<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شادی .ع</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shadi.alibolandi</link>
        <description>کارشناس ارشد مدیریت آی تی. طراح سایت و گرافیک. عکاس خیابانی. نقدها و نظرات شخصی ام را در مورد موضوعات موردعلاقه ام مینویسم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 02:41:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/410106/avatar/mRgNx5.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شادی .ع</title>
            <link>https://virgool.io/@shadi.alibolandi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جهان موازی</title>
                <link>https://virgool.io/@shadi.alibolandi/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B2%DB%8C-zzvd9ecoyxkn</link>
                <description>گزارشی از برگزاری نمایشگاه Parallel universe استانبولبا شروع فصل تابستان و پایان قرنطینه های کرونایی در کشور ترکیه، نمایشگاه دیجیتال آرت Parallel Universe  ، در شهر بدروم و استانبول به نمایش در آمد.ابتدا در سال 2019 نمایشگاه بزرگ آثار زیبای ونگوگ با استفاده از هوش مصنوعی (AI) و ماشین لرنینگ(Machine Learning) در آتلیه Des Lumieres  پاریس برگزار شد. نمایش آثار این هنرمند در 15هزارمتر مربع LCD جوری به نمایش در آمده بود که بیننده می توانست در قلب نقاشی های ونگوگ قدم بردارد و حس و حال کارهای او را تجربه کند.حال در سال 2021 این نمایشگاه، توسط شرکت Dasdas  ترکیه بازسازی و برگزار شده، که با استفاده از 146 پرژکتور و الگوریتم های هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ،به ترتیب آثار زیر را نمایش می دهد:1- در قسمت اول می توان، (AI Data monolit) نمایش یکپارچه دیتاها با کمک الگوریتم های هوش مصنوعی را مشاهده کرد. حتی موسیقی پخش شده در حین اجرای کار، با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده است. البته قبل از اجرای حرکت های گرافیکی سریع و جذاب به کسانی که دچار بیماری Epilepsy (اختلال سیستم عصبی) هستند، تذکر داده می شود تا برای جلوگیری از احتمال تشنج و از دست دادن هوشیاری، از تماشای آن خودداری کنند.1- آثار ونگوگ (Van Gogh) : آثار ونگوگ (1853-1880) هنرمند برجسته‌ی سبک پست امپرسیونیسم، با استفاده از براش های ضربه ای هوش مصنوعی ،که از 12 بیلیون (12 billion) ذره تشکیل شده، به نمایش در می آید.آثار عثمان حمدی بی (Osman Hamdi Bey) : و در نهایت آثار عثمان حمدی بی (1842-1910) اولین باستان شناس عثمانی ، محقق و نقاش بزرگ ترکیه به نمایش در می آید. او آثارش به موضوعات باستان شناسی و آداب و رسوم عامیانه در خاورمیانه می پردازد.دو تفاوت اساسی بین این نمایشگاه با نمایشگاه اصلی (پاریس) وجود داشت، اول: نمایشگاه استانبول در ابعاد کوچکتری برگزار شده بود در نتیجه ابهت و حس و حال قدم زدن در کارها اصلا با نمایشگاه پاریس قابل مقایسه نبود. دوم: به علت بومی سازی نمایشگاه (اضافه شدن آثار عثمان حمدی)، کارها با سرعت بیشتری نمایش داده میشد، در نتیجه به طور متمرکز و کامل به آثار ونگوگ پرداخته نشده بود. با تمام مواردی که ذکر شد، باز هم این نمایشگاه ارزش دیدن  را دارد.ویدیو های مربوط به نمایشگاه را از لینک زیر می توانید تماشا کنید : https://www.instagram.com/p/CS6W5hxNo5W/هم اکنون Parallel Universe  در حال برگزاریست و نمایش آن تا پایان ماه سپتامبر 2021 (10 مهر ماه 1400) در Metropol Istanbul  (سمت آسیایی) ادامه دارد.</description>
                <category>شادی .ع</category>
                <author>شادی .ع</author>
                <pubDate>Tue, 14 Sep 2021 00:59:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امید روستایی</title>
                <link>https://virgool.io/@shadi.alibolandi/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-ew87kqftlslm</link>
