<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سید یاسین پیام</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@seyyedyasin</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-01 10:31:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1833810/avatar/fzKjiq.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سید یاسین پیام</title>
            <link>https://virgool.io/@seyyedyasin</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقد فصل دوم دیو و ماه پیشونی</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%DB%8C-zv2txrmua6nc</link>
                <description>پیش‌درآمدحسین قناعت، کارگردان باسابقه‌ی آثار کودک و نوجوان، پس از تجربه‌ی فصل اول «دیو و ماه پیشونی» در فیلیمو، با فصل دوم این مجموعه در نماوا بازگشته است. سریالی که با وجود ضعف‌هایی ساختاری، توانسته با ترکیب افسانه‌های ایرانی و ژانر ماجراجویی فانتزی، بخشی از مخاطب کودک را جذب کند. این یادداشت به تحلیل فصل دوم با تمرکز بر روایت، شخصیت‌پردازی، جنبه‌های فنی و پیام‌های فرهنگی می‌پردازد.حسین قناعت-کارگردانخلاصه داستانفصل دوم، ۹ سال پس از حوادث فصل اول آغاز می‌شود. ماه پیشونی(شهربانو) و ارژنگ دارای دختری به نام گردآفرید هستند. آفت، آنتاگونیست اصلی فصل اول، از زندان سرزمین افسانه‌ها فرار کرده و گردآفرید را می‌دزدد تا با گرو گذاشتن او، شیشه عمرش را بازیابد. ماه پیشونی، ارژنگ و الفت برای نجات کودک، راهی سرزمین قصه‌ها می‌شوند. در این مسیر با چالش‌هایی رو‌به‌رو می‌شوند که روایت داستان را شکل می‌دهد.دکور، صحنه، گریم و لباس ها جهش کرده اندساختار رواییسریال از ساختار فانتزی موزیکال فصل اول فاصله گرفته و وارد قلمرو ماجراجویی داستانی شده است. رویدادها در قالب آرک‌های داستانی روایت می‌شوند و داستانک‌هایی به آن افزوده شده‌اند تا از یکنواختی جلوگیری شود. این ساختار به‌طور کلی پویا و کودک‌پسند است، اما برخی آرک‌ها نظیر «قلعه فلکی» دچار ضعف در منطق داستانی‌اند. مکانیسم جادویی دنیای داستان نیز تعریف روشنی ندارد و باعث اخلال در باورپذیری روایت شده است.برای مثال، قدرت‌های جادویی دیوها نامشخص و بعضاً بدون منطق روایی هستند. ماه پیشونی با توانایی ذهن‌خوانی هیچ‌گاه از آن استفاده مؤثری نمی‌کند و آفت با قدرت‌های گسترده‌اش نمی‌تواند از دو دیو ساده عبور کند. در آثار فانتزی موفق، چنین مواردی با «سیستم جادویی منسجم» حل می‌شوند که در اینجا جای خالی آن احساس می‌شود.آفت(آنتاگونیست اصلی) با قدرت های متنوع جادوییشخصیت‌پردازیشخصیت‌ها در این فصل به‌مراتب بهتر پردازش شده‌اند، به‌ویژه شخصیت‌های منفی که با انگیزه‌هایی ملموس‌تر ظاهر می‌شوند. با این حال، تیپ‌سازی شخصیت‌ها گاهی بیش از حد کلیشه‌ای است. از نظر نگارنده شخصیت‌ها به چند دسته تقسیم می‌شوند:زنان مستقل: شخصیت‌هایی با روحیه‌ی مبارز و بی‌نیاز از حمایت مردانه، که در تقابل با الگوهای سنتی زن ظاهر می‌شوند.روشنفکران: حاملان پیام‌هایی چون آزادی‌های لیبرال، برابری جنسیتی و دانش‌دوستی.عاشق‌پیشه‌ها: اغلب شخصیت‌های فرعی که هویت‌شان در دلبستگی عاشقانه به یک شخصیت دیگر خلاصه می‌شود.پهلوانان: الهام‌گرفته از اسطوره‌های ایرانی مانند رستم و سمک عیار، که در قالب نیروی خیر ایفای نقش می‌کنند.با این‌حال، ضعف‌هایی چون تضاد خاستگاه فرهنگی (مثل روستای دزدان دریایی با ظاهری اروپایی در یک بستر ایرانی) باعث اختلال در هویت‌سازی فرهنگی داستان می‌شود.پَشار و سودابه، شاه و ملکه دیوهای روستای استخربازیگریعملکرد بازیگران در فصل دوم پیشرفت محسوسی داشته است. بازیگران اصلی، نقش‌های خود را با زبان بدن و گفتار مناسب برای مخاطب کودک اجرا کرده‌اند. بازیگران کوتاه‌قامت نیز نسبت به فصل قبل از حالت تصنعی خارج شده‌اند و به عناصر بامزه بدل شده‌اند. در کل، ترکیب بازیگران حرفه‌ای و تازه‌وارد به انسجام نسبی اجراها کمک کرده است.مهدی سلطانی در نقش رستم دستانطراحی صحنه، لباس و گریمدکورها در این فصل غنی‌تر و هماهنگ‌تر با فضاهای داستانی طراحی شده‌اند. اما طراحی گریم به‌ویژه در شخصیت‌های زن، دچار اغراق و دوری از هویت بومی است. چهره‌های اروپایی، آرایش‌های افراطی و ویژگی‌هایی چون ناخن کاشته، با فضای قصه‌های ایرانی ناهمخوان‌اند و باعث لطمه به پیوست فرهنگی داستان می‌شوند.جلوه‌های ویژهاستفاده از تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی به‌جای لانگ‌شات‌های گران‌قیمت یک نوآوری اقتصادی قابل قبول است، اما نبود آرت‌استایل مشخص موجب ناهماهنگی‌های تصویری شده است. از قلعه قرون وسطایی با صلیب به عنوان لانگ شات یک قلعه ایرانی تا نماهایی مشابه هاگوارتز در تیتراژ پایانی، همه نشان از بی‌پیوستگی تصویری دارند. استفاده بیش‌ازحد از این جلوه‌ها بدون هماهنگی با روایت، باعث ضعف در تجربه بصری می‌شود.پیام‌های اخلاقیاز نکات مثبت سریال، گنجاندن پیام‌هایی چون خانواده‌دوستی، احترام به کتاب و فرهنگ پهلوانی در بطن داستان است. اما این پیام‌ها گاهی تحت‌الشعاع پیام‌های سطحی و نامتوازن مدرن قرار می‌گیرند. رویکرد انتخابی در دفاع از زبان فارسی، در تقابل با عربی پررنگ است اما در برابر انگلیسی، جدی گرفته نمی‌شود. از این رو واژه‌های عربی به خوبی جایگزین می‌شوند اما از جایگزین‌های رایج برخی کلمات انگلیسی پرتکرار استفاده نمی‌شود. همچنین نمایش روابط زن و مرد در قالب قرارهای عاشقانه گاهی به‌گونه‌ای است که از درک کودک فراتر می‌رود یا ناهماهنگ با فضای تربیتی ایرانی تلقی می‌شود.رگه‌های فمینیسم موج دوم و نقد فرهنگیسریال تلاش دارد مساوات همه جانبه زنان و مردان را به مخاطب ثابت کند و با واکنش‌های تند به زن سنتی ایرانی او را نادرست جلوه بدهد. اما نادیده گرفتن نقش‌های سنتی مثبت زنان (مادری، مدیریت خانواده، صاحبان حکمت) و تاکید بیش‌ازحد بر الگوهای نادر مثل گردآفرید، تنها زن جنگجو در شاهنامه یا رفتارهایی چون شکست دادن مردان در مبارزه تن به تن غیرضروری، موتورسواری با لباس پسرانه، و دستکاری روایت‌های داستان‌های کلاسیک ایرانی(خاله سوسکه، دیو و ماه‌پیشونی، 40 دزد بغداد)، اثر را از تعادل خارج می‌کند. ما در این اثر ردپای حکمت زنانه را نمی‌بینیم بلکه با زنان دمدمی مزاج، رقابت‌جو و بی‌پروا مواجه هستیم. افراط در برابری خواهی باعث آسیب به هویت زنانه شده است.صحنه «تمام زنانه» تعقیب و گریز آفت با اسب و موتورهمچنین حضور فراوان بازیگران کوتاه‌قامت و توان‌یابب بدون ضرورت داستانی، در برخی موارد به‌جای کمک به تنوع، انسجام روایی و ایفای نقش ها را خدشه‌دار کرده است.در برخورد با عناصر دینی نیز، داستان به‌جای مواجهه واقع‌گرایانه، برخی مؤلفه‌های فرهنگی اسلامی را به حاشیه برده یا حذف کرده است. القای تضاد میان هویت ایران باستان و ایران اسلامی، که در واقع ترکیبی جدایی‌ناپذیر است، در سریال به‌درستی بازنمایی نمی‌شود. مواردی مثل بیان مکرر شروط ضمن عقد در سریال یا مقابله با عناصر اسلامی ازدواج مثل مهریه و اذن پدر برای دختر به عنوان رفتار مورد تشویق شخصیت‌های مثبت مواردی هستند که از فهم مخاطب کودک و نوجوان فراتر رفته و صرفا هنجارسازی می‌کنند.جمع‌بندی«دیو و ماه پیشونی ۲» تلاشی قابل تحسین در تولید سریال کودک ایرانی با عناصر فانتزی و افسانه‌ای است. نقاط قوتی چون طراحی صحنه، پیام‌های اخلاقی مثبت، و تلاش برای ساختن قصه‌ای چندلایه در آن دیده می‌شود. اما اشکالاتی در انسجام روایت، منطق جادویی، گریم‌ها، و القای غیرمتعادل مفاهیم مدرن باعث شده که اثر به‌جای تأثیرگذاری گسترده، به اثری بحث‌برانگیز و گاه متناقض بدل شود. اگر سازندگان با نگاه باز و بدون تعصب به نقدها توجه کنند، این مجموعه می‌تواند پایه‌گذار موج جدیدی از سریال‌های فانتزی کودکانه در ایران باشد.برای رعایت اختصار ویرگول، خیلی از موارد خلاصه شدن. اگر سوالی، نظری، نکته ای داشتید همین پایین بنویسید.</description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Sun, 11 May 2025 23:36:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای امید مرثیه نخوانید!</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AB%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-vx8khxvanlwr</link>
                <description>فرض کنید...فرض کنید در این سال ها کودک، نوجوان یا جوان بودیم:598 شمسی: حمله مغول به پادشاهی خوارزمشاهی1101 شمسی: سقوط صفویه و تصرف اصفهان به دست محمود افغان1206 شمسی: شکست ایران در جنگ دوم ایران و روس و امضای عهدنامه ترکمانچای1296 تا 1322 شمسی: ایران در اشغال کشورهای درگیر جنگ جهانی و درگیر بزرگترین قحطی ثبت شده در تاریخ خود.فکر کنید در این دوران ها در خانواده ای کشاورز، صنعتگر، تاجر یا حتی نظامی و درباری بودیم. به نظر شما چه افقی برای آینده خودمان متصور بودیم. با امید به زندگی حدود 40 سال اصلا چه هدفی برای زندگی می توانستیم داشته باشیم؟ آیا زمان و مکانی بدتر هم برای به دنیا آمدن و زندگی کردن پیدا می شد؟حالا بیایید به این عبارت ها فکر کنیم:اگر در 1945،در ژاپن یا در آلمان متولد می شدیم، در دهه 90 میلادی که شکوفایی اقتصادی ژاپن و آلمان بود حدود چهل و اندی سال داشتیم. به عبارتی جوانی ما در جنگ سرد و مصیبت های یک کشور درب و داغون می گذشت اما به همت ما این کشور نه تنها از نظر اقتصادی شکوفا می شد بلکه به یکی از قدرتمندترین اقتصادهای جهان هم مبدل می شد.هیروشما بعد از بمباران اتمی آمریکامگر امروز چه فرقی دارد؟هرجای شبکه های اجتماعی یا جمع های جوانان را نگاه کنید پر از حرف های ناامیدانه است. حرف هایی مثل اینجا به درد نمی خورد یا دیگر نمی شود زندگی کرد. من با آمار و ارقام جهانی معتقدم ایران ظرفیت های بسیار زیادی برای رشد و شکوفایی دارد؛ اما با این فرض که حرف دیگران هم درست باشد مگر امروز چه فرقی با آن تاریخ ها دارد؟ یا ایران مثل آلمان 1945 به اشغال درآمده و تجزیه شده و در اثر یک جنگ ویرانگر با تلفات جانی و مالی هنگفت به زمین خورده؟ آیا مثل زمان مغول خاک کشور به توبره کشیده شده و ناموس ایرانی به تاراج رفته؟ آیا مثل ژاپن 1945 پس از محاصره ای که در آن فلز قاشق و چنگال منزل مردم هم برای تولید سلاح ذوب شد با برخورد 2 بمب اتم به زانو درآمده؟هیروشیمای امروزیایران امروز با تمامی مشکلاتی که دارد از نظر زیرساخت ها بسیار رشد کرده و در رده کشورهای پیشرفته جهان قرار دارد. صنایع مادر مثل نفت، پتروشیمی، فولاد، معادن، صنایع پیشرفته مثل هوافضا، نانو، داروسازی، پزشکی، نرم افزار و ... همگی در وضعیت رقابتی قرار دارد. چرا جوان ما در سال 2025 باید خودش را از جوان 1945 آلمانی بدبخت تر احساس کند؟رویا خریدنی نیست، ساختنی است !در همه گفته های افراد موفق، رهبران موفق سازمان ها و حتی رهبران اثرگذار سیاسی و اجتماعی چه در تاریخ گذشته و چه در تاریخ معاصر یک اشتراک واضح وجود دارد: رویا خریدنی نیست، ساختنی است.برای ساختن رویا باید بمانیم، رنج بکشیم و بسازیم. به نظر من کسانی که دنبال خرید رویا هستند بزدل یا نادان هستند. یا از رنج ساختن می ترسند از اصلا نمی دانند که رویا ساختنی است نه خریدنی. در دنیایی که برای رشد باید زحمت کشید و برای آبادانی باید از پایه ساخت، در دنیایی که هر آجری که ما برای پیشرفت می گذاریم زندگی هزاران بلکه میلیون انسان را تحت تاثیر قرار می دهد، لطفا برای امید مرثیه‌ نخوانید. </description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Tue, 25 Mar 2025 18:43:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نابودی اسرائیل در 5 سال به کجا رسید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-5-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF-c7cwq0yzjvzp</link>
                <description>این نوشته، یک به روز رسانی برای یک یادداشت پایه است که در سال 1401 منتشر شده و متن آن از طریق این لینک قابل مطالعه است.-----------------------------------------------------------------------اول؛ معنی کلمات استفاده شده در تحلیل ثابت و محکم است. نابودی به معنای تجزیه، تضعیف، ادغام و تغییر رژیم سیاسی نیست بلکه منظور محو کامل ساختار سیاسی و اهدافی است که آن ساختار در خدمت آن بوده است. پس منظور ما پیروزی در یک نبرد یا شکست در یک محور نیست.دوم؛ بخش مهمی از پایه های نوشته بر بحران های سیاسی-اجتماعی و قدرت روزافزون مقاومت بنا شده بود. این یادداشت 9 ماه قبل از شروع عملیات طوفان الاقصی در 7 اکتبر منتشر شده بود و در آن اشاره شده بود که با توجه به تنگ شدن حلقه مقاومت احتمال درگیری نظامی شدید بسیار بالاست. علیرغم این که ابتکار عملیات طوفان الاقصی به دست مقاومت فلسطین بود، این اسرائیل بود که علیرغم فشار بسیار بالای داخلی و خارجی عقب نشینی نکرد و جنگ را حتی پس از آتش بس نصفه و نیمه با جنایات جنگی و نسل کشی ادامه داد. علت این امر 3 دلیل آشکار است:     1. بلافاصله دولت مستقر با ایجاد کابینه جنگی بسیاری از قوانین عادی را دور زد و با دخل و تصرف در ساختار سیاسی، نظامی و امنیتی یک حلقه بسته قدرت برای خود ایجاد کرد. تداوم شرایط جنگی به دولت مستقر فرصت بیشتری برای تحکیم موقعیت خود بدون نگرانی از دادرسی داده است.    2. فرار پاسخگویی به بهانه شرایط جنگی درحالی به رویه فعلی تبدیل شده است که هفته هاست تظاهرات چندین هزار نفری مخالفت مردم با اقدامات دولت را نشان می دهد. از طرفی موجی از استعفای مقامات عالی رتبه دولتی جایگاه نخست وزیر را به نحوی متزلزل کرده است که به محض پایان جنگ احتمال دستگیری او می رود.نفرت بخش قابل توجهی از مردم از نخست وزیر    3.  با از بین رفتن کریدور جایگزین ایران در راه ابریشم و آسیب جدی زیرساخت های اقتصادی اسرائیل پس از 7 اکتبر و قرار گرفتن موضع متهم در مجامع بین المللی اولین بار در طی 8 دهه اخیر تاجایی که حکم بازداشت برای نخست وزیر آن توسط دیوان بین المللی لاهه صادر شده، تنها راه باقی ماندن در بازی، جلوگیری از پیروزی مقاومت است. تنها راهبرد فعلی اسرائیل برای این کار هدف قرار دادن زیرساخت های محور مقاومت با هدف خریدن زمان برای خود و خارج کردن رقبا از گردونه رقابت است.صحنه تکراری اعتراضات مردم در تل آویوسوم؛ آیا با وارد شدن تلفات قابل توجه به فرماندهان مقاومت و سقوط دولت اسد در سوریه، اسرائیل پیروز چیزی شده است؟ بگذارید خود اسرائیل به این سوال جواب بدهد. چرا بلافاصله پس از سقوط اسد و تشکیل دولت جولانی اسرائل کلیه زیرساخت های دفاعی سوریه را نابود کرد و با ورود نظامی به قنیطره یک محدوده حائل عاری از سلاح ایجاد کرد؟ جز از ترس غلبه مقاومت بر دولت موقت سوریه و جز برای محافظت از خود در برابر کلیه سناریوهای احتمالی در سوریه؟ آیا پیروز میدان در باید نگران امنیت خود باشد؟