<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shabnamjzd</link>
        <description>کوچ ACC مسیر فردی و شغلی | www.shabnamjzd.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:34:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/253500/avatar/jsJNH2.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</title>
            <link>https://virgool.io/@shabnamjzd</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه به عنوان یک درونگرا در کسب و کار موفق شوم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%B4%D9%88%D9%85-ult7kr01jrvw</link>
                <description>برخلاف باورهای نادرست رایج، درونگراها نه تنها می‌توانند در کسب و کار موفق باشند بلکه بسیاری از برجسته‌ترین کارآفرینان جهان درونگرا هستند که جای تعجب هم ندارد چرا که تقریبا نیمی از جمعیت دنیا را درونگراها تشکیل می‌دهند.با اینکه دنیای کسب و کار اغلب ویژگی‌های برونگرایانه را به رسمیت می‌شناسد اما درونگراها هم می‌توانند راه خود را در این میانه پیدا کرده یا آن را خلق کنند.اگر شما فردی درونگرا هستید مهم‌ترین قدم این است که بر اساس نقاط قوت واقعی خودتان پیش بروید نه آنچه دنیای بیرون از شما می‌خواهد. در واقع به جای تظاهر به رفتارهای برونگرایانه در محیط کار، از مزیت‌های منحصربه‌فرد درون‌گرایی برای پیشرفت و موفقیت استفاده کنید:۱. شما شنونده خیلی خوبی هستید و با تمرکز و دقت گوش می‌دهید.۲. پیش از پاسخ دادن تامل می‌کنید و پاسخ‌های خود را با دقت انتخاب می‌کنید.۳. مشاهده‌گری خوبی دارید و به زبان بدن و حالت چهره افراد توجه می‌کنید.۴. در شبکه‌سازی به دنبال ایجاد روابط باکیفیت هستید و دوست دارید در مورد افراد بیشتر بدانید.۵. سبک رهبری شما مبتنی بر شناخت نقاط قوت تیم و سهیم‌کردن همه در موفقیت است.فراموش نکنید که فرصت‌های شغلی فراوانی متناسب با توانایی‌های شما وجود دارد. فضای کار آنلاین که با سرعتی چشمگیر در حال رشد است، می‌تواند بستر مناسبی برای شکوفایی استعدادها و بهره‌گیری از مهارت‌های ارزشمند شما باشد.لینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایت</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Mon, 29 Sep 2025 11:43:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«اکسیر انگیزه»: راهکارهای شناخت، افزایش و حفظ انگیزه</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%D8%A7%DA%A9%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%88-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-ubtvnzdbp9xz</link>
                <description>بیشتر ما تصور می‌کنیم برای شروع و ادامه دادن کارها، ابتدا باید انگیزه داشته باشیم. اما واقعیت این است که کمتر کسی دقیقا می‌داند انگیزه از کجا می‌آید، چطور تقویت می‌شود و چرا از بین می‌رود. به همین دلیل، خیلی اوقات وقتی انگیزه‌مان کم می‌شود، سراغ جملات انگیزشی می‌رویم تا موقتا از آنها برای ادامه مسیر انرژی بگیریم. اما تاثیر این روش نه ‌تنها زودگذر است، بلکه در بلندمدت می‌تواند باعث بی‌انگیزگی و سرخوردگی بیشتر شود.دوره «اکسیر انگیزه» طراحی شده تا به شما کمک کند نگاهی جدید و علمی به انگیزه پیدا کنید. در این دوره شما یاد می‌گیرید که چطور انگیزه شخصی خودتان را بشناسید، آن را تقویت کرده و در طول مسیر اهداف خود حفظ کنید. چون به تعداد آدم‌های روی زمین، مسیرهای مختلفی برای افزایش و حفظ انگیزه وجود دارد و هیچ‌کس جز خودتان نمی‌تواند فرمول انگیزشی مناسب و منحصربه‌فرد شما را پیدا کند.


سرفصل‌های دوره:1- انگیزه از کجا می‌آید؟– تعریف درست انگیزه 2- کارکرد انگیزه در مغز ما– مولکولی به نام انگیزه3- در جستجوی انگیزه– راهکاریی برای ایجاد انگیزه4- سه میانبر کاربردی– تکنیک‌هایی برای افزایش انگیزه5- از هدف تا ضدهدف– راهکاری برای ایجاد انگیزه که کمتر کسی به آن توجه کرده6- راهزنان انگیزه‌ات را بشناس– موانعی که انگیزه‌ات را می‌کشند7- اگر در میانه‌ راه انگیزه‌ات کم شد...– چگونه انرژی بگیری و ادامه بدهی؟8- چالش انگیزه در دنیای امروز– داستان کاکتوس‌های جنگل بارانیمخاطبان دوره:آیا فکر می‌کنید انگیزه لازم برای شروع یا ادامه مسیر فردی، شغلی یا تحصیلی خود ندارید؟آیا احساس می‌کنید انگیزه‌تان کم شده و نمی‌دانید چطور باید دوباره انگیزه‌تان را به دست آورید؟یا اینکه دوست دارید یک بار به صورت علمی و کاربردی با مفهوم و کارکرد انگیزه آشنا بشوید،و ابزارهایی علمی و عملی برای مدیریت انگیزه‌ در مسیر شغلی و زندگی شخصی یاد بگیرید،و اگر شما هم جز کسانی هستید که داشتن انگیزه برایتان تبدیل به یک چالش شده است،این درس دقیقا برای شما ساخته شده است!اطلاعات کامل و تهیه دوره:برای اطلاعات بیشتر و گوش دادن به بخشهایی از دوره، روی لینک زیر کلیک کنید:https://shabnamjzd.com/product/elixir-of-motivation/لینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایت</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Mon, 03 Mar 2025 18:21:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دروغ‌هایی درباره انگیزه</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-buklxiknrcij</link>
                <description>همه ما دوست داریم برای انجام کارها انگیزه و انرژی داشته باشیم و هر روز صبح با احساس هدفمندی و انگیزه بالا از خواب بیدار بشیم و سراغ اهداف‌مون بریم. اما داشتن انگیزه اونقدرها هم که فکر می‌کنیم راحت نیست!به قول مارک منسن ما درباره انگیزه به خودمون این دروغ‌هارو میگیم تا خودمون رو توجیه کنیم که چرا هیچ قدمی برای هدف‌هامون برنمی‌داریم:1. برای انگیزه داشتن باید نسبت به اون کار علاقه و اشتیاق داشته باشم2. انگیزه باید از درون بیاد چون یه بخش طبیعی از شخصیت ماست3. انگیزه یه احساسه که ما می‌تونیم کنترلش کنیماما تمام اینها واقعیت ندارند، انگیزه داشتن بیشتر شبیه یه عادته، چیزی که باید هر روز با تمرین در خودمون ایجاد کنیم. انگیزه چیزی نیست که ما یا اون رو داریم یا نداریم، چیزیه که باید برای خودمون بسازیم.خیلی‌ها به اشتباه فکر می‌کنند انگیزه یه عنصر جادوییه که ما باید دنبالش باشیم و هر جور شده پیداش کنیم تا به ما انرژی برای انجام کارهامون بده؛ مخصوصا زمانی که داریم یه کاری رو شروع می‌کنیم چون شروع کردن معمولا سخت‌ترین بخش هر کاریه.اما واقعیت چیه؟ اینکه انگیزه نه تنها میتونه قبل از شروع کار وجود داشته باشه، بلکه ممکنه بعد از شروع و در حین کار خودش رو نشون بدهپس بهتره به جای اینکه بی‌صبرانه منتظر رسیدن روزهای پرانگیزه باشیم، خودمون دست به کار بشیم و هرجا احساس کردیم انگیزه‌مون کم شده و یا از بین رفته، اون رو دوباره خلق کنیم.لینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایت</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Fri, 21 Feb 2025 22:24:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیچ وقت برای شروع دیر نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-knrubcancidi</link>
