<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شهروز اعزازی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sezazi69</link>
        <description>بهترین راه یادگیری مطالب جدید، یاد دادن آن به دیگران است.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:33:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2436067/avatar/o4vmfS.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شهروز اعزازی</title>
            <link>https://virgool.io/@sezazi69</link>
        </image>

                    <item>
                <title>15 دلیل که فریلنسری یا دورکاری مناسب شما نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/newdima/15-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%87-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-krfksoma5khk</link>
                <description>https://img.freepik.com/free-photo/استقلال مالی، رئیس خود بودن، ساعت کار انعطاف‌پذیر، آزادی عمل در انتخاب کاری که می‌خواهید انجام بدهید، عدم وابستگی به زمان و مکان و حتی درآمد ارزی و دلاری در شرایط فعلی اقتصادی در کشور، کلید واژه‌هایی هستند که این روزها برای معرفی شغل دورکاری، فریلنسینگ یا فریلنسری زیاد شنیده می‌شوند. در اینجا برخلاف آنچه این روزها میشنویم و میبینیم که در مورد مزایای فریلنسینگ صحبت میشود، میخواهم روی دیگر سکه را به شما نشان دهم و بگویم چنانچه ویژگی‌های ذیل را در خود دارید، ممکن است فریلنسینگ مناسب شما نبود و بهتر است که در مورد ورود به این کار دوباره فکر کنید.هر کسی نمی‌تواند یک فریلنسر موفق باشد، اما همه پتانسیل تبدیل شدن به یک فریلنسر موفق را دارند.موفقیت در این زمینه، همانند کوه یخی است که تنها بخش کوچکی از آن دیده می‌شود. برای موفقیت بهتر است که هر دوی سکه را ببینید. این‌ها را نمی‌گویم که شما را از انجام این کار منصرف کنم، اتفاقا می‌خواهم ذهنتان را روشن کنم که بهتر تصمیم بگیرید.1- از شکست خوردن می‌ترسید.باور ندارید که شکست بخشی از هرکاری است. با شکست خوردن است که شما یاد می‌گیرید و برای پیروزی بزرگ به اندازه کافی آماده می‌شوید. اگر در کودکی بعد از هر بار زمین خوردن از روی زمین بلند نمی‌شدید، قطعا الان راه رفتن بلد نبودید.2- به اندازه کافی خودتان را خوش شانس نمی‌بینید.باور دارید که افراد خوش‌شانس، خوش‌شانس به دنیا آمده‌اند و چرخ گردون می‌گردد تا همواره این افراد را خوشحال کند و شما فقط در این جهان هستید تا در سرشماری‌ها شمرده شوید.3- از صحبت کردن در مورد پول احساس راحتی نمی‌کنید.از اینکه مذاکره و چانه‌زنی کنید، احساس خوبی ندارید.  خدمات و کار خودتان را آنقدر با ارزش نمی‌دانید که برای قیمت بالاتر مذاکره کنید. یا شاید هم فکر می‌کنید صحبت کردن در مورد پول و قیمت باعث از دست رفتن جایگاه اجتماعی شما خواهد شود.4- دچار سندروم خود ویرانگری هستید.سندرم ایمپاستر یا خود ویرانگری، یک پدیده روانی است که در آن افراد نمی‌توانند موفقیت‌هایشان را بپذیرند. بر خلاف آنچه شواهد بیرونی نشان می‌دهد که فرد با رقابت و تلاش به موفقیت رسیده، خود فرد تصور می‌کند که لیاقت موفقیت را ندارد و کلاهبردار است. در واقع، این پدیده باعث می‌شود که باور کنید این موفقیت‌ها براساس شانس، زمانِ اجرا یا دیگر فاکتورهای خارج از اختیارتان دست آمده است. سندرم خود ویرانگری باعث می‌شود که راجع به شایستگی‌ها و توانایی‌های خودتان دچار تردید شوید، استعدادهای خود را باور نکنید و به خودتان، اهدافتان و نتایج به دست آمده شک کنید.5- مهارت‌هایتان را می‌فروشید نه راه‌حل‌ها.راه‌حل‌ها ارزشمندتر از مهارت‌ها هستند. مثلا این که به یک مشتری بگویید، من یک ویدیو برای شما می‌سازم یا یک لوگو طراحی می‌کنم یک راه حل نیست بلکه پیشنهاد یک محصول یا خدمات است. ولی این که بگویید من یک لوگو برای شما طراحی می‌کنم که با القا حس اطمینان در مشتری، فروشتان بیشتر شود، یک راه‌حل ارزشمند برای مشتری می‌تواند باشد.6- در نه گفتن مهارت ندارید.