چرا با وجود ترور فرماندهان ارشد حزب الله و حائل شدن ارتش لبنان در مرزهای اسرائیل، کماکان ارتش صهیونیست حاضر به ترک جنوب لبنان نیست و به بمباران و ترور ادامه می دهد؟ آیا جز به خاطر نگرانی از پایگاه های زیرزمینی حزب الله و آمادگی نیروی انسانی است؟چرا علیرغم آتش بس و شروع تبادل اسرا اسرائیل با رها کردن آن و حمله مجدد به باریکه غزه و اصرار بر نسل کشی تلاش دارد به معنای واقعی کلمه خاک غزه را به توبره بکشد؟ آیا مردم به شهرک های شمالی و جنوبی بازگشته اند؟ آیا امنیت در مرزهای جنوبی برقرار است یا نمایش قدرت حماس در تبادل اسرا تحلیل های نظامی از توان حماس را تغییر داده است؟سلامت افراد و تجهیزات پس از 400 روز بمبارانبوسه اسرا بر سر نیروهای حماسچهارم؛ در انتهای  نوشته قبلی نوشته بودم:&quot;از این رو ممکن است به عنوان آخرین اقدام یک تهاجم گسترده نظامی برای تغییر میدان به نفع استکبار در دستور کار این رژیم قرار بگیرد. با این حساب امیدواریم این رژیم ظرف 5 سال آینده به پایان خود برسد. هرچند محتمل است که این پایان انتحاری و همراه با خون ریزی باشد.&quot;باید بدانیم که تنش زایی برای اسرائیل یک کارکرد مهم دارد: ارائه تصویر حق به جانب برای مشروعیت بخشی به وحشی گری هایش. اسرائیل در ضعیف ترین موقعیت سیاسی و اجتماعی خود در سیاست بین الملل قرار دارد. در چنین شرایطی سیاست ورزی و روابط آشکار و پنهان دیگر نمی تواند ضامن رسیدن به اهداف باشد. در شرایطی که این جانور زخم خورده، سریع ترین راه برای فرار از خطرمرگ و مهلکه یک حمله پرقدرت به دشمن برای راندن اوست. جمع بندی:ساختار کلی تحلیل قبلی همچنان پا برجاست و اسرائیل بیشتر از همیشه در طی 8 دهه بعد از روز نکبت در آستانه فروپاشی قرار دارد و شواهد جهانی گواه این ماجراست. اما این فروپاشی پرهزینه خواهد بود. نه ج.ا نه هیچ یک از کسانی که برای این فروپاشی تلاش می کنند نباید به خاطر این هزینه ها کوتاه بیایند. به یاد داشته باشیم درمان سرطان پرهزینه و همراه با درد و رنج است.</description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Mon, 24 Mar 2025 01:18:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نابودی اسرائیل در کم تر از ۵ سال!</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%85-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DB%B5-%D8%B3%D8%A7%D9%84-h9ifx43r6m3k</link>
                <description>این یادداشت در دهه فجر سال ۱۴۰۱ برای یک جشنواره نوشته و ارسال شده. الحمدلله...مساله نابودی رژِیم صهیونیستی از این جهت پدیده ویژه ای است که نمی توان آن را با نابودی سایر ملل و کشورها به راحتی تطبیق داد. کشورها در دوران مدرن عمدتا محو نمی شوند، بلکه با تغییر ساختار از نو زاییده می شوند. مثال اتحاد جماهیر شوروی با تجزیه مواجه شد اما بسیاری از خطوط اصلی آن توسط روسیه احیا شد. در برابر تجزیه ممکن است گاهی ملت ها با ادغام، یک کشور جدید را شکل بدهند. مثل آلمان که در دو سده اخیر 3 بار ادغام و تجزیه را تجربه کرده است. اما مراد ما از نابودی رژیم صهیونیستی محو شدن آن به شکل کامل است؛ به نحوی که آرمان و خطوط کلی آن به صورت یک کشور جدید یا بخشی از یک کشور وجود نداشته باشد. در این صورت ما نمی توانیم نابودی این رژیم را با شاخص های رایج مانند ساختار اقتصادی، قدرت نظامی و کلان مساله های اجتماعی مانند نرخ رشد جمعیت، نرخ تولید بررسی و پیش بینی کنیم؛ چراکه اولا بارها دیده شده کشورها و ملت ها توانسته اند بر این بحران ها حتی در حادترین شکل آن غلبه کنند و ثانیا بر فرض اثر گذاری آن، معلوم نیست رژیم صهیونیستی که شاه مهره استکبار جهانی است به شکلی دیگر نوزایی نکند. به همین علت در این پیش بینی، عنصر اصلی مورد بررسی برای امحای این رژیم هویت است. یک کشور از لایه های متعدد مادی و معنوی تشکیل شده، اما شالوده اصلی آن هویت مشترک است که محملی برای تولید و رشد آرمان ها افکار و به تبع آن فرهنگ مشترک است.هویت همان چیزی است که ما و دیگری را تعریف می کند. بسیاری از شاخص های اصلی رژیم صهیونیستی مانند روند توفیقات نظامی، روند رشد جمعیت، روند ورود مهاجران به کشور، سرانه جمعیت در هر کیلومتر مربع رو به وخامت گذاشته اما کماکان در منطقه بحرانی قرار ندارد. به عبارت دیگر قوام ساختاری این رژیم پا برجاست. اما در سوی دیگر هویت در این رژیم بسیار آسیب دیده است. بحران 4 ساله سیاسی در تشکیل دولت نشان از اختلاف نظر شدید مردم و سیاستمداران است. این بحران علیرغم تشکیل کابینه هنوز پایان نیافته و حضور ده ها هزار نفر از معترضین در خیابان ها گواه این اختلاف است. محور این اختلاف هم قابل تامل است. مساله توسعه ارضی یا توسعه زیرساختی است. این دوگانه یک بازی دو سر باخت است. هویت عنصر اصلی تاب آوری در برابر فشارها است. عدم استقبال از این رژیم در جام جهانی، اعتراضات داخلی، فشار مقاومت از داخل از طریق عملیات های شهادت طلبانه نشان می دهد این تاب آوری به شدت کاهش یافته است. حضور گسترده ایران در سوریه، حزب الله در لبنان، حماس در غزه، مقاومت در کرانه باختری از طرفی و ضعف آمریکا در منطقه، از دست رفتن دولت همراه در مصر و سرعت پایین پروژه عادی سازی موجودیت این رژیم را تهدید می کند. با روند فعلی اقتصاد جهانی که عنصر تعیین کننده در میزان حمایت خارجی از این کشور است، بحران انرژی در اروپا که اعمال رژیم صهیونیستی نتوانست نقشی در کاهش آن ایفا کند و فشار فزاینده مقاومت در مرزها و داخل این رژیم، حمایت ها از این رژیم به کم ترین میزان خود در تاریخ موجودیت خود رسیده است. از این رو ممکن است به عنوان آخرین اقدام یک تهاجم گسترده نظامی برای تغییر میدان به نفع استکبار در دستور کار این رژیم قرار بگیرد. با این حساب امیدواریم این رژیم ظرف 5 سال آینده به پایان خود برسد. هرچند محتمل است که این پایان انتحاری و همراه با خون ریزی باشد. </description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Sat, 07 Oct 2023 23:41:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علی آقا! گفت و گو همینجاست(نسخه پرسش و پاسخ)</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D9%82%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-lsjcfkozskbw</link>
                <description>بعد از انتشار یک نوشته به بهانه گفت و گو با کاربری در همین صفحه، پرسش و پاسخی در بخش نظرات رد و بدل شد که به نظر من ارزش باز نشر جهت سادگی در دسترسی و صدالبته گفت و گوی بیشتر رو دارد متن نوشته رو از اینجا ملاحظه کنید.علی آقا! گفت و گو همین جاست&#039;گفت و گو برای جویندگان حقیقت یک نعمت است4  ماه بعد از انتشار نوشته اصلی، کابر مخاطب یعنی علی آقا طی یک نظر نسبتا مفصل به یادداشت بنده پاسخ هایی دادن و نظرات جدیدی رو هم بیان کردن که در ادامه مطالعه می کنید:متاسفانه کمی دیر متوجه این نظر شدم...۱- نقطه پذیرش شکست سیاست اجبار حجاب و تجدیدنظر در آن توسط شما دقیقا کجاست؟ «دقیقا» کجا؟ کشور چقدر هزینه برای این برداشت خاص شما از مذهب بدهد از کشور و ملت می‌کشید بیرون و می‌روید سراغ مسائل مهمتر؟ شنیدم که سرکار رادن گفته از دوربین برای شناسایی زنان بدحجاب استفاده خواهیم کرد. یادم افتاد چند سال پیش منزل ما را دزد زد و پلیس نه انگشت‌نگاری کرد، نه از فیلم دوربین کمک گرفت و نه حتی فیلم دوربین مداربسته منزل خودمان را که برایش فرستادیم مورد استفاده قرار داد.ماهانه خدا تومن پول مالیات از حساب کارمندی چون من کسر می‌شود اما یکبار که نیازمند حمایت و اقدام قانون و پلیس بودیم، هیچ!۲- یک سری حرفها گفتنشان باعث بی‌اعتباری نزد اهل تفکر می‌شود. مثل چه حرفی؟ مثل همین حرفی که تو دهن شماها گذاشتن که هی تکرار می‌کنید در فلان کشور اروپایی هم حد پوشش وجود دارد، یا در فلان دانشگاه آمریکا هم چنان بخشنامه‌ای وجود دارد. اینها ممکن است ساده‌دلانی چون خود شما و B Dehghani و... را متقاعد کند اما از نظر ما قیاس مع‌الفارق است. دقیقا مثل آن است که یکی را برای جرم ارتداد اعدام کنی و در مقام پاسخ بگویی در آمریکا هم متجاوزین به عنف و قاتلین سریالی را اعدام میکنند!این کجا و آن کجا؟؟؟۳- در آیات قرآن در مورد حجاب، از واژه مومنان و مومنات استفاده شده است. مومن متفاوت از مسلمان است. حتی در این آیه { يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَآءِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ يُدۡنِينَ عَلَيۡهِنَّ مِن جَلَٰبِيبِهِنَّۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن يُعۡرَفۡنَ فَلَا يُؤۡذَيۡنَۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا } خدا صراحتا زنان و دختران پیامبر و زنانِ مومنان را امر به پوشش کرده و حتی به دختران مومنان هم نگفته حجاب داشته باشند. حتی به زنان مسلمان هم نگفته حجاب داشته باشند. حتی به همه زنان نگفته پوشش داشته باشند. طبق روایات متعدد اطلاع داریم که در زمان پیامبر و ائمه کنیزان نه تنها حجاب نداشتند بلکه داشتن حجاب برای آنها ممنوع بوده. شما بگو، یک کنیز جوان و زیبا چرا نباید حجاب داشته باشد؟ دل کسی قرار نبوده برای او برود؟! باعث فحشا نمی‌شده؟ عرش خدا از بی‌حجابی او به لرزه نمی‌افتاده؟۴- این دین برای اعراب بوده است. صراحتا در قرآن اعلام شده که برای هر قومی به زبان خودش پیامبر فرستادیم. صاحبان این دین کسان دیگری هستند. خدا به زبان همانها با آنها سخن گفته. آورندگان این دین اجداد همین اعراب فعلی بوده‌اند و حالا از بین همه این کشورها، ایران پرچمدار حجاب اجباری شده!!! کمی فکر کنید.۵- کمی فکر کنید.4 ماه بعد از انتشار این نظر، به صورت اتفاقی اون رو دیدم و پاسخی هایی رو هم متناظر با 5 بند بالا نوشتم که در ادامه مشاهده می کنید:1- در متن اصلی نوشته بودم: «فردای براندازی» اما برای این مساله در بخش نظرات می گویم نقطه پذیرش شکست اجبار حجاب برای شخص بنده «هرگز» هست اما تجدید نظر در پیاده سازی آن:«همین امروز!». البته واضح هست که بنده متولی این حوزه نیستم و فقط درحال بیان نظراتم هستم.تقریبا هیچ یک از هزینه های کشور به معنای «آسیب» ارتباطی به مساله حجاب ندارد. اصل مساله مذهبی که برای کشور هزینه داشته «استکبارستیزی» هست. بیان دیگر این که در همه جای دنیا وقتی ملتی یا کشوری دشمن دارد، نبرد و هزینه جزوی از دشمنی هست. مثال های جهانی از آمریکا و ناتو و روسیه و اوکراین و عربستان گرفته تا گابن و نیجر و کوبا هم که زیاد هست. اما واقعیت این هست که قرائت از مذهب در «قانون اساسی» وجود دارد. به عبارت بهتر باید مشخص شود که محل اعتراض کجاست؟ قانون اساسی یا تفسیر قانون اساسی؟ تفسیر قانون اساسی قابل تغییر هست اما تغییر قانون اساسی بسیار سخت و پیچیده است و نیازمند اکثریت حقیقی دارد و با خربزه نویسی قابل رفع و رجوع نیست.نانوایی سر کوچه ما کم فروشی می کند به 5 دستگاه دولتی برای پیگیری و اعتراض زندگ زدم ولی جوابی نگرفتم. این یعنی در ماتریکس هستیم؟ این یعنی نفی وجود خدا و مذهب؟! به نظرم این یعنی بی کفایتی کارمندی که حق من را پیگیری نکرده. ولی ارتباط این بی کفایتی های روزمره(که در برابر آن موارد ایثار و بزرگ منشی زیادی هم وجود دارد) رو به اعتراض به اصل و اساس یک کشور رو متوجه نمی شم.شکایت من از 9 اردیبهشت بدون پیگیری موندهبگذریم که رادان اگر یک حرف راجع به برخورد با تخلف انتظامی حجاب گفته، کلی کار هم برای برخورد با سایر مسائل انتظامی انجام میده. البته من از رسانه های خبری نقل می کنم و قضاوت تخصصی رو به اهل فن می سپارم. به عبارتی مسائل انتظامی یا سیاسی کشور در گرو مساله اجتماعی حجاب نیست.2- مساله مثال قانون پوشش قیاس هست اما مع الفارق نیست. قانون میوه یک جهان بینی هست( از مونتسکیو تا ملاصدرا در این مورد اتفاق نظر دارند) جهان بینی معترضین به حجاب گُنگ و مبهم هست. اگر بر مبنای لیبرال دموکراسی(یا هر نحله غالب فسلفی لیبرالی) هست، میوه درخت لیبرال دموکراسی در غرب پوشش را محدود کرده. اتفاقا قیاس لیبرال دموکراسی و مذهب شیعه قیاس مع الفارق هست. شما برای رد حجاب اجباری در کشوری که قانون اساسی آن بر مذهب شیعه تکیه کرده یا باید عالم شیعی باشید و قرائت دیگران رو از مذهب رد کنید یا باید عالم یک جهان بینی دیگر باشید و اصل جهان بینی شیعی رو رد کنید. برای هر دو مورد فضای گفت و گو موجود هست.استناد به حقایق کسی رو نامعتبر نمی کند. بلکه به عنوان یک روش پذیرفته شده علمی و پژوهشی برای روشن شدن حقیقت بسیار پسندیده است.3- طبق آیه 14 سوره حجرات اسلام مردم یعنی تسلیم شدن در برابر بنیادهای دین اسلام. ایمان یعنی باور قلبی به این بنیادها داشتن. از منظر اجتماعی چه شما باور داشته باشید(طوعا) و چه گردن نهاده باشید(کرها) شما ملزم به پیروی از آن دین هستید(آل عمران:83). مساله حجاب همان طور که در متن اول(نور:31) استناد کردم اختصاصی به زنان پیامبر نداره و برای عموم مسلمانان هست. البته آیات دیگری مثل آیات ابتدایی سوره مومنین هم این مساله رو تاکید می کنند.اما اگر با احکام اسلامی آشنا باشید، از منظر فقهی بردگان در زمره شهروندان جامعه نبودند و حقوق اجتماعی نداشتند بلکه حقوق اون ها ملکی و متعلق به مالک بوده. لذا اصلا اگر کسی به برده ای تجاوز هم می کرده، حد زنا نداشته بلکه جریمه میشده. موضوع حجاب مساله اجتماعی و شهروندی هست. بگذریم کنیز زیبا را در اندرونی حبس می کردند اصلا بیرون نمی آمده( شما اگر تاج پادشاهی داشته باشی باهاش به خیابان نمیای و اون رو تحت الحفظ نگهداری می کنی).4- همان قرآنی که گفته برای هر قوم «هدایت گری» فرستادیم در سوره احزاب آیه 40 گفته این دین، نسخه نهایی دین خداست و کاملترین دین هم هست(مائده:3). در نتیجه اسلام فرا زمانی، مکانی و نژادی شایستگی پیروی داره. در سوره آل عمران آیه 85 تصریح داره که افرادی که عامدانه از این دین سرباز بزنند و مسیر دیگری به عنوان راه سعادت به پیشگاه خدا ببرند، از آن ها پذیرفته نخواهد شد. پس حداقل طبق قرآن، اسلام محدودیت زمانی، نژادی و جغرافیایی ندارد.طبق آیه 13 سوره حجرات اختلاف نژادی ارتباطی به ارزش های انسانی نداره. همون طور که جاذبه، مغناطیس، گلوله و مرگ، عرب و عجم نداره، سعادت، حقیقت، درستکاری یا شقاوت، نگون بختی، فساد و کژکرداری هم ربطی به نژاد نداره. به علاوه قرآن گفته برای هر قوم افرادی از جانب خدا از میان خودشان، فرستاده می شوند(رعد7، مومنین 32). مشتقام بدانم به نظر شما فرستاده خدا برای ما ایرانیان در دوران های قبل و این دوران چه کسانی هستند؟همچنین دین یک بسته کامل سبک زندگی هست. مایلم بدانم در صورتی که اسلام نباید داشته باشیم به چه بسته و چه جهان بینی که ابعاد مختلف زندگی ما را هدایت کند باید «ایمان داشته باشیم». هر دینی بهتر از اسلام معرفی شود، حتی بی دینی، من اسلام را برای آن ترک خواهم کرد. البته این کار آگاهانه خواهد بود.5- ممنونم از این توصیه دوستانه سعی می کنم بیشتر از قبل فکر کنم.</description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Wed, 30 Aug 2023 19:48:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علی آقا! گفت و گو همینجاست</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D9%82%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-rshiifgulfwt</link>