                <description>نقد یکی از آثار ماریو جاکوملی کودکان شاد فارغ از دلواپسی ها و نگرانی های خانواده هایشان سعی در بالا رفتن از تپه کاه دارند، گویا سعی دارند به آسمان خارج از تصویر برسند و به آرزوهای کوچک خود دست یابند و یا بالا رفتن از کاه ها را نشانه ی بزرگ شدن و قدرت خود میدانند و دوست دارن با سبقت گرفتن از هم و دست و پا زدن های کودکانه زودتر صعود کنند. پدران و مادرانشان گویا در زمین های کشاورزی به کار مشغولند و آنها را به حال خود رها کرده اند، در نتیجه آنها کودکیشان را زندگی می کنند. و اما در کنار تصویر، پیرمرد کشاورزی قرار گرفته که انگار خارج از احوالات کودکان در حال گذر است و در عوالم خود فرو رفته. قدمت و اصالت روستا را می توان در چین و چروک های روی صورتش دید. احتمالا او هم به سمت زمین خود برای شروع کار، در حرکت است و این از سایه های بلند وسط تصویر برداشت میشود.این عکس از مجموعه عکس &quot;زمین خوب [La buona lungo]&quot; ماریو جاکوملی [Mario Giacomelli] در دهه 60 میلادی ست که روزمرگی زندگی کشاورزان در ایتالیا را بعد از جنگ جهانی دوم روایت می کند. به گفته خود جاکوملی، او می خواسته از زندگی کشاورزان مطلع شود، آنها را مشاهده کند که در فصول مختلف بدون توقف کار میکنند، مثل زمین که از چرخش نمی افتد. انسان های متواضعی را به تصویر بکشد که در تاریخ، آثاری از خود به جای نگذاشته اند اما کار و هوش عملی خود را در فضای طبیعی و انسانی اطراف خود منتقل کردند. جاکوملی هنگام چاپ در لابراتوار، هم در نگاتیو و هم در موضوع عکسهایش تغییراتی ایجاد می کرد. و گویا در این تصویر هم پس زمینه سفید رنگ پشت پیرمرد گویای این اتفاق است.مشغله اصلی او در این مجموعه ثبت هویت ، فرهنگ و روزمرگی خانواده کشاورزان بود. دنیایی که به نگاه ما زیبا به نظر می رسد ولی جاکوملی نشانه های ضرر را با ورود ماشین های آهنی که همه کارها را انجام می دهند، نشان داد. او می گوید با ورود این جانوران غول پیکر دیگر هیچ امید و خیالی در میان کشاورزان وجود ندارد و این را شاید بتوان در چهره پیرمرد داخل عکس احساس کرد.جاکوملی عکاس ایتالیایی متولد سال 1925 بود. او در سیزده سالگی ترک تحصیل کرد و به شغل حروفچینی روی آورد و در کنار آن نقاشی می کرد. جاکوملی در سال 1945 به واسطه نوع شغلش با عکاسی آشنا شد و به عکاسی روی آورد و در نهایت، در سال 2000 در زادگاهش از دنیا رفت. </description>
                <category>شادی .ع</category>
                <author>شادی .ع</author>
                <pubDate>Fri, 04 Jun 2021 13:17:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عکس های فیلیپ لورکا</title>
                <link>https://virgool.io/@shadi.alibolandi/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%BE-%D9%84%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7-esg8hzrstol9</link>
                <description>جادوی صحنه پردازیشاید با دیدن عکس های فیلیپ لورکا دیکورسیا ی آمریکایی (1953)، ابتدا او را یک عکاس مستند بدانیم اما وقتی بیشتر با کارهایش آشنا می شویم، پی می بریم که فیلیپ لورکا استاد عکس های صحنه پردازی شده با نور مصنوعی است که یک پیوند جادویی بین خیال و واقعیت را ایجاد می کند.لورکا عادت داشت که دوستان و خانواده خود را به صورت صحنه پردازی شده داخل کادر قرار دهد و به جزئیات در چیدمان توجه کند، در نتیجه بیننده اینطور تصور می کرد که تمام این تصاویر مستند و از زندگی روزمره اوست. همچنین لورکا با ایجاد نورپردازی خاص و متمایز کردن یک عابر از دیگر عابران، به صورت تصادفی، در پیاده روی شهرهای مختلف جهان (برلین، کلکته، هالیوود، نیویورک، رم و توکیو،…) عکسهای خلاقانه ای ثبت کرد. عکاسی از افرادی عادی با رفتارهای روزمره تکراری که با این نوع عکاسی مانند چهره ها و مدل های مطرح به نظر می رسند. این مجموعه عکس یادآور عکس های پرتره ریچارد اودون(Richard Avedon)، عکاس مد و فشن امریکایی ست. اودون در پرتره هایش همیشه سعی کرده تضاد و پیچیدگی را در چهره فرد پیدا کند. او اغلب عکس هایی تهاجمی گرفته که احساس و حالت درونی سوژه را نشان دهد. حال در این مجموعه نیز لورکا سعی کرده درون و افکار عابران را زیر نور خود ساخته اش آشکار کند.