<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد علی عبدالهی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@savadeeno</link>
        <description>یک پدر که علاقه‌مند به رسانه است و مدرس سوادرسانه‌ای، روی موضوعات #خانواده_و_رسانه مخصوصا فیلم و انیمیشن تخصصی کار می‌کنه، شعارش اینه که «از رسانه لذت ببرید» و اینجا حرف‌های خودمونیش رو میزنه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 19:34:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/569950/avatar/onhF99.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد علی عبدالهی</title>
            <link>https://virgool.io/@savadeeno</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آدم‌ها از آنچه در رسانه‌ها می‌بینیم به ما نزدیکترند، نگاهی به کتاب کاهن معبد جینجا</title>
                <link>https://virgool.io/@savadeeno/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF-g5prhmlierto</link>
                <description>️سوادینو - چراغ مطالعهکتاب برای من معمولا تجربه همراهی با نویسنده (راوی) است، چیزی که یامین‌پور در این کتاب اسمش را «سنجاب» گذاشته، مخفف «سعی نما جای او باشی». دقیقا با همین تکنیک بعد از همراهی با وحید در ناداستان «کاهن معبد جینجا» بیشتر فهمیدم که فکر و قلمش را می‌پسندم البته نه جنبه‌های سیاسی (که عموما وحید را با آن می‌شناسند) بلکه سنت‌گرایی و نگاه نقادانه او نسبت به تکنولوژی را. ️اگر قرار بود نسخه کاغذی کتاب را بخوانم زیر جملات قصار زیادی را خط می‌کشیدم اما خوب کتاب صوتی را گوش می‌دادم و وسط رانندگی برای یادداشت جمله قصار چندان مناسب نیست. بنابراین به همین تیتر یادداشت بسنده می‌کنم.برخی مطالب کتاب سرنخ‌های جالبی برای مطالعه بیشتر بودند و برخی شبیه دستمالی بودند که بخار شیشه‌ی عینک آدم را تمیز می‌کند (هیچ وقت عینک نداشته‌ام اما سعی می‌کنم با تکنیک سنجاب این شرایط را تصور کنم) که مهمترینهایش اینهاست:1- هیباکوشا(=بازمانده بمباران اتمی)ی ژاپنی می‌گوید ژاپنی‌ها به سه دلیل از آمریکا به خاطر بمب اتم متنفر نیستند چون: 1. بدون بمب اتمی جنگ پایان پیدا نمی‌کرد 2.آمریکا بعد از جنگ برای مداوای بازماندگان کمک کرده اگر چه پولش را کامل گرفته است و اینکه 3.چون ژاپنی‌ها بودایی هستند پذیرفته‌اند که این بلا در تقدیرشان بوده. هرچند میزبان علت دیگری را مطرح کرده: اینکه اعلام تنفر فقط باعث ادامه چرخه درگیری‌ها می‌شده.سست بودن دلایل نیاز به توضیح ندارد چون همین‌ دلیل‌ها می‌توانست باعث برطرف شدن اختلافات ژاپن با کره و چین هم بشود و نشده. اما در این میان یک نکته بسیار عبرت‌آموز وجود دارد اینکه سرطان غرب‌گرایی و تسلیم‌طلبی چطور عزت و اعتماد به نفس یک ملت را حتی پس از سال‌ها می‌سوزاند مانند آتشی که در انبار پنبه بیفتد و در ظاهر خاموش شده باشد. 2- یامین‌پور در کتاب و به بهانه بازدید از موزه قربانیان سلاح‌های شیمیایی اشاره می‌کند که ایران به عنوان بزرگترین قربانی سلاح‌های شیمیایی تا سال‌ها متهم به استفاده از این سلاح‌ها بود. به نظرم این اشاره در مقابل اتفاقی که افتاده بسیار کم است.بگذارید با هم مرور کنیم: ایران قربانی فجیع‌ترین تهاجم شیمیایی تاریخ جنگ‌های بشر شد اما نه تنها کشورها و سازمان‌های بین‌المللی سکوت کردند، بلکه انگشت اتهام به سوی ایران گرفته شد جک استراو در کتاب «کار کار انگلیسی‌هاست» به سه نقش مهم امریکا در جنگ ایران و عراق اشاره می‌کند که بدون آن قطعا عراق قبل از پذیرش قطعنامه بازنده جنگ بود: اول اجازه صدور فناوری و مواد اولیه برای ساخت سلاح شیمیایی به صدام. دوم ارائه عکس‌های ماهواره‌ای و اطلاعات دقیق به ارتش صدام به ویژه در زمان استفاده از سلاح شیمیایی و سوم ایجاد کارزار جهانی سیاسی و رسانه‌ای با اطلاعات جعلی که ایران را مسئول حملات شیمیایی نشان می‌داد. بنابراین کارزار امروز آمریکایی‌ها و مزدورانشان برای تشکیک در جنایت میناب و لامرد تعجب آور و جدید نیست. 3- کتاب کاهن معبد جینجا در مورد زیست اجتماعی و البته جنسی ژاپنی‌ها و تغییرات بسیار زیاد فرهنگ ژاپن بعد از اشغال توسط آمریکایی‌ها اطلاعاتی را نه عریان و نه چندان در لفافه ارائه می‌کند. فرهنگ ژاپن علیرغم مذموم دانستن بی‌قیدی جنسی، بیش از حد جنسی شده و با گذشتن از حد و مرزهای معمول دنیا حتی به دنیای کودکان اسباب‌بازی، انیمه، کاسپلی و ... هم راه یافته و اتفاقا از این طریق جهانی شده. البته اینجا یامین‌پور تحلیلی از عشق