<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سِتی سارا سوشیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@setisara-sooshyan</link>
        <description>شاعر و نویسنده فرائیستی
محقق و پژوهشگر راهبردی در اندیشکده کلمه‌گرایان ایران/ اندیشکده فراگرایان ایران</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:22:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/147767/avatar/fewZ63.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سِتی سارا سوشیان</title>
            <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فرااومانیسم و رویکرد تقابلی آن با فلسفه‌ی فمینیسم</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%DB%8C-%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-amkxmndyxml6</link>
                <description>متن بیان مسئلهدر این نوشتار به بررسی و تحلیل رویکردهای فمینیستی در ادبیات به ویژه شاخه‌ی اکوفمینیستیِ آن و تقابل این سیستم‌ها با دکترین فرااومانیسم به ویژه شاخه‌های زمین‌سوژگی، فرافمینیسم و فراسنت‌گرای آن در مقوله‌بندیِ هستی توسط سیستم‌ها و نظریه‌های فلسفی و ادبی می‌پردازیم.در واقع این مقاله با بیان رویکرد انتقادی با عنایت به دکترین زمین‌سوژگی که از جانب آرش آذرپیک مطرح شده به جریان‌هایی همانند فمینیسم و اکوفمینیسم با دیدگاهی وجودگرایانه می‌نگرد، به ویژه آن‌جا که این سیستم‌ها با دیدگاهی انکارگرا، تحقیرگرا و تصغیرگرا به تمام دستامدهای بشری به بهانه‌ی مذکربودگی آن‌ها می‌نگرد. فرافمینیسم با عنایت به دکترین زمین‌سوژگی مبحث اصالت زمین را مطرح می‌کند و در پی بررسی بسیط دو کلیدواژه‌ی فرازن و فرامرد، زن و مرد را نیمه‌های مکملِ ماهیت انسانی در تمامیت تاریخ و تمدن بشری می‌داند و در این راستا تحقق تعین یافته‌ی وجود را در انسانیتِ بی‌قید و شرط (فراساختاری) می‌یابد. لذا این مقاله با بیان چهار رویکردی که به آن‌ها اشاره شد رویکرد انتقادی خویش را در ساحتی انضمامی نمود می‌بخشد. یکی از این نمودها که در جهان اندیشگانیِ فراساختارگرایی زایش یافته مقوله‌ی زمین‌سوژگی است که تمام آحاد این سیاره‌ی سبز را به عنوان تنها کره‌ی زندگی‌بخش از/ در یک گوهر دانسته و از هر گون سلسله‌مراتب انسانی که برآیند سیستم‌های ذهن‌سوژه، تن‌سوژه، سنت‌سوژه و... هستند -به علت خودبنیادگی و خودمعیارگی و خودمکیالگی آن‌ها- تا آن‌جا که ممکن است فاصله می‌گیرد و هیچ یک از دیگر هستنده‌ها را از نگرگاه مقوله‌ها و سیستم‌های گونه‌گون انسان‌سوژه نمی‌نگرد حتی از دیدگاه زیبایی‌شناسیک، اخلاقی و مثبت‌نگرانه‌ی آن‌ها.متن اهداف و ضرورت تحقیقهدف از نگاشتن این مقاله بیان و بررسی دکترین زمین‌سوژگی (اصالت زمین) در ادبیات طبیعی است. این نظریه در سال 1383 توسط آرش آذرپیک مطرح گردید. اهمیت این پژوهش از آن جهت است که اصالت زمین با توجه داشتن به مقوله‌هایی از جمله جنس سوم، انسانیت بی‌قید و شرط و نگرگاه‌هایی که برای نخستین بار در تاریخ اندیشه‌ی بشری، فراسیستم‌نگری و فراساختاراندیشی را -با طرح مقوله‌هایی همانند فرازن، فرامرد، فراشعر، فرافرم، فرافمینیسم، فرااومانیسم و...- در جهان اندیشگانی عصر عریانیسم مطرح کرده است.متن پیشینه‌ی تحقیقدر بررسی تقابل فرافمینیسم و اکوفمینیسم تا کنون مقاله یا کتابی نگاشته نشده اما به ‌صورت ویژه، نوشته‌هایی که به بررسی ادبیات و فلسفه‌ی سبز و تقابل آن با نگره‌ی انسان‌سوژگی و سیر تکاملی نظریات فلسفی و ادبیات زمین‌سوژگی پرداخته باشند به شرح زیر است:آذرپیک، آرش/ مهدویان، مهری (1384) جنس سوم: این کتاب همراه است با نخستین بیانه‌ی رسمی شعر سبز./ آذرپیک، آرش/ اهورا، هنگامه و همکاران (1396) چشم‌های یلدا و کلمه کلید جهان هولوگرافیک: به صورت پراکنده در فصل‌های مختلف این کتاب نظریات فلسفه‌ی اصالت زمین بیان شده است./ آذرپیک، آرش (1397) دوشیزه به عشق بازمی‌گردد: اشاره به نظریه‌ی فرابطلمیوس در نقد نگاه کمیت‌گرای اومانیستی/ سلیمان‌پور، مهوش (1398) ماهنوشته‌های یک فرازمینی: بررسی سیر تاریخی نظریه اصالت زمین که نخست به علت جو ضدعریانیستی و بیگانه‌پرستیِ آن زمان (دهه‌ی 80) به قصد منتشر شدن تحت عنوان مجعول مکتب ترالیبیسم معرفی شد./ مولانا، مارال (1398) عاشقانه‌های آخرین ملکه‌ی هخامنشی: مباحث این کتاب به بررسی مؤلفه‌ی حقیقت عمیق در نظریه‌ی اصالت زمین می‌پردازد./ رشیدی، علی/ همتی، آریو (1400) جنبش ادبی 1400/ هاشمی، شبنم (1400) بانوی واژه‌ها/ حسینی تکیه، فرحناز (1400) خورشید به چشمان فرازن دل باخت/ مسیح، نیلوفر (1400) جنس سوم – عاشقانه‌های یک فرازن-/ نوروزعلی، زینب (1400) آنتولوژی زبانه‌نویسان ایران/ نوروزعلی، زینب (1400) فرامرد –معشوق باستانی زن‌های مشرقی- و...برگرفته از مقاله تقابل اکوفمینیسم و فرافمینیسم در ادبیات طبیعیبه قلم: آرش آذرپیک و سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 2، شماره پیاپی 2، پاییز و زمستان1401نوع مقاله: مقاله پژوهشی</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Tue, 07 Oct 2025 15:52:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقابل رویکرد اکوفمینیسم با فلسفه‌ی فرافمینیسم</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-gou4vywkcg8l</link>
                <description>متن مقدمه‌ی مقاله‌ی تقابل اکوفمینیسم و فرافمینیسم در ادبیات طبیعی:در درازنای تاریخ تمدن، اندیشه‌ی بشری با دو رکن اساسی و بنیادینِ ثنویت‌گرایی (dualism) و تفضیل‌گرایی (adjective) مواجه بوده است. با تعمیم این مهم به جهان ادبیات درخواهیم یافت که صور خیال، آرایه‌ها، بدایع و... نیز از این دایره (ثنویت‌گرایی و تفضیل‌گرایی) خارج نبوده‌اند. شاعر به‌عنوان سوژه‌ی فاعل شناسا همواره در حال نوشتن درباره‌ی هستی و هستی‌مندان بوده و در این راستا تمام پدیدارها را در رویکردی سلسله‌مراتبی و زیبایی‌شناسیک فصل‌بندی کرده که این فصل‌بندی همواره بر سه اصل لذت‌گرایی، فایده‌گرایی و پیامدگرایی سامان یافته؛ لذا این رویکرد مسلماً به دیدگاه‌های گوناگون زیبایی‌شناسیک تعمیم‌ یافته است.ما در هماره‌ی تاریخ شاهد دیدگاه‌ها و اندیشه‌های انسان‌گرایانه (انسان‌سوژگی) بوده‌ایم بنابراین انسان همواره -در مقام سوژه‌ی فاعل شناسا- در حال  ارزش‌گذاریِ هستی -در مقام ابژه- است. در رویکرد فمینیسم، زن فاعل شناسا تلقی می‌شود و این بار هستی ابژه‌ای در مقابل سوژه‌ی تن-ذهن‌گرایانه‌ی زنانه است؛ بنابراین رویکرد فمینیسم با جانمایی سوژه‌ی زنانه در ساختار مردانه یا مردانه‌پندار پارادایم‌ها در پروسه‌ای کاهشی- افزایشی با تحقیر، تصغیر و انکار هر گونه ساحت مردانه‌نگر (به بهانه‌ی مردسالاری) بی‌هیچ دغدغه‌ی وجود شناختی، ماهیت زنانه را اصالتی افراطی، انحصاری و گاه انحطاطی می‌بخشد (اثبات شیء نفیِ ما ادا نمی‌کند. آذرپیک در دکترین جنس سوم خویش هر گونه ساختار و ابزار و متد مردمحورانه را نیز پیشاپیش افراطی، انحصاری و انحطاطی می‌داند) اکوفمینیسم رویکردی است در دل نگره‌ی فمینیسم که ترکیبی از سیستم‌های فمینیستی، بوم‌گرایی، وطن‌پرستی (ناتوریسم) به شمار می‌آید. بنیان‌روایت اکوفمینیسم این‌همان‌پنداری زن و زمین است؛ هم‌چنین در تقابل با رویکرد اکوفمینیسم فلسفه‌ی فرافمینیسم در نظریه‌ی جنس سوم به این‌همان‌پنداری زن و زمین باورمند نیست زیرا در نگرش طبیعی و زمین‌سوژه‌گرای خود، جنس مذکر و مؤنث را نیمه‌های طبیعیِ گونه‌ی انسانی می‌داند که بدون هیچ نگرگاه خودبنیادانه‌ی ثنویت‌پندار، تفضیل‌گرا و قضاوت‌گرا خارج از هر شاکله‌ی این‌همان‌پندارانه، برتری‌جویانه و انکارمندانه‌، دو جنس مکمل انسانی را نیز در کنار دیگر هستی‌مندان سیاره‌ی سبز فقط و فقط فرزندان زمین می‌داند که همه و همه از یک گوهرند بدون باور به طبیعی بودن تمام مقوله‌های انسانی در نگریستن به خود و همه‌ی هستی‌مندان.برگرفته از مقاله تقابل اکوفمینیسم و فرافمینیسم در ادبیات طبیعیبه قلم: آرش آذرپیک و سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 2، شماره پیاپی 2، پاییز و زمستان1401نوع مقاله: مقاله پژوهشی</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Sun, 05 Oct 2025 17:29:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقابل اکوفمینیسم و فرافمینیسم در ادبیات طبیعی</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A7%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-zshap3tane5c</link>
