<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سپهر زارع</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sepehrzare_1</link>
        <description>(Corporate Brand Consultant  (I/O Psychology Student</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 15:12:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1121758/avatar/Oa7IHF.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سپهر زارع</title>
            <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تله بنیانگذار؛ چطور سازمان‌های کارآفرینی به دره مرگ کشیده می‌شوند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%D8%AA%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-zq6fjw7w9wup</link>
                <description>تله بنیانگذار یکی از مشکلات رایج در سازمان‌های کارآفرینی است که می‌تواند تاثیرات منفی جدی بر روی رشد و توسعه شرکت داشته باشد. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف تله بنیانگذار و تاثیرات آن بر سازمان‌های کارآفرینی می‌پردازد و راهکارهایی برای مقابله با این پدیده ارائه می‌دهد.در فرآیند ایجاد و رشد یک شرکت، بنیانگذاران نقش کلیدی ایفا می‌کنند. با این حال، بسیاری از بنیانگذاران پس از راه‌اندازی و موفقیت اولیه شرکت خود، با مشکلاتی مواجه می‌شوند که می‌تواند به تله بنیانگذار منجر شود. تله بنیانگذار زمانی رخ می‌دهد که بنیانگذار به دلیل وابستگی به شرکت و مقاومت در برابر تغییرات، جلوی رشد و پیشرفت شرکت را می‌گیرد (Wasserman, 2012). این مقاله به بررسی ابعاد مختلف این پدیده و تاثیرات آن بر سازمان‌های کارآفرینی می‌پردازد.ابعاد تله بنیانگذاروابستگی احساسی به شرکتبسیاری از بنیانگذاران به شرکت خود وابستگی احساسی زیادی دارند و نمی‌توانند به راحتی از کنترل شرکت دست بکشند. این وابستگی می‌تواند باعث شود که بنیانگذاران نتوانند تصمیمات لازم برای رشد و توسعه شرکت را اتخاذ کنند (Gulati &amp; Sytch, 2008). وابستگی احساسی می‌تواند از احساس مالکیت و تعهد شخصی به شرکت ناشی شود که این امر می‌تواند به نوبه خود منجر به تصمیمات غیرمنطقی و احساسی گردد.مقاومت در برابر تغییراتبنیانگذاران معمولاً مقاومت زیادی در برابر تغییرات سازمانی و مدیریتی نشان می‌دهند. این مقاومت می‌تواند از عدم اعتماد به دیگران و ترس از از دست دادن کنترل ناشی شود (DeTienne &amp; Cardon, 2012). همچنین، مقاومت در برابر تغییرات می‌تواند به دلیل ترس از شکست و از دست دادن موقعیت فعلی بنیانگذار باشد.عدم تفویض اختیاریکی از مشکلات اصلی تله بنیانگذار عدم توانایی در تفویض اختیار به دیگران و تمرکز بیش از حد بر جزئیات است. این مشکل می‌تواند باعث کاهش کارایی و بهره‌وری سازمان شود زیرا بنیانگذار قادر به مدیریت همه جنبه‌های شرکت به تنهایی نیست (Wasserman, 2012).ترس از از دست دادن کنترلبنیانگذاران ممکن است از اینکه تصمیمات مهم به دیگران واگذار شود، بترسند. این ترس می‌تواند منجر به متمرکز کردن تمامی تصمیم‌گیری‌ها در دست بنیانگذار و عدم استفاده از نظرات و تخصص‌های دیگران در سازمان شود (Gulati &amp; Sytch, 2008).تاثیرات تله بنیانگذار بر سازمان‌های کارآفرینیکاهش رشد و نوآوریتله بنیانگذار می‌تواند باعث کاهش رشد و نوآوری در سازمان شود. بنیانگذاران معمولاً تمایلی به پذیرش ایده‌های جدید و ریسک‌های نوآورانه ندارند. این مسئله می‌تواند باعث شود که شرکت نتواند به سرعت با تغییرات بازار و نیازهای مشتریان هماهنگ شود (Gulati &amp; Sytch, 2008).افزایش نرخ خروج کارکنانکارکنان ممکن است به دلیل عدم امکان پیشرفت و توسعه در شرکت، تمایل به خروج از شرکت پیدا کنند. این مسئله می‌تواند باعث کاهش انگیزه و بهره‌وری کارکنان شود و در نتیجه به عملکرد کلی شرکت آسیب برساند (DeTienne &amp; Cardon, 2012).کاهش عملکرد مالیتله بنیانگذار می‌تواند منجر به کاهش عملکرد مالی شرکت شود. بنیانگذاران ممکن است تصمیمات غیرمنطقی و غیرکارشناسی بگیرند که به عملکرد مالی شرکت آسیب برساند. عدم توانایی در مدیریت مالی و ناتوانی در استفاده از منابع بهینه می‌تواند باعث کاهش سودآوری و رشد مالی شرکت شود (Wasserman, 2012).کاهش توانایی در جذب سرمایه‌گذارییکی از تاثیرات منفی تله بنیانگذار بر سازمان‌های کارآفرینی، کاهش توانایی در جذب سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذاران معمولاً به دنبال تیم مدیریتی حرفه‌ای و قابل اعتماد هستند که بتوانند شرکت را به نحو احسن مدیریت کنند. وجود تله بنیانگذار و عدم توانایی در تفویض اختیار می‌تواند به کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران و کاهش توانایی شرکت در جذب سرمایه‌گذاری منجر شود (Gulati &amp; Sytch, 2008).راهکارهای مقابله با تله بنیانگذارتفویض اختیار و تمرکز بر استراتژیبنیانگذاران باید یاد بگیرند که برخی از وظایف را به دیگران واگذار کنند و خود بر روی مسائل استراتژیک تمرکز کنند. این کار می‌تواند به کاهش فشار بر روی بنیانگذار و افزایش کارایی و بهره‌وری سازمان کمک کند (Gulati &amp; Sytch, 2008).ایجاد فرهنگ سازمانی باز و پذیرای تغییراتفرهنگ سازمانی باز و پذیرای تغییرات می‌تواند به کاهش مقاومت در برابر تغییرات کمک کند. بنیانگذاران باید تلاش کنند تا فرهنگی ایجاد کنند که در آن تغییرات و نوآوری‌ها مورد استقبال قرار گیرند و کارکنان احساس کنند که می‌توانند در فرآیندهای تصمیم‌گیری شرکت مشارکت کنند (DeTienne &amp; Cardon, 2012).استخدام مدیران مجرب و حرفه‌ایاستخدام مدیران مجرب و حرفه‌ای که بتوانند نقش‌های کلیدی را به عهده بگیرند، می‌تواند به کاهش تله بنیانگذار کمک کند. مدیران حرفه‌ای می‌توانند تجربیات و مهارت‌های لازم برای مدیریت موثر شرکت را به ارمغان بیاورند و به بنیانگذار در تفویض اختیار کمک کنند (Wasserman, 2012).آموزش و توسعه فردی بنیانگذارانبنیانگذاران باید تلاش کنند تا مهارت‌ها و دانش خود را در زمینه‌های مختلف افزایش دهند. آموزش و توسعه فردی می‌تواند به افزایش اعتماد به نفس و توانایی در تفویض اختیار و مدیریت بهتر سازمان کمک کند (DeTienne &amp; Cardon, 2012).مشاوره و پشتیبانی حرفه‌ایاستفاده از مشاوره و پشتیبانی حرفه‌ای می‌تواند به بنیانگذاران در مقابله با تله بنیانگذار کمک کند. مشاوران می‌توانند با ارائه راهکارها و استراتژی‌های مناسب به بنیانگذاران کمک کنند تا بتوانند به نحو احسن شرکت را مدیریت کنند و از بروز تله بنیانگذار جلوگیری کنند (Gulati &amp; Sytch, 2008).نتیجه‌گیریتله بنیانگذار یکی از چالش‌های جدی در سازمان‌های کارآفرینی است که می‌تواند تأثیرات منفی زیادی بر روی رشد و توسعه شرکت داشته باشد. با اتخاذ راهکارهای مناسب و ایجاد فرهنگ سازمانی مناسب، می‌توان از بروز این تله جلوگیری کرد و به رشد و موفقیت شرکت کمک نمود. بنیانگذاران باید تلاش کنند تا با تفویض اختیار، تمرکز بر استراتژی، ایجاد فرهنگ سازمانی باز و پذیرای تغییرات، استخدام مدیران مجرب و حرفه‌ای، آموزش و توسعه فردی و استفاده از مشاوره و پشتیبانی حرفه‌ای، از بروز تله بنیانگذار جلوگیری کنند و به رشد و توسعه پایدار شرکت کمک نمایند.سپهر زارع . دانشجوی روان شناسی صنعتی و سازمانی در جریان تهیه و تنظیم این پژوهش از منابع زیر بهره‌برداری شده است:· DeTienne, D. R., &amp; Cardon, M. S. (2012). Impact of Founder Experience on Exit Intentions. Strategic Entrepreneurship Journal, 6(3), 253-272.· Gulati, R., &amp; Sytch, M. (2008). Dependence Asymmetry and Joint Dependence in Interorganizational Relationships: Effects of Embeddedness on a Manufacturer&#x27;s Performance in Procurement Relationships. Administrative Science Quarterly, 53(1), 1-31.· Wasserman, N. (2012). The Founder&#x27;s Dilemmas: Anticipating and Avoiding the Pitfalls That Can Sink a Startup. Princeton University Press.</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Wed, 29 May 2024 18:11:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهار سوار آخرالزمان در یوحنا و چهارسوار شخصیت در آدم‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D9%88%D8%AD%D9%86%D8%A7-%D9%88-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7-bcp5xglydfgt</link>
                <description>چهار سوار آخرالزمان, یک نقاشی متعلق به سال ۱۸۸۷ کشیده شده توسط ویکتور وسنتسوف
در سیر مطالعاتی خودم رسیدم به &quot;مکاشفه یوحنا&quot; در &quot;عهد جدید&quot; که به نکته جالبی اشاره می‌کرد؛ &quot;چهار سوار آخرالزمان&quot;!این چهار نفر که سوار اسب‌هایی به رنگ‌های سفید، قرمز، سیاه و رنگ پریده هستند در آخرالزمان و به دستور مسیح به زمین میان که به ترتیب نماد بیماری، جنگ، قحطی و مرگ‌اند و بعد از آزاد شدن، سعی می‌‎کنن تا زمین رو از همین موضوعات پرُکنن.مدتی بهشون فکر کردم و متوجه شباهت مدل‌های رفتاری و شخصیتی در آدم‌ها به اونها شدم؛ در واقع آدم‌ها از نظر رفتاری و شخصیتی، بیش از هرچیز دیگه‌ای، شبیه به یک اکوسیستم بزرگ هستن؛ اکوسیستمی که بخش‌های مختلف اون بر اساس کنش یا واکنش‌گرایی ساخته شده و هر تغییر کوچیک یا بزرگ در هر قسمت از اون ممکنه روند فعالیت بخش‌های مختلفش رو تحت تاثیر قرار بده.چیزی که بیش از هر موضوع دیگه‌ای در این اکوسیستم برام جذابه؛ نحوه مواجهه آدم‌ها با مسائل مختلف زندگی برای ادامه بقاء اکوسیستمه؛ در واقع شاید هر آدمی در درون خودش چهار سوار خاص داره که اونها سوار بر اسب‌هایی تحت عنوان &quot;خوبی&quot;، &quot;بدی&quot;، &quot;کرختی&quot; و &quot;زشتی&quot; هستن.آدمایی که بر اساس توصیه‌های سوار اسب &quot;خوبی&quot; عمل می‌‎کنن، اغلب رفتارهای درست و انسان‌دوستانه‌ای دارن و همواره تلاش میکنن تا با کمک کردن به بقیه به روح خودشون ارزش بدن.آدمایی که گوششون به دهن سوار اسب &quot;بدی&quot; هست، تلاش میکنن تا به هر شکل و روشی که شده از بقیه جلو بیوفتن و بی توجه به ارزش‌های انسانی با عقب روندن بقیه پیشرفت کنن.آدمایی که در مواجهه با مسائل مختلف به سوار اسب &quot;کرختی یا خنثی بودن&quot; مراجعه میکنن، اغلب آدمایی  هستن که شاید خیلی قبل‌تر از دسته اول بودن و بدی دیدن و یا از دسته دوم بودن و مجازات کشیدن؛ آدمایی که شاید دیگه به هیچکسی مثل قبل اعتماد نکنن و اغلب سعی میکنن از بقیه دور باشن.اما از همه این دسته‌ها، رذل‌تر و کثیف‌‎تر آدمایی هستن که سوار اسب &quot;زشتی&quot; در اونها حکمفرمانی میکنه؛ آدمایی که شاید الان ندونیم چه نقشه‌ای برامون کشیدن، دوست‌مون هستن یا نه؟ شاید به اونها اعتماد کنیم اما به مرور زمان ما رو با شکست‌‎های متوالی مواجه می‌کنه که فهمیدن دلیلش شاید سال‌ها طول بکشه؛ مهم‌ترین ویژگی این آدم‌ها جذاب بودن &quot;فتنه&quot;، &quot;حسادت&quot; و &quot;حاشیه&quot; برای اونهاست.در نهایت فکر می‌‎کنم بهتره اینطور با چهارسوار اصلی رفتار کنیم؛ از &quot;سوار خوبی&quot; مراقبت کنیم، به &quot;سوار بدی&quot; یاد بدیم، به &quot;سوار کرختی&quot; محبت کنیم و در نهایت از &quot;سوار زشتی&quot; تا جایی که ممکنه، دوری کنیم!</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Sat, 30 Mar 2024 19:03:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نرخ خالص ترویج برند کارفرمایی از منابع داخلی سازمان و لایه‌های آن</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%AE%D8%A7%D9%84%D8%B5-%D8%AA%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AC-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86-wvztq9xjnvzp</link>
