<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سپیده شیرخان‌زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sepidehshirkhanzadeh</link>
        <description>مهندس نرم‌افزار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 07:35:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/23937/avatar/bdbubj.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سپیده شیرخان‌زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@sepidehshirkhanzadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>راهنمای جامع انتخاب موضوع تز و استاد راهنما برای مقطع کارشناسی ارشد</title>
                <link>https://virgool.io/@sepidehshirkhanzadeh/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D8%AA%D8%B2-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%B7%D8%B9-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF-ngkwzgsfp1pd</link>
                <description>فاز اول: ماه‌های پشت کنکور ، شناسایی گرایش پژوهشیحالت ایده‌آل اینه که « در ماههای پیش از کنکور»  به تدریج با شاخه‌های اصلی ریسرچ‌ در گرایش مورد نظرتون آشنا شده باشید.برای این آشنایی کافیه در اوقات آزادتون در وبسایت دانشگاه‌های معتبر به بخش مربوط به گرایش مورد نظرتون برید و با اساتید گروه، Research Interest اونها و عناوین مقالات اون اساتید آشنا بشید. همین آشنایی و مطالعه‌ی ظاهرا سطحی تا حد خیلی زیادی معماری پژوهشی مربوط به گرایشتون رو در ذهنتون شکل میده.مثال : گرایش تحقیقاتی دکتر علیرضا اجلالی، گروه معماری کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریففاز دوم، شروع مقاله‌خوانیدر فاز دوم تحقیق که به نظر من میتونه فاصله زمانی کنکور تا اعلام نتایج باشه میتونید مقاله خوندن رو به طور جدی شروع کنید.- علاقه‌ی خودتون- پیش‌زمینه‌ی مطالعاتی/مهارتی‌ که توش قوی‌ترید- هات بودن مبحث موردنظر و اطلاعات کلی که در فاز قبل راجع به Research Interest اساتید کسب کردید می‌تونن فاکتورهایی باشن که مقالات رو برای مطالعه انتخاب کنید.علاقه: موضوعی کاملا شخصیه و به مدل هر کسی برمیگرده. مثلا من ذاتا بحث ماشین لرنینگ برام خیلی جذاب‌تر از امنیت بوده با اینکه هر دو جزو بحث‌های داغ حوزه کامپیوتر هستن. زمینه‌ی قبلی: همینطور که مقالات رو بیشتر بخونید میفهمید که برخی حوزه‌ها پیش‌نیازهایی میخوان مثلا تسلط بر ریاضیات و احتمالات، مهارتهای درک الگوریتم و کدنویسی، کار با ابزار سنتز، پیاده‌سازی روی FPGA و... مسلمه که هر مهارتی رو میشه کسب کرد ولی اگه ادامه راهتون بر داشته‌های قبلی بنا بشه مثل اینه که چند قدم جلو هستید و با سهولت و اعتماد به نفس بیشتری کار رو جلو خواهید برد. هات بودن موضوع : تعداد مقالات در سالهای اخیر، میزان جذب دانشجو و موقعیت برای ادامه تحصیل در اون موضوع، فراگیریش در صنعت و تحقیقات وابسته به صنعتبه طور مثال با جستجوی کلمات کلیدی از حوزه مورد نظر در پایگاه علمی معتبر و فیلتر کردن نتایج میتوانید تعداد مقالات ژورنالی در سالهای اخیر، دانشگاهها و موسسات تحقیقاتی وابسته به صنعت و غیره را استخراج کنیدمثال برای شروع : فرض میکنیم که شما یک استاد و زمینه کاریش رو پسندید. میرید و اسم ایشون رو در گوگل اسکولار سرچ می‌کنید. مقالاتش رو بر اساس year مرتب می‌کنید. سپس با کلیک روی عنوان مقاله به پایگاه علمی که در اون چاپ شده میرید و برداشتن شناسه‌ی دی اُ آی (Doi) در موتورهای سرچ‌پیپر مثل freepaper.me مقاله رو دانلود می‌کنید.  بهتره روال کارتون از ابتدا این باشه که برای مقاله‌های دانلودی پوشه‌بندی مرتب داشته باشید. و با عبارات کوتاه در نام فایل سطح مطالعه رو مشخص کنید. فاز سوم : مشخص شدن دانشگاه قبولی در این مرحله اگر طبق مراحل قبل پیش رفته باشید دانشجویی هستید که ماموریت اصلیش در ارشد یعنی ریسرچش رو کم و بیش میدونه. اساتید مطرح و موضوعات حوزه کاریش رو میدونه راجع بهشون مقاله خونده و کم و بیش با فضای تحقیق و پیاده‌سازی در هریک از شاخه‌ها آشناست. یعنی به طور خلاصه موجود هاج و واجی نیست که دست تقدیر بخواد بهش جهت بده! در این مرحله شما باید استاد راهنماتون رو تا اواخر ترم یک انتخاب کنید.  