                <description>برای خیلی از ما در سنین مختلف پیش آمده که حس کنیم از زندگی یا کارمان راضی نیستیم ولی برای تغییر آن هم کاری نکرده باشیم. معمولا در هر سنی که باشیم ممکن است فکر کنیم دیگر برای هر تغییری دیر شده است. تغییر یعنی خروج از منطقه امن و مواجه شدن با ترس‌ها و احتمال شکست، پس می‌توان نتیجه گرفت که اصلا مسئله ما سن و سال نیست بلکه ترس از مواجهه با موقعیت‌های جدید و ناشناخته است!شما هم ممکن است دغدغه مشابهی داشته باشید و فکر کنید دیگر از شما گذشته که به دنبال کار، زندگی یا مسیر مورد علاقه‌تان بروید اما یادتان باشد که موفقیت سن و سال نمی‌شناسد و بعضی از موفق‌ترین آدم‌های دنیا زمانی به اوج موفقیت‌شان رسیده‌اند که سن‌شان دو برابر من و شما بوده است.اگر فکر می‌کنید سن‌تان دیگر بالا رفته و برای هر کاری خیلی دیر شده یادتان باشد که متوسط عمر انسان‌ها هم نسبت به چند دهه قبل بالاتر رفته و 50 سالگی این روزها معادل 30 سالگی قدیم است. پس 60 سالگی هم دیگر سن بازنشستگی نیست! کمانکه این روزها خیلی‌ها تا 70 سالگی هم کار می‌کنند.سن واقعا یک عدد است که فقط زمان سپری شده از عمر ما را نشان می‌دهد و قرار نیست دست و پای ما را ببندد و یا هویت ما را تعیین کند و مانعی بر سر راه رسیدن به خواسته‌های‌مان شود. تنها زمانی که برای ایجاد تغییر در زندگی‌مان خیلی دیر شده است، بعد از مرگ است.سرعت گذر زمان برای هر کسی متفاوت است پس نباید بر اساس زمان هدف‌گذاری کنیم که تا چه سنی باید چه کارهایی را به انجام رسانده باشیم بلکه باید زمان را راهنمای خود کنیم تا مطمئن شویم که در حال حرکت در مسیر درست هستیم و مسیرمان با هدف‌مان همواره در یک راستا قرار دارد.از فردا شروع نکنیم، این فردایی است که هیچ وقت نمی‌آید. وقتی هر بار به خودمان می‌گوییم از فردا شروع می‌کنم، در واقع به مغزمان این پیام را می‌دهیم که این کار چندان هم مهم نبوده است. این ذهنیت را با آگاه شدن به آن تغییر دهیم و فقط شروع کنیم، پیش از آنکه واقعا دیر شود.منبع: وب سایت shabnamjzd.com</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Sat, 07 Dec 2024 22:29:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بسیار سفر باید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-i5khcp4xktr7</link>
                <description>سفر را نوعی دستاورد می‌دانند؛ دیدن مناظر جذاب، کسب تجربه‌های جذاب، و تبدیل‌شدن به آدمی جذاب همگی دستاوردند. ولی آیا سفر واقعاً این‌گونه است؟ در زمانۀ ما عاشق سفر بودن یا مباهات کردن به سفر به یکی از اجزای ضروری موفقیت تبدیل شده است. صفحات مجازی آدم‌ها پر از عکس‌ها و خاطراتی است که از سفرهایشان به جا مانده‌اند و یکی از بزرگترین آرزوهای خیلی‌ها سفر به دور دنیاست.یکی از دفاعیات رایج از سفر این است که سفر ما را به مرتبۀ روشن‌بینی می‌رساند، دنیا را به ما می‌شناساند و با مردم آن آشنا می‌کند. بااین‌حال این استدلال جای چون و چرا دارد.تغییر مکانِ زندگی برای تحصیل یا کار همیشۀ تاریخ وجود داشته است. اما امروزه با نوع جدیدی از سفر روبه‌روییم که «سفر گردشگری» است. سفر برای سفر. این سفرهای جدید، ممکن است به جای آنکه باعث شناختن راه و رسوم دیگران شود، برعکس به تأیید بیشترِ خودمان منتهی شود. کتاب‌های گردشگری می‌گویند باید به سفر برویم تا «تغییر» کنیم، اما دقیقاً قرار است چه چیزی تغییر کند؟ از قرار معلوم، احتمال اینکه مسافران باعث تغییر در مقصد خود شوند، خیلی بیشتر از این است که خودشان تغییر کنند.ما سفر می‌کنیم تا خودمان تغییری تجربه کنیم، اما دستِ آخر دیگران را دستخوش تغییر می‌کنیم. بااین‌حال، می‌شود پرسید: تأثیرپذیری یک مکان از مردمی که به خواست خود و به قصد تغییرکردن به آن سفر می‌کنند چرا ممکن است بد باشد؟ پاسخ این است که آن مردم نه می‌دانند چه می‌کنند و نه حتی برای فهمیدنش تلاشی می‌‌کنند. گردشگران تغییردهندگانی بی‌اعتنا، مغرور و جاهل‌اند. اگر آنجایی که به بازدید آن رفته‌اند، مثل کارت‌پستال‌هایی باشد که دیده‌اند، ذوق‌زده می‌شوند، اما اگر آنجا به اندازۀ عکس‌ها زیبا نباشد، احساس می‌کنند «ضرر» کرده‌اند. گردشگر هیچگاه برای زندگیِ واقعی یا فرهنگ روزمرۀ مردمانی که در سفر می‌بیند، ارزشی قائل نیست. بلکه فقط می‌خواهد چندجای تاریخی را ببیند، یا لباس‌های محلی بپوشد و با آن‌ها عکسی بگیرد. واقعیت بسیار مهم دربارۀ گردشگری این است که ما از پیش می‌دانیم بعد از برگشتن به خانه چگونه آدمی خواهیم بود. سفر در تعطیلات شباهتی به مهاجرت، نام‌نویسی در دانشگاه، شروع کاری جدید، یا عاشق‌شدن ندارد. ما با ترس‌ولرز سراغ این فعالیت‌ها می‌رویم، مثل آدمی که وارد تونلی شده و نمی‌داند وقتی از آن بیرون بیاید چه‌جور آدمی خواهد بود. مسافر در حالی راهیِ سفر می‌شود که اطمینان دارد با همان علاقه‌ها و برنامه‌های روزمرۀ قبلی‌اش برمی‌گردد. سفر مانند بومرنگ است. شما را دقیقاً به همان نقطه‌ای می‌رساند که از آن آغاز کرده‌اید.لینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایتمنبعمطلب کامل را از اینجا بخوانید</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Mon, 11 Dec 2023 19:05:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به دنبال رشد فردی هستید؟ بیشتر سفر کنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-qlfz8vwx7zog</link>
                <description>چرا آدم­ها سفر کردن را دوست دارند؟ خیلی از ما سفر می­کنیم تا کمی از زندگی عادی، روزمره و شاید حتی کسالت­ بارمان دور بشویم و دنیاهای جدیدی را ببینیم که تا قبل از آن نمی­شناختیم و حس و حال بهتری را تجربه کنیم. این تغییر زاویه دید در سفر می­تواند تجربه متحول­ کننده­ ای برای ما باشد به طوری که بعد از چند بار سفر حس کنیم دیگر آن آدم سابق نیستیم. تحول فردی یکی از عمیق­ ترین کارکردهای سفر است که معمولا به طور ناخودآگاه برای خیلی ­ها رخ می­دهد ولی اگر آگاهانه به دنبال رشد فردی هستیم، این بار که خواستیم بار سفر ببندیم حواس­مان باشد که قرار است علاوه بر خوشگذرانی، خودمان را هم پیدا کنیم و بهتر بشناسیم.. . .پیدا کردن دلیل برای سفر کردن کار سختی نیست به ویژه اگر مقصد، کشور دیگری باشد. سفر به دور دنیا، دیدن جاهای جدید و شناخت فرهنگ ­های دیگر، تنها چند نمونه از فایده ­های سفر است اما کشف جایی جدید و غلبه بر استرس خروج از منطق امن است که بسیار ارزش دارد. در واقع باید سفر را مسیری برای رشد فردی، سلامت روان و روشنگری معنوی دانست چون سفر می­تواند چشم واقعی و چشم درونی شما را به چیزهایی باز کند که پیش از این ندیده بودید. این تجربه ­ها باعث می­شود خودتان رو طوری بشناسید که اگر یک جا مانده بودید، نمی­ توانستید بشناسید. با سفر کردن است که می­توانید دنیا را ببینید، فرهنگ ­های مختلف را بشناسید، مزه ­های جدید را تجربه کنید و با آدم ­های متفاوت آشنا شوید.ذهن شما در طول زمان، به مرور رشد و تکامل پیدا کرده و خود را با اطلاعات جدیدی که به دست می ­آورید سازگار می ­کند. سفر به یک جای جدید هم مشابه همین است ولی یادگیری در آن با سرعت بیشتری رخ می­دهد. سفر، شما را به وسط ناشناخته ­ها پرتاب می­کند و کلی اطلاعات و ایده جدید به شما می­دهد و این گسترش ذهن، یکی از مهم­ترین فایده­ هایی است که سفر می­تواند داشته باشد. شش فایده دیگری که از سفر می­توانید به دست بیاورید را در ادامه بخوانید:1- هدف­تان را پیدا ­کنیداینکه حس کنید در زندگی هدفی دارید، بسیار مهم­تر از آن چیزی است که خیلی از مردم فکر می­کنند. هدف، شما را به چیزی بزرگ­تر از خودتان وصل می­کند و شما را به پیش می­راند. هدف شما در زندگی ممکن است در زمان ورود به مراحل جدید، ناگهانی و به راحتی تغییر کند چون هر مرحله جدیدی از زندگی، اهداف و رسالت جدیدی با خود به همراه می ­آورد. سفر، چشم شما را به مسیرهای جدید زندگی باز می­کند و اگر در مسیری باشید که از پایان آن آگاه نیستید، با دیدن جاهای جدید و آشنایی با آدم­ های جدید، می­توانید از آن مسیر دست کشیده و هدف واقعی خود را پیدا کنید.