<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شایان میرصمدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sh.mirsamadi</link>
        <description>بنیانگذار گروه هوانوردی اسکایتو</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 14:30:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1350455/avatar/2P8dPJ.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شایان میرصمدی</title>
            <link>https://virgool.io/@sh.mirsamadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فرمول کلیدی تقسیم سهام داینامیک برای بنیانگذاران استارت آپ</title>
                <link>https://virgool.io/@sh.mirsamadi/key-formula-for-stock-sharing-startups-vbl1q5hqzts9</link>
                <description>سلام به همگی من شایان میرصمدی هستم بنیانگذار گروه هوانوردی اسکایتو، پلتفرم آموزشی تفریحی هوانوردی، یکی از اصلی ترین چالش هایی که معمولا هم بنیانگذاران یک استارت آپ با آن برخورد می کنند تقسیم کردن سهام است.فرمول کلیدی تقسیم سهام داینامیکمشکلات تقسیم سهام ثابت در استارت آپ:در شیوه سنتی که سهام ثابتی به اشخاص داده می شود 2 مشکل اصلی وجود دارد:دلسرد شدن بنیانگذاران: چون هیچ رقابتی بین افراد وجود ندارد و چه کار بکنند و چه نکنند آنها سهام خود را دارند به همین دلیل باید یک شیوه ای برای تقسیم سهام وجود داشته باشد که منطبق با روح استارت آپ یعنی پویایی و منعطف بودن را داشته باشد.عدم شفافیت: علاوه بر اینکه درصد سهام ثابت است، مقدار سهامی هم که بین اعضا تقسیم می شود متر و معیار مشخصی ندارد و برخی استارت آپ ها بر اساس KPI هایی که تعریف می کنند و برخی بر اساس احساسات و قدمت رفاقتی که بین بنیانگذاران وجود دارد سهام را تقسیم می کنند که این عدم شفافیت هم مشکلات زیادی ایجاد می کند.پس من به عنوان بنیانگذار یک استارت آپ دنبال یک شیوه مناسب می گشتم که هم شفافیت داشته باشه و هم اعضای تیم رو با انگیزه نگهداره و بدونن که هر زحمتی که می کشن بی نتیجه نمیمونه. تا اینکه به کتاب تقسیم سهام داینامیک نوشته مایک مویر رسیدم که توسط کیارش عباس زاده و همکارانش به فارسی هم ترجمه شده است.اما این کتاب صرفا ترجمه شده به همین دلیل کمی گنگ هستش و خیلی نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم راستش رو بخواید من چون ذهنیت مهندسی دارم دنبال یک فرمول برای تقسیم سهام می گشتم و در این کتاب به یک فرمول واحد نرسیدم. علاوه بر این تمامی اسم ها انگلیسی هستند و در متن فارسی اصلا هم خوانی نداره که احتمالا این بخاطر محدودیت های ترجمه کردن باشه. خلاصه شخصی سازی شده کتاب تقسیم سهام داینامیک، مایک مویربرای مشکلاتی که در بالا گفتم تصمیم گرفتم یک خلاصه کاربردی از این کتاب رو بنویسم تا مشکلات بالا رو برطرف کنه البته مواردی که در ادامه می نویسم خلاصه کتاب هست و یقینا خلاصه یک کتاب نمیتونه جایگزین کامل کتاب بشه چون بسیاری از مثال ها و استدالال ها که برای تفهیم مفاهیم این کتاب هست حذف میشن.اگر سوالی داشتید یا بخشی ازش براتون گنگ بود لطفا در قسمت نظرات ازم سوال کنید.