<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شیسکو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@scisco</link>
        <description>برنامه‌نویس و تحلیل‌گر داده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 20:25:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/19520/avatar/UfHoOJ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شیسکو</title>
            <link>https://virgool.io/@scisco</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چهار خواهر در خط زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@scisco/brown-sisters-juz1ezc1ws3q</link>
                <description>اولین بار در تابستانی نسبتا گرم چهار خواهر کنار هم روی شن‌های ساحل نزدیک خانه‌‌شان ایستادند و رو به دوربین عکس گرفتند. این کار را ۴٠ بار دیگر تکرار کردند.‍اولین عکس در تابستان ۱۹۷۵هر تابستان هتر (heather)، میمی (mimi)، ببه (bebe) و لوری (laurie) با ترتیب یکسان مقابل دوربین نیکولاس نیکسون، عکاس آمریکایی و همسر ببه ایستادند و عکس گرفتند. اولین عکس در تابستان ۱۹۷۴ (۱۳۵۳) گرفته شد اما نیکسون این عکس را نپسندید و کنار گذاشت. از ۱۹۷۵ تا ۲۰۱۵ هر سال یک عکس از همسر و خواهرانش گرفت.سال ۲۰۱۲این عکس‌ها با دوربین قطع بزرگ گرفته شده که نیاز به سه‌پایه و صرف زمان برای تنظیم و گرفتن عکس دارد. نیکسون بیشتر عکس‌هایش را با دوربین قطع بزرگ گرفته است.در برلین نمایشگاهی از آثار نیکسون برپاست و اتاقی از این نمایشگاه به مجموعه «خواهران براون» اختصاص داده شده است. هفته گذشته از این نمایشگاه دیدن کردم.عبور از کنار دیوارهای این مجموعه و دیدن تحولات چهره و حالات چهار خواهر واقعا اعجاب انگیز بود. نوشته حق مطلب ادعا نمی‌کند و جای دیدن عکس‌ها را نمی‌گیرد. اگر گذارتان به نمایشگاه افتاد که چه بهتر‌. گوگل و نیویورک تایمز این ‌عکس‌های در سایت‌های خود منتشر کرده‌اند.عکس‌ها در بخش فرهنگ و هنر گوگلعکس‌ها در سایت نیویورک تایمزنقدهای فراوانی درباره این مجموعه و آنچه به ما از تغییرات  انسان‌ها در قاب عکس نشان می‌دهد نوشته شده است. سوزان مینوت در نیویورک تایمز درباره این مجموعه می‌گوید:«در همه‌جای این مجموعه، ما پیر شدن این زنان را می‌بینیم، عبورشان را از فروتنانه‌ترین تجربه زندگی. در حالی که بسیاری از ما، اگر اصرارمان کنند، می‌توانیم چیزهایی را نام ببریم که زمان به ما هدیه داده است، خطوط دور دهان و شل شدن پوست جزء آنها نیست. در حالی که بخشی از حال ما با دیدن استخوان‌های گونه این زنان که تازه پدیدار شده، غمگین می‌شود، بخش دیگری از حال ما رو می‌آید: این زنان با گذر عمر به پایان نرسیده‌‌اند. ما در چشمانشان شاید غم بیشتری و در ابروهایشان وزن بیشتری پیدا می‌کنیم. اما هر چه بیشتر عکس‌ها را نگاه می‌کنیم می‌بینیم که پیر شدن این زنان را تعریف نکرده است. حتی وقتی که عکس‌ها به صورت دقیق به ما یاد‌آوری می‌کند که که پیر شدن این شکلی است، که این یک حقیقت غیرقابل انکار است، باز در می‌یابیم: پایداری هم این شکلی است.»نقد شان هیگن در گاردین و سباستین اسمی در واشنگتن پست هم خواندنی است.جف سنکی هم ویدیویی از این چهل عکس و تغییرات خواهران براون در یوتیوب درست کرده که دیدنیست: https://www.youtube.com/watch?v=tvhLc40gFog این ویدیو هم با نیکسون درباره این مجموعه مصاحبه‌کرده است: https://www.youtube.com/watch?v=Q7jgYS9Gl0E در پایان باید اشاره کنم که نیکسون در سال ۲۰۱۸ به آزار جنسی تعدادی از شاگردان متهم شد و در نتیجه آن کار تدریس را کنار گذاشت و خود را بازنشسته کرد.</description>