                <description>به بهانه دیدن پستی از یکی از کاربران فعال ویرگول به نام علی آقا که گفته بود: منطقشان خیلی قوی بود و برای همین بلاکم کردند!!!این علی آقا توجهم را جلب کرد. خواستم بگویم اهل گفت و گو هستمدر این مدتی که شروع به نوشتن در ویرگول کرده ام، یک چیز را مسلم در نظر گرفته ام: نیاز امروز ما، گفت و گو است. دشمنی ها از جایی شروع می شود که تصورات جای حقایق را بگیرد. برای همین یکی از پست های ایشون رو اینجا نقد می کنم تا دروازه گفت و گو باز شود. می توانید آن پست را می توانید مشاهده کنید.البته ناگفته نماند که این پستی که مورد نقد هست، نقل قول بوده و نوشته خودش نیست.بر اساس نظرسنجی‌های معتبر داخلی از چند سال پیش بیش از ۵۰ درصد کل شهروندان ایران (اعم از مذهبی و غیرمذهبی و محجبه و غیرمحجبه) و بیش از ۷۵ درصد کل شهروندان تهران و شهرهای بزرگی مثل شیراز مخالف اجبار حجابند. چند درصد از هم‌وطنان‌تان مخالف اجبار بشوند دست از اجبار می‌کشید؟نظرسنجی های معتبر یک اسم شیک هست. اما اولین  شاخص یک پژوهش درست و درمان علمی، «مستند» بودن آن است. در حال حاضر وضعیت رویکرد مردم به حجاب تابع منحنی توزیع نرمال هست. به عبارتی عمده مردم نسبت به حجاب، مفهوم شرعی، مفهوم عرفی و رویکرد قانونی اون در یک وضعیت میانه قرار دارن. در دو سر طیف هم موافقان جدی و مخالفان جدی با تعداد به مراتب کمتر، برای هم شاخ و شانه می کشند. البته واضح است که این مساله تابع فرهنگ هم هست و مثلا در شهرهای بزرگ مذهبی مثل قم، یزد، مشهد و امثال اونا کفه مذهبی ها سنگین تر هست. طبعا در بعضی از شهرهای بزرگ هم خلاف این هست. برای مطالعه علمی، پیشنهاد می کنم این گزارش از مرکز پژوهش های مجلس رو که به قول دوست ما در چند سال اخیر نوشته شده رو حتما بخونید. تحمیل قانونی که اکثر شهروندان مخالف اجرای آن هستند و به نحو روزافزون و گسترده‌ای در برابر اجرای آن مقاومت و نافرمانی می‌کنند، ناقض اصول و فلسفه قانون‌نویسی خادمِ «حاکمیت قانون» نیست؟ قانونی که در این سطح گسترده شکسته می‌شود می‌تواند قانون خوبی باشد؟ وضع چنین قانونی حرمت قانون و قبح قانون‌شکنی را نمی‌شکند؟حالا که صحبت از قانون شد؛ قبلا در نقد های نسیه هم گفتم که پیگیری قانونی حق مردم هست. اما وقتی به آمار نگاه می کنیم می بینیم مطالبه عمده مردم این نیست! مردم با شرکت در انتخابات هم نماینده مجلس انتخاب می کنند و هم رئیس جمهور. از هر طیف و با هر شعاری هم مسئول داشتیم. خیلی از مسائل هم با همین انتخابات تغییر کردن(از جمله ورود بانوان به ورزشگاه). خیلی خب، مردم مطالبه قانونی کنند و نمایندگانی انتخاب کنند که به دنبال این مطالبات باشند. نمی شود موقع انتخبات به فامیل، شام، وعده های صنفی و قبیله ای رای داد، بعد به بهانه عدم توجه به یم موضوع دیگر قانون شکنی کرد. اگر مطالبه مردم تغییر مواضع پوشش اجباری هست، لطفا بر این اساس پیگیری قانونی بکنند. این همان آرمان دموکراسی نیست؟ همان گردش مسالمت آمیز قدرت بین گروه های مختلف؟ حتی اگر موافقان اجبار حجاب اکثریت بودند (که دیگر نیستند) بر اساس چه استدلالی نقض حقوق و آزادی‌های اساسی کسانی که نمی‌خواهند حجاب داشته باشند را موجه می‌دانید؟ فرضا اگر استدلالی دارید توجه دارید که با همان استدلال در جوامعی که مسلمانان اکثریت نیستند هم حجاب می‌تواند ممنوع و حقوق و آزادی‌های اساسی مسلمانان نقض شود؟قبلا گفتیم ملاک تشخیص اکثریت در بحث حجاب هر چه که باشد به نفع مخالفان آن نیست. اگر ملاک حضور در خیابان است،می توانید به تشیع شهدا در همین فاطمیه اخیر نگاهی بندازید. اگر ملاک رویه سیاسی- اجتماعی است، قبلا به بحث انتخابات و اولویت های مردم در انتخاب نمایندگان اشاره کردیم. اگر ملاک کمپین های مجازی است، در پست هایی مثل نبرد روایت ها، گفتیم چرا این کمپین ها از نظر علمی فاقد اعتبار هستند؛ اما گذشته از این ها باید گفت مساله دین و قانون نباید با هم خلط شوند. قانونی که خود را بالاتر از دین می داند می گوید من به ادیان مادامی که ناقض من نباشند اجازه فعالیت می دهم(ادعای قوانین سکولار). اما بعد می بینیم که یهودیان در فرانسه منعی برای مناسک خود ندارند اما مسلمین با حجاب نباید باشند. گاهی هم مثل آمریکا مساله دین داری بلا مانع است، مادامی که دین به مسائل سیاسی نپردازد. اما در ایران دین و قانون در هم تنیده اند. به نحوی که اگر فعالیت موجب آسیب رساندن به دین شود، در قانون جرم انگاری می شود. این موضوع در سطح قانون گذاری در مجلس و امثال آن نیست بلکه یک مساله حقوق اساسی و فلسفه حقوق هست که برای اصلاح آن(بر فرض) باید کل قانون اساسی تغییر کند. تغییر قانون اساسی هم در اختیار هیچ مسئول تنهایی نیست و به قول این اکثریت پنداران باید کلی مرحله با کمک اکثریت طی شود.گذشته از این ها، مساله حجاب نیست؛ چرا که حجاب شرعی سال هاست به شکل درست به غیر از افراد مذهبی توسط سایر ایرانیان رعایت نمی شود و از قضا نه تنها مورد آزار و اذیت نیستند بلکه در سینما، فضای مجازی، محل کار و تحصیل و ... هم مشغول زندگی هستند. مساله پوشش هست. فرض کنید کسی نمی خواهد از قوانین پوشش اجباری در هر کشوری در دنیا تبعیت کند. چه باید بکند؟ در غرب برای برهنه گرایان(nudists, naturists) کمپ های محدود کننده زده اند. هرکسی هم از قوانین تخطی کند به شدت با او برخورد می شود. قانون به عنوان یک محدود کننده مشروع در همه جوامع بشری پذیرفته شده است و این که ماهیت محدود کنندگی قانون را با کلمات شیک زیر سوال ببریم تهی از معنا و نوعی هجو اجتماعی است.حتی اگر هیچ اختلاف نظر فقهی درباره حدود حجاب شرعی نبود (که می‌دانیم هست) و حتی اگر رعایت نکردن حجاب در فقه سنتی تعزیر داشت (که می‌دانیم ندارد و حتی در حکومت پیامبر هم تحمیل نمی‌شده و مجازاتی نداشته است) طبق چه استدلالی ایرانیان مسلمانی که پیرو فقه مورد پسند شما نیستند و ایرانیانی که اساسا مذهبی یا مسلمان نیستند و حتی توریست‌های غیرایرانی باید با الزام قانونی از فقه مورد پسند شما پیروی کنند؟ اساسا پیروی اجباری از فقه چه ارزش مومنانه‌ای دارند؟اختلاف نظر فقهی در رابطه با حدود حجاب؟ یعنی مثلا در پوشاندن چقدر موها اختلاف هست؟ این حرف هم متاسفانه ناشی از کم سوادی و ژورنال نویسی است. حکم اصلی حجاب، آیه قرآن هست که اساسا در اون نمی شه از منظر فقهی تشکیک کرد:وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِ‌هِنَّ وَ يحْفَظْنَ فُرُ‌وجَهُنَّ وَ لَايبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْيضْرِبْنَ بِخُمُرِ‌هِنَّ عَلَیٰ جُيوبِهِنَّ وَ لَايبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ... وَ لَايضْرِ‌بْنَ بِأَرْ‌جُلِهِنَّ لِيعْلَمَ مَا يخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ ﴿۳۱﴾و به زنان با ایمان بگو: «دیدگان خود را [از هر نامحرمی‌] فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند، مگر آنچه كه طبعاً از آن پیداست. و باید روسری خود را بر گردن خویش [فرو] اندازند، و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان... آشکار نکنند؛ و پاهای خود را [به‌گونه‌ای به زمین‌] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته می‌دارند معلوم گردد.دو رکن اصلی حجاب در این آیه یعنی اولا پوشاندن بدن و موی سر(حدود پوشش) و عدم ایجاد جاذبه جنسی در پوشش(شرایط پوشش) کاملا واضح بیان شدن و اختلافی در اون نیست. بلکه در شرایط پوشش به تبع شرایط اجتماعی ممکن هست تغییراتی ایجاد بشه. مثلا در جامعه ای که همه چادر سر کنند، بدون چادر بودن شاید ایجاد جاذبه تلقی بشه یا برعکس در جامعه رنگی پوشیدن عادی و استفاده از رنگ های خنثی جاذبه تلقی بشه. این ها اساسا عرفی هستند نه فقهی.اما بحث مجازات و تعزیر. مجازات در قوانین ما و حتی در سنت نبوی 2 شکل دارند. مجازاتی که به حکم اولی تشریع شده اند و مجازاتی که به حکم ثانوی تعیین شده اند؛ خب این یعنی چه؟ مجازات تشریعی به حکم اولی ریشه وحیانی دارند. مثلا اگر کسی با شرایطی که در فقه ذکر شده(یعنی در حضور شهود!) زنا غیر محصنه کند(یعنی مجرد باشد نه متاهل) باید 100 ضربه شلاق بخورد. خب این 100 ضربه در قرآن هست. یا مساله روزه قضا یا کفاره برخی از رفتارها در ایام حج. اما برخی قوانین به تشخیص حاکم جامعه مبتنی بر یک جهان بینی وضع شده اند که این مورد شامل کل قوانین سکولار در عالم می شود. خب این که در کشوری برای یک رفتاری جریمه ای هست که جای دیگری نیست یا متفاوت هست چرا عجیب به نظر می رسد؟ اگر شما در آلمان مدفوع سگ خود را از معابر عمومی بر ندارید 250 یورو جریمه می شوید! اما در ایران برای این موضوع جریمه ای نیست. خب الان باید در آلمان برای حقوق سگ ها تظاهرات کنند و حق آزادی ریدن برای حیوانات را خواستار بشوند؟!مجدد تکرار می کنم: مساله پوشش اجباری یک مساله حقوقی هست. مساله حجاب و حدود اون یک مساله فقهی. بعضا این دو مساله با هم اشتراکاتی دارند گاهی هم هیچ ارتباطی ندارند. این که یک خارجی باید در ایران حجاب سرکند با این که یک ایرانی برای داشتن پاسپورت فلان کشور باید عکس بی حجاب داشته باشد فرقی نمی کند. این قانون کشور است که تعیین کننده است و نمی تواند با گزاره های نیم بند و بعضا مجهول السند شرعی قانون مشخصی را به چالش کشید یا برعکس به استناد قانونی که اساسا اسلام را فوق خود قبول ندارد، ارزش گزاری های اسلامی و دینی را پایین آورد.آیا برآوردی از میزان خشم و نارضایتی‌ای که هر بار جریمه یا توقیف خودرو برای افتادن روسری یا برخوردهای گشت ارشاد در بخش فزاینده‌ای از خانواده‌های ایرانی ایجاد می‌کند دارید؟ در چه شرایطی می‌پذیرید که برخورد قهرآمیز و گشت‌ ارشادی شکست خورده و حتی نتیجه عکس داشته است؟یک عزیزی یکبار گفت دادگاه به عنوان نماد عدالت، تقریبا همیشه از منفورترین نهادهای اجتماعی در دنیاست چون همواره حداقل یکی از دو طرف، یعنی 50% مراجعانش را محکوم می کند. بله اگر کسی قانون شکنی کند و جریمه شود راضی و خشنود نخواهد بود(حداقل در لحظه مواجهه با عواقب عمل خود). عبور از چراغ قرمز، عبور از سرعت مجاز، ورود به محدوده طرح ترافیک و... حتی اگر به کسی آسیب نرساند جرم است و جریمه دارد. چرا نباید به جای جریمه حجاب، به محدوده طرح ترافیک اعتراض کنیم؟ مثلا چون منزل ما در محدوده طرح هست و روزانه رسیدن من به محل کار با وسایل حمل و نقل عمومی حدود 70 دقیقه طول می کشد. خب آیا برآوردی از این همه زمانی که از شهروندان بابت اجرای طرح ترافیک گرفته می شود شده است؟ می دانید چرا نمی شود؟ چون ما آن را قانون می دانیم ولی پوشش برای بانوان را شرع! قانون، قانون است چه رأسا ریشه در شرع داشته باشد چه تصمیم عقلایی و عرفی باشد.اما ماجرای گشت ارشاد. گشت ارشاد تکه ای از یک پازل است که هرگز کامل نشد و به عبارتی موجود ناقص الخلقه ای از یک قانون متروک. شخصا من هم موافقم که گشت ارشاد به اهداف قانونی که آن را ایجاد کرده نرسیده اما این به این معنی نیست که باید به هر رفتار ناهنجاری(اگر هنجار را طبق قانون و عرف اکثریت تعریف کنیم) تن بدهیم. به نظرم نباید برخورد با ناهنجاری را تعطیل کنیم بلکه باید نحوه برخورد را اصلاح کنیم.آیا برآوردی از هزینه‌های سهمگین اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این برخوردهای چنددهه‌ایِ نارضایتی‌افزا و خشم‌پرور و تاثیرش در فاصله‌گیری عاطفی بخش روزافزونی از جمعیت از دین و تعلق ملی و افزایش میل به مهاجرت، مهاجرت سرمایه‌های علمی و اقتصادی، کاهش مشارکت و همبستگی و امید اجتماعی و افزایش احتمال اعتراض خشم‌ناک دارید؟کسی که به خاطر این که بتواند شال و روسری را بردارد مهاجرت می کند مثل آن بنده خدایی است که با تمام شدن خودکارش ترک تحصیل کرده. این مواردی که گفته شد هویتی هستند و نابودی آنها بسیار پیچیده و سخت است چراکه در ماهیت خود چسبندگی دارند اما آیا کسی که ادعای ارتباط این موارد با یکدیگر را دارد اصلا برای این ادعا برآورد، پژوهش یا مطالعه ای دارد که به آن استناد کند؟؟؟در شرایطی که کشور اسیر ابربحران‌های پرشمار و هم‌افزا شده، نارضایتی ناشی از تحریم‌ها و سوء حکمرانی اقتصادی و سیاسی و نابرابری‌ها به حد بی‌سابقه‌ای رسیده و ائتلاف اسرائیل و اعراب و ترکیه در حال تقویت برای صف‌آرایی در برابر ایران است، چطور به جای کاهش فشارهای اجتماعی و نارضایتی برآمده از تحمیل سبک زندگی دقیقا در مسیر عکس حرکت می‌کنید و در حوزه فرهنگ و هنر و آزادی‌های اجتماعی هم به سمت افزایش فشار به جامعه پیش می‌روید؟ از انباشت این همه نارضایتی و نفرت نمی‌ترسید؟ چطور نیازی به ایجاد گشایش بیشتر حس نمی‌کنید؟خب من این پرسش رو ساده تر کنم. در این شرایط خطرناک که واقعا هم سخت هست، چطور یک عده فرار را بر قرار ترجیح می دهند و بعد از سر شکم سیری توییت و هشتگ می زنند و ادعای دلسوزی می کنند؟ فرض کنید اعضای یک خانواده مریض و بدحال هستند. ناگهان پدر خانواده اعلام کند که زندگی پر از مشقت را رها کرده و با کس دیگری ازدواج کرده. بعد هم هر روز بچه ها را سرکوفت بزند که این چه وضع زندگی است. یا در همان خانواده پدر بماند و دست بچه ها را بگیرد و زندگی را احیا کند. کدام پدر دلسوز است؟ اگر کشور در این وضع اسفانک هست چرا مدعیان دلسوزی به جای فرار به کنج راحت مثل قهرمانانی که وانمود می کنند هستند دست به آبادانی نمی زنند؟ گور پدر سیاسی ها، چرا یک روستا یا یک شهر کوچک را به عنوان کنج خلوت انتخاب نمی کنند تا به زنان و کودکان آموزش پیشگیری از ایدز را بدهند یا گرفتن حق برابری جنسیتی را برایشان نهادینه کنند؟ در 22 ماهی که در شهرستان 45 هزار نفری چ..... و 54 روستای طرح آبادانی بودم در هوای -35 درجه دی ماه پیش مردم و برایشان دلسوزاندم. نمی توانم توییت یک شکم سیر از ویلای لواسان یا کردان را بپذیرم که دلسوز مردم است. در این شرایط سخت دلسوزان مردم در بین مردم در حال کمک به مردم هستند. عربده کشی بر سر دولت و بعد هم پشت کردن به ملت رفتارهای دلسوزانه نیست. بگذریم که خیلی ها مانند فرخ نژاد، تا وقتی سر در آخورد دولت دارند نقش های دولتی هم بازی می کنند و تا نشیمنگاهشان به خارج جلوس نکند زبان و نظری هم ندارند. من نه از انباشت نارضایتی بلکه از انباشت «من» در برابر «ما» وحشت دارم.آیا در میان اعضای خانواده و شبکه روابط نزدیک‌تان هیچ زنی که به حجاب و پوشش محافظه‌کارانه باور و به آن التزام ندارد ‌نمی‌شناسید؟ وقتی در فضاهای خصوصی، دیگر امکان تحمیل حجاب محافظه‌کارانه به این اعضای خانواده و دوستان‌تان را ندارید، چطور فکر می‌کنید در فضای عمومی تداوم اجبار تا سال‌ها ممکن است؟