<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های صراط حمید</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@seratehamid</link>
        <description>کتابفروشی آنلاین صراط حمید . درگاه اینترنتی نشر آثار حضرت آیت‌اللّه العظمی حاج شیخ حسنعلی نجابت رحمه‌الله و حضرت آیت‌اللّه سید علی محمد دستغیب . وابسته به کانون فرهنگی مسجد قبا . شیراز</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 17:12:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/740995/avatar/9JMoac.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>صراط حمید</title>
            <link>https://virgool.io/@seratehamid</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شرح مناجات شعبانیه | بخش سوم | شیخ حسنعلی نجابت</title>
                <link>https://virgool.io/@seratehamid/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D8%AD%D8%B3%D9%86%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%AA-oaf60xehlyjv</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمبخش اوّل شرح مناجات شعبانیه را بخوانید...بخش دوم شرح مناجات شعبانیه را بخوانید...سؤال از نعمتابوحنیفه ایرانی است، وارد شد بر حضرت صادق سلام‌الله‌علیه، خاضع بود برای حضرت صادق از باب این‌که استادش بودند. خدا [در قرآن فرموده که] سوال می‌کند از نعیمی که داده، «ثُمَّ لَتُسئَلُنَّ یَومَئِذٍ عَنِ النَّعِیم». آقا فرمودند: نعیم چیست؟ [ابوحنیفه] گفت: خب همین گندم را خدا داده، کبک را خدا داده، روغن صحیح را خدا داده، زعفران، قند، نبات، میوه، لباس خوب، خانۀ خوب، بچه‌های خوب، این‌ها همه نعم خدا هستند.آقا حضرت صادق سلام‌الله‌علیه فرمودند: اگر تو بروی مهمان کریم بشوی، ده روز یا سه روز که شرعاً سه روز مستحب است؛ سه روز بروی خانۀ کریم وارد بشوی همراه خودت برداری غذا و خوراکت را ببری، این صاحبخانه بدش نمی‌آید؟ گفت: چرا! فرمودند: آن نعمتی که سوال می‌شود از آن، نعمت محمد و آل محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است. آن‌که سوال می‌شود عقل و شعورت است.به نفسِ خود نگاه کنیمپروردگارا به تحقیق من جرأت پیدا کردم به نفس خودم نسبت به نگاه کردن بر صحیفۀ اعمال خودم، فهمیدم که برای نفس من وبال و چاهِ تاریک و ظلمت است اگر نیامرزی نفسم را. پروردگارا به تحقیق من جرأت پیدا کردم بر نفس خودم که نگاه کنم به کیفیت نفس خودم، ببینم از خیرات چه به دست آورده و از معارف چه به دست آورده و از اطاعت چه به دست آورده. ابتداءً شخص به نفسِ خودش مراجعه نمی‌نماید، ولی من جرأت پیدا کردم بر نفس خودم و نگاه کردم به نفس خودم. جرأت دادم به نفس خودم، مراجعه کند ببیند خیرات چیزی از دستش صادر شده یا نشده؟ چون جرأت پیدا کرده بودم و غفلت داشتم، دیدم اگر نیامرزی تو نفسم را چاه برای نفسم هست؛ یعنی خطر بزرگی است اگر نیامرزی مرا.دوام نیکیِ خداوند بر ماپروردگارا! من دائماً از اوّل روزی که بافهم شدم و قبل از بافهم شدنم، نیکیِ تو بر من در دوران حیاتم دوام داشته و از عنایات خاصّۀ تو محروم نبوده‌ام. پروردگارا قطع نفرما نیکویی خودت را بر من هنگام مرگ و بعد از مرگ. پروردگارا! به چه نحو و به چه جهت مأیوس شوم من از نیکویی نظر تو بر من بعد از مرگِ من با این‌که حضرت‌عالی نشان ندادی بر من مگر نیکویی را در زندگی و حیاتم و هرگز تو برای من غیر از خیر و صلاح نخواستی.