<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شاهین کلانتری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shahinkalantary</link>
        <description>مسئول مدرسه نویسندگی | قدرت‌گرفته از Shahinkalantari.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 23:44:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2007/avatar/Gd1Nwh.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شاهین کلانتری</title>
            <link>https://virgool.io/@shahinkalantary</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چقدر بخوانیم؟ چقدر بنویسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-waupifqtb8te</link>
                <description>«پنج برابر آنچه می‌‌خوانی بنویس.»آن موقع اصلن اکبر رادی را نمی‌شناختم. نمی‌دانستم روزی یکی از نویسندگان محبوبم خواهد بود. مجله‌ی فیلم‌نگار را می‌خواندم به عشق فیلم‌نامه‌نویسی. از گفت‌وگویی با حسین مهکام حرفی با من ماند، تا همین امروز. همیشه وقتی حرف «خواندنوشتن» می‌شود محال است یاد آن حرف یادم نیفتد. در کتابخانه‌ام گشتم ببینم آن شماره‌ی فیلم‌نگار را پیدا می‌کنم تا هم خودم این حرف را بار دیگر بخوانم و هم برای شما نقلش کنم. مجله را یافتم. اما دقیقن صفحات مربوط به مصاحبه‌ کَنده شده بود.  دست به سرچ شدم. خوشبختانه پی‌دی‌اف مجله روی سایت فیلم‌نگار بود. این شما و این هم حرفی که همین امروز فهمیدم از اکبر رادی بوده:منبع </description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Mon, 22 May 2023 19:54:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/madresenevisandegi/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-ynmlyuakiy7z</link>
                <description>مشهور است که جرج برنارد شاو گفته: «عدهٔ بسیار کمی از مردم در طول سال بیش از دو یا سه بار فکر می‌کنند. من با یک یا دو بار فکر کردن در هفته به شهرتی جهانی دست یافته‌ام.»در این جستار از این می‌گوییم که چگونه می‌توان به جمع افراد معدودی پیوست که حداقل هفته‌‌ای یک بار واقعاً فکر می‌کنند!به دو شیوه می‌توان از نوشتن برای بهتر فکر کردن بهره گرفت:بی و با انتشار نوشته‌هانوشتن برای بهتر فکر کردن بی انتشار نوشته‌ها«برای دل خودم می‌نویسم.» بله، بسیاری از ما ممکن است برای دل خودمان بنویسیم، و چند کلمه‌ قلم‌انداز روزانه ممکن است برای آسودن دلمان کفایت کند.این شیوه که می‌تواند نوعی نوشتاردرمانی محسوب ‌شود، برای بروز احوالات و تنظیم احساسات مناسب است. قاعده و قانون خاصی ندارد. کاملاً خصوصی است، و حتی می‌تواند بعد از نوشته شدن دور ریخته شود. اینجا نفس نوشتن مهم است و رسیدن به آرامش حاصل از برون‌ریزی ذهنی. این شیوه را آزادنویسی می‌نامیم که محصول آن عموماً دل‌نوشته‌ است.نوشتن به افزایش کیفیت تفکر می‌­انجامد؛ درست. آزادنویسی و برون­‌ریزی ذهنی هم از­ گام­‌های مؤثر تفکر مکتوب است؛ درست. اما شفاف نوشتن، چندان ساده نیست.بسیار پیش آمده که افراد پس از آزمودن آزادنویسی، احساس پریشانی و ناتوانی کرده‌­اند و نوشتن تأثیر مثبتی روی آن­‌ها نداشته است.با توجه به این موضوع این سؤال مطرح می­‌شود که آیا اصلاً تمام انواع نوشتن ذهن ما را شفاف‌تر می‌کنند؟به نظر می­‌رسد که این‌طور نیست.غالباً افرادی که هوس نویسنده­‌شدن می­‌کنند به ورطۀ لفاظی و احساساتی‌گرایی می‌­افتند.احساساتی­‌گرایی، زیاده­‌روی در استفاده از قید و صفت و شاعرانگیِ باسمه‌­ای ویژگی اغلب دلنوشته‌هاست.اما برای بهره‌مندی بیشتر از نوشتن باید از این فراتر رفت و از نوشتن به عنوان ابزاری اصلی اندیشیدن بهره جست.زمانی از والتر لیپمن در مورد دیدگاهش روی موضوع خاصی سوال شد، او در جواب گفت:«من نمی‌دانم نظرم راجع به آن چیست. من هنوز راجع به آن چیزی ننوشته‌ام.»کافی است همین الان دست به قلم شوید و یک صفحه دربارۀ مزایا و معایب یکی از تصمیم‌های مهمی که باید بگیرید بنویسید تا حساب کار دست‌تان بیاید که تفاوت نشخوار ذهنی و تفکر مکتوب چیست.نوشتن وضوح می‌آورد. برای اندیشیدن با نوشتن، فقط کافی است دست از قلم برندارید. حتی روده‌درازی دربارۀ مسئله هم مجاز است. طرح درست مسئله، نیمی از حل مسئله است. تلاش کنید تا جنبه‌های مختلف افکارتان دربارۀ یک موضوع را به واژه تبدیل کنید.چرا وضوح تا این میزان مهم است؟به خاطر این‌که تا دربارۀ چیزی به واضح‌ترین شکل ممکن فکر نکرده باشیم، نمی‌توانیم ارزیابی و تصمیم‌گیری درستی داشته باشیم.فرید زکریا در کتاب «در دفاع از یک آموزش لیبرال» می‌نویسد:«برای من فضیلت محوری یک آموزش لیبرال این است که به شما یاد می‌دهد چگونه بنویسید، و نوشتن شما را وادار به فکر کردن می­‌کند. جدا از هر آنچه در زندگی انجام می‌‌دهید، توانایی نوشتن واضح، تمیز و منطقی به‌سرعت به عنوان یک مهارت ارزشمند برای‌تان آشکار خواهد شد... مهم نیست که چه کسی هستید -سیاستمدار، کاسب، مورخ یا رمان‌نویس- نوشتن شما را وادار به گزینش می‌کند و وضوح و نظم را برای ایده‌های شما به ارمغان می‌آورد.»