<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های shahram</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shahram</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 18:37:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/17855/avatar/qFviiB.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>shahram</title>
            <link>https://virgool.io/@shahram</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی پادکست شلوارک، پادکستی برای فریلنسرها</title>
                <link>https://virgool.io/@shahram/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B1%DA%A9-gno1mop0scna</link>
                <description>سلام!خیلی وقت بود دوست داشتم در ادامه مطالب قبلیم از تجربیاتم طی این چند ماه در رابطه با فریلنسری ارزی بگم که خب فرصت نمی‌شد یا تنبلی می‌کردم!پس تصمیم گرفتم یک پادکست تولید کنم و توی اون موضوع رو ادامه بدم.این شد که پادکست شلوارک متولد شد!البته سعی می‌کنم از اپیزودهای بعدی که مطالب تخصصی‌تر می‌شن متن هر اپیزود رو هم توی ویرگول همراه با فایل صوتی آپلود کنم.ممنون می‌شم این پادکست رو گوش کنید و اگر دوست داشتید اون رو به دوستانتون معرفی کنید.اپیزود اول پادکست شلوارک ?
اپیزود اول پادکست شلوارک ?در تلگرام بشنوید: http://bit.ly/2QxjRbvدر اسپاتیفای بشنوید: https://spoti.fi/2QrbI8eدر کست‌باکس بشنوید: http://bit.ly/37D1h7tدر پاکت‌کست بشنوید: http://bit.ly/36vbK4zآر اس اس فید: http://bit.ly/2ZTBchR</description>
                <category>shahram</category>
                <author>shahram</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jan 2020 23:55:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در رد نظریه کارمندی یا سلام فریلنسریِ ارزی!</title>
                <link>https://virgool.io/@shahram/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C-sdjqtofyqwwd</link>
                <description>در حالی بعد از 4 ماه از انتشار اولین نوشته‌ام در ویرگول تصمیم به نوشتن یک پست جدید گرفتم که ساعت 3 صبحه، لامپ اتاق کارم سوخته، نور چراغ گوشی رو روی کیبورد انداختم تا بتونم ببینم چی دارم تایپ می‌کنم.بگذریم که صفحه نمایش گوشیم هم شکسته و هنوز فرصت نکردم تعویضش کنم، البته هم قیمت بودن صفحه نمایش با قیمت زمان خرید خود گوشی و اینکه 3 روز باید توی نمایندگی برای تعمیر باشه هم در این تاخیر بی تاثیر نبوده!همزمان این Playlist توی Spotify داره از هدفون پخش می‌شه که باعث می‌شه بتونم تمرکز کنم! خودم ساختمش و احتمالا شما هم بعدش واردش می‌شید و فالوش می‌کنید!خلاصه شرایط توی دارک‌ترین حالت ممکن خودش هستش و من ساخته شدم برای کار کردن توی شرایط سخت وگرنه این همه روز، چرا دقیقا گذاشتم تو سخت‌ترین موقعیت بنویسم؟البته طبق یه تحقیقی آدم‌هایی که توی دقیقه 90 کار می‌کنن بازدهی خیلی بیشتری دارن! این وقت صبح نمی‌تونم بگردم دنبال لینک مقالش، لطفا شما هم همینجوری قبولش کنید :)هیچ ایده‌ای هم ندارم که توی این نوشته می‌خوام از چی بگم! مثل مطلب قبلی همه چیز رو می‌سپرم به  دست کائنات!