خب با یک مثال کارمون رو شروع میکنیم:فرض کنید فربد یک ایده استارت آپی داره و شروع می کنه به تنهایی روی اون کار کردن و فرایند های اعتبار سنجی ایده رو طی کرده و الان به یک بیزنس مدل معتبر برای شروع کارش رسیده. این فرایند حدود 2 ماه و حدود روزی 3 ساعت زمان برده و برای این پروسه 1 میلیون تومان هزینه کرده است.پس از اینکه فربد به این بیزنس مدل رسید دنبال هم تیمی گشت تا بتونه این ایده رو اجرایی کنه و موضوع رو با دوست صمیمی خودش یعنی رضا در میون میزاره. رضا چون هنوز مثل فربد از درستی ایده مطمئن نیست به صورت نیمه وقت حدود 4 ساعت در  روز کار می کنه اما فربد چون مطمئن شده از روزی که رضا وارد تیم میشه به صورت تمام وقت و 8 ساعت کار میکنه این شیوه 4 ماه طول میکشه علاوه بر این فربد و رضا برای هزینه های دفترکار اشتراکی و سایت و ... پول هم وارد کسب کار کردند در این مدت فربد 7 میلیون تومان و رضا 3 میلون تومان وارد کردندکسب و کار فربد و رضا برای توسعه نیاز داره که یک نیروی متخصص وارد تیم بشه و چون اونها پولی برای حقوق دادن به نیروی متخصص ندارند قصد دارند سهامی رو در اختیار این نیروی متخصص قرار بدن و پس از آگهی های استخدام و مصاحبه های مختلف با امیر آشنا میشن و امیر عضو تیم میشه.امیر چون نیاز به درامد داره و کسب و کار فربد و رضا هنوز پولی نمیده برای همین امیر برای کسب درامد در جای دیگه ای هم مشغول به کار میشه و روزی 2 ساعت با فربد و رضا کار میکنه. از روزی که امیر اضافه میشه رضا هم دیگه فول تایم کار میکنه و این روند 6 ماه ادامه پیدا می کنه تا اینکه اونها به سرمایه گذار می رسند. در این مدت رضا 4 میلیون و فربد 2 میلیون به کسب کارشون اضافه می کنند.فربد میخواد حساب کتاب کنه در جلسه سرمایه گذار باید چقدر پول در اضای چه مقدار سهام باید بخواد تا قدرت مانور و چونه زنی خودش در جلسه رو بدونه. پس طبق شرایطی که کسب و کارشون داره، اندازه بازار و ... فربد میفهمه که باید حدود 700 میلیون تومان جذب سرمایه کنه.فرمول کلیدی تقسیم سهام داینامیکخب دیگه حالا نوبتی هم باشه نوبت میرسه به فرمول:اول از همه باید آورده هر شخص رو مشخص کنیم که فرمولش اینه:محاسبه آورده هر شخصدر فرمول بالا پارامتر ها به شرح زیر تعریف می شود:name:   نام شخص چیستn: در چه مرحله از کار هستیدS_(n,name):  مقدار آورده شخص مورد نظر مرحله مورد نظرP: مقدار پول تزریق شده به کسب و کار در مرحله مورد نظرT: مقدار زمانی که شخص مورد نظر در مرحله مربوطه صرف کسب و کار کرده استS_(n-1,name): مقدار آورده شخص در مرحله قبلی کسب و کاردر پارامتر های بالا فقط پارامتر T هست که نیاز به محاسبه داره که فرمولش طبق رابطه زیر هست:مقدار زمان صرف شده در کسب و کار منطبق با KPI های تعریف شده برای هر شخصدر فرمول بالا پارامتر ها به شرح زیر تعریف می شود:m: چند ساعت در روز شخص مورد نظر کار می کندy: دستمزد روزانه شخص طبق عرف جامعه و بازار کارz:  تعداد ماه هایی که شخص با این شرایط کار کرده است8: تعداد ساعات کاری در یک روز کاری کامل       30: تعداد روز های یک ماه خب حالا که فرمول ها رو نوشتم میریم که باتوجه به مثال بالا آورده های هر شخص رو حساب کنیم:ابتدا باید تعداد مراحلی که کسب و کار تا به امروز طی کرده رو بدست بیاریم:مرحله اول: فربد به تنهایی کار میکند و بیزنس مدل معتبری ایجاد می کند با روزی 3 ساعت کار به مدت 2 ماه و 1 میلیون تومان تزریق پولمرحله دوم: رضا اضافه می شود با روزی 4 ساعت کار و فربد 8 ساعت به مدت 4 ماه علاوه بر این فربد 7 میلیون تومان و رضا 3 میلیون تومان وارد کسب و کار می کنند.