میزان ۱ دقیقه تایم اوت در نظر بگیرید. یعنی کودک ۲ ساله، ۲ دقیقه در محل تایم اوت باید باشد و بچه ۳ ساله برای ۳ دقیقه.قبل از خارج شدن از محل تایم اوت بهتر است کودک ساکت باشد. وقتی حدود ۵ ثانیه در انتهای تایم اوت ساکت بود، خبر دهید که تایم اوت به پایان رسیده. اگر فرزند‌تان قوانین خانه را شکسته یا کار خطرناکی کرده می‌توانید رفتاری که از این به بعد از او انتظار دارید را دوباره به یادش آورید.مرحله پنجم: تحسین کار خوب بعدی کودکبر روی کار مثبت بعدی او تمرکز کرده و با شوق و ذوق تحسین‌اش کنید. اگر فرزند‌تان بعد از تایم اوت همچنان حرف شما را گوش نداد، بهتر است تایم اوت را دوباره اجرا کنید. ممکن است چندین بار طول بکشد تا کودک متوجه شود و یاد بگیرد شما کاری که می‌گویید را عملی می‌کنید.کودک غمگیننقاط ضعف تکنیک وقفه تربیتیاز نظر روان‌شناختی، کودکان ممکن است نسبت به تایم اوت به همان اندازه بد واکنش نشان دهند که به تنبیه جسمانی. انزوای اجتماعی و طرد، درست مثل تنبیه فیزیکی همراه با حس شرم‌ساری تجربه می‌شوند.تجربیات شرم‌آور، کودک (یا بزرگسالان) را به سمت این باور سوق می‌دهد که نه فقط رفتاراش بلکه شخصِ خودش بد و نامناسب است، حتی اگر والدین عمل را از کودک جدا کنند. برای اینکه کودک با حس شرم‌ساری کنار آید اغلب با حمله به خود، دیگران، دوری‌جویی و انزوا واکنش نشان‌ می‌دهد.از لحاظ زیستی در مغز انسان طرد شدن مشابه با درد جسمانی تجربه می‌شود و شرم‌ساری به شدت با مفهوم استرس گره خورده. اگر مراقبان، کودکان را در معرض شرم‌ساری مزمن قرار دهند و رابطه‌ای همدلانه با آنها نداشته باشند ممکن است باعث شود کودک نتواند هیجانا‌ت‌اش را تنظیم کند و احتمالا ویژگی‌های نارسیستیک (خودشیفته) یا اضطراب و افسردگی مبنی بر شرم در خود گسترش می‌دهد.نکته منفی دیگر تایم اوت این است که به کودک یاد می‌دهد یک فرد باید خود را از بقیه جدا کند، به جای اینکه بماند و راهی برای حل مسئله بیابد. حتی اگر والدین بعد از تایم اوت با کودک در اینباره حرف بزنند، طرد اتفاق افتاده و کودک برای کنار آمدن با شرم‌ساری‌اش مکانیسمی پیش گرفته.منضبط کردن با تنبیه  متفاوت است. از نظر برخی روان‌شناسان وقفه تربیتی نوعی تنبیه می‌باشد. منضبط کردن شامل اِعمال محدودیت و تصحیح رفتار کودک است. در اینجا کودک را راهنمایی کرده و آموزش می‌دهید تا کنترل خود را یاد بگیرد و رفتار نامناسب‌اش را تشخیص دهد.اگر فکر می‌کنید تکنیک‌های تربیتی به شما و فرزند‌تان کمکی نمی‌کنند، می‌توانید به متخصصین سلامت روان مراجعه کنید. روان‌شناسان کودک کلینیک روان‌شناسی چمان قادراند در این زمینه به شما و فرزند‌تان یاری رسانند.مطالب دیگر من با عنوان: چرا کودکان دست به دزدی میزنند؟مطلب دیگر من با عنوان: نشانه‌های اختلال نافرمانی مقابله‌ای در کودکان چیست؟</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Sat, 03 Sep 2022 13:54:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاب آوری چیست؟ افراد تاب آور چه ویژگی هایی دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/what-is-resilience-what-are-the-characteristics-of-resilient-people-k2hurlmafsuf</link>
                <description>آیا تا به حال کسی رو دیدید که زندگیش بدون هیچ مشکل و یا دغدغه ‌ای سپری بشه؟ یا کسی رو میشناسید که قبل از خواب، افکار منفی به ذهنش هجوم نیاروند؟ فکر نمکینم همچین انسانی تا به حال متولد شده باشه مگر در موارد استثنایی، همه‌ ی ما در طول عمر کوتاه‌امون با مشکلاتی رو به رو میشیم، برای نمونه از دست دادن عزیزانمون، شکست عشقی، مورد خیانت قرار گرفتن، بچه ‌دار نشدن، بلایای طبیعی، درگیر شدن خودمون یا اطرافیان‌مون به بیماری‌های جسمی یا روانشناختی و کلی مسائل ریز و درشت دیگه که هر چقدر بخوایم با سرعت ازشون فرار کنیم باز به تله‌اشون میوفتیم.بعضی‌هامون این مشکلات رو تاب میاریم و تحمل میکنیم و برخی دیگه‌امون زمین میخوریم و گاهی خیلی سخت و دیر دوباره بلند میشویم، درسته که تاب آوری برابر این مشکلات سخته و بار زیادی روی شونه‌هامون میگذاره ولی برای ادامه دادن به زندگی، یکی از معدود‌ انتخاب‌هایی که داریم بالا بردن همین تاب آوریه.گیاه&quot;تاب آوری&quot; یعنی وقتی افراد در شرایط سختِ زندگی زمین می‌خورند، قوی‌تر از قبل دوباره بلند ‌می‌شوند. اشخاص تاب آور اجازه نمی‌دهند سختی‌ها، ضربه‌های روحی یا شکست‌هاشون بر اون‌ها غلبه کند، اونها به جای اینکه تسلیم این اتفاقات شوند به دنبال راه حل می‌گردند و در نهایت راهی برای التیام بخشیدن به زخمشون و ادامه دادن به سمت هدف‌هاشون پیدا می‌کنند.در ادامه مطلب درباره‌ی نشانه ‌های تاب آوری و انواعش بیشتر توضیح داده‌ام.تعریف تاب آوریهمون طور که بالاتر هم توضیح دادیم &quot;تاب آوری&quot; توانایی کنار آمدن و دوباره برخواستن از عقبگردهای مسیر زندگیه. اشخاصی که هنگام مواجهه با اتفاقات سهمگین با آرامش برخورد میکنند، دارای خصوصیت تاب آوری هستند، این افراد از نقاط قوت‌ و مهارت‌هاشون برای پیدا کردن حل مسئله‌ای مناسب برای اون مشکل بهره می‌برند.به جای غرق شدن در امواج نا امیدی و فرار از مشکلات، افراد تاب آور با سختی‌های زندگی سرشاخ میشوند؛ شاید تصور کنید تاب آورها استرس یا احساس فقدان و اضطراب کمتری نسبت به بقیه مردم دارند اما این طور نیست، اونها هم درست مثل سایرین هیجانات شدیدی رو تجربه می‌کنند. تنها تفاوت‌شون در اینه که تاب‌ آورها از روش‌های سالم‌تری برای مدیریت چالش‌ها استفاده میکنند به نحوی که باعت رشد و قوی‌تر شدنشون میشود.افراد تاب آور خوش‌بین هستند، &quot;خوش‌بینی&quot; استرس موجود در موقعیت‌های آزاردهنده رو کمرنگ ‌تر میکند. انگار شما به منبعی در ذهنتون رجوع کردید که ارزیابی‌های بهتری از اونچه که اشتباه پیش رفته انجام میده؛ اینطوری ممکنه بتونید راه‌های مفیدتر و کاربردی‌تری رو برای حل اون چالش در نظر بگیرید.گل آفتاب گردانشاید در ذهنتون سوال پیش بیاد که آیا افرادی که تروما یا ضربه روحی‌ تجربه کردند، تاب آوری کمتری دارند؟ پاسخ &quot;نه&quot; هست. تجربه کردن تروما در گذشته لزوما تاب آوری شما رو کمتر از انسان‌های دیگه‌ای که چنین تجربیات نداشتند نمیکند، برعکس ممکنه حتی تاب آوری این افراد بعد از درمان استرس پس از سانحه‌اشون بسیار بالا برود. البته کسانی هم هستند که بعد از تجربه‌ی تروما به روش‌های نامناسبی برای کنار آمدن با احساساتشون رو می‌آورند مثل مواد مخدر یا الکل که ممکنه تاثیرات منفی‌ای در توانایی اونها برای مقابله با این چالش‌ها بگذارد.نشانه‌های افراد تاب آور چیست؟افراد تاب آور ویژگی‌های خاصی دارند که به اونها در برابر چالش‌های زندگی کمک میکند که باهم به برخی از این ویژگی‌ها اشاره میکنیم.من یک بازمانده‌ام: وقتی افراد تاب آوری داشته باشند خود را به چشم کسی که نجات یافته می‌بینند، این افراد می‌دانند که حتی اگر اوضاع دشوار شود همچنان میتونن به راهشون ادامه بدهند و از پسش برآیند.سیستم تنظیم هیجان کارآمد: بخش زیادی از تاب آوری بستگی به این دارد که افراد چقدر توانایی مدیریت هیجان‌هاشون رو هنگام روبه‌ رو شدن با موقعیت استرس‌زا دارند. مدیریت کردن هیجان به معنای این نیست که اون هیجانات رو تجربه نمی‌کنند، افراد تاب آور به اندازه بقیه انسان‌ها ممکنه عصبانی، غمگین و یا وحشت‌زده شوند؛ اما تفاوت‌شون در اینه که تاب آورها به این واقعیت آگاه‌اند که چنین هیجاناتی موقتی هستند و میتونن اونها رو تا زمانی که بگذرند مدیریت کنند.مرد ایستادهکنترل اوضاع را در دست دارند: افراد تاب آور تمرکزشون رو روی کنترل درونی میگذارند به این معنی که معتقد هستند رفتارها و تصمیماتشون میتونن نقش مهمی در نتایج و پیامدهای یک اتفاق داشته باشند.مهارت حل مسئله دارند: وقتی سر و کله ‌ی مشکلی پیدا میشود، افراد تاب آور با دیدی عقلانی به اوضاع نگاه می‌کنند و سعی دارند راه حلی پیدا کنند که واقعا باعث تغییر و ایجاد تفاوت ‌شود.خود-شفقت ورزی دارند: یکی دیگر از نشانه‌های تاب آورها اینه که خودشون رو پذیرفتن و خود-شفقت ورزی دارند، اونها خصوصا در شرایط چالش برانگیز با خودشون مهربان رفتار میکنند.حمایت اجتماعی دارند: داشتن شبکه‌ای از افراد حامی نشانه‌ی دیگری از این افراد است، اونها اهمیت حمایت شدن توسط دیگران رو می‌دانند و وقتی به این حمایت نیاز داشته باشند حتما از دیگران درخواست‌ می‌کنند.انواع تاب آوری چه هستند؟تابستون یکی از دوستانم که با هم به کلاس مشترکی میرفتیم گفت به خاطر گرمی هوا قصد ندارد از خانه بیرون بیاید، درسته که بیرون رفتن سر ظهر اونم در دمای ۴۰ درجه سانتی‌گراد کار خیلی سختیه اما همون‌جا به یاد مردم جنوب ایران افتادم که گاهی دمای شهرشون در تابستون به ۵۰ درجه هم میرسد و مجبوراند در این هوا به زندگی روزمره خودشون ادامه بدهند.شاید فکر کنید تاب آور بودن فقط درباره مشکلات بزرگ زندگیه یعنی همون مسائلی که پتانسیل زمین زدن ما رو از نظر جسمی و روانی دارند اما تحمل هوای خیلی گرمِ تابستون یا هوای خیلی سردِ زمستون هم نوعی تاب آوردن محسوب میشه. تاب آوری میتونه در حوزه‌های متفاوتی از زندگی ما خودش رو نشون بده و به کمکمون بیاد.تاب آوری جسمانیتاب آوری فیزیکی به این اشاره دارد که چطور بدن ما با تغییرات کنار می‌آید و چگونه از بیماری‌ها و جراحات بهبود میابد. تحقیقات نشان میدهند این نوع از تاب آوری نقش مهمی در سلامت عمومی بدن ایفا میکند؛ همچنین روی نحوه واکنش افراد نسبت به تغییرات حاصل از افزایش سن هم موثر است.خستگیتاب آوری روانیاین نوع از تاب آوری یعنی توانایی فرد در سازگار کردن خودش با شرایط؛ این افراد انعطاف پذیراند و در شرایط استرس‌زا آرام می‌مانند. این تاب آوری روانی بهشون کمک می‌کند تا مشکلات را حل کرده و به جلو حرکت کنند، و امیدوار باقی بمانند حتی وقتی در حال عقب‌گرد هستند.تاب آوری هیجانییعنی توانایی تنظیم هیجانات هنگام روبه‌رو شدن با استرس و شرایط طاقت‌فرسا، اونها از واکنش‌های هیجانیشون آگاه‌اند و تمایل دارند بیشتر با دنیای درونیشون مرتبط باشند؛ دقیقا به همین دلیل توانایی این رو دارند که ذهنشون رو آروم کنند و موقع دست و پنجه نرم کردن با تجربیات تلخ هیجاناتشون رو مدیریت کنند.این نوع از تاب آوری به ایجاد خوش‌بینی هم کمک میکند، چون انها متوجه این هستند که مشکلات و سختی‌ها بالاخره روزی تموم میشوند و تا ابد باقی نمی‌مانند.تاب آوری اجتماعییعنی توانایی گروه‌ها در برخواستن دوباره از شرایط سخت، و شامل کسانی‌ست که با یکدیگر کار می‌کنند و با هم همراه میشوند تا مشکلی رو حل کنند که همه‌شون رو هم از نظر فردی هم از نظر جمعی تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ اینکه مردم بعد از فجایع اجتماعی گرد هم می‌آیند و هم دیگه رو حمایت می‌کنند جنبه‌هایی از تاب آوری اجتماعی‌ست. چنین واکنش‌هایی از جانب مردم خصوصا هنگام بلایای طبیعی تاثیر خیلی مهمی بر مردم می‌گذارد و میتونه بهشون به تحمل کردن شرایط طاقت ‌فرسا کمک کند.همون طور که گفته شد یکی از نشانه‌های تاب آوری درخواست حمایت دیگران در زمان سختی‌ست بنابراین اگر فکر میکنید به حمایت نیاز دارید حتما به شبکه اجتماعی دوستان و خانواده‌تون مراجعه کنید یا از متخصصین سلامت روان کمک بگیرید.مطلبی که خوندید مجموعه‌ای از آموخته‌هایم در دانشگاه به عنوان دانشجوی روانشناسی بود؛ همچنین از منابع زیر هم استفاده شد.psychologyToday.comverywellmind.comمطلب دیگر من با عنوان: چرا زندگی کردن در حال اینقدر مهم است؟</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Aug 2022 17:24:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلال شخصیت پارانویید چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/what-is-paranoid-personality-disorder-sffyqxtr9ar4</link>