                <description>نرخ خالص ترویج برند کارفرمایی از منابع داخلی سازمان یک معیار مفید و مهم برای ارزیابی مشارکت کارکنان سازمان در روند رشد و توسعه برند کارفرمایی بخش‌های مختلف زنجیره ارزش است که به صورت اجمالی میزان رضایت و خوشحالی پرسنل از فعالیت در سازمان و احتمال پایداری آنها در ماه یا سال‌های آینده کاری و توصیه اشتغال در موقعیت‌های مختلف شغلی سازمان را نشان می‌دهد.نظرسنجی اخیر موسسه مشاوره مدیریتی گالوپ، نشان می‌دهد بنگاه‌های اقتصادی با نرخ eNPS بالا با مشکلات منابع انسانی و اختلالات ارتباطی بسیار کمتری از بنگاه‌های اقتصادی که نرخ خالص ترویج برند کارفرمایی از منابع داخلی سازمان‌شان پائین بوده مواجه شده اند.بر این اساس eNPS بیش از 8 درصد تاثیر مثبت بر روی بهره‌وری این بنگاه‌های اقتصادی داشته و بروز اختلالات در زمینه منابع انسانی و ارتباطات سازمانی را بیش از 21 درصد کاهش داده است؛ در همین پیوند نرخ خالص ترویج برند کارفرمایی از منابع داخلی سازمان، 29 درصد مزیت‌های برند کارفرمایی این بنگاه‌های اقتصادی را برجسته‌تر نشان داده است.به بیان دیگر نرخ خالص ترویج برند کارفرمایی از منابع داخلی سازمان یا eNPS نشان‌دهنده سطوح تعامل کارکنان در بخش‌های مختلف زنجیره ارزش با برند سازمان و یکدیگر است.در حقیقت نرخ خالص ترویج برند کارفرمایی از منابع داخلی سازمان یک شاخص مهم در مدیریت برند سازمان است که نشان دهنده تأثیر فعالیت‌ها و رویکردهای استراتژیک عملیاتی سازمان یا بنگاه اقتصادی در حوزه‌های مختلف نظیر تبلیغات در راستای توسعه ترویج برند سازمانی یا برجسته‌سازی مزیت‌های برند کارفرمایی شرکت است؛ برهمین اساس این نرخ و تبعات و اثرات آن برای هر شرکتی که در این زمینه تحلیل، ارزیابی و عملیات می‌کند به دو لایه اصلی پنهان و آشکار تقسیم می‌شود.لایه آشکار:لایه آشکار نرخ خالص ترویج برند کارفرمایی از منابع داخلی سازمان بخش‌هایی از برند کارفرمایی و رویکردهای توصیه و ترویج آن را شامل می‌شود که آشکار هستند و از سوی کارجویان و اعضای جدید خانواده پرسنلی قابل مشاهده، ملموس و تاثیرگذار است.از جمله مهم‌ترین عوامل و رویکردهای تاثیرپذیر از این لایه در سازمان، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:اختلال در ارتباط نزدیک با هویت سازمان:عدم توصیه و ترویج برند کارفرمایی از سوی منابع داخلی در سازمان منجر به بروز اختلالات جدی در برقراری ارتباط نزدیک و ایجاد حس تعلق سازمانی در اعضای جدید سازمان و کارجویانی می‌شود که از بیرون سازمان به هویت و رویکردهای عملیاتی این بنگاه اقتصادی، نگاه می‌کنند.اختلال در ارتباط و درونی‌سازی ارزش‌های سازمان:اختلال دیگری که در اثر عدم توصیه و ترویج برند کارفرمایی از سوی منابع داخلی در سازمان به وجود می‌آید عدم متابعت و درونی‌سازی ارزش‌های سازمانی در افراد جدیدالورود و کارجویانی است که قصد دارند به سازمان بپیوندند؛ به بیان دیگر این اختلال از ارتباط عمیق و ایجاد حس انگیزش سازمانی در افراد جلوگیری می‌کند.اختلال در اثربخشی تبلیغات درون‌سازمانی:عدم توصیه و ترویج برند کارفرمایی از سوی منابع داخلی در سازمان منجر به هدر رفت منابع بنگاه اقتصادی در زمینه اثربخشی تبلیغات درون‌سازمانی و ارتباط پرسنل و کارکنان بخش‌های مختلف زنجیره ارزش یا سازمان با پیام‌های داخلی و رویکردهای استراتژیک ارتباطی می‌شود که ممکن از سوی روابط عمومی یا برند سازمانی بنگاه اقتصادی شکل گرفته باشد.اختلال در شکل‌گیری تجربیات مثبت غیروظیفه‌ای سازمان:اختلال مهم دیگری که در این زمینه وجود دارد این است که ممکن است عدم توصیه و ترویج برند کارفرمایی از سوی منابع داخلی در سازمان منجر به ایجاد احساسات منفی در زمان‌هایی شود که سازمان قصد دارد تجربیات مثبت غیروظیفه‌ای نظیر رفاهیات یا بن‌های مختلف در مناسبت‌های متفاوت را از کانال‌های منابع انسانی خود توزیع کند.لایه پنهان:لایه پنهان نرخ خالص ترویج برند کارفرمایی از منابع داخلی سازمان شامل عوامل و رویکردهای رفتاری – عملیاتی درونی سازمان می‌شود که آشکار نیستند اما حس ناکافی بودن و کم بودن مزیت‌های برند داخلی یا برند کارفرمایی سازمان را به پرسنل یا کارکنان جدیدالورود منتقل می‌کنند.از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:اختلال در سرعت پیگیری و تحقق فرایندها:عدم توصیه و ترویج برند کارفرمایی از سوی منابع داخلی در سازمان به مرور زمان منجر به اختلالات جدی و پایداری در سازمان می‌شود که یکی از مهم‌ترین آنها در لایه پنهان، اختلال در سرعت پیگیری و تحقق فرایندها است؛ به نوعی که برای فرد جدیدالورود به سازمان یا پرسنل تازه استخدام، یک فرایند واقعا طولانی به نظر می‌رسد اما پرسنل قدیمی تر به زمان‌بر بودن آن فرایند عادت کرده و اغلب در واکنش به تعجب پرسنل جدید الورود از عبارت‌‎هایی نظیر &quot;اینجا همین‌طور است&quot; یا &quot;مگر در فلان شرکت تراز اول کار می‌کنی؟&quot; یا &quot;مگر نمیدانی اینجا چه شرکتی است؟&quot; استفاده می‌کنند.اختلال در نتیجه فرایندهای جاری:فرایندهای جاری و رویکردهای سیستماتیک روتین سازمان نظیر ثبت مرخصی و ماموریت‌ها و یا حتی موافقت با برخی از درخواست‌های پرسنل به مرور زمان با اختلالات جدی مواجه می‌شوند و واکنش پرسنل جدیدالورود به این اختلالات، تفکرات عمیقی در خصوص رویکردهای سیستماتیک سازمان و چرایی بروز اختلالات جدی در نظم روتین سازمان است.اختلال در تجهیز زیرساخت‌ها:یکی دیگر از مهم‌ترین اثرات پنهان عدم توصیه و ترویج برند کارفرمایی از سوی منابع داخلی در سازمان، اختلال در تجهیز زیرساخت‌های مورد نیاز برای بکارگیری و آغاز فرایند شغلی یک کارمند یا کارشناس در یک موقعیت جدید شغلی در سازمان است؛ در حالیکه پرسنل با سابقه کاری بالاتر به این روند و فرایند طولانی در تجهیز زیرساخت‌های مورد نیاز برای آغاز فرایند شغلی یک نفر جدید عادت دارند، افراد جدیدالورود با تعجب زیادی به فرایند نگاه می‌کنند و به علت وجود چنین فرایندهای کند و بروکراتیکی در سازمان، فکر می‌کنند.اختلال در اثربخشی استراتژی‌های اقتصادی یا رویکردهای منابع انسانی در سازمان:عدم توصیه و ترویج برند کارفرمایی از سوی منابع داخلی در سازمان به مرور زمان به یک هنجار یا ضد ارزش استقرار یافته در رویکردهای عملیاتی فرهنگ سازمانی تبدیل می‌شود که ممکن است بسیاری از مدیران ارشد نیز به صورت ناخواسته و پنهان از آن تبعیت کنند و همین امر ممکن است در دراز مدت اختلالات جدی در اثربخشی استراتژی‌های اقتصادی کلان سازمان یا رویکردهایی که بر اساس آن سازمان قصد دارد مدیریت منابع انسانی خود را سازماندهی کند، به وجود بیاید.اختلال در گردش اطلاعات سیاستگذاری شده درون‌سازمانی:اغلب سازمان‌ها تلاش می‌کنند تا بخشی از اطلاعات مورد تائید خود را با روش‌های سیاستگذاری شده و به صورت داخلی و درون‌سازمانی گردش داده تا بتوانند از وجود ابهامات و شایعات در بخش‌های مختلف جلوگیری کنند؛ در این میان عدم توصیه و ترویج برند کارفرمایی از سوی منابع داخلی در سازمان در بسیاری از موارد اختلال ایجاد می‌کند و در برخی از موارد احساس وجود اختلال را به مخاطبان خود القاء می‌کند؛ برهمین اساس ابهامات و شایعات حول محور سازمان و اعضای کلیدی آن ممکن است تا حد زیادی افزایش یابد.اختلال در ایجاد تجربیات از قبل برنامه‌ریزی شده برای کارجویان:سازمان‌ها اغلب تلاش می‌کنند تا تجربیات از قبل برنامه‌ریزی شده‌ای را در فرایند جامعه‌پذیری یا آشنایی کارجویان و افراد جدید الورود به شرکت ایجاد کنند تا بتوانند شاخص‌های مهمی نظیر بهره‌وری، عملکرد و کیفیت فرایندهای استقرار یافته در یک موقعیت شغلی را توسعه دهند اما عدم توصیه و ترویج برند کارفرمایی از سوی منابع داخلی در سازمان به مرور زمان اختلالاتی را در این زمینه ایجاد می‌کند که ممکن است در بسیاری از موارد منجر به مختل شدن فرایند جامعه‌پذیری کارجویان و یا حتی جامعه‌پذیری اشتباه آنها شود.سپهر زارعپژوهشگر حوزه منابع انسانی و فعال برند سازمانی§ در جریان تنظیم این یادداشت از داده‌های موجود در منابع زیر استفاده شده است:· Asking employees&#x27; the ultimate question&#x27;: Developing the employee promotor score ( T Legerstee - 2013 - thesis.eur.nl)· Examining Net Promoter Score (NPS) as an effective evaluation tool for measuring customer and employee satisfaction (JG White – 2008)· Comparing the validity of net promoter and benchmark scoring to other commonly used employee engagement metrics (MI Brown - Human Resource Development Quarterly, 2020 - Wiley Online Library)· Employee Net Promoter Score (eNPS) as a single-item measure of employee work satisfaction. An empirical evidence from companies operating in Poland (P Sedlak)</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Thu, 01 Feb 2024 13:19:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اخبار منفی را دنبال کنیم یا نه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-jqkwb05avhbu</link>
                <description>مدتی پیش، مطلبی در رابطه با یک مفهوم جدید و البته غیرآکادمیک تحت عنوان &quot;ترور رسانه‌ای&quot; خواندم که سعی داشت به مخاطب القا کند اخبار مرتبط با مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور، ممکن است بخشی از جریان و روند ترور رسانه‌ای مردم که پیش‌تر از سوی دشمنان، طرح‌ریزی شده باشد و بنابراین باید سطح انعطاف و توجه خودمان نسبت به این اخبار و بخشی از تغییرات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مرتبط با دامنه زندگی‌مان تا حد زیادی کاهش بدهیم.در رابطه با خاستگاه و چارچوب‌های علمی مرتبط با ترور رسانه‌ای جستجو کردم و جز تاریخچه مصاحبه مسئولینی که به نظر می‌رسید قصد دارند بخشی از ترک فعل، عدم شایستگی و نتایج اعمال خود را بر گردن دشمن بیاندازند، محتوای علمی و دقیقی پیدا نکردم.به نظر می‌رسد ترور رسانه‌ای یک مفهوم بدون چارچوب و ساختار است که در بسیاری از موارد به عنوان یک ابزار سیاسی برای طبیعی جلوه‌دادن شرایط اجتماعی که ناشی از اقدامات اشتباه یک سیستم مدیریتی بوده، استفاده می‌شود و در حقیقت بیش از آنکه عمق علمی و روان‌شناختی داشته باشد بر مسائل سیاسی و لاپوشانی‌های حزبی، استوار است.کارشناسان مختلف سیاسی در حالی از این مفهوم به عنوان اصلی‌ترین علت مشکلات اجتماعی یاد می‌کنند که پرداختن به چنین مفاهیمی و تقویت توهمات سیاسی مبتنی بر توطئه، ممکن است قدرت تصمیم‌گیری و تفکر اجتماعی جامعه در رخدادهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را تاحد زیادی تحت تاثیر قرار داده و مسیر رشد و توسعه نظام اجتماعی را با انحرافات جدی، همراه کند.در حقیقت این مفهوم سعی دارد، نتیجه‌ای با این مضمون را برای جامعه توصیه کند: &quot;حالا که اخبار سیاسی، اقتصادی، محیط زیستی، اجتماعی و ... محتواهای منفی و تقریباً ناامیدکننده‌ای را با ما به اشتراک می‌گذارند، بهتر است آنها را نخوانیم و بدون توجه به اخبار روزمره و تغییرات در سراسر هستی، به زندگی خود ادامه دهیم.