عموما فریلنسرها، خصوصا در ابتدای کار، ممکن تمایل داشته باشند که هر پروژه‌ای که به ایشان پیشنهاد می‌شود، را بگیرند و انجام دهند. این کار در بلند مدت ممکن است، کنترل اوضاع را به هم بریزد. بدترین کار ممکن این هست که حجم زیادی کار را قبول کنید و نتوانید آن‌ها را در سر موعد مقرر تحویل دهید. ضمنا از آنجا که متعهد به حضور در تایم مشخصی در سرکار نیستید مکن است وسوسه شوید، به پیشنهادات دوستان و آشنایانتان برای تفریح و سرگرمی، بله بگویید و از زمانبندی در نظر گرفته شده عقب بیفتید.7- بیش از حد نگران نظر دیگران در مورد خودتان هستید.اگر برده احساسات خود هستید و دائما نگران این هستید که دیگران در مورد شما و کار شما چه نظری دارند، این کار مناسب شما نمی‌باشد. در فریلنسینگ شما باید بتوانید بر احساسات، نگرانی‌ها و ترس‌هایتان غلبه کنید. همواره افرادی آن بیرون هستند که از شما خوششان نمیاید.8- مدیریت زمان بلد نیستید.از آنجایی که فریلنسرها خودشان مسئول زمان‌بندی کارهایشان هستند، مدیریت موثر زمان در این کار کاملا ضروری است. اگر یک فریلنسر سازماندهی نداشته باشد، اوضاع می تواند به راحتی از کنترلش خارج شود. همچنین باید زمان کافی را برای اولویت‌بندی کارها صرف کرده تا بتوانید کارآمدی‌تان را حفظ کنید. کوچک‌ترین خللی باعث می‌شود اوضاع از کنترل خارج شود؛ و اگر چنین شود، باعث ایجاد یک دومینوی وحشتناک خواهد شد. ضمنا پایبند ماندن به سررسیدها (Deadlines) ممکن است باعث شود تا مرز بین زندگی کاری و شخصیتان از بین برود. باید برای آن آمادگی داشته باشید.9- رزومه کاری خوبی ندارید.حقیقت این است که بدون داشتن تجربه کاری کافی و مرتبط موفق شدن در این کار، اگر نخواهیم بگوییم غیر ممکن، واقعا دشوار خواهد بود. تقریبا در هر رشته‌ای تعداد زیادی فریلنسر آن بیرون هستند که برای مدت طولانی است که مشغولند، در نتیجه پورتفولیو قوی دارند و در این کار برای کارفرمایان نام آشنا هستند. برای ایجاد یک رزومه قوی و حرفه‌ای ممکن است تا چند پروژه اول را رایگان یا با قیمت پایان انجام دهید، یا در جایی مشغول به کارآموزی شوید، یا نمونه کارهای زیادی برای خودتان انجام دهید.10- از ارزش واقعی هر یک ساعت خود ناآگاه هستید.این که شما هر پروژه‌ای مرتبط با مهارت‌هایتان ما به ازای قیمتی پایین‌تر از انچه که ارزش هر ساعت شماست، قبول کنید که کاری بسیار اشتباه است. شاید برای شناخته شدن در مارکت در ابتدای کار، این استراتژی موفق و توصیه شده‌ای باشد، اما در بلند مدت فقط باعث هدر رفت زمان و انرژی شما می‌شود. خصوصا اگر می‌خواهید در سطح بین المللی کار کنید، توجه به این مساله بسیار حائز اهمیت هست. فریلنسرهای برخی کشورهای آسیایی تمایل زیادی دارند که کارها را سریع و ارزان انجام دهند.11- بیش از حد درونگرا هستید.اگر بیش از حد درونگرا هستید و تمایلی ندارید که دائما با افراد غریبه ارتباط بگیرید، شاید باید در مورد این کار دوباره فکر کنید. شبکه‌سازی در این کار اهمیت بسیار بالایی دارد. گاهی باید به مشتریان بالقوه ایمیل بزنید یا طی یک تماس تلفنی خودتان را معرفی کنید. مطمئنا همه آنها پروژه‌های باز برای تحویل به شما در همان لحظه ندارند، اما باید ارتباطاتتان را حفظ کنید، رزومه بفرستید و کاری کنید که در زمانی که پروژه‌ای تعریف می‌شود، کارفرمایان قبل از هرکس به یاد شما بیفتند.12- بیش از حد برونگرا هستید.کار در تنهایی یکی از مواردی است که باید حتما در نظر بگیرید. ممکن است لازم باشد ساعت‌ها تنها در یک جا بنشینید و کار کنید تا بتوانید سر وقت پروژه‌تان را تحویل دهید. اگر شخصیتی برونگرا دارید، شاید باید راهکاری برای این مورد اندیشه کنید.13- تمایل به بازکاری ندارید.بازکاری، دورباره‌کاری، اصلاحیه، رِویژِن(Revision) یا هرچه شما می‌نامید، بخش جدایی ناپذیر این کار است. ممکن است پس از تحویل اولیه کار، کارفرما تغییرات اساسی در درخواست اولیه اش بدهد. ممکن است کارفرما به دفعات تغییرات جزیی را در کار لحاظ کند. به هر حال باید برای این اتفاقات اماده باشید و استراتژی‌های لازم را در نظر بگیرید. مثل اینکه تا چند بار اصلاحیه مجاز است، و هر بار چند درصد از کار را میتوان تغییر داد، یا مهم تر از همه با پرسشگری کافی و مناسب از کارفرما در ابتدای کار، ضمن نشان دادن تمایلتان به انجام کار، به درک نسبتا کاملی از نیازها و خواسته‌های وی برسید.14- از امنیت شغلی لذت می‌برید.