وقتی نیاز دارید که بر روی اهداف و مقاصد خود بیشتر تمرکز کنید و یا مسیر زندگی­تان را دوباره ارزیابی کنید، سفر راه چاره خوبی است چون بهترین زمان برای باز شدن دید شما وقتی است که مسیر زندگی­تان از دست­تان خارج شده و نیاز به بازبینی دارد. اینجاست که سفر می­تواند دید شما را تغییر داده و حس جدیدی از زندگی و اهداف­تان به شما بدهد.سفر راهی است برای کشف بخش­هایی از وجودتان که قبلا از آنها اطلاعی نداشتید چون در طول سفر شما ناگزیر با موقعیت­های پیش­بینی ­نشده ­ای سر و کار خواهید داشت که روش­های معمول شما پاسخگوی آنها نخواهند بود.2- از داشته ­های خود آگاه ­شویدوقتی به مقاصد جدید می­روید، چشم شما بر استانداردهای جدیدی از زندگی باز می­شود و از داشته ­ها و امتیازات خود بیشتر آگاه می­شوید. آدم­ها معمولا چیزهایی که دارند را راحت فراموش می­کند و تنها بر روی آنچه ندارند تمرکز می­کنند. سفر کمک می­کند که مسائل را از زاویه جدید ببینید و اولویت ­­تان را بر چیزی قرار دهید که واقعا اهمیت دارد.تصور کنید به جایی سفر می­کنید که هیچ دسترسی به برق یا آب آشامیدنی ندارد ولی در محل زندگی خودتان بطری آب و یا هر چیزی دیگری که بخواهید را می­توانید در کمتر از یک ساعت در منزل­تان تحویل بگیرید. اینجا با دو شیوه زندگی و دو دنیای کاملا متفاوت طرف هستید. برای آدم­هایی که از کیفیت بالای زندگی برخوردارند، دیدن اینکه دیگرانی هستند که در شرایط خیلی متفاوتی زندگی می­کنند، کمک می­کند تا بیشتر قدر داشته­ های­شان را بدانند و بخواهند از آدم­های دیگر هم حمایت کنند.3- به حقیقت پی ببریدمفاهیم یک چیزند و تجربه یک چیز دیگر. شما می­توانید درباره خیلی چیزها به صورت آنلاین مطلب بخوانید و یا به یک سخنرانی گوش دهید اما تجربه آن چیز به صورت فردی، کاملا متفاوت است.سفر، چشم شما را به مهربانی و خوبی انسان باز می­کند. با اینکه معمولا گفته می­شود که وقتی سفر می­کنید خودتان هستید و خودتان، اما برخورد گرم و استقبال باورنکردنی که آدم­ها از مسافران دارند یکی از حقایق شگفت­ انگیز درباره سفر است. شما با هر آدم جدیدی که می­بینید، هر فرهنگ تازه ای که تجربه می­کنید و هر جای جدیدی که کشف می­کنید، تمام دنیا را برای خودتان تبدیل به جایی برای یادگیری می­کنید.4- ذهن­ تان را گسترش ­دهیدیکی از فایده ­های سفر یا گذراندن تعطیلات این است که ذهن شما را به قدری گسترش می­دهد که از تصورتان خارج است. اگر با ذهن باز سفر کنید و تجربیات و ماجراهای جدید را پذیرا باشید، به ذهن­تان فرصت می­دهید که دنیا را با دید تازه­ای ببیند.به این فرصت مثل یک روشنگری معنوی یا ذهنی نگاه کنید. کنجکاو بمانید و از هر فرصتی در طول زندگی برای یادگیری استفاده کنید. اگر از دنیا دوری کنید، خودتان را از این فرصت محروم کرده­اید. پذیرش ایده ­های جدید همیشه کار راحتی نیست به خصوص اگر با باورهای شما تضاد داشته باشند. اما شما هرچیزی که برای رشد لازم باشد را در خورد دارید، تنها باید به خودتان اجازه رشد دهید.5- با دیگران ارتباط  بگیریدشما با دیگران شباهت دارید فارغ از اینکه از کجا آمده ­اید، گذشته شما چه بوده و یا درآمد شما چقدر است. آدم­ها خیلی بیشتر از آنچه فکر می­کنند با دیگران وجه مشترک دارند. وقتی به کشور دیگری سفر می­ کنید، چیزهایی که به نظرتان متفاوت یا غیر معمول هستند را کنار می­گذارید چون تصور می­کنید که دیگران ممکن است آنطور نباشند ولی اگر دقت کنید می­بینید که این تفاوت­ ها چقدر سطحی و کوچک هستند.وقتی می­ بینید که نیازهای مشابهی دارید، دید شما نسبت به مفهوم خانه تغییر می­کند، با آدم­هایی با گذشته و فرهنگ متفاوت دوست می­شوید، و متوجه می­شوید که همه آدم­ها شبیه به هم هستند. این آگاهی در خودآگاه شما به وجود آمده و کمک می­کند تا دیدی جهان محور، گسترده و آگاهانه پیدا کنید.6- پوسته خودتان را بشکنیدبدون شک یکی از فایده ­های سفر این است که شما را وادار می­کند از حباب خود خارج شوید که این کار برای سلامت احساسی شما بسیار مفید است. با اینکه خارج شدن از روتین روزانه­ تان کاری آزاردهنده و ترسناک است، اما آنچه به دست می ­آورید ارزشش را دارد. دانش و تجربه ­ای که به دست می ­آورید، ارزشش خیلی بیشتر از تردیدها و دلهره­ هایی است که قبل از شروع سفر داشتید. سفر همچنین به شما کمک می­کند درباره خودتان فکر کنید و در عمق وجود خودتان به عنوان یک انسان فرو روید.وقتی آدم­ها به جای چیزهای معمولی که در زندگی روزمره با آن مواجه هستند، در موقعیت­ های جدید قرار می ­گیرند، اتفاقی عجیب رخ می­دهد؛ رفتار آنها به دلیل خروج از محیط همیشگی، شکلی واقعی، خام و بی ­تجربه به خود می­گیرد. این اتفاق به شما کمک می­کند که رفتاری راحت­تر و گشوده تر در ابراز وجود خودتان داشته باشید و نگران مورد قضاوت قرار گرفتن هم نباشید.با سفر و تجربه بیشتر است که به درک و لذت بالاتری از جاهایی که دیده ­اید و آدم­هایی که شناخته­ اید می­­رسید. زندگی هدیه ­ای کوتاه است و شما باید بیشترین استفاده را از آن بکنید. تنها کسی که بین شما و رویاهای­تان ایستاده خود شما هستید. از اینکه شما چه نیستید دست بردارید و توجه ­تان را معطوف به نقاط قوت­تان کنید چون شما بی ­نهایت توانایی در درون خودتان دارید. شما قدرت کنترل زندگی­تان را دارید و سفر می­تواند الهام­بخش شما ­شود تا کارهای بیشتری انجام دهید.لینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایتمنبع: chopra.com</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Fri, 14 Apr 2023 17:00:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 راهکار برای مدیریت بهتر زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/10-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-rws0g7qvisiw</link>
                <description>همه ما تنها 24 ساعت در طول روز زمان داریم تا به کارهایی که می خواهیم برسیم ولی بعضی ها انگار زمان بیشتری دارند و بهتر می توانند به کارهای شان برسند. حتما شما هم مشتاقید بدانید که واقعا راز موفقیت این آدمها در چیست؟ چون هیچ کدام از ما که قدرت کنترل زمان و یا کندتر کردن آن را نداریم، پس به نظر می رسد که یک سری آدم ها ها مهارت خاصی دارند که می توانند از همین زمانی که برای همه ما به یک اندازه است، موثرتر استفاده کنند و مایه رشک دیگران شوند.