<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Seen Daal</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@seendaal</link>
        <description>شهروند ساده نیازمندیم!  یک عدد دانشجوی تازه دانش‌آموخته شده. مطالبی رو  مینویسم که میتونه دغدغه‌ی هر شهروندی باشه. نوشته‌هام رو در کانال تلگرام با شناسه @seen_daal میتونید دنبال کنید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 20:20:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Seen Daal</title>
            <link>https://virgool.io/@seendaal</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کاردانی ارشد!</title>
                <link>https://virgool.io/@seendaal/freshman-master-afnxjhiliczi</link>
                <description>بعد از اینکه مطلب قبلی رو با عنوان «برسد به دست صِفری‌ها» در ویرگول منتشر کردم، خیلی مورد استقبال قرار گرفت و خیلی از دوستان در پیام‌های خصوصی اظهار لطف کردند. در اون مطلب خیلی مختصر و مفید سعی کردم که راهنمایی‌ها و توصیه‌هایی رو برای دانشجویان ورودی جدید کارشناسی بنویسم. همین موضوع من رو به این وا داشت که مطلبی هم برای دانشجویان ورودی جدید ارشد بنویسم. دلیل نامگذاری عنوان این مطلب هم گرچه عجیب به نظر میاد، اما بی‌دلیل نیست و اگر تا پایان با من همراه باشید متوجه دلیل انتخاب این عنوان خواهید شد. مشابه مطلب قبلی، این مطلب نیز با توجه به تجربه‌ی دوره‌ی ارشد من در دانشگاه صنعتی اصفهان است.دوره‌ی ارشد با دوره‌ی کارشناسی طبیعتا متفاوته. دانشجوی ورودی جدید ارشد مثل یک دانشجوی صفری لیسانس نیست که کلا با محیط دانشگاه ناآشنا باشه و طی دوره‌ی چهار ساله‌ای که گذرونده با این فضا آشنا شده. به همین جهت دیگه لازم نیست توصیه‌هایی رو از جنس اینکه تو دانشگاه از کسی آدرس نپرس رو بنویسم. در این مطلب بیشتر راجع به روال کاری که در دوره‌ی ارشد باید طی بشه می‌نویسم تا دانشجوها یک دید کلی پیدا کنند که در این دو سال (در اینجا منظور از دو در واقع سه هست دلیلش هم خودتون بعدا متوجه خواهید شد ?) چه کارهایی رو باید انجام بدن.دوره‌ی لیسانس یک دوره‌ی چهار ساله و کاملا آموزش محور یا بهتره بگیم course-base هست. واضح هم هست در این دوره یک دانشجو تعداد زیادی درس میگیره و همونا رو امتحان میده و احتمالا بعضی درس‌ها پروژه یا تحقیق هم دارند. اما چیزی که مشخصه اینه که همه چیز مرتبط با همون درس است. از طرفی دوره‌ی دکتری هم یک دوره‌ی چهار ساله و کاملا پژوهش محور یا research-base هست که یک دانشجوی دکتری، به جز تعداد محدودی درس، بیشتر باید کارهای پژوهشی و تحقیقاتی انجام بده. حتی همون دروسی هم که میگیره مرتبط با فیلدی هست که در اون میخواد رساله بده. پس اینجا هم مشخصا همه چیز مرتبط با همون پژوهش است. در این بین اما دوره‌ی کارشناسی ارشد یک دوره‌ی دو ساله هست که هدفش آماده کردن دانشجویان برای گذار از یک دوره‌ی آموزش محور به یک دوره‌ی پژوهش محور است. البته چند سالی هست که دوره‌ی کارشناسی ارشد آموزش محور نیز در برخی دانشگاه‌ها ارائه میشه که بیشتر برای کسانی مناسبه که صرفا میخوان دروسی که در لیسانس پاس کردند رو عمیقتر بخونن و در واقع خبری از پایان‌نامه و پژوهش نیست. در ادامه اما تمرکز اصلی این نوشته روی همون دوره‌ی کارشناسی ارشد پژوهش محور هست.همون طور که گفتم اگر قرار باشه که ارشد، دانشجوها رو برای گذار از لیسانس به دکتری آماده کنه، پس طبیعتا مشخصه‌هایی از هر دوی آنها داره. روال کلی ارشد به این صورت هست که ابتدا دانشجوها تعدادی درس میگذرونن که این درس‌ها غالبا درس‌های اصلی گرایش خودشون هست. هدف اصلی این دروس اینه که هر دانشجو بیس علمی و تئوری گرایش خودش رو به دست بیاره تا از اون در کار پژوهشی خودش که همون پایان‌نامه هست استفاده کنه. به همین دلیل هم هست که تقریبا نیمی از دوره‌ی ارشد رو باید درس پاس کرد و نیمه‌ی دوم به انجام کارهای پژوهشی مثل ارائه پروپوزال، سمینار و پایان‌نامه خواهد گذشت.تا اینجا یک روال کلی دوره‌ی ارشد رو نوشتم. از اینجا به بعد به طور خاص در مورد دروه‌ی ارشد دانشکده برق و کامپیوتر صنعتی اصفهان توضیح خواهم داد. نسخه‌های صحافی شده‌ی پایان‌نامه نگارنده‌ی متن :) بعد از اینکه نتایج اومد و کارهای ثبت نام دانشگاه انجام میشه، شما باید به دانشکده‌ی خودتون مراجعه کنید تا اولا یک سری فرم و مدارک رو اونجا تحویل بدید و هم اینکه برنامه‌ی دروس گرایش خودتون رو از مدیر گروه تحویل بگیرید. این برنامه دروس در واقع مثل همون چارت درسی لیسانس هست با این تفاوت که دیگه ترم اخذ هر درس مشخص نیست و شما صرفا لیستی از دروس گرایشون رو خواهید دید که باید اونها رو بگیرید. همزمان با تحویل گرفتن برنامه دروس از مدیر گروه، ایشون معمولا به شما راهنمایی میدن که چه دروسی رو برای ترم اول بگیرید. البته توصیه‌ای که اینجا دارم اینه که اگر شما، استاد راهنمای خودتون رو از قبل انتخاب کردید و حوزه‌ی کاری خودتون رو مشخص کردید، بهتره که با استاد راهنمای انتخابی خودتون هم در مورد درس‌ها مشورت کنید تا درس‌هایی رو بگیرید که بیشتر به شما در موضوع پایان‌نامه‌تون کمک میکنه و ترجیحا درسی که همون استاد ارائه میده رو هم بگیرید (البته این رو اضافه کنم که انتخاب استاد راهنما فرآیند مستقلی داره که در ادامه میگم و ممکنه استادی که شما در ذهنتون هست که راهنمای شما باشه،به دلایل مختلفی نشه). پس از اینکه درس‌ها رو انتخاب کردید باید توی گلستان هم درس‌ها رو ثبت کنید و فرم مخصوص اون رو امضا شده به دفتر تحصیلات تکمیلی (ت.