<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدباقر سلیمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@science</link>
        <description>علاقه‌مند به تلفیق سه‌حوزه‌ی «برنامه‌نویسی» و «ریاضی» و «علوم انسانی»؛ معلم ریاضی در نظام رسمی و عمومی تربیت (=آموزش‌وپرورش)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 00:26:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/147991/avatar/VByCXm.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدباقر سلیمی</title>
            <link>https://virgool.io/@science</link>
        </image>

                    <item>
                <title>انسان شناسی در معلمی برای دانشگاه فرهنگیان</title>
                <link>https://virgool.io/@science/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%90-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-xz3il1g8ozpl</link>
                <description>این پست، نتیجه‌ی ارائه‌ی آقای علی ملاحان، دانشجومعلم دانشگاه فرهنگیان پردیس علامه طباطبایی بوشهر و مصاحبه‌ی من با ایشان است.ــــــــــــــــــــــــــــــ بسم الله الرحمن الرحیمو با یادِ انسان: علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز نگاهی، نظام آموزشی ما، آن ویژگی‌های انسانی را سرکوب کرده. یعنی خلاقیت را از او گرفته، اراده را از او گرفته، نمی‌تواند از ظرفیت عقلش استفاده کند و دانش‌آموز، محکوم است که یادگیری را انجام دهد!این‌ها به دلیلِ ? عدمِ شناخت انسان است!اگرنظام آموزشیِ ما، انسان را بشناسد؛برنامه‌ریزیِ درسیِ ما، انسان را بشناسد؛محتواهای ما، حتی محتوای علومِ تجربی و علومِ پایه‌یمان مثل ریاضی و شیمی، انسان را بشناسند؛معلمِ ما، انسان را بشناسدو دانش‌آموزِ ما، خودِ انسانی‌اش را بشناسد؛...دیگر در محیطِ درس?چیزی نه از عزّتِ دانش‌آموز و نه از عزّتِ معلم، کم نمی‌شود؛ذلّتِ نفس، نخواهیم داشت؛عزّت، درک می‌شود؛تولیدگریِ دانش‌آموز، درک می‌شود؛نه خلاقیتِ معلم و نه خلاقیتِ دانش‌آموز، حیف نمی‌شود؛اخلاق، فهمیده می‌شود!فقط و فقط اگر بفهمند ?که انسان چیست!دانشگاه فرهنگیان چگونه می‌تواند به معلّم، رفتارِ با دانش‌آموز را یاد بدهد؟یک راهش این است که به معلم بگوید به دانش‌آموز، این را بگو،‌ از این کلمات استفاده کن، با این لحن صحبت کن. ?‍♂️این‌ها خوب است اما ناپایدار است☝!ناپایدار یعنی? مثلاً اگر معلم، یک وقتْ سر کلاسْ عصبانی شد همه‌ی این‌ها یادش می‌رود!دیگر این‌ها نه به یادش می‌آید و نه به دادش می‌رسد?!ولی نه! یک راهِ قوی‌تر هم وجود دارد که معلم چگونگیِ رفتار با دانش‌آموز را یاد بگیرد! و آن این است که?دانشگاه فرهنگیان به معلم، نگاهی دهد که وقتی دانش‌آموز را می‌بیند،ببیند که این دانش‌آموز، کیست!چه بزرگی‌ای دارد، حتی اگر قیافه‌اش نشان ندهد!چه ظرفیتِ دانشمندی‌ای دارد، حتی اگر الآن کودن به نظر برسد!چه مقامی در بهشت ممکن است خدا به او بدهد و ما فکر کنیم که او جهنّمی است!این‌ها فقط و فقط وقتی می‌شود? که معلم، نگاهش یک نگاهِ انسان‌شناسانه باشد!?‍♂️معلوم است که این نگاه، به نگاه‌های دیگرِ معلم هم خیلی ربط دارد?معلّم، خدا☝ را چگونه می‌شناسد؛?جهان? را چه می‌بیند؛خودش?‍♂️ را چه کسی می‌بیند؟همین نگاه‌ها، نگاهِ معلم به انسان را می‌سازد.بعدش نگاهش به انسان، نگاهش به دانش‌آموز را می‌سازد.? بعدش ان‌شاءالله...هم خودش خوش‌بخت می‌شود و هم دانش‌آموزش??</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Sat, 03 Jun 2023 11:06:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بخش‌نامه‌ها، زبانت را ساخته‌اند؛ تو بگو ? از خودت چه داری؟!!</title>
                <link>https://virgool.io/nahrap/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%88-%D8%A8%DA%AF%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-reeqyynty2ob</link>
                <description>این یک مکالمه‌ی فرضی است.نمی‌گویم «گاهی نباید درس داد!» بلکه می‌گویم «بیشترِ وقت‌ها نباید درس داد!». می‌گویند واقع‌بین باش؛ می‌گویم واقع نیست اما صحیح‌بینی همین است.می‌گویم: در غیرِ جایش حاضر نیستم درس دهم.درس را نباید داد......وقتی که مانعِ تربیت است!علم را نباید داد......وقتی که مخاطب، به اهلیَتَش نرسیده!زمان را نباید غنیمت دانست......وقتی که برای دل‌زده‌کردن است!- می‌گوید: تو این‌گونه می‌کنی، پس من چه کنم؟!می‌گویم: در دریای چه‌کنم‌های ناپاک، چه نکنم مهم‌تر است!- می‌گوید: کوتاه بیا و با درس دادن، تربیت کن!می‌گویم: درس را نباید داد، وقتی که مانع تربیت است!!!- التماس‌کنان و من‌بمیرم‌گویان می‌گوید: درس را هم باید داد!می‌گویم: درس را قانون گفته و بر زبانت افتاده؛ تربیت را قانون نگفته و بر زبانت نیست!بخش‌نامه‌ها، زبانت را ساخته‌اند؛تو بگو ? از خودت چه داری؟!!</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Wed, 13 Apr 2022 16:14:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه برای تحولِ آ.پ. در آتش قدم بزنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/nahrap/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D9%90-%D8%A2%D9%BE-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-atfvmaja4xwo</link>