جواب یک کلمه ای: فرهنگ سازی؛ کمی بالاتر هم اشاره شد که وضعیت حجاب در کشور ما نه شرعی بلکه عرفی است. متشرعین کماکان محجبه هستند و این افرادِ به قول این بنده خدا آوانگارد در واقع مذهبی نیستند. وضعیت فرهنگی واکنشی از جنس برخورد فرهنگی نیاز دارد. آموزش، قوانین تشویقی، هنجار سازی و امثالهم مسیرهایی برای پایداری حجاب و حدود آن در جامعه هستند. همانطور که 100 سال طول کشید تا وضع حجاب امروزی در جامعه فرهنگ شود، 100 سال هم طول می کشد تا ایده آل شود. اما مگر همیشه فرهنگ مسیر خود را مثل آب از میان تخته سنگ ها باز نکرده؟ مسیر پرپیچ و خم و پر حوصله!بر اساس نظرسنجی‌های معتبر داخلی بیش از ۸۰ درصد زنان هنرمند، نویسنده، پژوهشگر، مدیر بنگاه و سمن، تحصیل‌کردگان بیش از فوق‌لیسانس و دانشجویان دهه‌هشتادی حجاب سخت‌گیرانه مورد پسند شما و حراست‌ نهادهای عمومی و شورای نگهبان و صداوسیما را ندارند و رویه‌های پرتبعیض‌ استخدام و ارتقا در نهادهای حکمرانی و نمایندگی موجب شده است این نهادها از خدمات اکثریت تواناترین سرمایه‌های انسانی زنان ایران محروم شوند. چه توجیه اخلاقی و حتی شرعی برای محروم ماندن نهادهای حکمرانی از توان بخش فزاینده‌ای از زنان توانای ایرانی دارید؟در منطق به این پاراگراف می گویند تناقض! وقتی این زن با این شرایط هنرمند شده، پژوهشگر شده، تحصیل کرده و در کل تصویر اجتماعی موفقی دارد یعنی اساسا این سبک پوشش منافاتی با موفقیت زن ندارد!! همین زنان مگر در سینما نیستند؟ در همین اغتشاشات چند بازیگر علیه نظام توییت زدند؟ بالاخره حجاب این آدم که همین بوده و در عین حال زندگی اجتماعی هم داشته. حدود پوشش در محیط رسمی هم مختص ایران نیست. در آمریکا شما به عنوان مسئول دولتی پروتکل پوشش که سهل است، حتی مجاز نیستید اپ غیر آمریکایی تیک تاک را روی گوشی نصب داشته باشید. این هم فریاد آزادی دارد یا این نسخه های آزادی مختص ما تجویز شده؟ این هم سند خبر. راستی پوشش اجباری در محیط های رسمی و آموزشی در غرب هم اجباری است.نقطه پذیرش شکست سیاست اجبار حجاب و تجدیدنظر در آن توسط شما دقیقا کجاست؟ «دقیقا» کجا؟ اساسا چنین نقطه پذیرش شکستی دارید یا هیچ میزان هزینه از منابع عمومی و منافع و مصالح ملی و هیچ حدی از نارضایتی عمومی و هیچ میزان استدلال و شواهد علیه آن نمی‌تواند شما را متقاعد به عقلانیت‌ورزی و تجدید نظر کند؟ اگر تاکنون نکرده‌اید نمی‌خواهید یک نقطه پذیرش شکست و تجدید نظر تعریف کنید؟ بهتر نیست این کار را زودتر بکنید، قبل از این‌که دیر و هزینه‌ها و نارضایتی‌ها بیشتر شود و اساسا امکان انتخاب تداومش را نداشته باشید؟راستش برای شخص بنده، فردای براندازی! این حجم از نفرت و خشم و معضلی که به خاطر یک قلم مساله پوشش به قول نویسنده ایجاد شده فقط با خون  شسته می شود ولاغیر! التبه اگر شما هم مثل من معتقید که حجاب مساله اصلی که نه، در مسائل فرعی و مشکلات مردم مساله دست چندمی است، بدانید که این چنین مسائلی در همه جای دنیا با فرهنگ سازی ترمیم و حل می شود. حسن فرهنگ سازی این است که خود مردم در آن همیشه موثرتر از دولت ها و نظامات سیاسی هستند. در نتیجه از هر دستی بدهند، از همان دست هم خواهند گرفت.والسلام</description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Sat, 07 Jan 2023 08:20:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد های نسیه(حساب شد)؛ آذر 1401</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%87%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%AF-%D8%A2%D8%B0%D8%B1-1401-dw91tbapc0ez</link>
                <description>خب در یادداشت قبلی به چند تا از پر تکرارترین سوالات این روزها اشاره شد که پیشنهاد می کنم قبل از مطالعه این یادداشت، سری هم به آن بزنید: https://vrgl.ir/UKoTl الان و بعد از تقریبا 3 هفته به نظرم چند نکته و سوال جدید هم هست که قابل گفت و گو هستند. به تبع بحث داغ این روزها راجع به محاکمه اغتشاش گران، عمده این یادداشت حول محور این مسائل خواهد بود. در ضمن من در این یادداشت به دنبال کارشناسی هیچ کدام از شبهات و نقدها نیستم چون اساسا به غیر از رشته تحصیلی و شغل خودم در بقیه موارد خبره نیستم. چیزی که در اینجا پررنگ هست، پاسخ های منطقی از جنس شواهد آشکار و ملموس برای عموم مردم هست. پس اگر به دنبال جزئیات پیچیده و تخصصی هستید، اینجا جای مناسبی نیست. اما اگر مثل من نمی خواهید بی تفاوت باشید، پیشنهاد می کنم به این پرسش و پاسخ ها کمی فکر کنید.س: چرا رژیم آخوندی درحال کشتار بازداشتی ها هست.ج: صورت سوال غلط هست. مثل این که بپرسیم چرا نهنگ ها در حال غارت منابع حیاتی زیرآبی هستند؟ اسم فرایند طبیعی تغذیه، غارت منابع نیست. اسم فرایند محاکمه و صدور حکم اعدام هم کشتار نیست. برای یک پرسش درست و گفت و گو محور باید پرسید: چرا برای تعدادی از شرکت کنندگان در اعتراضات، حکم اعدام صادر شده است؟مجازات اعدام جزو مجازات های قانونی و رسمی ایران بوده و هست. ربطی به این رژیم و آن رژیم هم ندارد. هرچند در جمهوری اسلامی، مجازات اعدام صرفا بر مبنای قانون مجازات اسلامی طراحی و تدوین شده و برای جرایمی که اسلام حکم آن را اعدام نمی داند، مجازات اعدام وجود ندارد. برای همه افرادی که حکم اعدام دریافت کرده اند(چه اجرا شده و چه نشده) دادگاه برگزار شده. فیلم بسیاری از اعترافات این افراد در دادگاه با حضور وکیل و شاکیان(عمومی و خصوصی) موجود هست و در موارد پر سر و صدا مثل ماجرای شکاری یا رهنورد فیلم جنایت ایشان هم به وفور در فضای مجازی پراکنده هست. به نظرم در هر نظام قضایی در هر کشوری از دنیا، اگر چنین فرایندی برای صدور حکم کسی طی شود، دادگاه صالح و حکم نافذ هست. پس اساسا حکم دادگاه خارج از قوانین و ضوابطی که قانون رسمی کشور هست نبوده و اعتراضی اگر هست باید بسیار دقیق و کارشناسی باشد. قبلا هم در یادداشت قبلی اشاره شد که اتهام زدن بدون داشتن مدرک متقن، خود را مضحکه کردن است.س: گیرم فلانی مجرم بود. چرا اعدام؟ خب حبس طولانی می کردند! چرا جان یک انسان را می گیرند؟ج: اولا مجازات اعدام همان طور که قبلا هم گفتم برای موارد دقیق و مشخصی هست. این طور نیست که هرکسی در اغتشاشات شرکت کرده، اعدام بشود. برای بسیاری مجازات نقدی در نظر گفته شده. عده ای هم حبس های کوتاه یا بلند مدت دارند. مثلا در پرونده شهید سید روح الله عجمیان 16 متهم وجود داشت که از این تعداد برای 5 نفر اعدام و برای 11 نفر حبس در نظر گرفته شده است: https://www.aparat.com/v/uDhWZ  https://www.aparat.com/v/vrKhl  https://www.aparat.com/v/CKtcV این که چرا اعدام در نظام قضایی ما مشروع هست یک سوال و بحث دیگری هست. اما تا همین جا واضح هست که برای متهمین طبق قانون مجازات اعدام در نظر گرفته شده و اعدام خیلی از این افراد ربطی به این ندارد که ایشان مهره کلیدی اغتشاشات بودند و نظام از سر استیصال دست به اعدام زده بلکه اگر در زمان دیگری هم کسی، با این وضعیت که به شهید عجمیان حمله شد دست به جنایت می زد، اعدام می شد. برای این که این مطلب را بیشتر حس کنید، صفحه حوادث یکی از روزنامه ها را به دلخواه از سایت آن روزنامه گرفته و اعدام های 2 سال اخیر و قبل از این حوادث را پیدا کنید. الگوی اعدام مجرمین عوض نشده. این تریبون رسانه ای است که برخی را درشت و برخی را کوچک تر واقعیت نشان می دهد.س: چرا گرفتن جان یک انسان برای رژیم انقدر ساده است؟ج: در اغتشاشات اخیر طبق آمار رسمی بالغ بر 200 نفر اعم از نیروهای انتظامی، حافظ امنیت، مردم عادی، مقتولان پروژه کشته سازی و برخی از جنایت کاران حاضر در صحنه(مثل ماجرای شاه چراغ) کشته شده اند. در همه نظام های اجتماعی، سلامت و حیات جامعه به بر حیات افراد مقدم است. کسی که به چنین مرحله ای رسیده که 1700 میلیارد تومان آسیب به اموال عمومی(مستقیم) زده و یا در جریانی شرکت کرده که 200 جان هزینه داشته، عجیب نیست که متسحق مرگ باشد. ریشه این استحقاق هم در اندیشه اسلامی نهفته است. کشتن در اندیشه اسلامی در شرایطی مانند حرس کردن گیاه است که به ظاهر آسیب دارد اما مقدمه یک رشد و حیات سالم تر است:{ یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ كُتِبَ عَلَیۡكُمُ ٱلۡقِصَاصُ فِی  ٱلۡقَتۡلَىۖ ٱلۡحُرُّ بِٱلۡحُرِّ وَٱلۡعَبۡدُ بِٱلۡعَبۡدِ وَٱلۡأُنثَىٰ  بِٱلۡأُنثَىٰۚ فَمَنۡ عُفِیَ لَهُۥ مِنۡ أَخِیهِ شَیۡءࣱ فَٱتِّبَاعُۢ  بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَأَدَاۤءٌ إِلَیۡهِ بِإِحۡسَـٰنࣲۗ ذَ ٰ⁠لِكَ تَخۡفِیفࣱ  مِّن رَّبِّكُمۡ وَرَحۡمَةࣱۗ فَمَنِ ٱعۡتَدَىٰ بَعۡدَ ذَ ٰ⁠لِكَ فَلَهُۥ  عَذَابٌ أَلِیمࣱ (178) وَلَكُمۡ فِی ٱلۡقِصَاصِ حَیَوٰةࣱ یَـٰۤأُو۟لِی  ٱلۡأَلۡبَـٰبِ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ (179) } [Surah Al-Baqarah: 178-179]{ وَٱقۡتُلُوهُمۡ حَیۡثُ ثَقِفۡتُمُوهُمۡ وَأَخۡرِجُوهُم مِّنۡ حَیۡثُ  أَخۡرَجُوكُمۡۚ وَٱلۡفِتۡنَةُ أَشَدُّ مِنَ ٱلۡقَتۡلِۚ وَلَا  تُقَـٰتِلُوهُمۡ عِندَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ حَتَّىٰ یُقَـٰتِلُوكُمۡ  فِیهِۖ فَإِن قَـٰتَلُوكُمۡ فَٱقۡتُلُوهُمۡۗ كَذَ ٰ⁠لِكَ جَزَاۤءُ  ٱلۡكَـٰفِرِینَ (191) فَإِنِ ٱنتَهَوۡا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورࣱ رَّحِیمࣱ  (192) وَقَـٰتِلُوهُمۡ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتۡنَةࣱ وَیَكُونَ ٱلدِّینُ  لِلَّهِۖ فَإِنِ ٱنتَهَوۡا۟ فَلَا عُدۡوَ ٰ⁠نَ إِلَّا عَلَى ٱلظَّـٰلِمِینَ  (193) } [Surah Al-Baqarah: 191-193]اساسا دفع شر از سر جامعه ریشه اصلی در تعیین حدود مجازات اسلامی است. مثلا قطع انگشتان دست دزد، البته به شرط تحقق کامل شرایط، بیش از آن که تنبیهی برای خود سارق باشد هشداری برای کسانی است که زمینه سارق شدن را دارند. کشتن دشمنان فتنه انگیز به این دلیل اهمیت دارد که شرایط فتنه برای جامعه بسیار مضر است و جانی که در این راه گرفته می شود برای سلامت جامعه ضروری است.البته گذشته از این ها در بین کسانی که امروز شعار اعدام نکنید می دهند هستند افرادی که تا چند روز پیش برای مسئولین ج.ا در خیابان ولیعصر تهران تیر چراغ برق و درخت رزرو کرده بودند. این استاندارد دوگانه هم از عجایب است.س: بسیاری از مسئولین در این کشور مجرم هستند. چرا آن ها مجازات نمی شوند ولی ظرف چند هفته یک جوان بالای چوبه دارد می رود؟ج: در قانون دو نوع جرم هست. جرائمی که برای رسیدگی به آن ها نیاز به شاکی خصوصی هست و جرائمی که برای رسیدگی به آن ها دادستانی می تواند ورود کند. اگر به پیج آتلیه ها سر زده باشید پر از نمونه کار عکس عروس ها است. طبق قانون انتشار این تصاویر جرم هست اما چون عروس ها از این آتلیه ها شکایت نکرده اند(ای بسا رضایت هم دارند) پای این آتلیه ها به دادگاه کشیده نمی شود. شرب خمر جرم است و مجازات شرب خمر در ملا عام شلاق است. اما از آن جایی که معمولا شرب خمر در مجالس خصوصی هست، نمی شود به همه مشروب خوران شلاق زد؛ چون شرایط قانونی صدور حکم وجود ندارد. از این ها گذشته اثبات جرم و صدور حکم متناسب با جرم فرایند دقیق و پیچیده ای دارد. مثلا حد زنای غیرمحصنه(رابطه جنسی نامشروعی که هیچ یک از طرفین متاهل نیستند) 100 ضربه شلاق هست. احتمالا همین حالا در ذهن شما هم مثل من اسم چند نفر مجرم وجود دارد که اصلا بازداشت نشده اند چه برسد به شلاق. علت این امر همان شرایط وقوع جرم و اثبات آن است. برای این که کسی به جرم زنا 100 ضربه شلاق  بخورد باید 4 شاهد عادل شهادت بدهند که دقیقا ورود طناب به چاه را دیده اند! در نتیجه حتی اگر کسی به جرم زنا شکایت شود و فیلم آن هم منتشر شود لزوما مجازات 100 ضربه شلاق بر او محقق نخواهد شد. در رابطه به سایر جرایم هم همین فضا حاکم است. بسیاری از خلافکاران عرصه اقتصادی افراد زیرکی هستند که تا حد ممکن رد خود را از بین می برند. در نتیجه وقتی مثلا برای فلان اختلاس 12 سال حبس حکم می شود ارتباطی به رفاقت قاضی و مجرم ندارد بلکه فقط به این اندازه جرم او در دادگاه قابل اثبات بوده است.اما در مورد احکامی مثل محاربه یا جرائم امنیتی معمولا شرایط اثبات به راحتی فراهم است. کسی که با سلاح سرد یا گرم در خیابان وارد درگیری شده نمی تواند مانند یک مجرم اقتصادی به راحتی رد پای خودش را پاک کند. هم عظمت جرم  از بین بردن امنیت جامعه و هم شیوه اثبات و مصادیق آن به نحوی است که صدور حکم برای این افراد از پیچیدگی کم تری برخوردار است.این بخش هم در همین جا به پایان می رسد. باز هم اگر مواردی بود سعی می کنم مطرح کنم.</description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Wed, 14 Dec 2022 16:02:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقدهای نسیه(حساب شد)؛ بخش آزمایشی</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D9%86%D9%82%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%87%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C-jrdwnnsztgda</link>