بعد 4 ماه الان کجای کارم؟توی 4 ماه گذشته اتفاقات زیادی افتاد، بعد از انتشار اون مطلب که به طرز عجیبی بازدید بالایی داشت و همزمان کامنت‌ها، ایمیل‌ها و دایرکت‌های زیادی دریافت کردم که به تک تکشون در کوتاه‌ترین زمان پاسخ دادم.متاسفانه خیلی از کسایی که می‌خواستن فریلنسری ارزی (من اینجوری صداش می‌کنم) رو شروع کنن و با من در تماس بودن، فکر می‌کردن سخت‌ترین بخش کار دریافت پول از کارفرما و ساخت اکانت PayPal و ... هستش، در صورتی که این بخش راحت‌ترین قسمت ماجراست و چالش شما پیدا کردن کار هستش!در واقع این دوستان هیچ نگرانی‌ای در رابطه با پیدا کردن خود پروژه نداشتن! توی تصورشون به این صورت هستش که اونور همه به خط شدن تا این بزرگواران تصمیم بگیرن که برن باهاشون کار کنن یا خیر!من همکاریم رو با شرکتی که واقع در هنگ کنگ هستش شروع کردم که روال کار به صورت دورکاری و پرداخت به صورت ساعتی هستش. اون‌ها با من تماس گرفتن (از طریق دیدن کارهام توی پروفایل دریبل من) و مدتی گذشت تا بستر کار رو فراهم کردیم.بحث خیلی مهم اعتماد دو طرف به هم بود، قرارداد کاملی نوشتیم که در رابطه با وظایف من به عنوان طراح UI/UX و مدل محاسبه حقوقم، روش پرداخت و یک قرارداد عدم افشا اطلاعات (NDA) می‌شد.به طور کامل تمامی حق و حقوق من در این قرارداد رعایت شده، مسائل حقوقی این قرارداد هم در صورت بروز مشکل قابل پیگیری هستش (از طریق وکلای بین المللی) تصویری از یک نمونه وکیل بین المللی! محاسبه حقوقم بر اساس مقدار ساعتی هستش که من توی Toggl ثبت می‌کنم و هر ماه از طریق یک فاکتور که توی سایت ZipBooks ایجاد و برای بخش حسابداری شرکت ایمیل می‌کنم اون‌ها هم مبلغ رو به حسابی که در خارج از ایران بهش دسترسی دارم پرداخت می‌کنن و بعد از چند روز به اکانت PayPal متصل به اون حساب بانکی منتقل می‌شه.البته 10% مالیات حساب بانکی رو هم توی فاکتور محاسبه می‌کنم که اون رو هم شرکت می‌ده.شرکت هم بدون سوال از من برای تایم‌ها و مبلغ فاکتور شده پرداخت رو انجام می‌ده، من هم کاملا توی ساعت زدن‌هام صداقت دارم.در انتها در رابطه با PayPal و اکانت سایتهای UpWork و Freelancer بیشتر توضیح می‌دم.رفتار مدیری که من باهاش در ارتباط هستم توی این مدت بسیار خوب بوده، حتی توی چند روزی که من شرایط روحی مناسبی نداشتم کلی باهام صحبت کرد و تا چند روز حواسش بهم بود که همین باعث شده من تمام توانم رو براشون بزارم تا کار بهتر و سریع‌تر جلو بره.یکی از پیام‌های مدیربرای مدیریت Taskها اول با Notion شروع کردیم و حالا از Jira استفاده می‌کنیم که خب برای من که عادت به Trello داشتم در ابتدا کمی سخت بود ولی رفته رفته روال کار دستم اومد.اون ور بیشتر از Jira و Slack استفاده می‌کنن پس سعی کنید کار باهاشون رو یاد بگیرید.می‌خوام برم بالا بالاتر!