پروردگارا! از موقع شیرخوارگی من تا الان هرگز حسن و خوبی تو زائل نشد از من. دائماً خوبی می‌کردی با من؛ از اوّل طفولیّت تا الان تا موقع مردن دائماً خوبیِ تو به من نازل می‌شد. صبح که از خواب بلند می‌شوم سلامتی مزاج، سلامتی قوا، سلامتی فکر، سلامتی عقل، سلامتی دین، سلامتی قوای عادی در کارهای عادی، همه قِسم نِعم جدید تو در کالبد من مستقرّ است. پس مادامی که برّ تو و نیکویی تو و احسان تو در ایّام حیات من دوام داشته و دوام دارد، پس قطع نفرما ای پروردگار عالم نیکویی‌های خودت را از من در موقع مرگ من؛ البته نه منحصر است به وقت مرگ، وقت مرگ و عالم برزخ و عالم قیامت کبری قطع نفرما ای پروردگار غنی نیکویی‌های خودت را از من در موقع ممات من الی یوم القیامة.شرح مناجات شعبانیه شیخ حسنعلی نجابت (ره)ناامیدی از رحمت خداوند؟پروردگار عالَم! چطور مأیوس بشوم من از نظر تو بعد از مرگ من؟ و حال آن‌که تو ولیّ من نبودی مگر ولیّ نیکو. تو متصدّی در کارهای من نشدی مگر به نحو خوبی. جمیل نشانم می‌دادی، یعنی از خواب که بلند می‌شدم با پدر و مادر مرا خوش‌دل قرار می‌دادی، رأفت مادر و پدر در دل من بود، رأفت من در دل پدر و مادر بود. دوستانْ مرا دوست می‌داشتند و من هم آن‌ها را دوست می‌داشتم. در حال حیاتِ من این‌جور بود، در حال ممات من چگونه مأیوس بشوم از تو؟چقدر بی‌عقلم اگر مأیوس بشوم در حالتی که در این نشئه زندگی فعلی غیر از نظر صحیح و کارهایی که مورد ترقّی من هست با من معامله نکردی، من را در فشار نگذاشتی، مرا در کودنی نگذاشتی، مرا در جهالت صِرف نگذاشتی، زیر بغلم را گرفتی از طفولیّتم تا الان که سن من به این‌جا رسیده هرچه به من عطا کردی و هرچه برای من خواستی همه‌اش خوب بوده. تو در دنیا متصدّی من بودی به نحو احسن و به نحو جمیل و من از تو پروردگارا در این دنیا غیر از خوبی ندیدم، چطور آدم از چنین منعمی که غیر از خوبی در این نشئه نشان به من نداده بیاید امیدش را در نشئه دوم بر دارد بگوید فردا چه می‌شود؟یک نفر آمد محضر حضرت ختمی مرتبت صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، عرب بدوی بود و تازه هم اسلام آورده بود؛ تا محضر شریف آقا وارد شد عرض کرد: یا رسول الله! فرمودند: بگو. عرض کرد: فردا سر و کار ما با کیست؟ آقا حضرت ختمی مرتبت فرمودند: با کریم است! بنا کرد رقصیدن! گفت هیچ غمی دیگر برای من نمی‌ماند. این‌جا خوبی، آن‌جا هم که خوبی، دیگر آدم غمش چه چیزی است؟مرجع و ملاذ، کریم است...این‌جا دار کسب است ولی این‌جا غیر از خیر برای من هیچ چیزی نخواستی. هرچه تو خواستی برای من آبروی مرا حفظ فرمودی. هرچه خواستی برای من سعادت من را تأمین می‌فرمودی. این‌جا که این‌جور است، نشئه دوم خدا استغفرالله عوض می‌شود؟! غیر از خوبی هیچ چیزی ندادی بیرون، حالا خود به خود دیوانه شده‌ام برگردم امیدم را از تو بردارم؟مرا با شرف فرمودی، بوی نشئه دوم را به من رساندی، مزۀ آن را به کامم چشاندی، ذوق به من دادی، حالا در نشئه دوم که همه از همه کار منعزل‌اند و فعالیت منحصر به ساحت قدس ربوبی‌ست و آن‌جا پروردگار جلیل جزا می دهد، آن‌جا می‌آید شپش‌کشی کند؟ استغفرالله اگر تو فلان کار کردی صفرت بدهم، اگر...مرجع و ملاذ، کریم است یعنی چه؟ یعنی مفت به آدم می‌دهد، مفت مفت مفت...