<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سعید سپهر ッ</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@seeed-sepehr</link>
        <description>گفتگو ارزان‌تر است — علاقمند به محصول و فرایندهای اجایل،‌سرمایه انسانی و کوچینگ</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:12:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1014/avatar/JN6gk9.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سعید سپهر ッ</title>
            <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr</link>
        </image>

                    <item>
                <title>🧱 پینک فلوید، The Wall و شاهکار جاودانه‌ی Comfortably Numb</title>
                <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr/%F0%9F%A7%B1-%D9%BE%DB%8C%D9%86%DA%A9-%D9%81%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%AF-the-wall-%D9%88-%D8%B4%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-comfortably-numb-bwufkumjjkc0</link>
                <description>بی‌حسیِ شیرین | Comfortably Numb🎭 معرفی آلبوم The Wall (1979)پینک فلوید در اواخر دهه‌ی ۷۰ یکی از موفق‌ترین و در عین حال پرتنش‌ترین گروه‌های تاریخ موسیقی بود. نتیجه‌ی بحران‌های شخصی راجر واترز (ترانه‌سرا و مغز متفکر گروه) و روابط پرتنش میان اعضا، تبدیل شد به یک آلبوم مفهومی به‌نام The Wall.داستان آلبوم زندگی ستاره‌ای خیالی به نام Pink را روایت می‌کند. او از کودکی ضربه‌های سنگینی می‌خورد:مرگ پدر در جنگ جهانی دوم،مادر بیش از حد محافظه‌کار،سیستم آموزشی سخت و تحقیرآمیز،شکست عاطفی در ازدواج،و فشار شهرت.هر ضربه یک آجر در دیواری است که Pink دور خودش می‌سازد. در پایان، او پشت این دیوار زندانی می‌شود و از جهان بیرون جدا.قطعات آلبوم هرکدام مرحله‌ای از این روایت هستند:Another Brick in the Wall (بخش‌های مختلف) نشان‌دهنده‌ی ساخت دیوار.Mother، Goodbye Blue Sky، Hey You و… هر کدام وجهی از انزوا و زخم‌های او.و سرانجام، در یکی از اوج‌های داستان: Comfortably Numb.🎸 Comfortably Numb — قلب تپنده‌ی The Wallبهتره همراه با خواندن، بشنوید (لینک فایل در کانال تلگرام خودم)👂 آغاز (صدای دکتر – راجر واترز)&gt; Hello, is there anybody in there? Just nod if you can hear me.سلام، کسی اونجاست؟ اگه می‌شنوی فقط سرتو تکون بده.🔎 اینجا پزشک یا مدیر برنامه Pink را خطاب می‌کند. پرسش ساده‌ای که استعاره‌ای است از اینکه «آیا هنوز روحی در درونت زنده است؟»💊 وعده‌ی آرامش موقت&gt; Come on now, I hear you&#039;re feeling down.Well I can ease your pain and get you on your feet again.بیا، شنیدم حالت بده. من می‌تونم دردت رو کم کنم و دوباره سرپات کنم.🔎 دارو، شهرت یا حتی موسیقی می‌تواند آدم را موقتاً زنده نگه دارد. اما این ادامه‌ی نمایش است، نه درمان.🌫 روایت درونی (صدای دیوید گیلمور)&gt; There is no pain, you are receding.A distant ship, smoke on the horizon.دیگه دردی نیست، تو داری دور می‌شی. مثل کشتی دوری با دودی روی افق.🔎 Pink حس می‌کند از واقعیت عقب می‌رود. دنیا دیگر واضح نیست، آدم‌ها فقط موج‌هایی دورند.🧒 خاطره‌ی کودکی&gt; When I was a child I had a fever,My hands felt just like two balloons.وقتی بچه بودم تب داشتم، دستام مثل بادکنک ورم کرده بودن.🔎 تجربه‌ی شخصی واترز؛ تب دوران کودکی و حس جدا شدن از بدن. بعدها این خاطره استعاره‌ای شد از انزوای روانی.🔒 بی‌حسیِ راحت&gt; This is not how I am.I have become comfortably numb.این من واقعی نیستم. من شدم آدمی که در بی‌حسی راحت است.🔎 پارادوکس: بی‌حسی هم نجات است، هم مرگ. درد را خاموش می‌کند، اما روح را هم می‌کُشد.💉 تزریق دوباره (واترز)&gt; Okay, just a little pinprick…That&#039;ll keep you going through the show.خوب، فقط یه سوزن کوچیک… همین باعث می‌شه نمایش رو ادامه بدی.🔎 موسیقی این بخش سرد و مکانیکی است. تضاد کامل با اوج ملودیک و احساسی صدای گیلمور.🌌 لحظه‌ی اوج&gt; When I was a child I caught a fleeting glimpse,Out of the corner of my eye.I turned to look but it was gone.وقتی بچه بودم یه نگاه زودگذر دیدم، از گوشه چشمم. برگشتم ببینم، ولی رفته بود.🔎 لحظه‌ای از معصومیت و رویاهای کودکی که از دست رفته؛ و دیگر هیچ‌وقت بازنمی‌گردد.👶 پایان تلخ&gt; The child is grown, the dream is gone.I have become comfortably numb.بچه بزرگ شده، رویا رفته. من شدم آدمی که در بی‌حسی راحت است.🔎 اینجا Pink پشت دیوار کامل است. نه درد دارد، نه زندگی.🎶 موسیقی؛ یک نمایش کاملدو خواننده (واترز و گیلمور) دو صدای متفاوتند: بیرون/درون، عقل/روح.تغییرات مدال و آکوردی فضا را از سردی به گرمی می‌برند.دو سولو گیتار گیلمور (به‌ویژه سولو پایانی) بارها به‌عنوان برترین در تاریخ موسیقی راک انتخاب شده. جالب است بدانید بخش عمده‌ی این سولو فی‌البداهه نواخته شد.🎬 حواشی و واقعیت‌های جالبفیلم The Wall (1982) به کارگردانی آلن پارکر، صحنه‌ی Comfortably Numb را به شکل نمادین نشان می‌دهد: Pink با سرم و دارو سرپا نگه داشته می‌شود.واترز گفته بود: «این یکی از معدود لحظه‌های هم‌افزایی واقعی بین من و دیوید (گیلمور) بود.»متاسفانه همین دو نفر که این شاهکار را خلق کردند، خیلی زود به اختلافات شدید رسیدند و گروه عملاً از هم پاشید.دنیای موسیقی امروز آنقدر تجاری شده که جوایزش اغلب بی‌اعتبارند؛ نشانه‌اش این‌که پینک فلوید با وجود شاهکارهایی مثل Comfortably Numb، فقط یک بار جایزه‌ی Grammy گرفت — آن هم برای قطعه‌ی بی‌کلام Marooned در سال ۱۹۹۵!تنظیمات آلبوم The Wall به قدری دقیق است که هر ساز نقشی نمایشی دارد: درام‌ها مثل کوبیدن دیوار، گیتارها مثل فریاد روح، و سازهای ارکسترال مثل صدای قضاوت جمعی.Comfortably Numb, The Wall, 1979 by Pink Floyd🧱 روایت کامل دیوار در یک نگاهآغاز: Pink کودکی پرزخم را پشت سر می‌گذارد (مرگ پدر، مادر کنترل‌گر، مدرسه تحقیرکننده).ساخت دیوار: هر ضربه یک آجر می‌شود.انزوا: ازدواج شکست می‌خورد، شهرت هم تسکین نمی‌دهد.Comfortably Numb: او در نهایت به بی‌حسی کامل می‌رسد.فروپاشی: در ذهنش رهبر فاشیست می‌شود، و در دادگاه خیالی‌اش محکوم می‌شود.پایان: دیوار فرو می‌ریزد. Pink دوباره با جهان روبه‌رو می‌شود، بی‌پناه و آسیب‌پذیر🌍 چرا باید شنید؟Comfortably Numb فقط موسیقی نیست؛شعری فلسفی درباره‌ی جدایی از زندگی،نمایشی کامل با صدای دو شخصیت،شاهکاری موسیقایی با یکی از بهترین سولوهای گیتار تاریخ،و بخشی از یکی از عمیق‌ترین داستان‌های موسیقی قرن بیستم.</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Tue, 23 Sep 2025 04:15:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در باب حمله‌ی خرکی به نیروگاه هسته‌ای بوشهر و  مصیبت‌های جمع‌آوری صلح‌آمیز</title>
                <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B5%DB%8C%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-nwth41fxffb1</link>
                <description>اگه وسط کارِ رآکتور بوشهر موشک بخوره، بخار و گرد‌وخاک رادیواکتیو می‌تونه بره تو هوا و آب خلیج فارس؛ یعنی آب‌شیرین‌کن‌ها، ماهیگیری و توریسم چند کشور دود می‌شه میره هوا.خاموش و جمع کردن همین نیروگاه تو حالت عادی دست‌کم چند دهه زمان و چیزی نزدیک یک تا یک‌ونیم میلیارد دلار خرج برمی‌داره؛ جنگ فقط این رقم و زمان رو وحشیانه بالا می‌بره.خاموش کردن نیروگاه بوشهر در بهترین حالت حداقل ۸ سال طول میکشه و میتونه تا ۶۰ سال کش پیدا کنهچرا زدن بوشهر با بقیه سایت‌ها فرق داره؟غنی‌سازی‌های زیرزمینی‌ اگه آسیب ببینن، بیشتر داستانشون شیمیاییه؛ دردسرشون تو همون زیر زمینه. ولی رآکتور فعال بوشهر قلبش پر از سوخت داغ و فوق‌پرتوزاست. اگه بدنه سوراخ بشه:بخار داغ، مواد رادیواکتیو رو هوا می‌کنه.بره رو دریا می‌شینه، می‌ره تو زنجیره غذایی.آب‌شیرین‌کن‌ها و ساحل‌نشین‌ها تا سال‌ها درگیر آلودگی می‌شن.یه نشت کوچیک هم برای خراب‌کردن اوضاع کافیه؛ دنبال «چرنوبیل دوم» نیستیم، ولی کمترش هم غم عالمه.خاموش کردن نیروگاه به زبان خودمونیخاموشی آنی – میله‌های کنترل تا ته می‌رن پایین؛ واکنش اتمی تو چند ثانیه می‌خوابه، ولی قلب رآکتور هنوز مثل اجاق داغه.خنک کردن سوخت مصرف‌شده – میله‌های خرج‌شده رو حداقل ۵–۱۰ سال تو استخر آب خنک می‌کنن تا حرارت و پرتوشون خوابیده‌تر بشه (۹۹٪ تشعشع سایت همین‌جاست).یه دور تمیزکاری‌ – روغن و فیلتر و لوله‌های آلوده جمع می‌شن، لوله‌ها شست‌وشو می‌شن. بعدش می‌رسیم سر دوراهی اصلی:الف) روش سریع یا همون DECONچقدر طول می‌کشه؟ تو دنیا نیروگاه‌های هم‌قد بوشهر رو تو ۸ تا ۱۵ سال جمع کردن.دوز بیشتر یعنی چی؟ کارگرها زود میرن سراغ قطعه‌قطعه‌ کردن بخش‌های پرتوزا، پس تو همون چند سال اول، هر نفر چند میلی‌سیورت تا شاید ده‌ها میلی‌سیورت می‌گیره. برای قیاس، یه سی‌تی‌اسکن شکم حدود ۱۰ میلی‌سیورته. قانون کار هسته‌ای میگه تا ۵۰ میلی‌سیورت در سال مجازه، پس خطر مرگ‌ومیر فوری نداریم ولی ریسک بلندمدت کمی میره بالا.چرا قبولش می‌کنن؟ زودتر زمین آزاد میشه و گیروگورش جمع میشه، ولی خرج ایمنی و لباس و ربات و … بالاتر میره.ب) روش صبر یا SAFSTORچقدر طول می‌کشه؟ نیروگاه رو عملاً قفل می‌کنی، ۴۰ تا ۶۰ سال دست نمی‌زنی تا پرتوزایی خودش بیاد پایین، بعد می‌ری سراغ تخریب نهایی.دوز پرسنل؟ چون وقتی کار شروع می‌شه تشعشع کم‌تره، کارکنان عملاً یه خرده بالاتر از پس‌زمینه می‌گیرن؛ خیلی امن‌تره.عیب بزرگ؟ هزینه نگهبانی و بودجه ثابت برای چند دهه، تازه بعدش باز باید هزینه تخریب بدی.خاموش کردن نیروگاه هسته‌ای مثل بوشهر بین ۷۰۰ میلیون دلار تا ۱.۵ میلیارد دلار خرج داره!عدد و رقم تقریبیچه زود (DECON) چه دیر (SAFSTOR)، تهش خرج کل پروژه برای یه رآکتور هزار مگاواتی تو تجربه دنیا حدود ۷۰۰ میلیون تا ۱٫۵ میلیارد دلار دراومده؛ فقط نحوه پخش پول و زمان‌شون فرق می‌کنه.گلوگاه اصلی همیشه همون سوخت مصرف‌شده‌ست؛ تا وقتی سر و سامون نگیره، هیچ مرحله‌ای جلو نمی‌ره.ختم کلامموشک‌بارون کردن نیروگاه هسته‌ای ممکنه روی کاغذ «کار ساده» به نظر بیاد، ولی تو واقعیت یعنی:سال‌ها آلودگی هوا و دریا،ضرر مشترک برای چند کشور،و تبدیل پروژه‌ای که با برنامه می‌شه تو چند دهه و با یه عالمه خرج جمعش کرد، به بحران اضطراری بدون ته.خلاصه، موشک‌بارون کردن نیروگاه هسته‌ای بوشهر بدترین انتخاب ممکنه؛ هم برای محیط زیست، هم برای جیب همه‌مون.</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Mon, 23 Jun 2025 06:39:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نتیجه بررسی‌های من برای انتخاب یک دستگاه بخور!</title>
                <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr/%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1-ox7tm0bwdoje</link>
                <description>خیلی وقت بود که دنبال بخور مناسب برای خونه بودم. هم خودم و هم پسر ۸ ساله‌م آلرژی داریم و آب و هوای خشک و آلوده‌ی تهران و کرج واقعا داشتن یک بخور مناسب در خونه رو میطلبید. متاسفانه دستمون خیلی باز نیست و بازار پر از جنس های چینی و ایرانی بی کیفیته در انواع قیمتاها از ۲۵۰ هزار تومن تا بیش از ۲۰ میلیون تومن!‌ من معمولا طرفدار کیفیت خوب هستم و ترجیح میدم یا نخرم یا اگه میخرم یه جنس خوب بخرم حتا اگه گرونی معقولی داشته باشه (یعنی دنبال برند نیستم و کیفیت و کارایی برام مهمه ولو به قیمت متناسبش)بخور بخریم چه بخوری!؟قبلا چندان طرفدار بخورهای سرد نبودم چون میدیدم اطرافشونو خیلی خیس میکنن یا زود خراب میشن یا رسوب میگیرن و پر سر و صدا و خراب میشن. و از طرفی باید دائم مراقب باشی آب کپک نزنه. از طرفی میگفتم خب برای بخور دادن موقع مریضی یا برای پوست و اینها که نمیشه از اینها استفاده کرد. در نتیجه ۳ بار بخورهای ایرانی گرم معمولی خریدم از ۲۵۰ تومن تا ۶۰۰ تومن. همگی به درد نخور بودن و زود خراب شدن! البته یکیشون انصافا تقصیر خودمون شد خراب شد چون عزیزی اشتباها اکالیپتوس رو داخل آب بخور ریخت بجای محفظه جلوش ... بگذریم. در نهایت تصمیم گرفتم برای رطوبت عمومی خونه یه دستگاه بخور سرد بگیرم. چون بعد از بررسی ها متوجه شدم دستگاهایی که همزمان بخور گرم و سرد با هم دارن توی رنج قیمت مد نظر من چیز جالبی از آب در نمیان و گرمشونم همچین گرم نیست و بعضا تا ۱ ساعت طول میکشن تا کار کنن، پس قید مدل های سرود و گرم همزمان هم زدم.برای بخور دادن موقع مریضی ها هم یه دستگاه بخور صورتی بگیرم. از اینا که حجم کمی آب داره و سبک و جمع و جوره و مناسب بخور مستقیم به صورت و استنشاقه.برای این مورد گزینه زیاد نبود و فقط دو تا چیز قابل قبول پیدا کردم:۱- بخور گرم صورت مدل اوسانجی BY-1078 ۲- دستگاه بخور صورت امسیگ مدل FC16 که همه جا هم موجود نبود و مجبور شدم برای اینکه از دیجیکالا دو برابر قیمت نخرم (ماشالا هر چی تو دیجیکالا می بینی بیرون تو ترب تا نصف قیمتم هست) مجبور شدم به سایتهایی که داشتن پیام بدم ببینم موجودیشون و قیمتشون واقعیه یا نه ... خلاصه هنوز نخریدم.خلاصه هر چی بررسی کردم نتونستم به بخورهای سرد موجود در بازار اعتماد کنم. ناچار تصمیم گرفتم علیرقم عادتم به برند اعتماد کنم و برم سراغ شیائومی که به نظر میرسیددر ایران هم بخورهای خودشو زیرمجموعه‌هاش تنوع و موجودی دارن. یه مقداری از کامنتای دیجکالا خوندم و چندتاشونو بررسی کردم و دیدم انگار قابل قبوله. و بعد رفتم سراغ بازار بین المللی تا ببینم ۱۰ تا از بهترین انتخابهای بخور شیائومی برای مصرف خونگی چیا هستن. راستی این وسط چند تا مشکلم حل شد:۱- دستگاه تسویه آب داریم در خانه که سختی آب رو تا حد زیادی میگیره پس مشکل رسوب ندارم تقریبا. ۲- فهمیدم یه سری از اینا با uv یا یون نقره امکان ضد عفونی یا استریل کردن آب دارن که مسائل کپک و قارچ که میگفتن حل میشه. از deep research جی پی تی عزیزم کمک گرفتم، بهش گفتم فقط بخورهای شیائومی رو میخوام، برای فضای حال و پذیرایی تا ۶۰-۷۰ متری هم ترجیحا جواب بده،‌ نظرات کاربران رو حتما بررسی کن که از تجربه و کیفیتشون مطلع بشیم، قیمت رو بین ۲۰ تا ۱۱۰ دلار محدود کن (الان که دلار ۸۲ تومنه یعنی از حداقل ۲۵۰۰ تا حداکثر ۹ تومن)، مخزنشون بزگر باشه، بهداشت و اینهاشون اوکی باشه، سر و صدا مهمه برام، امکانات مثلا هوشمند مثل اتصال به وایفای و موبایل و اینها برام مهم نیستن، و برو که رفتی. من در نهایت از بین ۱۰ گزینه، به دو گزینه‌ی زیر رسیدم:۱- Xiaomi Smart Humidifier 2 (حدود ۵ تومن)Xiaomi Smart Humidifier 2۲- Xiaomi Humidifier 2 Lite (EU) (حدود ۳ تومن)Xiaomi Humidifier 2 Liteگزینه‌ی اصلیم Smartmi Evaporative Humidifier 2 بود که گرونتره ولی خیلی کاربردی تر هست ولی هیچ جا موجود نبود!که جفتشون در ایران هم موجود بود و قیمتش هم قابل قبول بود. اولی امکانات مثلا هوشمند بیخودی وایفای و موبایل و اینا داره که به نظرم نه تنها به کار نمیاد بلکه ریسک خرابی هم زیاد میکنه :)) در نتیجه با گزینه دوم رفتم که مشابه هست ولی این امکانات رو نداره ولی اصل کارشو به خوبی اولی انجام میده بدون قر و فر و با قیمت مناسب ترتجربه‌ی دیگه ای هم بگم باز که هر کدوم حدود ۳۰٪ ارزونتر از دیجیکالا تو بازار بود و من دومی رو که دیجیکالا میداد ۳۶۰۰، با قیمت ۲۸۰۰ با ۴ قسط از اسنپ مزخرف (از اسنپ متنفرم ولی خب!) خریدم. راستش حال نداشتم همینم بنویسم. ولی دیدم خیلیا ممکنه مثل من سر در گم بشن، حالا که از جی پی تی هم کمک گرفتم برای جستجوی عمیق و اطلاعات خوبی داده، حیفه منتشرش نکنم شاید یه نفر به دردش خورد. قطعا وقتی به دستم برسه و استفاده کنم در فاصله های زمانی مختلف هم اپدیت میکنم این پست رو تا از کیفیت و چند و چون رضایت یا عدم رضایتم هم آپدیت بدم. اینم نتیجه ی تحقیقات بین‌المللی روی ۱۰ بخور برتر شیائومی با اهداف زیر: - بودجه‌ی هدف: ۳۰ تا ۱۱۰ دلار (۲.