<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سرباز | عرفان یوسفیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sarbbaaz</link>
        <description>رقصی چنان میانه میدانم آرزوست...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 00:41:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2327639/avatar/qgzavt.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سرباز | عرفان یوسفیان</title>
            <link>https://virgool.io/@sarbbaaz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حقیقتی شبیه به افسانه‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@sarbbaaz/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-ayj0y0rh9ddn</link>
                <description>از سحرگاه 22 بهمن 1357 که مردم مسلمان ما به رهبری آن امام عزیز(ره) تصمیم گرفتند، واقعیت‌ها را نه در سطح شهر و کشور خود، که در سطح جهان تغییر دهند و در دنیایی که ابرقدرت‌های عالم، انسان را به بردگی و استثمار مدرن کشانده‌اند، سیلی محکم خدا باشند بر صورت شرق و غرب و لبیک بگویند به ندای &quot;الا یا اهل العالم&quot; قائم آل محمد، ابتلا و امتحان های الهی دامان این قوم قائم آخرالزمانی را گرفت. از تجزیه طلبی و شقه کردن ایران عزیز و درد محرومیت مردم مظلوم گرفته تا کودتای نوژه و دفاع مقدس، دردهایی بود که یکی از آن‌ها به تنهایی هر حاکمیت مقتدری را ساقط می‌کرد، چه برسد به نهال نوپای انقلاب اسلامی. اما این قوم از همه این ابتلائات سربلند بیرون آمد و آمال مستکبرین عالم را بر باد داد. اما برسیم به امروزی که هنوز هم با مشکلات بزرگی درگیر هستیم. امروز هم بعد از 45 سال، هنوز درد محرومیت مردم و معضلات فرهنگ و باندبازی‌ها و فسادهای سیاسی و اقتصادی، قلب هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد اما عجب آن است که ما تجربه حل بزرگ ترین مسائل قرن اخیر کشورمان را کنار گذاشته و برای حل مشکلات امروزمان دست به دامان نسخه‌های پوسیده غربی و شرقی شده‌ایم. نسخه‌هایی که حال الان دنیا گواه بر بی ثمر بودن آن‌ها است. علامت سوال اینجاست که چرا رجوع نمی‌کنیم به آن نسخه‌های نجات بخش روح خدا؟ همان راه‌هایی که انقلاب را به پیروزی رساند و استکبار را از حیات خلوت او بیرون کرد. همان نسخه‌ای که رزمنده‌های ما را در آن جنگ جهانی با دست خالی بر قدرت‌های عالم پیروز کرد و یا جهاد سازندگی‌ای که اگر جوان‌مرگ نمی‌شد شاید امروز صحبتی از محرومیت در روستاها و شهرستان‌های ایران نبود. صحبت از روش‌ها و راه‌هایی است که جوهره و اساس آن‌ها حضور مردم در صحنه مشکلات است. چه در جهاد که مردم خودشان کمر همت بستند به حل مشکلات‌شان پرداختد و چه در پیروزی انقلاب و چه در جنگ که حضور مومنانه و مخلصانه مردم، اراده خدا در مقابل زورگوها را محقق کرد. امروز هم درد اقتصاد و فرهنگ نه با تکیه به فلان وزارت‌خانه و بهمان نهاد که با حضور امت در صحنه حل خواهد شد. مشکل آنجاست که نهادهای دولتی و حاکمیتی ای که قرار بود تسهیل‌گر حضور مردم در صحنه باشند، تبدیل شده‌اند به تکیه‌گاه ما برای حل مشکلات.اما سوال بعدی آنجاست که این مردم، با چه ساز و کاری و نظامی در صحنه کشور، نقش‌آفرینی کنند و جواب این سوال همان ابتکار بی بدیل امام خمینی(ره) است که عبارات مدرسه عشق و لشکر مخلص خدا، الحق که فقط برازنده اوست و آن بسیج است. همان ابتکاری که در نظام حکمرانی مردم‌محور اسلام، حلقه میانی بین امام جامعه و امت است و وظیفه او، تنظیم جهت و پای کار امام آوردن مردم است. همان حلقه میانی‌ای که جنس آن از وزیر و نماینده مجلس نیست و آن‌ها گروهی از همان مردم عادی هستند که انتخاب کرده‌اند بار جامعه محل زیست خود را به دوش بکشند.2 آذر سالروز صدور پیام امام این امت، خمینی عزیز(ره) برای تشکیل بسیج دانشجو و طلبه است. همان بسیجی که نه تنها وظیفه دارد حلقه اوسط امام در محل زندگی خود، یعنی دانشگاه و حوزه باشد و چه بسا بار سازماندهی و هدایت سایر حلقه‌های میانی هم به دوش او گذاشته شده است. وصف این بسیجیان چه قدر شبیه است به حواریونی که ندای نصرت‌خواهی عیسی(ع) را لبیک گفتند و هسته سخت امام آن جامعه شدند برای هدایت بنی اسرائیل.