                <description>این مدت با کلی به اصطلاح نقد رو به رو شدم که به نظرم پاسخ های ساده‌ای دارن. در این نوشته سعی می کنم به چندتا از پرتکرارترین ها و سرراست ترین ها پاسخ بدم. اگر سوالی ذهن شما رو هم درگیر کرده در نظرات بنویسید.س: چرا حجاب اجباریه؟ «مردم» حجاب اجباری نمی خوان.ج: اولا هیچ فکت علمی وجود نداره که«مردم» مخالف حجاب اجباری هستن و اینا فقط در سطح شبکه های اجتماعی مطرحه. مردم نماینده مجلس و با مشارکت 40-50 میلیونی انتخاب می کنن برای همین روزا که اگر نظری دارن پیگیری کنند. ثانیا حجاب از نظر شرعی اجباریه. اون چیزی که باید در موردش صحبت کرد «پوشش» هست. در همه جای دنیا حدی از پوشش اجباری هست و همه دولت ها کنترل شدیدی بر حدود پوشش قانونی خودشون دارن. طبیعی هست که در ایران هم برای پوشش حدودی تعیین بشه و کنترل بشه. در ثانی در کنترل حدود هم بسیار مماشات بوده از ابتدا تا حدی که صدای طیف مذهبی در اومده که چرا به قانون عمل نمیشه! در کل پوشش اجباری هیچ وقت جزو محورهای حیاتی جمهوری اسلامی نبوده که درش سخت گیری باشه و عده ای بخوان در اعتراض به اون بدون توسل به روش های منطقی و قانونی، بیان کف خیابان. https://soada.ir/parvandeh/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%85%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%ac%d8%a8%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85/ س: ما رهبر و دیکتاتوری نمی خوایم پس...ج: با مطالعه همه نظام های سیاسی غیرپادشاهی در دنیا از غرب تا شرق و از شمال تا جنوب، همه کشورهایی که از وسعت و جمعیت نسبتا بالایی برخوردار هستند، علاوه بر مقام عالی اجرایی(رئیس جمهور یا نخست وزیر)، مقام عالی هماهنگی ملی هم دارن که اسمش فرق می کنه و قوانینش لزوما از دموکراسی دوره ای پیروی نمی کنه. استثنای این قاعده هم آمریکا است که اون هم با فدرال بودنش جبران میشه. در ایران هم رهبر به عنوان مقام عالی هماهنگی ملی طبق قانون اساسی داره کار خودش رو می کنه. دیکتاتوری اساسا پدیده فراقانونی و بی قاعده هست(مثل پادشاهی عربستان که رسما فاقد قانون اساسی هست یا عراق زمان صدام). اختیارات قانونی به همراه ساز و کار نظارتی کل مساله دیکتاتوری رو منتفی می کنه. اگر رهبر از اختیاراتش فراتر رفته باشه همه حق انتقاد و اعتراض دارن ولی بی سند؛....برای شناخت ساختارهای قانون اساسی این کتاب رو پیشنهاد می کنمس: آخوندا باعث این وضع مملکتن پس...ج: کدوم وزیر اقتصاد یا مدیر کل بانک مرکزی یا وزیر امور خارجه ای آخوند بوده؟ کلا روحانی بودن یه جور مسلکه، مثل هنرمند یا ورزشکار بودن و به تخصص علمی یا توان اجرایی یا گرایش سیاسی ارتباطی نداره؛ کما این که آخوند انقلابی مثل رهبر یا آخوند ضد انقلاب کم نداریم. باعث وضع امروز مملکت هزار عامله که خوبه اهل فن به صورت علمی نقدش کنن و با روشنگری مردم رو همراه کنند. فضای حاضر دقیقا فاقد منتقد علمی هست و خوبه که کمی بهش شک کرد.این اسم ها و اندیشه و تفکراتشون رو جست و جو کنید می فهمید باید از چه تفکری متنفر بشیدس: هدف ما لخت شدن نیست، اصلاح فسادهج: هر جنبشی سعی می کنه کلیت خواسته هاش رو به شکل شعار و رفتار نمادین نشون بده. انقلاب اسلامی که با هدف ورود اسلام به حکمرانی اقدام کرد، هم شعارش و هم رفتارش کاملا این پیام رو می رسوند. عزاداری محرم، شهید دونستن کشته های انقلابی، حجاب اکثر خانم ها در تظاهرات و... یادگار اون خواسته ها هستند. چیزی که ما در این دوماه دیدیم: بی حجابی در حد برهنگی، فحش های رکیک و جنسی، شهید(!) دونستن کشته ها، عزاداری و چهلم گرفتن برای کشته ها(حالا این که واقعا مقتول به دست نظام هستن یا نه به جای خود)، رقص، بوس و بغل رایگان و ... خب هر مخاطبی که از بیرون نگاه کنه گیج می شه چون نمیشه اصلا خط سیر مبارزه با فساد رو دید. اینجا بیشتر با یک جنبش آناراشیستیک ضد دیسیپلین(Anti-discipline Anarchistic Movement) مواجهیم که سر و تهش برای ناظر بیرونی اصلا معلوم نیست.خدا وکیلی با نظرات صدف بیوتی، گلشیفته، جادوگر و احسان کرمی باید اصلاح سیاسی و اقتصادی به ذهن آدم خطور کنه؟س: ما نمی خوایم با رژیمی که هر روز مهسا امینی ها رو می کشه کنار بیایمج: بله بسیار ساده است. در این صورت شما ضد سعودی و ضد صهیونیست ترین آدمای زمین باید باشید که نمی دونم چرا نیستید. اما در مورد ایران؛ خب اصولا جایی که یک طرف شواهدی میاره، باید برای رد اون شواهد و ادله مستحکم تری آورد. این از بدیهیات هر رویه قضاوت در سیستم هایی قضایی در دنیاست. وقتی جمهوری اسلامی مدارکی داره که نشون میده این آدما به دلایل متعدد غیر از کشته شدن در اغتشاشات جانشان رو از دست دادن و کلی فیلم دوربین مدار بسته نشون می ده، مخالفین این نظر باید فیلمی یا مدرکی بهتر رو کنند. متاسفانه این اتفاق یا نمی افته یا بعضا با تفسیر های عجیب می افته. مثلا در این که در ایذه تعدادی از مردم از جمله زنان و کودکان به رگبار بسته شدن شکی نیست. اما این الگو در شاهچراغ شیراز هم تکرار شده و گروه های تروریستی خارجی که دشمن قسم خورده ج.ا هستن هم مسئولیتش رو گردن گرفتن. باز هم یه عده می گن شاهچراغ کار رژیمه، ایذه کار رژیمه و جالب این که ایذه رو محکوم می کنند ولی شاهچراغ رو نه!!!!!(مشکوک نیست؟!)از یمن و فلسطین و بچه هاش بگم یا  نگم؟ https://virgool.io/p/jrdwnnsztgda/=https://www.reuters.com/world/middle-east/unicef-says-10000-children-killed-or-maimed-yemen-since-2015-2021-10-19/ س: چرا جمهوری اسلامی با زن، زندگی، آزادی مخالفه؟ج: جمهوری اسلامی با «قالب» شعار مخالفه چون اساسا وارداتی از گروهک های تجزیه طلبه. مثل این میمونه که یه عده بخوان به زبان اسپانیولی سرود ملی تنظیم کنند. طبیعیه که باهاش مخالفت بشه. اما در مورد محتوای شعار که 3 کلمه است به قدری فکت وجود داره که من حتی نمی تونم یکی یکی نام ببرم و در رابطه با موفقیت های زن ایرانی در جهان کتاب ها نوشته شده و مستند ها ساخته شده که تعداد قابل توجهی حقایق جهانی هم در این بین وجود داره. این سایت رو یه سر بزنید کلی کتاب، جزوه، کلیپ و ... در این رابطه داره(کل عدم پیشرفت زن ایرانی به خاطر قوانین جکه)البته ما در عرصه هایی واقعا عقب افتاده هستیم. مثلا ما در تولید و صدور پورن استار، گوگو دنسر، استریپر و اسکورت زن واقعا عقب افتاده ایم. این رو هم به نظرم بیش تر از حکومت به تمدن ارتباط داره. https://soada.ir/ س: چرا ج.ا انقدر مردم رو سرکوب می کنه؟ ما مخالف این سرکوبگرانیمج: سرکوب چی؟ باید شفاف و دقیق صحبت کرد؛ بگید جمهوری اسلامی پزشکان رو سرکوب می کنه. یک راه ساده برای این که ببینید سرکوب هست یا ادعا، اینه که به آمار رجوع کنید. در همین مثال پزشکی بعضا می گن خب  آمار مهاجرت رو ببینید. بله پزشکان مهاجرت می کنن ولی اسمش سرکوب نیست. اگر سرکوب بود باید تبعید می شدن(مثل کاری که شاه با همه مخالفایی که اعدام نکرد، کرده بود). مهاجرت یک انتخابه نه سرکوب! از طرفی پزشکی ایران بسیار پیشرفته و گسترده است و آمار جهانی هم همین رو نشون میده. مساله دانشجویی هم همینه. دانشجو هم می تونه بمونه و کارهای بزرگی بکنه و هم به انتخاب خودش بره کشور دیگه ادامه تحصیل بده یا زندگی کنه. کلا برای کسی اجباری نیست. از طرفی روند رشد علمی ااااایران که در حال حاضر سرعتش 14-16 برابر میانگین سرعت جهان هست و توفیقات علمی بسیار بزرگ در حوزه های مختلف(رصد خانه و در مان سرطان خون به کمک ژن درمانی و موشک هایپرسونیک که دیگه مال همین اخیر هم هستن) هم نشون می دن که روند مهاجرت دانشجویان به منزله از دست رفتن طیف نخبگان و فلج شدن کشور نیست. پس اصولا نمی شه همزمان هم سرکوب کرد هم به کمک عناصر سرکوب شده پیشرفت کرد.  در کل جایی که پت شاپ(pet shop) که اساسا با فرهنگ جمهوری اسلامی ضدیت داره در حال رشد هست و ملت مشغول این چرخه هستند دیگه صحبت از سرکوب کمی ناپخته است.س: با عناصری که مردم عادی رو از خیابان دستگیر می کنن و می برن و باعث بدبینی مردم به نظام می شن چه کنیم؟ج: دوستان شرایط کف خیابان شورشی که توش خون ریزی و قتل هست از نظر روانی بسیار ملتهبه. وسط هیچ دعوایی در طول تاریخ حلوا خیرات نکردن. در مواجهه با اغتشاش، تنها وظیفه ای که پلیس ضد شورش نداره، گفت و گو و رافته. اصلا اون بنده خدا شغلش جمع کردن وضعیته، مثل پاکبانان که شغلشون جمع کردن پسمانده. با این حال ممکنه در اون شرایط ملتهب شما متوجه تخلفی از سوی نیروهای امنیتی بشین. حتما جزئیات موقعیت رو به خاطر بسپارید، اگر تونستید بنویسید و با این شماره تماس بگیرید: 116(حفاظت فراجا و مرجع ذی صلاح جهت برخورد با تخلفات پلیس) چندباری بنده خودم پیگیر بودم(البته برای موضوع دیگه ای) پاسخگو بودن. اگر دلایل متقنی هم مثل فیلم و عکس هم داشته باشید می تونید با مراجعه به دادستانی و سازمان قضایی نیروهای مسلح هم پیگیری کنید(مدعی العموم ورود می کنه)س: چرا فیلترینگ؟ ما به دنبال جریان آزاد اطلاعات هستیمج: فیلترینگ هم مثل پوشش، یک مساله از جنس سیاست گذاری هست. همه کشورهای دنیا بر اساس سیاست های خودشون سطحی از فیلترینگ و سانسور اخلاقی یا محتوایی رو دارن. مثلا همین آمریکا با این همه ابهت، دامنه .com سایت فارس نیوز رو بسته. https://www.tabnak.ir/fa/news/954253/%D9%85%D8%B3%D8%AF%D9%88%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3 یا مثلا در بسیاری از کمپانی ها دسترسی به سایت های غیر کاری مسدود هست https://parade.com/167917/viannguyen/8-most-blocked-websites-in-the-u-s/ یا از اون بزرگتر فیلتر کامل یک اپلیکیشن رو میشه مثال زد که این روز ها تو ایران به بحث ناموسی تبدیل شده: https://abcnews.go.com/Technology/fcc-commissioner-us-ban-tiktok-report/story?id=92486913#:~:text=The%20Trump%20administration%20tried%20to,the%20sale%20never%20took%20place. درکل به نظرم این سوالات جالب بودن. شما هم اگر سوالی دارید که دوست دارید مطرح بشه هم این متن رو به اشتراک بذارید و هم در کامنت بفرستید.</description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Sun, 20 Nov 2022 11:03:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اروس و تمدن (1)؛شرط شکل گیری تمدن</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-1%D8%B4%D8%B1%D8%B7-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-gyfotsydkyyz</link>
                <description>تکامل یکی از بزرگترین معماهای ذهنی بشر در دوران پسا نوزایی بود. در میان همه پاسخ ها، پاسخ داروین چنان فراگیر شد که تقریبا هژمون شد. این هژمونی باعث شد تا نظرات او راجع به تکامل به سایر علوم هم سرایت کند. گاهی این علوم از منظر خود مؤید نظرات داروین بودند و گاهی اسلوب تکامل داروینی را به عنوان چهارچوبی برای نظرات خود به کار می بردند و خیلی زود داروینیسم در علوم مختلف راه یافت. فروید هم با سوالی داروینی دست و پنجه نرم می کرد. روانشناسان می پرسیدند اگر جسم انسان به مرور از گونه های دیگر تمایز یافته، چه‌طور به انسان خردمند و صاحب تفکر و اراده تبدیل شده؟ فروید برای پاسخ به این سوال از 2 مفهوم کلیدی کمک گرفت؛ وضع طبیعی(primal) و خودآگاهی(consciousness). فروید معتقد است که انسان زمانی از حیوان تمایز یافت که دچار خودآگاهی شد و مفهوم خود(self) شکل گرفت. این سرآغاز وضع طبیعی است.انسان در وضع طبیعی در یک کشاکش قرار دارد. غرایز و خوی حیوانی او مانند هر جاندار دیگری او را فرا می خواند؛ بخور، جفت گیری کن، بترس، برای بقای نسل خود بکوش و... از طرفی و عقل و خرد او نظرات دیگری دارد؛ زیبایی، تفکر، فهم علل، ساخت ابزار برای سهولت و عبور از موانع، حل مسائل پیچیده... و عمدتا این موارد ایجاد تضادهای درونی می کرد.پس از وقایع وضع طبیعی نوبت به عصر حیات اجتماعی و تمدن می رسد. تمدن در کنار این که بزرگترین شگفتی موجود در طبیعت است، سراسر از تضاد منافع و خواسته های اعضایش ساخته شده. به عبارت دیگر فروید معتقد است، شرط اصلی عبور از وضع طبیعی و ساخت تمدن، سرکوب این غرایز، تاخیر در ارضای خواسته ها و کانالیزه کردن امیال درونی بر طبق هنجارهای تمدنی بیرونی است.به نظر من دوگانه نفس انسان غیر قابل انکار و در عین حال ضروری است. اگر انسان را فاقد خوی حیوانی و امیال غریزی تصور کنیم، دیگر چیزی از حیات انسانی باقی نمی ماند و نسل بشر فورا منقرض می شود. از طرفی تکامل انسان وابسته به روی خودآگاه و صاحب اندیشه اوست. هم به عقیده فروید و بسیاری از اندیشمندان دیگر غرب و از سوی دیگر هم به عقیده بسیاری از اندیشمندان مسلمان از جمله شهید مطهری، جامعه عنصر اصلی تعیین کننده جهت تکامل است. هنجارساخته شده در جامعه تعیین می کند که ارضای غرایز جهت کنترل آن ها تحت چه ضوابطی صورت بگیرد و در چه بستری فرصت برای ابراز جلوه متعالی بشر وجود دارد.انقلاب جنسی در آمریکا یک تحول عظیم اجتماعی در این ساختار هنجاری بود؛ اما مهم تر از آن یک اعلامیه بی کلام و تاریخی: ما از جهت تکامل اجتماعی خود را معکوس می کنیم! تکامل اجتماعی و تمدنی نیازمند انرژی و تمرکز بسیار زیادی است. این انرژی مانند یک رودخانه بزرگ و پر خروش است. عدم توجه به آن یعنی جریان آن در وضع طبیعی هیچ شهر و روستایی را آباد نمی کند. گاهی می خروشد و خرابی به بار می آورد و گاهی عقب می نشیند و مرگ را به همراه دارد. انسان برای آبادانی نیاز به ساختار هایی برای تسلط بر آب دارد. گاهی لازم است کشتی و قایق بسازد، گاهی سد بزند تا جریان را مدیریت کند و گاهی هم چاه بزند تا جریانی را آشکار کند. جامعه ای که درگیر غرایز بنیادین خود هست تقریبا در هیچ یک از مسیرهای تمدنی نمی تواند رشد قابل توجه داشته باشد.ممکن است این سوال پیش بیاید که غرب چطور در نیم قرن اخیر به روند پیشرفت خود ادامه داده است؟ 2 نکته کلیدی وجود دارد. اول) غرب واردکننده عناصر پیشرفت است. سال هاست که دانشمندان تربیت یافته در سراسر جهان در کشورهای غربی ساکن می شوند. در عین حال چین به عنوان تولید کننده عناصر پیشرفت توانسته سرعت رشد بسیار چشمگیری را ثبت کند. دوم) سرعت رشد غرب به نسبت دوره مشابه در سده اخیر افت محسوسی داشته. از این رو مقالات، کتب و آثار پژوهشی بسیار زیادی راجع به افول آمریکا، سقوط جهان تک قطبی و حرکت به سمت جهان چند قطبی نوشته شده است. https://www.foreignaffairs.com/united-states/why-american-power-endures-us-led-order-isnt-in-decline-g-john-ikenberry?utm_medium=newsletters&amp;utm_source=twofa&amp;utm_campaign=Russia%E2%80%99s%20Dangerous%20Decline&amp;utm_content=20221104&amp;utm_term=FA%20This%20Week%20-%20112017 «مقالاتی که سعی دارند در برابر موج بزرگ افول غرب به ایستند»به هرحال سوالی وجود دارد: آیا با علم کردن مساله 100% روبنایی و جنسی مثل حجاب که از جنس یک هنجار است، واقعا می توان مدعی اصلاح ساختارهای زیربنایی بود؟ به واقع ما با یک التقاط شگفت انگیز طرف هستیم.Brett Morrison from Los Angeles, CA, USA - Santa Barbara Freedom for Iran Protest 2022پ.ن: می دونم الان عده‌ای زامبی باخودشون می گن این حرفا آتیش انقلاب رو سرد نمی کنه و از این دست اراجیف. دقت کنید، این که جامعه مشکل داره مثل اینه که جامعه بیماره. این که چه دارویی برای یک بیمار تجویز میشه خیلی مهمه. نمیشه با گاز استریل و سایه چشم و لوسیون پا بریم سراغ کسی که دچار عفونت معده شده و بگیم اومدیم درمانت کنیم، بیا اینا رو بخور!!  https://vrgl.ir/iG1RI </description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Wed, 09 Nov 2022 11:56:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«مبارزه بازی»</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%C2%AB%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%C2%BB-wqmh61zbrrjq</link>