۵ تا ۹ میلیون تومن)- فقط برند شیائومی و زیرمجموعه‌هاش- بررسی نظرات و تجربه‌ی کاربران در آمازون و علی اکسپرس- اولویت ندادن به امکانات «مثلا» هوشمند و تمرکز بر کیفیت و کارایی- آبریزی و نظافت آساندر این بخش، ۱۰ مدل برتر دستگاه بخور (رطوبت‌ساز) شیائومی را که در محدوده قیمت ۳۵ تا ۱۱۰ دلار/یورو هستند بررسی کرده‌ایم. این دستگاه‌ها بر اساس کیفیت ساخت و طول عمر، سهولت استفاده (مخصوصاً امکان پر کردن آب از بالا)، امکانات بهداشتی (مانند ضدعفونی UV یا یون نقره)، صدای کارکرد کم، ظرفیت مخزن و عملکرد واقعی آن‌ها (با توجه به نظرات کاربران در سایت‌های بین‌المللی مانند آمازون و علی‌اکسپرس) مقایسه شده‌اند. تمامی این مدل‌ها جزو پرفروش‌ترین‌های برند شیائومی یا زیربرندهای آن (اسمارت‌می، درما) هستند. در جدول زیر خلاصه‌ای از مشخصات کلیدی هر مدل ارائه شده است:نکته: مساحت‌های ذکر‌شده تقریبی است و کارایی واقعی در فضاهای بزرگ‌تر ممکن است کمتر باشد. معمولاً برای متراژ ۶۰–۷۰㎡ یک دستگاه به تنهایی در شرایط سخت ممکن است کافی نباشد و نیاز به دو دستگاه یا جابجاکردن دستگاه باشد. همچنین استفاده از درب‌ها و پنجره‌های بسته برای حفظ رطوبت توصیه می‌شود.در ادامه به جزئیات هر مدل می‌پردازیم، همراه با ویژگی‌های کلیدی، مزایا و معایب واقعی از دید کاربران، و اینکه آیا برای فضای ۶۰–۷۰ متر مناسب است یا خیر. (تمامی قیمت‌ها تقریبی و زمان نگارش هستند.)۱. Xiaomi Smart Humidifier 2 (مدل جدید شیائومی)نوع بخور: سرد اولتراسونیک مجهز به اشعه UV-C برای استریل کردن آب.ظرفیت و بخاردهی: مخزن بزرگ ۴٫۵ لیتری که حداکثر خروجی بخار ۳۵۰ میلی‌لیتر در ساعت تولید می‌کند. این میزان رطوبت‌دهی بالا برای پوشش یک اتاق بزرگ یا سالن کوچک کافی است و با یک بار پر کردن می‌تواند تا ۳۲ ساعت مداوم کار کند.ویژگی‌های کلیدی: دارای اشعه UV-C جهت ضدعفونی آب (از بین بردن ۹۹٫۹٪ باکتری‌ها) پیش از تبدیل آب به بخار. طراحی پرکردن آسان از بالا (بدون نیاز به برداشتن مخزن) که روند افزودن آب را بسیار ساده می‌کند. همچنین مجهز به نازل دوگانه ۳۶۰° برای توزیع یکنواخت بخار در کل فضا و کنترل هوشمند از طریق اپلیکیشن Mi Home (قابلیت تنظیم رطوبت خودکار، زمان‌بندی و غیره). سطح صدا در حالت کم حدود ۳۲ دسی‌بل است که بسیار بی‌صدا محسوب می‌شود. همچنین محفظه مخصوص افزودن اسانس معطر دارد تا بتوانید هوا را خوشبو کنید.مزایا از دید کاربران: بسیاری از کاربران از قدرت رطوبت‌دهی بالا و مناسب بودن آن برای اتاق‌های بزرگ راضی بوده‌اند. کاربری آسان به‌خاطر طراحی درب از بالا، و اتصال راحت به اپلیکیشن نیز تحسین شده است. همچنین بی‌صدا بودن دستگاه در شب برای استفاده در اتاق خواب یک مزیت بزرگ است. کیفیت ساخت کلی دستگاه و طراحی مینیمال آن نیز مورد توجه خریداران قرار گرفته است.معایب از دید کاربران: برخی کاربران بین‌المللی اشاره کرده‌اند که نسخه‌های وارداتی این مدل دو شاخه برق غیرمتناسب با استاندارد کشورشان داشته و نیاز به تبدیل داشته است (در نسخه اروپا این مشکل وجود ندارد). تاکنون گزارش جدی از نشتی آب در این مدل جدید دیده نشده است، اما مدل قبلی گاهی موارد نشت داشت (که در ادامه اشاره می‌کنیم). همچنین برای بهره‌گیری از امکانات هوشمند باید از اپ Mi Home استفاده کنید که ممکن است برای برخی کمی پیچیده یا کند باشد.قیمت تقریبی: حدود ۶۵–۷۵ دلار (معادل ۶۰–۷۰ یورو) بسته به بازار و تخفیف‌ها. با توجه به امکانات پیشرفته (UV، اپلیکیشن و...) ارزش خرید بالایی در این محدوده قیمت دارد.مناسب برای فضای ۶۰–۷۰ متر؟ بله. بر اساس مشخصات، این دستگاه قادر است رطوبت موردنیاز یک سالن یا آپارتمان تا حدود ۷۰ متر مربع را تأمین کند. در عمل نیز بسیاری از کاربران اشاره کرده‌اند که رطوبت اتاق‌های بزرگ (مثلاً نشیمن ~۶۵ متر) را به‌خوبی بالا می‌برد. البته در محیط‌های خیلی خشک یا با سقف بلند ممکن است رسیدن به رطوبت مطلوب زمان بیشتری ببرد.۲. Xiaomi Mi Smart Antibacterial Humidifier (مدل UV آنتی‌باکتریال قدیمی‌تر)نوع بخور: سرد اولتراسونیک مجهز به لامپ UV-C داخلی (برای استریل کردن آب). این مدل در واقع نسل قبل از Humidifier 2 است و اغلب با نام “بخور آنتی‌باکتریال میجیا” شناخته می‌شود.ظرفیت و بخاردهی: دارای مخزن ۴٫۵ لیتری و حداکثر خروجی بخار ۳۰۰ میلی‌لیتر در ساعت که برای مرطوب‌سازی فضاهای نسبتاً بزرگ مناسب است. طبق ادعای سازنده، با یک بار پر کردن، بین ۱۲ تا ۱۵ ساعت بخوردهی مداوم در حالت حداکثر انجام می‌دهد (و در تنظیمات کم‌توان می‌تواند تا ~۳۰ ساعت کار کند).ویژگی‌های کلیدی: سیستم UV-C لحظه‌ای که آب عبوری را قبل از تبدیل به بخار ۹۹٫۹٪ استریل می‌کند و مه سالم و بدون میکروب منتشر می‌شود. این مدل اولین مرطوب‌ساز شیائومی با طراحی آسان‌پر از بالا بود که با برداشتن درب بالایی می‌توان مستقیماً آب افزود. دارای سه سطح بخاردهی قابل تنظیم و حالت رطوبت‌دهی خودکار (تنظیم رطوبت حدود ۶۰٪ به‌طور هوشمند) است. یک حلقه نوری وضعیت روی بدنه دارد که حالت کارکرد (کم/متوسط/زیاد یا نیاز به آب) را با رنگ‌های مختلف نشان می‌دهد. همچنین مانند مدل جدید، دارای دریچه مه ۳۶۰ درجه و طراحی ضدچکه است.مزایا از دید کاربران: عملکرد این دستگاه در افزایش رطوبت موثر و سریع گزارش شده و کاربران بسیاری کیفیت مه بسیار ریز آن را که باعث خیس نشدن سطوح اطراف می‌شود تحسین کرده‌اند. وجود UV داخلی یک مزیت بزرگ به‌شمار می‌آید چون از رشد باکتری و جلبک در آب جلوگیری می‌کند و کاربران از هوا‌ی تمیزتر و بدون بو احساس رضایت کرده‌اند. طراحی دستگاه شیک و مینیمال بوده و کارکرد نسبتاً بی‌صدا (زیر ۳۸ دسی‌بل) دارد که برای استفاده شبانه مناسب است. همچنین سهولت پرکردن مخزن از بالا و تمیزکردن آن، از نکات مثبتی است که ذکر شده است.معایب از دید کاربران: برخی خریداران بعد از چند ماه تا یک‌سال با مشکل رشد قارچ و کپک در بخش‌های داخلی دستگاه مواجه شده‌اند اگرچه آب مخزن را مرتب تمیز می‌کردند. به‌نظر می‌رسد نقاطی مانند مسیر خروجی هوا یا شناور که دسترسی به آن‌ها سخت‌تر است ممکن است در درازمدت دچار تجمع قارچ شوند و بوی نامطبوعی ایجاد کنند (این موضوع اهمیت خشک‌کردن کامل دستگاه را نشان می‌دهد). همچنین موارد معدودی نشتی آب از قسمت زیرین گزارش شده است؛ برخی کاربران Reddit اشاره کرده‌اند که پس از مدتی دستگاه از حفره‌های کف آب چکه می‌کرد و نیاز به تعویض کالا تحت گارانتی پیدا کردند. این مشکل شایع نبوده ولی در چند مورد رخ داده است. نقطه ضعف دیگر، نبود قابلیت اتصال به اپلیکیشن در نسخه بین‌المللی (برخی نسخه‌های چین WiFi داشتند)، بنابراین کنترل هوشمند در این مدل محدودتر از مدل جدید است. در ضمن، عدم امکان افزودن اسانس به آب (به‌دلیل وجود UV و سازوکار التراسونیک) نیز ذکر شده است.قیمت تقریبی: در حال حاضر حدود ۵۵ تا ۶۵ دلار (کمی ارزان‌تر از مدل جدید) می‌باشد. به دلیل توقف تولید تدریجی به‌نفع مدل جدید، ممکن است قیمت‌های تخفیفی یا موجودی محدود باشد.مناسب برای فضای ۶۰–۷۰ متر؟ تا حدی، بله. این مدل می‌تواند یک سالن تا حدود ۵۰ متر مربع را به خوبی مرطوب کند و حتی کاربران در فضای ~۶۰ متر نیز نتایج قابل قبولی گرفته‌اند. اما راندمان آن کمی کمتر از مدل جدید (Humidifier 2) است و برای رسیدن به رطوبت مطلوب در ۷۰ متر ممکن است مدت بیشتری کار کند یا نیاز به تنظیم روی قدرت بالاتر باشد. در کل برای فضای نزدیک به ۶۰㎡ مناسب است ولی برای ۷۰㎡ کاملاً اشباع شاید کمی کم بیاورد مگر اینکه محیط نسبتاً بسته و عایق باشد.۳. Xiaomi Mi Humidifier 2 Lite (مدل لایت میجیا اروپا)نوع بخور: سرد اولتراسونیک ساده (بدون UV) با مخزن آنتی‌باکتریال پوشش‌یون‌نقره. این مدل نسخه اقتصادی‌تر شیائومی است که امکانات هوشمند و UV را ندارد اما طراحی مدرن و کارایی خوبی ارائه می‌دهد.ظرفیت و بخاردهی: ظرفیت مخزن ۴ لیتر بوده و خروجی رطوبت حدود ۳۰۰ میلی‌لیتر در ساعت است. می‌تواند با یک بار پرکردن تا ۳۰ ساعت کار مداوم در تنظیمات کم را فراهم کند. دهانه خروجی مه قابل چرخش ۳۶۰ درجه دارد که به توزیع بخار در تمام جهت‌ها کمک می‌کند.ویژگی‌های کلیدی: جنس مخزن حاوی مواد آنتی‌باکتریال یون نقره که طبق ادعای شرکت ۹۹٫۹٪ باکتری‌های آب را از بین می‌برد و مانع رشد میکروب در آب ذخیره‌شده می‌شود. طراحی آسان‌پر از بالا بدون نیاز به برداشتن مخزن؛ فقط درب را باز کرده و آب اضافه کنید. نشانگر شفاف سطح آب روی بدنه امکان بررسی میزان آب را آسان می‌کند. دارای پیچ تنظیم پیوسته (استپ‌لس) خروجی بخار است که به کاربر اجازه می‌دهد میزان مه را به طور دلخواه کم یا زیاد کند. این مدل WiFi یا اپلیکیشن ندارد و تنظیمات فقط به صورت دستی انجام می‌شود، که البته سادگی آن را بیشتر کرده است. سطح صدای دستگاه در حالت حداکثر حدود ۳۸ دسی‌بل است که هنوز نسبتاً بی‌صدا محسوب می‌شود. همچنین سیستم ایمنی قطع خودکار هنگام اتمام آب برای جلوگیری از کارکرد خشک را داراست.مزایا از دید کاربران: بزرگ‌ترین مزیت این مدل قیمت مقرون‌به‌صرفه آن نسبت به ظرفیت ۴ لیتری است. بسیاری از کاربران از کیفیت ساخت خوب نسبت به قیمت پایین ابراز رضایت کرده‌اند. سادگی کارکرد (فقط یک ولوم تنظیم) باعث شده استفاده روزمره آن بسیار آسان و بدون دردسر باشد – مناسب برای سالمندان یا افرادی که دستگاه پیچیده نمی‌خواهند. بی‌صدا بودن نسبی و طراحی جمع‌وجور آن برای اتاق خواب و محیط کار کوچک تحسین شده است. همچنین تمیزکاری مخزن بزرگ با دهانه ۱۸۵میلی‌متری راحت است و کاربران از عدم تشکیل رسوب و لجن در مخزن نقره‌ای گزارش مثبتی داده‌اند.معایب از دید کاربران: نبود قابلیت‌های هوشمند (مثل رطوبت‌سنج خودکار یا اپ) برای برخی کاربران حرفه‌ای نقطه ضعف محسوب می‌شود – هرچند با توجه به قیمت، انتظار این امکانات نمی‌رود. این دستگاه لامپ UV یا فیلتر جداگانه ندارد، بنابراین در صورت استفاده از آب شیر ممکن است در درازمدت رسوب آهکی ایجاد شود و نیاز به جرم‌گیری دستی باشد. برخی کاربران ذکر کرده‌اند که دستگیره حمل یا مخزن جداشونده وجود ندارد و برای پر کردن باید پارچ آب را به دستگاه بیاورید (هرچند که از بالا ریختن آب ساده است). همچنین فاقد محفظه مخصوص اسانس معطر است و افزودن مستقیم اسانس به آب توصیه نمی‌شود چون ممکن است به اولتراسونیک آسیب بزند. در کل ایراد جدی یا مشکل کیفیت ساخت خاصی برای این مدل گزارش نشده و اکثر خریداران نسبت به مبلغ پرداختی راضی بوده‌اند.قیمت تقریبی: حدود ۳۰ تا ۴۰ دلار (معادل ۳۰ یورو) که یکی از ارزان‌ترین‌ها در بین مدل‌های با مخزن بزرگ به‌شمار می‌آید.مناسب برای فضای ۶۰–۷۰ متر؟ تا حدی. این دستگاه برای اتاق‌ها و فضاهای متوسط (۲۰ تا ۵۰ متر مربع) عملکرد عالی دارد. در فضای حدود ۴۰–۵۰ متر می‌تواند رطوبت را به میزان مناسب برساند (یک کاربر ذکر کرده در سالن ۵۰ متر مربعی کاملاً جوابگو بوده است). اما برای ۶۰–۷۰ متر مربع که فضای بزرگی محسوب می‌شود، توان مرطوب‌سازی آن شاید کمی کم باشد مگر اینکه محیط نسبتا مرطوب‌تر باشد یا دو دستگاه استفاده شوند. در صورت استفاده در ۶۰㎡، انتظار نداشته باشید کل فضا را به سرعت اشباع کند؛ اما می‌تواند بخش اصلی اتاق را پوشش دهد. در کل اگر بودجه محدود است و ساده بودن کار مهم‌تر از پوشش کامل فضاست، این مدل گزینه بدی نیست، ولی برای حداکثر کارایی در متراژ بالا بهتر است به مدل‌های قوی‌تر (مانند موارد شماره ۱ یا ۴) فکر کنید.۴. Smartmi Evaporative Humidifier 2 (مرطوب‌ساز تبخیری اسمارت‌می ۲)نوع بخور: تبخیری (بدون مه سرد) – این دستگاه به جای اولتراسونیک از تبخیر طبیعی آب برای رطوبت‌سازی استفاده می‌کند. یک فن داخلی، آب را از روی یک فیلتر یا دیسک‌های مرطوب تبخیر کرده و به هوا می‌دمد. در نتیجه بخار نامرئی و بدون قطرات ایجاد می‌شود (هیچ غبار سفیدی روی سطوح نمی‌نشیند).ظرفیت و بخاردهی: مخزن آب ۴ لیتری با طراحی یکپارچه دارد. حداکثر نرخ تبخیر آن حدود ۲۶۰ میلی‌لیتر در ساعت است که نسبت به مدل‌های اولتراسونیک عدد کمتری به نظر می‌رسد، اما این میزان تبخیر واقعی و کاملاً جذب‌شدنی در هواست (بدون خیس کردن محیط). با این خروجی، طبق تجربه می‌تواند حدود ۱۴–۱۵ ساعت با یک بار پر کردن کار کند. دستگاه یک نمایشگر دیجیتال روی بدنه دارد که میزان رطوبت فعلی و حالت کار را نشان می‌دهد (این تفاوت اصلی با نسل قبل است).ویژگی‌های کلیدی: طراحی کاملاً قابل باز شدن و تمیزکاری آسان – از دو بخش اصلی (مخزن+پایه و بخش فن/تبخیر) تشکیل شده که به راحتی از هم جدا می‌شوند و اجازه می‌دهند همه قطعات (از جمله کاسه آب و دیسک‌های تبخیر) را تمیز کنید. قابلیت افزودن آب از بالا در حالی که دستگاه سرهم است، یک مزیت بزرگ است؛ کافیست درپوش قسمت بالایی (خروجی هوا) را بردارید و آب بریزید. دارای اتصال Wi-Fi و کنترل هوشمند با اپلیکیشن Mi Home بوده و حتی از دستیارهای صوتی (Google Assistant, Alexa) پشتیبانی می‌کند. می‌توانید سطح رطوبت هدف (مثلاً ۵۵٪) را تنظیم کنید تا دستگاه خودکار خاموش/روشن شود و رطوبت ثابت بماند. همچنین حالت خشک‌کن خودکار دارد که پس از اتمام کار یا در فواصل زمانی، دیسک‌های تبخیر را می‌چرخاند تا خشک شوند و از رشد قارچ جلوگیری شود. سطح صدا در این مدل بسیار پایین و در حد ۳۰–۴۰ دسی‌بل است (در حالت کند تقریباً بی‌صدا است) که برای خواب مشکلی ایجاد نمی‌کند.مزایا از دید کاربران: مهم‌ترین مزیت این دستگاه که اکثر کاربران بر آن توافق دارند، عدم ایجاد گرد سفید یا قطرات آب روی وسایل است. چون تبخیر به شکل طبیعی صورت می‌گیرد، تمام املاح در دستگاه باقی می‌مانند و رطوبت به طور یکنواخت‌تر در هوا پخش می‌شود – این برای افرادی که آلرژی یا آسم دارند بسیار ارزشمند بوده است. بسیاری اظهار کرده‌اند که پس از استفاده از این دستگاه، مشکلات خشکی پوست و مجاری تنفسی‌شان کاهش یافته بدون اینکه احساس شرجی یا مه در هوا باشد. بی‌صدا بودن چشمگیر دستگاه در سرعت‌های پایین و صدای ملایم در سرعت بالا نیز تحسین شده است (بسیاری آن را برای اتاق خواب مناسب می‌دانند). طراحی پرکردن از بالا و تمیزکردن آسان دیسک‌ها و مخزن، از دید کاربران مزیتی بزرگ نسبت به رطوبت‌سازهای تبخیری سنتی است که پاک‌کردنشان سخت بود. همچنین کیفیت ساخت کلی و دوام دستگاه خوب ارزیابی شده؛ کاربری گزارش کرده بعد از دو سال استفاده منظم هنوز عملکرد عالی دارد.معایب از دید کاربران: برخلاف دستگاه‌های اولتراسونیک، این مدل برای بالا بردن سریع رطوبت (مثلاً در عرض نیم ساعت) چندان مناسب نیست – فرآیند تبخیر کندتر است و افزایش رطوبت تدریجی صورت می‌گیرد. برخی کاربران انتظار داشتند با روشن کردن دستگاه طی یک ساعت میزان رطوبت محیط خیلی بالا رود که در عمل این اتفاق به آرامی‌تر رخ می‌دهد (اما رطوبت حاصله ماندگارتر است). نکته دیگر نیاز به تمیزکاری منظم دیسک‌های تبخیر است؛ هرچند دستگاه حالت خشک‌کردن دارد، ولی باید تقریباً هفته‌ای یک‌بار دیسک‌ها و مخزن را شستشو دهید تا رسوب یا کپک نگیرد. تعدادی از کاربران از زحمت تمیز کردن تک‌تک آن دیسک‌ها گله کرده‌اند – این دستگاه شامل یک استوانه تبخیری با حدود ۳۶ دیسک است که برای تمیزکاری کامل باید جدا شوند. البته چند نفر خلاق اشاره کرده‌اند که دیسک‌ها را در ماشین ظرفشویی با برنامه سبک شستشو داده‌اند تا تمیز شود! همچنین احتمال رشد قارچ/مخمر صورتی در صورت عدم نظافت به‌موقع گزارش شده است – یک کاربر ذکر کرده بود که روی دیسک‌ها و حوضچه آب لایه صورتی‌رنگی ایجاد شده بود که نیاز به شستشو با مواد ضدعفونی داشت. مورد دیگر اپلیکیشن اسمارت‌می است که برخی آن را کند یا دشوار در اتصال یافته‌اند، هرچند پس از اتصال، امکانات خوبی مانند مشاهده رطوبت لحظه‌ای و کنترل از راه دور می‌دهد. در مجموع، این دستگاه نیاز به مراقبت و نگهداری کمی بیشتر از مدل‌های ساده دارد.قیمت تقریبی: حدود ۹۰ تا ۱۱۰ دلار (معادل ~۱۰۰€) بسته به بازار. با توجه به فناوری خاص (تبخیری بدون مه) قیمت نسبتاً بالاتری از اولتراسونیک‌ها دارد، اما در مقایسه با محصولات تبخیری برندهای رقیب (مثل Venta یا Philips) مقرون‌به‌صرفه‌تر است.مناسب برای فضای ۶۰–۷۰ متر؟ بله، تا حدودی. این دستگاه می‌تواند به‌خوبی فضای ~۶۰ متر مربعی را پوشش دهد و رطوبت مطلوب ~۵۰٪ را حفظ کند، اگرچه ممکن است کمی زمان ببرد تا به این سطح برسد. برای ۷۰ متر مربع نیز اگر فضای نسبتاً بسته باشد قادر است میزان رطوبت را بالا ببرد، اما احتمالاً به نزدیکی سقف توان خود می‌رسد. در محیط‌های خیلی بزرگ یا با جریان هوای زیاد، شاید دو دستگاه نیاز باشد. مزیت آن این است که حتی در فضای بزرگ، رطوبت به طور یکنواخت پخش می‌شود و هیچ نقطه‌ای را خیس نمی‌کند یا مه غلیظ ایجاد نمی‌کند. بنابراین برای سالن‌های بزرگ و ویژه افرادی که به سلامت هوا اهمیت می‌دهند (مثلاً بیماران تنفسی)، انتخاب بسیار خوبی است.