<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سرزمین عجایب</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sarzaminajayebb</link>
        <description>سرزمین عجایب</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:53:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>سرزمین عجایب</title>
            <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقد فیلم فیوریوسا: حماسه مکس دیوانه 2024</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%81%DB%8C%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7-%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%87-%D9%85%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-2024-y0r0a3j9uiea</link>
                <description>این نقد به بررسی فیلم “فیوریوسا: حماسه مکس دیوانه 2024” ساخته‌ی جورج میلر، پیش درآمدی بر فیلم تحسین‌شده‌ی “مکس دیوانه: جاده خشم 2015” می‌پردازد. این فیلم تجربه‌ای حماسی‌تر را ارائه می‌دهد: تعقیب و گریزهای باورنکردنی، صحنه‌های بدلکاری نفس‌گیر، احساسات عمیق‌تر و تلاش برای گسترش مرزهای بصری با الهام‌گیری از نمادهای مسیحی و افسانه‌های شاه آرتور. فیلم داستانی جذاب را روایت می‌کند که با وجود دانستن سرنوشت تلخ شخصیت‌ها، همچنان غافلگیرکننده است. می‌توان با اطمینان گفت این اثر یکی از بهترین پیش درآمدهای ساخته شده است.فیلم در پنج فصل روایت می‌شود که هرکدام غنی‌تر از فصل قبلی است. داستان  با فوریوسای جوان (با بازی آلیلا براون) آغاز می‌شود که در سرزمین خوش آب و  هوایی به نام مکان سبز مشغول چیدن میوه است. گروهی موتورسوار برای غارت به  این سرزمین حمله می‌کنند و فوریوسا که تلاش می‌کند موتورهای آن‌ها را خراب  کند، توسط آن‌ها اسیر می‌شود.مادر فوریوسا (با بازی چارلی فریزر) برای نجات دخترش وارد بیابان می‌شود  و تعقیب و گریز مهیجی شکل می‌گیرد. این صحنه یکی از بهترین صحنه‌های اکشن  فیلم است که مادر فوریوسا را در تعقیب آدم‌ربایان دخترش در میان تپه‌های  شنی و طوفان شن نشان می‌دهد. این تعقیب و گریز به مخفی‌گاه دمانتوس (با  بازی کریس همسورث)، رهبر فرقه‌ای با ادعای نجات، ختم می‌شود. بدین ترتیب،  دشمنی ده ساله بین فوریوسا و دمانتوس آغاز می‌شود که حول انتقام، اندوه و  آرزوی بازگشت به خانه می‌چرخد.فوریوسای بزرگ‌تر (با بازی خیره‌کننده‌ی آنا تیلور جوی) تا حدود یک ساعت  بعد در فیلم ظاهر نمی‌شود. این ممکن است باعث ناامیدی اولیه برای برخی  شود، اما اینطور نیست. بازی آلیلا براون در نقش فوریوسای نوجوان بسیار گیرا  است و هوش فراطبیعی و اعتماد به نفس بی‌وقف او، یادآور جودی فاستر جوان  است. او زیربنایی را چنان محکم بنا می‌کند که وقتی به بازی تیلور جوی در  نقش شخصیت اصلی می‌رسیم، چند لحظه طول می‌کشد تا بتوانیم تفاوت بین دو  بازیگر را تشخیص دهیم.میلر به خوبی مخاطب را درک می‌کند و تعقیب و گریزی طولانی را طراحی کرده  که فوریوسا را در حال رانندگی در بیابان با همراهی شخصیت پراتوریان جک (با  بازی تام برک) در یک مأموریت سوخت‌گیری نشان می‌دهد. این صحنه، ورود  بی‌نقص فوریوسا با بازی تیلور جوی را رقم می‌زند. اگرچه حضور برک در فیلم  کوتاه است، اما او و تیلور جوی به سرعت رابطه‌ای را شکل می‌دهند که  نشان‌دهنده‌ی دو روح گمشده است که به دنبال بهشتی در جایی از جهان با دنبال  کردن نقشه ستارگان خالکوبی‌شده روی بازوی فوریوسا هستند.شاید باورش سخت باشد، اما با وجود گریم عجیب و غریب و این‌که کریس  همسورث برای بخش‌های طولانی از فیلم غایب است، او یکی از بهترین بخش‌های  “فیوریوسا: حماسه مکس دیوانه” است. او نه تنها دیالوگ‌های به‌یادماندنی  دارد، بلکه از نظر فیزیکی نیز قدرتمند ظاهر می‌شود. همسورث برای مدت‌ها روی  شخصیت دمانتوس با ویژگی‌های طنز تلخ، بی‌رحمی و محاسبات سردش کار کرده است  و در این فیلم نقشی به یادماندنی از یک شخصیت شرور ارائه می‌دهد.میشه کمی ایراد گرفت و گفت که کدوم عناصر رو در “مکس دیوانه: جاده خشم”  نسبت به “فیوریوسا: حماسه مکس دیوانه” ترجیح می‌دم. توی فیلم جدید خیلی  بیشتر از جلوه‌های ویژه استفاده شده که باعث میشه هیجان ناشی از استفاده‌ی  جسورانه‌ی میلر از جلوه‌های واقعی رو تو “مکس دیوانه: جاده خشم” کمی دلتنگ  بشم. همچنین فکر می‌کنم “جاده‌ی خشم” در زمینه‌ی پیام‌های فیلم ظریف‌تر عمل  می‌کنه، (با اینکه جلوه‌های بصری اون واقعا عالیه ولی پیام فیلم خیلی  مستقیم به مخاطب منتقل نمیشه). “فیوریوسا: حماسه مکس دیوانه” یه قدم جلوتر  می‌ره؛ هر دیالوگ توی فیلم تأکید می‌کنه که هر صحنه یه معنی استعاری دارد.با این حال، میشه به راحتی از این نکات منفی چشم‌پوشی کرد. اولا بخاطر  جرات و جسارت میلر در ساختن همچین اثر عظیمی. دوما بخاطر علاقه‌ی فراوانش  به این دنیا، شخصیت‌ها و این نوع روایت داستانی بزرگ و جسورانه که خیلی  گیرا و تأثیرگذاره. یه نکته‌ی جالب دیگه هم وجود داره، یه شخصیت توی فیلم  هست به اسم “پسر ادرار” (اشاره به صحنه‌ای احتمالا کمدی در فیلم) که نشون  می‌ده واقعا این فیلم برای همه سلیقه‌ها چیزی دارد.هیجان و عظمت “فیوریوسا: حماسه مکس دیوانه” بی‌نظیر است. هیچ کارگردانی  به اندازه‌ی میلر نمی‌تواند چنین صحنه‌های وسیع و حماسی را به تصویر بکشد.  تدوین فیلم توسط مارگارت سیکسل و الیوت ناپمن نفس‌گیر است، آن‌ها با مهارت  فوق‌العاده‌ای هم رابطه‌ی بین شخصیت‌ها و هم صحنه‌های مرگبار را به شکلی  باورپذیر و تاثیرگذار نمایش می‌دهند.فیلمبرداری هنرمندانه‌ی سایمون داگن از دره‌های مرگبار و متروک، همراه  با موسیقی متن قدرتمند و مهیج ساخته‌ی توم هولکنبورگ، مخاطب را به طور کامل  در دنیای فیلم غرق می‌کند و این غرق شدن بدون نمایش اضافی خشونت اتفاق  می‌افتد. هر صحنه‌ی اکشن بزرگ ضروری به نظر می‌رسد و با در نظر گرفتن فضا و  داستان ساخته شده است. دوربین با لذت به دنبال جزئیات نبردها می‌چرخد و  نماهای دقیقی از حرکات سریع، انفجارهای عظیم، ماشین‌های غول‌پیکر و  کامیون‌های بزرگ در میان تپه‌های شنی به ما نشان می‌دهد.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Sat, 01 Jun 2024 14:59:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی 10 سایت برای دانلود از یوتیوب</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-10-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%88%D8%A8-pb4j5jqxmfrt</link>
                <description>برای اینکه بتوانید ویدیوهای موجود در یوتیوب را برای خود نگه دارید، باید آن ها را دانلود کنید. اما باید گفت که یوتیوب در این زمینه ها، پلتفرم به شدت سخت گیری است و به خودی خود این اجازه را به شما نمیدهد که به آسانی محتواهایی که در وب سایت وجود دارد و عده ای از آن ها درآمدزایی می کنند را دانلود کنید.با توجه به فیلترینگ این پلتفرم در ایران، ممکن است که برای شما آسان نباشد که هر بار برای دیدن یک ویدیو به فیلتر شکن متصل شوید، وارد یوتیوب شوید و آن ویدیو را ببینید. مطمئنا به دانلود کردن آن محتوا نیاز پیدا خواهید کرد.راه هایی برای دانلود از یوتیوب وجود دارد که به صورت کامل در مقاله ی دانلود از یوتیوب به آنها پرداخته ایم.دانلود از یوتیوب با اکانت پریمیوم یوتیوببا تهیه کردن اکانت اختصاصی یوتیوب و پرداخت هزینه ماهانه، می توانید ویدیوهای مد نظرتان را در خود پلتفرم یوتیوب بارگیری کنید و بدون دسترسی به اینترنت نیز، آن ها را مشاهده کنید.دانلود از یوتیوب با ربات های تلگرامربات های تلگرام انتخاب بسیاری از افراد هستند. نحوه ی کار این ربات ها مانند uvidbot و utubestbot اینگونه است که شما لینک ویدیویی در یوتیوب را کپی کرده و برای ربات میفرستید. ربات ویدیو را با کیفیتی که خود شما انتخاب میکنید به صورت فایل در اختیارتان خواهد گذاشت. البته باید گفت که ربات ها تا حجم خاصی را به صورت فایل پشتیبانی میکنند و اگر حجم ویدیوی شما بیشتر از آن باشد، می توانید آن را با لینک مستقیمی که ربات به شما میدهد دانلود کنید.دانلود از یوتیوب با نرم افزار های مناسب اندروید و iosنرم افزارهایی برای دانلود از یوتیوب طراحی شده اند که با نصب آنها در سیستم عامل خود، میتوانید آن دسته از ویدیوهای یوتیوب که قصد ذخیره کردن آن ها را دارید دانلود کنید.دانلود از یوتیوب با سایت های دانلود از یوتیوبسایت های زیادی برای این کار در بستر اینترنت وجود دارند که نمونه ی ایرانی زیادی در بین آن ها نیست و بیشتر این سایت ها خارجی هستند. ممکن است که برای استفاده از بعضی از آنها به فیلتر شکن احتیاج پیدا کنید.1 - سایت دانلود از یوتیوب savefrom.netسایت Savefrom.net یک سایت دانلود از یوتیوب بدون فیلتر شکن است که کاربران زیادی دارد و انتخاب اول خیلی از افراد برای دانلود از یوتیوب است. بعد از اینکه لینک ویدیوی مورد نظرتان در یوتیوب را کپی کردید، عبارت Savefrom.net را در گوگل جسستجو کنید. بعد از باز کردن سایت، لینک کپی شده را در کادر مشخص paste کنید. مطابق تصویر می توانید هر کیفیتی که می خواهید را انتخاب کرده و سپس فیلم را دانلود کنید.2 - دانلود از یوتیوب با سایت savemedia.websiteبعد از باز کردن سایت savemedia.net، و paste کردن لینکی که از یوتیوب کپی کرده اید؛ مطابق تصویر دو دکمه ی سبز و قرمز برای شما به نمایش درمی آیند. با کلیک روی دکمه ی سبز می توانید ویدیو را به صورت فایل صوتی و با فرمت mp3 دانلود کنید و با کلیک بر روی دکمه ی قرمز، ویدیوی مورد نظر به صورت mp4 دانلود میشود. از قسمت VIDEO QUALITY میتوانید کیفیت و حجم ویدیو را مشخص کنید. هر چقدر که کیفیت ویدیو بالاتر باشد، باید اینترنت بیشتری مصرف کنید و حجم فایل نیز بزرگتر میشود.3 - دانلود از یوتیوب با سایت keepvid.proاین سایت از کامل ترین سایت های دانلود از ویدیو از هر پلتفرمی است.  keepvideo.pro به شما این امکان را میدهد که بتوانید از یوتیوب،اینستاگرام، تیک تاک و دیگر پلتفرم هایی که در آنها ویدیو به اشتراک گذاشته میشود، به راحتی دانلود کنید. حتی با استفاده از این سایت میتوانید برای دانلود فیلم و سریال یک پلی لیست چند ویدیویی در یوتیوب را به طور کامل برای خود بارگیری کنید. برای دانلود ویدیو از یوتیوب از طریق این سایت مانند تصاویر زیر عمل کنید. در ابتدا روی دکمه ی youtube video converter کلیک کنید و لینک را در کادر search or enter link وارد کنید و بر روی دانلود کلیک کنید. سایت بهترین کیفیت موجود را به شما پیشنهاد میدهد اما با کلیک بر روی دکمه ی other format می توانید ویدیوها را با فرمت و کیفیت دلخواه خود دانلود کنید.4 - سایت دانلود از یوتیوب savido.netبرای دانلود ویدیو از یوتیوب از طریق این سایت لینک را در کادر paste the URL address of video or song وارد کنید و بعد از کلیک کردن بر روی دکمه ی دانلود می توانید مانند تصویر کیفیت مورد نظر خود را انتخاب کنید و ویدیوی مد نظرتان را بارگیری نمایید.5 - سایت دانلود از یوتیوب mp3سایت youtubemp3.to یک سایت دانلود از یوتیوب است که اگر فقط به صوت یک ویدیو احتیاج داشتید می توانید از آن استفاده کنید. به یوتیوب بروید و لینک ویدیوی مد نظرتان را کپی کنید. به سایت youtubemp3.to بروید و لینک را در کادر مشخص در تصویر زیر قرار دهید و بر روی دکمه ی convert کلیک کنید.6 - دانلود از یوتیوب با سایت catchvideo.netروش کار این سایت نیز مانند سایت های دیگر است به گونه ای که لینک را در کادر paste میکنید و با انتخاب کیفیت و فرمت مدنظر میتوانید ویدیو را دانلود کنید.7 - سایت دانلود از یوتیوب yout.comدر این سایت هم مانند سایتهای دیگر لینک کپی شده را در کادر paste URL or search بالای صفحه paste میکنید. سایت yout علاوه بر مشخص کردن کیفیت، به شما امکان مشخص کردن زمان بندی را نیز میدهد. مطابق تصویر می توانید مشخص کنید از چه دقیقه تا چه دقیقه ای قصد دانلود ویدیو را دارید. 8 - سایت دانلود یوتیوب keepvid.workبعد از کپی کردن لینک اگر با کلیک بر دکمه ی دانلود موفق به ذخیره ی ویدیو نشدید، میتوانید از کادر راهنمای سایت استفاده کنید. لازم به ذکر است که با استفاده از دکمه ی قرمز رنگی که برای دانلود ویدیو تعبیه شده است میتوانید کیفیت دلخواه تان را انتخاب کنید. از کیفیت 240p تا best available وابسته به کیفیت خود ویدیو، برای شما در دسترس میباشد.9 - سایت دانلود یوتیوب vidpawسایت Vidpaw یکی از سایت های دانلود از یوتیوب خوب اما پولی میباشد. این سایت، به صورت اپلیکیشن در دو نسخه ی ویندوز و مک نیز قابل استفاده است. این سایت دانلود یوتیوب هم به صورت mp3 و هم به صورت mp4 قابلیت دانلود دارد.10 - سایت دانلود از یوتیوب BitDownloaderاین سایت دانلود از یوتیوب نیز وی پی ان لازم ندارد در نتیجه دسترسی به آن بسیار راحت است. همچنین امکان دانلود ویدیو و صدای فیلم با فرمت ها و کیفیت های مختلف امکان پذیر است.نظرتون رو درباره این مطلب با ما به اشتراک بگذارید تا این مقاله کامل شود.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Mon, 04 Sep 2023 16:15:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جواد خیابانی در نیوکمپ</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D9%88%DA%A9%D9%85%D9%BE-ans1uav4rl4s</link>
