<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sara sayyad</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sarasayyad</link>
        <description>طراح محصول. دانشجوی جامعه‌شناسی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:22:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/739827/avatar/RDyc7l.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Sara sayyad</title>
            <link>https://virgool.io/@sarasayyad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>از هانیبال تا تفکر طراحی!</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasayyad/%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-blo60qlzvfhf</link>
                <description>سریال هانیبالاز هانیبال تا تفکر طراحی!تو این نوشته میخام راجب گراهام حرف بزنم کسی که حس همدردی و همذات پنداری فوق العاده ای داشت.گراهام یک مامور اف بی آی هست که قابلیت ویژه ای داره..در اولین اپیزود از سریال شما گراهام رو میبینن ک بعد از دیدن صحنه قتل؛ چشم هاشو میبنده و به صورت کامل صحنه جرم رو در ذهنش بازسازی میکنه؛ نه تنها بازسازی بلکه میتونه بگه دقیقا در صحنه جرم قاتل چه کار هایی رو انجام داده و حتی قدم بعدی اون چیه!!اینکه چطور گلوله شکلیک شده و تک تک اقدامات و رفتار های قاتل رو بررسی میکنه و فرآیند قتل و دنیارو از دریچه و نگاه قاتل میبینه..چیزی که بنظرم خیلی جذابه دقیقا نقطه تلاقی اینهاست.مثلا در فصل اول شاهد این هستیم که گراهام بعد از شلیک کردن به شونه ی قاتل دوم دچار آشفتگی ذهنی میشه و کاملا تحت تاثیر صحبتای اون قرار میگیره و میخواد اقدامات رو از نگاه افراد آنالیز کنه و ..همونطور که میدونین همدلی کردن جزء جدایی ناپذیر از تفکر طراحیه. زمانی که بتونیم درک عمیقی از نیاز های کاربرانی که براشون طراحی میکنیم داشته باشیم؛ اینکه اون ها چطور فکر می کنن\چ رفتاری از خودشون نشون میدن و چه احساساتی رو تجربه می کنن.کاری که گراهام میکرد هم دقیقا ی همچنین پروسه ای داشت. یعنی اون رو به ۴ بخش تقسیم می کرد که شامل:１- گفته ها２- تفکرات３- کارها４- و احساسات میشد.مورد اول همون صحبت ها و همون نقل قول هایی بود که وجود داشت. مثلا آیا قاتل قبل از اقدام به قتل ها چه صحبت هایی کرده و ...مورد بعدی راجب اونچه که قاتل در طول تجربه قتل بهش فکر کرده و اندیشیده رو ضبط میکنه. اینکه مثلا اون فردی بوده که از استرس بالایی برخوردار بوده و فک میکرده که..و پس از اون هم سلسه اقداماتی که انجام میداده(مثلا قربانیان رو سلاخی میکرد یا اول پوست بدن شون رو می کند و ..)و آخرین مورد مجموعه احساس های مختلفی که تجربه میکرد.. مثل عصبانیت\ترس\ اضطراب و ...پیشنهاد میکنم حتما بخشی از این سریال جذاب رو ببینین.</description>
                <category>Sara sayyad</category>
                <author>Sara sayyad</author>
                <pubDate>Mon, 11 Oct 2021 11:01:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر یعنی دزدی!</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasayyad/%D9%87%D9%86%D8%B1-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DB%8C-pe3i9tqfceat</link>