و زیبایی شناسی ارائه می‌دهد که بیشتر امضای سنت‌گرایی اوست. 4- وحید چندخطی هم در بیان فواید عرفانی و اجتماعی قلیان گفته که با توجه به آنچه تنهایی بر سر ژاپنی‌ها آورده تا حدی قابل پذیرش است اما برای خودش خلافی بالاتر از آن دیزی خوردن سه نفره معروف را نمی‌شود تصور کرد.5- نویسنده، قطار سریع‌السیر شینکانسن را ماندگارترین تصویر از ژاپن می‌داند و نماد اینکه چگونه همه‌چیر به خدمت سرمایه‌داری درآمده. این دقیقا همان تصویری است که من از متروی تهران دارم: سرمایه‌داری گزنده‌ای که روان را می‌فرساید و در همان حین، دیدن پیام‌های فرهنگی شهرداری پایه‌های اعتقادی و سیاسی را نیز به لرزه در می‌آورد.در پایان نوشته برای یامین‌پور که نه، اما برای حبیب احمدزاده یک توصیه دارم: آن عکس‌هایی که در فرودگاه از وحید گرفتی را نگه دار، حتما به کار می‌آید.#چراغ_مطالعه</description>
                <category>محمد علی عبدالهی</category>
                <author>محمد علی عبدالهی</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jun 2026 14:09:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به دو کتاب «مردی به نام اوه» و «کتابخانه نیمه‌شب» از تصمیم به خودکشی تا نگاه تازه به زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@savadeeno/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%88%D9%87-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-c39e3cdpmjbr</link>
                <description>سوادینو - چراغ مطالعهقبل از این اگر از من می‌پرسیدند چطور میشه از افسردگی‌ و فکر خودکشی به جایی رسید که زندگی رنگ و معنای تازه‌ای پیدا کنه حتما سکانس معروف فیلم طعم گیلاس کیارستمی میومد تو ذهنم.حالا دوتا کتاب هم با این موضوع سراغ دارم و جفتشون از اونهایی هستند که آدم از خوندنش پشیمون نمیشه اما جفتشون ویژگی‌های منفی دارند که اگر چه خوندنش به نظرم مفیده ولی دست و دلم میلرزه که به کسی مخصوصا نوجوونها معرفی کنم.در کتاب «مردی به نام اوه» افسردگی‌ ناشی از منزوی بودن، سوگ و روزمرگیه و در کتاب «کتابخانه نیمه‌شب» حسرت‌ فرصت‌های از دست رفته باعث احساس ناکامی شخصیت اصلی و تصمیم به خودکشی شده اما بعد از اتفاقاتی هر دو با انگیزه به زندگی برمی‌گردند.️ البته تغییر شرایط خارجی شخصیت‌ها نیست که احساسشون به زندگی رو تغییر میده و افسردگی رو تبدیل به نشاط و انگیزه می‌کنه، بلکه تغییر نگاه و تفسیرشون از آدمها و اتفاقاته.نکته منفی هر دوتا اشاره به همجنسگراییه و تأیید تلویحی اون. هر چند خیلی کوتاه و گذرا اتفاق میفته.و همچنین سبک زندگی و فرهنگی که توش نوشیدن و دوست دختر داشتن عادیه، هر چند اینها هم خیلی زیاد نیست و در هر دو داستان به صورت کمرنگ و حاشیه‌ای وجود داره.«مردی به نام اوه» داستان پیرمردیه که تو زندگی اصول مشخص داره و همین باعث شده نسبت به اطرافیان نگاه خاص و سختگیرانه‌ای پیدا کنه و زندگی در اجتماع براش غیرقابل تحمل بشه تا اینکه یه سری اتفاقات که محوریت اکثرشون با پروانه است، ماجرا رو عوض می‌کنه.طنز داستان که حاصل ویژگی‌های شخصیتی متفاوت اوه و اطرافیانشه و شگرد خاص نویسنده که کم‌کم از گذشته زندگی اوه میگه، برای مخاطب سوال ایجاد می‌کنه و با یک شگفتانه بهش پاسخ میده، کتاب رو تا آخر جذاب نگه می‌داره.«کتابخانه نیمه شب» داستان کسیه که حسرت فرصت‌های از دست رفته رو می‌خوره و طی ماجرایی این شانس رو داره که حداقل برای مدتی اون فرصت‌ها رو زندگی کنه.اگر اهل استفاده از نرم‌افزارهای کتاب‌خوان باشید می‌تونید نسخه الکترونیک و صوتی هر دو کتاب رو به راحتی و با قیمت نسبتا مناسب در اختیار داشته باشید. همچنین کتاب‌ها به صورت الکترونیک و صوتی از قسمت بی‌نهایت نرم‌افزار #طاقچه قابل دریافت هست. این رو نوشتم چون من نسخه صوتی هر دو رو از طاقچه گوش دادم و به نظرم راه به صرفه‌ای هست وگرنه قصدی برای تبلیغ ندارم و هر مدل کتاب خوندن رو که خودتون راحت‌ترید انتخاب کنید.به علت زمینه فرهنگی که در متن توضیح دادم و البته خیلی پررنگ نیست، در پوستر از رنگ زرد استفاده کردم. یعنی کتاب قابل توصیه به همه نیست و براساس تحلیلی که ارائه شده درباره خوندنش تصمیم بگیرید. من در کانال سوادینو به نشانی @savadeeno در بله، ایتا، تلگرام و اینستاگرام درباره سوادرسانه‌ای، فیلم‌ها و کتاب‌ها می‌نویسم. مطالب مربوط به معرفی کتاب رو با کلیدواژه #چراغ_مطالعه می‌تونید ببیند.</description>
                <category>محمد علی عبدالهی</category>