                <description>تیزر یکی از محصولات جدید شبکه خانگی با حضور جواد خیابانی و استفاده‌ از ادبیات خاص او نشان می‌دهد که این گزارشگر چرا در حین گزارش‌ها و اجرای برنامه‌هایش از این شیوه بهره می‌برد، شیوه‌ای که انگار ابزاری شده برای تجارت آقای گزارشگر.چند روز پیش تیزر یکی از سریال‌های جدید شبکه نمایش خانگی منتشر شد. تیزری که مبنای آن برپایه ادبیات خاص جواد خیابانی طراحی شده بود. سازندگان بجای استفاده محض از سکانس های سریال، تصاویری از بازی های مهم را کنار هم قرار داده اند و پس از آن این جمله با صدای جواد خیابانی در تیرز نقش می بندد: «هر ساله بیش از 120 نفر به دلیل هیجانات ناشی از فوتبال جان خود را از دست می دهند.» این صدا کات می خورد به استرس شخصیت های سریال «نیوکمپ» که در حال تماشای بازی معروف ایران و آرژانتین هستند. در ادامه صدای خیابانی به گوش می رسد که می گوید:«یک سریال طنز اما خنده دار!» او با گفتن این جمله با گاف های خود شوخی می کند. در ادامه می گوید:« من بین همه سریال های دنیا حالا دیگه فقط سریال نیوکمپ را انتخاب می کنم.» این شوخی ها ادامه دارد؛ با جمله هایی چون:«به قول اسپانیایی ها کمپ نو!» ،« درسته نیوکمپ استادیومه ولی الان سریاله!»جواد خیابانی از گزارشگران پیشکسوت تلویزیون است که همچنان خیلی ها صدا و سبک او را دوست دارند. با این حال آن چه او را بیش از همه در کانون توجه قرار داده، گاف ها و جملات خاص است. خیابانی حالا پذیرفته که تیزر سریال «نیوکمپ» را با اسلوب و قواعد همیشگی اش بیان کند.از این اتفاق می توان چند نتیجه گرفت: جواد خیابانی نشان می دهد از نقدها هراس ندارد و حالا خود به استقبال شوخی رفته است. مهم تر این که به جای جبهه گیری، تجربه ای نو از سر گذارنده که هم به کمک سریال می آید و هم خودش. جسارت خیابانی علاوه بر جنبه معنوی، از نظر مادی هم قابل تامل است؛ به قول معروف هم فال بوده و هم تماشا. فقط امیدواریم این که گفته می شد جواد خیابانی سوتی می دهد تا نامش سر زبان ها بیفتد وجاهت نداشته باشد. که البته با این اتفاق باید به آن گفته‌ها بیشتر اعتماد کرد.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Thu, 18 May 2023 17:40:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناتو با محمدرضا علیمردانی می‌آید</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AF-p1tefmdhxp8h</link>
                <description>فیلمنت با انتشار تیزری از ریالیتی‌شو «ناتو» از تازه‌ترین محتوای خود رونمایی کرد. ریالیتی‌شو «ناتو» یک بازی استنطاقی ، استنتاجی است که برپایه بازی مافیا طراحی شده است. در واقع «ناتو» که نام این ریالیتی‌شو از آن گرفته شده یکی از شخصیت‌های منفی بازی است که در ساید مافیا حضور دارد.در تیزری که از این ریالیتی‌شو منتشر شده، محمدرضا علیمردانی که گردانندگی بازی را برعهده دارد در معرفی کاراکتر «ناتو» می‌گوید :«اینجا یک نفر هست که همه دنبال او هستند، چون جواب همه سوال‌ها پیش اوست. ما به او می‌گوییم ، ناتو.»هنوز زمان پخش این ریالیتی‌شو اعلام نشده ، اما گویا قرار است بعد از ماه مبارک رمضان انتشار آن از طریق پلتفرم «فیلمنت» شروع شود.این بازی که در پلتفرم فیلم نت ساخته و پخش می‌شود، قرار است به همراه سریال سیاه چاله جایگزین «پدرخوانده» ابوطالب و پوست شیر شود که قسمت پایانی و فینال آن دوشنبه هفته گذشته ـ ۱۴ فروردین ماه ـ منتشر شد. این ریالیتی شو را مهدی صفی‌یاری تهیه و کارگردانی کرده است.«ناتو» همانند «پدرخوانده» یکی از شخصیت‌های اصلی بازی مافیاست که عنوان این برنامه بر اساس این شخصیت گرفته شده است.علیمردانی که پیش از این سابقه گردانندگی «شب‌های مافیا» با کارگردانی سعید ابوطلب را داشت، حالا با تیمی جدید و جوان وارد اجرای رئالیتی شوها خواهد شد.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Wed, 12 Apr 2023 20:25:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محسن چاووشی آهنگ رهایم کن را میخواند</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86-%DA%86%D8%A7%D9%88%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-z1uzlyskeslr</link>
                <description>محسن چاوشی بعد از موفقیت موسیقی تیتراژ‌ سریال‌های «شهرزاد»، «همگناه» و «خسوف»، از آهنگ جدیدش برای تیتراژ سریال «رهایم‌کن» رونمایی می‌کند.محسن چاوشی قطعه‌ای را با عنوان «رهایم کن» با ترانه‌ای از امید روزبه برای سریال «رهایم کن» به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی ساخته که جمعه 25 فروردین در قسمت نهم این سریال منتشر می‌شود.آهنگساز این قطعه محسن چاوشی است و عادل روح‌نواز، بهروز میرزایی و رضا فولادیان نوازنده‌های آن هستند.چاوشی این اواخر علاوه بر «رهایم کن» دو قطعه برای سریال «عقرب عاشق» به کارگردانی حسین سهیلی‌زاده و یک قطعه برای سریال «آمستردام» به کارگردانی مسعود قراگزلو هم اجرا کرده که هنوز منتشر نشده‌اند.چاوشی از جمله خواننده‌هایی است که موسیقی‌های تیتراژ اثرگذاری خلق کرده و معمولا صدایش در هر اثر می‌تواند وزن ویژه‌ای به آن ببخشد.موسیقی تیتراژ‌های «دلدار»، «سایه‌بان» و «بانوی عمات» جزو آخرین همکاری‌های چاوشی با تلویزیون به حساب می‌آید. او بعد از ویژه‌برنامه تحویل سال 1397 شبکه پنج دیگر با تلویزیون همکاری نداشت و حالا تمرکزش را روی سریال‌های شبکه نمایش خانگی گذاشته است. مجموعه سریال رهایم کن به کارگرگردانی شهرام شاه‌حسینی است و محسن تنابنده، هوتن شکیبا و هدی زین العابدین از ستارگان آن هستند. این سریال تازه‌ترین تجربه کارگردانی شهرام شاه حسینی در عرصه شبکه خانگی است که در سکوت خبری جلوی دوربین رفت. در طول مدت زمان تولید این سریال هیچ خبر و عکسی از آن منتشر نشد و در ادامه نیز بدون اطلاع رسانی قبلی پخش خود را شروع کرد.رهایم کن از جمله سریال‌های پربازیگر شبکه خانگی است که با حضور بازیگرانی چون محسن تنابنده، هوتن شکیبا، آزاده صمدی، هدا زین العابدین، حسن معجونی، مهدی حسینی نیا، یوسف تیموری، بابک کریمی و…. تولید شده است.داستان این سریال درباره زندگی مردی است به نام «حاتم» با بازی تنابنده که مدیریت یک معدن ذغال سنگ را برعهده دارد. با ورود برادر او که نقش این کاراکتر را هوتن شکیبا بازی می‌کند قصه وارد فاز تازه‌ایی می‌شود.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Sun, 09 Apr 2023 14:24:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیرهای درخشان در پوست شیر</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%DB%8C%D8%B1-rqqv5jno6nla</link>
                <description>پوست شیر به عنوان موفق‌ترین سریال شبکه نمایش خانگی در سال 1401، بدون شک بخش مهمی از موفقیتش را مدیون بازی درخشان بازیگرانش است؛ درست است که بخش مهمی از بار موفقیت سریال به شخصیت‌پردازی دقیق آن بستگی دارد اما این بازیگران هستند که توانسته‌اند در انتقال این احساسات دقیق عمل کنند. جمشید محمودی علاوه بر انتخاب‌های هوشمندانه، به درستی از بازیگرانش بازی گرفته و این هم جزو نکات مهم کارگردانی‌اش است.هادی حجازی‌فر آنقدر نقش خوب در کارنامه دارد که نمی‌توان صفت بهترین را برای ایفای نقش نعیم به کار برد. نعیم یکی از مهمترین نقش‌های حجازی‌فر است و برگ برنده اصلی سریال به حساب می‌آید. او در این سریال در قامت پدری زخم‌خورده به میدان آمده است؛ مردی درآمده که سال‌های مهم عمرش را پشت میله‌های زندان سپری کرده و تمام فکرش دیدار مجدد با دخترش بوده است. اما بلافاصله بعد از آزادی، دخترش را از دست می‌دهد و برای انتقام از مسببان این عمر طغیان می‌کند و دیگر حاضر نیست منتظر قانون بماند. حجازی‌فر این‌بار برخلاف همیشه شیرینی و طنازی ویژه خودش را به نقش وارد نکرده و کاراکتری تماما تلخ و زخم‌خورده به نمایش گذاشته است.شهاب حسینی در سریال «پوست شیر» پس از مدت‌ها خودش را احیا کرد و با نقش محب توانست بار دیگر در جایگاه قدرت بنشیند. محب پلیسی تنها و مغموم است که به خاطر رسیدگی به پرونده یک قاتل زنجیره‌ای دخترش را از دست داده و هنوز نتوانسته است به زندگی معمولی‌اش بازگردد. محب از زندگی، خدا و شغلی که داشته، خشمی عمیق دارد و نمی‌تواند دنیا را بدون حضور دخترش تحمل کند. او با تصویر کلیشه‌ای که همیشه از پلیس در ذهن داریم متفاوت است و حسینی به خوبی توانسته است این سرگشتگی و خشم و عصیان را در قالب شخصیت محب به نمایش بگذارد. نکته قابل توجه درباره محب، همراهی‌‌اش با نعیم است؛ انگار با قتل ساحل یک بار دیگر دختر خودش را از دست داده و به همین دلیل احساساتش به دل می‌نشیند.علیرضا کمالی از اوایل دهه هشتاد در عرصه بازیگری فیلم و سریال شناخته شد و حالا با کاراکتر رضا پروانه در «پوست شیر» به پختگی زیادی در بازیگری رسیده است. کمالی در نقش رضا پروانه، در قالب مردی فرو رفته که انگار در کل زندگی چیزی برای از دست دادن ندارد. صورتش بی‌حالت است و مدام به دوردست خیره می‌شود و سیگار می‌کشد. حتی در احساسی‌ترین لحظات که او را در کنار همسر موقتش می‌بینیم، باز هم نمی‌توانیم چیزی از احساساتش درک کنیم. همین چهره بی‌حالت و رازی که انگار در وجودش دارد و غمی که درونش نهادینه شده از او برای ما شخصیتی متفاوت می‌سازد. رضا با تمام این ویژگی‌ها برای نعیم رفیقی شفیق است و حاضر است جانش را بر سر رفاقت بدهد. او به‌خوبی از پس ایفای نقش یک بیمار برآمده است.ژیلا شاهی از سال 1390 وارد سینما شد و بعد از بازی در چند فیلم، سال 1397 برای بازی در فیلم «قصر شیرین» به کارگردانی رضا میرکریمی، سیمرغ گرفت و توجه‌های زیادی را به خودش جلب کرد. بازی او در نقش همسر شهید باکری در «موقعیت مهدی»، بار دیگر او را در مرکز توجه‌ها قرار داد. شاهی در قسمت‌های ابتدایی سریال پوست شیر به نسبت نقش کم‌رنگی داشت. تنهایی، ترس از آینده و تلاشش برای ابراز علاقه به رضا پروانه و ترغیب او برای ازدواج رسمی مشهود بود اما این نقش رفته‌رفته رنگ گرفت. شاهی برای مژگان سنگ‌تمام گذاشت و توانست خیلی زود خودش را به عنوان یکی از مهمترین و اثرگذارترین قطب‌های سریال جا بیندازد.داستان سریال «پوست شیر» روی ربوده شدن شخصیت ساحل پیش می‌رود و از این جهت اهمیت زیادی دارد اما اندازه نقشش در طول سریال به نسبت سایرین کمتر است. بخش مهمی از جذابیت قسمت اول سریال به لحظات شیرینی اختصاص دارد که ساحل با نعیم تجربه می‌کند؛ موقعیتی عاطفی و پرشور که به پایانی تلخ می‌انجامد. احمدیه به عنوان دختری پرشور و عاطفی معرفی می‌شود؛ دختری که به راحتی خوشحال می‌شود و در مصیبت‌ها بغض می‌کند و اشکش می‌چکد. با این حال زمانی که موقعیت فرار پیدا می‌کند، از شمایل دختر آزاردیده و مغموم خارج می‌شود و برای رهایی تلاش می‌کند. سکانس مرگ ساحل یکی از مهمترین بخش‌های بازی احمدیه است. این موقعیت را چنان باورپذیر بازی می‌کند که نفس مخاطبان بند می‌آید.