<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Critical Rat</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@selenagomez</link>
        <description>Student</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 05:19:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/66316/avatar/L6Nvws.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Critical Rat</title>
            <link>https://virgool.io/@selenagomez</link>
        </image>

                    <item>
                <title>افشای ابهامات و موارد مشکوک به تقلب علمی در اکانت مدیوم</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%88%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%85-abjsktcys2jt</link>
                <description>https://medium.com/@criticalsquirrelبه تازگی جمعی از دغدغه مندان دانشگاهی به دنبال تقلبهای علمی گسترده در دانشگاه صنعتی اصفهان و حمایت همه جانبه معاونان و مجموعه مدیریتی آن دانشگاه از متقلبین، تصمیم به رسانه ای کردن موارد مشکوک در فضای بین المللی گرفته اند. دوستان با الهام از نام موش نقاد، نام سنجاب نقاد را برگزیده اند. اولین پست درباره نقد علمی مقاله ای از دانشکده برق که یکی از نویسندگان آن ید طولایی در گرفتن مسئولیت های متعدد و تهدید دانشجویان دارد منتشر شده است.این گروه با بیان اینکه هدفشان به هیچ عنوان نقد نویسندگان اول و دانشجویان نیست، بیان کرده اند تنها در صورتی که نویسنده اول صراحتا در انجام پنهان کاری علمی نقش داشته باشد او را هدف قرار میدهند. هدف اصلی این مجموعه سخت تر کردن فرایند تقلب در این دانشگاه و جلب توجه داخلی و خارجی پیرامون وضعیت فجیح مدیریت پژوهشی این دانشگاه است. این مجموعه معرفی مقالات خوب (که الزاما نشانگر راهنمایی خوب استادان نیست) را هم در دستور کار خود دارد و هرگونه برهم زدن تمامیت علمی که در این دانشگاه رخ داده است را بیش از آنکه ناشی از اشتباه نویسنده اول (دانشجو) بداند ناشی از عدم تخصیص وقت کافی و راهنمایی درست توسط اساتید مربوطه و اشتغال در کارهای نامفید همچون ساختن اکانت فیک در شبکه های مجازی میداند. هدف این مجموعه بازگشتن هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان به کار اصلی خود یعنی پژوهش است و اشتغالهای اجرایی بی اثر، تهدیدها و اظهار نظرهای سیاسی و حواشی مسخره نامعتبر و رانت و رکود علمی را سر منشا اصلی انحراف این دانشگاه از مسیر خود میداند.اساتید این دانشگاه باید ذره بین نظارت مردمی را بیش از پیش بر خود حس کرده و حتا در صورت خروج از ایران خود را مصون از انتقادها و اثرگذاری این انتقادها ندانند.نشانی صفحه سنجاب نقاد: https://medium.com/@criticalsquirrel</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Sun, 23 Feb 2025 19:11:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقدی بر روش خانم ثنا نصری در برنامه دیالوگ</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%AB%D9%86%D8%A7-%D9%86%D8%B5%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-inptnlfxszts</link>
                <description>مدتی است کلیپ هایی از برنامه یوتیوبی به نام دیالوگ در اینستاگرام و جاهای دیگر دست به دست میشود. در واقع میتوان این نوع کلیپ سازیها را تلاشی برای القای این تصور دانست که در کشور یک فضای دیالوگ آزاد وجود دارد و میتوان به راحتی اظهار نظر کرد. تلاشهایی در ادامه کارهای شمقدری در میراث البرتا و  یا شاید برنامه های جنجالی رضا رشیدپور در دهه هشتاد. با این حال چند نقد جدی به این برنامه، مجری و همه میهمانان آن وجود دارد. این نقد به برنامه های مشابه دانشگاه شریف، مثل مدرسه آزادفکری نیز وجود دارد. به طور قطع میتوان درباره مدرسه آزادفکری گفت یک نهاد وابسته به تفکر اصلاحات است و خود دانشگاه شریف و فرهنگ موجود در میان فارغ التحصیلان آن یک عامل وجود بسیاری از مشکلات در کشور است. در یک سوال میتوان پرسید چرا شریف باید چنین دستگاه های بزرگی داشته باشد ولی مثلاً صنعتی اصفهان نه! با این همه موضوع این نوشته برنامه دیالوگ و خانم ثنا نصری است با اینکه بسیاری از این نقدها عینا بر برنامه های مشابه قابل بکار گیری است.ثنا نصری در برنامه دیالوگ1-باید پذیرفت واژگان معنی دارند. با استفاده از واژه دیالوگ و آزاد شما نمیتوانید تیریبون یکطرفه داشته باشید. اما در همین اسم گذاری متوجه میشویم دارید دروغ میگویید و میهمانان شما همگی گزینش شده هستند. در یک نمونه برنامه دیالوگ یک ویدئو با موضوع مهاجرت پر میکند. تمام میهمانان این برنامه و مجری یک نگاه متفق القول دارند و آن اصلاح پذیری سیستم حاکمیت است. چگونگی گزینش افراد برای حضور در این برنامه نیز بهیچ وجه آزادانه و شفاف نیست و شما اصلا نمیتوانید مطمئن شوید که فرد حاضر بازیگر است یا دارد از خودش صحبت میکند. در یک گفتگوی آزاد، مجری باید یک متخصص باشد نه این که به روشی رائفی پورانه یک مجری خود را در تمام زمینه ها متخصص بداند. دوم آنکه درباره موضوعی مثل مهاجرت تحصیلی باید حداقل یک میهمان از خارج از کشور حضور میداشت یا حداقل یک فردی که مهاجرت کرده و دیدگاهی موافق آخوند های کراواتی برنامه نداشت.2-در صورت کلی این نوع برنامه ها و حتا پادکست های اینچنینی مرگ تقکر انتقادی و کتابخوانی و مقاله خوانی دیده میشود. به این مفهوم که مخاطب با سیستم وعظ آشنا شده و برای یک فرد کف میزند. هیجان و احساسات نیز بر کلیت بحث ها اثرگذار میشود و یک گوینده اصطلاحاً ارزشی ترجیح میدهد با کت و شلوار و جلیقه و فوکول و بیحجاب و کراوات حاضر شود تا بر مفهوم و محتوای حرفهایش دیتایی افزونه اضافه کند که هیچ اطلاعاتی حمل نمیکند. تقریبا نه مجری و نه هیچ کدام از میهمانان این برنامه (دیالوگ) صفحه ای حتا در حد انشای یک دانش اموز دبستانی ننوشته و نمیتوانند بنویسند. چون افرادی برای وعظ و سخن گفتن هستند نه نگارش.3-برای میهمانان کم سن و سال تری مثل ثنا نصری این نوع برنامه ها نقش مخدر را ایفا میکنند. این افراد به واسطه سن خود برچسب دهه هشتادی یا نسل زد میخورند و به دلیل نبود آزادی بیان در کشور ما به یکباره با حجم وسیعی از حمایت رسانه روبرو میشوند. پس از این، این نوع توهم در این افراد حاصل میشود که بله بنابراین همه ما را دوست دارند و چون همه از یک تیکه از حرف ما خوششان آمد میتوانیم از زبان همه هم حرف بزنیم و میتوانیم در تمام زمینه ها هم تئوری بدهیم. این خود نقش ضد دیالوگ ایفا میکند و میزان غرور ترزیق شده به فرد باعث میشود تا همان میزان شوقی که برای گفتگو دارد در نطفه خفه شود و استاد رائفی پورهای مدرنی ایجاد شود که درباره همه زمینه ها صحبت میکنند و مرید هم زیاد دارند.با بیان این سه نقد اساسی به اصل ایجاد چنین برنامه هایی به سراغ نقد اختصاصی به خود خانم ثنا نصری میپردازم. قبل از ان ذکر این نکته مهم است که موضع من به عنوان ناقد صریحاً بر ضد افرادی است که ثنا با آنها مناظره میکند. من به آن افراد هیچ نقدی وارد نمیکنم به این دلیل که سیستم فکری آنها را از بیخ قبول ندارم و از آن مهمتر بحث با آنها را اتلاف وقت خودم میدانم. به نظر من تاریخ مصرف اندیشه های انان گذشته است و نقد حرف های آنها ماکزیمم اثری که دارد بزرگتر کردن بیش از حد آنهاست. از آن مهمتر اندیشه اینده در راستای حرف های مدرن هایی مثل ثنا است و انگیزه من دقیقا همین است که این افراد به واسطه مخالفتشان با طیف مذهبی و حامی حاکمیت خود را از نقدهای دیگرانی که بشکل کلی همسو با آنها هستند بی نیاز نبینند.نقد شماره اولبرای من شناخت ثنا نصری از دیدن این ویدئو شروع شد:https://youtube.com/shorts/sVbyFRcxfy4?si=0h4sW-sKNq-c_QsQدر ویدئویی که ثنا میگوید برای من حجاب مطرح نیست و حاضرم حجابم را رعایت کنم تا حقوق اولیه ای را داشته باشم. بنظر من این نوع تفکر او یک تفکر سمی تر از مخالفان ظاهری اوست. یک مذهبی، در نهایت یک گفتمان مشخص دارد و شما میدانید این فرد مخالف ازادی های فردی شماست و وسیله اش اجبار است. اما امثال ثنا، در این ویدئو به نوعی نمایندگی قشر خود (دهه هشتاد) و در قاب بزرگتر نمایندگی جوانان را میکند. وقتی یک فرد به پشتوانه حمایت مردمی، حقوق اولیه هر انسان مثل نبود رانت و عدالت را مشروط به حجاب خود میکند و آن را میپذیرد حتا اگر فضایی احساسی و با گریه فراهم کند یک سخن سمی و خطرناک گفته. شاید گفته شود ایشان از قید شخصاً استفاده کرده و منظورش خودش است اما اگر به ادامه صحبت او توجه کنید او دقیقا آزادی های اجتماعی را مشروط به نوع پوشش خود کرده است که یک استدلال بسیار سمی برای استفاده تمامیت خواهان است.نقد شماره دومویدئوی دیگری از او نیز وایرال میشودhttps://www.instagram.com/reel/DBHhRQKojuw/?utm_source=ig_web_copy_linkاو حرف های خوبی میزند، از لزوم پاسخگویی میگوید و نوعی شجاعت هم در بیانش ایجاد میکند. حرف خوبی است اما آیا واقعا جواب دادن های کلیشه ای افرادی که خطاب میدهد راه حل اصلی او است؟ در این صورت افرادی که روبروی او در برنامه دیالوگ نشسته اند که همین کار را میکنند و دارند جواب های کلیشه ای که میخواهد را برایش تکرار میکنند! اما در انتهای گفتارش میگوید بیایید و نگذارید من بروم! این هم یک نگاه غلط به مسئله مهاجرت است. در واقع یک انتظار غلط و یک فهم نادرستی است که کسانی که مهاجرت نکرده اند دارند. به نظر آنها حاکمیت باید به آنهای خارج نرفته بها بدهد چون خارج نرفته اند. در این باره میتوان بحثی انتقادی داشت. ایشان نیازی به تهدی ندارند و پیشنهاد شخصی من به ایشان این است که حتا در صورتی که مسئولی پیدا شد که برایشان توجیه بیاورد حتما بروند و رفتن خود را یک گروگان برای خواسته های خود نکنند. ایشان حتا اگر برود باید بداند همچنان میتواند همین صحبت ها را بکند و این ها همگی ارتباطی با رفتن یا ماندن او ندارد.نکته مهمتر مخاطب اوست که بهیچ وجه مشخص نیست کیست. آیا ایشان با آقای خامنه ای صحبت میکند یا جناب پوزیده. رییس دانشگاهش یا آقای عارف؟ مخاطب ایشان کیست؟در گفتگوهایی که در اینستا با او داشتم دقیقا روحیه ای که از ان انتفاد میکند را دارد خودش دارد که شاید دلیلش را در سه دلیل ابتدایی گفته ام. ایشان پاسخی به نقد نمیدهد چون ترجیح میدهد مشهور شود و یک تیریبون یک طرفه برای سخنگویی از جانب دیگران داشته باشد. معمولاً با تمسخر پاسخ میدهد یا سریعاٌ عصبی و احساسی میشود. من این احساسات را درک میکنم اما لزوما مفید نمیدانم.نقد سومhttps://www.instagram.com/reel/DA1M188t1Ic/?utm_source=ig_web_copy_linkدر این ویدئو ایشان بیشتر بر کرد بودن خود تکیه میکند که بسیار عالیست. نوع گفتار که ایران برای ما نیست در گفتار پسر دیگری در ساید ایشان هم مشاهده میشد. نوع این بیان ها و انتخاب افرادی با این نگرش که زاویه کلی با ناسیونالیسم ایرانی دارد بنظر میرسد هوشمندانه بوده است. آیا همگی افرادی که با آخوند کراواتی در آن سمت دیالوگ مخالفند دیدگاهی چنین به وطن دارند؟ آیا رفتن از وطن به معنی پشت سر خود را نگاه نکردن است؟ اصولاً چه فرقی میان کشور (که بعد از رفتن از ان پشتشان را نگاه نمیکنند) و زبان کردی (که بسیار هم زیباست) وجود دارد؟ آیا ایشان کرد بودن را جزئی از ایرانی بودن میداند یا نه...به هر روی حتا اگر بداند یا نداند نیاز است برای وجود همه شمولی inclusion عوامل این برنامه از وطن دوستان منتقد هم دعوت میکرد تا این دیدگاه زیرپوستی را منتقل نکند که هر کس انتقاد دارد دقیقا مثل تیم نصری است و دید خوبی به کشورش ندارد یا اینکه بخواهند این کلیشه را ایجاد کنند که کشور دقیقا همان جمهوری اسلامی است. دیدگاهی که به کرات توسط شل حجاب های مدافع حاکمیت و آقای کراواتی تکرار میشد و تا حد زیادی هم درست میگفتند اما فقط در برابر یک سلکشن محدود از مخالفانشان.ویدئوی دیگری از ثناآیا نکته مثبتی هست؟بله، نوع سوالاتی که ثنا مطرح میکند بسیار مورد تامل است اما تصور او و دیگران این است که به سادگی میتوان به انها جواب داد. با اینکه بسیار عمیق تر از پاسخ های ساده اند و برخی از انها حتا با مهاجرت جواب داده نمیشوند. به عنوان مثال بی عدالتی یک مفهوم وسیع است. به ویژه در آموزش. این مسئله حتا در آمریکا یا بریتانیا هم میتواند وجود داشته باشد و صرفا با ترک ایران درست نمیشود و ایشان ممکن است جاهای دیگر نیز بخاطر ملیت یا چیزهای دیگر تبعیض را تجربه کند. این به معنی توجیه تبعیض ایران نیست چرا که شاخص جینی ایران دقیقا نشان میدهد این تبعیض ها در ایران بسیار بسیار فراتر است اما نوع برخورد ایشان با این مسائل که برخوردی سانتی مانتال و عزا گرفتن و گریه کردن است نمیتواند تاثیری در کاهش این تبعیض داشته باشد. برای رفع این تبعیض ها مثلا نیاز است به سمپاد، بنیاد نخبگان یا معاونت استعداد درخشان دانشگاه ها نقد کنند که کرده اند. اما این نقدها محبوبیت برای ایشان نمی آورد و ای بسا اگر حرف های انتقادی ایشان درباره سمپاد وایرال میشد نفرت بزرگی از جامعه نه چندان کوچگ و بسیار قدرتمند نخبگان و سمپاد دریافت میکردند. سوال اساسی از ایشان این است که آیا میتوانند برای رفع تبعیض یا دیگر دغدغه های خود حرفی بزنند که مانند داروی تلخ، مردم را علیه ایشان کند؟ بسیاری از مسائل کشور ما نیز از این جنس اند، چون مردم همانقدر که از بی عدالتی ناراضی اند از پارتی راضی اند و اگر کسی از بی عدالتی به کلی نقد کند زیر پرچمش سینه میزنند ولی بمحض اینکه اختصاصاً به نوع خاصی از رانت مانند سمپاد اشاره شود بسیاری از مردم و رسانه ها ممکن است نه تنها حمایت نکرده بلکه او را تخریب کنند. یکی دیگر از مصداق ها نظرات ایشان درباره زنان است. اگر ایشان نظر واقعی خودش درباره سربازی اجباری، مهریه، اجرت المثل، نفقه و موارد دیگر را بگوید آیا بازخورد مثبتی از جامعه مدرن فمنیستی ایران میگیرد؟ طبیعتاً خیر. ممکن است نه تنها فالورهای او از بین بروند بلکه پیچ او هم توسط پیچ هایی مثل فمنیسم روزمره مسدود شود. بنابراین مسائل بسیار عمیق تر از اکت های سانتی مانتال است.با این حال نکات مثبت در ثنا شجاعت او، بیان بی پرده دغدغه های خودش با حداقل خودسانسوری و دیدگاه های متعادل درباره حقوق زنان و عدم مردستیزی اوست. ایشان روح بلندی دارد که در برابر بی عدالتی سکوت نمیکند و دل او را به درد می آورد. حتا شجاعت زیادی داشته است که به نقد کوچکی از سمپاد پرداخته است. اما میزان بی مهری ها، حرف های بی منطقی که شنیده است، برخوردهای امنیتی احتمالی که با او شده است، او را به نوعی بی اعتماد به صحبت با دیگران کرده است. تمام این موارد را درک میکنم. اینکه دیگران با دید سرزنش گرانه به افرادی که برای دغدغه های خود هزینه داده اند میگویند «میخواستی انجام ندی» و مقایسه شدن با سوگولی ها یک دغدغه مشترک این نسل است که چون من هم هفتاد و پنجی هستم میفهمم. سوالاتی مثل این سوال که نسبت واقعی من با کشورم چیست؟ دغدغه مندی چیست؟ و اصولاً چرا ایرانیان به افرادی که هزینه میدهند نگاه بد دارند سوالات مهمی است. ایشان واقعا کشورش را دوست دارد چون برای بی عدالتی عصبانی و احساسی میشود و همه این موارد نشان میدهد یک عنصر خوب و honest برای هر سیستمی هست که وارد آن بشود. با این همه خطر غرور و افتادن در دام شهرت برای او و امثال او در این برنامه ها وجود دارد.چه باید کرد؟بنظر من زنگ انشا باید تقویت شود. انشا خوانی یک سنت دیرینه ایرانی است و ما همیشه با آن اشنا هستیم. نمیدانم چه کسی میترسید من نویسنده شوم که زنگ انشایم را در دانشگاه و دبیرستان از من گرفت. اما این نوع برنامه ها از من نیست. دیالوگ که نوعی تقلید از همتاهای امریکایی خودش است حتا در چینش صندلی و دکور دارد از جایی تقلید میکند که از من نیست. با این حال میتوانند یک انشا خوانی و نقد بعد از ان را ایجاد کنند کاری که خارجکی ها هم میکنند! مثلا در debate club های بریتانیا دقیقا همان انشاخوانی بدون داشتن کاغذ انجام میشود و دیگران با حداقل احساس و گریه حرف میزنند و نتیجه میگیرند. مورد موفق دیگر مسابقات public speaking در فرانسه است. با این تفاوت که در همه این نوع برنامه ها نگاه سلکتیوی وجود ندارد و همگی صحبت میکنند و داوری این تیپ کارها هم بسیار همه شمول است.آیا راه حل دیگری هم هست؟بله. رویکردی که به نحوی به نوشته سوق دهد بسیار بهتر است. بهرحال ملت ما ملتی عاشق وعظ است و کتاب نمیخواند. با این همه اگر میهمانان این برنامه ها حداقل یک صفحه خلاصه حرف های خود را مستند بنویسند بهتر است. بارها در همین برنامه دیالوگ استنادهای بی شمار به اوباما و نقل قولهایش و دیگر ادمهای خارجکی میشود. و در صورت پرسش از منبع این حرفها گوینده بر می اشوبد. این نوع رفتار در نوشته میتواند تاحد زیادی کاهش یابد.نتیجه گیریگرچه تصور میشود مطرح شدن امثال ثنا نصری پیامدی خوب است و بعضی سخنان او نشان از شجاعت دارد، لزوماً این انباشت احساسات نتیجه مثبتی ندارد و میتواند به یک نوع استدلال های توجیه گرانه برای برعکس خودش منتج شود. نفس این برنامه ها در زدودن فرهنگ خواندن بسیار موثر است و بستری بسیار مساعد برای توسعه حرفهای بی سند و رفرنس و عامی کردن فضای گفتگوی انتقادی در کشور است. بنابراین نیاز است تا بجای تقلید از نمونه های خارجی خلاقیت بخرج داده و نوع بهتری را جایگزین کنیم.</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Tue, 31 Dec 2024 04:27:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علیه دروغ: نقدی بر سخنان خانم عبیده جعفری در جمع جامعه اسلامی صنعتی اصفهان و چند پرسش اساسی از او</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%B9%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88-m1jqevnlfny9</link>
                <description>دعوت از عبیده جعفری توسط تشکل اصلاح طلب انجمن اسلامیسخنرانی متفاوت دیگری از عبیده جعفری در جمع تشکل دانشجویی حامی مصباح یزدی (اصولگرا و همسو با بسیج)مدتی است تب دانشمند یک درصد برتر جهان (https://news.iut.ac.ir/news/54686 برای نمونه از این تب چندین ساله)  در صنعتی اصفهان داغ است. شروع این داغ بودن را میتوان از زمان جذب دو هیئت علمی دانشکده فیزیک در دانشگاه صنعتی اصفهان دانست. از میان این افراد یک نفر شاید به دلیل زن بودن و شاید نوع حجابش و خارج دیده بودن او (دلیل واقعی مشخص نیست) بیشتر در مقابل دوربین و بلندگو قرار میگیرد. نقدهایی جدی به میزان آمار انتشار مقالات ایشان (به طور متوسط در هر دو یا سه روز یک مقاله منتشر میکنند که حداقل ده سایتیشن میخورد) و دکترا گرفتن ایشان در ایران بدون اینکه مقطع کارشناسی ارشد را بگذرانند (خلاف مقررات وزارت علوم و مقررات داخلی دانشگاه) و از همه مهمتر ابهامات استخدام ایشان که به گفته معاونت بین الملل وقت دانشگاه صنعتی اصفهان به یکی از دانشجویان، با شرایطی خاص و فقط مخصوص ایشان بوده است وجود دارد. در این نوشته به هیچ کدام از این ابهامات نمیپردازیم بلکه بعنوان نمونه، آخرین اظهار نظرهای این دانشمند خودخوانده یک درصد برتر جهان را به طور دقیق بررسی و نقد میکنیم. این سخنرانی به طور صوتی در کانال تلگرامی (!) مجموعه جامعه اسلامی قرار دارد.گوینده از کلمه و عبارت «قشر نخبگانی و دانشگاهی» و «مقام نخبگانی» سخن میگوید.نیاز است معنای این کلمه نخبه به طور دقیق روشن شود. و آیا نخبه لزوماً دانشگاهی است؟ آیا اقشار دیگر جامعه نیاز به بیان دغدغه های خود ندارند؟با توجه به اینکه خانم جعفری از حامیان جناب جلیلی بوده اند و همچنین مواضع مشخص شوهر ایشان و جای مهر بر پیشانی مبارکشان به نظر میرسد و مواضع پیشین جامعه اسلامی این تعاریف را میتوان از زبان آنان شنید:سند راهبردی کشور در امور نخبگانمصوبه «سند راهبردی کشور در امور نخبگان» که بنا به تفویض شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه ۲۴۸ مورخ ۱۱/۷/۱۳۹۱ شورای معین شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده استفصل ۱. تعاریف مفاهیم مرتبط با نخبگی۱- نخبه: به فردی برجسته و کارآمد اطلاق می‌شود که در خلق و گسترش علم، فناوری، هنر، ادب، فرهنگ و مدیریت کشور در چارچوب ارزش‌های اسلامی اثرگذاری بارز داشته باشد و همچنین فعالیت‌های وی بر پایة هوش، خلاقیت، انگیزه و توانمندی‌های ذاتی از یک‌ سو و خبرگی، تخصص و توانمندی‌های اکتسابی از سوی دیگر، موجب سرعت بخشیدن به پیشرفت و اعتلای کشور شود.اساسنامه بنیاد نخبگانماده 4- تعریف نخبه و احراز نخبگینخبه به فردبرجسته و کارآمدی اطلاق می‌شود که اثر گذاری وی در تولید علم، هنر و فناوری کشورمحسوس باشد و هوش، خلاقیت، کارآفرینی و نبوغ فکری وی در راستای تولید دانش و نوآوری موجب سرعت بخشیدن به رشد و توسعه علمی و متوازن کشور گردد. احراز نخبگی افرادبراساس آیین نامه پیشنهادی هیات امناء و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی خواهدبود.تعریف آقای خامنه اینخبه به عنوان یک توصیف ارزشی، آن انسانِ صاحب استعدادِ پُرکارِ پُرتلاشی است که از هدایت الهی بهره گرفته باشد؛ گاهی هم خودش نمیداند که این هدایت الهی است امّا هدایت الهی است. این آنات و لحظات شگفت‌آوری که مکتشفین بزرگ عالم در آن لحظات به یک حقیقتی دست پیدا کردند، کار خدا است؛ اینها همان هدایت الهی است؛ جاذبه را کشف میکند، میکروب را کشف میکند؛ اینها همان هدایت الهی است. خب حالا شما جوانان عزیز خوشبختانه دلهایتان آلوده نیست؛ شماها جوانید، جوان ممکن است تخلّفاتی داشته باشد امّا دلتان پاک است، ضمیرتان ضمیر روشنی است، از این هدایت الهی خیلی میتوانید برخوردار باشید. پس [باید] بتوانید نخبه‌ی به معنای واقعی کلمه بشوید؛ یعنی دارای استعداد، ‌دارای تلاش و برخوردار از هدایت و توفیق الهی که البتّه «وَ مَن یُؤمِن بِاللَّهِ یَهدِ قَلبَه»؛ (۱) ایمان، هدایت را به دنبال خودش می‌آورَد.۱۴۰۱/۰۷/۲۷بیانات در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر تحصیلیهمچنین در ویدئوی زیل ایشان هدایت و توفیق الهی را جزو شرایط مهم نخبه میداند و افرادی با هوش و استعداد را بدون این شرط اساسی نخبه نمیدانند و آنان را هم ارز دزدها میدانند.با این مجموعه تعاریف شروط ایدئولوژیک در تعریف نخبه و عبارات شامل پسوند نخبگانی بسیار مهم هستند. در این زمینه نیاز است تا منظور از نخبه روشن شود تا به قول مولوی گرچه ماند در نوشتن شیر و شیر، ما را به بیراهه نبرد.استفاده مکرر مجری و خانم جعفری از کلمه قصه، قصه داشتن و...این کلمات که به نوعی بسیار مبهم هستند یک زمینه حسی نیز دارند و بنابراین در عین حال که گوینده از بیان نتایج حرف های خودش میگریزد با استفاده از تکنیک ابهام سعی میکند مخاطب بیشتری را جمع کند. با اینکه نه خودش و نه دیگران تعریفی از این واژگان ندارند و اصولاً همین تعریف نامشخص است که برای آنها مفید است.روخوانیها و تفسیرها از حرف های آقای خامنه ایاین کار و ارتباط دهی بین صحبت های خود ایشان و آقای خامنه ای در واقع این شائبه را پیش می آورد که ایشان هر نوع انتقاد به حرف های خودش را انتقاد به آقای خامنه ای تفسیر کند و به گونه ای زمینه برخورد با منتقدان خودش را فراهم کند. ضمن اینکه تفسیر گفتن از حرف های یک شخص در حاکمیت بیشتر یادآور سیستمهای شوروی سابق است که افرادی را برای تفسیر نقل قول های افراد ایدئولوژیک خود بکار میگرفتند. به هر روی یا سخنان آقای خامنه ای ساده و قابل فهم است یا خیر، در هر دو صورت افراد میتوانند به سایت ایشان یا رادیو و تلویزیون مراجعه کرده و نظر ایشان را جویا شوند. اگر جایی عبیده را دعوت کرده اند به معنی شنیدن حرف عبیده است نه آقای خامنه ای یا استفاده از اوتوریتی آقای خامنه ای برای مسدود کردن راه دیالوگ. مواضع آقای خامنه ای بنظر بنده بسیار واضح است و قابل جستجوست، به سادگی قابل مشاهده است و نیازی به یک ساعت نشستن جلوی خانم عبیده برای شنیدن آنها نیست، چون علم پیشرفت کرده است و اینترنت و رادیو و تلویزیون وجود دارد و میتوان از آن طریق آن نظرات را خواند و حتا شنید. ضمن این که سوال پیش می آید که چرا خانم عبیده همین روش علمی (!) را در سخنرانی یکطرفه خود در انجمن اسلامی پیش نگرفتند؟ به هر روی این نوشته هیچ نظری راجع به حرف های نقل قول شده از آقای خامنه ای ندارد و در آن موارد کاملا مسکوت است. تمامی محتوای این نوشته به خانم عبیده برمیگردد و نه هیچ کدام از افرادی که از آنان نقل قول شده است.شروع صحبت عبیده جعفری: من دانشمندم، من دانشمندی هستم که یک درصد برتر جهان هستم، من در کلان علم در اولین جایگاه قرار دارم. روی اینها کمترین انقلت توشه! به من میگن دانشمند یک درصد!به طور دقیق ایشان بیان کرده: «چند وقت دیگه اسم دانشمندان برتر دنیا بیرون میاد شما اسم منو توش می بینید!». سوال اینه که اون موقع که بیرون نیومده بود، شما از کجا فهمیدید که اسم شما توش دیده میشه؟! اصولاً اون مرجعی که شما رو دانشمند یک درصد اسم میذاره چجور داوری داره که قبل از اینکه نتایج داوریشون منتشر بده شما از نتیجه اش اطلاع داری؟؟؟!!ضمن اینکه حتا با پذیرش اینکه شما بیش از انیشتین مشارکت علمی دارید (دانشگاه صنعتی اصفهان با نسبت دادن آمار ارجاع دروغین به ایشان ادعا میکند ایشان بیش از انیشتین ارجاع داشته اند و بنابراین اثرگذار ترند. رجوع شود به صحبت های اصغر غلامی در سایت خبرگذاری دانشگاه) چه ارتباطی با سوالات دانشجویان از شما داشت؟ حتا چه ارتباطی با حرف های آ. خامنه ای داشت؟ چه ارتباطی با تعریف علم که از شما پرسیده شد داشت؟ اصولاً این که هرجایی در ابتدای حرفهاتون به این جمله اشاره میکنید چه انگیزه ای را دنبال میکنه؟سوالی مهمتر این است که کدام پایگاه علمی معتبر در سطح جهانی به شما گفته است 1-شما دانشمند هستید. 2- شما دانشمند یک درصد برتر هستید 3- یک درصد برتر در سطح جهان هستید 4-در کلان علم جایگاه دارید 5-کمترین انقلت توشه!؟؟اگر استناد شما به گوگل اسکولار شماست، این صفحه بنابر اظهارات دهقانپور کارمند دانشگاه در پاسخ به یکی از دانشجویان یک صفحه نامعتبر است (تشکر از دانشجوی مزبور برای اشتراک پاسخ رسمی دانشگاه). با اینکه در توییتر همکار شما دکتر مسلم زارعی به وفور آن را همانند پتک بر دهان مخالفانتان میزند. اگر استنادتان به وب او ساینس است چرا تناقض های جدی میان آمار آن با گوگل اسکولار شما وجود دارد؟ اگر هم استناد شما به آقای اصغرغلامی معاون پژوهشی و‌ همکار شما است پس این پرسش را باید به ایشان ارجاع داد.در ادامه اشاره کرده اید این که معنی دانشمند برتر جهان چیست بماند. اما چرا بماند؟ برای کجا بماند؟ برای چی بماند؟ چرا معنی آن را نمیگویید؟