اما اینجا دردی در سینه نهفته. صد حیف به امروزِ بسیج و بسیجی. انگیزه های دنیایی کوچک و بزرگ، از کارت فعال بسیج مساجد و محلات و امتیازات متعدد حوزه‌ها و مناطق گرفته تا گشت‌وگذار بسیج دانشجویی با مسئولین و بازی خوردن در معادلات سیاسی مملکت، دامان این لشکر مخلص خدا را لکه‌دار کرده است. امتیازات و روابط در بسیج، روح اخلاص و ایمان را از ساختارهای امروز بسیج گرفته و آن هسته منطقه ای که قرار بود فانوس هدایت جامعه اطراف خود باشد را به باندی برای کسب امتیازهای مختلف اداری و سیاسی و اقتصادی تبدیل کرده است. آن بسیجی که قرار بود منشا حل مشکلات باشد، خود به مشکل تبدیل شده است. دنیا روح اخلاص بسیج و بسیجی‌ها را لکه‌دار کرده است. اما در نهایت امیدواریم. شجره طیبه بسیج را با اینکه امروز آفت زده اما هنوز بعد از این همه مدت، ثمراتی مثل سید مصطفی صدرزاده می‌دهد که معنای واقعی بسیجی است و امروز آقا مصطفی های زیادی در کشورمان داریم که در نقاط مختلف، گمنام و مخلص کار می‌کنند اما آوازه شان به گوش ما نرسیده. هنوز خاطرات بسیجی‌های دیروز، از ابراهیم هادی گرفته تا حسن باقری، انسانّ امام زمانی تربیت می‌کند و گذشته‌ای درخشان برای ما ساخته است. ما امروز به نسل قدیم‌مان می‌بالیم و کاش روزی هم امام زمان(عج) به سربازان بسیجی امروز خود ببالد. امروز دوای درد این شجره طیبه، در دست اخلاص همین بسیجی‌ها است و برای بازگرداندن این حقیقت شبیه افسانه‌ها به دوران اوجش، چاره ای نیست جز آنکه همین بسیجی‌های مخلص ید واحده شوند و این فانوس‌های هدایت مناطق مختلف، چهل‌چراغ جمهوری اسلامی را روشن کند.عرفان یوسفیان </description>
                <category>سرباز | عرفان یوسفیان</category>
                <author>سرباز | عرفان یوسفیان</author>
                <pubDate>Fri, 24 Nov 2023 16:02:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غریب خراسان</title>
                <link>https://virgool.io/@sarbbaaz/%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-ip2chzbptx2o</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیم در روز شهادت امام رضا(ع) سوال مهمی ذهن من را درگیر کرده است. با این که این امام بزرگوار، سلطان کشور ما و ولی نعمت ماست اما جدا از محبت سرشار ما به حضرت، آیا تا به حال چه قدر تلاش کرده ایم که اماممان را بشناسیم و دنباله مسیر او را طی کنیم؟ مسیری که تلقی مان این است با شهادت حضرت به پایان نرسید و در دوران سه امام بعدی و حتی غیبت، ادامه پیدا کرد و عَلَم این حرکت، امروز به دست ما شیعیان حضرت سپرده شده است. فرق است بین انسانی که امام را فقط مرجع بن بست‌های زندگی دنیای خود می‌بیند ولی جریان حرکت زندگی‌اش نسبتی با مسیر امام ندارد با کسی که خود را وارث حرکت امام می‌بیند، با اینکه هردو محب و عاشق حضرت به حساب می‌آیند.اما بعد از این مقدمه شایسته است بپردازیم به سوالی مهم که جوابش، جهت حرکت شیعیان راستین حضرت را تعیین می‌کند؟ مسیر حرکت زندگی امام(ع) به چه سمتی بود و یا بهتر، امام زندگی خودش را وقف چه هدفی کرد؟