ت.) تحویل بدید. بعد از اون هم دیگه کلاس‌ها شروع میشه و شما باید کلاس‌ها رو شرکت کنید. اولین کاری که باید در راستای پایان‌نامه انجام بدین، انتخاب استاد راهنما است. بر خلاف دوره‌ی لیسانس که استاد راهنما نقش زیاد پر رنگی در دوره‌ی تحصیلی شما نداره، در دوره‌های تحصیلات تکمیلی (چه ارشد و چه دکتری) نقش بسیار مهمی داره و بسیاری از کارهای شما تحت تاثیر استاد راهنمای شما خواهد بود. بعد از حدود یک ماه و اندی، شما باید فرم انتخاب استاد راهنما رو تکمیل کنید و به دفتر ت.ت. تحویل بدین. در این فرم معمولا ۳-۵ نفر از اعضا هیئت عملی دانشکده در گرایش خودتون که در اون ترم ظرفیت پذیرش دانشجوی ارشد دارن رو باید بنویسید. ممکنه استادی باشه که برای شما هم اولویت بالایی داشته باشه که راهنمای شما بشن، اما اوت ترم ظرفیت نداشته باشن. به همین دلیل حتما حتما قبل از پر کردن فرم، با اساتید مد نظرتون صحبت کنید تا هم با فیلد کاریشون آشنا بشید که در چه حوزه‌های کار میکنن و هم مطمئن بشید که ظرفیت دارن و از همه مهم‌تر تمایل ایشون برای قبول راهنمایی شما چقدره. در هر صورت پس از اینکه فرم‌ها تحویل داده شد، اعضای هیئت علمی هر گروه جلسه‌هایی رو بین خودشون برگزار میکنن و با توجه به شاخص‌هایی که هر استاد برای خودش داره انتخاب دانشجوها انجام میشه. در نهایت تا آخر پاییز استاد راهنمای هر دانشجو تعیین میشه و شما رسما عضوی از گروه پژوهشی استادتون میشید. همزمان ترم یک هم رو به پایان هست و شما باید امتحانات پایان‌ترم رو بگذرونید. با شروع ترم دوم، شما باید درس‌هایی که میخواید برای ترم دوم انتخاب کنید رو با استاد راهنمای خودتون چک کنید و لیست درس‌ها رو ایشون برای شما امضا کنن و به دفتر ت.ت. تحویل بدین. با توجه به مدت زمانی که از تعیین استاد راهنما تا شروع ترم دوم میگذره، احتمالا فیلد اصلی کار شما مشخص شده و استاد راهنماتون هم درس‌هایی رو به شما پیشنهاد میده که در همین راستا باشن. ترم یک و دو تقریبا کار ترم‌های خلوتی هست. البته اینا همش آرامش قبل از طوفانه. معمولا با شروع ترم دوم، شما بیشتر با گروه پژوهشی استادتون آشنا میشید. اکثر اساتید دانشکده آزمایشگاه‌های پژوهشی خودشون رو دارن و به طور هفتگی جلساتی رو با اعضای آزمایشگاه خودشون برگزار میکنن که بهش میگن جلسه گروه. شما هم از این به بعد در این جلسات گروه شرکت میکنید تا هم با کار هم آزی‌ها (هم آزمایشگاهی‌ها) آشنا بشید و هم کم کم برید سراغ تعیین موضوع خودتون.هر استادی معمولا سه-چهار فیلد اصلی رو کار میکنه که در هر کدوم هم یک دانشجوی دکتری در حال کار کردن هست. به طور سلسله مراتبی هم هر دو-سه دانشجوی ارشد هم جوین در یکی از اون فیلدها مشغول به کار میشن و ممکنه بعضی از پروژه‌های لیسانسی که استاد راهنمایی میکنه، در یکی از این حوزه‌های قرار بگیره. البته این یک قانون رسمی و الزامی نیست. صرفا یک روال کلی هست و ممکنه هر استادی رویه‌ی خاص خودش رو داشته باشه و اصلا به این صورت نباشه. به هر جهت، با توجه به علاقه‌ی خودتون و توصیه‌های استادتون فیلد کاری شما به طور کلی مشخص میشه. حالا نوبت به این میرسه که شما مطالعه در این زمینه شروع رو کنید. به این صورت که باید مقالات مهمی که در این حوزه وجود دارند رو مطالعه کنید تا اصطلاحا با trendای که در این زمینه وجود داره آشنا بشید و کم کم مسائلی رو پیدا کنید تا برای حل اون ایده جدید بدید و اون رو در قالب پایان‌نامه ارائه بدید. البته همونطور که گفتم ممکنه که یکی از زیرمسئله‌هایی که موضوع تز دکتری یکی از دانشجوهای استادتون هست رو شما به عنوان موضوع پایان‌نامه انتخاب کنید. همونطور که گفتم این تا حد زیادی برمیگرده به رویه‌ای که استادتون دنبال میکنه و همچنین علاقه و میزان پشت کار شما برای ارائه‌ی یک ایده‌ی جدید. توصیه‌ی اکید میکنم که از زمانی که شروع میکنید به خوندن و جمع‌آوری مقالات مرتبط، از همون ابتدا از ابزارهایی که در این زمینه وجود دارند استفاده کنید و از همون اول مقالات خودتون رو با استفاده از یکی از نرم‌افزارهای مدیریت مرجع آرشیو کنید (دلیل اینکه اینقدر روی این موضوع تاکید دارم رو بعدا و زمانی که نوشتن پایان‌نامه رو شروع میکنید میفهمید خودتون ?). نرم‌افزارهای مختلفی هم وجود داره که EndNote و Mendeley از شناخته‌ترین اون‌ها هستن. البته نرم‌افزارهای خیلی زیادی وجود دارن که با یک سرچ ساده میتونید پیدا کنید. من خودم از JabRef استفاده میکردم که متن باز هست و قابلیت‌های خوبی هم ارائه میده. همچنین برای پیدا کردن مقالات جدید در حوزه‌ی کاری خودتون از امکاناتی که پایگاه‌های اطلاعاتی در اختیارتون میذارن نهایت استفاده رو ببرین. برای مثال از قابلیت alert که google scholar ارائه میده حتما استفاده کنید تا از مقالات جدید بی خبر نمونید. این نکته رو اضافه کنم که کتابخانه مرکزی دانشگاه در زمینه‌ی پایگاه‌های اطلاعاتی خدمات خوبی رو به دانشجوها ارائه میده و دسترسی به پایگاه‌های مهمی رو فراهم میکنه که پیشنهاد میکنم حتما به اونجا سر بزنید و از این امکانات استفاده کنید. پس از