۵. Smartmi Evaporative Humidifier (نسل اول اسمارت‌می تبخیری)نوع بخور: تبخیری (مشابه توضیح مدل ۲، بدون مه قابل مشاهده). این مدل محصول سال ۲۰۱۸ است و اولین مرطوب‌ساز تبخیری شیائومی/اسمارت‌می محسوب می‌شود. بسیاری از خصوصیات پایه آن با نسل ۲ مشترک است اما فاقد برخی امکانات پیشرفته‌تر می‌باشد.ظرفیت و بخاردهی: مخزن ۴ لیتری و حداکثر نرخ تبخیر حدود ۲۴۰ میلی‌لیتر در ساعت دارد. این مقدار اندکی کمتر از نسل ۲ است. دستگاه می‌تواند حدود ۱۵–۱۶ ساعت با یک بار پر آب کار کند. ابعاد آن ۲۴×۲۴×۳۶ سانتی‌متر و وزن حدود ۴٫۳ کیلوگرم است.ویژگی‌های کلیدی: طراحی ظاهری ساده استوانه‌ای سفید (شبیه سطل) دارد و مانند نسل ۲ پر کردن از بالا را پشتیبانی می‌کند. فاقد نمایشگر دیجیتال روی بدنه است (به جای آن چراغ‌های نشانگر کوچک دارد). اما همچنان قابلیت اتصال به اپ Mi Home و حتی سازگاری با Apple HomeKit را دارد. این یعنی می‌توانید با اپلیکیشن رطوبت را مانیتور و دستگاه را کنترل کنید. دارای خشک‌کن خودکار دیسک‌ها و حالت تنظیم رطوبت خودکار نیز هست (با به‌روزرسانی فریم‌ور دستگاه این قابلیت فعال شد). از نظر ساختار داخلی، یک استوانه با ۳۶ دیسک تبخیری چرخان دارد که در آب می‌چرخند و سطح تبخیر وسیعی ایجاد می‌کنند. تمیزکاری قطعات همانند مدل ۲ آسان است (قابلیت جداسازی کامل). صدا نیز مشابه مدل جدید، در حدود ۳۴ دسی‌بل در دور کم است و نهایتاً تا ~۵۰ دسی‌بل در دور تند می‌رسد.مزایا از دید کاربران: بسیاری از مزایای ذکر‌شده برای مدل ۲ در مورد این مدل نیز صدق می‌کند: رطوبت‌رسانی سالم و بدون ضرر برای وسایل (عدم رسوب‌دهی روی مبلمان)، مناسب برای بیماران تنفسی و کودکان به دلیل نبود ذرات آلرژی‌زا در بخار، ساخت باکیفیت و بادوام (کاربرانی گزارش داده‌اند که دستگاه چند سال بی‌وقفه در زمستان کار کرده بدون افت کارایی)، و بی‌صدایی نسبی آن. همچنین پشتیبانی از HomeKit اپل یک نکته مثبت برای کاربران اکوسیستم اپل بوده که به راحتی توانسته‌اند آن را در خانه هوشمندشان یکپارچه کنند. صرفه‌جویی در مصرف برق (تنها ۸ وات) نیز جالب توجه است.معایب از دید کاربران: اولین نکته منفی، نبود نمایشگر رطوبت روی دستگاه است که البته با اپلیکیشن قابل جبران است. برخی کاربران از کند بودن واکنش دستگاه در تغییر رطوبت انتقاد کرده‌اند (مشابه نسل ۲، افزایش رطوبت آهسته رخ می‌دهد). نیاز به تمیزکاری منظم دیسک‌ها در این مدل هم وجود دارد و اگر اینکار انجام نشود، ممکن است دستگاه بو بگیرد یا کارایی‌اش افت کند. یک نکته دیگر اینکه در سری‌های تولید اول این دستگاه، سنسور سطح آب گاهی دچار خطا می‌شد و دستگاه فکر می‌کرد آب تمام شده (در حالی که آب داشت) – هرچند این مورد با کالیبراسیون و تمیز کردن سنسور یا در سری‌های بعدی برطرف شد. در مجموع، عیب خاص دیگری جز موارد مشترک با مدل ۲ برای این دستگاه بیان نشده است.قیمت تقریبی: این مدل اکنون کمیاب‌تر شده است. قیمت زمان عرضه حدود $۱۰۰ بود، اما گاهی در تخفیف‌ها تا  ~$۷۵–۸۰ دلار هم یافت می‌شود. اگر پیدا شود برای کسانی که نیاز به نمایشگر ندارند، گزینه ارزانتری نسبت به اسمارت‌می ۲ است.مناسب برای فضای ۶۰–۷۰ متر؟ نسبتاً بله، با احتیاط. عملکرد این دستگاه در فضاهای تا حدود ۵۰ متر مربع کاملاً رضایت‌بخش گزارش شده است. برای فضای بزرگ‌تر نزدیک به ۶۰㎡ نیز می‌تواند مفید باشد ولی در بالاترین حد توان خود کار خواهد کرد. چون خروجی آن کمی کمتر از مدل جدید است، در محیط‌های نزدیک به ۷۰㎡ شاید نتواند به تنهایی رطوبت را به بیش از ۴۰٪ برساند مگر آنکه محیط مساعد باشد. در صورت استفاده در ۶۰–۷۰㎡، پیشنهاد می‌شود آن را در نزدیکی محل نشستن یا نقطه مرکزی قرار دهید تا بیشترین بهره‌وری را داشته باشید. به طور خلاصه، این مدل همچنان یکی از بهترین‌های تبخیری در رده خود است، اما اگر فضای شما کاملاً ۷۰ متر مربع و خشک است، ممکن است ترکیب دو عدد از این دستگاه‌ها یا انتخاب مدل قوی‌تر منطقی‌تر باشد.۶. Xiaomi Deerma Humidifier F327W (رطوبت‌ساز درما اف۳۲۷ با نمایشگر)نوع بخور: سرد اولتراسونیک – مدل F327 از سری درما (از زیرمجموعه‌های شیائومی) است که ترکیبی از طراحی مدرن و امکانات کاربردی را ارائه می‌دهد. این مدل به داشتن نمایشگر دیجیتال و رطوبت‌سنج داخلی شناخته می‌شود.ظرفیت و بخاردهی: مخزن بزرگ ۵ لیتری دارد. حداکثر خروجی بخار آن دقیقا اعلام نشده ولی با توجه به ظرفیت و موتور، در حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلی‌لیتر در ساعت برآورد می‌شود که برای یک دستگاه اولتراسونیک ۵L معمول است. این میزان برای استفاده حدود ۱۲–۱۵ ساعت مداوم کافیست. نکته برجسته، قابلیت تنظیم درصد رطوبت دلخواه روی دستگاه است (مثلاً تنظیم می‌کنید ۵۵٪RH، دستگاه خودکار روشن/خاموش می‌شود تا اطراف این میزان بماند). پوشش اعلام‌شده‌ی موثر این دستگاه حدود ۴۵–۵۰ متر مربع است.ویژگی‌های کلیدی: دارای نمایشگر LED است که میزان رطوبت فعلی محیط و دمای تقریبی را نمایش می‌دهد. همچنین تنظیمات دستگاه (قدرت مه و حالت کاری) را نشان می‌دهد. کنترل‌ها لمسی یا با دکمه روی دستگاه انجام می‌شود و برخی نسخه‌ها ریموت کنترل هم دارند. این مدل مجهز به حالت رطوبت ثابت است – می‌توانید درصد رطوبت هدف را انتخاب کنید تا دستگاه آن را نگه دارد. همچنین حالت شب (نور کمتر و صدای کمتر)، تایمر خاموشی و قفل کودک از دیگر امکانات آن است. دهانه خروجی بخار قابلیت چرخش ۳۶۰ درجه دارد. جنس مخزن و بدنه از پلاستیک ABS با کیفیت است که ضدباکتری و مقاوم به رسوب گفته شده. برخی نسخه‌های این مدل دارای فیلتر ضد رسوب آب یا فیلتر کربنی برای تصفیه ابتدایی آب هستند (بسته به عرضه بازار). طراحی دستگاه شیک و به رنگ مشکی/سفید عرضه شده که جلوه مدرنی به اتاق می‌دهد.مزایا از دید کاربران: کاربران طراحی زیبای این مدل را بسیار پسندیده‌اند و ذکر کرده‌اند که برخلاف بسیاری دستگاه‌های بخور که ظاهری ساده دارند، این مدل جلوه لوکسی دارد. نمایشگر دیجیتال یک مزیت بزرگ دانسته شده زیرا به‌روشنی می‌توان رطوبت محیط را دید و نسبت به نیاز تنظیم کرد، بدون نیاز به رطوبت‌سنج جداگانه. ظرفیت بالای ۵ لیتری نیز مورد تحسین است چون با یک بار پر کردن می‌تواند تقریبا کل روز کار کند. در نظرات آمده که دستگاه بسیار کم‌صداست و فقط گاهی صدای ریز شرشر آب شنیده می‌شود که آزاردهنده نیست. سهولت تمیزکاری (به دلیل دهانه بزرگ مخزن) و داشتن سینی مخصوص اسانس معطر برای برخی کاربران جذاب بوده – می‌توان چند قطره روغن معطر را روی اسفنج مخصوص آن ریخت تا همراه با بخار، بو هم پخش شود (بدون تماس مستقیم اسانس با آب که از آسیب به بخش اولتراسونیک جلوگیری شود). همچنین دقت سنسور رطوبت و عملکرد خودکار آن، رضایت‌بخش گزارش شده و محیط را در سطح مطلوب نگه می‌دارد.معایب از دید کاربران: برخی کاربران بین‌المللی اشاره کرده‌اند که دفترچه راهنمای دستگاه به زبان چینی بوده و راهنمای انگلیسی ناقص است، هرچند کار با دستگاه ساده است اما برای فهم تمام آیکون‌های نمایشگر کمی آزمون و خطا لازم بود. مورد دیگر اینکه چرخش خروجی مه کاملاً دستی است – یعنی تبلیغات طوری بوده که گویی با چرخاندن دهانه می‌توان جهت مه را تنظیم کرد در حالی که در عمل باید درپوش را بردارید و دوباره در زاویه دلخواه بگذارید (دهانه به خودی خود روی دستگاه نمی‌چرخد)؛ یک خریدار از این موضوع ابراز نارضایتی کرده است. این البته ایراد عملکردی نیست اما کمی تبلیغ گمراه‌کننده بوده. همچنین برخی گزارش کرده‌اند حسگر رطوبت دستگاه کمی با واقعیت اختلاف دارد (مثلاً ۵٪ کم‌تر یا بیشتر نشان می‌دهد) که البته این اختلاف در بسیاری دستگاه‌های رطوبت‌ساز معمول است. در کل مشکل فنی خاصی از این مدل گزارش نشده و کیفیت ساخت مناسب ارزیابی شده است.قیمت تقریبی: حدود ۴۵ تا ۶۰ دلار (بسته به داشتن یا نداشتن ریموت و فیلتر). این مدل نسبت به امکاناتش ارزش خرید بالایی دارد؛ شما دستگاهی با مخزن ۵L، نمایشگر و هیگرواستات دریافت می‌کنید که معمولاً در برندهای دیگر قیمت بالاتری دارد.مناسب برای فضای ۶۰–۷۰ متر؟ بله تا حد خوبی. با توجه به ظرفیت بالا و امکان تنظیم رطوبت، این مدل می‌تواند یک سالن تا حدود ۵۰–۶۰㎡ را به راحتی پوشش دهد. برای ۷۰㎡ شاید نزدیک به مرز توانایی‌اش باشد اما اگر محیط خیلی خشک نباشد، قادر است رطوبت را در محدوده متوسط (مثلاً ۴۰–۵۰٪) نگه دارد. در صورت بزرگ بودن بیش از حد فضا، شاید نیاز باشد آن را در بخشی که بیشتر استفاده می‌کنید متمرکز کنید. ولی به طور کلی برای اکثر خانه‌ها و پذیرایی‌های بزرگ کافی است و مزیت آن این است که خودش را خاموش و روشن می‌کند تا از حد مطلوب تجاوز نکند یا کمتر نشود – پس در فضاهای بزرگ هم به شکل بهینه کار می‌کند و از اشباع بیش از حد یا اتلاف انرژی جلوگیری می‌کند.۷. Xiaomi Deerma Ultrasonic Humidifier F628S (مرطوب‌ساز اولتراسونیک درما مدل F628S)نوع بخور: سرد اولتراسونیک – مدل F628S یکی از پرفروش‌ترین و محبوب‌ترین مرطوب‌سازهای برند Deerma (شیائومی) است که به قیمت اقتصادی و کارایی مناسب شهرت دارد.ظرفیت و بخاردهی: مخزن بزرگ ۵ لیتری که امکان ۱۲ ساعت کار مداوم را فراهم می‌کند. حداکثر خروجی بخار حدود ۳۰۰–۳۵۰ میلی‌لیتر در ساعت برآورد می‌شود. دهانه خروجی مه ۳۶۰ درجه چرخان دارد که پخش بخار را در همه جهت‌ها ممکن می‌سازد.ویژگی‌های کلیدی: تولید بخار با فناوری اولتراسونیک فرکانس بالا (۱٫۷ میلیون لرزش در ثانیه طبق کاتالوگ) که قطرات بسیار ریزی ایجاد می‌کند و بخار یکنواختی ارائه می‌دهد. دارای صفحه کنترل لمسی برای تنظیم میزان مه (چند سطح قدرت قابل انتخاب) و یک نمایشگر کوچک برای نمایش وضعیت (در نسخه S). این مدل همچنین یک سینی مخصوص اسانس داخلی دارد که می‌توان چند قطره روغن معطر اضافه کرد تا همراه بخار پخش شود. F628S مجهز به تایمر جهت خاموشی خودکار (مثلاً ۲، ۴ یا ۸ ساعت) و نیز سیستم خاموشی خودکار هنگام اتمام آب است. فیلتر ضد رسوب سرامیکی قابل تعویض در مسیر آب دارد که ناخالصی‌های آب را تا حدی می‌گیرد و آب خروجی را نرم‌تر می‌کند. طراحی مخزن به صورتی است که به راحتی جدا شده و قابل شستشوست.مزایا از دید کاربران: اولین مزیت مورد اشاره، قیمت مناسب در برابر حجم ۵ لیتری آن است – بسیاری از کاربران گفته‌اند در این رنج قیمت چنین ظرفیت بالایی کمتر یافت می‌شود و عملاً با یک بار پر کردن تمام شب و روز بعد را جواب می‌دهد. کاربری ساده با دکمه‌های لمسی و قابلیت‌هایی مانند تایمر، تجربه کاربری را بهتر کرده است. اکثر کاربران عملکرد بی‌صدای تقریبی دستگاه را تحسین کرده‌اند؛ در سطح کم‌صدا به سختی صدایی شنیده می‌شود و حتی در قدرت بالا نیز فقط صدای ملایم حباب آب شنیده می‌شود. پخش بو با اسانس یک نکته مثبت بوده که در نظرات آمده باعث خوشبو شدن کل اتاق شده بدون اینکه مشکلی برای دستگاه ایجاد شود. همچنین سبک و قابل حمل بودن (با وجود ظرفیت بالا) مورد توجه بوده – وزن دستگاه کم است و به راحتی می‌توان آن را بین اتاق‌ها جابجا کرد. درباره دوام، عده زیادی گفته‌اند که این مدل را ماه‌ها استفاده کرده‌اند و هنوز کیفیت بخاردهی عالی دارد و قطعات سالم‌اند.معایب از دید کاربران: برخی کاربران اشاره کرده‌اند که این دستگاه طراحی پرکردن از پایین دارد، یعنی برای افزودن آب باید مخزن را برداشته و از زیر درب آن را پر کرد. این موضوع برای عده‌ای که به دستگاه‌های آسان‌پر از بالا عادت کرده‌اند یک نکته منفی کوچک بوده است. البته جداکردن مخزن F628S آسان است ولی همچنان باید آن را برعکس کنید تا پر شود. نکته دیگر نداشتن رطوبت‌سنج داخلی است – دستگاه بر اساس زمان و میزان تنظیم‌شده کار می‌کند و خودش رطوبت محیط را نمی‌سنجد، بنابراین احتمال دارد در صورت فراموشی خاموش کردن در محیط‌های کوچک، رطوبت بیش از حد شود (اگرچه می‌توانید تایمر بگذارید). چند کاربر ذکر کرده‌اند که مواد پلاستیکی بدنه کمی نازک است و باید مراقب باشید ضربه شدید نخورد. همچنین مانند همه اولتراسونیک‌ها، اگر آب خیلی سخت (املاح‌دار) استفاده کنید ممکن است پودر سفید آهکی روی سطوح منزل بنشیند که برای جلوگیری باید یا از آب تصفیه‌شده استفاده کرد یا فیلتر را مرتب تعویض کرد. خوشبختانه فیلتر سرامیکی همراه دستگاه تا حدی این مشکل را کاهش می‌دهد. در برخی موارد نادر، کاربرانی گزارش کرده‌اند که بعد از چند هفته کمی صدای وزوز یا تق تق از دستگاه شنیده‌اند که ناشی از لرزش التراسونیک بوده؛ یکی دو نفر گفتند با سرویس گارانتی تعویض کرده‌اند چون صدای غیرعادی داشت (این موارد درصد کمی را شامل می‌شود).قیمت تقریبی: حدود ۳۰ تا ۴۰ دلار (معادل ۳۰€) بسته به فروشنده. این مدل به دلیل تولید انبوه، در فروشگاه‌های آنلاین چینی حتی با قیمت کمتر هم یافت می‌شود. به طور کلی یکی از به‌صرفه‌ترین دستگاه‌های ۵ لیتری بازار است.مناسب برای فضای ۶۰–۷۰ متر؟ تا حدی خیر. با اینکه ظرفیت آب و خروجی بخار این مدل خوب است، اما توصیه رسمی استفاده آن برای فضاهای تا حدود ۳۵ متر مربع است. در عمل، برخی کاربران از آن در سالن‌های بزرگ‌تر (~۴۰–۵۰㎡) استفاده کرده‌اند و گفته‌اند رطوبت را کمی بالا می‌برد ولی برای پوشش کامل مجبور بودند نزدیک محل نشستن قرارش دهند. برای ۶۰–۷۰㎡، احتمالاً بخشی از فضا را مرطوب می‌کند اما گوشه‌های دور همچنان خشک می‌مانند. اگر بودجه محدودی دارید و دو عدد از این دستگاه را تهیه کنید و در دو سمت سالن بگذارید، شاید نتیجه بهتری بگیرید. اما در کل، برای متراژ خیلی بزرگ بهتر است مدل‌های قوی‌تر (مثلاً شیائومی اسمارت ۲ یا اسمارت‌می تبخیری) را درنظر داشته باشید. این مدل را می‌توان بیشتر برای اتاق خواب‌ها، سالن‌های متوسط یا دفترکار پیشنهاد کرد که در آن کاربردش عالی است.۸. Xiaomi Deerma Ultrasonic Humidifier F500 (رطوبت‌ساز درما مدل F500 با فیلتر سرامیکی)نوع بخور: سرد اولتراسونیک – مدل F500 یکی از قدیمی‌ترهای پرفروش درما است که هنوز هم به خاطر قیمت پایین و کارایی مناسب محبوب است.ظرفیت و بخاردهی: مخزن ۵ لیتر. طبق اعلام درما، این دستگاه برای محیط‌های ۳۵ متر مربعی طراحی شده است و قادر است حداقل ۱۰–۱۲ ساعت خروجی مداوم داشته باشد. خروجی بخار قابل تنظیم (با دکمه چرخشی) است و حداکثر آن حدود ~۳۰۰ میلی‌لیتر در ساعت تخمین زده می‌شود.ویژگی‌های کلیدی: فیلتر سرامیکی داخلی جهت تصفیه آب و جذب املاح – این فیلتر کمک می‌کند رسوبات کمتری در دستگاه تشکیل شود و تا حدی آب را تصفیه می‌کند. کنترل دستگاه توسط پیچ تنظیم آنالوگ انجام می‌شود که بسیار ساده و بادوام است (در برخی نسخه‌ها کلید لمسی وجود دارد اما مدل F500 کلاسیک پیچ چرخشی دارد). دارای چراغ شب کوچک و نشانگر میزان آب است. هنگام اتمام آب، دستگاه به صورت خودکار قطع می‌شود. خروجی بخار چرخشی ۳۶۰° نیز دارد. طراحی مخزن به گونه‌ایست که به راحتی جدا و تمیز می‌شود. ابعاد دستگاه کمی کوچکتر از F628 است (حدود ۲۸×۲۲×۲۲ سانتی‌متر) که جابجایی آن را آسان می‌کند.مزایا از دید کاربران: بزرگ‌ترین مزیت، سادگی و دوام این مدل است – بسیاری ذکر کرده‌اند که سال‌هاست از این دستگاه استفاده می‌کنند و به خاطر مکانیکی بودن کنترل‌ها و ساخت ساده، خرابی نداشته است. قیمت بسیار اقتصادی آن باعث شده انتخاب اول خیلی‌ها برای مرطوب‌سازی اتاق خواب یا اتاق کودک باشد. خروجی مه خوب و ریز از دیگر نکات مثبت است که در نظرات آمده حتی در حداکثر توان هم ذرات درشت پرتاب نمی‌کند و مه نسبتاً یکنواخت است. بی‌صدا بودن نیز اشاره شده؛ چون طراحی ساده‌ای دارد صدای فن و لرزش بسیار کم است و بیشتر مواقع حضورش حس نمی‌شود. کاربران از عملکرد فیلتر سرامیکی نیز راضی بوده‌اند – گزارش شده که آب شهری را استفاده کردند و بعد از مدتی فیلتر رنگ گرفته که نشان از جذب املاح دارد، بنابراین بهتر است هر چند ماه یک بار فیلتر را تعویض یا تمیز کنند. به طور کلی، ارزش در برابر پول پرداختی در این مدل عالی توصیف شده است.