                <description>احتمالا تا حالا اسم اختلال شخصیت پارانویید (Paranoid Personality Disorder) به گوش‌تون خورده چون تعداد مبتلاها به این اختلال خیلی هم کم نیست. از کلیدواژه‌ها ی اصلی این اختلال سوءظن و بی‌اعتمادی رو میشه نام برد. کسی که مبتلا به اختلال شخصیت پارانوییده بدون دلیل و مدرک کافی فکر میکنه آدما میخواهند بهش آسیب بزنند یا فریبش بدهند.ممکنه بدون هیچ مدرک و شواهدی همسر یا پارتنرشون رو متهم به خیانت کنند و این شک و بد دلی دلیلی بشه برای تمام دعواهای طولانی‌شون. دقیقا به خاطر مشکلاتشون درباره اعتماد کردن، رابطه داشتن باهاشون میتونه سخت و همراه با چالش باشه بنابراین بهتره درباره نشانه‌های اختلال شخصیت پارانویید بیشتر بدونید تا بتونید راحت‌تر این افراد رو تشخیص بدهید.نشانه‌های اختلال شخصیت پارانوییددر آغوش گرفتن خودنشانه‌ها معمولا از ابتدای جوانی شروع میشه (اکثرا سن شروع نشونه‌ها نامشخصه) و در جنبه‌های مختلف زندگی شخص کاملا قابل مشاهده‌ست. طبق DSM-5 حداقلِ تعداد نشانه‌ها برای تشخیص اختلال شخصیت پارانویید ۴ تا یا بیشترست.وقتی مدام به دیگران سوءظن دارید پس داشتن ارتباطی سالم تبدیل به کاری سخت میشود؛ مبتلایان اختلال شخصیت پارانویید به خاطر بدگمانی زیادی که دارند معمولا نمیتونن روابط حسنه‌ای با خانواده، دوستان و همکارانشون داشته باشند.اونا اکثر وقت‌ها منتظرن دیگران بهشون ضرری برسونند یا ازشون سوءاستفاده کنند پس مدام دنبال سرنخ‌های کوچیک و بزرگ میگردند تا این ادعای خودشون رو ثابت کنند، در برابر بقیه آدما احساس خصومت دارند.اگه گروهی از همکارانشون رو ببینند که با هم میخندند و دور هم جمع شدند ممکنه تصور کنند که در حال خندیدن به اون هستند. این افراد چیزایی که حتی ممکنه ربطی بهشون نداشته باشه رو فوری به خودشون میگیرند و فکر میکنند مورد توهین اطرافیان قرار گرفتند. خب اگه شما تصور کنید بقیه دارند بهتون توهین میکنند، آیا یک جا ساکت می‌نشینید؟ احتمالا خشمگین می‌شوید، این افراد هم معمولا عصبانی میشوند یا از جمع دوری می‌کنند.پله برقیاهل معاشرت با دیگران نیستند یعنی خیلی از خودشون حرف نمی‌زنند چون نمی‌خواهند به اصطلاح آتو بدهند دست کسی پس کمتر از خودشون صحبت می‌کنند، مثلا ۱۰ ساله در شرکتی کار می‌کنند ولی هنوز کسی نمیدونه خونه‌شون کجاست!همون طور که بالاتر اشاره شد این افراد مشکلاتی در روابطشون دارند، اونا اکثرا دوست صمیمی و نزدیک ندارند؛ ایجاد صمیمیت در یک رابطه نیازمند به دادن اطلاعات یا بهتر بگم باز کردن سفره دله و این دقیقا یکی از مسائلیه که مبتلایان اختلال شخصیت پارانویید باهاش مشکل دارند. درد دل کردن برای اونا کار سختیه و نمیتونن اعتماد کنند و از خودشون حرف بزنند.پیش فرض این آدم اینکه اگه من حرف دلمو بزنم، ممکنه بعدا از حرفام علیه‌ام استفاده بشه و بهم خیانت کنند. دقیقا به این دلیل حتی ممکنه فرم‌های مختلف رو در موسسه‌ها پر نکنند.اگه بقیه ازشون تعریف و تمجید کنند فکر می‌کنند این ابراز احساسات صادقانه نیست و حتما در عوضش چیزی میخواهند، یعنی قصد دارند سرشون رو شیره بمالن تا به اهداف‌ خاصی برسند.این افراد بقیه رو راحت نمی‌بخشند به اصطلاح کینه شتری دارند، اگر کسی در حقشون اشتباهی کرده باشه به این راحتی‌ها ازش نمیگذرند مدام از کینه‌اشون نسبت به اون شخص برای بقیه حرف می‌زنند انگار که هیچ وقت قرار نیست این کینه تموم بشه.دعوای زن و شوهرنشانه‌ی دیگه‌ی [اختلال شخصیت پارانویید] اینه که «بد دِل» هستند یعنی بدون دلیل موجه به همسر یا پارتنرشون شک دارند و از اونجایی که «اعتماد» یکی از اصلی‌ترین پایه‌های ارتباط عاطفی سالمه پس اختلافات زیادی در رابطه‌اشون پیش میاد که برای حلشون نیاز به گرفتن کمک تخصصی دارند.درمان اختلالات شخصیت کار سختیه و فکر میکنم با خوندن این نشانه‌ها متوجه شدید که دلیلش چیه، بنابراین اختلالی نیست که بشه به حال خودش گذاشت و حتما بهتره به روانشناس متخصص مراجعه کنید.مطلبی که خوندید حاصل اطلاعاتی بود که در دانشگاه به عنوان دانشجوی روان‌شناسی به دست اوردم و از منابع زیر هم استفاده شد:آسیب شناسی روانی جلد ۲/ نویسنده جرالد دیویسون/ مترجم مهدی دهستانی/ ویراستار حمیدرضا حسین‌شاهیآسیب شناسی روانی جلد ۲/ نویسنده جیمز بوچر / مترجم یحیی سیدمحمدینوشته دیگر من با عنوان: اختلالات شخصیت چه هستند؟</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Sun, 07 Aug 2022 20:50:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نشانه‌های اختلال نافرمانی مقابله‌ای در کودکان چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/what-are-the-symptoms-of-oppositional-defiant-disorder-in-children-fdg3ozcttt8v</link>
                <description>احتمالا کودک شما هم گاهی بازیگوشی‌هایی دارد که شما و بقیه را عاصی میکند. مطمئنا  برخی از شیطنت‌ها، اقتضای سن کودکان است و دادن آزادی کافی به آنها برای بازی و سرگرمی به رشدشان کمک میکند. اما بین بازی‌های شیطنت آمیز و اختلال نافرمانی مقابله‌ای مرزی وجود دارد که تشخیص آن میتواند سخت باشد.آیا کودک‌تان مدام با اطرافیان‌اش داد و بیداد میکند؟ حرف‌تان برایش خریدار ندارد؟! شما را ذله کرده؟ از دیوار راست بالا میرود؟ حتی شاید دست به خشونت زده باشد. اگر پاسخ‌تان به این سوالات بله است پس به شما پیشنهاد میکنم این مطلب را تا انتها بخوانید.کودک پرخاشگرحتی خوش رفتارترین کودکان هم می‌توانند در مقطعی از زمان رفتارهای پرخاشگرانه نشان دهند که کنار آمدن با آنها را سخت میکند. اما اگر کودک یا نوجوان شما مدام پرخاشگری دارد، عصبی و تحریک پذیر است، با دیگران دعوا میکند، و رفتارهای انتقام‌جویانه دارد، ممکن است به اختلال نافرمانی مقابله‌ای (ODD) مبتلا باشد.توجه کنید که تشخیص نافرمانی مقابله‌ای در کودکان زمانی داده می‌شود که: آن رفتار متناسب با سن کودک نباشدبا گذشت زمان همچنان ادامه دارد (۶ ماه یا بیشتر) نشانه‌ها بسیار شدید‌ هستنداختلال نافرمانی مقابله‌ای جز اختلالات برونی‌سازی محسوب میشود. اختلالات برونی‌سازی شامل اختلالاتی‌اند که برای دیگران کاملا قابل مشاهده هستند و به بیرون از کودک هدایت میشن و تمرکز دارند مثل اختلالات بیش فعالی و سلوک. در مقابل اختلالات درونی سازی آن دسته هستند که بر درون کودک متمرکزاند مانند افسردگی و اضطراب.به عنوان والد، شما نباید به تنهایی سعی در کنترل کودک مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله‌‌ای کنید و بهتر است از متخصصین سلامت روان و روان‌شناسان کودک کمک بگیرید. در ادامه به نشانه‌های این اختلال و راهکارهای درمانی پراخته‌ام.کودکان در حال بازیاختلال نافرمانی مقابله‌ای در کودک چیست؟نوجوانان و کودکان لجباز بیشتر وقت‌ها درخواست‌ها و دستورات بزرگ‌ترها را گوش نمی‌دهند و به شیوه‌های گوناگون مخالفت و مقابله جویی‌شان را نشان می‌دهند. البته باید بگویم همه این رفتارها لزوما نشان دهنده مشکلات بالینی نیستند. در واقع شاید چنین رفتارهایی در کودکان بزرگ‌تر و  نوجوانان، ابرازِ مناسب خودمختاری باشد که اینگونه ابرازها به رشد سالم آنها کمک میکنند. نشانه‌های اختلال نافرمانی مقابله‌ای در DSM به سه دسته تقسیم می‌شوند که کودک باید حداقل چهار مورد از موارد زیر را مکرراً (بیش از آنچه برای سن، جنسیت، و فرهنگ کودک هنجار تلقی می‌شود) نشان دهد:خلق عصبانی/ تحریک پذیر1. اغلب از کوره در می‌رود2. زود ناراحت می‌شود/ زودرنج است3. عصبانی و رنجیده استرفتار نافرمان/ مشاجره‌گرانه4. با بزرگ‌سالان/ مراجع قدرت جروبحث می‌کند5. از پیروی از درخواست‌های بزرگ‌سالان خودداری کرده یا نافرمانی می‌کند یا قوانین را رعایت نمی‌کند6. عمداً دیگران را آزار می‌دهد7. دیگران را به خاطر اشتباهات یا رفتارهای بد سرزنش می‌کندکینه‌توزی8. حداقل دوبار در ۶ ماه گذشته کینه‌توز یا انتقام‌جو شده استنوجواننشانه‌‌ها باید حداقل به مدت ۶ ماه وجود داشته باشند و فراوانی نشانه‌های خلقی یا رفتاری لازم برای تشخیص متناسب با سطح رشدی کودک فرق می‌کند. برای کودکان کوچک‌تر از ۵ سال این نشانه‌ها باید در بیشتر اوقات روز وجود داشته باشند، در حالی که برای بچه‌های ۵ ساله یا بزرگ‌تر نشانه‌ها باید حداقل یکبار در هفته روی دهند.شیوع اختلال نافرمانی مقابله ای به طور میانگین ۳.۳ درصد است. آمار این اختلال ممکن است بر مبنای سن و جنسیت کودک تفاوت پیدا کند. به نظر می‌رسد این اختلال در پسران رایج‌تر از دختران است.روش‌های درمانیآموزش والدینمتخصصین سلامت روانی که تجربه درمان اختلال نافرمانی مقابله‌ای دارند می‌توانند در گسترش و یادگیری مهارت‌های فرزندپروری که با ثبات‌تر هستند به شما کمک کنند.در برخی موارد، فرزندتان ممکن است در این آموزش‌ها همراه‌تان باشد، بدین شکل تمام اعضای خانواده برنامه مشترکی برای حل مشکلات خواهند داشت. سهیم کردن سایر مراجع قدرت مانند معلمین هم می‌تواند بخش موثری در فرآیند درمان باشد.خانواده درمانیدرمان و مشاوره فردی برای کودک‌تان ممکن است به یادگیری او در کنترل خشم و ابراز احساسات‌اش به روشی سالم‌تر کمک کند. با این حال، خانواده درمانی میتواند سطح ارتباط‌ اعضای خانواده را ارتقاء دهد و به آنها یاری رساند تا چگونگی با هم بودن را بیاموزند.منابع:کتاب روان‌شناسی مرضی کودک و نوجوان/ نویسندگان: ریتا ویکس، آلن س.ایزرئل/ مترجمان: حسن فرهی، دکتر فاطمه قدیری/ نشر ارجمندmayoclinic.orgcdc.govمقاله دیگر من با عنوان: چرا کودکان دست به دزدی میزنند؟</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Mon, 01 Aug 2022 11:22:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلالات شخصیت چه هستند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/what-are-personality-disorders-gybswpx1830l</link>
