<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شاهین صفری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shahinsafari1376</link>
        <description>دانشجو دندانپزشکی|دانشگاه علوم پزشکی تهران</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 09:20:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/761408/avatar/aZt3dC.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شاهین صفری</title>
            <link>https://virgool.io/@shahinsafari1376</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: کمدی‌های کیهانی</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-xhyrx68hautq</link>
                <description>کتاب کمدی های کیهانیحدودا ۱۵ ساله بودم.نه اونقدر پخته که بفهمم دقیقا تو دنیا چه‌خبره و چرخش چطور میچرخه!نه اونقدر خام که نفهمم تو دنیا چه‌خبره و چرخش چطور میچرخه!کم کم میخواستم بفهمم دنیای آدم بزرگا چه‌شکلیه! و سعی میکردم کاراشون رو تقلید کنم اما خب فانتزی های خودمم داشتم. فانتزی های درخور سنم مثل پرواز کردن مثل سوپرمن‌و این چیزا. یعنی رو لبه بزرگسالی و کودکی. جایی که تمام فانتزی‌ها و دنیاهای خیالی که برای خودت ساختی کم کم رنگ میبازن و طعم دنیای واقعی و قانون‌ های اون رو تجربه و درک میکنی. تا اینکه یه اخر هفته که خونه بابابزرگ‌م بودیم دستم رو گرفت و برد اتاق زیر شیروونی! گرچه خیلی مایل به رفتن نبودم، چون بابابزرگ روهم خیلی تو جمع آدم بزرگا تحویل نمیگرفتن و میگفتن حرفای عجیبی میزنه اما بهم گفت که میخوام راز دنیا رو بهم بگه. به نظرم میومد این راز خیلی منو بزرگ میکنه و میتکنم ادم بزرگ بشم.خیلی ساله از اون ماجرا گذشته ولی میخوام قسمتی از داستانش رو که یادم مونده براتون تعریف کنم :اون موقع ها ک بچه بودم، تک تک اتم های هیدروژن را میشناختم و وقتی یک اتم نو پیدا میشد،بلافاصله متوجه میشدم. وقتی کوچک بودم تنها اسباب بازی موجود در کل دنیا اتم های هیدروژن بودند و ما تمام وقت با ان ها بازی میکردیم.تمام لحظاتی که کتاب رو میخوندم حس میکردم هرچیزی از دنیا میدونم دروغه! و پدربزرگم داره واقعیت های دنیارو برام تعریف میکنه.و واقعیت این هست که انسان حتی از قبل بوجود اومدن زمین وجود داشته. درست که شکل و شمایل الان رو نداشته اما وجود داشته و تمام اتفاقات رو از نقطه صفر کهکشان‌ها تجربه کرده و تو هر بازه زمانی یه شکل وشمایلی پیدا کرده مثل یه نرم تن، یا یه گیاه و شاید حتی دایناسور و قبل تر اینا گرد و غبار کهکشانی.و شاید اگر تاریخ کل زمین و زمان این‌شکل بود، جذابیت بیشتری برای زندگی داشت. اینکه به‌جای شنیدن یا خوندن تاریخ تکامل و رخداد‌های زمین‌ اون‌هارو تجربه کنی و تو تک‌تک لحظات با همون حس زندگی رو لمس کنی واقعا جذاب هست.کتاب داستانی فرای هر تصوری از تاریخ انسان‌ها روی زمین روایت میکنه. قوانین فیزیک و شیمی و زیست و کلا هر قانونی که از علوم داریم رو نقض میکنه و  به شکل جادویی و عجیب قانون‌ ها و داستان هایی رو روایت میکنه.یه شاهکار به تمام معنا.تجربه من از کتاب :کتاب واقعا جذابی برای خوندن هست اما چون در قالب ۹ داستان متفاوت روایت میشه و هر کدوم داستان متفاوتی دارند توصیه میکنم کتاب رو تو ۹ قسمت بخونید وگرنه بدلیل زیاد شدن جزئیات داستان ممکن هست از ادامه دادن دلسرد بشید.و کتاب رو نباید به دید علمی بهش نگاه کرد. بدونید صرفا یک کتاب تخیلی هست که باید با داستان هاش همراه بشید و حواستون به طنزهای ریز و عمیق داستان باشه.ترجمه روونی داره کتاب اما با اسم های عجیب و غریبی متوجه میشید که مال دنیای ما نیست :) پس تعجب نکنید که اسم هارو یاد نمیگیرید.لینک کتاب برای مطالعه تو طاقچه :  https://taaghche.com/book/74405 </description>
                <category>شاهین صفری</category>
                <author>شاهین صفری</author>
                <pubDate>Tue, 20 Apr 2021 13:00:06 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>