نگاهی اجمالی به دوران 250 ساله از زمان شهادت رسول خدا(ص) تا شروغ غیبت صغری، این حقیقت را به ما نشان می‌دهد که نه تنها حرکت امام رضا(ع) بلکه نقش آفرینی سایر ائمه (ع)، از حرکت‌های علمی حضرات گرفته تا متارکه جنگ توسط امام مجتبی(ع) تا قیام سیدالشهدا(ع) همه در جهت یک حرکت سیاسی و اجتماعی قابل تعریف است. حرکتی که آرمانش، رساندن انسان و جامعه انسانی به کمال مقصود و محقق کردن هدف آفرینش انسان است و طرح عملیاتی آن، محکم کردن پایه‌های دین خدا و تعالیم الهی در جامعه برای نسل های آینده و تصاحب حاکمیتی است که حق آن از ولی الهی جامعه، بعد از شهادت رسول خدا(ص) غصب شد.حرکتی که میتوان از آن به عنوان مبارزه حاد سیاسی ائمه اطهار با طاغوت یاد کرد.درخور است که به ریز و درشت این حرکت سیاسی پرداخته شود و جزئیات آن هم مورد بررسی قرار بگیرد که تک تک این جزئیات، درس‌هایی برای مبارزه امروز ما هستند اما به مناسبت روز شهادت آقا علی بن موسی الرضا، فقط می‌خواهیم به بررسی اجمالی دورانی بپردازیم که عَلَم این حرکت سیاسی، در دستان امام رضا(ع) است.شاید بتوان از دوران امام رضا(ع)، به عنوان قله ای از حرکت سیاسی ائمه(ع) یاد کرد. بعد از روزهای تلخی که امیر شیعیان بر منبرهای جامعه اسلامی لعن می‌شد و سبط اکبر رسول خدا(ص) مجبور به آتش بس می‌شد و سبط دیگر، مظلومانه در غربت به شهادت می‌رسید و جامعه ذره ای تکان نمی‌خورد، به برکت اقدامات گام به گام هر کدام از این بزرگواران، از مناجات‌های زین العابدین(ع) تا کرسی های درس امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، شیعه به چنان قدرتی رسیده که طاغوت زمان موسی بن جعفر(ع)، هارون الرشید ملعون مجبور است که هزینه گزافی بپردازد اما امام کاظم(ع) را به زندان بیفکند تا حکومت‌اش را از دست ندهد و حاکم غاصب بعدی، مامون، تیغ شیعه را زیر گلوی خود حس کرده و برای مهار شیعیان و امام‌شان، حکم جانشینی خود را به نام علی بن موسی الرضا(ع) امضا کند تا ذره ای از فشار این سیل اجتماعی شیعیان اهل بیت(ع) را بکاهد و این شرایط اجتماعی، حاصل کار تشکیلاتی و منظم و قدرتمند دویست ساله ائمه شیعه است.حال اما ماجرای ولایت عهدی. بلاشک مامون قدرت طلب، شخصیتی نیست که جانشینی خودش را از روی سخاوت به بزرگترین معارض خود تقدیم کند اما حجم استیصال او از قیام‌ها و معارضه‌های شیعیان به حدی است که برای دفع خطر اولیه و در گام بعدی، خدشه دار کردن شخصیت اجتماعی امام رضا(ع) با درگیر کردن ایشان در مناصب حاکمیتی خلافت عباسی، مجبور است به این گروه، امتیاز سیاسی بدهد. اما دریغ که این طراحی دقیق و هوشمندانه برای ترور شخصیتی علی بن موسی(ع) و همزمان بازیابی سرمایه اجتماعی حکومت عباسی، پله ای می‌شود برای اینکه از دوران امامت حضرت(ع)، به عنوان قله حرکت سیاسی ائمه(ع) یاد شود.اما چگونه این تهدید علیه جریان شیعی، به فرصت تبدیل می‌شود؟از آنجا که امام(ع)، از همان ابتدای پیشنهاد ولایت عهدی به اهداف مامون آگاه است، کنش حضرت از بدو ماجرا در راستای خنثی سازی طراحی مامون انجام می‌شود. اول اینکه حضرت، این پیشنهاد را نمی‌پذیرند به حدی که مامون مجبور به تهدید امام(ع) به قتل می‌شود که پخش شدن همین خبر در جامعه توسط تشکیلات حضرت، از همان ابتدا ایشان را از تمام حاکمیت عباسی جدا می‌کند و به جای اینکه در جبهه خلافت قرار بگیرد، با اینکه جانشین خلیفه است اما شخصیت معارض خلافت را برای خود در ذهن جامعه حفظ می‌کند. در ادامه کنش اجتماعی حضرت هم، وداع جانگداز ایشان با جدش رسول خدا(ص) در مدینه، اتمام حجتی است برای جامعه که علی بن موسی(ع) با اینکه نفر دوم خلافت است، اما هنوز هم دشمن درجه یک خلافت باقی مانده و مقام و منصب، موجب عقب نشینی او از مبارزه نشده است.