                <description>چکیدهدر بررسی رویکردهای ادبی و خلق سیستم‌های نگرشی و نگارشی، با چهار انگاره‌ی سیستم‌های کاهشی- افزایشی، سیستم‌های التقاطی، سیستم‌نماها و سیستم‌های افزایشی- انضمامی روبه‌رو هستیم. آرش آذرپیک ضمن ارائه‌ی این تقسیم‌بندی، عامل آن را کشف و ارائه‌ی افقی پراگماتیک و هم‌چنین پروبلماتیک توسط این انگاره‌ها می‌داند؛ لذا در این مقاله با بیان و بررسی این چهار سیستم بیان خواهیم کرد که رویکرد اکوفمینیسم رویکردی التقاطی‌ست که همواره در تلاش است زن و زمین را پدیدارهایی ستمدیده در سیستم‌های مردسالارانه قلمداد کند. رویکرد انتقادی فرافمینیسم با عنایت به سیستم افزایشی- انضمامی فراتر از تمام چارچوبه‌های بسته‌ی زن‌محورانه و مردمحورانه در پی ارائه‌ی تقسیم‌بندی انواع سوژه از دیدگاه آذرپیک بوده وی معتقد است اکوفمینیسم تنها با تغییر سوژه‌ی مرد به سوژه‌ی زن، می‌کوشد که در ساحتی دیگر و با دیدی زنانه‌محورانه تمام هستی‌مندان –از جمله زمین- را در رویکردی سلسله‌مراتبی فصل‌بندی کند. در ادبیات طبیعت‌گرا با توجه به دو رکن بنیادین «عدم هرگونه ثنویت‌گرایی» و «عدم هرگونه برتر/که­ترگرایی» -که بنیان‌روایت اکثر آرایه‌های ادبی هم‌چون تشبیه، استعاره، تمثیل و... است- اصل و بنیان زمین‌سوژگی در عریانیسم مطرح می‌شود. زمین‌سوژگی رویکردی‌ست انتقادی به تمام انگاره‌هایی که در آن انسان به عنوان سوژه‌ی فاعل شناسا –که همواره در پی ارزش‌گذاری (صفت‌دهی) است- شناخته می‌شود. در این مقاله که به شیوه‌ی توصیفی_تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای انجام گرفته ادبیات طبیعتی با عنایت به رویکرد جنس سوم و بیان نگره‌های زنانه‌نگرِ انسان‌محورانه و مردانه‌نگرِ انسان‌محورانه بررسی می‌شود.واژه‌های کلیدی: ادبیات طبیعی، زمین‌سوژگی، انسان‌سوژگی، فمینیسم، اکوفمینیسم، فرافمینیسمبرگرفته از مقاله تقابل اکوفمینیسم و فرافمینیسم در ادبیات طبیعیبه قلم: آرش آذرپیک و سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 2، شماره پیاپی 2، پاییز و زمستان1401نوع مقاله: مقاله پژوهشی</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Sun, 05 Oct 2025 17:24:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرا (نتیجه‌گیری)</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-wtz9vused035</link>
                <description>نتیجه‌گیریبنا بر آن‌چه تا این‌جا بیان شد، نگرش زمین‌سوژگی بیان می‌دارد:-              «هیچ چیزِ طبیعی زشت نیست، حتی اگر مفاهیم بشری برای آن انواع و اقسام نسبت‌های نازیبایی‌شناسیک بدهند.» (ر.ک مقدمه‌ اوستا، 1400: 503)-              «هر چیز غیرطبیعی و به ویژه ضدطبیعی نازیباست حتی اگر زیباترین جلوات تمدن، تکامل، تعقل و تکنولوژی بشری به شمار آیند.» (ر.ک مقدمه مسیح، 1400: 96)-              «هر آن‌چه طبیعی است چه در طبیعت فرهنگی، چه روانی، چه فیزیکال، چه... بدون استثنا دارای حیثیت فرازیبایی‌شناسیک است، اگر چه به زعم زیبایی‌شناسیک مجعول و عاطفه‌ی برساخته‌ی بشری توحش طبیعت و جنگل و... قلمداد شوند.» (ر.ک مقدمه هاشمی، 1400: 50)در ادبیات و فلسفه و نگرش‌های زیست‌پندارانه تا کنون انسان و در ساحتی عالم امر معیار همه چیز برای ارزش‌گذاری و ارائه‌ی حکم درباره‌ی پدیدارهای گونه‌گون زمین بوده است. زمین‌سوژگی با فراروی از تمام نگره‌های تضادمحورانه، قضاوت‌گرایانه و زیبایی‌شناسانه، بشر را به زندگی طبیعی و متعادل خود دعوت می‌کند یعنی زمین‌سوژگی نگره‌ای‌ست بی‌واسطه که در آن اصولی همانند لذت و فایده را غیرطبیعی و ناانسان‌مند می‌پندارد و خواهان خلع و برچیده شدن تمام نگره‌های سلسله‌مراتبی‌ست که همواره سعی بر ارزش‌گذاری انسان و دیگر پدیدارها دارند، از این رو در رویکرد تکنولوژی سبز نیز خواهان خلع تمام اندیشه‌های تکنیکال است که انسان و طبیعت را به ازخودبیگانگی، تخریب و تحقیر سوق می‌دهد. در ادبیات و هنر سبز، آدمی می‌کوشد که از تمام صفت‌دهی‌ها، سمبول‌ها و دیگر استعاره‌های تشبیه، استعاره و... که در پی ارزش‌گذاری و برتری‌جویی پدیداری نسبت به پدیداری دیگر هستند، فراروی کند و به به‌زیستی و درک زمین‌محورانه‌ی طبیعت بپردازد. شعر سبز شعری درباره‌ی طبیعت و توصیف حالات آن نیست بلکه نکته‌ی ظریف آن رویکرد این است که شعر سبز انعکاس طبیعی طبیعت است.هم‌چنین رویکرد و نظرگاه فرافمینیسم بر آن باور است که فمینیسم با اصالت دادن به رویکردهای زنانه‌محور و زنانه‌نگر به طور جداگانه، دارای هستی‌شناسی بکر و دوشیزه‌ای نیستند بلکه همیشه به اندیشه‌های پیشینی خود وابسته بوده‌اند همانند فمینیسم آنارشیستی، فمینیسم لیبرال، فمینیسم سوسیالیستی و... اما رویکرد فرافمینیسم با ارائه‌ی زنانه‌نگری انسان‌محورانه و مردانه‌نگری انسان‌محورانه، به هم‌افزایی این دو نگره باور دارد و در این راستا بیان می‌کند که رویکرد جنس سومی مؤلفه‌هایی بی‌شماری باید مورد بررسی و نقد قرار بگیرند که برخی از این رویکردها را می‌توان به گونه‌ای اجمالی و تیتروار چنین معرفی کرد:«مردانه‌محورِ زن‌ستیزانه، مردانه‌محورِ زن‌گریزانه، مردانه‌محورِ زن‌ابزاربین، مردانه‌محورِ زن‌ناباور، مردانه‌محورِ زن‌همسان‌بین، مردانه‌محورِ بی‌تفاوت، مردانه‌نگرِ زن‌حیطه‌گزین، مردانه‌محورِ انسان‌بین، مردانه‌محورِ زن‌انسان‌بین، زن‌محورِ مردانه‌نگر، زن‌محورِ زن‌ابزاربین، زن‌گریزِ زن‌ابزاربین، زنانه‌نگرِ مستقل‌بین، انسان‌نگرانه‌ی زن‌گریز، انسان‌نگرانه‌ی زن‌ستیز، انسان‌نگرانه‌ی جنسیت‌گریز، انسان‌نگرانه‌ی بی‌تفاوت، انسان‌محورِ مردانه‌نگر، انسان‌محورِ زنانه‌نگر» (ر.ک مقدمه صیدی، 1400: 25)برگرفته از مقاله تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرابه قلم: سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 1، شماره پیاپی 1، بهار و تابستان 1401 (اردیبهشت 1401)، صص 155-172نوع مقاله: مقاله پژوهشیمنابع این قسمت:اوستا، آسو، (1400)، فرامرد –معشوق باستانی زن‌های مشرقی-، چاپ نخست، تهران: شاپرک سرخمسیح، نیلوفر، (1400)، جنس سوم –عاشقانه‌های یک فرازن-، چاپ نخست، کرمانشاه: دیباچههاشمی، شبنم، (1400)، بانوی واژه‌ها، کرمانشاه: دیباچهصیدی، یلدا، (1400)، جنبش جهانی شعر سبز –از مکتب ترالیبیسم تا جنبش ادبی-فلسفی 1400-، چاپ نخست، تهران: امید سخن</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Mon, 22 Sep 2025 16:20:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمین‌سوژگی بستری برای نمود ادبیات طبیعت‌گرا</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%85%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-bzqfwvhfgq3j</link>
                <description>ادبیات طبیعت‌گرادر ادبیات سبز سهراب سپری «به عنوان پیام‌آور سبزانه‌اندیشی» (ر.ک مقدمه تکیه، 1400: 46) قلمداد می‌شود که «در بیشتر اشعار خود اصالت زمین را بازنمود داده و رسواییِ برساخته‌های درونی و بیرونیِ انسانی را در جهان اندیشه و صنعت فریاد شده» (صیدی، 1400: 206)شعر سبز، اصالت لذت، اصالت فایده و پیامدگرایی انسان‌محورانه را برنمی‌تابد. ادبیات سبز با بیان وحدت موجودی تمام موجودات خارج از تمام ساحات ایدئولوژیک و تئولوژیکِ زمین‌محورانه عمل می‌کند، علم زیبایی‌شناسیک علمی دوگانه‌گرا و قضاوت‌مند قلمداد می‌کند. تمام علم زیبایی‌شناسی بر پایه‌ی دو اصل شکل گرفته است یعنی اصالت فایده و اصالت لذت. همه‌ی صفاتی که برای پدیدارها به کار می‌بریم از نگرش و قضاوت انسان خودبنیاد و بر اساس پیامدی (فایده یا ضرر) که برای انسان دارند تقسیم‌بندی شده‌اند. در ادبیات شاهد آنیم که از فصل‌ها، زمستان سرد است و جان‌سوز، پس زمستان به نمادی برای بیان سیاهی، نکوهش و... به کار می‌رود. بهار هوایی مطبوع و دلپذیر دارد و انسان از آن لذت می‌برد پس بهار نماد خیر است و نیکویی. «ذات زیبایی‌شناسی، خواسته و ناخواسته بر اصل دوگانه‌انگاری و دوگانه‌نگاری استوار شده است یعنی قضاوتِ خودبنیاد ما برای زیبا پنداشتن نیمی از پدیدارها که نیمه‌ی عریان زشت‌پنداری نیم دیگرِ آن‌هاست» (ر.ک مقدمه مسیح، 1400: 98)؛ بنابراین «نگرگاه نمادگرایی و سمبول‌گرایی در جهان کاملاً بر همین پایه و سایه‌ی بی‌مایه سامان یافته است. با پذیرش نگره‌های قضاوت‌گرای زیبایی‌شناسی، خودبه‌خود هستی و هستی‌مندان به دو نیم نابرابر بر بنیان خیر و شر تقسیم و قضاوت خواهند شد. خیر زیبایی‌ست، زیبایی نکویی‌ست، نکویی مبارک است، زشت پلشتی است، شر زشتی‌ست، زشتی بدی‌ست، بدی منحوس است، زیبایی پاکی و منزه است.» (ر.ک مقدمه هاشمی، 1400: 52).ادبیات سبز بیان می‌کند «شعر طبیعی (شعر سبز)، بازگشتی آوانگارد به قانون علف است، نه به قانون بشر» (همان)؛ و بر اساس دو اصل بنیادینِ عدم هرگونه ثنویت‌گرایی و عدم هرگونه صفت‌دهی بیان می‌کند که ادبیات سبز برخلاف تمام رویکردهای ادبی در جهان شعری برای نوشتن درباره‌ی هستی نیست بلکه شعری‌ست برای انعکاس طبیعی طبیعت.برگرفته از مقاله تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرابه قلم: سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 1، شماره پیاپی 1، بهار و تابستان 1401 (اردیبهشت 1401)، صص 155-172نوع مقاله: مقاله پژوهشیمنابع این قسمت:تکیه، فرح، (1400)، خورشید به چشمان فرازن دل باخت، چاپ نخست، تهران: مهر و دلصیدی، یلدا، (1400)، جنبش جهانی شعر سبز –از مکتب ترالیبیسم تا جنبش ادبی-فلسفی 1400-، چاپ نخست، تهران: امید سخنمسیح، نیلوفر، (1400)، جنس سوم –عاشقانه‌های یک فرازن-، چاپ نخست، کرمانشاه: دیباچههاشمی، شبنم، (1400)، بانوی واژه‌ها، کرمانشاه: دیباچه</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Mon, 22 Sep 2025 16:15:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرافمینیسم و تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-qhz5oo2cmo74</link>