یکی از مزایای آزادنویسی و برون‌ریزی ذهنی آشکار ساختن افکار مبهم، غلط و پریشان ماست. غالباً دقایق اولیه برنامۀ نوشتاری ما به برون‌ریزی سریع و بی‌تکلف همین افکار مغشوش می‌گذرد.اما باید توجه داشته باشید بسیاری از چیزهایی که برای خود ما واضح به نظر می‌رسد، پر از سوراخ سمبه و ضعف‌های گمراه‌کننده است.آزادنویسی‌های ما معمولاً رو به خود نویسنده نوشته می‌شوند. اما اگر در پی وضوح بیشتر هستیم- که از کلیدهای بهتر اندیشیدن است- انتخاب یک مخاطب فرضی راهگشاتر است. مخاطبی که از چند و چون افکار ما اطلاع چندانی ندارد. آن‌وقت کل ماجرا را برای او بشکافیم. آن‌قدر واضح که هیچ جای سوالی برای او باقی نماند.پس اگر می‌خواهیم خطاب به مخاطبی غیر از خودمان بنویسیم، رعایت نکات زیر مفید خواهد بود:-فهرست کردن یک‌به‌یک نکات-بیان کامل جزئیات-استفاده از مثال‌های ملموس از زندگی روزانه-بهر‌ه‌گیری از تشبیه و استعاره برای روشن شدن موضوع (این موضوع مثل…)جملات زیر کلید خوبی برای واضح‌تر شدن هر موضوعی هستند:اصلاً بگذار اینجوری موضوع را برایت باز کنم تا بهتر بفهمی…بگذار مثال دیگری برایت بزنم…شبیه این است که…نوشتن برای بهتر فکر کردن با انتشار نوشته‌هاوقتی مسئله انتشار مطرح می‌شود موضوع کاملاً فرق می‌کند. اگر در نوشته‌های خصوصی توجه به درستی ساختار و چارچوب و املا و انشا و ... چندان ضرورتی ندارد، در این مرحله همۀ این موضوعات ضرورتی دوچندان می‌یابند.ارائه و انتشار نوشته مسئولیت می‌آورد. اگر در خلوت نیازی به نقل منبع نیست، در انتشار مطلب موضوعی ضروری است.در انتشار نوشته مسئله‌ی ارتباط مطرح می‌شود. نوشتن برای مخاطب مشخص و ارائه نوشته، این ضرورت را ایجاد می‌کند تا با سنجشگرانه‌اندیشی بیشتری سخن بگوییم.برای رسیدن به چنین وضوحی به روش‌های مناسب استدلال و ساختارهای استاندارد پاراگراف‌نویسی متوسل می‌شویم، و همین ما را وادار به عمیق‌تر شدن می‌کند.به همین سبب شاید بتوان گفت تاثیر حقیقی نوشتن بر افزایش تفکر زمانی آغاز می‌شود که به انتشار نوشته‌هایمان مبادرت می‌کنیم.اما باید به یاد داشت که تفکر به صبر و حوصله و خط زدن‌های مکرر نیاز دارد.محمد قائد می‌گوید:«اگر کامپیوتر نبود مجبور بودم اختراعش کنم. با دست واقعاً نمی‌شود این کارها را کرد، با دست جابه‌جا کردن پاراگراف‌ها و کلمات در کتاب یا حتی متنی چند هزار کلمه‌ای عملاً ناممکن است. به این می‌ماند که بخواهی از تهران با دوچرخه به کرج بروی ناهار بخوری و برگردی. پیش از ورود کامپیوتر با قلم‌های نوک‌مدادی می‌نوشتم و پاک می‌کردم و حرکت از نو...گاهی از متن پرینت می‌گیرم و دوباره پاراگراف‌ها را جابه‌جا می‌کنم و دوباره پرینت می‌گیرم تا ببینم بهتر شده یا نه. کاری است پر زحمت و گیج‌کننده. در تحمل هر کسی نیست.»بدون پذیرفتن مرارت‌های کار از سطح دل‌نوشته فراتر نمی‌رویم. شاید به خاطر همین است که برنارد شاو گفته عدهٔ بسیار کمی از مردم در طول سال بیش از دو یا سه بار فکر می‌کنند.منبع</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Fri, 16 Sep 2022 23:22:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی استعاره در شعر و ادبیات فارسی</title>
                <link>https://virgool.io/madresenevisandegi/esteareh-chist-ysyiv5k5ffqs</link>
                <description>از میان نوشته‌های وبگاه رسمی مدرسه نویسندگی:در این بخش از بررسی صور خیال قصد داریم به استعاره در شعر بپردازیم.فرهنگ لغت، استعاره را «به عاریت گرفتن» معنی می‌کند؛ اما نظریۀ ارسطو دربارۀ استعاره را قدیمی‌ترین تعریف می‌دانند:«استعاره دو پديده را با يكديگر مقايسه می‌کند كه يكی از آن‌ها به‌وسیلۀ كلمه يا عبارتی كه در معنای صريح به‌ کار رفته است بيان می‌شود و ديگری از طريق كلمه يا عبارتی كه به‌صورت استعاری به كار رفته است.»سیروس شمیسا می‌گوید:«استعاره در لغت معنی استفعال دارد؛ يعنی عاريه خواستن لغتی به‌جای لغت ديگر. زیرا شاعر در استعاره واژه‌ای را به علاقۀ مشابهت به‌جای واژۀ دیگری به کار می‌برد.»اهمیت استعاره در شعر آن‌قدر زیاد است که شعر را معمولاً کلامی بر پایۀ استعاره می‌دانند.به قول شمیسا «استعاره بزرگ‌ترین کشف هنرمند و عالی‌ترین امکانات در حیطۀ زبان هنری است، ما با استعاره عالم محدود حقیقت و دایرۀ بستۀ واژگانی را فرومی‌ریزیم و سوار بر رکاب توسع با هر استعاره‌ای به طول و عرض جهان می‌افزاییم.»شفیعی کدکنی هم در این راستا می‌گوید:«زبان استعاره می‌تواند عواطف و احساسات قلبی شاعر را که زبان معمولی توان بیان آن را ندارد، با زبانی لطیف و نرم و به دور از منطق معمولی سخن بیان کند.»به همین دلیل کمتر شاعری را می‌بینیم که در سرودن شعر از استعاره بهره نگرفته باشد.تعاریف استعاره آن‌قدر گسترده و متنوع است که ترجیح می‌دهیم وارد آن نشویم و به ساده‌ترین آن بسنده کنیم.در بحث تشبیه گفتیم که گاهی برخی از ارکان تشبیه حذف می‌شوند.استعاره در واقع تشبیهی است که یکی از ارکان آن حذف شده باشد.در تشبیه دو طرف را بیان می‌کنیم و با کنار هم قرار دادن آن‌ها شباهت‌شان را در می‌یابیم.