إِلٰهِى قَدْ جُرْتُ عَلىٰ نَفْسِى فِى النَّظَرِ لَها فَلَهَا الْوَيْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها. إِلٰهِى لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَىَّ أَيَّامَ حَياتِى فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّى فِى مَماتِى. إِلٰهِى كَيفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِى بَعْدَ مَماتِى وَأَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِى إِلّا الْجَمِيلَ فِى حَيَاتِىشرح از فقیه مجاهد حضرت آیت‌اللّه العظمی حاج شیخ حسنعلی نجابت شیرازی رحمه‌اللّه</description>
                <category>صراط حمید</category>
                <author>صراط حمید</author>
                <pubDate>Thu, 08 Apr 2021 11:41:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرح مناجات شعبانیه | بخش دوم | شیخ حسنعلی نجابت</title>
                <link>https://virgool.io/@seratehamid/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D8%AD%D8%B3%D9%86%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%AA-dv29fxruhxct</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمپروردگارا! مثل این‌که نفس من و روح من ایستاده در مقابل جمال و جلال تو؛ و سایه افکنده بر نفس من نیکوییِ توکّل من بر تو. پروردگارا! این معنا با احسان معلوم و مشهود است که توکّل بر تو موجب نجات، موجب رفاه و موجب سعادت ابدی می‌گردد.آثار جلال خداوند اجلّ عالییکی از آثار جلال و بزرگواری خداوند، نفخۀ صور که می‌شود، دیّاری قدرت برایش در تکلّم نمی‌ماند. یکی از آثار جلال پروردگار عالم، قوّه‌هایی است که در شیر و پلنگ و ببر و آهن و کوه و فلزات مطلقاً دیده می‌شود؛ یعنی قوّۀ پروردگار از قوای این موجودات واضح می‌شود. قوّه در اشخاص از برتری صاحب قوّه است، یعنی اجلّ است از تنبلی و کاهلی. حضرت احدیّت اجلّ است از تمام اوصاف بشری و از تمام قدرت‌های قدرتمند مطلقاً.فرعون در اثر دیدن عصای موسی خودش را نجس کرد و دفعتاً ریشش از ترس سفید شد، در اثر جلال خدای تعالی که از عصای موسی ظاهر شده بود. یا خود حضرت موسی موقعی که غضب می‌فرمود، خون از سر موهای ایشان خارج می‌گردید، در اثر جلال ایشان بود. گاهی اوقات وقتی که شیر نعره می‌کشد و محاذی با اشجار است، اشجار می‌سوزند در اثر جلال پروردگار که از حنجرۀ شیر صادر می‌شود. آثار جلال پروردگار پر است در نوع موجودات. از آثار جلال اوست که تمام خلق، چه مطیع خداوند باشند و چه عاصی خداوند باشند، هیچ تأثیری در ساحت قدس ربوبی ندارند. بی‌اعتنایی اهل‌بیت پیغمبر علیهم‌السلام به دنیا و اهل دنیا، شاهد بر جلال خداوند است. گردن برای غیر خدا ننهادن، یعنی از جلال خداوند بهره‌مند است.اوصاف جمالیّه حضرت احدیّتو اما اوصاف جمالیّه پروردگار عالم نیز در جمیع موجودات، حتی در اطوار موجودات نیز دیده می‌شود، لهذا هنگام رفتن گله به طرف صحرا و برگشتن به طرف آخور، جمال دارد. (وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ . نحل، آیۀ ۶) جمال در اوصاف حضرت احدیّت است که به ظهورات پروردگار بیش و کم مُدرَک واقع می‌شود. جمال پروردگار در اثر قُرب روح به پروردگار، به روح سرایت می‌کند و از روح سرایت به بدن می‌کند. البته فرق است بین جمیل و متجمّل؛ جمیل یعنی آن زیبایی حقیقی یُدرَک و لایوصَف که در موجود است و قابل اشاره نیست. ولی تجمّل عبارت است از به خود بستن زیبایی خیالی، یا زیبایی که به‌وسیلۀ اسباب و ترکیب حاصل می‌شود و این‌ها اموری است ظاهر و تخیّلی و تخیّل‌انگیز که مربوط به اوصاف پروردگار عالم نیست...