معایب از دید کاربران: نبود امکانات پیشرفته مانند نمایشگر، تایمر یا کنترل خودکار رطوبت طبیعی است اما به هرحال جزو معایب برشمرده شده چرا که کاربر خودش باید حواسش به خاموش/روشن کردن دستگاه باشد. طراحی قدیمی‌تر با پرکردن مخزن از کف نیز یکی از ایرادات کوچک است (باید مخزن را برعکس کرد برای پر کردن). برخی کاربران گفته‌اند که جای دست برای برداشتن مخزن تعبیه نشده و اگر دستشان کوچک نبوده کمی مشکل داشتند مخزن پر آب را بلند کنند. مورد دیگر اینکه بعضی افراد متوجه نشتی‌های بسیار جزئی آب از محل اتصال مخزن به پایه شده‌اند، مخصوصاً اگر واشر لاستیکی درست جا نیفتاده باشد – راهکار، تنظیم درست مخزن پس از پر کردن و تمیز کردن واشر است. عده معدودی هم کیفیت پلاستیک را معمولی توصیف کرده‌اند (با این حال اکثراً مشکلی نداشته‌اند). در کل ایرادات این مدل با توجه به قیمت آن چندان جدی نیست و بیشتر مربوط به راحتی کاربر است تا عملکرد اصلی.قیمت تقریبی: حدود ۲۵ تا ۳۰ دلار. این مدل اغلب به عنوان ارزان‌ترین رطوبت‌ساز ۵ لیتری در بازار شناخته می‌شود و تخفیف‌های فراوانی روی آن وجود دارد.مناسب برای فضای ۶۰–۷۰ متر؟ خیر، نه به طور موثر. همان‌طور که شرکت سازنده هم گفته، این دستگاه بیشتر برای اتاق‌ها یا سالن‌های کوچک تا ۳۰–۳۵㎡ طراحی شده است. در فضایی نزدیک به ۶۰–۷۰ متر مربع، تاثیر محسوسی در کل اتاق نخواهد داشت؛ فقط اطراف دستگاه را مرطوب می‌کند و برای کل فضا کافی نیست. اگر دو عدد از این دستگاه در دو گوشه اتاق بزرگ بگذارید، شاید بتوانند کمی رطوبت را بالا ببرند ولی بازده آن نسبت به مدل‌های بزرگ‌تر کمتر است. بنابراین ما این مدل را برای فضای خیلی بزرگ توصیه نمی‌کنیم. این دستگاه بیشتر مناسب یک اتاق خواب ۲۰ متری یا پذیرایی کوچک است. برای متراژهای بالاتر بهتر است سراغ مدل‌های قوی‌تر شیائومی (شماره‌های بالاتر فهرست) بروید.۹. Xiaomi Deerma DEM-RZ10 Warm &amp; Cool Mist Humidifier (مدل درما RZ10 با بخار گرم)نوع بخور: دو‌کاره: بخور سرد اولتراسونیک + بخور گرم – این دستگاه قابلیت تولید مه سرد (اولتراسونیک) و همچنین گرم کردن بخار تا حدود ۸۰ درجه سانتی‌گراد را دارد که به ضدعفونی محیط و پخش بهتر بخار کمک می‌کند. مدل RZ10 (که گاهی RZ100 هم نامیده می‌شود) از معدود رطوبت‌سازهای گرم شیائومی/درما است.ظرفیت و بخاردهی: ظرفیت مخزن حدود ۲٫۳ لیتر است که نسبت به مدل‌های قبلی کوچکتر است. علت این است که حالت بخور گرم مصرف آب و توان بالاتری دارد. با این حجم، می‌تواند تقریباً ۷–۸ ساعت مداوم در حالت حداکثر کار کند. شدت بخاردهی قابل تنظیم در چند سطح است اما حداکثر خروجی آن احتمالاً در حد ۲۵۰ میلی‌لیتر در ساعت (سرد) و کمی کمتر در حالت گرم می‌باشد. این دستگاه برای رسیدن به رطوبت ۴۰–۶۰٪ ایده‌آل طراحی شده است.ویژگی‌های کلیدی: امکان انتخاب حالت بخور گرم یا سرد از طریق دکمه‌های روی دستگاه. در حالت گرم، المنت حرارتی داخلی آب را تا دمای جوش می‌رساند و بخار گرم (همراه با مه التراسونیک) ایجاد می‌شود که می‌تواند تا حدی هوا را استریل و ویروس‌ها/باکتری‌های محیط را کاهش دهد. این ویژگی در فصل سرما و برای بیماران تنفسی بسیار مفید است (بخار گرم به باز شدن سینوس‌ها کمک می‌کند). دستگاه دارای نمایشگر سطح آب و سنسور هشدار کمبود آب است. کنترل لمسی برای تنظیم شدت بخاردهی و روشن/خاموش کردن حالت گرم‌کن دارد. یک سیستم ایمنی چندگانه در آن تعبیه شده: خاموشی خودکار در صورت اتمام آب یا برداشتن مخزن، و قطع المنت گرم‌کن در صورت داغ شدن بیش از حد. جنس اکثر قطعات آبی از پلاستیک PP مقاوم به حرارت است تا در برابر آب جوش آسیبی نبیند. همچنین فیلتر کوچکی برای ورود هوا دارد تا گردوغبار وارد بخار نشود.مزایا از دید کاربران: بسیاری از کاربران اثر بخور گرم این دستگاه در بهبود کیفیت هوای اتاق در زمستان را تایید کرده‌اند – گزارش شده هوای اتاق را مثل یک سونا ملایم دلپذیر می‌کند و خشکی شدید را برطرف می‌سازد. کاهش علائم سرماخوردگی و احتقان از مزایای بخار گرم است که خریداران ابراز رضایت کرده‌اند. نکته مثبت دیگر، طراحی ایمن دستگاه است؛ کاربران گفته‌اند با اینکه آب داخل می‌جوشد، هیچ نگرانی از بابت دست زدن تصادفی وجود ندارد چون بدنه کاملاً عایق است و بخار خروجی خیلی داغ به بیرون نمی‌رسد. امکان استفاده به عنوان بخور سرد معمولی نیز انعطاف‌پذیری دستگاه را بالا برده – در تابستان می‌توان حالت گرم‌کن را خاموش کرد تا فقط مثل یک دستگاه اولتراسونیک عادی کار کند. همچنین بوی مطبوع “هوای تمیز” پس از استفاده در حالت گرم توسط برخی خریداران ذکر شده که احتمالا به خاطر کشته شدن باکتری‌های موجود در هوا است. به طور کلی، این دستگاه برای کسانی که بخور درمانی مدنظرشان است بسیار مفید واقع شده است.معایب از دید کاربران: اولین ایراد، ظرفیت کوچک‌تر مخزن نسبت به مدل‌های ۵ لیتری است – برخی کاربران تمایل داشتند مخزن بزرگ‌تری می‌داشت تا نیاز به پر کردن مکرر نباشد. با ۲٫۳ لیتر، اگر تمام شب در حالت ترکیبی کار کند شاید نیاز شود وسط شب دوباره آب بریزید. مورد دوم، مصرف برق بیشتر در حالت گرم‌کن است (حدود ۳۰۰ وات)، که البته طبیعی است اما برای کسانی که مداوم استفاده می‌کنند ممکن است در قبض برق محسوس باشد. همچنین دستگاه در حالت گرم صدای بیشتری تولید می‌کند (صدای ریز جوش آمدن آب و کار کردن المنت) و در سکوت شب ممکن است کمی شنیده شود – هرچند هنوز در حد قابل قبول است. برخی کاربران ذکر کرده‌اند که مواظب باشید آب خیلی املاح‌دار در حالت گرم استفاده نکنید چون سریعا رسوب آهکی در بخش گرم‌کن ته‌نشین می‌شود و باید جرم‌گیری کنید؛ بهتر است از آب تصفیه شده یا ترکیب آب مقطر استفاده شود. به‌علاوه، قیمت بالاتر این مدل نسبت به مدل‌های سرد هم‌ظرفیت توسط برخی زیر سوال رفته – عملاً شما دارید بابت قابلیت گرم‌کن هزینه اضافه می‌پردازید که اگر برایتان مهم نباشد، شاید مدل‌های ارزانتری مثل F628 گزینه بهتری باشند.قیمت تقریبی: حدود ۵۰ تا ۶۰ دلار. این مدل کمی گران‌تر از اولتراسونیک‌های معمولی است به خاطر وجود سیستم گرم‌کن. با این حال در مقایسه با برندهای رقیب بخور گرم (مثلاً برندهای ژاپنی یا آلمانی)، قیمت مناسب‌تری دارد.مناسب برای فضای ۶۰–۷۰ متر؟ خیر. این دستگاه بیشتر برای اتاق‌های کوچک تا متوسط (۲۰–۳۰㎡) طراحی شده است. به دلیل مخزن کوچک و خروجی بخار نسبتا محدود، پوشش‌دهی یک فضای بزرگ ۷۰ متری از توان آن خارج است. بخور گرم معمولاً برای فضاهای کوچک‌تر موثر است چون در فضاهای بزرگ سریع سرد می‌شود و پراکنده می‌گردد. بنابراین RZ10 را می‌توان برای اتاق خواب، اتاق کودک یا اتاق بیماران پیشنهاد کرد تا بهره کافی از بخار گرم گرفته شود. در یک سالن بزرگ، اثر بخار گرم آن چندان احساس نخواهد شد و مجبورید نزدیک دستگاه بنشینید که عملی نیست. پس برای سالن ۶۰–۷۰ متری بهتر است سراغ مدل‌های اولتراسونیک ظرفیت بالا یا تبخیری بروید. این مدل را به عنوان مکمل می‌توان کنار دستگاه بزرگ‌تر استفاده کرد (مثلاً یک Smartmi Evap در سالن و یک RZ10 در اتاق خواب برای سرماخوردگی).۱۰. Xiaomi Deerma Ultrasonic Humidifier F325 (مدل درما F325 با آروماتراپی میوه)نوع بخور: سرد اولتراسونیک – مدل F325 یک دستگاه اقتصادی و جمع‌وجور ۵ لیتری از درما است که طراحی متفاوتی دارد. این مدل بیشتر روی آروماتراپی و زیبایی طراحی تمرکز داشته است.ظرفیت و بخاردهی: مخزن ۵ لیتر با امکان دو حالت رطوبت‌سازی: حالت عادی و حالت قوی. در حالت عادی خروجی بخار متوسط حدود ~۱۵۰ ml/h و در حالت قوی حداکثر به ~۳۰۰ ml/h می‌رسد (اعداد تقریبی). این دستگاه حدود ۸–۱۲ ساعت کار مداوم با یک مخزن را پشتیبانی می‌کند. محدوده پوشش موثر اعلام نشده ولی احتمالاً حدود ۲۵–۳۰㎡ است.ویژگی‌های کلیدی: شاخص‌ترین قابلیت، مخزن آروماتراپی مخصوص میوه‌های تازه یا گیاهان معطر است. درما تبلیغ کرده که می‌توان تکه‌های میوه (مثل لیمو، پرتقال) یا برگ گیاهان (نعنا، اوکالیپتوس) را در محفظه تعبیه‌شده قرار داد تا عطر آن‌ها با بخار پخش شود، بدون اینکه پالپ میوه وارد آب اصلی شود. این قابلیت به نوعی خاص این مدل است. طراحی ظاهری F325 زیبا و مینیمال است؛ بدنه کروی‌شکل با دهانه بزرگ در بالا که اضافه کردن آب را هم آسان می‌کند (تقریباً نوعی پرکردن از بالا به حساب می‌آید، چون می‌توان پارچ را مستقیماً در دهانه ریخت). دستگاه دارای دو سطح قدرت بخار است که با دکمه قابل تغییر است؛ حالت کم‌صدا برای شب و حالت توربو برای سریع‌تر کردن رطوبت. چراغ نشانگر وضعیت و سطح آب نیز دارد. مصرف انرژی پایینی (~۲۵ وات) دارد.مزایا از دید کاربران: بسیاری از کاربران از ایده خلاقانه افزودن میوه استقبال کرده‌اند – ذکر شده که قرار دادن برش لیمو یا چند گلبرگ در محفظه مخصوص، عطر ملایمی در خانه ایجاد کرده و تجربه‌ای شبیه دستگاه‌های دیفیوزر اسانس اما در مقیاس بزرگ‌تر فراهم آورده است. سادگی و زیبایی طراحی نیز تمجید شده؛ این دستگاه شکل متفاوتی نسبت به مدل‌های مستطیلی دارد و بعضی کاربران عنوان کرده‌اند که مثل یک گلدان دکوری در اتاق به نظر می‌رسد. عملکرد دستگاه را در حد قیمت آن قابل قبول و خوب دانسته‌اند – برای اتاق‌های کوچک بخار یکنواختی می‌دهد و هوا را مرطوب می‌کند. صدای دستگاه در حالت کم بسیار ناچیز است و برای خواب مناسب است. حجم ۵ لیتری علیرغم کوچک بودن ظاهر، یک مزیت بزرگ بوده که نیاز به پر کردن مکرر را کم می‌کند.معایب از دید کاربران: با توجه به اینکه این مدل ساده‌تر است، فاقد کنترل دقیق (مثل ولوم پیوسته یا نمایشگر) می‌باشد – فقط دو حالت دارد که برخی کاربران گفتند انعطاف کافی ندارد (یا بخار کم است یا خیلی زیاد). همچنین بعضی اشاره کرده‌اند که نبود فیلتر یا UV باعث می‌شود حتماً از آب تمیز استفاده کنید وگرنه در مخزن جرم می‌گیرد یا رسوب می‌بندد. تمیزکردن دستگاه نسبتا آسان است اما به دلیل طراحی کروی، دست به ته مخزن نمی‌رسد و باید از برس بلند استفاده کنید. چند نفری عدم وجود ریموت یا اپ را ذکر کرده‌اند که البته در این رده قیمتی معمول نیست. مورد دیگر اینکه کارایی آروماتراپی با میوه در حد یک رایحه ملایم است و نباید انتظار پخش بوی خیلی قوی داشت – برخی کاربران توقع داشتند مثل اسانس، بوی زیادی پخش شود که با میوه تازه به آن شدت نیست. در مجموع، ایرادات این مدل بیشتر در حد امکانات کمتر آن نسبت به مدل‌های گران‌تر است، و خرابی یا مشکل کیفی خاصی گزارش نشده است.قیمت تقریبی: حدود ۲۵ تا ۳۰ دلار. این مدل نیز جزو گزینه‌های اقتصادی به شمار می‌آید و گاهی در فروش‌های فلش حتی ارزان‌تر هم فروخته شده است.مناسب برای فضای ۶۰–۷۰ متر؟ خیر. این دستگاه طبق مشخصات و تجربه کاربران برای اتاق‌های کوچک تا متوسط (۲۰–۳۰㎡) مناسب است. در فضایی نزدیک به ۶۰㎡ تأثیر محسوسی نخواهد داشت و صرفاً بخش نزدیک به خودش را مرطوب می‌کند. بنابراین اگر سالن بزرگی دارید، F325 انتخاب ایده‌آلی نیست (مگر آنکه چند عدد بخرید و در اطراف سالن بگذارید که عملی و مقرون‌به‌صرفه هم نیست). این مدل بیشتر جهت اتاق خواب، اتاق کار، یا استفاده‌های موضعی (مثلاً کنار گیاهان آپارتمانی برای تامین رطوبت آن‌ها) توصیه می‌شود. برای فضای بزرگ، مدل‌های رده‌بالاتر شیائومی با خروجی بیشتر را درنظر بگیرید.جمع‌بندی و توصیه نهایی جناب GPTدر بین این ۱۰ مدل، هر کدام مزایا و کاربرد خاص خود را دارند. اگر اولویت شما سهولت استفاده روزمره و پر کردن آسان از بالا باشد، مدل‌های شیائومی Smart Humidifier 2 و اسمارت‌می Evaporative (هر دو نسل) بهترین گزینه‌ها هستند چون بدون جدا کردن مخزن می‌توانید آب اضافه کنید و تمیزکاری‌شان هم ساده است. همچنین این مدل‌ها برای فضاهای بزرگ‌تر (تا ۶۰–۷۰㎡) کارایی بهتری دارند و کنترل هوشمند نیز ارائه می‌دهند. به طور مشخص، Xiaomi Smart Humidifier 2 با داشتن UV داخلی، خروجی رطوبت بالا و صدای بسیار کم، گزینه‌ی کامل‌تری است و برای اکثر کاربران خانگی انتخاب ایده‌آل محسوب می‌شود. اگر بودجه کافی دارید، ما این مدل را به عنوان بهترین انتخاب کلی توصیه می‌کنیم چون ترکیبی از همه امکانات (سلامت، کارایی، راحتی) را دارد.برای کاربرانی که به سلامت و بهداشت هوا اهمیت ویژه می‌دهند (مثلاً افراد دارای آلرژی، نوزاد در خانه، یا عدم تمایل به گرد سفید املاح)، قطعاً دستگاه‌های تبخیری اسمارت‌می ارزشش را دارند. Smartmi Evaporative Humidifier 2 با وجود قیمت بیشتر، مه بدون ذره و باکتری تولید می‌کند و ریسک مشکلاتی مثل کپک آب یا پخش میکروب را به حداقل می‌رساند. البته نگهداری منظم (شستشوی هفتگی) را فراموش نکنید تا همیشه هوای تمیز داشته باشید. این مدل را به عنوان بهترین گزینه برای افراد حساس و فضاهای بسیار بزرگ پیشنهاد می‌کنیم.اگر به دنبال مدلی اقتصادی و در عین حال توانمند هستید، Mi Humidifier 2 Lite و Deerma F628S دو گزینه برجسته‌اند. مدل Lite شیائومی با حدود ۳۵ دلار قیمت، طراحی مدرن و مخزن آنتی‌باکتریال دارد که برای اتاق‌های متوسط عالی است و دردسر زیادی ندارد. در سمت دیگر، Deerma F628S با قیمت مشابه، مخزن ۵ لیتری و امکاناتی مثل تایمر و لمس دیجیتال ارائه می‌دهد و خروجی بخار خوبی هم دارد. برای فضاهای تا ~۳۰–۴۰ متر، این دو بسیار کارراه‌اندازند. اگر استفاده ساده و کم‌هزینه می‌خواهید، این‌ها را مدنظر قرار دهید.برای کسانی که علاوه بر رطوبت، بخور درمانی گرم هم نیاز دارند (مثلاً در فصل آنفولانزا یا برای سینوزیت)، مدل Deerma RZ10 انتخاب مناسبی است. این دستگاه در اتاق خواب یا اتاق بیمار می‌تواند با بخار گرم استریل‌کننده، هوا را مطبوع و درمانی کند. البته فقط به عنوان دستگاه مکمل در کنار یک دستگاه بزرگتر در سالن درنظر بگیرید، چون پوشش کل خانه را نمی‌دهد.به طور خلاصه، برای یک فضای مسکونی ۶۰–۷۰ متر مربعی، اولویت با مدل‌هایی است که ظرفیت مخزن بالا (۴ لیتر به بالا) و خروجی حداقل ~۳۰۰ml/h داشته باشند. همچنین مدل‌های با درب پرکردن از بالا در استفاده روزمره راحت‌ترند و کاربران رضایت بیشتری از آن‌ها داشته‌اند. بر همین اساس، انتخاب نهایی را می‌توان چنین جمع‌بندی کرد:بهترین انتخاب کلی: Xiaomi Smart Humidifier 2 – به خاطر ترکیب قدرت رطوبت‌دهی زیاد، UV ضدعفونی‌کننده، عملکرد بی‌صدا و کنترل هوشمند.بهترین انتخاب برای هوای سالم و بدون ریسک سفیدک: Smartmi Evaporative Humidifier 2 – بخور تبخیری پیشرفته با هوای پاک و مناسب افراد حساس.بهترین انتخاب اقتصادی: Xiaomi Humidifier 2 Lite – بسیار مقرون‌به‌صرفه با مخزن بزرگ و پوشش آنتی‌باکتریال (اگرچه برای حداکثر متراژ کمی محدودتر است).بهترین انتخاب فضای متوسط و طراحی مدرن: Deerma Humidifier F327W – امکاناتی همچون نمایشگر و رطوبت‌سنج داخلی با قیمت مناسب (برای سالن‌های تا ۵۰㎡ عالی است).در پایان، حتماً در نگهداری هر دستگاه بخور به نکات زیر توجه کنید تا طول عمر بیشتری داشته و هوای سالم‌تری بدهد: استفاده از آب تصفیه‌شده یا جوشیده‌ی سردشده، تعویض/تمیزکردن فیلترها طبق دستورالعمل، شستشوی منظم مخزن و بخش‌های در تماس با آب (تا قارچ و باکتری رشد نکند)، و خشک کردن دستگاه در زمان‌هایی که برای مدتی از آن استفاده نمی‌کنید. با رعایت این موارد، هر کدام از دستگاه‌های فوق می‌توانند سال‌ها برای شما کار کنند و رطوبت مطبوع را به فضای زندگی‌تان بیاورند. امیدواریم این مقایسه به شما در انتخاب بهترین گزینه کمک کرده باشد. 🌹</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Tue, 10 Jun 2025 19:56:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسکرام: چطور باگ‌ها را طی اسپرینت مدیریت کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%DA%AF-%D8%B7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%AA-aiqx6pdlvjxy</link>
