<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی منافی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sendous</link>
        <description>UI/UXD - Python</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-15 23:55:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/13614/avatar/2Uws3q.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی منافی</title>
            <link>https://virgool.io/@sendous</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مهندسیِ روح: زندگی به مثابه‌ی یک پروژه‌ی لگاسی (Legacy)</title>
                <link>https://virgool.io/@sendous/%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C%D9%90-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%DB%8C-%D9%84%DA%AF%D8%A7%D8%B3%DB%8C-legacy-fwuppk165wjp</link>
                <description>​به عنوان یک توسعه‌دهنده، وقتی به جهان نگاه می‌کنم، آن را مجموعه‌ای از سیستم‌های پیچیده می‌بینم. ایده‌ی «برای به دست آوردن هر چیزی باید چیزی بدهی» در دنیای ما یک قانون مطلق است: اگر سرعت (Latency) کم می‌خواهی، باید حافظه (Memory) بیشتری مصرف کنی. اگر امنیت بالا می‌خواهی، باید از خیرِ راحتی (UX) بگذری.​اما بخش هیجان‌انگیز ماجرا، توسعه‌ی فردی است که شباهت عجیبی به مدیریت یک کد کثیف و قدیمی دارد.​۱. قانون بقای ماده و کد​در فیزیک می‌گویند ماده از بین نمی‌رود، در برنامه‌نویسی هم منطق (Logic) غیب نمی‌شود. وقتی از «خدا» یا «هستی» می‌خواهیم اخلاق ما را بهتر کند، انتظار داریم یک‌باره یک Update کلی بیاید و تمام باگ‌های رفتاری ما پاک شود. اما سیستم این‌طور کار نمی‌کند.​خدا در نقش معمار ارشد (Senior Architect)، کد کثیف ما را نمی‌گیرد که دور بیندازد و یک پروژه‌ی جدید تحویل‌مان بدهد. او همان منطقِ اشتباه و «اخلاق بد» ما را می‌گیرد، آن را Refactor می‌کند و دوباره به ما برمی‌گرداند.​۲. چرخه‌ی بازیافت (The Refactoring Cycle)​فرض کنید شما عادت به تندی با دیگران دارید (یک قطعه کد پر از باگ و Exception). وقتی تصمیم به تغییر می‌گیرید:​ورودی (Input): شما آن اخلاق تند را به دست &quot;سیستم&quot; می‌سپارید.​پردازش (Processing): سیستم این انرژی و رفتار را بازیافت می‌کند. آن را نمی‌کُشد، بلکه بهینه‌اش می‌کند.​خروجی (Output): همان انرژی به صورت «صراحت لهجه» یا «قاطعیت» (نسخه‌ی بهبود یافته) به شما برمی‌گردد.​این دقیقاً همان کاری است که ما با کدهای قدیمی انجام می‌دهیم؛ ما منطق را نمی‌کشیم، بلکه ساختار را طوری تغییر می‌دهیم که خروجیِ بهتری بدهد بدون اینکه ماهیت کار عوض شود.​۳. استقرار مداوم (Continuous Integration)​کمال در دنیای نرم‌افزار وجود ندارد؛ فقط نسخه‌ی v2.0 از v1.0 بهتر است.تغییر اخلاق هم یک Task یک‌باره نیست. این یک چرخه‌ی تکرارشونده (Iterative) است:​کشف باگ: متوجه می‌شویم فلان رفتارمان سیستم زندگی را مختل کرده.​درخواست تغییر (Pull Request): از خدا یا خودمان می‌خواهیم این وضعیت را اصلاح کند.​بازیافت و بهینه‌سازی: سختی‌های مسیر، همان فرآیند کامپایل و تست هستند که اخلاق بد را صیقل می‌دهند.​انتشار (Release): حالا ما کمی خوش‌اخلاق‌تر شده‌ایم، اما هنوز تا «عالی» فاصله داریم.​نکته‌ی توسعه‌دهنده: &gt; یادمان باشد که &quot;بده‌بستان&quot; اصلی در این مسیر، زمان و صبوری است. شما نمی‌توانید یک پروژه‌ی بزرگ را یک‌شبه ریفاکتور کنید؛ روح انسان هم سنگین‌ترین پروژه‌ای است که هر کسی در طول عمرش روی آن کار می‌کند.​نتیجه‌گیری​ما همه در حال توسعه‌ی یک نرم‌افزار هستیم که نامش «شخصیت» است. اگر امروز کدهای اخلاقی‌تان خوب کار نمی‌کند، ناامید نشوید. فقط کافیست آن‌ها را برای بازیافت و ریفاکتورینگ به &quot;سرور مرکزی&quot; بفرستید و منتظر نسخه‌ی بعدی بمانید.​یادتان باشد: زندگی یک دوی ماراتن است برای رسیدن به نسخه‌ی Stable، نه یک Sprint یک‌هفته‌ای.نسخه بهبود یافته توسط هوش مصنوعی از تفکرات خودم</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Wed, 25 Feb 2026 06:46:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکنیک UX: چگونه یک تجربه‌کاربری روان طراحی کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sendous/%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-ux-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-si3ihsfwfoce</link>
                <description>کمک کنید خواننده یک جریان تصویری پیوسته را در ذهن خود تصور کندمتن تبلیغاتی (Copy) باید پیوستگی زبانی داشته باشد.مشتریان هنگام خواندن متن، آن را به‌صورت زنجیره‌ای از تصاویر ذهنی تجربه می‌کنند. بنابراین وظیفه شما این است که این زنجیره بدون وقفه و شکست ادامه پیدا کند:«افراد تلاش می‌کنند هر جمله جدید را در قالب یک مدل ذهنی واحد و منسجم ادغام کنند» (Ehrlich &amp; Johnson-Laird، ۱۹۸۲، ص. ۲۹۶).وقتی این انسجام از بین می‌رود، تصویر ذهنی مخاطب فرو می‌ریزد و تمرکز او کاهش پیدا می‌کند.قهرمان داستان را ثابت نگه داریدگاهی کسب‌وکارها برای نشان دادن تنوع مشتریان خود، در مسیر خرید از تصاویر افراد مختلف استفاده می‌کنند. اما این کار می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد.در یک توالی از مراحل، بهتر است همیشه یک فرد ثابت را نمایش دهید تا روایت ذهنی مخاطب پیوستگی خود را حفظ کند.همین اصل در متن نوشتاری هم صدق می‌کند. مراقب باشید فاعل‌ها را با هم قاطی نکنید:«مشتری‌ها می‌توانند…»«شما می‌توانید…»تغییر ناگهانی فاعل باعث می‌شود رشته تصاویر ذهنی خواننده پاره شود.زاویه دید بصری را ثابت نگه داریدبه دو جمله زیر دقت کنید:«مریم در اتاقش مشغول مطالعه بود؛ جان برای صحبت با او وارد شد.»«مریم در اتاقش مشغول مطالعه بود؛ جان وارد اتاق شد تا با او صحبت کند.»جمله اول خواندن سخت‌تری دارد، چون ابتدا شما را داخل اتاق مریم قرار می‌دهد، اما بلافاصله مجبور می‌کند بیرون اتاق را تصور کنید. این جابه‌جایی زاویه دید، روایت ذهنی را مختل می‌کند.اگر اتاق هتل می‌فروشید، استفاده از یک کلاژ شامل مکان‌های مختلف (مثلاً استخر، لابی و ساحل) می‌تواند تصور یک روایت منسجم را دشوار کند؛ چون هر تصویر زاویه دید متفاوتی دارد (Jiang و همکاران، ۲۰۱۴).نکات زبانی برای حفظ انسجام ذهنیجمله‌ها را با یک تصویر عینی تمام کنیداز تمام کردن جمله با حروف اضافه پرهیز کنید. مثلاً:«چه ساعتی می‌خواهی بری؟»حروف اضافه معمولاً این انتظار را ایجاد می‌کنند که یک شیء یا موقعیت مشخص در ادامه ظاهر شود. وقتی جمله ناگهان تمام می‌شود، حس ناتمام بودن و ناهماهنگی ایجاد می‌کند. علاوه بر این، ادامه دادن تصویر ذهنی در جمله بعدی سخت‌تر می‌شود، چون چیزی عینی برای گسترش دادن وجود ندارد.