                <description>بسم الله(محوریتِ این پست: اولیای دانش‌آموزان)قبل از هر گونه اقدامِ تحولی، به این نکته‌ها توجه کنید?چگونه برای تحولِ آ.پ. در آتش قدم بزنیم؟1️⃣ به طور کلّی باید آماده‌ی هجمه‌ها بود.2️⃣ معمولا ولی‌ای که پیگیر کار دانش‌آموز است در اکثر موارد و به خصوص در دوره‌ی ابتدایی و راهنمایی، مادر اوست. بنابراین معمولا در صورت نگران شدن والدین، احتمالا طرف مواجهه‌ی معلم، جنس زن و در جایگاهِ مادر است. 3️⃣ اولیا به سبک قدیمیِ آموزش عادت دارند و عرف‌شکنی‌های آموزشی معمولا برایشان نگران‌کننده است. 4️⃣ در مواردی پیش می‌آید که انتقادی که به روش شما دارند را به خودتان نمی‌گویند و از نفوذشان در اداره استفاده می‌کنند و حتی بدون رعایت سلسه مراتب مستقیما گله‌ی عرف‌شکنیِ شما را پیش مسئولین اداره‌ی کل استان می‌برند. 5️⃣ مدیر در منگنه‌ی فشارِ پایین (اولیا) و فشارِ بالا (اداره) قرار می‌گیرد و اگر خودش توان کافی نداشته باشد این فشار را بدون حجاب، به شما منتقل می‌کند.6️⃣ روش‌های عرف‌شکن و تحولیِ شما احتمالا باعث فشار بر همکاران‌تان هم می‌شود. توقعات دانش‌آموزان و اولیا نسبت به همکارتان هم تغییر می‌کند و این تغییرِ توقع، باعث می‌شود که همکارتان از شما توقعی پیدا کند که ملاحظه‌ی کار او را هم داشته باشید و باعث فشار بر او نشوید.7️⃣ توصیه‌ی رهبر انقلاب این است که در کارِ تحولی در آ. پ. ملاحظه‌کاری و محافظه‌کاری را کنار بگذارید؛ در عین حال که این‌دو منافاتی با نقدشنوی و نقدپذیری ندارند.8️⃣ تحول، گل و بلبل نیست! به خصوص اوایلش! اوایلش بیشتر قدم زدن در ?آتش است! ??گل‌وبلبلی‌اش اگر محقق بشود ممکن است چند هفته یا چند ماه یا چند سال طول بکشد.چند ساله‌هایش ابهّتِ بیشتری دارند?.</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Mar 2022 15:42:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمک قرآن به «گویندگی صدا» ???</title>
                <link>https://virgool.io/@science/%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%A7-ahrqth40zhjs</link>
                <description>اول: معناقرآن شما را به «صداقت» دعوت می‌کند. صداقت در لحن صدا هم مطرح است!قرآن همیشه مهربان نیست. یک‌جا لطیف و نرم است؛ یک‌جا محکم است؛ یک‌جا غضب می‌کند!هر دوی این ویژگی‌ها از ضروریاتِ گویندگی صدا هستند و قرآن، این‌ها را به شما الهام یا منتقل می‌کند.دوم: زبان اصلیبرای گویندگی صدا آثاری در زبان اصلی قرآن هست که با معنای آن به‌تنهایی به دست نمی‌آید.هیچ ترجمه‌ای واقعاً ترجمه نیست. معنایی که قرآن می‌رساند با لحن‌ش از زبان اصلی، هماهنگ است.چرخاندن زبان، برای هر زبان غیر مادری، تمرینی بسیار مفید برای گویندگی صدا است. با چرخاندن زبان برای قرآن، شما خود را برای گویندگی هر زبان غیر مادری دیگر  مثل انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و… هم آماده کرده‌اید.</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jul 2021 12:07:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«مطالبه از» و «راهکار به» آقای رئیسی برای تحول در آموزش‌وپرورش</title>
                <link>https://virgool.io/nahrap/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DB%8C%D8%B3%DB%8C-caj3aqnv167o</link>
                <description>خطاب به مسئولین: لطفا برای بررسی این مقاله، وقت بگذارید! ان‌شاءالله که سودش فراگیر است و این که باید اهل پذیرفتن دردسر هم باشید. فقط آقای رئیسی قرار نیست این مقاله را بخواند؛ برای شما هم هست! اما شما اگر یک مسئولِ ثبات‌طلب هستید که میز و کولر اتاق‌تان را دوست دارید، این مقاله مناسب شما نیست! حرکت این مقاله، به سمت تحول است. …و این‌که تلاش نویسنده‌ی این مقاله، فقط با قلم نیست(!)؛ بنابراین مدام در حال دست‌وپنجه نرم‌کردن با خلأهای قانونی است که جلوی تحولاتِ خودجوش و کفِ‌ساختاری را می‌گیرد.بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیمسلام آقای رئیسی!اکنون که این مطلب را می‌نویسم قرآن در کنار من است و خدا را بر دل و انگشتان تایپ‌کننده‌ی خود گواه می‌گیرم که صلاح جامعه را در نظر بگیرم و کلماتم به گونه‌ای باشد که نفعش صرفاً معطوف به خود نباشد و گستره‌ی منفعتش متوجّه به قشر عامّی (اعم از مستقیم و غیرمستقیم) از جامعه باشد.بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ…!در آموزش‌وپروش فعلی، من و دوستان جوان انقلابی‌ام اجازه نداریم که با هم متحد شویم به این شکل که در کارِ معلمی‌مان یک تقسیمِ کارِ علنی شکل بگیرد و هر کدام‌مان زمینه‌ی خاصی از کار معلمی را به عهده بگیریم. ما را موظف کرده‌اند (حالا عُرفاً یا قانوناً) که هر کدام‌مان تک‌نفره تمام کارهای معلمی را انجام دهیم.اگر یک {{?«معلم»}}، یک «تخصصِ خاص» (مثل برنامه‌نویسیِ رایانه، گرافیک، گویندگی، نویسندگی وَ وَ وَ… هرچه!) داشته باشد و بخواهد از آن برای«اصلاح زیرساختی از زیرساخت‌های آموزش‌وپرورش»یا«افزودنِ امکانی بر امکاناتِ آموزش‌وپرورش»استفاده کند، طبیعتاً باید بر {{?همان‌تخصص!}} در کارِ معلمیِ خودش تمرکز کند و ممکن است نتواند بر خیلی از امور دیگری که عرفاً و بی‌خود(!) به معلمی چسبانده‌اند و همچنین اموری که ذاتاً و طبیعتاً(✅) با معلمی همراه است، تمرکز کند.⚠ چنین معلمی نمی‌تواند (یا بعضاً نباید) خود را از پست معلمی به پست اداری (در همان آموزش‌وپرورش) منتقل کند به این امید که چنین تحول‌هایی را از آن‌جا برای سایر معلمان رقم بزند. چون در بسیاری از مواقع، وقتی یک معلم به نیّتِ خیری(!) از پُست معلمی خارج می‌شود و خود را اداری می‌کند، تمرکزش بر آن اهداف هم از دست می‌رود! بنابراین، زمینه‌های قانونی را باید برای معلم در همان معلمی‌اش فراهم کرد! چون لمسِ اهداف در همان‌جا است و ایده‌های تحولی در همین کفِ معلمی ساخته می‌شود.در بسیاری از مواقع، همین معلمان، صاحبِ تخصص‌هایی هستند که شخصاً (یا به کمک دوستانِ معلم و غیرمعلم‌شان) می‌توانند ایده‌های‌خودشان را خودشان کلید بزنند. به این‌ها نگذارید که شر برسد(!) البته اگر خیر برسد هم که معقول‌تر است!در تماسی تلفنی که با یکی از دوستانم که او هم معلم است داشتم، برایم با یک حساب سرانگشتی گفت: «۵۴۰ مورد نمره‌دهی دارم که هنوز تمام نشده!» (واقعاً زمان زیادی گذشته و هنوز گرفتار نمره‌دهیِ مستمر و پایانی است?‍♂️!). او سراپا استعداد است و تخصص‌های فرامعلمیِ بسیاری دارد. او این توان را دارد که زیرساخت‌ها را شخصاً کلید بزند (ما هم همین‌طور و بقیه هم همین‌طور)!