یکی دو ماه پیش برای کنفرانس به خارج کشور رفته بودمشرکت در کنفرانس خارجی برای هیچ یک از اعضای هیئت علمی صنعتی اصفهان با بودجه دانشگاه امکانپذیر نیست و دانشجویان تنها در کنفرانسهای داخلی میتوانند شرکت کنند. سوال این است چه کسی در دانشگاه صنعتی بودجه سفر و رجیستر شما را داده است؟ و چرا شوهر شما بخشیان علناً در ویدئوی حمایت از جلیلی از این نوع ارتباط های بین المللی به شدت انتقاد کرده است؟ آیا اگر شرکت در کنفرانس بین المللی خوب است این کار برای دانشجویان ارشد و دکتری و اساتید دیگر به دلیل نبود بودجه کافی امکانپذیر نیست ولی برای شما خوب است و امکانپذیر هم هست؟ دقیقاً دلیل این تبعیض چیست؟ آیا خارج بد است و نباید با آن ارتباط داشت (ارجاع به بیانات شوهر گرامی) یا خارج خوب است و میتوان کنفرانس خارجی رفت (بیانیات و عملکرد خودتان). نمیتوان به هردو بیان گهربار متناقض اعتقاد داشت!در آنجا داور طرح پژوهشی که من داده بودم را دیدم1-طرح پژوهشی مال شما نبوده است بلکه شما در تیمی بوده اید که آن طرح را ارسال کرده اند. این حداقل رفتار حرفه ایست که طرح تیمی را به نام خود نزنید.2-شما چگونه داور طرحتان را میشناسید؟ این برخلاف تمام دستورالعمل های طرح های پژوهشی و حتا مقالات است. داور میتواند شما را بشناسد ولی اگر شما داور خود را بشناسید و او هم همانگونه که در ادامه میگویید بایاس ethnocity و قومیت و نژاد داشته باشد به طور کلی آن داوری و آن طرح پژوهشی باطل اعلام میشود. این حتا خلاف دستورالعمل های رسمی و داخلی سرن است و خلاف دستورالعمل های وزارت علوم های فرانسه و بلژیک و تمام کشورهای اروپایی و حتا وزارت علوم ایران است! در این باره میتوان ویس شما را عیناً به سازمان سرن ارسال نموده و همچنین از اشاره آقای اصغر غلامی به ملیت رقیب شما (ترک بودن آنان) [ https://news.iut.ac.ir/news/30519 ] به مجموعه سرن گزارش داد! حداقل اگر قواعد را زیر پا له میکنید آن را با افتخار نگویید!!!نقل قولهای داور ادعایی درباره سلکت کردن طرح های عبیده و ایرانیها: کاملاً خلاف قواعد و مقررات است. این اطلاعات که چند درصد طرح های پذیرفته شده از کدام ethnicity هستند کاملاً محرمانه است و شاید آن داور ادعایی حتا حق دسترسی به آن را به عنوان داور ندارد. دو مسئله دسترسی داور ادعایی به این دیتا و دوم نتیجه گیری او که ناشی از بایاس عامدانه نژادی در او هست به طور جدی سوالات مهمی درباره عملکرد EDI در مجموعه سرن ایجاد میکند و میتواند اعتبار آن مجموعه را به طور جد خدشه دار کند. ضمن اینکه درصد بالایی از طرح ها برخلاف طرح های ایرانی از گروه های مالتی نشنالیتی است و افراد با نژادهای گوناگون از سراسر دنیا شرکت میکنند و اصولاً نوع بیان داور ادعایی عبیده اگر ایشان دروغ نگفته باشد حاکی از یک قضاوت و تفسیر غلط از داده هاست.نقل قول ادعایی عبیده از داور: من وقتی طرح ایرانی می بینم میگم حواستون به این طرح باشه!!در این باره رجوع شود به صحبت های قبلی و شرایط EDI هر داوری درباره هر طرح پژوهشی که در ساده ترین سایتها قابل دسترسی است.نقل قول از داور ادعایی گمنام: شما (ایرانی ها) چرا اینطوری (!) هستید؟ ماها چمونه؟!این نقل قول به دلیل گمنامی غیرقابل راستی ازمایی است. با این حال، باز هم کلمات و عبارات نامفهوم مثل اینطوری (!) در جمله دیده میشود که تکنیک همیشگی عبیده برای جذب مخاطب ناآگاه و همیشه پیرو هست.ایشان اشاره میکنند که اینطوری بودن ما ربطی به نبوغ ما ندارد! ضمن اینکه باید منظور خود از «ما» را نیز روشن کنند. ما در اینجا به چه معنی است. اگر جمعی که دور عبیده نشسته اند را ما در نظر بگیریم همگی یک نوع فکر یکسان و یک دیدگاه دقیقا یک شکل دارند. خوب یا بد یک نوع آدمند. نمایندگی از ایرانیان نمیکنند. خود ایشان هم حتا در صورت پذیرش اینکه تنها دانشمند دنیا هستند از دانشکده خودش هم نمایندگی نمیکند تا از ایرانیان!گفتم فلانی چون شرایط اقتصادی کشور ما سخته اینا (ایرانیان خارج کشور) خودشونو خفه میکنن یه پروژه دندون گیری بگیرن تا به واسطه اون که تازه خیلی محترمانه و باکلاسشه (!) بتونن از ایران برن بیرون!!سوال از عبیده «اینا» با «ما»ی قبلی چه فرقی دارند؟ چرا خودت را جزئی از «ما»ی قبلی میدانی اما با چندش از «اینا»ی بعدی حرف میزنی؟ «اینا»یی که میگید از فرط فلاکت و بدبختی پروژه گرفتند شما را شامل نمیشه؟ آیا همگی در این بدبختی که میفرمایید سهیمیم یا فقط شما باهوش و نخبه ای و بقیه بدبختهایی هستند که خیلی محترمانه و باکلاس حمالی میکنند؟ این یک توهین تمام جانبه به همه جامعه ریسرچر ایرانی خارج کشور است که شما (بعنوان تنها دانشمند برتر جهان) به آنان میگویید خود را به آب و آتش زده اند تا فقط از ایران بروند! بر چه مبنای علمی با کدام مطالعه آماری با کدام سنجه آماری با کدام روش پرسشنامه ای؟ با کدام داوری همتا چنین نتیجه ای گرفتید؟ منظورتان از عبارت «تازه این خیلی محترمانه و با کلاسشه» چی هست؟ روشهای بی کلاسی که دانشمندان ایرانی پروژه میگیرند چیست؟ بنظر میرسد معاونتهای EDI مجموعه های آلمان و سرن که هنوز سرپرستی آنها را به عهده دارید خوابند.عبیده: داور خارجی حرفم را رد کرد و چندین روز سر این بحث کردمدر این باره هم جای تردید است چون اصولاً در یک کنفرانس امکان بحث چند روزه بر سر یک مسئله ساده با افراد اصطلاحاً  big name  وجود ندارد. برنامه کنفرانسها بشدت فشرده است و افراد برای مقاصد دیگری جز این مقاصد خانم جعفری به کنفرانس میروند.We are proud people, Abide Saidزدن این حرف به عنوان دلیل برای اینجوری بودن ایرانیان کمی عجیب است. کلمه  proud در کانتکس معنی میدهد و امکان برداشت معنی منفی مثل ازخودراضی هم دارد که گویا در ادامه مشخص میشود عبیده این مقصود را منتقل کرده. ضمن اینکه دلیلی برای این گفته ارائه نمیدهد و ارتباط ازخودراضی بودن و اینجوری بودن معلوم نیست.خنده داره که ما به وزیر علوم نامه بنویسیم و عزت نفس ما لکه دار میشهسوال: چرا عبیده خانم؟ وزیر علوم را گذاشته اند نگاهش کنیم؟ اصلا فرض کن بخواهیم غرور و خودمفتخری خودمان را لکه دار کنیم و بش نامه بنویسیم امکانپذیراست؟ جواب میده؟ جواب بده کاری هم میکنه؟عبیده میگوید داور خارجی موهوم گفته باریکلا همینی که تو میگی درسته. سوال. اگر داور خارجی تاییدت کرده چرا خودشان سیستم های ریپورت و ساپورت دارند؟ چرا خودشان پتیشن دارند؟ اصلا چرا خودت اهل نامه نگاری هستی؟ چرا بیانیه میدهید؟ چرا بقیه ندهند شما بدهی؟عبیده میگوید از ساختار امتیازدهی اساتید نقد دارد ولی اصلاح آن مسئله را حل نمیکند.دقیقا نقد شما چیست؟ شما تمام امتیازهای خود را مدیون همان ساختارید!!آیا در مسابقه تعداد مقاله ای که با همسر خود در دانشگاه ایجاد کرده اید بیشترین امتیاز را از این ساختار نگرفتید؟دقیقا کلمه مسئله به چی بر میگرده؟ مسئله چیه؟ دقیقا چرا مسئله ای وجود داره؟ چی هست مسئله؟ چرا مبهم سخن میگید؟علمی که الان هست حال ما رو خوب نمیکنه. قبول دارید همتون؟سوال دوباره «ما» کی هست؟ «علم» چی هست؟ تفاوت «علمی که الان هست» با علمی که الان نیست چیه. منظور شما از «حال خوب کردن» چیه؟ آیا علم مال اینه حال شما رو خوب بکنه؟ اگر واقعا در حرفتون صادقید چرا بخودتون زجر میدهید و علمی که حالتون رو بد میکنه رو با مقالات نجومی ادامه میدید؟ دقیقا به خاطر چی خودتون و شوهر گرامتون رو شکنجه میدید؟نونوایی نسبت به پژوهش شرافت بیشتری داره و بودجه مملکت را الکی تلف نمیکنهمتاسفم به حال دانشگاهی که شما را هیئت علمی کرده. پژوهش بودجه را تلف میکند و شما دستگاه شرافت سنجی دارید که گفته نانوا چقدر شرافت دارد پژوهش چقدر؟ بله بنظر من پژوهشگری که رانتی باشد هیچ شرافتی ندارد و حیف شغل شریف نانوایی است که با او مقایسه شود. درباره دید شما به پژوهش و اتلاف پول هم نگاه ثابتی بوده و نیاز است از نتیجه تفکر شما سوال شود. به قول خودتان حداقل نانوا دو تا نونم دستِ؟ مردم میده!توصیف های اخته و بی معنی و مبهم از عصر روشنگری و رنسانس در غربچرا تصور میکنید در همه چیز صلاحیت اظهار نظر دارید؟ عصر روشنگری چند قرن تفکر پشتش هست و حداقل یک دانشجوی دکترای فلسفه یا حتا یک دانشجوی تاریخ نیاز دارد تا راجع به آن صحبت کند. شما با چه پشتوانه ای غیر از سواستفاده از نام سرن که هر دانشجوی لیسانسی هم میتواند مثل شما آنجا کارآموزی بره، به خود جرئت میدید این توصیف های مسخره و عامی را بکنید؟ حداقل در تاکسی های شهر بنشینید، بسیاری از راننده تاکسی ها دانشجوهای دکترای فلسفه، حقوق و تاریخ هستند و نشستن در ماشین آنها آکادمیکتر از نشستن در دانشگاه صنعتی اصفهان است!! چه اصراری دارید که این مفاهیم را ناقص و با مثالهای مسخره و با ساده انگاری بیان کنید؟ آیا تا کنون یک فلسفه خوانده در باره فیزیک کوانتوم حرفی زده که شما مرتب از فلسفه علم و تاریخ غرب سخن میگویید؟ آیا چند سال پژوهش (؟) در یک مجموعه دانشگاهی که طبیعتا اکثر آنها هم دور از شهرهای پرجمعیت است به شما صلاحیت چنین اظهارنظرهایی میدهد؟؟معنی شناسی کلمات فارسی مثل دانشمند یا کلمات انگلیسیرجوع شود به مورد قبلی. در مجاورت صنعتی اصفهان دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان وجود دارد. دانشگاه های آزاد هم هستند. ادیبان شهیر در شهر اصفهان هم زیادند، مرکز زبان صنعتی اصفهان هم هست، دانشکده زبان اصفهان هم هست، بنابراین نیاز نیست تا یک فرد غیرمتخصص یک معنی اخته و نادرست از واژه شناسی ارائه دهد. حداقل یکبار باید برخی همکاران بدانند که همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر زاده نشده اند. عجالتاً تقریباً تمام سخنان ایشان درباره واژه شناسی نقدهای جدی دارد که خارج حوصله این نوشته است و به متخصصین واگذار میشود.من دانشمندم، پس چرا اینقدر موجود بی خودیم؟بسیار سوال بجایی فرمودید.مقاله نوشتن بیزینس است. و نقدهایی بر مقاله گراییبسیار هم عالی. نقش شما در این بیزینس چیست؟ آیا در دانشگاه صنعتی کسی جز شما و شوهر گرامی مخاطب بایدهای شما هستند در این باره؟ نظرتان درباره آمارسازی دروغی که درباره شما میگویند چی است؟ درباره شائبه های تقلب علمی که درباره مقالات نسبت داده شده به شما مطرح است چه نظری دارید؟مردم اروپا با سر بریدن رفتن جلو و در برابر ظلم بی تفاوتند. این حرفو از من نقل نکنید! تاریخ اروپا بر تپه ای از کشته ها بنا شده! مردم اروپا با ظلم کنار می آیند.واقعا شاید EDI موسساتی که کلیددار آنها هستید خواب زمستانی تشریف دارند. واقعا این حجم از حرف مفت بی سابقه است. حالا چرا از شما نقل نکنند؟ یا راست میگی یا دروغ. اگه راست میگی که چرا نقل نکنند اگه دروغ هم میگی که هیچی.اما عجالتاً اگر مردم اروپا این چنین هستند چرا حضرت آقایی که ازش رفرنس میارید هرساله برای جوانان اروپا نامه مینویسند؟ یعنی دارید به حضرت آقا توهین میکنید و میگید ایشان هرساله با جلادهایی صحبت میکند که سر میبرند و یا نسبت به ظلم بی تفاوتند؟ حالا اصلاً قبول اروپایی ها بدند. اما چرا برای فلسطین با شورت و سوتین نماز بخوانند خوب میشوند؟ عجیب نیست؟حضور عبیده در اروپای بد! برای چندین سال و دریافت حقوق از آنانما با این علم بد چحوری میشه قصه بسازیم؟قصه دقیقاً چیست؟ برای بار دهم.چرا آقای پوزیده کج وایمیسه. چون جزو فرهنگ ماست!پس چرا شما در کنفرانسی که فرمودید مثل آقای پوزیده لاتی راه نمیروید. مگر جزو فرهنگ ما نیست؟ اگر این جزو فرهنگ ما بود آن خدا بیامرز (یا به فرموده شما در بیانات قبلی خدانیامرز) هم باید لاتی راه میرفت چرا نمیرفت؟ اصولاً لاتی راه رفتن پوزیده چه فایده ای به حال خلق الله دارد که تحلیل کنیم؟ما هیچ کدوم با ظلم حال نمیکنیم«ما»ی شما را نمیدانم ولی «اینا»ی ما بله، به همین دلیل هم یک نفر دیوانه هست که بیاید ویس شما را گوش بده و نقد کنه. D:نظامیه همان حوزه علمیه است.کاش اساتید صنعتی اصفهان حداقل یکبار شان خود میدیدند تا سرکلاس تاریخ بروند. نظامیه تقاوتهای اساسی با حوزه علمیه داشته است.برخلاف حوزه‌های علمیه امروزی که بیشتر بر علوم دینی متمرکزند، نظامیه‌ها به علوم دیگر مانند فلسفه، ریاضیات، نجوم، و ادبیات نیز توجه داشتند. به عنوان مثال، نظامیه بغداد، یکی از معروف‌ترین نظامیه‌ها، دانشجویان را در زمینه‌های متنوعی آموزش می‌داد.نظامیه‌ها به طور خاص توسط خواجه نظام‌الملک (وزیر برجسته سلجوقیان) بنیان‌گذاری شدند و هدف اصلی آنها گسترش مذهب اهل سنت (به‌ویژه مکتب شافعی) و مقابله با آموزه‌های مخالف، مانند اسماعیلیه، بود. این جنبه سیاسی در حوزه‌های علمیه امروزی ایران (که بیشتر شیعه هستند) کمتر دیده می‌شود.تکرار سوال: تو که دانشمندی چرا اینقدر به درد نخوریسوالی بجا و قابل تحسین که کاش جواب هم میدادید.علم در ذات خودش مال غربه و روحیه سلطه طلبانه دارهبسیاری از ریشه های علوم به مطالعات خوارزمی ابن سینا و یا زکرای رازی (که شاید شما بگید بهش خدانیامرز:))) و یا خیام (که شاید به قول شما خدانشناس هم بوده:))) بر میگردد. یعنی همه این افراد سلطه طلبهایی بوده اند که به قول شما سر میبریدند؟صحبت درباره علوم دینی و فیزیک اسلامی و مسیحی، رویای مشترک (!) و تحول علوم انسانی!! و بازهم تحلیل عصر روشنگری غرب!آیا واقعا در خود صلاحیت اظهار نظر در همه این موارد می بینید؟؟ با کدام پشتوانه مطالعه و کدام رفرنس تاریخی؟ریشه علم غربی استعمار است.نقش شما و طرحی که کل هویت شما به خاطر همان هست در پیشبرد این استعمار چیست؟زمان انقلاب همه دنبال انقلاب نبودنددر این باره صحبتی ندارم.