از اونجایی که تقریبا با روزی 2 ساعت کار به طور متوسط درآمدی 3 برابر نسبت به زمان کارمندیم داشتم مدتی رو تنبلی کردم! اما رفته رفته به خودم اومدم و برای تمرکز بیشتر روی کارم و اینکه بتونم به اهدافم زودتر برسم از بقیه کمک خواستم، این توییت رو زدم و از بقیه در رابطه با اینکه توی شرایط مشابه چه کاری انجام می‌دن تا بتونن روی Taskهاشون و تموم کردن اون‌ها تمرکز کنن کمک گرفتم که به پاسخ‌های جالبی رسیدم.بعضی از اون‌ها رو امتحان کردن و الان رسیدم به روزی 3-4 ساعت کار که به نظرم تا 8 ساعت هم جا داره!حساب PayPal رو چکار کنیم؟اگر شما هم نیاز به حساب PayPal دارید بهتون توصیه می‌کنم فریب سایت‌هایی که براتون حساب PayPal با مبالغ گزاف باز می‌کنن رو نخورید! هیچکدوم بعد از بلاک شدن حساب نمی‌تونن اون رو برگردونن، پیشنهاد من استفاده از حساب بانکی یا PayPal واسطه‌های مطمئن یا دوست و آشنا هستش.احتمالا من هم بتونم کمکتون کنم.به فرض باز کردن حساب PayPal هرکسی توی ایران از شما دلار PayPal رو نمی‌خره چون نمی‌تونن به حساب‌های غیر بیزینسی و وریفای نشده اعتماد کنن (به دلیل قوانین سخت PayPal علیه پولشویی)البته گویا شرایطی برای باز کردن حساب سوییفت برای ایرانی‌های ساکن ترکیه هم وجود داره که هموطنان عزیز راه دور زدن این شرایط رو هم پیدا کردن! من تجربش رو ندارم در نتیجه نظری هم نمی‌تونم بدم.حساب Upwork و Freelancer رو چطور؟بعد از افزایش قیمت دلار (یا در واقع بی ارزش شدن ارزش ریال!) یک عده راه افتادن به بهانه باز کردن حساب وریفای شده سایت‌های Upwork و Freelancer فریلنسرها رو سرکیسه می‌کنن! با توجه به شرایط جدید آپ‌ورک که با شما در زمان‌های رندوم ویدیو چت می‌کنه و ازتون مدراک هویتی معتبر و البته غیر ایرانی رو می‌خواد هیچ کسی نمی‌تونه برای شما اکانت معتبری بسازه. پس پول خودتون رو دور نریزید!خب حالا از کجا مشتری پیدا کنیم؟بهترین راه اینه یک رزومه خوب و گویا بنویسید، مسعود توی این نوشته به خوبی شرایط نگارش یک رزومه خوب رو توضیح داده.رزومتون رو با صبر حوصله برای کارفرماها ارسال کنید، اگر طراح هستید می‌تونید از بخش Jobs سایت‌های Dribbble و Behance استفاده کنید، اگر هم برنامه‌نویس هستید از بخش Jobs سایت Stackoverflow می‌تونید به نتایح خوبی برسید.سایت‌های indeed و Seek رو هم در نظر داشته باشید.همزمان شاید شانس دریافت ویزای کاری و مهاجرت رو هم پیدا کردید که دیگه حکم پرتاب 3 امتیازی رو داره!طاقت بیار رفیق!در آخر نا امید نشید! عجله هم نکنید! با صبر و حوصله می‌تونید مشکلات رو از پیش رو بردارید و توی فریلنسری ارزی جلو برید.سعی می‌کنم بیشتر بنویسم و همزمان مثل نوشته قبلی به سوالاتتون در حد دانشم جواب می‌دم.</description>
                <category>shahram</category>
                <author>shahram</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jun 2019 03:43:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور اخراج شدنم، مسیر زندگی من رو تغییر داد</title>
                <link>https://virgool.io/@shahram/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D9%85-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-gc29zoj56iit</link>