یکی از مشهورترین مجموعه های فیلیپ لورکا Hollywood Hustlers است که به فحشا مردان در لس آنجلس می پردازد. نکته جالب در مورد این مجموعه نحوه نامگذاری هر یک از عکس ها است. نام هر عکس براساس اسم، سن، محل زندگی و قیمت خدماتشان نامگذاری شده[1]. چرا که مشخصه اصلی کارهای لورکا، توجه به جزئیات است.در عکس زیر (سمت راست)، مرد سیاه پوستی که با بالا تنه برهنه در تصویر نمایان است، از همین مجموعه انتخاب شده، این عکس یادآور فیلم moonlight می باشد. دنیای مرد جوان سیاه پوستی به نام کایرون، که بر اثر فشار جامعه‌ای که احاطه‌ اش کرده تا مرز فروپاشی پیش می‌رود و زندگی بی رحم و آدم‌ های پست پیرامونش، او را به آدمی که نیست و از آن وحشت دارد تبدیل می کنند.فیلم moonlight (2016)، به کارگردانی بری جنکینز ( Barry Jenkins) در سه دوره‌ ی مختلف، زندگی کایرون(Chiron) را روایت می کند. پسر بچه خجالتی و منزوی که نگران است تا آخر عمر مورد آزار و اذیت فیزیکی قرار گیرد. اما درنهایت او به مردی تبدیل می شود که دیگر از چیزی نمی ترسد و از هویت واقعی خود فاصله میگیرد و این دقیقاً همین حسی است که از عکس لورکا منتقل می شود. کسانی که برای رسیدن به آرزوهای محال تا مرز فروپاشی پیش رفتند.در یکی دیگر از مجموعه عکس های فیلیپ لورکا، او براساس رمان جان استین بک (John Steinbeck)، جو اقتصادی،سیاسی و فرهنگی ایالات متحده را در اواخر دوران بوش به تصویر کشیده است. به گفته لورکا:&quot; ناگهان مردم فهمیدند قرار نیست هیچ چیز را رایگان دریافت کنند. آنها نمی توانند وام مسکن داشته باشند و مجبور به بازپرداخت آن نباشند و این شکست فاجعه باریست.&quot; حال بعضی از عکس های این مجموعه بسیار نزدیک به نقاشی های ادوارد هاپر است  که از دید شخصی، زندگی مدرن آمریکایی را ترسیم کرده.ادوارد هاپEdward Hopper-(1882-1967) نقاش آمریکاییست که از سبک واقع گرایانه(Realism) در نقاشی هایش استفاده کرده است. او تنهایی و سکوت را با رنگ‌های زیاد و در یک دنیای واقعی به بیننده نشان داده. با نگاه کردن به نقاشی‌های هاپر ، احساس می شود آدم ها سردرگمند و قصد پیدا کردن خود آشفته شان را دارند، در نتیجه از فضاهای شلوغ فراریند و به سکوت و تنهایی خود پناه آورده اند. حال این حس و حال نیز در بیشتر عکس های این مجموعه ی لورکا دیده می شود. احساس پوچی و مبارزه با خویش برای یافتن امید.[1]  Andre Smith, 28 Years Old, Baton Rouge, Louisiana, $30</description>
                <category>شادی .ع</category>
                <author>شادی .ع</author>
                <pubDate>Thu, 22 Apr 2021 14:46:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر هوش مصنوعی</title>
                <link>https://virgool.io/@shadi.alibolandi/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-dofwdiuxvi0w</link>
                <description>موریس بنایون[1]، معروف به Moben، یک Media artist، دانشمند و نظریه پرداز معاصر است که اغلب کارهای او ترکیب ویدئو ، گرافیک کامپیوتری، تکنولوژی های virtual reality ، مدلسازی[2] 3D و blockchain می باشد. دیدن کارهای این هنرمند که توانسته از ترکیب الگوریتم ها و کدنویسی های خشک و نا ملموس کامپیوتر، لطافت و زیبایی هنر را به عرصه نمایش گذارد، بسیار شگفت انگیز است . Moben هنرمند الجزایری در سال 1957 متولد شد. قبل از تولد او پدرش در جنگ استقلال الجزایر کشته می شود و به همراه مادر و برادرش به فرانسه مهاجرت می کنند. او در دهه 80 میلادی video installation درباره هنرمندان معاصر تهیه کرده است. همیشه یکی از جذاب ترین کارهای Mobenدر انجام پروژه های هنری ، استفاده از تکنولوژی های جدید و نوظهور است. از کارهای مطرح موریس بنایون در دهه 90 میلادی، World skin installation  است. او در سال 1997 با کمک یکی از همکارانش یک سرزمین جنگی را شبیه سازی کرده اند، منظره ای از ویرانی ها، تانک ها، سربازان و بقایای جنگ که شرکت کننده می تواند از آن عبور کند. این منظره ترکیبی ست از عکس های خبری مناطق مختلف جنگی و تئاترهایی است که با موضوع جنگ جهانی به نمایش درآمده بودند. به نظر می رسد موریس خشونت بی صدا را به تصویر کشیده است. حال بیننده با عینک های