                <description>اعتراض، اغتشاش، جنبش یا شورش، امروز فرصت مهمی برای عمیق تر اندیشیدن به لایه های زیرین اتفاقات کف خیابان است:بازی ها برای جبران نیازهای بنیادین روان انسان طراحی شده انددر جهان دکتر اریک برن بیش از پیشینه و فعالیت های روان درمانگری خود، به تالیفاتش مشهور است. او را مبدع نظریه «تحلیل رفتار متقابل» می دانند. در سایت متمم، برن اینگونه تعریف شده: اگر چه مدل تحلیل رفتار متقابل اریک برن تا حد زیادی بر اساس نگرش فروید شکل گرفته است، اما یک نقطه‌ی جدایی کلیدی بین آنها وجود دارد. تفاوتی که باعث شد حتی انجمن روان تحلیل‌گری نیویورک که اریک برن در سال ۱۹۴۰ دانشجوی آنها بود، در سال ۱۹۵۴ حاضر نشود او را به عضویت خود در بیاورد. درمان فرویدی بیشتر بر گفتگو با بیمار و حرف زدن بیمار و کشف نکات پنهان در ناخودآگاه بیمار از طریق حرف‌های او بود. در حالی که اریک برن تاکید داشت که با بررسی تعامل بیمار با دیگران و مشاهده و ارزیابی و تحلیل رفتار او در مقابل دیگران، بهتر می‌توان بیمار را درک کرد. عنوان  تحلیل رفتار متقابل یا Transactional Analysis هم بر اساس همین نگرش انتخاب شده است.یکی از مهم ترین آثار دکتر برن، کتاب Games People Play است که در ایران به عنوان بازی ها: روانشناسی روابط انسانی ترجمه و منتشر شده است. این کتاب به نوعی مجموعه مثال هایی است که مبتنی بر نظریه تحلیل رفتار متقابل برای علاقه مندان تدوین شده است. پیش از آن که به محتوای این کتاب و ارتباط آن با مسائل اجتماعی فعلی بپردازیم، لازم است قدری راجع به چهارچوب تحلیل رفتار متقابل توضیح داده شود.رفتار متقابل و تحلیل آناریک برن شخصیت انسان را دارای 3 بعد کلیدی می داند: کودک، والد و بالغشمایی از روابط متقابل انسان هاکودک: بخشی از وجود انسان است که منطقی و عقلانی نبوده و بیشتر تابع امیال خود است. کودک ممکن است یکی از نقش های مهرطلب، آزارگر یا قربانی را به خود بگیرد ولی درکل، کودک تابع قوانین و چهارچوب ها نیست و از پیروی از امیال خود سیر نمی شود. با این حال کودک منبع مهمی از سرخوشی، خیالات، شور و هیجان در افراد است.والد: والد بخشی از شخصیت ماست که به ارث می بریم. والد برداشت هر شخص از رفتارهای والدین خود است که در دو محور کنترل-حمایت و مثبت-منفی در حال تحرک است. والد همان بخشی است که جامعه پذیری، هنجارها، سنت ها و رفتارهای اینچنینی را نمایندگی می کند.بالغ: بالغ نشان دهنده اراده افراد است. این که چرا یک فرد تصمیم می گیرد را باید از بالغ پرسید. بالغ می اندیشد و از تمامی ظرفیت های فردی برای انتخاب استفاده می کند. معمولا بالغ را با عقل و منطقش می شناسیم.دکتر برن در مدل تحلیلی خود معتقد است هرکدام از وجوه شخصیتی هر فرد که برای رشد و حیات او ضروری است، به مانند جسم انسان، نیازمند منبع تغذیه خارجی است. او نام این غذا را نوازش گذاشته است. به این مثال دقت کنید:دانش آموزی انشایی راجع به یکی از قهرمانان ملی نوشته و آن را در کلاس برای بقیه می خواند. او هم توسط معلم و هم سایر دانش آموزان تحسین می شود و نمره عالی دریافت می کند.تحلیل: والد دانش آموز، قهرمان ملی را موضوعی ارزشمند برای پرداختن به آن تلقی می کند. بالغ دست به قلم می برد و با استفاده از فنون نگارش مشغول نوشتن می شود. کودک، عناصر خیال و شورانگیزی به بالغ می دهد.پاداش: والد های حضار از این موضوع را تحسین می کنند. کودک ها از شور و متن به وجد می آیند و آن را ابراز می کنند(کف زدن) و در نهایت بالغ نویسنده توسط یک دستاورد(نمره عالی) گرامی داشته می شود.البته این یک مثال بسیار ساده برای نشان دادن کیفیت تبادل بین انسان هاست. تبادل ها اساس ارتباطات اجتماعی هستند و راهی برای مدیریت نیازهای روانی. وقتی با همسایه خود هر روز صبح یک سلام رد و بدل می کنیم در حال تبادل با او هستیم. ممکن است یک ماهی به مسافرت برویم و او را نبینیم. وقتی بر می گردیم در کمال شگفتی بیش از یک سلام با او مبادله می کنیم و کمی هم خوش و بش را چاشنی کار می کنیم. چرا که بخشی از نوازش روانی را  که در این خوش و بش داشتیم مدتی بود نادیده گرفته بودیم و اکنون در پی جبران آن هستیم.اما ما به دنبال بازی هستیم. برن در مطالعات خود متوجه شد روابط اجتماعی در قالب های متنوع و پیچیده ای قابل تحلیل هستند. مثلا ما به تبادل اشاره کردیم؛ یک بده بستان ساده. بازی هم یک تبادل است. مهم ترین ویژگی های بازی عبارتند از: پنهان و غیر مستقیم بودن، ناخودآگاه بودن، جبرانی بودن و در نهایت اعتیاد آور بودن. https://www.amazon.com/Games-People-Play-Transactional-Analysis/dp/0345410033 غیرمستقیم بودن اشاره به این موضوع دارد که آن چه در جریان بازی دیده می شود با آنچه در دل بازی تبادل می شود یکسان نیست و حتی می تواند در تضاد باشد؛ مانند شخصی که با تظاهر به بدبختی خودش را کوچک می کند اما در تبادل، ترحم را به دست می آورد.ناخودآگاه بودن اغلب به این معناست که بازیگر این شرایط را ناخودآگاه به وجود می آورد تا به پاداش خود برسد، حتی اگر رفتار او مخرب باشد و به او آسیب برساند(فروید معتقد است که ناخودآگاه همیشه خوشحال است).جبرانی بودن نشان دهنده این است که بازیگر راه صریح یا سالم کسب نوازش را به دلایل متعدد که عمدتا ریشه خارجی دارد از دست داده و اکنون به بازی رو آورده است. بسیاری از این بازی ها ناسالم و مخرب هستند اما بازیگر ترجیح می دهد از طریق کنش ناسالم نوازش را به دست آورد تا این که هیچ نوازشی نداشته باشد(منطق ساده دزدی!).بدترین ویژگی بازی، جایگزین شدن آن با رفتار سالم است. حتی بعد از مدتی که شرایط برای تبادل سال فراهم می شود، بازیگر به بازی خو گرفته و حاضر به ترک آن نیست(علت ریشه بسیاری از عادت های عرف های ناصواب در جامعه و...)اما مبارزه بازی...دوست دارم کمی از وقایع اخیر را در چهارچوب نظریه بازی تحلیل کنیم. گفته شده میانگین سنی اغلب بازداشت شده ها 15 سال است. حتی اگر آن را نپذیریم می توانیم حدس بزنیم که جوانان و نوجوانان بدنه اصلی این اغتشاشات هستند. مدتی در این فکر بودم که دقیقا با چه چیزی مواجه هستیم؟جنبش ها سر و ته و ایده دارند. در این ماجرای های اخیر نه خبری از رهبر و پیشوا بود و نه ایده متمرکزی قابل شناسایی بود. توده ای چهره رسانه ای نامرتبط که موضع گیری کردند و نحله های ضد ج.ا از تجزیه طلب تا سلطنت طلب(مضحک است؛ فرض کنید سلطنت جایگزین نظام فعلی شد، بعد باید بخش های مختلف ایران را به رسم رفاقت تجزیه کرده و تحویل گروهک های مدعی بدهد!).به نظرم ما بیش از همه با یک بازی مواجه هستیم. میدانی که در آن افراد به جبران یک نیاز سرکوب شده می پردازند: مبارزه! مبارزه بخش مهمی از پایه های روان انسان است. یونگ این موضوع را ذیل نظریه کهن الگوهای خود شرح می دهد و راه هایی که تمدن های مختلف برای مدیریت این نیاز برآورده کرده اند را نشان می دهد. با این حال نیاز به خودابرازگری، نیاز به حس غرور، حس قدرت و حس غلبه در نهان هر انسانی نهفته است. مساله اصلی کانالیزه کردن این نیاز است.به شکل طبیعی انسان ها در مسیر رشد شخصیتی خود از طریق دست آوردهای اجتماعی و به تبع آن تایید هایی که دریافت می کنند این حس مبارزه برای پیروزی را کانالیزه می کنند. مساله این است که ما با لمپن هایی طرف هستیم که اهل هیچ چالش و کوششی نیستند. برای کسب درآمد خود را به زحمت نینداخته اند، برای کسب علم و دانش مسیری را طی نکرده اند، حتی برای اعتراضات خود فکر نکرده اند. پس چرا چنین افرادی دست به خشونت خیابانی می زنند؟ چرا راه به جایی نمی برند؟ چرا دست به آزار مردم عادی می زنند؟ اگر واقعا درد میهن دارند چرا چاقو به هم دیگر می زنند؟ در شعار های جست و گریخته در بالکن ها چه خاصیتی وجود دارد؟ در برداشتن مقعنه در مدرسه دخترانه چه انگیزه ای نهفته است؟اگر علاقه مند بودید این موضوع را ادامه خواهم داد انشالله...</description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Sat, 05 Nov 2022 15:47:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اروس و تمدن(۰)؛مقدمه</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%B0%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-gvylextegxtl</link>
                <description>جستارهایی در باب اثر کم تر شناخته شده هربرت مارکوزهچرا مارکوزه ؟آشنایی من با مارکوزه به دوران دانشگاه بر می گردد؛  چقدر هم سمبولیک. چیزی که بسیار توجهم را جلب کرد، صداقت، ظرافت و عمق نگاهش بود. مارکوزه به عنوان یک چپ مارکسیست بسیار رئالیست و به عنوان یک استاد دانشگاه در کلمبیا و هاروارد آن هم در شرایطی که همکاری تنگاتنگی با دفتر خدمات راهبردی(پدر جد CIA) داشت بسیار ایده آلیست بود. مارکوزه در خشت خام سرمایه داری غرب کژتابی دید که چند دهه پس از او اندیشمندان دیگر توانستند در آیینه جامعه آن را ببینند.به شخصه همواره معتقد بودم مسیر جامعه آمریکا باید به عنوان الگوی ما در سطح نخبگان تدریس و مباحثه شود؛ چرا که عده‌ای معتقد هستند راه غرب، راه درمان ما هست و آمریکا حدود یک قرن پیش به سوالات امروز ما پاسخ داده. پاسخی که نتایج آن به خوبی آشکار و قابل تامل هست. مارکوزه در دل این شرایط اندیشید و سخن گفت. به همین خاطر و در پاسخ به سوالات غرب گریان در ایران، مارکوزه صاحب سبکی ایده‌آل برای جدال احسن هست. این یعنی با استناد به غرب بتوانیم غرب را نقد کنیم.چرا اکنونکتاب «اروس و تمدن» در زمره آثار بسیار کلیدی فهم اندیشه مارکوزه است که در ایران بسیار کم به آن پرداخته شده. در این کتاب مارکوزه با مدد گرفتن از اندیشه هژمون فروید بر روان شناسی بالینی در زمان خود و نظریه تمدن او، سعی کرده است بنیان های برخی از مهم ترین رفتارها و جنبش های اجتماعی را تحلیل و موشکافی کند و به نقد آن ها بپردازد. در حوادث شهریور و مهر ۱۴۰۱ ابهامات زیادی نهفته است. ابهاماتی که فهم آن و مهم تر، تبیین آن با مبانی اسلامی کمی چالش برانگیز است. در عین حال مارکوزه حدود ۷۰ سال پیش این شرایط را در یک بستر اجتماعی دیگر که اتفاقا آنجا هم مسائل حقوق زن و حقوق شهروندی بسیار پررنگ شده بود تحلیل کرده است. به همین خاطر به نظرم شرایط موجود فرصتی برای اندیشیدن در رابطه با تغییر برخی از انگاره ها را فراهم کرده است. طبیعی است در فرایند هایی که به تغییر منجر می شوند، استفاده از تجارب مشابه بسیار حائز اهمیت و به نوعی روشنگر راه است.اروس از افسانه تا فلسفهدر افسانه های یونان باستان که در واقع منبع سمبل های تمدنی غرب است، اروس فرزند آرس(ایزد جنگ) و آفرودیت(ایزدبانوی دلربایی) است و نماد میل و شور اروتیک(به معنای عام و فراتر از میل جنسی) است. اروس در آثار فلاسفه نقش نمادینی را بازی کرده است. فلاسفه قدیم اغلب به روش هایی برای مدیریت آن ارائه کرده اند. اما شاید هیچ کس به اندازه فروید، تحقیقات خود را بر اروس و اثرات آن بر فرد و جامعه منعطف نکرده باشد. فروید اروس را رکن اصلی انرژی حیات می دانست و از افسارگسیخته شدن و هدر رفت آن بیمناک بود. او در مطالعات خود به دنبال راهی برای کانالیزه کردن اروس به نفع پیشرفت بشری بود. مارکوزه معتقد است در جامعه مدرن، روانشناسی و علوم اجتماعی و در کنار آن علوم سیاسی، مرز باریک و کم رنگی دارند که باید به تاثیرات متقابل آن ها بر یکدیگر توجه کرد تا بتوان به تحلیلی درست رسید. او در این اثر تلاش کرده است با تکیه بر نقد چهارچوب نظری فروید و مارکس و بازآفرینی عناصر آن، یک جامعه پویا و غیر سرکوبگر را ترسیم کند. با این حال در این جستارها بیشتر به دنبال نقش اروس در تمدن به ویژه ریشه های آسیب زای آن هستم. به شخصه معتقدم حوادث ۴۰ روز اخیر در سال ۱۴۰۱، از یک سو تلاقی مهمی با نقش مخرب اروس در جامعه ایرانی دارد که باید به شکل دقیق و عمیقی مورد بحث و فحص قرار بگیرد و معنای آزادی از منظر پیروان اروس فهم شود.در آخر بازهم یادآوری می کنم، این مجموعه یادداشتی برای خلاصه اثر مارکوزه نیست بلکه جستاری است جهت یادآوری اندیشه غرب به این جهت که آزموده را آزمودن خطاست . </description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Sun, 30 Oct 2022 07:52:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهبران موفق، مربیان بزرگی هستند</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D9%85%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-bmzvjtczjalu</link>
                <description>مقاله پیش رو، یادداشتی است که در HBR منتشر شده  و به نظرم جالبه. شما رو هم به خوندن این یادداشت تاثیرگذار دعوت می کنم. نکته ای که باید بهش اشاره کنم این هست که برای اصطلاح sweet spot معادل فارسی مناسب پیدا نکردم و اون رو به عنوان نقطه شیرین ترجمه کردم. در انتها و در پینوشت به این اصطلاح می پردازم.رهبری همچنان که نسل انفجار قدرت را به نسل نوظهور رهبران نسل ایکس، هزاره و نسل های زد تحویل می دهند درحال تغییرات عظیمی است. تغییر نسل ها با خود تغییر در سبک رهبری، از رهبر به عنوان مدیران توانمند تا رهبر به عنوان مربیان بزرگ مردم، به همراه دارد.با این که در سال های اخیر بسیاری از رهبران مربیان در کنار خود استخدام کرده انده، برخی پا را فراتر گذاشته و مشاغل خود را به همان میزان مدیریت اجرایی که است، به عنوان اساسی برای مربیگری مفهوم پردازی کرده اند. یکی از نمونه های مربی بزرگ، بیل کمبل است که حرفه خود را به عنوان مربی تیم فوتبال دانشگاه کلمبیا شروع کرد و بعدها به عنوان «مربی سیلیکون ولی» شناخته شد. بیل به عنوان رازدار مورد وثوق و مربی اجرایی برای بسیاری از کارآفرینانی که سیلیکون ولی را ساخته اند مانند لری پیج و سرگی برین، هم بنیانگذاران گوگل، مدیر عامل فعلی آلفابت، ساندر پیچای، استیو جابز، شرلی سندبرگ، جف بزوس و جک دورسی عمل کرده است. کمپل باور «فرمان بده و هدایت کن» در رهبری را پس زد و می گوید:«عنوان تو از تو یک مدیر می سازد و افراد تو از تو یک رهبر».همان طور که ورزشکارن بزرگ به دنبال مربیان بزرگ هستند، بهترین افراد به دنبال کار کردن برای رهبرانی هستند که آن ها را برای دست یابی به حداکثر ظرفیتشان مربی گری می کنند و به آن ها کمک خواهند کرد تا خودشان، مربیان بهتری بشوند. مفهوم پردازی رهبری به عنوان مربیگری چه معنی می دهد؟ برای پاسخ به این سوال، ما سرواژه های COACH را بسط داده ایم تا چگونگی کار رهبران امروزی با افرادشان را توضیح دهد. شما باید به هم تیمی های خود اهمیت بدهید، آن ها را در نقطه شیرین(sweet spot) سازمان دهی کنید، حول محور اهداف و ارزش های سازمان میزان کنید، برای رسیدن به حداکثر ظرفیتشان به چالش بکشید و کمک کنید تا به اهدافشان برسند.اهمیت بدهید: ساختن فهم و اعتمادامروزه مردم خود کاملشان( ذهن، بدن و روح) را تا زمانی که باور کنند رهبرشان به ایشان اهمیت می دهد درگیر نمی کنند. آن ها پیش از آن که تمام و کمال خود را وقف شغلشان کنند، به دنبال یک اتصال شخصی با رهبرشان هستند. بنابراین رهبران باید یک سطح از دسترسی، گشودگی و عمق را فراهم کنند که زمانی تابو بود.به تجربه ما در سازمان ها و در کلاس درس، بسیاری از رهبران نسل انفجار جمعیت از گشودگی در برابر کارمندان اکراه دارند و ترجیح می دهند صرفا با گزارشات مستقیم آن ها سر و کله بزنند. این موضوع یک مسئولیت رو به افزایش برای مدیران است، چرا که کارمندان امروزی خواستار ارتباط و اصالت را در رهبران خود هستند. آن ها می توانند در چند ثانیه وانمود کردن را تشخیص دهند و علاقه ای به کار کردن با چنین رهبرانی را ندارند. بنابراین رهبران مربی از ابتدا باید ثابت کنند که نه فقط به عملکرد کلی تیم احترام می گذارند بلکه درچهارچوب قواعد زندگی کاری افراد، عمیقا به تیمشان اهمیت می دهند.