توجه کنید که ما الان در آموزش‌وپروش، نیروهای دهه‌هفتادی و دهه‌هشتادیِ جوان داریم که زیر پای خسته‌گانِ باسابقه لِه می‌شوند یا به حال‌شان دچار می‌شوند!دو حرکتِ مهم وجود دارد:? حرکت اول: ? کارهای اضافیِ معلمی حذف شود و معلم گرفتارِ۱. ⚠ سنّت‌های بی‌خود۲. ⚠ عُرف‌های بی‌توجیه۳. ⚠ قانون‌های بی‌خاصیت۴. ⚠ نکاتِ علمیِ منسوخ‌شده…نشود. حرکت دوم: ? شرایطِ قانونی و عُرفی (که هردو مهم است) برای تحول توسط نیروهای خودجوشِ کفِ ساختار (که معمولا جوان هستند) فراهم شود. حرکت‌های تحولیِ خودجوش، اشاره به این سه دارد:۱. ?امکانات‌سازیِ خودجوش۲. ?زیرساخت‌سازیِ خودجوش۳. ?️‍♂️حرکت‌های مطالبه‌گرانه در برابر خلأهای قانونی (یعنی ممکن است تغییرِ یک قانون، زمان ببرد اما کارِ تحولی را نمی‌توان معطّل کرد!)و هم‌چنین این موارد در این مسیرْ مطرح‌اند:۱. تقسیم‌کارهایی که گاهی به شکل خودجوش بین معلمان شکل می‌گیرد و تصمیم به اداره‌ی اشتراکی کلاس می‌گیرند، باید حمایتِ عرفی شود. ظاهرا این مورد بیشتر، مشکلِ عرفی دارد تا قانونی و همان عرف‌ش کار خودش را می‌کند. توجه کنید که معلمان اگر تقسیم‌کارِ خودجوش برای اداره‌ی کلاس را شروع کنند، بعدش خلأهای قانونی‌اش هم پیدا می‌شود ولی الان مسائل عرفی‌اش اصلاً اجازه‌ی قدم‌برداشتن نمی‌دهد!در هر صورت اداره‌ی اشتراکی کلاس، یک امر ضروری است و نباید معطّل بماند!?نام‌گذاری این بند: {{حمایت از اداره‌ی اشتراکیِ کلاس و تقسیم‌کارِ معلمان}}۲. با توجه به ظرفیت بالای رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی برای تاثیرگذاری بر عُرف و اذهان مردم (و به خصوص بر ذهنیت والدین از رویکردهای آموزشی)، نیاز است که «هنرمندان رسانه‌ای» برای همکاری با «معلمان»، در بحثِ «عُرف‌سازی‌های پاکِ آموزشی» (در نقطه‌ی مقابلِ مافیای آموزشی) به کار گرفته شوند.?نام‌گذاری این بند: {{رسانه برای پاکی و نه برای مافیا}}۳. مدیران توجیه شوند که زیرساخت‌سازی و امکانات‌سازی، ممکن است نیاز به زمان بیشتری داشته باشد. تحمّلِ مدیرانِ مدارس، از معلمانِ کفِ ساختار برای امکانات‌سازی، ممکن است در حد دو ماه باشد (به اقتضای بازه‌ی سال تحصیلی). این مدیران، خودشان تحت فشارِ توقّعِ دیگران هستند، پس این فشارها باید از مدیران برداشته شود تا بتوانند به زیردستان‌شان اجازه‌ی زیرساخت‌سازی و کارِ طولانی‌مدت (حتی طولانی‌تر از بازه‌ی سالِ تحصیلی) بدهند.?نام‌گذاری این بند: {{آرامش دل مدیر}}۴. سازوکارهای نگران‌کننده‌ی والدین درباره‌ی نتیجه‌ی تحصیلی برداشته شود و بیشتر به رشدِ درون‌جوشِ علمی توجه شود! قُرص‌کردنِ دلِ والدین نسبت به نتیجه‌ی تحصیلِ فرزندشان (با تضمینی که ساختار و قانون به آن‌ها خواهد داد)، فشارها را از مدیرانِ مدارس و از کارکنانِ اداریِ آموزش‌وپرورش برمی‌دارد. این بند، معنای مرسومِ سنجش را زیرسوال می‌برد و معانیِ تحولیِ جدیدی را برای سنجش، مطرح می‌کند! توجه کنید که مثبت‌سازیِ سنج، به معنای حذف الزام نیست؛ تحصیل می‌تواند ?هم الزامی باشد و ?هم سنجش‌ش مثبت باشد.منفی‌گراییِ نابه‌جا در سازوکارِ سنجش در آموزش‌وپروش، فشار زیادی را بر خانواده‌ها وارد کرده. خانواده‌ها هم این فشار را به معلّم، مدیرِ مدرسه و اداره منتقل می‌کنند.?این فشار و استرس در فضای مدارس و حتّی ادارات(!)، پیچیده و تربیتِ فطری و طبیعی را فلج کرده!?نام‌گذاری این بند: {{مثبت‌سازی قضاوت‌های تحصیلی}}۵. سازوکارهای منفی‌گرای سنجش، نگرانی والدین را ایجاد کرده. نگرانی والدین، برای‌شان نیازِ مصنوعی ساخته. با توجه به فرصت‌طلبی مافیای آموزشی و فشارهای مالی‌ای که بر اولیا خواهند آورد، باید معلمانی که زیرساخت‌سازی می‌کنند، برای ساختنِ زیرساخت‌های همگانی و رایگان، حمایتِ قانونی و عرفی شوند تا نیازهای والدین، گره نخورد به امکاناتِ خارج از نظام رسمی و عمومی!اگر {{زیرساخت‌سازی‌های همگانی و رایگان}}، ?مبنایی و قَدَر و همه‌فن‌حریف و جامع و مولِّد و دائم شوند (که توصیف‌ش در آیات ۲۴ تا ۲۷ سوره‌ی ابراهیم به عنوان «کلمه‌ی طبیه» آمده)؛ آن‌گاه مافیای آموزشی (که توصیف‌ش در همان آیات با عنوان «کلمه‌ی خبیثه» آمده) دیگر دلیل و توجیهی برایش برای باقی‌ماندن نمی‌ماند?‍♂️!یعنی بعدش مافیا خودش باید خودش را بکُشد، پس‌زده‌شود و کسی محلّ‌ش نگذارد! (مافیا باید به مرضِ «لَامِسَاس»ـِ جنابِ سامری در آیه‌ی ۹۷ سوره‌ی طه دچار شود!)?نام‌گذاری این بند: {{شجره‌ی طیبه‌ی زیرساخت‌سازی}}۶. به تدوینِ «سندِ تحولِ زیرساخت‌های الکترونیکی» برای آموزش‌وپرورش باید فکر و اقدام کرد و در ۱.تدوین و ۲.اجرایی‌کردن‌ش باید از جوانانِ صاحب‌تخصص و صاحب‌استعداد استفاده کرد.?نام‌گذاری این بند: {{تدوین سند برای زیرساخت‌سازی الکترونیکی}}۷. بند ۴م (مثبت‌سازی قضاوت‌های تحصیلی) به مسائل تئوری قضاوت وابسته است. بنابراین در پردازش آن باید از صاحب‌نظران قضاوت هم کمک گرفت. در بند ۴م صحبت از این پیش می‌آید که کِی و چگونه به قضاوت بپردازیم. مثالی از تئوری قضاوت: «نَحنُ نَحكُمُ بِالظّاهِرِ وَاللّهُ يَتَولَّى السَّرائِرَ(شرح اصول الكافى، ج ۸ ، ص ۱۷۳)» این روایت در این‌جا چنین کاربرد دارد: از سندِ زیرساخت‌سازی (بند ۶) این انتظار می‌رود که بتواند آن عینیت‌هایی را که برای قضاوتِ تحصیلی نیاز است به ما بدهد! فضای الکترونیکی، عینیَّت‌هایی را برای قضاوت می‌سازد.فضای الکترونیکی، {{عینیَّت‌هایی}} را برای قضاوتِ تحصیلی می‌سازد.قضاوت تحصیلی، قرار است {{مثبت‌گرا}} باشد.پس عینیت‌هایی می‌خواهیم که به دردِ قضاوتِ مثبت بخورد!?نام‌گذاری این بند: {{کار تخصصی بر تئوریِ قضاوتِ تحصیلی}}✋صَلّی‌الله‌ُعَلَیْکِ‌یافاطِمَةُالزَّهْراء??</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Mon, 28 Jun 2021 11:52:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لزوم ابداع «ریاضیِ ارتباط» (پس از شکست نمره در آموزش‌وپروش)</title>