                <author>محمد علی عبدالهی</author>
                <pubDate>Mon, 04 May 2026 14:41:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سریال ونزدی آدامز و انتقاد از تاریخ آمریکا: ساحره سوزی در سرزمین جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@savadeeno/%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%88%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%B2-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-u839evowamje</link>
                <description> دختر خانواده عجیب آدامز است. این خانواده از دهه 1930 به فرهنگ عامیانه آمریکا وارد شدند و تا کنون فیلم، سریال و انیمیشن‌های زیادی درباره آنها ساخته شده است. ونزدی دختری با ظاهر رنگ پریده و ظاهرا منزوی است، از تکنولوژی استفاده نمی‌کند چون دوست ندارد برده تکنولوژی شود، عاشق کشف معماهای جنایی و خواندن داستان قاتل‌های سریالی است و برای تولدش پکیج کالبد شکافی هدیه می‌گیرد. در ده سالگی سر عروسکهایش را با گیوتین بخار قطع می‌کرده و تا حالا فقط یه بار گریه کرده زمانی‌که چند پسربچه حیوان خانگی او را که یه عقرب بود کشتند و ونزدی پس از آن تصمیم گرفت که دیگر گریه نکند چون گریه چیزی را درست نمی‌کند. پدر ونزدی از بچگی به او یاد داده که چطور مستقل و قوی باشد و در این دنیای پر از خائن و متعصب راهش را پیدا کند برای همین به ونزدی شمشیربازی یاد داده، او را به شنا با کوسه‌ها برده و به او یاد داده که چطور پوست مار زنگی را بکند.وقتی در مدرسه قبلی گروهی از پسرها برادر ونزدی را اذیت کردند در استخر آنها ماهی گوشت‌خوار ریخت و همین باعث اخراجش از مدرسه معمولی شد. بعد از آن پدر و مادرش او را به مدرسه طردشده‌ها «نورمور» در نزدیکی شهر جریکو بردند، جایی که پدر و مادرش هم در اونجا درس خواندند. ونزدی می‌خواست از این مدرسه فرار کند اما وقوع ماجرایی جنایی باعث شد ونزدی برای حل این معما در مدرسه بماند.ونزدی در این سریال شخصیتی است که مخاطب کاملا با او همذات‌پنداری می‌کند و حتی ضعف‌هایش را نمی‌بیند و این تا حد زیادی نتیجه بازی خوب جنا اورتگا و کارگردانی تیم برتون است. تیم برتون در مصاحبه‌ای گفته است که اصلا شخصیت ونزدی برای جنا اورتگا نوشته شده. ونزدی در موارد متعددی به دوربین نگاه می‌کند و اصطلاحا دیوار چهارم را می‌شکند مثلا وقتی به او الهام می‌شود. برتون از او خواسته تا هرگز پلک نزند (به جز صحنه‌های شوک) تا حس سنگینی و مرموزبودن ایجاد کند و این الهام گرفته از نگاه‌های خیره در آثار استنلی کوبریک است. در مقابل ونزدی، هم اتاقی او ایند است، دختری پر شور و اجتماعی که سر و وضع و لباس‌ها و اتاقی شاد و رنگارنگ دارد. تضاد و در عین حال همکاری این دو از نقاط جذاب سریال است.اما حالا به سراغ چیزهایی بیاییم که فهمیدنشان نظر ما را درباره ونزدی تغییر می‌دهد:تاریخ جریکودر قسمت اول فصل یک ونزدی می‌بینیم که وارد شهری به نام جریکو می‌شود که در تابلوی ورودی آن سال تاسیس 1625 نوشته و به عنوان موطن دنیای زائران معرفی شده. چند دقیقه بعد ونزدی وقتی از جلسه با دکترکینبات (روانشناس) فرار کرده و برای خوردن کواد اسپرسو به کافه دهکده می‌رود، پسرهایی با لباس زائران وارد می‌شوند و ونزدی برایشان توضیح می‌دهد که زائران افراد افراطی و متعصب مذهبی بودند و ایده ساخت «دهکده زائران» احمقانه است چون برای یادبود افراطیون مذهبی که عامل نسل‌کشی گسترده بودند، ساخته شده. او مشخصا از کلمه مس جنوساید mass genocide (نسل کشی دسته جمعی) استفاده می‌کند که برای ما کلمه بسیار آشنایی است و به «اعمالی که با هدف نابودی کامل یا جزئی یک گروه نژادی، قومی، مذهبی یا ملی انجام می‌شود» گفته می‌شود. در قسمت سوم و در اردوی مدرسه در مورد پیشینه این افراد به نام زائر و مهمتر از همه پدر زائران ارنست کراکستون اطلاعات بیشتری پیدا می‌کنیم. و بعد از مدتی متوجه می‌شویم که ونزدی کراکستون را دشمن اصلی خودش می‌داند.اما به راستی زائران چه کسانی بودند و کراکستون نماد چه کسانی است؟پیشینه زائرانزائران گروهی از مسیحیان پیوریتن (پروتستان‌های انگلستان) بودند که خودشان را پاک‌دین می‌دانستند و خواهان اصلاحات سیاسی و دینی در انگلستان برای ایجاد یک ملت خداپسند بودند. آنها با کلیسای کاتولیک به شدت مخالف بودند و همواره جزوه‌هایی علیه آن منتشر می‌کردند و همچنین با نظام اسقفی و کلیسای دولتی انگلستان نیز مخالف بودند چون اعتقاد داشتند این کلیساها دچار انحراف شدند.  