                <category>شیسکو</category>
                <author>شیسکو</author>
                <pubDate>Sat, 20 Oct 2018 14:50:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پزشک بدخط</title>
                <link>https://virgool.io/@scisco/bad-handwriting-qzayfz8cm7tu</link>
                <description>مزیدی توییتی درباره دست‌خط بد پزشکان و بی‌اهمیت بودن آن نوشته که با واکنش‌ زیاد بقیه مواجه شده است.اکثر پاسخ‌ها به نوشته مزیدی ایراد اشکال می‌کند که این موضوع مهمی است و نوشته مزیدی نگاه بالا از پایینی را نشان می‌دهد که جامعه پزشکی نسبت به مردم و بیماران دارد.جست‌وجوی کوتاهی درباره این موضوع انجام دادم. جالب است که مطالب متعددی به زبان انگلیسی درباره دست‌خط بد پزشکان و ریشه‌های آن وجود دارد.از همه جالب‌تر اما تحقیقی علمی است که در این‌باره صورت گرفته و سعی کرده به این سوال پاسخ دهد که چرا پزشکان بدخط‌ هستند. مانند بسیاری از تحقیقات علمی دیگر نتیجه بدست آمده با باور عمومی تفاوت دارد.اصل تحقیق را اینجا بخوانید.خلاصه تحقیق بدین شرح است:پزشکان بدخط تر از غیر پزشکان نیستندارتباط معناداری میان «مدیر» و «مرد» بودن و بدخطی وجود داردبدخطی عامل مهمی در اتلاف و خطرات پزشکیست راه‌حل خوش خط شدن نیست بلکه نگاه سیستمیک به این واقعیت است که انسان‌ها به صورت متوسط بدخط هستندنکته سوم، یعنی افزایش اتلاف و خطرات پزشکی، برای من از همه یافته‌ها مهم‌تر است. واقعیت این هست که بدخط بودن همه از جمله پزشکان موجب افزایش خطا و انجام کارهایی می‌شود که ضرورت ندارد. علی‌رغم باور عمومی که آنهایی که باید خط پزشکان را بخوانند مشکلی ندارند، بخش‌های مختلف سیستم درمانی از پزشکان دیگر گرفته تا پرستاران و داروسازان موقع خواندن دست‌خط بد و حتی خوب می‌توانند اشتباه کنند.در بعضی از کشورهای توسعه‌یافته گزارش و نسخه‌های الکترونیکی به کلی جایگزین نوشته‌های دستی شده و مشکل بدخطی از ریشه حل شده است. پزشکان به جای خوش‌خط بودن، صرفا باید تایپیست‌های خوبی باشند.فکر می‌کنم در ایران هم توصیه به خوش خطی دردی را دوا نمی‌کند و نهایتا تکنولوژی دوای این درد خواهد بود.</description>
                <category>شیسکو</category>
                <author>شیسکو</author>
                <pubDate>Fri, 19 Oct 2018 13:38:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهر بی نان</title>
                <link>https://virgool.io/@scisco/%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%86-oapjmt1vyzcg</link>