                <link>https://virgool.io/@science/%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B9-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%90-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%85%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B4-r6toizvedd8a</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیماولاً یک عذرخواهی که این مقاله در تنگی وقت نوشته می‌شود?‍♂️?!ثانیاً یک هشدار که شعر نمی‌گویم?! ثالثاً بحث از علمی است که یک پای قراردادی در «ریاضی» دارد و یک پای معنوی در «معارف» دارد و یک پای منطقی در «علوم انسانی» دارد?! (کدوم علمی این‌طوری شناخته می‌شه)رابعاً به تجربه‌ی مدارس مسجدمحور (از مجموعه‌ی خودجوشِ تمدن‌سازی امام خمینی) نگاه کنید که {بدون هیچ ثبتی یا نمره‌ای درباره‌ی دانش‌آموزان} و بیشتر با کاریزمای رهبری، اوضاع و تربیتِ دانش‌آموزان را مدیریت می‌کردند!خامساً به شکست نمره در آموزش‌وپروش نگاه کنید!سادساً به امکان رسمیت‌بخشی به حساب‌کتاب‌های بر اساسِ معارف، در قالبِ قراردادهایی (کاغذقلمی یا هر چی!) که حداقل دانایان می‌فهمند فکر کنید!سابعاً به امکان استفاده از چنین قراردادهایی برای مدیریتِ ارتباط انسان‌ها و اتصال دل‌ها به یک‌دیگر فکر کنید!ثامناً به نام‌گذاری این قراردادها به عنوان یک علم، فکر کنید!تاسعاً به جایگزین‌کردنِ این علم به جای فنِّ(!) بروکراسی غربی برای نمره و مدیریت دانش‌آموزان فکر کنید!عاشراً  به این‌که «اگر صلوات نفرستید هیچ‌چیزی نخوانده‌اید» هم فکر کنید?! ما باید بدانیم که معنویات هم حساب‌کتاب دارند و توهّم نیستند! اگر توهم‌اند پس کارکردشان(=اثرگذاری‌شان) به چه دلیل است?؟! «رسمیت‌بخشی(!)» به این حساب‌کتاب‌ها به چه شکل است یا به چه شکل ممکن می‌شود؟ (منبع تصویر: کانال راه شهدا)</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Jun 2021 09:02:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویکرد فعلی «جامعه‌ی آکادمیک» نسبت به «ریاضیات جدید» (+ مطالبه از دولت انقلابی)</title>
                <link>https://virgool.io/@science/%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%81%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%DB%8C-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-y9m5v4pnzqbs</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیم!به نام خدای تصویرگر!اگر شما مقاله‌ای بنویسید که در اون بعضی مسائلِ علوم انسانی رو به ریاضی وصل کنید و سپس بعضی متخصصان ریاضی بیایند و مقاله‌ی شما رو بخونن ممکنه فکر کنن که شما شعر گفته‌اید!!شعر خودتی!این فکرشون به این دلیله که در جامعه‌ی آکادمیک، «مدل‌سازی ریاضی» محدود شده و در عمل، کسی اجازه نداره ریاضیات جدید بسازه (البته در عمل! چون به صورت تئوریک، بی‌اشکال‌بودنش قابل‌اثباته!).در جامعه‌ی آکادمیک، راه برای قراردادسازی تنگ شده (این عقیده‌ی منه).به همین دلیل هست که شما وقتی میاید در یک مقاله، علوم انسانی رو به ریاضی وصل می‌کنید همه شگفت‌زده و زوق‌زده می‌شن! این در حالیه که باید کارِ شما بسیار طبیعی به نظر می‌رسید! شما باید اجازه داشته باشید به راحتی، یک ریاضی جدید به نام خودتون ثبت کنید، با قراردادها و زبانِ کاربردی‌تر‍ (کاربردْ برای فضایی که قراره با «همون‌ریاضی‌تون» مجسّم بشه دیر یا زود…! و تَجسّمِ فضایی که ممکنه فقط با «گذرِ زمان» ممکن بشه)!پس باید مطالبه کرد!پس در یک دولت انقلابی باید چنان کار بشه که هم ?«قوانین»و هم ?«ذهنیت‌ها»و هم (در آینده) ?«زیرساخت‌ها»با شما (به عنوان کسی که نیّتِ ریاضی‌سازی کرده) همراهی کنند و در ریاضی‌سازی (=ابداع ریاضیات جدید)، احساس تنهایی نکنید! و من هم‌اکنون این رو از آیت‌الله رئیسی مطالبه دارم!اما جامعه‌ی آکادمیک متاسفانه راه رو برای شما بسته.ــــــــــــــــــــــــــ‌ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ‌ــــــــــــاگر دوست داشته باشید می‌تونید مقالات من رو در ویرگول درباره‌ی ریاضی و مدل‌سازی ریاضی ببینید. https://virgool.io/@scienceالبته کانالی هم در سروش دارم http://sapp.ir/sanjesh_riazi (که به فکر انتقال‌ش به ایتا هستم)و همچنین کتابی رو استاد سید مرتضی حسینی الهاشمی نوشته‌اند به نام «تحول در ریاضیات، لازمه‌ی تحول در علوم انسانی»و همچنین مصاحبه‌ی این استاد در این لینک https://mehrnews.com/xMCdW</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Sun, 20 Jun 2021 10:00:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«کفِ ساختار»، برای تحول!</title>
                <link>https://virgool.io/nahrap/%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-o3bcqqgyxwqb</link>
                <description>(از نگاهِ محمدباقرِ سلیمی:) تحوّل، از آن‌چه در دلِ یک شخص هست شروع می‌شود و به اتصالِ دل‌ها ختم می‌شود.نگاه مقام معظم رهبری به جمهوریت، صرفاً برای مقبولیت نیست! بلکه جمهوریت برای رشد فکر است. جمهوریت، مسیرِ رشد و اثرگذاری را برای افرادِ کفِ ساختار، ایجاد می‌کند.برای آموزش‌وپرورش، چنین مطالبه داریم که ساختار به گونه‌ای باشد که در این مقاله می‌بینید. ما ابتدا از تشکل‌های مردمیِ معلمان، ایجاد نمودهای اولیه‌ی چنین ساختاری را انتظار داریم و سپس تزریق چنین رویکردی را به ساختارِ رسمیِ آموزش‌وپرورش مطالبه می‌کنیم:ـــــــــــــــــــــ۱) افرادِ کفِ ساختار، باید «احساسِ تاثیرگذاربودن» بکنند.۲) موانعِ «حرکت‌های آتش‌به‌اختیار»، برداشته شود.۳) متخصصانِ آتش‌به‌اختیار را باید «به هم معرفی کرد و بین‌شان صمیمیت ایجاد کرد».ـــــــــــــــــــــموردِ دوم و سوم، احساسِ تاثیرگذاربودن را در وجودِ شخصِ کفِ ساختار، زیاد می‌کند ?پس این دو مورد، باعثِ موردِ اول هستند! یعنی خلاصه‌ی این سه‌مورد می‌شود مدیریت احساس تاثیرگذاری در کفِ ساختار!و ?جالب است ادعا کنیم که بیشتر از این نمی‌خواهیم!?چرا بیشتر از این‌سه‌مورد نمی‌خواهیم?؟!?☝چون که افرادِ کارساز، خودشان در کفِ ساختار وجود دارند!سوال‌های جزئی‌ترهر یک از افراد کف ساختار، چه هویتی و علایقی و توانایی‌هایی دارد(با نگاهِ فراچارتی!)؟!در چه نقاطی، اتصال این افراد به هم، کلید می‌خورد؟!ابزارهای صمیمت‌شان چیست؟!احساس اثرگذاری‌شان چه ابزارهایی می‌طلبد و چه موانعی دارد که باید برداشته شود؟!?صلوات? بر محمّد و خاندانِش?✋!…که اثر هم یعنی «وجود» و «صدا»♬ و «نگاه»? و «دستِ»? محمد در این عالَم!</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Jun 2021 18:52:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کسی دستش برای مدل‌سازی کردنِ یک ریاضیِ جدید، باز است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@science/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C-p3wnrqcehsr0</link>