                <description>“چطور مثل یک #هنرمند به دنیا نگاه کنید”??.چپ و راست از هنرمند می پرسند:«ایده هایت را از کجا می دزدی؟!»هنرمند هم بی شیله و پیله پاسخ می دهد:«می دزدمشون!»شما مثل یک هنرمند چطور باید ب دنیا نگاه کنید؟اول ببینید آیا چیزی که سر راهتان قرار گرفته، ارزش دزدیدن دارد یا نه،بعد بروید سراغ چیز بعدی. همین!در مورد هرچیزی همین کار رو بکنید.اگر اینجوری به دنیا نگاه کنید، دیگر لازم نیست نگران این باشید که چی خوب است و چی بد؛ و دنیا به دو دسته دیگر تقسیم می شود: چیز هایی که ارزش دزدیدن دارند و چیز هایی ک ندارند..هر چیزی را می توان کش رفت(باور کنید). اگر امروز چیزی که ارزش دزدیدن داشته باشد پیدا نکردید اصلا مایوس نشوید، فردا، ماه بعد یا سال بعد، شانس در خانه شمارو خواهد زد..بخشی از کتاب: #چگونه_ایده_های_خوب_را _بدزدیم -آستین کلیون</description>
                <category>Sara sayyad</category>
                <author>Sara sayyad</author>
                <pubDate>Thu, 09 Sep 2021 21:12:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیم نگاهی به مینی سریال Unorthodox</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasayyad/%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-unorthodox-yrrrsekfqc3i</link>
                <description>مینی‌سریال Unorthodox، سریالی درام که ساخته ی شبکه نتفلیکس هست و طی ۴ اپیزود ۵۵ دقیقه ای بخشی از زندگی &#x27;&#x27;دبورا فلدمن&#x27;&#x27; رو به تصویر می کشه که شامل زندگی پر فراز و نشیب شخصیت اصلی داستان در جامعه یهودیان هست.سریال راجب زندگی نامه فیلدمن هست؛ زنی رنج دیده که در بند و اسارت عقاید یهودیان حسیدی گرفتاره و برای آزادی و رها شدن از محدودیت ها و تعصبات دست به فرار میزنه..که با نقش آفرینی شیرا هاس به بهترین شکل ممکن اجرا شده.دغدغه اصلی فیلم راجب مشکلات و چالش هایی جدی ای هست که زنان و دختران در اینگونه جوامع باهاشون مواجه میشن. نکته ی جالبی که در اینجا باهاش مواجه میشیم حضور این جامعه در جامعه غربی و مرکز تمدن پیشرفته به حساب میاد. در اینجا ما با کشور های مسلمان و شرقی و یا در دوره های زمانی گذشته روبرو نمی شیم. بلکه انتخاب نیویورک به عنوان مرکز اصلی استقرار یهودیان حسیدی هست که به شکل انتقاد تندی در اومده...داستان راجب استی یک زن ۱۹ ساله است که به تازگی ازدواج کرده و در این جامعه به دنیا اومده بزرگ شده.مردم جامعه استی از پیروان تندرو فرقه ارتدوکس آیین یهودی هستن افرادی که از فرزندان و بازماندگان هولوکاست بودند.. قوانین و کنوانسیون های خاصی حکم فرماست که براساس تفسیرات تورات\ از نحوه لباس پوشیدن تا نحوه ازدواج رو به روایت میکشه.. و پرداختن به جزئیات یکی از کلیدی ترین و اساسی ترین عوامل موفقیت این سریال به شمار میره.(از نظر من)در این سریال می بینیم که در ابتدا استر که خود بخشی از این اجتماعه؛ طبق روال و سنت در سن ۱۸ سالگی با یک فرد از قبل تعیین شده ازدواج می کنه. اما زندگی آنگونه که تصور می کنده پیش نرفته و به همین جهت به برلین شهری که مادرش نیز پیش از آن به آنجا پناه برده بود، می گریزه...روایت داستان زمان حال و کنونی رو نشون میده اما با فلش بک هایی به صورت موازی به لحظاتی از گذشته در زندگی استی سرک میشه.. خاطره هایی که برای او یادآوری شون سخته.. قسمت هایی که مطمئنا تا حد زیادی باهاش همذات پنداری می کنیم..