امنیت شغلی از جمله مواردی است که در این کار از آن بی‌بهره هستید. جریان نقدی ورودی ثابتی ندارید و ممکن است یک ماه درآمدتان بسیار بالا باشد و ماه دیگر هیچ درآمدی نداشته باشید. مرخصی با حقوق نخواهید داشت و از پاداش و مزایایی که شرکت‌ها و سازمان‌ها به پرسنلشان می‌دهند بی‌بهره خواهید ماند.15- تمایلی به برعهده گرفتن تمام مسئولیت‌های یک کسب‌و‌کار ندارید.در یک کسب و کار معمولی، هرکس وظیفه ای بر عهده دارد. این در حالی است که در این کار، تمام وظایف بر دوش خود شماست. گاهی باید کلاه مدیریتی بر سر بگذارید و نقش یک فرد تصمیم گیرنده و کاریزماتیک را بازی کنید که در شرایط عدم اطمینان باید سریعا تصمیم‌گیری کند. گاهی باید کلاه حسابداری بر سر بگذارید و به حساب و کتاب بپردازید. گاهی باید کلاه یک برنامه‌نویس، معمار، طراح، بسته به آنکه در چه زمینه‌ای فعال هستید بر سر بگذارید، و گاهی باید نقش یک منتور را بپذیرید و بر احساسات و ترس‌هایتان غلبه کنید و به خودتان انگیزه دهید تا به این مسیر ادامه دهید. ممکن است تا مدت‌ها یا شاید هم برای همیشه مجبور باشید نقش این افراد را خودتان بازی کنید. آیا برای این کارها آمادگی کافی دارید؟در این که آزادکاری یا فریلنسری شغلی جذاب است، شکی نیست. اما این کار هم همانند هر کاری دیگری مناسب همه نبوده و باعث موفقیت برای همه نخواهد بود. برای شروع این کار همواره دو روی یک سکه را بررسی کنید، تا در نهایت بتوانید آگاهانه بهترین تصمیم را بگیرید.</description>
                <category>شهروز اعزازی</category>
                <author>شهروز اعزازی</author>
                <pubDate>Wed, 03 May 2023 11:45:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 روش هوشمندانه برای مدیریت جریان نقدینگی در کسب و کارهای کوچک</title>
                <link>https://virgool.io/@sezazi69/7-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-fgjlp733hfot</link>
                <description>Cash Flow - https://www.freepik.com/free-photo/hand-holding-growth-arrow-with-coins_11383316.htm#query=cash%20flow&amp;position=21&amp;from_view=search&amp;track=robertav1_2_sidr
مدیریت جریان نقدینگی یکی از بزرگترین چالش‌های پیش روی صاحبان مشاغل کوچک است. مدیریت جریان نقد به فرآیند ردیابی جریان نقد ورودی و جریان نقد خروجی به منظور حصول اطمینان از تراز مالی مثبت اشاره دارد. در یک کسب‌وکار، جریان نقدینگی  عامل حیاتی برای سلامت مالی و موفقیت می‌باشد. صاحبان مشاغل کوچک باید جریان نقدی خود را به وضوح درک کنند و استراتژی‌های لازم برای مدیریت موثر آن را به کار بگیرند.از دست دادن نقدینگی، می‌تواند عواقب ناگواری داشته باشد و منجر به حقوق و دستمزد معوق، صورتحساب‌های پرداخت نشده و آسیب به آوازه کسب‌و‌کار شود. به عنوان یک حرفه‌ای، درک وخامت اوضاع و اتخاذ اقدامات لازم برای جلوگیری از وقوع این اتفاق ضروری می‌باشد.در ادامه به بررسی هفت روش هوشمندانه برای مدیریت جریان نقد در یک کسب و کار کوچک خواهیم پرداخت:1- پیش بینی جریان نقدینگیصورت پیش‌بینی جریان نقد، جریان‌های نقدی پیش‌بینی‌شده ورودی و خروجی را برای کسب‌وکار شما در یک دوره خاص، معمولاً ماهیانه یا فصلی، به تصویر می‌کشد. با ایجاد و بررسی صورت پیش‌بینی جریان نقد، می‌توانید بینشی در مورد نیازهای مالی کسب‌‌وکار خود به دست آورده و زمان‌هایی را که ممکن است با کاهش نقدینگی مواجه شوید را پیش‌بینی کنید. این پیش‌بینی به شما کمک می‌کند که کنشگر باشد؛ کمبود وجه نقد را پیش‌بینی کرده و تصمیمات مالی آگاهانه‌ای بگیرید.2- به مشتریان خود مشوق‌های پرداخت ارائه دهید.شرایط پرداخت شفافی را تعریف کنید و آن‌ها را از قبل با مشتریانتان در میان بگذارید. برای پرداخت‌های زودهنگام مشوق‌هایی ارائه دهید یا برای پرداخت‌های معوق جریمه تأخیر در نظر بگیرید. به خصوص در پروژه‌های بزرگ، پیش‌پرداختی را تعریف کنید که قبل از شروع به کار حتما پرداخت شود. این مشوق‌ها می توانند به شما کمک کنند تا جریان نقد ثابتی داشته باشید و از کمبود نقدینگی جلوگیری نمایید.3- مدیریت موجودیموجودی[توضیح: اعم از دارایی، محصول، مواد اولیه و ..] بیش از حد می‌تواند یکی از بزرگترین دشمنان جریان نقدینگی در کسب‌و‌کارهای کوچک باشد. سطوح موجودی خود را به طور منظم کنترل و یک سیستم