مجله فوربز آمده و چند روش کاربردی پیشنهاد داده که بهتر بتوانیم زمان خود را مدیریت کنیم:1. زمان‌تان را دقیق بررسی کنید. ببینید که برای هر کاری چقدر زمان می‌گذارید مثلا ممکن است فکر کنید روزی نیم ساعت ایمیل چک می‌کنید ولی در عمل زمان خیلی بیشتری را صرف این کار می‌کنید.2. محدوده زمانی تعریف کنید. وقتی برای هر کاری یک محدوده زمانی مشخص تعریف می‌کنید، آن کار را بدون حواس‌پرتی و تعویق در همان زمان انجام می‌دهید و حتی اگر تمامش نکنید، وقت‌تان با کارهای دیگر هدر نرفته است.3. از قبل برای روزتان برنامه‌ریزی کنید. وقتی بدون برنامه روز را شروع کنید، وقت‌تان با کارهای بی اهمیت هدر می‌رود. پس شب قبل یا اول صبح کارهای مهمی که حتما باید در طول روز انجام شود را بنویسید.4. مهم‌ترین کارها را صبح انجام دهید. معمولا صبح‌ها سطح انرژی بالاتر است و انجام سخت‌ترین و مهم‌ترین کارها در صبح، حس خوب موفقیت درانجام برنامه‌های‌تان می‌دهد که در طول روز هم با شما باقی می‌ماند.5. کارها را به بقیه هم بسپارید. وقتی بعضی کارها را به دیگران محول یا برون‌سپاری می‌کنید، از حجم کاری شما کم می‌شود و کلی وقت آزاد پیدا می‌کنید که می‌توانید برای کارهای مهم‌تر صرف کنید.6. کارها را نیمه‌کاره انجام ندهید. اجازه ندهید حواس‌پرتی‌هایی مثل موبایل باعث شود شما کارتان را رها کنید پس روی یک کار عمیقا تمرکز کنید و چیزهایی که حواستان را پرت می‌کنند را از خودتان دور کنید.7. زمان استراحت را از دست ندهید. شاید فکر کنید اگر به سرعت از کاری به کار دیگر بروید بازدهی بیشتری پیدا می‌کنید، ولی واقعیت این است که بدون زمان استراحت، تمرکز و انگیزه شما کم می‌شود چون مغزتان نیاز به استراحت دارد.8. از کمال‌طلبی دست بردارید. وقتی کمال‌طلب باشید، هیچ کاری از نظر شما کامل نیست پس مدام به آن کار رجوع می‌کنید و طبیعتا بازدهی‌تان هم کم می‌شود. پس وقتی تمام تلاش‌تان را کردید دیگر به کاری برنگردید.9. از قانون 20/80 استفاده کنید. هشتاد درصد نتیجه از انجام بیست درصد کارها به دست می‌آید پس می‌توانید کارهایی که مهم نیستند را از لیست‌تان خط بزنید و فقط روی آنهایی که واقعا مهم هستند متمرکز شوید.10. سعی کنید به دیگران نه بگویید. شاید نخواهید کسی را آزرده کنید ولی وقتی کلی کار دارید، نمی‌توانید درخواست‌های دیگران را هم انجام دهید پس این کار را به وقتی موکول کنید که زمان اضافی دارید.و در نهایت اینکه عصر ما عصر حواس پرتی است. این موضوعی است که خیلی ها درباره آن صحبت کرده اند و کتاب های زیادی هم مخصوصا در یکی دو دهه اخیر درباره آن نوشته شده تا توجه ما را به این مسئله جلب کند که وسایل هوشمند دارند همه حواس و انرژی ما را از ما می گیرند و جایی برای کار عمیق و هدفمند باقی نمی گذارند. این راهکارها می توانند کمک کنند که کمی از عدم تمرکز ما کم شود و بهتر بتوانیم از وقت مان استفاده کنیم.لینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایت</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Mon, 20 Mar 2023 19:06:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوچینگ چگونه به شما کمک می‌کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-okgsnixm0efg</link>
                <description>کوچینگ یک روشه برای کمک به آدم‌ها که به اهداف‌شون و چیزهایی که می‌خواهند برسند. در واقع کمک می‌کنه که افراد از سردرگمی و نگرانی به سمت شفافیت و آگاهی حرکت کنند و با اون آگاهی که به دست میارند، دست به اقدام برای رسیدن به خواسته‌هاشون بزنند.کوچینگ در واقع توانمندسازی مراجعه چون کوچ به شما نمیگه چه کاری درسته یا غلط، چه کاری خوبه یا بد، بلکه با مهارت‌هایی که داره به شما کمک می‌کنه بتونید مسئله‌تون رو ببینید و براش کاری بکنید.https://www.aparat.com/v/n233fj3اگه دوست دارید بدونید کوچینگ به زبان ساده یعنی چی، این ویدئو رو ببینید و اگه نیاز به کوچ داشتید، من می‌تونم در این مسیر همراه‌تون باشم.کوچینگ مثل یک سفره که هر چه در اون جلوتر میرید، مسیر براتون بیشتر آشکار میشه و با اینکه اول سفر ممکنه خیلی مطمئن نباشید که کجا دارید میرید یا اصلا کجا می‌خواهید برید، اما مسیر به مرور روشن میشه و حتی شاید جایی بره که در ابتدای مسیر فکرشم نمی‌کردید.آشنایی بیشتر با کوچینگ:https://shabnamjzd.com/coaching/لینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایتدر کوچینگ، حرکت از سردرگمی به سمت شفافیت است</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Thu, 29 Dec 2022 12:23:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا مطمئنید که هوش هیجانی دارید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B7%D9%85%D8%A6%D9%86%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-diu4tkj1m06x</link>
                <description>این روزها همه جا صحبت از هوش هیجانی است و بیشتر آدم ها فکر می کنند که سهم چشمگیری از این هوش دارند اما آیا شما واقعا در موقعیت ­های مختلف زندگی خود از هوش هیجانی استفاده می­ کنید؟ این 13 نشانه پاسخ این سوال را به شما می‌دهد:1- درباره احساسات خود فکر می­ کنید. آگاهی از احساسات با عمیق شدن در آنها شکل گرفته و بینش خوبی به شما می­ دهد.2- پیش از اینکه صحبت یا عمل کنید، مکث کرده و به آن فکر می­ کنید و بر اساس احساس آنی تصمیم دائمی نمی­ گیرید.3- کنترل افکارتان را در دست می­ گیرید یعنی واکنش به احساسات را با تمرکز بر افکار کنترل می­ کنید.4- از انتقادها سود می ­برید چون اگر خوب بیان نشود از آن می ­آموزید و اگر بی­ پایه باشد می­ بینید بقیه چطور فکر می­ کنند.5- خود واقعی­ تان هستید. شما به هر آنچه می­ گویید و انجام می­ دهید باور داشته و همیشه پایبند اصول و ارزش­های­ تان هستید.6- همدلی نشان می­ دهید و افکار و احساسات دیگران را درک می­ کنید. به جای قضاوت کردن و برچسب زدن، سعی می­ کنید دنیا را از دید آنها ببینید.7- دیگران را تحسین می­ کنید. شما با پاسخ دادن به نیاز آدم ­ها به تایید و تحسین، در آنها اعتماد ایجاد می­ کنید. با بیان نقاط قوت و تحسین آن به طور مشخص، آنها را تشویق به بهتر شدن می­ کنید.8- بازخوردهای مفید می­ دهید یعنی به جای نظرات منفی که باعث آزردگی می­شوند، انتقاد خود را در قالب بازخوردی سازنده بیان می­ کنید و آدم­ ها از آن سود می­ برند.9- عذرخواهی می­ کنید. این کار نیاز به جرات و قدرت دارد، فروتنی شما را نشان داده و باعث نزدیکی دیگران به شما می­ شود.10- می­ بخشید و فراموش می ­کنید. با این کار اجازه نمی ­دهید دیگران احساسات شما را در گرو داشته باشند و آزادانه رو به جلو حرکت می ­کنید.11- به تعهدات­ تان پایبند هستید. با اینکه عدم پایبندی به تعهدها یا قراردادها کاری مرسوم شده اما پایبندی به چیزهای بزرگ و کوچک، شما را فردی قابل اعتماد و قابل اطمینان می ­کند.12- به دیگران کمک می­ کنید. یکی از راه ­های تاثیرگذاری مثبت بر احساس دیگران کمک کردن به آنهاست چون تمایل و آمادگی شما برای کمک، برای آدم ­ها مهم است و در ذهن­ شان می ­ماند.13- از خرابکاری­ های عاطفی دوری می­ کنید. سواستفاده از عواطف دیگران برای مقاصد خود، بخش تاریک هوش هیجانی است و شما این اجازه را به دیگران نمی­ دهید.لینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایتمنبع</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Wed, 14 Dec 2022 19:27:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 نکته برای زندگی اجتماعی درونگراها</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/7-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7-yzkq9wvoalvd</link>