سه بعدی، می تواند خود را در محیط جنگی تصور کند (تصویر سمت چپ) و با دوربین هایی که در سالن نمایشگاه تعبیه شده ، در کنار سفر مجازی خود، از هر قسمتی که بخواهد عکاسی کند (تصویر وسط). همین که تماشاچی کادر خود را می بندد و دکمه شاتر را فشار می دهد، فقط می تواند شکل خارجی جسم را بدون هیچگونه جزئیاتی ببیند (عکس سمت راست) و جزئیات کادر موردنظر در چاپگر خارج از سالن چاپ می شود و شرکت کننده هنگام خروج از نمایشگاه، عکس را تحویل میگیرد. شاید محیط خشن و رعب انگیز جنگ حس ناخوشایندی را در ما زنده کند ولی همه ما برای یکبار هم که شده، خواستیم در این محیط بدون احساس خطر ، حضور داشته باشیم و اتفاقات را از دید خودمون ثبت کنیم. البته شاید با این پروژه نشود حس و حال سربازان را با تمام وجود احساس کرد ولی می توان آن شرایط را بهتر درک کرد.یکی دیگر از کارهای معروف و  اخیر موریس بنایون که در سال 2018 طراحی شده، Value Of Value  (VOV) می باشد، یک اثر هنری که از ترکیب رابط های عصبی (Neural Interface) ، مدلسازی 3D و Blockchain ایجاد شده. شاید یکی از آرزوهای قدیمی بشریت این بوده، چیزی که ماهیت فیزیکی دارد به طور مستقیم با ذهن کنترل شود. حال موریس توانسته به این اتفاق نزدیک شود و یک شکل فیزیکی را بدون دخالت دست و مستقیم از مغز بخواند و ترسیم کند. یکی از جذابیت های این اثر، مشارکت کردن بازدید کننده در اجرای این فرایند است. تماشاچی ها در این پروژهBrain worker  نامیده می شوند و در کل، آنها صاحب الگوی ایجاد شده می باشند. Brain worker ها با چیزی شبیه هدبند الکترونیکی که روی سرشان گذاشته اند بر روی صندلی مخصوص قرار می گیرند و بر روی کلمات مانیتور تمرکز می کنند، این کلمات شامل عشق، قدرت، صلح، آزادی و دانش است. حال امواج مغزشان با استفاده از تکنولوژی Blockchain به مانیتور روبه رویشان منتقل می شود و فرد می تواند با استفاده از پرینتر سه بعدی، شکل نهایی را پرینت کند . در کل این فرایند شکل گیری امواج مغزی را Brain factory  می گویند. حال این Brain factory یک پروژه هنریست که به مخاطب این امکان را می دهد تا از طریق هوش مصنوعی به احساسات انسانی شکل دهد و سپس فرم بدست آمده را به یک جسم فیزیکی تبدیل کند. پروژهValue of Value  باعث می شود ما به درک قدرت خاص مغز انسان در عصر هوش مصنوعی نیز پی ببریم.این پروژه یادآور سریال Black mirror به کارگردانی چارلی بروکر[3] است، سریالی که به نظر خیلی از مخاطبان سیاهی و خطرات تکنولوژی را نشان می دهد اما به گفته خود کارگردان این برداشت کاملاً اشتباه است و نقش منفی داستان را خود انسان بازی میکند نه تکنولوژی، انسانی که از تکنولوژی برای سرکوب دیگران استفاده می کند. سریال Black Mirror محصول کشور بریتانیاست، که در 5 فصل تولید شده و هر قسمت آن داستان مستقلی از رابطه تکنولوژی با زندگی انسان ها را روایت می کند. این سریال صرفاً داستان یک آینه است. این آینه همان لپ تاپ ها و گوشی هاییست که به آن ها خیره میشویم و خود انتخاب می کنیم که با این تکنولوژی به کدام سمت حرکت کنیم(خوب یا بد). موریس بنایون با ترکیب هنر و تکنولوژی سعی کرده وجه مثبت تکنولوژی را در نظر بگیرد.به نظر من، یکی از جذابیت های کارهای Moben، محقق شدن خواسته های بالقوه انسانهاست چرا که نمایش احساسات درونی بدون گفتن کلامی و یا تجربه کردن حس و حال جنگ بدون حضور فیزیکی ، از آرزوهای محال در گذشته بوده که امروز دست یافتنی شده.[1] Maurice Benayoun[2] Modeling[3] Charlie Brooker</description>
                <category>شادی .ع</category>
                <author>شادی .ع</author>
                <pubDate>Fri, 16 Apr 2021 17:53:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@shadi.alibolandi/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-vjnm1gjvcx2e</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/yo6nrbyrtqud-k0tlz.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۲,۴۱۵ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۷ مرتبه پسندیدند و  ۱ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۲ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۱۵۸ بار خوانده شدند و ۴,۵۱۱ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۰۰۶۱۸۴۵ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۳۶۸ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۰۰۶۱۸۴۵ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>شادی .ع</category>