مدیریت موجودی را برای جلوگیری از انباشت بیش از حد اجرا کنید. برای خریدهای عمده، با فروشندگان و تامین‌کنندگان بر روی قیمت‌ها مذاکره یا تخفیف‌های بیشتری را از تامین کنندگان طلب کنید.4- مدیریت هزینه‌هاکنترل هزینه‌ها برای مدیریت جریان نقدینگی ضروری است. به طور منظم هزینه‌ها را بررسی کنید و به دنبال فرصت‌هایی برای کاهش هزینه‌ها بدون از دست دادن کیفیت بگردید. ارتباطات تامین‌کنندگان را ارزیابی کنید و در مورد معاملات یا شرایط پرداخت بهتر مذاکره کنید. در جاییکه امکان آن وجود دارد، به دنبال راههایی برای بهینه‌سازی عملیات و خودکارسازی فرآیندها باشید. هزینه‌های غیرضروری را حذف و هزینه‌های متغیر را به‌ ویژه در دوره‌هایی که فروش پایین‌تر می‌باشد را به دقت کنترل کنید.5- بهره‌گیری از تکنولوژیفناوری می‌تواند ابزاری قدرتمندی برای مدیریت جریان نقد در کسب‌و‌کار کوچک شما باشد. یک سیستم حسابداری بر بستر رایانش ابری برای ردیابی خودکار درآمد و هزینه‌ها را در سازمانتان پیاده‌سازی کنید. از ابزارهای صدور دیجیتال صورتحساب و پرداخت آنلاین برای تسریع فرآیند پرداخت و کاهش ریسک خطا استفاده کنید. راه‌حل‌های پرداخت موبایلی را بکار بگیرید تا پرداخت برای مشتریان آسان‌تر شود. این ابزارها می توانند به شما کمک کنند جریان نقدی را به طور موثرتر و کارآمدتری مدیریت کنید.6- ذخیره مقادیری پول نقدذخیره نقدی در زمان‌هایی که سوددهی پایین است، امنیت مالی کسب و کار شما را فراهم می‌کند. ذخیره نقدی به شما این امکان را می‌دهد که از بحران‌ها عبور کنید و بدون استقراض یا تصمیم‌گیری عجولانه، فرآیندهای کسب‌وکار را به آرامی ادامه دهید. ذخیره نقدی یک سرمایه گذاری در موفقیت بلندمدت یک کسب‌وکار است و به تضمین ثبات آینده آن کمک می‌کند.7- مرور استراتژی‌های قیمت‌گذاریاین مهم است که به طور منظم استراتژی قیمت‌گذاری خود را ارزیابی کنید تا مطمئن شوید که در عین حال که در صنعت خود با سایر رقبا در رقابت می‌مانید، سودآور نیز باشید. با دستیابی به یک تعادل مناسب، می‌توانید جریان نقدی خود را افزایش داده، کسب و کار خود را حفظ کرده و به ارائه ارزش به مشتریان خود ادامه دهید.در نهایت نکته اصلی این است که مدیریت جریان نقدی کارآمد برای موفقیت بلندمدت کسب‌وکار کوچک شما حیاتی است. با اجرای این استراتژی‌ها می‌توانید کنترل جریان نقدینگی را به دست گرفته و ثبات مالی را تضمین کنید. با حفظ جریان نقدینگی خود، می‌توانید تصمیمات مالی آگاهانه بگیرید و کسب و کار کوچک خود را به سمت موفقیت سوق دهید.پانوشتی از مترجم: نویسنده مقاله، مخاطبین خودش را کسب‌وکارهای کوچک می‌داند و خطاب به ایشان می‌نویسد. شاید باور نویسنده این است که کسب‌وکاری که به بلوغ رسیده و رشد کرده است به صورت پیش‌فرض در حال اجرای این استراتژی‌ها می‌باشد. اما در برخی از کسب‌وکارهای بزرگ، تاکید می‌کنم برخی نه همه، هم دیده شده که به واسطه جریان نقدینگی ثابتی که در درازمدت داشته‌اند، یا به واسطه نفوذ و سهم بازاری که دارند، برخی از همین راهکارهای در ظاهر ساده را فراموش می‌کنند یا کمتر بدان می‌پردازند و جریانات نقدی ورودی را امری بدیهی می‌پندارند. بعنوان مثال، آنقدر استراتژی‌های قیمت‌گذاری را بروز نمی‌کنند، تا رقیبی کوچک آمده و با مشوق‌های فروشی که اعلام می‌کند، سهم بازار را از آن خودش می‌کند. مدیریت هزینه‌ها، نرخ جریان‌های نقدی ورودی و خروجی در بازه‌های مختلف از دیگر مواردی است که شاید در سایر کسب‌وکارها بواسطه موفقیت‌هایشان کمتر مورد توجه قرار گرفته شوند. این پاراگراف را هر چند کوتاه نوشتم، تا یادآوری کوچکی باشد که این راه‌حل‌ها برای اکثر کسب‌وکارها - اگر نخواهیم بگوییم همه - کارگشا خواهد بود.ممنون میشم نظراتتون را در اینجا به اشتراک بگذارید.نویسنده: ملیسا هیوستون - استراتژیست مالی برای مدیران ارشد اجرایی و صاحبان کسب‌وکارمنبع: https://www.forbes.com/sites/melissahouston/2023/04/25/7-smart-ways-to-manage-cash-flow-in-your-small-business/?sh=6a7e9a8a72c3</description>
                <category>شهروز اعزازی</category>