طرح کیلو چنده؟ واقعاً طرح کیلو چنده؟آن طرح شما که راجع به آن با داورش حرف زدید کیلویی چند بود؟ مزنه دارید؟دارالفنون را اونور دیدن چِپ اینور کپی اش کردند.&quot;اونور دیدن، اینور کپی کردند&quot;: اگرچه دارالفنون به شدت تحت تأثیر ایده‌های آموزشی غرب بود، اما این فرایند به معنای &quot;کپی‌برداری چپ‌چپ&quot; نبود. امیرکبیر با آگاهی از نیازهای ایران و محدودیت‌های موجود، تلاش کرد الگویی مناسب برای شرایط کشور ایجاد کند. دارالفنون تلفیقی از دانش غربی و نیازهای بومی ایران بود و تلاش داشت فاصله علمی ایران با غرب را کاهش دهد. با این همه اگر تلاشهای امیرکبیر نبود آیا شما هم چِپ چِپ مقاله میدادید؟امر به معروف و نهی منکر با قصه ما (؟!) رابطه ندارد و آقا (آقای خامنه ای) مخالف تشکیل ستاد امر بمعروف بوده است.کاش ایشان که مرتب رفرنس به آقا (آقای خامنه ای) میدهد یک بار حرفهاشو درست میخوند:اوّلاً همان‌طور که فرمودید، واقعاً زمره‌ی خوبی جمع شده‌اند و بنده در صحبتی با یکی از آقایان گفتم: «من بهتر از این عدّه‌ای که برای این کار در این محیط آخوندی جمع شده‌اند، سراغ ندارم.» حالا به این‌گونه هم نگوییم که خیلی نافی غیر نباشد؛ اما الحمدلله، بهترینها آن‌جا جمعند.بیانات در دیدار اعضاى «ستاد احیاى امر به معروف و نهى از منکر»-1372https://khl.ink/f/5636انجمن اسلامی و جامعه اسلامی رویای مشترک دارندسخنی کاملاً بجا و درست و مبتنی بر مستندات. بسیار درست فرمودند.طرح ندارم. راه حل نیست. نامه نوشتن فایده ندارهپس دقیقا خلق الله برای چی دور شما جمع شده اند؟؟با طرح هیئیتی میشود همه مسائل را حل کرد. طرح یعنی ضعفبسیار عالی پس دیگه مقاله ندید و کلاسهایتان را هم مثل هیئت برگزار کنید.راستی همه طرح ها یعنی ضعف دیگه...حتا همون طرحی که دلیل استخدامتون بود درسته؟بنظر شما اگه من فیزیک جعفری رو به جای فیزیک هالیدی بنویسم چقدر به جامعه خدمت کردم؟قطعا فیزیک جعفری شاید بهتر از فلسفه و تاریخ جعفری باشد. شاید! اما چرا اصرار دارید «به جای» هالیدی بنویسید. حالا بنویسید هم اگر کیفیت بدی نداشته باشه چیز بدی نیست. چرا نمینویسید؟من آرزومه جمهوری اسلامی را روی قله ها ببینم وقت هم ندارمبر طبق بیانات آقا و همراهان او جمهوری اسلامی الان در اوج اوج خودشه. شما ضد ولایتید؟در کوانتوم و هوش مصنوعی مثل هسته ای دارند جلوی ما را میگیرند؟چه کسانی جلوی شما را میگیرند؟ اگر جلوی شما را میگیرند چرا باشون همکاری میکنید؟ دقیقا چه قانونی مخالف کار پژوهشگران ایرانی روی هوش مصنوعی هست؟ نقش فیلترینگ چت جی پی تی و یوتیوب چیست؟ چه کسی آنها را به جوان ایرانی تحریم کرده؟ چه کسی سرعت اینترنت جوان ایرانی را خراب کرده؟ شما چه مقاله ای در ACM یا IEEE یا دیگر پایگاه های مطرح هوش مصنوعی دارید که ادعا میکنید متخصص هوش مصنوعی هستید. این را شاید آقای جلیلی در آن ویدئوی معروفی که برایش فرستادید نفهمد ولی همکاران شما که میدانند کار شما هیچ ربطی به مبانی تئوری هوش مصنوعی ندارد!هیچ رقابت بین المللی در حوزه علوم انسانی وجود ندارد.چرا اصرار دارید در هر چیز که مربوط به حوزه شما نیست نظر بدهید؟The International Philosophy Olympiad (IPO):یک رقابت سالانه برای دانش‌آموزان دبیرستانی است که در آن شرکت‌کنندگان باید مقاله‌ای فلسفی را بر اساس موضوعی مشخص و با استدلال قوی و منطق بنویسند. این رقابت زیر نظر یونسکو برگزار می‌شود.The John Locke Institute Essay Competition:رقابتی مشهور برای دانش‌آموزان دبیرستانی که به مسائل فلسفی، سیاسی و اقتصادی می‌پردازد. این رقابت به دلیل ارتباط آن با نام جان لاک و تمرکز بر تفکر انتقادی بسیار معتبر است.The Marc Sanders Prize in Philosophy:یک رقابت مقاله‌نویسی برای فارغ‌التحصیلان و دانشجویان دکترا در حوزه‌های فلسفی مختلف مانند متافیزیک، اخلاق، و فلسفه ذهن.The Global Undergraduate Awards (Humanities Division):رقابتی جهانی برای دانشجویان کارشناسی که مقاله‌های برجسته در رشته‌های علوم انسانی (مانند جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، فلسفه، و تاریخ) را ارزیابی می‌کند.The Undergraduate Awards for Social Sciences:مشابه مورد بالا، اما مختص علوم اجتماعی (مانند علوم سیاسی و اقتصاد) است.World Schools Debating Championships (WSDC):رقابتی جهانی در حوزه مناظره برای دانش‌آموزان دبیرستانی. این رقابت شامل موضوعاتی از حوزه‌های علوم انسانی و اجتماعی است.Royal Economic Society Essay Competition:رقابتی در اقتصاد که مسائل اجتماعی و اقتصادی را نیز پوشش می‌دهد و بر تحلیل و تفکر خلاق تأکید دارد.The International Student Essay Contest (Carnegie Council):رقابتی که توسط شورای کارنگی برگزار می‌شود و موضوعات اخلاق جهانی و مسائل اجتماعی را هدف قرار می‌دهد.Holberg Prize:جایزه‌ای برجسته برای محققان در علوم انسانی، علوم اجتماعی، حقوق، و الهیات. این جایزه برای قدردانی از مشارکت‌های بزرگ در این رشته‌ها اهدا می‌شود.Balzan Prize:این جایزه به پژوهش‌های برجسته در حوزه علوم انسانی و اجتماعی اهدا می‌شود و یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی است.Templeton Prize:جایزه‌ای که به ایده‌های فلسفی و دینی اختصاص دارد و بر مسائل معنویت، اخلاق و فلسفه متمرکز است.European Youth Parliament (EYP):رقابتی در سطح اروپا که شامل مناظره و تحلیل مسائل اجتماعی و فلسفی است. دانش‌آموزان و دانشجویان در این رقابت شرکت می‌کنند.Harvard International Relations Council Conferences:رقابت‌هایی مانند MUN (Model United Nations) که مسائل فلسفی و اجتماعی جهانی را مورد بررسی قرار می‌دهد.ایرانیان هرگز در علوم انسانی نمیتوانند در دانشگاه های خارج کشور پذیرفته شوند! ایرانیان نوکر کار علمی هستند! مدال گرفتن یعنی آهای مغرب زمین بیا منا ببر!کاش حداقل یک کمی تحقیق میکردید. حداقل در انگلستان، فرانسه و آلمان بسیاری از هیئت علمی های اقتصاد و بیزینس اسکولها ایرانی هستند. ذکر نام همه آنها بسیار خارج از حوصله این نوشته است.بعنوان مثال ناصر انقطاع برادر نادر انقطاع که جناب امیدی که شما را استخدام کرده او را خوب میشناسد. ایشان غیر از تالیفات گسترده، استاد مدعو در دانشگاه‌های مختلف اروپایی و آمریکایی بودند! حمید دباشی، آصف بیات و بسیاری دیگر از اساتید مطرح ایرانی علوم انسانی دنیا پس از کجا هستند؟ دقیقاً پاسخ آقای جواد امیدی چیست که با تزریق مقدار زیادی توهم دانایی شما را به کرسی ای نشانده که تصور میکنید صلاحیت اظهار نظر درباره هرچیزی دارید؟عبیده خانم در حال نوکری علمی (به بیان خودشان) در سرنمقداری بیانات درباب تئوری توطئه و تفسیر بیانات حضرت آقادر این باره با ایشان هیچ حرفی ندارم. و درباره حرفهایش در این باره هیچ نظری ندارم.ورزشکارها چه فایده ای برای مملکت دارند؟ به چه دردی میخورند؟نیاز است پاسخ ایشان را ورزشکاران بدهند.امید است جناب امیدی از تهدید آن دانشجوی منتقد خود دست بردارند و خانم جعفری نیز یکبار به طور واضح به پرسشها پاسخ دهند. معاونت پژوهشی دانشگاه نیز نیاز است ادبیات صحیح نامه نگاری را یادگرفته و با تبعات حقوقی صحبت های خود آشناتر بشوند. مجموعه نشریه عهد خرد که متعلق به اعضای اصلاح طلب هیئت علمی دانشگاه است نیز بهتر است کمتر عصبانی شده و با منتقدان درست و حرفه ای صحبت کنند. صفحه ویرگول متفکر نقاد از دانشجوی افشاگر به دلیل اشتراک گذاری اسناد خود تشکر کرده و حمایت خود را از ایشان اعلام میدارد.</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Tue, 31 Dec 2024 01:21:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا مجید حسینی، سعید عزیزی، مهدی گلشنی و رفقا شارلاتان هستند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D9%81%D9%82%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D9%84%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-xjtlfamul8ky</link>
                <description>مجید حسینی در کاناداسخنران تلویزیونی گویا با نام سعید عزیزی که مدتی است در رسانه ها با عنوان مطالبی درباره نسل زد و جوان صحبت میکند.فیلسوف جهان اسلام. پروفسور گلشنیچرا افرادی مثل سعید عزیزی، مجید حسینی، گلشنی و دیگر سلبریتیهای انتقاد از نظام آموزشی به طور کنترل شده و با عنوان دکتر و استاد دانشگاه (ولی بدون حتا یک مقاله علمی معتبر یا سابقه پژوهشی) توسط صدا و سیما و رسانه هایی مثل این کانال پروموت میشوند؟ چه هدفی دارند؟... این افراد همان چیزی که مردم میدانند را دوباره برای شما میگویند دقیقا مانند آخوندی که روضه میخواند تا شما گریه کنید انصافا خوب هم بازگو میکنند ولی نه علت آن را میگویند و نه آسیب شناسی دقیقی میگویند، نه برای اثبات یا رد گزاره هایی که میگویند حتا یک پژوهش میدانی کرده اند نه میدانند پژوهش چیست که انجام بدهند...کسی هم که علت را نگوید راه حل هایش مهمل است... پس چرا روضه میخوانند دقیقا به همین علت که فضای انتقادی از سیستم اموزشی را انحصار کنند و خودشان را سخنگوی نسل جوان نسل زد یا هر کوفت و زهرماری بکنند..سخن گفتن از نسل زد و کنکور چند مزیت دارد اولین اش این است که به طور صریح سیاسی نیست و در نظام های توتالیتر ساده تر میشود درباره آن سخن کلی گفت..اما در عین حال مهم است چون هر انتقادی را با نقد سیستم آموزش عمومی یا عالی میشود بیان کرد..و سومی که مهمتر از همه است داشتن طرفدار است..این حرف ها بهرحال دغدغه افراد زیادی است و مثالی که عرب میگوید الغریق یتشبث بکل حشیشه کار میکند...یک طفل کنکوری یا معلم یا پدر و مادر او دوست دارند تا یکی حرف های خودشان را بازگو کند...به ویژه اگر گاهی نقش قربانی هم بگیرد..بنابراین موضوعی مرید ساز است...با بدست آوردن مرید دیگر اگر خرفی از انتقاد به کنکور به میان آید فقط این ها صدایشان بلندتر است (به لطف این کانالهای شبه علمی و صدا و سیما) و صدای آدمهای دیگر شنیده نمیشود. علت العللِ ناکارآمدی سیستم آموزشی، خود بزرگترین ذی نفع در رشد قارچ گونه این دکترهای قلابی است... یک نفر از اینها در یک جمله اش نمیتواند ضرورت ۲۰ الی ۳۰ واحد درس عمومی بی فایده در دانشگاه و وصیت های یک پیرمرد که نتیجه کارهایش مشخص است را زیر سوال ببرد...یک نفرشان از اثرگذاری آن بیست واحد قرآن و دعا و فلسفه دین نمیپرسد... یک نفر از ضرورت تددریس درس عربی و باب مفاعیل و خروف عله سوال نمیکند...هیچ کس هم نباید بگوید چرا در مدارس دانش آموزان تخقیر میشوند... از نبودن تفکر انتقادی...از نبود بستری برای نوشتن دانشحویان و دانش اموزان هیچ کس حرفی نباید بزند... از سمپاد نمیشود انتقاد کرد مقدس است، موسسش مُرده، دکتر بوده ایت الله هم، داماد هم بوده، داماد بهشتی..پس نمیشود نقدی کرد... رنکینگ مسخره نانوشته دانشگاهی که در آن صنعتی اصفهان و شیراز باید از زپرتی ترین دانشگاه های تهران اولویت کمتری داشته باشند نباید مورد انتقاد قرار بگیرد..از جذب هیئت علمی که همین گلشنی ها نقش مستقیم در آن دارند در اخراج دانشجوها و استادان هیچ نباید گفت یا اگر گفته بشود باید به ذکر مصیبت اکتفا شود... اما بیایید به پزشکها فحش بدهیم به پرستارها ناسزا بگوییم..هوچی گری کنیم بیاییم به کنکور که تنها راه ورود یک بچه غیر رانتی به سطح بالاتر جامعه است بتازیم...اما از اصل کار که ایدئولوژیک بودن کل سیستم آموزشی و اتلاف وقت و انرژی دانشحو و دانش اموز پای دروس آخوندی ماست و شعر است حرفی نزنیم...آنها خوبند...اینکه بچه امروز درس نمیخونه بخاطر مدرسه های افتضاح سیستان بلوچستان نیست...باید ساده انگاری کرد و این عراجیف را تلاوت کرد...پول هم خوب میدهند برای باز نشرش...و اما پروفسور جهان اسلام حضرت استاد گلشنیمدتی بود بازار دعوت بسیج اساتید و دانشجویی دانشگاه ها از ایشان داغ بود...یک بار هم دانشگاه ما آمد اصفهان...کل حرف هایش را آزادانه زد...از آدمهای نامعلومی که معلوم نبود کی هستند انتقاد میکرد و بعد هم چارتا بسیجی حرف زدند...یک پسری رفت مسئولیت های گلشنی از کمترینش که ریاست دانشکده فیزیک شریف بود تا هیئت جذب تا رییس ده ها شورای عالی از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی و نقشش در اخراج استادان اول انقلاب را یادش آورد..از فاندهای انگلیسی و آمریکایی که برای تاسیس مراکز اسلامی در دیار کفر دریافت میکند...و گفت نقش شما چیست...جواب گلشنی این بود: برای شما متاسفم...و جمع بسیجی هم دست زدند و رفتند...اما چند سال قبلش مرکز معارف صنعتی اصفهان میلیون ها و شاید بیشتر خرج کرده بود اولین کنفرانس دین و علم بگذارد...گلشنی دبیر کلش بود...نتیجه اش چه شد؟ نتیجه قاطی کردن علم و دین گلشنی توی مدرسه و دانشگاه چی شد؟ نتیجه فیزیک اسلامی اش چه شد؟از ظهور این پیامبرهای دروغین نباید تعجب کرد...لیست مسئولیت های گلشنی به نقل از سایت شخصی خود او</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2024 07:24:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مریم میرزاخانی الگویی برای همه یا آسانسورسوارها؟</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-ecy7o3wfzloz</link>