                <description>تیم‌های اسکرام در زمینه‌ی مدیریت باگ‌ها یا درست‌تر بگم Defect Management* به چند دلیل دست و پا میزنن: وقتی یه عیب کشف میشه، آیا باید تو بک لاگ اسپرینت قرار بگیره؟ اگه آره، پس انحرافی که به burndown میده و هدف اسپرینت رو تحت تاثیر قرار میده چی کار کنیم؟ اگه به بک‌لاگ محصول اضافه‌ش کنیم، مساله‌ی تاخیر در رفع مشکلات مهم رو چیکار کنیم؟یادآوری:«لازمه قبل از اینکه ادامه‌ی مطلب رو بخونین یادآوری کنم که رسیدن به موقع به هدف اسپرینت، مهمترین چیزیه که تیم اسکرام باید تمام مدت در نظر داشته باشه و روش تمرکز کنه. هدف اسپرینت مثل فانوس دریاییه.»بیشتر مقدمه نمی‌چینم و مستقیم میرم سراغ راهکار و همزمان مشکلاتی که باهاش درگیر هستیم رو مرور میکنم. اگه بخوایم مساله رو ساده کنیم شاید بهتره اول سوال رو درست مشخص کنیم. سوال رو میشه اینطوری طرح کرد:وقتی یه باگ کشف میشه، چه کار کنیم که برنامه‌ به هم نریزه و هدف اسپرینت به خطر نیوفته؟یا نحوه‌ی صحیح مواجهه با عیوب نرم‌افزاری در پروسه‌ی دلیوری چیه؟اندر احوالات تیم‌های اسکرام و مدیریت باگتشخیص نحوه‌ی صحیح برخورد با عیوب محصول با طرح چند سوال ساده میشه. من سعی‌میکنم با طرح سوالها و شرح مختصری از واکنش به هر وضعیت، شمارو در شرایط شبیه‌سازی قرار بدم و مرحله به مرحله ضمن شرح مختصات مشکل، با شرح وضعیت‌های دیگه که سوالات جدید ایجاد می‌کنه، راهکارو کامل کنم.در مرحله اول،کافیه مساله رو بر اساس «زمان کشف باگ» طبقه بندی کنیم. در واقع باید دو تا سوال بپرسیم که با توجه به اصول اسکرام، جوابها واضح به نظر میان پس وقتی با عیبی در نرم‌افزار مواجه شدیم، اینجوری شروع می‌کنیم:۱- در اسپرینت جاری کشف شده؟اگه باگ «طی اسپرینت» گزارش بشه، پس اون باگ باید در بک‌لاگِ اسپرینت قرار بگیره، یعنی ذیل همون استوری یا تسکی که بهش مربوطه یه ساب تسک ایجاد میکنیم یا باگش رو لینک میکنیم به تسک/استوریش (دومی رو برای باگ های کم اهمیت ترجیح میدم ولی در این مقاله وارد توضیح workflow و ابزار نشیم بهتره)۲- از اسپرینت قبلی کشف شده؟در واقع اگر از Product Increment یا همون ورژن خروجی اسپرینت قبلی کشف/گزارش شده، این میشه یه PBI و در بک‌لاگ محصول قرار میگیره؛ پس قرار نیست توی این اسپرینت بهش بپردازیم مگر اینکه شدت و اهمیت باگ، تاثیر خاصی روی محصول داشته.خب حل شد که؟ مطلبو ببندیم و خدافظ :))نه! همه‌ی باگ‌ها شرایط یکسانی ندارن که به این راحتی بشه در موردشون تصمیم گرفت! تیم و محصول و بیزنس هم همیشه در وضعیت یکسانی نیستن! داریم در مورد یه سیستم و پروسه‌ی پویا صحبت می‌کنیم، چرخ‌دنده‌ها و هدف و سایر ارزش‌ها. اون دو راه حل رو فعلا داشته باشین بعنوان شالوده‌ی ناقصِ راهکار، تا به بقیه‌ش برسیم.میشه گفت همه‌ی باگها که اینقدر قابل توجه نیستن که براشون PBI ایجاد کنیم و گاهی دولوپر میتونه بعنوان بخشی از کارهای همین اسپرینت فیکسشون کنه. درسته؟ یا بعضی وقتا باگ از نوعیه که قرار نیست چون لزوما حین تستِ تسک/استوری کشف شده، حتما همون اسپرینت رفع بشه، مخصوصا وقتی در مورد رفتار مد نظر محصول توافق نظر نداریم که خودش یکی از شرایطیه که در ادامه شرح میدم.پس مرحله‌ی دوم،یه روش تشخیصی دیگه وجود داره که میتونه راهنمای تکمیلی مدیریت باگ ما باشه، یعنی پرسش‌های بیشتر برای تمیز دادن بیشتر باگهای نوع اول.۳-  آیا فیچر «طبقِ طراحی کار نمیکنه؟»نمونه‌ای از یه باگ کلاسیکه دیگه. مثلا «وقتی روی این دکمه میزنم، اتفاقی نمیوفته» یا۴-  آیا فیچر «اونطور که باید کار کنه طراحی نشده؟» یعنی در مورد عملکردش، دیدگاه متفاوتی در تیم وجود داره؟مثلا: «انتظار دارم رفتار متفاوتی ببینم، نه اونی که در استوری دستور داده شده»پس این‌بار هم، در واقع با نگاه سیستمی مساله رو با پرسش های بیشتری باز می‌کنیم. الان خروجی روش اول رو اینجوری زیر سوال می‌بریم که:گیریم یه باگ کلاسیک که از اسپرینت قبلی هنوز در محصول وجود داره و اصلا ممکنه دردسر ساز هم بشه، همچین باگی باید همین حالا فیکس بشه؟ پس هدف این اسپرینت چی؟ یا متعاقبا، فیچری که طبق طراحی هم کار می‌کنه، معنیش این نیست که کارکرد یا رفتار مطلوب رو داره، پس ازش بگذریم و درگیرش نشیم؟داره پیچیده میشه؟ نگران نباشید. الان با رسم یه ماتریکس ۲×۲ راهکار تکمیل میشه و در ادامه تمام وضعیت‌هارو شرح میدم.ماتریکس شناسایی عیب ها و اقدامات برای مدیریت باگها طی اسپرینت１- طبقِ طراحی کار نمیکنه و طی اسپرینت جاری کشف شدهاین مدل باگها معمولا طی فرایند تست اتومات یا دستی که روی استوریِ انجام شده، کشف میشن. در واقع مربوطن به پیاده‌سازی یه استوری/تسک. مثلا داریم نرم‌افزار گرافیکی رو توسعه میدیم و به این عیب میرسیم:«وقتی روی دکمه‌ی shape میزنم و چند ضلعی رو انتخاب میکنم با n تعداد ضلع، چندضلعی با n+1 ضلع روی بوم رسم میشه.»آنچه باید کرد:آیا باگ پیش پا افتاده‌س؟ با ایجاد تسک زحمت اضافه درست نکنین؛ صرفا بعنوان بخشی از کار در حال انجام فیکسش می‌کنیم. اگه توسط هرکی به جز دولوپر کشف میشه، مثلا رو تسکش کامنت گذاشته بشه و و تسک برگرده به بک‌لاگ اسپرینتاگه رفع این باگ مشکل بود، مثلا در حدی که می‌تونست پیشرفت تیم در راستای دستیابی به هدف اسپرینت رو کند بکنه، پس یک تسک/ساب‌تسک مرتبط با استوری ایجاد کنید تا برای تیم واضح باشه که این میتونه روی پیشرفت تاثیر بذاره.در هر صورت مشکل رو در جلسه روزانه اسکرام مطرح کنید تا همه از وجود مشکل یا از پیشرفت در راستای فیکس کردنش مطلع بشن؛ حالا چه روی پیشرفت دستیابی به هدف اسپرینت تاثیر بذاره چه نذاره.۲- اونطور که باید کار کنه طراحی نشده و طی اسپرینت جاری کشف شدهاین نوع از باگ وقتی رخ میده که محصول اونطوری که انتظار میرفته کار میکنه، یعنی دقیقا طبق طراحی و ملاک‌های پذیرش (Acceptance Criteria) که تعریف شده کار میکنه، ولی با سایر رفتارهای محصول ناسازگار یا ناهمگونه، استفاده‌ش دشواره یا اصلا به هر دلیلی سَمبَل شده! (مثلا همه‌ی جوانب در طراحی دیده نشده)مثلا هنوز داریم همون نرم‌افزار گرافیکی رو توسعه میدیم و عیب اینه:«وقتی روی دکمه‌ی شکل (فرضا چند ضلعی) دوبار کلیک میکنم، یه properties box باید نمایش داده بشه، مثل وقتی که روی شکل دایره دوبار کلیک میکنم.»آنچه باید کرد:وقتی کسی چنین باگی گزارش می‌کنه، باید در اسرع وقت به مالک محصول تیم گزارش بدین. منتظر جلسه روزانه نشید!اگه مالک محصول دلیل خوبی داشت که محصول همونطور رفتار میکنه که باید بکنه، بدترین چیز اینه که تیم بدون اینکه بپرسه تغییر ایجاد کنه. پس سرخود تغییر ندین!اگه رفتار محصول واقعا قابل قبول نیست، مالک محصول باید در مورد اینکه تغییر دادنش باعث به خطر افتادن هدف اسپرینت میشه همکاری کنه. مالک محصول و تیم توسعه لازمه اسکوپ آیتم رو مجددا تنظیم کنن و تغییر طراحی رو وارد آیتم کنن وگرنه ولش کنن و منتظر بازخورد در جلسه Sprint Review باشن.۳- اونطور که باید کار کنه طراحی نشده و از اسپرینت قبلی کشف شدهچنین کاستی‌هایی لزوما باگ نیستن و دولوپرها معمولا اعتراض میکنن و میگن «من دقیقا همونی رو انجام دادم که گفته شده بود!»مثال، توسعه‌ی فیچری از نرم‌افزار گرافیکی مذکور:«وقتی طراحی رو ذخیره می‌کنم، تصویر بندانشتی (Thumbnail) آپدیت میشه تا لایه‌ی بالایی رو نمایش بده، در حالیکه باید همه‌ی لایه‌‌های قابل مشاهده رو نمایش بده.»از منظر مشتری، رفتارِ محصولی که توقعاتش رو برآورده نکنه باگ محسوب میشه. دیگه مهم نیست اگه از منظر تیم توسعه محصول دقیقا همونطوری کار کنه که طراحی شده. بعضی وقتا باگ از بیرون تیم گزارش میشه – مثلا از سمت مشتریایی که دارن از نسخه‌ی عرضه شده استفاده می‌کنن – ولی این گزارشها میتونن هم از سمت تیم QA باشن که بعنوان مشتری فکر میکنن و صدای مشتری هستن.آنچه باید کرد:در چنین شرایطی باید یک PBI ایجاد کرد و مالک محصول باید ارزیابی کنه و تصمیم بگیره که محصول لازمه تغییر بکنه یا نه.اگه PBI تایید بشه، مالک محصول باید تصمیم بگیره این تغییر چقدر اهمیت داره و کجای ترتیب بک لاگ محصول قرار بگیره.۴- طبقِ طراحی کار نمیکنه و از اسپرینت قبلی کشف شدهاین ربع چهارم ماتریکس بیانگر باگ‌های بی‌ چون و چراست: چیزی که طبق طراحی پیاده نشده و در increment جاری کشف شده یا حتی ممکنه ریلیز شده باشه.مثلا هنوزم روی همون نرم افزار گرافیکی کار میکنیم و این عیب گزارش میشه:«وقتی رنگ یک شکل رو تغییر میدم، تغییر روی بوم اعمال نمیشه مگر اینکه فایل رو ذخیر کنم و  دوباره باز کنم.»وقتی چنین باگی گزارش میشه بعضی از تیم‌ها وسوسه میشن مستقیم شیرجه بزنن توش، سریع فیکسش کنن و با ریلیز بعدی یا hotfix مرخصش کنن. اما به قول معروف، اینکه تو طبیعت وِله که دلیل نمیشه مال تو باشه! یعنی کار کردن رو اینها لزوما منطقی نیست.آنچه باید کرد:چنین باگ‌هایی باید در بک‌لاگ محصول اضافه بشن.مالک محصول اهمیت و اولویتش رو مشخص کنه.ممکنه استثنائا باگ مربوط بشه به تسک/استوری که در اسپرینت جاری داره کار میشه، ولی رفعش هم سخت نیست. به عبارت دیگه میتونه بدون به خطر انداختن هدف اسپرینت فیکس بشه؛ پس فقط در اینصورت، بعد از صحبت با مالک محصول و با بسط دادن اسکوپ آیتم مربوطه (تسک/استوری) میتونه وارد اسپرینت و فیکس بشه.خلاصه که همه‌ش مربوط به ارتباطات صحیحهارتباط بین مالک محصول و تیم توسعه کلید اصلی در مدیریت عیبهای نرم‌افزاریه. هیچ یک از وضعیت‌های شرح داده شده در ماتریکس، به تنهایی وحی منزل نیستن! حتی اون عیبی که «طبقِ طراحی کار نمیکنه و طی اسپرینت جاری کشف شده» هم پتانسیل داره که نادیده گرفته بشه (اگه منطقی باشه که بعنوان بدهی فنی برای کوتاه مدت تلقی بشه) و منتقل بشه به بک لاگ محصول. نکته اینجاست که با درک اینکه عیبها چی هستن، از کجا میان و چطور میشه اونها رو برطرف کرد، می تونیم در مسیر هدف اسپرینت بمونیم.* این defect در معنوی لغوی میشه «عیب، کاستی، کمبود یا نقص» اگه بخوایم جامع صحبت کنیم بهتره از این استفاده کنیم نه باگ.Defect  در صنعت نرم‌افزار برای اشاره به اشکالات نرم‌افزاری استفاده میشه مثل Error، اشتباه محاسباتی، Crash، مسائلی که منجر به خطای کاربر یا نارضایتیش میشن (Interface Glitches). در واقع هر گونه مساله‌ای که باعث میشه محصول یا فیچر، عملکردی که ازش انتظار میرفته، نداشته باشه. از اونجایی که به طور عام، مصطلح شده که Bug صداش میکنن، من بیشتر جاهای مقاله و در عنوان از همون باگ استفاده کردم.لطفا اگه هرجا رو متوجه نشدین یا گنگ بود، در کامنت بهم بگین تا ضمن توضیح، خود مقاله رو هم بهبود بدم.ارادتمند، سعید سپهر</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Sat, 16 Sep 2023 00:46:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفسیر من از ترانه‌ی «جزیره»</title>
                <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr/%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-r7cydlni5h7l</link>
                <description>بی‌شک یکی از مشهورترین آهنگهای سیاوش قمیشی همین «جزیره» از آلبوم «شکوفه‌های کویری» هست. گویا در نظرسنجی که یه شبکه تلوزیونی هم انجام داده، پرطرفدارترین آهنگ هم همین شده. سیاوش قمیشی از این انتخاب مردم تعجب نمی‌کنه و میگه خودشم همین نظر رو داره. نکته‌ی جالب در مورد این آهنگ اینه که سیاوش قمیشی این ترانه رو از خانمی دریافت میکنه و بسیار می‌پسنده و آهنگش رو میسازه، اما «جزیره» و «زندگی» میشه تنها آثار از اون ترانه‌سرا که سیاوش اجرا میکنه و دیگه هیچ خبری از ایشون بهش نمیرسه.من سالهاست تمام اهنگهای قمیشی رو گوش میدم و می‌تونم بگم تنها خواننده ایه که تک‌تک آهنگهاشو دوست دارم و گوش میدم. من از دبستان یعنی دهه هفتاد شمسی قمیشی گوش میدم و بین این همه سبک که گوش کردم و دنبال کردم، همواره عضو ثابت پلی لیستهام بوده. چه وقتی که سنتی بیشتر گوش میکردم، چه وقتی که متال گوش میدادم، همیشه قمیشی بوده و هست. اخیرا اما بیشتر بر اشعار متمرکز میشم و احساسات آشنای بیشتری رو در ترانه‌ها پیدا می کنم. این وسط، جزیره برام خیلی خاص شده و حس می‌کنم تمام احساس ترانه‌سرا رو درک می‌کنم، جوری که نگران بودم که نکنه اون غم دوری و دلتنگی رو تحمل نکرده باشه و به زندگیش خاتمه داده باشه! نکنه همینه که دیگه با قمیشی تماسی نداشته و ناپدید شده و امروز که جستجو کردم متوجه شدم واقعا کسی از ایشون خبر نداره و این عکس هم که پیدا کردم، مطمئن نیستم خودشون باشنعکس منتسب به خانم فرح تجلی ترانه‌سرای آهنگ جزیره از سیاوش قمیشی - آلبوم شکوفه‌های کویریو اما تفسیر من وقتی به این آهنگ و ترانه‌ش گوش میدممن همون جزیره بودم، خاکی و صمیمی و گرمواسه عشق بازیِ موجا، قامتم یه بسترِ نرمیه عزیز دردونه بودم، پیشِ چشمِ خیسِ موجایه نگینِ سبزِ خالص، روی انگشترِ دریاحکایت آدمیه که به دور از غصه‌ها و قصه‌های عاشقی، واسه خودش با غرور زندگیشو می‌کنه! آدمی که توی دریای زندگی که خیلی‌ها اطرافش غرق میشن، واسه خودش زیر آفتاب گرم احساس آزادی می‌کنه، هرچند میدونه پاهاش کف دریا گیر هستن. با این حال با موج‌های این دریا که به تفسیر من نماد ضربه‌های سخت و آرام زندگی هستن، حال می کنه و دم نمیزنه.تا که یک روز تو رسیدی، توی قلبم پا گذاشتیغصه‌های عاشقی رو، تو وجودم جا گذاشتیزیرِ رگبارِ نگاهت، دلم انگار زیر و رو شدبرای داشتنِ عشقت، همه جونم آرزو شدتا نفس کشیدی انگار، نفسم برید تو سینهابر و باد و دریا گفتن، حسِ عاشقی همینهیه روزی با عابر جدیدی روبرو میشه که برای اولین بار به دلش می‌شینه. کسی که همه جوره حالش رو می‌فهمه و باهاش احساس نداری می‌کنه. کسی که میتونه باهاش بی مهابا حرف بزنه و حس کنه که شنیده میشه، درک میشه؛ کسی میاد که نگاهش همه آرامشه، همه شور زندگیه؛ کسی که می‌تونه بهش بگه «عاشقتم».میرسه به کسی که برای اولین بار این حس رو منتقل می‌کنه: تو دوست داشتنی هستی. واقعا دوستت دارم! کسی میاد و شهامت عاشق شدن رو براش ایجاد میکنه و در نهایت، احساس عاشقی رو با اون میشناسه.اومدی تو سرنوشتم «بی بهونه» پا گذاشتیاما تا قایقی اومد، از من و دلم گذشتیرفتی با قایقِ عشقت، سوی روشنیِ فردامن و دل اما نشستیم، چشم به راهت لبِ دریااون شخص میاد و بدون در نظر گرفتن بهانه‌ها، تفاوت‌ها و مسیرهای متفاوت پا میذاره تو وجود جزیره. از تنهایی در میاردش، دلگرم‌اش می‌کنه و در نهایت به قول شازده کوچولو، اهلی میکنه و بعد اما، رهاش میکنه.اما همینکه اولین نشانه‌های ناجور و ناهماهنگی رو می‌بینه، قصد میکنه ادامه‌ی مسیر خودش رو داشته باشه. معشوق فراموش می‌کنه از اول هم میدونست با یک جزیره روبرو شده که جابجا شدنی نیست و نمی‌تونه با خودش همراهش کنه، اما بعنوان استراحتگاهی ازش استفاده می‌کنه. مدتی رو اونجا سر می‌کنه تا مرکب جدیدی پیدا بشه و به راهش ادامه بده.حالا جزیره اهلی شده، عاشق و بی‌اختیار به مسیر رفتن معشوق خیره میشه در حالیکه اشک میریزه و نمی خواد جلوی سعادت عشقش رو هم بگیره.دیگه رو خاکِ وجودم، نه گُلی هست نه درختیلحظه های بی‌تو بودن، می‌گذره اما به سختیدلِ تنها و غریبم، داره این گوشه می‌میرهولی حتی وقتِ مردن، باز سراغتو می‌گیرهمی‌رسه روزی که دیگه قعرِ دریا میشه خونه‌ماما تو دریای عشقت، باز یه گوشه‌ای می‌مونمحالا دیگه یه جزیره مونده که عاشق شده، غم بزرگی رو دلش هست و باور نداره هیچ‌کسی مثل معشوق‌اش از اونجا رد بشه. دیگه حس و حالی براش نمونده و میدونه حتی اگه به فرض محال، معشوق دیگه ای پیدا بشه، باز هم اونجا موندنی نیست - جزیره هم که پاهاش در اعماق دریا گیره هرگز جابجا نمیشه - پس دلش رو با اون قایق راهی کرده؛ دلی نمونده که به کس دیگه ای بده.حالا جزیره دریا رو جز برای معشوق نمی دونه. دریایی که سراسر قدمگاه اون زیبا رویه؛ دریایی که تماما جولانگه قایق‌ها و جزیره‌های دیگه‌ی اون معشوقه، حالا فقط می تونه مدفن جزیره باشه.» نام قطعه: جزیره» از آلبوم: شکوفه‌های کویری سال ۲۰۰۰» سال انتشار: ۲۰۰۰ میلادی / ۱۳۷۹ شمسی» خواننده: سیاوش قمیشی» ترانه سرا: فرح تجلی» تنظیم‌کننده: استیو مک کرامکاور آلبوم شکوفه های کویری انتشاریافته در سال ۲۰۰۰ میلادی
ویدیوی رسمی از کلتکس رکوردز در یوتوبآهنگ «جزیره» در اسپاتیفای رسمی سیاوش قمیشی انتشار غیررسمی جزیره در SoundCloud</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Sun, 06 Jun 2021 00:29:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی فضایی‌ها (۱): سید جلال‌الدین سراج</title>
                <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%87%D8%A7-%DB%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%AC-mcvbmgksrgyg</link>