معمولا توزیع تخصص در گروه‌ها به شکلیه که به احتمال زیاد شما می‌تونید کسی رو پیدا کنید که گرایشش با علاقه شما مشترک باشه. با این حال اگه استادی مشخصا در اون حوزه نبود ممکنه بتونید استادی رو هم پیدا کنید که عمدتا با موضوع شما هم‌راستا نباشه ولی بشه با ظرایفی اون گرایش رو در زمینه کاری او تعریف کرد و کاری میان دو حوزه انجام داد!حالا فرض کنیم که شما سه چهار استاد کاندید دارید. چطور بین اینها انتخاب کنید؟الف- معیارهای علمی ۱- h-index ۲- تعداد پیپرهای چاپ شده در یکی دو سال اخیر که پویایی علمی استاد موردنظر رو نشون میده. (زیادن اساتیدی که با بالا رفتن سن انگیزه برای چاپ مقاله رو از دست میدن) ۳- اعتبار ژورنالها و کنفرانسهایی که مقاله درشون چاپ کردن.  + مقاله ژورنالی به مراتب اعتباری بیش از کنفرانس و سمپوزیوم داره.اما اعتبار هر دو رو میشه در سایت https://www.scimagojr.com/journalrank.php و کوارتایل (Q1,Q2) و ایمپکت فکتور ارزیابی کرد.4- تعداد میانگین ارجاعات (citation) سالانه به مقالات استاد مربوطه که میزان بنیادی بودن ایده ها و ارجاع پژوهش های بعدی به دستاوردهای علمی و ابداعات را نشان می دهدب- معیارهای رفتاری و اخلاقی برای انتخاب با رویکرد شخصیتی در ترم یک که خودتون شناخت خاصی ندارید تا حد زیادی مجبورید از دانشجویان قدیمی‌تر تحقیق کنید . در این باب نکاتی رو بهتون میگم : بهترین گزینه اول دانشجویان خود آن استاد اعم از ارشد و دکترا هستند بعد نظر سایر دانشجویانی که یکی دو ترم با استاد درس گذرانده‌اند.  -  این نکته رو در نظر داشته باشید که بهتره با چندین نفر صحبت کنید و سعی کنید برآیندی از حرف اون افراد رو استخراج کنید. از دانشجوهای هر استاد بخواهید صادقانه بهتون بگن از نظرشون -  الف. چه چیزهایی مزیت آن استادند -  ب. چه چیزهایی در ارتباط با آن استاد میتونه چالش آفرین باشه.  نظرات هرچقدر هم فردی اما میتونن به شما تا حدی دید بدن. -  بسیار امکانش هست که دانشجو براساس نظر شخصیش استادی رو ارزیابی کنه. مثلا اینکه خوب یا بد نمره گرفته، مشاجرات یا برعکس رفاقت فردی و...همه موثراند! -  دو. دانشجویی که دارید باهاش صحبت میکنید خودش چطور آدمیه؟ حدود معدلش؟ مهارتهاش؟ طبیعیه انسان منفعل و بی‌برنامه برخی سخت‌گیریا رو برنتابه و نظر منفی بده!   سعی کنید در پرس و جوهاتون چند نکته رو تحقیق کنید : ۱. تعامل استاد با دانشجوش چطوره؟ چه طور میشه بهش دسترسی داشت؟ آیا جلسات هفتگی داره؟ آیا در صورت نیاز وقت میذاره واسه گفتگو و‌ رفع مشکل؟ ایمیل و تلفنش رو چطور جواب میده؟ ۲. آیا فردی دقیق و پیگیره؟ قرارها و میزان پیشرفت کار رو یادداشت میکنه؟ اگر نیاز باشه رفرنسی رو ایمیل کنه یادش میمونه؟ حوصله و حواسش بطور کلی چطوریه؟ :) ۳. واقع‌بینی: چقدر در تعریف مسایل و استراتژی حرکت و جایگاه خودش و گروه تحقیقش در دنیا واقع‌بینه و برای ارتقاءش راه‌حل‌های منطقی و درست مبتنی بر تلاش میتونه بده؟ ۴. نظام ارزشی و تیپ اخلاقی: شاید به نظر بیاد که این یک همکاری علمیه ولی واقعیت اینه که یک تعامل نزدیک دو تا سه ساله‌اس! و اگر شما تفاوت مذهبی، سیاسی و اجتماعی فاحشی داشته باشید در این ارتباط هر دو طرف اذیت میشید یا دست کم رفاقت و صمیمیت لازم رو نمیتونید بسازید. ۵. مسئله اپلای مسئله بسیار مهمیه. حتما تحقیق کنید که ارتباط استاد مورد نظر با دانشجویان و‌ محققین خارج چطوره؟ چه تعداد از دانشجوهاش اپلای موفق داشتند؟ ریکام استاد چه قدر معتبره؟ آیا در صورت لزوم حاضرند با اساتید و دانشگاههای خارجی معتبر کار کنند یا در این زمینه قواعد خاصی دارند؟ ۶. تعامل در تصمیمات: بسیار مهمه که تحقیق کنید استاد راهنمای شما تا چه حد برای تصمیم‌گیری‌ها و طی مسیر با شما تعامل میکنه و بهتون اختیار میده. ۷. استاد مورد نظر تا چه اندازه خوی حمایت و پشتیبانی داره؟ در مراحل مختلفی از کار استاد راهنما باید در هیئت پدر علمی شما ظاهر بشه و پشت پرده و روی صحنه حامی تصمیمات و کارهایی باشه که با هم انجام دادید! خیلی مهمه کسی رو در کنارتون داشته باشید که خودش رو مستقیما در مشکل و موفقیت شما سهیم بدونه و از تجربه و امکاناتش برای حمایت شما استفاده کنه. ۸. تجربه‌ی دانشجویان استاد رو جویا بشید. اینکه چه تایم‌لاینی داشتند؟ چطور براشون پروپزال تعریف شده؟  چقدر بین پروپزال تا دفاع فاصله بوده؟ چه چالشهایی در شکل دهی به ایده و شبیه‌سازی‌ها داشتن؟ استاد به چه میزان در مراحل تحقیق و شبیه‌سازی مستقیما درگیر بوده و چه قدر روی استقلال دانشجو حساب میکرده؟علاوه بر موارد گفته شده من توصیه میکنم ابدا عجله نکنید. حداقل سه چهار جلسه با اساتید کاندیدتون حرف بزنید تاکید کنید که دوست دارید انتخاب آگاهانه و دقیقی داشته باشید. حتی سعی کنید به شکلی اونها رو درگیر کنید و شماتیکی از رابطه‌ی دانشجو و استاد راهنما بسازید(بخواید مقاله یا کد بهتون بدن، اشکالات و ابهاماتون رو رفع کنن و...)همچنین حضور در کلاسهای استاد و شکلی که برای انجام پروژه‌ها و تمرینها با دانشجوها تعامل میکنن هم معمولا میتونه دید خوبی بده که سر تز هم چگونه ارتباط خواهند داشت و تا چه حد اهل تعامل فنی و علمی هستند. چه قدر به روزاند و دانش غنی دارند و...امیدوارم این مسایل به بچه‌هایی که در آغاز راهند کمک کنه که انتخاب و طی مسیر بهتری داشته باشن.</description>
                <category>سپیده شیرخان‌زاده</category>
                <author>سپیده شیرخان‌زاده</author>
                <pubDate>Mon, 12 Oct 2020 00:15:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای گام به گام نگارش مقاله‌ی علمی برای پذیرش در ژورنال‌های خارجی (قسمت ۱)</title>
                <link>https://virgool.io/@sepidehshirkhanzadeh/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%DA%98%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DB%B1-qnfzhmbwvucc</link>
                <description>۱.پیش‌زمینهاحتمالاً هر پژوهشگری در طول دوره کاری خود با موقعیتی روبرو شده است که روبروی صفحه خالی نشسته و سرگشته بوده است که ابتدا از کدام بخش باید آغاز به نوشتن کند!واقعیت اینست که نگارش علمی یک کار تحقیقاتی، به شکلی که برای دیگر افراد قابل فهم و برای انتشارات قابل پذیرش باشد کار آسانی نیست.قاعدتا وقتی که شما زمان، انرژی و در اغلب موارد هزینه زیادی صرف پروژه تحقیقاتی‌تان کرده اید تا حد زیادی  با آن درگیری ذهنی خواهید داشت. اما واقعیت این است که درگیری عمیق با پروژه‌ی تخصصی باعث می‌شود نگارش ساده و قابل فهم و نشان دادن جذابیتهایش به کسانی که ممکن است در زمینه کاری شما تخصص نداشته باشند کار دشواری شود. حتی امروز هم اصطلاح  «publish or perish» بامعناست. بسیاری از پژوهشگران جوان برای چاپ مقالات علمی به منظور بهبود موقعیت شغلی، اخذ بورس، بهبود بورس های قبلی یا به عنوان الزامی برای اخذ مدرک دکترا یا فوق لیسانس تحت فشار قرار دارند. این در حالی است که بسیاری از آنان حتی در مقطع دکترا هم آموزشی برای ثبت و نگارش علمی ندیده‌اند. شاید به این دلیل که در بسیاری از دانشگاهها و رشته های مختلف کار تحقیقاتی و نگارش آن اولویت چندم دانشجویان و سیستم آموزشی است. با این حال اهمیت حیاتی چاپ مقاله از یک سو و رقابت بسیار سخت و تنگاتنگی که میان مقالات فرستاده شده برای ژورنال ها وجود دارد از سوی دیگر اهمیت آموختن و رعایت کردن استانداردهای نگارش و ارائه را برای کسب پذیرش دوچندان میکند! ترجیح می دهید که مقاله تان-منصفانه- به خاطر محتوای علمی‌اش داوری شود یا اینکه به خاطر نگارش ضعیف و ارائه‌ی بی شیرازه و آشفته توسط انتشارات رد شود؟ با در نظر داشتن چنین مقدمه‌ای به شرح گام به گام راهنمای درج مقاله میپردازیم. این کار را با شرح بخشهای اصلی مقاله آغاز کرده، جزئیاتی که باید در هر یک از بخش ها وجود داشته باشند را بر خواهیم شمرد و در پایان به چند نکته درباره «چکیده» و انتخاب «عنوان مقاله» اشاره خواهیم کرد. این مقاله برای کمک به پژوهشگران جوانی است که تجربه اندکی در نوشتن مقاله دارند و با این راهنما میتوانند پیش‌نویس خوب و با کیفیتی از کارشان برای ارائه به هم‌نویس‌ها یا استادشان فراهم کنند تا پس از اعمال اصلاحات جزئی  و نهایی مقاله برای چاپ به ژورنالها و انتشارات سپرده شود.۲.شروع به کار؛ آنچه باید پیش از نوشتن اولین کلمه انجام داده باشید.کارهای مقدماتی‌ای وجود دارند که باید زمانی که به مرحله نگارش مقاله میرسید کاملا به اتمام رسیده باشند چرا که در واقع پیش زمینه و همروند کار تحقیقاتی بوده اند که انجام داده‌اید.زمانی که شما صرف انجام دادن درست پیش نیازها و استاندارهای یک پروژه می کنید در واقع فرآیند نگارش مقاله ای که قرار است از آن تحقیق بیرون بیاید را آسانتر میکند.