تموم شدن ترم دوم، با به نیمه رسیدن تابستان از شما انتظار میره که با توجه به مقالاتی که خوندین روی حوزه‌ی کاری خودتون مسلط شده باشید و شناخت کافی پیدا کرده باشین که چه problemهایی وجود دارن و چه ایده‌هایی رو میشه ارائه کرد به عنوان موضوع پایان‌نامه. این خیلی مهمه چون با شروع ترم سوم شما باید آماده بشید تا پروپوزال خودتون رو به دانشکده ارائه بدید. توی پروپوزال باید مشخص کنید که حوزه‌ی کاری شما چیه، مسئله یا problem شما چیه و شما چه ایده‌ای رو برای حل این مسئله میخواید ارائه بدید. هر چه که این پروپوزال با دقت و دقیق نوشته بشه، در ادامه کار شما راحت‌تر میشه. بخاطر همین سعی کنید که وقت رو تلف نکنید و از همون شروع ترم سوم با توجه به مقالاتی که خوندین، کم کم و با مشورت استاد راهنماتون موضوع خودتون رو تعیین کنید و به فکر نوشتن پروپوزال باشید. البته قبل از موعد تحویل پروپوزال، باید گزارش سمینار رو تحویل بدین. سمینار یک درس ۲ واحدی در دوره‌ی ارشد هست که هدف اون آشنایی با نوشتن یک گزارش علمی هست که دانشجوها قبل از اینکه پایان‌نامه خودشون رو بنویسن با مفاهیم نوشتن یک متن علمی آشنا بشن. به همین دلیل هم در طول ترم ۲ و ۳ چند تا کارگاه در همین زمینه برگزار میشه و شرکت در اون‌ها الزامی هست (حضور و غیاب داره و در صورت غیبت نمره کسر میشه!) موضوع این سمینار دلخواه هست و حتی ممکنه سمینار شما هیچ ربطی به موضوع پایان‌نامه‌تون نداشته باشه. اما یه قانون نانوشته‌ای هست که میگه فصل ۲ و ۳ پایان‌نامه باید توی سمینار نوشته بشه. توی سمینار شما صرفا یک موضوعی رو انتخاب میکنید و مقالات و روش‌هایی که پیرامون اون موضوع ارائه شده رو بررسی میکنید و گزارشش رو مینویسید. خب این در واقع همون کاری هست که باید در فصل ۲ و۳ پایان‌نامه انجام بدید،‌یعنی توضیح مفاهیم پیش‌نیاز و مرور کارهای پیشین. پس بهتره که از فرصت استفاده کنید و موضوع سمینار در راستای موضوع پایان‌نامه باشه که بعدا از گزارش سمینارتون در نوشتن پایان‌نامه استفاده کنید. پس از تحویل گزارش سمینار به دفتر ت.ت. معمولا یکی دو هفته بعدش، نوبت به ارائه شفاهی سمینارها میرسه که باید اون رو در مقابل اساتید گرایش خودتون ارائه بدید. کلا همون طور که گفتم، هدف درس سمینار این هست که شما با فرآیند کلی پایان‌نامه آشنا بشید از نوشتن و رعایت قالب (template) گزارش که باید طبق قالب پایان‌نامه باشه تا ارائه که باید مطابق با آیین نامه برگزاری جلسه دفاع باشه. توصیه میکنم که حتما برای نوشتن سمینار از LaTeX استفاده کنید و اگر بلد نیستید حتما با نوشتن سمینار اون رو یاد بگیرید تا پایان‌نامه‌تون رو حتما با LaTeX بزنید چون در غیر اینصورت خیلی سختی میکشید اگر از ابزارهای دیگه‌ای استفاده کنید. پس بهتره به عنوان دست گرمی سمینار رو شروع کنید تا با محیط LaTeX آشنا بشید. چون اگر بخواین موقع نوشتن پایان‌نامه تازه یادگیری LaTeX رو شروع کنید خیلی بیشتر عذاب میکشید (این هم از اون مواردی هست که بعدا خودتون میفهمید ?) بعد از اینکه داستان سمینار تموم میشه، نوبت به ارائه پروپوزال میرسه. اما همونطور که گفتم بهتره نوشتن پروپوزال رو زودتر شروع کنید تا موضوعتون مشخص بشه و سمینار رو در همون راستا انجام بدید. ارائه پروپوزال هم به این صورت هست که شما اون رو در قالب یک گزارش حدود ۱۰-۱۵ صفحه‌ای به دفتر ت.ت. ارائه می‌کنید. بعد از حدود یکی دو هفته باید در حضور تعدادی از اساتید گرایش خودتون از پروپوزالتون دفاع کنید. یعنی با توجه به مطالعاتی که داشتید و احتمالا موضوع سمینارتون هم مرتبط بوده و نکاتی که در متن پروپوزال به اون اشاره کردید، داورها رو قانع کنید که ایده‌ی شما قابلیت ارائه به عنوان پایان‌نامه کارشناسی ارشد رو داره. اگر قبول شد که دیگه باید کار روی پایان‌نامه رو به طور جدی و رسمی شروع کنید. اگر هم رد شد بسته به اینکه دلایل رد اون چی بوده، یا باید همون پروپوزال و ایده رو ویرایش کنید و اشکالاتی که داورا به پروپوزال گرفتن رو اصلاح کنید یا اینکه کلا ایده رو عوض کنید و ایده جدید ارائه بدید که در این صورت کارتون سخت‌تر میشه. بخاطر همین گفتم که پروپوزال رو دقیق بنویسید تا بعد از سه ترم مجبور نشید ایده رو عوض کنید و هر چی تا اون موقع کار کردید و مقاله خوندید بر باد بره. ارشد کامپیوتر در صنعتی اینطوریه که شما مجموعا باید ۷ درس تئوری رو پاس کنید که هر کدوم ۳ واحد هستن. در بخش پژوهشی هم ۲ واحد سمینار بعلاوه ۶ واحد پایان‌نامه باید اخذ بشه. اکثر بچه‌ها به صورت ۳-۳-۱ درس میگیرن. یعنی ترم اول و دوم هر کدوم ۳ درس، ترم سوم هم یک درس بعلاوه سمینار. البته هستن دانشجوهایی که ۴-۳ درس میگیرن و با گرفتن همه‌ی ۷ درس در سال اول،‌ کل درس‌های تئوریشون تموم میشه و دیگه از ترم سوم درس تئوری ندارن. البته پیشنهاد میکنم در صورتی اینطوری درس بگیرید که واقعا تواناییش رو دارید. چون دروس ارشد مثل لیسانس نیست که صرفا با شب امتحان خوندن بتونید نمره خوب بگیرید. بلکه معمولا قسمتی از هر درس رو خودتون باید از کتاب مرجع مطالعه کنید (اگر میخواید نمره خوب بگیرید) بعلاوه اکثر درس‌ها پروژه دارن. به این صورت که شما در اوایل ترم موضوع پروژه خودتون رو به استاد اعلام میکنید و بعد از تایید ایشون در پایان‌ترم پروژه رو باید همراه با گزارش کتبی به ارائه بدید. در واقع برای هر درس انگار یه درو فرآیند پایان‌نامه رو باید انجام بدید: پیشنهاد موضوع پروژه به استاد (شبیه پروپوزال)، گزارش کتبی (شبیه پایان‌نامه) و ارائه پروژه (شبیه جلسه دفاع پایان‌نامه). بخاطر همین در گرفتن درس‌ها دقت کنید. این نکته مهم هم در نظر داشته باشین که نمره قبولی در ارشد ۱۲ و معدل مشروطی ۱۴ هست. یعنی هر کدوم ۲ نمره از لیسانس بیشتر. همین اتفاق برای دکتری هم میفته و نمره قبولی دکتری ۱۴ و معدل مشروطی ۱۶ هست. بعد از اینکه درس‌های شما تموم میشه، سعی کنید که نهایت تا همون ترم سوم درس‌ها رو تموم کنید و گرنه کارتون خیلی سخت میشه، کار شما به طور جدی شروع میشه تا پایان‌نامه رو پیش ببرید. در نیمه‌ی ترم چهارم باید یک گزارش پیشرفت از کارتون به ت.