                <description>تصمیم گرفتم هر از گاهی، مثل حالا که از قضا حال نوشتن هم دارم، در مورد آدمهای جالب و خاصی که تو عمرم شناختم بنویسم. قبلا هم گمونم اینکارو کردم ولی طوری نبوده که یه مجموعه‌ی واحد بشه. پس برای مجموعه شدنش، از هشتگ #پروژه_آدمای_خاص استفاده می‌کنم... نه! وایسا ببینم :{بعد از یک مکث طولانی و تامل بیشتر} داشتم فکر می‌کردم چند نفر میتونن هم‌ردیف با #جلال_سراج قرار بگیرن؟ آدمایی که برای من و دنیا &quot;توامان&quot; ویژه باشن، چندتان مگه؟  هشتگو بی‌خیال شیم فعلا! براتون از دادا جلال بگم. در مورد این یه فَروَند ابَرمَرد، گفتنی‌ها بسیار است!! به راستی که نوشتن از سید جلال‌الدین سراج، توصیف‌نامه‌ای به ظاهر پرتملّق به جای خواهد گذاشت. گویی مورّخِ درباری، در مدح قبله‌ی عالم نگاشته‌ باشد! اما قسم به خورشید، این یکی عاری‌ست از هر گونه بزرگنمایی و ریا ✋ از صفات خوبش بگم و برم بخوابم ? در مورد هر کدومش میشه ساعتها نوشت.جلال سراج انسانی‌ست به غایت بخشنده، آرام، افتاده، مهربان، خیر رسان، خلاق، ریزبین، خوش اخلاق. خنده رو، صبور، با گذشت، کاوشگر، حامی، بی ریا، آگاه، روشنفکر و به طور کل، بسیار زیبا. اگر بشه نقصِ ژنتیکیش که منجر به کلسترول خونش شده رفع کرده و بدون ازدواج تکثیرش کنیم، افزایش جمعیت امثال ایشون، بهترین گزینه برای بهتر شدن دنیا خواهد بود.فقط تا میشه از این گلها قَلَمه بزنید! در ادامه با ذکر چند نکته تکمیلی، این مطلب رو خاتمه میدم:۱- به جرات می‌تونم بگم آشنایی با جلال، یکی از پررنگ‌ترین نقاط عطف زندگی من بوده. حتا زندگی حرفه‌ای من هم با جلال عوض شد و اگه اندک اعتباری دارم، اولین آجرهاش به دست این مرد بنا شده؛ باقی هم به پشتوانه‌ی گذشت، بخشش، محبت و حمایت برادرانه‌ی ایشون روی هم گذاشته شدن.۲- امشب بی‌خوابی حمله‌ور شده! نشستم پای سیستم، آرشیو تصاویر و خاطره‌ها رو ورق میزدم. از تصویر خیلیا گذشتم و خاطرات زیادی زنده شدن. ولی از این یکی، به سادگی نمیشد گذشت. عکسش هم مثل خودش اینقدری باحاله که وادارم کرد بنویسم.۳- آشنایی با این فرشته رو مدیون فرشته دیگری هستم که در پستی مجزا، پس از تایید تصویر از جانب خودش، خواهم نوشت. اون هم یکی دیگه از نَوادر دورانه.۴- اگر اینو میخونید، امیدوارم ازش انرژی مثبت کافی برای تمام هفته‌تون گرفته باشین. پیشنهاد می‌کنم، برای این منظور، شما هم از یه آدم مهم زندگیتون که میشناسین - همین امروز - یاد کنید و انرژی مثبتتون رو به عالم انعکاس بدین.</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Sat, 18 Apr 2020 09:29:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا اینستاگرامو ۱۴ ماه رها کرده بودم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88-%DB%B1%DB%B4-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85-clfrt2opca0b</link>
                <description>هنوز مطمئن نیستم دقیقا برگشتم به اینستاگرام یا نه! ولی بعد از یکسال و یک ماه و بیست روز، دوباره نصبش کردم.متوجه شدم طی این مدت که نبودم، &quot;اینستا&quot;ی خالی، جا افتاده و دیگه کامل نگفتن &quot;اینستاگرام&quot; نشانه بچه بودن و بی کلاسی و اینا نیست! از اون زیباتر، هر ایرانی یک اینفلوئنسر؛ هر اینستای نصب شده، یک کسب کار، هم محق شده و خودش روزنه‌های امید رو برای مردمی ناامید و غمزده کمی باز میکنه. اینا خوبن ولی اگه دوست دارین بدونین من بدون اینستاگرام، چقدر خوب یا بد بودم، کمی حوصله میخواد تا بقیه‌ش هم بخونین.https://www.instagram.com/saeed.sepehrazad/شاید با خلاصه گفتنش، بد قضاوت بشم ولی مهمترین دلیل ترک اینستاگرام رو اول میگم:اینکه دائم از لحظه‌های دستچین‌شده‌ی زندگی دیگران خبر داشتم، اذیتم می‌کرد. گاهی مقایسه‌های نامیمون می‌کردم و گاهی هم قضاوت‌هایی که باعث میشدن خودم سنگین‌تر و لَخت‌تر بشم.آره واقعا دوست ندارم از زندگی مردم خبر داشته باشم. مگه کسانی که خیلی بهم نزدیکن و خیلی زیاد میشناسمشون. کسانی که &quot;همه‌ی زوایای زندگیشونو می‌بینم&quot; نه کسانی که فقط پنجرهایی از لحظه‌های خوبشون به روم بازه. اولین دلیل، لازم و کافی بود. پس با گفتن بهانه‌ها، وقتتون رو نمیگیرم اما گفتنی‌هایی هم هست هنوز که گفتنش بی‌لطف نیست.طی این مدت، چند بار مجبور شدم روی وب، اینستامو چک کنم. طی چند دقیقه‌ای که بودم، جرات نداشتم یه استوری باز کنم، مبادا فکر کنن هستم و توجه نمی‌کنم! خودش بلای جونه‌ها، نه؟اینکه متعهد باشی پست همه دوستارو ببینی، لایک کنی و حتا کامنت ول بدی! یا به تمام دایرکتهای فورواردی، واکنش نشون بدی؛ تو همه گروها عرض ادب کنی که مبادا بگن بی توجهه به ما، یا کلاس میذاره، یا خیلی داره پول در میاره، یا چقدر نچسبه و چه و چه :))هرچند این قضاوتا &quot;واقعا&quot; برام مهم نیستن، ولی اینکه دیگران به خاطر منِ ناجور و ناهماهنگ، یه لحظه‌شون مکدّر بشه، برام خوشحال کننده نیست.ثبت لحظات با شرح وقایع، جذاب‌ترین امکانیه که اینستاگرام برام فراهم می‌کنه.و اما طی مدتی که نبودم، تنها چیزی که براش می‌‌گفتم &quot;حیف&quot;، این ثبتِ خاطرات و افکار بود. چندباری رفتم پستهای قدیمی‌ترم رو دیدم. لحظه‌هایی که ثبت شده بودن و توضیحات تکمیلی که اون لحظه و روزهارو دقیق‌تر به یادم میاوردن. این یکی رو از دست دادن حیف بود. یجور دفتر خاطرات باحال رو رها کرده بودم. در پایان بگم، همچینم بر نگشتم. هنوز زیاد بازش نمی‌کنم و از روی پستها به سرعت رد میشم. بیشتر، دلم می‌خواست بنویسم و این تجربه رو به اشتراک بذارم. الانم اینستا نصبه ولی  تو اکانت مذکور لاگین نیست :))خواستم نظر و احساسم رو در مورد این شبکه‌ی محبوب و مفید با دیگران به اشتراک بگذارم. امیدوارم بازخوردهای متنوعی دریافت کنم و با دیدگاه دیگران هم آشنا بشم. اگه اینطور شد، در موردش بیشتر خواهم نوشت.</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Mon, 13 Apr 2020 12:04:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا اشتباهاتمون رو تکرار می‌کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-khgvthdivbgk</link>
                <description>انگار بیشتر تصمیمات ما از روی احساسات هستن. هرچند وقتی بزرگتر میشیم یا به قول معروف عاقل‌تر میشیم، کمتر از این تصمیمات میگیریم. به بیان دیگه، میگن: بیشترِ آدما احساسی تصمیم میگیرن ولی منطقی توجیهش می‌کنن. و اما گاهی تصمیماتمون، نتایج مطلوبی نداره. اسمشو میذاریم اشتباه. و گاهی این اشتباهات رو تکرار می‌کنیم. یا نه؛ پشیمون میشیم. گاهی میگیم چرا من اون کار رو کردم؟مثلا، چرا با دوستم قهر کردم؟ یا فلان رابطه رو تموم کردم؟ یا فلان کارو شروع کردم؟و هرچی میگردیم دنبال جوابِ این &quot;چرا&quot;، یه دلیل قانع‌کننده و محکمه‌پسند پیدا نمی‌کنیم.احساسات، بر تصمیم‌گیری،ها تاثیرگذارند بدبختی ما آدما اینه که فراموشکاریم. ما &quot;احساساتمون&quot; رو هم فراموش می‌کنیم.  احساس درد رو یادتون بیارید؟ وقتی دردمون تسکین پیدا می‌کنه، دیگه اون اثرِ قبل رو &quot;با تصور کردنش پیدا نمی‌کنیم&quot;. ممکنه وقتی درد داریم، قول بدیم که مثلا حاضریم فلان کار رو بکنیم تا دیگه این درد رو نداشته باشیم. ولی بعد از تسکینِ اون درد و گذشتِ کمی زمان، دیگه حاضر‌ نیستیم اون‌کارو انجام بدیم.خلاصه بگم؛ قسمت بدِ این حقیقت اینه که خیلی وقتا بزرگترین دلیلِ یه تصمیم و اقدام‌های ما &quot;احساساته&quot; و بعد که احساس رو فراموش کردیم، از خودمون می‌پرسیم &quot;واسه چی این تصمیم رو گرفتم؟&quot; می‌پرسیم، چون علتش غیب شده و دیگه نیست! دیگه به یادمون نمیاد. به همین سادگی.  پی‌نوشت: گمونم ما که به اقداماتمون ادامه نمیدیم، معمولا واسه اینه که محرکمون یه احساس بوده. و از اونجا که هیچ احساسی به قوّت اولیه‌ی خودش پایدار نیست، کارها رها میشن. به همین سادگی! اما چه باید کرد؟ موضوع بر می‌گرده به &quot;هدف داشتن&quot; و بهتره در پست دیگه‌ای بنویسمش. اما قبل از اون باید بیشتر در مورد هوش احساسی (Emotional Intelligence) مطالعه کنم. ممکنه اصلا همین نظریه‌ام بره زیر سوال :))دوباره پی‌نوشت:متاسفانه به هیچ مطلبی که می‌خونیم نمیشه به سادگی اعتماد کرد. افکارِ آدما - به صرفِ اینکه زیبا و معقول بیان میشن - قابل اتکا نیستن. گویا دنیای روانِ آدمی، پیچیده‌تر از اینهاس!</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Fri, 27 Mar 2020 02:45:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت زمان و تسکها، با «لیست دو بخشیِ» وارِن بافِت</title>
                <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-xlbub8bcgtue</link>
                <description>وارن بافت (Warren Buffett) کسیه که اسمش بیش از ۵۰ میلیارد دلار رو یدک میکشه و همیشه در لیست ثروتمندترین مردم دنیا قرار می‌گیره. از بین تمام سرمایه‌گذاران قرن بیستم، بافِت موفق‌ترین بوده.یکی از دلایلی که منجر به موفقیتِ بافِت شده، اینه که درک فوق‌العاده ای از مدیریت زمان داره و خوب میدونه چطوری وقتش رو طیِ روز صرف کنه. از منظر اقتصادی می‌شه گفت که اون می‌تونه زمانش رو بهتر از هر کسی دیگه ای مدیریت کنه.این دقیقا دلیلیه که باعث شده ماجرای زیر - که مستقیما توسط یکی از کارکنان وارن بافت نقل شده - توجه بنده‌ی نگارنده رو به خودش جلب کنه.وارِن بافت (سمت راست) در کنار بیل گیتس، موسس مایکروسافتاینجا در موردِ ۳ قدم ساده برای ارتقای بهره‌وری میگیم. وارِن بافِت از این استراتژی استفاده می‌کنه تا به کارمنداش یاد بده چطوری اولویت‌هاشونو تشخیص بدن و براشون اقدام کنن.حکایتِ خلبان مایک فلینت (Mike Flint)مایک فلینت، برای ۱۰ سال خلبانِ هواپیمای شخصی وارن بافت بود. بد نیست بدونید این خلبان، هواپیمای چهار رئیس جمهورِ آمریکارو می‌پرونده؛ پس می‌تونیم با خیال راحت بگیم تو کارش خوب بوده! کاپیتان فلینت میگه، وقتی داشته در مورد اولویت‌بندی‌های شغلیش با وارن بافت صحبت می‌کرده، بافت ازش میخواد که واسه اولویت بندی اهدافش «۳ قدم» رو تمرین کنه که اینجوریه:قدم اول: بافت از مایک فلینت می‌خواد که ۲۵ تا از اهداف کاریشو بنویسه؛ فلینت هم یه کم وقت میذاره و همشونو مینویسه.توجه! بهتره شما هم همین تمرین رو انجام بدین و کارهاتون رو برای یه بازه‌ی زمانی کوتاه تر بنویسید. مثلا ۲۵ کاری که می خواین طی یک هفته‌ی پیش رو تموم کنین.قدم دوم: بعد بافت از کاپیتان فلینت خواست که لیستش رو مرور کنه و دورِ ۵ تا از مهمترین اهدافشو خط بکشه. دوباره فلینت برای چند دقیقه‌ای مشغول شد و در نهایت، ۵ هدف خیلی مهم ترش رو مشخص کرد.توجه! توجه!توصیه می‌کنم شما هم همین الان، دو مرحله‌ی بالا رو انجام بدین و پیش از اون، سراغ قدم سوم نرید.قدم سوم: در این مرحله، فلینت دو تا لیست داشت؛ یه لیست از ۵ موردی که دورشون خط کشیده بود [List A] و یه لیست دیگه از ۲۰ موردی که دورشون خط نکشیده بود [List B]. مایک فلینت قبول داشت که باید بلافاصله روی ۵ هدف اصلیش کار کنه.اونجا بود که بافِت ازش پرسید: «پس اونایی که دورشون خط نکشیدی چی میشن؟»فلینت گفت: «خُب... باید روی ۵ تای اول تمرکز کنم، و ۲۰ تای دیگه هم با اولویت دوم مدّ نظرم باشه. در واقع اونا هنوزم مهم هستن؛ پس من گاهی سراغشون میرم و حسبِ نیاز، روشون کار می‌کنم. اون ۲۰ تا اضطراری نیستن ولی من هنوز باید تلاش کنم که انجامشون بدم.»که بافت جواب داد: «نـــه! منظورمو نگرفتی مایک. همه‌ی اونهایی که علامت نزدی، در جا میرن تو لیستِ به-هیچ‌وجه-براشون-هزینه-نکن! هیچ اهمینی نداره چی هستن؛ به اون موارد اصلا نباید توجهی کنی مگر اینکه در مورد ۵ تای اصلی موفق شده باشی.»طوریکه وارن بافت با «سه گام ساده» روزشو شب می‌کنهقدرتِ حذف کردنمن به مینیمالیسم و ساده کردن معتقدم. از اینکه از شرّ چیزای بیهوده خلاص بشم خوشم میاد. من فکر می‌کنم که حذف کردنِ چیزای غیرضروری، بهترین راه برای زندگی آسون‌تر و ایجادِ اتوماتیک‌وارِ عادت‌های خوبه. این‌کار باعث میشه از کاری که می‌کنی خوش‌حال باشی.میگن که، رهایی از شرّ چیزها و تصمیماتِ بیهوده، نسبتاً آسونه. ولی حذفِ چیزای ظاهراً مهمه که برات سخته. برای چیزای آسون - که اتفاقا براشون توجیه داری ولی بازده کمی دارن - وقت میذاری و سخته که جلوی اینکارو بگیری. اون دست از کارهایی که احتمالا بزرگترین موانع پیشرفت شما هستن، همونایی هستن که شما بهشون اهمیت میدین، اما واقعا مهم نیستن.هر حرکتی یه هزینه‌ای داره. حتا اقداماتی که به نظر خنثی میرسن، در واقع خنثی نیستن. اونا زمان، انرژی و فرصتهایی که می‌تونن به کارهای مفید و مهم‌تر اختصاص داده بشن رو از ما میگیرن. ما اغلب به جای اقدام کردن، دور خودمون می‌چرخیم.برای همینه که استراتژی بافِت به طرز خاصی هوشمندانه‌س. موارد ۶ تا ۲۵ لیست، چیزایی هستن که بهشون اهمیت میدی؛ اونها برات مهم هستن. خیلی آسونه که زمانت رو برای انجام اونا تنظیم کنی. ولی وقتی با ۵ تای اصلی مقایسشون می‌کنی، اون ۲۰ موردِ دیگه، فقط حواس پرت کنــَن. وقت صرف کردن روی اولویت‌های دوم، همون چیزیه که باعث میشه ۲۰ تا کارِ نصف و نیمه به جای ۵ کارِ کامل داشته باشی.بی‌رحمانه حذفشون کن. خودتو مجبور به تمرکز کن. یه تسک رو تموم کن یا بندازش دور.مهم‌ترین‌ها در برابر غیرمهم‌هایِ مهم‌نما!خطرناکترین حواس‌پرت‌کن‌ها، همونان که عاشقشونی؛ و بالعکس، همونان که قرار نیست بهت حال بدن!مطلب فوق، ترجمه‌ی کاملِ این پست بود:Warren Buffett’s “2 List” Strategy: How to Maximize Your Focus and Master Your Priorities</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Sat, 26 Oct 2019 22:43:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گوش‌های بی‌تربیت</title>
                <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr/%DA%AF%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-bbkq6wl3oov3</link>
                <description>قدیما که موسیقی پاپ داشت تو ایران جون می‌گرفت و فضای جدیدی پدید اومده بود، همون سالهای آغازین که ناصر عبدالهی، عصار، شادمهر و امثال اونها، آلبوم میدادن و به نوعی تولدِ دوباره‌ی صنعت موسیقی در ایران بود، آلبومی هم از نادر مسچی منتشر شد. تقریبا ۳-۴ سال بعد از آلبوم دهاتی از شادمهر، آلبوم «زندگیِ عروسکی» با صدای نادر مسچی منتشر شد که اتفاقا بعضی از ترانه‌هاش از آثار ترانه‌سراهای به‌نامی مثل یغما گلرویی و ترانه مکرم بودن.آلبوم زندگی عروسکی از نادر مسچی هم توسط موسسه ایران‌گام منتشر شد که پیشتر  در سال ۷۸ و بعدتر در ۹۲، دهاتی رو منتشر کرد و البته من کپیشو داشتم! ترک‌های این آلبوم به نظرم کارهای با کیفیتی میومدن که انگار در تولیدشون وسواسِ خاصی به خرج دادن. به نظرم کمی هم حس و حال موسیقی لس‌آنجلسی اون زمونها رو داره؛ مخصوصا آهنگای شاخص این آلبوم - مثل یکی بود یکی نبود، غول بیابونی، باربی – که من رو یاد پیروز، Blackcats و در کل موسیقی اونور آبی مینداخت.نکته عجیب این بود که اون روزها من از هیچکس اسم این خواننده رو نمیشنیدم! انگار فقط من و میلاد – دوستم -  فایلهاشو داشتیم و شنیده بودیم!! مسلما آماری از فروشش ندارم ولی اگه برداشت من درست باشه، شاید بشه گفت این آلبوم با استقبال روبرو نشده چون احتمالا به اندازه کافی معرفی و تبلیع هم براش صورت نگرفته. حالا هر چی، این یه احتماله اما از بین احتمالات قوی، یکی دیگه هم هست که جلوتر به اون اشاره می کنم.پرانتز باز: در عنفوان ۲۰ سالگی - نمیدونم از کجا –کپی این آلبوم به دستم رسید! بالعکس این روزها، اون موقع‌ها چندان آگاهی و تعهدی نسبت به حق معنوی آثار نداشتم. به زبان ساده، کمی کپی‌رایت سرم میشد ولی نمی‌تونستم و نمیشد همیشه رعایت کنم. در همون دوران، برای حمایت خواننده‌های مورد علاقم مثل سراج و گروه دستان و ... «اگر» آلبومشونو پیدا می‌کردم، می‌خریدم ولی خب! هرچند هنوزم CDهایی مثل لولیانِ شهرام ناظری و نوار شمس‌الضهای سراج و ده پونزده تا سی‌دی اورجینال دیگه دارم اما هارد کامپیوتر من هم، مثل مال اکثر مردم، پر از آثار کپی‌ بود! پرانتز بسته.باری! این آلبوم ۱۵ ساله روی کامپیوتر من بوده و طی این مدت، سالی چند دفعه یادش افتادم و گاهی برای تجدید خاطرات گوشش میدادم. هر بار هم با تعجب میگم که چرا هیشکی اینو نشنیده! آخه به نظرم واقعا از خیلی از موزیکهایی که قبل و بعدش ساخته و شنیده شدن بسیار بهتره.می‌خوام بگم این آهنگها - هرچند از نظر خودم در دسته بندی تفریحی قرار می‌گیرن – اما ارزش اینو دارن که خیلی بیشتر از آهنگهای بی محتوا و مزخرف امروزی شنیده بشن. دست‌کم تنظیم‌های خوب و محتوای متوسطی دارن و با ملودی و واژه‌های سخیفِ بیشتر موزیک‌های امروزی، پر نشدن. ترانه‌هاش وزن و قافیه‌ی چَپَرچُلاقِ امروزی رو ندارن و میشه گفت بصورت حرفه‌ای آهنگسازی و تنظیم شدن. خلاصه هر جور حساب می‌کنم، این موسیقیِ نه‌چندان عمیق، همچنان به خیلی از موسیقی‌های بی‌محتوای امروزی سَر تره!توجه داشته باشین! این آلبوم که من دارم به نوعی ازش تعریف می‌کنم، یه جورایی جزو موسیقی‌های شَنگول عَطِینای اون دوران محسوب میشده‌ها!! یعنی کنار آثار هنرمندان به‌نام، در دورانی که هنوز گوش مردم اینقدر بی‌تربیت نشده بود، اینجور کارها «شاید» چندان لایق شنیده شدن نبودن. در واقع ممکنه یکی از دلایل شنیده نشدنش در اون زمان (اگه واقعا شنیده نشده باشه) همین موضوع بوده. یا شاید هم مردم برای شادی و تفریح، به‌اندازه‌ی کافی موسیقیِ لس‌آنجلسی داشتن و کوچِ گوش‌ها به موسیقی‌ِ بی‌تصویر و بی‌آلایشِ ممیزی شده، چندان کار آسونی نبوده.خلاصه این بهانه‌ای شد تا یادآوری کنم که صنعت موسیقی داره روز به روز بی محتوا تر و بی ارزش‌تر میشه، اونم نه فقط در ایران بلکه در تمام دنیا. دلیلش هم معلومه؛ موسیقی یکی از مردمی‌ترین هنرها و بهترین ابزار انتقال پیام به همه‌ی اقشار جامعه‌س. اگه موسیقی محتوا داشته باشه، اگه پیام‌های تفکر برانگیز داشته باشه، اگه ساختار درست داشته باشه، پر واضحه که گوش مخاطب رو بهتر تربیت و تقویت می‌کنه و در نتیجه، ذائقه‌ی موسیقایی مخاطب، بیشتر به سمت موسیقی‌های عمیق و با کیفیت‌تر سوق پیدا می‌کنه. اونجاست که مخاطب عام در معرض اطلاعات قرار می‌گیره. اونجاست که به تامل و تعمق وا داشته میشه... و همونجاست که «عموم مردم»، آگاه‌تر و خطرناک میشن!شاید همینه که سیاستمداران ترجیح میدن موسیقی دنیا، روز به روز بی‌محتواتر و سطحی تر بشه و همینه که هر روز، صنعت موسیقی بیش از پیش به تصویر و ارائه‌ی نمایش محتاج شده. و شاید همینه که اگه تصویر رو از بیشترِ آهنگهای این روزها بگیری، تقریبا هیچ حرفی برای گفتن ندارن.حالا اگه دوست داشتین این آلبوم رو از SoundCloud من بشنوید. امیدوارم صاحب اثر و شرکت ناشر، این آلبوم رو برای فروش روی بیپ‌تونز بذارن  و حتا روی اسپاتیفای – حلال – گوش بدیم!ttps://soundcloud.com/saeed-sepehr/sets/nader-meschi-zendegie-aroosaki</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Mon, 09 Sep 2019 17:12:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱. تندخوانی - تقویت سیستم بینایی</title>