                <author>شهروز اعزازی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Apr 2023 17:01:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>6 درس از کتاب قدرت عادتها برای افزایش مشارکت کارکنان در کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@sezazi69/6-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-fgstujnzogyc</link>
                <description>فرض کنید به تازگی یک سیستم نرم افزاری در سازمانتان تهیه کرده‌اید و قصد دارید کارکنانتان را تشویق به مشارکت در پیاده‌سازی سیستم جدید و ورود اطلاعات به آن کنید. به نظرتان چطور می‌توانیم از قدرت عادت‌ها استفاده کنیم و کارمندان را به مشارکت بیشتر در پیشبرد این پروژه تشویق کنیم؟کتاب قدرت عادت (The Power Of Habit) ترکیبی از تحقیقات علمی و اجتماعی شامل چکیده‌ی صدها پژوهش دانشگاهی، مصاحبه با بیش از سیصد دانشمند، مدیر و تحقیقات انجام‌شده در ده‌ها شرکت و سازمان است که حدود 62 هفته در لیست پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز قرار گرفته بود. چارلز داهیگ، نویسنده و گزارشگر معروف، در کتاب قدرت عادت، در این کتاب به طور مشخص بر انتخابهایی تمرکز دارد که همه‌ی ما زمانی آگاهانه برمی‌گزینیم و سپس بدون آنکه به آن‌ها فکر کنیم، هر روز انجامشان می‌دهیم تا در نهایت به عادتها تبدیل شوند. حال ما با درک اینکه چگونه این اتفاق می‌افتد، می‌توانیم آن الگوها را هرطور که می‌خواهیم بازسازی کنیم.همه‌ی ما در نقطه‌ای از زمان آگاهانه تصمیم گرفته‌ایم چقدر بخوریم، چقدر بخوابیم، وقتی از خواب بیدار شدیم ابتدا چه‌ کاری انجام دهیم، چه وقت پیاده‌روی کنیم و غیره.کتاب «قدرت عادتـها» بهترین شیوه‌ها و نکات عملی را برای ایجاد عادت‌های بهتر به منظور بهبود بهره‌وری و افزایش کارایی ارائه می‌دهد. درسهایی که در این کتاب میباشند، اگر توسط مدیران کسب و کار به کار گرفته شوند میتوانند تاثیرات به سزایی در کسب و کار آنها داشته باشند.تغییر شاید آسان و سریع نباشد، اما با صرف زمان و تلاش، تقریبا هر عادتی را میتوان تغییر داد.قبل از هرچیز، چارچوبی که توسط داهیگ برای ایجاد عادتهای بهتر ایجاد شده است را با هم مرور می‌کنیم:1- روتین‌ها را کشف کنید.2- موفقیت‌ها را هر چند کوچک تشویق کنید.3- نشانه ها را مشخص کنید و آن‌ها را حذف کنید‌.4- یک برنامه برای خود ایجاد کنید.«شما میتوانید با برنامه ریزی برای نشانه ها و انتخاب رفتاری که نتیجه مورد نظر شما را به همراه داشته باشد، رویه های بهتری را ایجاد کنید.» - داهیگدرس اول – کشف رویه ها، حذف نشانه ها، و جایگزین یک عادت با عادتی جدیدبهترین راه برای ایجاد یک عادت جدید این است که عادت موجود را با عادتی دیگر جایگزین کنید.به طور مثال فرض کنیم شما سیگار می کشید و قصد دارید که آن را ترک کنید. اگر سیگار را با انتخاب سالم‌تری جایگزین نکنید، احتمالاً در حذف سیگار از زندگی‌تان موفق نخواهید شد.اگر در زمان استراحت زمان کار برای سیگار کشیدن به بیرون می‌روید بهتر آن است که این روال را با بیرون رفتن، نوشیدن قهوه و پیاده روی به مدت 10 دقیقه جایگزین کنید. کلید در شناسایی روال است.همین مفهوم را می توان برای هر عادت دیگری به کار برد. با جایگزینی یک عادت، این عادت هنوز وجود دارد، فقط با گزینه سالم‌تر و بهتری برای شما جایگزین شده است.«قدرت عادت» به ما می‌آموزد که اگر می‌خواهید کارکنان تغییری را بپذیرند، ساده تر خواهد بود تا آن کار را هر روز تنها کمی متفاوت تر از قبل کنید. برای تغییر کامل آن عادت و ایجاد عادت جدید تنها کافی است تا روزانه کمی تغییر در انجام فعالیت فعلی ایجاد کنید.در مورد مثال سیستم نرم‌افزاری، داده‌هایی که می‌توانند به‌طور خودکار جمع‌آوری شوند را برای سیستم تعریف کنید  و برای سایر داده‌هایی که باید به صورت دستی وارد شوند، کارکنان را تشویق به کار با نرم‌افزار کنید. درنتیجه زمان و انرژی کمتری صرف ثبت و ضبط اطلاعات می‌شود. پرسنل شما همچنان زمان کافی جهت صرف انجام کاری با ارزش افزوده بالاتر همانند تولید بیشتر، راه اندازی ماشین‌آلات و بهبود فرآیندها در اختیار دارند. زمان شروع یا پایان کار، در سیستم به طور خودکار جمع‌آوری می‌شود یا تنها تعدادی داده محدوده در کامپیوتر تایپ می‌شوند. در نهایت عادت جمع‌آوری داده‌ها یا عادت ورود اطلاعات در نرم افزار جدید در سازمان شما به مرور ایجاد خواهد شد.درس 2 – شما فقط نیاز دارید تا شروع کنید.