&quot;در نقد این نتیجه باید گفت، درست است که شنیدن و مطالعه اخبار منفی و بد ممکن است بخشی از امید و برنامه‌ریزی‌های زندگی ما را تحت تاثیر قرار دهد اما نباید از این موضوع غافل شویم که ما در معرض همین اخبار و زمینه‌های بروز و انتشار آنها زندگی می‌کنیم و نمی‌توانیم چشممان را بر روی تغییرات در اطراف‌مان که نقش چشمگیری در روند معیشت و رشد ما دارند، ببندیم چرا که  بی‌توجهی به تغییر شاخص‌ها و متغیرهایی که این اخبار از روند افت و خیز آنها به ما اطلاع می‌دهند، احتمالاً حساسیت ما به مسائل مهم را کاهش داده و زندگی‌مان به سمت یک فقر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خواهد برد.در واقع دوراهی تصمیم‌گیری برای گوش کردن یا نکردن به اخبار بد و منفی این روزها، یک دوراهی است که باید آن را مستقیم رفت و به نوعی یک تصمیم بین بد و بدتر است زیرا اگرچه مطالعه اخبار و اطلاع از محتوای آنها ممکن است ما را ناامید کرده و به رشد جوانه‌های یأس در روان‌مان کمک کند اما حداقل داده‌هایی را به ما می‌دهد که شاید در جریان تصمیم‌گیری‌های روزمره و زندگی کمک زیادی به ما بکنند.این موضوع تحت عنوان یک چارچوب مراقبتی در تعداد زیادی از پژوهش‌های روانشناختی نیز مورد اشاره بوده و اغلب روان‌شناسان نیز بر این تاکید دارند که احتمالاً عوارض ذهنی، روانی و جامعه‌شناختی تحمل یک افسردگی تدریجی با درجه فشارهای روانی سطحی و زودگذر از تجربه یک شوک روانی و عصبی ناشی از تجربه یک بازه زمانی بی‌خبری و روبرویی ناگهانی با اخبار منفی، بیشتر است زیرا افرادی که در جریان این اخبار منفی و داده‌های آزاردهنده آنها قرار دارند، رنج کمتری را تحمل می‌کنند تا افرادی که در بی‌خبری کامل به سر می‌برند و هر لحظه ممکن است به صورت ناگهانی و اتفاقی با بخشی از داده‌هایی که از مغز و روان خود در برابر آنها محافظت می‌کرده‌اند، روبرو شوند.بر اساس معیارها و پروتکل‌های مرتبط با شوک عصبی در جدیدترین شاخص شناسایی عوارض اختلالات روانی، شوک عصبی ناشی از شنیدن اخبار منفی به صورت ناگهانی می‌تواند تبعاتی همچون افزایش ناگهانی فشارخون، افزایش بدون برنامه ضربان قلب، اختلالات جدی در برخی از بخش‌های دستگاه گوارش، اخلال در روند تولید و توزیع هورمون‌های بدن، تغییر ناگهانی نحوه گردش خون به سمت مغز، بیهوشی، عدم کنترل عصبی، حالات بیرون روی، تپش قلب، تنگی نفس وبی قراری را در پی داشته باشد که البته این نشانه ها ممکن است ماه‌ها وحتی سال‌ها به طول بیانجامد ومنجر به بروز عوارضی نظیر کاهش حافظه و بروز رفتارهای غیر عادی شوند که در این حالات فرد نیاز به مصرف داروهای اعصاب دارد.البته قابل ذکر است که گوش‌به‌زنگی برای اخبار منفی و انتظار برای قرارگرفتن در جریان داده‌های بد که احتمالا با داده‌هایی از موضوعات مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همراه است، بدتر از بی‌خبری نیست و بهتر است برای دچار نشدن به عوارض مذکور نه آنقدر غرق در اخبار منفی شویم که افسردگی سطحی‌مان عمق بیشتری پیدا کند و نه آنقدر بی‌خبر باشیم که هرلحظه احتمال وارد شدن یه شوک عصبی به سیستم روانی ما وجود داشته باشد.</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Sat, 29 Apr 2023 16:35:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اطلاع یا استحضار سازمانی؟ مسئله این است!</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AD%D8%B6%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-jwwtj9zsn3bv</link>
                <description>اخیرا با یه چالش مهم و ساختاری در جریان حل مشکلات یک پروژه ارتباطی مواجه شدیم که بخش قابل توجهی از اون رو، قبلاً تجربه کرده بودیم.خیلی جالبه، به رغم اینکه منابع مختلف سیستم در یکی از استارتاپ‌های بزرگ و خصوصی فعال در حوزه صادرات در اصفهان رو برای انجام فرایندها و تسک‌های مربوط به یه پروژه مهم تجهیز کردیم، اما نتایج بهتری از شرایط قبلی که منابع پراکنده بودن و تعداد آدم‌های فعال در اون بخش، یک پنجم شرایط فعلی هم نبود، بدست نیاوردیم.در واقع به رغم اینکه انرژی برای بهتر شدن یک پروژه، ۵ برابر شده اما نتایج یک پنجم زمانی که منابع تمرکز پیدا نکرده بود هم اثربخشی نداشتند!مدت زیادی به چارچوب‌های عملیاتی و استراتژی‌هایی که برای این تغییر و تحول پیاده کردیم فکر کردم‌، زمان زیادی برای تحلیل فرایندها و رویکردها گذاشتم و در پایان به یه الگوریتم بسیار دقیق و البته غیرقابل سنجش با شاخص‌های کمی به اسم &quot;استحضار سازمانی&quot; رسیدم که در بخشی از مفاهیم &quot;رفتار سازمانی&quot; تاکید ویژه‌ای بر اون شده.علت اصلی جلونرفتن و عدم پیشرفت پروژه هم همین بود، از آدمی برای هدایت جریان فعالیت‌ها استفاده کرده بودیم که تنها از شرایط و ریسک‌های سیستم مطلع بود اما استحضار کافی رو نداشت!نکته مهمیه؛ اگر بخوام کامل اون رو توصیف کنم باید بگم که در جریان رخدادها و اتفاقات مهم یا غیرمهم در سیستم‌ها، این آدم‌ها هستند که ممکنه از یک رخداد، یک سیاست و استراتژی و یا یک چارچوب رفتاری، مطلع بشن و الگو بگیرن؛ چیزی که اینجا به وجود میاد و توسعه پیدا میکنه، &quot;اطلاع سازمانی&quot; و مرزهای اونه؛ اما در &quot;استحضار سازمانی&quot; اصلا اینطور نیست.در حقیقت در چارچوب ارتباطی و رفتارهای سازمانی مبتنی بر الگویابی استراتژیک برگرفته از &quot;استحضار سازمانی&quot;، کارمندان، مدیران و حتی آدم‌های کلیدی در یک سیستم، منتظر اطلاع پیدا کردن از رخدادها، تغییرات یا الگوهای اصلی که سیستم رفتارهاش رو بر اساس اونها تنظیم میکنه، نمی‌مونن و خودشون دست به جستجو و کاوش در میان اتفاقات مختلف سیستم میزنن.تفاوت مهم استحضار سازمانی با اطلاع سازمانی در همینجاست!افراد مطلع از سازمان یا سیستم در واقع قادر به انجام تسک‌ها و پیگیری فرایندها بدون ارزیابی ریسک‌های احتمالی اونها و دلسوزی آگاهانه برای سیستم هستند اما افرادی که به مرحله استحضار سازمانی رسیدن و پا رو یه قدم از مرحله اطلاع سازمانی فراتر گذاشتن، می‌تونن با استفاده از داده‌هایی که در اختیار دارن، آگاهانه برای سیستم دلسوزی کنن، ریسک‌های مختلف رو ارزیابی کنند و در نهایت تصمیمی که منجر به بهبود میشه رو اتخاذ کنن.البته در این بین ممکنه از افرادی که در دایره &quot;استحضار سازمانی&quot; قرار دارن تحت عنوان متوهم توطئه، تابوشکن و یا القابی از این قبیل یاد بشه و دلیل این هم چیزی جز دسترسی اون افراد به داده‌هایی که عموم افراد موثر در سیستم از اونها، کمترین اطلاعی ندارن، نیست!به نظرم بهتره دنبال آدم‌هایی که آگاهانه دلسوزی می‌کنن باشیم تا آدم‌هایی که قصد همدردی دارن...</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Sun, 19 Feb 2023 15:17:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی پنهان (Hidden marketing) چیست و چطور کار می‌کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-hidden-marketing-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-qfelaan3csbk</link>
                <description>امروزه همه ما با انواع تبلیغات از برندها یا بنگاه‌های اقتصادی مختلف در جاهایی که انتظارشونو داریم، مواجه میشیم و خب البته واکنشمون به هرکدوم از اونها بر اساس ذهنیت و دیدگاهمون در خصوص اون محصول یا برند متفاوته؛ اما آیا تا حالا شده تبلیغی ببینیم و جا بخوریم؟ یا اینکه بعد از خوندن یه مطلب بلند توی اینترنت در رابطه با چیزی که سرچ کرده بودیم، متوجه بشیم این مطلب در واقع قرار بوده ذهن ما رو برای خرید یه محصول یا استفاده از نوع خاصی از خدمات آماده کنه؟در واقع تبلیغات به عنوان یه ابزار مهم در زمینه بازاریابی همواره از سوی برندها و فعالان اقتصادی مورد استفاده قرار میگیره و اغلب شاخص های کلیدی عملکرد در زمینه تبلیغات هم بر اساس تاثیر روی میزان فروش تنظیم میشن؛ اما یه چیز مهمی که اغلب شرکت‌ها نادیده میگیرن نقش استفاده از بازاریابی پنهان که مرز بسیاری باریکی با برخی از فرایندها در روابط عمومی و PR داره، هست.در واقع بازاریابی پنهان که همونطور که از اسمش پیداست، پنهانه و چارچوب کاملاً دقیقی برای تنظیم کردن کمپین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای بر مبنای اون وجود نداره در بسیاری از موارد سعی میکنه تبلیغات مستقیم برای بیننده رو به حداقل برسونه و خرید یک محصول یا استفاده از نوع خاصی از خدمات یک پلتفرم رو به مشتریان توصیه کنه که البته در این روش اغلب از توصیه شخص سوم یا Third Party استفاده میشه!اگر بخوایم به سابقه این مدل از تبلیغات و بسته‌های بازاریابی مبتنی بر روش‌های پنهان یا غیرمستقیم سری بزنیم در واقع این روش به صورت سیاستگذاری شده اولین بار از نتایج یه آزمایش مشهور که توسط جیمز ویکاری ساماندهی شده بود، بدست اومد.جیمز ویکاری یکی از محققان معروف در حوزه تحقیقات بازار بود و مطالعات در زمینه رفتار مصرف کننده و متغیرهای مرتبط با اون رو از ابتدای فعالیتش در این زمینه آغاز کرد؛ در واقع جیمز سعی داشت در جریان تحقیقات خودش، به چارچوب‌های دقیقی از مدل‌های پیش بینی نحوه واکنش مصرف‌کنندگان به انواع تبلیغات مرتبط با کالاها یا خدمات برسه.همزمان با آغاز دهه 50 میلادی، بحث و تبادل نظر در رابطه با کنترل ذهن و رویکردهای موفق در حوزه شستشوی مغزی داغ شد و بر همین اساس، جیمز ویکاری، آزمایش مشهور خودش در رابطه با تبلیغات نامرئی (Invisible ads) رو اجرائی کرد.البته داده‌های حاصل از انجام این آزمایش از سوی جیمز ویکاری بعد از پایان آزمایش و با گذشت زمان، تغییرات محسوسی رو تجربه کردن اما هنوز منبع الگو و رویکرد اصلی بسیاری از بسته‌های رسانه‌ای و کمپین‌های تبلیغاتی شرکت‌های بزرگ و مشهور دنیا محسوب میشن.تحقیق آقای ویکاری به این شکل بود که مخاطبان داخل سینما، بدون اینکه در جریان باشن و از قبل به اونها اطلاع داده شده باشه، در معرض بازاریابی پنهان قرار می‌گرفتن؛ به این شکل که در طول فیلم پیامی چشمک‌زن با مضمون:«گرسنه‌ای؟ پاپ کرن بخور و کوکاکولا بنوش» نشان داده می‌شد؛ ولی بینندگان به این پیام آگاه نبودند و اون رو نمی‌دیدند!در حقیقت ذهن خودآگاه انسان فقط میتونه تصاویری رو که بیشتر از ۱۳ میلی ‌ثانیه پخش می‌شن رو درک کنه در حالی که این پیام‌ها هر چند دقیقه به مدت ۱۰میلی ثانیه نمایش داده می‌شدند! بنابراین فقط ذهن ناخودآگاه متوجه این فریم‌ها میشد.جیمز ویکاری ادعا کرد این آزمایش را روی حدود 45 هزارنفر از افرادی که برای تماشای فیلم به سینما اومده بودند انجام داده و با این پیام‌های پنهان، فروش پاپ کورن ۱۸.۱درصد و فروش کوکاکولا ۵۷درصد افزایش پیدا کرده است.در طول زمان حرف و حدیث‌های زیادی در نقد،‌ رد و انکار یا تایید اثرگذاری این مدل از تبلیغات صورت گرفته اما همچنان مستندات قابل اعتمادی ارایه نشده است.اما بطور کلی اساس تبلیغات نامرئی، در استفاده از محرک­های زیر آستانه ای ست یعنی عواملی که حواس پنجگانه انسان رو تحت تاثیر قرار میدن اما بصورت ناخودآگاه!اولین چیزی که در این بازاریابی پنهان تحت تاثیر قرار میگیره، ادراک ناخودآگاه افراده؛ تاثیرگذاری ادراک ناخودآگاه، فرآیندی برنامه‌ریزی شده است که به وسیله متخصصان علوم ارتباطات دستکاری می‌شود. افراد مختلف در واکنش نسبت به محرک ها و داده‌های دریافتی، مطابق با دستورالعمل تعیین شده رفتار می‌کنن، بدون اینکه از دستورالعمل مربوطه اطلاع داشته باشند. اگرچه برخی ادعا می‌کنند تبلیغات ناخودآگاه ناموثر است یا فقط یک شایعه است، اما مستندات به دست آمده از استفاده شدن این روش‌ها در رسانه‌های گروهی، نشون میده که سازندگان این روش کاملا به قدرت اون ایمان دارند.با در نظر گرفتنِ مطالعات و تحقیقات گوناگونی که برای تایید یا رد ادعای آزمایش جیمز ویکاری انجام شده و بعضی از اونها تاثیر تبلیغات پنهان را رد و برخی تایید میکنن،‌ آیا صاحبان کسب و کارها یا سیستم‌های سرمایه داری از این ویژگی مغز انسان در جهت منافعشون استفاده کرده‌اند یا نه؟</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Sat, 10 Sep 2022 12:17:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استفاده از فرد مبتلا به خطای شناختی ذهن‌خوانی در یک جایگاه کلیدی؛ شاید وقتی دیگر!</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%B7%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-ef4wyivxsmyp</link>