در بخش مهمی از سریال صرفا به عنوان مادر ساحل حضور داشت و سوگواری و اندوه و آواره‌گی‌اش آنطور که باید نمی‌توانست توجیه مهمی برای حضورش در سریال باشد. از یک جایی به بعد اما کم‌کم حضورش پررنگ‌تر شد و در همراهی با نعیم و سپس صدرا برای یافتن ساحل، نقش اثرگذارتری به عهده گرفت. بهرام در سکانس مرگ ساحل یکی از درخشان‌ترین بازی‌هایش را به نمایش گذاشت و در جایگاه یک مادر، توانست همزمان مجموعه‌ای از حیرت، درماندگی و تلاش برای جان بخشیدن به دخترش را به نمایش بگذارد. بازی جذاب بهرام، التهاب این صحنه را بسیار بالا برد و احساسات مخاطبان را برانگیخت. این بازیگر در قسمت‌های اخیر هم بسیار پرقدرت ظاهر شده است.ابتدای داستان بازی کم رنگی داشت اما رفته‌رفته با پرنگ‌ شدن دلیل حضورش در سریال توانست در فهرست بازیگران اصلی قرار بگیرد. صدرا پیش از مرگ ساحل در حقش کوتاهی کرده و به خاطر یک خیانت، حالا که از دنیا رفته خودش را نمی‌بخشد. او برای این عذاب‌وجدان با نعیم همراه می‌شود اما از قسمت سیزدهم به بعد، زمانی که می‌فهمد به ساحل تجاوز کرده‌اند، ماجرا برایش تغییر می‌کند. یکی از مهمترین سکانس‌های سریال، جایی است که با علم به اینکه زورش به لات‌های توی قهوه‌خانه نمی‌رسد اما برای انتقام با یک پیت بنزین همه را تهدید به خودسوزی می‌کند تا رد و نشانی از رباینده ساحل به دست بیاورد. تغییر شخصیت صدرا از یک پسر ساده به فردی انتقام‌جو و عصیانگر، جزو مهمترین نکات بازی صدیقیان است.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Sun, 02 Apr 2023 18:25:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهایم کن با قصه عاشقانه آمد!</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%AF-kf8lpcydhqf4</link>
                <description>شهرام شا‌ه‌حسینی بعد از تجربه موفق سریال «می‌خواهم زنده بمانم» حالا سریال «رهایم کن» را برای پخش آماده کرده است. سریالی که یک داستان عاشقانه را در بستر رخدادی تاریخی تعریف می‌کند. اینجا آخرین اطلاعات درباره این سریال را جمع‌آوری کرده‌ایم. مدت‌هاست که سریال رهایم کن در حال ساخت است و حالا به مرحله پخش رسیده؛ سریالی که دومین تجربه شهرام شاه‌حسینی در نمایش خانگی محسوب می‌شود و می‌خواهد با حضور چهره‌های محبوب، تجربه موفق سریال قبلی‌اش یعنی می‌خواهم زنده بمانم را تکرار کند. آیا موفق می‌شود؟خلاصه داستان سریال رهایم کن از این قرار است: «هاتف» و «حاتم» دو برادر از یک خانواده سرشناس ساکن سیاهرود هستند. حاتم -پسر ارشد خانواده- دلداده پرستار بچه‌اش، «مارال» است. در حالی که هنوز ابهامات زیادی در رابطه با سرنوشت زن سابقش در میان اهالی سیاهرود وجود دارد. مارال می‌فهمد جان برادرش در خطر است. حاتم در پی کمک به مارال و پیگیری ماجرا متوجه می‌شود داستان برادر او به برادر کوچک خودش هاتف که چند سالی است به تهران مهاجرت کرده، گره خورده است. با بازگشت هاتف به سیاهرود، دو برادر درگیر موقعیت پیچیده عاشقانه‌ای می‌شوند که خروج از آن ممکن است آنها را تا مرزهای غریبی از عشق و نفرت بکشاند.بازیگران سریال رهایم کن این‌ چهره‌ها هستند؛ محسن تنابنده، هدا زین‌العابدین، هوتن شکیبا، مهدی حسینی‌نیا، بابک کریمی، مونا احمدی، مائده طهماسبی، شهرام قائدی، رابعه مدنی و با حضور آزاده صمدی، حسن معجونی، یوسف تیموری و سام نوری. شهرام شاه‌حسینی قبل از سریال رهایم کن فعالیتش را در سینما با دستیاری کارگردان‌های مطرحی همچون بهرام بیضایی و رسول ملاقلی‌پور و بهمن قبادی آغاز کرد. او یکی از استعدادهای نوظهور سینمای ایران در دهه ۸۰ بود که با ساخت فیلم‌های کوتاه توجه اهالی رسانه و منتقدان و سینماگران را به خودش جلب کرد. ساخت ۳ فیلم کوتاه که ارمغانش سیمرغ جشنواره فجر بود، باعث شد شاه‌حسینی وارد عرصه فیلمسازی شود.اگرچه در ابتدای مسیر برای آنکه در بدنه سینما بتواند به عنوان فیلمساز حضور جدی داشته باشد چند فیلم تجاری از جمله کلاغ پر و زن‌ها فرشته‌اند را ساخت اما با ساخت فیلم خانه دختر نشان داد دغدغه‌های جدی‌تری در عرصه سینما دارد. خانه دختر اگرچه در اکران عمومی دچار جرح و تعدیل فراوان شد اما دقت در انتخاب فیلمنامه مناسب و همکاری با نویسنده و فیلمسازی همچون پرویز شهبازی مسیر را برای شاه‌حسینی به سمت سینمای دغدغه‌مند هموار کرد.شاه‌حسینی حضور در عرصه سریال‌سازی را با ساخت سریال‌های مطرحی چون هشت‌ونیم دقیقه و پرستاران به تجربه‌ای درخشان در کارنامه کاری‌اش بدل کرد و سپس با حضور در عرصه نمایش خانگی با ساخت سریال می‌خواهم زنده بمانم نشان داد جزو فیلمسازان صاحب سبک و کاربلد سینما و نمایش خانگی است. می‌خواهم زنده بمانم فصل جدیدی در سریال‌های نمایش خانگی بود؛ شاه‌حسینی ثابت کرد حضور در نمایش خانگی صرفا جنبه تجاری و سرگرمی ندارد و می‌توان بر بستر داستانی جذاب و پرکشش حرف‌های مهمی را زد و مخاطب را با خود همراه کرد.حالا شاه‌حسینی یکبار دیگر با سریال رهایم کن قرار است آغاز شود تجربه دلپذیر دیگری را برای مخاطبان رقم زده است که می‌تواند در ادامه موفقیت‌ها و فعالیت درخشانش در فیلمسازی او را به مرتبه‌های مهم‌تری رهسپار کند.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Fri, 17 Feb 2023 11:46:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد مترجم بهرام توکلی</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D9%88%DA%A9%D9%84%DB%8C-dqgkeonjdpok</link>
                <description>بهرام توکلی پیش‌تر به واسطه نگارش فیلمنامه سریال «نهنگ آبی» با شبکه نمایش خانگی همکاری کرده بود؛ سریالی که اگر درست و دقیق و البته بدون حاشیه پیش می‌رفت، می‌توانست به اثری موفق تبدیل شود. این‌بار توکلی خودش دست به کار شده و اولین سریالش را کارگردانی کرده؛ سریالی که در نقطه شروع تکلیف مخاطبان را با خودش مشخص کرد و نشان داد با اثری به نسبت پیچیده مواجهیم و برای دنبال کردن آن باید به ساختار ذهن کارگردان نزدیک شویم.فیلمنامه: در خلاصه سه خطی «مترجم» خوانده بودیم درباره یک مترجم جوان است که به سبب پی بردن به یک راز، زندگی‌ خودش و خانواده‌اش تحت تاثیر قرار می‌گیرد و آرامش یک شهر را تهدید می‌کند. در قسمت اول، داستان دقیقا از همان نقطه‌ای شروع می‌شود که گویا در پایان این خلاصه سه خطی با آن مواجه بودیم. غزاله به عنوان شخصیت اصلی سریال، در پایان مسیر ایستاده است و دارد همه چیز را از ابتدا تعریف می‌کند. ماجرا از شبی طولانی شروع می‌شود که به گفته غزاله به دنبال یک پیام از فردی ناشناس درباره قاتل برادرش، وارد مسیری می‌شود که تهش همه چیز تغییر می‌کند. فیلمنامه طوری طراحی شده که به صورت فشرده و در کمترین زمان ممکن هم شخصیت‌ها معرفی می‌شوند و هم می‌فهمیم ماجرا از چه قرار است.کارگردانی: بهرام توکلی را بیشتر به واسطه ساخت فیلم‌هایی مثل «اینجا بدون من»، «بیگانه»، «آسمان زرد کم‌عمق»، «تنگه ابوقریب»، «غلام‌رضا تختی» و … می‌شناسیم. او ثابت کرده که به تجربه ساخت آثار متفاوت علاقه‌مند است. «مترجم» درحال حاضر شباهتی به هیچ‌کدام از آثارش ندارد و شاید بتوانیم قسمت ابتدایی سریال مترجم را به لحاظ شیوه معرفی شخصیت‌ها و ریتم تندی که داشت تا حدی نزدیکتر به «من دیه‌گو مارادونا هستم» بدانیم. توکلی با علم به اینکه قسمت اول سریال اهمیت ویژه‌ای دارد، آن را با ریتمی تند پیش برد و بدون فوت وقت شخصیت‌هایش را معرفی کرد و با حرکت دایره‌وار غزاله در مسیر داستان، شمایی کلی از وضعیت و موقعیت سریال پیش روی مخاطبان گذاشت.روایت: آنچه باعث می‌شود برای تماشای سریال در قسمت‌های بعدی ترغیب شویم، پیچیدگی موقعیت‌های سریال است. درست است که به خاطر ریتم تند و اطلاعاتی که پشت‌سرهم پیش رویمان قرار می‌گیرد در ابتدا تا حدی گیج می‌شویم و احساس گنگی می‌کنیم اما از یک جایی به بعد کاملا منطق سریال را می‌پذیریم و با نشانه‌ها و بذرهایی که در داستان چیده می‌شود به درکی جدید می‌رسیم. در نقطه پایان قسمت اول دیگر می‌فهمیم علت ماجراها چه بوده است. حالا آنچه بیشتر از همه در مرکز توجه قرار می‌گیرد موقعیت پیچیده‌ای است که غزاله در ارتباط با مهندس در آن قرار می‌گیرد. داستان در جایی تمام می‌شود که برای کشف بیشتر ترجیح می‌دهیم قسمت‌های بعدی را دنبال کنیم.شخصیت‌ها: شخصیت اصلی دختری به اسم غزاله است که به خاطر دریافت یک پیام درباره چگونگی مرگ برادرش وارد یک ماجرای پیچیده می‌شود. غزاله دختری پرشور است که مدام او را درحال برنامه‌ریزی و نقشه کشیدن برای کشف این راز می‌بینیم که البته در این قسمت مدام رودست می‌خورد و نقشه‌هایش علیه خودش استفاده می‌شود. او برادرش را یک سال پیش از دست داده و مادرش با اینکه غمگین مرگ برادر است اما بیشتر دلش می‌خواهد همه چیز را تحت تسلط خودش داشته باشد. خواهرش روانشناس است و در ظاهر منطقی و موجه به نظر می‌رسد اما توانایی ابراز احساسات ندارد و به نظر می‌رسد با همسرش به مشکلی برخورده است. علاوه بر اینها شخصیت عروس بیوه خانواده و مهندسی که راز قتل برادر به او گره خورده هم تا حدی معرفی می‌شوند.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Fri, 20 Jan 2023 20:43:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد سرگیجه بهرنگ توفیقی</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82%DB%8C-v8tfk3dalfsz</link>
                <description>شروع غافلگیر کننده سرگیجه: در نقطه شروع با یک تصادف عجیب مواجه می‌شویم و پیمان، شخصیت اصلی سریال تحت تاثیر این تصادف با یک تراپیست از وضعیت روحی و روانی‌اش حرف می‌زند. درواقع بهرنگ توفیقی سعی کرده در نقطه شروع شخصیت محوری‌اش را با تمام ویژگی‌ها و مشکلات روحی و روانی که دچارش شده به مخاطبان معرفی کند و حالا در مرحله بعد از آنها بخواهد با او در ماجرای اصلی همراه شوند. این شروع هم به معرفی شخصیت کمک کرده و هم قراردادی را با مخاطبان گذاشته که باید تحت تاثیر حالات این شخصیت ماجراها را دنبال کنند. قسمت اول سریال با یک شوک به پایان می‌رسد که تمهید خوبی برای  ترغیب به دنبال کردن سریال در قسمت دوم است.شخصیت‌پردازی ها: در قسمت اول به طور کامل با شخصیت «پیمان» با بازی حامد بهداد آشنا می‌شویم. مردی که بعد از یک واقعه کنترلش را روی اعصابش از دست داده و در لحظه‌ای که لازم است واکنشی مهم نشان دهد، فرار می‌کند و از طرف دیگر مدام با دیگران درگیر می‌شود. در بخش‌هایی از اولین بخش سریال سرگیجه نمود این تعریف‌ها را در رفتار شخصیت می‌بینیم. شخصیت مهم بعدی کامران(هادی حجازی فر) است. شخصیتی مرموز که از جایی تهدید شده و حالا هم سایتش حک شده است. این شخصیت تا پایان قسمت اول ناشناخته و مرموز باقی می‌ماند و رفتارش به یکی از مهمترین معماهای سریال بدل می‌شود.بازی‌ها در سرگیجه حامد بهداد و هادی حجازی‌فر برای اولین بار کنار هم قرار گرفته‌اند و در همین نقطه شروع، اتفاق خوبی را رقم زده‌اند. بهداد به خوبی توانسته از پس ایفای نقش مردی خانواده‌دوست و از طرفی عصبی که مدام درحال سرگیجه است بربیاید. حجازی‌فر هم که این روزها به خاطر بازی در سریال «پوست شیر» بسیار مورد توجه قرار گرفته، در «سرگیجه» با گریم و استایل خاص و کمتر دیده شده از او ، سبک بازی متفاوتی را به نمایش گذاشته. او اینبار برخلاف نعیم، ثروتمند است و مرموز و حالا باید دید در ادامه و با این پایانی که برای قسمت اول در نظر گرفته شده، بازی‌اش به چه صورت ادامه پیدا می‌کند. در قسمت اول رعنا آزادی‌ور، شبنم مقدمی و پیام دهکردی هم معرفی می‌شوند اما هنوز نمی‌توانیم درباره بازی‌شان اظهارنظر کنیم.کارگردانی بهرنگ توفیقی تا پیش از اینکه سریال «آقازاده» را براساس فیلمنامه حامد عنقا در شبکه نمایش خانگی بسازد، به عنوان کارگردان سریال‌های تلویزیونی متوسط می‌شناختیم. او در «آقازاده» توانست روی سوژه‌ای حساس دست بگذارد و اثری قابل‌قبول پیش روی مخاطبانش بگذارد. حالا در سرگیجه هم فضای متفاوت‌تری نسبت به آثار قبلی‌اش دارد و هم با بازیگران جدیدی وارد همکاری شده است. در نقطه شروع انتخاب‌ها و شیوه کارش موفقیت‌آمیز بوده و حالا باید دید به چه سمتی می‌رود.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jan 2023 18:11:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقایسه هانیبال و دکستر با خونسرد</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AF-lgfxmz1hnwks</link>