نقطه عطف و حیرت انگیز سریال جاییه که استی پس از رها کردن جامعه خود و شروع به آزادی در جهان سکولار؛ در آلمان با گروهی از دانشجویان گروه موسیقی کلاسیک از سراسر جهان با عقاید مختلف آشنا میشه.جایی که ما شاهد تقابل و رویای استی با با دنیای متضاد  با عقایدش هستیم!!در بخش دریاچه که استی همراه با دوستانش به دریاچه می روند برای اولین بار شاهد مواجه شدن استی با محدودیت ها و رهایی از اون ها هستیم. جایی که استی کلاه گیس خودش رو که نمادی از زنان متاهل در کیش حسیدی هست رو در میاره و در آب می ندازه.. جایی که زمینه چینی هایی فراهم میشه برای ورود استی به دنیای جدید..دنیای آزادی که افراد فارغ از جنسیت و نژاد در کنار هم زندگی می کنن. این سریال داستان دقیقی داره و و به بسیاری از جزئیات زندگی حسیدی ها با ظرافت پرداخته. مثل آداب رسوم عروسی\ شب شبات\ دیگر مراسم یهودیان و یا انجام غسل در میقوه( حمام مخصوص یهودیان که برای غسل استفاده میشه و زنان بعد از عادت ماهیانه باید در آنجا غسل کنند.)برای مثال اون ها از اینترنت استفاده نمی کنن و موارد اینچنینی!تراشیدن موهای استی بعد از عروسیو در آخر نکته شایان توجهی که وجود داره؛ بازی فوق العاده و فراتر از انتظار شیرا هاس در نقش کاراکتر اصلی سریال هست.هاس با استفاده فوق تصور از زبان بدن و همچنین تکیه بر اندام ظریف و شکننده ش؛ حس آسیب پذیری و شکنندگی رو به مخاطبین القا می کنه.. همچنین بازی سنجیده و میمیک فوق العاده صورت برگ جدیدی رو به بازی های شاخص اضافه میکنه...</description>
                <category>Sara sayyad</category>
                <author>Sara sayyad</author>
                <pubDate>Fri, 27 Aug 2021 19:41:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من انسان نیستم!</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasayyad/imnothuman-bno9upb6cvxf</link>
                <description>من_انــسان_نیستم!انسان ها موجودات عجیبی هستند و کار های عجیب غریبی هم می کنند. مثلا من دیروز انسانی را دیدم که شخصی را عاشقانه میپرستید را در حد مرگ شکنجه آزار روحی روانی میداد بعد خودش بود که گریه میکرد.میبینی بعضی ازین انسان های سادیسم دارند بعضی دیگر مازوخیسم...من همان روز اولی ک پا ب این جهان گشودم میدانستم اینجا جای من نیستو لک لک ها مرا اشتباهی به اینجا پست کرده اند.مثلا من انسانی را میشناسم ک دروغ میگوید و توقع دارد دروغ نشنود خب مگر میشود؟!میدانی انسان ها بیماری های عجیبی دارند فقد ب فکر پول جسم خودشان هستند اصلا حال روح برایشان مهم نیست.انگار ب دنیا آمده اند ک دستور دهند همنوعان خودشان را بکشند حکومت کنند تصاحب کنند مالک همه چیز باشند حتی طبیعت.و حال دلـــ یکدیگر برایشان بی اهمیت است آ راستی یادم رفت بگویم انسان ها دروغ گوهای ماهری هم هستند مخصوصا در روابطشان.انسان ها دنیایشان پوچ مسخره شده فکر میکنند با پول میشود صاحب همه چیز شد مثلا مرد شکم گنده ای ک دیروز در پارک دیدم ک خاطرخواه دختری بود و دختر هم میگف هیچ علاقه ای ب او ندارد یکهو مرد دستی ب موهای نداشته اش کشید چکی با ارقام طولانی کشید ب دختر داد دختر لبخندی از سر رضایت زد همراه او شد.مرا میگویید هنگ کرده بودم.میدانی برای همین است ک میگویم اینجا برای من جای مناسبی نیست.انسان ها درحال غرق شدن هستند خودشون واقعا بی خبرن حواسشان نیست.