شیخ حسنعلی نجابت (ره)عفو پروردگار بر ماپروردگارا! در اثر توکّل، مرا در عفو خودت غرق فرمودی؛ و اگر عفو فرمودی مرا، هیچکس سزاوارتر از این عطا و این بخشش جز تو نیست. این عنایت از فضل خاص حضرت عالی است. پروردگارا اگر مرگ من نزدیک شده ولی عمل من موجب قُرب من نشده و عمل من در مقابل عطای تو هیچ اندر هیچ است، پس به تحقیق قرار داده‌ام اقرار به گناه خودم را وسیله‌ای برای تفضّل تو و تقرّب به تو و نجات خودم؛ الان اعتراف می‌کنم که من بد هستم و تو خوب و من جاهل و تو عالِم.قبلا فرمود خدایا مثل این‌که خودم را در محضر تو حاضر می‌دانم و رحمت تو جانِ مرا اداره کرده و من غوطه‌ورم در نِعم تو و در احسان تو و در فضل تو. برای من مسلّم است که اینجور است مسأله. پس حالا که نسبت به نشئۀ دوم غفلاتی دارم؛ اینجور نیست که تو را می‌شناسم و غفلت از تو نداشتم، غفلت دارم، اگر عفوم بکنی چه کسی لایق تر از تو هست برای عفو کردن؟! تو صاحب‌خانه هستی که هستی ، همه‌کاره هستی که هستی، غنی هم هستی، تو اولی هستی که عفو بفرمایی من را بالنسبه به دیگران. سزاوار به عفو تویی و چیزی هم از دستگاه تو کم نمی‌شود.می‌گویم خدایا من بد کردم. تو خوب هستی من بد؛ همین که می‌گویم تو خوب هستی من بد دلّالِ ترقّیِ من می‌شود، دلّالِ نجاتِ من می‌شود، وسیلۀ نجات من می‌شود.وفدتُ علی الکریم بغیر زادٍ...روی کفن حضرت سلمان، حضرت امیرالمومنین مرقوم فرمودند همین کلمات را به لسان دیگر؛ در مدائن بغداد مرقوم فرمودند از لسان جناب سلمان است: «وفدتُ علی الکریم» وارد شدم به شخص کریم، وارد شدم به خانۀ کریم، وارد شدم به خانۀ خدای کریم. «وفدتُ علی الکریم بغیر زادٍ» یعنی نماز شب مقبول نیاوردم، روزۀ مقبول هم نیاوردم، حج مقبول هم نیاوردم، نماز مقبول هم نیاوردم، صدقۀ مقبول هم نیاوردم، هیچی نیاوردم. بعیر زادٍ، زاد یعنی عمل صالح... «مِن الحسنات و القلب السلیم» قلب سلیم هم ندارم، قلب خالص هم ندارم، قلب پاک هم ندارم، عمل هم ندارم، ولی کجا می‌خواهم وارد شوم؟ خانۀ اوّل کریم می‌خواهم وارد شوم. اگر بخواهند به خانۀ اوّل کریم حقیقی وارد شوند «و حَملُ الزاد اَقبَحُ کلِّ شیئٍ» آی خدا! آمدم نماز خوبی هم آوردم! این قبیح است بندۀ خدا!                           و حَملُ الزاد اَقبَحُ کلِّ شیئٍ                       إذا کانَ الوُفود علی الکریماگر بر اکرم‌الاکرمین می‌خواهی وارد شوی، کوله‌پشتی بار سنگین برمی‌داری می‌بری کجا؟ مگر آنجا نیست؟ آقا یک گلی ببریم برای خدا، بله گل ببر برای خدا لکن معنایش این است که عقلت را عوض کن نسبت به خدا، عقل و شعورت را نسبت به خدا عوض کن. یعنی بدان خدا هم حاضر است، هم کریم است، هم دوستت می‌دارد. این حرف صد و بیست و چهار هزار پیغمبر است، حرف قرآن مجید است.إِلهِى كَأَنِّى بِنَفْسِى واقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَقَدْ أَظَلَّها حُسْنُ تَوَكُّلِى عَلَيْكَ فَقُلْتَ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَتَغَمَّدْتَنِى بِعَفْوِک إِلهِى إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلى مِنْكَ بِذلِكَ ؟ وَ إِنْ كانَ قَدْ دَنا أَجَلِى وَلَمْ يُدْنِنِى مِنْكَ عَمَلِى فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرارَ بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَسِيلَتِیشرح از فقیه مجاهد حضرت آیت‌اللّه العظمی حاج شیخ حسنعلی نجابت شیرازی رحمه‌اللّهبخش اول شرح مناجات شعبانیه را بخوانید!</description>