                <description>در خونسرد ما در واقع با دو شخصیت اصلی روبرو هستیم؛ یک پلیس آگاهی و یک دکتر پزشک قانونی. در سریال «دکستر» که از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۳ پخش شد، دکتر پزشک قانونی به نام دکستر به دلیل مسایلی که در کودکی برایش اتفاق افتاده، علاقه‌مند خون و کشتن آدمها شده است.حالا او با استفاده از موقعیت شغلی خود، قاتلانی که از سیستم قانونی کشور گریخته‌اند را به دام می‌اندازد و با روش خودش آنها را می‌کشد و سلاخی می‌کند. در سریال «خون‌سرد» دقیقا با همین شخصیت روبرو هستیم. دکتر کسری کیا به دلایلی که ریشه آن هنوز مشخص نشده، افرادی که به زنان تعرض می‌کنند و به دام پلیس نمی‌افتند را می‌رباید و آنها را به طرز فجیعی سلاخی می‌کند. می‌توان گفت تنها انگیزه‌ی دکستر یا دکتر کیا سریال خون سرد با هم تفاوت دارد و در سایر مسایل حتی فضایی که جنایت خود را انجام می‌دهند، شباهت‌های زیادی وجود دارد. دکستر خوش‌پوش است و موقعیت اجتماعی‌اش او را تبدیل به یک شخصیت کاریزماتیک کرده، دکتر کیا هم با وجود اینکه از نظر ظاهری هیچ شباهتی به بازیگر دکستر ندارد، اما خوش‌پوش است، ورزش می‌کند و همان سطح اجتماعی و مقبولیت را دارد.اما از سویی دیگر اگر از زاویه شخصیت سرگرد امیرعلی طلوعی به داستان خونسرد نگاه کنیم، به شباهت‌های این سریال با هانیبال می‌رسیم. مجموعه‌ای آمریکایی که در فاصله سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ از سوی سونی پیکچرز منتشر شد و طرفداران بسیار زیادی در سراسر جهان داشت. هانیبال داستان یک مامور باهوش اف بی آی بود که پس از مدتی برای حل پرونده‌هایش سراغ دوست روانپزشکش می‌رود.اما غافل از اینکه خود این روانپزشک قاتل اصلی همه پرونده‌های قتل است. مامور اف بی آی سریال هانیبال هر روز با دوستش معاشرت می‌کند و از او مشاوره می‌گیرد، اما نمی‌داند قاتل زنجیره‌ای که مدام در تعقیب آن است و نمی‌تواند دستگیرش کند، همین روانپزشک است. این روند داستانی و شخصیت پردازی دقیقا در سریال خونسرد هم استفاده شده. اینجا سرگرد طلوعی به جای مامور اف بی آی است و با کسری کیا که قاتل اصلی سریال است، رفاقتی دیرینه دارد. او تمام پرونده‌هایش را برای کارهای تشخیص هویت، به دست او می‌سپرد. غافل از اینکه خود کسری عامل بسیاری از جنایت‌ها است.جیران چند قسمت شد؟با گذشت بیش از سی و چهار قسمت از پخش جیران کماکان این سریال به نظر میرسد همچنان ادامه خواهد داشت. از ابتدای شروع پخش با مشکلات متعددی این سریال مواجه شد، اما توانست مخاطب قابل توجهی کسب کند که حالا با بیشتر شدن تعداد قسمتهای سریال جیران آن باید دید که آیا مخاطب پا به پای سریال جلو خواهد رفت؟! خرده روایت های سریال در این قسمتهای اخیر بسیار بیشتر شده‌اند و آقای فتحی سعد دارد با غافلگیر کردن مخاطبش او را ترغیب به تماشای سریال کند، اما باید این نکته را در نظر داشت که کنجکاوی مخاطب اندازه‌ای دارد و روایت های متعددی پشت به پشت وارد قصه شوند میتوانند باعث ناخرسندی تماشاگر شود.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Wed, 30 Nov 2022 14:02:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت خونسرد با دکستر چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-hxxjhxb5737p</link>
                <description>کارگردان سریال خون‌سرد گفته شباهت‌هایی میان کاراکترهای خون‌سرد با دکستر وجود دارد که بخشی از این شباهت‌ها به مقتضیان ژانر برمی‌گردد، اما هیچ‌گونه کپی‌برداری از این سریال انجام نشده است.امیرحسین ترابی، کارگردان سریال خون‌سرد در مصاحبه‌ای با مهر، اتهام کپی‌برداری خون‌سرد از دکستر را رد کرده و گفته: ۹۰ درصد کسانی که سریال خون سرد را کپی سریال دکستر می‌دانند، در زندگی‌شان اصلاً دکستر ندیده‌اند وگرنه کسی که سریال خون سرد را دیده باشد می‌تواند بفهمد که خون سرد کپی نیست. او گفته: وقتی شما در قالب ژانر حرکت می‌کنید، در قالب و چارچوبی قرار می‌گیرید که باید از یکسری نشانه‌ها و المان‌ها پیروی کنید، خود به خود در شرایطی که از ژانر تبعیت می‌کنید حتماً اثرتان شبیه یک اثر ساخته شده می‌شود.ترابی توضیح داده که خون‌سرد علاوه بر دکستر، با هانیبال هم شباهت‌هایی دارد: اگر بخواهیم همه این سریال‌ها را کپی‌برداری بدانیم، اکثر سریال‌های جهان کپی هستند. ما در این اثر قصه یک قاتل سریالی را روایت می‌کنیم، در همه آثار دنیا وقتی به سراغ چنین سوژه‌ای می‌روید به یکسری آیتم مشترک می‌رسید که ناخودآگاه اثرتان شباهت‌هایی به دیگر آثار پیدا می‌کند. ناگفته نماند که چندی پیش درمورد سریال جیران و آهوی من مارال نیز چنین تشابهی به وجود آمد که طی روند بررسی فیلمنامه نیز موضوع منتفی شد.او درباره این عناصر مشابه گفته: به عنوان مثال درباره سوژه قاتل سریالی؛ اکثر این افراد یک ترومایی در دوران کودکی داشته‌اند که باعث شده در بزرگسالی به یک مشکل روانی بزرگ برسند، همه قاتل‌های سریالی دنیا قربانیان خود را از یک طبقه اجتماعی خاص انتخاب می‌کنند، همه این افراد آیین و روش خاصی برای قتل‌هایشان دارند،‌ همه معمولاً محلی برای انجام قتل دارند و معمولاً یادگاری‌هایی هم از مقتول برمی‌دارند. این اشتراکات در تمام سریال‌های جنایی که از فرمول ژانر تبعیت کرده‌اند وجود دارد و با این حساب همه ما از هم تقلید و کپی‌برداری کرده‌ایم.ترابی الگوبرداری از آثار مهم را پذیرفته و تاکید کرده: ما الگوبرداری کرده‌ایم اما باز هم از یک محصول مشخص نمی‌توان اسم برد. امروز کمتر اثری ساخته می‌شود که الگوی تازه‌ای ارائه دهد، معمولاً آثار نمایشی از یک الگو پیروی می‌کنند و تفاوت در زاویه نگاه مولف است.او درباره دست گذاشتن روی مسائل اجتماعی روز مثل جنبش می‌تو، قاچاق اعضای بدن و … هم توضیح داده: وقتی ما درباره جامعه امروز ایران صحبت می‌کنیم،‌ طبیعتاً جامعه ایران با جامعه آمریکا که دکستر ساخته‌اند، متفاوت است. ما کاملاً تلاش کرده‌ایم در ژانر حرکت کنیم اما یک قصه کاملاً ایرانی بسازیم و معضلات، مشکلات و تمام مسائل اجتماعی موجود در کشورمان را هم در قصه اصلی بگنجانیم. سریال خون سرد به کارگردانی امیرحسین ترابی است که روزهای جمعه منتشر می‌شود و تاکنون 12 قسمت از این سریال پخش شده است.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Fri, 04 Nov 2022 18:17:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی فیلم دوزیست</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AF%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-mte3xdysinau</link>
                <description>دوزیست، تازه‌ترین ساخته‌ی برزو نیک‌نژاد، به‌تازگی در سینماهای کشور اکران شده است. فیلمی که با وجود انبوه ستارگان‌ش، به‌دلایل مشکلات عمده در فیلم‌نامه و کارگردانی تبدیل به اثری غیرقابل‌تحمل شده است.نویسنده و کارگردان فیلم‌های ناخواسته (۱۳۹۲)، یدکی (۱۳۹۴) و لونه‌زنبور (۱۳۹۶) حال با تازه‌ترین اثرش به سینماهای کشور برگشته است؛ آن هم در شرایطی که سریالِ تازه‌اش آفتاب‌پرست در حال پخش از شبکه‌ی نمایش خانگی است. دوزیست فیلمی اجتماعی است که جواد عزتی، هادی حجازی‌فر، پژمان جمشیدی، ستاره پسیانی، سعید پورصمیمی، مانی حقیقی و الهام اخوان در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند. داستان پسری که با پدر و دوستان‌ش در گاراژی قدیمی زندگی می‌کند؛ ولی با ورود دختری به خانه، اتفاقاتی می‌افتد که همه‌چیز را به هم می‌ریزد.فیلم از همان ابتدا خودش را به‌تمامی برای مخاطب آشکار می‌کند. در اولین سکانس فیلم، درحالی‌که شاهد یک مراسم عروسی هستیم (مشخص نیست عروسیِ چه کسی)، با کاراکترهایی آشنا می‌شویم که گویا قصد سرقت از جایی را دارند. دیالوگ‌هایی که آن‌ها به‌آرامی به یک‌دیگر می‌گویند زیر صدای بلند موزیک تقریبن غیرقابل‌شنیدن است. کارگردانیِ سکانس ــ استفاده‌ی فراوان از نماهای کلوزآپ و پرهیز از لانگ‌شات‌هایی به‌عنوان نمای معرّف، حرکات تُند و کنترل‌نشده‌ی دوربین، بازی‌های عصبی، دیالوگ‌های محوشده و اینسرت‌های متعدد ــ آن هم در شرایطی که فضا هنوز منعقد نشده است و معلوم نیست در کجا و چه شرایطی به‌سر می‌بریم باعث شده است تا سر درآوردن از اتفاقاتی که در حال افتادن در این سکانس است بسیار کار سختی باشد.پررنگ‌ترین نقش را هم دراین‌میان کارگردانیِ بسیاربد برزو نیک‌نژاد ایفا می‌کند. دکوپاژی که اصلن به بیننده اجازه نمی‌دهد که بتواند فهمی درست از فضا و موقعیت جغرافیایی به‌دست بیاورد. پلان‌های متعددی که کاراکترها را با نماهایی بسته نشان می‌دهد که مدام زیرلب چیزهایی به هم می‌گویند و از جاهایی بالا می‌روند و سرِ آخر به گاوصندوقی می‌رسند که باز نمی‌شود. درحالی‌که اصلن معلوم هم نیست که این‌ها چه کسانی‌اند و اصلن برای چه می‌خواهند دزدی کنند. فیلم‌برداریِ پرکنتراست کار هم هیچ کمکی به فضاسازی بهتر نمی‌کند و اتفاقن همه‌چیز را سرگیجه‌آورتر و عصبی‌کننده‌تر می‌کند.می‌توان حدس زد که استراتژیِ نیک‌نژاد، به‌عنوان نویسنده و کارگردان فیلم، این بوده که با شروع‌کردن فیلم‌ش با چنین صحنه‌ای به‌نوعی مخاطب را در قلاب گیر بیندازد (Hook-Up). صحنه‌ای که بالذات ایده‌ی جذابی دارد و می‌تواند شروعی میخکوب‌کننده برای یک فیلم سینمایی باشد. اما به‌دلیل همه‌ی مواردی که ذکر شد، این اتفاق نه‌فقط نیفتاده است؛ بلکه این صحنه تبدیل به ضدّ آن چیزی شده است که در نظر کارگردان وجود داشت. صحنه‌ای که از همان ابتدا مخاطب فیلم را دل‌زده می‌کند.یک سکانس دیگر طول می‌کشد تا ما متوجه شویم دقیقن در این خانه ــ بهتر است بگوییم خواب‌گاه البته ــ چه خبر است. اینکه رابطه‌ی شخصیت‌ها با هم چه‌گونه است، مجتبی (جمشیدی) بازیگر جدید سریال آنتن و حمید (حجازی‌فر) کیستند و چه نسبتی با عطا (عزتی) و پدرش (پورصمیمی) دارند. این سکانس هم البته زمانی فرا می‌رسد که آزاده (پسیانی) و مریم (اخوان) هم وارد داستان شده‌اند و همه‌چیز درواقع پیچیده‌تر از قبل است و مخاطب سردرگم‌تر از پیش!علاوه‌بر همه‌ی این موارد، داستان فیلم هم خیلی دیر راه می‌افتد. داستانی که در کلیت‌ش شباهت غیرقابل‌انکاری به درباره‌ی الی... (اصغر فرهادی، ۱۳۸۷) دارد. داستان دختری ناشناس که وارد یک جمعِ دوستانه می‌شود، رفته‌رفته اطلاعاتی از او فاش می‌شود و در آخر، به‌واسطه‌ی اتفاق بدی که برای او افتاده یا می‌افتد، رابطه‌ی بین اعضای آن جمع دوستانه نیز دست‌خوش تغییر می‌شود. این شباهت را علی‌الخصوص می‌توان زمانی متوجه شد که پای همسر سابق مریم (با بازی مجید نوروزی) به فیلم باز می‌شود.حضوری که دقیقن یادآور لحظه‌ی ورود کاراکتر صابر ابر به ویلای معروف بروبچه‌ها در درباره‌ی الی... است. البته می‌توان مشابهتی کلی‌تر را نیز بین این فیلم با دایره‌زنگی (پریسا بخت‌آور، ۱۳۸۶) ردیابی کرد. داستان دختری که به جمعی وارد می‌شود، و بعد از به‌هم‌ریختن زندگی افراد مختلف، با حقه‌ای از جمع خارج شده و به راه خود می‌رود. طرفه اینکه فیلم‌نامه‌ی دایره‌زنگی را نیز فرهادی به‌نگارش درآورده است.