                <description>فرافمینیسمبنا بر هرم مادرماییکِ وجودی که پیش‌تر مطرح شد، دریافتیم که جنس و جنسیت همواره در زمان‌ها و مکان‌های مختلف –چه از نظر طولی و چه از نظر عرضی- متکثر هستند؛ بنابراین در بررسی نگرش اکوفمینیسم درخواهیم یافت که این نگره با در نظر گرفتن فرهنگ مردسالاری، در پی رد و انکار نیمه‌ی دیگر انسانیِ خود است. با این که یک فرازن در رویکرد انتقادی فرااومانیسم با رویکرد آگاهی بر آگاهی باید به این مهم دست یابد که این نگرش سرمایه‌سالاری‌ست که انسان را همواره در پی خواسته‌های خود، رد، انکار، تحقیر و تصغیر می‌کند. فرافمینیسم، با حفظ بعد ثابت تمام دستاوردهای زنانه‌نگر انسان‌محورانه‌ی فمینیسم و با تعمیم آن به اکوفمینیسم، نگرش اکوفمینیسم را نیز در آن ساحت که در پی صفت‌دهی و دوگانه‌پنداری هستی‌مندان برمی‌آید، نگرشی ثنویت‌گرا قلمداد می‌کند، چرا که فرافمینیسم بر این باور است به همان میزان که می‌شود برای مؤنث بودن زمین دلیل انسانی آورد، به همان اندازه نیز می‌شود برای مذکر بودن زمین دلیل انسانی آورد. رویکردهای ثنویت‌گرا در نگرش اکوفمینیسم نیز خواهان رد، انکار و تحقیر زوجیت‌های متکثر در زمینند، اما باید این موضوع را مورد توجه قرار داد که زن بودن علاوه بر ساحات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری خود دستامد سنت، فرهنگ، تمدن، باورها و انواع شهودهاست. رویکرد فرافمینیسم با عنایت به مؤلفه‌ی جنس سوم قائل به هم‌افزایی زوج‌ها می‌باشد. «جنس سوم تفکری‌ست که از جنگ بی‌سرانجام تقابل‌ها و تضادهای اندیشگانی در ساختار و بافتار جهان انسانی به تنگ آمده و خواهان بازگشت آوانگارد به ریشه‌گاه و سرچشمه‌ی مغفول‌مانده‌ی آن‌ها یعنی جنس سوم در تفکر و شعور انسانی‌ست. از دیدگاه جنس و جنسیت در روابط زن و مرد، جنس سوم یعنی هم‌افزایی بی‌قید و شرط و فرارونده‌ی فردی و اجتماعیِ انسان‌محورانه‌ی زنانه‌نگرانگی و مردانه‌نگرانگی.» (صیدی، 1398: 11) یعنی فرازن –و با تعمیم آن فرامرد- «به مردانه‌نگری انسان‌محورانه و زنانه‌نگری انسان‌محورانه معتقد است، یعنی فرازن با دیدی زنانه می‌نگرد اما زنانه‌محور نیست و به نفی نگاه مردانه، جنس و جنسیت مرد نمی‌پردازد زیرا وی زنانه‌نگری انسان‌محورانه را برای نزدیک شدن بیش از پیش به جنس سوم یعنی انسانیت متعالی (بی‌قید و شرط) پیش روی دارد» (همان).برگرفته از مقاله تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرابه قلم: سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 1، شماره پیاپی 1، بهار و تابستان 1401 (اردیبهشت 1401)، صص 155-172نوع مقاله: مقاله پژوهشیمنابع این قسمت:صیدی، یلدا، (1398)، توفان‌تر از تبسم –عاشقانه‌های یک فرااندیش جوان-، چاپ نخست، تهران: اریکه سبز</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Mon, 22 Sep 2025 16:12:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-ce4lmxdptnjs</link>
                <description>تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی«آدمی به عنوان یکی از فرزندان زمین هم تخریب‌گر و تصرف‌گراست و هم قضاوت‌پیشه و خودبنیاداندیش. همه‌ی فرزندان زمین به یک اندازه در این سیاره‌ی سبز حق آب و گل دارند اما طبیعت تا کنون تنها با دوگانه‌گرایانگی دیدگاه قضاوت‌گر و تخریب‌کننده‌ی انسان نگریسته و تعریف شده و عناوینی همانند زشت و زیبا، خیر و شر، زندگی‌سوز و زندگی‌بخش و... بر همین اساس رویِ دیگر فرزندانِ زمین نهاده شده است.» (ر.ک مقدمه رشیدی، همتی، 1400: 107) انسان که خود همواره در طی تاریخ بنا بر نیازهای خویش به قضاوت هستی نشسته در عصر تکنولوژی نیز با تخریب بی‌رویه‌ی طبیعت به فرزند ناخلف هستی تبدیل شده است. «ما بر سر سفره‌ای نشسته‌ایم که به برکت وجود مادر مهربانمان –زمین- گسترده شده اما از سویی بی‌توجه به آیندگان، ذخایر و معادن را غارت و طبیعت را نابود می‌کنیم و از دیگرسو پستی و حقارت هر چیزی را به زمین نسبت داده و زمینی‌اش می‌خوانیم.» (ر.ک مقدمه مولانا، 1398: 55). فراروی از تمام نگره‌های سلسله‌مراتبی و پذیرفتن این نگرش که بدون هیچ کهتری و برتری ما نیز یکی از فرزندان زمین هستیم، به انسان کمک می‌کند که از چنگال اندیشه‌های ناطبیعت‌گرا و نازمین‌اندیشانه که همواره در صدد رد و انکار و تحقیر پدیدارهای دیگر برای لذت‌جویی، فایده‌گرایی و پیامداندیشی خود است، رهایی یابیم.«بنیان‌روایت تمام نگره‌های ناطبیعت‌مدار، مقوله‌بندی‌های ثنویت‌مند و دوگانه‌گرایی‌ست. در تفسیر و تأویل هستی و هستی‌مندان، تأکید من بر هستی و هستی‌مندان (موجودات)، نقدی‌ست بر اندیشه‌ی هایدگر که به نوعی این دو را دو مقوله‌ی جدا پنداشته که این دیدگاه هایدگر نه طبیعی است، نه خردپذیر.» (صیدی، 1400: 196)، در این‌جا نقدی که بر فلسفه‌ی هایدگر وارد می‌شود، جدا کردن دو مؤلفه‌ی وجود و موجود از یکدیگر است. با عنایت به وجودگرایی عریانیستی بیان می‌شود که وجود هم‌افزا –وجود فراتر از هم‌افزایی- کلی فراتر از هم‌افزایی ساحات شاکله‌ی موجودیت یک هستی‌مند است، یعنی وجود من کلی فراتر از هم‌افزایی ساحات موجودیت من است و این وجود بدون وجود زوجِ همگونه معنایی نخواهد داشت، لذا در این‌جا بایسته است که از «مجرای خودآگاه‌ها و ناخودآگاه‌های جمعی- فردی هفتگانه» (ر.ک مقدمه هاشمی، 1400: 75) هرم مادرماییکِ وجودی انسان را بررسی کنیم.زمین، نخست از آن حیث وجود دارد که وجود است. دوم، زمین از آن حیث موجود است که رستنگاه، خاستنگاه و زادنگاه موجودات خود است –موجودات چیزی جز زمین نیستند-. سوم، انسان از آن حیث وجود دارد که وجودِ او مقدم بر موجودیتش است. چهارم، تحقق موجودیت جسمانی که به دو ساحت نرینه و مادینه (مذکر و مؤنث) تقسیم می‌شود؛ و در ساحت پنجم، نرینگی و مادینگی شکل مردانه و زنانه به خود می‌گیرند. «باید توجه داشت که نرینگی و مادینگی ناظر بر جنس هستند و زنانه و مردانگی نیز ناظر بر جنسیت... یعنی ساحت سخت‌افزاریِ جنس برآیندِ خودآگاه‌ها و ناخودآگاه‌های جمعی-فردیِ نژادی، مکانشی، زمانشی بوده و ساحت نرم‌افزاریِ جنسیت نیز برآیندِ خودآگاه‌ها و ناخودآگاه‌های جمعی-فردیِ زبانشی، اندیشگانی، رسانه‌ای و روانی است» (ر.ک مقدمه‌ اوستا، 1400: 183-210)، بنابراین درمی‌یابیم که جنس‌ها و جنسیت‌ها با عنایت به خودآگاه‌ها و ناخودآگاه‌های جمعی-فردیِ هفتگانه در زمین متکثر هستند و این رویکرد از تمام چارچوبه‌های ایدئولوژی‌محور و تئولوژی‌محورِ سنت و اومانیسم فراروی می‌کند.بنابراین «سبزانه‌اندیشی، نگرش طبیعیِ بی‌واسطه به همه چیز است برای تشخیص هستیِ ما هو هستی از هستیِ ما هو قضاوتِ انسانی؛ و در این تشخیص، رسوا کردن و افشای حقارت آسمان‌خراش‌ها، بمب‌افکن‌ها، زباله‌های شیمیایی، کارخانه‌های سرمایه‌سالاری و قانون‌های تخریب‌گر مدنظر ماست» (ر.ک مقدمه رشیدی، همتی، 1400: 106) و در تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی بیان می‌شود که «[ما] سر ناسازگاری داریم با تمام علومِ مسمومی که کمر زمین را زیر بار آهن‌پاره‌ها شکسته‌اند و به سان یک جانباز شیمیایی در بستر احتضار انداخته‌اند» (تکیه، 1400:46).برگرفته از مقاله تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرابه قلم: سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 1، شماره پیاپی 1، بهار و تابستان 1401 (اردیبهشت 1401)، صص 155-172نوع مقاله: مقاله پژوهشیمنابع این قسمت:رشیدی، علی/ همتی، آریو، (1400)، جنبش ادبی 1400، چاپ نخست، تهران: مهر و دلمولانا، مارال، (1398)، عاشقانه‌های آخرین ملکه‌ی هخامنشی، چاپ نخست، تهران: اریکه سبزصیدی، یلدا، (1400)، جنبش جهانی شعر سبز –از مکتب ترالیبیسم تا جنبش ادبی-فلسفی 1400-، چاپ نخست، تهران: امید سخنهاشمی، شبنم، (1400)، بانوی واژه‌ها، کرمانشاه: دیباچهاوستا، آسو، (1400)، فرامرد –معشوق باستانی زن‌های مشرقی-، چاپ نخست، تهران: شاپرک سرختکیه، فرح، (1400)، خورشید به چشمان فرازن دل باخت، چاپ نخست، تهران: مهر و دل</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Mon, 22 Sep 2025 16:08:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمین‌سوژگی و نگاه انتقادی فرااومانیستی و فراسنتی</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-pvarjdulyvsg</link>