درحالی‌که در استعاره چنین نیست و با بیان یکی از دو طرف که در معنای مجازی به کار رفته، به معنای طرف دیگر پی می‌بریم.استعاره از تشبیه رساتر و خیال‌انگیزتر و زیباتر است و عواطف مخاطب را برمی‌انگیزاند.شاعران و نویسنده‌ها برای ایجاد تصویرهای زیبا از استعاره که از عناصر اصلی خیال است بهره می‌گیرند.استعاره انواع مختلفی دارد که معروف‌ترین آن‌ها استعارۀ مصرحه و مکنیه است.استعارۀ مصرحه یا آشکاردر این نوع استعاره همۀ ارکان تشبیه حذف شده و تنها مشبه‌به باقی می‌ماند.وقتی می‌گوییم «شیری را دیدم»منظور انسانی است که مانند شیر شجاع است.بی‌رنگ‌تر از نقطۀ موهومی بوداین دایرۀ کبود اگر عشق نبودقیصر امین پوراحتمالاً در اینجا کرۀ زمین را به دایرۀ کبود تشبیه کرده.در استعارۀ مصرحه همیشه قرینه‌ای وجود دارد که ذهن مخاطب را از معنای حقیقی دور می‌کند.اگر عشق نبود قرینه‌ای است که ذهن ما را از معنای واقعی دایرۀ کبود دور می‌کند و به جهان یا زمین می‌رساند.خدیو جم چو بزرگ است ازین جهت گردونچنین عذاب دهد با غم بزرگِ ترشاخوان ثالثدر این بیت گردون استعاره از فلک یا آسمان است.ای گل خوش‌نسیم من بلبل خویش را مسوزکز سر صدق می‌کند شب همه‌شب دعای توحافظحافظ در اینجا گل خوش‌نسیم را استعاره از معشوق و بلبل را استعاره از عاشق دانسته.یعنی تشبیه آن به این صورت بوده است: «معشوق مانند گل خوش‌نسیم است» که تنها مشبه‌به آن باقی مانده و استعارۀ مصرحه شکل گرفته.بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایبان داردبهار عارضش خطی به خون ارغوان داردحافظدر این بیت می‌توان سه استعارۀ زیبا پیدا کرد.بت استعاره از معشوق.گل استعاره از چهرۀ معشوق.سنبل استعاره از موی معشوق.زد ره عقل مرا حور بهشتی رویکه به یک عشوه زند راه دو صد شیطان رافروغی بسطامیحور بهشتی روی استعاره از معشوق زیبا.استعارۀ مکنیه یا پوشیدهدر این نوع استعاره تشبیه برای ما آشکار نیست؛ یعنی فقط مشبه ذکر می‌شود با بخشی از مشبه‌به.من دلم می‌خواهد دستمالی خیس، روی پیشانی تب‌دار بیابان بکشم.بیابان به انسانی تشبیه شده که تب دارد، اما قیصر امین پور این تشبیه را بیان نکرده و در عوض پیشانی را که از اجزای آدم است به بیابان نسبت داده.ارغوان جـامِ عقـیقی به سمن خواهـد دادچشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شدحافظچشم نرگس در این بیت استعارۀ مکنیه دارد.استعارۀ مکنیه را تشخیص یا جان‌بخشی می‌نامند که مفصل راجع به آن خواهیم نوشت.گاهی استعاره را به‌صورت مضاف و مضاف‌الیه می‌نویسند که به آن اضافۀ استعاری می‌گویند.مانند:دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدمنقشی به یاد خط تو بر آب می‌زدمحافظسرِ پرواز ندارم به سویت جز با عشقکه هوای تو پروبال هوس می‌شکندحسین منزویبرخی استعاره‌ها در زندگی روزمره یا در نوشته‌ها آن‌قدر تکرار می‌شوند که دیگر جذابیت خودشان را از دست داده و به‌صورت اصطلاحات رایج درمی‌آیند.به آن‌ها استعاره‌های مرده می‌گویند.هنر و خلاقیت شاعر در آفرینش استعاره‌های جدید و بکر است تا ذهن خواننده را به چالش بکشد و تصاویری جدید در ذهن او پدید بیاورد.تمرین اول:در شعرهای زیر استعاره‌ها را پیدا کنید. اگر دوست دارید نوع آن‌ها را هم بنویسید.زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگپرشی دارد اندازۀ عشق…سهراب سپهریبه چشم عقل در این راهگذار پرآشوبنگر که کار جهان بی‌ثبات و بی‌محل استحافظسر نشتر عشق به رگ روح زدندیک قطره فرو چکید و نامش دل شدابوالسعید ابوالخیرتمرین دوم:سعی کنید با توجه به آنچه خوانده‌اید و اتفاق‌هایی که در اطرافتان می‌افتد چند اضافۀ استعاری بسازید.</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Mon, 12 Sep 2022 22:39:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بزرگ‌ترین خدمت ما به اطرافیانمان</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%86-cfzvgios7cj3</link>
                <description>گاهی بزرگ‌ترین خدمت ما به اطرافیانمان، حفظ روحیۀ خودمانو تلاش برای شاد بودن است.پی‌نوشت:ویرگول می‌گوید حجم متن باید بیش از 300 کاراکتر باشد تا اجازۀ انتشار بگیرد، بنابراین این پی‌نوشت صرفاً برای آب بستن به متن نوشته شده است!</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Tue, 14 Apr 2020 13:37:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اول زندگی، بعد تولید محتوا</title>
                <link>https://virgool.io/noorandbook/%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-zpmkk7s71sqc</link>