                <author>شادی .ع</author>
                <pubDate>Tue, 23 Mar 2021 11:35:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد عکس - سالی مان</title>
                <link>https://virgool.io/@shadi.alibolandi/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86-ju3qzrt24uyn</link>
                <description>احساسات سركشبا تماشاي مجموعه عكس سالی مان نمی توانم چشم از تصاوير خوشايند و ناخوشايند او بردارم، در بعضي از عكسهايش حس ترس و دلهره در من چيره مي شود. ترس هايي كه شايد تا قبل از آن جرات فكر كردن يا روبرو شدن با آنها را نداشتم مثل عكس هايي با حس نيستي و مرگ، مخصوصًا كه فرزندانش نقش اصلي را در بيان مفهوم آن بازي مي كنند. عكسهايي كه تداعي كننده خودكشي، نيستي و خشونت است. مانند عكس دختر كوچكش كه در آب فرو رفته و تنها سرش بيرون مانده و چقدر اين تصوير براي من يادآور ست كه نيكل كيدمن نقش ويرجينيا وولف (Virginia Woolf)  فيلم ساعت ها (The Hours) نويسنده رمان &quot;خانم دالوي&quot; را بازي كرده. ويرجينيا به علت جنوني كه از شدت گرفتن بيماري دوقطبي اش به او دست مي دهد، خود را در رودخانه رها و خودكشي ميكند. حال در عكس اين حس به من منتقل مي شود كه، دخترك چه آسوده در آب فرورفته و تمايلي به بالا آمدن از آن ندارد. يك نوع حس رضايت از مرگ.احساسات سركشيا عكسي كه پسرش بدون توجه به اطراف خود در آب شناور است. اين تصوير نيز براي من يادآور نقاشي مرگ افليا ست كه توسط ٥ بريتانيايي كشيده شده ، او، اوفليا معشوقه هملت ٤ جان اِورت مِيلي را در حال آوازخواني هنگام غرقشدن در رودخانه به تصوير كشيده است. حالت و ژست هاي پسر سالي مان اين اضطراب و ترس را ايجاد مي كند كه آيا كودك او نيز پيش زمينه بيماري روحي داشته؟ آيا مادر تمايلي به درك و پي بردن به اين مشكل داشته و يا تنها مشتاق به ثبت رساندن آن رخداد براي مجموعه اش بوده است؟ البته شايد هم سالي مان براي اينكه بتواند با ترس و وحشت خود از مرگ مقابله كند، سعي كرده با آن رو به رو شده و بي پروا نمايش دهد.مجموعه عكس خانواده نزديك سالي مان؛ عكسهايي از روزمرگي هاي سه كودكش در مزرعه كوچكشان است. او سعي كرده از همه حس ها و حالت هاي كودكانش از باهم بودنها، امنيت، انزوا، مشاركت ها، قهرها و حتي سركشي هايشان عكاسي كند. او حتي از كوچكترين حس ها و رفتارهايشان غافل نشده مثل عكاسي از دختر كوچكش كه برهنه در تخت خوابيده و تشك او خيس است و يا خون دماغ شدن پسرش، چشم ورم كرده دخترش و همچنين غوطه ور شدن آنها در گِل و لاي. اكثر اين عكس ها شايد براي ما، ناخوشايند باشد اما دليل اصلي آن ارزش هاي ذهني ست كه از كودكي در ذهن ما نهادينه شده و مغزمان به طور ناخودآگاه سعي در پنهان كردن بعضي رفتارها و واكنش هاي طبيعي بدن دارد، در حالي كه همه ما چه خودمان، چه كودكانمان حداقل يك بار اين رفتارها و اتفاقات را تجربه كرده ايم اما هميشه سعي كرديم ردپاي اين هنجارها را از بين ببريم و تنها زيبايي ها را در ذهن خود هك كنيم.چيزي كه مجموعه عكس سالي مان را جذاب مي كند، ناپايداري حس اضطراب و انزجار ست چون گاهي به عكس هايي مي رسيم كه او جريان روتين زندگي را به تصوير كشيده، تصاويري كه انگار تنها خواسته در پشت دوربين خاطرات شيرين روزمره عزيزانش را ثبت كند. خاطراتي كه بتواند از مزرعه شان به يادگار بماند. مثل عكسي كه بچه ها برهنه در فضاي باز نشسته و دختر بزرگ با رضايت به دوربين زل زده است، يا بچه ها دورهم به همراه پدرشان در تراس خانه نشسته اند و بازي فكري مي كنند.