ت. تحویل بدید. این گزارش میزان پیشرفت در کار پایان‌نامه رو مشخص میکنه که توسط استاد راهنما نوشته میشه و بای دیفالت به طور محرمانه توسط استاد راهنما به ت.ت. تحویل داده میشه مگر اینکه خود استاد اعلام کنه که دانشجو از محتوای گزارش با خبر بشه. اگر کارتون رو به طور جدی دنبال کنید و پیش ببرید به راحتی میتونید ۴ ترمه تموم کنید و دفاع کنید. اما به جز تعداد اندکی اکثرا به ترم چهارم نمیرسن و ترم پنج شروع میشه. مثل قبل در نیمه ترم پنجم باید گزارش پیشرفت دوم توسط استادتون به دانشکده ارائه بشه. در صورتی که در این ترم کارتون تموم بشه هیچ مشکلی نخواهید داشت هم از نظر سنوات و هم از نظر کسر نمره. با شروع ترم ششم زنگ‌های خطر به صدا در میان. در میانه ترم شش هم مشابه دو ترم قبلی باید گزارش پیشرفت به دانشکده ارائه بشه. همچنین در صورتی که تا قبل از عید پایان‌نامه رو به دانشکده تحویل بدید، کسر نمره نخواهد داشت اما باید شهریه بپردازید که البته مبلغ آن کمتر از شهریه کامل یک ترم است. در صورتی که پایان‌نامه را تحویل ندهید و به بعد از کشیده شود از تاریخی که دانشکده اعلام می‌کند، مشمول کسر نمره خواهید شد و طبق دستور العمل دانشکده روزانه از نمره نهای پایان‌نامه شما کسر خواهد شد و همچنین شهریه نیز باید بپردازید. علاوه بر آن به علت اینکه ترم ششم برای دانشجوی ارشد، جز سنوات غیر مجاز محسوب میشود، یارانه‌ی غذای شما کم شده (یعنی غذای سلف دانشگاه برای شما گرون‌تر حساب میشه) و همچنین بابت خوابگاه هم باید اجاره بیشتری پرداخت کنید. در هر صورت آخرین موعد تحویل پایان‌نامه تکمیل شده نیمه‌ی خرداد است. شما باید گزارش نهایی پایان‌نامه خود را به همراه فرم اعلام آمادگی دفاع که توسط استاد راهنما امضا می‌شود را به دفتر ت.ت. تحویل دهید.پس از تحویل پایان‌نامه، باید منتظر باشید تا ت.ت. داورهای پایان‌نامه شما و همچنین زمان و مکان جلسه دفاع را مشخص کنید. برای مقطع ارشد در دانشکده، معمولا دو داور از اعضا هیئت علمی دانشکده انتخاب می‌شوند. داورها معمولا با توجه به موضوع پایان‌نامه و تطابق آن با فیلد کاری اساتید دانشکده انتخاب توسط دفتر ت.ت. انتخاب می‌شود. به همین ممکن است داور یک دانشجوی کامپیوتر از اساتید برق باشد و برعکس. البته بر خلاف برخی دانشگاه‌ها در مقطع ارشد، داور خارج در نظر گرفته نمی‌شود. یعنی استادی از یک دانشگاه دیگر برای داوری تعیین نمی‌شود و ۲ نفر از اساتید دانشکده داوری پایان‌نامه را بر عهده خواهند گرفت. در جلسه دفاع هر دانشجو در مدت ۳۰-۴۰ دقیقه از کار پژوهشی خود دفاع می‌کند. پس از این زمان حاضرین در جلسه اگر سوالی داشته باشند از دانشجو می‌پرسند و دانشجو موظف است پاسخ دهد. بعد از آن جلسه خصوصی شروع شده که در آن فقط شخص دانشجو و اساتید راهنما و داور (و مشاور) حضور دارند و سوالات تخصصی از دانشجو پرسیده می‌شود و دانشجو باید به آن‌ها پاسخ دهد. در پایان دانشجو باید جلسه را ترک کنید تا اساتید با هم مشورت کرده و نمره پایان‌نامه دانشجو را تعیین کنند. البته این نمره به دانشجو اعلام نمی‌شود. پس از جلسه دانشجو باید اصلاحیه‌های مشخص شده توسط داوران را انجام دهد. بعد از آن موارد اصلاح شده باید به داوران ارائه شود و در صورت تایید ایشان، نسخه نهایی پایان‌نامه صحافی شده و پس از امضای اساتید (راهنما، داور، مشاور) به امضای سرپرست تحصیلات تکمیلی دانشکده برسد و به دانشکده تحویل داده شود.در این مطلب سعی کردم تا روال کلی دوره‌ی ارشد را برای دانشجویانی که تازه به این دوره وارد می‌شوند توضیح دهم تا چم و خم کار را بدونن و اصطلاحا کاردان دوره‌ی ارشد خود شوند. چون ورود به این دوره هم طبیعتا سوالات و ابهاماتی رو برای دانشجوها ایجاد میکنه و بعضا باعث سردرگمی آن‌ها میشه.نظر شما در مورد مقطع ارشد چیه؟ چه توصیه‌هایی رو برای دانشجوهای جدید دارید؟ خوشحال میشم که نظراتتون رو با من و سایر خوانندگان این مطلب به اشتراک بذارید. همچنین میتونید این مطلب رو در تلگرام با شناسه @seen_daal هم دنبال کنید.</description>
                <category>Seen Daal</category>
                <author>Seen Daal</author>
                <pubDate>Mon, 23 Sep 2019 21:20:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برسد به دست صِفری‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@seendaal/hello-sefri-bkyv96mxalam</link>