طرفدار زندگی معنوی و کمک در امور خیریه و منع امور گناه‌آلودی مانند مشروبات الکلی، قمار، فوتبال و حتی جشن کریسمس بودند. اگرچه پیوریتن‌ها در بین نخبگان انگلستان از جمله در پارلمان و در دانشگاه‌های آکسفورد و کمبریج حامیانی داشتند و خواستار آزادی مذهبی بودند اما ملکه انگلیس پس از مدتی از عقاید و تندروی‌های آن‌ها احساس خطر کرد و دستور برچیدن کلاس‌های تعلیم انجیل پیوریتن‌ها را صادر و حتی در سال 1583 تعدادی از آنها را اعدام کرد. به همین دلیل گروهی از پیوریتن‌ها به هلند مهاجرت کردند. مدتی بعد این افراد به دلیل ترس از تضعیف فرهنگ انگلیسی در نسل‌های بعد و همچنین اوضاع نامناسب اقتصادی هلند و البته با هدف زمینه سازی برای ظهور مسیح، راهی قاره آمریکا شدند و از نخستین مهاجران به مستعمره جدید به حساب می‎آمدند. بعدها این افراد که به دلیل انگیزه‌های دینی راهی قاره جدید شدند پیلگریم pilgrim یعنی زائر و کسی که به سرزمین مقدسی می‌رود، نامیده شدند. اولین دسته از زائران در سال 1620 با کشتی میفلاور به آمریکا رسیدند و قبل از پیاده شدن از کشتی، پیمانی را نوشتند که مردان بالغ حاضر 41 نفر از مجموع 102 مسافر کشتی آن را امضا کردند، این اتفاق از نظر تاثیر بر هویت ملی آمریکایی بسیار مهم است و پدران زائر با پدران بنیان‌گذار آمریکا و پیمان میفلاور با اعلامیه استقلال آمریکا مقایسه می‌شود و نمایان‌گر ریشه تاریخی آمریکاست.   عقیده ی راسخ پیوریتن‌ها این بود که آن دسته از پروتستان هایی که از اروپا (به خصوص انگلستان) مهاجرت کرده و در جهان جدید ساکن شده اند، مردمان برگزیده خدا هستند و به خواست خدا انتخاب شده اند تا از فساد و بی عدالتی دنیای قدیم نجات، وبه آزادی دینی دست پیدا کنند. همچنین با تاسیس یک حکومت دینی در سرزمین جدید، پایه گذار اورشلیم جدید و زمینه ساز ظهور مسیح شوند.اورشلیم جدید، موضوع مهمی در استعمار نیوانگلند (مناطق شمال شرقی آمریکای امروز) توسط پیوریتن‌ها در قرن هفدهم بود. پیوریتن‌ها از آیات مکاشفه در مورد اورشلیم جدید الهام گرفته بودند و آن را نمادی برای دنیای جدید تفسیر می‌کردند. ایجاد قلمروی پادشاهی خداوند یا اصطلاحی که اغلب آن را «اسرائیل امریکایی خداوند» می نامیدند، آرمانی مهم و مذهبی در بین آمریکایی‌ها در طول تاریخ و برگرفته از سفر بنی اسرائیل به همراه موسی برای رسیدن به سرزمین مقدس است.زائران ظهور مسیح را بسیار نزدیک در دهه 1690 پیشبینی می‌کردند و برای آن آماده می‌شدند و بعدها این تاریخ به 1730 و 1770 تمدید شد. پس از آن انتظار ظهور مسیح به نوعی باور سکولار برای آزادی جهان تبدیل شد.زائران خود را سازندگان اورشلیم جدید روی زمین می‌دانستند. این ایده، پایه و اساس ملی‌گرایی آمریکایی بود. عبارت «شهر بر فراز تپه city upen a hill» که در موعظه جان وینتراپ یکی از چهره‌های پیوریتن 1630 گفته شده  و از معروف‌ترین و مهمترین خطبه‌های اوایل آمریکاست، نگاه پیوریتن‌ها به خودشون را نشان می‌دهد. این عبارت از موعظه مسیح به پیروانش که گفت: «شما نمک زمین و نور جهان هستید (انجیل متی 16-13:5)» گرفته شده و  جامعه جدید را به عنوان &quot;شهری برفراز تپه&quot; توصیف کرد که تمام جهان نظاره‌گر آن خواهد بود و باید به عنوان نمونه‌ای از تقوا و فضیلت مسیحی باشد.وینتراپ گفت: &quot;چشمان جهان به ما خواهد بود. ما مانند شهری بر فراز تپه‌ای هستیم که سر بر افراشته است. ممکن است فکر کنید که ما در بیابانی خروشان هستیم. ممکن است فکر کنید که ما فراتر از دورترین‌ها هستیم. اما در واقع، مشیت الهی چنین است که با شروع روزهای آخر، این شهر، اورشلیم جدیدی که نه تنها در برابر چشمان ما، بلکه در برابر چشمان جهان در حال آشکار شدن است، در واقع آشکار شود.&quot;بنیان‌گذاران پیوریتن آمریکا خود را مردمان آزادی می‌دانستند که چون خود، به آزادی دست یافته‌اند رسالت بسط و گسترش آزادی در جهان را بر عهده دارند. این ایده، ادعای رهبری آمریکا برای جهان بود و اینکه آمریکا نمی‌تواند به رخدادهای دیگر نقاط جهان بی‌توجه باشد موضوعی که زمینه ساز مداخلات ویرانگرآمریکا درسرتاسر دنیا شده است.پیوریتن‌ها در بسیاری از اوقات برای مناطقی که مستقر می‌شدند از اسامی مذهبی استفاده می‎کردند. به همین دلیل در فیلم هم شهر خیالی نزدیک مدرسه نورمور که نمادی از شهر پلیموث است که اولین زائران به آن وارد شدند، جریکو نامگذاری شده است. جریکو تلفظ لاتین شهر اریحا در فلسطین است که نام آن در تورات آمده و براساس تورات بازنویسی شده اولین شهری بود که توسط بنی اسرائیل که وارد سرزمین کنعان شدند، فتح شد.