در سطح فیلم‌نامه، اصلی‌ترین مشکل فیلم به عدم‌توانایی تصمیم‌گیریِ نیک‌نژاد درباره‌ی خطوط داستانی برمی‌گردد. آن‌چه از این داستان شلخته و سردرگم مستفاد می‌شود این است که او، براساس ایده‌ی محرکِ فیلم‌نامه‌اش (ورود مریم به جمع)، با ایده‌های مختلفی روبه‌رو بوده است که می‌توانسته با هر کدام داستان را پیش ببرد. ایده‌هایی که هر کدام به‌خودیِ‌خود می‌توانستند جالب باشند. مثلن اینکه هر سه پسرِجمع بخواهند به‌نوعی دلِ او را ببرند. فیلم اما از تعدد این ایده‌ها رنج می‌برد. دل‌بردن از مریم، رابطه‌ی پدر و پسر، مشکلات رفاقت بین عطا و مجتبی و حمید، رابطه‌ی عطا و آزاده، مشکلات خود مریم، رابطه‌ی عطا و مریم، رابطه‌ی عطا و همسایه‌اش (مانی حقیقی) و ... . این ایده‌ها هر یک نیاز به زمان و پرداخت بیش‌تری داشتند تا پخته شوند و برای مخاطب قابل‌قبول. درحالی‌که فیلم در حال حاضر ملغمه‌ای است از همه‌ی این ایده‌ها که هر کدام به‌صورتِ ناگهانی اتفاق می‌افتند و همین هم باعث می‌شود تا دیدن‌شان خنده‌آور باشد.صحنه‌ای که مجتبی به مریم اظهار تمایل می‌کند، در همین ساختار و به همین دلیل، به چیزی بی‌ربط و احمقانه تبدیل شده است که نه‌تنها داستان اصلی فیلم را جلو نمی‌برد، بلکه شاخ‌وبرگی اضافی و اذیت‌کننده است که فقط همه‌چیز را خراب‌تر می‌کند. یا دیالوگِ اگزجره‌ی «من شاشیدم تو این رفاقت»ی که عطا به مجتبی می‌گوید. به همین دلیل هم است که پایان‌بندی فیلم‌نامه تا این اندازه غیرقابل‌پذیرش است. کنشی باورناپذیر از طرف شخصیت حمید در دزدیدن پول‌ها و کنشی توجیه‌ناپذیر از مریم در همراه‌شدن با حمید.این وسط جزئیاتی هم وجود دارد که وخامت اوضاع را بیشتر می‌کنند. مثل دیالوگ‌های بی‌ربطی که در بسیاری از صحنه‌ها بین شخصیت‌ها اتفاق می‌افتد و به پیش‌بردنِ اهداف صحنه‌ها کمکی نمی‌کنند. یا جناغ‌شکستن آزاده و عطا که درواقع عنصری اضافی در فیلم است و هیچ‌کجا به هیچ کاری نمی‌آید.یا لحظه‌ی دعوای عطا و مجتبی، جایی که آزاده روی پشت‌بام می‌آید (درحالی‌که معلوم نیست چه‌جوری خود را از دستِ پلیس‌ها رها کرده است) و با عطا حرف می‌زند. بعد که پلیس‌ها روی پشت‌بام می‌آیند، چرا از تکان‌خوردنِ آب حوضچه یا دمپایی‌های روی آن یا حرف‌زدن‌های آزاده متوجه چیزی نمی‌شوند؟ دلیل‌ش واضح است. چون نیک‌نژاد یا خودش را به حماقت زده یا مخاطب را احمق فرض کرده و روایت‌ش را تا به این‌جا هم بر مبنای همین حماقت‌ها پیش برده است.در کارگردانی، بزرگ‌ترین مشکل فیلم این است که مدام بین منطق‌ و لحن رئالیستی و اکسپرسیونیستی (بیان‌گرایانه) در نوسان است ــ آن هم اکسپرسیونیسمی بسیار افراطی، شبیهِ آن‌چه که از بدترین فیلم‌های بالیوودی درخاطر داریم. پلان‌هایی در فیلم وجود دارند که کاملن با منطق بیان‌گرایانه اجرا شده‌اند. دو نمونه‌ی آن لحظه‌ای است که پدر چراغی شمعی روشن می‌کند. اجرای این پلانِ ساده، باتوجه‌به نور و حرکت دوربین و بازی بازیگر، کاملن بیان‌گرایانه است و در میان انبوهی از پلان‌های رئالیستی بسیار در ذوق می‌زند و خارج می‌ایستد. نمونه‌ی دیگر، که بیشتر مضحک است، لحظه‌ی مواجهه‌ی عطا و مریم است در زمانی‌که همسایه صورتِ عطا را به در کامیون کوبیده و بینی عطا درحالِ خون‌ریزی است. می‌شود نمونه‌های دیگری از این نوع اجرا را در پلان‌هایی دیگر هم ردیابی کرد. البته گرفتنِ این ایراد، در فیلمی که حتی نمی‌تواند فضاهایش را درست معرفی کند و در صحنه‌هایی خط فرضی را هم بی‌دلیل می‌شکند، شاید زیاده‌روی باشد.اشاره‌ای به بازیِ جواد عزتی هم دراین‌میان خالی از لطف نیست. بازی خسته‌کننده‌ای که می‌توان آن را در حداقل چهار فیلم و سریالِ دیگر هم از عزتی دقیقن به همین شکل و شمایل و با همین اجرا دید. ژستِ جوان خسته‌ای که تحت‌فشار و ذهن‌ش مدام درگیر است. چشم‌هایش را تنگ می‌کند و اخمی به ابروها و چینی به پیشانی‌اش می‌اندازد و به اطراف نگاه می‌کند. آقای عزتی، بس نیست!</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Sat, 17 Sep 2022 18:30:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پایان کار یاغی نزدیک شد!</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%BA%DB%8C-%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%AF-w3tyky0wuu0b</link>
                <description>محمد کارت با انتشار یک استوری به صورت رسمی از تعداد قسمت های سریال یاغی خبر داد. این سریال در قسمت بیستم به ایستگاه پایانی خواهد رسید. سریال یاغی از ۲۹ اردیبهشت ماه هر پنجشنبه در شبکه نمایش خانگی به انتشار رسیده است و ۳۱ شهریور ماه در قسمت بیستم به اتمام می رسد.این مجموعه در ابتدای پخش خود توانست در بین مخاطبان جای خود را پیدا کند و از پرطرفدارترین های نمایش خانگی شود. محمد کارت سریال یاغی را به عنوان اولین سریال در کارنامه هنری‌اش ساخت که به گفته منتقدان سینما، سریال یاغی کاملاً موفق است و آقای کارت مانند فیلم آخرش با نام شنای پروانه در این سریال هم موفق به جلب رضایت مخاطب شده است.پارسا پیروزفر، علی شادمان، طناز طباطبایی، امیر جعفری، مهدی حسینی‌نیا، نیکی کریمی، فرهاد اصلانی، آبان عسگری، مه‌لقا باقری، عباس جمشیدی‌فر، جواد خواجوی و الیکا ناصری از جمله بازیگران این سریال هستند.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Sun, 11 Sep 2022 14:45:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی دسته دختران</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-fhxuizikpdi5</link>
                <description>نقد و بررسی فیلم دسته دختران به کارگردانی منیر قیدی که از فیلم‌های حاضر در جشنواره فجر امسال است. اثری که با درام ضعیف و شخصیت‌های کمرنگش‌، جلوه‌های ویژه خوب و اکشن‌های جذاب جنگی‌اش را به حاشیه می‌راند.دسته دختران دومین اثر بلند سینمایی منیر قیدی، فیلمی در ژانر جنگی است که به‌خوبی توانسته از پس فرم و اجرا بربیاید اما با این حال اثری نیست که بتواند در حوزه‌ی این ژانر ماندگار باشد و در ذهن‌ها باقی بماند. این فیلم، اکشن جنگی خوبی دارد و در فضاسازی بسیار عالی عمل کرده است. نیکی کریمی که نقش یگانه فرمانده‌ی دسته دختران را ایفا می‌کند، یکی از بازی‌های نه‌چندان خوب خود را ارائه داده است که بیشتر از همه لهجه‌ی جنوبی پخته نشده‌اش تو ذوق می‌زند.این فیلم در کارگردانی، صداگذاری، جلوه‌های ویژه‌ی میدانی و بصری توانسته انتظارات یک مخاطب سینمای دفاع مقدس را برآورده سازد، به‌طوریکه بیننده کاملا می‌تواند خود را در آن فضا حس کرده و تاثیر بصری آن را بپذیرد. اما چیزیکه باعث عدم ماندگاری دسته‌ی دختران می‌شود، فیلمنامه‌ی ضعیف آن است که به‌طبع منجربه خلق یک پیرنگ نه‌چندان قدرتمندی شده که نمی‌تواند تماشاگر را تا پایان، همراه خود نگه دارد.در بحبوحه‌ی حمله‌ی عراق به خرمشهر و کمبود سلاح و مهمات، تعدادی زن گروهی را تشکیل می‌دهند تا خود را به دژ ارتش برسانند و از آنجا اسلحه و ادوات جنگی به داخل شهر بیاورند. جنگ همیشه ناگفته‌ها و زوایای تاریکتری نسبت به آنچه در آثار این ژانر دیده‌ایم داشته است، لایه‌هایی که در اکثریت فیلم‌های این گونه‌ی سینمایی نادیده گرفته شده‌اند. بیشتر فیلم‌های این گروه، گرفتار یک سری دوزی عجیب و تکراری هستند که مخاطب را به خط مقدم جبهه می‌برند و او را در نبردهای قهرمانانه و مرد محور شریک می‌کنند.در این آثار، زنان، مقاومت‌های آن‌ها و مصیبت‌هایی که برشان وارد شده بود معمولا نادیده گرفته می‌شدند و یا تصویر کمرنگی از آن‌ها وجود داشت. دسته‌ی دختران اثری است که از المان‌های سنتی این ژانر فاصله می‌گیرد و وارد لایه‌ی دیگری از جنگ می‌شود. زنان در محوریت اصلی این فیلم قرار دارند و مردان به‌نوعی نقش ضدقهرمان‌هایی را بازی می‌کنند که مانع از قهرمان‌گری این دسته‌ی نادیده در فیلم‌های دفاع مقدسی هستند. فیلم با محوریت چهار زن قصه‌ی خود را شکل می‌دهد، چهار قهرمان با خلق‌وخوی متفاوت که همانند مردان به‌دنبال اثرگذاری در جنگ هستند.چهار کارکتر زن قصه، به‌دنبال خلق پرداخت‌هایی دراماتیک و لایه‌مند از خود می‌روند که این تلاش‌ها با توجه به ضعف، در تولید اثری داستان‌محور کمرنگ می‌شود و به بن‌بست می‌رسد. دو شخصیت وجیهه و سیمین از متفاوت‌ترین کارکترهای دفاع مقدسی هستند که اگر در مسیر دراماتیک خود لایه‌های عمیق‌شان را وارد درام فیلم می‌کردند، هم ساختار درام شکل بهتری به خود می‌گرفت و هم اینکه ذهن مخاطب به تاثیرپذیری بیشتری می‌رسید. سیمین مثل بقیه موهایش رو نمی‌پوشاند، حرکاتش شبیه به دیگر زن‌های محجبه نیست. وجیهه نیز، هم دوست دارد سیگار بکشد و هم اینکه بقیه را امر به معروف می‌کند و سراغ نجسی نمی‌رود.اگر بخواهیم دیدی عمیق به شخصیت‌های قصه‌ی  دسته دختران داشته باشیم، نمی‌توانیم به آن‌ها در جایگاه قهرمانان آثار حماسی و دفاع‌ مقدسی نگاه کنیم، چراکه این شخصیت‌ها در مسیر عمل‌های قهرمانانه‌ی دراماتیک قرار نمی‌گیرند و کارگردان در درام کمرنگ خود، هرگز سعی نکرده آن‌ها را در ردای کهن‌الگوهای شخصیتی کنشگر قرار دهد. نیکی کریمی در دسته دختران دارای نقشی کاملا متفاوت نسبت آنچه که این روزها در سریال یاغی ایفا می‌کند دارد. از این رو آن‌ها به‌زودی از خاطر مخاطب می‌روند و تماشاگر بعد از دیدن فیلم چیزی از ۴ شخصیت زن دسته‌ی دختران در یادش نمی‌ماند. مخاطب معمولا در فیلم‌های جنگی، حماسی، اکشن و... به‌دنبال قهرمان است، قهرمانی که بتواند در ادبیات این فیلم‌ها تا مدت‌ها زندگی کند و هدف‌های مهمی را به سرانجام برساند. اما این ۴ زن نه تنها در مسیر هدف خود پررنگ نیستند بلکه تا دقیقه ۴۵ فیلم هم هنوز نمی‌دانند باید به‌سوی کدام سر منزل حرکت کنند.بزرگترین ضعف و ایراد دسته دختران را در فیلمنامه‌اش می‌توان جست‌‌وجو کرد. این فیلم با توجه به نوع ادبیات و جغرافیای شکل‌گیری خود نیازمند نقاط عطف و اوج بیشتری است که بتواند قصه‌ی حماسی خوبی را تعریف کند. گم بود هدف در قصه، مسئله‌ای است که تماشاگر را به‌شدت آزار می‌دهد. بیننده تا اواسط فیلم تنها ۴ شخصیت سرگردان را می‌بیند که در پیدا کردن هدف یکپارچه و منظم خود گم شده‌اند و یا حتی اصلا درباره‌ی آن، صحبت هم نمی‌کنند؛ زمانی هم که مقصد خود را پیدا می‌کنند و تصمیم می‌گیرند که به سمت دژ خرمشهر بروند، فیلمنامه آنقدر به اطرافش می‌چرخد و برای خودش جزئیات پررنگ جذب می‌کند که آوردن مهمات از دژ ارتش به حاشیه رانده می‌شود و ما فکرمان از مسیر اصلی به‌جای دیگری می‌رود.اکشن‌ها و صحنه‌های جنگی قدرتمند از درام پیشی گرفته‌اند. قصه پا‌به‌پای این گرافیک پرزرق‌و‌برق و انفجارهای عظیم نمی‌تواند حرکت کند و مخاطب تنها مجبور است که خودش را با جذابیت‌های بصری نمایش سرگرم کند و به‌دنبال مستندسازی‌های تصویری شده باشد. درواقع کارگردان می‌خواسته با فرم اثر خود ضعف‌های فیلمنامه‌ای را بپوشاند و اینگونه سنگینی کارش را به رخ بیننده بکشد که البته در جاهایی نیز موفق عمل کرده، چراکه تماشاگر بعد از پایان فیلم محال است این پروداکشن خوب جنگی را از یاد ببرد.علاوه بر فرم خوب دسته دختران، نگاه متفاوت فیلم به مقاومت ۳۴ روزه‌ی خرمشهر است که جلوه‌گری می‌کند. کارگردان به خط مقدم جبهه نمی‌رود و سعی ندارد که بیننده را مقابل نبردهای تن‌به‌تن قرار دهد. فیلم خودش را وارد موقعیت‌های پرالتهابی می‌کند، زمانیکه خرمشهر محاصره شده است و دارو و مهمات گیر نمی‌آید و مردم بی‌دفاع کشته شده، بی‌نام و نشان به خاک سپرده می‌شوند. این فیلم سعی دارد بی‌پرده از زاویه‌ای دیگر تماشاگرش را به جنگ نزدیک کند و مسائل کمتر پرداخت شده‌ی آن را به‌تصویر بکشد.ترس و وحشت مردم برای فرار از خرمشهر، کمبود نیرو، اسلحه و دارو، شهدای بی‌نام و نشان، خاکسپاری‌های بدون کفن و غیره قسمت‌های پرالتهاب و موقعیت‌های رئالی از فیلم‌اند که در کنار هدف اصلی قهرمان‌های داستان در اثر وجود دارند. تمهیدی که هم برگ برنده‌ای برای فیلم است و هم نقطه ضعف‌اش! چراکه ناخواسته مسیر انحراف فیلم و کارکترها را به‌وجود آورده، اتفاقی که ساختار را بهم ریخته است. دسته‌ی دختران ایده‌ی خوبی دارد، فکر اولیه‌ای که می‌خواهد ژانر دفاع مقدس را به موقعیت‌های رئال نزدیک‌تر کند و قهرمان‌هایی عادی‌تر بسازد، هدفی که در پرداخت شکست می‌خورد و بیننده را ناامید باز می‌گرداند که البته این رویکرد می‌تواند تحولی خوب برای این آثار باشد، تغییری که نیازمند پرداختی دغدغه‌مندانه‌تر است.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Sun, 14 Aug 2022 15:10:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی و بررسی خط فرضی</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AE%D8%B7-%D9%81%D8%B1%D8%B6%DB%8C-rq5fuo2rxwx6</link>