                <description>امسال اولین سالی هست که رسما دیگه اول مهر رو تجربه نمیکنم و اول مهر بوی شروع درس و دانشگاه رو برام نداره. همین موضوع بهونه‌ای شد تا مطلبی رو خطاب به دانشجوهای ورودی جدید،‌یا همون صِفری خودمون :) ، بنویسم. خودم چند دوره همیار بودم (اینو در ادامه توضیح میدم که چی هست) و دیدم که صفری‌ها چقدر سوال و ابهام دارن موقعی که میان دانشگاه. به همین دلیل این مطلب هم یه راهنما هست از شروع فرآیند ثبت نام در دانشگاه و همچنین توصیه‌هایی به صفری‌ها که حاصل سال‌ها (!) تجربه‌ی دانشجویی من هست. با توجه به اینکه من خودم در دو مقطع دانشجوی صنعتی اصفهان بودم، مطالبی که نوشتم در مورد صنعتی اصفهان هست بیشتر اما خب بقیه دانشگاه‌ها هم اکثرا روال مشابهی دارن.همچنین اگر دانشجوی ورودی جدید مقطع ارشد هستید، پیشنهاد میکنم که مطلب «کاردانی ارشد!» را به هیچ عنوان از دست ندهید. در این مطلب توصیه‌هایی برای دانشجویان ورودی جدید ارشد نوشتم که بشتر به کارتون میاد.نتایج کنکور اومده و دیگه هر کسی میدونه کجا و چه رشته‌ای قبول شده. اونایی که دانشگاه شهر خودشون قبول شدن که خیلی آسوده‌تر هستن. اما اونایی که شهر دیگه‌ای غیر از محل زندگی‌شون قبول شدن باید کم کم وسایلشونو جمع و جور کنن و آماده‌‌ی رفتن به دانشگاه بشن. طبق تاریخی که دانشگاهتون مشخص کرده باید برید برای ثبت‌نام. ثبت نام در دانشگاه هم مثل خیلی از جاهای دیگه روال رایجی داره و مدارک شناسایی مثل کارت ملی و شناسنامه و غیره رو با خودتون میبرید. توجه کنید که قبل از اینکه برید دانشگاه برای ثبت نام، باید به یه دفتر پیشخوان یا دفتر پست محل زندگی‌تون مراجعه کنید و تاییدیه تحصیلی مدرک پیش دانشگاهی‌تون رو بگیرید. که دفتر پیشخوان هم یه رسید بهتون میده که اون رسید رو باید روز ثبت نام به همراه داشته باشید و به دانشگاه تحویل بدید. علاوه بر اون دانشجوهای پسر باید به دفتر پلیس+۱۰ هم مراجعه کنن و کارهای معافیت تحصیلیشون رو انجام بدن. اون هم یک سری فرم داره و رسید هم بهتون داده میشه. البته بعضی از دانشگاه‌ها برای راحتی دانشجوها باجه‌ای رو برای اینکار داخل دانشگاه در نظر میگیرن اما بهتره قبل از رفتن برای ثبت نام طبق اطلاعیه‌ی دانشگاهتون این مورد رو چک کنید و مطمئن بشید. محل ثبت نام دانشجویان ورودی جدید مقابل اداره آموزش کل (عکس از سایت روابط عمومی دانشگاه)اگر خوابگاهی نباشید، به جز همون کارهای معمول ثبت نام و تحویل مدارک، تقریبا کار خاصی نباید انجام بدین، اما دانشجوهایی که خوابگاهی میشن باید کارهای مربوط به ثبت نام خوابگاه، پرداخت ودیعه خوابگاه، پیدا کردن هم اتاقی و یک سری کارهای اینطوری رو هم انجام بدن. بخاطر همین توصیه میکنم اگر خوابگاهی هستین، به فکر پیدا کردن هم اتاقی باشید تا با دوستان خودتون اتاق بگیرید، چون در صورتی که هم اتاقی رو انتخاب نکنید، خود دانشگاه برای شما اتاق تعیین میکنه و ممکنه با افرادی که هم اتاقی میشین راحت نباشین و کلا سخت بهتون میگذره. اکثر بچه‌ها با دوستان دبیرستانی خودشون که تو یه دانشگاه قبول شدن یا با سایر هم‌ورودی‌های خودشون اتاق میگیرن. من توصیه‌ام اینه که با هم‌ورودی‌های خودتون که از یک شهر هستید هم اتاق بشید چون خیلی بهتره (بعدا دلیلشو خودتون میفهمید ?) همونطور که گفتم یک سری کارهای دیگه هم باید انجام بدین که این برای هر دانشگاهی فرق میکنه ولی کلا زیاد پیچیده نیست و طبق تابلوها و بنرهایی که تو دانشگاه نصب شده متوجه میشید که کجاها باید مراجعه کنید و چه کارهایی رو انجام بدین. یه نکته مهم اینکه، دانشجوهای خوابگاهی باید لوازم شخصی که تو خوابگاه نیازه رو با خودشون ببرن. مثل بالش، تشک، پتو و ... . پس حتما در این مورد آمادگی داشته باشید که غافلگیر نشید. چون بعد از اینکه کارهای خوابگاه رو انجام دادین و بهتون اتاق تخصیص داده شد، کلید اتاق رو بهتون تحویل میدن و دیگه رسما خوابگاهی میشید و باید تو خوابگاه اسکان داشته باشید.در صنعتی اصفهان، ستاد استقبال از دانشجوهای جدید برنامه‌های مختلفی رو تدارک میبینه که دانشجوهای جدید راحت‌تر با دانشگاه و فضای جدیدی که باهاش روبرو شدن آشنا بشن. یکی از این برنامه‌ها اینه که برای هر دانشجوی ورودی جدید یک «همیار»، که خودش یه دانشجوی سال بالایی همون رشته است، انتخاب میشه. همیار وظیفه‌ش اینه که دانشجوی جدید رو راهنمایی کنه و کمکش کنه راحت‌تر با دانشگاه آشنا بشه و نکات کاربردی (!) رو بهش بگه. خلاصه اینکه در طول دوره‌ی صفری بودنش همیاری و کمک کنه بهش. اینجا لازمه که یه توضیح مختصری هم در مورد «صِفری» بدم. توی صنعتی اصفهان بچه‌ها به دانشجوهای ورودی جدید یا همون نو دانشجویان میگن صفری. این نکته هم اضافه کنم که تا با تموم شدن ترم یک شما از صفری بودن خارج نمیشید، بلکه با اومدن صفری‌های جدید، اصطلاحا صفر شما باز میشه و معمولا هم بچه‌ها این رو بین خودشون جشن میگیرن، با عنوان جشن «صفر آزاد». البته این نکته هم در نظر داشته باشید که یه صفری همیشه برای سال بالایی خودش صفریه حتی وقتی صفرش باز بشه :) در مقابل واژه‌ی صفری هم با واژه‌ای به نام «فسیل» آشنا خواهید شد که به دانشجویی اطلاق میشه که سال‌های زیادی توی دانشکده هست. مثلا لیسانسی که ۱۰ ترمه شده یا حتی بیشتر!