                <description>توی اینترنت مطالب زیادی در رابطه با اینکه چطور یک فریلنسر خوب باشیم و یا اینکه چطور به عنوان یک فریلنسر درآمد بالایی داشته باشیم وجود داره.حتی توی همین کشور خودمون هر از چند گاهی همایش‌ها و دورهمی‌های مختلفی برای فریلنسرها برگزار می‌شه تا اون‌ها بتونن مسیر بهتری رو برای خودشون ترسیم کنن.اما هدف من از نوشتن این مطلب این نیست که این موارد رو دوباره به شما یادآوردی کنم و یا اینکه نقش یک منجی رو توی وضعیت اقتصادی حال حاضر ایفا کنم! هدف من تنها و تنها نوشتن تجربه خودم از اتفاقاتی که طی چند ماه اخیر برام پیش اومد و باعث شد جدی‌تر از گذشته پا به دنیای فریلنسری بزارم هستش.من کی‌ام؟یکم از خودم بگم و سریع برم سر اصل مطلب.شهرام شهبازی هستم، طراح رابط کاربری و تجربه کاربری و یجورایی به هر کاری که مربوط به طراحی گرافیک هستش نه نمی‌گم! از سال 83-84 به صورت نیمه حرفه‌ای وارد دنیای کار به عنوان طراح گرافیک شدم، از همون ابتدا سعی کردم در حالی که کار خودم رو ارتقا می‌دم کسب درآمد هم داشته باشم. به هر حال کسی من رو نمی‌شناخت و یا شاید به خاطر نمونه کارهای کمی که داشتم ریسک پیشنهاد دادن یک کار ثابت به من رو نمی‌کرد.هم زمان سعی می‌کردم با اینترنت دایال آپ اون زمان آموزش‌های مربوط به کارم رو دنبال کنم تا بتونم از لحاظ تکنیکی خودم رو به روز نگه دارم.گذشت تا اینکه اولین پیشنهاد کار ثابت به من شد و من به عنوان یک نوجوون 16-17 ساله توی یک شرکت مرتبط با چاپ (کارت ویزیت، ست اداری، بنر و ...) با حقوق ماهی 300 هزارتومن و البته بدون بیمه و مزایا مشغول به کار شدم.شوق زیادی برای کار کردن داشتم ( و البته هنوز هم دارم! ) ولی آینده کاریه خودم رو هیچوقت موازی با سر و کله زدن با چاپخونه و ضرر دادن بابت از جا افتادن یک نقطه یا غلط املایی توی متن یک بروشور و اعصاب خورد کنی‌هاش نمی‌دیدم. بعد از گذشت یکی دو سال به پیشنهاد دوستم مهدی ولیخانی وارد یک شرکت مرتبط با طراحی وب و هاستینگ شدم. البته تا قبل از اون هم به صورت فریلنسر تعدادی قالب گرافیکی وب سایت ( الان اسم قشنگ‌ترش شده UI Design ) طراحی کرده بودم.از اونجا به بعد مسیر کاری من وارد شاخه جدیدی شد که اون روزها خیلی نو بود و هر کسی اون رو نمی‌شناخت.هر سال می‌گذشت و من به خاطر کارای احتمالا خوبم پیشنهادهای کاری جدیدتری به عنوان شغل ثابت می‌گرفتم و همزمان که خودم رو به صورت تکنیکی جلو می‌کشیدم، از لحاظ کلاس کاری و درآمدی هم بالاتر میومدم.همه چیز عوض شد! کار به جایی رسید که طی یکی دو سال گذشته احساس کردم دارم درجا می‌زنم و دیگه آدمی نیستم که همیشه دنبال پیشرفت و یادگرفتن چیزای جدید بود، شده بودم آدمی که درگیر روزمرگی‌های زندگی و محل کار شده بود.شده بودم آدمی که منتظر این بود سر ماه حقوقش رو بی دردسر بگیره و اوج چالش‌های حرفه‌ایم این شده بود که بتونم توی محیط کار نیروهای ارشدترم رو راضی نگه دارم از خروجی‌ای که دارم تحویل می‌دم و از سمت دیگه کاری که می‌زدم همخوانی با توانایی‌هایی که از خودم سراغ داشتم نداشت!