                <description>انسان‌های بزرگ همیشه قبل از حرف زدن عمل می‌کنند و سپس با توجه به عملکرد خویش حرف می‌زنند.کفسیوسیکی از مشکلات عمدۀ افراد در تولید محتوا، پیدا کردن ایده و -از آن مهم‌تر-‌ یافتن ایده‌های بکری است که بی‌نظیر یا حداقل کم‌نظیر باشند.گرۀ این کار با رفتن به دل زندگی و تجربه کردن گشوده می‌شود. بی‌توجهی به تجربۀ زیسته حلقۀ مفقودۀ محتوای وب و شبکه‌های اجتماعی ماست.نمی‌توان فقط از اینترنت گرفت و به خورد اینترنت داد.حرف تازه از دل تجربۀ تازه بیرون می‌آید.بنابراین مطلوب است فکر کردن به سوالات زیر:آیا ساختن تجربه‌های عملی تازه در اولویت ما هست؟آیا ایده‌ها و افکار و سوالاتمان را در معرض آرا و افکار گوناگون قرار می‌دهیم؟چقدر با زندگی عمومی و خصوصی جامعۀ هدفمان آشنا هستیم؟ (در این رابطه شاید مطالعه کتاب ریزداده‌ها از مارتین لیندستروم مفید باشد.)در هفته چند بار با آد‌م‌های تازه و ناآشنا وارد گفت‌وگو می‌شویم؟در هفته چند برای پیاده‌روی‌های طولانی در محله‌های ناآشنا وقت می‌گذاریم؟در ماه چند بار به نمایشگاه‌ها و موزه‌ها و رویدادهای عمومی و تخصصی می‌رویم؟</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Sat, 14 Sep 2019 13:58:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تولید محتوا به ما یاد می‌دهد:</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF-ri3acgku2hsb</link>
                <description>تولید محتوا اگر خوب و حرفه‌ای انجام بشود، به ما یاد می‌دهد:به افکارمان نظم بدهیم.به طور مداوم ایده‌های تازه خلق کنیم.داستان‌سرایی کنیم.با دقت بیشتری تحقیق و مطالعه کنیم.با جامعۀ هدفمان ارتباط مؤثر برقرار کنیم.ایده‌ها و افکارمان را ترویج کنیم.فرصت‌آفرینی کنیم و از فرصت‌ها بهره ببریم.برندشخصی خودمان را توسعه بدهیم.آنچه را آموخته‌ایم به دیگران بیاموزیم.برای خلق آیندۀ مطلوبمان بکوشیم.</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Thu, 12 Sep 2019 17:32:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من اینجوری می‌نویسم</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/%D9%85%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%85-xar5aipmiqva</link>
                <description>دستم رو می‌ذارم روی کیبورد و تلق و تولوق شروع می‌شه.اولش سخته، حس می‌کنم فکرام از دستم لیز می‌خورن و به کلمه تبدیل نمی‌شن.اما کافیه چند دقیقه‌ای از هر دری بنویسم، تا نطقم باز بشه.بیشتر اوقات به زبان نوشتار می‌نویسم (مثل تمام مطالب سایتم) و گاهی اوقات هم به زبان گفتار یا محاوره. مثل همین متنی که دارید می‌خونید.حالا تصمیم گرفتم، اینجا، توی ویرگول، یادداشت‌های روزانه بنویسم. یعنی از زندگی روزانۀ خودم بگم.خب، بخش عمدۀ چیزایی که می‌نویسیم احتمالاً دربارۀ نوشتن، تولید محتوا و مدرسه نویسندگی خواهد بود.یه جورایی میشه این نوشته‌ها رو دربارۀ پشت صحنۀ تلاش برای ساختن یه تیم آموزشی خلاقانه دونست.خب، این از این.برگردیم به نوشتن: من تو این روزنوشته‌ها می‌خوام روش رسیدن خودم به ایده‌های تازه رو بهتون نشون بدم.نوشتن سخته. من سال‌های سال دلم می‌خواست، هر روز مطالب زیادی رو بنویسم و منتشر کنم.اما توان این کار رو به دست نمی‌آوردم.تا اینکه با صفحات صبحگاهی تمرین آزادنویسی رو شروع کردم.تو آزادنویسی، که من عنوان «برون‌ریزی ذهنی» رو هم براش مناسب می‌دونم، ما با کیفیت چیزی که نوشته میشه کاری نداریم. فقط می‌نویسیم. هر چی که شد. حتی می‌تونیم وسطش به خودمون و زمین و زمان فحش بدیم! فقط چند تا نکتۀ مهم رو باید رعایت کنیم:وقتی می‌نویسیم حتماً آفلاین بشیم و موبایل رو بذاریم بیرون اتاق.چون با قطع و وصل شدن فرآیند نوشتن، ذهن ما توان پرورش ایده‌ها رو از دست میده.تو لحظه‌های اولی که داره یه ایده شکل می‌گیره. ما نباید دستمون رو از روی کیبورد برداریم.اصلاً راز نوشتن همینه:اگه با قلم می‌نویسی، نباید دستت رو از روی کاغذ برداری؛ و اگه تایپ می‌کنی، نباید دستت رو از روی کیبورد برداری.اینجوری ذهنت تربیت میشه که هر طور شده یه چیزی بنویسه.و حالا قسمت شگفت‌انگیز ماجرا:اگر طاقت بیاری. نگاه بلند مدت داشته باشی و مصمم باشی؛ طی شش ماه تا یکسال، دستت راه میفته و بشکن‌زنان! و راحت می‌نویسی.حالا بریم سراغ یه چیز دیگه.آهان. یافتم!یه چیز جالب تو آزادنویسی اینه که مدام می‌تونی از این شاخه به اون شاخه بپری.اگر از لحظۀ اول اراده کنی که کل نوشتۀ تو راجع به یه موضوع باشه، یبوست قلمی می‌گیری!من وقتی می‌نویسیم، هر لحظه که دلم بخواد موضوع رو عوض می‌کنم.اصلاً این نوشته که الان دارید می‌خونید از همین روش تبعیت می‌کنه.همین الان اگر دلم بخواد از عمۀ خودم هم بنویسم، بدون درنگ می‌نویسم. چون بارها بهم ثابت شده که حتی فکر کردن به موضوعات پرت و جفنگ هم می‌تونه به جاهای خوبی برسه.اصلاً لذت نوشتن رو اینجوری کشف می‌کنیم.اگر بنا باشه از کلمۀ اول فقط راجع به یک موضوع بنویسم. اصلاً دیگه نوشتن حالی نمیده به آدم.مثلاً من الان دلم می‌خواد یه مقدار دربارۀ کتابی که جلومه بنویسم:«تا طلاق نگرفتند کتاب ننوشتند»این اسم معرکه‌ست. کتاب رو فردین علیخواه نوشته که جامعه‌شناس و استاد دانشگاهه.چقدر هم خوب نوشته. من که یه نفس خوندمش. یه بخشی از کتاب رو هم توی کانال تلگرام مدرسه نویسندگی گذاشتم.خب، می‌خوام از اسم کتاب بگم.راستی من توی آزادنویسی‌هام خیلی «خب خب» می‌کنم. بگذریم.اسم کتاب علیخواه خیلی کنجکاوی برانگیزه. قشر کتابخون اصلاً نمی‌تونه دربرابر این کتاب مقاومت کنه. حتی اگه کسی نخواد کتاب بخره هم قطعاً به خاطر این عنوان کنجکاو میشه یه نگاهی به فهرست کتاب بکنه.