جمله جدید را با شیء جمله قبل شروع کنیدبه این توصیف نگاه کنید:چاقو جلوی قابلمه است.لیوان پشت بشقاب است.قابلمه سمت چپ لیوان قرار دارد.گیج‌کننده است، درست؟ اما اگر ترتیب را این‌طور عوض کنیم، خواندن بسیار راحت‌تر می‌شود:چاقو جلوی قابلمه است.قابلمه سمت چپ لیوان قرار دارد.لیوان پشت بشقاب است.وقتی جمله جدید را با عنصر پایانی جمله قبل شروع می‌کنید، جریان تصاویر ذهنی بدون وقفه ادامه پیدا می‌کند (Ehrlich &amp; Johnson-Laird، ۱۹۸۲).منابعEhrlich, K., &amp; Johnson-Laird, P. N. (1982). Spatial descriptions and referential continuity. Journal of Verbal Learning and Verbal Behavior, 21(3), 296–306.Jiang, Y., Adaval, R., Steinhart, Y., &amp; Wyer Jr, R. S. (2014). Imagining yourself in the scene: The interactive effects of goal-driven self-imagery and visual perspectives on consumer behavior. Journal of Consumer Research, 41(2), 418–435.Kamalski, J. (2007). Coherence marking, comprehension and persuasion. Doctoral dissertation, Netherlands Graduate School of Linguistics.Langer, E. J., Blank, A., &amp; Chanowitz, B. (1978). The mindlessness of ostensibly thoughtful action. Journal of Personality and Social Psychology, 36(6), 635.</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Fri, 02 Jan 2026 08:42:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکنیک UX: چگونه اعتماد کاربران سایت را جلب کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sendous/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%88%D8%B2%D9%86-%D8%A8%D8%B5%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-uiux-f1xwkpunhbyp</link>
                <description>سلام. از امروز قصد دارم طی چند مقاله یه سری یافته‌ها و مطالعات جدیدم تو حوزه طراحی رابط کاربری/تجربه کاربری رو با شما دوستان عزیز به اشتراک بذارم.حس می‌کنم جای اینجور مقالات که خیلی عمیق میشن تو جزئیات طراحی خالیه تو وب فارسی.همین اول اعتراف بکنم که تمامی ویرایش این مقالات توسط دوست/دشمن بشریت: GPT 😁 انجام میشه و تو مدیریت زمان و انتشار این محتواها خیلی کمکم می‌کنه. پس سعی کنید با رباتی بودن محتوا کنار بیاید و لپ مطلب رو بیشتر بهش اهمیت بدید. اگه این مقاله رو دوست داشتید با بقیه به اشتراک بذارید، شاید یکی به دردش خورد. مخصوصا عزیزانی که تازه وارد این حوزه شدن.نمونه بخش اعتمادسازی در یک وبسایت (کادر قرمز رنگ)چگونه نمادهای اعتماد و وزن بصری، درک کاربر را هدایت می‌کنند؟در طراحی رابط کاربری، نمادهای اعتماد (Trust Symbols) مثل نام برندها یا نشانه‌های اعتبار، فقط عناصر تزئینی نیستند. این المان‌ها مستقیماً روی قضاوت کاربر، احساس اطمینان و حتی میزان توجه او تأثیر می‌گذارند. اما مسئله اینجاست که صرفِ «وجود داشتن» آن‌ها کافی نیست؛ نحوه‌ی نمایش، جایگاه، رنگ و وزن بصری‌شان تعیین می‌کند که آیا واقعاً مؤثرند یا نه.تمایز مفهومی، قبل از زیبایی بصرییکی از اشتباهات رایج این است که متن‌های توضیحی مرتبط با نمادهای اعتماد، از نظر بصری بیش از حد به خود نمادها شبیه می‌شوند. وقتی متن و المان گرافیکی زبان بصری یکسانی داشته باشند، کاربر برای تفکیک مفهومی آن‌ها باید انرژی ذهنی بیشتری صرف کند.راه‌حل ساده اما مؤثر است: متن توضیحی باید نقش «لِیبل» را بازی کند، نه بخشی از خود نماد. کوچک‌تر شدن متن و در مقابل، افزایش وزن بصری نمادها (از طریق اندازه یا کنتراست) به مغز کمک می‌کند سریع‌تر ساختار را درک کند.توالی رنگ و منطق ادراک وزندرک ما از رنگ‌ها، صرفاً زیبایی‌شناسانه نیست؛ رنگ‌ها بار استعاری دارند. رنگ‌های تیره به‌طور طبیعی «سنگین‌تر» درک می‌شوند و رنگ‌های روشن، سبک‌تر. به همین دلیل، وقتی صفحه‌ای از بالا به پایین از تیره به روشن حرکت می‌کند، با انتظار ذهنی کاربر هم‌خوانی ندارد.در طراحی، وزن باید به پایین صفحه «فرو برود». اگر بخش‌های سنگین (از نظر رنگ یا کنتراست) بالاتر از بخش‌های سبک قرار بگیرند، نوعی ناهماهنگی شناختی ایجاد می‌شود؛ چیزی که کاربر شاید نتواند توضیحش دهد، اما آن را حس می‌کند.چرا مشکیِ مطلق انتخاب خوبی نیست؟مشکی خالص بیش از حد غالب است. این رنگ همه‌چیز را می‌بلعد و اجازه‌ی نفس کشیدن به عناصر اطراف نمی‌دهد. به‌همین دلیل، در پس‌زمینه‌ها و سطوح بزرگ، استفاده از مشکیِ کمی روشن‌تر (Near Black) انتخاب بالغ‌تری است؛ هم کنتراست حفظ می‌شود و هم فشار بصری کاهش می‌یابد.وزن استعاری: همیشه بد نیستدر UX معمولاً توصیه می‌شود از رنگ‌های تیره برای بخش‌هایی که کاربر باید «اقدام» انجام دهد، با احتیاط استفاده شود؛ چون وزن استعاری می‌تواند هدف را دشوارتر جلوه دهد. اما این قانون همیشه صادق نیست.اگر کاربر در بخشی از صفحه در حال تصمیم‌گیری یا اقدام نیست، وزن بصری دیگر به‌عنوان «سختی» تفسیر نمی‌شود، بلکه به «اهمیت» نسبت داده می‌شود. در چنین موقعیتی، استفاده‌ی آگاهانه از رنگ‌های تیره می‌تواند پیام اعتبار، جدیت و اثرگذاری را منتقل کند.هدایت توجه، نه حدس زدن آنکاربران همیشه متوجه نمی‌شوند که محتوای بیشتری پایین‌تر از محدوده‌ی دید فعلی وجود دارد. طراح باید این موضوع را به‌صورت فعال به آن‌ها نشان دهد. روش‌های مختلفی برای این کار وجود دارد، اما نشانه‌های جهت‌دار (مثل فلش‌ها) یکی از مستقیم‌ترین و کم‌ابهام‌ترین راه‌ها هستند.فلش‌ها جزو معدود محرک‌هایی‌اند که به‌صورت خودکار توجه انسان را هدایت می‌کنند. وقتی چنین نشانه‌ای وجود دارد، کاربر نیازی به حدس زدن ندارد؛ مسیر توجه برای او مشخص شده است.اینفوگرافی قدرت جزئیات بصری (ایجاد شده توسط NotebookLLM)قدرت تغییرات کوچکنکته‌ی کلیدی اینجاست: در بسیاری از پروژه‌ها، نه سرویس عوض می‌شود، نه ساختار کلی، نه حتی محتوا. اما با اصلاح چند جزئیات ظاهراً کوچک—مثل وزن رنگ، سلسله‌مراتب بصری یا جایگاه عناصر—تجربه‌ی کاربر به‌شکل محسوسی بهتر می‌شود.این جزئیات، اطلاعاتی را منتقل می‌کنند که نه نوشته شده‌اند و نه گفته می‌شوند؛ اما کاربر آن‌ها را «حس» می‌کند. و دقیقاً همین‌جاست که طراحی UI/UX از چیدمان صرف فراتر می‌رود و به طراحی ادراک تبدیل می‌شود.ویدیو این مقاله هم توی آپارات منتشر شده که میتونید از لینک زیر تماشا کنید: https://aparat.com/v/qlthk5f</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Wed, 17 Dec 2025 11:00:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توهم بدن شناگر در طراحی UI/UX: چرا باید روی نقاط قوتت تمرکز کنی؟</title>