جشن استقبال از دانشجویان جدید (عکس از سایت روابط عمومی دانشگاه)اما برگردیم به بحث اصلی، بعد از اینکه ثبت نام انجام شد و کارت دانشجویی‌تون رو گرفتین، میرین پیش همیارتون تا باهاش لینک بشین و شما رو درباره‌ی ادامه‌ی فرآیند و برنامه‌های ستاد استقبال قرار بده. با توجه به اینکه اغلب صفری‌ها با پدر و مادرشون میرن برای ثبت‌نام، در این مرحله تقریبا دیگه شما باید به تنهایی ادامه بدید و معمولا خانواده دعوت میشن تا در کارگاهی که مختص خانواده‌ها تدارک دیده شده شرکت کنن و بعد از اون هم کار اونها در دانشگاه تموم میشه و باید باهاشون خداحافظی کنید. معمولا اینطوریه که دانشگاه‌ها یه برنامه‌ای رو برای معارفه دانشجوهای ورودی جدید تدارک دیده‌اند. هر دانشگاهی هم برنامه‌ش یه جور برگزار میشه. یکی میبره اردوی خارج از شهر (مثل دانشگاه شریف که فکر میکنم میبره مشهد)، یکی اردوی داخل شهر میبره (مثل صنعتی اصفهان که یکی از اردوگاه‌های داخل شهر رو انتخاب میکنه برای اینکار) و ... . علاوه بر اون معمولا یک سری کارگاه مشاوره هم برگزار میشه هم برای دانشجوها و هم برای خانواده‌ها تا هر دو طرف بیشتر با شروع این فاز جدید زندگی‌، یعنی همون دوران دانشجویی، آشنا بشن. پس از این هم معمولا یک نشست برگزار میشه با اساتید هر دانشکده که دانشجوهای هر رشته اساتید دانشکده خودشون رو بشناسند و اساتید هم توضیحات کلی در مورد رشته و دانشکده به دانشجوها میگن. در پایان برنامه با همیار خودتون یک برنامه‌ی دانشگاه گردی خواهید داشت تا جاهای مختلف دانشگاه رو یاد بگیرد تا گم نشید! یک توصیه‌ی استراتژیک به صفری‌ها اینه که به هیچ وجه تو دانشگاه از سال بالایی‌ها آدرس نپرسید. این که چرا نپرسید رو هم بعدا خودتون میفهمید چرا ?. این برنامه ممکنه که دو تا سه روز طول بکشه و همونطور که گفتم در طی این چند روز شما کارگاه‌های مختلی رو هم شرکت خواهید کرد تا بیشتر با این دوران آشنا بشید.جشن استقبال از دانشجویان جدید از نمایی دیگر (عکس از سایت روابط عمومی دانشگاه)تا اینجا راجع به فرآیند ثبت نام و کارهای چند روز اول گفتم. اما یکمی هم فاز درس بگیریم. ترم اول رو خود دانشگاه برای صفری‌ها انتخاب واحد میکنه و درس برمیداره، بخاطر همین شما وقتی که میرید پیش همیارتون، اون برنامه درسی ترم اول رو بهتون میده. با توجه به اینکه اکثر رشته‌های صنعتی اصفهان مهندسی است، دروس ترم اول ۹۹٪ صفری‌ها ریاضی۱، فیزیک۱ یکی دوتا درس عمومی، تربیت بدنی، زبان عمومی و یکی دوتا درس دانشکده‌ای و تخصصی رشته خودشون هست. درس‌هایی مثل ریاضی۱ و فیزیک۱ به درس‌های تالاری معروفن، دلیلش هم اینه که توی تالارها برگزار میشن. مجموعه‌ی تالارهای دانشگاه، شامل ۸ تالار هست در دو طبقه که در یک ساختمان دایره‌ای شکل قرار گرفته. کلا ترم یک رو همش دور تالار میچرخید تا کلاس خودتون رو پیدا کنید :) نمای بیرونی ساختمان تالارهای دانشگاهبه جز ریاضی۱ و فیزیک۱ ممکنه بقیه دروس برای همه رشته‌ها نباشه. مثلا ممکنه یه رشته‌ای ترم اول زبان عمومی داشته باشه ولی یه رشته دیگه نه. این دروس هم طبق چارت آموزشی رشته خودتون انتخاب میشه که معمولا اون چارت رو در جلسه معارفه دانشکده خودتون به شما تحویل میدن یا اینکه میتونید از سایت دانشکده‌تون دانلود کنید. اما جدای از اینکه چه درسی دارید، نکته‌ی کاملا استراتژیک اینه که سعی کنید در ترم اول، هیچ درسی رو مردود نشید (نیوفتید) بخصوص دروس پایه‌ای مثل ریاضی۱ و فیزیک۱. این که چرا این موضوع استراتژیک هست رو بازم مثل دو مورد قبلی بعدا خودتون میفهمید ? چون توضیحش واقعا مفصله اما خلاصه بخوام بگم یکی از دلایلش اینه که بعضی از این دروس (به عبارتی همه درسای ترم ۱) پیش نیاز درس‌های ترم‌های بعدی هستن. به این معنی که تا اینا پاس نشن، نمیتونید درس‌های ترم بعد رو بگیرد. بخاطر همین اگر ترم۱ درسی رو پاس نکنید، همین اول کار کلی از چارت درسی عقب میفتید. دلایل دیگه‌ای هم داره این قضیه، یکیش اینه که یه روایتی هست که میگه اگه ریاضی۱ و فیزیک۱ ترم اول پاس نشن، ترم‌های بعد هم پاس نمیشن یا به سختی پاس میشن! (مورد داشتیم طرف ترم ۱۰ بوده هنوز فیزیک پاس نکرده!) کلا این درس‌ها خیلی دست و پا گیر هستن، پس بهتره همین ترم اول از دستشون خلاص بشید. نکته‌ی مهم دیگه این که این درس‌ها خیلی میتونن براتون معدل بیار باشه. چون مباحثی هست که شما به تازگی کنکور دادین و باهاش آشنا هستین (ریاضی۱ و فیزیک۱ در واقع همون ریاضی و فیزیک دبیرستان هستن که کمی مباحث پیشرفته‌تر هم تدریس میشه) بخاطر همین اگر مطالعه کنید براحتی میتونید با نمره خوب پاس کنید و معدل بالا بشین. معدل بالا شدن هم موهبتی هست که بعدا میفهمید ?. اینکه این همه روی درس خوندن در ترم یک تاکید میکنم اینه که ترم اول چون شما هنوز با محیط دانشگاه آشنا نشدین و هنوز تو حال و هوای مدرسه هستین، خیلی راحت درس نمیخونید (‍!) و همش میگید حالا که کنکور دادیم و دانشگاه قبول شدیم که نباید درس خوند و یهو به خودتون میاید میبینید که ترم داره تموم میشه و شدین یه شب امتحانی. و این خطر از آنچه در برنامه‌ی درسی میبیند به شما نزدیکتر است. پس درس خوندن ترم یک رو جدی بگیرید. نمایی از درس ریاضی۱ در تالارها (عکس از پیج اینستگرام دورهمی دانشگاه)یه نکته‌ای هم که خیلی از صفری‌ها نمیدونن قضیه میان‌ترم و پایان‌ترم هست. درس‌های دانشگاه اغلب دوتا امتحان دارن یکی وسطای ترم هست که بهش میگن میان‌ترم و دیگری آخر ترم که بهش میگن پایان‌ترم. توصیه اکید میکنم که از میان‌ترم غافل نشید. توی میان‌ترم معمولا از ۵۰٪ مطالب اون درس امتحان گرفته میشه که نمره‌ی این