از طرفی کم کم داشتم روح و روانم رو توی ترافیک تهران و رفت‌وآمد و رانندگی توی مسیر طولانیه خونه تا شرکت می‌باختم!این احساس من توی محیط کار هم کم کم خودش رو نشون داد و آذرماه سال 97 طی توافقی که با محل کارم کردیم مسیر کاریمون از هم جدا شد و قطع همکاری کردیم. ( شما بخونید در بهترین و متمدنانه‌ترین شکل ممکن اخراج شدم )همون روز گاز ماشین رو گرفتم و اومدم خونه و بدون اینکه روحیم رو از دست بدم نشستم پشت میز کارم و شروع کردم به چرخ زدن توی وب تا اینکه بفهمم چطور توی این اوضاع اقتصادی و در شرایطی که شغلم رو از دست دادم می‌تونم زنده بمونم!وب فارسی که هیچی نداشت! یک سری کلیشه‌ها که اکثرا هم از مطالب دست چندم خارجی که تقریبا دیگه جواب نمی‌داد ترجمه شده بود. پس طبق معمول شروع کردم به جستجو توی مطالب خارجی، تقریبا تمام Medium رو زیر و رو کردم! ویدیوهای Youtube رو دیدم، وبلاگ طراح‌های مشهور که به صورت فریلنسر کار می‌کردن رو خوندم و ... اما بیشتر این مطالب حکم روحیه دادن رو داشتن، مثلا طرف اومده بود از درآمد 15.000 دلاریش طی اولین ماه فریلنسریش تعریف کرده بود! جدا از اینکه چقدر راست بودن و چقدر دروغ ( تا زمانی که خودم بهش نرسم در حد امید دادن می‌مونه ) هیچکدوم به من که داخل ایران توی تحریم داخلی و خارجی به سر می‌بردم کمکی نمی‌کرد!من قبلا هم چندتا پروژه با مشتری‌های خارجی انجام داده بودم ولی الان دیگه قضیه جدی‌تر شده بود. دیگه نمی‌شد سر و تهه دریافت هزینه رو با گیفت کارت آمازون و بیت‌کوین بست!چالش مهمتر این بود که اصلا از کجا می‌تونم پروژه بگیرم! من اکانت وریفای شده سایت Freelancer رو  از قدیم داشتم، اما هر جور که بالا و پایین کردم دیدم اعصاب جنگیدن با هندی، پاکستانی و بنگلادشی‌ها رو برای گرفتن یک پروژه اون هم با ارزش خیلی پایین‌تر از چیزی که باید باشه رو ندارم. ( تقریبا اتفاقی که داره توی سایت پونیشا می‌افته )سعی کردم شانسم رو جاهای دیگه امتحان کنم. ولی خب قرار نیست همه چیز راحت پیش بره! من ایرانی هستم و تقریبا همه این سایت‌ها کشور من و البته بهتر بگم شخص من رو تحریم کردن و حتی مشتری‌های مستقیم ریسک کار کردن و مبادله مالی با من ایرانی رو قبول نمی‌کنن!یعنی اگر بخوام راحت‌تر بگم من قبل از اینکه بخوام با بقیه طراح‌های فریلنسر دنیا سر گرفتن پروژه رقابت کنم باید مشکل هویتیم رو حل می‌کردم! من ایرانیم ولی چطوری بگم که نیستم؟! تازه بعد از حل کردن این مشکل احتمالا می‌تونستم توی خط شروع و همسطح بقیه قرار بگیرم!ابتدایی‌ترین کاری که می‌تونستم بکنم این بود که توی سایت‌هایی مثل Dribbble یا Behance که عضو بودم و نمونه کارام رو می‌زاشتم کشور دیگه‌ای رو به عنوان محل سکونتم انتخاب کنم. به هر حال اینجا جایی بود که اولین ارتباط کارفرما با من شکل می‌گرفت پس نباید بدونه من ایرانی هستم! البته داستان Behance فرق می‌‌کنه، چند سال پیش ایرانی‌ها رو بن کرد و من برای پس گرفتن اکانتم مجبور شدم بگم امارات زندگی می‌کنم!چه کشوری رو باید انتخاب می‌کردم؟ هر کشوری که ما باهاش همسایه بودیم می‌تونست انتخاب خوبی باشه! پس من امارات رو انتخاب کردم، هم نوشتار ما نزدیک به حروف عربی هست و هم این کشور فاصله زیادی نداره، در صورت مشکل می‌شد یک سفر رفت و اومد. ( چه مشکلی رو هنوز خودم هم نمی‌دونم! )مرحله بعدی ساختن یک رزومه قوی بود، رزومه‌‌ای که کمتر از خودم بگم و بیشتر در مورد اینکه چه کاری کردم صحبت کنم، این رزومه باید داخل خودش Case Study کاملی از پروژه‌هام رو شامل می‌شد که این بار هم رفیق قدیمی مهدی ولیخانی به واسطه حضور چند ساله و کار در خارج از ایران من رو راهنمایی کرد و نتیجه رزومه آبرومندانه‌ای شد که امکان آپدیت کردنش هم همیشه به راحتی وجود داره.در رابطه با ساخت رزومه بعدا صحبت خواهم کرد.مشکل بعدی که باید حل می‌شد داشتن یک حساب ارزی بود، اون رو هم با کمک دوستانی که حساب PayPal داشتن حل کردم، البته خودم حساب PayPal رو جلوتر ایجاد کردم ولی ریسک استفاده ازش رو هنوز نمی‌تونم قبول کنم و ترجیح می‌دم با همین دوستان خارج نشینم برم جلو تا ببینم چی پیش خواهد اومد.خب تقریبا می‌شه گفت حالا باید دوباره می‌رفتم سر خط! دوباره رسیدم به چالش پیدا کردن پروژه، بعد از کلی بالا و پایین اولین مشتریم رو که کار ساده‌ای می‌خواست رو توی UpWork پیدا کردم. کار رو انجام دادم و مشتری هم که توی امریکا زندگی می‌کرد مبلغ رو برام واریز کرد! باورش سخت بود که چطور یک اعتماد دو نفره بین ما که هرکدوم یک سمت دنیا بودیم شکل گرفت! می‌تونست پول رو نده و هزار و یک داستان دیگه ولی هیچ اتفاق بدی پیش نیومد.جلوتر که رفتم فهمیدم خیلی از اخلاق و رفتار کارفرماهای خارجی متفاوت‌تر از چیزی هستش که ما اینجا تجربه کردیم. مثلا کوچکترین کار شما رو با ارزش می‌دونن، حتی اگر یک پیکسل رو جا به جا کنید ازتون تشکر می‌کنن و هزینش رو پرداخت می‌کنن و برای وقت و انرژی شما ارزش قائل هستن. البته شاید بعدا نظرم تغییر کنه ولی تجربه این چند ماه به من این رو ثابت کرده.از طرفی از همون اول یا می‌دونن از شما چی می‌خوان و خواستشون رو با داکیومنت‌های کامل برای شما توضیح می‌دن و یا اگر نمی‌دونن می‌کشن کنار و می‌زارن شما کارتون رو انجام بدید و توی مسیر با شما همراه می‌شن.داستان و مشکلات گرفتن پروژه هنوز پا برجا بود، در نتیجه به صورت رگباری شروع کردم روزمه خودم رو برای مشاغل Remote و Freelancer بخش Jobs سایت‌هایی مثل Dribbble و Behance ارسال کردم.نباید از سایت‌های Indeed و Seek هم غافل می‌شدم، پس اونجا رو هم رزومه بارون کردم! البته Linkedin هم هست ولی خب در کل اونجا وقتتون رو هدر ندید!نتیجه این شد که کم کم سر و کله ایمیل‌های کارفرماها شروع شد و از اینجا به بعد من بودم و کارفرما! دیگه خبری از رقبای آسیای شرقی نبود!مشکل بزرگتر اینجا زبان انگلیسی بود! اکثر کارفرماها وقت ایمیل بازی با شما رو ندارن و ترجیح می‌دن برن سراغ Skype و در نهایت داکیومنت‌ها رو از طریق ایمیل جلو ببرن. من هم همیشه عادت به تایپ کردن انگلیسی دارم چون به من فرصت فکر کردن رو برای انتخاب کلمات مناسب می‌ده و یهو توی شوک مکالمه قرار گرفتم! من خودم روی این قضیه مشکل دارم پس در نتیجه نمی‌تونم بگم راه حلش چیه، فقط این رو می‌دونم برای زبان انگلیسی هنوز قرصی اختراع نشده پس سعی کنید زودتر زبانتون و صد البته مکالمه انگلیسی رو یاد بگیرید و اگر بلد هستید بیشتر روش کار کنید.