                <link>https://virgool.io/mehmipulse/%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-uiux-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B7-%D9%82%D9%88%D8%AA%D8%AA-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%DA%A9%D9%86%DB%8C-kof6kayh9qce</link>
                <description>چرا باید روی چیزی که توش قوی هستی تمرکز کنی؟تا حالا شده شناگرای المپیکی رو ببینی و با خودت بگی: «کاش بدن منم این شکلی بود!»؟من که بارها همچین فکری کردم.طبیعیه که بدنشون این‌قدر خوش‌فرم باشه. روزی چند ساعت تمرین می‌کنن، تو آب با مقاومت دست و پنجه نرم می‌کنن، و سال‌ها زحمت کشیدن.حالا منم اگر بخوام شبیه اون‌ها بشم، شاید باید شنا رو شروع کنم...اما صبر کن! قضیه دانشگاه‌های خفن مثل هاروارد و کمبریج چیه؟ فارغ‌التحصیلای این دانشگاه‌ها خیلی باهوش‌تر از من به نظر میان. لابد این دانشگاه‌ها، کارخونه تولید نخبه هستن، نه؟یا مثلا MBA. می‌گن اگر می‌خوای مدیر موفقی بشی، باید بری MBA بخونی. درآمد بالای فارغ‌التحصیلای این رشته خودش همه چیز رو نشون می‌ده.و اون تبلیغ کرم ضدپیری که یه مدل با پوست عالی رو نشون می‌ده. لابد اون کرم معجزه می‌کنه، مگه نه؟اینا همه نمونه‌هایی از چیزی هستن که بهش می‌گن توهم بدن شناگر. رولف دوبلی تو کتاب هنر شفاف اندیشیدن این اصطلاح رو استفاده کرده.توهم بدن شناگر چیه؟این یه اشتباه ذهنیه که صفات ذاتی رو با نتایج اشتباه می‌گیره.فکر می‌کنیم اگر زیاد شنا کنیم، بدنی مثل شناگرای حرفه‌ای پیدا می‌کنیم.ولی واقعیت اینه که اون شناگر به خاطر داشتن بدن مناسب تونسته به این سطح برسه، نه برعکس.این توهم برای یه طراح UI/UX چه معنی‌ای داره؟حالا اینا چه ربطی به شغل طراحی UI/UX داره؟ خیلی از ما فکر می‌کنیم اگر همه مهارت‌هامون رو تقویت کنیم، تو همه چیز می‌تونیم عالی بشیم.ولی واقعیت اینه که آدمای موفق تو این کار، وقتشون رو صرف قوی‌تر کردن نقاط قوتشون می‌کنن، نه پر کردن نقاط ضعفشون.نکته این توهم برای طراحافرض کن تو طراحی رابط کاربری (UI) نمره‌ات ۷ از ۱۰ باشه، ولی تو تجربه کاربری (UX) فقط ۴ از ۱۰ باشی.اگر تمام انرژی‌ات رو بذاری تا اون ۴ رو به ۷ برسونی، خب حالا چی؟ تو هر دو زمینه متوسطی.ولی اگر وقتت رو بذاری رو همون UI و ۷ رو به ۱۰ تبدیل کنی، می‌تونی به عنوان یه طراح خفن شناخته بشی.شناگر المپیکی که نمی‌ره تمرین بسکتبال کنه، چون می‌دونه استعدادش کجاست.تو هم بهتره وقتت رو با تلاش برای &quot;خوب بودن&quot; تو چیزایی که اصلا توش استعداد نداری، هدر ندی.بهترین نسخه خودت باش!اگه می‌خوای تو طراحی UI/UX موفق باشی، ببین تو چی قوی‌تر هستی. وقتت رو روی همون بذار و اون رو تقویت کن.به جای اینکه تو دام این توهم بیفتی، کاری کن شرایط به نفع تو باشه.برو روی چیزی که می‌تونی توش بدرخشی و بذار بقیه سر &quot;خوب بودن&quot; تو بقیه چیزا رقابت کنن.خلاصه اینکه، حرفه‌ای شو، نه همه‌کاره و هیچ‌کاره.</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Wed, 18 Dec 2024 16:15:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برگه تقلب ChatGPT برای طراحان UI/UX</title>
                <link>https://virgool.io/@sendous/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D9%87-%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A8-chatgpt-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-uiux-a7lajypn7mek</link>
                <description>هوش مصنوعی جایگزین طراحان نمی شود، اما طراحانی که از هوش مصنوعی استفاده می کنند، جایگزین کسانی می شوند که از این کار استفاده نمی کنند.مشابه آنچه زمانی تصور می‌شد که ماشین حساب‌ها جایگزین ریاضیدانان می‌شوند، بسیاری از این بیم دارند که هوش مصنوعی جایگزین طراحان شود. با این حال، این یک تصور اشتباه است. همانطور که ماشین حساب‌ها جایگزین ریاضیدانان نشدند، هوش مصنوعی نیز جایگزین طراحان نخواهد شد.در عوض، هوش مصنوعی به شما - طراحان، ابزارها و قابلیت‌های جدید برای افزایش کارایی و خلاقیت ارائه می‌دهد. در این پست، ما بررسی خواهیم کرد که چرا هوش مصنوعی جایگزین طراحان نمی‌شود، بلکه کار آنها را بهبود می‌بخشد.توجه! تمامی دستوراتی که در ادامه به ChatGPT خواهیم داد به زبان انگلیسی هستند. به این دلیل که زبان انگلیسی زبان پیش‌فرض این هوش مصنوعی بوده و امکان اینکه با زبان‌هایی مانند فارسی پاسخ درست دریافت کنیم کم است.1. ایجاد چک لیست طراحی UI با استفاده از ChatGPTایجاد چک لیست طراحی UI ابزاری مفید برای طراحان است تا اطمینان حاصل کنند که تمام عناصر طراحی لازم در نظر گرفته شده است. با ChatGPT، طراحان به راحتی می‌توانند یک چک لیست جامع ایجاد کنند که عناصر ضروری مانند جریان کاربر (user flow)، قابلیت دسترسی (accessibility)، طرح رنگ (color scheme)، تایپوگرافی (typography)، سازگاری (consistency) و قابلیت استفاده (usability) را پوشش می‌دهد.Create a checklist for UI elements for a perfect [Screen / feature] in a tableبا استفاده از ChatGPT یک چک لیست رابط کاربری ایجاد کنید2. ایجاد جریان کاربر (user flow) برای طراحی UXاین را تصور کنید: شما به تازگی جدیدترین محصول خود را راه اندازی کرده‌اید، و در حالی که روی کاغذ همه چیز عالی به نظر می‌رسد، آن تعاملی را که انتظارش را داشتید دریافت نمی‌کنید. اینجاست که جای خالی ایجاد یک جریان کاربر حس می‌شود. این کلید باز کردن رمز و راز نحوه تعامل کاربران با محصول شما است، به شما کمک می‌کند نقاط درد را شناسایی کنید و در نهایت تجربه کلی کاربر را بهبود ببخشید.با ترسیم نقشه سفر یک کاربر، بینشی در مورد اهداف، اقدامات و موانع احتمالی آنها به دست خواهید آورد. و در اینجا نحوه استفاده از Chat GPT آورده شده است:Can you create user flow for a [app type]?