شهر سیلم هم به معنای صلح و نام قدیم و مخفف اورشلیم است.ماجرای نسل‌کشی گستردهوقتی زائران وارد پلیموث شدند آماده تاسیس شهر خدا روی زمین بودند اما برای زندگی کردن در قاره جدید آمادگی نداشتند. همین باعث شد که بر اثر گرسنگی، سختی و نوعی بیماری نیمی از مسافران کشتی میفلاور تا سال بعد از بین بروند. اما قبایل سرخپوستی که اطراف آنها بودند به آنها کمک می‌کنند تا گیاهان بومی آمریکا را بکارند، همچنین ماهیگیری و شکار سگ آبی را هم یادگرفتند. زائران یکسال بعد از ورود به آمریکا اولین جشن برداشت محصول را جشن گرفتند و علاوه بر زائران تعدادی سرخپوست هم در آن شرکت کردند (روایتی که محققان در آن تردید دارند). روز شکرگزاری یک جش مهم در آمریکا است و از تعطیلات فدرالی به شمار می‌رود. رسم است که آمریکایی‌ها در این روز از نعمات فراوان در زندگی خود یاد و قدردانی کرده و برای شام در این روز بوقلمون می‌خورند، همچنین شیرینی فاج یکی دیگر از خوردنی های این روز است.در بخشی از فیلم، ونزدی قرار است به توریست‌ها شیرینی فاج بفروشد که تعبیر او از این شیرینی جالب است: «از فاج های زائران که با دانه های کاکائو درست شده‌ لذت ببرید. این دانه ها توسط مردم محلی مظلوم آمازون جمع‌آوری شده و تمام درآمد فروش آن صرف سفیدشویی تاریخ رقت‌انگیز آمریکا میشه. به علاوه فاج 258 ساله که ابداع شده»رابطه خوب زائران و سرخپوست‌ها ادامه پیدا نکرد. مهاجران به محض اینکه قدرت پیدا کنند به شیوه‌های مختلف قتل‌عام و کشتار سرخپوستان کافر. زائران که خودشان را با همراهان حضرت موسی به سرزمین مقدس مقایسه می‌کردند ساکنان دنیای جدید را کنعانیانی می‌دانستند که تورات فرمان به قتلشان داده.نوآم چامسکی (نظریه پرداز و اندیشمند یهودی) در کتاب خود با نام «سال 501 : اشغال ادامه دارد» تاریخ انباشته از «پاکسازی های قومی (نسل‌کشی)» و فشارهایی که از جانب کریستف کلمب بر بومیان آمریکا وارد آمد را مورد بررسی قرار می دهد و ضمن بیان اینکه پیوریتن ها سرزمین آمریکا را سرزمین موعود نامیدند و بومیان و سرخپوستان آنجا را اشغالگران کنعانی تلقی کردند، توجیه اعمال وحشیانه آنها را از نوشته هایشان چنین بیان می‌کند:  «آن جماعت بومی، مورد علاقه خداوند نبودند، لذا از بهشت روی زمین پاکسازی شدند. حمد و سپاس از اینکه دیگر کسی از بومیان باقی نماند.»ساحره‌سوزی در نتیجه تفتیش عقایددر قسمت دوم سریال گودی را می‌بینیم که از اجداد ونزدی، منبع الهام و راهنمای اوست و در یک کلبه چوبی به همراه افراد دیگر برای سوزانده شدن زندانی شده و در فیلم بارها به این اتفاق اشاره می‌شود. در آخر همین قسمت ونزدی به مدیر مدرسه که او را احضار کرده تا علت آتش گرفتن مجسمه کراکستون را بداند می‌گوید: منم تفتیش عقاید رو دوست دارم ولی ابزار شکنجه همراهم نیست.این اتفاق اشاره به ساحره‌سوزی دارد و البته در طول فصل یک و دو باز هم به ساحره‌سوزی اشاره می‌شود از جمله به محاکمه ساحران شهر سیلم (salem). ونزدی در بچگی علاقه داشته که قبل از خواب اعترافات ساحره‌های سیلم را گوش کندساحره‌ها که بودند و چرا سوزانده می‌شدند؟مسیحیان پس از پیروزی بر مسلمانان اسپانیا اعلام کردند که همه باید مسیحی شوند (در حکومت اسلامی اندلس رواداری حاکم بود و مسلمان، مسیحی و یهودی در کنار هم زندگی می‌کردند) و برای همین دادگاه‌های تفتیش عقاید را که هدفشان مسلمانان، یهودیان و جادوگرها (که از نظر مسیحی‌ها کافر و دشمن مسیح بودند) بود را به راه انداختند هرچند تفتیش عقاید در مسیحیت سابقه داشت. بنابراین اگر کسی گزارش می‌داد که همسایه‌اش نماز می‌خواند، شراب نمی‌خورد یا شنبه‌ها کار نمی‌کند، آن فرد را که احتمالا قلبا مسیحی نشده بود، دستگیر می‌کردند تا زیر شکنجه به کفر خودش اعتراف کند و بعد از آن نوبت اعدام بود که انواع مختلفی مثل دار زدن، زنده سوزاندن و زنده پوست کنده شدن داشت. جادوگری:در ادیان پاگانیستی قبایل اروپایی قبل از مسیحیت، جادوگری جایگاه ویژه‌ای داشت. معمولا اعتقاد این بود که وقتی مشکلی مثل بیماری، حمله دشمن، آسیب به محصولات و ... پیش می‌آمد به سراغ جادوگر می‌رفتند و او با قربانی یا دستورالعمل، راهکار مشکل را ارائه می‌داد (این عقیده امروز هم وجود دارد). وقتی در یک جامعه‌ جادوگر را قدرتمند بدانند، در هنگام بروز یک بیماری ناشناخته، آتش‌سوزی یا کاهش محصول  باز هم نگاه‌ها به سمت جادوگر می‌رود. در ابتدا باور به جادوی سفید و سیاه وجود داشت ولی کم‌کم چون کلیسا متولی جنبه مثبت این ماجرا شد، تنها جادوی سیاه و مخرب به جادوگران منتسب شد و آنها به علت ارتباط با شیطان پلید شمرده می شدند و مستحق مرگ بودند. گاهی نیز جادوگری اتهامی بود که به وسیله آن مخالفان را محاکمه و از میدان به در می‌کردند. نکته جالب اینکه در تعقیب و اعدام جادوگران جوامع پروتستان گوی سبقت را کلیسای کاتولیک ربودند. اعدام جادوگران بین دهه‌های ۱۵۸۰ تا ۱۶۴۰ به اوج خود رسید و حدود ۱۱۰،۰۰۰ محاکمه و ۴۰،۰۰۰ تا ۶۰،۰۰۰ اعدام را به همراه داشت هرچند که برخی تخمین‌ها عدد بیش از یکصدهزار را ذکر می‌کنند که اکثر این افراد زن بودند.  