                <category>صراط حمید</category>
                <author>صراط حمید</author>
                <pubDate>Thu, 01 Apr 2021 11:31:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرح مناجات شعبانیه | بخش اول | شیخ حسنعلی نجابت</title>
                <link>https://virgool.io/@seratehamid/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%81%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-1-kgkgbblh6fy2</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمپروردگارا درود بی‌پایان و رحمت واسعه و کلمات غیر متناهی را به حضرت محمد و آل او بفرست.نجوا و مناجات به چه معناست؟نجوا یعنی درگوشی سخن گفتن. در گوش هم صحبت کردن این را می‌گویند نجوا. مناجات هم از همین است، معنای مناجات این است. این‌ها که می‌روند در گلدسته داد می‌زنند این معنی مناجات نیست. معنی مناجات این است که خدایا علم می‌خواهم؛ خدایا هیچ چیز ندارم تو را می‌خواهم؛ خدایا هیچ چیز ندارم معرفت تو را می‌خواهم؛ خدایا هیچ چیز ندارم شوق تو را می‌خواهم؛ مشتاق بشوم به تو خدایا. می‌خواهم راضی بشوم به حرفی که تو می‌خواهی. این‌که یواش یواش بنشینی با خدا حرف بزنی این را می‌گویند نجوا. مناجات یعنی یواش یواش حرف زدن.رو بیاور خدایا به من. خدایا معرفت و محبّت خودت را بده. خدایا علم را خودت بده. خدایا مرا بندۀ خودت قرار بده. اقبال بکن به این عرایضم خدایا.خداوند حرف همه را می‌شنود!خدایا من دعا که می‌کنم تو بپذیر و اجابت بفرما. واللّه خدای جلیل حرف همه را می‌شنود؛ حرف یهودی‌ها، حرف نصرانی‌ها؛ نه حرف آن‌ها بلکه حرف طیور را هم می‌شنود، حرف وحوش را هم می‌شنود، نه صرف شنیدن.هنگامی که من می‌گویم یا اللّه! پروردگارا نظر خاص به من بفرما. ای خدا! تو این صدا را بدون جواب نگذار... ای خدا سلامتی عطا بفرما؛ ای خدا پول بده؛ ای خدا محبّت بده. خدایا می‌گویم یا اللّه علم زیاد بده. خدایا عقل، عشق، فهم و معرفت زیاد بده. خدایا قابلیّت بده. آن سر و صدایی که راه می‌اندازم و تو را ندا می‌کنم خدای جلیل تو هم ترتیب اثر بده. ما قابل نیستیم که استغفراللّه العظیم بفرمایی «لبّیک» لکن تو قدرت عمل داری که حرف‌های ما را صورت عمل بپوشانی. تو قدرت داری معرفت خودت را بدهی.بشنو یعنی ترتیب اثر بده وگرنه خدا همه چیز را می‌شنود. خدای جلیل «يا مَنْ لا يَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ يا مَنْ لا يَشْغَلُهُ شأنٌ عن شأنٍ». با بنده کسی بخواهد حرف بزند، یک کس دیگری اگر حرف بزند نمی‌فهمم؛ اما خدای تعالی چهل هزار میلیارد موجود را اداره می‌کند، بر همه هم غالب است، حاجت همه را برمی‌آورد به مقدار لازم و صلاحدید خودش، هیچ چیز هم مزاحمش نیست، هیچ چیز. هرچه مزاحم است مال آدم‌های ناقص است. ما ناقصیم، حوصله نداریم یک حرف درشتی بشنویم، اما خدای اجلّ عالی که نقل این حرف‌ها نیست؛ او بندۀ فاسدش، بندۀ دروغگویش را می‌بیند، بندۀ دزدش را می‌بیند، بندۀ عرق‌خورش را می‌بیند و می‌شنود حرف‌هایشان را.