‌با استفاده از ChatGPT، جریان های کاربر را برای برنامه‌ها ایجاد کنید3. ایجاد سیستم طراحی (Design System) با استفاده از ChatGPTسیستم‌های طراحی، ثبات، کارایی و کیفیت را در پروژه‌های طراحی تضمین می‌کنند، اما ایجاد آنها می‌تواند پیچیده و زمان بر باشد. ChatGPT می‌تواند با ایجاد سیستمی متناسب با نیازهای شما، پوشش تایپوگرافی، پالت‌های رنگی، شبکه‌های طرح‌بندی و نمادنگاری (iconography) به شما کمک کند.Write a design system documentation for a [UI Element]? Represent in a table with the states like default, clicked, hover, active, focus, and disabled. Describe these states with design token (colour, font)سیستم طراحی را با استفاده از ChatGPT ایجاد کنید4. ایجاد پالت رنگ با استفاده از ChatGPTبا استفاده از قدرت هوش مصنوعی، ChatGPT طیفی از رنگ‌ها را توسعه می‌دهد که متناسب با شخصیت و سبک برند شما هستند و در وقت و انرژی شما صرفه‌جویی می‌کنند.Can you suggest primary, secondary and tertiary colors for an [App / Website]? Represent in a table.5. آماده‌سازی سوالات مصاحبه کاربربا ChatGPT مانند یک حرفه‌ای برای مصاحبه‌های کاربر آماده شوید. در مورد بهترین سؤالات برای پرسیدن و نحوه ساختار مصاحبه خود، همه در یک مکان، بینش دریافت کنید. همین امروز می‌توانید تحقیقات کاربر خود را ارتقا دهید.Generate a user interview questions for an [Idea/App].6. ساخت پرسونا با استفاده از ChatGPTبا ساختن پرسونای کاربر با ChatGPT، کمپین‌های بازاریابی موثر ایجاد کنید و مخاطبان خود را بهتر درک کنید. بینش‌های ارزشمندی در مورد جمعیت شناسی، رفتارها و انگیزه‌ها به دست آورید.Can you create a user persona for an [App/Website]? Represent in a table.با استفاده از ChatGPT یک User Persona ایجاد کنید7. استفاده از ChatGPT برای تجربه نویسی وبسایت (UX Writing)آیا از تجربه نویسی وبسایتی که نمی‌تواند مخاطبان شما را جذب کند خسته شده‌اید؟ من هم مثل شما، تا اینکه ChatGPT را امتحان کردم. در حال حاضر، من می‌توانم طراحی‌های بهتری انجام دهم زیرا دیگر از Lorem Ipsums استفاده نمی‌کنم. با قابلیت‌های مبتنی بر هوش مصنوعی ChatGPT، می‌توانید محتوای شخصی‌شده و باکیفیت تولید کنید که کاملاً متناسب با برند شما باشد و با مخاطبان هدف شما صحبت کند. این راه سریع را امتحان کنید و تجربه کاربری وب سایت خود را با کپی جذاب ارتقا دهید.You’re a UX writer now. Generate 10 versions of 404 error message for a [App/Website].از ChatGPT برای تجربه نویسی وبسایت‌ها استفاده کنید8. صحبت با مشتریان رنج‌آوراکنون می‌توانیم از ChatGPT برای ایجاد پیامی حرفه‌ای و زیرکانه استفاده کنیم و در عین حال نیاز آنها به پرداخت را به شیوه‌ای واضح و مختصر بیان کنیم. رسیدگی به برخی از مشتریان رنج‌آور برای من معجزه می کرد.Negotiate with a client who hasn&#x27;t paid me the final amount even after delivering the project. Can you generate a message I can send him?با استفاده از ChatGPT ایمیل و پیام بنویسیدجمع‌بندیبه طور خلاصه، این نگرانی که هوش مصنوعی جایگزین طراحان شود، بی اساس است. درست مانند ماشین‌حساب‌ها که جایگزین ریاضی‌دانان نشد، هوش مصنوعی نیز جایگزین طراحان نخواهد شد. در عوض، هوش مصنوعی ابزارها و قابلیت‌های جدیدی را برای افزایش کارایی و خلاقیت طراحان ارائه می‌دهد.من این را به عنوان یک برگه تقلب یا CheatSheet سریع ایجاد کردم تا به شما کمک کنم روند پروژه‌های طراحی خود را تسریع کنید.منبع</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Fri, 31 Mar 2023 18:33:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>UI/UX - ادامه‌دار بودن لیست رو چطوری نشون بدیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-ux-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%85-wmrtqjaa78lu</link>
                <description>سلام. برام خیلی پیش اومده تو پروژه‌های مختلف و تو گجت‌های مختلف اونم با سبک‌های طراحی متفاوت به کاربر بفهمونم که خانم/آقا این لیست ادامه دار هستش لطفا آیتمهای دیگه رو هم اسکرول کن ببین!شاید بگید اینو همه اکثرا متوجهن و نیازی به اینکار نیست.اما به شخصه بیشتر پروژه‌هایی که کار کردم مخاطبای هدفشون رو کاربرهایی فرض کردن که متوسط رو به پایین از موبایل چیز زیادی سرشون نمیشه و فن فناوری نیستن. به همین خاطر باید جوری ایده داد که مناسب این قشر باشه و همه چیز قابل فهم باشه.من چند تا ایده رو که تا الان ازشون استفاده کردم رو لیست میکنم. البته میدونم که خیلیاشو میدونید? ولی دیگه به روتون نیارید:نصفه کردن آخرین آیتماین چیزیه که کاربر میره دنبالش تا بتونه آیتم رو کامل ببینه. چون یه حس کنجکاوی مانندی درست میشه در کاربر. اینجا می‌تونید آیتم آخر لیست رو جوری تنظیم کنید که یه تیکه از بالای متن آیتم دیده بشه و کاربر رو ترغیب کنه به اسکرول. مثل نمونه زیر:نمایش اسکرول‌بار (overflow = visible)این بستگی به سیستم‌های طراحی داره. مثلا ممکنه برای نرم‌افزار دسکتاپ طراحی انجام بدید که عموما اسکرولبار همیشه دیده میشه و در کاربرای این سیستم‌ها به یه عادت تبدیل شده که همیشه اسکرولبار دیده بشه.اما اگه بیایم رو متریال دیزاین یا فلت یا فلوئنت دیزاین، می‌بینیم که اسکرولبار اکثرا بصورت مخفی هستن و با اسکرول کردن میشه نوار لغزنده اسکرولبار رو دید.خب در این حالت که اسکرولبار همیشه مخفیه می‌تونیم، با فعالسازی حالت ویزیبیلیتی اسکرولبار، اونرو نمایش بدیم. اینجوری تا حدود زیادی کاربر متوجه میشه که &quot;آها این لیست ادامه داره&quot;.استفاده از گرادیانت (من بهش میگم fade)می‌تونید در ابتدا و انتهای لیست یه لایه گرادیانت از سفید به رنگ بی‌رنگ بذارید. مثل نمونه زیر:لاینکار رو ما تو پروژه نرم‌افزار طلافروشی کیمیا انجام دادیم. به اینصورت که هر چقدر کاربر به انتها یا ابتدای لیست نزدیک می‌شه، فید هم محوتر میشه و در نهایت مخفی. البته قابلیت کلیک رو هم بهش اضافه کردیم که کاربر می‌تونه روش هم کلیک کنه و اسکرول کنه تو لیست.قرار دادن باتن &quot;ادامه&quot;تو این روش ته لیست یه باتن (لینک/ آیتم یا هر چیزی که صلاح می‌دونید) میذاریم و با کلیک روی اون ادامه لیست برامون باز میشه. اگه بخوام این ایده رو تکمیل‌ترش کنم از طراحی رفتار هم استفاده می‌کنم تا کاربر رو مجبور کنم روش کلیک کنه. چطوری؟می‌تونم  تعداد نتایجی که در ادامه لیست وجود داره و هنوز کاربر اونا رو ندیده رو روی کپشن این باتن بنویسم. مثلا کپشن میشه اینطوری: &quot;نمایش 230 آیتم دیگر&quot; یا &quot;ادامه نتایج (بیش از 200 مورد)&quot;. من ux writing خوبی ندارم متاسفانه. کپشن رو خودتون بهبود بدین ?ما اینو روش رو توی یک وب اپ (باز مربوط به صنف طلا) قراره که پیاده کنیم و این مشکل رو که کاربرامون فکر می‌کردن لیست تموم شده رو حل می‌کنیم تا حدودی.خلاصه اینکه میتونید از تکنیکهای طراحی رفتار (Behaviour Design) هم استفاده کنید.ادغام شماره‌گذاری لیست با حرکت اسکرولاین روش رو دیجیکالا به شکل کاملا حرفه‌ای انجام داده. اگه در دیجیکالا (نسخه مربوط به سال 1401) به عنوان مثال وارد دسته‌بندی لپتاپ بشید و اسکرول کنید به سمت پایین. همش انتظار دارید اون شماره‌گذاری صفحه بعد از 30-40 آیتم دیگه دیده بشه.اما این اتفاق نمی‌افته و اسکرول کردن رو باید ادامه بدید تا حدود 100 آیتم فکر کنم. یهو میرسید به ته نتایج و می‌بینید که عه شماره صفحه روی 4 یا 5 قرار داره. میگید من که اینو نزدم. ممکنه اولش گیج کننده باشه اما بعدش متوجه می‌شید که دیجیکالا اینجا خواسته یه کار پرتکرار رو از بین ببره تا حدودی و از طرفی کاربر رو با اسکرول خودکار و ناتمام اذیت نکنه!شما هم اگه ایده‌ای دارین تو نظرات بگین تا بیشتر تعامل داشته باشیم در این مورد??</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Jul 2022 16:41:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری با کاربر (برای طراحی UX) مصاحبه کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sendous/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-ux-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-ydpqon2y1tgw</link>