بنابراین فرض میشود که در آغاز نوشتن مقاله شما مقادیر زیادی یادداشت که بازنمای دانش و مطالعاتتان درباره موضوع است و اصالت تحقیق تان را تایید میکند در اختیار دارید. این یادداشتها در نوشتن مقاله بسیار به کارتان خواهد آمد.ذکر منبع در هنگام یادداشت برداری از منابع برای تامین رفرنس مطالبی که در ادامه ممکن است در مقاله تان ذکر شود بسیار مفید و لازم خواهد بود.استفاده از نرم‌افزارهای مخصوص برای مدیریت مراجعی که در تحقیقتان مورد استفاده قرار گرفته اند هم می تواند بسیار کمک کننده باشد.پیش از اینکه آغاز به نوشتن کنید باید ژورنالی که قرار است مقاله به آن ارائه شود را مشخص کنید.این کار علاوه بر اینکه برای تنظیم قالبهای نوشتاری لازم است، برای تعیین سطح تخصصی مقاله شما که باید متناسب با خوانندگان هر ژورنال اتخاذ شود هم بسیار اهمیت دارد.به طور مثال آیا قرار است که مقاله را برای یک ژورنال تخصصی بفرستید که انتظار می رود خوانندگان آن در زمینه کار شما تخصص داشته باشند یا قرار است که برای یک ژورنال عمومی فرستاده شود که ممکن است مخاطبان آن تخصص علمی در زمینه مقاله شما نداشته باشند؟مسئله مخاطب، مقدار و نوع اطلاعات تخصصی که شما باید در مقاله بگنجانید را تعیین می کند.علاوه بر این سیاستهای تحریریه ژورنال مربوطه هم باید مد نظر قرار بگیرد.به طور مثال ممکن است که گرایش یک ژورنال به کارهای نظری و پایه باشد اما گرایش ژورنال دیگر به تحقیقات عملی و آزمایشگاهی.در هر صورت با اینکه انتخاب ژورنال فراتر از موضوع این نوشته است اما اطلاع از قالبها نگارشی، سطح تخصصی خوانندگان و گرایشهای علمی آن پیش از نوشتن مقاله مهم است.۳. قسمت های اصلی یک مقاله علمی چه هستند؟بخش اعظمی از مقالات علمی از قالبی معروف به &quot;IMRAD&quot; پیروی می کنند  که اختصاریintroduction, methods ,results ,and discussionیا معرفیشیوه‌هانتایج و بحث است. ممکن است استثنائاتی از این روال و تقسیم بندی پیروی نکنند که در هر صورت شما باید ابتدا دستورالعمل و قالب پیشنهادی ژورنال مورد نظر خود را بررسی کنید. در این نوشته ما با همان قالب معروف IMRAD یعنی معرفی، شیوه‌ها، نتایج و مباحث پیش میرویم‌ و علاوه بر آنها، بخش «چکیده» که کم و بیش خلاصه بخش‌های اصلی است و انتخاب عنوان را بررسی میکنیم. در انتهای مقاله لیستی از کتابشناسی مراجع و توضیح جداول و عکسها آمده و در نهایت هم می تواند بخش های اختیاری مانند سپاسگزاری ها، تعارض منافع (conflicts of interest) و نویسنده‌هایی که در تحقیق مشارکت داشته اند ذکر شود. ۳.۱. بخش معرفی معرفی از آن بخش هایی است که برای جلب توجه خواننده بسیار اهمیت دارد. به طور خاص در فرایند خواندن ابتدایی، مخاطب باید جذب شود و بخواهد بیشتر بخواند و با خودش فکر کند که چطور این ایده به ذهن من نرسیده بود؟  در این بخش شما باید توضیح دهید چرا درگیر این پژوهش شده اید، از ره‌آورد این پژوهش میخواهید به چه برسید و نتایج این تحقیق چه اطلاعات سودمندی به دانش موجود در این زمینه اضافه خواهد کرد. در آغاز باید به اختصار و با استفاده از منابع مناسب توضیح دهید که در حال حاضر چه تعریف و اطلاعاتی درباره موضوع وجود دارد و در ادامه گستره‌ی بحث را به سمت حوزه‌ای که در حال کار کردن روی آن هستید محدود کرده و مشخص کنید که در چه زمینه هایی داده‌های قدیمی( یا داده‌های متناقض موجود) عدم اطمینان یا پرسش ایجاد میکنند. این مقدمه به طور منطقی باید به سمت توصیف کمبود علمی‌ای برود که امیدوارید مطالعاتتان بتواند آن را پر کند. بیان این بخش برای تبیین کاربردی بودن کارتان بسیار اهمیت دارد. پس از بیان این که مقاله شما چه چیز تازه و سودمندی را ارائه می دهد می توانید به طور واضح فرضیات و اهدافتان را مشخص کرده و در ادامه به طور مختصر راهبردی که برای رسیدن به این اهداف دنبال کرده‌اید را بیان کنید. به طور کلی دلایلی که باعث شده شما درگیر این پژوهش شوید باید برای خواننده روشن بوده و توسط اطلاعات علمی از منابع مناسب بیان گردد. نیازی به ارجاع دادن به تمام نوشته های موجود در آن موضوع نیست بلکه یک انتخاب سنجیده از منابع مقتضی و معتبر کفایت می‌کند. به طور مشابه نیاز به تشریح آنچه که به طور عمومی درست دانسته می‌شود و بسیار ساده یا بدیهی به نظر می رسد نیست.باید تلاش کنید که تعادلی میان بیان اطلاعات پیش زمینه و جزئیات بیش از حد برقرار کنید.  