شرح مناجات شعبانیه از کتاب انوار هدایتامید ما به عطایای توست...پروردگارا به تحقیق که فرار کرده‌ام از هوی و هوس خودم به سوی تو، و مقام و موقف خودم را بین دو نعمت عظمای تو و دو صفت بزرگ تو که جلال و جمال تو باشد قرار داده‌ام در حالی که نهایت سکون را به تو دارم. به سوی تو نالانم و گریانم در حالی که صد در صد امیدم به عطایای توست، به نعمی که از غیب‌الغیوب خودت به بندگانت عنایت می‌فرمایی و از آن جنّت‌اللّقاء تو دل نخواهم بُرید. در حالی که می‌دانی آن‌چه در نفس من است و آن‌چه در روح من است. آگاهی بر حوائج من و آرزوهای من و آگاهی بر سرّ و قلب و اندرون من... و حال آن که تمام اوقات من تحت تقدیر تو است و تقدیر تو آنی مرا خالی ندارد...پروردگارا ما را محروم نفرما...پروردگارا اگر از لقاء خودت محرومم فرمایی، کیست آن کس که بتواند لقاء تو را برای من فراهم فرماید؟ و اگر مورد لطف تو واقع نشوم، کیست که با من لطافت و کرامت بنماید؟ الهی اگر محروم فرمایی تو مرا پس کیست آن کسی که معانی و صوَر و مادّه را برای من تأمین کند؟ و کیست که مرا به سعادت برساند و لقاء تو را برای من فراهم فرماید؟پروردگارا! پناه می‌برم به تو از غضب فرمودن تو و از وارد شدن سخط تو، از تو به تو پناه می‌برم...پروردگارا! اگر من اهلیّت لقاء تو را ندارم، تحقیقاً حضرت عالی اهلیّت کرامت و جوادیّت را بر همه و بر من به فضل و سعۀ رحمتت داری. عمل من در مقابل عطای تو هیچ اندر هیچ است و فضل تو و کرم تو موجب قابلیت و موجب لیاقت و موجب اهلیّت می‌شود.                         داد حق را قابلیّت شرط نیست              بلکه شرط قابلیّت داد اوستاللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ دُعائِى إِذا دَعَوْتُكَ، وَاسْمَعْ نِدائِى إِذا نادَيْتُكَ، وَأَقْبِلْ عَلَىَّ إِذا ناجَيْتُكَ، فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ، وَوَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِيناً لَكَ، مُتَضَرِّعاً إِلَيْكَ، راجِياً لِما لَدَيْكَ ثَوابِى، وَتَعْلَمُ مَا فِى نَفْسِى، وَتَخْبُرُ حاجَتِى، وَتَعْرِفُ ضَمِيرِى، وَلَا يَخْفى عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِى وَمَثْواىَ، وَما أُرِيدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِى، وَأَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتِى، وَأَرْجُوهُ لِعاقِبَتِى، وَقَدْ جَرَتْ مَقادِيرُكَ عَلَىَّ يَا سَيِّدِى فِيما يَكُونُ مِنِّى إِلى آخِرِ عُمْرِى مِنْ سَرِيرَتِى وَعَلانِيَتِى وَبِيَدِكَ لَابِيَدِ غَيْرِكَ زِيادَتِى وَنَقْصِى وَنَفْعِى وَضَرِّى . إِلهِى إِنْ حَرَمْتَنِى فَمَنْ ذَا الَّذِى يَرْزُقُنِى ؟ وَ إِنْ خَذَلْتَنِى فَمَنْ ذَا الَّذِى يَنْصُرُنِى؛ إِلهِى أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَحُلُولِ سَخَطِكَ . إِلهِى إِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَىَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَشیخ حسنعلی نجابت (ره)شرح از فقیه مجاهد حضرت آیت‌اللّه العظمی حاج شیخ حسنعلی نجابت شیرازی رحمه‌اللّهبرگرفته از کتاب انوار هدایت</description>
                <category>صراط حمید</category>
                <author>صراط حمید</author>
                <pubDate>Wed, 24 Mar 2021 13:22:11 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>