                <description>مرحله 1 - ملاقات با شرکت کنندهملاقات با غریبه‌ها گاهی اوقات می‌تواند ناخوشایند باشد. ممکن است ندانید چکاری انجام دهید.شما به عنوان یک طراح UX وظیفه‌تان این است که به شرکت کنندگان خود احساس آرامش و آسودگی دهید. اما چگونه؟ در ادامه با نکاتی آشنا خواهید شد که شما را در شروع مصاحبه از افراد غریبه کمک می‌کند.ایجاد رابطه دوستانهسوالاتی مانند &quot;امروز چطوری گذشت؟&quot; بپرسید. سوالاتی که باعث می‌شود یخ جلسه باز شود. این گونه سوالات باعث می‌شود بتوانید یک رابطه دوستانه با شرکت کننده خود ایجاد کنید.تشکر کردناز حضور شرکت کننده تشکر کنید. تشکر از کاربران بخشی از ایجاد یک رابطه دوستانه است. این کار باعث ایجاد حس ارزشمند بودن نظرات و زمان برای آنها می‌کند.سوالات سادهمصاحبه را با سوالاتی شروع کنید که پاسخ دادن به آنها برای شرکت کننده ساده است. اینکار باعث تقویت اعتماد به نفس آنها می‌شود.به شرکت کننده این را بگویید که هیچ پاسخ درست یا غلطی وجود ندارد!مرحله 2 - انجام مصاحبهدر مصاحبه باید واضح و مختصر صحبت کنید و آداب را رعایت کنید.سوالات باز پرسید (سوالاتی که با &quot;چرا&quot; یا &quot;چی&quot; شروع می‌شوند). سوالاتی که به &quot;بله&quot; یا &quot;خیر&quot; منجر می‌شود را نپرسید.سوالات بعدی را هم در نظر داشته باشید. ممکن است یک پاسخ از طرف کاربر منجر به ایجاد یک پرسش شود که باید برای آن سوالی در ذهن داشته باشید تا بتوانید عمیق‌تر وارد جزئیاتش شوید.مرحله 3 - یادداشت برداریحین اینکه مصاحبه انجام می‌دهید و حرف‌های کاربر را گوش می‌دهید باید نقل قول‌های مهم و برجسته را هم یادداشت برداری کنید. این نقل قول‌ها شاخص‌های عالی از افکار و احساسات کاربر را نشان می‌دهند.از مشاهداتی همچمون خلق و خو، حالات، زبان بدن و رفتارهای مربوط به کاربران هم باید یادداشت برداری کنید. این موارد در آینده در ایجاد نقشه همدلی به درد خواهد خورد.همچنین بهتر است حین یادداشت برداری، فیلمبرداری هم کنید. در ثبت اتفاقات می‌تواند کمک زیادی به شما کند.مرحله 4 - پایاناز کاربر بخواهید اگر نکته‌ای باقی مانده یا سوالی هست که بهتر بود پرسیده شود اما نپرسیدید را بگوید.در نهایت از آنها تشکر کنید و با آنها خداحافظی کنید.</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jan 2022 09:18:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تهدیدها و فرصت‌های هوش مصنوعی برای طراحی تجربه کاربری</title>
                <link>https://virgool.io/@sendous/aiml-uiux-ndbz43meb9tx</link>
                <description>این روزا کسب و کارا سعی می‌کنن با بهره‌گیری از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین یه سری فرایندهای دستی رو اتومات کنن و به کسب و کارشون سرعت و کیفیت و دقت ببخشن.تو این مقاله تصمیم گرفتم گوشه‌ای از تحقیقاتم پیرامون تاثیرات استفاده از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین (AI/ML) در طراحی تجربه کاربر و رابط کاربر (UI/UX) رو براتون بنویسم تا ببینیم هوش مصنوعی تا چه حد میتونه طراحان تجربه کاربر رو کارآمدتر کنه و اینکه چه تاثیری می‌تونه روی آینده شغلی اونها داشته باشه؟هوش مصنوعی و یادگیری ماشین و طراحای تجربه کاربر شباهت‌هایی باهم دارن. هر دو داده ها رو جمع می‌کنن و بعد از تجزیه و تحلیل می‌تونن رفتار و اخلاقیات کاربرا رو پیش بینی کنن. چت بات، اتومبیل خودران، مترجم گوگل، الکسا و امثالهم با استفاده از هوش مصنوعی و داده‌های تاریخی می‌تونن ارائه‌ی خدمات خودشون رو زیاد کنن.قدرت دادن به فرایندهای UX از طریق هوش مصنوعیاولین دلیل استفاده از هوش مصنوعی/یادگیری ماشین در طراحی UX کاهش نیاز به توجه طراح هستش. این فناوری می‌تونه فرایندهای طراحی تجربه کاربر یا رابط کاربر رو از تجزیه و تحلیل داده‌ها گرفته تا انجام طراحی رو انجام بده و باعث بهبود تجربه کاربر بشه.تجزیه و تحلیلهوش مصنوعی می‌تونه انبوهی از داده‌های جمع آوری شده توسط طراحای UX رو تجزیه و تحلیل کنه و نتایج معنی‌داری رو ارائه بده. به عنوان مثال: هوش مصنوعی می‌تونه یه سری پرسشنامه برای جمع آوری داده از کاربرا ایجاد کنه و اونها رو تجزیه و تحلیل کیفی کنه.طراحی جریان کاربر یا Flow Diagramیکی از خلاقانه‌ترین مراحل طراحی تجربه کاربر همین مرحله‌ست. توسط این مرحله میشه نیازها و تجربه‌ای که می‌خوایم کاربرا داشته باشن رو بهتر درک کرد. حالا با استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی می‌شه برا اساس یه سری الگوهای تاریخی بدست اومده از کاربرا، جریان کاربر یا flow diagram رو شکل داد.وایرفریمحتی با کمترین داده‌ها، هوش مصنوعی می‌تونه جریان‌های کاربر رو ایجاد کنه. وقتی هوش مصنوعی محتوا و جریان رو درک کنه، به راحتی می‌تونه وایرفریم‌ها رو تولید کنه. در نهایت تنها کاری که طراح UX باید انجام بده اینه که طرح رو بازبینی یا ویرایش کنه. همینتست A/Bنمونه‌ی این رو می‌شه در ابزارهای تست A/B آنلاین دید. با رسد رفتار کاربرا و تجزیه و تحلیلشون این ابزارها می‌تونن بهترین راه حل رو ارائه بدن.برخی از تاثیرات هوش مصنوعی و یادگیری ماشین AI/ML بر طراحی UI/UXتجزیه و تحلیل کارآمد داده‌هاطراحای تجربه کاربر تا حد معینی بعد از تجزیه و تحلیل داده‌ها طراحی رو شروع می‌کنن. هوش مصنوعی می‌تونه اقیانوسی از داده‌ها رو در کسری از ثانیه تجزیه و تحلیل کنه و نتایج مفیدی ارائه بده. تصور کنین محصولاتی که بعد از تجزیه و تحلیل طراحی و تولید می‌شن چقدر می‌تونن تجربه کاربر رو بهبود بدن.ایجاد پیوند بین انسان و هوش مصنوعی‏دستیارهای صوتی مثل سیری و الکسا نمونه‌های کاملی از پیوند انسان و هوش مصنوعی هستن. با بدست آوردن و تجزیه و تحلیل مقدار زیادی داده‌ها از کاربرا، یک هوش مصنوعی می‌تونه به طور قابل اعتمادی رفتار انسان رو پیش بینی کنه و با اینکار به توسعه پیوند انسان و هوش مصنوعی کمک کنه. همچنین طراحای UX هم می‌تونن به عنوان اهرم پیوند انسان و هوش مصنوعی برای بهبود تجربه کاربر، در طول فرایند برنامه توسعه باشن.