در این مرحله است که دانستن پروفایل مطالعاتی مخاطبین ژورنال مورد نظر می تواند مهم باشد. چنانچه یک ژورنال تخصصی مورد نظر است پیش زمینه شما می تواند شامل جزئیات فنی بیشتر باشد. شرح حفره اطلاعاتی که پژوهش شما میتواند آن را پر کند  فرصتی ایجاد میکند تا بتوانید اهمیت و ارزش تحقیقتان و اطلاعات جدیدی که به دست میدهد را پر رنگ کنید.  آیا نتایج تحقیق شما رویه‌های موجود را دگرگون خواهد کرد؟ آیا به جامعه علمی کمک می کند تا با دیدی جدید و براهین مستحکم در موارد بحث‌انگیز سمت و سویی را انتخاب کند؟ این فرصت شماست که برای مقاله تان بازار گرمی کنید. البته به شکل صحیح و اخلاقی آن!ادامه دارد....       </description>
                <category>سپیده شیرخان‌زاده</category>
                <author>سپیده شیرخان‌زاده</author>
                <pubDate>Fri, 23 Aug 2019 19:08:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدال افتخار عکاسی از سیاهچاله یا جنگ خونین جنسیت، رسانه و علم در کف ِ اینترنت!!</title>
                <link>https://virgool.io/eastcloudmedia/%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%DA%86%D8%A7%D9%84%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AE%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%81-%D9%90-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-dvevbe4chhf1</link>
                <description> ‌‌درست در اون روزهایی که حتی در و دافها و صفحه‌ی روغن گیری از کنجد توی اینستاگرام و توییتر عکس سیاهچاله رو شر کرده بودن یه روز صبح برام دایرکت اومد، عکس یه دختر جوون بود که آغوشش رو برای کلی هاردیسک حاوی حجم بالای اطلاعات باز کرده بوده و گفته میشد که توسعه دهنده الگوریتم عکاسی از سیاهچاله بوده! پیام رو یکی از آقایون امروزی که طرفدار پیشرفت خانمهاست برام فرستاده بود. با این پیغام ضمنی که &quot;براوو! یک دختر خانم موفق شده چنین کار کارستانی بکنه!&quot; طبعا بعنوان دختری که خودش کامپیوتر خونده از موفقیتی به این بزرگی خیلی خوشحال شدم و به اون خانم جوان افتخار کردم! اما باز هم چیز عجیب و دندون گیری در ماجرا ندیدم. شاید یک روز بعد پیام دیگه ای اومد درباره یک پسر خیلی جوون به نام اندرو چئل که گفته میشد عمده کد برنامه (850 هزار خط از 900000 هزار خط الگوریتم)رو اون نوشته! و توی هیاهوی رسانه‌ها برای سند زدن افتخار پروژه به نام یک زن، مظلوم و ناشناس مونده! دو تا داستان متناقض! رفتم توی توییتر و تازه دیدم اوه اوه چه حسین و واویلایی برپاست!  نه فقط در توییتر ایرانی که تقریبا در کل دنیا لشگرهایی عصبانی روبروی هم صف کشیده بودن و داشتن هم رو با خاک یکی میکردن! سطح تنش و خون ریزی در منشنهای انگلیسی به قدری بود که مشابهش رو سراغ نداشتم!! یک طرف زنها و مردهای فمنیست، یک طرف مردها و زنهای عصبانی از اغراق در نقش کیتی بومن! اینجا بود که توجهم جلب شد ببینم این جنگ جهانی سر چیه و از کجا شروع شده؟ تا جایی که تونستم توی اخبار رفتم عقب، اکانت توییتری MIT، واشنگتن پست، نویورک تایمز   VERGE، BBC و هرررر رسانه ای که تصور کنید راجع بهش نوشته بود! تیترهای ابتد ایی قریب به اتفاق چنین مضمونی داشتن: الگوریتم ِ کیتی بومن بعنوان یک &quot;زن&quot; دانشمند موفق به ثبت تصویر سیاهچاله شد!!یک عنوان پرطمطراق و دستاورد فرابشری برای یک زن جوان! خبری که انگار برای به شوق آوردن میلیونها زن تنظیم شده بود! درست برای انگشت گذاشتن روی یک درد چند هزارساله! یک دهن کجی و شکست برای تفکری که هزاره‌ها زنها رو کم‌هوش و دست و پا چلفتی دونسته و به حوزه هایی که هوش و قدرت زیاد میطلبیده و در انحصار مردها بوده راهشون نداده! حالا یک زن، مثل یک منجی قدر قدرت اومده و پرچم نسوان جفادیده رو روی سیاهچاله که مظهر دست نیافتگیه، اونهم در ماورای 55 میلیون سال نوری تا زمین کوبیده، افتخاری به مراتب فریبنده‌تر از فتح مردانه‌ی  ماه!