                <description>زیرساخت بسیاری از قضاوت‌های اشتباه و نادرست ما در جریان زندگی روزمره، پیرامون اطرافیان، آشنایان، دوستان و سایر افرادی که به نوعی با آنها ارتباط داریم، پیش‌داوری‌ها، افکار و باورهایی است که ما قبل از بدست آوردن بخش قابل توجهی از داده‌های مورد نیاز برای رسیدن به یک باور یا قضاوت پیرامون یک مسئله، داریم.در حقیقت باورهای غلط که اغلب از کمبود داده‌ برای واکاوی یک مسئله نشات می‌گیرند همواره در ذهن ما تلاش می‌کنند تا در جریان ارتباطات ما با دیگر آدم‌ها، اختلالات جدی به وجود بیاورند؛ این باورها که بخش زیادی از آنها در رابطه با نوع تفکر آدم‌ها و عقایدشان به وجود می‌آید، راهکارهای مختلفی برای ایجاد اختلال در جریان یک ارتباط انسانی دارند؛ گاهی با اختلال در یک رابطه دوستانه، تفسیرهای نادرست و اشتباهی از رفتارهای مثبت یک دوست ارائه می‌کنند و گاهی با بروز اختلال در یک رابطه غیردوستانه، می‌کوشند تا ما تفسیرهای مثبت و دید مثبتی به برخی از رفتارهای غَرَض‌ورزانه فرد مقابل داشته باشیم.روان شناس، آلبرت الیس، یکی از افرادی است که سال‌ها در این زمینه پژوهش کرد و نام این باورها که در بسیاری از موارد زیرساخت و پایه اختلالات ارتباطی محسوب می‌شوند را &quot;خطای شناختی&quot; (cognitive Error) گذاشت.در واقع خطاهای شناختی بر اساس چارچوب‌های علمی ارائه شده در پژوهش‌های آلبرت الیس، باورها و افکار بدون ریشه صحیحی هستند که در روند رشد و تحول انسان شکل می‌گیرند و در دراز مدت موجب بروز مشکلاتی در روابط میان فردی و اجتماعی می‌شوند که بر اساس یک تفسیر یا فکر اشتباه به وجود آمده است.این خطاها می‌توانند اختلالات جدی در روند زندگی روزمره انسان به وجود بیاورند تا جایی که حرکت بر اساس رویکردهای رفتاری توصیه شده از جانب این خطاها می‌تواند نشانه‌های برخی از پدیده‌های منفی همچون رقابت‌ها ناسالم، مشکلات شخصیتی، افسردگی، کاهش اعتماد به نفس، اضطراب، خشم و ... را تاحد زیادی، افزایش دهد.به بیان دیگر، خطاهای شناختی به خطا در جریان تفکر انسان معروف هستند؛ بر این اساس، پژوهش‌های صورت پذیرفته در این زمینه تاکید دارند که برخی از افراد قادر نیستند به درستی فکر کنند و جریان‌های فکری موجود در مغز آنها دچار انحرافات جدی است، دقیقا مثل یک ستون فقرات که در مسیر درستی قرار نگرفته و همین موجب بروز مشکلات در راه رفتن، نشستن، خوابیدن و انجام سایر امور روزمره برای یک انسان می‌شود.خطاهای شناختی یا خطاهای تفکری نیز دقیقا مشکلاتی شبیه به مشکلاتی که یک ستون فقرات غیر استاندارد در حرکات، ایجاد می‌کند، در مغز و تصمیم‌گیری ایجاد می‌کنند؛ در واقع فرد مبتلا به خطای شناختی در جریان واکنش‌ها و عکس‌العمل‌های خود نسبت به محیط و اطرافیان دچار مشکل است و مدام تحقق اهداف ارتباطی‌اش با سایرین به تعویق می‌افتد.یکی از مخرب‌ترین خطاهای شناختی، &quot;خطای شناختی ذهن‌خوانی&quot;Mind Reading) ) است؛ افرادی که دچار این نوع از خطای شناختی هستند مدام در رابطه افکار دیگران و بازخوردهای مختلف آنها در ارتباط با خودشان، فکر می‌کنند؛ در واقع این افراد مدام سعی می‌کنند که بفهمند سایرین در رابطه با آنها چه فکری می‌کنند و بازخوردهای مختلف آنها در جریان روابط متفاوت چه معنی می‌دهد (که البته باتوجه به وجود خطای شناختی ذهن‌خوانی در این افراد، اغلب تفاسیر منفی و غلطی از رفتارها و افکار دیگران خواهند داشت).یکی از ویژگی‌های مضر خطای شناختی ذهن خوانی، همراه بودن این خطا با نگرش منفی و دستور پذیرفتن از این نگرش در جریان ارتباطات روزمره است؛ اطلاعات ارائه شده در پژوهش‌های استاندارد صورت پذیرفته در این زمینه تاکید می‌کند که افراد مبتلا به این خطا، یک حدس منفی در مورد ذهنیت دیگران نسبت به خودشان میزنند و بر مبنای همین حدس منفی، فکر و رفتار خواهند کرد.در زیر، نمونه چند خطای شناختی ذهن‌خوانی رایج در عموم مردم آمده است:دیگران فکر می کند که من آدم دست و پا چلفتی هستمدیگران فکر می کند که من از پس کارهایم بر نمی آیمدیگران فکر می کنند آدم بد سلیقه و بی ارزشی هستممن کتاب نمی نویسم چون آنچه را من می خواهم بنویسم، دیگران از پیش خوانده انددیگران با دیدن وضعیت ظاهری من ، فکر می کنند که شخصی تنبل هستماز نظر دیگران، من آدم بی هدفی هستمبرخی از اوقات، لباس هایی را که دوست دارم نمی پوشم چون از نظر دیگران جلف و نامناسب استاما خطاهای شناختی ذهن‌خوانی که با ظهور تکنولوژی‌های جدید و تبدیل ارتباطات فیزیکی و حضوری انسان‌ها به ارتباطات مجازی، تا حد زیادی در انسان‌ها افزایش یافته است، چه تاثیرات منفی بر روابط ما خواهد گذاشت؟افراد مبتلا به خطاهای شناختی ذهن‌خوانی، آسیب جدی را متوجه روابط با نزدیکان‌شان می‌کنند؛ فرد مبتلا به این خطای شناختی در اغلب موارد سعی می‌کند تا از دفاع و بیان نظرات دیگران جلوگیری کند و همچنین در بسیاری از موارد آغاز ارتباط وی با دیگران همراه با یک پیش‌داوری و قضاوت نادرست خواهد بود.خطای شناختی ذهن‌خوانی یکی از اصلی‌ترین دلایل بروز اختلافات جدی در میان زوجین و روابط خانوادگی است و باتوجه به تفاسیر و تحلیل‌های نادرستی که از سوی افراد مبتلا به این خطا ارائه می‌شود، استفاده از آنها در جایگاه‌های کلیدی سازمان‌ها و به ویژه بنگاه‌های اقتصادی، می‌تواند تبعات جدی و نامحسوسی در پی داشته باشد.در حقیقت زمانی که افراد مبتلا به این خطای شناختی در یک جایگاه کلیدی در یک سازمان یا شرکت گمارده شوند، مدام تفاسیر و تحلیل‌های اشتباهی را به مافوق‌شان ارائه می‌دهند و در همین حین بر اساس همین تجزیه و تحلیل‌های نادرست به جبهه‌گیری و تلاش برای سرکوب دیگران می‌پردازند.استفاده از این افراد که یکی از ویژگی‌های شخصیتی آنها، بیش از حد شکاک بودن است در جایگاه‌های شغلی مثل مدیر مالی، استراتژیست، مدیر منابع انسانی، مدیر راهبرد و ... می‌تواند سازمان را در برهه‌های زمانی مختلف، دچار خطاهای استراتژیک غیرقابل کنترل و با تبعات شدید کند.در جریان تنظیم این مقاله از اطلاعات ارائه شده در پایگاه‌های داده و مراجع زیر استفاده شده است:Cognitive Reliability and Error Analysis Method (E. Hollnagel)Patient Safety and Quality Improvement in Healthcare (Rahul K. Shah, ‎Sandip A. Godambe)Cognitive Unconscious and Human Rationality (Laura Macchi, ‎Maria Bagassi, ‎Riccardo Viale)Human Error Reduction in Manufacturing  (José Rodríguez-Pérez)</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Fri, 06 May 2022 16:00:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برند کارفرمایی تشکیلات عمرانی مصر باستان؛ تلاش برای زجرکشیدن؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D8%AC%D8%B1%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86-fognx5bfyh9c</link>
                <description>کارگران سازنده اهرام مصر به حضور در این پروژه‌های عمرانی و تحمل سختی کار، علاقه داشته اند. بسیاری از ما در رابطه با اهرام مصر، رازهای پنهان در آنها و حدس و گمانه‌زنی‌های مختلفی که در رابطه با روند ساخت این اهرام از سوی اندیشمندان و تاریخ‌شناسان مطرح می‌شود شنیده‌ایم یا مطالعه کرده‌ایم، اما به راستی آیا ساخت این اهرام در بازه زمانی که استفاده از ماشین‌آلات عمرانی و ابزارآلات پیشرفته ساخت و ساز ممکن نبوده، کاری زجر آور برای کارگران و مهندسان سازنده این اهرام بوده است؟تعدادی از پژوهشگران تاریخی متخصص در زمینه رویدادهای تاریخی مصر باستان بر این باور اند که شدت سختی کار در روند ساخت این اهرام به نوعی بوده که حکومت مصر برای ساخت آنها از بردگی یهودیان استفاده کرده است.این در حالی است تحقیقات باستان شناسان و پژوهشگران تاریخ مصر باستان نشان می‌دهد نظریه ساخته شدن اهرام مصر از سوی بردگان یهودی، حقیقت ندارد زیرا هیچ اثری از به بردگی گرفته شدن کارگران یهودی در روند ساخت این اهرام که سالانه گردشگران زیادی را به خود جذب می‌کند، دیده نشده است.منبع اصلی که پژوهشگران تاریخی معقتد به بردگی یهودیان در روند ساخته شدن این اهرام به آن استناد می‌کنند، کتاب مقدس است که البته در آن از شهری به نام رمسیس به عنوان شهر محل بردگی یهودیان در روند ساخت سازه‌های عمرانی غول پیکر یاد شده و این در حالی است که شهر رمسیس در مصر باستان که علت نامگذاری آن، حکومت رمسیس دوم (فرعون) بود در سال‌های 1279 قبل از میلاد تاسیس شد و در واقع زمان تاسیس این شهر به بعد از دوران ساخت اهرام در مصر باستان، باز می‌گردد.همچنین پژوهشگران خبره حوزه تاریخ مصر باستان، اسرائیل فینکلشتاین (Israel Finkelstein) و نیل آشر سیلبرمن (Asher Silberman) در کتاب خود اشاره کرده اند که &quot;هیچ آثاری از به‌کار گرفته‌شدن بردگان یهودی بر روی دیوارهای معبد، کتیبه های بنای یادبود و پاپیروس‌ها وجود ندارد.&quot;اما سوالی که پس از عبور از شبهه به بردگی گرفته شدن یهودیان در روند ساخت اهرام مصر به وجود می‌آید، این است که اگر برده‌های یهودی زجر ساخت این اهرام و کار در شرایط سخت را تحمل نکرده‌اند پس چه کسانی و با چه انگیزه‌ای، ساخت این اهرام را انجام داده و هدایت کرده‌اند؟اشتباه در خود سوال است؛ در واقع اطلاعات بدست آمده از تحقیقات استاندارد انجام شده از سوی جمعی از پژوهشگران تاریخ حوزه مصر باستان نشان می‌دهد که ساخت و ساز اهرام مصر برای کارگران و مهندسان مصری که در جریان این پروژه‌های عمرانی به کار گرفته می‌شدند، نه تنها سخت نبوده، بلکه اغلب کارگران و مهندسان مصری فعال در ساخت اهرام از سطح رفاه و کیفیت معیشت نسبتا خوبی نسبت به عموم مردم برخوردار بوده‌اند.فارغ از سطح رفاه عمومی خانواده پرسنل، شرایط کاری و رویکردهای نگهداشت منابع انسانی در جریان ساخت و ساز این اهرام نیز به نوعی بوده که کارگران و مهندسان از رژیم غذایی ویژه و مراقبت‌های پزشکی اختصاصی در جریان کار بهره می‌بردند.پیر تالت (Pierre Tallet) استاد مصرشناسی دانشگاه سوربون پاریس، سرپرست تیم اکتشاف و رمزگشایی کتیبه‌های پایپروس در این زمینه می‌گوید: &quot; اطلاعات بدست آمده از روند رمزگشایی داده‌های موجود در کتیبه‌های پاپیروس، نشان می‌دهد رژیم غذایی سازندگان اهرام مصر شامل خرما، سبزیجات، گوشت و مرغ بوده است.&quot;در همین پیوند باستان شناسان شواهد بسیاری از بقایای پخت نان، ذبح حیوانات و آب‌جو، در محیط ساخت این اهرام پیدا کرده‌اند که بررسی استخوان حیوانات و نیاز روزانه کارگران نشان می‌دهد روزانه بیش از یک هزار و 800 کیلوگرم (4.500 پوند) گوشت تازه گاو، گوسفند یا بز برای تامین غذای مورد نیاز پرسنل در بهترین حالت ممکن طبخ میشده است.همچنین بررسی بقایای استخوان‌های سالم باقی مانده کارگرانی که در اطراف اهرام دفن شده‌اند و احتمالا در روند ساخت و ساز به صورت اتفاقی جان خود را از دست داده‌اند، حاکی از وجود مراقبت‌های پزشکی ویژه برای منابع انسانی تشکیلات عمرانی حکومت مصر باستان در زمان فعالیت کارگران و مهندسان در کنار اهرام بوده است.