‏هدف از هوش مصنوعی کمک به افراد برای بالا بردن بهره وری در انجام کارهاشونه. هوش مصنوعی به طراحای تجربه کاربر کمک می‌کنه تا تجربیات شخصی شده‌ای رو متناسب با نیازهای شخصی تک تک کاربرای یک پلتفرم یا اپ و ... ایجاد کنن.هوش مصنوعی هنوز کامل نیست و مهمترین رکن هوشمندی یعنی فکر کردن رو نداره و در مسائل پیچیده‌ای که طراحای تجربه کاربر به راحتی می‌تونن از پسش بربیان کاری نمی‌تونن بکنن. با این وجود در حال حاضر اونها جایگزین طراحای تجربه کاربر نمی‌تونن باشن و نیاز به تکمیل شدن دارن. اما اگه زمانی هم به سطح فکری قابل قبولی رسیدن و توانایی حل مسائل پیچیده رو داشتن، طراحای تجربه کاربر می‌تونن در انجام کارای پیچیده‌تر مثل ساخت معماری‌های پیچیده یا تولید کامل کد ازشون استفاده کنن. یا اینکه می‌تونن یه سری کارای ناتموم رو که از چشم طراح مخفی شده رو انجام بدن.باز کردن پتانسیل کامل هوش مصنوعی می‌تونه فرصت‌های نامحدودی رو برای مشاغلی که از هوش مصنوعی برای بهبود تجربه کاربر، محصول و فرآیند طراحی UX استفاده می‌کنن، ایجاد کنه.حالا به نظر شما هوش مصنوعی می‌تونه آینده طراحی تجربه کاربر رو متحول کنه؟ یا همه‌ی اینها در حد یه خوابه؟ نظرتون رو برام بنویسید خوشحال میشم :)</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jan 2022 02:23:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربیات شخصی من از  نوشتن برنامه روزانه</title>
                <link>https://virgool.io/@sendous/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-nr82zz7ayf4o</link>
                <description>سلام. تقریبا دومین هفته‌ست یه زندگی آروم  و با انرژی و انگیزه رو دارم تجربه می‌کنم.به دلیل متاهل شدنم و شروع چندین پروژه‌ی شخصی مختلف بطور همزمان، مدتی بود که استرس و فشار زیادی روم بود و نمیتونستم آروم باشم. خیلی ضعیف شده بودم و با یه مشکل کوچیک تو پروژه‌هام میکشیدم کنار و برای خودم و همسرم وقت نداشتم و خلاصه وضعیت اصلا خوب نبود و کلا کلافه بودم.دنبال راه حل بودم که حرف محمد صادق (برادر کوچیکترم) یادم افتاد که تو یه درد و دل باهم این مشکلات رو بهش گفته بودم و اونم پیشنهاد داده بود کارهام رو برنامه‌ریزی کنم. تازه کنکور داده بود و 2-3 سالی بود با برنامه‌ریزی دقیق و خیلی سخت‌گیرانه درس می‌خوند و تجربه خوبی براش داشت این کار.از طرفی هم قبلا به مدت خیلی محدودی زندگی با برنامه‌ای داشتم و لذت اینکار رو میدونستم.اوایل امسال (سال 1400) هم هدف‌گذاری سالانه‌ام رو کرده بودم ولی راستش رو بخواین نتیجه تا الان (دی‌ماه) زیاد جالب نبوده و متوجه شدم برای رسیدن به اهداف تقریباً طولانی مدت باید اونها رو به هدف‌های خیلی کوتاه مدت‌تر تقسیم کنم.این شد تا برنامه‌ی روزانه رو دوباره راه انداختم ?یکی از برنامه‌های روزانه‌ من راهنمای نوشتن برنامه‌ی روزانه؟تو این مدت کوتاه متوجه شدم نباید به خودم سخت بگیرم و یه لیست بلند پایه از 20-30 تا کار رو هر روز بنویسم! بلکه باید اول کار تا حد ممکن مختصر و ساده این برنامه رو نوشت. و بعد از عادت کردن به این روش زندگی، میشه لیست رو بلندتر هم کرد. این پایین یه سری از تجربیات شخصیم رو نوشتم که ممکنه برای هر کسی یجور باشه:1- با کارهای ساده و راحت شروع کنید. کارهایی که پیچیدگی خاصی ندارن و راحت میشه  انجامشون داد. مثلاً:کتاب خوندندوش گرفتنپادکست گوش دادنورزش کردن...2- برای یه سری کارها حداقلی قائل بشید. مثلاً برای کتاب خوندن بگید روزانه حتما باید حداقل 4 صفحه کتاب بخونم. یا برای پیاده روی بگید حداقل باید 8000 قدم بردارم و از این چیزا3- سعی کنید اول کاری محدودیت زمان اجرا نذارید برای همه‌ی کارها. محدودیت گذاشتن برای اجرای برنامه‌ی روزانه آدم رو زده میکنه!اینطوری ننویسید:&quot;پیاده‌روی از ساعت 8:30 صبح تا 9:30&quot; اینجوری اگه نتونید سر زمان انجامش بدید، مایوس میشید.4- قبل خواب سعی کنید برنامه فردا رو بنویسید. این زیاد اجباری نیست البته. من خودم خیلی وقتا صبح زود پا میشم و برنامه روز قبل رو پاک میکنم و برنامه امروز رو مینویسم. زیاد رو این مورد حساسیت ندارم. اما بهتره که قبل خواب برنامه فردا نوشته بشه.5- یه سری برنامه‌ها که همیشه باید انجامشون بدید رو ننویسید و برید سراغ کارهای متفاوت‌تر. اونا رو میتونید ذهنی یادداشت کنید. من خودم پیاده‌روی، کار تو شرکت، نون خریدن یا چک کردن روزانه‌ی سایت‌های فناوری رو نمینویسم. چون یه چیز تقریبا ثابت هستن و میدونم که باید هر روز انجامشون بدم.6- کارهایی که انجامشون و اتمامشون بهتون انگیزه میده رو سعی کنید حتما یادداشت کنید. انجام اینکارها انرژی و انگیزه خوبی دارن.چیزایی که نوشتم تجربه‌ی من در طول تقریبا 2 هفته با برنامه زندگی کردن بود که همه‌اش رو مدیون هدف‌گذاری اول سال می‌دونم. اگه امسال هدف‌گذاری نمی‌کردم، قطعا برنامه‌ی روزانه‌ای هم در کار نبود. برنامه‌های روزانه انگیزه و امیدی هستن که هممون تو این روزا بهش نیاز داریم.خوشحال میشم شما هم این زیر از تجربیاتتون برام بنویسید ;)</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Dec 2021 09:39:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوار پیشرفت (Progress Bar) و ارتباط آن با سلامتی انسان</title>
                <link>https://virgool.io/@sendous/%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-f646d59d3faj</link>
                <description>برد مایرز در سال 1985 تحقیقی در مورد اینکه &quot;آیا نوار پیشرفت یا همون کنترل Progress Bar روی تجربه کاربر تاثیر داره یا نه؟&quot; انجام داد.نتیجه این بود که نوار پیشرفت روی تجربه کاربرها تاثیری نداره و براشون مهم نیست نمایشگر درصد پیشرفت، میزان دقیق پیشرفت رو بهشون نشون بده. مهمترین چیز برای کاربرا وجود داشتن نوار پیشرفت بود و بس.چون وجود داشتن کنترل نوار پیشرفت به کاربرا این اجازه رو میده که در طول پیشرفت برن و کارهای خرد و ریزشون رو انجام بدن.خب تا اینجا فقط اهمیت این کنترل رو بهتون نشون دادم.نوار پیشرفت (Progress Bar) حالا چیکار کنیم نوار پیشرفت باعث تجربه لذت بخش بشه؟اینو قبول دارین که رانندگی با سرعت ثابت خسته کنندست و آدم رفته رفته حس میکنه داره کندتر میره؟ یا انجام کارهای تکراری حوصله سر بره. یجورایی این چیزا هیجان ندارن. نوار پیشرفت هم اگه با یه سرعت ثابت (مثلاً در هر ثانیه یک درصد) حرکت کنه هم خسته کنندست. حتماً یبار اینو تو برنامه های مختلف تست کنین!