                <description>نگاه انتقادی فرااومانیستی و فراسنتیپیش از این گفته شد که انسان در هماره‌ی تاریخ زیست خود دائما دچار رویکردهای دوگانه بوده است، حال این دوگانه‌گرایی یا در جهان سنت و بر بنیان دو پارادایم انسان و عالم امر شکل گرفته بود و یا در دوره‌ی اومانیسم با حذف پارادایم عالم امر، بر دو پارادایم دیگر یعنی انسان و جامعه (طبیعت و هستی)؛ اما زمین‌سوژگی بیان می‌کند که «فلسفه‌ی سبز، رهایش طبیعت از نگرزی‌های خودمعیار بشری است و این دیدگاه، بنیان‌روایت‌های تفاوت انسان‌سوژگی با زمین‌سوژگی را در دو چیز می‌داند:۱. نگاه سلسله‌مراتبی به پدیدارها۲. نگاه دوگانه‌گرایانه به هستی» (ر.ک مقدمه صیدی، 1400: 28).این پارادایم نگاهی انتقادی دارد به نگره‌ی سلسله‌مراتبی ارسطویی که بنیان‌روایت فلسفه‌ی غرب را سامان داده است، از این رو نگره‌ی زمین‌سوژگی با بیان دو رویکرد فرااومانیستی و فراسنتی «در نقد همه‌جانبه‌ی پندارهای تصنعی همانند ضعیف پنداشتن جنس مؤنث توسط اندیشه‌های غیرطبیعی مذکرانه، عیب دانستن جاهلانه یا تابوپنداری بی‌ریشه‌ی گفتگوهای اجتماعی در مورد عادت ماهیانه، ترویج هر گون زندگی‌های غیرمدنی و بدوی‌گرایی، ابراز طبیعی احساسات توسط هر دو جنس، تحقیر دگرباش‌ها، سلسله‌مراتبی کردن جامعه، قانونمند کردن سرمایه‌سالاری برای همه چیز، کالاپنداری و هر جا بازارپنداری در تمام لایه‌های زمین و جامعه و...» (همان) سخن می‌گوید. نگرش اصالت زمین بیان می‌کند که در زمین باید انسان را به عنوان تنها یکی از فرزندان زمین شناخت بدون هیچ کهتری، برتری و یا حتی محوریت انسانی. «انسان هنگامی که به دنیا می‌آید وجودش برابر است با جوهرش، یعنی در این موقعیت بنا بر وجودگرایی‌ عریانیستی، فقط و فقط موجودی است شبیه موجودات دیگر که طی فرایندهایی مشابه در دامان زمین موجودیت پیدا کرده‌اند. پس در این مرحله، وجود در انسان برابر است با موجود.» (آذرپیک، اهورا، همکاران، 1396: ب/ 30) بنابراین تمام فرزندان زمین یعنی تمام هستی‌مندان زمین به نوعی خود زمین محسوب می‌شوند. «انسان به علت همْ‌هست بودنش با دیگر پدیده‌هایی که در جهان وجود دارد» (همان: 125) دارای وجوه مشترکی با دیگر هستی‌مندان است از جمله زبان تشعشعی که زبان ارتباط با هستی‌ست. «زبان مادریِ انسان همانند دیگر موجودات هستی، زبان تشعشعی و ارتعاشی بوده. زبان تشعشعی زبان مشترک و اصلی تمام هستی‌مندها در جهان چهار‌بعدی است اگر چه موجب ارتباط و هم‌هستی شدنِ موجودات گوناگون کره‌ی زمین با یکدیگر شده و توانسته فراشدِ تکامل و دگرگونش زیستی آن‌ها را فراهم آورد.» (آذرپیک، اهورا، همکاران، 1396: الف/ 211)در نگره‌ی انتقادیِ فراسنت‌گرا این نکته شایان ذکر است که اگر چه سنت زمین را پست می‌شمارده اما تا ظهور عصر رنسانس، هیچ گاه در صدد تخریب و آسیب رساندن به طبیعت برنیامده است. جهان سنت نیز به قضاوت‌گری و صفت‌دهی پدیدارها مبتلا بوده. سنت حیوانات را بنا بر نزدیکی و هم‌زیستی که با آن‌ها داشته در طی تاریخ اهلی کرده است. می‌توان گفت سنت در این زمین رویکردی باغ‌گونه داشته یعنی دست بردن در طبیعت بنا بر نیاز خود بدون تخریب و از بین بردن آن؛ و یا بهتر بگوییم انسان دوره‌ی سنت با طبیعت یک نوع هم‌زیستی داشته اما بشر اومانیسم، بشری سودمحور، کمّی‌اندیش و محاسبه‌گر است و اعداداندیشیِ بشر حاصل اندیشه‌ی تکنیکال بوده که این تکنیکال‌اندیشی نیز تکنولوژی را می‌آفریند. به تعبیر دیگر در مورد ریاضیک بودن اندیشه‌ی بشر که یکی از اصول تفکر دکارتی‌ست چنین می‌توان گفت: «چیزی در اندیشه‌ی بشر اصالت دارد که دارای امتداد باشد و آن چه دارای امتداد است قابلیت اندازه‌گیری دارد و چیزی که قابل اندازه‌گیری است کمّی بوده و هر چه کمّی باشد ریاضیک است. چیزی که کمّی بوده قابلیت تغییر دارد و چیزی که تغییرپذیر باشد ماتریال یعنی ماده است. روش‌های تغییر و تصرف آن جوهره‌های امتدادپذیر تکنیک نام دارد. وسایل و ابزارهایی که باعث تغییر، استحاله و فراچنگ‌آوریِ جهان کمّی توسط انسان می‌شود نیز تکنولوژی نامیده می‌شود.» (آذرپیک، 1397: 50). هم‌چنین در رویکرد تکنولوژیکال بشری شاهد آن هستیم که باید طبیعت در اختیار انسان خودمعیار قرار بگیرد. با شرطی‌سازیِ موجودات آن‌ها را در اختیار خود می‌گیرد و طبیعی زیستن موجودات را از آنان سلب می‌کند، مثال واضح آن راه‌اندازی سیرک است، ما به سیرک می‌رویم که چه کار کنیم؟! بله درست است برای مشاهده‌ی شکل غیرطبیعیِ طبیعت پا به مکانی به نام سیرک می‌گذاریم. تمام حیوانات حاضر در سیرک از طبیعت آمده‌اند، اما آیا رفتار طبیعی هم دارند؟! تمام این اتفاقات یعنی سیرک‌گونه کردن طبیعت برای ارضای سرمایه‌سالاری و به دست آوردن فایده‌های انسان‌محورانه‌ی او شکل گرفته است. باید توجه داشت که «ثروت، سرمایه نیست. تفاوت در طبیعت عجیب سرمایه است. سرمایه، ثروتی است که ارزش آن در خصوصیات فیزیکی آن نهفته نیست بلکه امتیاز آن در به‌کارگیری آن برای ایجاد سرمایه‌ی بیشتر است» (helibroner, 1986: 68)؛ بنابراین سرمایه‌سالاری با رویکرد انسان‌سوژگی، برخلاف دوران باستان و سنت که در پی ثروت‌اندوزی بوده، همواره در پی آن است که تمام پدیدارها از جمله زمین را برای تولید سرمایه به کار بگیرد و زمین را ابزاری بپندارد برای ارضای قدرت‌طلبی خویش، البته سرمایه‌سالاری دائم در تلاش است که بگوید من در برابر طبیعت نیستم بلکه نیرو و قدرت بیشتری را در اختیار انسان قرار می‌دهم. اگر حیوانی هم‌چون اسب و یا الاغ برای جابه‌جایی وسایل مناسب است، من به واسطه‌ی تکنولوژی وسیله‌ای اختراع کرده‌ام که چند اسب بخار به انسان نیرو ببخشد، اما در ورای تمام این قدرت‌آفرینی‌ها همان انسان منفعت‌طلبِ افق سرمایه‌سالاری و انباشت سرمایه حضور دارد. انسان در عصر سرمایه‌سالاری «موجودی ازخودبیگانه است زیرا حضور ساحت فطرت بر نیازهای غریزی و طبیعی او یا از بین رفته و یا کمرنگ گردیده است» (زرشناس، 1386: 152)، در واقع این سرمایه‌سالاری‌ست که تمام زندگی بشر را در دست خود گرفته است با تمام نیازسازی‌هایی که دارد. این حاکمیت سرمایه‌سالاری‌ست که تعیین می‌کند ما چه چیزهایی را لازم داریم و چه چیزهایی را باید استفاده کنیم. عصر ماشین‌آلات، مد، کارخانجات و... همه و همه راهکارهایی برای پیشبرد اهداف سرمایه‌سالارانه هستند.فرااومانیسم با ارائه‌ی نگرگاه تکنولوژی سبز، بشر را به سوی فراروندگی از تمام دوگانه‌پنداری و رسیدن به تعادل طبیعی زمین سوق می‌دهد و باید «تغییرات اساسی در ارزش‌ها و رفتارهای انسانی، از قبیل اصول اخلاقی جدید و رفتار جدید نسبت به طبیعت پدید آید» (فروم، 1399: 14). «کودکان و دیگر انسان‌های بدوی، به طور خاص از موهبت نزدیکی و درک بلاواسطه‌ی طبیعت برخوردارند که ما وقتی بزرگسال و شهرآیین (متمدن) می‌شویم آن را از دست می‌دهیم، این فقدان ضروری، ناگزیر و غمناک است» (Wordsworth, 1800: 432)؛ بنابراین تکنولوژی سبز و هم‌چنین زمین‌سوژگی سعی دارد که انسان را از این حالت غمناک نجات دهد و درک بلاواسطه‌ی طبیعت را به تمام انسان‌ها اعم از کودک، نوجوان، جوان و پیر برگرداند.برگرفته از مقاله تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرابه قلم: سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 1، شماره پیاپی 1، بهار و تابستان 1401 (اردیبهشت 1401)، صص 155-172نوع مقاله: مقاله پژوهشیمنابع این قسمت:صیدی، یلدا، (1400)، جنبش جهانی شعر سبز –از مکتب ترالیبیسم تا جنبش ادبی-فلسفی 1400-، چاپ نخست، تهران: امید سخنآذرپیک، آرش/ اهورا، هنگامه و همکاران، (1396)، چشم‌های یلدا و کلمه کلید جهان هولوگرافیک، جلد نخست، چاپ سوم، تهران: روزگارآذرپیک، آرش/ اهورا، هنگامه و همکاران، (1396)، چشم‌های یلدا و کلمه کلید جهان هولوگرافیک، جلد دوم، چاپ سوم، تهران: روزگارآذرپیک، آرش، (1397)، دوشیزه به عشق بازمی‌گردد، چاپ دوم، کرمانشاه: دیباچهHeilbroner, Robert, (1986), The Nature and Logic of Capialism, 3-95529-393-0-978زرشناس، شهریار، (1386)، واژه‌نامه‌ی فرهنگی، سیاسی، چاپ دوم، تهران: کتاب صبحفروم، اریک، (1399)، سرشت راستین انسان، مترجم: فیروز جاوید، چاپ چهارم، تهران: اخترانWordsworth, William, (1800), Lyrical Ballads With Other poems or Preface to the Lyrical Balllads</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Mon, 22 Sep 2025 16:00:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیشینه‌ی نگرش اصالت زمین</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-gqag1rxx1hqw</link>