                <description>بسم الله       … الرحمن               … الرحیم                       ?برای یک ریاضیِ جدید، مدلِ جدید می‌خواهیم؛ برای یک مدلِ جدید، نمادِ جدید می‌خواهیم؛ برای یک نمادِ جدید، «پذیرش» می‌خواهیم!سلام! چه کسی دستش برای مدل‌سازی کردنِ یک ریاضیِ جدید، بازه؟                                  …همْمْـ?!!                         فِـ...ـکر کن! فـ...ـکر کن!?☝ …آهْـ ـهّا…! فهمیدم…! کسی که دستش برای «رسمیت‌دادن» به اون مدلی که اختراع می‌کنه باز باشه!چه‌طوری می‌شه «رسمیَت» داد؟!                      …بازم? …?همْمْمْـ?!!                       فِـ...ـکر کن! فـ...ـکر کن!?☝ …آهْـ ـهّا…!   اولاً:     باید کاربرد داشته باشه!   ثانیاً:     باید ابزار داشته باشه!اولی برای این که «به‌دردبخوره» و دومی برای این که «بشه‌استفاده‌ش‌کرد»!مثلا:?زبان‌های برنامه‌نویسی، از واضح‌ترین و بارزترین آورندگانِ مدل‌های جدید برای ریاضی هستن! از خودشون هرچی بخوان در میارن و زورشون از ریاضی‌دان‌ها هم برای پذیروندنش بیشتره!?شما اگر نیای یه زبان برنامه‌نویسی اختراع نکنی که هییـــچ‌کسی نتونه نیاد جذبش بشه…        اون‌موقع، ☝حرفت حرفه و راه فراری ازش نیست و مدل‌ت مدل می‌شه!سلام بر مدل‌آورِ پاک‌ترین آیینِ عالَم، ?«مُحَمَّد» …! ??? </description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Tue, 08 Jun 2021 10:12:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا مبحث «مدل‌سازی ریاضی» با «ریاضیات کاربردی» یکی است؟ (و چرا چنین تصور شده)</title>
                <link>https://virgool.io/@science/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%A8%D8%AD%D8%AB-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%86%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B5%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%87-dfzf99ubpheb</link>
                <description>بسم الله، سلام بزرگواران!می‌خوام امروز براتون قصه بگم، قصه‌ی غریبی و غصه بگم?قصه‌ی غریبیِ «مدل‌سازی»! مدل‌سازی‌ای که فراموش شده و با «ریاضیات کاربردی» اشتباه گرفته می‌شه.مدل، چیه؟!مدل اون چیزیه که با ?«ذهن» کار داره و به تجسم و تصور و خوب‌درنظرگرفتن و خوب‌مُشرِف‌بودن کمک می‌کنه.مثلا وقتی شما شکلی رو بر کاغذ بکشید که اون‌چیزی که توی ذهنتونه «هم نپّره?!» و «هم بتونید به دیگران منتقلش کنید!»، مدل‌سازی کرده‌اید.یا وقتی انگشتان دست خودتون رو می‌بینید و برای این‌که اشاره‌ای به تعدادشون باشه، نمادِ «۵» رو روی کاغذ می‌ذارید، مدل‌سازی کرده‌اید.یا وقتی برای یک شخص نابینا با خط برِیل یادداشتی می‌نویسید، براش مدل‌سازی کرده‌اید.یا وقتی با زبان اشاره با یک شخص ناشنوا صحبت می‌کنید، برایش مدل‌سازی کرده‌اید.? یا مثلا وقتی برای ابراز ناراحتی‌تان از فراموش‌شدن «مدل‌سازی ریاضی» در جامعه‌ی صاحب‌نظران و اشتباه‌گرفته‌شدنش با «ریاضیات کاربردی»?، یک ایموجی به این شکل «?» می‌گذارید، با این کار «احساس‌تان را مدل‌سازی کرده‌اید!»? ?بله که احساس هم مدل‌سازی می‌شود?!?YES...! ?THIS IS MODELSAZIYEKHODEMOUN✊!?چه شده که «مدل‌سازی ریاضی» با «ریاضیات کاربردی»، یکی درنظرگرفته‌شده?؟!? ثابت فرض کردن ریاضیات فعلی?!شما اگر ریاضی را ثابت درنظربگیرید، دیگر به تغییر قواعد یا زبان آن فکر نمی‌کنید. ببینید یک ریاضی‌دان، ریاضی را کدام ریاضی می‌داند: ۱.«ثابت»؛ ۲.«ثابتِ پیشرفت‌پذیر»؛ ۳.«تغییرپذیر».به نظر می‌رسد نگاهِ غالبِ ریاضی‌دانان، مورد دوم بوده است.</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Thu, 20 May 2021 10:22:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یکی از فصل‌های «سند تحول» را بخوانید که فقط نصف صفحه است!</title>
                <link>https://virgool.io/nahrap/bayaniye-mamuriat-r2bm7ootddrl</link>
                <description>بسم الله، سلام دوستان✋!داشتم سند تحول را ورق می‌زدم. به فصلی رسیدم که فقط نصف صفحه است و دلم نیامد با این اختصارش کسی از خواندنش محروم شود??بیانیه‌ی مأموریتوزارت آموزش و پرورش مهم‌ترين نهاد تعلیم و تربيت رسمی عمومی، متولی فرآیند تعلیم و تربيت در همه‌ی ساحتهای تعلیم و تربیت، قوام‌بخش فرهنگ عمومی و تعالی بخش جامعه اسلامی بر اساس نظام معیار اسلامی، ?با مشارکت خانواده?، نهادها? و سازمان‌های دولتی و غير دولتی???? ? است. اين نهاد مأموريت دارد با تأکيد بر ?شايستگی‌های پايه?، زمينه‌ی دستيابی دانش‌آموزان در سنين لازم‌التعليم طی 12 پايه (چهار دوره تحصيلی سه‌ساله) تحصيلی به مراتبی از حيات طيبه در ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و جهانی را بصورت نظام‌مند، همگانی، عادلانه و الزامی در ساختاری کارآمد و اثربخش فراهم سازد. انجام این مهم نقش زیرساختی در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی خواهد داشت.</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Sun, 09 May 2021 20:00:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حالت‌های کار کردن با تشبیه</title>