و چون دقیقاً همین خلاقیت در عنوان‌نویسیِ تمام مطالب کتاب هم هست، فهرست کتاب آدم رو مصمم می‌کنه تا کتاب رو حتماً بخره. بعضی از عناوین رو براتون می‌نویسم:مردان جهان، دارید از دست می‌رویدوقتی عکس همسرم را زیر سینیِ چای پنهان کردم!آیا شما هم آدم بی‌عرضه‌ای هستید؟واویلا لیلی! دوسِت دارم خیلی؟به فکر آیندۀ من هم باشچرا بعضی از ایرانی‌ها از پلیس می‌ترسند؟بابا شعر بخوناینا فقط بعضی از تیترای خوب کتاب بود. علیخواه هم می‌تونست مثل خیلی از اساتید دیگۀ دانشگاه، یه کتاب خشک و بی‌روح بنویسه که فقط تو رزومه‌ش بیاد. اما این کتاب روح داره، مشخصه با علاقه نوشته شده.نکته: عنوان کتاب خیلی مهمه، ولی به نظر من فهرست از اون هم مهم‌تره. یه فهرست خوب مخاطب کنجکاو رو برای خرید کتاب مصمم میکنه.خب، دیدید، حرف تو حرف شد. ولی خب، کیف نوشتن به همینه دیگه. چقدر میگم خب!متاسفانه الان دو تا آدم بی ملاحظه، اومدن وسط هال دارن بلند بلند حرف میزنن و مانع آرامش فکری من شدن.اما خب من وسوسه نمی‌شم که نوشتن رو قطع کنم. اصلاً اولین قانون آزادنویسی همینه. باید تحت هر شرایطی نوشت و دست از روی کیبورد بر نداشت.خب، حالا برگردم اول متن، یه بار بخونم، یه ذره ویرایشش کنم تا شما بخونیدش.یکی از کارای من تو آزادنویسی اینه که کارایی که باید انجام بشه رو به خودم دیکته می‌کنم.مثلاً الان به خودم می‌گم، بگو اون‌هایی که مطلب رو می‌خونن، کامنت بذارن و از تجربۀ خودشون در آزادنویسی بگن:شما هم آزادنویسی می‌کنید، یا دوست دارید این کار رو شروع کنید؟یه کامنت بنویسید و خیلی آزاد و مفصل از قصه‌های خودتون و نوشتن بگید.با عشق</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Fri, 15 Mar 2019 20:10:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>1001 جمله قصاری که قبل از مرگ حتماً باید بخوانید-4</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/1001-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%82%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%8B-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-4-hcvefjppafxd</link>
                <description> جملات کوتاه قرص‌های روانگردانی هستند که جنون کافی را برای رسیدن به افکار تازه و خلاقانه ایجاد می‌کنند.من شیفتۀ جملات کوتاهم. رولان بارت زمانی گفته بود:متنی که راجع به لذت است، تنها می‌تواند کوتاه باشد.هر روز 5 جملۀ نغز و الهام‌بخش را صورت اختصاصی توی ویرگول بخوانید:16می‌گویند سفر ذهن را وسعت می‌بخشد، اما باید ذهنی هم در کلۀ شما باشد!-گ. ک. چسترسون17«خودتان را بشناسید؟» اگر من خودم را می‌شناختم، پا به فرار می‌گذاشتم!-گوته18عشق با همۀ دلنشینی، شیوۀ اظهارش دلنشین‌تر است.-لاروشفوکو19عمیقاً درک کنید: زمان حال تنها چیزی است که دارید.-اکهارت تول20شما فقط یک‌بار می‌توانید زندگی کنید؛ولی اگر این کار را درست انجام دهید، همین یک‌بار هم کافی است.-جوای لویس جملات قبلی را در لینک‌های زیر بخوانید:1001 جمله قصاری که قبل از مرگ حتماً باید بخوانید-11001 جمله قصاری که قبل از مرگ حتماً باید بخوانید-21001 جمله قصاری که قبل از مرگ حتماً باید بخوانید-3</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Sat, 15 Dec 2018 01:14:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>1001 جمله قصاری که قبل از مرگ حتماً باید بخوانید-3</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/1001-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%82%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%8B-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-3-hfqxceliuhx1</link>
                <description> جملات کوتاه قرص‌های روانگردانی هستند که جنون کافی را برای رسیدن به افکار تازه و خلاقانه ایجاد می‌کنند.من شیفتۀ جملات کوتاهم. رولان بارت زمانی گفته بود:متنی که راجع به لذت است، تنها می‌تواند کوتاه باشد.هر روز 5 جملۀ نغز و الهام‌بخش را صورت اختصاصی توی ویرگول بخوانید.11قوت من در نیافتن پاسخ برای هر چیز است.را. م. چیوران12تمامی یک انسان از تمامی انسان‌ها ساخته شده و برابر کل آن‌ها ارزش دارد، و ارزش هر یک از آن‌ها با او برابر است.-ژان پل سارتر13به خط خوش نوشتن، ستایش مفاهیم است.-احمد شاملو14انسان‌ها برای یکدیگر آفریده شده‌اند. پس یا آن‌ها را اصلاح کن یا با ایشان بساز.-مارکوس اورلیوس15چیزی را تا عمق شناختن یعنی قادر به برخورد خلاق با آن بودن.-الیوت ایسنر جملات قبلی را در لینک‌های زیر بخوانید:1001 جمله قصاری که قبل از مرگ حتماً باید بخوانید-11001 جمله قصاری که قبل از مرگ حتماً باید بخوانید-2</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Wed, 12 Dec 2018 15:02:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>1001 جمله قصاری که قبل از مرگ حتماً باید بخوانید-2</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/1001-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%82%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%8B-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-2-juhbk32a4m2l</link>