                <description>نامگذاری دانشکده آمار و ریاضی دانشگاه اصفهان به نام روانشاد مریم میرزاخانیبه نظر میرسد روانشاد مریم میرزاخانی یک الگوی واقع بینانه حتا برای زنان ایران هم نیست...به گفته خودش در خانواده ای سطح بالا در تهران با پدری مهندس که یک موسسه آموزشی توپ داشت و دارد بدنیا آمد...بعد هم سمپاد رفت...بعد هم شریف بعد هم استنفورد...جایزه فیدز را با یک تیم که غیر از خودش بقیه مرد بودند گرفت...آن آخوند رییس سمپاد (حجت الاسلام اژه ای) هم برایش قرآن میفرستد آمریکا و میپذیرد و باز هم به سبک خودش زندگی میکند...تمام مسیر خطی هست با چاشنی انطباق با محیط به فراخور زمان و مکان...یک کسی که از دولتی ملایر برود پیام نور شهرش و بعد مثلا ریاضی سنندج بخواند و دکترای دانشگاه باهنر و با امکانات یک دهم او، تازه اگر مرد باشد که جنسیت بی کلاس و بی ارزشیست و اگر مجبور باشد شب ها با یک پراید برای چندرغاز کار هم بکند ساختمان به اسمش میشود؟ او زن خوب یا بدی نبود..یک برنده بود...پدرش هم میگفت الگو و اسوه نیست..سخنرانی اش در رعد هست که گفت دخترم را بت نکنید...بروید مثل او بسازید..شاید اولین بار است یک پولدار حرف درست میزند...ولی ما دوست داریم سینه بزنیم..فکر کردن سخت است.گزارشی از ایران وایر که به نقل از فیس بوک علی آزادان است روایتگر سرنوشت همکلاسی های خانم میرزاخانی است. شگفت آور است که بسیاری از آنان هنگام ورود یا خروج از ایران مشکلاتی داشته اند و حکم های زندان بلند مدت گرفته اند...با شناختی که از هم تیپ های خانم میرزاخانی و مدرسه فرزانگان و آدمهای آن شکلی دارم یقین دارم همان سالها شوهرش را خدمت حاج آقا اژه ای می آورده تا مسلمانش کند و قرآن که در کره مریخ هم به لطف مسلمین چاپ میشود را حاج شیخ از ایران به آمریکا ببرد تا حاج خانم بخوانند و کوچکترین واکنشی به اتلاف عمر همکلاسی های خود ندهند...تا مبادا از جایزه فیدز عقب بیوفتند...این تیپ آدم ها انسانهای ارزشمندی اند به دلیل خدمات علمی و پژوهشی...اما علم یک جنبه از زندگی یک انسان است..نه همه آن...نمیتوان یک نفر را تا مرز الوهیت بالا برد و بعد تمام کارهایش را الگو برداری کرد تا در بهترین شرایط کپی همان فرد تولید شود...روان این انسان شاد ولی برای من یکی الگو نیست و نخواهد بود...چون اصل الگو ساختن دشمن خلاقیت و فکر است...نبود هم نمیخواستم یک آدمی باشم که با آخوند و غیر آخوندش انطباق پیدا کنم و هیچ چیز برایم مهم نباشد...شاید این یکی را چون مدرسه عادی بودیم یاد نگرفتیم...</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2024 06:39:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهرت رسانه ای «سوگل مشایخی»ها محصول بحران جامعه و فهم جامعه است</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%DA%AF%D9%84-%D9%85%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AE%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D9%81%D9%87%D9%85-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-yx72zh2ef5wa</link>
                <description>سوگل مشایخی، نمونه ای از چهره های تازه معرفی شده در رسانه هاجامعه سینما:رضا صائمی /ظهور و شهرت رسانه ای چهره های مثل سوگل مشایخی محصول بحران جامعه و بحران فهم جامعه است.بحران های روانی و اجتماعی که مردم را تشنه حرف های قشنگ و راهکارهای آنی و اورژانسی برای درمان حال بد خود می کند.در این میان حالا در کنار رشد قارچ گونه روانشناسی زرد، شاهد جان گرفتن عرفان زرد هم هستیم که با تقلیل بحران های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی به چالش های فردی و وجودی، برای حال خوب مردم، نسخه جعلی می پیچد!.جذابیت شعر مولانا هم به کار می آید تا مخاطب را مرعوب سخن خویش کرد!.ترویج عرفان های منفعل و خنثی ای که فاقد لحن و سخنی انتقادی است و مردم را با ارجاع صرف به درون خویش به پذیرش وضع موجود و آنچه هست دعوت میکند!.در این عرفان شیک بی خطر هیچگاه شاهد نقد قدرت و نابسامانی هایش و تاثیر مخرب آن بر روح و روان آدمها نیستم و سخنی و شعری در این باره گفته و خوانده نمی شود!.عجیب اینکه سوگل مشایخی دکتری جامعه شناسی فرهنگی دارد اما هیچ درک و نشانی از نظریه ها و گفتمان های جامعه شناسانه در کلامش پیدا نیست!او مصداقی از عارف مسلکان مدرن سلبریتی زده است که با ساننتی مانتالیسم عرفانی و اخلاقی که ترویج می دهد، نقد قدرت را پشت نقاب فردیت نفی میکند!.همچون عمروعاص که می گفت همه چیز را گردن خدا بیاندازیم او و امثال او می کوشند مردم را ترغیب کنند تا همه چیز را به گردن خود بیاندازند!.حذف سیاست و جامعه از روانشناسی و عرفان،سیاست گفتمان رسمی است تا با درگیر کردن مردم با خویش و مسائل وجودی خود، حال بد خود را محصول بد بودن خود دانسته و به سراغ درمان های جعلی بروند!.دنبال مُسکن های که درد را درمان نمی کند، پنهان میکند.</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2024 06:29:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ربنای شجریان، ملی یا عربی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D8%B1%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C-ufvfvp2cz7ou</link>
                <description>مردمانی وجود دارند که اصلامعنای ربنا را نمیدانند  و از تعداد  سوره های قرآن بی خبرند  یا برخی اسلام من درآوردی دارند یا گروهی اصلا مسلمان نیستند یا برخی هم مذهبی اند که قبل از فرارسیدن ماه رمضان مدام دم از نوستالژیای ربنای شجریان میزنند و به کمپین پخش ربنای شجریان میپیوندند، حتی دوستان اهل فن میگویند؛ بدون جهت گیری این أثر با اینکه مذهبی ست یک شاه کار است. اما واقعیت به گونه ی دیگریست...دعای ربنای سید جواد ذبیحی که به دست انقلابیون کشته شد، سالها مردم با او رمضان میگذراندند و خاطره داشتند بر این مبنا که «هرآنچه  ازپهلوی باقی مانده باید پاکسازی بشود» اول آثارش را و بعد خود اورا ازبین بردند، این وسط برای اینکه حافظه ایی جدید ازخودشان برای مردم بسازند دست به تولید أثر دیگری میزنند... بنا به گفتهٔ محمدرضا شجریان، انگیزهٔ اصلی وی از خواندن این دعا، تدریس آن به دو هنرجو بوده و این اثر در یکی از استودیوهای رادیو ایران ضبط شده‌است!این اثرتیرماه ۱۳۵۸ ضبط شده  و در ۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۹۶ این اثر در فهرست آثار ملی ایران ثبت گردید!که سی سال جز برنامه های اصلی رادیو تلویزیون بوده است،البته درسالیانی که محمدرضا شجریان گرم خوش خدمتی به خمینی بوده و سرود انقلابی میخوانده مناجات و ربنا تولید میکرده این انتظار هم نمیرود که بصورت علنی اعلام کند که به درخواست،ربنای جایگزین را اجرا کرده، پس از ممنوعیت پخش ربنای شجریان از سال ۸۹ محمدرضا شجریان بارها اعلام کرد که این اثر اثری مردمی ست،آیا ربنای ذبیحی مردمی نبود؟!و جالبتر اینکه مصاحبه شجریان در سال ۹۵ ؛(مراد من از مرگ بر دیکتاتور مخالفت با یک شخص بود نه حکومت،من روحانیت و دین راقبول دارم!به گمانم این آیات را ذبیحی هم خوانده بود!صرفا اعتراضی داشتم به دلیل عدم همکاری).ربنای شجریان اثری که به نام او ثبت ملی شده متعلق به خواننده زن مصری به نام #ام_کلثوم است.سوال اینجاست که چگونه اثری که هم ملودی هم کلام آن عربی است به عنوان یک اثر ملی ایرانی ثبت میشود؟اقتباس از کانال پسغامبر</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Wed, 28 Aug 2024 12:19:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شجریان: مردم چه کاره هستند که نظر بدهند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-rlcuzyumrwf8</link>
                <description>خرداد ماه سال ۸۶ بود که شجریان در حاشیه تور اروپایی خود مصاحبه ای با BBC انجام داد با این عنوان : &quot;همین که کنسرت می‌دهم کافی است&quot;محمدرضا شجریان در این مصاحبه دیدگاه های خود را در مورد موسیقی ایران بیان کرد که با انتقادات جلال ذوالفنون نوازنده ی شهیر سه تار مواجه شد.آقای ذوالفنون در روزنامه اعتماد ۳۰ تیرماه ۸۶ در دوازده بند اظهارات شجریان را اینگونه نقد کرد:۱- الف:«من زبان مردم ایران هستم»و در جای دیگرب:«از من توقع تغییر و تحول نداشته باشید» اتحاد دو مفهوم فوق مفهوم سومی را با خود به ذهن می آورد و آن اینکه از مردم ایران توقع تغییر و تحول نداشته باشیم که غیرمستقیم توهینی است به مردم ایران.۲- «همین که کنسرت می دهم کافی است» همانند دکتری است که بگوید همین که مطب را باز می کنم کافی است یا معلمی بگوید همین که به کلاس درس می روم کافی است. ناگفته نماند که بیان این موضوع ممکن است تازگی داشته باشد ولی ذهنیت آن متاسفانه سال ها است که وجود دارد.۳- «من نفهمیدم موسیقی عرفانی یعنی چه؟» نفهمیدن نیازی به اعلان کردن ندارد، باید رفت و برای فهمیدن تلاش کرد.۴- «کسانی هستند که دف را کنار موسیقی می گذارند و موقع اجرا سر تکان می دهند و به خیال خود موسیقی عرفانی ارائه می دهند» این تصور ایشان است که حضور دف و حرکت سر را نشانه عرفان می دانند والاهیچ انسان عاقلی چنین تصوری ندارد.۵- «عرفان یعنی شناخت» درست است ولی ایشان توضیح نداده اند که شناخت در چه زمینه یی؟۶- «موسیقی شناخت می دهد» این جمله به هیچ وجه منطقی نیست چرا که موسیقی به خودی خود ترکیبی است از اصوات و ریتم های گوناگون که یک پدیده فیزیکی است و هیچ ربطی به هنر ندارد. زمانی جنبه هنری پیدا می کند که پیامی بر این امواج سوار شود، پیامی عاطفی، اجتماعی، عرفانی، اخلاقی، تاریخی و امثال اینها. در واقع باید گفته شود: موسیقی می تواند شناخت بدهد.۷- «ما نمی توانیم شیوه کار خود را عوض کنیم»فکر نمی کنم چنین توقعی در کار باشد، اگر هم توقعی باشد در جهت تحول است که آن هم به عهده موسیقیدان است نه خواننده.۸- «من در موسیقی ایران تحول ایجاد کرده ام» رجوع شود به شماره ۷۹- «هدف ما از ایجاد کارگاه آواز سرگردانی جوانان است»البته بعید است که چنین باشد احتمالا اشتباه چاپی بوده است و درست آن جلوگیری از سرگردانی جوانان باید باشد که در این صورت آقای شجریان باید قبول زحمت کرده به کمک آمارگران آماری از طرفداران جوان این نوع موسیقی)که ایشان به آن شیوه کار می کنند و توان تغییر آن را هم ندارند» به دست بیاورند و ببینند به چه میزان است.۱۰- «آواز با ما تمام می شود» یا «ممکن است که تمام شود»اگر هم چنین شود غیرمنتظره نیست کما اینکه خیلی از پدیده های فرهنگی را می شناسیم که زمانی مرسوم بوده ولی امروز رایج نیست که به احتمال زیاد تلاش های بی حاصلی هم توسط دوستداران آن صورت گرفته.۱۱- «می خواهیم آواز از این که هست عقب تر نرود»پس با همه تفاسیر و تفاصیل معلوم شد که آواز عقب رفته است، که ضمنا با شماره ۸ هم مغایرت دارد.۱۲- شکوه و شکایت از نارسایی های داخل کشور و به رخ کشیدن امکانات دنیای خارج یکی از شعارهای همیشگی ایشان است که در این مقاله هم اشاره به آن شده است.شکوه کار عاشق نیست، چون عاشق اصلا خود را نمی بیند که بخواهد شکوه یی داشته باشد و کسی که عاشق نیست هنرمند نمی تواند باشد.منبع :1448072/www.magiran.com/article</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 15:25:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتراض کنشگران میراث‌فرهنگی به خاکسپاری محمدرضا شجریان در آرامگاه فردوسی/خانواده شجریان با خودسری قوانین میراث‌فرهنگی را زیر پا گذاشتند</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%DA%A9%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D8%A7-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%D8%AF-rapxe9v0nsg7</link>