                <description>صمدی کارگردان جوانی است که آثار کوتاهش در جشنواره‌های مختلف بین‌المللی حضور داشته است. خط فرضی اولین اثر بلند صمدی است که در سی و نهمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.این فیلم در حضور بین‌المللی خود توانسته جایزه بهترین فیلم میتینگ پوینت فستیوال وایادولید اسپانیا را هم به دست آورد.قصه درباره زنی به نام سارا است که به همراه همسرش حامد و دختر خردسالشان به یک عروسی در شمال ایران دعوت‌شده‌اند، اما حامد به دلیل مشکلات کاری نمی‌تواند به این سفر برود و این سرآغاز اتفاقی است که زندگی سارا را دگرگون می‌کند. همان‌طور که از خلاصه فیلم برمی‌آید داستان اثر بسیار ساده و یک‌خطی است و این سادگی هم در فیلم‌نامه و هم کارگردانی اثر به چشم می‌خورد. اولین ساخته صمدی از همان دقایق اول گره‌های ساده‌ای برای تماشاگر ایجاد می‌کند و بلافاصله هم گره‌گشایی می‌کند و اجازه کنجکاوتر شدن مخاطب را نمی‌دهد و عملاً هیچ رودستی نمی‌تواند به مخاطب بزند. پیچش‌های داستانی که در فیلم به وجود می‌آیند دو حالت دارند: یا کاملاً قابل حدس هستند و یا کاملاً غیرمنطقی. فیلم آغاز درست و خوبی دارد اما با شروع سفر سارا با بازی سحر دولتشاهی روند فیلم به‌طورکلی تغیر می‌کند.اولین سئوالی که ممکن است ذهن مخاطب را درگیر کند نوع رابطه سارا و حامد با بازی پژمان جمشیدی است که چرا این دو تا این اندازه با یکدیگر غریبه و سرد هستند زیرا در ادامه این موضوع می‌تواند باعث طلاق آن دو شود ولی این اتفاق نمی‌افتد. جمشیدی برای اولین مرتبه در یک مجموعه خانگی به نام آفتاب پرست حضور پیدا کرده و با شمایل متفاوتی وارد این عرصه شده است. عدم ارتباط مناسب این دو شخصیت با یکدیگر مخاطب را زیاد درگیر روابط آن‌ها نمی‌کند زیرا کارگردان هیچ‌وجه اشتراکی میان آن‌ها برای تماشاگر خود قرار نداده است، حتی آن‌ها به‌سختی با یکدیگر حرف می‌زنند. جشن عروسی که در فیلم شاهدش هستیم هیچ شباهتی به یک عروسی واقعی ندارد اما این جزو اشکالات فیلم به‌حساب نمی‌آید مسئله بعدی حضور خانواده سارا در کنار اوست. آن‌ها بااینکه در کنار سارا هستند و این تصویر به ما نشان داده می‌شود اما حقیقتاً هیچ حسی از همراهی آن‌ها با شخصیت اصلی وجود ندارد. بعد از نقطه عطف داستان شخصیت سارا به‌طور کل محو می‌شود و خانواده او هم با گریه و صورت‌های غمبار او را همراهی می‌کنند.فیلم خط فرضی می‌خواهد از زنان و ترس‌هایشان بگوید و اینکه آن‌ها زیر سایه مردانشان گم می‌شوند صحبت کند. از مادری صحبت کند که با وجود غم‌های فراوان مجبور است جواب پس بدهد و کسی حال او را نمی‌پرسد؛ اما این موضوع به شکل عجیبی در داستان گم شده است. صمدی آن‌قدری که به غم از دست دادن رها توسط شخصیت‌ها توجه کرده به این مسئله اصلی توجه نکرده است. غم از دست دادن فرزند بسیار دردناک است اما چرا شخصیت سارا بعد از اتفاق تا این اندازه در خود فرو می‌رود و صمدی از طریق او پیام را به مخاطب خود نمی‌رساند؟خط فرضی داستان جدیدی برای ارائه ندارد زیرا ما در چند سال گذشته فیلم‌هایی با این مضمون زیاد دیده‌ایم. اما فرم و شکل او هم حاوی مسئله‌ای جدید نیست. آدم‌های اثر فرنوش صمدی انگار به‌زور در کنار یکدیگر قرارگرفته‌اند و عدم احساسات چیزی است که بیش از هر چیز در ذوق مخاطب می‌زند. بازی‌ها اما می‌تواند نقطه قوت فیلم به شمار بیاید؛ سحر دولتشاهی، آزیتا حاجیان، پژمان جمشیدی و حسن پورشیرازی بازی‌های تک و بی‌نظیری از خود ارائه نکرده‌اند اما در قد و قامت نقش هستند و از پس آن برآمده‌اند. صمدی خیلی بیشتر می‌توانست موضوع اصلی خود را بلد کند و با صدای بلندتری آن را به گوش مخاطبانش برساند اما متأسفانه در حد یک اثر کم قوت و در حد متوسط باقی‌مانده و فراتر نرفته است.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jul 2022 16:46:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل و بررسی ستاره بازی</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-pm8slj3ls7sm</link>
                <description>در سینمای سر تا پا اجتماعی‌شده‌ی ایران، پرداختن به سوژه‌های روانشناختی‌_جامعه‌شناختی‌ای همچون آسیب‌شناسی اعتیاد و کاوش در زمینه‌های پیدایش آن، دیگر از آن بداعت‌های دهه‌های پیشین و کارکردِ سینمایی قابل ‌توجه این سوژه‌ها برخوردار نیست. پیش‌تر و در فیلم‌های شاخصی از این دست -همچون گوزن‌ها، تاراج و خون‌بازی- فرم سینما، در نقش یک میانجی، گسستگی‌های روانیِ سوژه‌ها را از درگاه موضوع اعتیاد و در نسبت تنگاتنگ ِ با فرهنگ سنتی یا مدرن ایرانی به بازنمایی می‌نشست.فیلم ستاره‌بازی شمایلی از همین نقش‌آفرینی بینارشته‌ای‌_سینمایی را هویدا می‌‌سازد؛ هرچند با سوژه‌‌پردازیِ نخ‌نما، الکن و ضد مفاهیم اصیل غرب‌گرایی.خانواده‌ای ایرانی از بابت مشکلات مالی و فرهنگی متعدد، با دختر خردسال و بیمارشان ستاره به آمریکا مهاجرت کرده‌اند. با گذشت سال‌ها، ستاره‌ی ۲۰ ساله پس از طلاق پدر و مادرش به اعتیاد روی می‌آورد. همزمان ستاره و دوست صمیمی‌اش کایلا پس از بازگشت از یک پارتی شبانه، فردی را در تصادفی غیر منتظره زیر می‌گیرند‌ و از دست پلیس متواری می‌شوند.در مدرنیته حاکم بر عصر حاضر، آدم‌ها در عین این‌که از حیث جسمانی یا روانی منحصر‌ به‌ فرد محسوب می‌شوند و هرکدام از نوعی روایت منفرد از زندگی برخوردار هستند، اما همگی در متن زیست جهانی در پی فهم متقابل و ایجاد ارزش‌های مشترک‌اند. در واقع آدم‌ها به‌واسطه همین زندگی روزمره واجد نوعی درهم‌بافتگی ارگانیک با جهان اجتماعی می‌شوند. در‌ باب فهم عمیق این فرضیه باید گفت،تعاملات مرتبط با زندگی عینی در امر اجتماعی، نیازمند به‌کارگیری نوعی میانجی‌ است که خود رابطه‌ای ارگانیک با زمینه معیار را دارا باشد. این میانجی از منظر ابعاد فرهنگی_هنری در واقع همان “مدیوم سینما” است که فیلم سیاه‌نمای ستاره‌بازی و رویکرد ضد اجتماعی اش تماما علیه این تعامل ارگانیک زبان‌آوری می‌کند.چالش اصلی شخصیت‌‌ها در روایت، حول محور محتوای غرب‌زدگی و غرب‌گراییِ‌ نابخردانه پرداخت می‌شود؛ دو سکانس آغازین فیلم به خوبی گویای جهان‌بینی ضد ‌غرب یاغی فیلم هستند: دو سکانس، دو پیرنگ فرعی و یک درون‌مایه‌ی متقارن، که سکانس اول، فرهنگ مسموم و منحطِ جامعه‌ی غربی را در یک پارتی ِ شبانه به تصویر می‌کشد و سکانس قلاب آن به مصائب خانواده ایرانی در یافتن شغل، عدم برخورداری از خدمات بهداشت و درمانی، وجود پررنگ دغدغه‌های مالی یا حتی نژاد‌پرستی موجود در این جوامع می‌پردازد.این معضلات و چالش‌ها رفته‌رفته با حرکت خطی روایت فیلم و با وارد ساختن رویدادهای معتاد شدن ِستاره و طلاق والدین شکلی تماما نقادانه پیدا می‌کنند، به‌قدری که فیلم از قصه‌گویی و پیشبرد کارآمد درام سر باز می‌زند و به همان بیانیه‌های شعاری علیه فرهنگ و تمامیت غرب محدود می‌شود‌.خالی از لطف نیست که بگوییم ستاره‌بازی همان مسیر مندرس ملودرام‌های سیاه‌نما با ژستی نقادانه نسبت به آسیب‌شناسی کاستی‌های کشورهای غربی را طی می‌کند. سودازدگی، روان گسیختگی و سوء مصرف مخدر در کالبد ملودرامی از جنس زنِ ‌سقوط‌ کرده، شاکله اصلی ساختار روایی ستاره‌بازی است. تم و پرداخت‌های ضمنی فیلم هم بدون میانجی روایی خاصی و عاری از کاوش پر دامنه در شناخت سببیت‌های این سه اختلال محوری، صرفا از مطرح ساختنِ فلاکت، استیصال، درماندگی و ارزش‌های از دست‌ رفته انسانی روشن‌فکرنمایی می‌کند.افزون بر این آنچه از لحن فیلم حاصل می‌شود نوعی بازنمایی به ظاهر واقع‌گرایانه‌ است که حیات مبتنی بر احساس و فارغ از اندیشمندی را برآمده از نابخردی در روش یعنی عاملی به‌نام مهاجرت بر‌می‌شمارد. این رویکرد می‌تواند نوعی توجه به غرب به‌عنوان مآخذ اقتراح و فرآوری ایده ضد‌روشن‌فکرنمایی نسبت به جوامع مدرن هم باشد، که در نهایت دگرگونی فرهنگی روانشناختی را پیامد حقیقی اتکا بر این جوامع توسعه یافته به‌حساب می‌آوَرَد.در طول داستان و چالش‌های موجود بر سر راه پرسوناژ‌های فیلم، مضمون روایت بر واقعیات و عینیت‌ها به‌طریق مشاهده و لامسه یا همان تجربه‌گرایی تاکید می‌ورزد. در این راستا پرسوناژ محوری فیلم ستاره را دختر بیست ساله‌ای می‌بینیم که خود در مسیر همین تجربه و آزمون و خطا به دردِ از خود بیگانگی و گم‌گشتگی هویتی مبتلا شده. البته که شیوه توزیع چالش‌های داستانی بیشتر متوجه اطرافیان ستاره هست تا خود او! ضعف اساسی فیلم‌نامه هم در همین خلق نابخردانه شخصیت و موقعیت خلاصه می‌شود، قصه‌ای که نه کشمکش اخلاقی ایجاد می‌کند نه بر ایجاد تعلیق روی خوش نشان می‌دهد و نه حتی درک درستی از قرار دادن شخصیت‌ها، متناسب با اقتضای پرداخت‌هایشان در سیر توالی رویدادها را بلد است. ابعاد ضمنیِ روایت فیلم هم از همان حوالی یک‌سوم ابتدایی فیلم پوچی را به‌گونه‌ای نشان می‌دهد که فاقد برهان عقلی و واقعیات است، چرا که روایت تماما مصر بر بازنمایی مصائب و دردمندی‌هاست آن هم به نحوی که امر قطعی در شیوه زندگی غربی را انحطاط اخلاقی می‌داند.به همین سبب ابعاد درون‌مایه‌ای فیلم متوجه فرایندهای درونی شخصیت‌ها هم می‌شود. اما این نگاه روانکاوانه از نوع درونی‌اش، بیش از آنکه بر امیال، نیازها و نیز انگیزش شخصیت‌ تأکید کند صرفا بر حل مشکلات به‌صورت انفرادی و به دور از همان مقوله تعامل اجتماعی مانور می‌دهد.از طرفی در طول فیلم، عوامل بیرونی همچون جامعه و فرهنگ ناسازگار با درونیات کاراکترها‌، به مثابه همان رفتار عصیان‌گر طردشده‌ای به‌نام ستاره در نظر گرفته می‌‌شود.این‌چنین است که مانور بیش از حد تِم بر ابعاد منفی مخدر، طلاق و مقوله مهاجرت عملا کشمکش اصلی روایت را از حالت بیرونی به حالت درونی تبدیل می‌کند بی‌آنکه درگیر شدن شخصیت محوری (ستاره) در موقعیت‌های متزلزل با انتظارات مخاطب از درام به‌درستی همراه گردد.از این‌ها که بگذریم، فرم روایت در میان رفت و برگشت‌های بی‌مایه داستانی بین دو یا چند موتیف دنبال می‌شود. مابقی داستان هم شامل رویدادهای نابخردانه و پر تشویش مرتبط با ستاره می‌شود. بماند که راوی همین چند قلم رویداد تکراری و فاقد کشش، خود پرسوناژ محوری و روایت‌ بر روی طنین‌های غیر داستان‌گویی است که بود و نبودشان اصلا تفاوتی در پیشبرد روایت فیلم ایجاد نمی‌کنند. به‌غیر از این مورد، در طول فیلم جامعه‌ای بحران‌زده‌ و آدم‌هایی را می‌بینیم که مدام دچار ضعف اراده در کنترل تکرار اعمال و اشتباهات خود می‌شوند، در امروز پریشان خود فردای مطلوبی نمی‌بینند و در برابر واقعیت اعمالشان تسلیم نیستند. ماجرای فراری شدن ستاره و دوست صمیمی‌اش کایلا از بابت مساله تصادف و یا روایت زندگی همسایه دیواربه‌دیوار پدر ستاره، همگی در همین حلقه تکرار شونده فرم جای ‌می‌گیرند. این پرداخت‌ها عملا فرم فیلم را به شیوه‌ای خطی و قابل حدس عرضه می‌کنند، عناصر دراماتیک روایی را به حداقل می‌رسانند و در نهایت هم تزریق وجوه همذات پنداری با کاراکترها را مختل می‌سازند. ستاره اصلا شخصیتی نیست که با او همذات‌پنداری شود، نه خودش و نه حتی خانواده و اطرافیان آسیب ‌دیده از مساله اعتیاد اوست.در واقع با وجود این‌که فیلم از سرگذشت یک شخصیت حقیقی معتاد و به تصویر کشیدن آسیب‌های مقوله اعتیاد او پدید آمده، اما اصلا بازنمایی صحیح و قابل‌باوری از این مقوله را ارائه نمی‌دهد. ‌بدیهی است که یک فرد معتاد، به زندگی تمام اعضایِ خانواده و دیگر وجوه روانی و مادی آنها آسیب می‌رسانَد، به‌نحوی‌که رفته‌رفته اعضای خانواده برای ادامه حیات محکوم به ایجاد تغییرات رفتاری در زندگی خود هستند تا بلکه با اثرات ویرانگر اعتیاد کنار بیایند و برای اصلاح آن چاره‌ای بیندیشند. حال آن‌که در طول روایت و با ازدواج مجدد پرسوناژ مادر پس از طلاق و یا درگیری‌های شغلی پدر ستاره، انگار اصلا مادری وجود نداشته که بخواهد آسیبی را متحمل شود. در مقابل، واکنش پدر ستاره نسبت به مقوله اعتیاد دخترش به مخدر هم به جز چندین عمل پرخاشگرایانه و محدودساز، اصلا کارکرد واقع‌گرایانه و معقولی را نشان نمی‌دهد. البته که بخش عمده این کاستی‌ها به شخصیت‌پردازی مینیمال و ناقص فیلم‌نامه مربوط خواهد شد.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Sun, 24 Jul 2022 19:39:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل و بررسی بی مادر</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-erwxbwpjwpt4</link>