                <description> مقدمه:جملات کوتاه قرص‌های روانگردانی هستند که جنون کافی را برای رسیدن به افکار تازه و خلاقانه ایجاد می‌کنند.من شیفتۀ جملات کوتاهم. رولان بارت زمانی گفته بود:متنی که راجع به لذت است، تنها می‌تواند کوتاه باشد.هر روز 5 جملۀ تازه و دست‌اول را صورت اختصاصی توی ویرگول بخوانید.6  فهم این مساله که اغلب افکار ما به اندازۀ افکار اطرافیان ما ابلهانه است، امری‌ است دشوار.-جیمز هاروی رابینسن7برخی‌ شکست‌ها، از پیروزی ارزشمندترند.-مونتنی8وقت‌ات را با انکار هدر نده، علیه شر نیز پارس نکن؛ بلکه در ستایش نیکی آواز بخوان.-رالف والدو امرسون9آن که مهربان است آزاد است هر چند در بند باشد؛آن که ستمگر است برده است هر چند شاه باشد.-سنت آگوستین آور هیپو10نه، جمله‌ای کامل است.-آن لاموتجملات قبلی را در لینک زیر بخوانید:1001 جمله قصاری که قبل از مرگ حتماً باید بخوانید-1</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Mon, 10 Dec 2018 23:11:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>1001 جمله قصاری که قبل از مرگ حتماً باید بخوانید-1</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/1001-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%82%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%8B-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-1-jqexvhkerst4</link>
                <description>مقدمه: جملات کوتاه قرص‌های روانگردانی هستند که جنون کافی را برای رسیدن به افکار تازه و خلاقانه ایجاد می‌کنند.من شیفتۀ جملات کوتاهم. رولان بارت زمانی گفته بود: متنی که راجع به لذت است، تنها می‌تواند کوتاه باشد.از این پس، هر روز 5 جملۀ تازه و دست‌اول را صورت اختصاصی توی ویرگول منتشر می‌کنم.1.وقتی از دیگران نقل قول می‌کنیم، از خودمان نقل قول می‌کنیم.-خولیا کورتاسار2.من جستجو نمی‌کنم، بلکه می‌یابم.فیلندرز پتری3.یک مرد بدون زن، مثل ماهی بدون آب است اما یک زن بدون مرد، مثل ماهی بدون دوچرخه است.-گلوریا استاین4.طنز، جذاب‌ترین شیوه برای جدی بودن است.-پیتر یوستینف5.در هر مساله‌ای، ابتدا حقایق را آن‌گونه که هستند در نظر بگیرید و سپس به آن صورتی که مطابق میل شما هستند تحریفشان کنید!-مارک تواینتا فردا و قسمت بعدی بهترین جملات قصار دنیا...</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Sun, 09 Dec 2018 23:48:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کجا باید بی‌رحم باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-c4rxg8lfbcwf</link>
                <description>تمرکز ما به مویی بند است.بی‌رحمی شاید جزو فضیلت‌های عمومی نباشد، اما قطعاً یکی از مثبت‌ترین اقدامات ما برای حفظ تمرکز است.بی رحمی برای مراقبت از عنصر نایابِ تمرکز یعنی:تمرکز تو محدود است، تو نمی‌توانی آن را دست و دلبازانه برای همه چیز صرف کنی.باید دست به انتخاب بزنی، و انتخاب بی‌رحمی می‌خواهد.شاید این جملۀ مادر ترزا اهمیت تمرکز را بهترین شکل ممکن روشن کند (نقل به معنی):اگر مقدار اندکی غذا و ده کودک گرسنه دارید، به جای تقسیم غذای اندک بین هر ده نفر و مرگ همۀ آن‌ها، بهتر است همۀ غذا را به یکی از بچه‌ها بدهید، تا حداقل یک نفر زنده بماند.بی رحمی برای تمرکز در رفتارهای زیر خودش را نشان می‌دهد:تو موظف به جواب دادن تمام پیام‌هایی که برایت ارسال می‌شود نیستی.تو توان یادگیری عمیق چند مهارت مختلف را نداری.تو مسئول شنیدن درددل‌های همه نیستی.تو باید بی‌رحمانه همه چیز را حذف کنی، به بیشتر چیزها نه بگویی تا بتوانی:تمرکز کنی.تمرکز از زمان ارزشمندتر است. (زمان را همه دارند، تمرکز را هر کسی ندارد.)</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Tue, 20 Nov 2018 14:13:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نسل سوخته و پمادی که نمی‌مالیمش!</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D9%BE%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%B4-wb7h5qmxyyfd</link>
                <description>داشتم دنبال چیزی می‌گشتم تا به خاطر آن از کائنات! سپاسگزاری کنم که رسیدم به نسل سوخته. بله، شکر خدا که من یکی هیچوقت حس مبتذلِ نسل‌سوخته‌بودن را نداشته‌ام. اصلاً به سوختگی باور ندارم، این خرابه در گذشته چه بوده که حالا ما احساس سوختگی کنیم؟ اگر ما سوخته‌ایم، حتماً گذشتگانمان از بدو تولد جزغاله می‌شده‌اند. هر کسی خودش را جزو نسل سوخته خواند یعنی مرکز کنترل بیرونی قدرتمندی دارد، یعنی جز خودش زمین و زمان را مسئول ناکامی‌هایش می‌داند.آدمیزاد معمولاً خودش  را با هم نسل‌هایش می‌سنجد. با تن دادن به تئوری نسل سوخته آب خنکی رو تنبلی و اهمال و کم کاری خودمان می‌ریزیم. تا حس کنیم در این فنا رفتن تنها نیستیم.