                <description>پیشینه‌ی نگرش اصالت زمین (زمین‌سوژگی)«نگرش اصالت زمین برای نخستین بار با طرح شخصیتی ساختگی (هرمانپوپ) از جانب آرش آذرپیک در نشریه‌ی «کرمانشاه/ سه‌شنبه: 29/دی/1383- سال سوم/ شماره 117» به چاپ رسید» (صیدی، 1400: 35)، «مکتبی به اسم ترالیبیسم...که ارائه دهنده‌ی نگرش فرابطلمیوسی بود» (سلیمان‌پور، 1398:16).نخستین بیانه‌ی رسمی نگرش اصالت زمین شامل مباحث زیر می‌شود:«انسان هر چه قدر هم که از زمین فاصله بگیرد باز پاهایش در کره‌ی خاکی فرو رفته‌اند، زیرا بنا بر محدوده‌ی زمانی خود هیچ گاه نخواهد توانست فضا را به تسخیر خود درآورد... عریان یک حقیقتِ عمیق شهودی‌ست و شهود عمیق، تنها فرایندی‌ست که نطفه‌ی نابودی را در پیکره‌ی نامحدود خود نمی‌پروراند... برخورد دوم پیر- کودکی می‌شود که با اعتقاد به نظریه‌ی «تجاهل العارف» در اوج تعقل و تجربه، به جنونی کودکانه دست می‌یابد که در آن روابط طبیعیِ علت و معلولی که ذاتی نگرش عام شده است را به گونه‌ای کاملاً هنرمندانه بر هم می‌ریزد و این آغاز حیرت و سکر است... متن عریان پروسه‌ای فعال است برای آزاد ساختن تمامی سکوت‌ها، صداها و عقده‌های پنهان و عریان منظومه‌ی تاریخ که متأسفانه حتی در صورت ثبت نیز توسط یک دانای کل و روایتگر وابسته، کلی‌نگر، برجسته‌بین و نام و نشان‌نویس انعکاس یافته است... متون آوانگارد عریان با تکیه بر تمهیدات و مؤلفه‌های اولیه هیچ گاه به اشباع‌شدگی و سنگ‌شدگی تن درنخواهند داد، زیرا هر پایانی در این وادی آغازگر راهی به مراتب بهتر و بزرگ‌تر است» (آذرپیک، مهدویان، 1384: 106-108).برگرفته از مقاله تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرابه قلم: سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 1، شماره پیاپی 1، بهار و تابستان 1401 (اردیبهشت 1401)، صص 155-172نوع مقاله: مقاله پژوهشیمنابع این قسمت:صیدی، یلدا، (1400)، جنبش جهانی شعر سبز –از مکتب ترالیبیسم تا جنبش ادبی-فلسفی 1400-، چاپ نخست، تهران: امید سخن.سلیمان‌پور، مهوش، (1398)، ماهنوشته‌های یک فرازمینی، چاپ نخست، کرمانشاه: دیباچه.آذرپیک، آرش/ مهدویان، مهری، (1384)، جنس سوم، چاپ نخست، کرمانشاه: کرمانشاه</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Sun, 14 Sep 2025 18:12:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقابل انسان‌‌سوژگی و زمین‌سوژگی و نگاه به مقوله اکوفمینیسم</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%82%D9%88%D9%84%D9%87-%D8%A7%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-tv3ise9ujr8w</link>
                <description>اکوفمینیسمشروع جنبش اکوفمینیسم در اوایل دهه‌ی 1970 رقم خورد. «اکوفمینیسم را می‌توان فلسفه‌ای اکولوژیکی و جنبش اجتماعی توصیف کرد که شامل مطالعات محیطی، نقد مدرنیته و تحلیل انتقادی فمینیستی است که به تبیین ارتباط زنان، طبیعت و پیامدهای این روابط بر سیاست‌های محیطی می‌پردازد» (Juliann Emmons, 2017)، اکوفمینیست‌ها با بیان این موضوع که «زن، زمین است» (قلندرزاده دریایی، 1399: 2/172) مشکلات زن و زمین را حاصل «مردسالاری و سلطه‌ی مردان بر منابع و سرمایه‌های طبیعت» (عنایت، فتح زاده، 1388:47) می‌دانند. به اعتقاد آن‌ها «طبیعت به هر روشی که مردان بخواهند مورد استفاده قرار می‌گیرد و زنان همواره تحت سلطه و قدرت مردان هستند، به همین جهت آسیب‌های طبیعی، بیشتر زنان را از پا درمی‌آورد» (Wolf-Devine, 2004: 417)، هم‌چنین بر این باورند که «تقریباً دو هزار سال پس از ارسطو، فرهنگ اروپایی با تأیید حاکمیت دیدگاه الهیاتی کتاب مقدس، زنان را ناقص‌تر از مردان می‌دانست به دلیل آن که آنان فاقد روح متعالی بوده، فقط دارای جسم و طبیعتند» (Rueter,1987: 207-234) به همین دلیل «زن از جنسی دیگر یعنی از جنس پایین‌تر و ناقص‌تر از مرد است» (آل‌بویه، علاسوند و همکاران، 1397: 11/ 100). در بررسی روابط بین زنان و طبیعت آنان بر این باورند که زنان با طبیعت و مردان با فرهنگ نزدیکی بیشتری دارند و بیان می‌کنند که «پیوند زنان با طبیعت این اجازه را به مردان داد تا آن‌ها زنان را موجوداتی عاطفی و فاقد تفکر عقلانی بدانند» (ساتن، 1397: 92).برگرفته از مقاله تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرابه قلم: سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 1، شماره پیاپی 1، بهار و تابستان 1401 (اردیبهشت 1401)، صص 155-172نوع مقاله: مقاله پژوهشیمنابع این قسمت:Haslanger, Sally, Tuana, Nancy and O&#039;Connor, Peg, Fall 2017 Edition, &quot;Topics in Feminism&quot;, The Stanford Encyclopedia of Philosophy Edward N. Zalta (ed.), forthcoming URL = https: //plato.stanford.edu/archives/fall2017/entries/feminism-topic.قلندرزاده دریایی، فاطمه، (1399)، «اکوفمینیسم و واسازی قصه‌های عامیانه در تحلیل رمان تنیده در هزارتوی زمان»، دوفصلنامه‌ی تخصصی مطالعات داستانی، سال ششم، شماره‌ی 2، صص 172-188.عنایت، حلیمه/ حیدر فتح‌زاده، (1388)، «رویکردی نظری به مفهوم اکوفمینیسم»، مطالعات جامعه‌شناسی، سال دوم، شماره‌ی 5، صص 45-63.Wolf-Devine, Celia,, (2004, &quot;Abortion and the Feminine Voice&quot;, At: chapter 26.Rueter, Rosemary Radford, 1987, &quot;Christianity&quot;, from &quot;Women in World religions&quot;, edited by Arvind Sharma, published by state university of New York.آل‌بویه، علیرضا/ علاسوند، فریبا و همکاران، (1397)، «بررسی انتقادی دیدگاه اکوفمینیسم رادیکال درباره‌ی جواز سقط جنین از منظر اخلاقی»، فصلنامه‌ی علمی پژوهشی اخلاق، سال یازدهم، شماره‌ی 42، صص 95-112.ساتن، فیلیپ دبلیو، (1397)، درآمدی بر جامعه‌شناسی محیط زیست، مترجم: صادق صالحی، چاپ سوم، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها.عصر تکنولوژیاومانیسمستی سارا سوشیانزمین سوژگیادبیات طبیعت گرا</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Sun, 14 Sep 2025 18:07:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انسان‌سوژگی و عصر تکنولوژی</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-dtg30itxcvyx</link>
                <description>عصر تکنولوژی (سرمایه‌سالاری) «تکنولوژی پدیده‌ای است که در عصر جدید پدید آمده و حاصل نسبت استیلاگرانه و خودبنیادانه‌ی آدمی با طبیعت است» (زرشناس، 1386: 227). با روی کار آمدن عصر تکنولوژی دیگر طبیعت تمام و کمال در اختیار انسان قرار گرفت. انسان این دوره در پی به دست آوردن قدرت برتر همواره بر پیامدهای مثبتی که زندگی او را رو به پادشاهی و حکمرانی بر عالم سوق می‌دهد تأکید دارد. «از این رو نیاز به پول، نیازی واقعی است که اقتصاد نوین آن را ایجاد کرده است و این تنها نیازی است که ایجاد می‌کند... این [امر] از نظر ذهنی در این واقعیت نشان داده شده است که فزونی تولید و نیازها تا حدی به سرسپردگیِ ماهرانه و همواره حسابگرانه نسبت به امیال غیرانسانی، منحرف، غیرطبیعی و تخیلی می‌انجامد» (مارکس، 1378: 141)؛ بنابراین همان‌طور که گفته شد انسان همواره در پی ارزش‌گذاری و قانون‌گذاری برای دیگر پدیدارها است و این ارزش‌گذاری‌ها بر پایه‌ی قضاوت‌نگری و صفت‌دهی انسان سامان می‌یابد.برگرفته از مقاله تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرابه قلم: سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 1، شماره پیاپی 1، بهار و تابستان 1401 (اردیبهشت 1401)، صص 155-172نوع مقاله: مقاله پژوهشیمنابع این قسمت:زرشناس، شهریار، (1386)، واژه‌نامه‌ی فرهنگی، سیاسی، چاپ دوم، تهران: کتاب صبح.مارکس، کارل، (1378)، دست‌نوشته‌های اقتصادی و فلسفی 1844، چاپ دوم، تهران: آگاه</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Tue, 22 Jul 2025 15:54:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انسان‌سوژگی/ اومانیسم و تحقق نگره‌ی انسان‌سوژگی</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%82-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-w2xoiufb7tln</link>