اما دولت مستعجل و سلطنت زنها بر هستی چند ساعت بیشتر دوام نیاورد و موجی از عصبانیت مردها بر جشن افتخار  زنها  آوار شد! موجی که باز، خاستگاهش رسانه بود، و درست مثل موج زنانه‌ی اول احساسی، هیجانی و پر از شعار و قصه‌های کلیشه ای از جنسیت بود! حالا در مقابل روایت ِ زن باهوش مظلومی که همیشه لای چرخ های مردسالاری له شده، روضه ی مشهور مردانه ای که از جان کندن و زحمت کشیدن مردها در پشت پرده و آماده خوری و مفت خوری زنها به صرف زن بودنشون میگه اوج گرفت! ارتش مردها هم‌تیمی و دوست کیتی بومن یعنی اندرو چئل رو بعنوان نماد مردهای ستمدیده انتخاب کرده بودن و معتقد بودن که طبق صفحه گیت هاب اندرو 850 هزار خط کد برای برنامه نوشته و اون وقت همه افتخار به کمک شارلاتانی ِفمنیسم ِرسانه ای  نصیب این نازنازی خانم فرصت طلب شده! ظرف چند ساعت سیلابی از پیامهای تند که او رو دروغگویی فرصت طلب میدونست روانه ی گوشی کیتی بومن شد، چنانکه اکانت اینستاگرامش رو حذف کرد و از هرگونه مصاحبه و تماس تلفنی سرباز زد.اکانتهای فیکی که به اسم بومن باز میشد و از جای او دروغ مینوشتنند ، ویدیوهای عصبانی در یوتوب  و تصاویر مسخره گر بر التهاب فضا و فشار بر کیتی اضافه میکردند. طرفدارهای هر دو جناح که تا دیروز نمیدونستن سیاهچاله بالای زمینه یا در قعر زمین، تمام دق دلیهای خودشون رو از جنس مقابل و محرومیتهایی که کشیده بودن با چماق چئل و بومن سر هم خالی میکردند!فشارها و سوالها اندرو چئل رو وادار به واکنش میکنن. چئل از اینهمه هتاکی سکسیستی ابراز تنفر میکنه و توضیح میده که: اون نه 850،000 خط که 68000 خط از الگوریتمی که یکی از الگوریتمهای پروژه بوده رو نوشته و باقی ترکهای گیت هابه. و سر همون 68000 تا هم ادعا و تعصبی نداره! &quot;پروژه ی ما از سه library نرم‌افزاری مستقل بهره میبرده که من عمده‌ی کد یکی از این سه پایپ‌لاین رو نوشتم.کیتی مشارکت و سهم بسیار بزرگی در توسعه نرم‌افزار داشته. این کار هرگز بدون مشارکت کیتی و خیلی های دیگه که برای پروژه کد نوشتن ، دیباگ کردن و کمک کردن که کدها برای حل چالشهای داده ای پروژه عکسبرداری استفاده بشن  به سرانجام نمی‌رسید.همچنین کیتی به همراه کسان دیگه برای توسعه چارچوب فراگیری که این سه پایپ لاین رو بازبینی و هماهنگ کرده و به تولید نهایی رسونده زحمت بسیار زیادی کشیده.این پروژه حاصل کار ده ها دانشمند و دانشجوی جونیور دختر و پسر هست که هرکدومشون نقش حیاتی در به سرانجام رسیدنش داشتن&quot;.بعد ازینکه توضیحات اندرو چئل تا حدی از تنش بین مینیست‌ها و فمنیستها کم کرد، در قسمت سوم ماجرا موج جدیدی در افکار عمومی مطرح شد که روی بحث کار گروهی و مقابله با فردیت گرایی متمرکز بود. سایر اعضای پروژه ی تلسکوپ افق رویداد در جواب به سوالات مردمی وارد ماجرا شدند و شروع کردند به توئیت نوشتن و مصاحبه کردن و اعتراض به روایتی که یک دستاورد عظیم جمعی رو که متعلق به 60 موسسه و دویست نفر دانشمند بوده رو اول به کیتی بومن و بعد به بومن و اندرو چئل منحصر کردن! این بار طرف دعوای کیتی بومن یک گروه بزرگتر از همکارانش در پروژه شده بودند؛زنهایی که هر کدوم میتونستن قهرمان رسانه‌های فمنیست باشن! مردهایی که پشت اسم اندرو چئل نامشون گم شده بود!توضیحات Sara Issaound یکی از پنج نفری که ممکن بود جای کیتی باشن و در کامنت کیتی منشن شده بود اینطور به اطلاعات ما اضافه میکنه که: این بخش از پروژه رو (بحث الگوریتم و نرم افزار) رو کیتی به همراه چهار نفر دیگه هدایت میکرده.و برخلاف داستانهای رسانه ها اصولا از الگوریتم کیتی(توضیح الگوریتم موسوم به CHIRP رو در ادامه گزارش میارم) در تولید عکس سیاهچاله استفاده نشده.بلکه این پروژه بر مبنای سه الگوریتم دیگه و ترکیبشون انجام گرفته که توسط تیمی 40 نفره از داشنمندان(شامل خود من و دخترهای دیگه) نوشته شدند. و در ادامه میگه:این گناه کیتی نیست بلکه بلواییست که بخاطر سوءگفتار رسانه و دروغگوییشون در باره ابعاد حضور کیتی ایجاد شده و به کیتی ، اندرو و تمام اعضای تیم صدمه زده. کیتی یک دانشمند باهوش، فوق العاده و پرشوره که من عاشق کار کردن باهاش هستم. اما مهمه که واقعیت رو درست روایت کنیم و اجازه بدیم صدای تیم و اعضاش هم شنیده بشه و اونها هم در جشن و افتخار دستاوردی که هرکدوم یک بخشی از چالشهاش رو حل کردن سهیم باشن! جمع بندی روایت واقعی از نقش و سهم بومن در ثبت عکس سیاهچاله از جمع بندی حرفهای همکاران و متخصصین میفهمیم روایت کیتی بومن و میزان نقش واقعیش در پروژه با داستان اَبَردانشمند و فرا-زَنی که ساخته پرداخته‌ی رسانه‌هاست تفاوتهای بزرگ و مهمی داره!