                <description>از آنجایی که درونگراها در خلوت خودشان انرژی میگیرند و بعد از حضور در جمع، نیاز به تجدید انرژی پیدا میکنند، پس برایشان مهم است که این مقدار انرژی را کجا، چگونه و برای چه کسانی صرف میکنند. میشود گفت مدیریت سطح انرژی برای درونگراها از هر چیزی واجب تر است چون خیلی وقت ها ممکن است نیاز به حضور در جایی داشته باشند که در آن امکان خلوت و تنهایی هم وجود ندارد و باید با هر مقدار انرژی که دارند آن روز را سر کنند!اگر شما هم درونگرا هستید نیاز نیست به تنظیمات شخصیتی خودتان دست بزنید چون شما مشکلی ندارید و طبق آخرین آمار 57 درصد جامعه مثل شما هستند! پس فقط خودتان و خصوصیات تان را به رسمیت بشناسید و به بهترین شکل آن را مدیریت کنید:1- به مدل شخصیتی خودتان احترام بگذارید و بدانید واقعا که هستید و نخواهید تبدیل به چیزی بشوید که نیستید.2- سهم معاشرت اجتماعی تان را مشخص کنید، گزینشی عمل کنید و بدانید انرژی تان را کجا و برای چه کسانی صرف می کنید.3- معاشرت دیجیتال هم شکلی از معاشرت است و این روزها بخشی از زندگی ماست و گاهی تنها راه ارتباطی ما با کسانی است که دوستشان داریم.4- یک برونگرا را کنار دست تان داشته باشید تا برنامه های اجتماعی مناسب شما را از بین برنامه های متعدد انتخاب و دست چین کند و کار را برایتان راحت کند.5- نوتیفیکیشن های گوشی تان را خاموش کنید و فقط برای افراد مهم زندگی تان روشن بگذارید.6- به سطح انرژی خودتان احترام بگذارید و بدانید که انرژی فقط به خاطر تیپ شخصیتی نیست و ممکن است دلایل دیگری داشته باشد و هیچ اشکالی هم ندارد مسابقه ای در کار نیست و قرار نیست انرژی همه آدمها برابر باشد.7- برای کسانی که می توانند به خانه شما رفت و آمد داشته باشند مرزگذاری کنید تا هر کسی که یک بار او را دعوت کردید هر بار بدون دعوت به خانه شما نیاید و این فقط محدود به حلقه نزدیکان تان شود.لینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایتمنبع</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Sun, 13 Nov 2022 18:44:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سندروم شی درخشان</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%D8%B3%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%85-%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%86-yi9hdqr78sao</link>
                <description>مسئله تمرکز این روزها تبدیل به مهم‌ترین چالش زندگی شده و همه ما کمابیش درگیر آن هستیم اما در این میان عده‌ای هستند که اوضاع‌شان کمی پیچیده‌تر از بقیه است. آنهایی که هر چیز جدید جذابی را که می‌بینند، دنبال می‌کنند و یادشان می‌رود که هنوز کارهای مهم قبلی خود را به پایان نرسانده‌اند. این چیز جدید می‌تواند یک ایده، روش، دوره آموزشی یا مربی تازه‌ای باشد که جلب توجه می‌کند و حواس آنها را از اهداف قبلی‌شان پرت کرده و به سمت دیگری هدایت می‌کند. در روان‌شناسی عامه به این پدیده، سندروم شی درخشان می‌گویند یعنی انگار فرد دچار سندرومی است که نمی‌تواند در برابر چیزهای جدید درخشان مقاومت کند و با هر چیز تازه‌ای، مدام مسیرش را عوض می‌کند و آنقدر این کار را ادامه می‌دهد که عملا در یک لوپ میفتد چون همیشه یک چیز جدید عالی در دنیای بیرون وجود دارد.شما چندپتانسیلی نیستید!خیلی اوقات، افرادی که دچار این سندروم هستند و مدام چیزهای جدید را امتحان می‌کنند، تصور می‌کنند که دلیل از این شاخه به آن شاخه پریدن آنها این است که ذهن خلاق و پویایی دارند، از تکرار و روتین گریزانند، علایق بی‌شماری دارند و یا اینکه اصلا چندپتانسیلی هستند! اصطلاحی که بعد از چاپ کتاب &quot;همه چیز بودن&quot; نوشته امیلی واپنیک و تد تاک معروف او، خیلی رایج شده و این روزها خیلی‌ از آدم‌ها خودشان را چندپتانسیلی می‌دانند. چندپتانسیلی بودن در روان‌شناسی به معنای کسی است که علاوه بر علائق متنوع، توانایی‌های مثال‌زدنی هم برای انجام آنها دارد و می‌تواند در یک یا چند زمینه مختلف موفق شود. در حالی که وقتی کسی فقط به دنبال تجربه چیزهای جدید است، الزاما توانایی خاصی برای اجرای ایده‌های جذابی که می‌بیند ندارد و در کارهای قبلی خود هم موفقیت چندانی به دست نیاورده است.نشانه‌های سندروم شی درخشاناگر می‌خواهید بدانید که این سندروم در شما هم وجود دارد، این موارد را در خودتان جستجو کنید:.....لینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایتمطلب کامل را در در وب سایت میتوانید مطالعه کنید.</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Wed, 20 Jul 2022 21:19:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی در معرض عموم!</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D8%B6-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85-wbr7qkpy5eg6</link>
                <description>با اینکه خیلی از ما کارمون روی صحنه نمایش نیست ولی همه ما باید با این عدم تمایل به دیده شدن روبرو بشیم، با ترس از اینکه بقیه مردم چی فکر می‌کنن، و ترس از خجالت‌زده شدن.این ترس با ترس از جنگ و دعوا فرق داره، این یه جور محدودیته، یعنی نداشتن شهامتی که ما رو از سرنوشت خود‌مون محروم می‌کنه.هر تغییر، تلاش و دستاوردی بالاخره از نظر یکی غیرعادی یا عجیبه. هیچ چیزی به دست نمیاد مگه اینکه مقداری توجه رو به سمت خودمون جلب کنیم.وقتی قراره به خودمون باور داشته باشیم، خطر شکست خوردن هم همراهش هست و اگه قراره جلوی بقیه به خودمون باور داشته باشیم، خطر سرافکندگی هم بهش اضافه میشه.هر کسی که می‌خواد منطقه امنش رو ترک کنه، باید بدونه که ما آدما ترجیح میدیم بمیریم ولی این کارو نکنیم. به قول یه کمدین، ترس از سخنرانی در جمع از ترس از مرگ بدتره یعنی تو مراسم ترحیم آدما ترجیح میدن اونی باشن که توی تابوته تا اونی که داره مداحی می‌کنه.شاید ما ترجیح بدیم که در خلوت و حریم شخصی خودمون کارمون رو انجام بدیم، اما زندگی به ترجیحات ما کار نداره. بالاخره یه جایی ما باید به ترس خودمون غلبه کنیم، وارد صحنه بشیم، حرف‌مون رو بزنیم و به این فکر نکنیم که بقیه چی فکر می‌کنن. اگه این کارو نکنیم، نمی‌تونیم اون چیزی که واقعا حس می‌کنیم یا فکر می‌کنیم رو بیان کنیم.شاید به نظر عجیب بیاد ولی با وجود اینکه ما به خودمون بیشتر از بقیه اهمیت میدیم، اما انگار ارزش نظر بقیه درباره ما برامون بیشتر از نظر خودمونه. ولی باید بدونیم برای اینکه بهتر بشیم، باید با اینکه احمق و نادان به نظر برسیم، در صلح باشیم.آیا می‌تونیم؟ باید بتونیم.وقتی ما به سمت راحتی و امنیت میریم، اینکه باهامون مخالفتی نشه و در پشت صحنه می‌ایستیم به جای اینکه جلوی جمع باشیم، در واقع داریم از فرصت‌ها فرار می‌کنیم و تسلیم ترسامون میشیم.وقتی ما به ترس‌مون اجازه میدیم که تصمیم بگیره ما چه کاری بکنیم یا نکنیم، خیلی چیزارو از دست میدیم، نه فقط موفقیت رو، بلکه خودشکوفایی و تحقق خود واقعی‌مون رو هم از دست میدیم.اگه ما نگران خجالت‌زده شدن نبودیم، اگه برامون مهم نبود که مرکز توجه قرار بگیریم، اگه آماده بودیم که نه تنها شکست بخوریم بلکه این کار رو در جلوی دیگران انجام بدیم، اونوقت چه کسی می‌تونستیم باشیم؟ما در خلوت خودمون موفق نمیشیم!خلاصه مقاله‌ای از رایای هالیدیلینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایت</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Sun, 10 Apr 2022 21:21:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با این 7 راهکار، کتابخوان حرفه‌ای شوید!</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-7-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-ga1xh69iku20</link>