                <description>چند روز پیش که با دختر عمه‌ام حرف میزدم اختلال دوقطبی رو نوعی اختلال شخصیت بیان کرد که باعث شد به فکر نوشتن مطلبی در اینباره بیوفتم چون به نظر میرسه تصورات اشتباهی درباره اختلالات شخصیت وجود داره.اختلالات شخصیت به دسته‌ای از اختلالات روانشناختی گفته میشه که اغلب کسی که بهش مبتلاست، بینش کافی نسبت به داشتن این اختلال رو نداره و دقیقا نداشتن این بینش یکی از دلایلیه که درمان رو برای درمانگر سخت میکنه.اگر یکی از اطرافیان‌تون دچار یکی از این اختلالات باشه (یا حتی خودتون) و ازتون بپرسن که از چه زمانی نشونه‌ها شروع شدن؟! احتمالا پاسخ شما اینکه: «از وقتی شناختمش همین طوری بود» یا «از وقتی یادم میاد من همین شکلی بودم»، این به خاطر اینکه اختلالات شخصیت همون طور که از اسمش بر میاد مرتبط با شخصیت ما انسان‌ها هستن و برمیگردن به عقب و شروع‌ش برای خود فرد یا اطرافیان‌اش ملموس نیست.رفتن به سرکارمثلا این قضیه برای اختلالات روانی دیگه‌ مثل افسردگی، دو قطبی یا وسواس وجود نداره و میشه زمان شروع مشخص کرد یعنی خودتون و اطرافیان‌تون متوجه میشید که کی نشونه‌ها شدید میشن یا برای چه مدتی دوام پیدا میکنن (برای نمونه دو ماه) اما درباره اختلالات شخصیت اینطور نیست.این افراد اغلب در روابط‌شون با آدما دچار مشکل میشن و توی حفظ روابط صمیمی و سازنده اشکالاتی دارن. ابتلا به این اختلالات ویژگی انعطاف پذیری رو از اون‌ها میگیره. نشونه‌هاشون تقریبا در همه‌ی زمینه‌های زندگیشون دیده میشه و پایداره یعنی بعد از یه زمان مشخص از بین نمیره.اختلالات شخصیت به ۳ دسته یا شاخه تقسیم میشن که هر کدوم از این دسته‌ها یک سری زیر مجموعه دارن. اعضای هر دسته ویژگی مشترکی دارن به خاطر همین در اون دسته خاص قرار میگیرن.ترسیدندسته A: مبتلایان این دسته از اختلالات معمولا عجیب و غریب و غیر عادی به نظر میان که شامل· اختلال شخصیت پارانویید· اختلال شخصیت اسکیزویید· اختلال شخصیت اسکیزوتایپالدسته B: این افراد گرایش به هیجانی، نمایشی و دمدمی بودن دارن و شامل· اختلال شخصیت نمایشی· اختلال شخصیت مرزی· اختلال شخصیت خود شیفته· اختلال شخصیت ضد اجتماعیدعوای زن و شوهردسته C: مبتلایان این دسته از اختلالات نشونه‌های ترس و اضطراب از خودشون نشون میدن و عبارتند از· اختلال شخصیت وابسته· اختلال شخصیت وسواسی-جبری· اختلال شخصیت اجتنابی (دوری جو)مطمئنا قرار دادن بعضی از این اختلالات در  یک گروه‌ به معنی یکی دونستن اون‌ها نیست بلکه هر کدوم از این اختلالات نشانه‌های متفاوت خودشون رو دارن.نکته‌ای که لازمه بهش توجه کنید اینکه گاهی وقتا به اشتباه تصور میکنیم صفات شخصیت همون اختلالات شخصیت هستن، درحالی که این دو باهم فرق دارن. همه ما ممکنه یک سری صفات شخصیتی داشته باشیم که بیشتر از بقیه صفات به چشم دیگران میان اما لزوما به معنی این نیست که مبتلا به اختلال شخصیت هستیم.فقط وقتی صفات شخصیت ویژگی‌های زیر رو داشته باشن میتونیم به عنوان اختلال شخصیت اونا رو در نظر بگیریم:انعطاف ناپذیر و پایدار باشن/ یعنی توی هر موقعیتی این صفت‌و نشون میدین و هیچ وقت برای موقعیت‌های خاص استثنا قايل نمیشید.ناسازگار هستن/ یعنی ویژگی‌ای که با محیط اطراف‌تون سازگار نیست جوری که بقیه هم متوجه‌ش میشن.مخربِ عملکرد/ عملکرد روزانه‌تون رو توی زمینه‌های مختلف زندگی با مشکل روبه رو میکنن.منجر به پریشانی ذهنی میشن/ یعنی ذهن‌تون درگیر و آشفته‌ست.البته تشخیص نهایی با روانشناس هستش و این نشونه‌ها فقط برای آگاهی بیشتر شماست.اگر اختلالی از این بین توجه‌تونو جلب کرده و دوست دارید بیشتر دربارش بدونید توی کامنت بهم اطلاع بدید تا در پستی جداگانه درباره اون اختلال بنویسم.مطلبی که خوندید دانسته‌های من به عنوان دانشجوی روان‌شناسی بود و از منابع زیر کمک گرفته شد:آسیب شناسی روانی جلد ۲/ نویسنده جرالد دیویسون/ مترجم مهدی دهستانی/ ویراستار حمیدرضا حسین‌شاهیآسیب شناسی روانی جلد ۲/ نویسنده جیمز بوچر / مترجم یحیی سیدمحمدینوشته دیگر من با عنوان: اختلال شخصیت پارانویید چیست؟</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Jul 2022 20:00:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قبل از ازدواج چه سوالاتی را باید از خود بپرسید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/what-questions-should-you-ask-yourself-before-getting-married-kparorkuquey</link>
                <description>دلایل ازدواج چیست؟ چرا ازدواج می‌کنیم؟ اصلاً، هدف از ازدواج کردن چیست؟ شاید این‌ها برخی از سوالاتی است که زمانی به ذهن شما هم هجوم آورد‌ه‌اند. به هر حال، این سوالات بسیار جدی و مهم هستند. اگر هدف از ازدواج را ندانید، نتیجه‌ای از این عمل در ذهن نداشته باشید، یا اگر ندانید نیازهای خودتان و پارتنرتان چیست و چطور باید این نیاز‌ها را ارضا کنید، از کجا باید بدانید ازدواج موفقی خواهید داشت یا نه؟!!!ازدواجاگر هدف اصلی ازدواج یا دلایل ازدواج‌تان، اشتباه باشند ممکن است منجر شوند در میان احساس خستگی، تنهایی، یا حتی خشم و سردرگمی رها شوید.«شما لایق این هستید تا با کسی باشید که خوشحال‌تان می‌کند. شخصی که زندگی‌تان را دشوار یا درهم نمی‌سازد. فردی که به شما صدمه نمی‌زند.» احتمالاً نظیر این جملات را در فضای مجازی هم دیده‌اید؛ چنین جملات بی‌معنایی توسط کسانی ساخته و منتشر می‌شوند که مذبوحانه به دنبال لایک‌های بیشتراند. این جمله می‌تواند روابط را تخریب کند زیرا نوشته‌ای کلیشه‌ای، پیش پا افتاده و ناکارآمد است که دست بر قضا، مردم آن را جدی می‌گیرند.زوج خوشحالآیا ازدواج میکنم تا خوشحال‌تر باشم؟اشتباه برداشت نکنید، خوشحالی خیلی هم عالی است؛ و حتی در تمام جنبه‌های زندگی ضروری می‌باشد، خصوصاً در یک رابطه. اما در عین حال، حس خوشحالی احساسی سیال است که می‌آید و می‌رود و وابسته به عوامل گوناگونی است، از دل درد گرفته تا شرایط اقتصادی و سیاسی کشور.خوشحالی سنگ بنای محکم و استواری نیست که بخواهیم بر روی آن عشقی ابدی و متعهدانه را بسازیم. خوشحالی احساسی نااستوار، زودگذر، و مدام در نوسان است. گذشته از آن، نحوه‌ی خوشحال شدن‌مان در طی زمان دستخوش تغییر و تحول می‌شود.زوج خوشحالدر واقع خوشحالی مداوم و همیشگی، احتمالا یکی از ناکارآمدترین دلایل ازدواج کردن است، زیرا دستیابی به چنین شادی‌ غیرممکن می‌باشد. در حقیقت حس خوشحالی درست مثل سایر احساسات ماست، می‌آید و می‌رود! دقیقاً مانند دل درد‌هایی که مدام می‌گیرند و ول می‌کنند.هدف اصلی ازدواج چیست؟شاید واقعیتی سنگ‌دلانه و سرد باشد اما هدف از ازدواج خوشحالی نیست، بلکه هدف اصلی ازدواج رشد است.کلید تبدیل شدن به زوجی موفق این است که دست به کار شوید و از منطقه امن خود بیرون بیایید. طبق گفته‌ی دکتر David Schnarch ازدواج، ماشین رشد انسان است؛ به عبارتی دستگاهی است که منجر به رشد می‌شود.ازدواج افراد مسندر دنیای ما نوع جدیدی از ازدواج ظهور کرده، که در آن فرد می‌تواند خودشناسی، عزت‌نفس، و رشد شخصی را در سطحی گسترده‌تر تجربه کند. ایده‌ی ازدواجِ رشد-محور بسیار مسحورکننده است زیرا امری دست‌یافتنی می‌باشد. همچنین، رشد و پیشرفت حس رضایت بخشی به همراه دارند. چنین هدفی واقعی و عینی تلقی می‌شود.ازدواج چه ویژگی‌های مثبتی دارد؟۱-دعوا کردن‌های کارآمدیک رابطه‌ی سالم، رابطه‌ای بدون دعوا نیست. بلکه روابط سالم با دعواهای سالم همراه هستند. به عبارت دیگر، دعواها امری اجتناب ناپذیر می‌باشند، حتی در بین شاد‌ترین زوج‌ها. زمانی که شما با یکدیگر بحث می‌کنید و از دست هم ناراحت می‌شوید، تلاش می‌کنید به ریشه و علت آن مشکل دست یابید و به خودِ شخص مقابل حمله نمی‌کنید؛ به چنین رویکردی، دعوای کارآمد می‌گوییم.صحبت کردن با همسراکثر دعواها در روابط‌مان، ناشی از سوءتفاهم‌هایی در زمینه نیازهای احساسی‌مان است. اما همچنین فرصت مناسبی فراهم می‌کند تا:1. متوجه نیازهای یکدیگر شوید.2. یاد بگیرید چطور نیازهای خود و طرف مقابل را ارضا کنید.بنابراین به جایگاهی رسیده‌اید که نسبت به نیازهای هم احترام قائل‌اید؛ این شکل از دعوا کردن تبدیل به بخش سالمی از رابطه‌تان می‌شود.همچنین مهم است بدانید بعد از دعوا کردن، یکدیگر و همچنین خودتان را ببخشید. مدام بحث مشکلات و دعواهای قدیمی را پیش نکشید بلکه عذرخواهی‌شان را بپذیرید. آنها هم با تغییر رفتار خود، اشتباه‌شان را به نوعی جبران می‌کنند.زمانی که مرتکب اشتباهی می‌شوید به آن اعتراف کرده و خود را ببخشید. ازدواج کردن فرصت چنین دعواهای سالمی را برای‌تان فراهم می‌کند.در آغوش گرفتن همسر۲-دوستی عمیق در پس رابطه‌تانواقعیت امر هر رابطه بلند مدتی این است که عشق و عاشقی ممکن است کم‌رنگ‌تر شود، نیاز و امیال جنسی می‌آیند و می‌روند و اتفاقات و مشکلات مختلف دیگری در زندگی رخ می‌دهند.بنابراین حضور شخصی در کنارتان وقتی این مسائل اتفاق می‌افتند حس خوبی‌ست؛ کسی که بتوان در مواقع مختلف رویش حساب کرد. بهتر است با کسی ازدواج کنید که نه تنها شریک ایده‌آلی در حوزه عشق و عاشقی است، بلکه می‌توانید برای هم دوست‌های خوبی باشید.زوج خوشبخت۳-ازدواج، انتخابی هیجان انگیزبهتر است به ازدواج کردن به عنوان چیزی که به هر دلیل هم شده باید انجام شود، نگاه نکنید.نباید حس کنید مجبور به ازدواج کردن هستید چون «این کاری است که سرانجام همه مردم می‌کنند»، یا چون «زمان زیادی با آن فرد بودید، و حالا احساس می‌کنید انجام چنین کاری را به او مدیون‌اید.»یک ازدواج-و هر رابطه‌ دیگری- چیزی است که توسط هر دو نفر به وجود می‌آید. ازدواج یک پروژه است، نه یک وظیفه ملزم یا کاری از سر ناچاری!! درست مانند هر پروژه دیگری، می‌تواند در مواقعی چالش‌انگیز باشد، اما در عین حال هیجان انگیز هم هست.ازدواج کردندر نهایت...اگر فکر می‌کنید با کمک گرفتن از فردی متخصص در حوزه مشاوره قبل از ازدواج، احتمال ثمر بخشی ازدواج‌تان بالاتر می‌رود، پس پیشنهاد می‌کنیم به روان‌شناسان یا مشاوران در این زمینه مراجعه کنید.متنی که خواندید ترجمه‌ای بود از دو مقاله زیر:gottman.commarkmanson.netپست دیگر من با عنوان: گوشی همسرم را چک کنم یا نه؟</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Sun, 24 Jul 2022 19:14:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا کودکان دست به دزدی میزنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/why-do-children-steal-pqgdcxp0fzir</link>