                <link>https://virgool.io/@science/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-yyybfrkec4sl</link>
                <description>مخاطب این مقاله: متخصصان «شناخت‌شناسی»، متخصصان «اختلالات یادگیری»مهارت کار با تشبیه، دو حالت دارد:۱. کار با تشبیه به شکل «خودآگاه»:که معمولا به راحتی قابل تبدیل به بیان است و خودش دو حالت دارد:حالت اول. «تولید» کردن تشبیه کلامی جدیدحالت دوم. «درک» کردن تشبیه کلامی جدیدی که دیگری تولید کرده.۲. کار با تشبیه به شکل «ناخودآگاه»:ما اکثر چیزهای جدید را برای درکش به چیزهایی که قبلاً دیده‌ایم تشبیه می‌کنیم و معمولا خودمان متوجه نمی‌شویم که این درک جدید، با تشبیه به پدیده‌های قبلی به وجود آمده. در ریاضی معمولا مفهومِ «تناظر» از جنس تشبیهِ ناخودآگاه است و معمولا تبدیلش به کلام کار سختی است.</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Sun, 09 May 2021 00:24:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقطه‌ی شروع تفکر ریاضی</title>
                <link>https://virgool.io/@science/%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C-e7x7ybf8ol9d</link>
                <description>بسم الله?سلام✋ذهن انسان که برای ریاضی پرورش پیدا می‌کند، ?از کجا شروع می‌شود این رشدش؟تمام نشأت‌ها حساب‌وکتابی دارند (حتی نشأت تفکر)ریاضی بُعد مُجَرَّد و غیرمادی دارد.آماده شدن برای ریاضی =&gt; یعنی آماده شدن برای یک علم مجرد.آماده شدن برای تفکر مجرد =&gt; یعنی آماده شدن برای علمی که قرار نیست کارش حتماً با چشمِ سر و حواسِ پنج‌گانه باشد.آماده شدن برای تفکری فراتر از حواس پنج‌گانه =&gt; نیاز به تشبیه دارد.پس…? نقطه‌ی شروع تفکر ریاضی، مهارت در «کار با تشبیه» است.این یک نگاهِ ?«شناخت‌شناسانه»? به ریاضی است و از نگاه‌های دیگر هم می‌شود به ریاضی نگاه کرد.یا مَن لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ----------------------------------------------------------------------------------------پی‌نوشت: این کلمات، هم‌معنی هستند: مجرد/ غیرمادی/ انتزاعی/ Abstract/ … </description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Sat, 08 May 2021 17:09:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم‌های برنامه‌نویسی را با سرعت ۱.۷ الی ۳ ببینید!</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D8%B9%D8%AA-%DB%B1%DB%B7-%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DB%B3-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AF-kln7mgr2smvj</link>
                <description>یا سریع الحساب!?سلام! در این مقاله دو ?ابزارِ فنی و بصیرتی برای سریع ?دیدن که نه?… خیلی‌سریع دیدنِ فیلم‌های آموزشِ برنامه‌نویسی ارائه می‌شود.بسم الله الرحمن الرحیم۱. ابزار فنیپات‌پلیربرای سریع دیدن فیلم‌های برنامه‌نویسی پیشنهاد می‌شه پات‌پلیر رو نصب کنید و برای کنترل سرعت از کلیدهای Z  و X و C استفاده کنید.۲. ابزار بصیرتینکته‌ی اول: پیشرفتِ سریع، به بحثِ «ارتباط سرعت و تدریج» ربط داره.تدریج یعنی درجه‌درجه و ارتباطی به سرعت نداره?… ??!همون‌طور که بعضی از علما و عرفا طی‌الارض دارن، بعضی از علما و عرفا طی‌اللسان هم دارن. یعنی مثلا توی کسری از ثانیه دعای کمیل رو می‌خونن.اون‌ها تدریج رو دارن و ترتیب حروف رو رعایت می‌کنن و فقط مستقل از زمان شده.ما هم همه‌ی پیش‌رفت‌هامون به شکل درجه‌درجه پیش می‌ره ولی این به این معنی نیست که آروم پیش بره. (یعنی تدریج، مستقل از زمان هست.)نکته‌ی دوم:علم تندخوانی، تند دیدن و تند شنیدن رو هم بالا می‌بره (کلاً تُنْدْگِرفتنِه!)در این علم می‌گن اگر چیزی بفهمی و رها کنی عمراً از یادت نمی‌ره.در مثالش می‌گن فرض کنید که مادربزرگ شما سخنرانی‌ای رو شنیده و به خونه میاد و می‌گه: «امروز حاج‌آقا عجب صحبتایی کرد تو مسجد»! وقتی ازش می‌پرسید: «خب چی گفت؟!» می‌گه: «یادم نمیاد?!». چند روز بعدش یه دفعه خیلی بی‌ربط، مادربزرگ شما یادش میاد و تعریف می‌کنه!اینه که در علم تندخوانی می‌گن: «اگر بفهمی و رها کنی، عمراً از یادت نمی‌ره.»Conclusion!(  …?)این علم‌هایی که ما کار می‌کنیم در ?بُعدِ افقیِ علم? هستن و فقط وقتی معنوی می‌شن که خودمون بهشون بُعدِ عمودی? هم بدیم.</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Thu, 29 Apr 2021 11:34:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همت بلند آموزش‌و‌پرورشی دارم، کجا باید ببرمش؟!</title>
                <link>https://virgool.io/nahrap/%D9%87%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A8%D8%B1%D9%85%D8%B4-pvo8wiiaedpa</link>
                <description>بسم‌اللهسلام✋شما فقط ☝یک آدرس بدهید که من بدانم در آموزش‌وپرورش، همت بلند معلمی‌ام را به چه کسی بدهم تا بگیرد و بر سرم نکوبد؟!???حالم خوبه هنوز?✋به دانش‌آموز؟او که در هر صورت اعتراض دارد! (به بعدی‌ها باید امید داشت!)به والدین؟آن‌ها چون توجیه نمی‌شوند اعتراض می‌کنند و این که دنبال نتیجه‌ی «سریع✊!» هستند!?به اداره؟او می‌خواهد دانش‌آموزان و والدین اعتراض نکنند! (ترس از دو نقطه)به مدیر؟او می‌خواهد دانش‌آموزان و والدین و اداره اعتراض نکنند! (ترس از سه نقطه)شما انتظارتان از کدام بیشتر است؟</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Apr 2021 11:45:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک ریاضی راست‌چین بسازیم؟?</title>
                <link>https://virgool.io/@science/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-wp2ac9h3x3jd</link>