                <description>صدای میراث: جمعی از کنشگران میراث فرهنگی، هنرمندان و دوستداران میراث فرهنگی با انتشار نامه‌ای سرگشاده خطاب به علی‌اصغر مونسان وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی و سیدعلی صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به خاکسپاری مرحوم محمدرضا شجریان استاد آواز ایرانی در آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، سراینده شاهنامه و پاسدار زبان پارسی که در مرحله ثبت جهانی است اعتراض کردند.به گزارش صدای میراث در این نامه، کنشگران میراث فرهنگی و هنرمندان دفن استاد محمدرضا شجریان در آرامگاه فردوسی را خلاف موازین میراث‌فرهنگی در رعایت عرصه و حریم محوطه‌های تاریخی دانسته و خانواده محمدرضا شجریان بویژه همایون شجریان را متهم کرده‌اند که با زیر پا گذاشتن قوانین میراث فرهنگی با «خودسری» و اعمال نفوذ توسط مقامات بالا قوانین مرتبط با رعایت عرصه و حریم آثار تاریخی را زیر پا گذاشته‌اند.متن کامل این نامه که خطاب به وزیر میراث‌فرهنگی و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر و نسخه‌ای از آن برای صدای میراث ارسال شده بدین شرح است:« وزیران محترم فرهنگ و‌ارشاد اسلامی و میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستیجناب آقایان سیدعباس صالحی و علی‌اصغر مونسانباسلام و عرض ادبهمانگونه که آگاهی دارید، حکیم «ابوالقاسم فردوسی»، نماد هویت ملی و نجات بخش زبان فارسی در یکی از حساس‌ترین دوران تاریخ ایران است. تاثیر زحمات این بزرگمرد در گردآوری «خدای نامه‌گان»، یا «شاهنامه»، یعنی تاریخ شفاهی ایران و همچنین سهم او در انسجام مردم این سرزمین در سراسر حوزه تمدنی ایران زمین بر هیچکس پوشیده نیست‌‌. جایگاه فردوسی بزرگ در تاریخ و ادبیات ایران به گونه‌ای است که حتی اَبَر شاعرانی مانند «سعدی»، «مولانا» و «‌حافظ» را نیز نمی‌توان با او قیاس نمود. روانش شادمان و یادش گرامی باد.آگاه شدیم خانواده استاد آواز «محمدرضا شجریان» خواستار دفن پیکر ایشان در آرامگاه توس شدند. کارشناسان میراث‌فرهنگی به دلیل این که آرامگاه حکیم توس در فهرست آثار ملی ثبت شده و قرار است به ثبت جهانی برسد، نخست مخالفت کردند اما ‌پس از اصرار خانواده استاد شجریان، جایگاهی در کنار مزار شاعر معاصر استاد «مهدی اخوان ثالث»، به روانشاد «محمدرضا شجریان» اختصاص دادند. اما آقای «همایون شجریان» این بخش از آرامگاه را مناسب ندانسته و با پافشاری و ارائه یک نامه از سوی مقامات بالا! که در آن نوشته شده «در مکان مشابه مزار اخوان ثالث با بیست متر فاصله»! ، کارشناسان میراث را وادار به حفر قسمتی از پیاده‌رو منتهی به آرامگاه فردوسی کردند!وزیر محترم گردشگری، جناب آقای مونسان؛ آیا مصلحت میراث نیاکان ایران زمین باید با یک نامه از مقامات بالا که معلوم نیست برپایه کدام بند از قانون به موضوع ورود کرده‌اند، تعیین ‌تکلیف شود؟!! سپاسگزار می‌شویم پاسخ بفرمایید با توجه به قانون تعیین حریم در سال ۱۳۸۴ به شماره ۸۴۲۴۹۳۹/۱ و ممنوعیت هرگونه پی‌کنی و کندو‌کاو در عرصه آثار و محوطه‌های تاریخی و با توجه به تصویب نامه سال ۱۳۷۷ که در آن دفن اموات در آثار تاریخی ممنوع اعلام شده است، چرا و ‌به چه دلیل به نظر کارشناسان معترض میراث بی‌حرمتی شد؟!ما دوستداران میراث کهن این مرز و بوم، ضمن همدردی با خانواده استاد شجریان و علاقمندان به صدا و هنر ایشان، مراتب اعتراض شدید خود را به خودسری‌های «همایون شجریان»، بی‌توجهی برخی مسئولان میراث‌فرهنگی و اعمال نفوذ مقامات بالا که سبب تعرض به بخشی از عرصه باغ آرامگاه فردوسی شده است، اعلام می‌داریم.همچنین با توجه به اخبار نگران کننده‌ای که به گوش می‌رسد، ذکر چند نکته از سوی دوستداران میراث فرهنگی ضروری است. مدیریت محترم وزارت میراث‌‌‌فرهنگی به خوبی آگاهند که با توجه به اینکه آرامگاه فردوسی قرار است به ثبت جهانی برسد، هیچ‌گونه تندیس و سردیس دیگری که سبب آسیب به چشم‌انداز و ‌محوطه آرامگاه و خروج آن از دستور کار ثبت جهانی شود، نباید در این محوطه نصب شود. اجرای هرگونه همایش و بزرگداشت نیز باید پیرامون شخصیت حکیم توس و اثر جاودانه‌اش شاهنامه فردوسی انجام شود. اگر در آینده برخی با اعمال نفوذ و روابط به قانون‌شکنی در این موارد ادامه دهند و ‌بخواهند در آن مکان کنسرت موسیقی یا همایشی در رابطه با شادروان «محمدرضا شجریان» برگزار کنند و بدین‌ترتیب شخصیت حکیم توس را که میراث‌بان هویت فرهنگی و ‌زبانی ایران است مخدوش کنند، دوستداران میراث‌فرهنگی نیز خاموش ننشسته و از طریق قانون، مسئله را پیگیری خواهند نمود.از سویی دیگر، زمزمه‌هایی به گوش می‌رسد که برخی تلاش دارند روز اول مهر را که روز تولد «محمدرضا شجریان»، استاد آواز  است به عنوان روز موسیقی ایران در تقویم رسمی کشور به ‌ثبت برسانند!وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، جناب آقای سیدعلی صالحی، بخوبی آگاهند که موسیقی یک میراث معنوی است و به بلندای تاریخ ایران پیشینه دارد و ستارگانی همچون باربد، اسحاق موصلی، فارابی، صفی‌الدین ارموی و عبدالقادر مراغی در آسمان آن درخشیده‌اند. بدیهی است اگر قرار باشد روزی به نام موسیقی ایران در تقویم رسمی کشور ثبت شود، شایسته است این روز به بهانه پاسداشت موسیقیدانان کهن این مرزوبوم که نقشی بی‌بدیل در ماندگاری هویت تاریخی موسیقایی ایرانیان به عنوان یک میراث ناملموس و‌معنوی داشته اند در تقوم رسمی کشور به ثبت برسد.امیدواریم از این پس، بزرگان هنر، ‌ادبیات و موسیقی ایران هر یک در جایگاه خود قرار گیرند تا فرهنگ ایرانی نیز دچار حواشی و مغلطه نشود.پاینده و برقرار باشیددوستداران میراث فرهنگی ایران»منبع</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Wed, 20 Jan 2021 17:57:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D9%85%D9%86-%D8%A2%D9%86-%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%85%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-b6mzmrvwt6xr</link>
                <description>غلامعلی رجایی (مشاور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام) به نمایندگی از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با حضور در منزل نسرین شجریان(خواهر استاد شجریان) در جریان آخرین شرایط و روند درمانی این هنرمند پیشکسوت قرار گرفت.رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، ضمن ابلاغ سلام و آرزوی بهبودی و سلامت استاد محمدرضا شجریان، دو حلقه انگشتری زنانه و مردانه را برای استاد شجریان و همسرشان که نگین آن سنگ قبر حضرت امام‌حسین(ع) است، تقدیم کرد.هاشمی‌رفسنجانی در  یکی از کتاب‌های اهدایی خاطرات خود نوشتند که &quot;استاد شجریان شخصیت هنری نامدار در کشور هستند که عاشقان زیادی دارند.&quot;رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، خطاب به این استاد آواز و موسیقی، گفت: آثاری که آفریده‌اید، هیچ‌وقت فراموش نمی‌شوند.نسرین شجریان هم ضمن تشکر از آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی گفت: خدا شما را حفظ کند که باعث تقویت روحی ما می‌شوید.</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Fri, 25 Sep 2020 11:59:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صداقتی که مرا کُشت..</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%8F%D8%B4%D8%AA-o2oevypib8jh</link>
                <description>از کانال گاودر آمریکا با یک دانشجوی مارکسیست دوست شده بودم. مرد جوانی بود جهان‌دیده و مطالعه کرده، و دل را کامل به مارکسیسم داده. از آنجایی که الان برای چپ مُد شده، ایشان یک #فمینیست نیز بود.دفترمان پهلوی یکدیگر بود و کارمان این بود که وقت و بی‌وقت، در دفتر و در رستوران و کافه و جنگل با هم بحث کنیم، سربه‌سر هم بگذاریم، و عقاید همدیگر را ریشخند کنیم (کاملاً ریلکس، البته!). یک روز، در بحثی که در مورد فمینیسم و شکایت‌های تاریخی‌اش داشتیم، مثالِ #شطرنج را پیش کشیدم، که می‌دانید در آن ینگه دنیا، به جای مهره وزیر، مهره ملکه دارد. گفتم: &quot;در شطرنج، همه قدرت در دستِ #ملکه است و اوست که باید از #شاه، که ناتوان و کم‌تحرک است، محافظت کند. اگر برعکسِ این بود، یعنی اگر نقش ملکه و شاه جابه‌جا بود، شما حضراتِ فمینیست الان کلی ادعا داشتید که چگونه این مسئله ذهنیت دنیای قدیم را نشان می‌دهد، ذهنیتی که باور داشت زنان ضعیف‌اند و باید از سوی مردان قوی حمایت شوند! و خزعبلاتی از این دست.&quot;منظورم این بود که خیلی از داستان‌سرایی‌های فمینیسم از همین قماش &quot;ننه من غریبم بازی&quot; است. انتظار داشتم حرفم را رد کند، ولی خیلی راحت و ریلکس لبخندی زد و گفت: &quot;مسلماً همین کار را می‌کردیم! جنگِ ایدئولوریک است، و آن کسی برنده است که بلد باشد سر و صدای بیشتری کند!&quot; کلاً آچمز شدم! صداقت آن جوان مارکسیست-فمینیست مرا کُشت!</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Fri, 04 Sep 2020 15:12:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفی:آقای شجریان که این همه کنسرت گذاشته، به چی معترض است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D9%84%D8%B7%D9%81%DB%8C%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%87-%DA%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%B6-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-nunw7nbfd0i0</link>
                <description>محمدرضا لطفی استاد و نوازنده تار و سه تار در گفت‌وگویی که نشریه آسمان آن را منتشر کرده، اظهار داشت: مطالبی را که شجریان در بیرون مرزها و داخل مرزهای کشورمان مطرح‌ کرده، ‌با مطالبی که من گفته‌ام و می‌گویم کاملاً متفاوت است.به گزارش مجله موسیقی ملودی، لطفی گفت:  شجریان از سال ۵۷ و بعد از انقلاب تا امروز بالاترین حجم تولید و بیشترین و موفق‌ترین کنسرت‌ها را داشته است.اگر شجریان قبل از انقلاب یک دهم موسیقی تولید کرده بود، بعد از انقلاب صد در صد تولید داشته است. شخص آقای شجریان اگرچه مانند بسیاری از موسیقی‌دان‌ها دچار مشکلاتی بوده ولی هیچ‌وقت برنامه‌هایش قطع نشده، آثارش منتشر شده، کنسرت‌هایش برگزار شده و همیشه مجوز گرفته است.وی در ادامه اظهار داشت : اولین کنسرت‌های این مملکت را در شهرستان‌ها شخص شجریان برگزار کرده است. خود آقای خاتمی در زمان وزارت‌شان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنسرت اصفهان شجریان حضور داشتند. امروز من شخصاً نمی‌فهمم شجریان به عنوان یک موزیسین موفق که این همه کنسرت داده و کار تولید کرده و آثارش در رادیو و تلویزیون پخش شده و بیش از ۳۰۰ کنسرت خارج از کشور داشته ، چرا اکنون اعتراض می‌کند؟‌ من این را نمی‌فهمم . یک وقت شما را برای سالیان دراز محروم کرده‌اند و با کلی بدبختی یک کنسرت برگزار می‌کنید و هزارگونه مشکل دارید و اعتراض می‌کنید؛ اگر چنین شخصی بخواهد بر روی این مسائل صحبت کند قابل فهم است.این نوازنده تار در ادامه گفت :  ضمن اینکه من اصلا دوست ندارم هنرمندان‌مان تریبون خودشان را از داخل به خارج از کشور ببرند. به همین دلیل شخص من هرگز با بی‌بی‌سی مصاحبه نکرده‌ام. با صدای آمریکا در طول ۲۵ سال فعالیتم در خارج از کشور به طور مشروط مصاحبه کرده‌ام .لطفی  گفت : « بی‌ بی‌سی، صدای آمریکا، رادیو بین‌المللی فرانسه و یا سایر رسانه‌های آن‌طرفی در ۱۰ سال اخیر مواضع اپوزیسیون به ایران دارند و گاهی اوقات نیز کار را به براندازی حکومت نیز می‌کشانند. این را ما امروز به طور رسمی می‌دانیم و آخرین صحبت‌های وزیر امور خارجه انگلستان همه موید این رویکرد آن‌ها است. طبیعی است وقتی امروز رسانه‌های آن‌طرفی این امکان را به یک هنرمند می‌دهند تا بیاید در بی‌بی‌سی صحبت کند، حتماً باید در درجه اول اپوزیسیون یا نیمچه اپوزیسیون باشد.من حق دارم دوست نداشته باشم به عنوان یک هنرمند در صدای آمریکا و بی بی‌سی انگلستان که به عنوان دو ارگان دولتی مشغول فعالیت هستند، حرف بزنم. من حتی اگر هزار مشکل در ایران داشته باشم ترجیح نمی‌دهم هرگز در تریبون‌هایی که قصد اصلاح و کمک به مردم ایران را ندارند هم‌صدا شوم. این سلیقه شخصی من است. ولی کسانی که این کار را می‌کنند اگر چه به آن‌ها انتقاد دارم اما کار آن‌ها را ممنوع نمی‌دانم. آن‌ها زندگی و مسئولیت خودشان را دارند. ولی باید مسئولیت را فردی نبینند.این نوازنده سه تار اظهار داشت : شجریان اگر این مسئولیت را فردی ببیند، مشکل به  وجود می‌آید. این مسئولیت و مشکل، یک مشکل اجتماعی عمومی است و حرف‌ها و گفته‌ها برای نگرانی از وضعیت موسیقی کشور است. اما آن‌چه از گفته‌های شجریان در رادیو استرالیا، بی‌بی‌سی و صدای امریکا دنبال کرده‌ام، تنها در ده‌درصد از صحبت‌هایشان به مشکلات موسیقی اشاره داشته است.»لطفی گفت :  من می‌گویم یک موسیقی‌دان اول می‌بایست دردش خود موسیقی باشد . در این مصاحبه  اخیر مصاحبه کننده   از ایشان می‌پرسد: الان که آلبوم مرغ خوشخوان شما مجوز رسمی گرفته و کنسرت هاتان نیز در ایران اعلام شده مشکلی ندارد ، برخورد شما چگونه است ؟   شجریان از کنار این مسأله رد می شود و جواب قانع کننده‌ای نمی‌دهدوی ادامه داد: به نظر من وقتی پهلوان شدید، مسئولیت شما مسئولیت یک گروه نیست بلکه مسئولیت همه ملت را برعهده دارید.در واقع سخن شما می‌بایست بازتاب سخن همه ملت ایران باشد. من خودم این مشکلات را بعد از انقلاب داشته‌ام و بدون اینکه حتی خبر داشته باشم از اسمم کلی سوءاستفاده شده است. به نظرم چنین حرکت‌هایی بیشتر سیاسی محسوب می‌شود تا فرهنگی هنری ، و این نظر شخصی من استلطفی گفت: اما در مورد شجریان این مسأله کاملاً متفاوت است. شجریان هیچ وقت به‌دنبال ایجاد یک جریان فرهنگی هنری مستقل با شرکت همکاران خودش نرفته است. یک شرکت اقتصادی به نام «دل‌آواز» درست کرده و کار خودش را مانند یک شرکت تولید کننده انجام می‌دهد و درآمدزایی خوبی هم از گذشته تا به امروز داشته و دارد.»</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jul 2020 22:57:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شجریان:با نظام مخالف نیستم، ما روحانیت و دین و همه چیز را قبول داریم.</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%B1%D8%A7-%D9%82%D8%A8%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-ybf87pgvlbxa</link>