اما اگه بیایم و کاری کنیم که تو ثانیه های اول، نوار پیشرفت مثلاً یهویی بره تا 60 درصد (یه حرکت انفجاری). کاربرا رو با این کارمون به وجد میاریم. اونا با دیدن این صحنه باور میکنن که واقعاً داره یه اتفاق هایی میافته و کاری که در حال انجامه واقعاً داره پیشرفت میکنه. این برا کاربرا هیجان انگیزه! بعد این این حرکت یهویی نوار پیشرفت تا 60 درصد، میشه به سرعت واقعی برگشت.نتیجهخلاصه که نوار پیشرفت دیدی از ابتدا و انتهای یه کار میده. شما میتونید با این نوار پیشرفت حس خسته کننده بودن و آزاد دهنده بودن کارها رو کم کنید و با افزایش سرعت اولیه و سپس برگشت به همان سرعت اولیه یجوری به کاربر القا کنید که &quot;آره، اون پشت داره یه حرکتهایی زده میشه&quot;.به نظرم این حرکت استرس رو کم میکنه و یجورایی با سلامت بدن ارتباط مستقیم داره ;)</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Apr 2021 11:22:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روشی برای اینکه به کاربر بگیم اینجا باید راست کلیک کنه</title>
                <link>https://virgool.io/@sendous/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%84%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%86%D9%87-rhfewagkel5x</link>
                <description>بعد از 5 سال بالاخره نوبت تسک &quot; کاربر چطوری باید بفهمه این قسمت باید راست کلیک کنه؟ &quot; تو برنامه کیمیا رسید.محیط برنامه کیمیا که یه نرم افزار حسابداری دسکتاپه، جوری طراحی شده که به کاربر داره میگه: ببین! تو توی این برنامه فقط میتونی چپ کلیک کنی! فکر راست کلیک رو از سرت بنداز صحرا! خب اگه بخوایم بقیه برنامه‌های حوزه دسکتاپ رو هم نگاه کنیم، اکثراً راست کلیک تو محیط برنامه‌شون خیلی کمه.خب این از مقدمه. حالا هر کی راست کلیک براش چالش بوده تا به الان، التماس دعااول از همه عکس پایین رو نگاه کنید:کادر سفید &quot;تراز&quot; - بخش تراز روزانه و ماهانه و ...ما قرار بود تو این بخش کوچیک دو تا گزینه &quot;روزانه و ماهانه&quot; رو نشون کاربر بدیم. کاربر باید میتونست تو این قسمت کوچیک تراز رو روی روزانه یا ماهانه تنظیم میکرد و نتیجه رو که یه مقدار عددی هست همون لحظه میدید. طبق معمول ایده‌های ناپخته زیادی مطرح شد و خیلیا هم از ذهن گذر کرد و واقعاً خجالت آور بود گفتنشون :)من دیگه اینجا به ایده‌ها اشاره‌ای نمی‌کنم و فقط میخوام راه حل نهایی رو که یادم نیست از کجا به ذهنم رسید مطرح کردم رو بگم.آها یادم اومد. اون لحظه که داشتم رو این چالش فکر میکردم، یدفعه یاد این کرسر یا همون نشانگرهای انیمیشنی ماوس افتادم. که مثلاً کنار فلش ماوس یه لودینگ میاد یا همچین چیزایی.اون لحظه بود که گفتم: خب الان میشه ایده‌ مجتبی (راست کلیک دار کردن بخش تراز) رو با نشانگر انیمیشنی ادغام کرد و یه چیز تقریباً پخته‌ای تحویل کاربرا داد. ایده شروع شد به پیاده سازی کردن. طبق معمول فرانتش با من بود و بک اندش با مجتبی (برنامه‌نویس کیمیا).تا حالا کرسر طراحی نکرده بودم که برای اولین بار با نرم‌افزار Axialis CursorWorkshop تجربه‌ش کردم. یکم بدقلق بود ولی آخرش یه چیز قابل قبول تونستم دربیارم ازش.و بالاخره نتیجه:کلید راست ماوس توی حالت &quot;ماوس هاور&quot; چشمک قرمز میزنهاینجا نتونستم کلیپش رو بذارم. ولی چیز باحالی از آب دراومده انصافاً. کاربرایی هم که درخواست داده بودن کاملاً راضی بودن از این حرکت. و شادیشون رو بعد از دیدن این ویژگی با ما تقسیم کردن.این قابلیت رو تصمیم گرفتیم تو قسمتهایی از برنامه که قبلاً راست کلیکی بودن استفاده کنیم. تو این ایده چیز جدیدی اضافه نشد و فقط کرسر ماوس بهبود داده شد.پس نتیجه میگیریم که همیشه حذف و اضافه کردن رو سر لوحه طراحی‌هامون قرار ندیم. یه سری چیزا رو میشه بهبود داد و نتیجه بهتر و به صرفه‌تری گرفت ;)- شما راه حل بهتری برای &quot; نشون دادن اینکه اینجا قابلیت کلیک راست داره &quot; دارین؟</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Mar 2020 13:35:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکنیکی برای انتخاب رنگ مناسب</title>
                <link>https://virgool.io/@sendous/selection-color-jivjzwgymv6x</link>
                <description>من توی انتخاب رنگ خیلی ضعیف بودم. حتی با اینکه بهم طراح UI/UX می‌گن، اسم رنگها رو قاطی می‌کنم و بعضیا رو هم نمیدونم چیه اسمشون :) البته به نظر من دونستن اسم رنگ زیاد مهم نیست و بیشتر نتیجه کار مهمه.آدم وقتی یه رنگی رو زیاد باهاش کار می‌کنه، چشماش بهش عادت می‌کنن و به نوعی وابسته اون رنگ میشن. من خودم این مدلی‌ام و با نگاه کردن زیاد به یه رنگ، چشمام بهش اتصالی پیدا می‌کنن :)اینسپکت کروم از همین مقالهاز این مشکل رنج می‌بردم که یهو یه فکری زد به سرم (نمیدونم از کجا اومد اصلاً ?)« بر هم زدن تمرکز »آدم وقتی تمرکزش بهم بخوره یه سری چیزا رو هم فراموش می‌کنه در لحظه. گفتم منم تمرکزم رو بهم بزنم ببینم می‌تونم تو ذهنم یه اختلالی درست کنم یا نه.روشی که برای بهم زدن تمرکز انتخاب کردم، نگاه کردن به یه سری اشیای رنگارنگ دور و برم بود. می‌خواستم با نگاه کردن به یه سری رنگ ، انتخاب‌های ذهنم رو توی رنگبندی بازتر کنم و بهش بگم که بابا فقط این رنگ نیست که، رنگهای دیگه رو نگاه کن اینا هم شاید خوب باشن.داشتم یه بنر تبلیغاتی میزدم برای شرکت کیمیا (هنوز بعضی وقتا مجبورم گرافیک هم کار کنم؛ با اینکه خوشم نمیاد) و این ترفند رو روش پیاده کردم و نتیجه داد. گفتم برا شما هم بنویسم شاید به دردتون خورد.حالا شما هم اگه روش خاصی برای انتخاب رنگ توی طراحی‌هاتون دارین، تو بخش نظرات بگین یکم بحث کنیم شاید به یه نتیجه بهتری رسیدیم ;)</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jul 2019 08:32:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعیین نقطه شروع در طراحی رابط کاربری</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/emphasize-a-point-b3kxghged7sz</link>