در عكسي ديگر بچه ها در حياط خانه، در كنار لباس هاي شسته شده آويزان و مرغ و خروس هاي رها شده در محوطه ، زندگي كردن را از پدرشان (كه به راحتي دوش ميگيرد) ياد مي گيرند. حتي نمي توان تصاوير دختر كوچك در كنار مادربزرگش را ناديده گرفت كه بنظر من نماد وابستگي عاطفي بين اعضاي خانواده ست. در كل به نظر من سالي مان توانسته به خوبي مفهوم گذران زندگي و انسجام خانواده را كاملا ملموس و زيبا به تصوير بكشد. در يكي از عكس هاي اين مجموعه، دختر بزرگ سالي مان سيگاري بين انگشتانش قرار داده، اين تصوير من را ياد سكانسي از فيلم ٦ لئون مي اندازد، سكانسي كه دختر ١٢ ساله اي به نام ماتيلدا پاهاي خود را از نرده هاي راه پله آويزان كرده و سيگار در دست گرفته است، او با پك زدن به سيگار سعي دارد كه مرز بين كودكي و بزرگسالي را از بين ببرد و نقش يك آدم بالغ را بازي كند، سركش باشد و تصميمات بزرگ بگيرد.ماتيلدا در اين فيلم با خانوادهاي است كه در آن به اندازهي هر فرد تنهايي، تنهاتر است. خانوادهاي كه به او بيمحلي مي كنند و يا كتكش ميزنند در نتيجه تنها دارايي او، برادر كوچكش است، اما يك روز تمام اينها با فشردن چند باره ي ماشه ي تفنگها از بين مي روند. او با پناه بردن به خانه لئون، همسايه آدمكش(كشتار انسان هايي كه شايد از حيوان نيز پستترند)، قصد دارد از قاتلان برادركوچكش انتقام بگيرد. او خودش را به لئون، ماتيلداي ١٨ ساله معرفي مي كند نه ١٢ ساله. حال در بعضي از عكس هاي سالي مان همين حس منتقل مي شود و او سعي در از بين بردن مرزهاي بين كودكي و بزرگسالي دارد. مانند سيگاري كه در دست دختر بزرگش ، لباس زنانه و بلندي كه به تن دختر كوچكش، و عكسي كه دختر با ژستي زنانه در حال لاك زدن به پاهايش مي باشد.در كل شايد در نگاه اول اينطور برداشت شود كه سالي مان خودخواه بوده و براي ايجاد مجموعه جنجالي و جذابش، بدون توجه به روح و روان فرزندانش قصد آزار و اذيت آن ها را داشته، اما با كمي تامل بر روي عكس ها مي توان به اين نتيجه رسيد كه اتفاقا توجه و تمركز سالي مان روي رفتار فرزندانش به حدي زياد بوده كه دوربين نقش چشمانش را بازي كرده و توانسته با كنار گذاشتن حساسيت هاي مادرانه اش و كاملا بي طرفانه تمام لحظات خوش و همچنين التهاب آور آنها را ثبت كند.</description>
                <category>شادی .ع</category>
                <author>شادی .ع</author>
                <pubDate>Wed, 09 Dec 2020 00:49:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد عکس (نن گلدین-2)</title>
                <link>https://virgool.io/@shadi.alibolandi/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%86%D9%86-%DA%AF%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-2-vjjnkvz0hfau</link>
                <description>رنج بهشت ناممکنرنج بهشت ناممکنجیمی در درگاه اتاق خود ایستاده و با ظاهر و ژست زنانه به دوربین گلدین خیره شده است. او نگاهی لطیف و صمیمی دارد و سعی میکند تمام خستگی و مشکلاتش را پشت برق چشمانش پنهان کند. او گویا شیشه کوچک قرصهایش را به دست گرفته تا بتواند برای ساعتی فارغ از هیاهوی دنیای واقعی و تلاش برای اثبات وجود خود، در رویاهایش غرق شود. در آینه قدی کنار جیمی ، تصویر تابو با موهای کوتاه و سایه چشم اغراق شده اش، بر روی زمین نمایان است و او بی توجه به اطراف قصد استراحت دارد.پیشانی دو رنگ جیمی نشان از کلاه گیس برداشته شده او و جای لباس روی بدنش، بر تنگ بودن لباسش صحه می گذارد، احتمالا هر دو از یک مهمانی ویژه بازگشته اند. جیمی وزنش را روی پای راستش قرار داده تا خود را کشیده تر و جذاب تر نمایش دهد، در حالی که تابو برای فرار از نگاه دوربین، خود را سرگرم نشان میدهد.این عکس از مجموعه عکس “The other side“  برای یادآوری بی عدالتی جامعه به درگ هاست.  مارسل پروست در کتاب ضد سنت بوو در فصل نسل نفرینی، اینگونه درگ کوئین ها را توصیف می کند: &quot; برخی از آنان، خاموش و به غایت زیبا، به جنسیتی وابسته شده اند که آنان را محکوم به تنهایی می کند و در چشمهایشان رنج بهشتِ ناممکن انعکاس دارد، در نظر کسانی که آنان در وجودشان عشق را می جویند، تهوع آور هستند. در وجود الباقی، آنان به رقص، آرایش و- درست مثل دختران - به رژلب علاقمندند و بخش زنانه نصفه و نیمه هویداست.