خب حالا کار رو گرفتم، چطوری باید پیش ببرمش؟اگر کار فریلنسری رو با کار ثابتتون دارید مقایسه می‌کنید باید بگم سخت در اشتباه هستید! من توی کار ثایت عادت داشتم صبح سر ساعت 8 و 9 به محل کارم برم و ساعت 5 و 6 هم راه بیوفتم سمت خونه (توی ایده‌آل ترین حالتش البته!) اما توی فریلنسری از این خبرا نیست!از طرفی توی انتخاب ساعت کاریتون آزادی دارید ولی از طرف دیگه به خودتون میاید و می‌بینید کل روز رو دارید کار می‌کنید و حتی شب هم بیدار موندید (به دلیل تفاوت ساعتی با کارفرماها) پس سعی کنید بالانس ایجاد کنید که هم بتونید به زندگی شخصیتون برسید و هم به کارتون. به هر حال کار می‌کنیم برای زندگی کردن!من یکی از اتاق‌های خونه رو تبدیل به اتاق کارم کردم، به واسطه کارم که UI/UX هستش به هر دو OS ویندوز و مک دسترسی دارم، اما اگر نمی‌تونید با این قیمت‌ها هزینه مک رو بدید نصب مک به صورت vmware هم احتمالا بتونه کار شما رو راه بندازه، چون اکثر مشتری‌ها توی کار من از من خروجی Sketch رو می‌خوان ولی اگر XD و Figma هم کار می‌کنید مشکلی نیست.سعی کنید از شبکه‌های اجتماعی فاصله بگیرید، من خودم دارم تلاش می‌کنم که بعد از جستجو در مورد فلان مشکل توی کارم یهو به خودم نیام و ببینم 2 ساعته دارم توی Youtube ویدیو در رابطه با تاثیر صله رحم مورچه‌ها بر اقتصاد بلوک شرق ویدیو می‌بینم!نرم‌افزار Rescue Time می‌تونه به شما روی مدیریت زمانتون کمک کنه و به شما آمار خوبی از اینکه وقت با ارزشتون رو چطوری صرف کردید ارائه می‌ده که در طولانی مدت می‌تونید توی زمان هم بالانس ایجاد کنید.برخی از مشتری‌ها دوست دارن با ایمیل بهشون روند کار رو اطلاع بدید، برخی با جیرا و ترلو. خودتون هم می‌تونید اگر دوست داشتید روی یکی از این سرویس‌ها پروژه‌هاتون رو مدیریت کنید. من خودم روش کاغذ و خودکار رو بیشتر دوست دارم!اگر یاد نگیری باختی!خودتون این رو بهتر می‌دونید که توی دنیای امروز اگر هر روز چیز جدیدی یاد نگیرید بازی رو باختید! فریلنسری به شما فرصت یادگیری بیشتری می‌ده، زمان بیشتری دارید برای یادگیریه چیزای مرتبط با شغلتون و اینکه خود پروژه‌ها هم با چالش‌های جدیدی که پیش پاتون می‌زاره باعث می‌شه برید به سمت یادگرفتن ابزارها و تکنیک‌های جدید.حرف آخربا توجه به تاثیر این چند ماه فریلنسری بر روی درآمد و پیشرفت کاری من به این نتیجه رسیدم ای کاش زودتر از اینا اخراج می‌شدم!به مرور زمان تجربه‌های جدیدتر خودم رو در رابطه با فریلنسری ارزی با شما به اشتراک می‌زارم، اگر این مطلب رو دوست داشتید لطفا اون رو با دوستانتون هم به اشتراک بزارید.</description>
                <category>shahram</category>
                <author>shahram</author>
                <pubDate>Sat, 02 Mar 2019 14:34:08 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>