اما نکته مهم‌تر از نقش رژیم غذایی مناسب و مراقبت‌های بهداشتی و پزشکی ویژه در نگهداشت منابع انسانی و ارتقاء برندکارفرمایی تشکیلات عمرانی حکومت مصر باستان، نظام پاداش مورد استفاده از سوی این تشکیلات در جریان اجرای عملیات‌های عمرانی مربوط به پروژه‌های ساخت و ساز اهرام مصر است.تالت، پژوهشگر تاریخ مصر در این زمینه می‌گوید: &quot; نتایج رمزگشایی پاپیروس‌ها نشان می‌دهد تشکیلات عمرانی حکومت مصر باستان علاوه بر در نظر گرفتن رژیم غذایی سالم و مراقبت‌های اختصاصی بهداشتی و پزشکی، نظام پاداش ویژه‌ای برای کارگران و مهندسان شاغل در عملیات‌های ساخت اهرام مصر در نظر گرفته بوده که افراد در آن، پارچه‌های قیمتی و گرانبها را به عنوان پاداش دریافت می‌کرده‌اند&quot;وجود مراقبت‌های پزشکی ویژه، نظام پاداش متناسب با میزان فعالیت و رژیم غدایی مناسب در جریان ساخت اهرام مصر نشان می‌دهد که نه تنها شرایط کاری برای مهندسان و کارگران فعال در پروژه‌های عمرانی مربوط به ساخت این اهرام، مناسب بوده بلکه بسیاری از کارگران فعال در بخش‌های دیگر، علاقه ویژه و خاصی برای حضور در پروژه‌های ساخت اهرام مصر داشته اند.همین اطلاعات ثابت می‌کند که کارگران فعال در عملیات‌های عمرانی مربوط به ساخت اهرام مصر نه تنها &quot;برده&quot; نبوده اند، بلکه با شوق و علاقه، سر کار حاضر می‌شدند زیرا با حضور در این پروژه‌ها از امکانات ویژه پرسنلی برخوردار شده و خانواده‌شان در شرایط رفاهی مناسبی قرار می‌گرفته است و همچنین در افتخارآفرینی برای کشورشان نقش به سزایی داشته اند.در واقع برندکارفرمایی تشکیلات عمرانی حکومت در مصر باستان به حدی قوی و پراستقبال بوده که کارگران و مهندسان نه تنها از تحمل سختی کار در جریان ساخت اهرام، گلایه‌ای نداشتند بلکه بسیاری از کارگران در نواحی دیگر، علاقه‌مند به حضور در این پروژه‌های عمرانی بوده‌اند.البته حرکت بر اساس رویکردهای پیشرفته و علمی برندکارفرمایی در تاریخ کم نبوده و یکی از قوی‌ترین برندهای کارفرمایی حکومتی در تاریخ به نیروی پیاده‌نظام و سواره‌نظام گارد جاویدان هخامنشی مربوط است که به رغم خطرات و تهدیدات فراوان بر سر راه سربازان این گارد، بسیاری از سربازان ارتش تلاش می‌کردند تا بتوانند به عضویت در این گارد ویژه دربیایند.بر این اساس، چارچوب‌های اصلی تشکیل‌دهنده رویکردها و جریان‌های سیاستگذاری مختلف در حوزه برندکارفرمایی از زمان ساخت اهرام در مصر باستان و چه بسا به قبل تر از آن باز می‌گردد و این در حالی است که بسیاری از شرکت‌ها، سازمان‌های بزرگ حکومتی یا دولتی و بنگاه‌های اقتصادی فعال در کشورهای کمتر توسعه یافته، همچنان علاقه‌ای به حرکت بر اساس رویکردهای استراتژیک توصیه شده از سوی متخصصان حوزه برندکارفرمایی ندارند.در جریان تهیه این یادداشت از داده‌های موجود در پایگاه‌های اطلاعاتی زیر استفاده شده است:The Bible Unearthed: Archaeology’s New Vision of Ancient Israel and the Origin of its Sacred TextsLivescienceThe Pyramids of Egypt I. E. S. EdwardsThe Egyptian Pyramids: A Comprehensive, Illustrated ReferenceThe Secret of the Great Pyramid: How One Man&#x27;s Obsession Led to the Solution of Ancient Egypt&#x27;s Greatest MysteryWhere Are the Great Pyramids?</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Mon, 28 Mar 2022 10:50:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی گذشت پای چوبه دار؛ ببخش و بُکُش</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D9%88%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%88-%D8%A8%D9%8F%DA%A9%D9%8F%D8%B4-cz84grgr0qha</link>
                <description>از گذشته آموخته‌ایم که همیشه لذتی که در عفو هست در انتقام نیست! اما آیا عفو در اواخر انتقام هم همان لذت و همان خیر را برای ما خواهد داشت؟انسان‌ها همواره برای کسب منافع مختلف در زمینه‌های متفاوت با همدیگر رقابت می‌کنند، بر سر کسب جایگاه‌های اجتماعی یا اقتصادی باهم جنگ دارند و همواره می‌کوشند تا از بقیه در موفقیت و رشد، سبقت بگیرند.در این مسیر رقابت، گاها پیش می‌آید که خصلت محدودیت ناپذیری بر سایر خصائص انسانی، غلبه کند و آدمی اشتباهی را انجام دهد که جبران ناپذیر است؛ قتل یکی از این اشتباهات است که همواره تعداد زیادی از انسان ها را به عنوان مقتول و تعدادی دیگر را به عنوان قاتل به کام مرگ کشانیده است.همزمان با اتفاق این اشتباه، حداقل در ایران، قاتل به دادگاه احضار می‌شود و در صورتی که عمدی بودن این اشتباه، ثابت شود، قاتل باید برای انتظار مرگ به بازداشتگاه منتقل شود.در زمانی که قاتل در بازداشتگاه، انتظار روز مرگ خود را می‌کشد، خانواده‌ یا اطرافیانش به دنبال جلب رضایت خانواده مقتول راهی خانه، محل کسب یا تحصیل و بالاخره هرجایی که بتوان آنها را پیدا کرد می‌شوند؛ در این میان قاتل در بازداشتگاه همواره اخبار ضد و نقیضی از روند جلب رضایت خانواده مقتول می‌شوند و گویی روی پل مرگ به جلو و عقب کشیده می‌شود.نتایج تحقیقات ارائه شده از سوی دکتر عرفان ادیب در یک مقاله که به بررسی پیامدهای انتظار برای مرگ در بازه زمانی صدور حکم قطعی دادگاه بررسی قتل، می‌پردازد، نشان می‌دهد:&quot;فشار روانی و روحی وارده بر فردی که مرتکب قتل شده و در بازداشتگاه برای صدور حکم قطعی دادگاه، انتظار می‌کشد، بخش قابل توجهی از فرایندهای پیگیری ذهنی، حرکت‌های فعالانه اجتماعی و رویکردهای فیزیولوژیک مغزی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و افزایش بازه زمانی این انتظار در تنهایی می‌تواند عواقب عجیبی همچون تلاش برای مرگ از طریق راه‌های زجردهنده، تلاش برای قتل یک نفر دیگر یا بریدن اعضاء و جوارح بدن خود یا دیگران برای جلوگیری از رسیدن به روز اعدام داشته باشد.&quot;در روند تلاش خانواده قاتل برای جلب رضایت خانواده مقتول، خانواده فرد مقتول نیز مدام با نظرات و افکار مختلفی روبرو می‌شوند؛ از سویی اگر فرد مقتول برای آنها عزیز باشد، همواره نمی‌توانند ظلم واقع شده در حق مقتول را فراموش کنند و از سوی دیگر عدم گذشت خود از فرد قاتل را نوعی &quot;قتل&quot; با رویکرد جدید محسوب می‌کنند.در این میان اگر خانواده قاتل از قشر خاصی از اجتماع (خانواده‌های اهل خشونت یا دارای روحیه خشن و انتقام‌جو) باشند، کار خانواده مقتول تا حد زیادی سخت تر می‌شود و ممکن است عدم رضایت خانواده مقتول برای بخشش قاتل منجر به وقوع حوادث یا عواقب خاص امنیتی، اجتماعی و یا اقتصادی برای خانواده مقتول در آینده شود و همین امر، این خانواده را در دوراهی رضایت و رفاه پس از عفو، یا عدم رضایت و مشقت در معیشت بعد از اعدام، قرار می‌دهد.استراتژی گذشت پای چوبه دار به عنوان یک رویکرد غیراخلاقی در روابط انسانی که همواره از سوی بسیاری از سیاستمداران یا فعالان اقتصادی در روند ارتباطات با رقبا و جریان‌های همکاری بین‌المللی استفاده می‌شود، توصیه می‌کند:&quot; در این شرایط باتوجه به اینکه ممکن است در صورتی که خانواده مقتول از قاتل نگذرند و او را نبخشند، خانواده قاتل پس از اجرای حکم اعدام، مزاحمت‌هایی را برای خانواده مقتول ایجاد کنند و همچنین گذشت از فردی که جان یک عزیزشان را گرفته است، زیاد آسان نیست؛ قاتل را تا پای چوبه دار ببرند و چندثانیه قبل از نهایی شدن اعدام وی، او را ببخشند&quot;.در واقع این استراتژی می‌گوید در شرایطی که ممکن است کوتاه‌نیامدن در یک مجادله منجر به عواقب سختی برای ما شود و از سوی دیگر، فرد روبروی ما در این مجادله، اقدامات شنیعی علیه ما انجام داده است؛ بهتر است در لحظات آخر مجادله نسبت به حق خود، کوتاه بیاییم تا هم بخشی از انرژی و روحیه فرد مقابل را تضعیف کرده باشیم و هم به نوعی طرف مقابل را مدیون بخشش و عفو خود قرار داده باشیم.استفاده سیاستگذاری نشده و غیرعمدی از این استراتژی غیراخلاقی در روند پیگیری اجرای حکم اعدام از سوی تعدادی از خانواده‌های مقتولین باعث می‌شود تا همزمان با تادیب قاتل و اعمال فشارهای روحی و روانی شدید به وی که ممکن است ادامه زندگی قاتل را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار دهد، حس انتقام‌جویی در خانواده قاتل کاهش یافته و در مواردی از بین برود. همین امر قاتل را به یک فرد تقریبا افسرده با پیشینه ذهنی ناشی از فشارهای روانی قوی در بازه زمانی انتظار برای صدور حکم قطعی و اجرای آن تبدیل کرده و امنیت خانواده مقتول را نیز ضمانت می‌کند.نهایتا این استراتژی چنین توصیه می‌‌کند:&quot;زمانی‌که مجبور هستی، دشمن خود را ببخشی و در برابر حق خود، کوتاه بیایی؛ در آخرین لحظه این کار را بکن تا نهایت فشار را علیه دشمن خود وارد کرده باشی و همزمان با بخشش از انتقام‌جویی دشمن جلوگیری کنی!&quot;این استراتژی یک رویکرد ارتباطی غیراخلاقی در روابط انسانی است؛ نگارش این مطلب صرفا به جهت چارچوب‌بخشی به این رویکرد رفتاری در روند افزایش آگاهی‌های عمومی در این زمینه است و استفاده از این رویکرد ارتباطی به هیچ‌وجه توصیه نمی‌شود.</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Sat, 19 Mar 2022 11:09:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انزوای رویکردهای کلاسیک ارتباطات رسانه‌ای با ظهور پلتفرم‌های تبلیغاتی جدید</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%BE%D9%84%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-okpigc73fkqg</link>
                <description>از گذشته یکی از مهم‌ترین اولویت‌های واحدهای روابط عمومی یا تبلیغات در ادارات، شرکت‌ها و یا سازمان‌های مختلف به ویژه بنگاه‌های اقتصادی، ارتباطات دوسویه توسعه یافته با رسانه‌های مختلف در سطوح محلی، استانی، ملی و گاها بین‌المللی بوده و بر این اساس اغلب شرکت‌ها و سازمان‌های مختلفی که قصد داشتند بخشی از اهداف خود را از طریق انتشار محتواهای اختصاصی در رسانه‌ها و تبلیغات برای هدایت افکار عمومی پیگیری کنند و یا بخشی از فعالیت‌های آنها ابعاد رسانه‌ای خاصی داشت که نظر اصحاب رسانه را به خود جلب می‌کرد، مجبور بودند ارتباط خود با رسانه‌ها و اصحاب رسانه را به گونه‌ای توسعه دهند که مزاحمت احتمالی آنها، خللی در روند فعالیت‌هایشان ایجاد نکند.با ظهور رویکردهای جدید در حوزه ارتباطات رسانه‌ای و همچنین انزوای استراتژی‌های ارتباطی مبتنی بر روابط توسعه یافته سازمانی میان شرکت‌ها و رسانه‌ها، بسیاری از روابط عمومی‌ها سعی کردند تا از رویکردهای جدیدی برای بهره‌برداری از ظرفیت رسانه‌ها و تبلیغات در بسترهای تاثیرگذار در افکار عمومی استفاده کنند.لزوم تغییر مقیاس ارتباطات یک شرکت از &quot;توسعه&quot; به &quot;تعمیق&quot; در زمینه روابط سازمان یافته با رسانه‌ها و اصحاب رسانه، یکی از این رویکردهای جدید بود که مدام از سوی متخصصین حوزه ارتباطات و فعالان دنیای رسانه توصیه می‌شد و برهمین اساس بسیاری از شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی سعی کردند تا با حرکت بر مبنای استراتژی‌های این رویکرد، سرمایه‌گذاری پایداری را در زمینه تغییر شکل و چارچوب ارتباطات دوجانبه میان خود و رسانه‌ها استفاده کنند اما باتوجه به نقدینگی و بودجه‌های اختصاصی مورد نیاز برای این تغییر مقیاس و بحران‌های اقتصادی به وجود آمده برای اغلب شرکت‌ها در دهه گذشته، تنها تعداد محدودی از سازمان‌ها و صنایع توانستند از این رویکرد بهره‌برداری کنند.