                <description>نیم ساعت از شروع دویدن صبحگاهی‌ام گذشته است. امروز قرار است ۱۵ کیلومتر در خیابان‌ها و کوچه‌های دارالسلام بدوم. پایتخت تانزانیا شهری ساحلی است که تقریبا هیچ پستی و بلندی ندارد و برای دویدن طولانی مناسب است. دمای هوا ۲۴ درجه است و خیابانی که در آن می‌دوم در حاشیه ساحل اقیانوس هند قرار دارد. نسیم ملایمی از دریا می‌وزد که به تعریق و کنترل دمای بدنم کمک می‌کند. دویدن را از محله‌ ثروتمند شهر که بسیاری از سفارتخانه‌ها در آن قرار دارند شروع کرده‌ام. این محله شبهه جزیره‌ایست که از سه طرف آب دریا آنرا احاطه کرده و ساحل صدف (oysterbay) نامیده می شود. بعد از حدود ۶ کیلومتر دویدن به محله‌های واقعی‌تر شهر می‌رسم. در محله ساسانی (msasani) دیگر از خانه‌های گرانقیمت خبری نیست و در حاشیه خیابان، خانه‌ها و مغازه‌های کوچک‌تر قرار دارند. اینجا می‌شود مردم عادی را دید و با چهره واقعی دارالسلام آشنا شد. مغازه‌های کوچک با درهای باز همه جا را پر کرده است. هرکدام چیزی می‌فروشد از خنزر پنزر گرفته تا گوشت و لاستیک ماشین و پلاستیک. هر جا مغازه‌ای نیست و دیوار پیوسته وجود دارد کسی چتری باز کرده، یک میز و چند صندلی پلاستیکی گذاشته و با یک اجاق پیک نیکی رستورانی نقلی راه انداخته است.  حاشیه خیابان پر است از این غذاخوری‌ها. از دور می‌شود دید که در قابلمه‌ها یا برنج در حال دم کشیدن است یا خمیر ذرت دارد می‌پزد. بعضی در قابلمه‌ای دیگر گوشت بار گذاشته‌اند یا موز سبز سرخ می‌کنند.صبح اول وقت است. فضای شهر حال و هوای روستاها و شهرهای کوچک ایران را دارد. هوس امتحان کردن نان محلی را کرده‌ام. چه خوب می‌شود یک نانوایی پیدا کنم که صبح اول وقت نان تازه در تنور می‌پزد. فکر بوی نان داغ گرسنه‌ام می‌کند. همینطور که می‌دوم چشمانم را تیز می‌کنم تا نانوایی پیدا کنم. یک ساعت گذشته و بعد از ۱۵ کیلومتر، دویدنم تمام شده و پس از عبور از چند محله و تعداد زیادی مغازه، دریغ از حتی یک مغازه که چیزی شبیه به نان داشته باشد. دارالسلام نانوایی ندارد. در واقع تانزانیا نانوایی ندارد. نان و گندم کالایی کمیاب در شرق آفریقاست. اینطور نیست که نان کلا نباشد. سوپرهای بزرگ که بیشتر به مسافران خارجی سرویس می‌دهند نان کارخانه‌ای دارند، نظیر نان تست و نان ساندویچی. رستوران‌های فرنگی در شهرهای بزرگ ساندویچ و‌ پیتزا می‌فروشند اما نان جز فرهنگ غذایی مردم محلی نیست. به جای آن ذرت و‌ برنج بخش اصلی غذاست.وقتی اروپایی‌ها پایشان به سرزمین‌های جنوب صحرای افریقا باز شد، مردم این مناطق با انواع دانه‌های خوراکی نظیر گندم، جو و ذرت آشنا شدند. با این همه در شرق افریقا ذرت جای خود را به فرهنگ غذایی مناطقی مثل تازانیا باز کرد و گندم به ویژه نان گندم اقبالی پیدا نکرد. برای اینکه مطمئن شوم مشاهدات و اندک تحقیق اینترنتی‌ام دراین‌باره اشتباه نیست با یکی از دوستانم، جیمی اسمیت، محقق کشاورزی در دانشگاه یوسی دیوویس کالیفورنیا گفت‌و‌گو کردم. به عقیده جیمی شرایط جغرافیایی و آب و هوای تانزانیا هیچ‌وقت برای کشت گسترده گندم مناسب نبوده و به همین خاطر مردم محلی دسترسی به گندم نداشتند تا آنرا به سبد غذایی خود اضافه کنند.مصرف گندم در تانزانیا بسیار کم است. با این همه نزدیک به ۹۰ درصد این نیاز از خارج وارد می‌شود و بیشتر گندم وارداتی صرف تولید پاستا، بیسکوییت و سیریال می‌شود.خلاصه اگر رفتید تانزانیا و دارالسلام دنبال نان گندم نگردید.</description>
                <category>شیسکو</category>
                <author>شیسکو</author>
                <pubDate>Thu, 18 Oct 2018 11:50:04 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>