مسیحیان افراطی به طور کلی بخاطر داستان آدم و حوا، با زن‌ها مشکل داشتند! درواقع آن‌ها با اشاره به همین داستان، باور داشتند که شیطان با زن‌ها در ارتباط (براساس روایت تورات، اول حوا فریب شیطان را خورد و سپس او آدم را فریب داد. در حالیکه بر اساس قرآن آدم و حوا هر دو فریب شیطان را خوردند) است. تصویر آشنای زنان و پیرزنان جادوگر پلید که در بسیاری از فیلم‌ها و کارتون‌ها مانند مالیفیسنت، کروئلا و سفید برفی دیده ایم، باقی مانده از آن دوران است.در آمریکا نیز با مشاهده یک بیماری روانی ناشناخته در دو دختر بچه، نگاه‌ها به جادوگران جلب شد و در سیلم ماساچوست بین سالهای 1692 تا 1693 ۱۹ نفر شامل 14 زن 5 مرد و البته دو سگ به دار آویخته شدند و 144 تا 185 نفر روانه دادگاه و زندانی یا به جریمه نقدی محکوم شدند تعداد نیز در زندان جان باختند. این محاکمات با سیاست‌های کلیسا، اختلافات خانوادگی و هیستری جمعی دامن زده شد.فرضیه‌های مختلفی به رفتار عجیب صورت گرفته در سِیلِم می‌پردازند که یکی از آن‌ها از سوی روانشناسی به نام لیندا کاپورا (Linnda Caporael) ارائه شد و در سال ۱۹۶۷ در مجله‌ی ساینس (Science) به چاپ رسید. او در فرضیه خود، رفتارهای عجیب و غیر عادی را به‌عنوان عامل اصلی این تراژدی معرفی کرد. رفتارهایی که به باور او، به‌دلیل ‌تأثیرات مخرب قارچ‌های سمی (Ergot Fungi) ایجاد شده بودند که در محصولاتی همچون جو چاودار، گندم و دیگر غلات یافت می‌شوند. سم‌شناسان می‌گویند استفاده از این نوع قارچ سمی در ادغام با مواد خوراکی، باعث ایجاد اسپاسم و گرفتی عضلانی، تهوع و البته وهم و خیال می‌شود.روشن است که در آمریکای بنیانگذاری شده توسط مسیحیان متعصب، ترس از جادو و جادوگری یک ترس و اتهام جدی است و به نظر می‌رسد با توجه به پیشینه اعدام جادوگران، نسبت دادن آن به یک قارچ توهم‌زا از جنس همان سفیدشویی‌هایی باشد که ونزدی به آن معترض است.لگبتدر دو دهه اخیر مفهومی با عنوان «احترام به تفاوت‌ها» که شامل توجه بیشتر به حقوق اقلیت‌های نژادی، معلولان، اقلیت‌های جنسی و حتی افراد دارای انحراف جنسی است به یک مفهوم کلیدی در غرب تبدیل شده است و در سینما نیز با ساخت فیلم‌هایی که قهرمانان آن از نژاد غیرسفید اروپایی است دیده می‌شود. در این سریال، طردشده‌ها نمادی از اقلیت‌هایی هستند که سال‌ها مورد تبعیض قرار گرفته‌اند که همجنسگرایان هم شامل آن می‌شوند، هرچند در سریال صراحتا از ظلم به بومیان انتقاد می‌شود.</description>
                <category>محمد علی عبدالهی</category>
                <author>محمد علی عبدالهی</author>
                <pubDate>Sat, 02 May 2026 14:40:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«ساخت هویت در دنیای سینما و انیمیشن » کتابی که قرار است دستيار رسانه‌ای شما باشد</title>
                <link>https://virgool.io/@savadeeno/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86-mfemubirs4yz</link>
                <description>لذت کتاب خواندن، فیلم دیدن، پادکست گوش دادن و مرور محتوای شبکه‌های اجتماعی می‌تواند خیلی بیشتر شود، زمانی که با داستان همراه می‌شوید، متوجه تمام اشاره‌ها و کنایه‌ها و حتی نگفته‌های ماجرا هستید و حواستان هست که این محتوا چطور روی ذهن و حس شما اثر می‌گذارد.ساخت هویت در دنیای سینما و انیمیشن«رسانه‌های امروز توانایی بسیار مهمی دارند: آنها می‌توانند اساسی‌ترین مسائل را در قالب روایت‌هایی شیرین و جذاب ارائه کنند. در این کتاب سعی شده تا این حر ف‌های مهم به‌صورت فصل‌هایی منظم شود تا شما در انتهای کتاب به یک تصویر زیبا و شفاف از خودتان دست یابید و به این جمع بندی برسید که می‌خواهید چه‌کسی باشید»حرف کتاب این است که هم از سرگرمی‌های رسانه‌ای لذت ببرید و هم کنترل دست شما باشد یعنی برای ساختن مسیر زندگی و هویت خودتان از رسانه‌ها به عنوان دستیار و همراه استفاده کنید، نه اینکه آنها را در زندگی روی صندلی راننده بنشانید. برای این کارهم یک نقشه راه ترسیم شده به نحوی که در ابتدای مسیر در مورد شیوه اثرگذاری رسانه صحبت شده، در ادامه درباره مدیریت اثر رسانه پرداخته می‌شود و نهایتا وارد مسیری می‌شوید که نتیجه آن ایجاد تصویری شفاف از هویت فردی و اجتماعی است. سوالات ابتدای فصل و اقدامک‌ها کتاب را به یک راهنمای کاربردی و دستیار تعاملی تبدیل کرده‌اند تا همراهی با رسانه به موقعیت جذابی برای تفکر، یادگیری و افزایش سوادرسانه‌ای تبدیل شود.