بر این اساس به رغم توصیه مستمر رویکردهای جدید ارتباطی، بسیاری از واحدهای روابط عمومی و تبلیغات در تعداد زیادی از سازمان‌ها و شرکت‌ها مجبور شدند به رغم اینکه می‌دانستند &quot;تعمیق&quot; ارتباطات بهتر از &quot;توسعه&quot; روابط با رسانه‌ها است، از روش‌های کلاسیک غیرفرایندی و گاها بدون ساختار برای ارتباط با رسانه‌های مختلف استفاده کنند و تغییر مداوم ساختار و مدیران روابط عمومی در آنها باعث شد تا استفاده از استراتژی‌های کلاسیک ارتباطی در مواجهه با رسانه‌ها نقاط ضعف و تهدیدات فراوانی را برای شرکت‌شان و اشخاص حقیقی و حقوقی وابسته به آن در پی داشته باشد.در این میان، ظهور پلتفرم‌های نوین تبلیغاتی مبتنی بر رسانه و افکار عمومی همزمان با رشد بی‌سابقه استفاده از ابزارهای فناورانه در میان مردم، این امکان را به شرکت‌ها کوچک یا حتی بنگاه‌های اقتصادی بزرگی که قصد داشتند همزمان با پیگیری چارچوب‌های ارتباطی پیش‌بینی شده در استراتژی &quot;تعمیق ارتباطات رسانه‌ای&quot;، صرفه جویی اقتصادی نیز داشته باشند، داد تا بدون سرمایه‌گذاری قابل توجه، پیش از آغاز همکاری با یک رسانه، بتوانند به راحتی ارتباطات توسعه یافته‌ای با آن رسانه داشته باشند و به راحتی انتشار محتواهای اختصاصی خود در رسانه‌های مختلف را برنامه ریزی کنند.این در حالی است نتایج پژوهش‌های استاندارد انجام شده در زمینه میزان تاثیرگذاری استفاده از رویکرد &quot;تعمیق ارتباطات رسانه‌ای&quot; نشان می‌دهد که یکی از نقاط ضعف پیگیری سیاست‌های این رویکرد در فضای خارج از پلتفرم‌های جدید تبلیغاتی، هزینه بسیار زیاد برای این موضوع و امکان ظهور &quot;باج نیوزها&quot; در صورت خطای منابع انسانی فعال در این فرایند برای یک شرکت، اداره یا بنگاه‌ اقتصادی است.امروزه در دنیای جدید تعریف شده در روابط عمومی که تاحد زیادی بیشتر از گذشته مبتنی بر تاثیرگذاری غیرمستقیم بر افکار عمومی است و دیگر پیگیری رویکردهای کلاسیک در آن جایگاهی ندارد، استفاده از پلتفرم‌های جدید تبلیغاتی تا حد زیادی رواج یافته و اطلاعات منتشر شده از سوی یکی از این پلتفرم‌های پرطرفدار در ایران (دیما) نشان می‌دهد، کمپین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای عملیاتی شده از سوی این پلتفرم در شش ماهه ابتدایی سال 1400، بیش از 120 هزار نصب اپلیکیشن در روز و سه میلیارد نمایش تبلیغات به صورت ماهانه را در پی داشته است.همچنین بخش دیگری از اطلاعات ارائه شده از سوی این پلتفرم تبلیغاتی نشان می‌دهد بحران اقتصادی و اجتماعی ناشی از شیوع گسترده کرونا در کشور باعث شده تا با کاهش ارتباطات حضوری نمایندگان شرکت‌ها و صاحبان رسانه، سفارش نمایش تبلیغات و انتشار محتواهای اختصاصی در این پلتفرم در بازه زمانی شش ماهه ابتدایی سال 1400 بیش از 92 درصد رشد را نسبت مدت زمانی مشابه تجربه کند.بر این اساس مزیت دیگر تولید شده از سوی این پلتفرم، دسترسی به بخش قابل توجهی از اینفلوئنسرها در فضای مجازی برای دارندگان حساب کاربری است و همین موضوع باعث شده تا دیگر اقدام برای نمایش یک محتوا یا تبلیغ در تعداد زیادی از صفحات پربازدید و پرمخاطب فضای مجازی، مدت زیادی به طول نیانجامد و به راحتی در دسترس باشد.این در حالی است که تا پیش از ظهور پلتفرم‌های جدیدی تبلیغاتی، اینفلوئنسرها علاقه‌ای به انجام یک حرکت تیمی برای جریان سازی رسانه‌ای نداشتند و عدم دسترسی مستقیم شرکت‌ها به آنها و صفحات اختصاصی‌شان در فضای مجازی، باعث شده بود اینفلوئنسرها بتوانند اطلاعات نادرستی را با سفارش دهندگان تبلیغ به اشتراک بگذارند که می‌توانست بودجه آنها را در مسیری غیر از مسیر سیاستگذاری شده برای تحقق اهداف هزینه کند.سپهر زارع، استراتژیست و فعال حوزه رسانه</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jan 2022 12:09:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بحران، ارزش منابع قدرت را مشخص می‌کند!</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B4%D8%AE%D8%B5-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-fhp1kbdf875s</link>
                <description>در طول روز همه ما نفس می‌کشیم، قدم می‌زنیم، کار می‌کنیم و بیش از همه چیز در واقع زندگی می‌کنیم؛ اما آیا هیچوقت به تعداد نفس کشیدن‌هایمان در روز توجه کرده‌ایم؟در واقع به احتمال زیاد هیچ یک از ما تعداد دفعات دم و بازدم خود در طول یک روز را اندازه‌گیری نمی‌کنیم و قرار گرفتن در شرایط بحرانی و اضطراری مثل یک بیماری تنفسی می‌تواند اهمیت تعداد نفس‌ها و یا موارد مرتبط دیگری مثل سطح اکسیژن خون را چندین و چند برابر کند.در چنین شرایطی نه تنها پزشک معالج بلکه خود ما و حتی اطرافیان‌مان هم به این موضوع توجه خواهیم کرد و سوالی که مطرح می شود این است که آیا در روزهای عادی حجم اکسیژن موجود در شش ها یا سطح اکسیژن موجود در خون بی ارزش است؟ پاسخ احتمالا برای همه ما مشخص است.این پدیده که اغلب به آن بحران ارزیابی گفته می‌شود در مدیریت یک کسب و کار کوچک یا بزرگ و حتی در شیوه حکمرانی حاکمان نیز ممکن است رخ دهد. اینکه چرا بنیانگذاران یک کسب و کار کوچک پس از درک هزینه های زیاد، زیانده بودن فعالیت، کاهش حاشیه سود و سایر موارد مشابه تصمیم به تغییر رویه ها، استراتژی ها و بعضا خروج از یک کسب و کار می گیرند اما بسیاری از مدیران سازمان‌های بزرگ یا نهادهای عمومی و حتی دولتمردان و سیاستمداران پس از مشاهده هزینه‌های سنگین سازمان یا نهاد تحت مدیریت خود و یا حتی مشاهده هزینه های سنگین شیوه حکمرانی خود برای مردم دست به تغییر شیوه ها و استراتژی ها نمی‌زنند و بر اشتباهات هزینه‌زای خود پافشاری می‌کنند می تواند مشابه مثال ارزش سطح اکسیژن شش ها در یک روز عادی باشد.در واقع تا زمانی که ارزش منبع قدرت برای قدرتمندان مشخص و معین نشود، حراست و صیانت از منبع قدرت چندان مهم و ویژه نخواهد بود و در حقیقت این پدیده حداقل به دو دلیل نامحدود بودن منبع و یا حس مسئولیت متفاوت نسبت به آن منبع رخ می دهد.هنگامی که مدیران شرکت‌ها، سازمان‌ها و نهادها و همچنین حاکمان حس کنند میزان منبعی نامحدود است احتمالا دست به تغییر رویه نمی زنند و بالعکس در زمان احساس محدودیت، تغییرات به سرعت صورت می‌گیرد تا منبع قدرت حفظ شده و صیانت از آن در اولویت باشد؛ البته نامحدود بودن یک منبع نشان دهنده بی ارزش بودن آن نیست.از طرفی احساس مسئولیت انسان ها بر اساس شرایط و موقعیتی که در آن قرار می گیرند تغییر می کند. بسیاری از افراد هنگامی که در یک سازمان دولتی یا غیردولتی مشغول به فعالیت هستند نسبت به هزینه های اداری یا عمومی دارای حساسیت کمتری هستند اما حساسیت همین افراد زمانی که در نقش مالک یک کسب وکار قرار می گیرند متفاوت است.بنابراین شاید مهمترین دلیل درک نادرست از ارزش یک منبع قدرت با ارزش توسط مدیران و حاکمان و اتلاف بیش از حد منابع با ارزش در هزینه‌ای است که آنها بابت این درک اشتباه پرداخت می کنند. اغلب مدیران سازمان‌های بزرگ و متولیان حکومت هیچ هزینه ای بابت اتلاف منابع و تصمیمات اشتباه خود نمی پردازند پس نمی توان امیدوار بود تا درک درستی از ارزش منابع داشته باشند و در تصمیمات اشتباه خود تغییر رویه دهند.</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Sat, 25 Dec 2021 18:32:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طرح‌ریزی استراتژیک برند کارفرمایی را از کجا شروع کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-uxtecek9ov0s</link>
                <description>امروزه با عبور از مرز بحران‌های جدید در حوزه منابع انسانی و جذب و استخدام نیروهای جدید، اهمیت برند کارفرمایی و پیشینه تاریخی فعالیت نیروهای مختلف در شرکت برای مدیران سازمان و یا حداقل برای مدیران منابع انسانی سازمان‌های بزرگ، بیش از پیش مورد توجه و تمرکز قرار گرفته است.تعاریف متعددی از این کلیدواژه مهم و حائز اهمیت در دنیای منابع انسانی، ارتباطات و تبلیغات وجود دارد اما در ساده ترین تعریف، برند کارفرمایی در حقیقت شهرت یک شرکت به‌عنوان محل کار است؛ به عبارت دیگر، برند کارفرمایی ارزشی است که کارکنان یک شرکت، برای آن شرکت و کیفیت محیط کاری خود در آن، قائل هستند.برهمین اساس می‌توان گفت برند کارفرمایی، تمامی فعالیت‌های تبلیغاتی، رسانه‌ای و مبتنی بر ارتباطات اجتماعی شرکت (چه سلبی و چه ایجابی) را برای نشان‌دادن هویت یکتای خود به‌عنوان یک کارفرمای &quot;خوب&quot; به کارکنان فعلی و احتمالی شامل می‌شود و باتوجه به تاثیر رویکردهای استراتژیک رسانه‌ای و اقدامات تبلیغاتی شرکت در حوزه‌های مختلف اعم از تولید، فروش، خدمات و ...، تاثیرپذیری و تاثیرگذاری برند کارفرمایی بر این بخش‌ها، بدیهی است.واقعا کارفرمای خوبی باشید!اولین قدم در مسیر تدوین رویکردهای استراتژیک مرتبط با برند کارفرمایی شرکت و حرکت بر اساس آن، این است که واقعا کارفرمای خوبی باشید.برای حرکت در مسیر تبدیل شدن به یک کارفرمای واقعا &quot;خوب&quot; لازم است تا بخشی از فرایندهای زیر را به عنوان اولویت در دستور کار تیم منابع انسانی قرار دهید:1) یک فرایند استخدام عادلانه طراحی کنید تا تمام داوطلبین شغل در شرکت بدون توجه به شخصیت یا پیش‌زمینه‌شان، شانسی برابر داشته باشند2) به زمانی که داوطلبین برای درخواست کار و مصاحبه گذاشته‌اند احترام بگذارید و پرونده همه را بررسی کنید و درنهایت با آن‌ها تماس بگیرید3) سیاست‌های عادلانه‌ای برای محیط کار شرکت ترسیم کنید تا همه کارمندان از داشتن امنیت، راحتی و ارزش در شرکت اطمینان داشته باشند4) شرایط کاری‌ را فراهم کنید تا افراد بتوانند تعادل زندگی شخصی و کاری خود را حفظ کنند5) برنامه‌های پیشرفت شغلی طراحی کنید تا کارمندان بتوانند پیشرفت کنند یا مهارت‌های خود برای پیشرفت عملکرد خود را بهبود بخشند6) یک کارزار برای تبلیغ برند کارفرمایی‌ طراحی کنید7) از محیط کار شرکت تصاویر مثبتی تهیه کنید و در شبکه‌های اجتماعی برای تبلیغ برند کارفرمایی خود به اشتراک بگذارید8) در سایت خود صفحاتی مختص اطلاعات در خصوص شغل‌های مختلف قرار دهید تا افراد با زندگی حرفه‌ای خود در شرکت آشنا شوند9) به کارکنان اجازه صحبت دهید (از طریق وبلاگ، سایت، شبکه‌های اجتماعی) تا پرسنل بتوانند از تجربه مثبت و خوب خود در شرکت به بقیه بگویند10) ملاقات با افراد جویای کار را در دفترهای شرکت برگزار کنید تا این افراد بدانند کار برای این شرکت در چه شرایطی صورت می‌گیرد.تجهیز زیرساخت‌هاداده‌های ثبت شده در مراجع معتبر اطلاعاتی نشان می‌دهد ۷۶ درصد از داوطلبان استخدام به دنبال کار در شرکتی هستند که نشانه‌هایی از مکان &quot;عالی&quot; برای کار داشته باشد.بر این اساس انجام یک تحقیقات محرمانه می‌تواند داده‌های اختصاصی در رابطه با سوالات زیر در اختیار استراتژیست برند کارفرمایی قرار دهد:1) کارکنان چه فکری در خصوص محیط کار خود دارند؟2) چقدر از فرایندهای شغلی و مجموعه آنها رضایت دارند؟3) کارکنان چقدر از نقش خود در سازمان رضایت و آگاهی دارند؟4) کارکنان در ازای چه پیشنهادی حاضر هستند دیگر در این شرکت کار نکنند؟5) اشتغال به کار در این شرکت چقدر از سوی کارکنان توصیه می‌شود؟6) سازوکارهای خدماتی و رفاهی تا چه میزان رضایت کارکنان را برآورده کرده است؟7) کارکنان چقدر از سیاست‌های کلان و رویکردهای استراتژیک شرکت با خبر هستند؟8) شبکه‌های داخلی ارتباط کارکنان با یکدیگر چقدر توسعه یافته است؟این تحقیقات و دریافت پاسخ سوالات مذکور می‌تواند چارچوب‌های فرهنگ سازمانی و رویکردهای ارتباطی داخلی شرکت را تا حد زیادی برای استراتژیست برند کارفرمایی یا تیم فعال در این زمینه آشکار کند.پرداختن به مشکلاتی که در این تحقیقات مشخص می‌شود و برطرف کردن آنها بسیار حائز اهمیت است و می‌تواند از کارکنان سازمان، شبکه سفیران داخلی قدرتمندی برای ترویج برند و محصولات احتمالی آن بسازد.سپهر زارع . استراتژیست و فعال حوزه برند</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Sun, 12 Dec 2021 16:25:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی سکوت بعد از گل</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D9%84-awefst10x6m7</link>