                <description>هر رابط کاربری برای خودش باید یه نقطه شروع روشن و واضحی داشته باشه. چون بازدید کننده‌ها می‌خوان بدونن کجا رو باید نگاه کنن و این وظیفه طراح هستش که چشم کاربر رو هدایت کنه.پس توی طراحی رابط کاربری، نقطه شروع رو مشخص کنیم تا کاربر به محض ورود گیج نزنه که باید از کجا شروع کنه و در نهایت از صفحه خارج بشه!وبسایت نیک کلندانقطه شروع توی رابط کاربری های مختلف متفاوته. ممکنه یه باتن باشه، عنوان صفحه باشه، عکس باشه یا هر چیز دیگه ای. فقط شما وظیفه‌تون اینه که اون نقطه شروع رو به بهترین حالت دیده شدن خودش دربیارید که کاربر به محض ورود چشمش به اون بیافته و از اونجا شروع به خوندن مقاله یا استفاده از امکانات اپ یا هر چیزی که هدفه بکنه.زیاد نمیتونم ویرگول سر بزنم، اگه سوالی داشتید از راه‌های زیر هم میتونید بپرسید تا سریعتر جوابش رو بگیرید ;)ایمیل: sendous69@gmail.comاینستاگرام: sendousmتلگرام : sendousدریبببل: sendous</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jun 2019 07:35:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری اسکچ (Sketch) بزنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sendous/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DA%86-%D8%B2%D8%AF%D9%86-yooofwinzmh9</link>
                <description>توی طراحی UI/UX (رابط کاربری و تجربه کاربری) اپلیکیشن، وب‌سایت یا برنامه‌های کامپیوتری، طبق چیزی که تو مقاله &quot;اسکچ زدن چیه؟ فقط توی 6 خط&quot; گفتم، اولین مرحله بعد از جمع‌آوری اطلاعات کاربرهای هدف، اینه که طراح UI این اطلاعات رو از تیم UX میگیره و به اسکچ یا نقاشی تبدیل میکنه. این تبدیل کردن اطلاعات به اسکچ خودش دو مرحله ست که تو این مقاله قصد دارم انواع اسکچ زدن رو براتون توضیح بدم با مثالانواع اسکچ :اسکچ با جزئیات پایین (Low Fidelity)نمونه‌ای از اسکچ LF یک وب‌سایت - اسکچر: مهدی منافی  توی این نوع اسکچ هدف فقط در اومدن طرح اولیه با صرف مدت زمان کم هست تا یک دید خییییلی کلی به پروژه داشته باشیم. باید سعی بشه از متن استفاده نشه و طوری اجزا و بخش ها نقاشی شده باشن که قابل فهم باشن (و این هم یه سری استانداردهایی داره که میتونید گوگل کنید یا منتظر مقالات بعدی باشید)برای اینکه بیشتر وارد جزئیات نشید یک ترفند وجود داره و اونم اینه که میتونید از ماژیک با نوک کلفت استفاده کنید. چون با ماژیک جای زیادی برای نوشتن ندارید و مجبورید که قید متن نویسی رو بزنید :))اسکچ با جزئیات بالا (High Fidelity)نمونه‌ای از اسکچ HF یک وب‌سایت - اسکچر: مهدی منافی اسکچ HF تکمیل کننده اسکچ LF محسوب میشه. بعد از اینکه تیم توسعه دهنده و یو ایکس و خودتون اسکچ LF رو تایید کردید، میرید مرحله بعد که تکمیل کردن اسکچ LF هستش. توی این مرحله هم باید سعی کنید زمان رو لحاظ کنید ولی جزئیات رو دقیقتر از مرحله قبل ذکر کنید که قابل فهم برای همه باشه و مخصوصاً خودتون.یجوری متنهای کمکی یا عناوین رو بنویسید که اگه بعد از چند ماه هم اومدید رو پروژه، باز هم همه چی دستتون بیاد که چی به چیه. به عنوان مثال: اگه توی منوی فوتر سایت در مرحله LF اومده بودید و بجای متن چند تا خط زیر هم کشیده بودید، الان دیگه باید اون خطوط عناوین منوی اصلی سایت باشه.من خودم این دو مرحله رو ادغام کردم با همدیگه تا سرعت کار بره بالاتر. و اینم بگم که بعضی جاها اصلاً شاید اسکچ لازم نباشه (بسته به اون قسمت پروژه داره!) و خیلی پیش اومده که خودم از این مرحله پریدم :)خیلی خلاصه گفتم. سوالی بود همینجا بپرسید جواب میدم ;) </description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Wed, 03 Apr 2019 01:23:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسکچ زدن چیه؟ تو 6 خط</title>
                <link>https://virgool.io/@sendous/what-sketch-nj5fhefttcs7</link>
                <description>bennadel وبلاگ اسکچ زدن یا نقاشی کردن، تبدیل کردن یه سری اطلاعات هست که تیم یو ایکس از کاربرای هدف به طراح UI یا رابط کاربری میده. به عنوان مثال: تیم یو ایکس بهتون گفته که تعداد زیادی از کاربرهای هدف پروژه، توی تلگرام عکس محتوای سایتها رو برای دوستاشون به اشتراک میذارن. پس یگ گزینه نیاز داریم برای اشتراک گذاری تصاویر در تلگرام، تا کاربرها بتونن تصاویر رو اشتراک گذاری کنن تو تلگرام.حالا شما وظیفه دارین این اطلاعات رو بصورت بصری روی کاغذ نقاشی کنین. باید یک گزینه اشتراک‌گذاری تو تلگرام برای تصاویر سایت در نظر بگیرین. همین :)مقاله بعدی در مورد انواع اسکچ زدنه و اینکه کدوم روش بهتر و سریعتره</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Mar 2019 03:00:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترفند افزایش سرعت لودینگ در سایت یا اپ و یا نرم‌افزار</title>
                <link>https://virgool.io/@sendous/%D8%AA%D8%B1%D9%81%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B3%D8%B1%D8%B9%D8%AA-%D9%84%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%BE-%D9%88-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-wv3zgwp0fdql</link>
                <description>این داستان کوتاهی که میگم مربوط میشه به یک باگ که تبدیل شد به یک ویژگی مثبت و البته تاثیرگذار در نرم‌افزار کیمیا.اول از تخصص خودم بگم تا داستان گویاتر باشه. من تخصصم طراحی رابط کاربری و تجربه کاربری یا همون UI/UX هستش با استفاده از تکنولوژی WPF و زبان XAML. این تکنولوژی و زبان توی حوزه نرم‌افزارهای دسکتاپ کاربرد داره که بعد از اومدن اپ موبایل، بازارش خیییییلی کمرنگ شد. خب حالا که تخصصم رو متوجه شدید تا حدودی چیه، بریم سراغ ترفندی که از یه باگ شروع شد. قرار بود کنترل نوار پیشرفت (Progress Bar) توی xaml رو کاری کنم که موقع تغییر مقدار، به نرمی حرکت  انجام بگیره و مجبور شدم توی همون فرانت‌اند با کدهای xaml انیمیشن ریزی کار بذارم. بعد اینکار تغییرات رو به تیم بک اند تحویل دادم.در تست ریلیز، بچه ها متوجه یه باگ شدن. توی لودینگ بازیابی دیتابیس، در حالیکه عملیات در پشت صحنه تمام شده بود، ولی پروگرس بار به 100% نمیرسید و مثلاً توی 45% پنجره بازیابی دیتابیس بسته میشد.این مشکل بخاطر انیمیشن ریزی بود که با تاخیر داشت اجرا میشد.برای این مشکل تیم تست نرم افزار، کارتی توی ترلو درست کردن تا این مشکل رفع بشه، ولی بعد از دو سه بار تست تصمیم بر این شد که این باگ به عنوان یک قابلیت توی برنامه خواهد ماند.چرا همچین تصمیمی گرفته شد؟https://dribbble.com/bhavikpatelدلیلش این بود که کاربرها چون توقع داشتن پروگرس بار تا 100% پر بشه بعد عملیات تموم بشه و پنجره بسته بشه، یهو میدیدن که توی 65% عملیات تموم شد و چقدر سریع کارها داره انجام میگیره. یجورایی با روح و روانشون بازی کردیم با این باگ کوچیک.نتیجه : لازم نیست کاربر از عملیات پشت صحنه کاملاً آگاه باشه! اون دوست داره حس خوبی بهش دست بده. همین ;)</description>
                <category>مهدی منافی</category>
                <author>مهدی منافی</author>
                <pubDate>Thu, 14 Mar 2019 03:25:38 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>