مرحله سوم: اضافه شدن امیر با روزی 2 ساعت کار و فول تایم شدن فربد و رضا به مدت 6 ماه و تزریق 2 میلیون از جانب فربد و 4 میلیون از جانب رضامرحله چهارم: اضافه شدن سرمایه گذار با مبلغ 700 میلیون تومانمحاسبه مقدار آورده فربد در مرحله اول کسب و کار:T=(3/8)*100,000*2*30=2,250,000S_(1,farbod)=(4(1,000,000)+2(2,250,000)+0)=8500000محاسبه مقدار آورده فربد و رضا در مرحله دوم کسب و کار:T(farbod)=(8/8)*100,000*4*30=12,000,000S_(2,farbod)=(4(7,000,000)+2(12,000,000)+8500000)=60,500,000T(reza)=(4/8)*100,000*4*30=6,000,000S_(2,reza)=4(3,000,000)+2(6,000,000)+0=24,000,000محاسبه مقدار آورده فربد و رضا و امیر در مرحله سوم کسب و کار:T(farbod)=(8/8)*100,000*6*30=18,000,000S_(3,farbod)=4(2,000,000)+2(18,000,000)+60,500,000=104,500,000T(reza)=(8/8)*100,000*6*30=18,000,000S_(3,reza)=4(4,000,000)+2(18,000,000)+24,000,000=76,000,000T(amir)=(2/8)*100,000*6*30=4,500,000S_(3,amir)=4(0)+2(4,500,000)+0=9,000,000محاسبه سهام هر شخص در هر مرحله:فرمول سهام هر شخص در هر مرحله به صورت زیر می باشد:رابطه محاسبه درصد سهاممحاسبه سهام فربد در مرحله اول:S_(farbod)=(8,500,000/8,500,000)*100=100%پس در مرحله اول 100% سهام متعلق به فربد می باشد.محاسبه سهام فربد و رضا در مرحله دوم:S_(farbod)=(60,500,000/84,500,000)*100=71%S_(reza)=(24,000,000/84,500,000)*100=29%پس در مرحله دوم 71% سهام برای فربد و 29 درصد سهام برای رضا می باشد.محاسبه سهام فربد و رضا و امیر در مرحله سوم:S_(farbod)=(104,500,000/189,500,000)*100=55%S_(reza)=(76,000,000/189,500,000)*100=40%S_(amir)=(9,000,000/189,500,000)*100=5%پس در مرحله سوم 55% سهام برای فربد و 40 درصد سهام برای رضا و 5% سهام برای امیر می باشد.تا اینجای کار مشخص شد که سهام هر شخص در هر مرحله چقدر هست اما این همه ماجرا نیست و در مقاله بعدی که در مورد ریزه کاری های و تبصره های مختلف می نویسیم مثلا فرض کنید فربد قصد اخراج امیر را داشته باشد یا اینکه رضا بخواهد استعفا دهد در این حالات تکلیف سهام آنها چه می شود که تمام این موارد و ریزه کاری های بیشتر رو در مقاله بعدی می نویسم تا چون این مقاله به اندازه کافی طولانی شده.اگر سوالی در این خصوص دارید خوشحال میشم در قسمت نظرات ازم بپرسید.</description>
                <category>شایان میرصمدی</category>
                <author>شایان میرصمدی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Apr 2022 15:44:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارآفرینی، شغل یا رسالت فردی</title>
                <link>https://virgool.io/@sh.mirsamadi/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-io2qldycbhhb</link>
