<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شهاب‌الدین ܛܠܭ</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shahabedin</link>
        <description>شهاب‌الدین ملک. نویسنده طنز تلخ و عاشق فلسفه. به دموکراسی باور دارم چون بدون انتخاب، حتی طنز هم شعار می‌شود. اینجا می‌نویسم تا هم بخندیم، هم فکر کنیم، هم کمی زهر حقیقت بچشیم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:30:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3171307/avatar/KQaBbz.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شهاب‌الدین ܛܠܭ</title>
            <link>https://virgool.io/@shahabedin</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خاطره من و همسرم</title>
                <link>https://virgool.io/@shahabedin/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-mi7iovwntlym</link>
                <description>من فقط شوخی کردم!چرا همسرم هنوز بعد از ۱۲ سال من را نمی شناسد؟خاطره کوتاهشبی سرِ سفره جمله‌ای گفتم که برای خودم شوخی بود؛ همسرم اما طوری نگاه کرد که انگار فریاد زده‌ام. توضیح دادم و دیدم توضیح، خودِ شوخی را می‌کشد؛ پس سکوت کردم و خندیدم به این پارادوکس: آدمی که هرگز عمداً کسی را آزار نداده، حالا متهم به تلخی است. شاید حق با او باشد؛ شاید همان غرورِ قدیمی هنوز گوشه‌ای نشسته و هر بار که باز می‌گردم،سایه‌اش را می‌بینم. روی دیوار نشسته است.</description>
                <category>شهاب‌الدین ܛܠܭ</category>
                <author>شهاب‌الدین ܛܠܭ</author>
                <pubDate>Thu, 01 Jan 2026 16:02:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>