                <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr/%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-yj4wiyfmvtya</link>
                <description>در پست اول شروع کردم و یه کلیاتی در مورد تندخوانی نوشتم. همونطور که اونجا هم اشاره کردم، هدفم اینه هر چی یادم هست در کوتاه ترین زمان ممکن بنویسم و کمتر وسواس به خرج بدم. به اشتراک گذاشتن اینها به نظرم مهم‌تر از کیفیتشونه چون همه خواننده‌ها امکان تحقیق و بررسی بیشتر رو دارن و می‌تونن مطالب تکمیلی رو در صورت تمایل، جستجو کنن یا در کامنت‌ها به بحث بگذارن.یادمون نره این قرار نیست یه آموزش تندخوانی باشه. و من میخوام با کلیاتی آشناتون کنم و به جوابِ اون سوال اول برسیم؛ یعنی اصلا تندخوانی وجود داره یا فقط یه ایده برای کاسبی بوده؟ و اصلا روش درست مطالعه چیه؟ و سوالاتی از این قبیل. گفتم که به نظرم میشه موضوع بهبود سرعت خواندن رو به سه بخش کلی تقسیم کرد. این دسته‌بندی ساخته ذهن خودم هست برای اینکه بتونم مطلب رو بهتر خلاصه و ارائه کنم. چشمپردازش مغزیعادات (یا روش مطالعه)در این مطلب به عنوان اول، یعنی موضوع چشم می‌پردازیم. البته راستش رو بخواین فکر می‌کنم نمیشه چشم و پردازش مغزی رو تفکیک کرد چون سیستم بینایی ترکیبی از جفتشونه. یعنی چشم تصاویر رو دریافت می‌کنه ولی سیستم بینایی در مغز تکمیل میشه. همینطور بعضی از تمرین‌هایی که اینجا مطرح می‌کنم لزوما تمرین فیزیکی و تقویتی نیستن بلکه نتیجه اونها در هر دو مورد چشم و پردازش مغزی نمود پیدا می‌کنه.تمرین ستاره ☆تمرکز این تمرین روی عضلات در بر گیرنده کره‌ء چشم ماست؛ به نحوی که بیشترین تعداد رشته‌های عضلانی رو به نرمی درگیر کنه. کافیه روی یک کاغذ A4 یک ستاره با خودکار رسم کنید. تمام خطوط اتصال بالهای ستاره رو باقی بگذارین چون باید با چشم دنبالشون کنیم. ستاره‌تون می‌تونه ۵ پر یا ۷ پر باشه. به نظرم هفت پر مفید تره! https://www.wikihow.com/video/6/63/Draw%20a%20Star%20Step%2019.360p.mp4 حالا به یک گوشه ستاره نگاه کنید و مسیر خطوط اتصال رو با چشمتون به آرومی دنبال کنید. باید سعی کنید تمام طول مسیر رو ببینید و از یه گوشه به گوشه دیگه نپرید. اینجوری عضلات ریزتر و بیشتری درگیر میشن. به مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه و چند بار در روز باید اینکار رو تکرار کنید. و به مرور زمان صفحه‌ای که روش ستاره رسم شده بزرگتر کنید؛ اما همچنان بدون حرکت سر، خطوط ستاره رو با چشم دنبال کنید. شاید به نظرتون تمرین عجیبی بیاد ولی به موثر بودنش شک نکنید بهتره! خود دانید ;)تمرین دیواراین تمرین مکمل تمرین قبل یعنی ستاره‌س. در اون تمرین شما ستاره رو از یه حدی بزرگتر نمیتونید کنید و عضلات چشمتون تا انتها کش نمیان! در این تمرین هدف اینه که عضلات بیشتر درگیر بشن پس کره‌ی چشم باید در امتداد مسیر طولانی‌تری- بدون حرکت سر- طیِ طریق کنه!یه سطح عمودی میخوایم که با فاصله از اون بنشینیم و خطوطی روی اون باشن که بتونیم چشممون رو به چپ و راست جرکت بدیم و بیایم پایین. دیگه خودتون پیداش کنید دور و برتون!کافیه جلوی دیواری بنشینید که کاشی شده یا آجریه. فقط خطوط افقی طولانی می خوایم که زیر هم به صورت موازی و حتا ناموازی امتداد پیدا کرده باشن. مثل تمرین ستاره، اینجا هم خطوط رو با چشم دنبال می‌کنیم ولی تلاشمون اینه که پرش‌های کمتری داشته باشیم تا عضلات ریزتر همچنان درگیر باشن. با رسیدن به انتهای هر سطر، میتونیم از همون جهت ولی در سطر پایینی به اول خط برگردیم یا حتا بپریم به اول سطر پایینی. اما برای ما که معمولا متون دو زبان رو مطالعه می‌کنیم، اولی رو پیشنهاد می‌کنم. یعنی حرکت رفت و برگشتی. این تمرینم مثل ستاره، چند دقیقه و چند بار در روز.تمرین سطر‌خوانییه کتاب بردارید، با چشمتون سطر‌هارو اسکن کنید. با سرعت هر چه بیشتر! هدف اصلا خواندن نیست. هدف اینه که چشمتون با سرعت هر چه تمام، همه‌ء لغات رو اسکن کنه بدون اینکه مکس کنید و کلمه‌ای جا بیافته. برای این کار باید رکورد بزنید و ثبت کنید.  حالا تایمر رو روی یک دقیقه تنظیم کنید (بهتره بگم شمارش معکوس) و با شروع شمارش معکوس با سرعت سطرهارو طی کنید. ببینید چند صفحه و چند سطر میتونید رکورد بزنید. یادداشت کنید تا در تمرین های بعدی و روزهای آتی بتونید مقایسه کنید.نکته مهم:من برای خلاصه شدن مطلب به یکباره پریدم آخر یک سری تکنیک مرتبط به هم! اما حقیقت اینه که تمرین سطرخوانی اول با کمک انگشت و خط بردن شروع میشه. با نگه داشتن انگشت یا خودر زیر خطوط، کمک می کنیم تا چشم سریعتر و بدون پرش کردن کلمات رو رد کنه و خطوط رو به پایان برسونه. برای رکورد زدنش هم داسم سرعت دستمون رو بیشتر می کنیم نه چشممون رو! یعنی چشم باید دنبال نشانگر باشه نه نشانگر با سرعت چشم حرکت کنه. بعد هم عبارت خوانی شروع میشه و سطرخوانی که اینها به یکی از مهمترین موضوعات در تقویت سیستم بینایی ربط دارن یعنی افزایش حوزه دید. اینجا یا در سایتهای دیگه‌ای تمرین‌های دیگه ای با راهنمای تصویری مناسب هم وجود دارن؛ پس من از بازنویسی اونها صرفنظر می‌کنم. کافیه همین نتیجه جستجو در گوگل رو ببینید تا به مطالب خوبی برسید. حوزهء دیدیکی از مسائل مهمی که در تمام آموزش‌های تندخوانی به اون اشاره شده، افزایش حوزه دید هست. به این معنی که شما با نگاه به یک نقطه، بخش وسیع‌تری از اطراف اون رو هم شفاف ببینید. این مهارت البته فقط در مطالعه به کار ما نمیاد بلکه در رانندگی، مبارزات و دفاع شخصی، خلبانی و ... هم بسیار مفید و موثر هستن. {میگن} خلبان‌های جنگنده‌ها هم تمرینهایی برای افزایش حوزه دید دارن! حالا این چی هست؟ به تصویر پایین نگاه کنید:وقتی به کلمه‌ یا عبارتی نگاه می‌کنیم، اطراف اون محو میشن. پس چطوری بخونیمشون؟بعد از انجام تمرینهای زیاد، به جایی میرسین که در سرعت خوانش رشدی نخواهید کرد. چون حوزه دید شما محدود شده به یک تا سه کلمه. اونجاست که اگر بتونیم تعداد کلمات بیشتری رو در یک شات اسکن کنیم، قدم اول برای سرعت بیشتر رو برداشتیم. این مهم با افزایش حوزه دید حاصل میشه و تمرین انگشت گذاری زیر چند کلمه و خوندن اونها بصورت یکجا -نه پشت هم- به افزایش حوزه دید در خواندن کمک می‌کنه اما همه چیز نیست. این تمرین، تمرین ستاره، تمرین جدول اعداد که در ادامه اشاره می‌کنم همگی برای تربیت سیستم بینایی و افزایش خوزه دید ما کمک می‌کنن اما مغزی که نتونه اطلاعات دریافتی رو به سرعت پردازش کنه، تمام تمرینهای مارو بی‌اثر می‌کنه! اون بر میگرده به موضوع پردازش و تمرینهای تقویت سرعت پردازش مغز که در مطلبی مجزا بهش می‌پردازیم.تمرین جدول اعداددر این تمرین جدول اعدادی داریم که میتونه در سایزهای مختلفی باشه. فرض کنید یک جدول عددی ۵×۵ داریم و از ۱ تا ۲۵ بصورت به هم ریخته در اون قرار دارن. در این تمرین باید مرکز جدول رو نگاه کنید و بدون حرکت چشم و سر، تلاش کنید شماره هارو به ترتیب بخونید. خیلی باحاله!به وسط جدول نگاه کنید و بدون حرکت چشم شماره هارو به ترتیب بخونید. به مرور زمان و با آسون شدن تمرین، خونه های جدول میتونن رنگی بشن و تعدادشون هم بیشتر بشه تا وسعت جدول هم افزایش پیدا کنه و مجبور باشین ناحیه بیشتری رو بخونید.نترسید لازم نیست هی جدول رو کاغذ بکشید! اپلیکیشن‌های زیادی براش هست اتفاقا. کافیه Schulte Table  رو در بازارهای اندروید یا  iOS جستجو کنید تا به انواع و اقسامش برسید. رکوردزنی در این مورد فراموش نشه :)نرم‌افزارهای تندخوانینرم‌افزارهایی برای تندخوانی وجود دارن. از نرم‌افزار کلاسیک EyeQ که برای ویندوز طراحی شده بود گرفته تا اپلیکیشن‌های موبایل امروزی. در مورد اپهای موبایل میشه با قطعیت گفت هیچکدوم همه نیازهارو یکجا پوشش نمیدن. مثلا هیچکدوم نمیتونن تمرینهایی داشته باشن که چشم شمارو درگیر وسعت بیشتری کنه. یا لزوما همشون برنامه‌های تمرینی زیادی برای تقویت مغز ندارن و برای این یکی، نرم‌افزارهای مجزا و کاملی تهیه شده که اتفاقا بسیار مدرن‌تر هستن و بازیهاشون بر پایه تحقیقات علمی و زیر نظر تیم متخصص طراحی میشن.جمع‌بندیدر مورد تمرین‌های فیزیکی و یا بهتر بگم چشمی، نمونه هایی رو مثال زدم و چند تا هم لینک دادم که می‌تونید خیلی تمرینهای بیشتری پیدا کنید. باید هم اینها انجام بشن ولی اگه سرعت پردازش اطلاعات در مغز ما از سرعت خوندنمون کمتر باشه، این همه تمرین چه فایده داره؟هرچقدر تند بخونی ولی نفهمی و یادت نمونه، به چه درد می‌خوره؟متاسفانه بیشتر ما از یک سنی فعالیت‌های مغزیمون رو کاهش میدیم، مطالعه‌مون کمتر و کمتر میشه و برای فرار از استرس‌های جوامع امروزی، بیشتر و بیشتر به ابزارهای distraction یا حواس‌پرت کن مثل تلوزیون پناه می‌بریم تا کمی ریلکس کنیم که نتیجه‌ش چیزی نیست جز کند شدن مغزمون.معتقدم اکثر ما، همین الانم اگه روش مطالعمون رو کمی بهبود بدیم ز تکنیک‌های صحیح مطالعه استفاده کنیم، براحتی و طی چند روز اول به حداکثر سرعت خواندن که برای مغزمون هم قابل پردازش باشه میرسیم. پس شاید بهتر باشه بعد از گذشت چند روز از این تمرینهای چشمی، یه ارزیابی کنیم و اگه توانایی کافی برای سرعت خوانش کسب شده بود، سریعتر بریم سراغ تمرین‌های ذهنی و افزایش توان و سرعت پردازش مغزمون که در مطلب بعدی به معرفی تمرینهاش میپردازیم.</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Sat, 29 Dec 2018 03:58:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تندخوانی یا کندخوانی؛ مساله این نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-vxl1ezenaizu</link>
                <description>مدتها پیش به دوستان عزیزی قول داده بودم در مورد چیزایی که توی کلاسها و تحقیقاتم در مورد تندخوانی یادگرفتم، یه پست وبلاگی بنویسم. ولی متاسفانه کمالگرایی همچنان مانع میشد. از طرفی دوست داشتم هیچ چیز از قلم نیافته، از طرف دیگه دوست نداشتم چیزی بی پایه و بی‌سند بنویسم و در نتیجه همین که فکر می‌کردم برای هر قلم از این جنس، باید بگردم منابع رو پیدا کنم و شرح بدم باعث میشد مدام به تعویق بندازمش.سرماخوردگی اخیر و خونه افتادن فرصت خوبی شد تا همت کنم همزمان با کمالگراییم هم بجنگم. لذا هر چی میدونم و یادم هست می‌نویسم و تحقیقات بیشتر رو می‌سپارم به خودتون :)مثل اکثر کسایی که دنبال روش‌های تندخوانی رفتن، مشکلات انگیزه‌بخش منم اینها بودن: خواب آلودگی موقع مطالعه، از دست دادن تمرکز، برگشتن به عقب، فراموش کردن و ... پیش از اینکه در مورد تکنیک‌های تندخوانی و حقایق تاثیرگذار در اینباره بنویسم، می‌خوام ذهنتون رو درگیر یک مساله کنم که تا پایان این نوشته، در پس ذهن داشته باشین. مساله اینه:اصلا چیزی به نام تندخوانی وجود داره؟ برای اینکه تبلیغ یا ضدتبلیغ نشه، از دوره‌ای که شرکت کردم اسم نمی‌برم ولی میگم دوره بدی نبود. اولین آماری که ارائه میشد حیرت‌انگیز بود. گفته میشد میانگین سرعت خواندن ژاپنی‌ها به عنوان تنخوان‌ترین مردم دنیا، حدود ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ کلمه در دقیقه است. براش یه واحد هم هست: Word Per Minutes یا WPM یعنی تعداد کلمه ای که شما میتونید با حداکثر سرعت بخونید و بفهمید در یک دقیقه چقدره. میانگین مطلوب هم گویا حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ WPM محسوب میشه که اکثر مردم کشورهای پیشرفته، حداقل با این سرعت مطالعه می‌کنن.من البته جستجوی خیلی سطحی و کوتاهی داشتم و آمار درست و رسمی پیدا نکردم و نخواستم هم پیدا کنم چون اساسا مقایسه در عرض رو درست نمی‌دونم. * اگه شما گشتین و یافتین، از خواننده‌های این پست دریغ نکنید و با کامنتتون، یه خانواده ای رو از نگرانی در بیارین!کار عملی!یک صفحه متن انتخاب کنید تا ببینیم سرعت خوانش شما چقدره.بهتره روی صفحه مانیتور و موبایل نباشه چون کاملا سرعت خوانش فرق داره و ما اینجا مقیاس رو بر اساس خوانش روی کاغذ در نظر می‌گیریم. متن نه باید خیلی ساده باشه مثل رمان‌های داستانی میم مودب پور! و نه خیلی علمی و پیچیده و ... میتونه یه خبر باشه اصلا. یا یه مقاله از یک مجله انتخاب خوبیه.کورنومتر موبایل یا ساعتتون رو روشن کنید و سعی کنید بدون عجله اما سریع، تا یک دقیقه مطالعه کنید. باید طوری بخونید که بعد از اون یک دقیقه، اگه چندتا سوال از متن پرسیده شد، حداقل به ۸۰٪ امتیاز دست پیدا کنین. برای حصول نتیجه دقیق‌تر، میتونید ۵ دقیقه بخونید و در نهایت با یه محاسبه ساده بگید چند کلمه در دقیقه خوندین.*ممنون میشم اگه نتیجه رو با من و بقیه خواننده های ویرگول هم در میون بگذارید. کافیه کامنت بذارید و بگید چند WPM سرعت مطالعه‌تون بود. ضمنا تمام کلمه هایی مثل «با، و، یا، ها و ... هم کلمه محسوب میشن»نکته:سرعت خواندن شما به عوامل مختلفی مثل خستگی، کم خوابی، سر و صدا در محیط، روحیه فعلی و ... بستگی داره. پس اگه نتیجه خیلی مطلوب نبود، ناامید نشید! من اولین بار توی کلاس امتحان کردم و سرعتم چیزی حدود ۱۲۵ WPM بود!! اما از ۷۰٪ کلاس سریعتر بودم ضمن اینکه بیشتر پرسشهارو درست جواب دادم.خبر خوب:  طی دوره و زمانی که تقریبا تمرین می‌کردم به سرعت ۴۰۰ کلمه در دقیقه هم خیلی نزدیک شدم و این بسادگی تمام صورت گرفته بود. فکر می‌کنم اگه تمرینات رو مستمر و کامل انجام میدادم شاید ۶۰۰ عدد ثابت فعلیم شده بود! پس میشه واقعا.خبر بد: اساسا تندخوانی یک استعداد محسوب میشه! بخشی از اون اکتسابی نیست. پس تاکید می‌کنم از مقایسه در عرض بپرهیزید!حالا که یه سرنخی از تندخوانی دستمون اومده، وقتشه بریم سراغ تکنیک‌ها و حقایقی در موردش. می‌تونم بگم اگر بخوایم چیزهایی رو تمرین بدیم و تقویت کنیم تا خواندن سریعتر و مفیدتری داشته باشیم، اونها میتونن به ۳ بخش تقسیم بشن: ۱. چشم!