                <description>بی مادر ساخته مرتضی فاطمی از آثار حاضر در جشنواره فجر امسال است. اثری که در پس پیرنگ آشفته‌ی خود به شخصیت‌هایی فاقد شناسنامه می‌رسد و در غیرداراماتیک‌ترین شکل ممکن روایت را پیش برد.فیلم بی مادر به اولین تجربه‌ی کارگردانی مرتضی فاطمی و تهیه‌کنندگی علی اوجی دنباله‌ی آثار بی‌فیلمنامه‌ی این دوره از جشنواره‌ی فیلم فجر است. اثری که علاوه‌بر فیلمنامه‌ی ناقص خود اجرای خوبی هم ندارد و در بازیگری لنگ می‌زند. یک نمایش تکراری که رونوشتی از فیلم‌ها و سریال‌هایی است که سرکی به قشر فلک‌زده‌ی جامعه می‌زند و آن‌ها را در تقاطع با طبقه‌ی مرفه قرار می‌دهد. در بی‌مادر همه چیز روی دور تکرار است و پیرنگ در دل روایت آنقدر ضعیف جای گرفته که مخاطب خودش را در میان کشمکشی کمرنگ و غیردراماتیک، گم می‌بیند. درواقع مسائل اصلی و آن گره‌هایی که قرار بودند، شالوده‌ی اصلی فیلم را به‌وجود بیاورند و در بستر آن‌ها تماشاگر بتواند شاهد قصه‌ای جذاب و کشش‌مند باشد، بسیار سطحی و دم‌دستی مطرح می‌شوند و پایان می‌پذیرند.مخاطب هنگام تماشای اثر باید از میان بسیاری گفته‌های خام و ناپخته به‌دنبال اصل مطلب بی‌مادر بگردد و از بازی‌های ضعیف و غیرقابل‌باور بازیگران که نشات گرفته از فیلمنامه‌ی پرداخت نشده‌ی آن است به‌نحوی چشم‌پوشی کند تا بتواند تا پایان اثر در سینما بماند.دو دکتر (مرجان و امیرعلی) که بچه‌دار نمی‌شوند، برای اجاره‌ی رحم به‌سراغ زنی (مهروز) می‌روند که پسرش در نوبت پیوند کلیه قرار دارد. مرجان که متخصص زنان یک بیمارستان است، قبول می‌کند هزینه‌های عمل فرزند مهروز را بپردازد تا او از نظر روانی برای بارداری آمادگی لازم را داشته باشد. فیلم داستان زندگی این ۳ نفر را درکنار هم قرار می‌دهد و با اتفاقاتی نه‌چندان پررنگ در میان آن‌ها روایت خود را پیش می‌گیرد. مشکل اصلی این اثر، فیلمنامه‌ی آن است. قصه‌ای که گره‌افکنی می‌کند، بحران می‌سازد اما هنگام بسط و گسترش‌شان درجا می‌زند و به ساده‌ترین شکل ممکن از آن‌ها رد می‌شود. در این وضعیت مخاطب در میان داستانی بدون افت‌و‌خیزهای دراماتیکی گیر می‌کند و شاهد اثری خواهد بود که شخصیت‌ها و آدم‌هایش در سطحی‌ترین وضعیت پرداختی، پیرنگی تهی را به‌جلو می‌برند.فیلم دارای سه پتانسیل اساسی و خوب برای به‌حداکثر رساندن وضعیت دراماتیکی فیلم است. عطف‌ها، گره‌ها و بکگراندهای کارکتری که می‌توانستند، اثر را نجات داده و عمقی قصه‌پردازانه برای ارائه داشته باشند. مهروز و از دست دادن فرزندش، امیرعلی، اتفاقات و روابط خون سرد بین‌شان، کلیدهای ساختاری و روایی بی‌مادر بودند که طبق فیلمنامه، گره‌ها و بحران‌ها را هدایت می‌کردند اما این گزینه‌ها به‌دلیل کمرنگ پیش‌‌رفتن و پرداخت شلخته‌وار هنگام بسط، به کمترین میزان تاثیرگذاری خود رسیدند و کل قصه با اصطکاکی زیاد با تماشاگر به پایان خودش رسید.این اثر به‌دنبال مادرانگی است اما در کمرنگ‌ترین قسمت داستان و زیر سایه‌ی شلوغی فیلمنامه، خودش را نشان می‌دهد. در نقطه عطفی که عرفان زیر عمل پیوند کلیه می‌میرد، فیلم با سطحی کردن این اتفاق شانس بزرگ خود را برای نمایان کردن محتوا از بین می‌برد. در این سکانس مهروز فرزندش را از دست داده و حالا بچه‌ی دو نفر دیگر را در شکم دارد، این اتفاق می‌توانست بسیار دراماتیک‌تر و کنش‌گرانه‌تر برای مخاطب جا بیفتد، چراکه یکی از پتانسیل‌دارترین اتفاقات قصه است. فیلمی که می‌خواهد به حس مادرانگی برسد، شخصیت مادر داستان‌اش را یکبار بر مزار فرزندش می‌برد و بار دیگر حس بارداری را به او می‌چشاند.اما چقدر مهروز در میان این کشمکش قرار می‌گیرد؟ آیا او آنگونه که فیلمنامه می‌خواهد فرزند مرجان را جایگزین عرفان می‌بیند؟ آیا مهروز باتوجه‌به حالت روحی‌اش بر سر تصاحب این جنین میجنگد؟ متاسفانه این کشمکش‌ها در فیلم زیاد دوام نمی‌آورند و خیلی کمرنگ خود را نشان می‌دهند تا جائیکه بیننده کش‌وقوس‌های پراستخوان‌دارترین هدف اثر را از دست می‌دهد. به بیان دیگر عرفان باید بمیرد تا مادرانگی بی‌مادر زنده شود و مهروز در کش‌وتاب این حس قصه را جلو ببرد، البته همه‌ی این‌ها در حد ایده باقی می‌مانند و تنها واکنش‌های او به پاره کردن برگه‌ی سونوگرافی و گوش دادن به ضربان قلب جنین خلاصه می‌شود.ارتباط بین مهروز و امیرعلی دیگر کشمکش فیلم است که پتانسیل‌اش برای جذاب کردن اثر بی‌نتیجه می‌ماند. روابطی که حسادت مرجان را برانگیخته اما در چند سکانس نه‌چندان قدرتمند خلاصه می‌شود و رنگ می‌بازد. ارتباط این دو نفر با یکدیگر رابطه‌ای بی‌سر‌و‌ته است و در میانه و کشاکش دوست داشتن و احترام لنگ می‌زند، نه آنقدر این دو به یکدیگر نزدیک می‌شوند که به آن‌ها برچسب عشق را بزنیم و نه آنقدر نسبت به یکدیگر بی‌تفاوت هستند که بتوان گفت، امیرعلی صرفا نگران وضعیت مهروز است. مخاطب نمی‌تواند پی به هدف اشارات بین این دو نفر ببرد و کم‌کم متوجه خواهد شد که هرچه بین این دو بوده در راستای گسترش پیرنگ عمل نکرده است. کارگردان گویا نمی‌دانسته که چگونه تکلیف بین این دو نفر را مشخص کند و جهتی متناسب باتوجه‌به هدف فیلمنامه به وضعیت آن‌ها بدهد.نکته دیگر در پرداخت شخصیتی امیرعلی است. او روانکاوی حرفه‌ایست که به‌خاطر اجاره‌ی رحم مهروز زندگی‌اش دچار افت‌‌وخیزهایی می‌شود. روانکاو بودن این کارکتر در حیطه‌ی ایده‌ی اثر همچون بمبی بحران‌ساز و دراماتیک است که می‌توانست امیرعلی را در کشاکشی عمیق در دل روایت قرار دهد که متاسفانه تنها در حد فکر اولیه‌ای باقی ماند و نتوانست به پرداختی منسجم و قابل اتکا برسد. اینقدر حرفه‌ی او در دل پیرنگ کمرنگ حرکت می‌کند که تماشاگر با خودش می‌پرسد، اصلا علت روانکاو بودن امیرعلی در بی‌مادر چیست؟ چرا فیلم به این بُعد از کارکتر و تقاطع‌اش با بحران پیش روی زندگی‌اش نمی‌پردازد و به عمق این کشمکش‌ها نمی‌رود؟ وقتیکه درام شخصیتی با حرفه‌ای خاص را در دل خود قرار می‌دهد، پیرنگ و قصه می‌طلبد که گره‌های افتاده شده در فیلم با این شخص مرتبط شده و انفجاری دراماتیک‌وار را رقم بزند، تمهیدی که در نمایش بی‌مادر اصلا به چشم نمی‌خورد، تا جائیکه امیرعلی می‌توانست هر شغل دیگری را داشته باشد و هر جهان‌بینی خاصی را دنبال کند.جمشیدی دایی دیگری در جشنواره‌ی فجر امسال است. او در نقشی بسیار جدی، هم، وزن اضافه کرده و هم اینکه شکم‌بند پروتزی‌اش گاه‌به‌گاه مشخص می‌شود. جمشیدی نهایت تلاش خود را برای به ثمر نشاندن این نقش انجام می‌دهد و لایه‌های دیگری از توانمندی خود را که تاکنون رو نکرده بود برای بی‌مادر به‌تصویر می‌کشد. کارکتر جمشیدی از نوع تیپ‌های سردرگمی است که کارگردان نمی‌داند چگونه این نقش ساخته شده را در بستر درام به حرکت بیندازد. نقش او کمکی به پیشبرد قصه نمی‌کند و ما تنها شاهد شخصیتی غیرتی و عصبانی هستیم که یکبار پول می‌گیرد و بار دیگر با داد و هوارهایش بیمارستان را روی سرش می‌گذارد.قصد از خلق کارکتر دایی معلوم نیست؛ تا جائیکه او برای تماشاگر شبیه یک چاشنی و زنگ تفریحی برای خنده‌ی بی‌مورد‌اش است. این شخصیت همانند رابطه‌ی مهروز و امیرعلی، بلاتکلیف در میان فیلم گم شده است و حتی نمی‌توان از آن به‌عنوان یک ایده‌ی کارکتری نام برد. او حتی نه بکگراند مناسبی دارد و نه زندگی‌نامه‌ای معلوم و منسجم که بتوان از او انتظاراتی متناسب با هدف درام داشت. فیلم بی‌مادر تنها ایده‌ایست که درجا زده و ساختاری درهم را ارائه می‌کند، اثری که نه تکلیفش با شخصیت‌ها و آدم‌هایش مشخص است و نه قصه‌ای که بتواند مخاطب را به‌دنبال جذابیت‌هایش سوق دهد.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Mon, 18 Jul 2022 17:03:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل و بررسی بی رویا</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7-ymgomoyzojhs</link>
                <description>فیلم بی رویا اولین ساخته آرین وزیر دفتری، یکی از آثار حاضر در جشنواره‌ی فجر امسال است که در ادامه نگاهی به این فیلم خواهیم داشت.فیلم بی‌رویا اولین ساخته‌ی بلند آرین وزیر دفتری است که به تهیه کنندگی هومن سیدی و سعید سعدی در جشنواره‌ی فجر امسال حضور دارد. این اثر قصه‌ای رازآلود و تعلیق‌گون را در خودش جای داده و سعی بسیاری می‌کند که مخاطب را تا پایان نمایش به‌دنبال خود بکشاند. طناز طباطبایی و صابر ابر که از نقش‌های اصلی داستان هستند، یکی از بدترین تا میانه‌ترین بازی‌های کارنامه‌ی خود را در بی‌رویا ارائه داده‌اند. بی‌رویا، فیلمی است که در ایده اولیه خود مانده است و تلاش‌های بسیارش برای رسیدن به قصه‌ای استخوان‌دار، زیاد نتیجه بخش نیست.داستان این فیلم در فضایی وهم‌آلود و مالیخولیایی می‌گذرد و تجربه‌ی کم سازندگان آن در پرداخت و نوع روایت‌ اثر کاملا به چشم می‌آید. فیلم بی‌رویا، همچون شخصیت اول قصه‌اش با یک سردرگمی و ضعفی نمایان در ساختارش مواجه است که این ضعف عدم تاثیرپذیری بیننده از فیلم را به‌دنبال دارد و مخاطب برای برقراری ارتباط با نمایش دچار مشکل می‌شود. بی‌رویا، دوست دارد که متفاوت باشد و خودش را به شیوه‌ی متفاوت‌تری ارائه کند که البته در این پیچ‌وتاب سهم‌اش پرداختی خام است.رویا (طناز طبابایی) و بابک (صابر ابر) در بحبوحه‌ی مهاجرتشان با دختری مرموز به‌نام زیبا (شادی کرم‌رودی) آشنا می‌شوند. این آشنایی و اتفاقات بعد از آن، داستان فیلم را رقم می‌زند و اسراری را درباره‌ی رویا برملا می‌سازد، رازهایی که باعث می‌شود شخصیت‌های ماجرا، جایشان با یکدیگر عوض شود. بی‌رویا به‌دنبال هویت آدم‌هاست و شخصیت‌هایش به گذشته‌ای فکر می‌کنند که از آن آمده‌اند و آینده‌ای که می‌خواهند بدان پای بگذارند؛ چنانچه در جایی رویا از زیبا می‌پرسد، برای خودت سؤال نیست که کی بودی؟ و چی بودی؟ و جایی هم زیبا به رویا می‌گوید که اگه آدم‌ گذشته‌شو فراموش کنه بازم همون آدمه؟ وقتی هم که رویا و بابک بر سر مسئله‌ی مهاجرت بحث‌شان می‌شود، رویا هویت خودش را پیش می‌کشد و از اینکه قرار است همه‌ی زندگی‌اش را اینجا بگذارد و برود گله می‌کند.بی‌رویا در جست‌وجوی اثر انگشتی است که زندگی آدم‌ها از خود به‌جای می‌گذارند و شخصیت‌هایش در جهت کندوکاو این مسئله پیش می‌روند. فیلم برای اینکه بتواند مسئله‌ی هویت را در قالب یک قصه دربیاورد به‌سراغ مسائل روانشناختی می‌رود و از در اختلال اسکیزوفرنیا ورود می‌کند. یک بیماری روانی که فرد را در مسیر توهم و بیگانگی از خود قرار می‌دهد. ایده و فکر اولیه‌ی فیلم تکراری است و از طرفی دیگر هم به پرداختی تکراری‌تر رسیده است. بی‌رویا در تعریف قصه‌ی شخصیت‌ها مشکل دارد و در همان چند خطی ابتدای خودش می‌ماند.کارکتر رویا با بازی طناز طباطبایی که در سریال یاغی نیز هنرنمایی میکند، آدمی است که دو زندگی را تجربه می‌کند و به دو هویت متفاوت می‌رسد اما تمام این تجربیاتی که او از سر می‌گذراند، صرفا اتفاقاتی است که در حیطه‌ی این تجربه‌ی ذهنی برای افراد دچار این آسیب رخ می‌دهد و چیزی دراماتیک که در راستای تعریف و قصه‌پردازی سینمایی باشد مخاطب را متوجه خود نمی‌کند. بیننده در بیشتر لحظات فیلم مشغول دنبال کردن هیجانات و توهمات شخصیت است و جز این نمی‌تواند داستانی برای پیگیری بیابد.