                <description>ریاضی‌سازی? سلام?! الان با هم یه ریاضی راست‌به‌چپ با PEGjs می‌سازیم?! ?نفس‌ها رو در سینه حبس کنید!?بسم‌الله?کمی ریاضی‌شناسیخودِ ریاضی، یک مفهومِ ?«مُجَرَّد» است؛ یعنی ?انتزاعی اَاَاَست؛ ?یعنی لمس کردنی نیییست؛ ?‍♂️یعنی دیدنی نییست؛ ?یعنی مادّی هم نییست!(??...) ?پس چه بکنیم با آن…!?? این‌جا است که «مدل ریاضی» به داد ما می‌رسد?! (الان می‌گویم چه صیغه‌ای است?)تَماااااااااامِ ریاضی‌ای که شما می‌شناسید ?«مدل» ریاضی است و نه خودِ ریاضی?!حتی زبان ریاضی هم یک مدل ریاضی است. یعنی وقتی داریم به زبان ریاضی چیزی را می‌نویسیم یا حتی بالاتر از آن، وقتی که داریم زبان ریاضی را دستکاری می‌کنیم داریم در حوزه‌ی مدل‌سازیِ ریاضی کار می‌کنیم.پس…وقتی می‌آییم با PEGjs زبان ریاضی را کمی به دلخواه خودمان تغییر دهیم، داریم در حوزه‌ی مدل‌سازی ریاضی کار می‌کنیم. کمی جرأت!ریاضی، علمی است که هر کسی به خودش اجازه‌ی دست‌کاری‌اش را نمی‌دهد. ولی ما در این مقاله شما را به دست‌کاری‌اش دعوت می‌کنیم?! (پویش هم می‌تونه بشه)شروع دست‌کاری زبان ریاضیما دست‌کاری زبان ریاضی را با استفاده از PEGjs انجام می‌دهیم. اما در این مقاله قصد آموزش PEGjs را نداریم. شما به هر شکلی می‌توانید دست‌کاری زبان ریاضی را انجام دهید اما ما در این‌جا برای مثال، یک ریاضیِ فارسی و راست‌به‌چپ می‌سازیم?!بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم۱.  وارد این لینک شوید: https://pegjs.org/onlineنمای ویرایش‌گر پِگ۲.  کادر سمت چپ مخصوص وارد کردن گرامر زبانی است که شما اختراع می‌کنید. کدهای پیش‌فرض‌ش، مثالی برای محاسبه‌گرِ عدد است، با همان زبان عادی ریاضی. این کدهای کادر سمت چپ را پاک کنید و کدهای زیر را در آن جای‌گذاری کنید:Paste it there:// -_-_-_-_-_-_-_ RTL Mathematics _-_-_-_-_-_-_- //{function toEnglishDigit(text) {let find = [&#x27;۰&#x27;, &#x27;۱&#x27;, &#x27;۲&#x27;, &#x27;۳&#x27;, &#x27;۴&#x27;, &#x27;۵&#x27;, &#x27;۶&#x27;, &#x27;۷&#x27;, &#x27;۸&#x27;, &#x27;۹&#x27;];let replace = [&#x27;0&#x27;, &#x27;1&#x27;, &#x27;2&#x27;, &#x27;3&#x27;, &#x27;4&#x27;, &#x27;5&#x27;, &#x27;6&#x27;, &#x27;7&#x27;, &#x27;8&#x27;, &#x27;9&#x27;];let replaceString = text;let regex;for (let i = 0; i &lt; find.length; i++) {regex = new RegExp(find[i], &quot;g&quot;);replaceString = replaceString.replace(regex, replace[i]);}return replaceString;};}Expression= head:Term tail:(_ (&quot;با&quot; / &quot;ازش&quot;) _ Term)* {return tail.reduce(function(result, element) {if (element[1] === &quot;با&quot;) { return result + element[3]; }if (element[1] === &quot;ازش&quot;) { return result - element[3]; }}, head);}Term= head:Factor tail:(_ (&quot;در&quot; / &quot;بر&quot;) _ Factor)* {return tail.reduce(function(result, element) {if (element[1] === &quot;در&quot;) { return result * element[3]; }if (element[1] === &quot;بر&quot;) { return result / element[3]; }}, head);}Factor= &quot;(&quot; _ expr:Expression _ &quot;)&quot; { return expr; }/ IntegerInteger &quot;integer&quot;= _ [۱۲۳۴۵۶۷۸۹۰]+ { return parseInt(toEnglishDigit(text()), 10); }_ &quot;whitespace&quot;= [ \t\n\r]*۳.  وارد کادر سمت راست شوید و متن‌ش را پاک کنید.۴.  بر صفحه‌کلیدتان، کلید «Ctrl» سمت راستی و «Shift» سمت راستی را با هم فشار دهید تا ویرایش‌گر، راست‌چین شود.۵.  تبریک می‌گویم?! حالا شما یک ریاضی راست‌چین اختراع کرده‌اید.???قواعد این ریاضیِ راست‌چین:به جای «+» بنویسید «با».به جای «-» بنویسید «ازش».به جای «*» بنویسید «در».به جای «/» بنویسید «بر».به جای «1و2و3و...» بنویسید «۱و۲و۳و...»  (که البته می‌شود لزومش را برداشت).⚠ از قراردادن فاصله‌ی اضافی در انتهای عبارت خودداری کنید.// چند مثال آماده:۲۵ ازش (۳ در ۷)    // می‌دهد ۴۵ با ۱۰ ازش ۳    // می‌دهد ۱۲۱۸ بر ۳    // می‌دهد ۶۳ با ۱۸ بر ۳    // اولویت با تقسیم است و می‌دهد ۹// به همین ترتیب می‌توانید عبارت‌های دیگری را برای محاسبه بنویسید.و حالا شما هر طور که خودتان دوست دارید ریاضی بسازید?!✋یامهدی??!</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Apr 2021 17:04:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زبانی که نمی‌دانم در «کدام سطح» کامپایل می‌شود!</title>
                <link>https://virgool.io/@science/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%B7%D8%AD-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-c4djjqselg9f</link>
                <description>زبان‌ها، نمادها هستند و نیاز به ترجمه دارند. ترجمه‌ای که به درک تبدیل شود.زبان(:نمادهاونشانه‌ها)   ==&gt;  ترجمه  ==&gt;  درکحالا هر زبان در سطح خاصی کامپایل می‌شود و انتظار خاصی از مترجمش داریم.انتظار ما از مترجم، به انتظار ما از «درکی» که راضی‌مان کند ربط دارد. این که می‌خواهیم خروجی ترجمه، ?چه درکی باشد!مثلا درباره‌ی زبان GO:Go, or Golang, is an open source programming language. It’s statically typed and ?produces compiled machine code binaries.??انتظارمان این است که با ترجمه‌ی Go به راحتی به باینری و زبان ماشین برسیم.?حالا به هر زبان و نشانه‌ای رسیدید به این فکر کنید که در کدام سطح کامپایل می‌شود و قرار است درکش (یعنی معنای واقعی‌اش) در کدام سطح اتفاق بیافتد!حالا نماز را یک زبان (و نشانه) فرض کنید. ?درکش (و معنایش) در کدام سطح قرار است باشد! آیا به باینری راضی هستیم؟!??‍♂️ یا باید به «قبل از باینری» کامپایل شود!??</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Fri, 16 Apr 2021 06:55:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استفاده از «جاوا اسکریپت» در محیط «تایپ اسکریپتی»</title>
                <link>https://virgool.io/@science/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D8%AA%DB%8C-pulbuudll5nz</link>