                <description>سلام من شایانم امروز میخوام راجب این موضوع بنویسم که کارآفرینی چیه؟ شغل یا رسالت فردی؟ چه چیزی کارآفرینان بزرگ را از دیگران متمایز میکنه؟ آیا صرف انگیزه دستیابی به پول و ثروت برای موفقیت در کارآفرینی کافیه؟ کارآفرینان بزرگ چه نگاهی به کارشون دارن؟ چه چیزی باعث شده که اونها بتونن در سخت‌ترین شرایط به تلاششون ادامه بدن؟ چی باعث شده اونها بتونن تاثیری ماندگار در دنیا بذارن؟کارآفرینیهر کاری کارآفرینی نیستاگه تو خیابون از مردم بپرسید که کارآفرینی چیه اغلب اونا پاسخ‌های اشتباهی به شما میدن. بیشتر افراد فکر میکنن کارآفرینی یعنی اینکه یه کسب و کاری راه بندازی. برخی هم کارآفرینی رو همون مدیریت میدونن. و بعضی هم اون رو با اشتغال‌زایی اشتباه میگیرن.کسب و کار یعنی هر جور فعالیتی که محصول یا خدماتی رو ارائه میده تا موجب کسب درآمد و سود بشه اما کارآفرینی چیز دیگه‌ای هست.کارآفرینی مدیریت هم نیست و تفاوت زیادی بین یک مدیر با کارآفرین وجود داره. اما به طور کلی میتونیم بگیم که هر کارآفرینی میتونه مدیر خوبی هم باشه اما هر مدیری الزاما یک کارآفرین نیست.اشتغال‌زایی هم یعنی اینکه یه شغلی ایجاد شده و حالا برای اون دنبال نیروی کار هستیم. اما کارآفرینی متفاوت از اشتغال‌زایی هست.پس کارآفرینی چیه؟واسه کارآفرینی تعریف‌های مختلفی ارائه شده که در ادامه سه مورد شاخص رو بررسی میکنیم.کارآفرینی یعنی آفریدن چیزی ارزشمندبرخی کارآفرینی رو به عنوان آفریدن یه چیز با ارزش تعریف کردن. چیز ارزشمندی که با صرف زمان و تلاش و همراه با ریسک و خطر خلق شده و منجر به کسب رضایت و استقلال مالی میشه.خلق ارزشکارآفرینی یعنی ایجاد نوآوریدر این تعریف بر نوآوری تاکید میشه و کارآفرینی یعنی اینکه بتونیم یه کالا یا خدمت جدید، یه روش جدید در تولید یا خدمت، یا یه بازار جدید، یا منابع جدیدی رو در کسب و کار ایجاد کنیم.کارآفرینی یعنی یک سبک زندگیاین تعریف، تعریفی متفاوت از دو مورد قبلی هست و کارآفرینی رو چیزی فراتر از شغل و حرفه و به عنوان یه سبک و روش زندگی در نظر میگیره که در اون عناصری مثل خلاقیت و نوآوری، ریسک‌پذیری، اشتیاق به کار، ایجاد ارزش و آرمان‌گرایی اهمیت زیادی دارن.کارآفرین به کی میگن؟با توجه به تعریف‌هایی که از کارآفرینی کردیم میتونیم بگیم که یک کارآفرین کسی هست که یه ارزش جدید یا نوآوری ایجاد میکنه و ریسک‌هایی رو متحمل میشه و از موفقیت و رضایتی که کسب میکنه لذت میبره. کارآفرین معمولا به عنوان یه مبتکر، منبع ایده‌ها، کالاها، خدمات و کسب و کار یا رویه‌های جدید دیده میشه.کارآفرینان با استفاده از مهارت‌ها و ابتکارات لازم برای پیش‌بینی نیازها و ارائه ایده‌های خوب و جدید به بازار، نقش کلیدی در شکوفایی هر اقتصادی ایفا میکنن. یه کارآفرین در پی پذیرش ریسک‌های ایجاد یک ارزش در قالب یک استارت آپ است که با سود، شهرت و فرصت‌های رشد مستمر پاداش می‌گیره.دو نگاه به کارآفرینی: شغل یا رسالت فردیبا وجود تعریف‌هایی که از کارآفرینی مطرح کردیم، میتونیم بگیم که دو نگرش عمده به کارآفرینی وجود داره. یکی کارآفرینی رو صرفا به عنوان یه شغل و حرفه میبینه که باید از اون کسب درآمد و سود کرد: شغل کارآفرینی. نگاه دوم که به تعریف کارآفرینی به عنوان یک سبک زندگی نزدیک هست، اون رو به عنوان یه ماموریت و رسالت شخصی در زندگی میبینه و سود و زیان براش در درجه دوم قرار داره: رسالت فردی کارآفرینی.