                <description>قصد دارم این پست را با بیان تجربه شخصی خودم آغاز کنم.پنج یا شش ساله بودم که روزی به خانه‌ی یکی از دوستان مادرم رفتیم. دختر نوجوان آن خانواده به تازگی عروسکی خریده بود که حسابی چشم مرا گرفت؛ آن عروسک یک پو بود (شخصیت کارتونی) عروسکی کوچک و ساده که شبیه‌ش را تا به حال نداشتم.در خاطرم نیست که چه فکری کردم و یا چطور آن عروسک را در لباسم جا دادم تا به خانه خودمان بیاورم اما چیزی که به وضوح یادم است حس گناه و عذاب وجدان ناشی از برداشتن اموال دیگران بود. ابتدا سعی کردم قایم‌ش کنم اما عذاب وجدان باعث شد با اشک و ناله به مادرم  موضوع بگویم.عروسک پودزدی در کودکان مسئله‌‌ای است که خیلی از والدین با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. فرقی ندارد کودک ۵ ساله‌تان عمدا سعی در آوردن اسباب بازی مورد علاقه‌اش از مغازه کرده است و یا فرزند ۱۴ ساله‌تان از مغازه لاک دزدیده باشد، در هر دو موقعیت وقتی والدین متوجه می‌شوند کودک‌شان دزدی کرده خوشحال نمیشوند و گاهی هضم‌ آن برایشان سخت است.یک بار رخ دادنِ دزدی در کودکان بدین معنا نیست که فرزند شما باقی عمرش محکوم به مجرم بودن است. یک واکنش درست از جانب شما می‌تواند راهکار مناسبی برای جلوگیری از تبدیل شدن دزدی به یک عادت باشد.کودکاگر کودک‌تان چیزی دزدید، سریع مداخله کنید. از راهبردهای مقتدرانه و با دیسیپلین استفاده کنید تا به کودک بیاموزید دزدی کار غلطی است و هنگام برداشتن چیزهایی که مال او نیست، مانع‌اش شوید. در ادامه مطلب به دلایل دزدی در کودکان و راهکارهای مناسب برای رفع آن پرداخته‌ام.دلیل دزدی در کودکان چیست؟اگر فرزندتان دزدی می‌کند، قبل از هرگونه اقدامی برای برخورد با این رفتار لازم است انگیزه پشت چنین رفتاری را شناسایی کنید. در اینجا تعدادی از دلایل رایج دزدی کودکان شرح داده شده.-اطلاع و آگاهی نداشتندر بین کودکانی که هنوز مدرسه نمی‌روند، برداشتن وسایل دیگران رایج است. در این سن، آنها درک درستی از اینکه دزدی چه تاثیری بر دیگران می‌گذارد و چطور می‌تواند آسیب‌زا باشد ندارند. امکان دارد کودکی چیزی از مغازه بردارد، تنها به دلیل اینکه اقتصاد را درک نمی‌کند.کودک به همراه عروسکاین زمان بهترین موقع برای شروع آموزش کودک‌تان درباره همدلی است و اینکه چرا دزدی غلط است، بدین صورت آنها یاد می‌گیرند که به دارایی‌های دیگران احترام بگذارند. مرتبا در مورد اهمیت برنداشتن اموال دیگران صحبت کنید.-کنترل تکانهِ ضعیفکودکان در سنین دبستان و راهنمایی اغلب با مسئله کنترل تکانه درگیر هستند. ممکن است کودک وسیله‌ای‌ از مغازه برداشته و به سرعت آن را داخل جیب‌ا‌ش بگذارد، بدون اینکه عواقب کارش را در نظر بگیرد. اگر از دلایل دزدی در کودک‌تان کنترل تکانه باشد، می‌توانید خودتان یا با کمک روان‌شناس کودک روش‌های کنترل تکانه را به او یاد دهید تا از دزدی جلوگیری کنید.کتاب خواندن کودکان-فشار همسالاندلیل دزدی در نوجوانان دبیرستان می‌تواند این باشد که، فکر می‌کنند کاری «با حال» است. آنها ممکن است تحت فشار همسالان‌شان وسایلی از مغازه بدزدند یا از کیفی که بدون مراقب‌اش در رخت‌کن قرار دارد پول بردارند.همچنین نوجوانان دزدی می‌کنند زیرا می‌خواهند چیزهایی داشته باشند که قادر به پرداخت هزینه‌اش نیستند. برخی دیگر با این کار سعی دارند علیه اقتدار منابع قدرت شورش کنند. اگر حین دزدی در این سن گیر بی‌افتند با قانون مواجه خواهند شد.نوجوان-سلامت رواناختلالات رفتاری یا مشکلات سلامت روانِ پیش زمینه‌ای می‌توانند در رفتارهای مشکل آفرینی مانند دزدی دخیل باشند. کودکی که در حال دست و پنجه نرم کردن با طلاق والدین‌اش است، امکان دارد شروع کند به انجام چنین کارهایی. یکی از راه‌های کنار آمدن کودک با افسردگی نیز می‌تواند دزدی باشد.راهبردهای منضبطانه در مقابل دزدی کودکانوقتی کودک با خودش وسیله‌ای را از مدرسه آورد که ادعا کرد هدیه است یا مچ‌شان را هنگام ارتکاب دزدی گرفتید، نحوه برخورد شما با این مشکل بر احتمال انجام دوباره دزدی موثر است. در اینجا راهکارهایی برای دزدی کودکان ذکر شده.صحبت کردن با کودکان-تاکید بر صداقتمکالمات مداوم در رابطه با صداقت و رو راستی می‌تواند پیش‌گیری مناسبی برای دروغ‌ گفتن و دزدی کردن باشد. زمانی که کودکان واقعیت امر را می‌گویند جدیت گفتگو با آنها را کمتر کرده و هر وقت که درباره اشتباه‌های‌شان رو راست بودند آنها را تحسین و تشویق کنید.-آموزش احترام گذاشتن به دارایی‌هاشما با ابراز کردن اینکه آنها خود مسئولیت اموال‌شان را به عهده دارند، می‌توانید مفهوم مالکیت را بهتر بهشان بیاموزید.به عنوان مثال، درباره اهمیت خوب و ملایم رفتار کردن با اسباب بازی‌های‌شان حرف بزنید؛ یا قانونی مثل، «قبل از قرض گرفتن چیزی اجازه بگیرید» وضع کنید. به آنها بگویید وقتی چیزی را قرض می‌گیرند مهم است که خوب از آن مراقبت کنند و آن را به صاحبش برگردانند.مادر و پسر-برگرداندن وسایل دزدیده شدهاگر مچ‌شان را هنگام دزدیدن گرفتید، اصرار ورزید که بی‌درنگ وسیله دزدیده شده را برگردانند و از صاحب آن عذر بخواهند. ممکن است خوب باشد اگر به آنها در نوشتن نامه عذرخواهی یاری رسانید یا برای پس دادن کالای دزدی او را تا مغازه همراهی کنید.-کارها، پیامدی به همراه دارندکودکی که مدام اسباب بازی‌های مورد علاقه خواهر و برادراش را بدون اجازه برمی‌دارد، میتواند به عنوان پیامد کارش او هم اسباب‌بازی محبوب‌اش را به آنها  قرض دهد.محروم کردن آنها از یک سری امتیازات هم پیامدی منطقی در برابر کارشان است. کودک بزرگ‌تر با به عهده گرفتن مسئولیت بیشتری در کارهای خانه، خسارت یا مبلغی که باید به صاحب وسیله دزدی پس بدهد، میتواند با عواقب دزدی مواجه شودپدر و پسرچه زمانی از کمک تخصصی بهره ببریم؟دزدی می‌تواند عواقب قانونی، اجتماعی و عاطفی زیادی برای یک کودک به همراه داشته باشد که شامل اخراج شدن از مهدکودک یا پیش‌دبستانی و حتی پرداخت جریمه‌ برای نوجوانان هم بشود.اگر راهبردهای منضبطانه شما منجر به مهار شدن دزدی کودکاتان نمی‌شود، مهم است که یک قدم جلوتر بروید. اگر دزدی در کودکی به عادت تبدیل شد شاید بهتر باشد از روان‌شناس کودک یا متخصصین سلامت روان کمک بگیرید.یک روان‌شناس قادر است دلایل ایجاد رفتار دزدی در کودکان را شناسایی کند. گاهی مشکلات سلامت روان یا اختلالات سلوک ریشه این مشکل هستند.مطلب فوق ترجمه‌ای بود از مقاله زیر:verywellfamily.com</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Tue, 19 Jul 2022 22:21:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه مهارت‌هایی به زندگی شادتر کمک میکنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/what-skills-contribute-to-a-happier-life-uk3mqcmxsfsl</link>
                <description>کتاب‌های زیادی برای پاسخ دادن به سوال چطور شادتر زندگی کنیم نوشته شده است. در این مقاله سعی داریم با یادآوری یک سری مهارت‌ها اندکی زمینه شاد زندگی کردن را برای شما مهیا سازیم. با تمرین کردن بر روی این مهارت‌ها ممکن است شاد بودن آنقدر ها هم سخت نباشد.عکس پلوراید-بر روی عزت نفس‌تان کار کنیداگر عزت نفس‌مان کم باشد، آنگاه تصور اینکه اساسا چیزی در ما غلط و ناقص است، آسان‌تر خواهد شد. این موضوع ممکن است باعث شود تصور کنید هیچ کاری نمی‌توانید بکنید تا زندگی‌تان شادتر شود.اما عزت نفس مهارتی است که می‌توان برای کسب آن تمرین کرد. زمانی که یاد می‌گیریم به گونه‌ای فکر، احساس، و رفتار کنیم که ما را به انسانی تبدیل می‌کند که واقعا دوستش داریم، آنگاه می‌توانیم عزت نفس بالاتر و در نتیجه زندگی شادتری داشته باشیم.در اینجا راه‌هایی برای افزایش عزت نفس آورده شده که عبارتند از:1. شفقت ورزی به خود را تمرین کنید2. از نقاط قوت و ضعف‌تان آگاهی یابید3. کمال‌گرایی را کنار بگذاریدعزت نفس پایین | نشانه های عزت نفس پایین کدام‌اند؟مجسمه-بین کار و زندگی تعادل برقرار کنیدآیا بسیار خسته و بی‌انگیزه هستید و ناامیدانه به دنبال وقتی برای استراحت می‌گردید؟ با یادگرفتن چگونگی برقراری تعادل بین کار و زندگی می‌توانید از زمان محدودی که در زندگی دارید بهتر بهره ببرید. در نتیجه، به نقطه‌ای خواهید رسید که از تمام بخش‌های زندگی‌تان کمی بیشتر لذت می‌برید.راه‌هایی که ممکن است در این زمینه کمک‌تان کند:1. بررسی کنید که چه قدر احتمال ورشکستگی وجود دارد2. حد و مرزهای بهتری تعیین کنید3. کارهایی که سطح انرژی‌تان رابالا می‌برند انجام دهیدچگونه امید به زندگی مان را تقویت کنیم؟جلسه کاری-برای زندگی شادتر، بر روی تاب آوری‌تان کار کنیدگاهی اوقات زندگی شما را زمین می‌زند، هیچ شکی در این نیست. اما موضوعی که برای زندگی شادتر بسیار اهمیت دارد این است که چقدر برای‌تان راحت است دوباره از روی زمین بلند شوید و ادامه دهید؟!!گسترش تاب آوری عاطفی آن چیزی است که از شما در برابر چالش‌ها و سختی‌ها محافظت می‌کند. با تاب آوری بالاتر قادر خواهید بود سریع‌تر سختی‌ها را پشت سر بگذارید و در نتیجه، به مرور زندگی شادتری خواهید داشت.برای افزایش تاب آوری می‌توانید موارد زیر را امتحان کنید:· پذیرش آگاهانه را تمرین کنید· برای بالا بردن آگاهی‌تان، به مشاهده موقعیت خود بپردازید· نیمه پر لیوان را هم ببینید· بر روی استراتژی‌های مقابله‌ای خود کار کنید· از چرخه حرف‌ها و افکار منفی‌تان خارج شویدنشخوار ذهنی: راه های درمان نشخوار فکری چیست؟افکار منفی-برای شادتر زندگی کردن، آگاه‌تر شویداکنون که در عصر تکنولوژی زندگی می‌کنیم، قسمت‌های اعظم زندگی‌مان را بر روی حالت اتوماتیک (autopilot) برده‌ایم. به همین ترتیب، از بهترین بخش‌های زندگی خود غافل می‌شویم (مثل تجربیات مثبت، ارتباط برقرار کردن با دیگران، و تفریح کردن).بنابراین شاید ما در حال حاضر زندگی‌ِ شادی داشته باشیم، اما قادر نیستیم آن را ببینیم. وقتی آگاه‌تر شوید و به خودآگاهی بیشتری برسید از حالت کرختی و بی‌تفاوتی خارج شده و می‌توانید بهتر از تجربیاتی که زندگی برای‌تان دارد، لذت ببرید.برای افزایش خودآگاهی می‌توانید موارد زیر را امتحان کنید:· بیشتر در زمان حال حضور داشته باشید· کمی از تکنولوژی فاصله بگیرید· بر روی یافتن معنا در زندگی‌تان تمرکز کنیدزوج-روابط سالم بسازیداغلب اوقات تصور می‌کنیم زندگی شاد چیزی است که ما باید به تنهایی آن را بسازیم. اما خوش‌حالی طولانی مدت در واقع از روابطی که با دیگران دارید حاصل می‌شود.در واقع، روابط سالم مهم‌ترین عامل در سلامتی و خوشحالی ما انسان‌ها هستند. به همین دلیل یادگیری چگونگی بنا نهادن روابط سالم به شما در شادتر زندگی کردن کمک می‌کند.در نهایت، باید این نکته را یادآور شویم که استفاده از این مهارت‌ها و انجام دادن‌شان به زمان نیاز دارد که با تمرین ماهرتر می‌شوید.مطلب بالا ترجمه‌ای بود از این مقاله:psychologytoday.com</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Thu, 14 Jul 2022 13:58:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا رژیم گرفتن اینقدر سخت است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/why-is-dieting-so-hard-ab9utiv2qhzl</link>