اون از 17 سالگی و در دبیرستان با تلسکوپ افق رویدادی که 20 سال پیش پروژه ش کلید خورده آشنا و شیفته‌ش میشه! سال 2011 لیسانس مهندسی برقش رو میگیره، سال 2013 فوق لیسانس (با تز  Estimating Material Properties of Fabric through the Observation of Motion )و سال 2017 دکترای برق و علوم کامپیوترش رو با تز ( Extreme imaging via physical model inversion: seeing around corners and imaging black holes ) از MIT دریافت میکنه!در فاصله ی این حضور در MIT هست که کیتی مشخصا روی تصویربرداری از سیاهچاله تمرکز میکنه و در سال 2016 با مشارکت همکارانی از  Computer Science and Artificial Intelligence Laboratory, the Harvard-Smithsonian Center for Astrophysics  the MIT Haystack Observatory الگوریتم CHIRP یا Continuous High-resolution Image Reconstruction using Patch priors  رو که مورد ادعای رسانه‌ها بوده ارایه میده!پی دی اف مقاله رو از سایت ایران پیپر میتونید دانلود کنید DOI: 10.1109/CVPR.2016.105  لینک سخنرانی در TEDx ، سال 2016 و معرفی متد و الگوریتمبعد از طی چنین سابقه‌ای تازه در سال 2017 هست که دکتر کیتی بومن به عنوان یک پست-دکترال فلو وارد دانشگاه هاروارد و رسما عضو تیم تصویربرداری تلسکوپ افق رویداد میشه!و در این پروژه -برخلاف ادعای رسانه‌ها-  بطور مستقیماز الگوریتم CHIRP استفاده نمیشه بلکه ازش برای ولیدیشن یا اعتبار سنجی عکسهای سیاهچاله و رفع گپ ها و یکپارچگی تصاویر استفاده میشه.در واقع نقشی که کیتی بطور عمده در این پروژه بازی کرده تایید تصاویر، انتخاب پارامترهایی برای فیلتر کردن عکسها و بهبودشون(فرضا تاثیر غبار گون جو در تاخیر ثبت عکسها و عدم وضوح اونها) و &quot;مشارکت&quot; در توسعه و تقویت چهارچوبی بوده که نتایج تکنیکهای مختلف بازسازی عکس رو مقایسه میکرده و منتج به تولید تصویر نهایی شده که البته نقش مهمی بوده! اما کماکان با قصه‌ی کیتی بومن اولین عکس از سیاهچاله رو ثبت کرد تفاوت بسیاری داره!طوق گناهکاریاما سوالی که در پایان این بررسی مطرح میشه اینه که گناهی که کیتی بومن مرتکب شده بود و او رو سزاوار این حملات سنگین کرده بود چه بود؟ او کِی و کجا مدعی شده بود که بانی ثبت تصویر سیاهچاله است؟  واقعیت اینه که وقتی که سابقه گفته‌های بومن رو مرور میکنیم میبینیم او هیچ‌جا چنین ادعایی نکرده! از اولین حضور رسانه ایش در سخنرانی TEDxسال 2016 تا بحبحوحه ماجرا در فیسبوکش بارها تاکید کرده بود پروژه حاصل یک کار تیمیه و اون تنها جزیی ازین همکاری بوده!  پس چه چیزی باعث شد کیتی بومن در رسانه ها بانی اصلی موفقیت پروژه قلمداد بشه؟پاسخ اینه :شاید عکس مشهوری که اون رو در مقابل اولین عکس از سیاهچاله نشون میداد و اسباب شیطنت رسانه‌ها و آغاز تمام بلواها شد!اما داستان عکس چه بود؟ و عکس سیاهچاله در لپ تاپ بومن چه کار میکرد؟وقتی به صفحه فیسبوک بومن رفتم ذیل پستی که خبر از موفقیت داده بود منتقدها پرسیده بودن چرا ما خروجی نهایی عکس سیاهچاله رو در لپ تاپ بومن میبینیم و او از کلمه ی &quot;من&quot;[انجامش دادم] استفاده کرده!؟و بومن توضیح داده که: برای اینکه افتخار گرفتن خروجی از عکس نهایی متعلق به کس خاص یا الگوریتم خاصی نباشه چند نفر از اعضای تیم رو در اون اتاق جمع میکنن و قرار میذارن همه همزمان برای تولید عکس تاریخی روی کامپیوترهاشون اقدام کنن و در ادامه از هم تیمیهاش که ممکن بود جای اون باشن نام برده! اینجا میتونید اون افراد که کیتی منشن کرده و  اتفاقا اندرو چئل هم جزوشون هست رو ببینید!!به این ترتیب واقعیتها و توضیحات مهم بومن و دوستانش در رسانه‌ها انعکاس داده نشدن تا داستانی جنجالی و دروغین از یک حادثه تاریخی- به قیمت آسیب دیدن نا بحق او و همکارانش- به سود و فروشی حیرت آور برسه! سخن آخر جمع کردن این گزارش/پرونده با خوندن ده‌ها متن خبری و سایت علمی و جزییات فنی راجع به آرایه تلسکوپ ها و سایتهای مختلف پروژه (که برای طولانی نشدن مطلب هیچ کدوم رو نیاوردم، ولی در این مصاحبه با دکتر خسروشاهی بخوبی توضیح داده شدند )وقت زیادی از من گرفت اما به فهمیدن حقیقت و بیان ابعاد درست و بی اغراقش می ارزید!دوست داشتم این حادثه تلنگری باشه برای ما شهروندهای امروزی که برای دیدن جهان و رویدادهاش بیش از حد به رسانه‌ها اعتماد داریم! باید بدونیم رسانه میتونه بلوایی با مشارکت میلیونها آدم برپا کنه که بر پایه‌‌ی دروغ و منفعت بنا شدن! و چه جنگها، ورشکستگیها، و خسارات عظیمی که در اثر این بلواها و مشارکت ناآگاهانه‌ی ما مردم با نقشه‌های پلید سودجویان خبری رقم میخورن!دو چشم بینا و یک عقل ِ شریف، سلاح ما در برابر امواج هر روزه‌ی فریب‌اند، به پشتیبانی از حقیقت به کارشان بگیریم!نظرتون رو برام بنویسید و اگه این پست رو مفید دیدید به سمع و نظر دیگران هم برسونیدش! </description>