همانطور که مارلین کارلسون نلسون، مدیرعامل شرکت میزبانی و مسافرتی کارلسون، می گوید، او با اثبات این که چقدر به کارکنانش اهمیت می دهد فرهنگ شرکت را زیر و رو کرد. او می گوید:«کارمندان راضی، مشتریان راضی می سازند. در کسب و کار خدماتی مشتریان فورا متوجه می شوند که آیا واقعا به آن ها اهمیت می دهید یا خیر».سازماندهی کنید: افراد را به نقطه شیرینشان بیاوریددومین کار رهبران به عنوان مربی این است که نقاط ضعف و قوت و محرک ها و رویاهای اعضای تیم خود را بدانند. رهبران از این اطلاعات برای سازماندهی تیم خود به نحوی استفاده می کنند که همه در «نقطه شیرینشان» عمل کنند؛ جایی که با نقاط قوت و محرک های روحیشان به هم برسند. وقتی مردم در نقطه شیرین خود مشغول کار هستند، پر انگیزه، پر انرژی متمرکز و علاقه مند به شغلشان هستند و در کارشان موفق می شوند.رهبرانی که درحال خلق ضروریات یک فرهنگ سازمانی متکی بر نقطه شیرین هستند با اعضای تیم خود نه دریک اتاق جلسه یا دفتری جدا افتاده بلکه مستقیما کار می کنند. حتی فراتر، رهبران مربی در وسط میدان هستند؛ جایی که می توانند مردم را حین کار با مشتریان مشاهده کنند تا متوجه شوند تقاطع قوت های اعضای تیمشان با نیازها و درخواست های مشتری چیست.به همان میزان که این تعاملات مستقیم مهم هستند، زمانی که با مجموعه اطلاعات لحظه ای از طریق پرسشنامه های کارمندان ترکیب شوند، قدرتمندتر هم می شوند. این نتایج کمک می کنند تا رهبران آن چه را که در تعاملات روزانه می بینند را اعتبارسنجی کنند و می توانند تصمیماتی بگیرند که یک تیم توانمند و به درستی سازماندهی شده بسازد که در آن همه به نقاط قوتشان متصل هستند.میزان کنید: مردم را حول یک دید و هدف مشترک متحد کنیداز میان همه وظایفی که به رهبران به عنوان مربی نیاز دارند، چالش برانگیزترین کار، میزان کردن کارمندان با اهداف و ارزش های شرکت است. مردم در بسیاری از سازمان های بزرگ، در کشمکشی برای ارتباط بین هدف شخصی خود به هدف هستند. برای بسیاری از کارمندان، آشنا شدن با اهداف متهورانه که رفیع به نظر می رسد یا به وظایف روزمره‌شان نامربوط است پلی بس دور و دراز است. کار رهبران این است که به آن بیانیه ها زندگی ببخشند و اهداف و ارزش های شرکت را به شغل هر کارمند قابل اتصال کنند.به چالش بکشید: بهترین های مردم را فرابخوانیدکارمندان و رهبران جوان دقیقا مانند بهترین ورزشکاران و برترین رهبران فعالانه در جست و جوی مربیانی هستند که بتوانند آن ها را به حداکثر ظرفیتشان برسانند، همین کار را می کنند. آن ها به دنبال رهبرانی که این روند را برایشان ساده می کنند نیستند؛ بلکه برعکس می خواهند به چالش کشیده شوند.آنها می خواهند برای رهبرانی مانند مدیرعامل سابق Amgen، کوین شارر کار کنند که مصرّ بود رهبری تیم او کارمندانی بازخورد صادقانه و سازنده فراهم می کند، استاندارد هایی با بهره وری بالا به کار می گیرد، از اهداف قابل اندازه گیری برای رهگیری پیشرفت استفاده می کند و بررسی های عملیاتی مبتنی بر واقعیت و با تمرکز بر نتایج، اجرا می کند.رهبر به عنوان مدیر باید با کش و قوس دادن به مردم راحت باشد، آن ها را به خارج از ناحیه راحتیشان هل بدهد و راهی به سوی رشد فردی و حرفه ای باشد. در این فرایند نه تنها به مجریان بهتری تبدیل می شوند بلکه در مسیر تبدیل شدن به رهبران آینده قرار می گیرند.کمک کنید: مشکلات را حل کنید و موفقیت را جشن بگیریدمدیران اجرایی در شرایط مدیریت دستور و کنترل استراتژی، ساختار و فرایند خود را ساخته و سپس کار را جهت اجرا به زیردستان ابلاغ می کنند. سپس نتایج را بررسی می کنند و مردم را بر اساس خروجی های کمّی قضاوت می کنند. در این روزگار که رهبران دیگر قاضی نیستند و همکار هستند، این رویکرد غیرقابل تغییر دیگر کارساز نیست.رهبران مربی در فضای کاری به شخصه با کارمندان تعامل می کند و به آن کمک می کند تا به گزینه ها فکر کنند و مشکلات سخت را حل کنند. زمانی که همه چیز به خوبی پیش برود، رهبران مربی در جشن های پاداش یا جلسات فروش شرکت می کنند تا مردم را برای همراهیشان بشناسند. زمانی که روی واگلوس مدیرعامل Merck بود، به شکل منظم غذای خود را در کافه تریای شرکت می خورد و در آن حال از مردم در رابطه با کار و چالش هایشان می پرسید. اغلب، بعدتر آن ها را برای پیشنهاد ایده های خود جهت حل مشکلاتشان فرا می خواند.تکامل خود ماما این مطلب را نه به عنوان متخصصانی که همه چیز را می دانند بلکه به عنوان همسفران این مسیر نوشتیم. هر دوی ما رهبری خود را تکامل بخشیدیم و از اجرای مدیریت سنتی به سمت مربی گری حرکت کردیم.به عنوان مدیرعامل Medtronic ، بیل حجم عمده زمان خود را با کارمندان در کارخانه ها، آزمایشگاه ها، دفاتر و بیمارستان، در حال توسعه حس عمیق اهیمت برای کارمندان Medtronic و احترام به تعهد ایشان به ماموریت Medtronic می گذراند. با این حال تغییرات عمده سازمان نیازمند مردم در نقطه شیرین و میزان با اهداف و ارزش های Medtronic است. با به چالش کشیدن مردم برای اقدام در سطح بالاتر و فراهم کردن کمکی که به آن نیاز دارند، کسب و کار به موفقیتی جانانه دست می یابد.زک از نسل هزاره سه سال پس از سرمایه گذاری درThree Ships  در 24 سالگی، با هم تیمی خود مواجه شد که در جلسه مدیریت 360 درجه او را بابت تمرکز زیاد برای روی توانایی خود برای انجام سریع امور و برپایی استانداردهایی که برای دیگران قابل رویت نیست کوبید. در نتیجه او شروع به تغییر شاخص موفقیت از دست آوردهای فردی به دست آوردهای تیمی کرد. یک دهه بعد، او در حالی که اصرار به بازخورد مرتب از تیم خود دارد کماکان به این مسیر ادامه می دهد. تغییرات او کسب و کار را برای رشد بسیار سریع تر توانمند ساخت.تجربه ما ناشناخته نیست. گفت و گوهای ما با صدها رهبر، از مدیران ارشد کسب و کار تا مدیران عامل ما را قانع ساخت که یک تغییر بزرگ درحال رخ دادن است. مدل رهبری در حال تغییر کردن است و فرمول برد برای بهتر شدن، مربی خوب شدن است.برای مطالعه اصل مقاله می توانید از این لینک استفاده کنید: https://hbr.org/2022/10/successful-leaders-are-great-coaches در رابطه با sweet spot: وضعیتی است که در آن توانمندی، استعداد، منابع، آمادگی ذهنی و جسمی فرد در حالت بهینه و هم راستا است.</description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Thu, 20 Oct 2022 22:00:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زیرخاکی از دانشگاه هاروارد ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D8%A7%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-utuqqzsjwn0b</link>
                <description>دانشگاه هاروارد در طول تاریخ فقط یک شعبه دیگر تاسیس کرده و آن هم در ایران! البته خیلی زود با انقلاب اسلامی این دانشگاه تبدیل شد به دانشگاه امام صادق (ع).علیرغم همه نظرات مختلف و متنوع از شایعه تا واقعیت که پشت سر دانشگاه هست، به عنوان فارغ‌التحصیل امام صادق (ع) معتقدم منحصر به فرد ترین دانشگاه ایران هست.در ادامه فیلمی از اولین سالگرد تاسیس دانشگاه رو براتون می ذارم. چون لینک رو از گوگل درایو دادم اگر احیانا پخش نشد از گوشه بالا گزینه pop-up رو بزنید تا در tab جدید فیلم باز بشه https://drive.google.com/file/d/1EY6UhK9x7lWG35oB0DzEyu3xDEzEdbLN/view?usp=drivesdk پ.ن: ۱۰۰٪ دانشگاه امام صادق مدینه فاضله یا بی نقص نیست. بلکه پدیده ای منحصر به فرد هست.</description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Tue, 18 Oct 2022 22:40:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگ نامتقارن در جنگ روایت ها</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B1%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7-fwas0g51y6vk</link>
                <description>با گذشت نزدیک به یک ماه از شروع اعتراضات در ایران پس از ماجرای فوت خانم امینی، مدت هاست مساله نارضایتی از مهسا امینی [با بولدوز] عبور کرده است و به یک کلاف پیچیده تبدیل شده است. اعتراض به وضعیت معیشت، مسائل اجتماعی، حقوق شهروندی ... منابع اصلی نارضیاتی اجتماعی هستند که گاه و بی گاه به بهانه های نامرتبطی مثل گشت ارشاد به شکل انفجاری خود نمایی می کنند و معمولا با بهره برداری دشمنان مردم به انحراف کشیده می شوند. در نتیجه نه تنها مساله مردم حل نمی شود بلکه با ایجاد شکاف بین حاکمیت و مردم، ضربه جدیدی به پایه های جامعه وارد می شود. در این شرایط چگونه می توانیم به حل مساله اجتماعی بپردازیم؟دکترین جنگ نامتقارن یک راهبرد کلان مقابه با دشمن است. احتمالا شما هم کمابیش راجع به جنگ های پارتیزانی یا چریکی می دانید. تاریخ مبارزات چریکی به قرن ها قبل بر می گردد؛ جایی که قدرت طرفین درگیری اختلاف فاحشی دارد. ایده نبردهای پارتیزانی که به دنبال استفاده از مزیت های موجود در تقابل با دشمن است یکی از پایه های اصلی دکترین جنگ نامتقارن است.معنای جنگ نامتقارن این است که دو طرفِ جنگ از منابع مختلف‌الحالی، با هویّتهای مختلف برخوردارند؛ این جنگ نامتقارن است؛ یعنی هرکدامِ از این دو طرف امکاناتی دارند، منابع قدرتی دارند که طرف دیگر آن را ندارد. ما با استکبار جهانی در حال جنگ نامتقارنیم؛ چرا؟ ممکن است او یک امکاناتی داشته باشد که ما نداشته باشیم امّا ما هم امکاناتی داریم که او ندارد؛ آن امکان چیست؟ توکّل، اعتماد به خدا، اعتماد به پیروزی نهایی، اعتماد به قدرت انسان، به قدرت اراده‌ی انسان مؤمن؛ این را ما داریم؛ این شد جنگ نامتقارن. در جنگ نامتقارن اراده‌ها هستند که با هم میجنگند؛ هر اراده‌ای غلبه پیدا کرد، پیروز خواهد شد. در میدان، اراده را ضعیف نکنید؛ در میدان نبرد، اراده را دچار تزلزل نکنید؛ اگر یک طرفِ جنگ در میدان نبرد اراده‌اش سست شد، قطعاً شکست خواهد خورد. نگذارید اراده‌تان سست بشود، نگذارید تبلیغات دشمن و وسوسه‌های دشمن، در اراده و عزم راسخ شما تزلزل ایجاد کند؛ این اراده‌ی مستحکم را نگه دارید؛ این ضامن پیروزی است. هزاران نفر در دوم ژوئن 2020 به مدت 8 دقیقه 46 ثانیه در یادبود جورج فلوید که به دست پلیس مینیاپلیس کشته شده بود، روی پل برن‌ساید دراز کشیدندقبلا راجع به نبرد روایت ها گفته بودم. به نظرم ما در نبرد روایت ها در مقابله رو در رو محکوم به شکستیم. فیلترینگ سنگین، قطع دسترسی به اینترنت جهانی، مهندسی اخبار و ... اقداماتی است که در مقابله با سونامی روایت های غربی هرچند ضربه گیر هست اما کارآمد نیست. در شرایطی که دشمن مردم ایران در فضای مجازی برتری سنگین و قابل توجهی دارد، نه برای پاسخ به او بلکه برای موفقیت مردم در مطالبه خود از مسئولین، دکترین جنگ نامتقارن، بازی برد-برد حاکمیت-مردم است.یکی از دلایلی که مردم احساس خشم دارند و ج.ا را ناکارآمد می دانند این است که مغلوب روایت رسانه ها شده اند: دولتمردان ایران از یک طیف خاص هستند که فقط منافع خودشان اهمیت دارد و مردم هیچ اهمیتی ندارند! برای هر پژوهشگر منصف و هر فرد آگاهی این روایت بسیار مضحک است چون اولا دولتمردان به هیچ عنوان از یک طیف فکری نیستند(مثلا نگاه کنید به تعداد مسئولانی که ضد ولایت فقیه بوده و از ایران فرار کرده اند) و ثانیا بسیاری از همین حدود 2.5 میلیون نفر کارمندان دولت اطرافیان ما هستند که خوب و بد آن ها را می شناسیم. اما غلبه این روایت مانند موریانه در حال خوردن سرمایه اجتماعی ما هست. ادعای من در این نوشتار دفاع از اشخاص و دولتمردان نیست. ادعای من دفاع از جامعه ما است که در حال آسیب دیدن است. دهها پژوهش علمی راجع به کارآمدی یا ناکارآمدی ساختارها در ایران و دلایل آن نوشته شده است. اما اغتشاشات و آسیب به اموال عمومی، تجویز هیچ کدام نیست. شرایط فعلی ناشی از نبرده پیچیده روایت ها برای تسخیر افکار عمومی است.برای مقابله با این روایت غالب به شکل بسیار خلاصه، بهترین راه مبارزه با اغتشاشات سازمان یافته با هدف آشوب فرسایشی علیه جامعه، ایجاد بستر اعتراض سالم و کارآمد است. یکی از نماد های کارآمدی نظام و سرمایه اجتماعی احساس شنیده شدن مردم در حکمرانی است. در شرایط فعلی بهترین راهکار دولت استفاده از میانجیان اجتماعی برای تدارک دیدن یک اعتراض گسترده سالم و پاسخ سریع و قاطع ارکان حکمرانی به آن است. نشان دادن یک اعتراض سالم و کارآمد راهی برای تخلیه حساب شده احساسات مردم و آرام شدن جامعه است. از طرفی نشان دادن یک الگوی موفق قابل گسترش عملا صف مردم را از دشمنان جامعه جدا می کند و توجیه های اغتشاشگران را بی معنی می کند.به هر حال قصد نداشتم اینجا و در یک بلاگ دورافتاده مسائل کلان نظام را حل کنم(?) بلکه مایلم تا تلنگر ذهنی خودم را با شما به اشتراک بگذارم. با نظر دادن برای این متن می توانیم بیشتر گفت و گو کنیم.</description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Mon, 17 Oct 2022 15:43:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نبرد روایت ها در شبکه های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-axqapyw54lm4</link>
                <description>تجمع فارسی زبانان خارج از کشورخبرگزاری CNN در تاریخ 13 مهرماه به جنگ روایت ها که در شبکه های اجتماعی به خصوص توییتر در حال رخ دادن است، پرداخت. در این یادداشت به نقد و بررسی این تحلیل می پردازیم. https://www.cnn.com/2022/10/05/middleeast/social-media-disinformation-mime-intl/index.html این تحلیل از مصاحبه با مارک اون جونز از اساتید دانشگاه حمد بن خلیفه قطر و متخصص دروغ رسانی (disinformation) برگرفته شده 2 محور اصلی وجود دارد:1. جنگ روایت ها یک حقیقت عینی در میدان است.2. توییتر به عنوان فضای محوری رسانه های ضد نظام به طرز شگفت انگیزی در مهندسی افکار دست دارد.مساله فیلترینگ از موضوعاتی از است که در همه کشورها از جمله ایران بر اساس سیاست های دولت ها وجود دارد. در اعتراضات اخیر فیلترینگ و قطعی اینترنت دو اقدام کلیدی دولت برای مدیریت میدان نبرد روایت ها بوده است. با این حال دسترسی به توییتر گاهی در ایران و عمدتا خارج از مرزها ممکن است. توییتر به میدان نبرد 2 طرف طرفداران و مخالفان جمهوری اسلامی تبدیل شده است و طبیعی است که موضوعات مرتبط با اعتراضات در کانون توجه قرار بگیردند و به اصطلاح «داغ» شوند. اما این مباحث چقدر نمایانگر حقیقت هستند؟دکتر جونز پس از تحلیل داده های 52 میلیون هشتگ(تا لحظه مصاحبه) با محوریت مهسا امینی از هر دو طرف به این نتیجه رسیده که که داده های انحرافی، از جمله اقدامات ربات ها با هدف گول زدن مخاطبان نقش مهمی در این جریان داغ دارند. علاوه بر ربات ها که اساسا توسط نرم افزار(نه کاربر) برای ارتقای محتواهای خاصی استفاده می شوند، تعداد قابل توجهی از اکانت های نوپا در جریان اعتراضات به وجود آمده اند که نقش قابل توجهی در داغ نگه داشتن فضا دارند. به عنوان مثال در یک نمونه، از 108000 اکانتی که از هشتگ opIran استفاده کرده اند 13000 اکانت در یک ماه اخیر به وجود آمده اند. اهمیت این آمار وقتی است که این عدد برای میانگین ماه های قبل فقط 500 اکانت در ماه است(رشد 2600 درصدی!)در این تحلیل به نقل از مازیار بهاری، سردبیر ایران وایر(IranWire)، گفته شده که در فضای آشوب و خشم بسیاری از کابران اعتبارسنجی محتوا را نادیده می گیرند. این آسیب زمانی جدی می شود که بسیاری از نخبگان، چهره های مشهور و ... در دام اطلاعات غلط و دروغ رسانی افتاده و چشم بسته اقدام به بازنشر این محتواها می کنند. در این یادداشت تحلیلی همچنین اشاره که با توجه به قطعی سراسری اینترنت، نقش اول توییتر در اختیار خیل ایرانیان خارج از کشور است که به دنبال زنده نگه داشتن این جریانات هستند. علاوه بر این به نقش سازمان مجاهدین خلق(منافقین) در فعالیت علیه نظام و سوابق اکانت های فیک و ترول این سازمان در فیسبوک و برخورد شرکت فیسبوک با ایشان در سال 2012 توجه شده است.این اولین بار نیست که در رسانه های غربی به تهاجم سازمان یافته و حتی دولتی دشمنان جمهوری اسلامی از طریق شبکه های اجتماعی اشاره شده است. برای مطالعه بیشتر این دو مقاله را پیشنهاد می کنم: https://thecradle.co/Article/Analysis/16372  https://www.washingtonpost.com/national-security/2022/09/19/pentagon-psychological-operations-facebook-twitter/ </description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Sun, 16 Oct 2022 16:36:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرارداد اجتماعی به مثابه یک مدل</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AF%D9%84-godawafkv5hk</link>