                <description>شما هم احتمالا به تبلیغات قرص‌ها یا محصولات لاغری در رسانه‌ها یا فضای مجازی برخورده‌اید و از خودتان پرسیده‌اید که چطور کسی می‌تواند پول بالای چنین محصولاتی بدهد؟!و بعد می‌شنوید فلانی که یکی از آشناهای‌تان است محصولی برای کاهش وزن خریده یا شاید حتی برای خودتان تهیه کرده باشید زیرا پس از امتحان کردن هزاران راه مختلف هنوز جواب نگرفته‌اید و نیاز دارید زودتر به نتیجه برسید.مجسمهنمیخواهم درباره واقعیت نداشتن این محصولات یا روان‌شناسی تبلیغاتی این قرص‌‌ها صحبت کنم. بیخود نیست روش‌های کاهش وزنی که کوتاه مدت‌اند و بیشتر ادعا دارند تا واقعیت، پر طرفدار هستند؛ چون رژیم گرفتن و تلاش مداوم برای وزن کم کردن نه تنها سخت‌ست بلکه با روان‌مان هم بازی میکند.متاسفانه یکی از پیام‌هایی که جامعه به مردم میفرستد این است که، خانم‌ها و آقایان با سایز کوچک‌تر و عضلات بزرگ‌تر می‌توانند خوشحال‌تر، جذاب‌تر، و با اعتماد بنفس‌تر شوند. جوری که همه سودای اسکینی بودن یا عضلانی بودن را در سر می‌پرورانند.شمع روشنما اغلب تصور میکنیم با کم‌شدن وزن‌مان، زندگی‌مان هم به طرز معجزه‌ آسایی از این رو به آن می‌شود. اما طبق تحقیقات کاهش وزن، یک روی تاریک و مخوف هم دارد که کمتر به آن پرداخته می‌شود.طبق تحقیقات انجام شده، کاهش وزن میتواند خلق افراد را ناشاد کند. افرادی که ۵ درصد از وزن بدن‌شان را طی ۴ سال از دست می‌دهند، به احتمال بیشتری احساس افسردگی می‌کنند تا کسانی که دقیقا همین میزان افزایش وزن داشته‌اند.خوک چاقوقتی شما تصمیم می‌گیرید رژیم بگیرید و لاغر کنید، این تصمیم روی اعضای خانواده‌تان هم بی‌تاثیر نیست. در تحقیقی در سال ۲۰۱۳ مشخص شد زمانی که یکی از زوجین شروع به لاغر شدن میکند احتمال دارد حسادتی در درون پارتنراش برافروخته شود یا نسبت به رابطه‌شان احساس ناامنی کند.همچنین متوجه شدند وقتی اهداف کاهش وزن محقق نمیشوند، پارتنری که رژیم گرفته بود درمانده و عاجز شده و فکر میکند طرف مقابل‌اش آن‌طور که باید و شاید از او در این مسیر حمایت نکرده.در جستجوی کاهش وزن بودن از اضافه وزن خطرناک‌تر است.بدنسازیطبق نظر دکتر «لیندا بیکن» برای کاهش وزن لازم است افراد اعتماد و باوری که به بدنشان دارند را از دست بدهند که در نهایت منجر به عدم سلامتی میشود. او اشاره میکند: «بدن ما یک سیستم تنظیم کننده دارد که میتواند ما را به سالم خوری راهنمایی کند و رژیم گرفتن دکمه‌ی خاموشی این سیستم را میزند.»رژیم گرفتن میتواند حسی که به بدن‌تان ‌دارید را بدتر کنداگر سال‌هاست از این رژیم به آن رژیم میپرید و با وجود کاهش وزن همچنان احساس خوبی ندارید، باید بدانید دلیل‌ا‌ش بدن‌تان نیست بلکه به این خاطر است که فکر میکنید به اندازه کافی خوب نیستید. چون اگر دلیل‌اش بدن‌تان بود پس باید با کم شدن هر کیلو از وزن‌، حس و حال‌تان هم بهتر میشد.طبق پیام‌های مستقیم و غیر مستقیمی که از فضای مجازی، فیلم‌ و سریال‌ها، دوستان و آشنایان دریافت میکنیم، ارزش ما به عنوان یک انسان در این کره‌ی خاکی با سایز بدن و استاندارهای ظاهری مشخص میشود و ما هم این را باور میکنیم.نشانه‌های عزت نفس پایین چه هستند؟هیکل‌های متفاوتاحتمالا شنیده‌اید که می‌گویند، هدف اصلی‌تان فقط وزن کم کردن نباشد و در کناراش هم به فکر سلامتی بدن‌تان باشید و بگویید میخواهم لاغر شوم چون برای سلامتی ‌هم خوب است. اما اگر رسیدن به این باور اینقدر آسان بود که الان غمی نداشتیم!!!!برای رسیدن به چنین باوری لازمه ابتدا خودمان را همان طور که هستیم بپذیریم لازم است تک تک سلول‌های چربی خود را ببینیم و قبول کنیم این بدن ماست. رسیدن به چنین پذیرشی هم کار ساده‌ای نیست. بنابراین به این نتیجه میرسیم که کلا وزن کم کردن با واژه سرعت غرابتی ندارد، مگر در ویدیوهای تبلیغاتی.اختلالات خوردن چگونه درمان می‌شوند؟ترازواینکه میگویند هدف اصلی شما فقط وزن کم کردن نباشد به این دلیل است که با تغییر نیت‌تان و تمرکز کردن روی سالم غذا خوردن حس بهتری در طول مسیر به خودتان پیدا میکنید و انرژی بیشتری هم خواهید داشت.کسی که هدف‌اش فقط کاهش وزن باشد سعی میکند با محدود کردن کالری‌های دریافتی به نتیجه برسد، نه با سالم خوری؛ و با اینکار تعادل خیلی از مواد شیمیایی بدن که تنظیم کننده خلق‌مان هستند مثل سروتونین و دوپامین و در لوله گوارش آزاد میشوند، بهم میریزد.مجسمهاگر به دنبال راه‌های سریع برای کاهش وزن هستید یعنی میخواهید هر چه زودتر از شر بدن‌تان خلاص شوید شاید چیزی که لازم است به دنبال‌اش بگردید «خود پذیری» است.جامعه این پیام رو مدام به ما میدهد که «ما همان طور که هستیم، خوب و کافی نیستیم» گاهی تشخیص و تمیز این پیام‌ها سخت میشود زیرا در حال گذران زندگی در همین جامعه هستیم. نباید اجازه‌ دهیم جوامع ارزش‌های ما را برای‌مان تعیین کنند و چنین استانداردهایی را به زور به زندگی‌مان بچپانند.متن بالا ترجمه‌ای بود از مطلب زیر:healthline.comچرا حس لمس اهمیت دارد؟ بیایید کاکتوس نباشیم.</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Tue, 05 Jul 2022 23:33:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خواب چه تاثیری بر سلامت روان دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/the-relationship-between-sleep-and-mental-health-tsy1hli6rv5l</link>
                <description>امروزِ تکنولوژی بیش از هر زمان دیگه‌ای، خواب ما رو تحت تاثیر قرار داده. فضای مجازی، اینترنت، تلویزیون، و بازی‌های ویدیویی ما رو به طرز فجیعی از تخت‌خواب‌هامون دور نگه داشتن. مرکز کنترل و پیش‌گیری بیماری‌ها (CDC) پیشنهاد می‌کنه، افراد بزرگسال هر روز بین ۷ تا ۹ ساعت بخوابن.خواب راحتکمبود خواب احتمالاً منجر به تحریک برخی اختلالات روانی میشه، اما محققین هنوز به طور کامل دلیل این موضوع رو نمیدونن. طبق آمار سازمان (CDC) یک سوم بزرگسالان آمریکا گزارش کردن که هر شب کمتر از میزان توصیه شده می‌خوابن؛ و تقریباً ۳۳ درصد مردم جهان از مشکل بی‌خوابی رنج میبرن.رابطه‌ی پیچیده‌ای بین خواب و سلامت روان وجود داره. سال‌هاست بر این باوریم که مشکلات خواب یکی از عواقب اختلالات سلامت روان هستن، اما در سال‌های اخیر مشخص شده خواب هم میتونه نقش علیتی در گسترش و پایداری مشکلات روانی مختلف داشته باشه. به عبارت دیگه، مشکلات خواب می‌تونن تغییراتی در سلامت روان شما ایجاد کنن و اختلالات سلامت روان هم می‌تونن مشکلات خواب رو بدتر کنن.خوابیدن در تخت خوابدر سال ۲۰۲۰، مقاله‌ای در سایت JAMA Psychiatry منتشر شد که میگه، رابطه‌ای بین مشکلات خواب در اوایل کودکی و گسترش اختلالات روان‌پریشی و اختلال شخصیت مرزی در نوجوانی وجود داره. مشکلات خواب یکی از نشانه‌های رایج در اختلالات روانی مثل افسردگی، اضطراب، اختلال دوقطبی، و اسکیزوفرنی هستند.خوابیدن روی مبلچگونه با همسر دو قطبی رفتار کنیم؟بیش از حد زیاد یا کم خوابیدن هم میتونه همزمان با افسردگی رخ بده. در واقع، برخی متخصصین باور دارن که مشکلات خواب (مثل بی‌خوابی) باید به عنوان نشانه اصلی افسردگی در نظر گرفته بشن. خستگی یا زیاد خوابیدن می‌تونن در برخی مواقع نشان دهنده افسردگی باشن؛ خصوصاً اگه با حس مداوم ناراحتی، ناامیدی، و احساس گناه همراه بشن.اختلال خوابدرمان انواع اختلالات خواب و بیداریخیلی اذیت کننده‌ست که به رخت‌خواب برید و درست همون موقع که آماده خوابیدن شدید تمام نگرانی‌ها، استرس‌ها و کارهای ناتمام به ذهنتون هجوم میارن و جا خشک میکنن؛ این افکار تا ساعت‌ها مانع از خوابیدن میشن. وقتی همچین اتفاقی میوفته می‌تونید با یادداشت این افکار بر روی کاغذ کمی ذهنتون رو خالی کنید. اگر همچنان مشکلات خواب‌تون ادامه داشت حتما از متخصصین سلامت روان کمک بگیرید.مطبی که گفته شد ترجمه‌ای بود از سه مقاله زیر:verywellmind.compsychologytoday.commedicalnewstoday.com</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Fri, 01 Jul 2022 12:29:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوروفیدبک چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/what-is-neurofeedback-zrezqycckxa9</link>
                <description>نوروفیدبک، یکی از روش‌های بیوفیدبک است و طراحی شده تا امواج مغز را بررسی کند؛ بیوفیدبک تکنیکی است که در آن سعی می‌شود با ایجاد تغییرات مثبت در بدن، برخی از عملکردهای آن بهبود یابد.از نوروفیدبک برای افزایش توانایی افراد در تنظیم عملکرد مغزشان استفاده می‌شود. در این روش از ابزارهای تخصصی (اغلب از الکتروانسفالوگرام EEG) استفاده شده تا فعالیت الکتریکی مغز اندازه‌گیری و ثبت شود.الکتروانسفالوگرافیسپس متخصصین به منظور ارتقا فعالیت مثبت مغز و یا شناسایی بی‌نظمی‌های موجود در عملکرد مغز، بر روی اطلاعات کار می‌کنند. از نوروفیدبک به عنوان روش درمانی هم استفاده می‌شود. در ادامه با جزئیات بیشتری کاربرد و عوارض نوروفیدبک را بررسی خواهیم کرد.تاریخچه نوروفیدبکدر سال ۱۹۲۴، هانس بِرگِر روان‌پزشک آلمانی، اولین دستگاه ثبتEEG  جهان را ساخت، او از برق‌سنج و ۲ الکترود استفاده کرد تا امواج مغزی پسر ۱۷ ساله‌ای را که عمل جراحی مغز انجام داده بود، ثبت کند. سپس برگر ۱۴ مقاله از تحقیقاتش بر EEGs منتشر کرد و از اصطلاحاتی چون امواج آلفا و امواج بتا استفاده کرد؛ او با ساخت دستگاه الکتروانسفالوگرام بنیان کار در زمینه‌هایی چون علوم اعصاب، جراحی مغز و اعصاب، و نوروفیدبک را پی ریزی کرد.هانس برگردر دهه ۱۹۶۰، کارهای Joe Kamiya و Barry Steadman به ارتقا نوروفیدبک کمک شایانی کرد. از Kamiya، به عنوان پدر نوروفیدبک مدرن یاد می‌شود.تحقیقات او در زمینه امواج آلفا، مشخص کرد که مردم می‌توانند یاد بگیرند هشیارانه فعالیت مغزشان را کنترل کرده و وارد حالت آلفا شوند، حالتی که نزدیک به ریلکسیشن و نوعی حس رهایی از استرس می‌باشد. در دهه‌ی ۱۹۷۰، نوروفیدبک توجه افرادی که فعالیت‌هایی چون مدیتیشن انجام می‌دانند را به خود جلب کرد.کاربرد نوروفیدبکدر یک دستگاه الکتروانسفالوگرافی (EEG) یا برق نگار مغز از الکترودها استفاده می‌شود، آنها سنسورهایی‌اند که بر روی سر قرار می‌گیرند تا فعالیت مغز را با دنبال کردن لحظه به لحظه‌ی الگوهای الکتریکی‌ای که بر سطح جمجمه ایجاد شده‌اند، بررسی کنند. چنین اندازه‌گیری‌هایی نشان دهنده فعالیت‌های قشری یا امواج مغزی هستند. ۴ نوع امواج اصلی در مغز وجود دارند که شامل آلفا، بتا، تِتا، و دلتا هستند.امواج مغزمغز انسان به گونه‌ای طراحی شده که با محیط‌، خلق، و فعالیت‌های مختلف سازگار شود. هنگام انجام فعالیت خاصی، ممکن است تنها یکی از امواج اصلی مغز غالب باشد، اما همچنان سایر امواج نیز در سطح پایین‌تری به فعالیت‌شان ادامه دهند.از نوروفیدبک برای درمان موارد متفاوتی استفاده می‌شود، با این حال نوروفیدبک نمی‌تواند درمان اصلی یا به عبارتی، خط اول درمان برای اختلالات مختلف باشد. نوروفیدبک تنها قادر است مسیر درمان را هموارتر کند. هر جلسه از درمان نوروفیدبک بین ۳۰ تا ۶۰ دقیقه طول میکشد و احتمالاً روزی دو تا سه بار در هفته برگزار می‌شوند.EEGانجام نوروفیدبک از موسسه‌ا‌ی به موسسه‌ی دیگر متفاوت است. امکانات برخی مراکز تنها محدود به یک صفحه کامپیوتر، ۲ سنسور امواج مغز، و ۲ سنسور شنوایی می‌شوند. سایر مراکز ممکن است از کلاه‌های تخصصی که مجهز به ۱۹ سنسوراند استفاده کنند. برخی موسسات دیگر، جلسات نوروفیدبک را در قالب بازی‌های ویدیویی انجام می‌دهند و مغز شخص در طی بازی مورد بررسی قرار می‌گیرد.جدایِ از تمام این تفاوت‌ها، یک سری ویژگی‌های ثابتی در تمام جلسات نوروفیدبک (با هر وسیله‌ای) دیده می‌شوند:1. هیچ گونه شُک الکتریکی در طی جلسه نوروفیدبک تجربه نمی‌شود2. هیچ ابزاری وارد بدن نمی‌شود3. تمام فرآیند نوروفیدبک بدون درد استبازی ویدیوییاز نوروفیدبک به عنوان درمان تکمیلی برای اختلالات و مشکلات مختلفی استفاده می‌کنیم:· استرس پس از سانحه· مشکلات عاطفی· اضطراب· افسردگیتاثیر افسردگی بر خانواده | آیا افسردگی مُسری است؟· استرس· پرخاشگری· اعتیاد· اسکیزوفرنینوروفیدبکعوارض نوروفیدبک کم هستند اما باید چندین نکته را در نظر بگیرید. نوروفیدبک چندین محدودیت نیز دارد.چون در روش نوروفیدبک ابزارهای تخصصی لازم است، افرادی که قصد انجام این روش را دارند ممکن است برای یافتن موسسه‌ی معتبر با مشکل مواجه شوند. دومین محدودیت نوروفیدبک هزینه‌ آن است. وقتی نوروفیدبک را با سایر روش‌های درمانی مقایسه می‌کنیم، متوجه قیمت بالای آن می‌شویم.این مطلب ترجمه‌ای بود از مقاله‌ی زیر:goodtherapy.org</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jun 2022 11:07:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتقاد مخرب و سازنده چه تفاوتی دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/what-is-the-difference-between-destructive-and-constructive-criticism-es1efzxekyoa</link>