امتحان هم طبیعتا ۵۰٪ نمره‌ی پایانی شما رو تشکیل میده. چون خیلی از صفری‌ها هنوز در حال و هوای مدرسه هستن این میان‌ترم رو جدی نمیگیرن و بخاطر همین بخشی از نمره پایانی درس رو از دست میدن. در پایان‌ترم هم معمولا از ۵۰٪ دوم مطالب امتحان گرفته میشه و نمره‌ی اون با نمره میان‌ترم شما جمع میشه و نمره نهایی شما مشخص میشه. البته ممکنه هر استادی یک درصدی رو برای مباحث میان‌ترم و پایان‌ترم مشخص کنه. مثلا بگه ۳۰ درصد میان‌ترم و ۷۰ درصد پایان‌ترم که نمره هم به همون نسبت تقسیم بندی میشه. خلاصه اینکه میان‌ترم خیلی مهمه ازش غافل نشید. اینطوری در نظر بگیرید که میان‌ترم، امتحان نوبت اول (دی) مدرسه است و پایان‌ترم امتحان نوبت دوم (خرداد) مدرسه است. پس دیگه متوجه اهمیتش بشید :) خب تا اینجا از درس خیلی گفتم. الان میخوام توصیه‌ها و ریزه‌کاری‌هایی رو بهتون بگم که خیلی به دردتون میخوره. از اون فوت کوزه‌گری‌هاست.دانشجوهای خوابگاهی که باید مهارت زندگی کردن در خوابگاه رو یاد بگیرن. توی خوابگاه باید همه کارهاتون رو خودتون انجام بدین از جمله آشپزی و ظرف شستن. چون پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها سلف سرویس دانشگاه تعطیله و باید خودتون غذا درست کنید. به خاطر همین سعی کنید که مهارت آشپزی‌تون رو تقویت کنید. نکته‌ی دیگه اینکه سعی کنید رستوران‌ها، کترینگ‌ها و تهیه غذاها، فست فودی‌ها و خلاصه خوراکی فروشی‌های خوب رو پیدا کنید که در موقع نیاز خیلی به کارتون میاد. کلا زندگی خوابگاهی قلق‌های خاص خودشو داره که خودش یک نوشته‌ی جدا رو می‌طلبه و من فعلا به همین یک مورد بسنده میکنم.نکته‌ی مهمی که بهتره همیشه در نظر داشته باشید اینه که از همین ترم اول، سعی کنید تک بعدی نباشید و فقط درس بخونید، تلاش کنید تا در فعالیت‌های فوق برنامه هم فعالانه و داوطلبانه شرکت کنید. البته این به این معنی نیست که درس رو بذارید کنار و شب امتحانی بشین که در این مورد هم به طور مفصل بالا توضیح دادم. دانشگاه مثل مدرسه نیست که مدیر یا معاون براتون اردو، بازدیدهای یک یا چند روزه، جشن یا کلا برنامه‌های مختلف برگزار کنن، بلکه خود دانشجوها این کارها رو انجام میدن. به همین دلیل تشکل‌های دانشجویی مختلفی توی دانشگاه هست که هر کدوم در یک حوزه فعالیت میکنن. اعضای این تشکل‌ها هم خود دانشجوها هستن و اتفاقا از صفری‌ها، عه ببخشید دانشجوهای ورودی جدید خیلی استقبال میکنن که بهشون ملحق بشن. کلا عضویت و  فعالیت در تشکل‌ها و به طور کلی فعالیت‌های دانشجویی فوق برنامه خیلی بهتون کمک میکنه تا در زمینه‌های مختلف رشد کنید. دلیلش هم مثل بقیه چیزایی که گفتم بعدا خودتون میفهمید ?. این نکته هم اضافه کنم که بخشی از همون برنامه‌ی بازدید از دانشگاه اختصاص داره به بازدید و آشنایی با تشکل‌ها. یکی از تشکل‌های دانشجویی مهم در هر دانشکده‌ای، انجمن علمی دانشجویی اون دانشکده هست. از خوبی‌های انجمن علمی هر چی بگم کم گفتم. انجمن علمی متعلق به خود شماست به همین دلیل از همین اول سعی کنید که با اعضای انجمن ارتباط برقرار کنید و در برنامه‌ها شرکت کنید. لزومی هم نداره که حتما به طور رسمی عضو انجمن باشید، بلکه اشتیاق و علاقه شما شرط اصلی هست. یکی از فرصت‌هایی که انجمن علمی در اختیار شما قرار میده اینه که میتونید در حوزه‌ی تخصصی مربوط به رشته‌ی خودتون برنامه‌ها، نشست‌ها، بازدید‌ها، کنفرانس‌ها و خلاصه خیلی چیزای دیگه رو باهاش آشنا بشید و این خیلی به پیشرفت شما کمک میکنه. علاوه بر اون بواسطه‌ی همین برنامه‌ها و رویدادها با افراد متخصص رشته‌ی خودتون هم آشنا میشید که اهمیتش بر همه واضحه.علاوه بر اون سعی کنید با اساتید خودتون ارتباط برقرار کنید و ازشون راهنمایی و مشاوره بگیرید. اتفاقا شما وقتی که ثبت نام میکنید، یکی از استادهای دانشکده‌تون به عنوان استاد راهنمای شما تعیین میشه و اینو میتونید از همیارتون بپرسید که استاد راهنماتون چه شخصی هست. در دوره‌ی لیسانس استاد راهنما مثل مقاطع تحصیلات تکمیلی نیست که بیشتر کارهای آکادمیک و پژوهشی رو باهاشون انجام بدین. بلکه شما میتونید در زمینه‌های درسی و فرهنگی هم ازشون راهنمایی بگیرید. در طول ترم اول هم همیار شما، جلسه‌هایی رو با استاد راهنما هماهنگ میکنه که بیشتر با هم آشنا بشید و از راهنمایی‌هاشون استفاده کنید.در این مطلب سعی کردم خیلی مختصر و مفید نکاتی رو که بنظرم مهم میومد و برای خیلی از دانشجوهای جدید ممکنه سوال باشه رو بنویسم به قول شاعر که میگه:من از مفصل این نکته مجملی گفتم  ***  تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجملوگرنه نوشتن همه‌ی فوت و فن‌های دانشجویی که مثنوی هفتاد من میطلبه. البته نکات کلیدی جدیدی که به ذهنم میرسه رو به این مطلب اضافه خواهم کرد که علاوه بر ویرگول، در تلگرام هم با همین شناسه (@seendal) میتونید دنبال کنید.در آخر هم آرزوی موفقیت میکنم برای همه‌ی نودانشجویان و امیدوارم که این نوشته بتونه به شما در شروع دوره‌ی جدید زندگیتون کمک کنه.راستی شما به عنوان یک دانشجوی سال بالایی چه توصیه‌هایی برای ورودی‌های جدید دارید؟ یا شما ورودی‌های جدید چه سوالی در مورد دانشگاه دارید؟ خوشحال میشم این موارد رو در کامنت‌ها با من و سایر خواننده‌ها در به اشتراک بذارین. </description>
                <category>Seen Daal</category>
