<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های seyf sh</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@seyfs98</link>
        <description>من مسافرم ، مسافری که از مُردگی تا زندگی را سفر کرد تا بیابد اصل خویش و خدایش - تجربیات مرد مُرده، دلنوشته های یک بازگشته</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:49:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/206739/avatar/iTU19A.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>seyf sh</title>
            <link>https://virgool.io/@seyfs98</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فروتنی</title>
                <link>https://virgool.io/@seyfs98/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%86%DB%8C-antsrorlgzsb</link>
                <description>۳۶ ساله که با یک احساس دارم دست و پنجه نرم میکنم ، احساس نا کافی بودن ، احساس کم بودن برای اطرافیانم ، احساس طرد شدن ، احساس دوست داشته نشدن و دوست داشتنی نبودن ، ایده آل نبودن برای خودم و دیگران ، اینکه من چرا هر چقدر که تلاش میکنم باز هم انگار کمه و دیگران از دست من راضی نیستن ، پر از تایید طلبیم ، همه کارام و رفتارهای من از این نشات میگیره که دیگران چه فکری راجع به من میکنن و ... ، همه اینها یک چیز رو به من میگه اینکه چیزی توی وجودم و درونم کافی نیست ، احساس فروتنی ، فروتنی برای من یعنی اینکه من همین که هستم خوب و قشنگم ، من جایگاهی دارم و باید این جایگاه رو به عنوان انسان بپذیرم ، انسان جایز الخطا ست ، خوبی هایی داره و خطاهایی ، کمی ها و کاستی هایی داره و حُسن هایی ، چرا من اینقدر به خودم گیر میدم و احساس نا کافی بودن دارم ، شاید به خاطر یک سری تجربه ها توی کودکی باشه ، شاید به خاطر سرکوب های اجتماعی باشه و شاید خیلی چیز هایی دیگه ، اما مهم اینه که امروز اینها رو میدونم ، اینروزها گه گاهی به سراغم میاد و کمتر از قبل شده اما در هر صورت احساس فروتنی خیلی کمی دارم ، فروتنی یک احساس درونی است که به انسان احساس رضایت از خودش و آرامش میبخشه و باعث میشه دیگه دنبال مسائل بیرون از خودت نباشی ، پول بیشتر و لذت بیشتر و تفریح بیشتر تا حدی جواب میده آدمی که درونش خالی از این حس درونی باشه سخت میتونه زندگی خوبی داشته باشه و وای اگر بدونی این حس چی هست و نداشته باشیش ، زندگی رو خیلی تلخ میکنه.فروتن بودن خود عاشقیه،  عاشق خودت بودن و خودت رو همینجوری که هستی دوست داشتنه، چقدر من خودم رو کم دوست دارم ، چقدر خودمو کم میبینم، اما ی تصمیم گرفتم و اون هم اینه که دیگه برای رضایت کسی کاری نکنم، اگه هم کاری میکنم برای خودمه، به خودم عشق میدم، لذت دوست داشتن خودم و دیگران رو از خودم نمیگیرم، هرکی هم دوست داشت منو دوست بداره هرکی هم نخواست خوب نخواسته من چرا خودمو عذاب بدم ، چرا به خودم گیر بدم ، چرا خودمو کم ببینم ، من همینم ی کمپوت مخلوط از بدی ها و خوبی ها ، تا جایی که بتونم از بدی‌ها کم میکنم به خوبی هام اضافه میکنم ، اگه هم نشد که نشده چرا خودمو شلاق بزنم. دوستانی که این پست رو میخونن خوشحال میشم تجربه و نظرشون رو راجع به فروتنی برام کامنت کنن دوستتون دارم </description>
                <category>seyf sh</category>
                <author>seyf sh</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2024 02:39:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای دخترم</title>
                <link>https://virgool.io/@seyfs98/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D9%85-gfh5o3ksxair</link>
                <description>دخترم سلام ، چیزی که امروز و حالا مینویسم برآمده از احساسات پدرانه ایست که در دل نسبت به تو یگانه دخترم دارم .