                <description>اومانیسم و تحقق نگره‌ی انسان‌سوژگیآن‌چه در ابتدای امر مورد نظر است، بررسی بنیان‌روایت فلسفه‌ی می‌باشد. این بنیان بر اساس علم ارسطویی که «به دنبال سیاهه‌برداری و طبقه‌بندی اشیای عالم مادی است» (کلیگز، 1399:29) شکل گرفته؛ بنابراین «نگرگاه سلسله‌مراتبی ارسطویی که آلترناتیو فلسفی آن اثبات حیوان ناطق بودن انسان است، به شدت صوری_فرمالیستی بوده و بر بنیان تشابه‌های امپریسیستی سامان یافته است» (ر.ک مقدمه صیدی، 1400: 17) نگره‌ی ارسطویی در پی کشف شباهت‌ها و تفاوت‌های موجود در صورت مثالی، بنیان طبقه‌بندی در فلسفه را سامان می‌بخشد. از این رو درمی‌یابیم که بنیان‌روایت فلسفه‌ی مغرب‌زمین همین رویکرد سلسله‌مراتبی ارسطویی به شمار می‌رود که «در نهایت با نگرش کپلری_کپرنیکی_گالیله‌ای، زمین را نقطه‌ای بی‌نهایت حقیر و اسیر در فضایی بی‌نهایت کبیر معرفی کرد» (همان).در دوره‌ی سنت تمام پدیدارها از رابطه‌ی انسان و عالم امر شکل می‌گرفتند، یعنی بنیان‌روایت غالب سنت رابطه‌ی دوگانه‌گرای انسان و عالم امر به حساب می‌آید اما با ظهور رنسانس دوره‌ی اومانیسم (انسان‌سوژگی)، با حذف مؤلفه‌ی عالم امر و جایگزینی جامعه به جای آن، رویکرد دوگانه‌انگارِ فرد و جامعه شکل گرفت، در این راستا اومانیسم سه رویکرد اصلی را رقم زد:«1. اومانیسم تقدس و حرمت زمین را در نگاه انسان گرفت.2. اومانیسم ساحت قدسی و ملکوتی انسان را بر اساس نظریه‌ی داروینیسم و ماشینیسم تحقیر کرد و از میان برداشت.3. اومانیسم ساحت شناخت انسان را محدود کرد.» (آذرپیک، 1397: 44)بر این بنیان، انسان دوره‌ی اومانیسم رفته‌رفته خویش را مالک و پادشاه زمین قلمداد می‌کند و نگره‌ی سلسله‌مراتبی را بیش از پیش در زمین گسترش می‌دهد؛ بنابراین «چه در جهان سنت، چه مدرنیسم و چه پسامدرنیسم، انسان معیار همه‌ چیز برای ارزش‌گذاری و ارائه‌ی حکم درباره‌ی پدیدارهای گونه‌گون زمین است» (ر.ک مقدمه تکیه، 1400: 44).انسانِ خودبنیاد به عنوان سوژه‌ (فاعل شناسا) نگاه سلسله‌مراتبی را بر سه اصل بنیان می‌نهد:اول) اصالت فایدهدوم) اصالت لذتسوم) پیامدگرایییعنی او همواره در پی ارزش‌گذاری تمام پدیدارها نسبت به موقعیت خود است. تمام پدیدارها بنا بر لذت و فایده و پیامدهای مثبتی که برای او دارند طبقه‌بندی می‌شوند. خوب و بد، زشت و زیبا، سفید و سیاه، اهلی و وحشی و... همه و همه از نگاه سلسله‌مراتبی ارسطو به پدیدارها پیروی می‌کنند.برگرفته از مقاله تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرابه قلم: سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 1، شماره پیاپی 1، بهار و تابستان 1401 (اردیبهشت 1401)، صص 155-172نوع مقاله: مقاله پژوهشیمنابع این قسمت:کلیگز، مری، (1399)، درسنامه‌ی نظریه‌ی ادبی، مترجمین: جلال سخنور، الهه دهنوی، سعید سبزیان، چاپ سوم، تهران: اخترانصیدی، یلدا، (1400)، جنبش جهانی شعر سبز –از مکتب ترالیبیسم تا جنبش ادبی-فلسفی 1400-، چاپ نخست، تهران: امید سخنآذرپیک، آرش، (1397)، دوشیزه به عشق بازمی‌گردد، چاپ دوم، کرمانشاه: دیباچهتکیه، فرح، (1400)، خورشید به چشمان فرازن دل باخت، چاپ نخست، تهران: مهر و دل</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Sat, 12 Jul 2025 18:01:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش سنت در تفکرات دوگانه‌انگار</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-ee60bwevmnx1</link>
                <description>عالم امرنقش سنت در تفکرات دوگانه‌انگارتمام اندیشه‌ی جهان سنت در دو نگره خلاصه می‌شود یعنی من (انسان) و عالم امر؛ و در این میان به آن چیزی که پرداخته نشده و یا گاه‌گاهی در حاشیه به چشم می‌خورد جامعه، زیست، جهان و هم‌چنین انسان است، حتی ما در این رویکرد شاهد آنیم که «کلیسا با نگاه مطلق‌گرا به منبع شناخت قدسی یعنی وحی دست به حذف، تحقیر، تصغیر و انکار سایر منابع شناخت و ادراک انسان زد» (ر.ک مقدمه اوستا، 1400: 384). بحث در جهان سنت آن بود که من و دیگر هستی‌مندان در برابر عالم امر (خدا) چه هستیم؟! در جهان سنت به این مورد که هستی چیست پرداخته نمی‌شد، یعنی اصالتی در خود هستی وجود نداشت. من (انسان)، منی نیست که عالم امر را می‌اندیشد، به هر شکلی که بیندیشد چه وحدت وجودی، چه وحدت موجودی، چه توحیدی، چه مشرکانه اصل آن عالم امر است یعنی روحی‌ که تمام جهان از اوست، نیرویی‌ست که تمام نیروها از اوست، جانی‌ست که تمام جان‌ها از اوست، وجودی‌ست که تمام موجودات از اوست و...در این‌جا انسان که عالم موجود است نیز اعتباری ندارد و رویکرد اصالت‌مند در جهان سنت، آن عالم امر است. در واقع «جهان را نوعی روح آسمانی، مثلاً خدا اداره می‌کند» (کلیگز، 1399: 22)، زمین نیز زندان و مکانی تلقی می‌شود که انسان در آن اسیر می‌شود و یا برخی دیگر آن را یک گذرگاه و جای پست می‌پندارند.برگرفته از مقاله تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرابه قلم: سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 1، شماره پیاپی 1، بهار و تابستان 1401 (اردیبهشت 1401)، صص 155-172نوع مقاله: مقاله پژوهشیمنابع این قسمت:اوستا، آسو، (1400)، فرامرد –معشوق باستانی زن‌های مشرقی-، چاپ نخست، تهران: شاپرک سرخکلیگز، مری، (1399)، درسنامه‌ی نظریه‌ی ادبی، مترجمین: جلال سخنور، الهه دهنوی، سعید سبزیان، چاپ سوم، تهران: اختران</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Tue, 03 Jun 2025 15:41:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا زمین‌سوژگی؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-jyrwqbhxbdrg</link>
                <description>بیان مسئلهنگره‌ی زمین‌سوژگی (اصالت زمین) از تئوری‌های ارائه‌شده‌ی آرش آذرپیک در فلسفه و ادبیات جهان به حساب می‌آید. او بر این باور است که «فلسفه‌ی هنر و ادبیات سبز که از سال ۱۳۸۳ خورشیدی آغازیده شد، با رویکردی فرااومانیستی به ساحتی فرارونده از تمام روایت‌های خودبنیاد انسانی دست خواهد یافت و برای نخستین بار با مطرح ساختن ناروایتی انسانی، فراروایتی عریان بر پایه و مایه‌ی اصالت زمین را خواهان است که در نهایت مواجهه‌ای پدیدارشناسانه، مهرورزانه و یگانه‌گرا -و باز هم تأکید می‌شود یگانه‌گرا- با مقوله‌ای ناتفکیک‌مند با نام هستی-هستی‌مندان برقرار می‌کند. این پدیدارشناسی بنیان‌روایتش، زمین‌سوژگی است و هر نظام اندیشگانی را _با هر تعداد باورمند_که از/در هر لایه از نگرگاه و نگرزیِ خود از زمین‌سوژگی فاصله می‌گیرد و به انسان‌سوژگی نزدیک می‌شود غیرطبیعی، نااصالت‌مند و سطحی می‌داند یعنی برای آن حیثیتی خرده‌روایت‌گرا قائل است که ریشه‌ی آن در هر جمعیت و ملت و قدرتی هم باشد به علت آن که بنیان زمین‌سوژگی ندارد، ریشه‌اش بر باد است.» (ر.ک مقدمه‌ صیدی، 1400: 26).بر همین اساس در این مقاله به سؤالات زیر پاسخ خواهیم داد:- دیدگاه زمین‌سوژگی بر چه اساسی بنا نهاده شده است؟پ- تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی چه چیزهایی را بیان می‌کند؟- نقش سنت در این نگره چیست؟- بررسی تقابل‌های زمین‌سوژگی و اکوفمینیسم- آیا زمین‌سوژگی فلسفه‌ای برای زیستن است؟- ادبیات سبز از چه چیزی سخن می‌گوید؟هدف این مقاله بررسی فلسفه و ادبیات سبز با رویکرد زمین‌سوژگی در فلسفه‌ی عریانیسم است. در این تحقیق درخواهیم یافت که نگرگاه بشر تا کنون از دیدگاهی دوگانه‌گرا پیروی کرده و از این رو بشر رفته‌رفته از زندگی طبیعی خویش فاصله گرفته است، لذا رویکرد زمین‌سوژگی پاسخی‌ست به تمام این دوگانه‌انگاری‌ها برای بازیابی تعادل زندگی طبیعی و البته سبزانه‌ی تمام هستی‌مندان.به صورت ویژه نوشته‌هایی که به بررسی ادبیات و فلسفه‌ی سبز و تقابل آن با نگره‌ی انسان‌سوژگی پرداخته باشند، به شرح ذیل است:1. آذرپیک، آرش/ مهدویان، مهری (1384) جنس سوم: این کتاب همراه است با نخستین بیانه‌ی رسمی شعر سبز.2. آذرپیک، آرش/ اهورا، هنگامه و همکاران (1396) چشم‌های یلدا و کلمه کلید جهان هولوگرافیک: به صورت پراکنده در فصل‌های مختلف این کتاب نظریات فلسفه‌ی اصالت زمین بیان شده است.3. آذرپیک، آرش (1397) دوشیزه به عشق بازمی‌گردد: اشاره به نظریه‌ی فرابطلمیوس در نقد نگاه کمیت‌گرای اومانیستی4. سلیمان‌پور، مهوش (1398) ماهنوشته‌های یک فرازمینی: بررسی سیر تاریخی نظریه اصالت زمین که نخست به علت جو ضدعریانیستی و بیگانه‌پرستیِ آن زمان (دهه‌ی 80) به قصد منتشر شدن تحت عنوان مجعول مکتب ترالیبیسم معرفی شد.5. مولانا، مارال (1398) عاشقانه‌های آخرین ملکه‌ی هخامنشی: مباحث این کتاب به بررسی مؤلفه‌ی حقیقت عمیق در نظریه‌ی اصالت زمین می‌پردازد.6. رشیدی، علی/ همتی، آریو (1400) جنبش ادبی 14007.  هاشمی، شبنم (1400) بانوی واژه‌ها8. حسینی تکیه، فرحناز (1400) خورشید به چشمان فرازن دل باخت9. مسیح، نیلوفر (1400) جنس سوم – عاشقانه‌های یک فرازن-10. نوروزعلی، زینب (1400) آنتولوژی زبانه‌نویسان ایران11. نوروزعلی، زینب (1400) فرامرد –معشوق باستانی زن‌های مشرقی-12.  بوطیقای سبزاندیشی/ هنر طبیعی از ترالیبیسم تا ادبیات قرن 1513. صیدی، یلدا (1400) جنبش جهانی شعر سبزبرگرفته از مقاله تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرابه قلم: سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 1، شماره پیاپی 1، بهار و تابستان 1401 (اردیبهشت 1401)، صص 155-172نوع مقاله: مقاله پژوهشیمنابع این قسمت:صیدی، یلدا، (1400)، جنبش جهانی شعر سبز –از مکتب ترالیبیسم تا جنبش ادبی-فلسفی 1400-، چاپ نخست، تهران: امید سخن</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Sun, 25 May 2025 15:11:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اومانیسم/ انسانِ خودبنیاد</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF-palzci4npnpl</link>