                <description>یکی از مهم‌ترین راهبردهایی که باید در زندگی روزمره و کاری توجه ویژه‌ای به آن داشته باشیم، میزان اشتراک داده‌های شخصی یا مبتنی بر متغیرهای کاری است که بعد از عبور از هرمرحله روزمره یا کاری تولید می‌شوند؛ این داده‌ها اغلب برای فردی که از یک مرحله در زندگی شخصی یا کاری عبور کرده، جذاب است و می‌کوشد تا با به اشتراک‌گذاری آنها، بخشی از انرژی جمع شده خود در زمان طی بخش‌های مختلف عبور از مرحله مذکور را رها کرده و به نوعی خرسندی خود از یک موفقیت جدید را به نمایش بگذارد.در واقع این داده‌ها که اغلب مبتنی بر واقعیت محض هستند قدرت دارند تا ابعاد زندگی کاری یا شخصی ما در جریان رویدادهای روزمره را تا حد زیادی دچار تغییر کنند؛ به نحوی که ممکن است اشتراک‌گذاری سیاستگذاری نشده و غیرهدفمند آنها ما را به مرحله قبلی بازگرداند و یا حتی مراحل بعدی را غیرقابل دسترس کند.داده‌های حاصل از عبور موفقیت آمیز ما از یک مرحله در زندگی کاری یا شخصی زمانی خطرناک تر می‌شوند که دشمنان زیادی باشیم که احتمالا با شنیدن خبر موفقیت ما، چندان احساس خوشحالی نخواهند کرد؛ به بیان دیگر دسترسی دشمنان ما به این داده‌ها می‌تواند احساسات منفی و در بسیاری از مواقع حسادت آنها را تحریک کرده و دردسرهایی در آینده یا حال برایمان به وجود بیاورد، البته این داده‌ها چندان هم پیچیده و استراتژیک نیستند و برای مثال در رابطه با یک فعال اقتصادی می‌تواند استوری صفحه شخصی فضای مجازی در رابطه با موفقیت در توسعه محورهای صادراتی محصولات وی باشد.در حقیقت در بسیاری از موارد، اشتراک گذاری اشتباه داده‌های مذکور می‌تواند بازی‌های جدید و خطرناکی در مسیر عبور ما از مراحل مختلف زندگی ایجاد کند و برهمین اساس بسیاری از افراد احساس می‌کنند بعد از هر خبر خوب یا موفقیت باید منتظر اخبار ناگوار و شکست‌های فجیع باشند.استراتژی سکوت بعد از گل یک راهبرد سیاسی و اجتماعی است که استفاده از آن در جریان زندگی روزمره و کاری می‌تواند آثار منفی عبور از مراحل سخت زندگی را تا حد زیادی کاهش دهد و از بازی‌های ناخوشایند احتمالی که بعد از عبور از یک مرحله سخت در زندگی از سوی بدخواهان ما طراحی و به اجرا گذاشته می‌شود جلوگیری کند.اگر بخواهیم تعریف دقیقی از این استراتژی داشته باشیم می‌توانیم با ذکر یک مثال این تعریف را ملموس تر کنیم؛ همه ما در هنگام مشاهده بازی‌های فوتبال متوجه شادی پس از گل بازیکنان تیمی که توپ را وارد دروازه حریف کرده شده‌ایم و البته تعداد زیادی از ما در هنگام مشاهده بازی‌های فوتبال در تلفن همراه خود می‌گردیم و شش دنگ حواسمان به جزئیات بازی نیست؛ برهمین اساس در بسیاری از مواقع که ما بازی را به صورت جدی و مستمر پیگیری نمی‌کنیم، شادی پس از گل بازیکنان و در نتیجه هیجان گزارشگر فوتبال منجر به اطلاع ما از گل جدید در بازی می‌شود.استراتژی سکوت بعد از گل می‌گوید ممکن است رفتار عادی و سکوت بازیکنان یک تیم بعد از وارد کردن توپ به دروازه حریف منجر به اطلاع گزارشگر از گل خوردن یک تیم و در نهایت عدم اطلاع ما تماشاگران بازی از نتیجه بازی شود؛ در حالی که تیم زننده گل یک گل جلو افتاده و نتیجه بازی عوض شده است.این استراتژی تاکید دارد که هر فرد یا سازمانی پیش از عبور از یک مرحله مهم استراتژیک و موفقیت در آن باید به زمینه‌های اجتماعی و سیاسی اعلام خبر این موفقیت (شادی بعد از گل) فکر کند و سپس بر اساس رویکردهای رفتاری دشمنان و بدخواهان احتمالی خود، این شادی و تاثیرات آن را افزایش یا کاهش دهد.البته بکارگیری این استراتژی از سوی سازمان‌های مختلف یا افراد، ممکن است انگیزه عمومی یا شخصی را برای عبور از مرحله بعدی کاهش دهد اما در بسیاری از موارد بهره‌گیری از یک رویکرد استراتژیک مبتنی بر &quot;سکوت بعد از گل&quot; می‌تواند سازمان‌ها و افراد را در سکوت محض به بزرگ‌ترین موفقیت‌های تاریخی برساند.مهم‌ترین توصیه این استراتژی چنین توصیف می‌شود: &quot;بعد از زدن گل نه شادی کن و نه به کسی درباره گلی که به حریف زده ای بگو، فقط از درون خوشحال باش و برای مدتی سکوت کن.&quot;</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Wed, 24 Nov 2021 11:21:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنترل سیاستگذاری شده SUB Brandها در دیوار و نقش آن در تغییر الگوی مصرف</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%87-sub-brand%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-ylcpydhfgyri</link>
                <description>مطالعات پژوهشگران جامعه شناسی فعال در حوزه برند و تجارت الکترونیک نشان می‌دهد در نظام اجتماعی فعلی، هویت برندهای مختلف به ویژه برندهای فعال در نظام اقتصادی که بخش قابل توجهی از هویت خود را مدیون چارچوب‌های از پیش تعیین شده و تعصب مدیران ارشد برندها برای رعایت این چارچوب‌ها هستند، به یک ارزش اقتصادی – اجتماعی برای سازمان‎های پیشرفته و مردم کشورهای توسعه یافته تبدیل شده و برهمین اساس هویت برند به عنوان سرمایه اصلی که برای محصولات یا خدمات یک سازمان ارزش آفرینی می‌کند، در سال‌های اخیر به یکی از پرمناقشه ترین موضوعات رایج در میان بحث‌های علوم اجتماعی تبدیل شده است.در حقیقت هویت برند به عنوان یک عامل با تاثیرات مستقیم بر فرایند خرید و فروش کالاها یا خدمات از چارچوب‌های استراتژیکی نشات می‌گیرد که صاحبان برند در ابتدای فرایند راه‌اندازی سازمان به آن فکر کرده اند و به همین دلیل است که بسیاری از زیربرندها یا Sub brandها در دنیای تجارت الکترونیک امروزی که بر ارزش‌های اجتماعی استوار است و چرخه مالی بسیاری از بنگاه‌های خرد و کلان اقتصادی را به خود وابسته کرده، نشانه‌ها و خصایص محسوسی از برندبالادستی یا والد خود یا Parent brand دارند اما به هیچ وجه در نگاه اول، کاملا وابسته به چشم نمی‌آیند.به بیان دیگر بسیاری از زیر برندها در دنیای امروزی، اصلا بر اساس ارزش‌های اجتماعی برند والد خود و به صورت کنترل نشده شکل گرفته‌اند و به همین دلیل است که در کشورهای توسعه یافته اغلب سازمان‌های اجتماعی یا اقتصادی بزرگ که به نوعی در روند فعالیت خود با مردم و نظام اجتماعی سروکار دارند می‌کوشند تا با استفاده از ظرفیت Sub brand های به صورت ناخواسته متولد شده خود، محورهای ارتباطی سازمان با بخشی از بدنه حاکمیت و مردم را توسعه دهند و به سازمان‌یافتگی غیررسمی ارتباطات میان سازمان و بخش‌های تاثیرگذار بر فرایندهای آن دست یابند.این استراتژی مرسوم که در حاضر از سوی بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی بزرگ و تشکل‌های اجتماعی ملی در کشورهای توسعه یافته استفاده می‌شود و دلیل بسط و گسترش جامعه کاربران آن مزیت‌های اقتصادی و مالی است که می‌تواند در روند فعالیت یک سازمان ایجاد کند، در کشورهای توسعه نیافته نوعی مدیریت ناصحیح یا گردش اطلاعات کنترل نشده مرتبط با برند محسوب می‌شود و هرقدر ارزش زیربرندها بیشتر از برند والد باشد و تاثیرگذاری و تاثیرپذیری آنها نقش محسوس تری در روند فعالیت سازمان بازی کند، مدیران ارشد برند والد بیشتر ناراحت می‌شوند.در حقیقت قدرت مدیران ارشد سازمان‌های بزرگ اقتصادی یا اجتماعی در کشورهای توسعه نیافته بر گردش انحصاری و کاملا کنترل شده اطلاعات مرتبط با فضای هویتی برند استوار است و به همین دلیل نه تنها ارزشمند شدن زیربرندها، ارزش افزوده‌ محسوسی برای صاحبان سازمان‌های بزرگ ایجاد نمی‌کند بلکه بسیاری از مدیران و صاحبان بنگاه‌های مهم و تاثیرگذار در کشورهای کمتر توسعه یافته می‌کوشند تا اصلا هیچ زیربرندی تحت ارزش‌ها و هویت برند والد متولد شده از سوی آنها شکل نگیرد و حساسیت‌ها در این زمینه به حدی است که احتمال دارد، ارتباطات اجتماعی یک کارمند در بستر کانال‌های برون سازمانی، نوعی خلاف و عبور از مرز قوانین اطلاعاتی سازمان باشد.البته گاهی هم پیش می‌آید که برندهای والد بزرگ که تاثیر زیادی بر نظام اقتصادی کشورهای کمتر توسعه یافته دارند، از این خط و مرز اشتباه استراتژیک عبور کنند و با هدف تغییر مثبت الگوی مصرف در مشتریان و مصرف‌کنندگانشان، زیربرندهای زیادی را ایجاد کرده و بستر توسعه آنها در روند ارتباط با اعضای نظام اجتماعی را فراهم و تسهیل کنند. البته برندهایی که دست به این کار می‌زنند و گردش مالی در بستر فعالیت‌های خود را به دست مردم و زیربرندها می‌سپارند اغلب با گمانه‌زنی ورشکستگی یا تعطیلی از سوی کارشناسان خبره اقتصادی مواجه اند زیرا مزیت اقتصادی فعالیت‌های این برندها نسبت به سایر برندهایی که بر اساس خط و مشی‌های اشتباه استراتژیک در کشورهای کمترتوسعه یافته شکل گرفته، به شدت کمتر است و به همین دلیل یا فعالان اقتصادی به سمت عبور از این مرزها نمی‌روند و یا با پیش‌گویی‌های از قبل به وقوع پیوسته کارشناسان اقتصادی مواجه خواهند شد.دیوار یکی از این برندهای والد است که به رغم گمانه‌زنی بسیاری از کارشناسان اقتصادی در ابتدای مسیر فعالیتش متوقف نشد و علی رغم اینکه همچون سایر برندهای بزرگ فعال در ایران مزیت اقتصادی را به عنوان اولویت اول خود در نظر نگرفته، تقویت زیربرندها و ارتباطات اجتماعی در بستر آن موجب شده که الگوی مصرف در بسیاری از مردم تغییر محسوسی را تجربه کند و همین امر مزیت‌های اجتماعی را برای این برند به ارمغان آورده است.در حقیقت پلتفرم دیوار که گردش مالی محصولات و خدمات درآن از سوی برند والد (دیوار) به صورت محسوس و سیاستگذاری شده کنترل نمی‌شود، قدرت زیادی به فروشندگان خرد و کلان یا زیربرندها داده و در حالی از مزیت‌های اجتماعی خود در بستر نظام اقتصادی، کسب درآمد می‌کند که کمترین نقش مستقیم را در روند قیمت‌گذاری کالاها و خدمات دارد و از سوی دیگر نقش غیرمستقیم آن در قیمت‎گذاری کالا و خدمات در دیوار و سایر بازارهای مجازی یا حقیقی و همچنین تغییر محسوس الگوی مصرف در بسیاری از مصرف‌کنندگان، غیرقابل انکار است. الگوی استراتژیک اقتصادی استفاده شده از سوی این برند والد برای مدیریت زیربرندها و فروشندگان کالا و خدمات در این پلتفرم در حقیقت همان الگویی است که دغدغه‌مندان توسعه پایدار ایران سال‌هاست به دولت گوشزد می‌کنند و باور دارند استفاده از رویکردهای این الگو می‌تواند اقتصاد ایران را نجات دهد.همین الگوی اقتصادی استراتژیک سال‌ها پیش از سوی گوگل مورد بهره‌برداری قرار گرفت و برهمین اساس گوگل به رغم طی مراحل سخت اقتصادی، امروزه به یکی از بزرگ‌ترین بنگاه‌های اقتصادی جهان تبدیل شده که مشتریان آن از واژه &quot;گوگل&quot; نه به عنوان یک اسم بلکه به عنوان یک &quot;اصطلاح&quot; استفاده می‌کنند و معتقدند جستجوی داده‌ها در بستر هر موتور جستجوگری، نوعی &quot;گوگل کردن&quot; است.به عقیده من &quot;دیوار&quot; هم دقیقا در همین مسیر قرار گرفته و استفاده از رویکردهای جهانی در نظام اقتصادی بیمار ایران موجب شده تا یک سروگردن از سایر برندهای فعال در حوزه فعالیت خود بالاتر باشد؛ &quot;دیوار کردن&quot; اصطلاح نامرسوم اما پذیرفته شده‌ای از سوی بسیاری از جوامع بزرگ و کوچک ایرانی است که به نوعی با این پلتفرم آشنا هستند و احتمال دارد منظور گوینده از این عبارت، ثبت آگهی در یک پلتفرم دیگر خرید و فروش به غیر از دیوار باشد اما گستره کاربران و مخاطبان این برند والد و عدم حساسیت نابجای مدیران ارشد آن بر زیرساخت‌های زیربرندها باعث شده &quot;دیوار&quot; نه تنها اسم یک برند با اشتهار بلکه نوعی اصطلاح باشد.در روند نگارش این یادداشت از داده‌های موجود در منابع اطلاعاتی زیر، استفاده شده است:40 Best Sub Brand Structure ideasA New Brand World: 8 Principles for Achieving Brand (Scott Bedbury)The Science and Art of Branding (Giep Franzen, ‎Sandra E. Moriarty)Brand Portfolio Strategy (David A. Aaker)The New Strategic Brand Management (Jean-Noël Kapferer)divar.ir/blog/annual-report-99/</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Thu, 26 Aug 2021 21:56:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیده‌بانی نقش دیجی‌کالا در امنیت روانی شهروندان ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-e99pnkcieyc6</link>