پس اگر به دنبال کتابی جذاب و کاربردی در زمینه رسانه‌ها به ویژه فیلم و انیمیشن هستید یا می‌خواهید به عنوان یک والد یا مربی به ویژه برای مخاطب جوان و نوجوان از دنیای رسانه‌ها آگاه باشید، بهترین کار این است که این کتاب را بخوانید یا به دست نوجوانان و جوانان برسانید. برای تهیه کتاب « ساخت هویت در دنیای سینما و انیمیشن » می‌توانید از طریق نشر معارف اقدام کنید</description>
                <category>محمد علی عبدالهی</category>
                <author>محمد علی عبدالهی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Sep 2025 11:58:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اساتید سوادرسانه‌ای ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@savadeeno/httpsvirgooliotoluenouir%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-ioykirex538b</link>
                <description>برای برگزاری خیلی از کارگاه‌ها بهم مراجعه میشه و از من می‌خوان تا مدرسانی رو بهشون معرفی کنم. بنابراین در این مقاله لازم دونستم بهترین اساتید سوادرسانه‌ای رو از دیدگاه خودم معرفی کنم.1- محمدعلی عبدالهیروی موضوعاتی به طور ویژه کار کردم که به نظرم مهمترین بوده‌اند و اگر فکر می‌کردم موضوع دیگری مهمتره، روی اون کار می‌کردم. تمرکزم بیشتر در حوزه تفکر و اندیشه بوده تا تکنیک چون معتقدم دستیابی به تکنیک ساده است اما ساخته شدن اندیشه سخت و زمان بر و چیزی که در آینده میتونه باعث برتری و توانمندی افراد بشه همین تفکر درسته. همیشه سعی کردم موضوعات مهم رو به صورت ساده و عملی بیان کنم، همون کاری که رسانه‌های موفق دارن انجام می‌دن. یک شعار هم دارم، این‌که «از رسانه لذت ببرید...» رسانه زندگی ما را وارد چالش کرده است اما میشه از غلبه بر چالش‌ها لذت برد، البته قبل از اینکه تبدیل به بحران بشن.حوزه‌های تخصصی:آموزش فکرپروری با فیلم و انیمیشنمدیریت رسانه در خانوادهسوادرسانه‌ای برای نوجوانانمبانی سوادرسانه‌ای و فضای مجازیراه‌های ارتباطی:در شبکه‌های تلگرام، ایتا و اینستاگرام@abdollahi_m.ali@savadeenoوبسایت (به زودی)savadeeno.ir2- حسین حق پناهموضوع تفکر عمیق اینجا هم صادقه، بین همه اساتید سوادرسانه‌ای که میشناسم با حسین حق‌پناه ارتباط عمیق‌تری داریم. تو دوره‌هایی که برگزار کردم به عنوان مدرس دعوتش کردم و با هم همکاری داریم. و علت اصلی این مورد هم همون توجه به تفکر نهفته در رسانه‌هاست. حسین حق‌پناه معلم هم هست و معروفه به «آقای کودک و نوجوان». در ضمن جزء گروه تالیف کتاب درسی تفکر و سوادرسانه‌ای هم بوده.حوزه‌های تخصصی:سلبریتی‌ها و فرهنگ شهرتنوجوان و هویتخانواده و رسانهمبانی سوادرسانه‌ایراه ارتباطی:Haqpanah.ir3- معصومه نصیرییک خانم پرکار و پرانرژی که تو حوزه‌های مختلف و متفاوت مطالعه دارن. اینها رو میشه از تالیفات پرتعدادشون فهمید.راه های ارتباطی:کانال عصرهوشمندی در تلگراموبسایت عصرهوشمندیasrehooshmandi.ir4- حامد امامیسوادرسانه‌ای رو با ایشون شناختم، شاید برای خیلی‌های دیگر هم همینطور باشه..5- محمد حسین فلاحدکتر فلاح یک چهره برجسته در روانشناسی هستند، و تو این زمینه میشه ازشون بهره برد. نظریه‌های یادگیری رو بسیار عالی ارائه میدن و یک کتاب دارن به نام «ساختمان زندگی خود را توحیدی بسازید» که به عنوان یکی از کتاب‌های مرجع همیشه توصیه می‌کنم.6- محمد مهدی فتوره چیاز اساتید و پژوهشگران مطرح کشور که انتخاب خوبی برای ارائه در یک فضای آکادمیک هستند7- سعید مدرسی- حسین غفارییک زوج موفق و شناخته شده در عرصه تربیت رسانه‌ای. به علت رسانه‌هراسی که تو ارائه‌هاشون هست، من نتونستم با افکارشون احساس نزدیکی کنم، اما از علمشون استفاده کردم.راه‌های ارتباطی:bmtc.ir8-  سید پویان حسین پوراگر یک کار عملیاتی در زمینه شبکه‌های اجتماعی رو می‌خواید شروع کنید، سید پویان حسین پور از توانمندترین آدم‌ها در زمینه آموزش و شبکه‌سازیه.