                <description>گزیده ی مصاحبه ی محمدرضا شجریان پس از بازگشت به ایران ، منتشر شده در تابناک:- در نظام جمهوری اسلامی که همه آن را پذیرفتند، یک آدمی می‌آید یک کار اشتباهی می‌کند. ما به او تذکر می‌دهیم. این تذکر دلیل آن نیست که با نظام جمهوریت مخالفیم.-چندین سال پیش از این نیز کنسرتی در شهر استکهلم با گروه عارف به سرپرستی زنده یاد پرویز مشکاتیان داشتیم، به محض حضور ما در صحنه گروهی شروع کردند به شعار دادن، تا نشستیم دیدیم از این طرف و آن طرف شعارهایی بر ضد جمهوری اسلامی سردادند. بچه‌های گروه همه ناراحت شدند. بعد از اندکی متوجه شدم یک عده‌ای خاص، با برنامه ریزی که از قبل تدارک دیده شد رفته‌اند بلیت‌ها را خریده‌اند و اکثریت جمعیت سالن را آنها تشکیل داده‌اند. وقتی اینها شعار دادند ما فقط نشستیم و گوش کردیم و اینها شعارهایشان را دادند. دیدند ما هیچ کاری نمی‌کنیم. یک عده از مردم عادی هم که آمده بودند. هم دست زدند که ما کارمان را شروع کنیم. من هم به پرویز گفتم که تصنیف آخر را اجرا کنیم و بعد برویم. به دلیل همین اخلال در این کنسرت، سه کنسرت دیگر را اصلاً برگزار نکردیم. کلی هم شخص خودم ضرر و زیان برای کنسرت‌ها دادم، مخارج و پول سالن هم افتاد گردن من و همه را پرداخت کردم. هیچ کس نیست که بگوید آفرین شجریان که این کارها را کردی!- من به شاگردان خواندن مذهبی را یاد می‌دادم چون از بچگی خوانده بودم، این خواندن را هم بلد بودم و همه از من می‌خواستند که اذان‌های مختلف را یاد بدهم و دعاهای مختلف را به آنها یاد می‌دادم. در مورد رَبَّنا می‌گفتم این کار من نیست و شانه خالی می‌کردم... سوره‌ بقره و آل عمران بود، فکرکنم. چند آیه آن را قبلاً مرحوم ذبیحی خوانده بود. من می‌خواستم چیزی نزدیک به آنچه ذبیحی خوانده باشد اما مهر خودم روی آن بخورد و صدا و حال و هوای خودم باشد. چون مردم به آن عادت کرده بودند و نمی‌خواستم خلاف عادت مردم حرکت کنم. آیات را انتخاب کردم و درباره مقام‌هایی که اجرا کنم یک طرح مختصری بر آن زدم. بقیه‌اش را گذاشتم ببینم حال و هوایم در استودیو چطور است. آن روز در حال و هوای نزدیک افطار رفتم استودیو. چون حس و حال را زیاد حس می‌کردم، یک مناجات با خدای خودم کردم. بالاخره وقتی شما با خلوصی کاری را انجام می‌دهید این تأثیر خوب را می‌گذارد.-ما روحانیت و دین و همه چیز را قبول داریم.</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jul 2020 22:52:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شجریان نوآور یا مونتاژ کار؟</title>
                <link>https://virgool.io/biography/%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA%D8%A7%DA%98-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-fvacdn9ddwh4</link>
                <description>از سال ۱۳۴۵ که شجریان نخستین کار جدی خود را با خواندن آوازی در مایه افشاری در برنامه برگ سبز شماره ۲۱۶(با همنوازی سنتور شادروان رضا ورزنده)به سبک و سیاق خوانندگی شادروان حسین قوامی آغاز کرد تا این اواخرکه بیشتر با گروه شهناز (به سرپرستی مجید درخشانی) همکاری داشته است؛هنر آواز خوانی او مانند دیگرخوانندگان ایرانی از گذشته تا کنون دارای فراز ونشیب های فراوانی بوده که بررسی دقیق آن دراین نوشتار کوتاه به هیچ وجه امکان پذیر نیست.فقط می توان خیلی اشاره وار به برخی زوایای آن پرداخت.اما ذهنیت اسطوره اندیش حاکم بر مردم و اهالی فرهنگ ایران هنوز توانایی و جسارت کافی برای نقد های جدی، جزیی نگر و همه جانبه را پیدا نکرده و همچنان بیشتر با رویکردی کلی،یک بعدی و همراه با تنفر-شیفتگی (حب وبغض) به قضایا می نگرد. به همین دلیل در جامعه فرهنگی-هنری  ایران زمین با کمتر نوشته ای مواجه می شویم که به صورت دقیق و موشکافانه، مسایل مختلف  را تحلیل کند ودر بهترین حالت اکثر نوشته های نقد گونه ماعلاوه بر آمیختگی شان  با نگاه «ابلیس-قدیسی» از برخورد سلیقه محور نویسندگان آنها حکایت دارد؛به عبارت دیگر این نوشته ها در کل ،فرسنگ ها از رویکرد علمی (به مفهوم عامش) فاصله دارد. پس از این مقدمه کوتاه برآنم که به صورت تیتر وار،مباحثی را درباره سبک آوازی،هنر خوانندگی و نقاط قوت و ضعف شجریان از دریچه ذهن محدود خودم ابراز می کنم، باشد که برخی از این مباحث مطرح شده مورد تحلیل و ارزیابی کارشناسان و علاقمندان جدی هنر آواز ایرانی قرار گیرد.۱) اولین مساله ای که در مورد آثار هر هنرمندی می تواند مورد بحث و ارزیابی قرار گیرد، توانایی آن هنرمند در نوآوری وخلاقیت در شیوه بیان هنری اش است؛ امری که در مورد آثار برخی از هنر مندان (در زمینه های گوناگون هنری) اتفاق می افتد ودر مورد برخی دیگر روی نمی دهد یا به صورت ناقص رخ می دهد. در این میان اگر کارهای  شجریان را در کلیتش (نه الزاما برخی استثنائات) با آثار آوازخوانان و تصنیف خوانان نوآور و بدعت گذاری مانند:بدیع زاده، بنان، شهیدی، گلپا، ایرج، محمودی خوانساری، گلچین، شهرام ناظری و… مقایسه کنیم متوجه می شویم که گرچه شجریان هم در دوره های مختلف کاری اش تا اندازه ای دغدغه نوآوری در ارایه آواز هایی با سبک و سیاق متفاوت داشته است ودر این راستا کارهای متفاوتی ­همچون آواز پر کن پیاله را( درگلهای تازه شماره ۷۷ بر روی شعر زیبا و رویایی ونوین فریدون مشیری و ملودی شهبازیان در دستگاه ماهور)، آواز راست پنج گاه ( اجرا شده در نهمین جشن هنر شیراز) و آواز و تصنیفی در مایه دشتستانی برگرفته از موسیقی مقامی منطقه خراسان در«شب،سکوت،کویر»(با همکاری کیهان کلهر)اجرای تصنیف های متفاوتی چون”گل باغ آشنایی( ساخته درخشان مصطفی کسروی بر روی شعر عراقی) در و اجرای تصنیف زیبای ”جان عشاق”(ساخته مشکاتیان و تنظیم زیبای محمد رضا درویشی) در بیات اصفهان و… ارایه کرده است و همگی اینها گواهی بر اجرای کارهای متفاوتی از اوست ولی این اجراهای نوآورانه به نسبت حجم کاری زیادی که وی صورت داده است چندان قابل توجه نیستند و بیشتر تابع ملودی سازو سرپرست گروهی بوده که وی به آنها تعلق داشته است.در واقع می توان گفت که شجریان بیش از آنکه یک نوآور و بدعت گذار به مفهوم دقیق کلمه باشد یک ترکیب کننده و بهتر بگوییم مونتاژ کننده خوب برخی از سبک ها وشیوه های بیانی آوازی وسازی دوران پیش از خود است که به عنوان مثال توانسته ترکیبی از شیوه بیانی آوازی استاد طاهرزاده، شیوه نوازندگی استادان جلیل شهناز، عبادی و حبیب الله بدیعی، شیوه آواز خوانی استادان تاج اصفهان، بنان، ادیب خوانساری، قوامی، دادبه، جواد ذبیحی و حتی تا اندازه ای شیوه خوانش جمال وفایی را در خود جمع کند.ما اگر در یک نگاه کلی بخواهیم به دستاوردهای بسیاری از نوآوران عرصه آواز و تصنیف خوانی در تاریخ معاصر توجه کنیم متوجه می شویم که به عنوان مثال مرحوم بدیع زاده مجری و مبدع شیوه بیانی بابا شملی یا کوچه باغی یا بیات تهران بخصوص در زمینه تصنیف خوانی بود؛غلام حسین بنان پایه گذاررویکردی جدید در شیوه بیان آوازی تهران  محسوب می شد و می توان گفت که وی به شدت تحت تاثیر مکتب نوین کلنل وزیری بود؛منوچهر همایون پورنیز در خواندن تصنیف بخصوص تصنیف های محلی دارای رویکرد متفاوتی بود و در خواندن آواز هم شیوه بیان متمایزی داشت که بنا به قول خود آقای شجریان صدای او بیشتر از سینوس هایش خارج می شد)؛ یا در مورد عبدالوهاب شهیدی می توان گفت که ایشان پایه گذار شیوه بیانی ای به نام «قول وغزل» بود که در حد فاصل شیوه آواز خوانی اصفهان و تهران قرار داشت، ایرج و گلپا نیز با وجود تفاوت مشربی ای که با هم داشتند در ارایه شیوه بیانی بزمی و اجرای تحریر های متنوع مسلسل وار، مبدع سبک جدیدی در آواز خوانی شدند.محمودی خوانساری هم با اجرای تحریرهای متفاوتی که به جای حنجره به کمک زبان و حرکات حساب شده فک و لب اجرا می کرد، مبدع شیوه بیانی جدیدی در آواز خوانی شد؛ نادر گلچین هم با ارایه خوانشی شفاف و واضح در شعر خوانی همراه با اجرای غلت ها و تحریر های ساده اما زیبا توانست به مرز موسیقی پاپ نیز نزدیک شود و ترانه های نوینی هم در موسیقی سنتی خواند که به مرز موسیقی پاپ هم نزدیک شدند، بخصوص در اجرای ترانه هایی از عماد رام؛ شهرام ناظری هم با ارایه شیوه بیانی عرفانی حماسی وار و بخصوص در اجرای اشعار مولوی و حتی فردوسی و آمیختگی آن با موسیقی آوازی برخی نواحی چون کردستان (مثل آواز هوره) موفق به اجرای شیوه کاملا نوینی در اجرای  آواز ایرانی شدو در نهایت محسن نامجو توانست با تلفیق زیبا و متفاوت بخش هایی از آواز ایرانی با موسیقی راک اند رول و حتی استفاده جالب توجه از اشعاری با ساختار سپید، به یک گسست زیبایی شناسانه ای در حیطه آواز خوانی دست پیدا کرد.در حالی که شجریان با وجود تمامی تلاش های خود موفق نشد به یک بدعت گذار کامل در عرصه آوازخوانی تبدیل شود درعین حال باید توجه داشت که در اجراهایی از شجریان که وی در مقام ملودی ساز و سرپرستی گروه انجام وظیفه کرده است نه تنها کوچکترین نوآوری دیده نمی شود  بلکه ملاحظه می شود که این دسته از کارها به سنتی ترین شیوه ممکن اجرا شده اند مانند تصنیف صنما جفا روا کن در آلبوم «پیام نسیم» و تصنیف: «در دل و جان خانه کردی عاقبت»… اجرا شده در آلبوم آسمان عشق)بنا براین از برخی استثنا ئات که بگذریم، شجریان بر خلاف هنر مندان نامبرده نتوانسته است گسستی جدی از شیوه مسلط سنت تعزیه ای (چه در لحن آوازی اش و چه  در شیوه بیان خوانندگی اش) ارایه دهد. همچنان که گفته شد شیوه بیانی آواز خوانی  شجریان تلفیقی از سبک آواز خوانانی چون طاهر زاده، بنان، ادیب، تاج، دادبه  و دیگران قرار دارد و به لحاظ وابستگی به مکتب های آوازی می شود گفت که آواز خوانی او در حد میانی شیوه آواز خوانان وابسته به مکتب آوازی تهران و اصفهان قرار دارد که البته تفصیل آن مسلما در اینجا امکان پذیر نیست). او گرچه در دوران پیش از انقلاب در رقابت با خوانندگانی چون گلپا، ایرج و جمال وفایی بیشتر در جهت ارایه تحریرهای متنوع و به اصطلاح،دهن پرکن قدم برمی داشت و در بیشتر مواقع به  اوج خوانی (زیر خوانی) بیش از بم خوانی گرایش داشت و در بسیاری از مواقع کلام (شعر) را به پای تحریرها قربانی می کرد؛ در دوران پس از انقلاب رویه اش متفاوت شد و تحت تاثیر شیوه آوازی اصفهان به بم خوانی،تحریر های متعادل وتلاش در اجرای  واضح اشعار بیشتر اهمیت می داد؛ هر چند که در این زمینه هیچ گاه به حد متعالی نرسید و می شود گفت که در بیشتر مواقع دراین دوران در اوج خوانی خود موفق به بیان شفاف و واضح از اشعار نمی شود ودر خیلی از مواقع از جمله در کار درخشان دستان(به سر پرستی و ملودی سازی مشکاتیان) صدای او در اوج خوانی به جیغ تبدیل می شود.(مقایسه شود با بزرگانی چون نادر گلچین وحتی ناظری که به خوبی شعر را دکلمه می کنند)۲) از جمله ویژگی های شیوه ارایه آوازی در شجریان(بخصوص در دوران پس از انقلاب)، الهام گیری و استفاده نسبتا زیاد اواز شیوه تلاوت قاریان قرآن است و در اصول می توان گفت که لحن آوازی او در حد میانه ای از لحن آوازی عربی و ایرانی است واین به آن دلیل است که تربیت اولیه او درزمینه تلاوت قرآن و زیر نظر پدر انجام گرفت. او همچنین از سن ۱۲ تا ۱۸ سالگی عضو انجمن پیروان قرآن در مشهد به سرپرستی حاج علی اصغر عابدزاده بود و بنا به گفته خودش در اجرای موسیقی های آوازی مذهبی(مثل مناجات خوانی و خواندن دعاهای گونا گون.به سبک و سیاق امثال جواد ذبیحی آواز می خواند.یکی از کار های در خشان او در این زمینه اجرای دعای ربنا است (که در نوار به نام پدر آمده است) وی برای اجرای این کار درخشان از دستگاههای قرآنی مدد گرفته است ویک مدولاسیونی (مرکب خوانی) از دستگاه راست به دستگاه عجم (شبیه ماهور) صورت می دهد وبه نظر می رسد که در این زمینه وامدار کسانی چون شیخ “نصرالدین طوبی” و ”شیخ طه الفشی “ است. به عنوان بخش پایانی این نوشتار بار دیگر تاکید می کنم که که به نظر من در مجموع شجریان با وجود دانش فراوان در زمینه آوازی وارایه بسیاری از کارهای جاویدان در موسیقی اصیل ایرانی، چندان نو آور نیست و بیش از آنکه در صدد گسست از سنت دیر پای آواز ایرانی و شیوه بیان تعزیه ای باشد در عرصه های دیگری چون ساختن سازهای جدید، ملودی سازی، موضع گیری های اجتماعی-سیاسی ؛خوشنویسی، پرورش گل، شناخت پرندگان و… فعالیت های هنری و اجتماعی خویش را گسترش داده و البته بخصوص در عرصه سیاسی-اجتماعی نیز فعالیت هایش دارای فراز و نشیب و زیگزاگ هایی بوده که پرداختن دقیق به آنها مجالی دیگر را می طلبد.فقط در پایان می توان گفت که مطرح شدن بیش از اندازه شجریان در عرصه آواز و فرهنگ ایرانی بیش از آنکه ناشی از نبوغ ،نوآوری و بدعت گذاری او باشد از شرایط غیر طبیعی پس از انقلاب اسلامی در حذف صداهای مختلف در عرصه موسیقی سنتی، ملی و پاپ و بخصوص حذف صدای زنان در عرصه آواز و تبلیغات یک سویه حاکمیت برای وی و شهرام ناظری در یک برهه زمانی خاص ناشی می شود که به هیچ وجه اجازه رقابت طبیعی به او و دیگران خوانندگان قدری حذف شده از عرصه آواز را نمی داد.</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jul 2020 22:43:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دروغِ مردسالاری</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%D9%90-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-rvubzfjqnzdl</link>