کارآفرینی به عنوان شغل با کارآفرینی به عنوان رسالت فردی، دو نگاه کاملا متفاوتن و انتخاب هر کدوم از اونها کیفیت متفاوتی به کسب و کارهای نوپا میده که در ادامه این دو نگرش مختلف رو بررسی میکنیم.کارآفرینی به عنوان شغلدر این نگرش، کارآفرینی صرفا به عنوان یه شغل و حرفه دیده میشه و هدف شما به عنوان یک کارآفرین اینه که با پیدا کردن فرصت‌ها و مشکلات، برای اونها راه حل ارائه بدید و به درآمد و سود برسین.در شغل کارآفرینی یا نگرش کارآفرینی به عنوان شغل، کارآفرینی مثل ابزاریه که شما برای کسب درآمد و موفقیت مالی از اون استفاده میکنین و معنایی بیشتر از این برای شما نداره. در این نگاه شما ماموریت یا رسالت فردی خاصی برای خودتون قائل نیستین و قرار نیست تحول خاصی ایجاد کنین یا تاثیر مهمی بذارین. اولویت اصلی شما کسب درآمد و سود بیشتر هست و موضوع فعالیت برای شما چندان مهم نیست و اهمیتی نداره که آیا به اون فعالیت علاقه دارین یا نه.پس در مورد کارآفرینی به عنوان شغل به طور خلاصه میشه گفت که:· هدف، صرفا کسب درآمد و سود هست.· موضوع فعالیت مهم نیست.· علاقه و اشتیاق اهمیت نداره.· رسالت و ماموریت شخصی نداره.کارآفرینی به عنوان رسالت فردیدر این نگاه، کارآفرینی دارای معنایی بسیار وسیع‌تر از یک فعالیت اقتصادی و کسب درآمد و سوده. در رسالت فردی کارآفرینی، فرد کارآفرین اشتیاق و علاقه زیادی به موضوع فعالیتش داره و برای خودش یک ماموریت و رسالت قائل هست و میخواد تاثیر ماندگاری از خودش به یادگار بذاره. اما رسالت فردی یعنی چی و چه تفاوتی با هدف و علاقه داره؟رسالت فردی یعنی چه؟به رسالت فردی (Personal Mission) با عبارات مختلفی اشاره شده از جمله: طرح الهی، غایت حیات، ماموریت زندگی، ستاره شمالی، رمز روح، دارما و ...رسالت فردیبه طور کلی منظور از رسالت فردی این هست که هر کدوم از ما برای انجام ماموریت و کار خاصی ساخته شدیم و قراره که به سهم خودمون تاثیر خاصی رو دنیا بذاریم.رسالت فردی با هدف متفاوت هست. اهداف جایی هستن که ما به سوی اونها حرکت میکنیم و وقتی بهشون رسیدیم دیگه کار تموم میشه. اما رسالت فردی مثله قطب‌نمایی مسیر و جهت زندگی ما را مشخص میکنه. رسالت فردی، بی‌نهایتی مستمر و مستقل از زمان هست که تنها جهت را نشون میده و فقط میشه با آن هم‌سو شد. ما اهداف خود را تعیین می‌کنیم ولی رسالتمون رو باید کشف کنیم.برای کشف رسالت فردی باید در اعماق وجود خودمون کاوش کنیم و به این سوال پاسخ بدیم که هدف از آفرینش ما چه بوده و برای چه مقصودی به این جهان آمده‌ایم؟رابطه رسالت فردی با علایق و استعدادهاعلایق اصیل ما با استعدادهای ذاتیمون سازگار و همسو هستن و خود این علایق و استعدادها، سرنخ‌های خوبی برای کشف رسالت فردی هستند. در واقع این استعدادها یا اشتیاق و علاقه به کاری خاص، سمت و سوی ماموریت و رسالت فردی ما رو مشخص میکنه. چون همون جور که مولوی گفته:                         هر کسی را بهر کاری ساختند                                               میل آن را در دلش انداختند                                                                      چرایی وجودیتو کشف کناستعداد و علایق ذاتی در واقع ابزار و نیرویی برای به انجام رساندن رسالت فردی ماست. پس با شناخت استعدادها و علایق خود، سرنخی بسیار عالی برای کشف رسالت شخصی خود در دست خواهیم داشت.