                <description>انتقاد تجربه‌ای همه‌گیر اما گاهی دردناک است. مورد انتقاد مخرب قرار گرفتن می‌تواند احساس ترس، شرمساری یا خشم در شما ایجاد کند و شما را به بخش‌های ناامن وجودتان مانند تصور اینکه بی‌ارزش‌ یا نالایق هستید ببرد.وینستون چرچیل انتقاد را با درد در بخش‌هایی از بدن انسان مرتبط می‌دانست، تجربه‌ای ناخوشایند که برای رشد و یادگیری ضروری است. او همچنین عقیده داشت انتقاد می‌تواند خوب باشد زیرا بدین معناست که برای چیزی ایستادگی کرد‌‌ه‌اید. انتقاد گویا راهی برای اعمال قدرت و کنترل اجتماعی یا نوعی رویکرد مقابله‌ای در رقابت است.در ادامه به انواع انتقاد و پاسخ به این سوال که تفاوت انتقاد سازنده و مخرب چیست می‌پردازیم.کتاب خواندنانتقاد مخرب چیست؟جان گاتمن (John Gottman) روان‌شناس و محقق آمریکایی، تئوری دارد به نام «۴ سوارنظام آخرالزمان» که اشاره دارد به ۴ اصل مخرب در روابط زوجین؛ او از این اصول برای پیش بینی طلاق استفاده کرد. انتقاد اولین مورد از آنهاست.انتقاد مخرب است اگر:به جای اینکه درباره رفتار باشد، شخصیت را هدف گیردپر از سرزنش باشدبر پیشرفت متمرکز نباشدبر اساس قانونِ تنها «یک راه درست» برای انجام کارها وجود دارد، باشدشخص را تحقیر کندانتقاد در روابط صمیمی با سطحی خفیف آغاز می‌شود، به مرور زمان شدت می‌یابد و شما را در یک دور باطل می‌اندازد درست مثل باتلاقی از رنجش.جلسه کاریانتقاد سازنده چیست؟اغلب مردم بسیار دل‌نازک هستند و وقتی حرف از انتقاد به میان می‌آید به راحتی ناراحت می‌شوند. حتی زمانی که انتقاد‌ سازنده باشد ممکن است شخص با احساساتی مثل خشم، ناراحتی یا شرم‌ساری واکنش نشان دهد؛ خصوصا اگر انتقاد به شکلی بیان شده باشد که حالت دفاعی شخص را فعال کند و این اتفاق اغلب وقتی جملات‌تان پر از «تو ...» باشد می‌افتد.در ذهن کسی که از ما انتقاد میکند چه میگذرد؟وقتی مردم پیام‌هایی که با مضمون «تو» شروع شده است، دریافت می‌کنند طبیعی است که حس کنند بهشان حمله شده و حالت دفاعی به خود بگیرند. به عنوان مثال جملاتی مانند: «تو اینکارو نکردی...»، «تو هرگز اینکار و نمیکنی...»، «تو همیشه همین ... انجام میدی».دعوای زن و شوهرچطور انتقاد سازنده کنیم؟۱-اولین رویکرد این است که به جای اشاره به چیزی منفی که هم‌ اکنون قصد انتقاد از آن را دارید، پیشنهاد دهید یا بخواهید آن رفتار در آینده تغییر کند. اکثر افراد موافق‌اند که شنیدن جمله «لطفا، دفعهِ بعدی یادت بمونه بشقاب‌ها رو به جای اینکه روی سینک بذاری در ماشین ظرف‌شویی قرار بدی» قابل قبول‌تر از جمله «تو دیگه نباید ظرف‌های کثیف‌ات رو بذاری روی سینک» است.مثالی دیگر:- بهتر است به جای «دوباره یادت رفت برقای اتاق و خاموش کنی» از «لطفا دفعه بعدی، یادت باشه برقای اتاق رو خاموش کنی» استفاده شود.ساندویچ۲-تکنیک دیگری وجود دارد به نام روش ساندویچی که در آن انتقاد را بین دو نظر مثبت بیان می‌کنید. در واقع این روش یکی از راهبردهای رایج در زمینه انتقاد سازنده است.این جمله را در نظر بگیرید «کارت در نوشتن اون گزارش خیلی بد بود»؛ اگر بخواهیم تکنیک ساندویچ را در این موقعیت پیاده کنیم بهتر است بگوییم «کارت در مقدمه متن خیلی خوب بود، اما به نظر میاد قسمت میانی و نتیجه‌گیری متن کمی ضعیف هستن. با یکم کارِ بیشتر، مطمئنم می‌تونی گزارش خیلی خوبی ازش در بیاری».مادر و دختر۳- در نظر داشته باشید، طرز گفتن‌تان به اندازه محتوای کلام‌تان اهمیت دارد. اگر می‌خواهید انتقاد سازنده‌تان ماهرانه ارسال شود بهتر است بیشتر از ضمایر «من...» به جای «تو...» در جمله استفاده کنید.همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، تفاوت بین چنین موقعیت‌ها واضح‌ هستند. در مثال مذکور، مادر از دست دخترش رنجیده است:-«تو هیچ‌ وقت سر موقع برنمی‌گردی خونه! تو فکر می‌کنی همه چیز باید طبق برنامه خودت پیش بره، اما بقیه افراد خانواده نمی‌تونن همیشه منتظرت بمونن! چرا نمی‌تونی یکم ملاحظه کنی؟». همان طور که می‌بینید پر از موقعیت‌های «تو ... » است.-در مقابل، موقعیت‌های «من ...» بدین شکل‌اند: «من خیلی ناراحت شدم وقتی برنامه شام خانوادگی ترتیب دادیم و به موقع نرسیدی خونه. در آینده لطفا بیشتر تلاش کن که سر موقع بیای خونه یا اگر قراره دیر کنی زنگ بزن و خبر بده.»محیط کاردر نهایت...تلاش کنید تا حد ممکن از تکنیک ساندویچ بهره ببرید. به جای اینکه از رفتار کنونی شکایت کنید بخواهید تغییرات مثبتی در آینده ایجاد شود. پیام‌تان را در جملات «من محور» بیاورید. به خاطر داشته باشید، انتقاد کردن یک مهارت است و درست مثل سایر مهارت‌ها می‌توانید با یادگیری و تمرین در آن‌ها استاد شوید.مطالبی که گفته شد جمع بندی بود از سه مقاله در سایت Psychology Today</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jun 2022 14:09:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گوشی همسرم را چک کنم یا نه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/should-i-check-my-partners-phone-or-not-okbfkzunsxpm</link>
                <description>چک کردن گوشی همسر احتمالا موضوعی است که در اکثر زوج‌ها بحث‌اش پیش کشیده می‌شود. آیا تا به حال به پیام‌های گوشی پارتنرتان نگاه کرده‌اید؟ آیا از خود پرسیده‌اید که چک کردن گوشی او کار درستی است یا نه؟!خیلی از افراد درگیر این هستند که چه میزان از اطلاعات شخصی خود را بهتر است، یا می‌خواهند با پارتنرشان به اشتراک بگذارند. اجازه دسترسی دادن به شریک عاطفی‌ برای گشت و گذار در موبایل‌تان یا دادن رمز عبور حساب‌های کاربری اینترنتی‌تان به مسئله‌ای بسیار مهم بدل شده.FOMOاز این امر به عنوان اعتماد داشتن و احتمالا نمادی از صمیمیت هم یاد می‌شود. دادن کنترل گوشی‌تان و اجازه اینکه او به عکس‌ها، پیام‌ها و تماس‌ها نگاه کند گویی نشان دهنده این است که شما هیچ چیزی برای مخفی کردن ندارید یا رازی بین شما وجود ندارد.توجیه‌های زیادی برای چک کردن گوشی همسر یا پارتنرتان می‌توانید بی‌آورید اما این کار جنبه‌های منفی‌ای هم دارد که بهتر است برای محافظت از رابطه‌تان آنها را در نظر بگیرید.چک کردن گوشی همسر کار درستی است؟اگر شما واقعا به یکدیگر اعتماد دارید، آيا دلیلی برای دیدن مکاتبات شخصی‌تان وجود دارد؟!!!بهتر است بدانید داشتن دسترسی به گوشی یکدیگر به معنای یک رابطه سالم تک همسرانه‌ نیست. در یک رابطه عاشقانه و معتمد، جایی برای حریم شخصی نیز وجود دارد. به خاطر داشته باشید درخواست افراد برای داشتن حریم شخصی به این معنا نیست که دارند کاری پشت سر شما انجام می‌دهند.عدم اعتمادچک کردن گوشی همسر به معنای داشتن صمیمیت و ارتباط قوی‌تر هم نیست. دسترسی دادن به طرف مقابل می‌تواند در گستره‌ی اعتماد قرار بگیرد اما نمی‌تواند در صورت عدم وجود اعتماد، آن را به وجود آورد.یکی از راهکارها می‌تواند این باشد که هر دو تصمیم بگیرید زندگی آف‌لاین پیش بگیرید، در این صورت نیازی به رد و بدل کردن رمز و ... نیست. در موارد دیگر، وقتی هر دو نفر فکر می‌کنند می‌خواهند گوشی یکدیگر را چک کنند با هم به این نتیجه می‌رسند که شاید بهتر باشد درباره‌ مشکل اصلی‌ که در پَس این مسئله است حرف بزنند.کار کردن با موبایلدر این زمان بهتر است به روان‌شناس مراجعه کنید. چک کردن موبایل همسرتان نمی‌تواند ارتباط‌تان را قوی‌تر کند همان طور که نمی‌تواند از خیانت او جلوگیری کند. طبق تحقیقی در سال ۲۰۱۲، حدود دو سوم شرکت کنندگان اعتراف کردند به پارتنرشان شک داشته و به پیام‌های او در فضای مجازی و سایت‌ها سرک می‌کشند.زوج درمانی چرا؟ چگونه؟ چطور؟اثرات چک کردن گوشی همسرریسکی که در چک کردن گوشی همسر وجود دارد یافتن مطالبی مبهم است که منجر به حسادت عاطفی شما می‌شود؛ مهم نیست چطور حسادت را تجربه می‌کنید، وقتی حس حسادت در شما برانگیخته می‌شود، سعی می‌کنید از رابطه‌تان در برابر افرادی که ممکن است پارتنرتان را از شما بگیرند حفاظت کنید.گوشیاما یافتن چه مطالبی می‌تواند باعث ایجاد حس حسادت شود؟ بر اساس روان‌شناسیِ تکاملی، مردان و زنان دگرجنسگرا به گونه متفاوتی حسادت را تجربه می‌کنند و همین طور توسط تهدیدهای مختلفی برانگیخته می‌شوند. مردان معمولاً نسبت به خیانت جنسی بیشتر حس حسادت دارند؛ و زنان زمانی که پای خیانت عاطفی به میان آید حسادت بالاتری بروز می‌دهند.یک تحقیق هوشمندانه در سال ۲۰۱۵، این موضوع را مورد بررسی قرار داد. پژوهش‌گران، شرکت کننده‌ها را با ۴ نوع پیام خیالی که حاوی مطالب جنسی یا عاطفی بود رو به رو کردند. تعداد دفعات و مدت زمانی که شرکت‌کنندگان به هر پیام نگاه می‌کردند توسط یک دستگاه ردیابی چشم ضبط شد. نتیجه تحقیق بدین شکل بود:موبایلمدت زمان خیره شدن و توجه کردن به پیام‌های عاطفی در زنان بیشتر بود.برعکس، مردان مدت بیشتری صرف دیدن پیام‌های جنسی کردند.به نظر می‌رسد موبایل و فضای مجازی چشم انداز روابط عاشقانه را تغییر داده‌ است، خصوصا وقتی حرف اعتماد و حسادت به میان می‌آید.اگر بر سر این موضوع با پارتنر خود به مشکل خورده‌اید، برای مثال او می‌خواهد موبایل‌تان را چک کند و شما نمی‌خواهید و این امر منجر به اختلافاتی در رابطه‌تان شده، می‌توانید از متخصصین زوج‌درمانگر کمک بگیرید.متنی که خواندید، اقتباسی بود از سه مقاله زیر:Should you ever check your partners texts?How your partner’s phone causes jealousy?How Much Do Partners Need to Share?</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jun 2022 12:26:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا زندگی کردن در حال اینقدر مهم است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/why-is-living-in-the-moment-so-important-t9jiqnzj34bj</link>