از روزی که برای اولین بار مادر زیبایت به من گفت که موجودی کوچک در بطن رحم دارد که من را روزی پدر صدا میکند بیصبرانه و مشتاقانه منتظر آمدنت شدم . نمیدانم ، اصلا نمیتوانم بفهمم که این چه حسی است که وقتی به مردی میگویند که دارد پدر می شود انگار تمام احساسات عالم وجود در او برانگیخته میشود و انگار آن مرد خوشبخت ترین انسان روی زمین می شود . چگونه است که موجودی کوچک ، با آن که هیچ تصوری نمیتوان از چهره ی او داشت یک دفعه میشود همه چیز آدم و تمام هدف زندگی مرد می شود خوشبخت کردن آن کوچولویی که شاید هنوز دست یا پا هم برایش تشکیل نشده ، اما این را بدان که هر اتفاقی افتاد و هر داستانی  که پشت این احساسات برآمده از دل یک خبر است ، تمام زندگی مرا عوض کرد ، زندگی که به گمانم هیچ هدف و ارزشی نداشت ، با شنیدن خبر در راه بودنت ارزش و هدف پیدا کرد  و روز به روز احساس خوشبختی را در من بیشتر کرد . وای از آن روزی که فهمیدم قرار است پدر دختری باشم ، نمیخواهم بگویم که دختر و پسر بودن فرزندم برایم فرق میکرد نه خدا می داند که هیچ فرقی برایم نداشت اما وقتی در سونوگرافی فهمیدم که جنسیت دختر داری بال درآوردم ، شاید برای اینکه همه میگویند دختر بابایی است و من هم دوست داشتم تو فقط برای من باشی . هر روز که میگذشت به عشق آمدنت سر بر روی شکم مادرت میگذاشتم و انتظار آمدنت را با جان و دلم میکشیدم ، شاید باورت نشود حتی یکبار یک ضربه هم به سر من زدی و آنجا بیشتر از قبل حست کردم . انتظار ، انتظار و انتظار ... بالاخره آمدی ، با هفت روز تاخیر نسبت به گفته دکتر ، پا در دنیایی گذاشتی که پدر و مادرت بیصبرانه منتظرت بودند، با دنیایی از عشق نسبت به تو  با آنکه تو را فقط از پشت دستگاه سونوگرافی دیده بودند . آمدی و شدی همه زندگی ما ، هر روز صبح که بیدار می شدم و از خانه بیرون  میرفتم به عشق دیدنت در پایان روز همه سختی های کار و زندگی را به جانم میخریدم تا دوباره بیایم و تو را در آغوشم بگیرم ، همه آن عشقی که یک پدر به فرزندش میتواند داشته باشد را هر روز نثارت میکردم و تو خوشحال از زندگی کم کم از ما آموختی ، حرف زدن ، راه رفتن  ، تعجب کردن ، خندیدن ، عشق ورزیدن ، بوسیدن ، ناز کردن ، و حتی کارهای بدی مثل  قهر کردن ، عصبانی شدن  و لجبازی کردن و دعوا  کردن را ، اما یک چیز را میدانی ، دوست دارم بهترین چیزی که از من یاد میگیری آزادی باشد ، دوست دارم مانند اسمت رها و آزاد زندگی کنی ، اما نه بی بند و بار ، اصول و قاعده داشته باشی اما نه دست و پا گیر و محدود ، برایت آرزوهای زیادی دارم اما همه این آرزو ها به تلاش من و صد البته خودت بستگی دارد ، دوست ندارم که محدودت کنم و بگویم که حتما باید حرف من و خواسته من را اجرا کنی اصلا ، تو حق انتخاب داری یعنی این حق را از اول داشته ای از لحظه ای که به دنیا آمدی داشته ای ، من فقط دوست دارم به دنبال خواسته ات باشی ، تو بچه ی با استعدادی هستی با روابط عمومی قوی و اعتماد به نفس بالا فقط کافی است یاد بگیری چگونه از این همه مزیت برای رسیدن به خواسته ات تلاش کنی ، تو فقط تلاش کن و پدر مانند کوه پشت تو است ، اشتباهی هم اگر کردی فدای سرت ناراحت و غمگین نباشی ، زمین خوردی دست پدر را بگیر و بلند شو ، بلند شو و دوباره آغاز کن ، نمیدانم روزی که تو به تمام خواسته هایت میرسی من هم شاهد آن روز هستم یا خیر ، کنارت هستم یا خیر اما میخواهم این را بدانی که هرزمان که فکر کردی پشتیبانی نداری دقیقا همان موقع بزرگترین و قوی ترین پشتیبان را داری و آن خداوندی است که خودت هر جوری که خودت درکش میکنی با توست ، این را همیشه برای خودت تاکید کن که خداوند در همه لحظات زندگیت کنار توست و فقط کافی است که تو او را صدا کنی و از او درخواست کمک کنی ، هیچ وقت از درخواست کمک کردن نترس مخصوصا از خداوند ، قطعا کمک خواهی گرفت . در زندگی ات خواست خدا را در راس همه کارهایت قرار بده چرا که اراده او قوی تر است و قطعا بهترین ها را برایت میخواهد حتی بهتر از پدر و مادرت ، عشقی که از طرف من و مادرت میگیری خرج کن برای دیگران ، به دیگران عشق بورز ، با کسی که از تو ضعیف تر است با محبت باش ، واز کسی که از تو قوی تر است یاد بگیر ، حسادت ،  دروغ و قضاوت را از زندگی ات حذف کن تا آرامش داشته باشی ، خودت را با خودت مقایسه کن نه با دیگران و از هیچکس توقع کاری را نداشته باش . در زندگی سعی کن همیشه روشن بین و واقع بین باشی با امید به فردای بهتر ، عاشقانه زندگی کن و عاشق عاشقی کردن باش . عاشقانه دوستت دارم از طرف پدری که تو همه زندگیش هستی</description>
                <category>seyf sh</category>
                <author>seyf sh</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jun 2020 00:07:30 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>