                <description>خیلی از ما دوست داریم کلی کتاب بخوانیم و همیشه انبوهی از کتاب‌های نخوانده در صف انتظارمان داریم که مثل خاری در چشمان ما هستند!یکی از کارهایی که می‌شود کرد و من هم امتحان کرده‌ام این است که کتاب نخریم! اما اگر نتوانید در برابر وسوسه کتاب خریدن مقاومت کنید چه؟این هفت روش از قول رایان هالیدی می‌توان به ما کمک کند بیشتر کتاب بخوانیم:1- اول صبح کتاب بخوانیدهر روز خیلی زود می‌گذرد آنقدر که متوجه نمی‌شویم چطور گذشته است. برنامه‌هایی که به خوبی ریخته‌ایم از دست‌مان در می‌رود و اراده‌مان هم کم می‌شود. پس بهترین کار این است که اولویت را به کارهای مهم‌تر بدهیم و عادت کنیم که آنها را اول صبح انجام دهیم.با این کارمی‌توانیم واقعا کارهایی را که می‌خواهیم به انجام برسانیم و روز موفقی را پشت سر بگذاریم.2- هر روز یک صفحه بخوانیدخیلی‌ها فکر می‌کنند خواندن و تمام کردن تعداد مشخصی کتاب نشان‌‌دهنده عادت خوب کتابخوانی است اما بهتر است به جای بیشتر خواندن، عمیق‌تر بخوانید. آنقدر عمیق که انگار با نویسنده آنها زندگی کرده‌اید.3- موقع غذا خوردن کتاب بخوانیداگر می‌خواهید بیشتر کتاب بخوانید، باید همیشه کتابی به همراه داشته باشید. این تنها ترفندی است که کمک می‌کند بتوانید کتاب‌های بیشتری بخوانید حتی اگر سرعت خواندن‌تان پایین باشد.به کتاب خواندن به شکل یکی از فعالیت‌های روزانه نگاه نکنید بلکه آن را عملی طبیعی مثل غذا خوردن یا نفس کشیدن ببینید نه اینکه هر وقت تمایلش را داشتید.4- موقع استراحت کتاب بخوانیدقرن‌هاست که خواندن آثار نویسندگان بزرگ، به آدم‌ها خرد و رضایت داده است حتی آنهایی که بیشتر از ما تحت استرس و فشار بوده‌اند. کتاب خواندن می‌تواند باعث آرامش و لذت شود و ذهن را قوی و روشن نگه دارد. اما ما الان به جای ان چه کار می‌کنیم؟ تلویزیون می‌بینیم یا در شبکه‌های اجتماعی هستیم.5- کتابچه‌ای برای نقل‌قول‌ها و ایده‌ها داشته باشیدتقریبا تمام نویسندگان بزرگی چنین کتابچه‌ای را داشته‌اند و شاید فکر کنید چون شما نویسنده نیستید چنین چیزی به درد شما نمی‌خورد و نیازی به آن ندارید اما به درد می‌خورد! چون شما هم یک چیزهایی را به هر حال می‌نویسید مثل ایمیل یا با دیگران گفتگو می‌کنید و به آنها مشورت می‌دهید که می‌توانید از خرد این چیزهایی که خوانده و ثبت کرده‌اید در آنها استفاده کنید.6- آثار بزرگ را چندباره بخوانیدنیازی نیست هزاران هزار کتاب بخوانید و اگر برای خودتان هدف گذاشته‌اید که هر سال تعداد مشخصی کتاب بخوانید، احتمالا از برنامه عقب می‌مانید یا ناامید می‌شوید و به کل خواندن را کنار می‌گذارید. اما اگر بارها و بارها آثار بزرگان را بخوانید، مفاهیم آنها در ذهن شما کاملا ثبت می‌شود. آنها را بخوانید، دوباره بخوانید، ثبت کنید، بنویسید و تامل کنید تا با آن یکی شوید و بخشی از زندگی‌تان شود.7- بدانید که سرتان خیلی شلوغ نیستشما کارهای زیادی دارید که باید انجام دهید، بچه دارید، سر کار می‌روید، ورزش می‌کنید یا کلی مشغله دیگر دارید که فکر می‌کنید زمانی برای کتاب خواندن باقی نمی‌ماند اما این موضوع حتی یک ذره هم واقعیت ندارد! آدم‌هایی خیلی پرمشغله‌تر از شما در طول تاریخ مثل رهبران، کتاب خواندن را اولویت خود و بخشی از زندگی‌شان قرار داده‌اند، فارغ از اینکه در دنیای بیرون یا در کارشان چه می‌گذرد. اگر آنها توانسته‌اند در هر شرایط کتاب بخوانند، شما هم می‌توانید برای آن وقت باز کنید.شما آنقدر سرتان شلوغ نیست که نتوانید، هیچ کس دیگر هم اینطور نیست.خلاصه مقاله‌ای از رایای هالیدیلینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایت</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jan 2022 19:48:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر هنوز علاقه‌تان را پیدا نکرده‌اید، مشکل از خودتان است!</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-c35aj4l5oxjd</link>
                <description>همه دوست دارند بدانند که می‌خواهند با زندگی‌شان چه کار کنند و چطور می‌توانند آن اشتیاق درونی‌شان را پیدا کنند. برای همین کار مدام از این و آن سوال می‌کنند ولی واقعیت این است که اگر خودتان نمی‌دانید می‌خواهید چه کار کنید، چطور بقیه باید آن را بدانند؟ به علاوه کل زندگی یعنی ندانستن! و با این وجود کاری انجام دادن. اگر هم شغل مورد علاقه‌تان را پیدا کنید چیزی از این ندانستن کم نمی‌شود.اینکه دغدغه پیدا کردن اشتیاق را دارید ولی آن را پیدا نمی‌کنید برای این است که آن را نادیده می‌گیرید چون درست جلوی روی خودتان است. شما حدود 16 ساعت در طول روز بیدار هستید و کارهای مختلفی انجام می‌دهید. در این میان موضوعاتی هستند که شما ناخودآگاه بخش زیادی از روزتان را صرف جستجو، صحبت یا انجام آن می‌کنید ولی آنها را نادیده می‌گیرید یا به هر دلیلی از آنها اجتناب می‌کنید.حتما الان فکر می‌کنید از این موضوعات که نمی‌شود پول در آورد اما آیا تا الان آن را واقعا صادقانه امتحان کرده‌اید؟ پس شاید مشکل اصلا پیدا نکردن علاقه‌تان نیست، مشکل در درک و پذیرش است که فکر می‌کنید یک سری موضوعات گزینه‌های واقع‌بینانه‌ای برای اشتیاق نیستند یا اگر دنبال آنها بروید دیگران درباره‌تان چه فکری می‌کنند. پس موضوع هیچ‌وقت اشتیاق نیست بلکه اولویت‌های شماست.و یا اصلا چه کسی گفته که همه باید از علاقه‌شان پول در بیاورند یا هر لحظه از شغل‌شان لذت ببرند؟ چه اشکالی دارد اگر شغل نرمال و خوبی دارید و با آدم‌های خوبی کار می‌کنید و علاقه‌تان را هم در زمان بیکاری دنبال می‌کنید؟ این ایده جدید که همه باید اشتیاق درونی‌شان را پیدا و با آن کار کنند و پول در بیاورند از کجا آمده است؟ هر شغلی هر چقدر هم مورد علاقه باشد، روزهای بد دارد، خستگی و استرس و شکایت دارد. ماهیت زندگی همین است.اگر فکر می‌کنید قرار است شبانه روز کار کنید و مثل استیو جابز در دفترتان بخوابید و هر لحظه آن را دوست داشته باشید، احتمالا زیاد فیلم دیده‌اید. یا اگر فکر می‌کنید قرار است هر روز از خواب بیدار شوید و از اینکه می‌خواهید سر کار بروید خوشحال باشید، واقع‌بین نیستید چون زندگی اینطور پیش نمی‌رود و هر چیزی باید تعادل داشته باشد.اگر قرار باشد دنبال علاقه و اشتیاق درونی‌تان بگردید، احتمالا آن چیز، دیگر اشتیاق شما نیست چون اگر بود، در این صورت جلوی روی شما قرار داشت و لازم نبود اصلا از اول هم دنبالش بگردید چون هر روز در حال انجام آن بودید و نیازی نبود راه دوری بروید. اشتیاق شما بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی‌تان است که در آن زمینه هیچ کس دیگری مثل شما نیست و بقیه هم این را می‌توانند ببینند.بچه‌ها وقتی می‌خواهند بازی کنند از خودشان نمی‌پرسند چه کار کنم تا به من خوش بگذرد، آنها می‌روند و خوش می‌گذرانند. آنها فکر نمی‌کنند که آیا کاری که می‌خواهند انجام دهند خوب یا نرمال است، یا تاثیر آن بر آینده‌شان چیست. شما هم لازم نیست دنبال چیزی باشید که از آن لذت می‌برید چون همین الان دارید کارهای زیادی انجام می‌دهید که لذت می‌برید ولی انتخاب کرده‌اید که آنها را نادیده بگیرید.خلاصه مقاله‌ای از مارک منسنلینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایت</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jan 2022 21:00:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 روش برای افزایش تاب‌آوری</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/5-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-qptuejestb8t</link>