                <description>چقدر به اتفاقاتی که در گذشته رخ داده‌اند فکر میکنید؟ چند بار در روز چنین افکاری در ذهن‌تان رژه میروند؟! چقدر نگران مشکلات احتمالی‌ای هستید که هنوز حتی اتفاق هم نیوفته‌اند؟ آیا سایه این مشکلات احتمالی هر روز دنبال‌تان میکنند؟به گذشته فکر کردن ما را به سمت افسردگی سوق میدهد و به آینده فکر کردن به طرف اضطراب، اگر آرامشِ خاطری در این بین وجود داشته باشد بهتر است در «اکنون» جست‌وجویش کنید.گاهی از زندگی کردن در اکنون فرار میکنیم چون زیادی دردناک‌ست، ما خودمان را در گردباد گذشته و فرداهای هنوز نیامده می‌اندازیم تا فقط اکنون را احساس نکنیم، فارغ از اینکه تجربه کردن آن هیجانات ناخوشاید و مشاهده آنهاست که باعث می‌شود آن درد زودتر بگذرد.دریایا شاید مشغله‌های زندگی روزمره طوری ذهن‌مان را پر کرده که فراموش کرده‌ایم، صبر کنیم، بنشینیم و نگاهی هم به درون خود بی‌اندازیم. یکی از کارهایی که در این مواقع میتوانید انجام دهید افزایش ذهن آگاهی‌ست. در ادامه قصد دارم به مفهوم و فواید ذهن آگاهی بپردازم.ذهن آگاهی چیست؟معمولا مردم ذهن آگاهی را همان مدیتیشن می‌دانند؛ درست است که مدیتیشن یکی از قوی‌ترین روش‌های تمرین ذهن آگاهی به شمار می‌رود، اما با آن یکی نیست!بر اساس انجمن روان‌شناسان آمریکا (APA.org ,2012) ذهن آگاهی یعنی: آگاهی لحظه به لحظه‌ای که انسان، بدون قضاوت در حال تجربه کردن آن است. در این تعریف، ذهن آگاهی یک حالت یا وضعیت است نه یک ویژگی. ذهن آگاهی می‌تواند با تمرینات و فعالیت‌های مخصوصی ارتقا یابد، مانند مدیتیشن.مدیتیشنهمان طور که گفته شد، ذهن آگاهی یک وضعیت است که با تمرین حاصل میشود. این گونه نیست که برخی افراد ذهن آگاه‌تر از سایرین به دنیا آیند. در دنیای رسانه‌ها و فضای مجازی، جایی که پر از نظرات و لایک‌های افراد گوناگون است، ارزیابی بدون قضاوت می‌تواند تغییر مطبوعی باشد. جان کابت زین، پروفسور بازنشستهِ داروساز آمریکایی که از بنیان گذاران مرکز کاهش استرس و ذهن آگاهی در دانشگاه ماساچوست است، ذهن آگاهی را این گونه توضیح داده: آگاهی‌ای که از توجه کردن برمی‌خیزد، عامدانه، در زمان حال و بدون قضاوت انجام می‌شود.بودیسمطبق تعریف دیکشنری کمبریج: ذهن آگاهی تمرینی است که باعث می شود از بدن، ‌ذهن و احساسات‌تان در لحظه حال آگاهی یابید؛ وضعیتی که در آن احساس آرامش دارید.اگر در برخی از موقعیت‌های زیر قرار دارید، تمرینات ذهن آگاهی می‌تواند برای‌تان مفید باشد:در حال دست و پنجه نرم کردن با افسردگی و اضطراب هستید.احساس سردرگمی میکنید و یا نمیتوانید روی موضوعی تمرکز کنید.استرس دارید.شفقت ورزی به خود، برای‌تان سخت است.بر احساسات منفی متمرکز هستید.پله برقیچرا ذهن آگاهی مهم است؟در این بخش سعی کرده‌ام با گرد‌آوری داده‌های حاصل از تحقیقات مختلف اهمیت ذهن آگاهی را خاطر نشان کنیم.۱-کاهش سطح اضطرابافراد مبتلا به اختلالات اضطرابی، از جمله اختلال اضطراب فراگیر (GAD) ممکن است کاهش محسوسی در نشانه‌های اضطراب‌شان، بعد از انجام تمرینات ذهن آگاهی ببینند. ذهن آگاهی مانند این است که در میان تمام افکار آشفته در سرتان کمی استراحت کنید و از لحاظ روانی آرام شوید.بر اساس مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۱، افرادی که در دوره‌های ۸ هفته‌ای شدید ذهن آگاهی شرکت کرده بودند، بعد از اتمام دوره نشانه‌های اضطرابی‌شان تا حدی تخفیف یافته بود. نتایج مشابهی در تحقیقی درباره‌ی اختلال اضطراب فراگیر، اضطراب، افسردگی و همین طور عزت نفس یافت شد.مدیتیشن در طبیعت۲-کاهش نشخوار ذهنیمطالعات متعددی نشان داده‌اند که ذهن آگاهی نشخوار ذهنی را کمتر می‌کند. طبق تحقیقی در سال ۲۰۰۸ از ۲۰ فرد مبتدی در مدیتیشن خواسته شد در دوره‌ی ۱۰ روزه مدیتیشن شرکت کنند.بعد از اتمام دوره، این گروه نسبت به گروه شاهد (که مدیتیشن تمرین نکرده بودند) کاهش بیشتری در نشانه‌های افسردگی و نشخوار ذهنی داشتند. همچنین آنها حافظه قوی‌تری داشته و بهتر قادر بودند توجه‌شان را طی اجرای وظایف‌شان حفظ کنند.تعادل۳-تمرکزتحقیق دیگری بررسی کرد که چطور مدیتیشن بر توانایی توجه و تمرکز کردن موثر است. محققین دو گروه که یکی از آنها شامل افراد متخصص در زمینه مدیتیشن بود را با گروه دیگری که هیچ گونه تجربه مدیتیشن نداشتند مقایسه کردند.متوجه شدند که متخصصان مدیتیشن اجرای بهتری در تمام سنجش‌های توجه داشتند و ذهن آگاهی بالاتری را گزارش می‌کردند. تمرینات ذهن آگاهی، همبستگی مستقیمی با انعطاف پذیری شناختی و عملکرد توجه افراد دارند.خودآگاهی۴-رضایت از رابطهمشخص شد که توانایی یک فرد در ذهن آگاهی می‌تواند رضایت از رابطه را پیش‌بینی کند. این اشخاص قادراند به استرس‌های رابطه‌شان به خوبی واکنش نشان دهند و مهارت بالاتری در ارتباط عاطفی با پارتنر خود دارند. مشاهدات تجربی حاکی از آن هستند که ذهن آگاهی از فرد در برابر اثرات استرس‌زای عاطفی در تعارض‌های رابطه، محافظت می‌کند.زوج صمیمیذهن آگاهی پتانسیل این را دارد که به عنوان یک روش کمکی و تسهیل کننده در کنار تراپی استفاده شود.مطلبی که خواندید ترجمه‌ای بود از سه مقاله زیر:positivepsychologyapa.orgverywellmind</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jun 2022 13:34:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در ذهن کسی که از ما انتقاد میکند چه میگذرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/what-goes-on-in-the-mind-of-someone-who-criticizes-us-esevgmjczbop</link>
                <description>تا به حال برای‌تان پیش آمده با شنیدن نظر شخصی دیگر درباره خودتان، لرزه‌‌ای به تن‌تان بی‌افتد گویی رعد و برقی ناگهانی به شما اصابت کرده؟! شاید هم بعد از شنیدن «انتقاد» عرقی سرد روی صورت‌تان بنشیند و از درون درحال جوش و خروش باشید!!دیجیتال مارکتینگبرای همه‌مان پیش آمده که دیگران از ما انتقاد کنند و یا نظراتی بدهند که خیلی به مزاق‌مان خوش نیاید. هر چه باشد ما انسان‌ها تا زمانی که در کنار هم و در یک اجتماع زندگی میکنیم غیر ممکن است نقدی از طرف خانواده، دوستان، همکاران و از همه دردسرسازتر یعنی رئیس‌مان دریافت نکنیم.چه کسی تا به حال در زندگی‌اش مورد انتقاد قرار نگرفته است؟! هیچ کسدر این گونه مواقع واکنش درست، یا بهتر بگویم واکنشی که منجر به آسیب رابطه‌مان با منتقد نشود، چیست؟ شاید اگر بدانیم پشت آن انتقاد چه چیزی نهفته است، بتوانیم واکنش بهتری نشان دهیم.همه میدانید هنگام شنیدن انتقاد، بهتر است:آرامش‌تان را حفظ کنیدسعی کنید به گوینده گوش دهیداگر نمیدانید واکنش درست چیست، زمان بخواهیدنکات مثبت موجود در آن انتقاد را ببینیدگربهاما در این مطلب میخواهیم به درون ذهن کسی که از شما انتقاد کرده برویم، و بررسی کنیم که پشت صحنه این انتقاد کردن‌های تند تیز چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟!هر انتقاد بیان وارونه‌ی یک نیاز است. به عبارت دیگر، شخص منتقد نیازی دارد که بخشی از برآورده شدن آن نیاز در گروئه دستان شماست. همه‌ی‌ما در طول زندگی با چنین موقعیت‌هایی روبه‌رو شده‌ایم؛ در ادامه نمونه‌های متفاوتی از این انتقاد کردن‌ها آورده شده که نیازی پشت‌شان نهفته است.موقعیت اول: زوج شاغلزوجی را تصور کنید که مدتی است با هم بحث میکنند.بهرام: هر شب دیر میای خونه، اصلا یادت هست آخرین بار کی با هم شام خوردیم؟!مینا: خب کار داشتم، باید تا هفته‌ی آینده پروژه رو تحویل بدم.بهرام: نمیدونم، میتونستی حداقل خبر بدی بازم دیر میای که منتظرت‌ نمونم برای شام.مینا: من که گفته بودم این پروژه چقدر مهم و وقت‌گیره، کلی خسته‌ام کرده.بهرام: میخواستم فردا شب بریم همون رستوران جدیده که سر خیابون باز شده، اما فکر کنم اینم دیگه کنسله.مینا: گفتم که باید حتما این کارو تموم کنم ولی قول میدم بعدش حتما یه شام مفصل بریم بیرون.بهرام: جدیدا فقط به کارت فکر میکنی، انگار با کارت ازدواج کردی نه من.زوج درمانیآیا فکر میکنید درخواست بهرام فقط شام خوردن و رفتن به رستوران سر خیابان بود؟ یا انتقاد از اینکه همسرش زیادی به کارش اهمیت میدهد؟ نیاز پشت این انتقاد، نیاز به صمیمیت و نزدیکی بیشتر بود.اما از آنجا که گاهی قادر نیستیم نیازهایمان را بشناسیم و یا بیان آنها برایمان سخت است پس نمیتوانیم از طرف مقابل‌مان آنها را به شکل درست و غیر تهاجمی درخواست کنیم بنابراین متوسل به انتقاد و نیشه کنایه زدن‌های بیهوده میشویم. دست آخر هم آن نیاز برآورده نمیشود، چه بسا دعوای دیگری راه می‌افتد و «برآورده شدن نیازها» به گوشه‌ای از اتاق پرت می‌شود.زوج درمانی چیست و چه رویکردهایی دارد؟موقعیت دوم: کارمند و رئیسرئیس: رضا، معلوم نیست کی میری؟ کی میای؟ مگه قرار نبود حداقل تا ۸ و نیم اینجا باشی.رضا: بله درسته، شرمنده. من امروز یه کار اداری باید انجام میدادم مجبور شدم مرخصی ساعتی بگیرم.رئیس: امروز کار اداری داشتی، دیروز پس چی؟ کلا تنبل شدی همش دیر میای.رضا: باور کنید دیروز راس ساعت ۸ و ۳۲ اینجا بودم.رئیس: بازم دیره، بهتره زودتر از اینا بیای.در اینجا نیازی که رئیس رضا از او دارد،‌ نیاز به تعهد کاری بیشتر از جانب اوست و این نیاز را بدین شکل به رضا منتقل میکند.محیط کارموقعیت سوم: والد-فرزندمادر: صدبار گفتم از بیرون میای لباساتو نریز رو زمین.هانیه: از دانشگاه که اومدم خیلی خسته و گرسنه بودم به خاطر همین یادم رفت برشون دارم.مادر: هر دفعه همینو میگی. از بس شلخته‌ای. اتاقت مثل بازار شام میمونه.هانیه: به خدا دیروز مرتب کرده بودم، الان به خاطر این لباسا بهم ریخته شد دوباره.مادر: این از تو، اونم از برادرت. یکی از یکی بدتر هیچ کدوم به کارای خودتون نمیرسید من باید همه رو انجام بدم.در اینجا نیاز مادر، کمک و مشارکت فرزندان‌اش در انجام کارهای خانه است.دعوای مادر دخترخود شفقت‌ورزی چیست؟شنیدن انتقاد هر چقدر هم که سازنده باشد و یا به شما در بهتر شدن رابطه‌تان با شخص منتقد کمک کند، اما باز هم میتواند کمی دردناک باشد بنابراین توصیه میکنیم، زمان‌هایی که انتقاداتی به شما وارد میشود حتما نسبت به شفقت ورزی به خود آگاهانه‌تر قدم بردارید.شفقت ورزی با عزت نفس و اعتماد بنفس متفاوت است. در حالی که اعتماد بنفس به دست‌آوردهای‌تان اشاره دارد و عزت نفس در میزان ارزشمندی که برای خود قائل هستید، شفقت ورزی نوعی طرز رفتار با خودتان است. خود شفقت ورزی و گذشتن از اشتباهاتی که مرتکب شدیم، مهارت‌هایی‌اند که مثل هر مهارت دیگری میتوانیم آنها را یاد بگیریم و تمرین کنیم.شفقتزمانی که دوست‌تان بابت شکست اخیراش ناراحت و آزرده است، شما چطور با او رفتار میکنید، چه حرفایی به او میزنید؟ اگر همان حرف‌ها و طرز رفتار را روی خودتان اجرا کنید، نه تنها حال روحی بلکه حال جسمی‌تان هم بهتر میشود. چه کسی بدش می‌آید یک جور دوست درونی برای خودش داشته باشد؟!!ممکن است وقتی احساس گناه، شرم و ناامیدی دارید و به تصویری که از خود در ذهن‌تان داشته‌اید خدشه‌ای وارد شده، خودشفقت ورزی کمی دشوار و سخت باشد.در اینجا بخوانید: چطور خودمان باشیم؟خودشفقت ورزی کمی بالاتر از فقط فراموش کردن اشتباهات‌ است. خود شفقت ورزی یعنی پذیرش این واقعیتِ اجتناب ناپذیر که من هم اشتباه میکنم و نمیتوانم همیشه کامل و بدون نقص باشم. افراد خود شفقت‌ورز به مهربانی از خودشان مراقبت میکنند و میدانند «نقصان» بخش جدایی ناپذیری از تجربیات انسانی است.کنار ساحلمعمولا وقتی مرتکب اشتباهی میشویم یا دیگران از ما انتقاد میکنند، سعی میکنیم هیجانات ناخوشایند مثل غم، خشم و اضطراب را از خودمان دور کرده و آنها را فراموش کنیم اما کسی که خود شفقت ورزی را بلد است، تنها افکار و احساسات‌اش را بدون قضاوت مشاهده میکند.آگاه باشیم خودشفقت ورزی، خود خواهی نیست. گاهی آنقدر از شفقت به خود دور افتاده‌ایم که هر گونه شفقت به خود را با خودخواهی اشتباه میگیریم.متن فوق برداشتی آزاد از کتاب «زبان زندگی» نوشته مارشال روزنبرگ و ترجمه‌ی مطلبی از سایت انجمن روانشناسی آمریکا (APA) بود.</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Tue, 31 May 2022 17:46:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا حس لمس اهمیت دارد؟ بیایید کاکتوس نباشیم.</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasadredini/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AD%D8%B3-%D9%84%D9%85%D8%B3-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%B3-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-cjhkkxgymcpl</link>