&quot; حال این دو درگ کوئین (جیمی و تابو)، به گلدین اجازه دادند به حریم خصوصیشان راه پیدا کند و زیبایی و غم دنیای آنها را نشان دهد. به گفته گلدین، امثال جیمی و تابو کل جهان او را تشکیل داده و برای ستایش آنها، تصاویرشان را ثبت کرده است.کوئین ها حتی توسط جامعه همجنسگرایان رد شده بودند و در گروه های اجتماعی قرار نمی گرفتند در نتیجه گلدین قصد داشت آنها به عنوان جنسیت سوم شناخته شوند، همانطور که خودش آنها را جوری که بودند قبول داشت. در دهه 80 میلادی، با فراگیری بیماری ایذر بسیاری از کوئین ها  توسط این بیماری از دست رفتند. در نتیجه در دهه 90 میلادی، نمایش کتاب “The other side” راهی برای ادای احترام به دوستان عزیز گلدین بود که در این مبارزه جان باختند.</description>
                <category>شادی .ع</category>
                <author>شادی .ع</author>
                <pubDate>Sun, 29 Nov 2020 13:49:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد عکس (نن گلدین-1)</title>
                <link>https://virgool.io/@shadi.alibolandi/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%86%D9%86-%DA%AF%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-1-jolhddfyylqt</link>
                <description>تصنیف وابستگی جنسیتصنیف وابستگی جنسی  اتاقی با رنگ های گرم همچون زرد و نارنجی، نشان از طلوع خورشید دارد. مردی برهنه با ظاهری بی تفاوت، سیگاری به دست گرفته و بر لبه تخت نشسته است. دود سیگار گویای پوک های سنگینی ست که بر فکر شلوغ مرد صحه می گذارد. نگاه بی رمق او شاید خاطرات ایده آلی را جستجو می کند. او سعی دارد درون آشفته خود را با کشیدن سیگار پنهان کند.اما پشت سرش، زنی خواهنده و ناراضی بر تخت دراز کشیده و انتظار نگاه و توجه مرد را می کشد. او خواهش و میل خود را با مچاله کردن ملحفه در دستش نشان می دهد. ماندگار نبودن رابطه در عکس فریاد میزند. انگار در گرمای اتاق رابطه ای برقرار بوده است و دیگر قرار نیست تکرار شود. از سیمای مرد برمی آید که همه چیز پایان یافته. عکس روی دیوار که تصویر مردی در حال سیگار کشیدن است، فضای مردانه عکس را تشدید کرده و بر بی دفاعی زن افزوده است.این زن تشنه ی توجه، خود نن گلدین است که به گفته خودش اجازه نمایش خاطراتش را به صورت اسلایدشو در مجموعه ای به نام &quot;تصنیف وابستگی جنسی&quot; در دهه 80 میلادی داده. این مجموعه روی روابط جنسی، خشونت خانوادگی و سوء مصرف الکل و مواد مخدر تمرکز دارد. کارهای گلدین همچون عکس های فی البداهه ای بدون توجه به لرزش دوربین و کادربندی گرفته شده و سعی کرده در زیر پوست شهر برای بقای انسانیت تمام لحظات تلخ و نگران کننده را به وضوح و بدون سانسور نمایش دهد. به گفته خود گلدین چیزی که به آن اهمیت زیادی می دهد عکاسی خوب نیست بلکه صداقت است.</description>
                <category>شادی .ع</category>
                <author>شادی .ع</author>
                <pubDate>Wed, 25 Nov 2020 15:11:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد عکس (ریچارد اودون-2)</title>
                <link>https://virgool.io/@shadi.alibolandi/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B1%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D8%AF%D9%88%D9%86-2-thynogelxbm6</link>
                <description>چشمان درماندهاین تصویر یک عکس غیرمعمول از پیرمردی ست که با پوشیدن لباس رسمی سعی در پنهان کردن درون خود دارد. اما عکاس گویا روح پیرمرد را احضار کرده و آنچه در درون اوست به تصویر کشیده . انگار بیش از یک عکاس با یک روانشناس طرف باشیم. تناقض پوشش پیرمرد و حالت ایستای او در برابر دوربین با چهره ی درمانده از دردش رازی ست که تنها عکاس بدان آگاه است.در نگاه اول آنچه در پرتره پیرمرد به چشم می آید درد و وحشت اوست. حالت چشمانش درماندگی را به رخ می کشد. و ظاهر او نشان از درد طولانی و طاقت فرسا دارد. آنچه بیش از هرچیز به چشم می آید ترس از مرگ و نیستی ست. حالت دهانش نشان از سکته و شوک دارد و بنظر، این چهره ی یک آدم در احتضار است. در اینجا نوعی زیبایی شناسی مرگ را با لباس مبدل بر تن و چهره ای خسته و مستاصل شاهدیم.