هرانسانی در چیزی غرق میشود یکی در هوس شهوت آن یکی در حرص طمع و شاید بعضی از آنهاهم در عشق!!حالا ک حرف از عشق شد بگذارید اعتراف کنم انسان ها هیچ چیز از عشق نمیدانند هیچ چیز .وقتی میگویم هیچ چیز واقعا هیچ است حتی ابتدایی ترین تعریف عشق را نمیدانند.و جالب است بدانید ک بعضی از انسان ها خود را عاشق مینامند.مگر مسخره تر ازین داریم؟!مثلا دختری ک رگ دستش را با تیغ میزند تهدیدوار میگوید یا فلانی یا میمیرم آخه لامصب تو الان عاشقی؟اداشو در میاری؟آیا تو صلاحیت زندگی را اصلا داری؟ک حرف ازاین چیزها میزنی خلاصه دیگر باید ازاین سیاره بروم چون واقعا تحمل انسان ها برایم سخت طاقت فرسا شده است.راستش را بخواهی من میدانم ک از سیاره دیگری آمده ام ب زمین و روزی ب آنجا باز خواهم گشت.امشب ب ماه خواهم رفت و برای ساکنان زمین آروزی شفا پیداکردن میکنم چرا که اگر اینطور پیش رود دیگر زمینی باقی نخواهد ماند...#تا دیداری دیگر بدرود!پ ن: این نوشته متعلق به ۳ سال پیش است و در عجبم که چطور به زندگی کردن در میان انسان ها ادامه داده ام!</description>
                <category>Sara sayyad</category>
                <author>Sara sayyad</author>
                <pubDate>Wed, 25 Aug 2021 01:06:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتابی که مثل پتکی بر سرتون میکوبه!</title>
                <link>https://virgool.io/Whitenoise/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%BE%D8%AA%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%A8%D9%87-p3uyzwmi3gxh</link>
                <description>خب سلام به همگی. امیدوارم هرجا که هستید حال تون خوب باشه. توی این نوشته میخوام راجب کتاب جذاب و دوست داشتنی &#x27;&#x27;هنر شفاف اندیشیدن&#x27;&#x27; براتون بنویسم.احتمالا تا به حال اسم این کتاب به گوش تون خورده و راجبش خوندین چون یکی از محبوب ترین ها و شناخته شده ترین کتاب های دنیا هست.این کتاب نوشته ی آقای رولف دوبلی هست و در سال ۲۰۱۳ منتشر شده. که شامل ۹۹ فصل هست که در هر کدوم ازین فصل ها با یک خطا و مثال های زیادی ازون رو به رو میشیم. که اشاره های زیادی به کتاب &#x27;&#x27;تفکر سریع و کند&#x27;&#x27; آقای دنیل کانمن هم میکنه.رولف دوبلی در این کتاب می کوشه که بر اساس مطالعات؛ تحقیقات و تجربیات شخصی اش عمده ی این خطاها رو شناسایی؛ بازخوانی و معرفی کنه.همونطور که در مقدمه ی کتابش ذکر میکنه؛ فهرست خطاهایش کامل نیست و موارد دیگری هم میشه به این ها افزود.اون بر اساس مشاهدات علمی؛ نتایج آماری؛ استدلال ها و استنتاج های منطقی؛ با ذکر مثال ها و نمونه های ملموس؛ جهان بینی خودش رو راجب این خطاها بیان کنه.این کتاب میاد راجب اشتباهاتی که هر یک از ما می تونیم انجام شون بدیم صحبت میکنه؛ اشتباهاتی که در زندگی همه ی انسان ها وجود داره و در تمام تصمیمات ما تاثیر میذاره اما ما به دلایلی اون هارو نمی بینیم!انتخاب های اشتباهی که باعث میشه ما در نهایت تصمیمات اشتباهی بگیریم.اما هرچی که بتونیم بهتر این خطاها رو بشناسیم؛ می تونیم رویکرد بهتری در زندگی داشته باشیم. ازونجایی که خطاهای بشری در طول حیاتش از الگوهای مشابهه ای پیروی می کنه؛ امکان شناختنش اون ها هم امری ممکنه.