                <description>آیا تا به حال فکر کرده‌اید که یک دست دادن ساده با همکارتان میتواند چه تاثیری روی خلق‌و خو و سلامت‌تان بگذارد؟ چرا وقتی کسی در حال گریه و عزاداری است آرام پشت او را نوازش میکنیم؟ چرا اغلب وقتی کودک گریان را بغل میکنیم آرام میشود؟ اخرین باری که عزیزی را در آغوش کشیدید کی بود (امیدوارم تولد پارسال او نباشد)؟در نگاه اول لمس شدن و لمس کردن شاید در بین دغدغه‌های هر روزمان گم شود اما بی‌توجهی به این مسئله از اهمیت آن نمیکاهد.لمس شدن قسمت عمده‌ای از نحوه‌ی ارتباط برقرار کردن ما با دیگران است. انسان‌ها به نحوی سیم‌کشی شده‌اند که لمس شوند. از تولد تا مرگ نیاز ما به تماس جسمی همچنان باقی می‌ماند. محروميت از لمس وقتي رخ میدهد که کسی توسط اطرافیانش خیلی کم لمس شود یا اصلا لمس نشود.کاکتوسپوست بزرگ‌ترین اندام بدن ماست که احساس لمس خوشایند یا ناخوشایند را به مغز می‌فرستد. هنگام لمس خوشایند مثل «بغل کردن»، مغز هورمون اكسي توسين آزاد مي‌کند. با این اتفاق احساس خوبی در ما ایجاد میشود، ارتباط اجتماعی و عاطفی‌مان با آن فرد مستحکم میشود همچنین احساس اضطراب و ترس کاهش میابد.تحقیقی در سال ۲۰۱۴ نشان داد که کمبود لمس، موضوعی جدی است و میتواند اثرات بلند مدتی داشته باشد. در ادامه با جزئیات بیشتر به این موضوع پرداخته‌ام.محرومیت از لمس شدنمنظور از لمس شدن لزوما جنبه‌ شهوانی و جنسی آن نیست؛ هرگونه لمس شدنِ رضایت‌بخشی، میتواند مفید باشد.در دروان کرونا، خیلی از مردم دیگر قادر نیستند با همکاران‌شان دست دهند یا دوستان‌شان را در آغوش بگیرند. تمام این موارد منتهی به کمبود حس لمس شدن میشوند. کوید-۱۹ حتی منجر به کاهش لمس شدن در بین زوج‌ها هم شده. علاوه بر این، کودکان پرورشگاه‌ها و یا سالمندانی که در خانه‌های سالمندان هستند هم از این گونه ارتباطات محروم‌اند.زایمانسلول‌های مخصوصی در پوست ما وجود دارند که با لمس شدن تحریک شده و در پی آن هورمون اکسی‌توسین (همان هورمون عشق معروف) آزاد میشود. منظور از لمس شدن در اینجا برخورد سخت و پرفشار به گونه‌ای که دردناک باشد نیست.چنین واکنشی، اولین بار در زمان تولدمان رخ میدهد. وقتی نوزاد به دنیا می‌آید دکتر پیشنهاد میدهد برای رشد سالم‌تر نوزاد، مادر او را در آغوش بگیرد که این تماس فیزیکی را در طول زندگی با افراد گوناگون تجربه خواهیم کرد. حتی در بزرگسالی، لمس شدن به تنظیم خواب، هضم غذا و بهبود سیستم ایمنی بدن کمک می‌کند.لمس کردن همچنین برای آرام شدن برخی اعمال بدن مثل ضربان قلب و فشار خون مفید است. زمانی که گیرنده‌های لمس تحریک می‌شوند، به عصب واگ (این عصب ارتباط بین مغز با سایر بخش‌های بدن را ممکن می‌کند) سیگنال‌هایی میفرستند که آنها منجر به آهسته‌تر شدن سرعت دستگاه عصبی می‌شوند.در اوایل زندگی، «لمس شدن» برای ساخت روابط سالم و ایجاد دلبستگی ضروری است که در پی آن مسیرهایی برای آزادسازی اکسی توسین، سروتونین و دوپامین ایجاد می‌شوند. طبق تحقیقی لمس شدن احساس درد و طرد اجتماعی را کاهش می‌دهد.در آغوش گرفتنشاید تصور کنید بچه‌ها به مادرانشان میچسبند و خواستار آغوش آنها هستند چون مادران منبع غذایی کودک محسوب میشوند. جوجه ادرک‌ها از همان بدو تولد خودشان غذا میخورند با این حال باز هم به دنبال مادر میروند و بخشی زیادی از روز را در کنار او میگذرانند. در دلبستگی مادر و کودک نیازهای دیگری، غیر از نیاز به تغذیه، وجود دارند.در اینجا قصد دارم آزمایش جالبی که روی یک بچه‌ میمون انجام شده برای‌تان شرح دهم. نوزاد میمون را بلافاصله بعد از تولد در برابر دو مادر مصنوعی قرار دادند. یکی از مادرها از تور فلزی ساخته شده بود و سرش از چوب. مادر دیگر، از یک لایه پلاستیکی پوشانده شده بود و روی آن نیز یک لایه پارچه حوله‌ای وجود داشت.اینکار باعث میشد مادر دوم بغل کردنی و چسبیدن به آن آسان‌ باشد. هر دوی این مادران میتوانستند شیر بدهند اما تنها به سینه مادر فلزی شیشه شیر به طور مداوم وصل بود. محققان میخواستند بدانند که نوزاد به مادری که همیشه به او غذا میدهد میچسبد یا خیر.آزمایش مادر مصنوعی و بچه میموننتیجه کاملا روشن بود. بچه میمون همیشه به مادر حوله‌ای میچسبد و برایش فرقی نداشت که کی به او غذا میدهند. مادر حوله‌ای کاملا بدنی گرم و نرم داشت به طوری که منبع امنی برای کودک محسوب میشد. بدیهی است که تماس جسمی با مادر حوله‌ای راحت‌تر بود، بنابراین بغل کردنی بودن یکی از ویژگی‌های مهم مراقبت کردن از نوزادان است.اثرات محرومیت از لمسوقتی از لحاظ جسمانی به اندازه کافی لمس نشویم ، ممکن است استرس، اضطراب و یا افسردگی را در پی داشته باشد. بدن در پاسخ به استرس، هورمونی آزاد می‌کند به نام کورتیزول که می‌تواند منجر به افزایش موارد زیر شود:ضربان قلبفشار خونتنش عضلانیتعداد نفس‌هافشار خون بالاعلاوه بر افزایش مواردی که گفته شد، کورتیزول اثرات بدی روی سیستم ایمنی و گوارشی می‌گذارد. کاهش کیفیت خواب و بالا رفتن ریسک ابتلا به عفونت‌های مختلف، از دیگر عواقب بالا رفتن کورتیزول است. همچنین بیماری‌های زیر می‌توانند بدتر شوند:دیابتآسمفشار خون بالامحرومیت از لمس به طور طولانی مدت حتی احتمال دارد ماشه چِکانی برای اختلال استرس پس از آسیب (PTSD) باشد.من از لمس شدن خوشم نمی‌آید!اینکه چقدر از احساس لمس به عنوان پلی ارتباطی با دیگران استفاده میکنیم می‌تواند کاملا تحت تاثیر فرهنگ باشد. در برخی از فرهنگ‌ها افراد تمایل زیادی به لمس شدن ندارند (شاید پوست‌شان خار دارد و میترسند این خارها را در تن هم فرو کنند). تحقیقی در سال ۲۰۱۵ میزان تمایل مردم چند کشور را نسبت به لمس شدن بررسی کرد. فنلاند و فرانسه بیشترین تمایل و انگلستان کمترین را داشت.بعضی از مردم لمس شدن را به طور تنگاتنگی مرتبط با «اعتماد» می‌دانند. اگر به کسی اعتماد نداشته باشند به احتمال قوی تمایلی ندارند که توسط آنها لمس شوند. اما بدین معنا نیست که نمی‌توانند از مزایای متعدد بغل شدن و دست دادن بی‌بهره بمانند.اعتماد شکسته شدهبه عنوان مثال، افرادی که تمایل جنسی ندارند (A Sexual) و یا دارای یکی از اختلالات طیف اتیسم و یا ADHD‌ هستند، گزارش می‌دهند از لمس شدن خوششان نمی‌آید.اینکه دوست داریم توسط دیگران لمس شویم یا نه، به تجربیات دوران کودکی‌مان هم برمیگردد. طبق تحقیقی در سال ۲۰۱۲ کسانی که والدین‌شان اکثرا آنها را در آغوش می‌گرفتند، بیشتر احتمال داشت در بزرگسالی هم دیگران را بیشتر بغل کنند.بهای محرومیت از لمس به خصوص برای کودکان، بسیار سنگین است و میتواند منجر به نقصان در رشد سیستم اکسی‌توسین بدن، احساس صمیمیت و مهارت‌های اجتماعی‌شان شود.یکی از مهم‌ترین نیازهای کودکان شیرخوارگاه‌ها و پرورشگاه‌ها، نیاز غذایی است که برای رشد سالم‌شان ضروری میباشد. اما لمس شدن و در آغوش کسی بودن کجای این اولویت بندی‌ قرار میگیرد؟!!! اگر بگویم هیچ‌کجا اغراق نکرده‌ام. این کودکان برای رشد سالم علاوه بر غذا به گرمای محبت‌آمیز لمس شدن هم نیاز دارند. متاسفانه به علت کمبود نیروی انسانی ماهر، کودکان زیادی با محرومیت از لمس شدن صدمات جبران ناپذیری میخورند.کودکان در پرورشگاهچه کارهایی برای تامین نیاز لمس انجام دهیم؟همان طور که در ابتدا اشاره شد، به دلیل رعایت فاصله اجتماعی در دوران کرونا، لمس شدن تا حد زیادی کمتر شده. مراکز پزشکی مانند گروه روان‌پزشکی و علوم رفتاری دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو و مرکز پزشکی تکزاس هشدار داده‌اند که محرومیت از لمس مسئله‌ای واقعی است که باید جدی گرفته شود.اگر همراه با افراد دیگر در یک خانه زندگی میکنید، احتمالا کسانی خواهند بود که بتوانید با خیالت راحت لمس کنید. همچنین میتوانید از موارد زیر استفاده کنید: نزدیک عزیزان‌تان بنشینید. به جای اینکه روی یک مبل بزرگ دراز بکشید، کمی به خودتان زحمت دهید و هنگام تماشای تلویزیون دست‌تان را دور گردن یکی از اعضای خانه بیندازید. از اعضای خانواده با یک بغل استقبال کنید. اگر در آغوش گرفتن اعضای خانه امن است یعنی میدانید که به ویروس covid-19 مبتلا نیستند، این روش از استقبال کردن را امتحان کنید. چنین کاری احتمالا نه تنها نیاز شما برای لمس شدن بلکه نیاز آن شخص را هم تا حدی تامین میکند.خانواده شاددر مواقع مناسب یکدیگر را لمس کنید. در روابط رمانیتک، میتوانید دست یکدیگر را بگیرید، بغل کنید و یا با لمس کردن دستان‌ و بازو‌ان‌شان به آنها اطمینان خاطر دهید. هنگام بغل کردن بچه‌های کوچک، خصوصا اگر قصد آرام کردن‌شان را داشته باشیم، خیلی آرام به پشت‌شان ضربه میزنیم. این روش فقط مخصوص بچه‌ها نیست و بزرگ‌ترها هم قادراند از آن بهره ببرند.هنگام لمس کردن دیگران از ایجاد احساسات ناخوشایند بپرهیزید. نیشگون نگیرید یا آن شخص را هل ندهید؛ به طوری کلی هیچ کاری که حس خوشایند لمس شدن را از بین ببرد انجام ندهید.رابطه سالمشاید از خود بپرسید پس آنهایی که تنها زندگی می‌کنند چه؟ یا اعضای خانواده‌تان به واسطه شغلی که دارند در معرض این ویروس‌اند و ایمن نمی‌باشند؟ و نمی‌ارزد به خاطر یک بغل به کرونا مبتلا شوید، پس این افراد چه میشوند؟در این شرایط و خیلی از موقعیت‌های مشابه‌، ممکن است فرصت لمس کردن را نداشته باشید. همچنان راه‌هایی برای برطرف کردن محرومیت از لمس شدن آن هم بدون ارتباط جسمی وجود دارد که عبارتند از:دست‌تکان دادن به همسایه و یا صحبت‌کردن با آنها. با رعایت فاصله مناسب حتی از پشت پنجره یا حیاط پشتی میتوانید با آنها صحبت کنید.تماس تصویری. این روش مطمئنا نمیتواند به شکل کامل جایگزین حضور فیزیکی یک انسان باشد، اما تماس تصویری به ما این امکان را میدهد به صورت بصری با آنها ارتباط برقرار کنیم.تماس تصویریتمرینات ورزشی آنلاین. کلاس‌های مجازی ورزشی کمک می‌کنند تا در یک جمع اجتماعی حضور یابید و با ایجاد محیطی دوستانه کاری می‌کند که کمتر احساس تنهای کنید.خواندن و رقصیدن. این فعالیت‌ها می‌توانند میزان هورمون شادی‌آور (اکسی‌توسین) را بالا ببرند.تعامل با حیوانات. بازی کردن با حیوان خانگی‌تان راه مناسبی برای ریلکس کردن است. زیرا نوعی ارتباط برقرار کردن است و برخی از نشانه‌های محرومیت از لمس را تخفیف میدهد.حیوان خانگیاگر فکر میکنید کم لمس میشوید، مجبور نیستید با همین روش به زندگی‌تان ادامه دهید. راه‌های زیادی برای برطرف کردن این نیاز هم برای خودتان و هم برای اطرافیان‌تان وجود دارد فقط کافی است نیازتان را بیان کنید. شاید بهتر است کمی از حیوانات خانگی یاد بگیریم، آنها با زبان بی‌زبانی علاقه‌شان به لمس شدن را نشان میدهند پس ابراز این نیاز برای موجودات ناطقی مثل ما نباید چندان هم سخت باشد.این مطلب ترجمه‌ای بود از دو سایت زیر و / کتاب روانشناسی هیلگارد.https://www.healthline.com/health/how-to-cuddlehttps://www.webmd.com/balance/touch-starvation</description>
                <category>سارا صدرالدینی</category>
                <author>سارا صدرالدینی</author>
                <pubDate>Sun, 29 May 2022 11:18:50 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>