راه‌های ارتباطی:اسمش رو تو توییتر سرچ کنید9- مهدی بیگدلیاینستاگرام کار می‌کرد وقتی اینستاگرام کار کردن مد نبود. با متد و شیوه خودش تولیدات کشورهای دیگه رو ترجمه می‌کنه و مطالعه در مورد شبکه‌های اجتماعی هم تو دستور کارشه. سوادش تو این حوزه خیلی بیشتر از خیلیاست ولی معمولا اینو نمیشه از ظاهرش فهمید.راه‌های ارتباطی:وبسایتmimbigdeli.ir10- سید بشیر حسینییه چهره شناخته شده برای ترویج سوادرسانه‌ای و استاد باسواد دانشگاه.راه‌های ارتباطی:پیج اینستاگرام@drbashirhosseini11- محمد صادق افراسیابیاز چهره‌های پیشروی سوادرسانه‌ای. اگر مخاطبتون اداری یا دولتی هستند، ایشون از بهترین گزینه‌هاست.12- علی‌محمد رجبییه آدم بسیار باسواد و کارکرده در زمینه آسیب‌های فضای مجازی و اینترنت امن برای کودکان. کارش اینقدر خوب بود که الان معاون پلیس فتای کشوره.13- محمد حسین فرج نژاداز باسوادترین آدمهای کشور در زمینه سینما و جریان شناسی سینما و به طور کلی مسائل رسانه. معمولا سرش شلوغه و کارهای اساسی و پژوهشی انجام میده. اگر تونستید ازش استفاده کنید، اتفاق خوبی افتاده.14- لیلا وصالیخانم دکتری که همیشه فعالیت رسانه‌ای زیادی برای ترویج سوادرسانه‌ای داشتن.15- آسیه حسینی نیکواسم ایشون و موسسه‌شون رو علاوه بر سوادرسانه در حوزه فلسفه برای کودکان هم میشه شنید.راه‌های ارتباطی:پیج اینستاگرام@kaabinaa16- محمد صادق باطنیمدیر مدرسه هنر و رسانه آینه و اینکه احتمالا اسمشون رو تو حوزه فیلمسازی و نوجوان بیشتر میشه شنید.17- محمد منشی زادهیک استاد سوادرسانه‌ای یزدی که معمولا برای نوجوان‌ها و خانواده‌ها دوره برگزار می‌کنه.18- مصطفی ضابطارائه سوادگیمیش رو بودم و خوب بود. یه موسسه در زمینه آموزش سوادرسانه داره.19- نجمه قنبریایشون رو با عنوان خانم معلم می‌شناسم.20- احسان شاه قاسمییک استاد نقاد که رک حرف میزنه و می‌نویسه و تالیفات عالی تو حوزه سوادرسانه‌ای داره.21- مرتضی جمشیدیسوادگیم و ملاحظات والدینی از ایشون تو ذهنمه.22- مهدی کاشفیبه نظر میرسه دغدغه و فعالیت اصلیش در حوزه نوجوانه، وقتی بیشتر باهاشون آشنا شدم، این بخش کاملتر میشه.23- مهدی حق وردی طاقانکیاسمشون رو جستجو کنید و از محتواهاشون در زمینه سوادگیم استفاده کنید.*من همین اسامی به ذهنم رسید اگر شما افراد دیگری رو می‌شناسید زیر همین پست به من معرفی کنید.</description>
                <category>محمد علی عبدالهی</category>
                <author>محمد علی عبدالهی</author>
                <pubDate>Sat, 13 Mar 2021 17:54:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به انیمیشن روح: زندگی را زندگی کن</title>
                <link>https://virgool.io/@savadeeno/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86-zx2spvt6s2vd</link>
                <description>فیلم روح را ببنیم؟ البته که توصیه می‌کنمجذاب هست؟ حتماخوب هست؟ چرا که نهکارگردان روح پیت داکتر است، کارگردان درون-بیرون و بالا. و تولید شده در پیکسار، همان شرکتی که اسمش برای ما تداعی کننده خلاقیت است. داستان انیمیشن روح درمورد یک معلم موسیقی است که اشتیاق فراوانی به موسیقی جاز دارد و حتی آن را هدف زندگیش می‌داند. در روزی که قرار است موفق شود، روحش از بدن جدا می‌شود و برای بازگشت به زندگی ماجراهایی برای او پیش می‌آید.یک فیلم جذاب و سرگرم کننده که پیامی تکان دهنده درباره مفهوم زندگی دارد. آنچه فیلم در مورد دنیای پیش از تولد نشان می‌دهد تفاوت چشمگیری با قرائت دینی ندارد هرچند سعی شده تفسیر مادی از آن ارائه شود. به نظر نمی‌رسد این فیلم برای بچه‌های 12 ساله که در یک محیط و جامعه مذهبی رشد کرده‌اند آسیبی داشته باشد، اما حتما می‌تواند مفید باشد به خصوص برای نوجوانان و بزرگترها.این انیمیشن خیلی صریح درباره معنای زندگی و زندگی در لحظه صحبت می‌کند. باورهای قبلی (و تنازع بقا پایه) در مورد موفقیت و هدفمندی را به چالش می‌کشد، از کسانی که غرق در معامله و خرید و فروش شده‌اند انتقاد می‌کند و سعی دارد توجه ما را به زیبایی‌های همیشگی زندگی جلب کند و از این جهت در نوع خود کم نظیر است.اگر این انیمیشن را دیده اید، خوشحال می‌شوم که نظرتان را با ما در میان بگذارید.من را در شبکه‌های اجتماعی با آدرس زیر دنبال کنید: @toluenou_ir#ارزیابی_مختصر #طلوع_نوانیمیشن روح</description>
                <category>محمد علی عبدالهی</category>
                <author>محمد علی عبدالهی</author>
                <pubDate>Mon, 01 Mar 2021 21:11:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>