                <category>سپیده شیرخان‌زاده</category>
                <author>سپیده شیرخان‌زاده</author>
                <pubDate>Tue, 16 Apr 2019 22:45:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراحت‌های پانزده دقیقه‌ای</title>
                <link>https://virgool.io/@sepidehshirkhanzadeh/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87%D8%A7%DB%8C-pnorznwwuw3x</link>
                <description>همه‌ی ما برای درس خوندن و کار کردن ظرفیت محدودی داریم و بعد از یک الی دو ساعت به استراحت نیاز پیدا میکنیم. اما چه کارهایی میتونن واقعا ذهن و بدنمون رو تازه کنن و در عین حال چنان از کار اصلی جدامون نکنن که یه استراحت ربع ساعته به یک ساعت بازیگوشی منجر بشه؟ اول و آخر این مطلب میخوام تاکید کنم که چرخیدن ِ بی‌هدف توی شبکه‌های اجتماعی بدترین کار ممکنه! در وهله اول باید سعی کنید استراحتتون طوری باشه که ذهنتون کلا از اون وادی که توش هست خارج نشه. به طور مثال فرض کنید دارید ساختمان داده یا سیستم عامل مطالعه میکنید یا یک برنامه مینویسید، استراحتهای مرتبط میتونه اینا باشه:- سرچ کلمات مرتبط به کامپیوتر و فناوری توی مجموعه TED و تماشای یک ویدیوی ده-پانزده دقیقه ای*اگر اپ تد رو روی گوشیتون نصب کنید که کارتون راحتره!-اگر چشمتون خسته اس و نیاز دارین که ده دقیقه کار چشمی نکنید، گوش دادن به پادکست مرتبط با کارتون - همراه با یک نوشیدنی-میتونه استراحت خیلی خوبی باشه.-جمع کردن یک بورد مرتبط با کار و علاقه‌تون توی برنامه Pinterest.هم یک جور مرور اهدافه که بهتون انگیزه میده، هم فانه!-رفتن به سایت git.ir و سایتهای مشابه و خوندن راجع به آموزشهای مختلف و نرم افزارهای مختلف(برای رشته های دیگه هم قطعا سایتهای مشابه هست)- تماشای ویدیوهای کوتاه معرفی راجع به برنامه ها و تکنیک ها توی یوتوب-سر زدن به لینکدین ، کانکت شدن با افرادی که در حوزه کاری ما مشغولن یا پیدا کردن اینفلوئنسرهای خوب-جستجوی شرکتها و سازمانها و کمپانیهایی که در حوزه‌ی حرفه ای ما کار میکنن و آشنایی با بخش ها و محصولات مختلفشون-جستجو بین دانشگاه‌های کشورهای دیگه و شناخت اساتید و فعالیتها و تحقیقات و لابراتوآورهاشون-خوندن مقالاتی از مدیم و...که قبلا پرینت گرفته بودیم-فرستادن ایمیل آشنایی و تشکر به اساتید یا حرفه ای‌ترهای زمینه شغلی و تحصیلیموناستراحتهای عمومی و آزاد! :)-رسیدگی به بهداشت فردی و ظاهر؛ تمیز کردن زیر ابرو برای خانمها یا مرتب کردن ریش و سیبیل برای آقایون.گذاشتن ماسک صورت و...-تمیز کردن جایی از منزل یا دفتر کار، یک گردگیری ساده، پاک کردن آینه، دستمال کشیدن روی کابینتها و...- سرچ کردن دستور پخت وعده های کوچیک، صبحانه و عصرانه، غذاهای محلی، شورها و ترشی ها و یا طرز درست کردن نوشیدنیهای سرد و گرم!-گوش دادن به آهنگهای لیلا فروهر و شهرام و شب پره و هر آهنگ شاد دیگه‌ای که دوست دارید و پنج دقیقه رقصیدن-میتونید هربار بطور رندوم یه نقطه روی نقشه ایران یا جهان رو پیدا کنید و راجع بهش بخونید! و ای بسا اگر براتون جذاب بود بذاریدش در برنامه سفرهای آتی-نقاشی کردن و تمرین یک طراحی کمیک ساده و رنگ کردن طرح های آماده همیشه جزو بهترین استراحتهای فکری بوده-یک تماس صوتی و تصویری کوتاه با خانواده یا دوستان بجای کامنت نوشتن توی شبکه های اجتماعی-درست کردن یک شربت، آبمیوه ، یا ساندویچ کوچیک و مغذی که تر و تازه‌مون میکنه-گشتن و پیدا کردن DIY ها و LIFE HACK ها-جستجو و خوندن راجع به سریالها و مستندهایی که میتونه دیدنشون برامون جذاب باشه و گذاشتنشون توی فهرست دانلود!خوشحال میشم اگر توی کامنتها شما هم از شیوه‌های استراحتتون بنویسید و درصورتیکه این مطلب رو مفید دیدین به اشتراک بگذارین!</description>
                <category>سپیده شیرخان‌زاده</category>
                <author>سپیده شیرخان‌زاده</author>
                <pubDate>Wed, 27 Mar 2019 17:08:46 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>