                <description>متن مقدمه:اومانیسم یا انسان‌گرایی، دوره‌ای‌ست که از نیمه‌ی قرن چهاردهم میلادی ظهور کرد و «در قرن بیستم نیز این اصطلاح به فلسفه‌هایی که انسان را مقیاس و معیار همه‌ی ارزش‌ها به شمار می‌آورد، اطلاق شده است.» (میرصادقی، 1388: 39) از این‌رو در فلسفه‌ی اومانیسم انسان همواره به عنوان سوژه‌ی فاعل شناسا شناخته شده، یعنی در واقع «حقیقت بشر به صورت مختلف به عنوان موجودی قائل به خود و خودبنیاد تعریف می‌شود.» (زرشناس، 1386: 109) بنا بر این نگره تنها انسان است که می‌تواند هستی و هستی‌مندان را به عنوان ابژه بیندیشد و بشناسد؛ بنابراین ما با سیستمی دوگانه‌نگر در مقام‌های سوژه و ابژه روبه‌رو هستیم که همواره در حال ارزش‌گذاری پدیدارها از جمله انسان و زمین است.بنا بر نگره‌ی دوگانه‌گرای اومانیستی و بررسی ادبیات از دیرباز تا به امروز، همواره شاهد وضع تضاد بین پدیدارها و صفت‌دهی نویسنده _در مقام سوژه_ هستیم و یا به عبارت دیگر «تمام مکاتب و باورهای زیبایی‌شناختی جهان از ادبیات کلاسیک و سنت‌مند گرفته تا جنبش‌های آوانگاردیستی و اومانیستیِ مدرنیسم و مرکزستیز و معناگریزِ پسامدرنیسم در یک نقطه و نکته هم‌داستانند و آن تحمیل نگره‌های قضاوت‌گر و انسان‌مدارانه‌ی زیبایی‌شناسی ناطبیعی در تمام هنرها و ادبیات است.» (ر.ک مقدمه رشیدی، همتی، 1400: 103) در ادبیات جهان بنا بر علم زیبایی‌شناسی تا به امروز این انسان خودبنیاد بوده که هستی را آن‌گونه که خواسته به مشاهده نشسته است، یعنی بنا بر تعریف زیبایی‌شناسی «مطالعه‌ی زیبایی در طبیعت و هنر و کشف معیارهای قضاوت درباره‌ی آن‌ها» (میرصادقی، میرصادقی، 1377: 160) انسانِ خودبنیاد در نگریستن به هستی تمام دوگانه‌انگاری‌ها را وضع می‌کند، خوب و بد، زشت و زیبا، مطلق و نسبی و... و تمام هستی‌مندان و فرزندان زمین  _آن‌چه در زمین و آسمان است_ را بنا بر ذوق و ذائقه‌ی خویش تقسیم‌بندی می‌کند که این تقسیم‌بندی بر سه بنیان استوار می‌شود:اول) اصالت فایدهدوم) اصالت لذتسوم) پیامدگراییهم‌چنین فمینیست‌ها با بیان این موضوع که «نرها و ماده‌ها نمونه‌های دوگانه‌ی موجوداتی هستند که در بطن یک نوع، از نظر تولید با هم تفاوت پیدا می‌کنند» (دوبووار، 1400: 40) همواره زن را در رویکرد مردسالارانه‌ی حاکم، مورد انکار و تحقیر مردانه‌محوری می‌دانند، از این رو با علم کردن زنانه‌نگریِ زن‌محورانه در پی به دست آوردن حقوق طبیعی خود برمی‌آیند. اکوفمینیست‌ها زن را همان زمین می‌دانند که در طی تاریخ همواره مورد بهره‌وری مردانهقرار گرفته است و بر این باورند که «فرهنگ سلطه‌گر مردانه یا پدرسالارانه را چهار رکنِ به‌هم‌پیوسته حمایت می‌کند که شامل تبعیض جنسیتی، نژادی، طبقاتی و تخریب بوم‌زیستی است.» (پارساپور، 1392: 78)برگرفته از مقاله تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرابه قلم: سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 1، شماره پیاپی 1، بهار و تابستان 1401 (اردیبهشت 1401)، صص 155-172نوع مقاله: مقاله پژوهشیمنابع این قسمت:میرصادقی، میمنت، (1388)، واژه‌نامه‌ی هنر شاعری، چاپ چهارم، ویراست سوم، تهران: مهناززرشناس، شهریار، (1386)، واژه‌نامه‌ی فرهنگی، سیاسی، چاپ دوم، تهران: کتاب صبحرشیدی، علی/ همتی، آریو، (1400)، جنبش ادبی 1400، چاپ نخست، تهران: مهر و دلمیرصادقی، جمال/ میرصادقی، میمنت، (1377)، واژه‌نامه‌ی هنر و داستان، چاپ نخست، تهران: مهنازدوبووار، سیمون، (1400)، جنس دوم، مترجم: قاسم صنعوی، جلد نخست، چاپ هفدهم، تهران: توسپارساپور، زهرا/ قلیپور، ربابه و همکاران، (1396)، «خوانش اکوفمینیستی رمان اندوه جنگ با تکیه بر رابطه‌ی فرهنگی و نمادین»، پژوهشنامه‌ی زنان، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ویژه‌نامه‌ی فرهنگ، ادب و هنر، صص 1-21</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Mon, 19 May 2025 14:23:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرا (مقدمه)</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-zehfaijaqepo</link>
                <description>چکیده:زمین‌سوژگی بنا بر نگره‌ی وجودگرایی عریانیستی، رویکرد وجود هم‌افزا –وجود فراتر از هم‌افزایی- را مطرح می‌سازد. وجود هم‌افزا –وجود فراتر از هم‌افزایی- کلی فراتر از هم‌افزایی ساحات شاکله‌ی موجودیت یک هستی‌مند است که از هرگونه ثنویت‌گرایی و دوئیت‌پنداری که خاص فلسفه‌ی اومانیستی‌ست فراتر می‌رود، از این رو در بررسی تقابل دو نگره‌ی زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی، با معرفی نگرش انتقادی فرااومانیستی و فراسنت _در نگرش اصالت زمین_، انسان خودبنیاد و دائم‌مدار که همواره در فلسفه‌ی اومانیستی بر ثنویت‌گرایی و ابژه‌پنداری زمین تأکید دارد، مورد نقد قرار می‌گیرد. در این نگره نیز بیان می‌شود که جدا پنداشتن دو رویکردِ وجود و موجود اساساً غلط و نادرست است. وجود زمین همواره وابسته به موجودات آن است و این وجود بدون وجودِ زوجِ همگونه معنایی نخواهد داشت؛ بنابراین وجود هم‌افزا دارای ساحات مشکک موجودی‌ست که قائل به زوجیت‌پنداری پدیدارهاست، نه دوگانه‌پنداری آن‌ها. هم‌چنین این مقاله می‌پردازد به بررسی نگرش اکوفمینیسم که در آن زن و زمین یکی پنداشته می‌شوند که البته نگرگاه زمین‌سوژگی با عنایت به دیدگاه انتقادیِ فرافمینیسم و رویکرد زنانه‌نگری و مردانه‌نگریِ انسان‌محورانه برابریِ وجودی را مطرح می‌سازد نه تشابه‌سازی وجودی.هم‌چنین با معرفی ادبیات طبیعت‌گرا، بیان می‌داریم که نگرش اصالت زمین (زمین‌سوژگی) همواره از دو رکن اساسی پیروی می‌کند:1. عدم هرگونه ثنویت‌گرایی2. عدم هر گونه صفت‌دهیواژه‌های کلیدی: زمین‌سوژگی، اکوفمینیسم، اومانیسم، فرااومانیسم، فراسنت، ادبیات سبزبرگرفته از مقاله تقابل زمین‌سوژگی و انسان‌سوژگی در ادبیات طبیعت‌گرابه قلم: سِتی سارا سوشیانچاپ شده در: دوفصلنامه‌ی پژوهش‌های نوین ادبی- دوره 1، شماره 1، شماره پیاپی 1، بهار و تابستان 1401 (اردیبهشت 1401)، صص 155-172نوع مقاله: مقاله پژوهشی</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Sat, 17 May 2025 15:45:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ژانر فراشعر مرکزافزا</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7-exixelqpbxz1</link>
                <description>نگاهی بر ژانر مرکزافزا/ به قلم سِتی سارا سوشیانهمانطور که بارها گفته‌ایم، ژانرفلسفی-ادبی مرکزافزا از سال ۱۳۷۸ توسط استاد آرش آذرپیک معرفی شده است که در ژانرهای دیگر مکتب ادبی-فلسفی عریانیسم (عریانک، نو نیمایی، غزل مینیمال، غزل ماکسی‌مال، فراشعر، فراداستان، فرامتن و…) نیز بارها آن را به تجربه نشسته‌اند، باید در اینجا اشاره شود که نگرگاه مرکزافزا تنها روشی نگارشی نیست، بلکه در ساحت‌های گونه‌گون شیوهای نگرشی است برای زیستن.  در این نوشتار در مورد فراشعر مرکزافزا به اختصار سخن خواهیم گفت.در وهله‌ی نخست باید نگاهی داشته باشیم به ژانر فراشعرمرکز افزا که در این ژانر ما رویکردی مرکزافزایانه داریم که با فراروی از سیستم‌های محدودکننده، محصور کننده و انکار کننده‌ی مرکزگرا و مرکز ستیز شکل خواهد گرفت، یعنی با آنکه ما پدیدار یا رخدادی را برای تحلیل و بررسی در مرکزیت قرار می‌دهیم، اما در عین حال از روایت‌های متعددی برخوردار می‌شویم که هر کدام از این روایت‌ها با زاویه دیدی دیگرگون آن پدیدار یا رخداد را مورد پدیدار شناسی در سه فرم متکثر (چه متکثر هم‌بسته و چه متکثر متناحاشیه‌مند)، متوالی، متمرکز قرار می‌دهد. ژانر مرکز افزا که جنبش پدیدارشناسانه‌ی شعر جهان را رقم زده است در حیطه‌ی فراشعرنویسی توانسته است به زیباترین شکل هستی شناسی خود را به نمایش بگذارد. فراشعر به عنوان طبیعی‌ترین ژانر شعری جهان خود را معرفی کرده است زیرا با فراروی از سوژه‌گرایی‌های سنن گوناگون ادبی به ساحتی وارد میشود که در آن دگرسوژه گرایی و فراسوژه‌گرایی که از دستآمدهای فلسفه‌ی عریانیسم است خود را نمودی عینی_ادبی می‌بخشد..آغازگر این ژانر ادبی در نیمه دوم دهه‌ی ۷۰ جناب استاد آرش آذرپیک می‌باشند، با اشاره به این نکته که مولفه‌های این ژانر نیز در همان دوره در نشریه بیستون برای نخستین بار توسط ایشان معرفی گردیده است، حال اگر عده‌ای بی مایه  در جامعه‌ی ادبی برآنند که سماجت جاهلانه خود را _که غالبا از غرض آن‌ها نشأت می‌گیرد_ به کرسی بنشانند و بگویند: «خیر! این مولفه‌ها از پیش بوده است» لطفا قدم در بیراهه‌های کلی گویی/مغالطه و عدم استناد مشخص نگذارند و ادعای خویش را با سند و مدرک آکادمیک اثبات کنند، چون در نهایت بنابر تمام منابع آکادمیک اینان باید بپذیرند که مکتب ادبی_فلسفی عریانیسم نخستین و تا امروز تنها مکتب جهان‌شمول در ادبیات مشرق زمین است که ادبیات جهان و جهان ادبیات، فلسفه جهان و جهان فلسفه، زبان‌شناسی جهان و جهان زبان‌شناسی و… را در بر می‌گیرد. ● پیشنهادگر نخستین شیوه‌ی نگارشی پدیدارشناسانه در شعر جهان که در آن بدون در اپوخه قرار دادن پیش‌فرض‌ها بنابر پدیدارشناسی عریانیستی؛ دقیقا بر خلاف پدیدارشناسی هوسرلی همه‌ی پیش پندارهای مرکزی و حاشیهای تمام دگرسوژههای یک رخداد را درباره پدیدار یا پدیدارهای مرکزی ارائه و تحلیل میکند.