                <description>تاب‌آوری یعنی اینکه بتونیم با اتفاقات منفی یه سازگاری مثبت داشته باشیم یعنی چیزهایی مثل عصبانیت و ناراحتی رو برداریم و تبدیل به یه چیز مفید و مولد کنیم. یعنی شکست رو تجربه کنیم و به خودمون فحش هم بدیم و از اون برای بهتر شدن استفاده کنیم. حالا چطور تاب‌آوری رو تو خودمون بالا ببریم؟ این پنج روش رو به پیشنهاد مارک منسن امتحان کنید:1- به چیزی غیر از خودمون اهمیت بدیم چون وقتی در وسط بحران، فقط روی خودمون تمرکز می‌کنیم، فشار زیادی بهمون وارد میشه و وحشت‌زده میشیم اما وقتی تمرکزمون رو بقیه باشه، می‌تونیم فراتر از اون ترسی که داریم بریم و دست به اقدام بزنیم.2- فقط رو چیزایی تمرکز کنیم که در کنترل ما هستند و تقریبا تمام چیزهایی که در دنیا وجود داره و اتفاق میفته خارج از کنترل ماست. تنها یه چیزه که روش کنترل داریم ولی همون یه چیز از بقیه چیزها مهم‌تره و اون هم افکارمونه. ما نمیتونیم درد و رنج رو کنترل کنیم اما می‌تونیم انتخاب کنیم که چطور در موردشون فکر کنیم.3- از درون خوش‌بین و از بیرون بدبین باشیم، یعنی چی؟ ما می‌تونیم به سبک رواقیون نسبت به دنیای بیرون نگاه بدبینانه‌ای داشته باشیم و بدترین حالت ممکن رو هم تصور کنیم چون هیچی اون بیرون در کنترل ما نیست ولی افکار درونی ما و نحوه واکنش ما به اتفاقات بیرونی تحت کنترل‌مونه پس به اینها خوش‌بینانه نگاه کنیم.4- حواسمون به اون بخشی از ماهیت انسانی‌مون باشه که دنبال درد و رنجه چون پروسه غلبه بر درد و رنج باعث میشه حس کنیم زندگی‌مون معنا داشته و خیلی از مهم‌ترین لحظات زندگی‌مون هم ناخوشایند و پر از درد بوده‌اند مثل فقدان‌ها. ما از طریق همین سختی‌هاست که رشد می‌کنیم و تغییر می کنیم و وقتی به عقب نگاه می‌کنیم قدردان اونها هستیم. آدم‌هایی که تاب‌آوری دارند، نه تنها به دنبال زیستن این دردها هستند بلکه یه هویت جدیدی هم با اونها برای خودشون می‌سازن که بهش افتخار میکنند.5- هیچ‌وقت تنهایی رنج نکشیم و آدم‌هایی رو داشته باشیم که در سختی‌ها مارو همراهی کنن چون هر چقدرم قوی باشیم نمی‌تونیم همیشه به تنهایی تاب بیاریم. درسته که همه ما باید روی خودمون سرمایه‌گذاری کنیم ولی بخش کوچکی از اون رو هم باید با دیگران سهیم بشیم و اونها هم همین کارو انجام بدن تا در برابر سختی‌ها تاب‌آوری بالاتری داشته باشیم.مقاله‌ای از مارک منسنلینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایت</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Sat, 27 Nov 2021 16:41:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر به دنبال هدف زندگی هستید...</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-b0pzafckmz8p</link>
                <description>خیلی از ما نمی‌دانیم می‌خواهیم با زندگی‌مان چه کار کنیم و این ندانستن حتی بعد از اینکه درس‌مان را تمام می‌کنیم و کار پیدا می‌کنیم و پول در می‌آوریم، ادامه دارد. این چالشی است که تقریبا همه آدم‌ها دچارش می‌شوند و گاهی حتی تا دهه چهل و پنجاه هم ادامه دارد و از خودشان می‌پرسند: من می‌خواهم با زندگی‌ام چه کار کنم؟ به چه چیزهایی علاقه و اشتیاق دارم؟ از پس چه کارهایی برمی‌آیم؟بخشی از این مشکل به مفهوم &quot;هدف زندگی&quot; برمی‌گردد، مفهومی که می‌گوید هر کدام از ما به دنیا آمده‌ایم که هدف والاتری را دنبال کنیم و ماموریت ما در زندگی هم پیدا کردن آن هدف است اما این حرف کاملا بی‌اساس است. واقعیت این است که ما برای مدت نامعلومی قرار است بر روی زمین زندگی کنیم و در طول این مدت کارهای مختلفی انجام دهیم.برخی از این کارها مهم هستند و برخی دیگر بی‌اهمیت. انجام کارهای مهم است که به زندگی ما معنا و شادی می‌آورد و انجام کارهای بی‌اهمیت هم فقط وقت ما را می‌کشد. پس وقتی کسی می‌گوید که &quot;من باید با زندگی‌ام چه کار کنم؟&quot; یا &quot;هدف زندگی من چیست؟&quot; در واقع دارد می‌گوید که &quot;چه کار مهمی را می‌توانم در این زمان انجام دهم؟&quot;این هم سوال بهتری است و هم بهتر می‌شود به آن پاسخ داد و دردسرهای سوال &quot;هدف زندگی&quot; را هم با خودش به همراه نمی‌آورد. هیچ کس نمی‌تواند به شما بگوید که با زندگی‌تان چه کار کنید یا هدف زندگی شما چیست چون فقط خود شما هستید که می‌توانید آنچه برای شما مهم است را پیدا کنید و به زندگی‌تان معنا ببخشید.خلاصه‌ای از مقاله مارک منسنلینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایت</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Thu, 04 Nov 2021 20:12:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بنویس تا آرام شوی</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%AA%D8%A7-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%88%DB%8C-u1e8ug7hz0o3</link>
                <description>تحقیقات زیادی نشون داده که نوشتن در دفتر روزانه تاثیرات خیلی خوبی در سلامت ما آدمها داره. نوشتن باعث میشه احساسات مختلفی رو که تجربه می‌کنیم، ببینیم، بشناسیم و بپذیریم و بتونیم از میزان استرس و اضطرابی که داریم کم کنیم.خیلی‌ها معتقدند که برای اینکه بتونیم به افکار خودمون دسترسی داشته باشیم، هیچ کاری بهتر از آوردن اونها روی کاغذ نیست. دلیلش هم اینه که برای اینکه بتونیم برای افکارمون کاری کنیم، اول باید اونها رو بشناسیم و نوشتن بهترین راه برای دسترسی به اونهاست.و در نهایت اینکه نوشتن حتی روی سلامت فیزیکی ما هم تاثیر میگذاره مثلا اینکه سیستم ایمنی مارو تقویت می‌کنه، فشارخون رو کاهش میده، به خواب بهتر کمک می‌کنه و در کل باعث میشه سالم‌تر زندگی کنیم.این روزها که اوضاع جهان خیلی روبراه نیست، شاید به روی کاغذ آوردن احساسات مختلفی که مثل غم، رنج یا خشم تجربه می‌کنیم، یه کم کمک کنه که بتونیم سلامت روانی خودمون رو حفظ کنیم و این دوران رو با آسیب کمتری سپری کنیم.نوشتن چطور به ما کمک می‌کند؟- وقتی نمی‌دانیم چه کار باید بکنیم، نوشتن کلمات بر روی کاغذ باعث می‌شود مسائل برای ما ملموس شوند.- وقتی نمی‌خواهیم حرف بزنیم، نوشتن کمک می‌کند که به تنهایی حرف بزنیم و در فضای بی‌انتهای کاغذ تمامی ترس‌ها، نگرانی‌ها و امیدهای خود را پیاده کنیم.- وقتی می‌نویسیم، احساسات مختلف درون خود را کشف و بررسی می‌کنیم و به سوال‌ها یا جواب‌هایی که در خود داریم دست پیدا می‌کنیم.- وقتی مشکلی داریم، نوشتن باعث می‌شود سیستم ایمنی ما بهتر عمل کند و با برون‌ریزی احساسات منفی و پردازش و هدایت آنها، سلامت احساسی ما حفظ شود.- وقتی شروع به نوشتن می‌کنیم، خودآگاهی ما بیشتر می‌شود و در نتیجه احساس افسردگی، افکار اضطرابی و استرس کمتری را تجربه خواهیم کرد و تاب‌آوری ما بیشتر خواهد شد.- وقتی روتین نوشتن داریم، برای خودمان ساختار و برنامه‌ای در نظر گرفته‌ایم که می‌تواند تبدیل به هدفی شود که روزمان را با وجود همه سختی‌ها شروع کنیم و در انتها حس ارزشمندی داشته باشیم.- وقتی مسائل‌مان را می‌نویسیم و در خودمان نمی‌ریزیم، یک چرخه معیوب را می‌شکنیم و با هدایت انرژی‌های درونی خود به سمت کاغذ، احساس سبکی خواهیم کرد.- وقتی می‌نویسیم، می‌توانیم حتی به جنبه‌های مثبت یک اتفاق ناخوشایند هم پی ببریم و چیزهای خوبی که هنوز در زندگی داریم را ببینیم.لینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایت</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Sun, 10 Oct 2021 14:21:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساخت عادت جدید: فقط یک کار را انجام بده!</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%D9%81%D9%82%D8%B7-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D9%87-kzrziso4ubk7</link>