                <description>امنیت یکی از مهم‌ترین نیازهای انسان از دیرباز بوده و چارچوب‌های کلاسیک علم روان شناسی که اغلب بر اساس نظریات اندیشمندان متخصص این علم شکل گرفته، امنیت برای انسان را به دو بخش مجزای فیزیکی و روانی تقسیم می‌کند و بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی بر این باور اند که تامین امنیت روانی برای انسان‌ها مقدم بر تامین امنیت فیزیکی است.در واقع به بیان دیگر، تامین امنیت فیزیکی اعضای یک نظام اجتماعی بزرگ یا کوچک به راحتی قابل دسترس است و اغلب دولت‌ها در کشورهای توسعه یافته یا شاخص در حال توسعه می‌کوشند تا هزینه‌های امنیتی خود را بر افزایش سطح امنیت روانی مردم کشورشان، متمرکز کنند.در واقع تامین امنیت فیزیکی، فرایندی یکسان و از پیش تعیین شده برای دولت‌ها است که کمترین قدرت نظامی یا انتظامی می‌تواند ابعاد آن را در جامعه بسط دهد؛ اما بر خلاف امنیت فیزیکی، امنیت روانی یک نظام دارای رویکرد و فرایندهای مختلف و پیچیده است که ناکارآمدی یا کاهش عمل به رویکردهای کلان از سوی تامین کنندگان آن در هر بخش می‌تواند جامعه را متشنج کرده و سطح امنیت فیزیکی در نظام اجتماعی را به حداقل برساند.تعاریف مختلف زیادی برای &quot;امنیت روانی&quot; از سوی دانشمندان علم روان شناسی در طول سال‌های گذشته ارائه شده اما به نظر می‌رسد، آبراهام مزلو، روان‌شناس انسانگرای آمریکایی بهترین تعریف را برای امنیت روانی ارائه کرده باشد.بر اساس تعریف مزلو، امنیت روانی حالتی خاص در انسان است در آن آسایش خاطر ناشی از اطمینان شخص به ارضای نیازمندی‌ها و تمایلات اولیه وجود دارد و به بیان دیگر زمانی که یک فرد از تامین نیازهای روزمره و معیشتی خود در بستر جامعه مطمئن باشد و هیچ عاملی فرایند دسترسی وی به پاسخ این نیازها را تهدید نکند، فرد دارای امنیت روانی است.رویکردهای جدید و مدرن ارائه شده در علم روان‌شناسی حکایت از این دارد که بخش قابل توجهی از فرایندهای مرتبط با امنیت روانی کاربران در فضای شبکه‌های اجتماعی به میزان دسترسی آنها به اطلاعات و داده‌های مهم بین‌المللی یا داخلی وابسته است و بر همین اساس بخشی از تعریف امنیت روانی امروز اعضای نظام اجتماعی در فضای ملتهب جامعه که حجم زیادی از التهابات خود را مدیون نوسانات آماری و اطلاعاتی در فضای مجازی است، مربوط به دسترسی به کالاهای اساسی یا مواد اولیه مورد نیاز برای زندگی در شرایط کنونی می‌شود.در این میان دولت‌ها به عنوان یک رکن اصلی در مثلت تامین امنیت روانی جامعه، می‌کوشند تا با افزایش سطح دسترس‌پذیری کالاهای اساسی مورد نیاز مردم، روند تهیه مواد غذایی و دیگر اقلامی که شامل کالاهای اساسی می‌شوند را افزایش دهند و از سوی دیگر قیمت این کالاهارا به جهت تنظیم بازار و توسعه رویکردهای اقتصادی از پیش تعیین شده خود در بستر معاملات خرد و کلان نظام اجتماعی کنترل می‌کنند.تعاریف جدید علم روان شناسی از فرایندهای مرتبط با افزایش امنیت روانی اعضای نظام اجتماعی در جامعه، نشان می‌دهد فروشگاه‌های بزرگ، تامین‌کنندگان کالا، تولیدکنندگان اقلام اساسی، صاحبان صنایع و بنگاه‌های اقتصادی و حتی فروشندگان با انصاف محلی، نقش غیرقابل انکاری در افزایش سطوح امنیت روانی در میان اعضای جامعه دارند و بروز هرگونه اختلال در روند فعالیت آنها می‌تواند امنیت روانی اعضای جامعه را تهدید کرده و به یک فاجعه بزرگ اقتصادی – اجتماعی تبدیل شود.همزمان با شیوع گسترده کرونا در برخی از کشورهای جهان و به دنبال آن شیوع این بیماری در ایران، سطح امنیت روانی بسیاری از مردم مورد تهدید قرار گرفت زیرا در ابتدای بازه زمانی شیوع این بیماری، اقلام مورد نیاز برای جلوگیری از گسترش و ابتلا به این ویروس از سوی تعدادی از فعالان اقتصادی و تامین‌کنندگان بزرگ کالا مورد احتکار قرار گرفت و دولت هم که آمادگی و قدرت لازم برای مبارزه با این ویروس و تبعات اقتصادی ناشی از آن را نداشت، نتوانست سطح امنیت روانی شهروندان را افزایش دهد.در این میان بسیاری از فروشگاه‌های محلی و تعداد انگشت شماری از برندهای تجاری معتبر در ایران که تا پیش از این تنها عرضه‌کننده بخشی از کالاها و خدمات مورد نیاز مردم بودند، سعی کردند تا در ابتدا با افزایش گستره دسترسی مردم به کالاهای مورد نیاز برای جلوگیری از ابتلا به ویروس کرونا، نقشی در تامین امنیت روانی نظام اجتماعی ایفا کنند و در گام دوم، دسترسی آنلاین مردم به خرید اقلام مورد نیاز برای گذران زندگی روزمره را به جهت کمک به حاکمیت در کنترل روند شیوع بیماری، افزایش دادند تا با جلوگیری از حضور شهروندان در بازار و فراهم کردن مزیت‌های اقتصادی خرید آنلاین، آمار مبتلایان به این بیماری افزایش نیابد.دیجی کالا به عنوان شاخص‌ترین فروشگاه آنلاین ایران که بر اساس گزارش ارائه شده از سوی این برند، تعداد کاربران یکتای آن در ماه به بیش از 30 میلیون نفر می‌رسد، نقش مهمی در روند تامین کالاهای اساسی و اقلام مورد نیاز برای جلوگیری از ابتلا به بیماری در بازه زمانی شیوع گسترده ویروس کرونا در ایران داشت.آمار منتشر شده از سوی دیجی کالا نشان می‌دهد افزایش 2.5 برابری فروش محصولی در این پلتفرم آنلاین در سال گذشته نسبت به یکسال قبل تر از آن، در حالی محقق شده که افزایش فروش ریالی تنها حدود 100 درصد (یک برابر) بوده و این آمار به این معناست که دیجی کالا نه تنها در بازه زمانی شیوع ویروس به تامین امنیت روانی شهروندان در جامعه کمک کرده، بلکه سعی داشته بخشی از تبعات اقتصادی ناشی از شیوع گسترده ویروس کرونا در کشور که به طور مستقیم متوجه دهک‌های پائین جامعه بوده را کنترل کند و به رغم اینکه افزایش تعداد کاربران و گسترش جامعه خریداران و فروشندگان دیجی کالا باعث شده فروش محصولی این پلتفرم بیش از 2.5 برابر (250 درصد) افزایش یابد، فروش ریالی تنها 100 درصد یا یک برابر افزایش داشته است.در واقع دیجی کالا به نوعی با تمرکز بر دو فاکتور مهم یعنی افزایش دسترس‌پذیری شهروندان به اقلام مورد نیازشان و کاهش تبعات اقتصادی ناشی از شیوع ویروس کرونا، نقش مهمی در روند تامین امنیت روانی جامعه ایفا کرده و این در حالی است که بسیاری از پلتفرم‌های آنلاین خرید و فروش کالا و خدمات با افزایش تعرفه‌های خود و کاهش موجودی کالاها از ابتدای همه‌گیری ویروس، سعی کردند تا از آب گل‌آلود کرونا در کشور ماهی بگیرند.البته بر اساس گزارش ارائه شده از سوی مرکز توسعه تجارت الکترونیکی وزارت صنعت، معدن و تجارت افزایش ریالی و محصولی فروش در پلتفرم‌های آنلاین بر اثر تمایل مردم به خرید اقلام موردنیازشان از فروشگاه‌های مجازی همزمان با شیوع بیماری در کشور محقق شده اما به رغم اینکه آمار مستندی در خصوص فروشگاه‌های آنلاین موجود در برخی از شبکه‌های اجتماعی پرطرفدار بین ایرانی‌ها همچون اینستاگرام وجود ندارد، نگاهی اجمالی به وضعیت کسب‌وکارهای فعال در بستر فضای مجازی نشان می‌دهد اعتماد کاربران به دیجی‌کالا و اطمینان خریداران از صحت فرایند تامین، فروش و ارسال در فروشگاه‌های آنلاین فعال در اینستاگرام یا سایر شبکه‌های اجتماعی قابل مقایسه نیست و تنوع، ضمانت و دسترس‌پذیری سه مزیت مهم دیجی کالا نسبت به این فروشگاه‌های آنلاین بوده است.گزارش ارائه شده از سوی پلیس فتا نیز نشان می‌دهد کلاهبرداری از خریداران فروشگاه‌های آنلاین فعال در شبکه‌های اجتماعی در بازه زمانی شیوع ویروس کرونا تا حد زیادی افزایش یافته و برهمین اساس در حالی این موضوع امنیت روانی جامعه را تهدید می‌کرده که به کاهش اعتماد عمومی به این بسترها و رجوع شهروندان به دیجی کالا برای خرید امن کمک کرده است.در روند نگارش این یادداشت از داده‌های موجود در پایگاه‌های اطلاعاتی زیر استفاده شده:· Motivation and Personality (Abraham maslow)· Science and Human Behavior (B. F. Skinner)· Counseling and Psychotherapy: ​Newer Concepts in Practice (Carl Rogers)· گزارش پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات (فتا) _ فروردین 1400· گزارش عملکرد دیجی کالا _ 1399· گزارش شرکت شبکه الکترونیک پرداخت کارت (شاپرک) _ مردادماه 1400· گزارش رتبه بندی کسب‌وکارهای اینترنتی (مرکز توسعه تجارت الکترونیکی وزارت صمت) _ مردادماه 1400</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Thu, 19 Aug 2021 00:25:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش روابط عمومی و بازاریابی تروریسم در تقویت قدرت داعش</title>
                <link>https://virgool.io/@sepehrzare_1/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D8%B4-louzsiegnm9r</link>
                <description>گروه داعش به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های تروریستی که تاکنون در خاورمیانه فعال شده، بخش قابل توجهی از موفقیت‌های خود در بستر کشورهای جهان و جذب نیروهای خارجی را مدیون سیاستگذاری و برنامه‌ریزی دقیق بر اساس اصول روابط عمومی نوین و بازاریابی تروریسم بوده است.در بخشی از این مقاله آمده است:&quot;از سال 2014میلادی نوع جدیدی از تروریسم توسط شبکه های اجتماعی و فضای سایبری پایه گذاری شد که در آن از ابزارها و مدل های &quot;بازاریابی&quot; و &quot;روابط عمومی&quot; استفاده می شد.در این فعالیت ها، داعش به سبک قدیمی گروه هایی تروریستی مانند القاعده برای &quot;ترورهای اجتماعی&quot; استفاده نمی کرد بلکه سعی داشت، تروریسم را عادی، پسندیده و مشروع نشان دهد؛ به عبارت دیگر داعش در حال ساخت ارزش های جدیدی در جهان بود که پیش تر گسترش دامنه استفاده از رسانه های سایبری و فضای مجازی بستر این ارزش آفرینی را فراهم کرده بود.این اتفاق در حالی توجه تعداد زیادی از جوان های مورد هدف داعش را به خود جلب کرده بود که اغلب گروهک تروریستی موسوم به اسلام تا پیش از داعش، استفاده از رسانه ها و حضور در شبکه های اجتماعی را تا حد زیادی برای اعضای خود منع می کردند و در مواردی استفاده از رسانه های سایبری در آنها حراممحسوب میشد.&quot;بر این اساس در این مقاله سعی شده تا با استناد به منابع اطلاعاتی معتبر بخشی از این استراتژی‌های پنهان گروه موسوم به دولت اسلامی عراق تا شام ، مور بررسی و پژوهش قرار گیرد.برای دانلود نسخه کامل مقاله اینجا کلیک کنید</description>
                <category>سپهر زارع</category>
                <author>سپهر زارع</author>
                <pubDate>Tue, 17 Aug 2021 11:28:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>