                <description>حتما شما هم به این نتیجه رسیده بودید که توی ایران زنان زندگی راحت تری دارن و حتما تعجب میکردید از آمار هایی که اعلام میشد . طبق روش اندازه گیری جدید مردان در ایران بیشتر مورد تبعیض هستن .در آمریکا و انگلیس و ایران و بیشتر کشور های اروپایی مردان بیشتر از زنان مورد تبعیض هستند.طبق تحقیقات دانشگاه میسوری (missouri ) و دانشگاه اسکس(essex ) در بریتانیا در 134 کشور مورد مطالعه ، در 91 کشور مرد ها بیشتر مورد تبعیض جنسیتی هستند . ایران هم جزو 91 کشور است . شاخص های تحقیق عبارتند از : سلامت و خدمات بیمه های سلامتی و بهداشتی ، فرصت های تحصیلی و بورس های دانشگاهی ، رضایت از زندگی ..منبع خبر : https://bit.ly/2RdbTpSشاخص پایه نابرابری جنسیتی (BIGI)Basic Indicator of Gender Inequality دانشمندان روش جدیدی را برای اندازه گیری برابری جنسیتی ایجاد کرده اند و ادعا می کنند این نشان می دهد که مردان در کشورهای پیشرفته بیشتر از زنان مورد تبعیض جنسیتی هستند.محققان دانشگاه میسوری و دانشگاه اسکس در انگلیس گفتند که روش های پیشین اندازه گیری نابرابری &quot;به صورت مشروط به منظور مشخص کردن مسائل زنان&quot; است.شاخص اصلی شاخص نابرابری جنسیتی (BIGI) به جای آن سه عامل را شامل می شود: فرصت های آموزشی، امید به زندگی (سلامت و خدمات بیمه های سلامتی و بهداشتی) و رضایت کلی زندگی. دانشگاهی ها نمرات 134 کشور را محاسبه کردند که نشان دهنده 6.8 میلیارد نفر است.و از نتایج آن استفاده کردند تا نشان دهند که در 91 کشور مردان محرومتر از زنان هستند.  BIGI‌ قصد دارد اقدام ساده و بی طرفانه را با تمرکز بر شاخص های کلیدی مرتبط با همه مردان و زنان در هر جامعه انجام دهد.</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jul 2020 22:37:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گلپا: شجریان باید آن دنیا پاسخگو باشد</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%DA%AF%D9%84%D9%BE%D8%A7-%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-fqc2etcqmwhj</link>
                <description>آقای شجریان که در دهه شصت در موسیقی ایران برای خود امپراتوری ایجاد کرده بود، چرا اکنون معترض شده است؟ مگر نه آنکه وقتی که من در دهه ‌شصت خانه‌نشین بودم، او برای خود یکه‌تازی می‌کرد.گزیده ای از صحبت‌های استاد اکبر گلپایگانی (گلپا) در گفتگو با روزنامه قانون: *آقای شجریان که در دهه شصت در موسیقی ایران برای خود امپراتوری ایجاد کرده بود، چرا اکنون معترض شده است؟ مگر نه آنکه وقتی که من در دهه ‌شصت خانه‌نشین بودم، او برای خود یکه‌تازی می‌کرد. من که هیچ‌گاه از مواهب قدرت بهره‌مند نبوده‌ام. آن‌ها و طرفداران‌شان نباید این نقد را به من کنند، زیرا اگر قرار به حرف‌زدن باشد، شرمنده خواهند شد.*شجریان گل‌های جاویدان را به عمر خود ندیده است، او در گل‌های رنگارنگ می‌خواند و بعد هم با آقای ابتهاج توده‌ای روی هم ریختند و در جشن هنر شیراز مشغول به فعالیت شدند.آن‌ها راهی را انتخاب کردند که مسئولیت دنیوی و اخروی آن‌راه با خودشان است. تنها وظیفه‌ای که من دارم این است که به جوانان بگویم از راه آن‌ها دوری و راه امثال تجویدی و خالقی را طی کنند.*جوانان ما باید به جای الگو قرار دادن اشخاصی مثل لطفی و علیزاده بروند پرویز یاحقی، جلیل شهناز و حسن کسایی را الگو قرار دهند، اما حواس‌شان باشد که باز هم از ایشان تقلید نکنند و خودشان باشند.*آقای ابتهاج یک توده‌ای تمام‌عیار بود و بعدها تغییر ایدئولوژی داد و حزب‌اللهی شد و دوباره رویه‌اش را عوض کرد و چندی بعد از کشور رفت. این منش، همان روحیه‌ای است که باعث جدایی ابتهاج، لطفی و شجریان از برنامه گل‌ها شد.*بر مردم واضح است که در طول این سالها به ‌خصوص در دهه‌شصت، این آقایان چه کردند. هرکسی می‌آمد که کار موسیقی انجام دهد، همین‌ها چوب لای چرخش می‌گذاشتند و نمی‌گذاشتند که مکتب‌های موسیقی ادامه پیدا کند، زیرا مي‌خواستند همه مقلد خودشان باشند. اکنون که مقابل شما نشسته‌ام با افتخار می‌گویم مکتب گلپا، ادیب و تاج ادامه خواهد داشت، اما تردید دارم که آن‌ها در یاد مردم بمانند.*آیا همه منتقدان من مطمئن‌اند که در طول سال‌های پس از انقلاب برای ذات هنر تلاش کرده‌اند؟ من اگر برای شاه خواندم، برای امیرالمونین(ع) نیز خواندم. پس اینکه می‌گویند گلپا درباری بود، سخن درستی نیست. بهتر است بگویند گلپا سیاسی نبود.*کسی نمی‌تواند «خسرو و شیرین» من را بازخوانی کند، زیرا وقتی با جلیل شهناز آن را کار کردیم،‌ موقع خواندن آن از تحریری استفاده كردم که همه حیرت‌زده شدند. حالا اگر کسی بخواهد آن تحریر را تقلید کند، سرخورده می‌شود. هرکسی باید مانند خودش بخواند. بعضی از مدعیان امروزی حتی نمی‌توانند دستگاه راست‌پنج‌گاه را به‌طورکامل اجرا کنند. تنها دعایی که می‌توانم در حق این دوستان داشته باشم، این است که خدا شفای‌شان دهد.</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Fri, 24 Jul 2020 21:23:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه فمینیست‌ها اصل برائت که از حقوق اولیه هر انسان است نقض میکنند؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%82%D8%B6-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-p3sfeotzedho</link>
                <description> جنبش می‌تو که در سال ۲۰۱۷ به راه افتاد مبتنی بر اتهام زدن به مردان بدون نیاز به مدرک بود و پس آن نیز کشور سوئد قانونی را وضع کرد که اثبات جرم تجاوز نیاز به سند و مدرک نداشته باشد.مادهٔ یازده اعلامیه جهانی حقوق بشر یا همان اصل برائت عبارت است از اینکه «هر شخصی که متهم به ارتکاب یک جرم کیفری می‌شود حق دارد که بی‌گناه فرض شود مگر این‌که تقصیرش، مطابق قانون در یک دادگاه علنی که در آن تمامی تضمینات لازم برای دفاع پیش‌بینی‌ شده باشد، ثابت شود.» چشم انداز آینده مردان ترسناک است...</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Fri, 24 Jul 2020 21:16:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتقاد تند استاد ذوالفنون به صحبت های شجریان در بی بی سی : کسی که عاشق نیست هنرمند نمی‌تواند باشد</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B0%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-m5ovrlpjgyyx</link>
                <description>خرداد ماه سال ۸۶ بود که شجریان در حاشیه تور اروپایی خود مصاحبه ای با BBC انجام داد با این عنوان : &quot;همین که کنسرت می‌دهم کافی است&quot;محمدرضا شجریان در این مصاحبه دیدگاه های خود را در مورد موسیقی ایران بیان کرد که با انتقادات جلال ذوالفنون نوازنده ی شهیر سه تار مواجه شد.آقای ذوالفنون در روزنامه اعتماد ۳۰ تیرماه ۸۶ در دوازده بند اظهارات شجریان را اینگونه نقد کرد:۱- الف:«من زبان مردم ایران هستم»و در جای دیگرب:«از من توقع تغییر و تحول نداشته باشید» اتحاد دو مفهوم فوق مفهوم سومی را با خود به ذهن می آورد و آن اینکه از مردم ایران توقع تغییر و تحول نداشته باشیم که غیرمستقیم توهینی است به مردم ایران.۲- «همین که کنسرت می دهم کافی است» همانند دکتری است که بگوید همین که مطب را باز می کنم کافی است یا معلمی بگوید همین که به کلاس درس می روم کافی است. ناگفته نماند که بیان این موضوع ممکن است تازگی داشته باشد ولی ذهنیت آن متاسفانه سال ها است که وجود دارد.۳- «من نفهمیدم موسیقی عرفانی یعنی چه؟» نفهمیدن نیازی به اعلان کردن ندارد، باید رفت و برای فهمیدن تلاش کرد.۴- «کسانی هستند که دف را کنار موسیقی می گذارند و موقع اجرا سر تکان می دهند و به خیال خود موسیقی عرفانی ارائه می دهند» این تصور ایشان است که حضور دف و حرکت سر را نشانه عرفان می دانند والاهیچ انسان عاقلی چنین تصوری ندارد.۵- «عرفان یعنی شناخت» درست است ولی ایشان توضیح نداده اند که شناخت در چه زمینه یی؟۶- «موسیقی شناخت می دهد» این جمله به هیچ وجه منطقی نیست چرا که موسیقی به خودی خود ترکیبی است از اصوات و ریتم های گوناگون که یک پدیده فیزیکی است و هیچ ربطی به هنر ندارد. زمانی جنبه هنری پیدا می کند که پیامی بر این امواج سوار شود، پیامی عاطفی، اجتماعی، عرفانی، اخلاقی، تاریخی و امثال اینها. در واقع باید گفته شود: موسیقی می تواند شناخت بدهد.۷- «ما نمی توانیم شیوه کار خود را عوض کنیم»فکر نمی کنم چنین توقعی در کار باشد، اگر هم توقعی باشد در جهت تحول است که آن هم به عهده موسیقیدان است نه خواننده.۸- «من در موسیقی ایران تحول ایجاد کرده ام» رجوع شود به شماره ۷۹- «هدف ما از ایجاد کارگاه آواز سرگردانی جوانان است»البته بعید است که چنین باشد احتمالا اشتباه چاپی بوده است و درست آن جلوگیری از سرگردانی جوانان باید باشد که در این صورت آقای شجریان باید قبول زحمت کرده به کمک آمارگران آماری از طرفداران جوان این نوع موسیقی)که ایشان به آن شیوه کار می کنند و توان تغییر آن را هم ندارند» به دست بیاورند و ببینند به چه میزان است.۱۰- «آواز با ما تمام می شود» یا «ممکن است که تمام شود»اگر هم چنین شود غیرمنتظره نیست کما اینکه خیلی از پدیده های فرهنگی را می شناسیم که زمانی مرسوم بوده ولی امروز رایج نیست که به احتمال زیاد تلاش های بی حاصلی هم توسط دوستداران آن صورت گرفته.۱۱- «می خواهیم آواز از این که هست عقب تر نرود»پس با همه تفاسیر و تفاصیل معلوم شد که آواز عقب رفته است، که ضمنا با شماره ۸ هم مغایرت دارد.۱۲- شکوه و شکایت از نارسایی های داخل کشور و به رخ کشیدن امکانات دنیای خارج یکی از شعارهای همیشگی ایشان است که در این مقاله هم اشاره به آن شده است.شکوه کار عاشق نیست، چون عاشق اصلا خود را نمی بیند که بخواهد شکوه یی داشته باشد و کسی که عاشق نیست هنرمند نمی تواند باشد.منبع :1448072/www.magiran.com/article</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jun 2020 21:12:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنتی بیوتیک(ضد میکروب) مورد استفاده برای پرندگان</title>
                <link>https://virgool.io/@selenagomez/%D8%A2%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%88%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D8%B6%D8%AF-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-v8ncl9mh30ao</link>
                <description>چند تا آنتی بیوتیک(ضد میکروب) که هم دسترسی راحت داره و تو داروخونه هست و هم ارزون و زیر هزار تومان هستند رو معرفی میکنم تا همه به راحتی برای پرنده های بیمارشون استفاده کنن البته تو بسته بندی های خارجی هم هست با قیمت متوسط 15 هزار تومان که نوع مصرف سلیقه ای هست. من خودم همین دارو های ایرانی رو مصرف میکنم و همیشه جواب داده.برای بیماریهای دستگاه گوارش عفونتهای بی هوازی  مثل مسمومیت و اسهال سالمونلوزی ناشی از تخم مرغ مونده و اسهال ساده و ..:قرص سیپروفلوکساسین و قرص مترونیدازولعفونتهای دستگاه تنفسی و عفونتهای هوازیسرماخوردگی باکتریایی و...کپسول داکسی سایکلیناموکسی کلاوانگلهای تک سلولی که باعث اسهال میشن:قرص مترونیدازولکرمها: مبندازولقارچها مثل شقاق پای قارچی: پماد کلوتریمازول و کتو کنازولعفونت ساده چشم شستشو با قطره بوریک اسید و استفاده از یک آنتی بیوتیک چشمی مثل قطره سیپروفلوکساسینعفونتهای زیر پوستی پوست مفصل و استخوان:کپسول سفالکسین و تترا سایکلینالبته بسیاری از میکروبها به تتراسایکلین مقاوم شدند و آنتی بیوتیک های جایگزین استفاده میشه اضافه کنم پرنده هایی که کمبود تغذیه ای و مخصوصا کمبود ویتامین دارند مستعد ابتلا به انواع عفونتها مخصوصا عفونتهای دستگاه گوارش مثل اسهال هستند.با استفاده از یه شربت مولتی ویتامین میشه پرنده ای قوی و مقاوم داشته باشیم.کوتوله-پرنده ای از نژاد طوطی سانانمنبع: www.whitecrowpet.com</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2020 15:52:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت های مهم بین HTTPv1.0 و HTTPv1.1</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D9%86-httpv10-%D9%88-httpv11-rkulyo1num0u</link>
                <description>تفاوت عمده بین HTTP 1.0 و HTTP1.1در این است که HTTPv1.0برای هر یک از پروسه های درخواست و پاسخ (Request/Response) یک ارتباط TCP جدید ایجاد می‌کند(non-persistent)، در صورتی که در HTTPv1.1 برای مبادلات یک یا چندین درخواست و پاسخ از یک ارتباط استفاده می کند و ارتیاط جدیدی ایجاد نمی‌‌کند.(Persistent)به بیانی دیگر، HTTPv1.1 ارسال و دریافت چندین GET به صورت pipeline روی یک اتصال لایه انتقال TCP را معرفی کرد.در واقع هدف اصلی در پروتکل HTTPv1.1 ، کاهش تأخیر در درخواست‌های HTTP حاوی چند object بوده است.· سرور در این پروتکل به ترتیب به درخواست های GET جواب می‌دهد.(FCFS: first-come-first-served scheduling)· با استفاده از مکانیزم FCFS ، بسته های کوچک ممکن است مجبور باشند تا برای ارسال ، پشت بسته های بزرگ منتظر بمانند.(به این پدیده head-offline (HOL) blocking می‌گویند).که در نسخه های بعدی حل شده· Loss Recovery: یا همان retransmit کردن سگمنت‌های گم‌شده، ارسال Object را به تأخیر می‌اندازد.چند مورد از تفاوت های دیگر عبارتند از :Byte ranges, content negotiation, chunked encoding, protocol switching, message integrity checks, digest authentication, proxy authentication, better cache management with etags, caching directives, multi-homed serversبه عنوان مثال یکی دیگر از تقاوت ها این بود که HTTP1.0 فقط می‌توانست تا 16-کد وضعیت (status code) که یک شماره رزرو شده است را تعریف کند. محدودیت اصلی استفاده از 16 کد وضعیت این بود که گزارشگری با وضوح و دقت کمی بود که این امر مورد توجه قرار گرفت و بنابراین نیاز به ارائه HTTP 1.1 بود.برای یافتن جزئیات بیشتر به این مقاله مراجعه کنید</description>
                <category>Critical Rat</category>
                <author>Critical Rat</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2020 16:04:39 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>