در گام بعدی، نقشه دوم مامون به وسیله شرط امام خنثی می‌شود. هدف خلیفه عباسی این است که با وجهه امام رضا(ع) برای خلافت خود سرمایه اجتماعی دست و پا کند و همزمان با حضور امام در دربار عباسی، موجب ایجاد شبهه هایی علیه امام شود، اما امام شرط می‌گذارد که پذیرش ولایت عهدی فقط در قبال آن است که حضرت هیچ منصب سیاسی و حکومتی‌ای نپذیرد و خود را درگیر امر خلافت عباسی نکند که همین شرط برای خنثی سازی شایعه های بعدی دستگاه خلافت علیه امام(ع) کافی است.اما هدف بعدی، جدا کردن امام از مردم است. برای این منظور حتی مسیر حرکت امام به گونه ای تعیین می‌شود که شهرهای محل عبور، کانون‌های حضور شیعیان نباشد، اما داستان حضور امام در شهر نیشابور و حدیث سلسله الذهب، این‌بار هم طرح خلیفه را ناکام می‌گذارد و امام در دو سال حضور خود در دربار مامون، ارتباط خود با مردم را حفظ می‌کند.در کنار همه این نقشه‌ها، که با حرکت هوشمندانه امام(ع) خنثی شد، حضور در دربار برای امام منفعت هایی دارد که هیچکدام از ائمه قبلی نتوانسته اند از این امتیازها استفاده کنند.به واسطه حضور امام در دستگاه خلافت، فشار برای دستگیری و جلوگیری از فعالیت های تشکیلاتی شیعیان در اقطار سرزمین اسلامی از بین می‌رود، زیرا امام جانشین خلیفه است و بعد از دویست سال دوران غربت و مظلومیت ائمه(ع) و به خصوص شخصیت اول جهان تشیع، حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع) که سال‌ها در منبر‌های جامعه لعن می‌شد، این بار بخش قابل توجهی از تریبون رسانه‌ای حاکمیت در اختیار امام(ع) است و این دفعه به واسطه ولایت عهدی حضرت(ع)، منبرها محل بیان فضیلت‌های امیرالمومنین(ع) و تبلیغ باورهای تشیع می‌شود. تفکرات شیعه در این دوران کوتاه، به گونه ای به صورت رسمی بیان می‌شود که هیچگاه در دو قرن گذشته همچین امکانی مهیا نبوده زیرا تریبون ولایت عهدی در اختیار امام(ع) است و هیچکس هم حق توهین و جلوگیری از این کار تبلیغاتی-رسانه‌ای ندارد.در مجموع می‌توان گفت که دوران امامت امام رضا(ع)، دوران فتح الفتوح تشیع است. زیرا پس از دویست سال مبارزه، این جریان، به قدری به قدرت رسیده که مجبورند آن را به رسمیت شناخته و در جریان قدرت دخیل کنند، و چه قدر این دوره شبیه است به فتح الفتوح رسول خدا(ص) در ماجرای صلح حدیبیه که کفار بعد از سال‌ها مجبور شدند، مسلمین را به رسمیت بشناسند و حضور و قدرت آن‌ها را بپذیرند و با این توصیفات، جا داشت که در دوران امامت امام رضا(ع)، سوره فتح دوباره نازل شود.این روایت کوتاه و اجمالی از دوران امامت شمس الشموس(ع)، شاید بتواند قطره ای از اقیانوس زحمات و تلاش های حضرت را روایت کند، اما واقعیت آن است که حق پژوهش در باب زندگی ائمه(ع)، نه با این چند خط که شاید با سال ها تحقیق در سیره این بزرگواران هم ادا نشود.اما در انتها که از تمام این سیاهه‌ها گذر کنیم و باز هم مثل همیشه سفره عاشقی را مهیا کنیم؛ خطاب به پناهگاه عالم، عرضی داشتم.آقا جان! در باب زندگی شما، ما در یک دو راهی سخت گرفتار شده‌ایم. نمی‌دانیم از یک طرف به خاطر شهادت‌ غریبانه‌ات در دیار خراسان و در دوری از حرم جدت رسول خدا(ص) زانوی غم به بغل بگیریم، یا نه از باب اینکه در سایه این سفر غریبانه و ماندگاری‌ات در سرزمین ما، ملجا و پناه‌مان شدی، خوشحال باشیم.اما نه! خواسته شیعه واقعی تو، همان خواسته تو است. ما هم با اینکه از همجواری تو در کشورمان خرسندیم، اما پای به پای شما بابت غربت‌ات در لحظه شهادت اشک می‌ریزیم.السَّلامُ عَلَیکَ یا غَریبَ الغُرَبا، یا مُعینَ الضُّعَفا، یا عَلیِ بنِ موسیَ الرِّضَا المُرتَضی. </description>
                <category>سرباز | عرفان یوسفیان</category>
                <author>سرباز | عرفان یوسفیان</author>
                <pubDate>Sat, 16 Sep 2023 20:37:05 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>