                <description>بسم‌الله۰. فایل jsتان باید شامل «module.exports = » باشد.۱. فایل jsتان را (مثلا ali.js) هر جای پروژه‌ی تایپ‌اسکریپتی (مثلا انگولاری یا...) که دلتان می‌خواهد بگذارید.۲. کنارش با همان نام، یک فایل خالی با پسوند .d.ts درست کنید:ali.d.ts۳. برای پر کردن این فایل خالی به سایت https://www.typescriptlang.org/play بروید و در سمت چپ، محتوای همان فایل ali.js را جای‌گذاری کنید. سپس از سمت راست، تبِ .D.TSرا انتخاب کنید. محتوایی که به شما می‌دهد را کپی و در همان فایل ali.d.ts بریزید و save...! (مواظب باشید اگر در این خروجی، «export =» دیدید به «export default» تغییر دهید.)۴. هر جای پروژه که دلتان خواست بروید و هر فایل ts که دلتان خواست باز کنید و importش را بنویسید (بدون پسوند معمولا).حالا پروژه‌ی تایپ‌اسکریپتی شما، آن فایل جاوا اسکریپتی را به شکلِ تایپ‌دار می‌شناسد و تایپ‌اسکریپتی استفاده می‌کند.✋یاعلی!? و التماس دعا?مطالعه‌ی بیشتر:https://www.typescriptlang.org/docs/handbook/declaration-files/templates/module-d-ts.htmlhttps://www.typescriptlang.org/docs/handbook/declaration-files/introduction.html(منابع گذاشتم تا خلاصه‌نویسی‌م جبران بشه. حاشیه زیاد داره.)</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Apr 2021 13:16:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ثواب سلام در اسلام (ویژه‌ی برنامه‌نویسان?!)</title>
                <link>https://virgool.io/@science/%D8%AB%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-j965scorrueu</link>
                <description>سلام!مدتی است که در راستای همان رویکرد همیشگی‌ام به پروژه‌ای خورده‌ام که موضوع کارش API است.مجبور شدم شی‌ءگرایی را بر API اعمال کنم.معمولا شیءگرایی را بر پدیده‌های دنیای خارج اعمال می‌کنیم؛ این‌دفعه مجبور شدم که خود پدیده‌های کامپیوتری را شیء حساب کنم. (?‍♂️خدا نرسونه اون روزی که خودِ شیء رو مجبور بشم با شیءگرایی تحلیل کنم?)حالا من باید هر API را یک شیء حساب می‌کردم. طبیعتا اصلی‌ترین جزء هر API ریکوئست و ریسپانس است.پس من باید ریکوئست و ریسپانس را به عنوان شیء بررسی می‌کردم.حدس می‌زنم که احتمالا شما به عنوان یک برنامه‌نویس باورتان نشود و خودم هم باورم نمی‌شد اما الان باور دارم.?هر چه از propertyها و objectهای زیر مجموعه را می‌خواستم به ریکوئست و ریسپانس نسبت دهم همگی با کمال ناباوری به ریکوئست منسوب می‌شدند و چیزی به ریسپانس منسوب نمی‌شد(مگر با چشم‌پوشی که اهلش نبودم)! فقط «جوابی که ریسپانس قرار است بدهد» مال ریسپانس بود. بقیه هرچند که ربط داشت به ریسپانس اما ریسپانس فقط شنونده‌ای بود که قرار است بر اساس شنیده‌اش جلو بیاید. یوآرال را کلاینت باید دست بگذارد و اقدام کندمتد ارتباطی (GET یا POST یا...) را کلاینت باید برایش اقدام کندپارام‌های درون یوآرال (یا همان کوئری‌ها) را کلاینت می‌خواهد بنویسد تا بفرستدبادی‌ای که در متد POST ارسال می‌شود را کلاینت می‌نویسدتمام اقدام‌ها مال کلاینت بود و سرور یک حالتِ تابع(=تبعیت‌کننده)  و  خدمت‌گذار (serve+er=server) داشت!پس تمام ?️‍♂️سنگینی شی‌ءگرایی بر ریکوئست‌ها بود و نه ریسپانس!اگر به حرف‌هایم شک کردید شک‌تان را پیش شرکت W3 ببرید و از او بپرسید که چرا نام جریان ریکوئست‌ریسپانس را Request Object و هم‌چنین Request Class گذاشته به طوری که همان کلمه‌ی ریکوئست به ریسپانس هم اشاره دارد!(در این صفحه ببنید: https://dev.w3.org/libwww/Library/User/Architecture/Request.html)پس تمام ?️‍♂️سنگینی شی‌ءگرایی بر ریکوئست‌ها است و نه ریسپانس!چرا اسلام نگوید ۶۹ ثواب برای سلام‌کننده و فقط ☝یک ثواب برای جواب‌دهنده!تمامِ «?️‍♂️سنگینی شیءگرایی» بر ? خودِ سلام    است و نه ❌جوابش!حالا من در همین لحظه به شما سلام می‌کنم:✋سلام?!حالا شما هر چه‌قدر دلتان می‌خواهد در نظرات برایم سلام بنویسید! معنایش (و سنگینیِ شیءگرایی‌اش) احتمالا به اندازه‌ی معنای این سلامی که من این‌جا گفتم نمی‌شود.</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Apr 2021 02:09:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعریف برنامه‌نویسی + تعریف ریاضی</title>
                <link>https://virgool.io/@science/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C-welptsz5li3k</link>
                <description>تعریف برنامه‌نویسی + تعریف ریاضی  بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم  تصور غالب، این شده که ریاضی یعنی کار با عدد! ? اما ریاضی یعنی «علم اِشراف».{{?اِشراف و تسلطِ بر یک پدیده، می‌تونه با عدد یا با غیر عدد به وجود بیاد.}}برنامه‌نویسی یعنی سراپا اِشراف و تلاش برای مُشرِف بودن و مُسلَّط بودن بر پدیده‌ها و اتفاقات.این یعنی ارتباط برنامه‌نویسی و ریاضیات.اگر ریاضی رو علمِ کار با عدد در نظر بگیریم علمِ الکی‌ای می‌شه (و چون نگاه غالب همینه ارزش بیشتری پیدا نکرده).اما اگر ریاضی، «*** علمِ اشرافِ بر پدیده‌ها ***» حساب بشه (××و نه علمِ کار با عدد!××)، اون موقع می‌شه علمی که ما اون رو به ☝?خدا? نسبت می‌دیم. (?ولی کیِ این اتّفاق افتاد?!)برنامه‌نویسی یعنی «تمرینِ اِشراف در عمل!». (? این هم تعریف برنامه‌نویسی از حیثِ اِشراف)«تمرینِ اِشراف در عمل!»   ? می‌شه:   «برنامه‌نویسی!»«علمِ اشرافِ بر پدیده‌ها»   ? می‌شه:      «ریاضی!»?...ولی به شرط این که ریاضی رو در حد کار با عدد پایین نیاریم!?(ما همون‌طور که ریاضی رو از چیزی جدا نمی‌کنیم، برنامه‌نویسی رو هم از چیزی جدا نمی‌کنیم?پس...     بُلَـ..َ.ـَـنْدْ... ?‍♂️ولی توی دلت? ⬅ بگو یامهدی?✋?)                      ?</description>
                <category>محمدباقر سلیمی</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Thu, 08 Apr 2021 19:34:59 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>