ظاهراً نسل سوخته الان بیشترین جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد، پس چرا فریادی از ما بلند نمی‌شود، مگر نسوخته‌ایم؟ لابد می‌خواهیم حسابی برشته و خوردنی‌تر شویم؟ یا اینکه به همین زودی خاکستر شده‌ایم؟نسلی که به دریای اینترنت وصل است نمی‌تواند ادعای سوختگی کند.منابع ارزشمند و خارق‌العادۀ مثل وب و شبکه‌های اجتماعی مفت چنگ ما شده که توی آن فقط نق بزنیم که نسل سوخته‌ایم؟نسل‌ها گذشته اینترنت نداشتند، ما داریم. بیایید اینبار منابعمان را به آتش نکشیم.</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Tue, 11 Sep 2018 17:24:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوالی که هر روز از خودم می‌پرسم</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D9%85%DB%8C%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%85-p1nihbe0zxsd</link>
                <description>من یک چک لیست نوشتاری دارم که از عبارات و سوال‌های متعددی تشکیل شده و سعی می‌کنم هر روز چند کلمه‌ای دربارۀ هر کدام بنویسم.یکی این سوال‌ها را با شما در میام می‌گذارم:اشتباه من کجاست؟این سوال را پیتر شوارتز، متخصص آینده‌پژوهی، به عنوان سوال ارزشمندی مطرح کرده که هر کسی باید هر روز از خودش بپرسد.من با فکر کردن به این پرسش احساس قدرت می‌کنم.اینکه پیش از دیگران تمام تلاشت را برای شناسایی و رفع اشتباهاتت کرده باشی، آرامش روانی غریبی را برایت ایجاد می‌کند.فکر کردن به این سوال یعنی اینکه تو با نگاهی نقادانه هر روز کل افکار و اعمالت را غربال می‌کنی.تسلط به تفکر نقادانه از مهم‌ترین موارد سبد مهارت‌های توسعۀ فردی است.شاید شما دوست داشته هم باشید هر از خودتان بپرسید:اشتباه من کجاست؟</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Mon, 10 Sep 2018 23:42:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر واقعاً می‌خواهید نویسنده شوید</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7%D9%8B-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-klljzz0zraac</link>
                <description>اگر می‌خواهی نوشتن را یاد بگیری و قدرت نویسندگی‌ات را برای همیشه تثبیت کنی؛ 3 تا 5 سال وقت بگذار و همه چیز را به نوشتن ربط بده. بعد از آن هر لحظه اراده کنی بشکن‌زنان خواهی نوشت!1. کارهای روزانه‌ات را با نوشتن انجام بده2. ترس‌هایت را با نوشتن کمرنگ کن3. تیم و شبکه‌ات را با نوشتن بساز4. تنوع‌طلبی‌ات با نوشتن ارضا کن5. خشمت را در نوشته‌هایت بروز بده6. سفرهایت را با نوشتن عجین کن7. عشقت را با نوشته‌هایت جاودانه کن8. دوستانت را با نوشته‌هایت حفظ کن9. نیایش‌هایت را با نوشتن تجربه کن10. رویاهایت را با نوشتن بسازتلاش کن که همه چیز را به نوشتن ربط بدهی، آن وقت تو یک نویسنده‌ای.</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Wed, 22 Aug 2018 04:15:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای ویرگول باید محتوای اختصاصی تولید کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-cbaawbl7l865</link>
                <description>من سایت دارم، کانال تلگرام دارم، توییتر دارم، اینستاگرام دارم، لینکدین دارم؛ خلاصه تپۀ فتح‌نشده باقی نگذاشته‌ام؛ اما برای ویرگول از محتوای هیچکدام از آن‌ها مایه نمی‌گذارم.اگر بناست حتی اندکی از زمان و توانم را صرف فعالیت در ویرگول کنم، ترجیح می‌دهم این کار با رعایت اتیکت تولید و نشر محتوا انجام شود.برای ویرگول‌نویسی موثر، یادداشتی نوشتم تا نکات مهم زیر را به خودم گوشزد کنم:1. از دادن هرگونه لینک زورکی و بیهوده به سایت‌های دیگر پرهیز کن. اینکه صرفاً به خاطر گرفتن بک لینک در ویرگول بنویسی کار چندان پسندیده‌ای نیست.2. کپی پیست ممنوع. مطلبی را که در سایتت نوشته‌ای، عیناً در ویرگول بازنشر نکن. اگر حرفی داری که فکر می‌کنی جای آن در ویرگول است، آن را به صورت اختصاصی برای ویرگول بنویس. 3. نوشته‌های دیگر ویرگولی‌ها را با دقت بخوان. بدون خواندن دیگران، نباید توقع خوانده‌شدن داشته باشی.</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Wed, 22 Aug 2018 03:19:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سینِما نه سینَما</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%90%D9%85%D8%A7-%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%8E%D9%85%D8%A7-j5srwji0j08r</link>
                <description>یکی از درگیری‌های همیشگی من با خودم، تلفظ درست واژۀ سینِماست.شاید به خاطر اینکه در کودکی،  قبل از اینکه برای اولین بار پا به سینما بگذارم، فکر می‌کردم پردۀ بزرگ سینما از 30 تلویزیون بزرگ ساخته شده است. با چنین وضعی سی نَما منطقی‌تر جلوه می‌کرد!باری، به این بهانه خواستم فهرستی از 10 فیلم محبوب خودم را برای شما بنویسم:در حال و هوای عشق | وونگ کار وایروبان سفید | میشاییل هانکهشکافتن امواج | لارس فون تریههمشهری کین | ارسن ولزخواب زمستانی | نوری بیلگه جیلانآغوش‌های گسسته | پدرو آلمادوارپرسونا | اینگمار برگماندر راه شیری | امیر کوستوریتساادیپ | پیر پائولو پازولینیشب‌های روشن | سعید عقیقیدر حال و هوای عشق</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Tue, 21 Aug 2018 04:40:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر روز یک ویدیو ضبط کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%B6%D8%A8%D8%B7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-qrizp01kq5n4</link>