رسالت فردی کارآفرینی و کار عاشقانهکارآفرینی مسیر پرسنگلاخ و دشواریه و معمولا از هر صد استارتاپ یکی از اونا موفق میشه. پس لازم هست که آدم انگیزه زیادی داشته باشه تا بتونه به موانع مسیر کارآفرینی غلبه کنه. به همین دلیل هست که کارآفرینان بزرگ اینهمه روی انجام کاری که به اون علاقه داریم تاکید میکنن.وقتی از استیو جابز پرسیدن که علت تبدیل شدنش به یک کارآفرین موفق چیست، او این طور جواب داد:باید چیزی را پیدا کنید که به طور واقعی به آن علاقه و اشتیاق دارید چون موفق شدن در این مسیر دشوار است. من متقاعد شده‌ام که در حدود پنجاه درصد چیزی که کارآفرینان موفق را از غیرموفق‌ها جدا می‌کند پشتکار خالص است و شما وقتی بیشترین پشتکار را خواهید داشت که با تمام وجود عاشق کارتان باشید. من متقاعد شده‌ام که تنها چیزی که باعث می‌شد در سخت‌ترین شرایط همچنان به پیشرفت ادامه دهم این بود که عاشق کاری بودم که انجام می‌دادم.از طرف دیگر وقتی عاشق کارمان باشیم آن کار برایمان مثل تفریح و سرگرمی میشه و حتی از سختی‌های اون هم لذت میبریم. و وقتی با این کارآفرینی عاشقانه، ارزش و خدمتی را به دیگران عرضه کنیم که در جهت رسالت فردی ما هست، در بالاترین مراتب رضایت درونی، خودشکوفایی و تعالی مادی و معنوی قرار میگیریم.کارآفرینی به عنوان رسالت فردی یا کارآفرینی به عنوان شغل؟مروری بر زندگی کارآفرینان بزرگ جهان نشون میده که اونها برای چیزی فراتر از پول و کسب درآمد تلاش میکردن. اونها کارآفرینی را نه به عنوان یک شغل و حرفه بلکه به عنوان رسالت فردی خودشون میدیدن.استیو جابزاستیو جابز این رسالت فردی کارآفرینی خودشو رو اینجوری بیان کرده: «بیاییم در این دنیا اثری ماندگار از خود به جای بگذاریم.»جف بزوسرسالت فردی کارآفرینی جف بزوس این بود که مکانی درست کنه که مردم بتونن هر چیزی رو که لازم دارن به صورت آنلاین تهیه کنن. رسالت فردی کارآفرینی زاکربرگ این بود که مردم جهان رو باهم مرتبط کنه.ایلان ماسکوقتی که از ایلان ماسک پرسیدن که چقدر ثروت داره، او جواب داد که نمی‌دونه و برای پول کار نمیکنه. او گفت خودش رو بیشتر یه مهندس میدونه تا یه سرمایه‌گذار و این علاقه‌اش به یافتن راه حل برای مشکلات فنی هست که باعث میشه هر روز از خواب بیدار بشه. او رسالت فردی کارآفرینی خودش رو ایجاد انقلابی در صنایع از خودروسازی تا اقامت در مریخ میدونه.نتیجه اینکه هیچ کارآفرین بزرگی به کارفرینی به عنوان شغل و حرفه نگاه نمیکنه بلکه کارآفرینی رو رسالت فردی و ماموریت زندگی خودش میدونه.</description>
                <category>شایان میرصمدی</category>
                <author>شایان میرصمدی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Nov 2021 09:55:04 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>