انجام هر کاری بهتر از هیچ کاری نکردن است، حتی اگر در ابتدا شکست بخورید. هرگز زمان مناسبی برای اصلاح عادات و رفتارها وجود نخواهد داشت. شما فقط باید دست به کار شوید، ابتکار عمل را به دست بگیرید و شروع کنید.داهیگ دریافت که ایجاد تغییر رفتار 30 روز طول به طول می انجامد. اگر در کسب و کار، در هر هفته 5 روز کاری در نظر بگیریم، بنابراین، آنچه در زندگی شخصی 30 روز یا تقریباً 4 هفته طول می کشد، در دنیای حرفه ای حدود 6 هفته طول می کشد.در نظر داشته باشید که یادگیری یک عادت، زمانی که آن را به طور مکرر انجام نمی دهید، سخت تر است. مثلا اگر پرسنل شما فقط 1 داده در ساعت یا در هر شیفت را وارد می‌کنند، ممکن است ایجاد این عادت بیشتر از زمانی طول بکشد که هر 10 دقیقه یک بار آن داده را وارد می‌کنند.درس 3 – موفقیتهای کوچک را پاداش دهید.پاداش دادن به موفقیت های کوچک یک راه فوق‌العاده برای تست فرایند هستند.اگر بخواهیم همه چیز را به یکباره تغییر دهید، این فرآیند بدون شک شما و کارکنانتان را تحت فشار قرار داده و ناامیدتان خواهد کرد.کوچک شروع کنید، بزرگ فکر کنید، سریع حرکت کنید.در عوض، برای شروع فقط باید 1 یا 2 کار را انجام دهید. شما آنقدر کوچک شروع می کنید که مطمئن باشید می توانید موفق شوید. این احساس موفقیت همان «پاداش» است. این فرآیند را ادامه دهید و موفقیت کوچک جدیدی را رقم بزنید. در نتیجه، شما در حال ساختن فرهنگی از پیروزی‌ها و موفقیت‌های کوچک هستید که در نهایت منجر به عادت‌ها و رفتارهای مثبت و جدیدی می شوند.درس 4 – مدیریت نیاز به یک برنامه دارد.مدیریت نقش بزرگی در تغییر عادت در یک کسب و کار دارد. همانطور گفته شد، تقریباً 6 هفته طول می کشد تا یک عادت ایجاد شود. در طی این 6 هفته مدیریت باید توجه دقیقی به نحوه ورود داده ها در سیستم نرم افزاری داشته باشد. احتمال میرود که در پایان این دوره، ورود داده ها پایدارتر و منظم‌ترخواهد بود.به عنوان یک مدیر، هر روز به گزارش های هر پرسنل نگاه کنید. مطمئن شوید که همه چیز خوب به نظر می رسد، و شمارش دقیق است. به سالن تولید یا اتاق پرسنل رفته و با کارکنانتان صحبت کنید تا ببینید برنامه تغییر چگونه پیش می‌رود. آیا آن‌ها مشکل یا سوالی دارند؟ آیا برنامه به درستی اجرا می‌شود؟در این فرآیند از پرسنل خود حمایت کنید.درس 5 – ارتباط بگیرید، ارتباط بگیرید، و بیشتر ارتباط بگیرید.نکته دیگری که بایستی مورد توجه قرار گیرد این است که سرپرستان و مدیران باید با برقراری ارتباط به افراد کمک کنند تا عادات مد نظر را تغییر دهند. به کارمندان خود کمک کنید تا درک کنند که این تغییرات به نفع خود آن‌ها می‌باشد و کار جدید تنها کمی با کار قبلی که انجام می‌دادند متفاوت است.در نظر داشتن این نکته مهم است که آن‌ها نه تنها عادت‌ها را تغییر می‌دهند، بلکه همزمان در حال یادگرفتن چیز جدیدی همزمان با انجام کارهای محوله هستند. ساده‌سازی فرآیند تا حد امکان، کلید موفقیت است.درس 6 – عادتهای اساسی، کلید موفقیت شماست.عادات خوب اساسی باعث ایجاد عادات خوب دیگر می شود. قرار نیست از اول همه چیز خوب پیش برود، اما اگر در هر بار شروع به تغییر یک عادت کنید به مرور عادتهای اساسی نیز تغییر خواهند کرد.داهیگ توضیح می‌دهد که عادت‌های اساسی با ایجاد ساختارهای جدید به شکوفایی عادات دیگر کمک می‌کنند و فرهنگی را ایجاد می‌کنند که در آن تغییر مسری می‌شود. پیروزی ‌های کوچک با استفاده از مزایای کوچکی که دارند الگوهایی ایجاد میکنند که افراد را متقاعد می‌سازند که دستاوردهای بزرگ‌تر نیز در دسترس هستند.جمع‌بندیدرس‌های فوق حلقه ایجاد عادت را تشکیل می‌دهند. روال‌ها را بشناسید، موفقیت‌ها را پاداش دهید، نشانه‌ها را شناسایی کنید و یک برنامه داشته باشید. این امر نه تنها در تغییر عادت شخصی بلکه در تغییر عادات و فرهنگ سازمانی نیز به موفقیت منجر خواهد شد. با تشویق و حمایت کارکنان زمانی که عادت جدیدی را ایجاد می‌کنند یا عادتی را تغییر می‌دهند، این خودشان هستند که ابتکار عمل را بدست خواهند گرفت.گاهی اوقات تغییر زمان زیادی می‌برد. گاهی اوقات نیاز به آزمایشات و شکست‌های مکرر دارد. اما هنگامی که درک کردید که فرآیند تشکیل یک عادت چگونه عمل می‌کند، بر آن غلبه پیدا خواهید کرد.شما در سازمانتان برای ایجاد عادت‌های جدید در پرسنل چه اقدامات دیگری را انجام می‌دهید؟منبع: https://gomingo.io/what-we-learned-from-the-power-of-habit-to-encourage-employee-engagement/</description>