                <description>من نویسندگی حرفه‌ای  را با صفحات صبحگاهی آغاز کردم. ایده‌ای که از کتاب راه هنرمند جولیا کامرون گرفتم و زندگی‌ام را برای همیشه دگرگون کرد.نوشتن صفحات صبحگاهی ساده است:به محض بیدار شدن، 3 صفحه روی کاغذ می‌نویسید. برون‌ریزی ذهنی محض. لازم نیست هیچ ایدۀ خاصی داشته باشید. فقط کافی است دستتان را از روی کاغذ برندارید و هر چیزی که در ذهنتان تداعی می‌شود بنویسید.آزادی حاصل از نوشتن صفحات صبحگاهی بود که ترس من از نوشتن را ریخت.کم شدن ترس من از نوشتن باعث شد:-بدون وسواس و کمالگرایی، سایتم را هر روز و بدون وقفه به روز کنم.-اولین کتابم را به راحتی و در عرض یک روز بنویسم.-سخنرانی‌ام در همایش متمم را به بهترین شکل ممکن طراحی کنم.و بسیاری از تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم دیگر از جمله کمرنگ شدن کمالگرایی من در تمام عرصه‌های زندگی.این همه دربارۀ نوشتن گفتم تا برسم به ضبط ویدیو!از من قبلاً مجموعه ویدیوی «همه نویسنده‌ایم» منتشر شده، حتی مجری یک برنامۀ تلویزیونی هم بوده‌ام؛ اما همۀ این‌ها باعث نشده تا من به آن میزان از بی‌تکلفی و خلاقیت لازم برای ضبط ویدیو برسم.پس تصمیم گرفتم با ساختن یک ریزعادت تازه، قدرتم در اجرای ویدیو را تقویت کنم.اینجا هم دقیقاً از همان مسیر موفق صفحات صبحگاهی الگو گرفته‌ام.یک سه پایه توی اتاقم هوا کرده‌ام و هر روز، با موبایل 3 دقیقه از خودم فیلم می‌گیرم.جلوی دوربین دقیقاً از همان تکنیک برون‌ریزی ذهنی استفاده می‌کنم. بدون هیچ طرح و نقشه‌ای هر چیزی که به ذهنم می‌رسد می‌گویم. حتی ادای سخنران‌های محبوبم را هم در می‌آورم.همین 3 دقیقه، درست مثل صفحات صبحگاهی، نقش روانکاور مرا هم دارند. پس از برون‌ریزی ذهنی محال است که احساس آرامش و خلاقیت نکنید.حالا حس می‌کنم که قدرت و اعتماد به نفسم در ضبط ویدیو روز به روز بیشتر می‌شود.اگر می‌خواهید در دنیای محتوا و دیجیتال مارکتینگ بدرخشید، ویدیو را دست کم نگیرید.</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Tue, 21 Aug 2018 03:41:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربۀ لذت‌بخش من از نوشتن یک جستار</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%DB%80-%D9%84%D8%B0%D8%AA%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-tdfwpwwsronj</link>
                <description> همۀ متن‌ها در یک نشست نوشته نمی‌شوند. گاهی مرحلۀ کاشت و داشت متنی کوتاه بیش از حد تصور است. وب، سرعت بالایی برای نشر نوشته‌ها در اختیار ما گذاشته، اما اگر می‌خواهیم گامی به پیش برداریم و متن مطلوب‌تری بنویسم. باید خویشتن‌داری بیشتری در نشر نوشته‌هایمان داشته باشیم.متنی که لینکش را زیر آورده‌ام، ده روزی روی لپ‌تاپم باز بود. طی این ده روز مدام روی آن کار نکردم.  ولی انگار ده روز زمان لازم بود که خودآگاه و ناخودآگاهم به طور همزمان روی این متن کار کند، تا با اضافه شدن یکی دو سطر قوتی که مد نظرم بگیرد.کلیک کنید:  رابطۀ استخر و نویسندگی</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Fri, 15 Dec 2017 19:14:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هزینۀ زندگی کردن</title>
                <link>https://virgool.io/@shahinkalantary/%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%DB%80-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-ybqnwtke8gts</link>
                <description> من هیچ شکی ندارم که زندگی زیباست، درست مانند قصری مجلل بر پهنۀ دریا.اما به گمانم هزینۀ زیستن در چنین قصری بیش از توان ماست.قصر پر زرق‌وبرق را ظاهراً به‌رایگان در اختیار ما گذاشته‌اند، اما قبوضی که سر ماه دریافت می‌کنیم، ده‌ها برابر درآمد ما هستند و هر طور که حساب می‌کنیم نمی‌توانیم دخل‌وخرجمان را یکی کنیم.بله زندگی زیباست، ولی تأمین هزینۀ همین زیبایی است که کمر ما را شکسته؛ و اصلاً مگر چنین تقلایی اجازه می‌دهد طعم زیبایی زندگی را عمیقاً بچشیم.تمام تلاش بشر از دیرباز این بوده تا قدری از هزینه‌های زندگی بکاهد. اینکه موفق بوده یا نه نمی‌دانم، شاید هم روزبه‌روز بر این هزینه‌ها افزوده باشد.یاد جمله‌ای قدیمی افتادم: زندگی آن مهمانی ایدئالی که تصور می‌کردیم دعوت‌شده‌ایم نیست، اما حالا که دعوت‌شده‌ایم بگذار یک دل سیر برقصیم.</description>
                <category>شاهین کلانتری</category>
                <author>شاهین کلانتری</author>
                <pubDate>Sun, 03 Dec 2017 14:42:13 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>