                <description>خیلی از ما آدمها، دوست داریم کارهای مختلفی رو با هم پیش ببریم مثلا هم بنویسیم، هم ورزش کنیم و هم مدیتیشن داشته باشیم. مشکل اینجاست که حتی وقتی خیلی متعهد به اهداف خودمون هستیم، باز هم تمایل داریم به عادت‌های قبلی‌مون برگردیم چون تغییر سبک زندگی کار راحتی نیست.تحقیقات نشون داده که وقتی میخوایم چند تا عادت جدید بسازیم و بهشون پایبند بمونیم، بهتره که برنامه دقیق بریزیم که کی، کجا و چطور قراره اون رفتار جدید رو انجام بدیم مثلا بگیم هفته دیگه من روز شنبه ساعت 8 صبح به مدت 20 دقیقه در خونه ورزش خواهم کرد.اما تحقیقات دیگه هم نشون داده که این مدل برنامه‌ریزی دقیق فقط وقتی جواب میده که ما در هر زمان خاصی روی یه موضوع خاص تمرکز می‌کنیم یعنی اگه سعی کنیم چند تا هدف رو با هم پیش ببریم، میزان تعهدمون کمتر میشه و احتمال موفقیت‌مون هم نسبت به زمانی که فقط یه هدف داریم پایین‌تر میاد.حالا چرا این اتفاق میفته؟ چون وقتی ما در حال شکل دادن یه عادت جدید هستیم، نیاز داریم که آگاهانه تلاش کنیم که یادمون بمونه اون کار رو انجام بدیم و وقتی تبدیل به الگوی رفتاری بشه، انجام دادنش راحت‌تر میشه و به مرور تبدیل به یه روتین اتومات با آگاهی کمتر میشه.به این فرایند میگن اتوماسیون یعنی توانایی انجام یک کار بدون اینکه بهش فکر کنیم اما همین اتوماسیون فقط در نتیجه تکرار و تمرینه که اتفاق میفته و هرچه بیشتر یه رفتاری رو تکرار کنیم، اون رفتار بیشتر اتومات میشه. یه تحقیق نشون داده که به طور متوسط هر عادتی 66 روز طول میکشه که به حالت اتوماسیون برسه و البته این زمان به عوامل زیادی مثل محیط و ژنتیک و اینها هم بستگی داره.نتیجه اینکه بهترین راه برای تغییرکل زندگی‌تون اینه که هر زمان روی تنها یک رفتار خاص تمرکز کنید تا به اون مسلط بشید و تبدیل به یه عادت و اتوماسیون بشه و بعد که بخشی از روتین زندگی شما شد، همین فرایند رو برای عادت رفتاری بعدی تکرار کنید. تنها راه اینکه در درازمدت بتونید کارهای زیادی رو انجام بدید همینه که هر زمان فقط روی یه موضوع تمرکز کنید.مقاله‌ای از جیمز کلییرلینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایت</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Tue, 21 Sep 2021 08:37:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی تازه به هدف‌گذاری</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%AF%D9%81-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-u66gnfloooxq</link>
                <description>تقریبا همه ما باور داریم که هدف داشتن تو زندگی خوبه چون به ما جهت میده و کمک می‌کنه بتونیم پیشرفت خودمون رو اندازه بگیریم.تجربه هم نشون داده که هدف‌گذاری موثره و نتایج خوبی داره. اما مارک منسن معتقده هدف‌ها به دو شکل می‌تونن تو زندگی ما تاثیر داشته باشن: اهداف مشخص و اهداف کلی. اهداف مشخصاهداف مشخص اونهایی هستن که همه‌مون بیشتر اوقات داریم و در دنیای بیرون دنبال‌شون می‌کنیم مثلا شما می‌خواید نویسنده بشید پس یه هدف‌تون اینه که تا آخر سال یه کتاب بنویسید. تحقیقات نشون داده که انتخاب این جور هدف‌ها که قابل اندازه‌گیره هم هستن، به ما دستاوردهای ملموس و بیرونی میدن.این اهداف مثل جی‌پی‌اس می‌مونن که وقتی یه مقصد مشخص داشته باشی، کمکت می‌کنن بهش برسی. به این مدل هدف‌ها، اسمارت هم میگن که حتما اسمشو خیلی شنیدین.وقتی چنین هدفی داریم، دیگه فقط رو نتیجه تمرکز داریم و به مسائل بیرونی که تمرکزمون رو به هم میزنن بی‌توجه میشیم. به همین دلیله که داشتن این جور هدف‌ها، میشن منبع انرژی، انگیزه و پشتکار برای ما.اهداف کلیامااا بعضی وقتا چیزایی که ما می‌خوایم خیلی مشخص نیستن مثلا میخواید نویسنده بهتری بشید. این رو چطور میشه اندازه گرفت؟ چطور میشه مطمئن شد که مسیر درست برای رسیدن به این هدف طی میشه؟داشتن چنین اهدافی گاهی مفیدتر از اهداف مشخصه چون هم بی‌انتهاست و هم درونیه. اینکه شما نویسنده بهتری بشید، انتها نداره و هیچ‌وقت تماما به اون نمی‌رسید چون همیشه چیزی هست که می‌تونید در اون بهتر بشید.اهداف کلی به سلامت روان ما هم کمک می‌کنن چون اگه بخوایم فقط هدف‌های مشخص داشته باشیم، ممکنه به دستاوردهای زیادی برسیم ولی حالمون خوب نباشه.مارک منسن میگه بیاید اینها رو با هم ترکیب کنیم تا حالمون بهتر باشه و نتیجه بهتری هم بگیریم. به نظر اون، بهترین هدف، هدفیه که ما برای رسیدن به اون از مسیر لذت می‌بریم به جای اینکه فقط روی نتیجه تمرکز کنیم و برای رسیدن به این حس خوب، به اهداف مشخص و کلی، در کنار هم نیاز داریم.لینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایت</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Sun, 29 Aug 2021 20:46:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>8 روش برای راه اندازی کارخانه خلاقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@shabnamjzd/8-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-xzowpbj0cqpg</link>
                <description>وقتی با در بسته خلاقیت مواجه می شویم، این نگرانی به سرعت سراغ مان می آید که نکند خلاقیت مان به پایان رسیده و دیگر هیچ ایده خلاقانه ای در ذهن مان نمانده است. فشار این موضوع وقتی مضاعف می شود که کارمان هم نیاز به خلاقیت داشته باشد و ما هیچ چیزی در دست نداشته باشیم. اما خیالتان راحت! خلاقیت چیزی نیست که تمام بشود بلکه تنها باید راه های جدیدی برای استفاده از آن پیدا کرد چون همزیستی عادت و خلاقیت امکان پذیر نیست. کارشناسان راه حال های مختلفی پیشنهاد داده اند که می تواند وقتی که انگار هیچ ایده جدیدی در ذهن تان نیست به شما کمک کند تا دوباره راه بیفتید. 1- بهترین ساعت روز را که بیشترین خلاقیت را در آن دارید پیدا کنید و هر روز همان ساعت کارتان را انجم دهید.2- همیشه در حال یادگیری باشید، برای تمام عمر! و راه و روش آدمهایی که در زمینه کاری شما متخصص هستند را یاد بگیرید.3- موبایل تان را زمین بگذارید! چون هجم اطلاعاتی که در طول روز به شما میدهد آنقدر زیاد است که پروسه تفکر خلاق را مختل می کند.4- اطلاعات وسیعی در زمینه های مختلف و متنوع داشته باشید چون بیشتر ایده های خلاق، میان رشته ای  بوده و ترکیبی از دانش های مختلف و حتی نامرتبط هستند.5- به استقبال ناشناخته ها بروید و آن را به چالش بکشید. کارهایی کنید که پیشتر انجام نداده بودید چون خلاقیت از همان جا می آید.6- در کارتان وقفه بدهید یا سفر بروید، هرچند کوتاه. چون عادت و روزمرگی های کاری دشمن خلاقیت و نوآوری است و یک وقفه می تواند ذهن شما را دوباره تازه و پر از ایده کند.7- بخوانید و بخوانید و بخوانید! کتاب، مجله و یا روزنامه ای را که مورد علاقه تان است دستتان بگیرید چون همین منبع الهام شماست  تا چرخ خلاقیت تان مجدد به کار بیفتد.8- یک سرگرمی غیر کاری برای خودتان داشته باشید تا ذهن تان بتواند کمی از کار فارغ شود و استراحت کند. شما ماشین ایده سازی نیستید و باتری های خلاقیت تان چند وقت یک بار نیاز به شارژ مجدد دارند.لینک‌های من: اینستاگرام - وب‌سایت</description>
                <category>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</category>
                <author>شبنم جعفرزاده | Shabnam Jafarzadeh</author>
                <pubDate>Fri, 06 Aug 2021 19:54:14 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>