درواقع بی‌رویا دوست دارد که مخاطب‌اش را بازی دهد و به او هرجوری شده بفهماند که حرف‌های گنده‌ای برای گفتن دارد. فیلم برای رسیدن به این هدف از تعلیق‌ها و اضطراب‌های گوناگون استفاده می‌کند، تعلیقی که از دل پیرنگ و قصه نمی‌آید بلکه هرچه که است مربوط‌به بُعدی از توهمات شخصیت رویاست که به درون فیلم تزریق شده است. تعلیق بدون پشتوانه‌ی اثر، درست است که تا انتهای پرده‌ی اول فیلم، مخاطب را تشنه و هیجان‌زده به‌دنبال خودش می‌کشد اما رفته‌رفته رنگ می‌بازد و بیننده را دلسرد می‌کند چراکه این تعلیق مبنایی قدرتمند ندارد و حس بازی خوردن را در انتها به تماشاگر القا می‌کند.در آثار روانشناختی، بیننده خودش را باید در بستر یک پیرنگ سینمایی ببیند و بعد از آن با بُعد روان‌گون اثر آشنا شود اما در این فیلم، پیرنگ گم شده است و مخاطب صرفا با یک کابوس بی‌سروتهی همراه است که نه ابتدا دارد و نه پایان و نه روابط علت‌معلولی که بتواند او را دلگرم به منطق سینمایی کند. فیلم با شروع خوبی مخاطب را غافلگیر می‌کند و تا زمانیکه رویا برای عمل‌ چشم‌اش در بیمارستان بستری می‌شود، همه چیز از زیرژانر معمایی بهره می‌گیرد و مخاطب خودش را در میان داستان رمزآلودی می‌بیند که هر طور شده باید سر از رازهایش دربیاورد و پی به هویت زیبا و اتفاقات رخ داده ببرد. اما از نیمه‌های فیلم به بعد اثر تبدیل به دو تکه می‌شود و مخاطب با خودش فکر می‌کند که آیا همچنان مشغول تماشای بی‌رویاست یا نه؟ چراکه فیلم بدون هیچ بکگراند داستانی یا زمینه‌چینی مناسبی تبدیل به اثری مالیخولیایی می‌شود.اتفاقاتی که ردی از خود در نیمه‌ی اول داستان به‌جای نگذاشته‌اند و قصدشان تنها غافلگیری‌های غیردراماتیک تماشاگر است. از این سکانس‌ها به بعد همه چیز رنگ می‌بازد و مخاطب درگیر هیجاناتی تهی و کاذب می‌شود و تنها شخصیتی را می‌بیند که مداوم در حال شلوغ کردن و دنبال کردن ذهنیات خودش است. اینجا همان قسمتی است که قصه و پیرنگ به زیر سایه‌ی فضای غیرپرداخت شده‌ی مالیخولیایی می‌روند و تماشاگر با خودش فکر می‌کند که اثر، دو کارگردان متفاوت برای ارائه و پرداخت داشته است. بزرگ‌ترین ضعف و ایراد فیلم زمانی رخ می‌دهد که اثر، تغییری در مسیرش ایجاد می‌کند و به یکباره سر از توهمات رویا درمی‌آورد، درست در همین زمان است که بی‌رویا دیگر نمی‌تواند از بُعد معمایی، خودش را ادامه دهد. اتفاقی که اگر با عمق درست‌تر و پرداخت بهتری صورت می‌گرفت، فیلم می‌توانست همچنان به‌خوبی نیمه‌ی اولش پیش برود. به بیان دیگر عدم درهم‌تنیدگی مناسب المان‌های معمایی و روانگسیختگی، پاشنه آشیل فیلم است که ساختار را بهم می‌ریزد و مخاطب را ناامید می‌کند.از طرفی دیگر اگر بخواهیم از بُعد روانشناختی به اثر نزدیک شویم و در جست‌وجوی المان‌های این زیرژانر در فیلم باشیم، عملا نمی‌توانیم همچون آثار بزرگ روانشناسانه به آن نگاه کنیم. فیلم بی‌رویا تا وقتیکه پرده‌ی سینما بالا نیامده، نشانی از بیماری اسکیزوفرنی یا هر اختلال روانی دیگری را برای مخاطب کد گذاری نمی‌کند، درواقع سازندگان به‌جای اینکه دیدگاه روانشناسانه‌ی خود را به‌طرزی تصویری شده و دراماتیک در دل فیلم و ساختار بتنند، به یک نوشته در آخر فیلم بسنده می‌کنند و جواب سوالات تماشاگر را به راحت‌ترین شکل ممکن می‌دهند.باتوجه به اینکه فیلم نمایشی نسبتا کم بازیگر و با تمرکز بر سه شخصیت است، مخاطب نیاز دارد که لایه‌های بیشتری از این کارکترها برایش باز شود و به ابعاد پیچیده‌تری از آن‌ها دسترسی پیدا کند. مثلا کارکتر پُرتنش رویا که به‌عنوان شخصیت کلیدیِ دچارِ اختلال، در قصه حضور دارد، به‌جای اینکه از بُعد روانی پرداخت شود و المان‌های عمیق و بکگراندداری از او به بیننده نشان داده شود، تنها به خصوصیاتی سطحی از او اکتفا می‌شود، خصیصه‌هایی که همه‌ی ما از آن‌ها اطلاع داریم. درواقع مخاطب نیاز داشت که توهمات و گمشدگی هویت رویا در قالب این اختلال روانی به شیوه‌ی عمیق‌تر، سینمایی‌تر و علمی‌تری برایش به‌تصویر کشیده می‌شد.فیلم بی‌رویا تا به اینجا در میان آثار این روزهای جشنواره، نمایشی خاص‌تر است، چراکه جسارت این‌ را داشته تا از ژانر اجتماعی فاصله بگیرد و دنیا و قصه‌ای متفاوت‌تر را پی ریزی کنند.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Tue, 12 Jul 2022 20:56:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی فیلم برادران لیلا اثر سعید روستایی</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-ktsden7fumml</link>
                <description>برادران لیلا جدیدترین اثر سعید روستایی کارگردان ایرانی است که امسال در جشنواره فیلم کن ۲۰۲۲ شرکت کرده و در بخش مسابقه به نمایش درآمده است.فیلم برادران لیلا با بازی ترانه علیدوستی در نقش لیلا همراه بوده که زنی ۴۰ ساله است که تمام زندگی‌اش را صرف مراقبت از والدین و برادرانش کرده است. خانواده‌ی لیلا تحت فشار شدید اقتصادی‌اند و او در همین شرایط نقشه‌ای می‌کشد تا شرایط خانواده تغییر کند.فیلم سینمایی برادران لیلا علاوه بر ترانه علیدوستی در نقش لیلا، نوید محمدزاده، پیمان معادی، فرهاد اصلانی و محمد علی محمدی را در نقش برادران لیلا و سعید پورصمیمی را در نقش اسماعیل، پدر لیلا به خدمت گرفته است.سعید روستایی کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی است که در رشته سینما تحصیل کرده و با اولین فیلم داستانی بلندش «ابد و یک روز» که سال ۱۳۹۴ اکران شد به شهرت رسید. او پس از این فیلم تا امروز دو اثر دیگر یعنی «متری شیش و نیم» و «برادران لیلا» را جلوی دوربین برده است. نام روستایی به عنوان فیلم‌نامه‌نویس فیلم سینمایی «سد معبر» هم به چشم می‌خورد که توسط محسن قرایی کارگردانی شده است.«برادران لیلا» طی هفته‌های جاری و اکران در جشنواره کن در جلب نظر منتقدان انگلیسی‌زبان عملکرد موفقی داشته است. ۱۰ نقدی که این گروه از منتقدان به رشته تحریر درآورده‌اند و وبسایت راتن تومینوز آن‌ها را گردآورده حاکی از رضایت ۹۰ درصدی آن‎ها است. بررسی ۵ نقدی که در وبسایت متاکریتک جمع‌آوری شده هم نشان می‌دهد هر ۵ نقد مثبت بوده و نمره متای ۸۷ از ۱۰۰ را برای فیلم به ثبت رسانده است. مهدی حسینی نیا در نقش امیر بسیار درخشید و همچنین در سریال یاغی با نقش رحمان مورد توجه منتقدان قرار گرفت.«برادران لیلا» اما از نگاه منتقدان مجله فیلم اسکرین درخشش چندانی نداشت و منتقدان این مجله به شکل متوسط برای این اثر سینمایی امتیاز ۲.۳ از ۴ را مناسب دانستند. امتیاز مذکور با چهار ستاره از سوی یکی از منتقدین و یک ستاره از سوی دو تن از منتقدین رقم خورد در حالی که باقی آن‌ها نگاه میانه‌تری به فیلم داشتند.در فیلم «برادران لیلا» یک خانواده ایرانی که زمانی مغرور و پرافتخار بوده و اکنون رقت‌انگیز است، در آستانه نابودی قرار گرفته اما توسط خواهر بااعتمادبه‌نفس خانواده که از تکیه بر مردان برای تصمیم‌گیری درباره سرنوشتش خسته شده، از سقوط در امان می‌ماند.تردیدی نیست که ترانه علیدوستی بازیگر نقش لیلا و بازیگر زن نقش اصلی فیلم «فروشنده» بر کل مردان فیلم سایه افکنده اما از زاویه دیگر همین نکته یک وجه تراژیک در فیلم سه‌ساعته و رمان‌گونه سعید روستایی را آشکار می‌کند؛ کارگردانی که برای اولین‌بار فیلمی در بخش مسابقه کن دارد.برخی از مخاطبان البته ممکن است روستایی را از یک پرتره پرتلاطم خانوادگی دیگر به نام «ابد و یک روز» به خاطر بیاورند. اگر چه تریلر پلیسی فوق‌العاده او یعنی «متری شیش و نیم»، نزدیک‌ترین محصول سینمای ایران به فیلم «ارتباط فرانسوی» هنوز در ایالات متحده اکران نشده است اما همین فیلم بود که توجه مرا معطوف به این کارگردان کرد.سبک روستایی که پر از دیالوگ‌های درهم، موقعیت‌های اجتماعی خفقان‌آور و تغییر زاویه دید است، انحراف کاملی نسبت به فیلم‌های سرراست و متمرکز ایرانی به حساب می‌آید که تا کنون به بازار جهانی راه یافته‌اند؛ چه داستان‌های افسانه‌مانند مجیدی و چه درام‌های صمیمانه فرهادی به دلیل سادگی نسبی‌شان برای مصرف بین‌المللی مناسب‌اند. فیلمی مانند «برادران لیلا» اما در مقایسه می‌تواند کاملا آزاردهنده باشد چرا که فشار جامعه ایران را به تماشاگرش منتقل می‌کند بی‌آنکه زمینه لازم را برای چنین امری فراهم کرده باشد.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Fri, 08 Jul 2022 15:43:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی رمان سالتو</title>
                <link>https://virgool.io/@sarzaminajayebb/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%88-xcnyo6tcplsa</link>
                <description>رمان سالتو نوشته مهدی افروزمنش است که در ادامه مطلب قصد معرفی این کتاب محبوب را داریم. این کتاب با خطی جدا از موج داستان‌نویسی ایران که به سراغ طبقهٔ متوسط می‌رود، طبقهٔ حاشیه و فرودست را هدف قرار داده است. داستان کتاب سالتو پیرامون پسری شانزده‌ساله و علاقه‌مند به کشتی می‌گذرد.روایت این رمان درباره سیاوش پسر جوان شانزده‌ساله‌ای است که به کشتی‌گرفتن علاقه دارد. او با نادر و سیا آشنا می‌شود که هردو کشتی می‌گیرند. نادر و سیا متوجه استعداد سیاوش می‌شوند و تصمیم می‌گیرند به او کمک کنند. سیاوش خودش را اهل جایی به اسم جزیره معرفی می‌کند. در طول داستان متوجه می‌شویم این جزیره جایی خارج از تهران نیست؛ بلکه منطقه‌ای دورافتاده در جنوب شهر و اطراف خط راه‌آهن است.جزیره دنیای سیاهی است که بزرگ‌ترین خلاف‌ها آنجا شکل می‌گیرد. نادر و سیا به ظاهر می‌خواهند به سیاوش کمک کنند؛ اما هرکدام اهداف خودشان را دارند. این کتاب به حاشیه‌ٔ فراموش‌شدهٔ تهران نگاهی می‌اندازد؛ آدم‌هایی که زندگی تغییرشان داده است و به آن‌ها یاد داده مبارزه کنند. داستان با توانایی سیاوش در کشتی شروع می‌شود و با یاد پدرش ادامه پیدا می‌کند. فقری که از نسل قبل به سیاوش رسیده، در کفش‌های پاره‌اش خودش را نشان می‌دهد؛ اما سیاوش می‌خواهد تغییر کند؛ ولی نمی‌داند برای تغییر، آدم‌های اشتباهی سراغش آمده‌اند.زبان داستان روان است و مهدی افروزمنش تا توانسته به ادبیات اصیل حاشیه‌ٔ شهر نزدیک شده است. خواندن کتاب سالتو تصویری تازه در ذهن مخاطب می‌سازد که پیش از آن تجربه‌ای از آن نداشته است و یا در فیلم‌ها دیده است.این کتاب را به کسانی که با علاقه‌ ادبیات داستانی معاصر ایران را پیگیری می‌کنند پیشنهاد می‌کنیم. همچنین دوستداران سریال یاغی می‌توانند این رمان هیجان‌انگیز را همزمان با دیدن سریال بخوانند.نویسنده رمان سالتو، مهدی افروزمنش متولد ۱۳۵۷ تهران است. او قبل از آنکه در جایگاه یک نویسندهٔ کارکشته شناخته شود، خبرنگار حرفه‌ای و طراز اولی بوده است. در سابقۀ فعالیت‌های مطبوعاتی‌اش، دبیر اجتماعی روزنامه‌های شرق، اعتماد، بهار، شهروند و فرهیختگان به چشم می‌خورد. مهدی افروزمنش در جشنوارهٔ مطبوعات کشور و جشنوارهٔ شهری (در سال ١٣٨٣ و ١٣٨۵) به عنوان بهترین گزارش‌نویس معرفی شده است.نوشتن در صفحات حوادث و جامعه و تجربهٔ خبرنگاری به او کمک کرده تا فضای پایین شهر را به‌دقت و وسواس و کاملا طبیعی توصیف کند. عمدتا یا دربارهٔ این محله‌ها کمتر می‌خوانیم یا اگر داستانی دربارهٔ آن‌ها و با محوریت مردم این مناطق می‌خوانیم، اغراق‌شده، به دور از واقعیت و حتی ناعادلانه یا به طرز رقت‌انگیزی ترحم‌انگیز است. اما افروزمنش در داستان‌هایش به گونه‌ای به سمت توصیف این قشر از جامعه رفته است که هم مردم با آن‌ها همذات‌پنداری می‌کنند و هم برخی وقایع اجتماعی که هرروز از کنار آن‌ها راحت می‌گذرند، چون سیلی به صورتشان می‌خورد. بنابراین خواندن داستان‌های افروزمنش مانند دیدن شهر، با عینکی جدید و البته شفاف‌تری است.</description>
                <category>سرزمین عجایب</category>
                <author>سرزمین عجایب</author>
                <pubDate>Tue, 05 Jul 2022 14:28:31 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>