● وارد شدن جهان کاراکتر سازی برای نخستین بار در تاریخ ادبیات به دنیای شعر؛ اصحاب ادبیات حرفهای به نیکی میدانند تفاوت کارکتر تحلیلی با تیپ‌های پرسونانمای پیشین در تمام شعر جهان و جهان شعر تا چاپ کتاب جنس سوم در دهه‌ی هشتاد چیست و در این راستا کارکترپنداری تیپ ابرقهرمان رستم و... یا از بی سوادی و بدسوادی است یا غرض مطلق.● فراشعر برای نخستین بار بر اساس هستی شناسی شعری و نه تقلید از هنر داستان بر بیان فلسفه‌ی خود با نقد تسلط سوژهگرایی دکارتی موفق به خلق کارکترهایی بر پایه دگرسوژه‌گرایی و فراسوژه‌گرایی شده است که نمود عینی و عملی آنها را در متون فراشعری به‌ویژه فراشعرهای مرکزافزا میتوانیم دید.● وارد شدن بی واسطه‌ی کاراکترها به جهان شعری، یعنی دیگر این نویسنده نیست که به جای تمام کاراکترها فکر کند، حرکت کند، صحبت کند و… بلکه این خود کاراکتر است که با توجه به فلسفه‌ ارتباط بی واسطه در متن حضوری آزادانه پیدا می‌کند و خود را در معرض نقد خوانشگر میگذارند و اگر نویسنده نیز درباره‌ی پدیدار یا پدیدارهای محدود مرکزی آن رخداد که محور فراشعر قرار گرفته نگره‌ای، قضاوتی، تحلیلی دارد به خواننده حضور خود را اعلام میکند و خودبه‌خود با این اعلام نویسنده نیز مبدل به یک دگر سوژه‌ی دیگر برای درک همه جانبه و بسیط خوانشگر به عنوان فراسوژه‌نگر اثر میشود.● فراروی از سیستم‌های من و تو محورانه یا زبان‌پریشانه● پیشنهادگر جهان پلی فونیک کلمه‌گرا و مولتی فونیکف ژانر مرکزافزا و شیوه‌های گوناگون فرافرم‌نگاری به جهان ادبیات به ویژه شعر ● فراروی از چهارچوبه‌های بسته‌ی قالبیک و ژانریک و بهره‌وری از رویکردهای فراقالبیک و فراژانریکو…در آثار ارائه شده در ژانر مرکزافزای این شماره از ابداع سجع طبیعی یا سجع نوین توسط عالیجناب آرش آذرپیک بهره برده شده است سجع طبیعی بر پایه و سرمایه‌ی دکلماسیون طبیعی زبان پارسی پیشنهاد شده است و ترکیبسازی‌های خنیامند پارسی آن نیز زیناوند این شیوه‌ی نوین سجع نویسی در تاریخ ادبیات ایران شده است که دیگر در آن از عربی زدگی و جملات طویل و تتابع اضافات روان‌فرسا که با طبیعت زبان پارسی بیگانه بوده‌اند شدیدا فاصله دارد اگرچه سجع نویسی به گونه‌ای جدی تا پیش از عریانیسم آخرین اثر ادبی که ارائه داده بود منشآت قائم مقاوم فراهانی بود که البته آن هم به صورت نثر تازی مبآبانه نوشته شده بود. سجع طبیعی رویکردیست برای احیای فاخرانگی و خنیاگرانگی زبان پارسی با حفظ طبیعت گفتار مسلکانه‌ی آن.</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Fri, 24 Jun 2022 17:15:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غزل ماکسی‌مال</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D8%BA%D8%B2%D9%84-%D9%85%D8%A7%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84-r6vc3f6oa6cb</link>
                <description>غزل ماکسی‌مال در جهان دیالکتیک، اصلی بنیادین است، که باور دارد هر چیزی ضد خود را از درونه ی خویش می زاید.بر بنیان همین اصل، غزل ماکسیمال به عنوان آخرین مانیفست جدی غزل در قرن ۱۳ خورشیدی، که در جنبش ادبی ۱۴۰۰ به صورت یک جریان با هواداران خاص خویش درآمد، از درونه ی غزل مینیمالی برآمده است که فرزند دهه ی هفتاد خورشیدی است.غزل ماکسیمال با پایه گذاری مغزمتفکر جنبش جهانی عریانیسم آرش آذرپیک، در قامت دلربای کتابی با نام (و آنگاه ، شیخ اشراق عاشق میشود) در سال ۱۳۹۹ خورشیدی پای بر عرصه ی شعر و شعور نهاد.از شاخه های مطرح غزل ماکسیمال می توان به :غزل کلمه گرا، غزل_ترجیع، غزل_ترکیب و غزل_منظومه اشارت کرد.اگرچه روح فراایدئولوژیک غزل ماکسیمال می تواند سبک ها و شیوه های تازه تر و بدیع تری نیز  بیافریند.غزل ماکسیمال، از لحاظ تعداد ابیات میتواند، با قصاید طویل خاقانی، سعدی، عنصری و فرخی هم پهلو شود.اما از لحاظ جهان درونی بی گمان می باید در تمامیت اثر روح عصیانگر اما لطیف غزل را نمود و تعین ببخشد.جهان درون_برونی و برون_درونی غزل ماکیسمال آغوشی باز با فراخنایی گسترده دارد ، برای باز_تجربگی فضاهای پیشینه در میدانی نوین و کشف افق های تازه در جولانگاهی که با جان و جهان و جامعه و هستی مواجهه ای دارد تغزلی به معنای وسیع کلمه....برخی غزلهای ماکسیمال آنچنان از لحاظ ابیات هم پرمایه هستند و هم پرتعداد که خود به تنهایی می توانند در شاکله ی کتابی خوش قامت روانه ی بازار چاپ و نشر شود که غزل مینیمال گل بت نامک با ۱۸۰ بیت یکی از همین غزل ماکسیمالهاست.#آرش_آذرپیک#آرش_آذرپیک_امپراطور_واژهای_جهان #اندیشکده_کلمه_گرایان_ایران #مکتب_اصالت_کلمه #مکتب_عریانیسم #شعر_۱۴۰۰_عریانیسم #جنبش_ادبی_۱۴۰۰_عریانیسم #شعر_سبز #شعر_زیست_محیطی #شعر_زیست#زیستن#زیست#غزلواژه_هنگامه_اهورا #بانوی_واژه_ها_شبنم_هاشمی_عریانیسم #امپراطور_واژه_های_جهان_آرش_آذرپیک #جنس_سوم_نیلوفر_مسیح#غزل_ماکسیمال#غزل_ماکسیمال_آخرین_مانیفست_غزل_قرن۱۳_#schoolprimary_of_Orianism#sect#Philosophical_school#primaryschool#ideology #old_fashioned_primary_school#ideology#ism#schoolprimary#school#Orianism#poetry #poet</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jun 2022 00:51:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرامتن، از ژانرهای ابداعی استاد آرش آذرپیک</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D8%B1%D8%B4-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D9%BE%DB%8C%DA%A9-nvfidlap5tya</link>
                <description>فرامتن &quot;خمیازه های تاریک&quot;در میان شهر خمیازه میشومخیابان ها در امتداد دندان هایم...کاش می‌شد لاجرعه شهر را سر بکشم!می‌دانم دل‌پیچه می‌شوم از این آلودگیمن آبستن روزهای تاریکماین شهر نفرین شدهدر حصار کوه هاغروب های نارنجی همچون آتش!زمستان را خمیازه میکشم در انتظار بهارخبر:به خواب زمستانی رفته بهار... پلک هایم خواب می‌روند،کاش شهر هم... زاغ ها.  تندیس‌های یخیسرد است!نبض زمین شماره میکند هذیان هایم را!من در افکار خود غریبه!چراغ ها چه تاریک، روشن می‌شوندشهر من همیشهتاریکو شاید نوریروزنه قلب عاشقی را به شوق معشوقشاید باز هم عشق تنها راه نجات است؟!اما...چرا مرا به باد فراموشی برده ای -&quot;عشق ؟&quot; -&quot;هیچ گرسنه شده ای&quot; -&quot;لقمه ای نان&quot; -&quot;گندم از نان  کوچ شد -&quot;جرعه ای آب...&quot; -&quot;و بغض کارگرها خشکاند، نمِ روی گونه ها را &quot;چند درجه تب چند درجه هق هق سجاده را باد به نیت نماز وحشت برد!فکر می‌کردم اینجا انتهای آفتاب  استزیر این طاقچه‌ی لبریز از خاطراتباد است که به در میزندتق تقخانه ها خالیآسمان در قاب پنجره حبسدر آواز جهان فرو می‌رومو این سکوت سهمگین نیچه‌‌ی درونم فریاد می‌زند:&quot;خدا مرده است!&quot;?گرگ و میش خاطرات را هر لحظه گرگ تر شهر خمیازه خ م  ی  ا  ز  ه -&quot;این درد؟!&quot; _&quot;میان زرد ترین گندم هادلم می‌ترکدیاس ها می‌رویندپرستوها زمزمه میشوند:یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِیَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِیَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ‏&quot; #ستی_سارا_سوشیان #مکتب_اصالت_کلمە #مکتب_عریانیسم#فرامتن#ستی_سارا_سوشیان #مکتب_اصالت_کلمە #مکتب_عریانیسم#جنبش_ادبی_فلسفی_۱۴۰۰_عریانیسم#جنبش_ادبی_۱۴۰۰_عریانیسم #امپراطور_واژه‌های_جهان #آرش_آذرپیک #اندیشکده_کلمه_گرایان_ایران#بانوی_واژه_ها_شبنم_هاشمی_عریانیسم</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Sun, 01 May 2022 16:39:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واژانه، تقدیم به عباس کیارستمی</title>
                <link>https://virgool.io/@setisara-sooshyan/%D9%88%D8%A7%DA%98%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C-aar5nlvrovt0</link>
                <description>##می‌آید زن  خیال⬜⬜می‌رودعمر  آبرو⬜⬜می‌ماندرنج  هیچ#ستی_سارا_سوشیان ***#واژانه_فعل_محور #مکتب_اصالت_کلمە #مکتب_عریانیسم#ستی_سارا_سوشیان #مکتب_اصالت_کلمە #مکتب_عریانیسم#جنبش_ادبی_فلسفی_۱۴۰۰_عریانیسم#جنبش_ادبی_۱۴۰۰_عریانیسم #امپراطور_واژه‌های_جهان #آرش_آذرپیک #اندیشکده_کلمه_گرایان_ایران#بانوی_واژه_ها_شبنم_هاشمی_عریانیسم</description>
                <category>سِتی سارا سوشیان</category>
                <author>سِتی سارا سوشیان</author>
                <pubDate>Mon, 25 Apr 2022 14:07:22 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>