                <category>شهروز اعزازی</category>
                <author>شهروز اعزازی</author>
                <pubDate>Tue, 25 Apr 2023 12:49:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 دلیل مقاومت کارکنان در برابر تغییر</title>
                <link>https://virgool.io/@sezazi69/10-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-kgm7osuwoyvr</link>
                <description>رهبری در مورد ایجاد تغییر است، اما یک رهبر در مواجهه با مقاومت همگانی در سازمان چه باید بکند؟ مقاومت در برابر تغییر به طرق مختلف خود را نشان می‌دهد، از پشت گوش انداختن کارها و مخالفت کردن گرفته تا خرابکاری‌های کوچک و کارشکنی‌های آشکار. بهترین ابزار برای رهبری تغییر، یافتن منابع قابل پیش‌بینی و فراگیر مقاومت در هر موقعیت و سپس تعیین استراتژی‌های مناسب برای مقابله با آن‌ها می‌باشد. در اینجا 10 مورد از رایج‌ترین دلایل مقاومت در برابر تغییر را با هم بررسی خواهیم کرد.1- از دست دادن کنترلتغییر عموما مغایر با حاکمیت فردی است و می‌تواند باعث شود افراد احساس کنند که کنترل بر قلمرو خود را از دست داده‌اند. حاکمیت فردی فقط یک مساله سیاسی یا بحث بر سر اینکه چه کسی قدرت را در دست دارد، نیست. در بیشتر مواقع، احساس از دست دادن حاکمیت فردی اولین چیزی است که افراد در مواجهه با یک تغییر بالقوه که از سمت فردی دیگر به آن‌ها دیکته می‌شود، حس می‌کنند. رهبران باهوش فضایی را برای تصمیم‌گیری برای افرادی که تحت تاثیر آن تغییرات قرار دارند، در نظر می‌گیرند. آنها دیگران را به برنامه‌ریزی دعوت و حس مالکیت را به آ‌ن‌ها القا می‌کنند.2- عدم اطمینان بیش از حداگر تغییر مانند بالا رفتن از یک صخره با چشم‌بند باشد، افراد آن را رد خواهند کرد. مردم اغلب ترجیح می دهند در سختی بمانند تا اینکه به سمت یک عامل ناشناخته حرکت کنند. به قول معروف «شیطانی را که بشناسی بهتر است از شیطانی که نشناسی.» برای غلبه بر این مقاومت، نیاز به ایجاد احساس امنیت و یک چشم‌انداز الهام بخش داریم. رهبران بایستی با برداشتن قدم‌های شفاف و ساده و یک جدول زمانبندی روشن، نسبت به فرآیند تغییرات اطمینان‌سازی نمایند.3- سورپرایز شدن!تصمیماتی که به طور ناگهانی به مردم تحمیل می‌شوند، بدون اینکه زمانی برای عادت کردن به آن ایده یا آماده شدن برای عواقب آن وجود داشته باشد، معمولاً با مقاومت روبرو می‌شوند. «نه» گفتن همیشه راحت تر از «بله» گفتن است. رهبران باید از وسوسه ایجاد تغییرات مخفیانه و اعلام یکباره آن‌ها به کارکنان خودداری کنند. بهتر است در ابتدا بذرها را بکارید – نشانه‌ها را دنبال کنید و برای آنچه که ممکن است رخ دهد به دنبال راهکار باشید.4- همه چیز متفاوت به نظر می‌رسد!تغییر به معنای ایجاد چیزی متفاوت یا انجام کاری متفاوت است، اما چقدر متفاوت؟ انسان‌ها موجوداتی عادت محور هستند. روال‌ها خودکار می‌شوند، اما تغییر با شوکه کردن ما، گاهی اوقات به روش‌های ناراحت‌کننده، ما را به هوش می‌آورد. تفاوت‌های زیاد می‌توانند موجب حواس پرتی یا گیج‌کننده باشند. رهبران باید سعی کنند تا تفاوت‌های نامرتبط ایجاد شده توسط تغییر مدنظر را به حداقل برسانند. تا جایی که ممکن است موارد را مشابه نگه دارید. روی چیزهای مهم متمرکز بمانید؛ از تغییر کردن صرفا بخاطر خود تغییر اجتناب کنید..5- از دست دادن جایگاه اجتماعیطبق تعریف، تغییر به معنای خروج از گذشته است. افرادی که با آخرین تغییرات در ارتباط هستند، احتمالاً در مورد آن حالت تدافعی دارند. هنگامی که تغییر مستلزم تغییر جهت استراتژیک است، افرادی که مسئول اجرای استراتژی‌های قبلی هستند، از این که اشتباه کنند، می‌ترسند. رهبران می‌توانند با تجلیل از عناصری از گذشته که ارزش تجلیل دارند، به کارکنان کمک کنند تا کرامت خود را حفظ کنند و روشن کنند که جهان در حال تغییر است. این کار رها کردن گذشته و به پیش رفتن را آسان‌تر می‌کند.6- ترس از عدم شایستگیآیا من می‌توام انجامش دهم؟ زمانی که تغییر باعث شود تا افراد احساس حماقت کنند، در برابر آن مقاومت خواهند کرد. آن‌ها ممکن است در مورد اینکه آیا نسخه جدید نرم افزار کار می‌کند یا اینکه روزنامه‌نگاری دیجیتال واقعاً یک پیشرفت است، ابراز تردید کنند، اما در حقیقت در درون خود از اینکه مهارت‌هایشان منسوخ شود، نگران هستند. رهبران بهتر از است تا بر روی اطمینان بخشی ساختار، ارائه اطلاعات فراوان، تحصیل، آموزش، مربیان و سیستم‌های پشتیبانی سرمایه‌گذاری کنند. یک دوره همپوشانی، اجرای دو سیستم به طور همزمان [توضیح مترجم: اجرای همزمان سیستم قدیمی و جدید برای یک دوره موقت]، به سهولت انتقال کمک می‌کند.7- کار بیشتراین یک چالش جهانی است. تغییر در واقع باعث کار بیشتر است. افرادی که مسئول طراحی و تست تغییرات هستند، عموما بیش از حد درگیر هستند. بخشی به دلیل مشکلات غیر قابل اجتناب پیش‌بینی نشده در میانه اجرای تغییر، و بخشی به دلیل قانون کانتر که می‌گوید که «همه چیز در میانه کار شکست خورده به نظر می‌رسد.»رهبران باید کار سخت پرسنل را با اجازه دادن به برخی از افراد برای تمرکز بر روی فرآیند به صورت انحصاری، یا در اختیار قراردادن امکانات اضافی برای شرکت کنندگان (مثل غذا، پارکینگ اختصاصی و سایر موارد) تشویق کنند. آنها باید به شرکت‌کنندگان - و خانواده‌هایشان که اغلب فداکاری‌هایی انجام می‌دهند که دیده نمی‌شوند- پاداش دهند و این تلاش‌ها را به رسمیت بشناسند.8- اثر موجی (Ripple Effect)همانند پرتاب کردن یک سنگریزه در یک حوض آب، تغییرات نیز موج‌هایی ایجاد می‌کنند که این موج‌ها همچون دایره‌های در حال گسترش به سایر نقاط دور دست در سازمان نیز می‌رسند. این موج‌ها بر سایر بخش‌ها، مشتریان مهم و ذینفعان خارج از کسب و کار تاثیر می‌گذارند. در نتیجه این افراد شروع به مقاومت در برابر تغییراتی که هیچ نقشی در آن نداشته‌اند اما در فعالیت‌هایشان تاثیر می‌گذارند، می‌کنند. رهبران باید دایره ذینفعان را گسترش دهند. آن‌ها باید تمام طرف‌های تاثیرپذیر، هر چند دور از مرکز اصلی تغییرات، را در نظر بگیرند و با آن‌ها همکاری کنند تا اختلالات را به حداقل برسانند.9- رنج‌های گذشتهارواح گذشته همیشه در کمین ما هستند. تا زمانی که همه چیز در حالت ثابت است، آن‌ها دور از نظر می‌مانند. اما لحظه‌ای که برای چیزی جدید یا متفاوتی به همکاری نیاز دارید، ارواح وارد عمل می شوند. زخم‌های قدیمی دوباره سر باز می‌کنند، رنج‌های گذشته به یاد می‌آیند – رنج‌هایی که گاهی اوقات به چندین نسل قبل باز می‌گردد. رهبران باید قبل از سفر به آینده، اقداماتی را برای التیام گذشته در نظر بگیرند.10- گاهی تهدیدات واقعی هستند!در اینجا به درد واقعی و سیاست‌های موجود می‌رسیم. در مقابل تغییر مقاومت می شود زیرا می‌تواند آسیب‌زا باشد. وقتی فناوری‌های جدید جایگزین فناوری‌های قدیمی شوند، مشاغل نیز ممکن است از بین بروند. قیمت‌ها می‌تواند کاهش پیدا کند؛ سرمایه گذاری‌ها ممکن است از بین بروند. بهترین کاری که رهبران می‌توانند  در زمانی که تغییرات مد نظر ایشان تهدیدات جدی را به همراه دارد، انجام دهند این است که صادق، شفاف، سریع و منصف باشند. به عنوان مثال، اخراج یک فرد و جایگزینی وی با فردی دیگر، بهتر از مواجه شدن با موجی از استعفای کارکنان می‌باشد.اگرچه رهبران همیشه نمی توانند کاری انجام دهند که کارکنان با تغییرات راحت باشند، اما می‌توانند سختی‌ها را به حداقل برسانند. تشخیص منابع مقاومت اولین قدم به سوی راه حل‌های خوب است. گرفتن بازخورد از افراد دارای مقاومت‌ حتی می‌تواند در بهبود روند پذیرش برای تغییر مفید باشد.6 درس از کتاب قدرت عادتها برای افزایش مشارکت کارکنان در کسب و کاردر پایان ممنون میشم اگر عوامل دیگری رو می‌شناسید یا تجربه مشابهی دارید در اینجا با من مطرح کنید.نویسنده: روزابث ماس کانتر، استاد مدیریت بازرگانی در مدرسه بازرگانی هاروارد، رئیس موسس ابتکار رهبری پیشرفته هاروارد، و سردبیر سابق مجله بازرگانی هاروارد، نویسنده کتاب تفکر خارج از ساختار: چطور رهبران حرفه ای میتوانند نوآوری هوشمند جهانی را تغییر دهند؟!منبع: https://hbr.org/2012/09/ten-reasons-people-resist-chang</description>
                <category>شهروز اعزازی</category>
                <author>شهروز اعزازی</author>
                <pubDate>Tue, 25 Apr 2023 12:30:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>