در بخشی ازین کتاب که راجب خطای بقا صحبت میکنه می خونیم که:پشت سر هر نویسنده‌ موفق می‌توانی صد نویسنده دیگر را پیدا کنی که کتاب‌هایشان هرگز به فروش نمی‌رسد. پشت سر آن‌ها هم صد نویسنده دیگر هست که ناشری پیدا نکرده‌اند. پشت سر آن‌ها هم باز صد نفر دیگر که دست‌نوشته‌های ناتمامشان روی طاقچه خاک می‌خورد و پشت سر آن‌ها هم باز صد نفر دیگر هست که رؤیای این را دارند که روزی کتابی بنویسند.اگر که به موضوعات اقتصاد رفتاری و نحوه تصمیم گیری انسان ها علاقه مندین و یا می خواین بیشتر راجبش بخونین و آشنا بشین پیشنهاد می کنم که حتما حتما حتما این کتاب رو مطالعه کنین.و اگر که این کتاب رو خوندین؛ کدوم یک از خطاها رو بیشتر باهاش سروکله میزنین و باعث گرفتن تصمیمات اشتباه تون میشه؟</description>
                <category>Sara sayyad</category>
                <author>Sara sayyad</author>
                <pubDate>Sat, 14 Aug 2021 17:59:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترس از قضاوت!</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasayyad/%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%B6%D8%A7%D9%88%D8%AA-biqkmkzzpbv2</link>
                <description>این روزا بیشتر فکر میکنم و کمتر حرف میزنم..دائما دقت میکنم ب تک‌ تک رفتارا و عکس العمل های خودم و دیگران..و خیلی ب فکر فرو میرم ک چطور میتونم اینقد اهمیت بدم ب قضاوت دیگران...اینکه قبل از هرکاری ب این فکر کنم ک اگر طرف‌ ناراحت بشه چی/ اگر خوشش نیاد چی پ..ی نزاع ذهنی و همیشگیداستان از جاییه کهما در جهانی ب دنیا میایم ک قبل از ما ساخته شده و شکل گرفته.. و بعد در این جهان بزرگ میشیم و رشد پیدا میکنیم.. و یاد میگیریم ک برای مقبولیت و ب رسمیت شناختن خودمون ی سری کار هارو باید انجام بدیم و ی سری خط قرمز هاییم هست ک نباید ردشون کنیم..چیکار کنیم تا دیگران مارو بپسندن/چیکار کنیم ک نسبت ب ما ذهنیت درستی داشته باشن‌ ..این ها چیزاییه ک از کودکی در ذهن بچهامون میخونیم.. اینکه هرچی من میگم درسته یعنی درست و هرچی ک معتقدم ب ضرر توعه اشتباهه..مهم نیست تو چ احساسی داشته باشی تو باید دوست داشتنی ب نظر برسی...اینکه هر کدوم از ما چه کارهایی بوده که انجام ندادیم.. کارهایی ک میتونستیم و از ته دلمون میخواستیم اما باز گفتیم بقیه راجبم چی فک میکنن و ...برام بنویسید ک اگر ترس از داوری و قضاوت کسی نبود؛ چ کارهایی انجام میدادین؟ و چ سبک زندگی رو‌تجربه می کردین؟!!✨?</description>
                <category>Sara sayyad</category>
                <author>Sara sayyad</author>
                <pubDate>Sat, 14 Aug 2021 15:06:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این روز های من..</title>
                <link>https://virgool.io/@sarasayyad/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-iyhupqek1xft</link>
                <description>این روزا بیشتر از همیشه فکر میکنم و هزاران تا ایده فکر خفن ب سرم میزنه.. چ مهارت هایی ک باید یاد بگیرم و چ کارایی ک باید انجام بدم..خیلی خوشحالم ک دارم تجربه های جدیدی کسب میکنم و خودمو هل دادم تو چالش ها و مسیر جدید..و خدارو بابتش از صمیم قلب شاکرم.✨♥️</description>
                <category>Sara sayyad</category>
                <author>Sara sayyad</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jul 2021 03:45:42 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>