                <description>چگونه حکومت از مصدر مردم آغاز و به خود مردم حاکم می شودایده قرارداد اجتماعی به دوران فیثاغورس و اپیکور باز می‌گردد. هرچند در شکل شناخته شده مدرن خود این ایده توسط توماس هابز احیا شد و بعدها در مسیرهای مختلف به دست افرادی چون جان لاک، ژان ژاک روسو و امانوئل کانت توسعه یافت. پس از کانت ایده از کانون توجه فلاسفه سیاسی خارج شد تا این که توسط جان رالز بازاحیا شد. هم اکنون این ایده در قلب تعدادی از فعالیت‌های فیلسوفان اخلاقی و سیاسی قرار دارد.برای نوشتن این یادداشت مطالب فارسی و غیر فارسی متعددی بررسی شده اما مدخل «رویکردهای معاصر به نظریه قرارداد اجتماعی» از دانشنامه استنفورد را بیش از بقیه پیشنهاد می کنم: https://plato.stanford.edu/entries/contractarianism-contemporary/ برای درک نظریه قرارداد اجتماعی باید به قلب اومانیستی نظریه های سیاسی بعد از رنسانس توجه کنیم. در دوران زمام داری کلیسا، حق زعامت ازآن خدا بودکه از طریق کلیسا برای پادشاهان به رسمیت شناخته می شد. پس از نوزایی و تغییر قطب نمای فلسفی، انسان به عنوان فاعل شناسا در قلب هستی قرار گرفت. این جایگاه به او این حق را می داد تا برای منافع خود به هر اقدامی دست بزند.از دل این خط سیر فکری مساله حکمرانی توجه برخی از روشنفکران عصر نوزایی را به خود جلب کرد. سوال اصلی این بود: چرا مردمی که مشروعیت دولت خود را از کلیسا نمی گیرند باید از دولت اطاعت کنند؟ ابهام در این سوال باعث ناآرامی های بسیاری در همه نقاط تحت نفوذ کلیسای در آن دوران شده بود. از همین رو اندیشمندان سیاسی به دنبال راهی برای پاسخ به این سوال بودند.هدف نهایی نظریه های قرارداد اجتماعی نشان دادن این است که در فهم عامه قواعد و قوانین اجتماعی به شکل عقلانی داری مشروعیت است. این ویژگی به تنهایی تمایز بخش قرارداد اجتماعی با سایر رویکردهای فلسفی سیاسی و اخلاقی  نیست؛ چرا که همگی به تعبیری در پی مشروعیت عقلانی قواعد سیاسی و اخلاقی هستند. اختلاف حقیقی جایی است که در رویکرد قرارداد اجتماعی، مشروعیت در بنیاد خود متکی بر دلیل یا حقیقتی خارجی نیست. مشروعیت از طریق توافق عقلانی به شکل درون زا تولید می شود(یا حداقل به دلیل عدم مخالفت با آن). این حقیقت که هر کسی در جامعه با دلایل خود با قاعده یا اصلی موافقت می کند، اساس مشروعیت برای آن قاعده یا اصل است. قرارداد اجتماعی در بیان خود یک مدل سازی از فرایند پیچیده شکل گیری دولت است و در بسیاری از توصیفات خود به دور از حقیقت یا بدون استنادات حقیقی است اما باید این حقیقت را برای مدل‌ها در نظر بگیریم که آن‌ها به ما کمک می‌کنند تا مفروضات کلیدی را ببینیم و ارتباط بین عناصر را کشف کنیم. در بیان ساده قرارداد اجتماعی بر مشروعیت عمومی متمرکز است که عبارت است از تعیین این که آیا یک نظام دست نشانده مشروعیت و در پس آن ارزش وفاداری دارد یا خیر؟با این که مدل های مختلفی برای قرارداد اجتماعی بیان شده، اکثر مدل ها پیرو نظریه هابز هستند که مبتنی بر دلایل فردی به عنوان فاعل و طبق محرک های درونی است. مهم تر این که توافق افراد جامعه برای دلایل خودشان  نه دلایل خوب. البته ممکن است این دلایل خوب باشند یا از منبعی الهام گرفته شده باشند اما این که این دلایل متعلق به خودشان است که برایشان حائز اهمیت است و از بیرون بر ایشان تحمیل نشده نکته کلیدی است. جان رالز هم در آثار خود  این جمع بندی را دارد که اساسا خوبی در منظر افراد یک جامعه تعریف و مفهوم یکسانی ندارد. قرائت های متاخر از قرارداد اجتماعی بیش از پیش به ناهمگونی جامعه وزن می دهد.در مدل قرارداد اجتماعی، دو سنخ مرتبط از افراد وجود دارد: (آ) و (ا). سنخ اول یا همان (آ) نمایان گر انتخاب کنندگان است که در «دستگاه نمایندگی» مانند وضع طبیعی ساخته شده است. وضع طبیعی، وضعیت پیشا دولت انسان هاست که در واقع محیطی برای توصیف ویژگی‌های اصلی انسان‌ها و علل اصلی نیاز به دولت است. سنخ دوم(ا) مرکب است از آحاد حقیقی مردم که شرایط تعامل آن‌ها توسط قرارداد/توافق تنظیم می‌شود. متغیر‌های اصلی دیگر عبارتند از بستر یا زمینه مشورتی(م) که در آن انتخاب کنندگان مدل(آ) تعدادی قانون، اصل یا هنجار را به تصویب می‌رسانند(ق).(همان) در نهایت مدل عمومی قرارداد اجتماعی بدین شکل قابل شناسایی است:(آ)، (ق) را در شرایط (م) بر می‌گزیند و این امر به (ا) دلیلی برای تصدیق و اطاعت از (ق) را در جهان حقیقی می‌دهد مادامی که دلایل (آ) برای انتخاب (ق) در (م) قابل شراکت باشد.هریک از این متغیرها (آ، ا، م، ق) می‌توانند در انحای مختلف تعریف شوند و در نتیجه نظریه‌های مختلف از دل این تعریف‌ها استخراج شود.تولید مشروعیت سیاسی بر طبق قرارداد اجتماعی</description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Sat, 15 Oct 2022 11:09:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه چیزی یک ابر قدرت می آفریند؛ رانه های اصلی فراز و فرود</title>
                <link>https://virgool.io/@seyyedyasin/%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AF-kucivgwzhi6i</link>
                <description>در این یادداشت به بررسی یک مقاله از  Michael J. Mazarr که در نشریه Foreign Affairs منتشر شده است می پردازیم. Michael J. Mazarr از محققان ارشد علوم سیاسی در موسسه RAND است. برای مطالعه اصل مقاله می توانید به این آدرس مراجعه کنید: https://www.foreignaffairs.com/articles/united-states/2022-06-21/what-makes-a-power-great موضوع این مقاله حاصل فعالیت 1 سال و نیمه تیم تحقیقاتی رند(RAND) در یک مطالعه به سفارش پنتاگون است که چکیده آن در نشریه فارین افیرز منتشر شده است. این مقاله به دنبال کشف مولفه های مشترکی است که از زمان جنگ های پلوپنزی تا عصر حاضر باعث شده تا ابرقدرت ها(great powers) به وجود بیایند و سقوط کنند. بدنه این یادداشت 4 بخش عمده دارد: اول) مقدمه و بهانه انتشار دوم) معرفی مولفه های اصلی و مشترک قدرت های بزرگ سوم) تعادل در ترکیب و اثربخشی 7 مولفه بنیادی  چهارم) وضعیت فعلی آمریکا با توجه به این 7 مولفه و بررسی وضعیت رقبااین مقاله به بهانه افزایش درگیری ها در روسیه و اوکراین و تهدید روسیه علیه ناتو با این سوال منتشر شده است که پاسخ آمریکا چه خواهد بود. نگارنده معتقد است آمریکا به شکل پیش بینی پذیری به سراغ بودجه های نظامی و رقابت تسلیحاتی می رود؛ حال آن که مولفه اصلی قدرت و بازدارندگی یک ابرقدرت بیش از توان نظامی در درون ساختارها و جامعه آن نهفته است. به عبارتی افزایش خطر روسیه برای آمریکا بیش از آن که تهدیدی از خارج باشد، نشانی از تهدیدی در داخل آمریکا است.پس از مدت ها فعالیت پژوهشی معلوم شده است که شاخص های آشکاری مانند درآمد سرانه یا فناوری برای ایجاد یک ابرقدرت کافی نیست. به عنوان مثال درآمد سرانه در سنگاپور یا پیشرفت های فناورانه در کره جنوبی منجر به تولد یک ابرقدرت نشده اند. نتیجه این تحقیقات به 7 اصل بنیادین ظهور ابرقدرت ها منجر می شود. این 7 اصل به شرح زیر بیان شده است:1.  جاه طلبی ملی محرک: جاه طلبی ملی محرک حسی مشترک بین اعضای یک ملت برای توسعه ایده ها و ارزش های خود در خارج از مرزهای خود است. این جاه طلبی 2 بعدد اصلی دارد: هم باید در ایده آن ملت ظرفیت توسعه وجود داشته باشد. ظرفیت هایی مثل اشتراکات فراقومی و فرازمانی و هم باید در خود آن ملت اراده ای برای توسعه این عقاید وجود داشته باشد. یکی از نتایج کلیدی این جاه طلبی تکاپوی جدی در سطح جامعه است. به عنوان مثال کره جنوبی فاقد این جاه طلبی ملی است.2. به اشتراک گذاری فرصت ها برای شهروندان: به قول مقاله، ریختن منابع در ظرف سرمایه های انسانی عبارت است از به اشتراک گذاری فرصت ها. کیفیت توزیع فرصت ها برای شهروندان یکی از مولفه های اصلی ابرقدرت ها است.3. هویت ملی مشترک و درونی سازی شده: اهمیت هویت ملی برهیچ کس پوشیده نیست. هویت ملی هرقدر فراگیرتر باشد به همان میزان به همراهی جامعه در مسیر آرمان ها و اهداف بیشتر کمک می کند. درونی سازی هویت ملی نقش کلیدی در پیشگری و کنترل آسیب هایی مانند شکاف های اجتماعی و قومی یا تجزیه ملی دارد و از مولفه های مهم در تعمیق روابط آحاد جامعه با یکدیگر است.4. دولت فعال: دولت به معنای نهادی آن، هرقدر سلامت در حکمرانی داشته باشد و هرقدر در اقدامات خود جهت نیل به اهدافش موثرتر باشد به همان میزان فعال تر است. مسائلی چون سلامت سیاسی، شفافیت، کارآمدی، قانون گذاری، رعایت حقوق عامه و... از نشانه های دولت فعال هستند.5. نهادهای اجتماعی موثر: میزان اثربخشی نهادهای اجتماعی عمومی و خصوصی نشان دهنده پویایی اجتماعی و مشارکت مردم در فرایند حکمرانی است.6. یادگیری و تطبیق پذیری: صرف رشد علمی یا مالکیت فناوری نمی تواند منجر به ظهور یک ابرقدرت بشود بلکه میزان تطبیق پذیری این یادگیری و رشد علمی با نیازهای روز است که فراز و فرود یک کشور را تعیین می کند. هرقدر این یادگیری عمیق تر، گسترده تر و تطبیق پذیرتر باشد قدرت بیشتر و فناوری های کارآمدتری را تولید می کند. فناوری ها باید نماینده کنجکاوی ملی باشند. مثلا در بریتانیای عصر صنعتی با این که لزوما در همه فناوری ها برتر نبود اما تمرکز بر ناوگان دریایی باعث اثربخشی می شد.7. تکثر اجتماعی: نشان دهنده بستری برای تضارب آرا، انتقاد سازنده و مواجهه خلاقانه در جامعه و میان گروه های اجتماعی است.از زمان جنگ های پلوپنزی تا امروز این 7 مولفه بنیادین به صورت متوازن در یک ابر قدرت ظهور پیدا نکرده اند و معمولا تعدادی، برجسته تر از بقیه هستند. در نتیجه برای ظهور یک ابرقدرت لازم است تا این 7 مولفه به تعادل برسند. همچینین یکی از ویژگی های اصلی در این مولفه های بنیادین، ترکیب های هم‌افزا است؛ یعنی با تقویت برخی از مولفه ها، برخی دیگر هم رشد می کنند و این رشد هم افزا یک جهش فزاینده در افزایش قدرت را رقم می زند.مثلا ترکیب یادگیری و تطبیق پذیری با جاه طلبی ملی محرک از این جنس است. یعنی یک جاه طلبی ملی، محرکی مهم است که اگر در یادگیری و تطبیق پذیری کانالیزه شود، جهشی علمی و فناورانه در قدرت آن کشور به وجود می آید، اتفاقی در که در آلمان نازی یا آمریکای پس از دهه 40 میلادی در حوزه قدرت نظامی به وضوح قابل مشاهده است. ترکیب دیگر، ترکیب دولت فعال و نهادهای اجتماعی موثر است که می تواند بر اثربخشی حکمرانی و پویای اجتماعی اثرات شگرفی بگذارد و کشور را به مرحله ایمنی از درون برساند.این 7 مولفه توسط نخبگان جامعه مدیریت می شوند و به در تعادل نگه داشته می شوند. نخبگانی که مردمی باشند و از دریچه نگاه مردم اندیشه ورزی کنند می توانند این تعادل را برقرار کنند اما اگر نخبه ها منافع خود را مقدم کنند باعث انحراف جریان قدرت و در نهایت برهم خوردن توازن و ضعف کشور می شوند.امروزه آمریکا در 4 محور از این 7 مولفه بنیادی دچار بحران است. جاه طلبی ملی با چالش های جدی مواجه است. مردم آمریکا نسبت به 30 سال اخیر نسبت به ارزش های آمریکایی بسیار بدبین شده اند و چرایی ارزشمندی آمریکایی بودن زیر سوال رفته است. هویت مشترک ملی مورد بعدی دچار چالش است. ورود گسترده مهاجران باعث شکل گیری جوامع بسته ای در دل آمریکا شده است که هویت ملی مشترک و درونی سازی شده را به چالش می کشند و این روند رو به افزایش است. به اشتراک گذاری فرصت ها هم دچار بحران است. امروزه تعداد آمریکایی هایی که درآمدی بیشتر از والدین خود دارند، حدود 50% است. این عدد در دهه 40 حدود 90% بوده است. در این بحران عملا فرصت های شکوفایی کم تری در اختیار شهروندان است و انتظار رشد کاهش یافته است. یادگیری و تطبیق پذیری هم ضربات جدی متحمل شده است. نظام آموزشی آمریکا کارآمدی کافی ندارد و در نبود آن، موضوع اطلاعات نادرست(misinformation) که ناشی از سیطره شبکه های اجتماعی است باعث توهم دانایی شده است.در سوی دیگر چین به عنوان نزدیک ترین رقیب آمریکا قابل بررسی است. چین از جاه طلبی ملی بالایی هم در حوزه داخلی و هم خارجی برخوردار است. همچنین در حوزه هویت ملی هم بسیار موفق ظاهر شده است. دولت فعال در توزیع منابع و فرصت ها بین شهروندان موفق ظاهر شده. سیاست های پلورالیسم در جامعه هم به شکل قابل قبولی وجود دارد. البته این به معنای بی نقص بودن چین نیست. نابرابری جنسیتی در توزیع فرصت ها هنوز وجود دارد. از منظر کیفیت و کارآمدی حکمرانی بنابر داده های رسمی فاصله قابل توجهی بین چین و آمریکا وجود دارد. فضای سیاسی بسته در چین هم جزو نقاط ضعف کشور به شمار می رود. در نتیجه چین هنوز در این 7 مولفه اصلی به تعادل نرسیده است.مولف در جمع بندی معتقد است که آمریکا بیش از بیرون، از درون در خطر است و برای عبور از این خطر نیازمند یک «پروژه ملی» جدید است تا بتواند 7 مولفه اساسی را تحت تاثیر قرار بدهد و ورود به یک رقابت تسلیحاتی و رفتارهای بدون پشتوانه درونی می تواند آغازِ پایان ابرقدرت باشد.  </description>
                <category>سید یاسین پیام</category>
                <author>سید یاسین پیام</author>
                <pubDate>Fri, 14 Oct 2022 16:37:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>