بله دقیقا خودِ خودِ چشم با عضلات ظریفش به تمرین نیاز دارن. به نسبت عموم، افرادی که خیلی اهل مطالعه هستن موقع مطالعه کمتر دچار خواب‌آلودگی میشن و یکی از مهمترین دلایلش همین عضلات تمرین‌دیده و چالاک شدهء چشماشونه. ما حین مطالعه دائما به طرفین نگاه می‌کنیم و اینکار عضلات ورزیده و چابکی می‌طلبه که کرهء چشم مارو احاطه کردن. هرچقدر عضلات چشمی ما ضعیف‌تر باشن، موقع مطالعه زودتر خسته میشن و خستگی چشم این پیام رو به مغزِ شرطی شده ما میده که آهای! وقت خوابه.برای ورزیده شدن این عضلات، ورزش‌های ساده‌ای وجود داره و خوشبختانه نیاز به هیچ مدل suplement از جمله کراتین، گلوتامین و ... هم نیست! اینها قرار نیست گنده بشن، فقط باید ورزیدشون کنیم. مثل عضلات ظریفت انگشتان دست یک نوازنده، یا عضلات یک کونگ‌فو کار چالاک!برای تقویت چشم چیکار کنیم؟مسلما رژیم غذایی میتونه موثر باشه ولی آب هویج و چشمِ کله پاچه و ... جوابش نیست :))برای تقویت چشم هیچی بهتر از ورزش های مخصوص چشم و خود مطالعهء مستمر، نیست. در مورد ورزش و تقویت عضلات چشم، این ویدیو رو پیدا کردم که اتفاقا به تمام کسانی که مدت زمان طولانی با کامپیوتر کار می‌کنن هم توصیه میشه. https://www.aparat.com/v/7b9I1/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4_%DA%86%D8%B4%D9%85_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C اما ورزش‌هایی مختص به تندخوانی هم وجود دارن که با هدف چابک کردن این عضلات چشمی طراحی شدن. حالا دیگه نمیدونم با چه متودی کار کنیم میشه بادی بیلدینگ و کدومش میشه فیتنس! شاید جفتش یکیه... خلاصه که به خاطر طولانی شدن این مطلب، اون تمرینها رو در پست مجزایی منتشر می‌کنم.۲. پردازش مغزیفرض می‌کنیم با حداکثر سرعت ممکن، نوشته‌هارو از طریق سیستم بینایی تبدیل به سیگنالهایی کردیم که برای تفسیر به مغز فرستاده میشن.بخشی از مغز یا بهتره بگم سیستم بینایی به نام Occipital Lobe این سیگنالهارو دریافت و پردازش می‌کنه. جا داره یاد کنیم از استعدادی که پیش‌تر اشاره شد. شاید بصورت غیرتخصصی بشه گفت اینا همون بخشهایی هستن که سرعتشون میتونه ذاتی باشه اما با تمرینهایی میتونن تقویت بشن. چون نمی‌خوام در کار عصب‌شناس ها و چشم‌پزشک‌ها دخالت کنم بیشتر از این در موردش نه میخونم نه میگم!خلاصه این اطلاعات که در سیستم بینایی چرخه‌ء کاملی رو طی کردن و تبدیل شدن به اطلاعات قابل تفسیر و نوبت مغز میرسه. حالا از سرعت پردازش گرفته تا سرعت ذخیره‌سازی، همگی بخش عمده سرعت مطالعه هر شخصی رو تعیین می‌کنن. هرچقدر هم که کلمات رو سریع وارد مغز کنیم، بدون پردازش سریع کاری از پیش نمی‌بریم. برای نمونه یه بازی رو یادآوری می‌کنم که اکثر ما احتمالا در دبستان تجربه کردیم! هر کی سریعتر بخونه... این بازی نتیجه‌ای نداشت جز روخوانی سریع و چیزی رو اثبات نمی‌کرد به جز مهارت در خواندن که شاید آن روزها دستاورد جدید و هیجان‌انگیزی بود!در اینباره نکات و تمرینهای جالبی هست که سرعتِ پردازش مغز رو به طرز محسوسی بالا میبره که طبیعتا یکی از دستاوردهاش میتونه تندتر خواندن مطالب باشه. اونها رو هم در پست جداگانه‌ای منتشر می‌کنم، اما دلم نمیاد حالا که تا اینجا اومدین دست خالی برگردین! به چند تا مورد اشاره می‌کنم:نوشتن: بله نوشتن- یعنی همین‌کاری که در حال حاضر دارم انجام میدم- یکی از ابزارهاییه که بیش از هرچیزی مغز رو درگیر و فعال می‌کنه. متعاقبا هرچی مغز فعالتری داشته باشین، سرعت مغزتون هم بالاتر میره اما این هم باید مثل باشگاه رفتن و بدنسازی و هر کار دیگه‌ای بصورت مستمر انجام بشه.خواندن: دیگه چقدر بگم! خود مطالعه هم یکی از فعالیتهاییه که به خوبی نقاط وسیعی از مغز رو درگیر می‌کنه و در صورت استمرار، سرعت مغز رو زیاد می‌کنه! آب کتاب هم بخورید میگن خوبه! یـَـخخخ :| حیفه این لعنتی رو نگم:بدترین کاری که می‌تونید انجام بدید تا هرچه رشته بودید پنبه بشه، تماشای تلوزیونه! به همین سادگی. ثابت شده تماشای تلوزیون کمترین فعالیت رو از مغز نیاز داره و اون رو به تنبلی عادت میده. در اینباره توی همون مطلبِ تمرین‌های مغز، خیلی بیشتر خواهم گفت و نتایج تحقیقات پروفسور کاواشیما رو هم تقدیم می‌کنم.۳. عاداتبخش آخر مربوط میشه به روش خواندن و فراگیری. تکنیکهای درست مطالعه، محل درست مطالعه، طرز نشستن و مستقر شدن، استراحت‌ها، مرور و غیره. این بخش هم شوخی نیست! در مورد عادات و روش‌های مطالعه‌ صحبت می‌کنم که خیلی زودتر باید در موردشون آموزش می‌دیدیم.و اما بریم سراغ سوالمون؛ واقعا چیزی به نام تندخوانی وجود داره؟ترجیح میدم جواب این سوال رو ننویسم و به جاش یک هدیه بهتون بدم و جواب این سوال رو از زبان استاد عزیزم، محمدرضا شعبانعلی بشنوید. ایشون در این فایل صوتی در مورد روش صحیح یادگیری میگن و موضوع اصلی روش‌های خوانش یا تندخوانی نیست. اما معتقدم جواب همونجاست. https://motamem.org/%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%B9%D9%84%DB%8C/ اگر قبلا با سایت متمم و مهندس محمدرضا شعبانعلی آشنا نشدین، حتما بابت این هدیه من رو فراموش نمی‌کنید (خودشیفته!)‌. در مورد روش‌های صحیح مطالعه، در همین سایت مطالب مفید دیگه‌ای هم وجود داره که پیشنهاد می‌کنم بخونید.فعلا این مطلب رو می‌بندم تا با فایل صوتی مذکور کمی سرخوش باشین تا من سایر مطالب زیر مجموعه‌ش رو بنویسم و لینک کنم. همچنان خواهش دارم اگر جایی اشتباهی در متن بود، نبخشید و بهم اطلاع بدین تا اصلاحش کنم. ممنون از وقتی که برای خودتون گذاشتین! من فقط خواستم به قولم عمل کنم ;) تندخوانی یا کندخوانی؛ مساله این نیست!۱. تندخوانی - تقویت سیستم بینایی۲. تندخوانی - تقویت مغزی!۳. تندخوانی - روش‌های یادگیری و عادات مطالعه</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Fri, 28 Dec 2018 23:02:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>⛔ آیا فرار از آدمهای منفی، کار درستیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%87-u3fkrznysg87</link>
                <description>برای همه‌ی ما پیش اومده که تلاش کردیم مثبت باشیم و این حال خوش رو هر روز حفظ کنیم- بماند که اگر انتظار داشته باشیم این اتفاق بدون وقفه بیافته، نشان از تفکر خام ماست- و به هرحال یکی از راههای حفظ و تداوم بخشیدن به این حال خوب و انرژی مثبت، اینه که از محرکات منفی دوری کنیم.معمولا روان‌درمانگرها برای افرادی که مشکلشون وابسته به روابط بین فردی هست پیشنهاد می‌کنن که اول از همه در ارتباطاتشون تجدید نظر کنن و از آدمهای منفی فاصله بگیرن. البته درست هم هست و این اصل موضوعِ مطلب پیش‌روتون نیست. از اینجا به بعد صرفا یافته‌ی خودم هست و بر اساس تجربه‌های شخصی و البته بر پایه‌ی مدل ذهنی خودم به دست اومده؛ پس نیاز به چالش و چکش‌کاری داره به نظرم دوری کردن از افراد منفی، یک راهکار موقته تا زمانیکه ما در حالت مطلوب و تعادل قرار بگیریم و بعد از اون در مرحله جدیدی تلاش کنیم شخصیت و مهارتهای فردیمون رو رشد و توسعه بدیم. حالا اگر این راهکار تبدیل بشه به یک عادت و باور ثابت و سختگیرانه شاید برامون خطرناک هم باشه.❓ چرا فرار از افراد منفی یک راهکار دائمی نیست؟فرض کنید کسی که مجبورید وقت زیادی در کنارش باشین (مثل شریک زندگی، فرزند، خواهر یا برادر و حتا همکار) برای مدتی روحیه خوبی نداشته باشه و به قولی منفی باشه. اونوقت هم این راهکار جوابگو هست؟ ما برای اینکه به هر نحوی شده حال خودمون رو خوب نگه داریم، باید قید این افراد رو بزنیم؟ مسلما جواب کمتر کسی منفیه.ما برای اینکه حال خودمون رو همیشه خوب نگه داریم، باید قید ‌همه‌ی افراد منفی رو بزنیم؟ حتا اگر عضو مهم خانواده باشه؟? در مواجهه با این افراد منفی‌نگر و افسرده، باید چی کار کرد؟مشخصه که فردی بدون تمرین و البته فاقد عزت نفس، نمی‌تونه در این مواقع به خودش و شریک زندگی یا افراد نامبرده، کمکی کنه. اگر در وضعیت روحی مثبت و باثباتی قرار داریم و به عزت‌نفس کافی رسیدیم، به نظرم اینجا راه حل فرق داره.آدمهای منفی فاصله بگیرید. اونا یه مشکل برای هر راهکاری دارن.اینجاست که باید به جای دوری کردن از شخص منفی، تلاش کرد تا اول روحیه‌ی مثبت و حال خوب خودمون رو حفظ کنیم. باید اینقدری زیر پامون محکم باشه که با دستگیری از شخص مقابل خودمون هم سقوط نکنیم!معتقدم آدمها از هم انرژی می‌گیرن و اون انرژی که مستدام و قوی‌تر باشه به طرف مقابل منتقل میشه. شاید اگه ما انرژی مثبتمون رو حفظ و تقویت کنیم، شانس بیشتری داشته باشیم تا طرف مقابل به وضعیت بهتری برسه.حالا اگه قراره دیر یا زود در چنین موقعیتی قرار بگیریم، بهتره زودتر براش آماده باشیم و اون راهکار موقتی رو با یک قانون اساسی و تغییر نیافتنی اشتباه نگیریم.? پی‌نوشت:می‌خواستم بنویسم میدونم این جنبه و اون زاویه و فلان روشم وجود داره! ولی ننوشتم :)) چون هدف اصلی به چالش کشیدن این مدل فکری و تکاملش هست، در نتیجه با گفتن &quot;خودم میدونم‌ها&quot; راه ورودِ دیدگاهای متفاوت و پخته‌‌تر رو مسدود نمی‌کنم. لطفا هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو. ?</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jan 2018 03:10:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>? پررنگ شدنِ [...] و کمرنگ شدن رویاها</title>
                <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D9%87%D8%AF%D9%81-x6lcvrpzhtxa</link>
                <description>اخیرا متوجه شدم خیلی وقته که پرسپکتیو و دورنمای شفافی از ‌‌‌آینده‌م ‌ندارم. بهتره بگم از وقتی به یک سری اهدافِ قبل از سی سالگی رسیدم- انگار - دیگه این زندگیِ فشرده‌ی امروزی، مجالی واسه بازنگریِ مسیر پیشِ روم نذاشته. در نتیجه الان که باید روی این موضوع وقت و انرژی بیشتری بذارم، روی خیلی چیزا فکر می‌کنم و عمیق میشم، اِلّا خودش!امشب به واسطه یه ویروسِ مزدورِ عوضی که به جانم افتاده، خوشبختانه یا شوربختانه تنها شدم. فرصتی پیدا شد تا روی این موضوع، در سکوت و آرامش تامل کنم ولی در عمل، اتفاق دیگه‌ای افتاد و منتهی شد به رشته‌ی تحریر در آمدنِ متن پیش رو (۱).کسی از دوستان نیست که ماجرای معلم شدن من رو شنیده باشه ولی محرکهای اصلیشو نشناسه.خلاصه‌‌ش اینه که از بختِ چموشِ من، هیولاهای به غایت وحشتناکی در پوستینِ معلم، سرِ راه من قرار گرفتن؛ بعد از سالها خشمِ فرو خورده، نهایتا [شاید به لطفِ یک مکانیسم دفاعی] تبدیل شدن به ابزاری برای رویاپردازیِ من.القصّه! چند سال قبل از ۲۲ سالگی، خیلی شبها قبل از خواب، مشغول به رویاپردازی میشدم. در خیالم، خودم رو در کلاس درسی می‌دیدم که مباحث رو با شور و اشتیاق به دانش‌آموزها یاد میدم.هر بار در رویاهام با مشکلِ دانش‌آموزی روبرو میشدم که باید علتش رو می‌فهمیدم، بعد از درک مساله اون شاگرد، کمکش می‌کردم تا درس رو یاد بگیره و نا امید نشه. هر شب در اون رویاها، روش جدیدی به کار می‌بردم تا دانش‌آموزها اشتیاق بیشتری نسبت به درس پیدا کنن و سر کلاس لذت ببرن.من بدون اینکه در خودم ببینم که می‌تونم معلم باشم -  اصلا بدون اینکه واقعا هدفم معلمی باشه - در افکارم تمرین معلمی می‌کردم. از اشتباهات معلمهای قبلی و روشهای خوبِ معدود معلمهای خوبم درس می‌گرفتم و روشهای خودمو ابداع می‌کردم.چند وقت بعد وقتی برای تدریس دوره‌های ICDL پیشنهادی دریافت کردم، دنیا قشنگ شد! برای قاپیدن این فرصت، کلی تجربه شبیه‌سازی شده داشتم تا کمکم کنه در مصاحبه استخدامی، با اعتماد به نفسِ کافی ظاهر بشم که راستش هرگز در خودم ندیده بودم!شش ماه از شروع معلمی من می‌گذشت که حمل بر خودستایی نباشه (?) شاگردایی به واسطه تاکیدِ دوست و آشناشون برای کلاس من در صف می‌موندن و حاضر نمیشدن در کلاس معلمِ دیگه‌ای ثبت نام بشن (۲).بعدش موضوع بحثم نیست ولی خلاصه‌ش اینه که کمی هم به تدریس فتوشاپ و Ai گذشت و نهایتا چندسال به طور پاره‌وقت در کنار کارم یا گاهی در کنار بیکاریم (!)، دوره‌های CIW رو تدریس کردم و نهایتا دوره معلمی به سر آمد.الان خیلی وقته که قبل از خواب، خبری از اون رویاپردازی ها نیست. یه دوره فیسبوک، یه دوره وایبر، بعدش تلگرام و اینستاگرام و حالا هم توییتر (این وسط‌ها گاهی هم چند تا مقاله خوندن و ویدئوی آموزشی دیدن در عین خواب‌آلودگی) جای اون رویاپردازی‌ها رو گرفتن. رویاپردازی‌هایی که از عمقِ ناخودآگاه بر پایه علایق - و شاید بعضاً عقده‌ها، خشم‌ها و کمبودها - بیرون میومدن و کم‌کم تبدیل میشدن به آرزو، هدف و راه.همین فرصتهای خیالبافی‌ که گاهی انسانهای منفعل و نا امید رو تبدیل به افرادی موثر  کرده، متاسفانه حالا با خیره شدن به صفحه‌ی کامپیوترهای جیبی از بین میرن.هرچند که شاید از این فرصتها دوستانی هم در بیان؛ شاید ۴ تا چیز جدیدم یاد بگیریم که در ۴ ثانیه‌ی بعدی فراموش میشن؛ ولی دیگه آدمی که در خودش معلمی توانا کشف کنه، دَر-نِ-می-آد! ۱- در اینجا شاهدیم که نگارنده، برای لحظاتی در فاز حکیمانه‌ای مژروف گشته و به جای استفاده از [نوشتنِ این متن]، یک سطر شوعاف بنمود.۲- حالا نهایتا دو-سه مورد بودن که اینطور شوعاف‌مآبانه بیان شد!</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jan 2018 11:11:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسباب‌کشی و خاکروبی از خاطرات</title>
                <link>https://virgool.io/@seeed-sepehr/%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-nvigvojrww9l</link>
                <description>خاطره‌ای از وقی که هنوز رو کاغذ می‌نوشتم. اونم با عجله!معمولا در اسباب‌کشی‌ها خاطراتی زنده میشن. امروز وقتی آخرین اتاق رو بعد از یه ماه مرتب می‌کردیم این دفترچه اومد بیرون و با ورق زدنش چه روزهایی اومد جلو چشمام. به این صفحه رسیدم.... لیست ‌‌‌دانشجوهای یه دوره جدید  در مجتمع فنی تهران، شعبه سیدخندان.اولین اسم در این فهرست، امیرحسین غفاری ۱۷ ساله بود. کم‌سن ترین عضو کلاس؛ پسر لاغراندامی که ساکت به نظر میومد ولی معلوم بود درونش پر از اتفاقه! از معدود افرادی بود که میدیدم از هفده‌سالگی خودم لاغرتره :) معمولا اولین جلسه از دوره‌های CIW سن و رشته تحصیلی بچه‌هارو می‌پرسیدم و برای اینکه مثلا یادم بمونه یادداشت می‌کردم.امیرحسین تنها شاگرد اون کلاس بود که دانشگاه نرفته و حتا رشته دوره دبیرستانش هم فنی نبود. ولی بعدتر فهمیدم همزمان هرچی دوره توی مجتمع فنی تهران بوده کنار این دوره برداشته و سرکلاسای مختلفی میره :)) همزمان کلاس شبکه و فلش و ... یادم نیست دیگه چیا میرفت! همین کافی بود تا هر معلمی بفهمه با یه طالب طرفه که دنبال راهشه...بهترین دانشجوی اون دوره شد، با اختلاف زیاد. اینقدر باهوش و با استعداد بود که واقعا نمی‌شد تنها رهاش کرد. باید زودتر مسیرشو پیدا می‌کرد.امیرحسین انقدر خوب بود که تبدیل شد به اولین بدعت من در یکی از قوانین تدریسم تا اون موقع!قانونی که میگفت هیچ شاگردی وارد زندگی خارج از کلاس من نمیشه، با این پسر شکست! و البته هیچوقت پشیمون نشدم و با جرات میگم یکی از بهترین تصمیمات زندگیم بود.بهش گفتم می‌تونه یه مدت بیاد شرکت ما با حال و هوای شرکتهای نرم‌افزاری و طراحی‌وب آشنا بشه. خدارو چه دیدی، شاید اصلا این راه‌ش نبود و میرفت به راهی دیگه!تقریبا از اواخر پاییز نود و یک، امیرحسین با ماست. الان یکی از بهترین برنامه نویسای سیمیاتِک همین گل پسره. یه Full Stack Developer که این روزها لقبش روی بعضیا هست ولی واقعی‌ش کمتر پیدا میشه. می‌تونم بگم نفر اول R&amp;D ما هم همین موشکه! یکی از با معرفت ترینای سیمیاتِک که به جرات می‌تونم بگم همه دوستش دارن.پی‌نوشت اول:هرچی گشتم دفترچه دیگه که اسم محسن باقی توش باشه پیدا نکردم! محسن از ورودی های دو سه ترم بعد از امیرحسین بود. اونم کشف دوم من محسوب میشه! میتونم بگم هرچی در مورد امیرحسین گفتم در مورد محسن هم صدق می‌کنه با این تفاوت که دوسال بزرگتره و حالا جای قبلی خودمو در تیم گرفته. یعنی CTOی شرکت شده با این تفاوت که از سی تی اوی قبلی خیلی باسوادتر و با استعدادتره.پی‌نوشت دوم:هرکدوم از بچه‌های Simyatech، حتا اونایی که الان دیگه با ما نیستن، یه قصه‌ی جالب در کنار شخصیت و مرام منحصر به فردشون دارن. امیدوارم بتونم بهانه های مثل این پیدا کنم که از بقیه‌شونم بنویسم.</description>
                <category>سعید سپهر ッ</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Sun, 19 Nov 2017 20:20:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>