                <author>Seen Daal</author>
                <pubDate>Tue, 17 Sep 2019 22:24:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ربع قرن تجربه!</title>
                <link>https://virgool.io/@seendaal/25th-s3m2vsw9jsxm</link>
                <description>خیلی وقت بود (واقعا خیلی) که میخواستم وارد دنیای وبلاگ نویسی بشم و احوالات و افکاری که از ذهنم میگذره رو بنویسم و با بقیه به اشتراک بذارم. ولی بالاخره تصمیم گرفتم و توی ویرگول ثبت نام کردم و دست به کیبورد شدم. چند سال پیش یه تجربه‌ی ناکامی در یکی از سرویس‌دهنده‌های وبلاگ فارسی داشتم که هیچ وقت به نتیجه نرسید و نوشته‌ای اونجا نداشتم. یه مدتی هم یه سری مطالب رو توی تلگرام مینوشتم اما خب اون فضا هم برای اینکار مناسب نیست. تا اینکه سال گذشته با ویرگول آشنا شدم. بله سال گذشته! همین موقع‌ها هم بود اتفاقا. توی تلگرام یکی از پست‌های منتشر شده در ویرگول رو یکی برام فوروارد کرد و بواسطه‌ی قابلیت instant view تلگرام خیلی راحت و بدون هیچگونه تبلیغات آزاردهنده‌ی بنری در گوشه و کنار صفحه وب، مطلب رو خوندم. از همونجا به خودم گفتم که چه پلتفرم خوبی!اما هر موقع اومدم ثبت‌نام کنم و وبلاگ نویسی رو شروع کنم و اولین پست (!) رو منتشر کنم، هی نمیشد. نمیدونم هم چرا واقعا !؟ تا اینکه از یکی دو ماه پیش، با خودم قرار گذاشتم که ورودم به دنیای وبلاگ نویسی رو همزمان کنم با کسب ربع قرن تجربه و همزمان با دیدن طلوع بیست و پنجمین روز از بیست و پنجمین شهریور زندگیم به قضیه ورود کنم :) این شد که بالاخره الان شما پست من رو میخونید.اولین پیام تبریک امروز! ?اولینتبریکیکهامروزبهمگفتن! گرچه قبل از مدرسه هم خودش یه دنیای دیگه است ولی خب چیزی از اون دوران یادم نیست که بگم. دوران محصلی و کلا اون چند سالی که آدم مدرسه میره، بنظرم یکی از راحت‌ترین دوره‌هایی هست که آدم تجربه میکنه. گرچه هممون اون موقع غر میزنیم و اینا ولی خداییش خوبه. هیچ دغدغه‌ای نداری فقط صبح به صبح بری مدرسه، چند ساعت سر کلاس بشینی، زنگ تفریح‌ها هم کلی تو حیاط مدرسه بدو بدو کنی و تو سر و کله همدیگه بزنی با دوستات، بعدش هم که میای خونه، چند صفحه مشخ (اینو بهش تکلیف یا مشق هم میگن ولی درستش همون مشخه) بنویسی و تمام. خیلی هم خوبه و دور هم خوش میگذره.شروع دوران دانشجویی اما با خودش چندتا تغییر بزرگ هم به همراه میاره و طبیعتا زندگی وارد فاز جدیدی میشه. این دوران هم یکی از بهترین دوران‌های زندگیه. دوره‌ای که از دست خانواده راحت‌تریم و کمتر بهمون گیر میدن، دوره‌ای که اولین تجربه‌ی اجتماعی رو داریم در کلاس‌های مختلط دانشگاه، دوره‌ای که وقتی صبح از خونه میزنیم بیرون کسی ازمون نمیپرسه چه ساعتی کجا هستی و تقریبا کنترل همه چیز دست خودمونه و یه استقلال نسبی رو تجربه میکنیم. علاوه بر اون هم که با شروع ۱۸ سالگی سنت قانونی میشه و میتونی بری گواهینامه رانندگی بگیری که برای خیلیا انتظارشو میکشن، دیگه امضاهات معنی‌دار میشه و سایر اتفاقاتی که به طبع ۱۸ ساله شدن برات میفته. اما خب همینجا کم کم دغدغه‌های جدیدی ظهور میکنن. مثلا برای پسرا اولین داستانی که پیش میاد بحث خدمت سربازیه. که اگه کسی دانشگاه نره و معافیت تحصیلی نداشته باشه بد کابوسی میشه. دوره‌ی دانشجویی رو من همون ۴ سال لیسانس میدونم. این ۴ ساله که به معنای واقعی به آدم خوش میگذره، با دوستاش دورهمی داره و کنار خیابون ساندویچ با نوشابه میخوره و ازینجور تفریحات جوانانه. پایان این دوران دغدغه‌های بیشتر و مهم‌تری با خودش میاره. اینکه ارشد بخونم یا نه؟ اگر نخونم باید برم سربازی! همینجا بمونم اصلا یا برم دنبال کارای اپلای؟ اصلا لیسانس رو یکی دو ترم طول بدم یا نه؟ و کلی سوال و دغدغه‌ی دیگه که جدی‌تر از گذشته هستن و براحتی نمیشه ازشون خلاص شد. همونطور که گفتم دوران اصلی دانشجویی اینجا به پایان میرسه حتی اگه ارشد هم بخونی، دیگه اون دوران طلایی ۴ ساله‌ی لیسانس تکرار نمیشه. دیگه دورهمی‌های دوستانه رنگ و بوی قبل رو نداره، نوع درس‌ها و درس خوندن ارشد عوض میشه و خب بالاخره طبیعیه دیگه دوره‌ی جدیدی شروع میشه.بعد از پایان تحصیلات عالیه دیگه وقت دست به کار شدنه. من خودم به شخصه تا همینجا تجربه کردم. یعنی دیگه قصد ادامه تحصیل در مقطع دکتری رو ندارم که شاید حتی یه روزی درباره‌ی این موضوع هم یه مطلب مفصل نوشتم. اما خودم به شخصه از سال آخر ارشد وارد فضای کار شدم و الان که دیگه درسم تموم شده وارد دوره‌ی جدیدی از زندگی شدم. این دوره هم دغدغه‌های خاص خودش رو داره. کم کم قیمت‌ها و تغییراتشون برات مهم میشن. از طرفی دنبال این هستی که بتونی سبک زندگی خودت رو بسازی. چون با احتمال زیادی هر سبکی رو که الان انتخاب کنی تا سالیان سال باهات میمونه. کم کم باید پول جمع کنی برای خریدن ماشین و خونه و ... . کلا یه حس کاملا جدید رو تجربه میکنی که اولش برات خیلی ناآشنا هست.این بود انشای من :)شما توی زندگی‌تون چه دوره‌هایی رو تجربه کردین و چه حسی داشتین؟ خوشحال میشم نظراتتون رو با من هم به اشتراک بگذارین.</description>
                <category>Seen Daal</category>
                <author>Seen Daal</author>
                <pubDate>Mon, 16 Sep 2019 19:19:21 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>