اودون در مصاحبه ای می گوید &quot; میان زشت و زیبا تفاوتی نمی گذارم. آنچه می بینم تاکید و تایید بسیاری از چیزهایی است که نیاز دارم احساس شان کنم. مانند یک جور وسواس فکری.&quot; این کاری است که در به نمایش گذاشتن چهره ی پیرمرد که پدر عکاس نیز هست، انجام داده. او پدرش را نه در بهترین حالت ممکن، که در آنچه می تواند واقعا باشد به تصویر کشیده. او حتی گفته است که رازهای افراد برایش اهمیتی ندارد ولی این واقعیت که سوژه نمی خواهد برخی از ویژگی هایش را کشف کند برایش جالب است. و در این پرتره هم چنین می کند، درد و رنج نهفته ی پدر بیمار را به نمایش می گذارد.ریچارد اودون عکاس امریکایی در سال  در سال ۱۹۲۳ در نیویورک به دنیا آمد. عکاسی را در دوران نوجوانی آغاز کرد و در دانشگاه به تحصیل در زمینه شعر و فلسفه پرداخت اما علاقه او به عکاسی باعث شد که دانشگاه را رها کند. او عکاسی فشن و مد انجام میداد و به عکاسی پرتره نیز علاقمند بود و از بسیاری از شخصیتهای هنری و سیاسی زمان خودش عکاسی پرتره تهیه کرده است افرادی چون: باستر کیتون، مارین اندرسون، مرلین مونرو، ایزاک دینسن، دویت ایزنهاور، اندی وارهول و....او دون سال 2004 در سن 81 سالگی در اثر عارضه مغزی درگذشت. روزنامه ی نیویورک تایمز به مناسبت درگذشت او چنین نوشت:&quot; عکس های مد و پرتره ی او کمک کرد که سبک تصویر آمریکا، زیبایی و فرهنگ آن در نیم قرن  گذشته تعریف شود.&quot;</description>
                <category>شادی .ع</category>
                <author>شادی .ع</author>
                <pubDate>Tue, 24 Nov 2020 22:16:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد عکس (ریچارد اودون-1)</title>
                <link>https://virgool.io/@shadi.alibolandi/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B1%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D8%AF%D9%88%D9%86-cu5wsv0yddkd</link>
                <description>ما پیروز می شویمدر این عکس به نظر می رسد دختری به ظاهر آرام  با نگاه خیره اش افقی امیدوارانه برای آینده متصور نیست. او به نقطه ای نامعلوم خیره شده، گویا با آرمان هایش فاصله دارد. دهانش نه راضی به سکوت است و نه توان آواز دارد. آشفتگی موهایش انگار او را چون مسافری در باد به تصویر کشیده است. آنکه جایگاه روشن و همراهی ندارد جز خودش، که در آغوش گرفته.این تصویر جوانی جون بائز، خواننده مطرح صلح جو و مدافع حقوق بشر که همیشه در صحنه ها با چهره ای محکم و با اعتماد به نفس از رنج ها ، آرزوها و رویاهای مردم میخواند ، حالا اودون توانسته چهره ای خسته و چشم های ناامید با موهای پریشان را از او ثبت کند که شاید بعد از یک کنسرت طولانی برای لحظه ای از محیط اطراف خود فاصله گرفته و  به نظر میرسد حتی اصراری به پنهان کردن درون آشفته خود ندارد. این عکس توسط عکاس امریکایی، ریچارد اودون گرفته شده است.ریچارد اودون در سال ۱۹۲۳ در نیویورک به دنیا آمد. عکاسی را در دوران نوجوانی آغاز کرد و در دانشگاه به تحصیل در زمینه شعر و فلسفه پرداخت اما علاقه او به عکاسی باعث شد که دانشگاه را رها کند. او عکاسی فشن و مد انجام میداد و به عکاسی پرتره نیز علاقمند بود و از بسیاری از شخصیتهای هنری و سیاسی زمان خودش عکاسی پرتره تهیه کرده است افرادی چون: باستر کیتون، مارین اندرسون، مرلین مونرو، ایزاک دینسن، دویت ایزنهاور، اندی وارهول و....اودون درباره عکس های پرتره خود ، همیشه سعی کرده تضاد و پیچیدگی را در چهره فرد پیدا کند. او اغلب عکس هایی تهاجمی گرفته که احساس و حالت درونی سوژه را نشان دهد. در این عکس نیز، حالت بهم ریخته جون بائز کاملا مشهود است. او حتی بر سردی درون خود با بغل گرفتن کاپشن چرمش صحه گذاشته .جون بائز خواننده فولک آمریکایی همواره کوشیده در صحنه های جهانی حاضر باشد، او در سال 2009 در همراهی با جنبش مردمی ایران آهنگ &quot;ما پیروز می شویم&quot; خود را همراه با تکه های فارسی خواند.</description>
                <category>شادی .ع</category>
                <author>شادی .ع</author>
                <pubDate>Tue, 24 Nov 2020 21:49:51 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>